جلسه 006 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
8
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ کتاب درسیتان صفحه 26 و 27 نکات خوبی دارد خودتان مطالعه میفرمایید حتماً خودتان انشاء الله آن را مطالعه بفرمایید از خط پایانی صفحه 27 که وجوه اشتراک همه تعاریفی را که درباره تبلیغ و تبلیغات خواندیم را میفرماید در تمام تعاریف چند محور اصلی به عنوان محورهای اتفاقی و مورد پذیرش همگان وجود دارد.@ کتاب درآمدی بر روشهای تبلیغی پس محورهایی که متفق علیه هستند مشترک هستند در همه تعریفها اینها هستند 1 ـ غرض اصلی در تبلیغ ما القاء یک مفهوم در اندیشه و خاص مخاطب است این خیلی مهم است یعنی شما قبلاً در صفحه 26 جایی که ما نخواندیم راجع به اینکه ما نمیتوانیم یک تعریف جامع و کامل بدهیم به خاطر اختلاف شرائطی که پیش میاید.@ اگر بخواهیم اصلیترین امر در تبلیغ را به آن توجه بکنیم همین عامل هست دقت کنید القاء یک مفهوم در اندیشه و خواست مخاطب یعنی همان معنای لغوی تبلیغ رساندن در عرف میگوییم رساندم توانستم منظورم را برسانم اگر ما بتوانیم آنچه که در نهاد خودمان هست را برسانیم به آن تبلیغ میگویند وسیلهاش دیگر مهم نیست.@ 2 ـ این القاء با تغییر در نگاه و رویکرد مخاطب انجام میشود یعنی قصد ما از تبلیغ این هست اما آیا واقعاً اینطوری هست یعنی ما میتوانیم این را بپذیریم که القاء با تغییر در نگاه و رویکرد مخاطب انجام میشود؟ نه این را حتماً مرقوم بفرمایید کنارش در همان کتاب که این در واقع ایدهآل ماست.@ این خواسته یک مبلغ هست که ایجاد تغییر در نگاه و رویکرد مخاطب داشته باشد و بتواند این تغییر را ایجاد بکند میخواهد که این تغییر را ایجاد بکند قصد تبلیغ این است اما واقعاً همیشه این اتفاق میافتد یا نمیافتد؟ نمیافتد.@ در مورد انبیاء اتفاق نیفتاد در مورد ائمه اتفاق نیفتاد در مورد بسیاری از مبلغین این اتفاق نمیافتد و اساساً در مورد همه مخاطبین یک مبلغ یا یک کار تبلیغی هر چند قوی و مؤثر هم باشد اتفاق هیچ وقت نمیافتد که ما بتوانیم در همه این کار را انجام بدهیم اما قصد ما این هست که ما بتوانیم این تغییر را ایجاد بکنیم.@ در تبلیغ برای رساندن یک پیام از ابزارها و روشهای گوناگونی بهره گرفته میشود این هم خیلی مهم است روشهای سمعی و روشهای بصری است حدوداً کارهای بصری 70% هست سمعی حدود 30% تأثیر دارد لذا شما اگر نگاه کنید وقتی که قرآن کریم روشهای انبیاء را میگوید اینها بیشتر روشهای بصری استفاده میکردند.@ یعنی نشان دادن خود پیغمبر وقتی میخواست یک چیزی را برای دیگران بگوید نشان میداد(صَلوا کَما رَأَیتُمونی اُصَلی) آنطوری که من دارم نماز میخوانم شما نماز بخوانید به من نگاه کنید من چطوری نماز میخوانم نماز میخواند که بقیه ببینند این چطوری نماز میخواند.@ وضو میخواست بگیرد جلوی همه وضو میگرفت بر خلاف خیلی از کارهای تبلیغاتی ما که از روی رساله میخوانیم یا همینطوری فقط توضیح میدهیم یک مبلغ وقتی کلاس وضو دارد باید آب بیاورد خودش وضو بگیرد به بقیه هم بگوید وضو اینطوری گرفته میشود این وضو میشود همه ببینند یعنی چی.@ این یک بچه هم زود یاد میگیرد یک آدم کم حواس یک آدم ضعیف از نظر هوش و حواس هم خوب یاد میگیرد این را تا اینکه بخواهیم هی توضیح بدهیم از اینجا بریزیم آب را اینطوری بشوییم نه یک بار این را یاد بدهیم.@ اهل بیت(ع) روششان بیشتر روش بصری بوده یعنی نشان میدادند پیامبر میخواسته یک چیزی را انجام بدهد میگفت حالا بلند بشویم برویم با هم بیابان یک کاری که مبلغ معلم مربی خیلی خوب است انجام بدهد یعنی آموزش در بیرون از کلاس یا حداقل طوری آموزش بدهند که در صحنههای عملی قادر باشند که بتوانند از آن استفاده بکنند با آن روبرو بشوند.@ عکس تصویر پوستر فیلم ماکت پیامبر یک موقعی زمین را صاف میکرد با چوب روی زمین میکشید برای آنها میگفت ببینید اینطوری روی زمین میکشید با دستان مبارکشان نشان میدادند و بصری این خیلی مهم هست یا اینکه بیابان میرفتند میخواستند یک مفهومی را القاء بکنند میگفت حالا هیزم پیدا بکنید میگفت اینجا هیزم وجود ندارد درختی نیست گیاهی نیست.@ حالا شما بگردید بعد که میگشتند تکهتکه یک ذره جمع میشد آنوقت حجم زیادی هیزم جمع میشد میگفت ببینید گناهان همینطوری جمع میشد اول آدم فکر میکند که نیست ولی بعد همین که میگردد میبیند که چرا خیلی شد.@ پس این ابزار مختلف و روشهای مختلف تبلیغ برای رساندن یک پیام از ابزارها و روشهای گوناگونی بهره گرفته میشود در تبلیغ البته روشهای مشروع دیگر حالا مشخص هست که روشهای نامشروع نه در تبلیغ ما همه اصراری که در تعاریف دینداران بر بیان صرف حقیقت شده از مبالغه و بزرگنمایی استفاده میشود.@ یعنی بالاخره در تبلیغ خطابه است تبلیغ امر کلاسداری نیست آموزش نیست حالا فرقهایش را میرسیم فرقش با آموزش چیست تبلیغ است در تبلیغ طرف دارد سخنرانی میکند کلاس درس میگذارد به هر حال در آن ممکن است یک مقدار مبالغه وجود داشته باشد که اشکالی هم ندارد.@ از مبالغه و بزرگنمایی استفاده میشود که البته ممکن است در شرائطی این مبالغه به ادعایی فراتر از عادت و امکان غلو بیانجامد این هم وجود دارد یکی از آفتهایش همین است که باید این دقت بشود اما اصل مبالغه نه اشکالی ندارد ولی باید این دقت را داشته باشیم که به غلو منجر نشود.@ ولی در جاهایی چنین نشود ولی لزوماً برای پذیراندن یک مطلب به مخاطب و بیرون کشیدن او از فضایی که در آن قرار گرفته است بهرهگیری از روشهایی برای تأثیرگذاری بیشتر که گونهای از بزرگنمایی است ضروری است باید گاهی وقتها اینها را خوب در ذهن و دل مخاطب جای بدهیم در تبلیغ از این روش استفاده میشود.@ این مرز مرز خیلی باریکی هست من در موردش توضیح بدهم گاهی وقتها افراد چون درد دین دارند میخواهند یک مطلبی را بیان بکنند گاهی وقتها آنقدر اغراق میکنند که دیگر واقعاً یا غلو میشود یا زیادهروی میشود بیماری وسواس که خیلی از همین معلمان و مبلغان به جان افراد میاندازند همینطوری هست.@ مثلاً میخواهند بگویند دوبار آب را بریزید میخواهند خیلی کار را مقدسش بکنند محکمش بکنند میگویند سه بار اگر یکبار کافی باشد میگوید دوبار مثل آن بنده خدایی که در قرآن آیه آمده بود آیه قرآن هست(شَغَلَتنا) یعنی ما را مشغول کرد گفت قرآن که غلط ندارد این را باید درستش بکنید(شَدرسنا) این را بالاخره اینجا را هم درست کردند.@ حالا ما گاهی وقتها اینطوری میکنیم یعنی یک وسواس میاندازیم به جان دیگران میخواهیم مسئله را خوب جا بیندازیم بگوییم مطلب خیلی مهم است و افراد را از بیقیدی و لاابالی در بیاوریم سفتش میکنیم خیلی سفتش میکنیم بعضیها یک همچین تحملی را ندارند.@ همچین امکانی برایشان وجود ندارد که بتوانند آنطوری که این مبلغین میگویند دین را قبول بکنند در مقوله حجاب در مقوله استفاده از رنگها شما الان ببینید خیلی جاها رنگ را حرام میدانند میگویند از این رنگ خانمها نباید استفاده بکنند مثلاً شما ببینید کجا دین این آمده اصلاً دین این را گفته نگفته.@ ما میاییم یک چیزی را درست بکنیم یک چیزی را خراب میکنیم خیلی زیادهروی میکنیم بله رنگ آنطوری که جلف نباشد آنطوری که تحریککننده نباشد آنطوری که حالا فرض بفرمایید که نظر را جذب نکند بخواهد طرف متوجه اندام و صورت یک کسی بشود اشکالی ندارد.@ حالا ما یک دفعه میاییم برای اینکه این وسط را نمیتوانیم نگه بداریم یک دفعه میگوییم اصلاً از روسری رنگی استفاده نشود حجاب رنگی استفاده نشود کفش رنگی استفاده نشود جوراب رنگی استفاده نشود مانتو رنگی استفاده نشود یک دفعه همه را درجا حرام میکنیم برای مخاطبین خودمان این هست این متأسفانه هست.@ شما در همه جا این افراط را داریم از بالا تا پایین این را دیگر من خیلی سربسته گفتم از بالا تا پایین ما این افراط را داریم هست در زندگی مبلغین خودمان در زندگی بزرگان خودمان تا پایین این مشکل متأسفانه وجود دارد البته بعضیها نه همه.@ به هر حال همین امر مبالغه باعث شده که الان در مجموعه آموزههای دینی چه در احکام و چه در اخلاق و چه در عقائد چیزهایی گفته بشود که واقعاً در اسلام وجود ندارد و یکی از کارهای مهمی که یک مبلغ باید انجام بدهد باید به این مسئله دقت بکند که واقعبین باشد و بتواند با ریاضیات دین آشنا باشد.@ شما الان نگاه کنید حضرت امام(س) در مورد موسیقی چه فرمودند مقام معظم رهبری در مورد موسیقی چه فرمودند خیلیها الان موسیقی را حرام میدادند مطلق را موسیقی را حرام میدانند صدا و سیما را مثلاً حرام میدانند این قسمتش را تلویزیون و رادیو را که اینها را گوش نکنند.@ بالاخره افراط ممکن است در صدا و سیما پیش بیاید آنها کارشناس و مجتهد نیستند شاید هم بعضی وقتها قیدی هم به این نباشد که حتماً موسیقی مشروع پخش بشود اما اینکه ما مطلقاً یک دفعه یک چیزی را حرامش میکنیم به این شکل با اینکه سندیت ما حجت داریم آقا ولی فقیه فرمودند مشترک هست موسیقیها بعضیهایش حلال است.@ چرا یک دفعه همه را حرام بکنیم و بعد هم فرمودند آقا موسیقی شخصی است یک امر کاملاً شخصی است در مورد موسیقی یادم باشد انشاء الله هفته بحث موسیقی خودمان را به عزیزان بگوییم یک امر شخصی است واقعاً ممکن است یک کسی با یک موسیقی اصلاً هیچ انحراف و مشکلی پیدا نکند.@ یک کسی کم ظرفیت هست ممکن است اینطوری بشود همانطور که غذا اینطوری است موسیقی مثل سیبزمینی و پیاز میماند مثل بادمجان و گوجه میماند که به یک کسی میگویند گوجه نخور گوجه حلال است بادمجان حلال است میگویند آقا نخور برای تو سازگاری ندارد شما نباید چربی بخوری نباید نان بخوری برنج برای شما حرام است واقعاً.@ الان شما بروید پیش پزشکان خیلیها میگویند برنج برای شما اصلاً جایز نیست این هم حرام است حلال است اصلش برای تو خوب نیست موسیقی هم اینطوری است واقعاً یک امر شخصی است.@ بگذریم از بعضی از اقسام موسیقی که متناسب به قول حضرت آیت الله جوادی آملی میگویند موسیقی اگر متناسب مجالس تبهکاران باشد حرام است مگر ما چقدر موسیقی داریم که مناسب مجالس تبهکاران باشد یا مفسدان باشد اینطوری نیست.@ اینقدر موسیقیهای فطری خوب تولید شده در این سی سال قصد خوب آهنگ خوب شعر خوب اجرای خوب ولی به هر حال همان خوبش هم ممکن است مثل گوجه و بادمجان مثل برنج و نان که برای بعضیها حرام است همان هم ممکن است برای بعضیها حرام باشد.@ تندتر از آن ممکن است برای یک کسی حرام نباشد یک کسی سرد مزاج است یک کسی گرم مزاج است یک کسی که گرم مزاج هست باید فلفل نخورد بدنش جوش میزند خارش پیدا میکند مشکلات پیدا میکند این نباید استفاده بکند.@ یک کسی نه سرد مزاج است این حالا هر چه هم گرمی هم به او بدهی طبیعی هم هنوز به راحتی طبیعی نیست یک دفعه میایی میگویی همه حرام است اصلاً این موسیقیها کلاً حرام است این را خاموش کن حرام است نه اینطور نیست خیلی وقتها هست که موسیقی هیچ اشکالی ندارد پخش بشود هیچ اشکالی ندارد گوش داده بشود.@ از حالت طبیعی یک چیزی خارج میشود ما که مبلغیم هیچ یعنی خیلی آن بزرگان ما مراجع عظام حفظه الله تعالی آنها هم وقتی یک چیزی را خدای نکرده بخواهند از حالت طبیعی خارج شده بگویند کسی به حرفشان گوش نمیکند.@ یعنی وقتی یک چیزی غیر طبیعی شد خودبهخود به آن عمل نمیشود میگذارندش کنار اینطوری هست میگویم کلاً عموم مردم به آن اهمیت نمیدهند عموم مردم به آن توجه نمیکنند کنار میگذارندش.@ این خیلی مهم است که مبلغ وقتی میخواهد حرفی بزند چیزی را بیان بکند یک چیزی را بگوید که به هر حال آن امت وسط که ما هستیم رعایت حد وسط بشود افراط نداشته باشیم پس مبالغه مرزش خیلی حساس است اگر یک جایی قرار است مبالغه بشود باید یک طوری مبالغه بشود که به جایی برنخورد.@ یعنی این هدف از مبالغه که القاء حق هست انجام بشود اما از آن طرف مشکلی ایجاد نشود در تبلیغ آگاهی در مرحله بعدی و جانبی قرار دارد و آنچه اولویت دارد القاء یک باور یا اندیشه به دیگری است یعنی در تبلیغ ما میخواهیم افراد را تحت تأثیر قرار بدهیم.@ این امر مشترک بود در بین همه تعریفات میخواهیم القاء بکنیم یک چیزی را این که حالا آموزش بدهیم الان جای آموزش شاید نباشد نمیخواهیم یک چیزی را آموزش بدهیم میخواهیم یک حسی را ایجاد بکنیم یک فکری را ایجاد بکنیم یک حالتی را ایجاد بکنیم.@ آگاهی در مرحله بعد و جانبی قرار دارد و آنچه اولویت دارد القاء یک باور و اندیشه به دیگری است چه وی از عمق آن باور آگاهی یابد یا خیر فقط میخواهیم این مسئله را جا بیندازیم همین محور تمایز بخش آموزش و تبلیغ است در آموزش ما میخواهیم یک درسی را آموزش بدهیم.@ الان فرض بفرمایید به شما یک کلاس در دانشگاه دادند یک واحد درسی به شما دادند در دانشگاه مثلاً فرض بفرمایید دو واحد مثلاً عقائد بگویید آموزش بدهید اخلاق بگویید شما برای همین هم کلاسهایی که آموزشی هست اثرپذیریش خیلی کمتر از کلاسهایی هست که تبلیغی هست.@ الان مثلاً شما فرض بفرمایید چند واحد معارف چند واحد اخلاق در دانشگاه گذاشتن واقعاً مؤثر بود یعنی واقعاً مؤثر هست این خانم با همان بیحجابی و بدحجابی خودش میرود سر کلاس اخلاق مینشیند دو واحد اخلاق هم پاس میشود حالا در این واحدهای اخلاقی حرف از آخرت تزکیه تربیت تعلیم قوانین خدا شده هیچی اصلاً تأثیری ندارد.@ چون استاد آنجا کارش آموزش است درس دادن است دارد درس میدهد میگوید این مطلب یعنی این را میخواهد بگوید این را هم شما سر جلسه امتحان بدهید تمام است نمرتان هم بیست هم بشوید لذا کسانی میایند امتحان میدهند که بهائی هستند اصلاً اعتقادی ندارند به این حرفها میایند امتحان میدهند 20 هم میشوند.@ یک مهندسی ما داشتیم گهگاهی میامد به ما سر میزد مؤسسه یک موقعهایی کامپیوترها خراب بود دستی میکشید این مسلمان نبود میگفت که من محلهمان هر کسی میرود قرائت قرآنشان با من است یعنی من میروم مسجد مینشینم قرآن میخوانم قاری هم قاری خیلی خوبی هم بود قرآن قرائت میکرد آن مجالس محله کسی میرود من میروم مسجد مینشینم برای همه قرائت قرآن میکنم.@ مجلس را اداره میکنیم و میاییم دیگر کارش این است ولی اصلاً این بنده خدا مسلمان نبود ولی آدم بسیار اخلاقی بسیار نسبت به دین خودش معتقد بود رعایت هم میکرد مثلاً از خارج میامد گهگاهی یه سری به ما میزد یا مثلاً ایران بود یک سری به ما میزد کاری هم میکرد هیچ پولی هم نمیگرفت.@ اینطوری است شما ببینید طرف دینش با دین ما مخالف است میگوید من این واحد درسی را میخواهم بگذرانم من در آموزش و پرورش سراغ دارم یکی از آشنایان ما میگفت که نمره اول دینی و قرآن ما یک زرتشتی است یعنی مسلمان نمره اول نیاورده.@ گفتم مگر میگذارند زرتشتیها بیایند این کتاب را بخوانند گفت خودش داوطلب شده گفته من میخواهم بیایم امتحان بدهم میخواهم این درسها را هم بگذرانم رو کم کنی بوده خلاصه آمده به مسلمانها بگوید من دین شما را بهتر از خودتان بلدم من با این پدیده بارها روبرو شدم.@ پس آموزش یک امر است تأثیرگذاری یک امر دیگری است تبلیغ یک امر دیگری است ما در تبلیغ به دنبال این هستیم که شخص دارا بشود فقط دانایی نمیخواهیم ایجاد بکنیم لذا یک کسی که یک دفعه میاید مثلاً یک کتاب درسی یا یک نوار میگیرد.@ دیدید بعضیها میایند از پای درس یک استاد شرکت میکنند گاهی وقتها من هم گفتم در کلاس من اصلاً راضی نیستم یک کسی این کار را انجام بدهد درسهایی که داریم میایند مینشینند این درسها را یاد میگیرند بعد میروند آنها را برای بقیه میگویند کلاسداری میکنند همانها را یاد میگیرند همانها را هم میروند میگویند.@ من میگویم این را زمانی بگو که خودت به آن عمل بکنی خودت معتقد باشی دیگر جزء باورهای خودت شده باشد چون همین که یک قانونی ما داریم که 2×2 یک قانون هست یا نه؟@ خدا هم اصلاً یک کسی که حرفی را بدون باور خودش بدون روح خودش بدون اینکه این حرف با عمل خودش یکسان شده باشد و جزء دارایی شخص شده باشد بیان بکند هیچ تأثیری در دیگران ندارد قطعاً ندارد فقط یک آموزش صرف میشود.@ باید هر کس باور بکند چیزهای خودش را این چیزی را که میخواهد بیان بکند را نرود بیان بکند آن را که قرار است برود بیان بکند یک موقع هست میگوید میخواهم آموزش بدهم برو آموزش بده یک کلاس برایش گذاشتن که قرار است یک چیزی را آموزش بدهد اما اگر قرار است تحولی ایجاد بکند تغییری را ایجاد بکند به قلب چیزی را برساند باید از خود قلب حرکت بکند.@ اگر میخواهید به ذهن برسانید از ذهنتان هم حرکت کند کافی هست یعنی از عقلتان از ذهنتان حرکت کند به ذهن میتوانید برسانید اما اگر میخواهید به قلب برسانید باید از قلب حرکت کند حتماً.@ چون در آموزش غرض اولیه آگاهی دادن و یا آموختن راههای رسیدن به آگاهی است ولی در تبلیغ تسلیم شدن و پذیرفتن است حالا ممکن است یک سؤال پیش بیاید برای شما که این سؤال را هم جواب میدهیم این که بالاخره الان وضعیت یک طوری شده که تدریس با تبلیغ آمیخته شدند ما یک جاهایی باید هم آموزش بدهیم هم تبلیغ بکنیم.@ در ضمن اینکه داریم آموزش میدهیم تبلیغ بکنیم خیلی وقتها میخواهیم یک سخنرانی بکنیم حالا این سخنرانی بالاخره چیست دعوت است موعظه است تبلیغ است آموزش است کدام است کلاس است کدام است بالاخره؟ یعنی الان فرض بفرمایید شما میخواهید بروید در یک فضایی دعوتتان میکنند میگویند آقا ده جلسه شما بیایید اینجا این بحث را داشته باشید.@ این بحث را داشته باشید یعنی چی این بحث را داشته باشید یعنی به نیت تبلیغ میخواهید بروید ما میخواهیم چکار بکنیم اینجا اینجا خیلی مهم است این مسئله که الان این که الان من را دعوت کرده برای چی من را دعوت کرده میخواهد بیاید من یک دوره آموزش بدهم.@ مثلاً میگوید آقا بیایید آموزش خانواده از محیطهای خیلی مهم است سازمانی هست پول کلانی هم گرفته موظف است یک دوره آموزشی بگذارد مثلاً در مورد مسائل خانواده و تربیت یک استاد دعوت میکنند میگویند آقا شما بیایید آموزش بدهید اینجا.@ بعد میبینید عملاً در رفتارهای اینها با همسرانشان هیچ تغییری ایجاد نمیشود اما آموزش داده شده یا داده نشده؟ داده شده، برای چی تغییر در رفتار ایجاد نشده پذیرشی ایجاد نشده؟ برای اینکه اینها فقط میخواستند مطلب را به ذهن برسانند گفتند فلان استاد بیاید از فلان جا این درس را آموزش بدهد.@ یک موقع هست نه یعنی آن شخصی که این کلاس را برقرار میکند و حتی کسانی که شرکت میکنند در این کلاس نیامدند تغییری بکنند نیامدند تغییری انجام بدهند در خودشان آمدند یک چیزی را یاد بگیرند.@ این که در درس بسیاری از اساتید اساتید اخلاق هم افرادی مینشینند و توجه نمیکنند و تغییری ایجاد نمیشود این هست که این شخص رفته در این کلاس نشسته از اول بنای تغییر یعنی بنای مبارزه با خودش درگیری با خودش گرفتن یقه خودش را ندارد.@ فقط رفته اطلاعات کسب بکند دانش بگیرد نمیخواهد یک تغییری در وجود خودش ایجاد بکند مجری هم دنبال همچین کاری نیست مجری است پروژه گرفته میخواهد این را اجرا بکند حالا چه کسی بیاید برایش مهم نیست میگوید ببین کدام یک از اساتید میاید.@ خیلی وقتها من دیدم میگویند که ببین چه کسی ارزانتر میگیرد چون پروژهای گرفته بودجه به او دادند این میخواهد بگوید که من آموزش خانواده گذاشتم تربیت کودک گذاشتم مثلاً قرآن گذاشتم اخلاق گذاشتم چی گذاشتم بعد میبیند که اگر میخواهد به یک استادی که بتواند حسابی حرف بزند یا مؤثر باشد هزینه یک همچین استادی بکند خیلی گران در میاید.@ میگوید خودم میخواهم کاسبی بکنم یک کسی را پیدا بکنید که بیاید بگوید حالا هر چی یک کسی را پیدا بکنید بیاید یک چیزی بگوید او اصلاً دنبال ایجاد تغییر نیست.@ من یادم تلویزیون برنامه داشتم این برنامه برای خارج از کشور بود بعد غیر از یک نفر از دستاندرکاران شاید 20 نفر در این تولید برنامه من شرکت میکردند تهیهکننده و کارگردان و فیلمبردار و گریمور و صدابردار در آن مجموعه یک نفر یا دو نفر بیشتر نماز نمیخواندند.@ بحث چه بود؟ یعنی من بودم کوچک من بودم بین اساتید دیگر همه از من بزرگتر بودند و قویتر و موفقتر و اینها اینها را دعوت کرده بودند آنجا یک دوره بحثی یک مجموعه جلسات هر کدام یک موضوع بگویند ولی اینها اصلاً همان آدمهایی که بودند.@ یعنی این یک طرحی را به او دادند گفتند این برنامه را تولید بکن دیگر کاری ندارد که واقعاً این محتوا میخواهد چه چیزی را منتقل بکند مثل بازیگر که به او بگویند این نقش را بازی کن حالا نقش یک زن پاکدامن مؤمنه را بازی میکند ولی خودش بعد از اینکه از گریم میاید بیرون بدحجاب بیرون میرود اصلاً نماز هم نمیخواند.@ این را باید خیلی دقت بکنیم که در تبلیغ وقتی میگویند امر تبلیغ یعنی ما میخواهیم یک تغییر رفتاری یک حالت از دانایی به دارایی ایجاد بکنیم علت اینکه یک تعدادی از افراد هم بعد از یک مدت خسته میشوند همین است برای اینکه اطلاعاتشان زیاد میشود تحولی ایجاد نمیکنند نورانیتی در وجودشان نمیاید بعد از جلسه میبرند.@ میگویند ما خسته شدیم رفتیم آنجا نشستیم میدانیم چه دارد میگوید گاهی وقتها میگویند حرفها حرفهای تکراری است چون این از اول نمیخواهد تحول ایجاد بکند یک کسی که میرود به قصد تحول یا یک کسی که حرفهایش واقعاً تحول ایجاد میکند.@ خیلی وقتها افراد هستند حرفهایشان تحولی ایجاد نمیکند چون خودشان هم فقط برای آموزش دادن آمدند اصلاً رفتند دوره دیدند دوره تبلیغ دیدند دوره طلبگی دیدند دورههای خاص آموزشی دیدند واقعاً مهارت داردند ولی اینها فقط بدرد آموزش میخورند ولی چیزی از کلاس اینها نورانیتی قدرتی تحولی دارایی بوجود نمیاید.@ پس مبلغ باید اینها را تفکیک بکند که اگر من میخواهم مدرس باشم معلم باشم یا میخواهم مبلغ باشم این خیلی مهم است تکلیف خودش را باید با خودش روشن بکند. 6 ـ در تبلیغ از عنصر احساس و عواطف بیش از استدلال و منطق استفاده میشود چون هدف جذب مخاطب است از امور احساسی و عاطفی بیشتر استفاده میشود.@ نه منافاتی ندارد بهتر این هست که استاد بحثهایش آموزش باشد حرفهای جدید داشته باشد ولی بتواند از عنصر عواطف و احساسات هم استفاده بکند اینجا یک مطلب خیلی مهم که وجود دارد که خیلی دقت لازم دارد این را توضیح بدهم.@ ببینید گاهی وقتها ما میخواهیم بیاییم یک امر تبلیغی را با یک امر آموزشی قاطی بکنیم امروزه الان خیلی هست مُد شده میگویند استاد شما میخواهی بیایی درس بدهی این عناوین درست را به ما بده ما بدانیم شما چه میخواهی درس بدهی در واقع او که به یک استاد میگوید عناوین درست را به من بده چه میخواهی درس بدهی این دنبال آموزش است این آدم دنبال تغییر و تحول نیست.@ اصلاً نمیفهمد فرق بین تبلیغ و آموزش را هر چه استاد میگوید آقا من نمیتوانم عناوین درسی را الان به تو بدهم چون نمیدانم قرار است کلیاتش را میدانم قرار است چه بگویم میخواهم راجع به این موضوع صحبت بکنم موضوع بحثم و کلیاتش مشخص است.@ اما من نمیخواهم بیایم آموزش بدهم من میخواهم بیایم یک تحولی را ایجاد بکنم در رفتار دیگران آموزش خانواده است آموزش تربیت کودک است یک امر اخلاقی است بعضی وقتها تلویزیون میگوید شما چه میخواهی بگویی بگو ما این بحثها را جلوتر بدانیم زیرنویس بکنیم این استاد را خفهاش میکند این کار.@ یعنی استاد مجبور است آن چیزی را که قبلاً گفته را بگوید دیگر این چیزی تحول ایجاد نمیکند استاد الان میخواهد وارد یک امر احساسی بشود وارد یک امر عاطفی بشود میخواهد یک ربع ده دقیقه بیست دقیقه گریز بزند اصلاً میخواهد گریه بکند میخواهد بگریاند.@ میخواهد اصلاً برود آسمان میخواهد برود کربلا میخواهد برود عرش میخواهد برود پیش امام زمان دیگر خفگی دارد علت اینکه این همه ما آموزش در سطح کشور در تلویزیون ببینید ما چقدر آموزش داریم زیاد شده اما تحول و دارایی چی این مشکل کار است.@ که آقا اگر ما بخواهیم یک جایی تحول ایجاد بکنیم تغییری ایجاد بکنیم افراد به یک دارایی برسند بعد از این کلاس خانواده بعد از این کلاس تربیت کودک واقعاً بروند دنبال تربیت کودک واقعاً بخواهند در خانوادشان تحولی ایجاد بشود این هست که ما باید امر تبلیغ را با امر تدریس جدا بکنیم.@ حالا فکر بکنید چقدر سخت است یک معلم باید هم کار تدریسی انجام بدهد و هم کار تبلیغی این هنر یک مبلغ است و یک مدرس است و یک معلم است که معلم باید درسش هم زمزمه محبت باشد هم دارایی ایجاد بکند تبلیغ باشد هم تدریس باشد.@ یعنی هم درس را گفته باشد در واقع و هم تأثیرگذاری داشته باشد رسیدن به این ترکیب کار خیلی سختی هست یعنی شخص باید خیلی زحمت بکشد هم روی خودش هم روی مجموعه کاری که بتواند واقعاً یک چیز را ایجاد بکند که آقا من اگر میخواهم هم درس بدهم میخواهم درس بدهم.@ میخواهم یک چیزی را درس بدهم اما فقط نمیخواهم بیایم درس بدهم من شهوت درس گفتن ندارم که دیگران هم صرفاً موش آزمایشگاهی من نیستند یا موظف نیستند که بیایند بنشینند فقط همین را گوش بکنند حتی اگر توقعی هم ندارند حقی دارند ممکن است خودش توقعی نداشته باشد.@ ولی حقش واقعاً این هست که به یک نورانیت به یک قدرت به یک دارایی به یک تحول برسد این را باید خیلی دقت بکنیم چون بالاخره جلسه جلسه تبلیغ است جلسه تدریس است باید چکار بکنیم میگوییم مگر شما این درسها را در مدرسه نخواندید میگوید چرا مدرسه معلمان همه را به ما درس داده در دوره راهنمایی و دبیرستان درس داده.@ درس داده کلمه را نگاه کنید درس داده اما اصلاً این معلم خودش هزار جور پژمردگی و افسردگی داشته مبلغ هست سخنران هست کلاس میگذارد اما خودش اصلاً گرم نیست نورانیت ندارد قدرت ندارد شادی ندارد آرامش ندارد فقط بلد است خوب حرف بزند خیلی خوب میتواند القاء بکند خیلی خوب میتواند درس بدهد.@ میگوید من روابط عمومیم خیلی خوب است القاء مطلبم خیلی خوب است خوب میتوانم درس بدهم خوب میتوانم القاء بکنم خوب میتوانم یک چیزی را جا بیندازم آقا تحولی هم میتوانی ایجاد بکنی نورانیتی قدرتی اشتیاقی توبهای آشتی میتوانی ایجاد بکنی یا نه؟@ این را باید خیلی به آن دقت بکنیم که اگر به آن دقت نکنیم هم در کارهای خودمان خیلی اشتباه میکنیم ما یک عمر داریم فقط درس میدهیم ولی تبلیغی صورت نمیگیرد تبلیغی با همین تعریفی که داریم اینجا میکنیم و الا حالا بعداً میرسیم که تبلیغ ترکیب همه اینها هست تبلیغ هم موعظه دارد هم دعوت دارد هم آموزش دارد و هم ایجاد تحول دارد.@ پس به این قسمت خیلی خوب توجه بکنید چند تا کارآیی داشت این بحثی که الان کردیم یکی اینکه در اجراها مجریان باید دقت بکنند باید به مجری بفهمانی آقا از من توقع نداشته باش که من بیایم همین امروز همه عناوین بحثم را به تو بدهم.@ اگر یک کسی به من بگوید آقا مثلاً بیا دو جلسه حسادت بگو الان سازمانها اینطوری است میگویند این استاد را دعوت میکنند میگویند آقا بیا این درسها را آموزش بده استاد اینها شانزده جلسه دارند هشت تا ماده درسی گذاشتیم جلوی شما هر دو جلسه یک واحد درسی را منتقل بکنید این آموزش است.@ مثل کاری که در دانشگاهها الان میکنند کلاسبندی میکنند میدهند دست استاد میگویند برو حسادت درس بده در همین جلسه حسادت را تمام بکن آقا من میخواهم حسادت را معرفی بکنم یا میخواهم یک کاری بکنم که این حسود نباشد.@ من یک موقعی دانشگاه دعوتم کردند یک کتاب اینقدری بود به من دادند کتاب اخلاق بود بعد 37 تا درس اخلاقی داشت این کتاب اگر اشتباه نکنم گذاشتند جلوی من بیا این را درس بده این هم ترمی که باید درس بدهی برای اینها این است من رفتم این کتاب را نگاه کردم گفتم آقا من از این 37 درس 16 تا را بیشتر درس نمیدهم میخواهید میایم نمیخواهید نمیایم.@ وقت آموزش ندارم اگر میخواهید کلاسداری بکنم برایتان من فرصتش را ندارم گفتم من 16 تا را از این 37 را میتوانم درس بدهم چون فقط 16 تا را عمل میکنم بقیه را اصلاً عمل نمیکنم اصلاً نمیدانم چی هست این این که شما دادید مفهوماً میدانم چیست خوب هم میتوانم درس بدهم.@ ولی در من نیست اینهایی که شما نوشتید من نمیتوانم اینها را درس بدهم میخواهید میایم نمیخواهید نمیایم آنها هم یک ذره سبک و سنگین کردند چون واحد درسی تعیین کردند گفتند باید در یک ترم گذرانده بشود یک اشتباه بزرگی که دارد اتفاق میافتد همین است این باید گذرانده بشود.@ پس اینها میخواهند که اینها درس یاد بگیرند آشنایی و آموزش است اصلاً تحول قرار نیست ایجاد بشود خدا خیرشان بدهد آدمهای خیلی فهمیدهای بودند آن مجموعهای که آنجا بودند خیلی آدمهای فهمیدهای بودند گفتند باشد شما بیا همین کار را بکن.@ الان هنوز که هنوز است من با آن کارشناسانی که از اساتید هستند از نخبگان کشور هستند برخورد میکنم میگویند آقا آن درسها برای ما خیلی غنیمت بود ما در زندگیمان خیلی نقش داشت این قسمتش را نمیخواهید بخوانید امتحانش را هم نمیخواهید بدهید همین چند تا را فقط این که من میتوانم بگویم به شما همین را با هم کار بکنید.@ بقیه را از 37 تا 16 تا را من فقط توانستم بگویم بقیه را حذف کردم این تأثیرگذار است این علاوه بر اینکه دارد آموزش میدهد یک تحولی را هم ایجاد میکند در طرف مقابل اما اگر ما بگوییم حالا این درس را بخوانیم یاد گرفتید این مفهومش این است.@ حضرت اینطوری فرمودند آقا اینطوری فرمودند امام زمان اینطوری فرمودند امام صادق اینطوری فرمودند فلان عالم اینطوری میگوید خداحافظ شما امتحانتان هم هفته آینده اینطوری هست تستی است یا تشریحی همه دنبال همین هستند پس به این نکته خیلی دقت بکنید.@ اگر قرار است واقعاً کتاب درسی هم انتخاب بشود متنی هم انتخاب بشود ما حواسمان باشد که آمدن کتاب درسی و متن مشکلی را حل نمیکند خوب است کتاب درسی متن اینها خوب است.@ ولی باید حتماً یک تحولی را بتوانیم ایجاد بکنیم اینکه الان در بسیاری از دانشگاهها آموزش و پرورش کلاسهای تربیتی اتفاق نمیافتد این هست که به این نکته باریک توجهی نمیشود 7 و 8 دیگر بماند توضیح دارد وقتمان هم تمام شده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@