جلسه 008 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
8
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
8
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 008 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان در مورد یک فرمول خیلی مهم بود که عرض کردم روی این فرمول کار بکنید و حتماً سعی بکنید روی این فرمول قلمفرسایی بکنید قطعاً هم همه شما عزیزان میتوانید چیزهایی را بنویسید که به ذهن ما خطور نکرده شاید عمیقتر از حرفهایی هم باشد که ما بیان میکنیم.@ از خدا کمک بخواهید حتماً این کار را بکنید یک ساعتی را اختصاص بدهید به خلوت و این حدیث را بنویسید دستتان را بیاورید روی قلم یک بسم الله بگوید انشاء الله خداوند به ذهن و قلب و دل شما چیزهایی را جاری خواهد کرد این کار را حتماً انجام بدهید.@ و این بخاطر فقط خودتان نباشد بلکه به خاطر معرفی عظمت کلام معصوم(ع) و تبلیغ دین اسلام باشد بگویید خدایا من میخواهم این را عمیق بشوم یک شبی یک سحری یک وقتی که تمرکز دارید شروع بکنید این کار را انجام بدهید انشاء الله خداوند به شما خیر و برکت خواهد داد.@ حتماً این کار را بکنید من دوست دارم نتیجه کارهای شما را ببینم نتیجه زحمات شما را ببینم و اینکه انشاء الله خداوند چه چیزهایی را بر شما نازل کرده. فرمایش این بود(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ظاهر نماینده باطن هست نشاندهنده باطن هست.@ که توضیح دادیم در مورد این ظاهر گفتیم اگر ما بخواهیم ظهوری را ببینیم باید باطنی به تناسب این ظهور را باید ایجاد بکنیم این مهم است که عرض کردم این در حیطه هم فردی و هم اجتماعی مؤثر هست حیطههای سیاسی حیطههای اقتصای در همه حیطهها این حدیث کارکرد دارد.@ و اگر کسی بخواهد کار فردی بکند یا کار اجتماعی بکند یا کار سیاسی بکند کار اقتصادی بکند هر کاری بخواهد انجام بدهد حتی کار نظامی بخواهد انجام بدهد کار امنیتی بخواهد انجام بدهد باید به این قاعده توجه بکند.@ اگر به این قاعده توجه بکند راهکارهای زیادی سر راهش به وجود خواهد آمد که بتواند مشکل خودش را حل بکند(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) پس به جای شکایت نق قور به جای ناسپاسی به جای افسردگی غم و غصه حرص و جوش به جای پژمردگی باید ببینیم که مشکل کجاست چه حیطههای فردی و چه در حیطههای اجتماعی.@ عرض کردم یک خانمی را شوهرش آورده بود میگفت این خانم من شش ساعت زیر دوش است برای غسل یعنی گاهی وقتها اصل نمازش هم قضا میشود ولی این هنوز شش ساعت زیر دوش هست برای اینکه غسلش را انجام بدهد من وقتی که با این خانم صحبت میکردم حرفهای من برای ایشان تازگی نداشت اصلاً هیچ جذابیتی هم نداشت.@ به او هم گفتم گفتم حرفهای من برای شما مثل اینکه هیچ تازگی ندارد گفت بله من خودم پایاننامه دانشگاهیم راههای درمان وسواس است ببینید این میداند الان، ولی دارایی ندارد دانایی به داد آدم نمیرسد آن که میتواند در انسان شادی قدرت ایجاد بکند دارایی است اسم اگر بخواهد ایجاد بشود دارایی میاورد.@ اگر به کسی گفتند آقای دکتر این دکتر نمیشود اگر گفتند آقای استاد خانم استاد آقای مهندس این مهندس نمیشود اگر به یک کسی گفتند آدم شریفی هست شریف نمیشود ممکن است یک چیزی تأثیر بگذارد در روحیهاش بعضی از چیزها را ظهور بدهد اما اینطوری نیست باید حتماً آن اسم بیاید.@ اسم یعنی چی؟ دارایی غیر از اسم الاسم است که نام است ما اول یک نفر دارایی بدست میاورد بعد از اینکه دارایی را بدست آورد روی آن دارایی اسم میگذاریم یعنی اول پزشک میشود بعد میگوییم آقای دکتر اول صفت را بدست میاورد چون گفتیم اسم جمع بین ذات با صفت وقتی ذات با یک صفت جمع میشود از آن اسم تولید میشود.@ میرود دوره نجاری میبیند دوره خیاطی میبیند دوره تایپ میبیند به او میگوییم نجار خیاط تایپیست پس اسم را چه موقع اطلاق میکنیم؟ براساس یک معنای حقیقی و براساس یک دارایی اسم اطلاق میشود پس اگر به یک دانشجوی سال اول پزشکی میگویند آقای دکتر به یک طلبه میگویند حجۀ الاسلام آیت الله این براساس چیست؟@ بعداً قرار است این دارایی اتفاق بیفتد ولی این الان نه آیت الله است نه حجۀ الاسلام است نه طبیب روحانی است این طلبه است این بنده خدا تازه در مقدمات است الان دارد فعلاً صرف یاد میگیرد نحو یاد میگیرد معانی بیان یاد میگیرد فقه یاد میگیرد اصول یاد میگیرد.@ معلوم نیست چقدر دارایی دارد این هنوز دکتر نشده باید هفت سال بخواند هشت سال بخواند عمومیش را بخواند تازه بعد هم باید برود تخصص کسب بکند ولی ما از الان به او میگوییم آقای دکتر پس این نمیتواند در انسان شادی و قدرت ایجاد بکند یک کسی که شاد نیست دارایی ندارد.@ یک کسی که آرامش ندارد دارایی ندارد یک کسی که سوءظن دارد دارایی ندارد یک کسی که وسواس دارد دارایی ندارد. ما باید اول دارایی را اضافه بکنیم دارایی به تناسبی که انتظار داریم الان میخواهیم حجابدار بشود میخواهیم نماز بخواند ولی به او ندادیم اصلاً نه دارایی باطن حجاب دادیم که ظهورش حجاب بشود نه باطن نماز دادیم که ظهورش نماز بشود.@ الان میگوید بچهام احترام من را رعایت نمیکند برای اینکه شما به او دارایی ندادی اگر احترام پدر مادر را رعایت نمیکند اگر الان بیادب است این که آدمی نیست که بخواهد با همه حقایق لج بکند اگر الان با پدرش مشکل پیدا کرده با مادرش مشکل پیدا کرده برای اینکه این دارایی را ندارد.@ میگوید چرا همسرم با من اینگونه رفتار میکند خوب تو این دارایی را در همسرت تولید نکردی ایجاد نکردی که نمیتواند داشته باشد نوع رفتارهایت نوع کردارهایت به گونهای بوده البته آنهایی که مربوط به تو است یک موقعهایی هست مربوط به تو نیست مربوط به جای دیگر است مشکل از جای دیگر است.@ ولی آن که مربوط به تو هست را باید ایجادش بکنید آن دارایی را تو باید ایجاد بکنی ما با آدمهایی که در ارتباط هستیم باید آنچه که مربوط به ماست باید آن دارایی را در طرف مقابل ایجاد بکنیم یعنی باطن را بسازیم تا توقع ظاهر.@ الان این چرا نسبت به من بیادب است تو چکار کردی که این الان نسبت به تو بیادب است ببین چکار کردی گاهی وقتها تو یک کاری کردی گاهی وقتها نه تو هم با اینکه ادب را رعایت کردی او باید یک دارایی دیگر به او اضافه میشده و ندارد دارایی تو کافی نیست.@ انتقالی که تو داری میدهی باطنی که تو داری میسازی کافی نیست باید با یک چیز دیگر ترکیب بکنی تا این اتفاق قشنگ بیفتد یک چیزی کم دارد من اول از حیطه شخصی استفاده بکنم راجع به خودمان صحبت بکنیم که از همه واجبتر هستیم.@ من الان خدا از من یک مقداری توقع دارد یعنی میگوید من تو را اینطوری دوست دارم(اِنَّ الله یُحِبُّ) آخرت از من یک چیزهایی را طلب دارد وقتی میگوییم آخرت سؤال میکنند سؤال آخرت مثلاً شب اول قبر این سؤالها را میکنند در قیامت این پنجاه تا سؤال را میکنند.@ سؤال یعنی چی؟ اول مفهوم این را توضیح بدهیم چون بعداً هم شما میخواهید درس بدهید ما الان اینها را داریم به شما درس میدهیم که شما میخواهید درس بدهید سؤال آخرت یعنی چی؟ یعنی یک کسی میاید از ما سؤال میکند واقعاً؟ گفتیم کتبی نیست شفاهی هم نیست.@ اگر هم شفاهی باشد میخواهند ظهور یک امر چی را انجام بدهند یعنی میخواهند تو بفهمی چون قیامت خیلیها انکار میکنند در روایت داریم قیامت بعضیها دروغ میگویند به خدا همان در روز قیامت هم دروغ میگویند میگویند خدایا تو اشتباه میکنی ما این کارها را کردیم.@ واقعاً آیه قرآن است میگوید بعضیها به خدا میگویند تو اشتباه میکنی اصلاً من اینطوری نبودم من اصلاً حقم جهنم نیست(الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ) دهان بسته، بدن، وقتی میگوید(تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ).@ یک کاریکاتور قشنگ من دیدم که یک قفل زدند روی لب طرف بعد اینجایش یک لب گذاشتند اینجایش یک لب گذاشتند گونههایش لب گذاشتند این ظهورش است ولی نه اینکه واقعاً آن حرف میزند حرف میزند یعنی یک بچهای الان متولد شده همه وجودش دارد حرف میزند که من سالم هستم یا سالم نیستم.@ با وجودش با نحوه ظهورش با نوع تولدش دارد به من میگوید خود من یک بار در یک جلسهای اینهایی که نوارهای من را گوش میکنند فکر میکنند من ترک هستم حالا نمیدانم مشکل من از کجاست نه بد باشد این سوء تعبیر ایشان را میگویم و الا ترک بودن خیلی هم خوب است خیلی هم عالی است افتخار هم هست.@ بیشترین اولیاء خدا بزرگان آدمهای بزرگ از همین قبیله ترکها بودند بهترین خودم فکر کردم از کجا هی به من میگویند که من نوارهای شما را گوش کردم فکر کردم شما ترک هستید بعد یک جلسهای بود آمدم بگویم ترک نیستم گفتم نه بخدا من ترچ نیستم بعد همه زدند زیر خنده لهجهام برگشت نه اینکه واقعاً بخواهم اینطوری بگویم.@ یک کسی که مثلاً با لهجه غلیظ ترکی میگوید من بچه ناف تهرانم بابا نحوه حرف زدنت دارد داد میزند گزارش دیگر به درد نمیخورد یک کسی با شاخ رفته با دُم رفته بعد میگوید من آدم خوبی هستم من الان دارم نگاه میکنم دارم میبینم این الان بوزینه است این الان خوک است بعد میگوید من خیلی آدم امینی هستم.@ نمیشود اصلاً قیامت یادتان باشد سؤال را تخصصی کلمهاش را عوض کنید جایش طلب بگذارید یعنی درخواست یعنی طلب قاعده اگر دستتان باشد کافی است دنیا با آخرت مثل رحم مادر هست با دنیا شما چون مبلغ هستید باید روی این قاعده خیلی کار بکنید.@ وقتی بچه به دنیا میاید سؤال از او میشود یا نمیشود؟ میشود، فرشتهها سؤال میکنند یا نمیکنند از بچه؟ چرا، اما سؤال چطوری است چون فرشته باید جزا بدهد یک دوران رحمی گذرانده حالا آمده به دنیا باید جزا به او بدهد که مثلاً دوران رحمی را چطوری گذرانده.@ درد به او بدهد یا لذت به او بدهد آرامش به او بدهد یا عذاب به او بدهد الان این چشم نیاورده خودش دارد به من میگوید الان دنیا به من میگوید من طلب چشم دارم چون طول موج اینجا هست برای تناسب طول موج اینجا چشم میخواهد فرکانس اینجا گوش میخواهد تو اصلاً نیاوردی.@ پس وقتی میگوییم سؤال یعنی طلب میکند از تو یعنی واقعاً شرائط زیستی دنیا میطلبد که یک نفر دو تا چشم سالم گوش سالم ابروی سالم مژه سالم گونه سالم لب سالم گوش سالم قلب سالم مغز سالم بدن متعادل بیاوری این را طلب میگویند پس به این طلب سؤال میگویند.@ برای همین هم به کسی که از شما میطلبد سائل میگویند سائل نه اینکه سؤال میکند اصلاً سؤال است درخواست است اصلاً وقتی به سائل میگویند که فقیر هست برای اینکه چیزی را میطلبد از شما چیزی را درخواست میکند نه به معنای گدا یعنی یک چیزی را درخواست میکند میطلبد.@ آخرت وقتی شما منتقل میشوید به آخرت یک چیزی را میطلبد شرائط آخرت شرائط خاصی است سؤالش همان طلب است یعنی قلب سلیم میطلبد داری خوش به حالت نداری آثارش هم ظاهر میشود برایت، آثارش چیست؟ عدم تناسب آثار خاص خودش را دارد اگر چشم نباشد یک جور گوش نباشد یک جور قلب نباشد یک جور بالاخره این هست.@ پس وقتی میگوییم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) بچه که متولد میشود آن چیزی که از دنیا میگیرد به تناسب باطن است که اگر هم خوب نمیتواند نور را ببیند اگر خوب صدا را نمیشنود یعنی در باطن یک مشکلی پیش آمده که الان صدا را خوب نمیشنود.@ الان من خوب نمیتوانم ببینم باید بروم عینک بزنم یعنی این اتفاق در چشمم افتاده چشم را باید بروم ببینم مشکلش چیست که الان نمیتوانم خوب رنگ را تشخیص بدهم.@ قرآن میگوید مؤمن کسی هست صابر کسی هست اهل بشارت کسی هست شاد و آرام کسی هست تا مصیبت به او میرسد میگوید(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) این گفتنش راحت نیست ما همینطوری بگوییم(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) باید شخص باطن داشته باشد بتواند این را بگوید.@ لذا مصیبت بعضیها را اجرهایشان را از بین میبرد به غم و غصه و افسردگی میکشاندشان حادثه، یک طلاقی هست یک مردنی هست یک تصادفی هست یک مریضی هست یک سرطانی هست یک بدهکاری هست یک ورشکستگی هست بعضیها چون باطن را دارند از آن مصیبت شادی آرامش قدرت استفاده میکنند.@ امام فرمود(سُبحانَ الَّذی یَقتُلُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ اِلاّ حُبّا) منزه است کسی که بچههای ما را میکشد و ما جز محبت به او در دلمان چیزی اضافه نمیشود آقا یک کسی را یک دفعه ببرند در خانه به او بگویند آقا فلان عزیزت مُرده این عشقش به خدا زیاد میشود هر کسی یا میتواند بگوید(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) یا پژمرده میشود افسرده میشود بیقرار میشود.@ اگر کسی افسرده شد پژمرده شد بیقرار شد یعنی چه چیزی ندارد؟ یعنی باطن متناسب با چیزی که از او توقع میرود را ندارد اول خودمان را در نظر بگیریم آقا ما باید آدمهای شاد و آرامی باشیم اگر نیستیم باطن نداریم هی سر خودمان را کلاه نگذاریم بروم ببینم مشاوره چه میگوید.@ ببینید ما باید باطنسازی بکنیم من الان جان ندارم این کار را انجام بدهم نماز شب نمیتوانم بخوانم پس باطنش را نداری هی سر خودت را کلاه نگذار آقا من نمیدانم چرا توفیق نمیشود نماز شب بخوانم.@ من چرا توفیق اشک ندارم من نمیدانم چرا سحر نمیتوانم من چرا حرم نمیتوانم بروم من چرا دعای ندبه نمیتوانم بروم ذکر دادیم مثلاً این ذکرها را بگو ذکر نمیگوید من چرا در روز نمیتوانم 50 تا آیه قرآن بخوانم من چرا نمیتوانم دو تا آیه تفسیر بخوانم.@ من چرا اشک ندارم من چرا کنترل چشم ندارم من چرا کنترل ذهن ندارم من چرا کنترل دیگری ندارم من چرا زود عصبانی میشوم من چرا پژمرده میشوم من چرا افسرده میشوم من چرا زودرنج هستم من چرا عصبی هستم من چرا حساس هستم من چرا نمیتوانم همسرم را دوست داشته باشم.@ من چرا نمیتوانم اطرافیانم را دوست داشته باشم من چرا عاطفی نیستم من چرا تبلیغم نمیگیرد چرا وقتی میروم کلاس غالب افراد از تبلیغ من راضی نیستند چرا غالب افراد در تبلیغ من تحولی پیدا نمیکنند چرا غالب افراد در تبلیغ من رشدی حاصل نمیکنند؟@ آقا همهاش باطن مناسب میخواهد اول این را من بفهمم که من یک چیزی را ندارم هی زور نزنم اول با زور زدن نمیشود البته با زور زدن میشود باطن ایجاد کرد ولی باید زورت را هم بزنی باید بلد باشی کجا زور بزنی کجا معرفت کسب بکنی کجا علم کسب بکنی ولی کجا؟ و الا چرا با زور زدن میشود.@ امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد اگر میخواهی باطن ایجاد بکنی باید زور بزنی زور زدن دارد یک جا یقه خودت را باید بگیری وقتی از خودت اینقدر متشکری شیفته خودت هستی دچار خودشیفتگی هستی که نمیتوانی دو تا سیلی به خودت بزنی یقه خودت را بگیری خودت را تنبیه بکنی.@ نمیتوانی خودت را تنبیه بکنی نمیتوانی با خودت یک طوری برخورد بکنی که دفعه بعد از خودت بترسد که بخواهد یک بلایی سرت بیاورد بگوید نه من اگر بخواهم این را درگیرش بکنم فردا حالم را میگیرد ولی با بقیه ما خیلی خشن هستیم با خودمان خیلی مدارا میکنیم.@ الان من یک گرفتاری دارم هی از من تکرار میشود زورم هم به آن نمیرسد حالا باید چکارش بکنم آقا معرفت عشق محبت ریاضت تلقین ذکر خلوت، زورش نمیرسد پررویی میکند تنبیهش کن چکار کنم این دفعه اگر این کار را کردی ده روز روزه میگیرم نذرش کن که دفعه دیگر بترسد.@ ما الان نفسمان را تنبیه نمیکنیم درگیر نمیشویم با نفسمان جهاد با نفس نداریم که اگر از من این کار سرزد یک جا یقه خودم را بگیرم ما اصلاً این کار را نمیکنیم باید باطن ایجاد بکنیم برای خودمان.@ باطن راه دارد اگر علم شد علم استاد شد استاد مشاوره شد مشاوره تلقین شد تلقین تشویق شد تشویق عشق شد عشق خلوت شد ذکر شد گریه شد مجلس امام حسین ولی اگر دیدی حالیش نمیشود این چیزها یک جاهایی نیاز دارد با او برخورد تند بکنی نصیحت مهربانی.@ حضرت فرمود آخرین دوا(اَلکَی) یعنی داغ کردن آخرین حرف، مراحل قبلی را اول برویم برای آدمهای دیگر هم باید همینطوری باشیم ما چرا برای بقیه اول زود کَی میگذاریم مراحل را نمیرویم ولی نوبت خودمان که میشود اصلاً به کَی نمیرسد ما داغ نمیگذاریم روی خودمان.@ ما بلد نیستیم داغ بگذاریم روی خودمان یک کسی الان به خودش بگوید من تا حالا چند بار خودم خودم را داغ گذاشتم چرا با خودم این قدر مسامحه دارم اینقدر مداهنه دارم مداهنه یعنی دُهن، دُهن یعنی چی؟ یعنی روغن شیرهمالی میکنم خودم را چرا اینقدر خودم از خودم ممنونم؟@ چرا میترسم از اینکه با خودم برخورد بکنم آقا من الان عصبانی شدم عصبانی شدید خیلی خوب حالا برو یک کلاسی یک درسی یک چیزی خیلی از افراد میایند این دورهها را میگذرانند دشمنشناسی میگذرانند غضب میگذرانند حلم اینها را به آنها میدهیم واقعاً هم اکثراً بعداً دیگر راحت عصبانی نمیشوند.@ من صدها و هزاران نامه دارم که افراد میگویند آقا ما این درسها را گوش کردیم دیگر الان عصبانیت نداریم حرص و جوش نداریم آرامش داریم دیگر دلشوره نداریم کینه نداریم خوب است اما همیشه هم جواب نمیدهد.@ الان عصبانی شدم من چقدر خودم را تنبیه کردم که دفعه بعد عصبانی نشوم فضولی کردم تجاوز کردم گوش دادم نباید گوش میدادم دیدم نباید میدیدم رفتم سر موبایل فلان کس نباید میرفتم حرفی را که مربوط به کسی نبود بیخود به کسی دیگر زدم غیبت کردم اظهار نظر کردم اصلاً من خودم را تنبیه نمیکنم.@ اگر ما ضعیف هستیم مال این هست که باطن نداریم یعنی دارایی نداریم گداییم فقیریم اگر غصه داریم افسردگی داریم پژمردگی داریم سوءظن داریم حسادت دارد خفهمان میکند چشم و همچشمی دارد خفهمان میکند اینکه درخت را در چشم خودمان نمیبینیم اما خار را در چشم دیگران میبینیم مال این هست که آدمهای بدبختی هستیم.@ آدمهای فقیر و گدایی هستیم نکبت سر و رویمان را گرفته همهاش میخواهیم به دیگران برسیم یک مبلغ اینطوری واقعاً نمیدانیم باید راجع به او چه بگوییم چون میرسیم احادیث خودشان گفتند که چه باید بگوییم بگذارید ببینیم معصوم چه میگوید.@ یک مبلغ یک معلم ما باید بیشتر از آنچه دغدغههای خارجی داشته باشیم دغدغههای داخلی خودم، من یک چیزی به شما بگویم این خیلی مهم است علی(ع) فرمود اگر آن چیزی که من از پشت پرده میدانم شما هم میدانستید یعنی از غیب از برزخ اگر آن چیزی که من از آن پشت میدانم شما هم میدانستید افراد میدانستند هیچ کس دیگر با کسی دیگر کاری نداشت.@ ما خدا وکیلی ببینیم چقدر مشغول دیگرانیم چقدر مشغول خودمان هستیم این کسی با کسی کار نداشت یعنی چی؟ وظیفه یک معلم موفق همین است وظیفه تبلیغیش را انجام میدهد رسالت جهانیش را هم ممکن است انجام بدهد اما بیشترین دغدغههایش خودش هست.@ ببین چقدر حرص و جوش دیگران را میخوری باید دهها برابر حرص و جوش خودت را بخوری به خودت مشغول هستی یا نیستی یا میخواهی فقط برای دیگران حرف بزنی این خوب است آدم بخواهد مبلغ بشود مبلغ جهانی بشود بینالمللی بشود خیلی خوب است.@ ولی اگر یک کسی میخواهد مبلغ جهانی و بینالمللی بشود باید به همین تناسب در خودش باطن داشته باشد باید در خودش باطن ایجاد بکند و الا اگر ما هم رفتیم یک جایی را اشغال کردیم پولدار هستم میتوانم بروم تلویزیون خوب حالا رفتی تلویزیون برای چند میلیون هم حرف زدی این باطن ندارد حرفت هیچ اثری ندارد مسخره هم هست.@ باطن باید با خودت ببری باطن نداشته باشی چه بخواهد مستقیم چه بخواهد از تلویزیون چه میخواهد از رادیو چه میخواهد از مطبوعات نداری تو اصلاً این باطن را با خودت نداری هیچ فایدهای ندارد اینقدر به شوهرهایتان گیر ندهید اینقدر به زنهایتان گیر ندهید.@ اینقدر هی نق و نق نکنید در زندگی نسبت به اعضای خانوادتان به بچههایتان اینقدر گیر ندهید فکر نکنید اگر نماز نمیخواند یک حجابی را رعایت نمیکند حالا یک دروغی بگوید یک چیزی دیده حالا دیگر این تمام شد آقا اینطوری نیست نگوییم ما نمیتوانیم بقیه را تحمل بکنیم.@ اگر آنچه که من میدانستم بقیه میدانستند به خودشان مشغول میشدند و از دیگران غفلت میکردند سیدالشهدا فرمود خوش به حال کسی که آنقدر به خودش مشغول است که از دیگران غافل است یعنی چی از دیگران غافل است یعنی امر به معروف و نهی از منکر نمیکند تبلیغ نمیکند کاری با گرفتاریهای مردم مریضی مردم ندارد؟ نه.@ این کارش را انجام میدهد وظیفهاش را انجام میدهد اما با بقیه با گناهکارترین آدمها هم میتواند زندگی بکند اگر یک مبلغ است یک فاحشهای آوردند پیش او یک آدم مشروبخوار بیدینی آوردند پیش او این با این میتواند مدارا بکند.@ چون یک مبلغ حقیقی هیچ وقت خودش را بهتر از یک فاحشه یک مشروبخوار یک آدم عوضی یک معتاد یک آدم خراب نمیبیند که نتواند بگوید این کیه دیگر به محض اینکه گفتی این کیست یعنی خیالت از خودت راحت شده این را(اَلاَمنُ مِن مَکرِ الله) میگویند جزء گناهان کبیره هم هست.@ اینکه انسان بگوید آقا من دیگر مشکلی ندارم الحمد لله من بلایی سرم نمیاید من بیمه هستم من آدمهای خیلی قَدَر میشناسم خیلی خیلی قدر باور کنید گاهی وقتها من به حال و حس اینها حسرت میخوردم الان میبینم که چه شد بعد هم اصلاً از او ناراحت نمیشوم اصلاً حالم از او بهم نمیخورد.@ وقتی میبینم این افتاد فقط دلم میسوزد میگویم خدایا کمکش کن انگار من افتادم وقتی او افتاده انگار من افتادم چه فرقی میکند مگر من او دو نفریم خدایا کمکش کن خدایا من هم از خودم میترسم(وَ مَن حَمِدَ نَفسَهُ فَاِنّی عَلَیها زار) هر که بخواهد از خودش تعریف بکند من از خودم اینطوری نیستم من نسبت به خودم خشم دارم من از دست خودم شاکی هستم.@ (اِلهی اِلَیکَ اَشکوا نَفساً) آن شکایت خیلی مهم است آدم از خودش شاکی باشد یک کسی که از خودش شاکی است دیگر هی ایش و اوش برای کسی ندارد اَه و آه ندارد برای کسی، با همه میتواند بسازد ایراد از بقیه نمیگیرد.@ یک مبلغ مثل یک طبیب هست که وقتی میرود در بیمارستان با همه مریضها کنار میاید در روایت هم داریم در روانشناسی عاقل توضیح دادیم این را(یَنبَغی لِلعاقِلِ اَن یُخاطَبَ الجاهِل مُخاطِبَۀَ الطَبیب اَلمَریض) عاقل باید با بقیه مثل طبیب با مریض باشد یعنی هر چه مریضشان حادتر است این مهربانیش هم بیشتر است.@ نه اینکه تو چرا مریض شدی مرض داشتی مریض شدی غلط کردی مریض شدی غلط کردی بیحجابی غلط کردی مشروب خوردی غلط کردی زنا کردی نه آقا بالاخره مریض شده دیگر سرزنش ندارد.@ حالا شما نگاه کنید یک کسی دیگران را به خاطر یک کار مباح سرزنش میکنند آقا نزن در سرش حالا چادری بوده مانتویی شده سرزنش نکنید اگر میخواهید چادری باشد باید باطن مناسب با چادر به او بدهید یک کسی نیاز داشته عاطفی مالی اقتصادی جنسی رفته صیغه شده.@ بجای اینکه تشویق بشود ما وقتی میزنیم توی سرش تحقیرش میکنیم یعنی در واقع دعوتش میکنیم به اینکه تو برو نیازهایت را از حرام تأمین بکن ما کسی که واجب الهی را هم انجام میدهد توبیخ میشود ما برای گناهش کسی را توبیخ نکنیم.@ در روایت داریم اگر کسی را به خاطر گناهی مؤمنی را مسلمانی را به خاطر گناهی توبیخ بکند نمیمیرد مگر اینکه خودش مبتلا میشود و چه بسا بدترش را انجام میدهد و من این را صدها بار با چشم خودم دیدم چرا طلاق دادی چرا طلاق گرفتی ما الان داریم با یک کسی که طلاق داده یا طلاق گرفته مثل یک جانی برخورد میکنیم.@ چیزی از داخلش در نمیاید اینطوری رفتار کردن اول خودم من چه مشکلی دارم اگر بخواهم خودم را آدم بکنم باید بدانم من باطن ندارم یک جاهایی باطن ندارم لذا آن چیزهایی که انتظار دارم یا انتظار میرود از من ظهور پیدا نمیکند.@ حالا یک کسی میگوید من از تو این را نمیبینم این ظهور نمیکند از تو پس نداری دیگر باطنش را نداری دچار خودشیفتگی نشویم یکی از چیزهایی که خیلی خطرناک است برای همه آدمها بخصوص کسانی که فعالیتهای مقدس انقلابی اجتماعی سیاسی میکنند خودشیفتگی است.@ کارشان خودشان عُجب میاورد برایشان، آقا تو حالا بسیجی بوده جبهه رفتی زحمت کشیدی اما الان چقدر تهیه باطن کردی هیئتی هستی خدا خیرت بدهد الان چقدر تهیه باطن کردی هیئتی بودی بسیجی بودی اما برای خانواده زنداری باطن داری زنداری باطن میخواهد شوهرداری باطن میخواهد.@ این اصلاً باطن شوهرداری ندارد باطن زنداری ندارد باطن تربیت بچه ندارد بعد ما چه توقعی داریم که بچههایمان خوب در بیایند همسرمان از ما راضی باشد تو نداری تو همهاش رفتی درس خواندی جبهه رفتی فعالیت فرهنگی کردی فعالیت تبلیغی کردی.@ چقدر از همسرداری مطالعه داری؟ هیچی، چقدر تربیت کودک بلدی؟ هیچی یک ساله میدانی چطوری باید با یکساله برخورد بکنند فرقش با دو ساله چیست؟ نه، آنوقت میگویی چرا بچههایم خوب در نیامدند برای اینکه تو کاری نکردی روی بچههایت.@ تو اصلاً باطن متناسب با این تولدها و مراحل و با این افراد را نداری پس چرا میگویی چرا بچهام اینطوری میشود جوانها چرا اینطوری میشوند جوانها باید به آنها داد وقتی ندادیم به آنها توقعمان چیست فعلاً از خودمان شروع کنیم.@ الان من میخواهم ازدواج بکنم باطن زنداری دارم یا ندارم باطنشوهرداری دارم باطن بچهداری دارم الان مگر نمیگویم پنج دسته هست ژن باید تقویت بشود سلامت و زیبایی هوش عقل دین اخلاق ما الان دختر پسرها را که میرسانیم به سن ازدواج به آنها باطن پنجتایی دادیم یا ندادیم.@ که این وقتی میخواهد الان باردار بشود بتواند منتقل بکند به بچهاش یک رحم فقیر درست میشود از این یک بچه فقیر با پنج تا ژن ضعیف باید جوانهایمان را تقویت بکنیم تلاش بکنیم تبلیغ بکنیم مردم دارا بشوند.@ اگر بخواهیم نسل مهدوی تولید بکنیم اگر میخواهیم مردم را عاشق امام زمان بکنیم باید باطنی متناسب با عشق امام زمان در مردم ایجاد بکنیم شما میگویید آقا جامعه را باید تربیت کرد خوب برس به داد جوانها اول ژنهایشان را تقویت بکنیم یا نه، اول به آنها بگوییم که اصلاً نیاز دارند این را.@ خودمان هم همینطور من اصلاً نمیدانم تقویت ژن یعنی چی من الان نمیدان این پنج تا چطوری در خودم تقویت بکنم در همسرم باید چکار کنم این را برای همسرم چطوری جا بیندازم برای دخترم چطوری جا بیندازم برای پسرم چطوری جا بیندازم.@ پس(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) در تبلیغ مبلغ کارش تولید باطن است با ظاهرسازی نمیشود با رفو کردن نمیشود باطن باید تولید بکنیم لذا مبلغی هم میتواند باطن تولید بکند که خودش باطن داشته باشد(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن).@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@