اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ این جلسه در رابطه با ارزش و اهمیت تبلیغ هست و انشاء الله جلسه بعدمان درباره ادامه بحث هفته گذشتهمان که اصطلاح تبلیغ بود تعاریف لغوی و اصطلاحی تبلیغ. جایگاه تبلیغ در آموزههای دینی ما چیست؟@ من یک تعدادی از فرمایشات معصومین(ع) را انتخاب کردم که خدمت شما تقدیم میکنم و هم به ارزش کار پی ببریم و اهمیت این کار که چقدر عظمت دارد در درگاه الهی و هم آفتهایش را خوب بشناسیم که چه خطرات و آفتهایی میتواند برای خود ما مبلغین داشته باشد.@ من زمانی که میخواستم طلبه بشوم یادم هست رسیدم خدمت یکی از اهل دل خودشان هم روحانی بودند آن موقع شاید 16 ـ 17 سالمان بود میخواستیم طلبه بشویم ایشان یک جمله خیلی خوبی فرمودند فرمودند که طلبگی خیلی سود دارد خوب سود میدهند بیشترین سود را دارد و خوب هم چوب میزنند بیشترین چوب را دارد.@ پس هر دو طرفش هست هر که بامش بیش برفش بیشتر ثوابش و اوجش و سرعتش و قربش خیلی زیاد است در عین حال خطراتش هم خیلی زیاد هست برای همین ما در مجموعه بحثهایمان هم راجع به اهمیت این مسئله سخن خواهیم گفت هم در رابطه با آفاتش.@ قاعده اول این هست که هیچ حرکتی نیست مگر این که انسان در انجام آن احتیاج به شناخت داشته باشد اصل ضرورت شناخت(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلا مَعرِفَۀٍ) امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که هیچ حرکتی هیچ چیزی نیست هیچ عملی نیست مگر اینکه انسان در آن احتیاج به معرفت دارد.@ در مقطع اول معرفت را شناخت معنا میکنیم ولی معرفت بالاتر از شناخت نظری هست قرآن میفرماید(وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً) خداوند شما را از شکم مادرتان خارج کرد در حالی که چیزی نمیدانستید.@ برای شما چه چیزی قرار داد خداوند میفرماید(السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ) سمع و بصر گوش و چشم و دلها را قرار داد که شاکر خداوند تبارک و تعالی باشید پس انسان وقتی میاید ابتدائیترین اطلاعاتش را هم از طریق آموزش بدست میاورد هیچ اطلاعاتی نیست که نیازی به آموزش نداشته باشد.@ این را باید حتماً از طریق آموزش بدست بیاورد برای همین دانش برای حیطههای مختلف زندگی انسان یک ضرورت هست حالا میخواهد حیطههای جمادی باشد حیطههای نباتی باشد حیطههای حیوانی یا عقلانی یا فوق عقلانی آخرتی و ابدی در هر صورت اطلاعات بسیار بسیار مهم است علم فوقالعاده ارزشمند هست.@ حدیث اول را من برایتان میاورم در رابطه با ارزش دانش هست از امیرالمؤمنین(ع) هست فرمود(رَأسُ الفَضائِلِ اَلعِلم وَ غایَۀُ الفَضائِلِ اَلعِلم) سرآمد برتریها دانش است نقطه پایان فضیلتها هم دانش است.@ خیلی مهم است این فرمایش فضیلت یعنی برتری قیمتهای آدمها به دانش آنهاست به میزان اطلاعاتی که دارند البته این در مرحله نخست هست و غایت فضائل هم این هست که انسان در پایان فضائل هر چقدر اوج بگیرد باز هم به علم میرسد.@ آنچه گیرش میاید علم هست که روح بینهایتطلب انسان عاشق علم و علم مطلق هست و اساساً انسان از اینکه چیزی را نداند خیلی زجر میکشد و دوست ندارد هیچ مجهولی داشته باشد لذا غایت فضائل هم علم هست یعنی انسان در حرکت به سمت ابدیت و جاودانگی از چیزی که نمیتواند بگذرد این هست که علم گیرش نیاید.@ لذا یکی از چیزهایی که در بهشت دائماً انسان به دنبالش هست و چه در نظام برزخی چه در قیامت و بعد از قیامت طالب آن هست این هست که میخواهد دائماً از رمز و راز خلقت بینهایت الهی خبردار باشد و هیچ اطلاعات و علمی نباشد که انسان نداشته باشد.@ فرمایش بعدی باز از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(یَتَفاضَلُ النّاس بِالعُلوم وَ العُقول لا بِالاَموال وَ الاُصول) میفرماید که تفاضل چون آنجا فرمود(رَأسُ الفَضائِل اَلعِلم) حالا در فضیلت و برتری چه کسانی از همه بالاتر هستند؟@ مردم چطوری ارزیابی میشوند؟ برتری مردم به یکدیگر به دانش و خردها هست که حالا با توجه به علم و عقل در بحث کاربردی امروزمان توضیح خواهیم داد جزء ابعاد شخصیت انسان(لا بِالاَموال وَ الاُصول) تفاضل مردم به تبارها نیست اینکه بچه چه کسی باشیم مهم نیست.@ مگر اینکه از آن کمالی که والدین ما دارند یا اصول ما دارند چیزی گیر ما آمده باشد پس برتری انسانها به این هست که چه میزان علم دارند و چه میزان عقلانیت دارند علم اطلاعات هست که به وسیله هوش به دست میاید و عقل شناخت بایدها و نبایدها در عمل به کار ما میاید.@ که به وسیله علم افزایش پیدا میکند علم تقویتکننده عقل هست پشتیبانیکننده از عقل هست بعد میفرماید تفاضل مردم به مال و اصل نیست اصول نیست این چیزی که الان توهمی افتاده در آخرالزمان روایت داریم که شیطان در دو زمان بیشترین حمله را به بشر میکند بیشترین ظهور را برای بشر دارد.@ یکی در زمان حضرت سلیمان(ع) هست که درگیری مستقیم با مردم پیدا کردند آنقدر ظهور پیدا کردند که نازل شدند و درگیر شدند یکی هم زمان امام زمان(ع) هست قبل از ظهور هر چقدر به ظهور ما نزدیک میشویم درگیری شیطان با انسانها بیشتر خواهد شد.@ و الان آنچه که خیلی دارد سروصدا میکند این هست که مردم را به کمالات جمادی و نباتی و حیوانی سرگرم میکند یعنی کمالات جمادی ثروت پول مسائل مادی و کمالات گیاهی خورد و خوراک و تولیدمثل و زیبایی و تجملات و کمالات حیوانی که زیاد هست ما انشاء الله در بحثهای تخصصیمان اینها را برای شما مفصل خواهیم گفت.@ و دارد غافل میکند مردم را و نقش مبلغ چیست یکی از نقشهایی که مبلغ باید داشته باشد این هست که یک مبلغ باید قیمتها را به مردم بدهد به جای اینکه زیاد از بحثهای متفرقه استفاده بکند نصیحت بکند موعظه بکند بحثهای خیلی کلی بیان بکند یک مبلغ موفق این هست که در کمترین زمان بتواند قاعده دست مخاطب خودش بدهد.@ یعنی بتواند ذهن و عقل مخاطب خودش را قاعدهمند اصولمند و با یک دریافت بیشتر اطلاعات اقناع بکند پس هر چقدر شما بتوانید قاعدمند صحبت بکنید اصولی صحبت بکنید مخاطبین شما بیشتر لذت میبرند بیشتر احساس رشد میکنند کثرت پیدا میکنند هم عوام خوب میفهمند و هم خواص نمیتوانند حرفهای شما را انکار بکنند.@ لذا حتماً یکی از شرائطی که یک مبلغ باید داشته باشد یک ذهن ریاضی هست مبلغ باید یک ذهن ریاضی داشته باشد یک ذهن منطقی قانونمند باید داشته باشد حرفها را براساس قانون و اطلاعات قانونی ریاضی بزند بنابراین یکی از کارهایی که مبلغ میکند این هست که قیمت همه فضیلتها دستش باشد.@ یعنی اگر خواست یک جا راجع به یک فضیلت صحبت بکند راجع به یک رذیله صحبت بکند قیمت باید دستش باشد ما در بسیاری از موارد دیدیم که مبلغ قیمتها دستش نیست روی یک چیزی که نباید خیلی تأکید بکند تأکید میکند و افراد را حساس میکند.@ مثلاً روی نظافت نجاست پاکی وضو غسل آنقدر سرمایهگذاری میکنند که مردم وسواسی میشوند بسیاری از بیماریهای وسواسی به خاطر این هست که مبلغین ما سخنران ما دقت کافی را نداشته و روی این مقوله آنقدر تأکید کرده و فشار آورده که افراد حساس شده ذهنشان وسواسی شدند.@ بعد روی چیزهایی که کمالات مهمتر هست یا رذائل بالاتری هست خیلی سرمایهگذاری نکردند و این باعث میشود مخاطب یک صورت و ظاهر دینی پیدا بکند که من دارم نجاست و پاکی را رعایت میکنم نماز میخوانم تجویدم درست است قرائتم درست است روخوانی دارم روانخوانی دارم دعا میخوانم به مسجد میروم.@ ولی دقت نمیکند که از چه رذائل خطرناکی برخوردار هست چون مبلغ اصلاً نتوانسته آنها را بشناساند و نتوانسته اهمیتش یا خطر آنها را برای مخاطب خودش بازگو بکند چون خودش هم خبر نداشته میبینیم که یک مبلغی که سادهاندیش هست سطحینگر هست مخاطبین سطحی بار میاورد مخاطبینش هم مثل خودش سطحی هستند عمیق نمیتوانند بشوند.@ لذا حضرت دارد قاعده میدهد که اگر فضیلتی هست در علم و اطلاعات و عقول هست میزان اطلاعات و میزان عقلانیتهاست و نه به اموال هست و تبار، این در بخش کاربردی تبلیغ چه خاصیتی دارد؟ این که مبلغ جذب آدمهای پولدار نشود.@ بعضی از مبلغین هستند خانم جلسهایها هستند که میافتند به پول طلبهها هستند مبلغ هستند سخنران هستند میافتند به پول جذب پولدارها میشوند جذب آدمهای مشهور و معروف میشوند خانههای آنها راحت رفت و آمد میکنند.@ اما اگر یک پایگاه بسیج یک مسجد یک هیئت یک جای گمنام دعوتشان بکنند یک شهرستان دور که شهرت نیست یا پول در آن نیست میبینی خیلی راحت آنجا نمیروند و اخلاصشان از بین میرود و این خیلی به انسان آسیب میزند.@ خود یک مبلغ باید این را سرمشق خودش قرار بدهد که اگر خواست جایی را برای سخنرانی اطلاعات کلاس گذاشتن صحبت کردن ارزیابی بکند دقت بکند ببیند که در اینجایی که میخواهد انتخاب بکند چقدر قیمت عملی دارد قیمت علمی یا قیمت عقلانی دارد به خدا نزدیکتر هست به رضای خدا نزدیکتر هست.@ نه اینکه چقدر پول به آدم میدهند یا چقدر شهرت دارد طرف کیست مرا دعوت کرده خانه کیست چون یکی از آفتهای بسیار خطرناک اهل تبلیغ این هست که تبلیغات خودشان را اشرافی بکنند بخواهند بگویند ما خانه فلان کس میرویم یا فلان جا میرویم یا فلان چیز را دریافت بکنند مثلاً ذهنیتشان این باشد.@ در مداحیها همینطور بسیار انسان باید دقت بکند که ؟؟؟ لطمه وارد نشود پس هم برای مخاطبینمان این را جا بیندازیم به عنوان یک اصل که تفاضل مردم به علم و عقلانیت هست نه به اموال و تبار اینکه بچه چه کسی هست آقازاده است فلان سرادار است فلان نماینده مجلس است فلان وزیر است فلان مسئول شهر است.@ خیلی خطرناک است که انسان گرایش قلبیش به یک همچین چیزهایی باشد و خیلی انسان باید مراقبت بکند که جذب مراکز قدرت یا ثروت نشود اگر هم میخواهد به مراکز قدرت یا ثروت اهمیت بدهد جلسهای بگذارد برایشان کلاسی بگذارد با اخلاص با توجه به رضای خدا و با توجه به مصالح خودش را نفروشد این خیلی مهم هست.@ گاهی وقتها یک معلم مشهور یک مبلغ مشهور دعوت میشود یک جا خودش نمیداند که آلت دست است و دیگران برای اینکه بتوانند سرپوش بگذارند روی خیلی از کارهای دیگرشان که این در خانه ما کلاس دارد جلسه دارد خیلی ما را تحویل میگیرد یک پوششی هست خیلی انسان باید دقت بکند که در این دامها نیفتد.@ لذا بیشترین کسی که در همین حالا ما هر چه میگوییم شما برای مخاطبینتان بگویید باید اول برای خودمان عملی و جدی شده باشد خودمان بیشتر به این مسئله توجه بکنیم.@ پس این ارزش علم هست چون بدون علم هیچ کاری نمیشود کرد هیچ مسیری را نمیشود رفت که حالا من هر چه بخواهم توضیح بدهم بهتر است برایتان همان خود فرمایشات را بخوانم از صحبتهای من بسیار مهمتر و شیرینتر هست.@ راجع به آموختن بگویم یک مقدار که چه اثراتی دارد آثار انفاق کردن علم(اَعوَنُ الاَشیاء عَلی تَزکیَۀِ العَقل اَلتَعلیمُ) وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) اعون یعنی کمککننده یاری رساننده بهترین کمک بهترین چیزها برای کمک کردن برای تزکیه عقل تعلیم دادن هست.@ یعنی یکی از خواصی که شما در تبلیغ دارید این هست که شما وقتی خودتان دارید تبلیغ میکنید عقل خودتان پاک نشود تزکیه دقیقتر میشوید وقتی دارید یاد میدهید به دیگران عقل شما ریاضیتر میشود پاکتر میشود از توهمات در میاید ؟؟؟ شما را میگیرند.@ بعضی وقتها بیشتر از شما میفهمند مخاطبینتان در هیچ جلسهای نیست که کسانی باشند که از خود مخاطب بالاتر نباشند یک جاهایی هست که بالاتر هستند در آن بحثی که حتی مخاطب دارد میکند دقیقتر هستند آمادهتر هستند همیشه هم هست این را بعداً توضیح میدهیم ممکن است داراییهایش بیشتر از استاد باشد.@ حتماً هم هستند کسانی که هیچ جا نیست که شما فکر بکنید دارایی شما از بقیه مخاطبین بالاتر هست اصلاً همچین توهمی نباید انسان داشته باشد قربشان به خدا بیشتر است بنابراین وقتی شما علم را میدهی چون با دارایی آن که بیشتر از توست هماهنگ هست یک چیز دیگر دریافت میکند بیشتر از خودت میفهمد آنچیزی که تو داری به آن میدهی.@ لذا پیامبر فرمود(رُبَّ حامِلِ فِقهٍ اِلا مَن هُوَ اَفقَهُ مِنه) چه بسیار کسانی هستند که فقه و اطلاعات را میدهند به کسانی که خودشان فقیهتر هستند یعنی فهمیدهتر هستند مخاطب نشسته دارد گوش میکند اما بسیار فهمیدهتر از سخنران مبلغ و استاد هست چرا؟ نه اینکه سوادش بیشتر است مسائل اصلیتر از سواد هست بالاتر از علم داریم عقلانیت هست بالاتر از علم است داراییهای آسمانی هست.@ دیشب نماز شب خوانده مثلاً از بالا دریافتهایی داشته در وجودش داراییهایی دارد که تو نداری یا در وجودش داراییهای فعال هست اسمائی از الله فعال هست که در استاد نیست اصلاً آن اسمها اصلاً فعال نشده در استاد یا اگر استاد فعال شده خیلی کمتر از مخاطب خودش هست.@ بنابراین وقتی شما علم را به او میدهی بلند یک ظرفی قویتر از ظرف شما مینشیند لذا میبینی اوجی که او میگیرد خیلی بیشتر از اوجی هست که خودت داری لذا وقتی او به این اوج میرسد ممکن است سؤال بکند یا بخواهد حرف را تبیین بکند نمیخواهد سؤال بکند به تو گیر بدهد.@ تأیید حرف شما یک چیزی میگوید بعد میبینی این حرفی که شاگرد دارد میزند از شما خیلی قویتر هست از شما خیلی بهتر است از آن میزان فهمی که داشتی اوجی که تو گرفتی آن چیزی که این دارد از تو خیلی بالاتر هست بعد این هم کمک میکند به تزکیه عقل استاد.@ پس شاگردها گیر دادنشان حرفهای بیخودشان سؤالهای غیر منطقیشان شبهاتشان کمکهایشان تأییدهایشان همه میتواند به تزکیه عقل کمک بکند و خود تعلیم به تزکیه عقل اصلاً کمک میکند چون وقتی که انسان دارد چیزی را میگوید بیان میکند یواش یواش در ضمیر خودش جا میافتد حفظ میکند و بهتر هست.@ مثل یک مداحی که شعر را میخواند الان اضطراب دارد ترس دارد من این شعر را بتوانم بخوانم تازه خواندن شعر یک بحث است در دستگاه خواندنش یک بحث دیگر است بنابراین وقتی یک شاعر میاید یک شعر را در دستگاه میخواند این شعر برای حفظ کردن و ماندن در وجود مداح خیلی قویتر هست تا وجود شنونده مداح آمده در جمع با سبک این را خوانده بنابراین خیلی راحتتر میتواند نگه بدارد.@ بنابراین تعلیم به تزکیه عقل خود گوینده کمک میکند از طرف دیگر وقتی گوینده دارد میگوید نزولاتی از آسمان برای خودش هست نتائجی که میگیرد سر کلاس خیرات و برکاتی که خداوند به او خواهد داد هم به خاطر اینکه دارد میگوید اگر برای خدا بگوید.@ یا نه حتی اگر برای خدا هم نگوید به خاطر اینکه مخاطبینش آدمهای ارزشمندی هستند بندگان خدا هستند عزیزترین داراییهای خدا هستند خداوند به احترام آنها چیزی بر زبان استاد جاری میکند که گیر خود استاد هم میاید یعنی استاد دارد درس میدهد.@ اما میبیند بعد از اینکه درسش را داد خودش خیلی بیشتر گیرش آمد خودش خیلی قویتر شد خودش در عمل هم قویتر میشود هم در نظر و عقل نظری قویتر میشود و هم در عقل عملی قویتر میشود راحتتر میتواند عمل بکند وقتی دارد خودش درس میدهد.@ لذا یکی از چیزهایی که خیلی کمک میکند به مبلغ برای اینکه خودش قوی بشود از نظر ذهنی و عملی و تزکیهای خود ؟؟؟ این پاداش را به او خواهد داد پس تعلیم فوقالعاده مهم هست یاد دادن.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امام مجتبی(ع) هست(عَلِمِ النّاس وَ تَعَلَمَ عِلمَ غَیرِک فَتکونَ قَد اَتقَنتَ عِلمَک وَ عَلِمتَ ما لَم تَعلَم) این هم یک خاصیت دیگری هست فوقالعاده زیبا دانش خود را به دیگران بیاموزان و دانش دیگران را بیاموز زیرا با این کار هم دانش خودت را محکم و استوار کردهای.@ چون تعلیم دادی و تعلیم هم طبق روایات قبلی باعث میشود علم انسان تثبیت بشود و هر آنچه را نمیدانستهای آموختهای این که انسان علمی را که نمیدانست و آموخته چند وجه دارد من وجوهش را توضیح بدهم.@ یکی اینکه وقتی دانش دیگران را به دانش خودت اضافه میکنی روح یادگیری داری علمت زیاد میشود یکی اینکه علم برکت میکند هر چیزی با زکات وقتی زکاتش را میپردازی برکت پیدا میکند مبلغ معلم وقتی دارد درس میدهد به خاطر اینکه دارد انفاق میکند علم را زکات علم را میپردازد خداوند به او علم بیشتری میدهد رشد میکند علم انسان.@ لذا یکی از چیزهای زیبا در زندگی انسان این هست که انسان این کار را انجام بدهد این فقط در قالب تبلیغ نیست یک موقع هست انسان مینشیند با فرزندان خودش کار میکند که واجبتر از همه فرزندان انسان هستند بنشیند با فرزندان خودش ساعتها صحبت بکند با همسر خودش صحبت بکند جلسه علمی داشته باشد روح آموزش علمی فوقالعاده مهم هست.@ من خودم یک موقع یادم هست در ماه مبارک که سحرها بیدار بودم مثلاً شب تا سحر بیدار بودم دوست داشتم عبادت بکنم یا مثلاً کار علمی بکنم بیشتر وقتها شاید تمام ایامش فرزندانم میگفتند که ما سؤال داریم حرف داریم.@ بعد من کتاب را میبستم یا اگر نماز هم بودم نمازم را تعطیل میکردم عبادت اصلاً باید تعطیل بشود درس باید تعطیل بشود تا او صحبتش را بکند آنها نیاز به آموزش دارند نیاز به تعلیم دارند نیاز به ارشاد دارند که انسان باید برای آنها وقت بگذارد خود این آموختنها برای خود انسان فوقالعاده ارزشمند هست.@ باز در مورد خود آموختن یک مقدار اهمیتش را برایتان بگوییم از امام صادق(ع) هست درباره آیه(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) چون میدانید که یعنی چیزهای بسیار کلیدی و حساس قرآن در سوره حمد و بقره است و پایهها در این سورهها بیان شده.@ یکی از آنها این هست که خداوند فرمود متقینی که قرآن هدایتشان میکند کسانی هستند که(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) سوره بقره کسانی که از چیزهایی که ما خودمان روزیشان کردیم انفاق میکنند.@ لذا این انفاق را خیلیها بلافاصله ذهن میرود سراغ انفاق مالی ولی حضرت میفرماید(مِمَّا عَلَّمناهُم یُنبِئُون) از آن چیزهایی که به آنها تعلیم کردیم به مردم خبر میدهند(وَ مِمَّا عَلَّمناهُ مِنَ القُرآنِ یَتلون) از آن مقداری که از قرآن نصیب این هم جزء روزیها هست.@ انفاقی که خدا روزی کرده یکی از روزیهای مهم ما علم و قرآن هست بالاترین روزی مأدبۀ الله هست سفره الهی از آن بالاتر که ما بالاتر از قرآن که نداریم روایتها هم در سایه قرآن ارزش دارند.@ خود معصوم میفرماید اگر شما خواستید ملاک داشته باشید که روایت کدام روایت درست هست چون ما در منابع رواییمان هزاران روایت غیر صحیح بیاعتبار داریم و اگر بخواهیم مبنا قرار بدهیم باید چطوری بفهمیم؟ حضرت فرمود با قرآن بسنجید اگر کلامی از ما رسید به شما با قران بسنجید و اگر با قرآن تطبیق کرد نگه دارید و اگر تطبیق نکرد به دیوار بزنید این ارزش ندارد اعتبار ندارد.@ خود این فرمایش نشان میدهد که مبلغ باید حتماً اطلاعات زیادی از قرآن داشته باشد میزان دست مبلغ باشد ما چقدر استاد و مبلغ داریم درس میدهند چیزهایی را میگویند که بعداً معلوم میشود اصلاً اعتباری نداشته.@ بنده خدا در یک کتابی خوانده آن نویسنده هم ؟؟؟ نداشته همینطور گذاشته حدیث را نقل کرده این هم از آن کتاب خوانده نقل کرده یا اصلاً فهمیده اصلاً همچین حدیثی وجود ندارد همچین ملاکهایی وجود ندارد.@ این خیلی مهم است که مبلغ تا میتواند یکی از چیزهایی که حتماً جزء نیازهای اساسی یک مبلغ هست آشنایی با قرآن هست منابع قرآنی را باید خوب بشناسد.@ من در یک جلسه یکی از نزدیکان مقام معظم رهبری آمده بودند صحبت میکردند میگفتند آقا آن موقع که سرش خلوت بود دو روز زودتر ولی الان که سرش خیلی شلوغ هست اشتباه از من هست حالا دارم میگویم تردید سه روز یا پنج روز یکبار یک ختم قرآن دارد.@ ایشان با این مشغله رهبری این وقت برای قرآن گذاشتن خیلی اهمیت دارد ما مثلاً میخواهیم پنجاه آیه هم بخوانیم زورمان میاید مبلغ باید مأنوسترین افراد با قرآن باشد بیشترین انس را باید با قرآن داشته باشد باید عزیزترین کسش مهمتر از هر کسش کسش باشد قرآن یعنی باید کسش باشد واقعاً.@ چطوری کسش باشد؟ اینطوری که اگر دیگر کسی پیشش نبود دلتنگ نشود یعنی وقتی قرآن را دارد دیگر کم نیاورد مونسش انسیش قرآن باشد و کلام الهی باشد اینطوری هست که این همیشه شاد است همیشه آرامش دارد سرمست است.@ یک کسی قرآن را دارد و نمیتواند با آن تنهاییهایش را پر بکند یعنی خیلی ضعیف است مثل یک کودکی هست که نمیتواند مثلاً یک شیشه شیر را بگیرد بگذارد دهان خودش کنارش هست نمیتواند استفاده بکند مثل یک بچهای هست که با مادر هست میگویند بچه سینه مادر را نمیگیرد الان نمیتواند از شیر مادر استفاده بکند.@ اگر کسی نمیتواند با قرآن اینقدر مأنوس باشد و قرآن نمیتواند ساعتهای زیادی از او را پر بکند اینقدر ضعیف است مثل این بچهای هست که نمیتواند از آسمان آن علم را دریافت بکند آن معارف را جذب بکند.@ فرمایش بعدی باز از نبی اکرم(ص) هست(مِنَ الصَدَقَۀِ اَن یَتَعَلَمَ الرَجُلُ اَلعِلمَ وَ یُعَلِمَهُ النّاسَ) صدقه شیوههای مختلف دارد مالی هست علمی هست عاطفی هست معنوی هست همه جور صدقهای ما داریم.@ همه هم صدقه هست و دفع بلا میکند خیرات کثیر برای ما خواهد داشت میفرماید از مصادیق صدقه(مِنَ الصَدَقَۀ) آن مِن مِن بیان هست از مصادیق صدقه این هست که شخص علم را یاد بگیرد(وَ یُعَلِمَهُ النّاسَ) به دیگران هم یاد بدهد با عشق به دیگران یاد بدهد.@ احکام را یاد گرفته اخلاقیات را یاد گرفته معنویت را یاد گرفته چیزی نوری گیرش آمده به دیگران بدهد این عطش شهوت نه، شهوت خیلی خطرناک است این که انسان شهوت یاد دادن داشته باشد از خودش غافل میشود.@ یعنی فقط میخواهد حرف بزند برای دیگران بعضیها هستند که من دیدم که آدمهای بسیار خطرناکی هم هستند میگویند آقا ما خودمان آن حس را نداریم سر کلاسها هم میایند من هم گفتم اصلاً راضی نیستم همچین کاری بکنند سر کلاسها میایند درسها یاد میگیرند مینویسند خوب خوب هم میروند یک جاهایی میگویند بیان میکنند.@ ولی شهوت یاد دادن مطرح شدن خودشان پر کردن عقدههای حقارت خودشان را دارند ولی خودشان عمل نمیکنند من میگویم اگر کسی خودش عمل میکند لذت میبرد و خودش به دانایی و دارایی خودش اضافه میکند شادی و آرامشش را بیشتر میکند این هر چقدر عشق یاد دادن داشته باشد ارزش دارد.@ عشق یاد دادن یک چیز دیگر است که انسان دوست داشته باشد بقیه عالم بشوند دین را خوب بشناسند در کمترین فرصتها یک چیزی را یاد میدهد به دیگران میگوید حالا که من با این راننده نشستم فعلاً که با این خانم در صف مترو هستم در مترو کنار همدیگر نشستیم حالا که در آرایشگاه هستیم مجبوریم چند ساعتی بنشینیم بگذار من یک چیزی به اینها یاد بدهم.@ نمیگذارد جلسه به غیبت و کارهای حرام بکشد سر صحبت را یک طوری باز میکند که یک اطلاعاتی را به طرف مقابل برساند این خیلی ارزشمند است خیلی ارزش دارد برای خودنمایی هم نیست از این چیزی نمیخواهد در بیاورد.@ نمیخواهد از این کسی که در آرایشگاه نشسته یا رانندهای که کنار او هست یا همسفرش یا همسایهاش چیزی در بیاورد جلب توجه نمیخواهد بکند واقعاً میخواهد به یک خیری برسد نیتش برای خداست این آموزش فوقالعاده صدقه است خود این یک صدقه مهم هست ارزش خیلی مهم دارد.@ پس صدقه فقط این نیست که ما پول بدهیم مثلاً بگوییم دفع بلا بشود نه یک چیزی را یاد بدهد وقت زیادی از یک نفر به صدقات این چنینی گرفته میشود و خیلی هم ارزش دارد و یک زمانی هم که دیگران به اطلاعات ما نیاز دارند ممکن است ساعت خوبی هم نباشد خسته باشیم ساعت مناسبی نباشد اگر میشود دریغ نکنیم.@ در واقع صدقهای هست که خداوند زمینهاش را برای ما فراهم کرده فرمایش بعدی از وجود مقدس امام رضا(ع) دعا کردند حضرت چقدر زیباست ارزش کار تبلیغ به اینها میرسد(رَحِمَ الله عَبداً اَحیا اَمرَنا) ببینید چقدر ارزش دارد تبلیغ طلبگی اینکه انسان دین را یاد بگیرد و به دیگران یاد بدهد.@ حضرت دعا کرده در حقش یعنی مورد رحمت خدا قرار میگیرد حتماً این دعاهای معصومین فقط دعا نیست مثل اینکه ما بگوییم خدا پدرت را بیامرزد البته ما هم که بگوییم به یک نفر که خدا پدرت را بیامرزد.@ به خاطر اینکه ما هم یک مسلمانیم چه بسا یک محب باشیم و استثنائاً هم شیعه در ما پیدا بشود که ارزش داشته باشد دعایش خداوند به هر حال یک مغفرتی سهمی میرساند اما این که معصوم بگوید عین اجابت است یعنی رحمت میکند هر جا معصوم دعا کرده یادتان نرود(رَحِمَ الله غَفَرَ الله) هر جا معصوم دعا کرده یعنی میکند حتماً این کار را میکند.@ پس رحمت خدا شامل حال کسی هست که ما در ترجمه میگوییم(رَحِمَ الله) خدا رحمت کند رحمت خدا بر فلان کس باد ولی در واقع باطن این هست که خدا رحمت میکند کسی را که امر ما را در ترجمه فرمود قضیه قضیه یعنی قضایا داستان امر ما را احیا بکند.@ یعنی معصوم را بشناساند خلیفۀ الله را بشناساند دست مردم را بگیرد در دست معصوم بگذارد یکی از خطراتی که یک مبلغ را تهدید میکند این هست که مبلغ دیگران را به خودش دعوت بکند و دیگران از او نتوانند عبور بکنند به الله به معصوم برسند و همیشه وابسته به او بشوند.@ کار مبلغ و کار معلم این هست که افراد را از خودش رد بکند کمااینکه اهل بیت هیچ کس را در خودشان نگه نمیدارند اهل بیت صافیترین مبلغین و معلمین و مربیان هستند هر کس به اهل بیت نزدیک بشود در واقع دارد به خدا نزدیک میشود.@ لذا این خیلی مهم هست که معلم استاد یک طوری شاگرد را تربیت نکند که او همیشه به این وابسته باشد خیلی خطرناک است کاری بکند که همیشه به این نیاز داشته باشد اگر فردا خودش خواست برود یک جای دیگر کاری انجام بدهد تبلیغی بکند به او هم بر بخورد بگوید حالا تو کارت رسیده به جایی که شاگرد ما بودی حالا رفتی خودت مثلاً جلسهای زدی کلاسی زدی.@ بالاخره این باید برود دست چهار نفر را بگیرد علم را یاد گرفته صدقه این بود که انسان یاد بگیرد به دیگران هم یاد بدهد ما باید لذت ببریم از این کار اگر کسی ناراحت میشود یعنی خبیث است یک کسی ناراحت میشود یعنی مشکل روحی دارد یعنی ممسک است خیلی خطرناک است این روحیه.@ بتواند مهمترین کار در تبلیغ این ضرورتها را دقت کنید اینها همه فوت و فنهای مهمی هست که هیچ جای دیگر هم به شما نمیگویند ضروریترین نیاز در مخاطب توحید است چند روز پیش روحانیونی که میخواستند بروند تبلیغ سراسر کشور جلسهای من با آنها داشتم.@ گفتند حالا ما برویم در روستاها جاهای دیگر چه بگوییم برای مردم مهمترین چیز گفتم ضروریترین چیزی که نیاز دارند آشنایی با خود خداست توحیدشان باید قوی بشود اگر توحید قوی نشود بقیه مسائل خیلی قوی نیست ولی چیزی که اهمیتش از همه بیشتر هست این فوریت دارد توحید ضرورت دارد اولیت دارد.@ ولی اگر این توحید ختم به ولایت نشود ختم به معصوم نشود فایدهای ندارد خطرناک هم میتواند باشد بزرگترین دشمنان امام زمان کسانی نیستند که اسلام را نمیشناسند یا دین ندارند کسانی هستند که اسلام را دارند توحید را دارند ولی ولایت را ندارند.@ نه اینکه واقعاً بخواهند غرضورزی بکنند نه وسیلهای قرار میگیرند در اختیار استکبار و شیاطین برای از بین بردن اسلام ناب محمدی(ص) پس این امرنا خیلی مهم است یعنی نکته خیلی مهم در تبلیغ تعلیم شما الان خیلیهایتان ممکن است کار تبلیغی نداشته باشید و بعداً هم نداشته باشید.@ ولی در خانه میخواهید کار بکنید بچه میخواهید تربیت بکنید بچه شما باید حتماً از الله دستش به معصوم به چهارده معصوم برسد و الا توحیدش خیالی است این یادتان نرود در خانواده آسمانی این را توضیح دادیم توحید بدون ولایت یک امر خیالی است یک توهم است فقط یعنی ما الله را نداریم.@ معصوم هست که کاملترین جلوه الله هست روی زمین و اگر شما نتوانید الله را با کاملترین جلوهاش به شخص بشناسانید در واقع نتوانستید الله را بشناسانید این فایدهای ندارد الله باید همیشه به کاملترین جلوهاش به بشر شناخته بشود به مخاطب شناخته بشود کاملترین جلوه الله انسان کامل هست.@ لذا این خیلی مهم است که حضرت میفرماید خدا رحمت کند کسی را که امر ما را احیا کند(فَقُلتُ لَهُ کَیفَ یُحیی اَمرَکُم) چگونه امر شما را احیا بکند فرمود(یَتَعَلَمُ عُلُومِنا) علوم ما را یاد بگیرد(وَ یُعَلِمُهَ النّاس) به مردم یاد بدهد علوم ما را یاد بگیرد و به مردم یاد بدهد.@ (فَاِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا لَتَبَعونا) این یک قاعده مهم از خلقت دارد به حضرت میگوید الان شما میخواهید بروید خارج از کشور الان میخواهید بروید در یک دانشگاه الان میخواهید بروید با کسانی که حتی مسلمان نیستند چکار باید بکنیم چکار کنیم که به امر اهل بیت میگوید علومشان را یاد بده بشناسان معصوم را به آنها.@ اگر کسی بلد باشد عُرضه داشته باشد معصوم را بشناساند آنها تبعیت میکنند این فرمول خیلی مهم است برای مبلغین و اساتید فوقالعاده مهم هست یک قاعده دارد از یک قاعده خلقتی دارد خبر میدهد دقت کنید در نظام خلقت روانشناسی انسان به گونهای است که اگر معصوم را بشناسد امکان ندارد سراغ غیر معصوم برود.@ شما باید حتماً معصوم را بشناسانید به افراد من یکی از دوستانم که در بوسنی بود مترجم من هم بود به او گفتم شما چطوری شیعه شدی؟ گفت من مسلمان شده بودم ولی همیشه این اسلام برای من یک خلأ داشت یک چیزی کم داشت به محض اینکه با تشیع و عصمت معصوم ولی الله آشنا شدم دیدم اینها همان چیزهایی هست که کم دارد.@ همینطوری من امام زمان را شناختم همیشه فکر میکردم اسلام ما یک چیزی کم دارد همه کسانی که اهل سنت هستند احساس میکنند این را، ما در خیلی از جاها داریم حتی رفقایی که در سوریه بودند میگفتند بدون اینکه کسی بفهمد.@ چون نمیگذارند اگر بفهمند خوب مثلاً گرفتند یواشکی میایند پول میدهند به مداحان و علمای شیعه میگویند برای حضرت رقیه برای ما نذر بکنید برای ما اینجا توسل بگیرد چون نیاز افراد هست به انسان کامل به اولیاء الهی لذا این جایش همیشه در اسلام خالی است.@ اگر کسی اسلام داشته باشد معصوم را نداشته باشد اسلامش توخالی است اسلامش خلأ دارد لذا خیلی مهم هست که ما اطلاعات معصومین را بگیریم علوم معصومین را بلد باشیم معارف عصمت را یاد بگیریم و آن را به مردم یاد بدهیم.@ بعد میفرماید(فَاِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا) اگر محاسن کلام ما را بدانند(لَتَبَعونا) حتماً از ما تبعیت میکنند پس معصوم را ما باید خوب بشناسیم ببینید به شما چقدر راحت میگوید، میگوید اگر میخواهید دست مردم را بگذارید در دست معصوم خوب محاسن کلام زیباییهای کلام معصوم را بشناس و به دیگران بشناسان.@ همینطوری سَمبل کاری نکنیم و حدیث فقط بخوانیم لطافتها زیباییها ظرافتهای فرمایش یک معصوم را نکات معجزهآسای فرمایش یک معصوم را خوب لطیف دقیق ظریف بشناسید و به بقیه منتقل بکنید مردم اگر این را بشناسند.@ یک بنده خدایی استاد دانشگاه بود در آمریکا و رئیس دانشگاه بود شیعه شده بود گفتم چطوری شیعه شدی؟ گفت من نهجالبلاغه انگلیسی وقتی به دستم رسید تا بازش کردم تا خواندم فهمیدم درست این ظرفیتش را داشته من این حدیث کوتاه را خواندم و شیعه شدم.@ این حدیث این فرمایش فرمایش انسان کامل است یک معصوم میتواند اینطوری حرف بزند آدم معمولی نمیتواند اینطوری حرف بزند لذا خیلی اهمیت دارد که ما بشناسیم انشاء الله مشمول دعای امام رضا(ع) هم قرار بگیرید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 003 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 003 - تربیت مبلغ