.سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ صفحه 39 عناصر تبلیغ، تبلیغ به هر معنا و مفهومی که در نظر گرفته شود با تعریف عناصر و ارکانی معنا مییابد که بیگمان شناسایی آنها در فهم صحیح تبلیغ و انجام آن ضروری به شمار میاید شناخت عناصر تبلیغ به آسانی راههای مناسب تبلیغ را فراروی مبلغ مینهد و او را در کارآیی بهتر موفق میسازد.@ هر چند آنچه در اینجا میاید اشاره و گذری بر مباحث است اما همین اندک نیز کارآیی ویژهای دارد بخصوص آنکه این شناسایی نشان میدهد که در تبلیغ صرفاً مبلغ نیست که عهدهدار همه چیز هست بلکه عناصر دیگری نیز در آن دخیل هستند.@ آن چیزی که باید به آن فکر بکنیم در عناصر تبلیغ که وقتی این را خوب توانستیم عناصر تبلیغ را ما شناسایی بکنیم برای تبلیغ موفق میتوانیم نقشه داشته باشیم و بدانیم که کاری را که میخواهیم شروع بکنیم چقدر موفق میشود آیا اصلاً موفق هست یا نه.@ عناصر جور هستند یا جور نیستند که عبارت است از عنصر مبلغ با یک سلسله از شرائط که حالا من آیا خودم حاضر هستم و آن شرائط را دارم یا ندارم 2 ـ مخاطبم در چه شرائطی هست و پیامی که باید برساند آیا پیامم مناسب رساندن هست یا نه، تأثیرگذار هست یا نه، تناسبی با مخاطب دارد یا نه.@ اینها نکات بسیار مهمی هست که در این بحث انشاء الله خدمتتان عرض خواهیم کرد. 1 ـ مبلغ، اولین عنصر و مهمترین آن در تبلیغ مبلغ است که بدون آن تبلیغ معنا نمیابد مبلغ در اصطلاح و فهم عرفی کسی است که عهدهدار ارائه پیامی دینی در فرصتهای مناسب برای تأثیرگذاری بر مخاطبان است.@ خوب دقت کنید ما الان میخواهیم چکار کنیم تعریف مبلغ چه شد، کسی که عهدهدار ارائه پیامی در فرصتهای مناسب برای تأثیرگذاری بر مخاطبان است در این نگاه به هر فردی که پیامی را به دوش میکشد مبلغ اطلاق نمیشود مبلغ در گذر زمان به عنوان هویت صنفی گروهی درآمده که وظیفهای دینی و رسالتی شرعی به عهده داشته و در طی رساندن آن به مردم برمیایند.@ غرض ما در اینجا بیان همین نکته است که چنین فردی که عنصر اول و اساسی تبلیغ به شمار میاید لزوماً دارای ویژگیها و خصلتهایی است که بدون آنها نمیتواند به عنوان مبلغ ایفای نقش کند و به عنوان پیامبر گردد.@ در نگاه کلی میتوان ویژگیهای مبلغ را در شرائط پیامبران آسمانی جستجو کرد و گفت پیامبر واقعی بایستی همچون رسولان الهی به ویژگیهایی مزین باشد تا به درستی در کارها توفیق یابد در نگاه خواستن این ویژگیها را میتوان در چند مورد خلاصه کرد به جای اینکه این پیامبر واقعی باشد باید مبلغ واقعی باشد.@ بایستی همچون رسولان الهی به ویژگیهایی مزین باشد آن پیامبر واقعی را بکنیم مبلغ واقعی، نخستین ویژگی آن است که مبلغ بیش از هر چیز بایستی آگاه به دین و عالم در ابعاد گوناگون آن باشد و به تعبیر شهید مطهری اولین شرط برای مبلغ شناسایی خود مکتب است شناسایی ماهیت پیام است.@ آخر مگر کسی میتواند پیامی را به مردم برساند بدون آنکه خودش آن پیام را شناخته و درک کرده باشد. بعضی از عزیزان میگفتند شما در فرم تبلیغ نوشتید تحصیلات حوزوی و دانشگاهی چرا تحصیلات حوزوی مقدم بر تحصیلات دانشگاهی هست؟@ اینجا ما قصد ارزیابی نداریم اما اگر قرار باشد تبلیغ باشد کسی مبلغ باشد قطعاً تحصیلات حوزوی در اولویت است چون کار کسی که تحصیلات حوزوی کرده شناخت بیشتری نسبت به دین و معارف الهی دارد و با ابزار تبلیغ که ادبیات عرب هست زبان دین زبان قرآن زبان روایات ادعیه هست بیشتر آشنایی دارد.@ نه اینکه بخواهیم قضاوتی بکنیم یا تفصیلی همینگونه قائل شده باشیم مبلغ برای تبلیغ دین از هر قشر دیگری سزاوارتر هست آمادگی حوزوی مبلغ حوزوی از هر قشر دیگری آمادگی بیشتری دارد ممکن است یک دانشگاهی هم بتواند مبلغ باشد مبلغ خوبی هم باشد و تردیدی هم در این نیست.@ اما این یک قاعده نیست استثنائاً ممکن است در بین مبلغین دانشگاهی هم کسانی پیدا بشوند که بتوانند تبلیغ دینی بکنند بخصوص کسانی که رشتهشان رشته الهیات یا معارف اسلامی نیست باید خودش جداگانه زحمت کشیده باشد تلاشهایی کرده باشد.@ معارف را کار کرده باشد ادبیات را کار کرده باشد با الهیات سروکار داشته باشد تا بتواند یک مبلغ قدرتمند به معنای حقیقی کلمه بشود بنابراین مشخص است اگر بخواهیم تخصصی نگاه بکنیم تحصیلات حوزوی در اولویت هست نسبت به تحصیلات دانشگاهی.@ اما کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند در رشتههای خودشان تخصص دارند که شاید مبلغین نداشته باشند و در آن درجات در آن رشته به درجات عالی نائل شده باشند آن دیگر ربطی به موضوع تبلیغ ندارد آن یک اصل دیگری است.@ همین که شما به عنصر مبلغ توجه بکنید و مبلغ را به همین تعریفی که الان کردیم به آن نگاه بکنید متوجه میشوید و اولین شرطش که خودش اسلامشناس باشد دین را بشناسد با دین و مکتب آشنا باشد تا این را میگوییم مشخص هست که یک حوزوی خیلی نزدیکتر هست به این مورد تا یک دانشگاهی.@ کسی که عهدهدار ابلاغ پیامی میگردد لازم است خود نسبت به آن شناخت کافی داشته باشد و از آنجا که دادههای دینی به یکدیگر پیوند خورده و این مجموعه منسجم با خواستههای دیگر انسانی و اغراض متعالی در تعاملند میتوان چنین نتیجه گرفت که یک مبلغ تنها به دانستن بخشی از دین نمیتواند بسنده کند.@ چون دین به هم مربوط هست حالا اتفاقاً ویژگی دوره ما همین هست که ما میخواهیم همین آگاهی را و تخصص همهجانبه را به مبلغ خودمان انشاء الله منتقل بکنیم ما از جلسه آینده انشاء الله کارگاهمان شروع خواهد شد دیگر بحث اینگونه کمتر داریم که حالا من بنشینم برای شما مطلبی را بخوانم یا یک صحبتی را بکنم.@ از جلسه آینده دیگر بحث کارگاهی شروع خواهد شد شما باید کاملاً مشارکت بکنید گفتگو خواهیم داشت نقد و اعتراض خواهیم داشت جرح و تعدیل خواهیم داشت حذف و اضافه خواهیم داشت دیگر باید خیلی فعال باشید.@ انشاء الله از جلسه آینده که ما قرار است کارگاهمان را شروع کنیم و میانبرترین راه، قویترین، بهترین محکمترین راه را در تبلیغ انشاء الله با هم تمرین بکنیم که چگونه میشود در زمان کوتاهی ما بتوانیم انشاء الله این آگاهی همهجانبه را نسبت به معارف دینی پیدا بکنیم و همه معارف را منسجم.@ در یک پیکر نگاه بکنیم که انشاء الله با این روشی که انشاء الله خواهیم گفت میشود در زمان کوتاهی به این مسأله رسید که ما بتوانیم همه اجزاء دین را با هم نگاه بکنیم و به صورت یک پیکر تفسیرش بکنیم نگاهش بکنیم معنادار باشد هر عضوی در جای خودش، که حالا در این رابطه بیشتر انشاء الله توضیح خواهم داد.@ آگاهی از زوایای مختلف پیام و شناخت صحیح آن به آسانی و با اندک مطالعه و تحصیل به دست نمیاید به همین جهت آن کسی که به عنوان مبلغ وارد عرصه فعالیت میشود بیش از دیگران بار مسئولیت را بر دوش دارد و بر خلاف تصور عامه مردم و حتی خواص تبلیغ هرگز از بازماندگان از تحصیل و تدریس و فرومایگان برنمیاید.@ یعنی کار آدمهای تنبل و بیسواد نیست تبلیغ چون با انسان حقیقت انسان و دین و عالیترین مخلوقات الهی و همچنین عالیترین وجود یعنی الله سروکار دارد یک مبلغ باید بسیار تخصصی بتواند عمل بکند و آدم قدرتمندی باشد.@ برای همین هم آنطور که مشهور هست کسانی که در حوزه سواد زیادی نداشتند نرفتند یک فیسلوف بشوند یا یک مفسر بشوند یا یک فقیه بشوند اینها میروند کار تبلیغی انجام میدهند اگر هم اینطوری هست که میروند کار تبلیغی انجام میدهند تبلیغاتشان قوی از کار در نمیاید.@ یک کسی که با همه ابعاد دین آشنایی ندارد وقتی هم به تبلیغ میشود بسیاری از سؤالها را نمیتواند پاسخ بدهد مردم سؤال دارند جوانها سؤال دارند دانشجویان سؤال دارند محققین سؤال دارند یک کسی هم که ضعیف باشد نمیتواند به سؤالات جواب بدهد ضعیف میشود وقتی که یک شخصیتی که دین را خوب شناخته ابعاد دین را خوب شناخته زحمت کشیده او به تبلیغ میرود.@ او هست که راحت میتواند روی صندلی بنشیند و به بقیه بگوید هر سؤالی دارید بکنید و میتواند در کمترین زمان بیشترین اطلاعات قویترین اطلاعات و عمیقترین آنها و مؤثرترین آنها را به مخاطب منتقل بکند. بلکه این نخبگان حوزههای آموزش دین هستند که میتوانند به آن روی آورده و در انجام آن بکوشند.@ چون تنها فرد آگاه به دین و کارشناس آن شایستگی تبلیغ دارد گزینش مصعب بن عمیر از طرف پیامبر(ص) برای تبلیغ قرآن در یثرب پیش از هجرت به همین دلیل صورت گرفته است به گفته مورخان مصعب فردی قرآندان و آشنای به دین بوده است.@ بالأخره وقتی کسی را که میخواهند بفرستند جایی برای تبلیغ باید تخصص داشته باشد آگاهی داشته باشد بتواند پاسخگوی نیاز مخاطبین باشد. دوم آنکه مبلغ علاوه بر آگاهی از دین میبایست به دیگر دانشها و اطلاعاتی که در ارسال پیام نقش دارد نیز احاطه داشته باشد چون دین تافته جدا بافته از دیگر زوایای زندگی آدمی نیست.@ یک مبلغ باید جنبههای دیگر را هم بشناسد خرافی نباشد ما خیلی وقتها دیدیم مبلغینی که رفتند فقط سرشان را انداختند در حوزه درس خواندند و اطلاعات جانبی ندارند یا حوزه آنها این نیاز را برای طلبه خودشان مبلغ خودشان تأمین نکرده.@ اطلاعات جانبی مثل اطلاعات سیاسی اطلاعات تاریخی اطلاعات اجتماعی اطلاعات روانشناسی اطلاعات پزشکی اینها را مثلاً فراهم نکرده برای مبلغ، مبلغ رفته آنجا حرفهای پر از خرافه زده حرفهای بیاساس زده چون این اطلاعات را نداشته مبلغ یا مجتهد حتی یا مرجع تقلید حتی اگر چندتا اطلاعات دقیق را نداشته باشد.@ اجتهاد اصطلاحی حوزویاش به درد نمیخورد یک طلبهای خیلی باهوش باشد در حوزه در بخواند فقه را بخواند اصول را بخواند با علوم قبل از آن مثل صرف و نحو و ادبیات را بخواند حالا منطق و فلسفه را هم خیلی وقتها شاید احتیاج نداشته باشند.@ کمتر احتیاج داشته باشند خیلی آدم باهوشی باشد زود مجتهد بشود به اجتهاد برسد یعنی استنباط پیدا بکند بگویند شما میتوانی به وسیله این علومی که یاد گرفتی فقه، اصول فقه احکام را از منابع اصلی استخراج بکنید اما این اجتهاد کافی نیست امام امت(س) برای یک مجتهد یازدهتا شرط گذاشته غیر از اجتهاد که اگر آنها را نداشته باشد.@ امام میفرماید مجتهد نیست چه برسد مرجع تقلید بخواهد باشد چه بخواهد بالاتر از مرجع رهبری را داشته باشد کسی که ما میخواهیم الان بگوییم چه کسی مرجع تقلید باشد خیلی وقتها از مبلغین سؤال میکنند ما از چه کسی تقلید بکنیم.@ من خیلی وقتها دیدم با تعصب و همین سنتگرایی خیلی خطرناک یک کسانی را پیشنهاد میکنند به عنوان مرجع که آن یازده شرط را که امام امت(س) فرمودند که مجتهد باید داشته باشد کامل ندارند که حالا من الان نمیخواهم در صدد بیان آن نیستم اینها را از فرمایش امام خودتان استخراج بکنید.@ شاید هم در همین کلاس چون شما مبلغ هستید بعداً باید انشاء الله شما پاسخ به سؤال بدهید متنش را خدمتتان بدهم اصلاً بخوانید یکبار سر کلاس زیارت عاشورا اینها را توضیح دادیم که آن یازده شرط چی هست.@ اما اجمالاً حالا به تناسب بحثمان یک مرجع یک مجتهد یک مبلغ باید روانشناسی خوب بلد باشد جامعهشناسی خوب بداند مسائل سیاسی اجتماعی را خوب بداند و حتی از مسائل اقتصادی پزشکی مسائل اینگونه هم خبر داشته باشد.@ حالا من کاری با مبلغ ندارم الان مبلغ در صدد افتاء نیست نمیخواهد فتوا بدهد که بگوییم حالا اقتصاد هم باید بداند چیزهای دیگر بداند در آن حد، اما بالأخره باید از این مسائل سر در بیاورد مبلغ باید این چیزها را بداند از جامعهشناسی خبر داشته باشد روانشناسی خبر داشته باشد مسائل سیاسی را بداند.@ نسبت به مسائل سیاسی آگاهی داشته باشد اطلاعات اینطوری و بیرونی داشته باشد هر چقدر هم کاملتر موفقتر هست قطعاً اگر یک مبلغ اطلاعات هنری داشته باشد خیلی موفقتر هست اطلاعات پزشکی داشته باشد خیلی موفقتر هست مطالعات جنبی راجع به موضوعات دیگر داشته باشد.@ بسیار میتواند از اینها در تبلیغ استفاده بکند البته الان هم الحمد لله به برکت انقلاب اسلامی و پیشرفت علوم اطلاعات طبقهبندی شده خوبی وجود دارد دستهبندی شده که مبلغ میتواند به راحتی به اینها دست پیدا بکند و اینها را مطالعه بکند.@ پس اولین عنصر مبلغ هست و اولین شرطش این هست که مبلغ باید تخصص داشته باشد(ما مِن حَرِکَۀٍ إلا وَ أنتَ مُحتاجٌ فیها إلی مَعرِفَۀٍ) اولین اصل از علی(ع) هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به معرفت داری آگاهی باید داشته باشد انسان همینطوری نمیتواند بگوید من میخواهم تبلیغ بکنم.@ خیلی وقتها افرادی هستند از روی شهوت خودخواهی خودپرستی خودشیفتگی بیظرفیتی و بیتقوایی ادعا میکنند که مبلغ هستند بعد در حیطههایی وارد میشوند که اصلاً هیچ نوع آگاهی و تخصصی ندارند در آن حیطهها و صدمهشان به قول علی(ع) بیشتر از منافعشان است آسیبی که میزنند.@ (کانَ ما یُفسِدُهُ أکثَرَ مِمّا یُصلِح) آن مقداری که خراب میکنند بیشتر از آن مقداری هست که اصلاح میکنند حتی من یادم هست یک آدمی که هیچ سوادی نداشت آمده بود به من میگفت شما یک سلسله اطلاعات به من بدهید من میخواهم بروم در یکی از این مراکز فرهنگی تدریس بکنم شما یکسری اطلاعات به من بدهید من بروم درس بدهم.@ خودش هیچی نمیدانست میخواست یک چیزی طوطیوار حفظ بکند بروی یکجایی بیان بکند الان خیلیها اینطوری شده در بسیاری از مراکز ما میبینیم که افرادی هستند که هیچ آگاهی ندارند یک سلسله چیزها را طوطیوار حفظ میکنند میروند آنها را برای بقیه مردم میگویند قدرت تحلیل ندارند.@ اگر چهارتا سؤال هم از آنها بکنی مجبورند به مردم دروغ بگویند یا جوابهای غلط بدهند متناقض حرف بزنند این بسیار خطرناک است حالا ما اگر خواستیم کار بکنیم کار تبلیغی انجام بدهیم باید حواسمان باشد حیطهای که میتوانیم در آن قدم برداریم حیطهای که میتوانیم آموزش بدهیم چقدر هست در چه موضوعاتی.@ حتی اگر در یک موضوع هم توانایی داریم باید حیطهبندی بکنیم که من چه مقدار بروم جلو در این حیطه، من یادم هست یک موقع دانشگاه چون عهد کرده بودم چیزی را که عمل نمیکنم یکی از چیزهایی که خیلی باید یک مبلغ به آن توجه بکند که حالا انشاء الله به آن میرسیم.@ اینکه انسان چیزی را که عمل نمیکند نگوید به زبان نیاورد چون این کار خیلی خیلی خطرناک است هم بیرونی و هم درونی، و یک موقعی من یادم هست کلاس اخلاق گذاشته بودند دانشگاه برای ما 37 تا درس گذاشته بودند گفتند شما باید اینها را به خلبانها آموزش بدهید.@ اساتید زبان و خلبانها اینها را آموزش بدهید من نگاه کردم دیدم از این کتابی که به من گفتند از این 37 تا بیشتر از 16 تا را من نمیتوانم بگویم فقط همین 16 تا را واقعاً میتوانم از ته دل بگویم گفتم 37 تا من 16 تا از آنها را میتوانم بگویم بقیهاش را اگر نمیخواهید من نمیایم اصلاً درس بدهم.@ همینها را اگر بخواهید میایم درس میدهم و الا بقیه را اگر از من توقعی برای درس نداشته باشید چون وقتی دارم میگویم خودم حالم خراب میشود بخواهم چیزی را که اصلاً در حیطه عملی خودم نیست باورش نکردم هنوز انجامش نمیتوانم بدهم اصلاً مفهومش را نمیفهمم چی هست درکی از آن ندارم بیایم این را برای بقیه درس بدهم این کار خیلی زشت و خطرناکی هست.@ حتی اگر ما خواستیم چیزی را درس بدهیم این را باید دقت بکنید باز هم باید حیطهبندی داشته باشیم ممکن است بگوید من توانش را دارم که وارد این مسأله بشوم کار کردم رشتهام است اما باید ببینی در چه سطحی میتوانی این را کار بکنی ادعا نکنی که آدم عمیقی هستی ادعا نکنی آدم کار کردهای هستی.@ ادعا نکنی یک آدمی هستی که سیر کردی طی کردی اینطور مسائل را، نه من سطحم همین قدر است این مقدار میتوانم اینها را بیان بکنم آن هم در این سطح. نقل قول اشکال ندارد یک موقع هست انسان میخواهد یک چیزی را نقل قول بکند عیبی ندارد.@ یک کسی همچین چیزی گفته اگر بخواهد همینطوری یک گعدهای بکند و چیزی بگوید و حالی برای خودش و دیگران ایجاد بکند عیبی ندارد این قضیه، مدعی نباید باشد. دوم آنکه مبلغ علاوه بر آگاهی از دین میبایست به دیگر دانشها و اطلاعاتی که در ارسال پیام نقش دارند نیز احاطه داشته باشد.@ چون دین تافته جدا بافته از دیگر زوایای زندگی آدمی نیست آن کسی که از روانشناسی، جامعهشناسی انسانشناسی و حتی گاه از علوم تجربی بیاطلاع است نمیتواند مبلغ لایقی باشد شناخت نیازهای انسان و یافتن پاسخی ارزشمند در گرو همهجانبهگی مبلغ است و این جامعیت بدو امکان میدهد تا وظیفه خویش را به درستی به جا آورد.@ چنانچه رسول خدا(ص) در ارسال مبلغ به چنین ویژگی توجه خاصی مبذول میداشته است امام علی(ع) که به عنوان مبلغ از طرف رسول خدا به یمن میرود از همین زاویه میتواند مورد مطالعه قرار گیرد.@ یعنی حضرت برای یک کشوری به اسم یمن یک منطقه بزرگی به نام یمن یک آدم کامل را یک آدم جامع را آنجا میفرستد به عنوان نماینده خودش و مبلغ یعنی امیرالمؤمنین(ع) را که چقدر آثارش تا الان هم باقی مانده. مثلاً در مورد موسیقی از شما سؤال بکنند یا اصلاً موسیقی را نشناسی.@ ما خیلی وقتها دیدیم افراد موسیقی را نمیشناسند همینطوری راجع به آن نظر میدهند یا رنگ یا مسائل خانوادگی یا مسائل تربیتی خیلی پیش میاید اگر کسی با اطلاعات تجربی آشنایی داشته باشد میتواند خوب راهنمایی بکند به عنوان مثال شما فرض بفرمایید یک آقایی میخواهد خانمش را طلاق بدهد حالا آمدند سراغ شما میگویند من میخواهم این را طلاق بدهم.@ حالا برای چی؟ من پسر میخواهم این دختر زائیده چندتا دختر زائیده من الان پسر میخواهم میخواهم بروم یک زن دیگر بگیرم اگر کسی اطلاعات تجربی داشته باشد متوجه میشود که این آقا اساساً دچار توهم است این آدم دچار توهم است دچار اشتباه است.@ این باید برود خودش را عوض بکند به جای اینکه برود همسرش را عوض بکند اینها خیلی میتواند کمک بکند حالا بعضی وقتها هم ما وقتی به آنها میگوییم الان شما مشکل از خودتان هست زن گیرنده است مرد دهنده است.@ شما دختر دادی دختر گرفتی میگوید علم غلط کرده همچین حرفی زده بعضیها هستند علمی نیست این حرف، میگوید علم بیخود کرده همچین حرفی زده یا از کسی که اطلاعات تجربی خوبی دارد میتواند بگوید شما باید بروید یک سلسله مراقبتها انجام بدهید مثلاً اگر فرض بفرمایید پسر میخواهید باید شرائط رحمی را فراهم بکنید.@ نوع تغذیهای که قبل از بارداری انجام میشود چه در زن و چه در مرد نوع تغذیه در جنس بچه میتواند اثر بگذارد شما باید تحت مراقبت یک پزشک یک سلسله مراحلی را رعایت بکنید قبل از بارداری که اینها زمینه را برای مثلاً پسر شدن یا دختر شدن.@ پسر دارد الان دوست دارد دختر داشته باشد باید به آن بگوییم شما باید شرائطتان را قبل از بارداری آماده بکنید زیر نظر یک پزشک، این را اگر مبلغ بداند میتواند راهنمایی خوب بکند وقتی نداند شروع میشود خالهخالهبازی حرفهای خرافی زدن دستورهای بیخود دادن زندگی دو نفر به هم میخورد.@ نه احتیاجی نیست اینطوری زندگی خراب بشود الان اینطوری هست یا فرض بفرمایید یک خانمی ناتوانی جنسی دارد یک آقایی ناتوانی جنسی دارد در حد تعطیل رسیده و ممکن است زندگیشان متلاشی بشود یک مبلغ وقتی از روشهای برطرف کردن ناتوانیهای جنسی اطلاعات داشته باشد میتواند خیلی راحت اینها را راهنمایی بکند که این داروها هست.@ این پزشکها هست این روشها هست میتواند زندگیتان را، ما موارد زیادی داشتیم حتی در افراد تحصیلکرده در افراد آگاه چون نمیدانستند چه روشی را باید بروند زندگیشان از هم پاشیده یک مبلغ وقتی این را خوب بداند میتواند جلوگیری کند از همپاشیده شدن زندگی دیگران به آنها راهنمایی بکند پس ببینید اطلاعات خیلی مهم است.@ یک مبلغ باید همیشه مطالعات اینطوری داشته باشد یعنی یک مبلغی که با روزنامه سروکار ندارد روزنامههای خوب که اطلاعات خوب تخصصی دارند چه اجتماعی چه سیاسی چه علمی اطلاعات پزشکی اطلاعاتی که به روز هست نداشته باشند.@ این وقتی که با روزنامه سروکار ندارد با تلویزیون سروکار ندارد با مطبوعات سروکار ندارد با اخبار علمی سروکار ندارد این نمیتواند خیلی جاها دیگران را راهنمایی بکند در بسیاری از احکام روانشناسی که مادر است که بعداً راجع به آن صحبت میکنیم روانشناسی مادر است.@ یعنی اگر کسی روانشناسی بلد نباشد در هیچ کدام از رشتههای دینی موفق نیست نه در اخلاق موفق است نه در جامعهشناسی موفق است نه در اقتصاد موفق هست نه در مسائل معنوی و عرفانی موفق هست روانشناسی مادر است باید حتماً کسی اگر بخواهد موفق بشود باید با مطالعات روانشناسی آشنا باشد جامعهشناسی همینطور.@ وقتی علی(ع) میخواهد یک حکمی را بدهد یک حرفی را بزند مثلاً یک بحث اخلاقی میخواهیم بکنیم حضرت میگوید باید به جامعه خودتان نگاه بکنید ببینید چه زمانی هستید اگر زمانشناس نباشد جامعه را خوب نشناسد ممکن است یک روش اخلاقی ضعیفی را در پیش بگیرد.@ یا یک توصیه اخلاقی اشتباهی را به دیگران بکند خیلی وقتها اخلاق تابع جامعه است علی(ع) میفرماید اگر شما میبینید جامعه جامعه رو به صلاحی هست بدبین باشید آدم بدی هستید باید خوشبین باشید پس اینجا خوشبینی تابع جامعه است.@ اگر جامعه مردم دارند روزبهروز به دین به معنویت نزدیک میشوند حالا من میتوانم در برخورد با مشکلی که میتواند در من سوءظن ایجاد بکند حسنظن به خرج بدهم ولی میفرماید اگر وضعیت جامعه به گونهای است که جامعه رو به فساد هست همیشه نمیشود خوشبین بود.@ خیلی جاها باید انسان احتیاط بکند و جوانب احتیاط را در نظر بگیرد الان شما با یک مسألهای روبهرو شدید در خیابان یک کسی آمده از شما کمک میخواهد میگوید من الان با زن و بچهام در فلان جا ماندیم شما10000 تومان به من بدهید 5000 تومان به من بدهید 20000 تومان به من بدهید من این مشکلم الان حل بشود زن و بچهام را بردارم ببرم.@ یک کسی وقتی که جامعه را نشناسد ممکن است یا بیهوده کمک نکند یا بیهوده کمک بکند بالأخره من الان برخورد کردم با یک همچین مسألهای در زمان خودم، یک آقایی یک خانمی یک کسی آمده الان یک مشکلی را بیان کرده من الان باید چکار بکنم الان باید چه تصمیمی بگیرم یک کسی الان مدعی هست من الان با امام زمان ارتباط دارم.@ مدعی هست که من خواب دیدم مدعی هست که من سحر و جادو بلد هستم مدعی هست فلان کس سحر شده خودش سحر شده من اگر وضعیت جامعهام را نشناسم چطوری میتوانم راجع به این تصمیم بگیرم یک کسی که جامعهشناسی نداشته باشد.@ از اوضاع روز اخبار روز اطلاع نداشته باشد او اصلاً نمیتواند در اینطور موارد گیج میشود نه میتواند خودش تصمیم بگیرد نه میتواند به دیگران مشاوره بدهد دیگران را راهنمایی کند حالا خیلی هست بحثش بحث مفصلی هست بالأخره مبلغ باید یک شخصیتی باشد که مطالعات وسیع داشته باشد.@ با رسانهها سروکار داشته باشد با اطلاعات و اخبار سروکار داشته باشد باید با چیزهایی که در طبیعت هست خوب آشنایی داشته باشد گیاهان را بشناسد جانوران را بشناسد مطالعات در زمینه گیاهان، جانوران، کیهان، کهکشان، ستارهها داشته باشد اطلاعات نسبی نسبت به اینها داشته باشد و مسائل دیگر.@ برای همین هم کسانی که یک بُعدی درس خواندند در رشتههای خودشان مبلغین قدرتمندی نمیتوانند باشند مثلاً فقه خوب خوانده نمیتواند مبلغ خوبی باشد فلسفه فقط خوانده به خیلی از مسائل آگاهی ندارد از بسیاری از جزئیات آگاهی ندارد.@ با مسائل کلی و عقلی و فلسفی سروکار داشته اصلاً مبلغ خوبی نیست فیلسوف خوبی ممکن است باشد استاد فلسفه خوبی باشد استاد منطق خوبی باشد ولی نمیتواند مبلغ خوبی باشد مفسر هم همینطور، یک کسی خواست تفسیر بکند الان میگویند فلانی یکجا کلاس تفسیر گذاشته کلاس تفسیر سختترین کلاس پیچیدهترین کلاس کلاس تفسیر است.@ الان متأسفانه کلاس تفسیر شده جزء بیارزشترینها و سادهترین کلاسها، مثل کلاس اخلاق هست مثلاً اگر بگویند کسی فقه درس میدهد میگویند این باید خیلی آدم باسوادی باشد فقه درس میدهد فلسفه اگر بخواهد درس بدهد میگویند این باید تخصص داشته باشد.@ ادبیات اگر کسی بخواهد درس بدهد میگویند باید حتماً کار کرده باشد بتواند ادبیات درس بدهد بنشیند آنجا ادبیات درس بدهد فلانی کلاس اخلاق گذاشته کلاس تفسیر گذاشته.@ بعد میروی میبینی که بنده خدا اصلاً هیچی از ادبیات عرب از لغت از اشتقاق، از صرف از نحو منطق فلسفه چون تفسیر یعنی همه علوم را باید طرف بلد باشد بتواند تفسیر بکند خیلی تفسیر کردن کار سختی است مگر اینکه نه بگوید من تفسیر را خودم تفسیر نمیگویم از یک تفسیر استفاده میکنم.@ آن تفسیری که یک کسی تفسیر کرده تفسیر یک مفسر که جامع بوده تفسیر کرده حالا من بعضی از نکات تفسیری آن کتاب را برای شما از رو میخوانم حالا اگر توانستم به اندازه فهم خودم یک توضیحی به شما خواهم داد یا اخلاق، اخلاق سختترین علوم هست.@ ولی الان افتاده جزء سادهترین و دست ضعیفترین آدمها، گفتن اخلاق کار راحتی نیست چون مقوله مقوله بسیار چون شما با نفس سروکار دارید این خیلی کار سنگینی هست ولی الان متأسفانه غیر تخصصی شده. سوم آنکه مبلغ بایستی از تواناییهای لازم در تبلیغ برخوردار باشد و این توانایی هم در گفتار است.@ بدان معنا که او میباید از بیان مناسب و آهنگ سخنرانی شیوایی بهرهمند بوده و نیز از نظر جسمی و ظواهر بیرونی جذاب باشد بیتردید در این جذابیت رعایت ظواهر و استفاده از آرایههای مناسب و متناسب با ذوق و سلیقه زمانه و مخاطب به شدت کارساز است.@ مبلغ باید اینها را رعایت بکند ظاهر مناسب داشته باشد که دیگران بپسندند حداقل حال به همزن نباشد نامأنوس نباشد اینها را باید دقت بکنید حالا گاهی وقتها بعضیها افراط میکنند این خوب نیست میخواهند مناسب باشند زیادی افراط میکنند.@ مبلغ آستین کوتاه میپوشد آقا هست این خوب نیست شلوار لی میپوشد میگوید نه باید به روز باشیم جوانها من را درک بکنند این خوب نیست بعضیها را دیدم گفتم این چه ظاهری است شما دارید میگوید بالأخره جوانها باید بپسندند شلوار لی تنگی پوشیده آستین کوتاه پوشیده یقه باز است موهایش هم فرم خاصی میزند.@ حالا دیگر الان فسق هم میکنند ریشتراشی هم میکنند این چه مبلغی میتواند باشد این خوب نیست تراشیدن ریش فسق است هیچ مرجعی اجازه نداده کسی ریشش را بتراشد وضعیت ظاهر فاسقانه بعد بلند میشود میخواهد برود تبلیغ دین بکند دیگر این خیلی خندهدار است این خیلی بد است.@ در خانمها هم همینطور من دیدم باز خیلی وقتها طرف میرود تبلیغ میکند ظواهر را رعایت نمیکند افراط نکنیم اما دیگر تفریط هم نداشته باشیم بالأخره باید تناسب باشد یک وضعیت مناسبی که حالا دیگر درکش کار سختی نیست. و اعتدال در این بهرهگیری شرط اساسی مبلغ است.@ چرا که حکایت از جامعهشناسی فراگیری و جامعیت او دارد همینجا مسئولیت میافتد گردن انسان یکی رعایت ظواهر یکی اینکه با ادبیات باید آشنا باشد به کار بردن کلمات واژههای مناسب، سطح واژههای یک مبلغ باید زیاد باشد یعنی صندوقچه ذخیره واژههای یک مبلغ باید پر باشد با ادبیات آشنایی داشته باشد.@ بداند چه کلماتی را باید به کار ببرد چه کلماتی را به کار نبرد من خیلی وقتها دیدم یک شخصی که ادعا میکند خیلی دانش زیادی دارد میخواهد تبلیغ بکند اما وقتی کلمات را میخواهد به کار ببرد غلط به کار میبرد خیلی از کلمات را غلط به کار میبرد و این اصلاً خوب نیست.@ نمیداند باید چه بگوید مطالعه ادبیاتی ندارد مطالعات کلامی ندارد الفاظی را به کار میبرد که خیلی سخیف و سبک است و دیگران که میفهمند خندهشان میگیرد که این آمده میخواهد یک چیزی را بگوید حاوی مطلب خوبی هست.@ ایمان دارد به یک امر خوبی ولی وقتی میخواهد این را بیان بکند چون ادبیات ندارد واژه برایش نمیتواند پیدا بکند بیانش غلط، زشت، تحقیرکننده، سبککننده به هر حال آسیب زیادی دارد در این قسمت بنابراین آن ظرف پاک را که عبارت است از کلام مناسب را نمیتواند آن محتوای عالی را در یک ظرف پاک عرضه بکند.@ ظرفی که ارائه میدهد ظرف آلوده است شما اگر یک غذای پاک را گذاشتید در ظرف آلوده دیگر جذابیتی ندارد این را باید دقت بکنید بعد خیلی وقتها آدم میتواند واژههای خوب اصیل بکار ببرد ولی میاید واژههای نامأنوس به کار میبرد.@ واژههای سنگین به کار میبرد واژههای خارجی به کار میبرد یا اگر بخواهد واژههای دینی هم به کار ببرد اینقدر سنگین هست که شخص مخاطب متوجه نمیشود این ثقیلگویی متأسفانه یک زمانی بین دانشمندان ما و کسانی که کتاب مینوشتند مد شده بود یعنی میگفتند آدمی باسواد هست که بتواند کلمات قلمبهسلمبه بنویسد.@ گاهی وقتها در بین علما شما الان کتابهایی را میبینید که وقت زیادی از دیگران گرفته میشود که بفهمند این پز بوده جزء یک پرستیژ بوده به قول امروزیها میگویند پرستیژ کلاس بوده که من یکطوری بنویسم خودشان هم میگفتند که من یکطوری نوشتم که هر کسی این را نمیفهمد و این هیچ چیزش هنر نیست.@ قرآن میفرماید پیامبر مبلغ باید(بِلِسانِ قَوْمِهِ) باشد به لسان مردم باشد مردم بفهمند که این دارد چه میگوید بتواند راحت با آنها حرف بزند راحت با آنها ارتباط بگیرد الان من در نویسندههای الان سراغ دارم اساتیدی هستند که علوم خوبی هم دارند ولی کتابشان واقعاً مفهوم نیست.@ کتاب مینویسند مقالههای زیادی علمی من سراغ دارم که شخص میرود این آرایههای ادبی را خوب یاد میگیرد ولی آنقدر در آن افراط میکند که متن کتابی را که نوشته قابل درک نیست.@ در مسائل علوم اجتماعی علوم سیاسی روانشناسی خیلی علوم دیگری هست که حتی در حوزه دین هم الان کسانی را داریم که آدمهای باسوادی هستند حرفهای خوبی هم دارند حرفهای نویی هم دارند اما حرفهایشان قابل فهم نیست.@ آنقدر سنگین و ثقیل مینویسند فکر میکنند این یک پز است باید حتماً مطلب علمی را ثقیل بنویسیم تا جدی گرفته بشود این الکی نیست اینطوری است نه میشود سنگینترین معارف را ساده برای بقیه بیان کرد هنر یک مبلغ خوب یک مبلغ عاشق یک مبلغ خالص مخلص ساده کردن هست باید بتواند سنگینترین معارف را ساده بیان بکند.@ بتواند ساده بگوید همه بفهمند آدمهای محقق ایراد نتوانند بگیرند کارشناسان ایراد نتوانند بگیرند عوام هم بفهمند این هنر یک مبلغ هست بتواند ساده بیان بکند پیچیدهترین مسائل را، یک کسی که میرود به سمت پیچیدگی این از اخلاق الهی به دور هست.@ یک کسی که میرود به سمت پیچیدگی یعنی دارد دچار تکلف میشود ما در دین تکلف نداریم این چه کتاب اخلاقی است نوشتی چه کتاب دینی است که نوشتی که اصلاً کسی نمیتواند بفهمد چند نفر باید بیایند این را بفهمند بعد بروند شرحش بکنند این به چه درد میخورد این هنری نیست این بیشتر توهم است.@ نویسنده مشکل روحی و روانی دارد واقعاً که برداشته این مطلب را اینطوری نوشته چند نفر باید بیایند شرح بدهند تا بشود قابل استفاده باشد من استثنائات کار ندارم یک زمانی لازم بوده در قدیم برای اینکه علم از دست بعضی از نامحرمان مصون باشد.@ نویسنده میخواسته این علم دست هر کسی نیفتد به رمز مینوشته به ثقل مینوشته گاهی وقتها حتی به اشتباه مینوشته چون میگفته من وقتی اشتباه مینویسم آن کسی که خبره است و کارشناس است خودش میداند من کجاها را مخصوصاً جابهجا کردم و اشتباه نوشتم خودش در میاورد ولی من نباید یکطوری بنویسم که این علم دست نامحرم بیفتد.@ یک کسی که از آن سوءاستفاده بکند این زمان الان گذشته در این زمان اینطوری نیست که کسی بردارد علم را اینطوری بنویسد یا اینطوری بیان بکند آدم باید ساده شیوا خوب قابل فهم بتواند فصیح بلیغ که حالا بعداً در موردش انشاء الله صحبت خواهیم کرد این را بیان بکند انشاء الله برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 021 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 021 - تربیت مبلغ