انشاءالله خداوند تبارک و تعالی طاعات همه عزیزان را به شایستگی بپذیرد امشب اولین شب از لیالی قدر هست موضوع بحث ما در این شبها احسان است. البته چون ما ماهی یک بار در همین جا احیا داریم، بعد از ماه مبارک هم که احیاهای ما ادامه دارد ان شاءالله همین بحث را ادامه می دهیم.
احسان یعنی خوبی کردن، انسان به گونه آفریده شده که غایتش الله است. عاشق الله و عاشق کمال مطلق است چه بداند چه نداند عاشق کمالات، آن هم بی نهایتش و مطلقش است. به قول حضرت امام سلام الله علیه رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. یعنی همه ی انسانها کمال مطلق را دوست دارند اما بعضی ها کمال مطلق را مصداقش را نمی شناسند، در دنیا به دنبالش می گردند بعضی ها مصداقش را می شناسند که الله است و سراغ الله می روند و راه تقرب به خدا را می جویند این معنی را من توضیح بدهم که وقتی می گوییم ما عاشق الله هستیم یعنی چی. وقتی می گوییم ما عاشق الله هستیم یعنی ما می خواهیم شبیه الله بشویم. انسان وقتی که یک رب بینهایت و مطلق دارد مثل پروردگار مثل الله تبارک و تعالی که می گوییم «ربی» «سبحان ربی الاعلی» عالی ترین رب من، دقت کنید «سبحان ربی العظیم» عظیم ترین رب من، انسان ربهای مختلف دارد در زندگی اش، پدرش، مادرش، ربش هستند. یعنی مربی اش هستند، تربیت کننده اش هستند در دعای نماز چی می گوییم در نمازی که برای والدین می خوانیم: «رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا» آیه قرآن است آنها ربوبیت من را تربیت کردند در کودکی. اما رب اعلی، الله است و انسان می خواهد شبیه رب اعلی خودش شود یعنی کمالات او را بگیرد. خداوند تبارک و تعالی کمالات بی نهایت دارد. اسماء بینهایت دارد. شما در جوشن کبیر همین شبها، از امشب اسماء خدا را می خوانید. که در واقع اسمهای خود شماست. بسیاری از اسمائی که ما در جوشن کبیر می خوانیم چون خود ما روح خدا را داریم از روح خدا در همه ی ما دمیده شده همان اسمها هم در ما هست. و تقرب به خدا برای این است که ما همان اسمها را دریافت کنیم و همان کمالات را داشته باشیم. هدف از خلقت انسان این است که انسان به این قدرت برسد. و انسان به کمتر از این هم راضی نیست. سیر انسان در دنیا، برزخ، قیامت، بعد از قیامت، سیر به سمت اسماء الهی است. یعنی انسان سیر می کند تا این کمالات را بدست بیاورد. این قدرتها را به دست بیاورد و روز به روز تخلق به اخلاق الهی پیدا کند و مثل خداوند شود. حیات دنیا و همه ی مسائلی که در دنیا هست برای همین است که ما به اینجا برسیم. عبادت، احیا، نماز، زیارت، روز، صبح، خمس، زکات، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، زندگی کردن، کار، جهاد، تفریح، مشکلات زندگی، تمام اینها برای این است که انسان در این صحنه ها بتواند اسم جذب کند، بتواند به رب خودش نزدیک شود. خداوند یک میدان با عظمتی به نام دنیا را ایجاد کرده است، در آن بینهایت ارتباط برای ما قرار داده است، و در هر ارتباطی قاعده و قانونی قرار داده است که ما بتوانیم با رعایت این قواعد به الله نزدیک شویم. تخلق به اسم خدا پیدا کنیم مثلاً امشب که شب قدر است، جزء اعمال این است که مهمترین اعمال شب و شبهای بعد، اولین شرط ورود به این مجلس و بهره برداری از مغفرت خدا، این است که انسان کینه ی هیچ کس را به دل نداشته باشد. بتواند خودش عفو کند و مغفرت داشته باشد، بعضی ها امشب نمی توانند دیگران را ببخشند، پس خودشان هم مشمول مغفرت خدا قرار نمی گیرند. بعضی ها دیگران را عفو می کنند، فقط، و مشمول عفو می شوند بعضی ها مغفرت دارند نسبت به دیگران، صفح هم دارند، و مشمول مغفرت هم می شوند. عفو با مغفرت را هم همانطور که سالهای قبل گفتیم، فرق دارند عفو یعنی گذشتن از جزای شخص ولی مغفرت یعنی انگار که شخص هیچ گناهی نکرده است. یعنی حفظ دوستی و محبت با طرف مقابل مثل حالت قبل.
انگار نه انگار که این کار را کرده است. زیر گرفتن هست اصلاً حالا اگر ما بخواهیم اهل مغفرت بشویم و اهل عفو باشیم، چگونه می توانیم این کار را بکنیم، خداوند زمینه ای را در دنیا فراهم می کند که دیگران در حق ما ظلم کنند اشتباه کنند، ما هم عفو کنیم. و بالاتر از آن بتوانیم مغفرت داشته باشیم. صفح داشته باشیم قرآن می فرماید کسی که می خواهد مشمول عفو و مغفرت الهی قرار بگیرد، باید خودش اهل عفو و مغفرت باشد فعل امر هم آورده است: «فلیعفوا و الیصفحوا ألا تحبون أن یغفرالله لکم» باید عفو کنید دیگران را یعنی، انتقام، حس انتقام و جبران خطاهای دیگران در وجودتان نباشد. «حالش را بگیرم، برایش دارم، بعداً می دانم با او چه کار کنم اگر زورم برسد چه کار می کنم، اگر دستم برسد چه کار می کنم...» نه، این را می گویند عفو. یعنی من اصلاً خیال ندارم جبران کنم کار او را با بدی. چون من بد نیستم من حیوان نیستم. من انسان هستم. من آفریده شدم تا اخلاق الهی پیدا کنم. به هیچ وجه از کارهای زشت دیگران که در حق من شده، چیزی به دل ندارم که بخواهم جبران کنم و انتقام بگیرم. این را می گویند عفو اما یکموقع هست انسان اهل مغفرت هست وقتی اهل مغفرت شد خوب خدا هم نسبت به او مغفرت ایجاد می کند. «فلیعفوا و الیصفحوا» باید که ندید بگیرید. «ألا تحبون أن یغفرالله لکم» سوال می کند خدا نمی خواهید شما خودتان مشمول مغفرت خدا باشید. اگر می خواهید مشمول مغفرت خدا باشید. یعنی خدا گذشته را اصلاً ندید بگیرید، شما باید عرضه داشته باشید گذشته ی دیگران را ندید بگیرید. کسی که می آید در مجلس احیاء با آشغالهای گذشته می آید، با عفونت های که از دیگران دارد می آید، او نمی تواند بگوید من می خواهم اینجا مشمول مغفرت خدا قرار بگیرم. باید بتوانی هر چه که دیگران در شما زباله ایجاد کرده اند، آشغال ایجاد کرده اند، تاریکی ایجاد کرده اند، همه را قبل از مجلس بریزی بیرون. بعد بیایی بگویی خدایا ببین من می خواهم شبیه تو شوم، می خواهم مَثَل تو شوم. هیچ چیز از هیچ کس در دلم نیست، تو هم با من همین گونه رفتار کن، امکان ندارد خداوند با یک کسی که عرضه دارد دیگران را عفو کند طور دیگری رفتار کند عفو خدا و مغفرت خدا پشت سر عفو بنده و مغفرت اوست. منتظر است خداوند شما مگر نمی گویید «الهی العفو» امشب می گویید «الهی العفو» امشب می گوییم صد مرتبه هم امشب وارد شده است دیگر، هم نماز هفت «قل هو الله» داریم امشب و در سه شب احیاء هم ذکر «استغفرالله ربی و اتوب الیه» صد مرتبه وارد شده است. 200 بار حداقل امشب غیر از دعاهایی که وارد شده است، ما می گوییم خدایا غفران تو را می خواهیم، فرشته ها و خدا هم می گویند که خوب ما هم منتظر غفران تو هستیم. آیا می توانی دیگران را ندید بگیری. از هیچ کس چیزی به دل نداشته باشی؟ اگر هم نه، از مادر زن و پدر زن و باجناق، پدر شوهر، مادر شوهر، خواهر شوهر، جاری و کی و همسایه و دوست و این طرف و آن طرف در دلت آشغال جمع کرده ای نیاوری اینجا اصلاً، اصلاً نیاور چون داری دروغ می گوییی. نیا بگو من می خواهم بخشند بشوم پس این مثال بود من زدم امشب. برای اینکه ما بدانیم وقتی می خواهیم راجع به احسان صحبت کنیم که موضوع بحث مان است در احسان، یکی از اسمهای خدا احسان است هم احسان اسم خداست هم محسن اسم خداست، «یا محسن قد أتاک المسیء» اسم خداست. «یا قدیم الاحسان» اسم خداست. اگر ما بگوییم امشب می خواهیم، این شبها می خواهیم راجع به احسان و نیکی سخن بگوییم، این یعنی انسان خوب باشد مثل خدا اهل احسان باشد. نیکی کند به دیگران بی دریغ، آنطوری که می تواند از دستش بر می آید، خوب باشد، تمرین خوب بودن، امشب می خواهیم یک مقدار راجع به این مسائلی که در این مورد هست صحبت کنیم. وقتی که شما می فهمی که هدف از خلقت چیست اصلاً داستان خلقت چیست تو کی هستی صاحب روح خدا هستی، زن نیستی، مرد نیستی، بدن نیستی، قرار نیست اینجا نیامدی ازدواج کنی، تشکیل نسل بدهی و تولید مثل کنی و بزرگشان کنی و ازدواج شان بدهی و بعد بمیری. اینها که جنبه های حیوانی است اینها هم خودشان تمرینهای هستند برای اینکه انسان به تخلق به اسماء الهی برسد. اگر ازدواج می کند ازدواج تضادهایی خدا گذاشته است تفاوتهایی بین زن و مرد گذاشته بین مادر و فرزند، پدر و فرزند، خواهر برادران با همدیگر، گذاشته است. که در این صحنه ی تقابل و تضاد که پیچیده شده با رحمتها و عواطف خانوادگی اعضا نسبت به همدیگر، افراد بتوانند تمرین تخلق به اسماء الهی کنند. نسبت به خواهرش برادرش مادرش پدرش همسرش فرزندانش پدربزرگ، مادر بزرگ، دوستان، خانواده، همسر و کسان دیگر، اصلاً این هدف از آمدن در یک جایی که پر از تضاد است همین است. این تضادها ما را می سازد. اگر این تضادها بلاها سختی ها، مریضی ها، قحطی ها، گرانی ها، شکست ها محرومیت ها آسیب ها نباشند، انسان به هیچ وجه به اسماء الهی راه پیدا نمی کند. به هیچ وجه نمی تواند مَثَل الله شود و به معشوق خودش نمی تواند نزدیک شود، شما اگر کسی اذیتت نکند چگونه می توانی غفور شوی چگونه می توانی جواد شوی اگر فقیری نیاید به سراغت اگر نیازمندی نباشد تو چگونه می توانی جواد و کریم شوی. چگونه می توانی وهاب شوی. باید انسان این اسمها را با وجود موانع بدست بیاورد. خوب، احسان هم یعنی این یعنی زمینه پیش می آید که شخص می تواند از خودش خروجی داشته باشد. خروجی های مادی، خروجی های عاطفی، خروجی های علمی، خروجی های معنوی، می تواند از خودش یک عالم خروجی داشته باشد نافع باشد. بنابراین وقتی که ما قرار است شخصیتی بشویم به اندازه ای که بهشت هر یک از ما به اندازه ای همه ی آسمانها و زمین است. این را خوب دقت کنید. اینها تعارف و شوخی نیست. آیات الهی است. هر نفری که وارد بهشت می شود بهشت هر یک نفر به اندازه همه ی آسمانها و زمین است «سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السموات و الارض» اندازه اش به اندازه ی همه ی آسمانها و زمین است و انسان می خواهد در آن بهشتی که به اندازه ی همه ی آسمانها و زمین است. خواهش می کنم فکر کنید الان ما یک کره ی خیلی کوچک داریم به اندازه ی یک ارزن است در کل فضا، به اندازه ی یک ارزن در نظر بگیرید. روی این ارزن که سه چهارمش آب است یک چهارم این ارزن خاکی است. بعد روی این یک چهارم این ارزن نزدیک دویست تا کشور هست. در این دویست تا کشور هزاران شهر وجود دارد هزاران کله وجود دارد میلیونها کوچه وجود دارد. صدها میلیون خانه وجود دارد. در این خانه ها هم آدمهایی ریز ریز وجود دارند که ما هاییم داریم زندگی می کنیم. 60 متر، 50 متر، 40 متر بعضی ها مستأجریم، داریم زندگی می کنیم. حالا خدا می گوید بهشت شما اینطوری نیست یک شهر نیست حاکم یک شهر شوید حاکم یک کشور شوید حاکم یک دانه از این ارزنها شوید به اندازه ی کره ی زمین. نه حاکم همه آسمانها و زمین حالا یک کسی که قرار است به این عظمت به پادشاهی برسد، چون قرآن می گوید هر مومنی به پادشاهی می رسد در آنجا «و اذا رأیت ثم رأیت نعیما و ملکا کبیرا» وقتی می بینی بهشت را نعمتهای بی نهایت وسلطنت کبیر می بینی. به پیغمبر گفتند آقا این «ملکا کبریا» یعنی چه؟ فرمود یعنی پایین ترین فردی که در بهشت هست بهشتش به اندازه ی عظمت دارد که همه بهشتی ها را می تواند در بهشت خودش پذیرایی می کند این قدر سلطنتش عظیم است. هر یک نفر یک کسی که قرار است این طوری باشد، به اندازه ی کلی خلقت مسئولیت دارد. یعنی او بینهایت ارتباط دارد با الله، ملائکه الله، انبیاء، ائمه اولیاء، علما، شهدا، صدیقین، صالحین، فقرا، مریض ها مستضعفین، حیوانات، گیاهان، این آنقدر ارتباطات دارد، با تمام این ارتباطات باید با قاعده رفتار کند قانونمند رفتار کند ما به تعداد هر رابطه ای یک ضابطه ویک سلسله دستورالعمل داریم، علی علیه السلام ببینید چه می گوید چقدر زیباست. می فرماید که «اتقوا» عجیب است. «اتقواالله فی عباده و بلاده، فانکم مسئولون عن البقاء و البهائم» در خطبه ی 128 نهج البلاغه هست اگر اشتباه نکنم. می فرماید که بترسید از خدا در مورد بنده هایش. با بنده هایش نمی تواند هر طوری رفتار بکنید هیچ کس نمی تواند با هیچ کس هر طوری که دلش می خواهد رفتار کند. قاعده مند است. خواهش می کنم خوب دقت کنید این نکته را به «وبلاده» در مورد شهرهای خدا، زمین های خدا هم شما نمی توانید هر طوری می خواهید با زمین رفتار بکنید. جنگل یک دستورالعمل دارد. سبزه زار یک دستورالعمل دارد. دشت یک جور است کویر یک جور است زمین اموات یک جور است چشمه ها یک جورند. آنها یک جورند شما حق ندارد با چشمه و با آب و با رودخانه هر طوری دلتان بخواهد رفتار کنید. روز قیامت گرفتار می شوی اگر هر طوری دلت خواست رفتار کنی. درباره یک چشمه درباره ی یک درخت، یک درخت آنقدر حرمت دارد که می فرماید آب دادن به یک درخت مثل سیراب کردن یک مومن هست. بعد می فرماید شما همه تا روز قیامت در مورد برخوردتان با زمینهای خدا و چهارپایان مسئولید. گیاهان هم همینطور. شما می توانید با مورچه هر طوری بخواهید رفتار کنید شما نمی توانید با گوسفند هر طوری بخواهید، با گاو، با الاغ، با سوسک با موش با هیچ حیواین ازحیوانات خدا رفتار کنید در روایت داریم خدا رحمت کند کسی که به حیوانات توهین کندمشمول لعنت خدا می شود کسیکه به حیوانات توهین کند. حیوانات شخصیتهای بسیار بزرگ و برجسته ای دارند. خیلی محترمند حیوانات. شما در قرآن نگاه کنید در روایات که حالا می خوانیم ان شاءالله در یک سلسله بحثهایی یک بحثی داریم امسال به حیوانات و حقوق حیوانات. چقدر این حیوانات هم هستند صاحب روح هستند. صاحب تشخیص هستند. صاحب شعور هستند در روز قیامت بسیاری از حیوانات وقتی ما گرفتاریم می آیند جلوی چشم ما می روند داخل بهشت. الاغ ها گاوها اسب ها مرکبهای خودمان می آیند می روند داخل بهشت و ما سالهای سال باید پشت در منتظر باشیم. ببینیم که آیا ما را راه می دهند یا راه نمی دهند. یکی از شکنجه های جهنمی ها همین است که خر و گاوهای خودشان را در بهشت می بینند و خودشان را می بینند که این طرف ایستاده اند. حالا اگر خرها، خرهای آنجا هم خیلی با شعورند دیگر، قیامت که می شود شعور اینها اوج می گیرد. حالا اگر خرهای آنجا یک دهن کجی هم بکنند به آنها دیگر سوزشان خیلی بیشتر می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «رب مرکوب خیر من راکبه لانه اکثر ذکراً منه» چه بسیار مرکبهایی که از صاحبشان بهتر هستند چون ذکرشان از صاحبشان بیشتر است. عبادت دارند، نماز دارند. قرآن می فرماید: همه ی اینها نماز و عبادت دارند «کل قد علم صلاته و تسبیحه» هر کدام نماز دارند تسبیح دارند حیوانات بسیار محترم هستند در بسیاری از موارد به تعبیر قرآن شعورشان از انسان بیشتر است. فهمشان از انسان بیشتر است. عبادتشان از انسان بیشتر است. اطاعتشان از انسان بیشتر است. از خیلی از انسانها. رحمشان، عواطف شان نوع دوستی شان خدمت به هم نوعشان، خدمت به غیر هم نوعشان هم از ما بیشتر است. اگر انسان از یک حیوان، از حیوانات عقب بیفتد چه کار می خواهد بکند روز قیامت. شما نگاه کنید الان حیوانات بچه های حیوان دیگر را می برند بزرگ می کنند. گرگ بچه ی آدم را می برد بزرگ می کند. حیوانات دیگر بچه ی حیوان دیگر را می برند. بزرگ می کنند. اینقدر اینها رحم دارند. شما دیدید در تلویزیون این طوطی که در قفس بود صاحب بی ملاحظه اش، نمی دانم آدم چه لذتی می برد از این که حیوانات را در قفس بکند صاحب بی ملاحظه اش این را داخل قفس کرده بود در خانه نگه داشته بود گرسنه بود این حیوان، یک گنجشک از بیرون می رفت دانه می آورد از لای این میله های قفس می گذاشت در دهن این طوطی. به این قضا می رساند به هم نوع خودش. به غیر هم نوع خودش. حیوانات گاهی وقتها به خاطر هم نوع شان جانشان را به خطر می اندازند. اینقدر مهربان هستند. اینقدر عواطف دارند حیوانات. خوب اگر ما بی عاطفه باشیم. اگر ما به فکر دیگران نباشیم. اگر به فکر هم نوع مان نباشیم. به فکر غیر هم نوع مان نباشیم. به فکر درختان حیوانات نباشیم روز قیامت ما با حیوانات وقتی بخواهیم روبرو شویم و مقایسه بشویم، خیلی شرمنده می شود انسان. حالا بگذریم بعضی به زن و بچه شان به خانواده خودشان هم رحم نمی کنند. خشن هستند و بی ادب هستند. بی عاطفه هستند بی احساس هستند. بی مروت اند سرد هستند آن دیگر بماند جای خودش. علی علیه السلام می فرماید شما نسبت به همه ی موجودات «فانکم مسئولون» همه تان مورد سوال قرار می گیرید. در نهج البلاغه، لذا شما در بهترین دعاهای ماه مبارک رمضان با مسئولیت بی نهایت نسبت به همه چیز روبرو هستند لذا اگر این دعایش را کسی بخواند در روایت داریم این دعا را اگر کسی بخواند بعد از هر نمازش خداوند گناهان گذشته و حال و آینده اش را می بخشد. چی؟ چون انسان در این دعا شخصیتاً به خدا خیلی نزدیک می شود. یعنی مَثَل الله است که برای همه چیز نگرانی دارد برای همه چیز دلشوره دارد و به فکر همه چیز و همه کس هست نگرانی دارد نسبت به اطراف خودش. «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یعنی نسبت به کسانی که از دنیا رفته اند این شخص آنقدر مهربان است که نگرانی دارد نه فقط اموات خودش ها. پدرش و مادرش. نسبت به هر کسی که از اینجا رفته داخل برزخ دستش کوتاه است، این مهربانی اش شامل حال آنها می شود. واقعاً نه که هی به او یاد بدهند به او بگویند بابا برای مرده ها هم یک فکری بکن، نه خودش شخصیتاً از درون قلبش این دل نگرانی برای اهل برزخ وجود دارد. اصلاً نگران اهل برزخ است. دوستشان دارد از اینکه آنها در تنگنایی قرار بگیرند در یک محدودیتی قرار بگیرند ناراحت است. لذا یکی از تراوشات وجودی محسن و اهل احسان این است که این وقتی در طول زندگی اش به میلیونها، دهها، صدها، میلیاردها کسانی که به برزخ رفته اند خیر می رساند، فقط همین «امواتنا امواتنا، امواتنا» پدرم مادرم. بعضی ها دیده اید که شبهای جمعه می روند می گویند این خرما این خیراتی که هست فقط برای مادرم است فقط برای زنم است فقط برای بابام است نه. آقا صواب را شما به هر کس برسانید خداوند باز می دهد. منعی ندارد. او به فکر همه ی اموات است به وارثان دیدید قدیمی های خودمان چقدر با ادب به ما یاد دادند. خدا آنهایی که از پیران و قدیمی های ما هستند حفظ شان کند و عاقبت به خیر. آنهایی هم که از دنیا رفته اند خدا غرق رحمت شان کند به ما یاد داده اند که آقا به وارثان، بی وارثان را هم دعا کنید. انسان به فکر همه ی اموات باشد یعنی ببینید، محسن شخصیت یک محسن شخصیت یک نیکوکار کسی است که اصلاً نمی تواند به دیگران فکر نکند پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود که «من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم» کسی که صبح می کند و اهتمام به امور همه ی مسلمان ها ندارد. دغدغه ی همه ی مسلمانها را ندارد. حداقل اش این است این اصلاً مسلمان نیست. آیت الله بهجت «ره» می فرمود: «من اگر برای مسلمانها هم دعا نکنم شب ها برای چینی ها هم دعا می کنیم» آنها که دیگر مسلمان نیستند که برای هر کس که در گرفتاری است. الان مردم میانمار را شما نگاه کنید مردم لبنان و عراق و سوریه را نگاه کنید همین دیروز این نانجیب ها یک خانواده ی شیعه را گشتند پسر سه ساله این خانواده را زنده دستهایش را از پشت بسته اند دارش زده اند، بچه را، و با میخ چسباندنش روی دیوار این بچه را. چرا چون شیعه است گروههایشان را نگاه کنید. گردان شیرین ذی الجوشن. گردان یزید ابن معاویه، عملاً صریحاً دارند اعلام می کند و خودشان می گویند رهبرشان اعلام کرده بود برای شیعیان ابی سفیان ای شیعیان معاویه و یزید. حرم دختر علی علیه السلام خراب بکنید. همان کار را با سیدالشهدا و بچه ها سیدالشهدا و خاندان سیدالشهدا کردند همان کار را دارند با شیعیان ائمه انجام می دهند. این جنگ، جنگ بین حق و باطل، هنوز وجود دار بین شجره خبیثه و شجره ی طیبه همانطور که قرآن فرمود. این جنگ هنوز وجود دارد. تا ان شاءالله صاحب اصل بیاید. و باید برایش دعا کرد. یک شیعه یک محسن مهمترین دعایش هر شب ماه مبارک این است که چون به فکر همه چیز هست می خواهد ریشه ی همه ی مشکلات همه موجودات، انسانها، جن ها که دیدنی نیستند حیوانات، درختان، همین مشکلات حل شود. لذا بزرگترین آرزوی یک مومن و دغدغه اش امام زمان علیه السلام است. چون فقط با آمدن ایشان همه ی این دعایی که ما داریم می خوانیم اجابت می شود. «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور، اللهم اغن کل فقیر» در واقع این دعا فرج است. لذا هر شب ماه مبارک گفتند یک شخصی که مهربان است یک شخص که اهل احسان است اینگونه دعا کند «اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه» در دعای افتتاح خوانده ایم. دیگر امشب «تغربها الاسلام و اهله و تذل بها انفاق و اهله» محسن اینطوری است که تمام گریه اش سوزش همه اش می گوید آقا امام زمان را خدایا برسان. خدایا من هر کاری کنم تلاش می کنم که زودتر موانع ظهور حضرت برطرف شود که همه نجات پیدا کنند همه ی زمین نجات پیدا کنند. دیگر پیامی گناهی هم به آسمان نرود، فرشته ها هم دیگر اذیت نشوند ائمه ای دیگر اذیت نشوند انبیاء اذیت نشوند. عرشیان اذیت نشوند از گناه اهل زمین یک شخص مهربان یک شخص عملیاتی است. یک شخص مهربان یک شخص محسن یک شخصی نیست که فقط یک گوشه بنشیند دعا کند یک شخصی ممکن است بگوید من به اندازه ی جیب خودم آبروی خودم مسئولم، نه یک شخص مهربان یک شخصی است که علاوه بر اینکه همه ی نیروی خودش را به کار می برد نیروی صدها هزاران و میلیونها انسان را بسیج کند برای برطرف کردن شر و بدی. و فعال شدن خوبی ها و نیکی ها «اللهم اغن کل فقیر» «اشبع کل جائع» «اللهم اکس کل عریان» «کل» همه اش کل است. یعنی برای همه مهربان است محسن. برای همه دلسوز است. دوست ندارد برای هیچ کس مشکلات و محبوبیت وجود داشته باشد. اگر به خدا می گوید یا به سیدالشهدا می گوید «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» خدا من را با شما در دنیا و آخرت قرار دهد همین مقام را برای بقیه هم می خواهد نگاه کنید ائمه اصلاً تک خور نیستند. اگر خودشان در مقام محمود هستند می گویند شما هم بیایید به مقام محمود ما برسید. نه اینکه شما بروید در بهشت زیردست ما باشید. می گویند نه شبها بیایید پیش ما. لذا در دعاها ببینید چقدر با مهربانی به ما یاد می دهند در زیارت عاشورا می گوید بگو «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» من می خواهم دنیا و آخرت با شما باشم. «اسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» آن مقامی که شما نزد خدا دارید من هم همان را می خواهم نه کمتر. چقدر این ها سخاوت دارند چقدر اینها مهربانند. اینها می خواهند در یک مقامی باشند که ما کنارشان نباشند. محسن شخصیتش اینطوری تربیت شده است. اصلاً اهل حسادت نیست. اهل بخل نیست. نمی خواهد یک نفر یک پله از او عقب تر باشد. می خواهد همه با خودش باشند هم ردیف باشند. لذا اصلاً اگر کسی چیزی داشته باشد او نداشته باشد این به جای اینکه حسادت بکند لذت می برد از پیشرفت دیگران لذت می برد کسی که عرضه دارد از اشتن های دیگران لذت ببرد و از نداشتن خودش احساس کوچکی و حسادت نکند، این در همه ی آن پیشرفتهایی که طرف مقابل می کند سهیم و شریک است. به خدا خیلی نزدیک تر است این شخص. ولی کسی که کوچک بین است سوء ظن به خدا دارد. حسود، متکبر، سوء ظن به خدا دارد. بخیل سوءظن به خدا دارد. اصلاً مشکل حسود، مشکل بخیل، مشکل متکبر، مشکل شخص بداخلاق، مشکل شخص زودرنج وحساس صرفاً یک مشکل اخلاقی نیست بلکه یک مشکل عقیدتی است او خدا را باور نکرده انبیاء را باور نکرده آخرت را باور نکرده است که هنوز حسود هست هنوز بداخلاق است.
هنوز می خواهد دیگران عقب باشند و او جلو باشد هنوز چشم و همچشمی در زندگی دارد هنوز می خواهد رقابت داشته باشد. هنوز می خواهد سوادش را، پولش را، خانه اش را، مبلمانش را، ثروتش را، دارایی هایش را موقعیتش را به رخ خانواده و همه فرزندان و فامیل بکشد دیگران را دعوت می کند به خانه اش بیایند تا دارایی هایش را به آنها نشان بدهد. دل بقیه را بسوزاند اصلاً شخصیت محسن اینطوری نیست. شخصیت احسان، شخصیت محسن، شخصیتی که اهل معروف هست. بعداً روایتش را می خوانم، حضرت می فرمایند: چه آدم خوبی است معروف، عجیب است می گویند نیکی شخص خوبی است. می گویند شخص از او تعبیر به انسان کرده است. آنهایی که اهل ظرافت هستند می فهمند که چرا حضرت اسم شخص را روی نیکی گذاشته است. در این جلسه فقط داریم پایه های بحث را می گوییم که مبانی بحث احسان چیست. ما فقط یک کار اخلاقی نمی خواهیم بکنیم بگوییم که خوب بله خوب است انسان خوش اخلاق باشد. به دیگران احسان کند نیکوکار باشد اهل نیکی باشد خیر باشد. اصلاً بحث این نیست بحث این است که ما در احسان، در مهربانی ها خروج داریم دائماً. هیچ چیز در خودمان نگه نمی داریم چه هر چه شبها خروجی دارید ورودی هایتان از الله بیشتر است. هر که می خواهد از بینهایت جذب کند باید محدود ها را رد کند. کسی که بخل در مال دارد بخل در آبرو دارد بخل در علم دارد بخل در معنویت دارد که دیگران به او نرسند، بخل در اخلاقیت دارد در روایت داریم بخل نسبت به صلوات بخل نسبت به سلام بخل نسبت به لبخند. آقا کمترین علامت یک کسی که باطنش باطن انسانی است این است که صبح که از خواب بر می خیزد می خندد به چهره ی خانواده ی خودش سلام می کند جلوتر. اصلاً محل کار می رود لبخند می زند. کسی که نمی تواند لبخند بزند بخیل است. کسی که نمی تواند روبوسی کند. نمی تواند نوازش بکند نمی تواند حرف قشنگ بزند این آدم یک آدم بخیل است. خروجی ندارد اصلاً. کسی که می داند دیگران چه توقعی از او دارند می فهمد متوجه است و آن توقع را به جا نمی آورد این آدم بخیل است. خدا نکند خدا نیاورد که انسان بفهمد که ذوی الحقوقهایش اینطور هستند بفهمند پدر و مادر بالاتر از پدر مادر، اساتید، علما اولیا، ائمه توقعی دارند و انسان هم می داند و اجابت نکند. حالا برسد به زن و بچه. می داند این بچه الان احتیاج به بخشش، نوازش، مهربانی، خنده، ندید گرفتن ایراد و لغزش دارد تنبیه می کند. حرف می زند داد می زند مؤاخذه می کند سرزنش می کند گیر می دهد عزیزم تو الان فکر بکن ببین طرف مقابلت چه می خواهد نه اینکه چطوری دوست داری با او رفتار کنی. چه طور دلت خنک می شود چطور تخلیه می شوی کسی که خودش را با دیگران تخلیه می کند. این آدم عقده ای است. یک آدم کوچکی است. چطور تخلیه می شوی. کسی که خودش را با دیگران تخلیه می کند این آدم عقده ای است. یک آدم کوچکی است. آدم جهنمی است اهل فشار قبر است. الان ببین با دیگران چطوری باید حرف بزنی چطوری باید برخورد کنی این خیلی مهم است پس مبانی احسان را دقت کنید وقتی ما راجع به احسان محبت می کنیم قرار است ما با احسان به چی برسیم؟ در احسان، دیگران همه حریف تمرین مان هستند. ما در احسان فقط با یک نفر سر و کار داریم. آن هم کیست؟ الله. ما قرار است شبیه الله تبارک و تعالی بشویم. ما قرار است تخلق به اخلاق الهی پیدا کنیم ما در احسان فقط جزایمان را از الله می خواهیم. «لانرید منکم جزاء و لا شکورا، انما نطعمکم لوجه الله« لا زید منک جزاء و لا شکورا» قبلش فرمود: «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیماً و اسیرا» سه روز غذا خودشان را می دهند به کی به یتیم و مسکین و گرفتار و اسیر ولی چه می گویند. می گویند که «لا نرید منک جزاء و الا شکورا از شما توقع تشکر نداریم از شما توقع جزا نداریم دیدید بعضی ها کار خیر می کنند سی دفعه می پرسند خوبف خوب بود؟ صفا کردید؟ حال کردید؟ خوشمزه بود؟ نظرت چیست؟ بابا ول کن دیگر اصلاً چه کار داری چطوری بود. پنجاه دفعه ی دیگر هم بعداً به رخ طرف می کشند. «لا نرید منک جزاء و لا شکورا» از این طرف می گوییم که نباید فرد هی از دیگران نظر خواهی کند کارم خوب بود؟ نظرت چه بود؟ خوب عمل کردم؟ غذا خوشمزه بود؟ صفا کردید؟ حال کردید؟ ولی از آنطرف هم به شما می گوید که اگر کسی کاری کرد شما باید تعریف کنید. شما بگویید آقا دستت درد نکند خیلی خوب بود خیلی عالی بود خیلی کمک بزرگی بود من تشکر می کنم از شما کار قشنگی بود. غذای خوشمزده ای بود کار خوبی بود راحت شدم نیاز داشتم به این کار ما هم باید بگوییم این را دوطرفه است. «لا نرید منکم جزاء و لا شکورا» از شما جزا و تشکر نمی خواهیم. «انما نطعمکم» ما شما را «انما نطعمکم لوجه الله» ما برای اینکه وجه خدا متوجه ما شود خدا یم لبخندی بزند به ما، ما خدا را می خواهیم، ما اصلاً قرار است به خدا برسیم «لوجه الله» یعنی همین دیگر پس در احسان دقت کنید ما ترحم نمی خواهم بکنیم به دیگران نمی خواهیم خودمان را غلبه کنیم. اینکه امشب من پنج پرس چلوکباب برگ گرفتم دارم می برم خانه حالا. دیدم این فقیر هم اینجا هست حالا این از گلوی من پایین نمی رود بیایم یک پرس چلوکباب هم به این بدهم که حالا خودم راحت تر بتوانم این غذا را فرو ببرم پایین این نه.
احسان یعنی اینکه انسان حتی اگر کسی از او چیزی هم نخواهد از خود این شخص تراوش کند. احسان یعنی اینکه انسان مثل باران، حضرت تعبیر عجیبی دارد می گوید مثل باران می رود سراغ همه خوب و بد. احسان یعنی مثل آفتاب بودن به خوب و بد بتابد. احسان یعنی که شخصی می گردد دنبال نیازمند نمی ایستد دیگران بیایند به او بگویند. اجازه نمی دهد دیگر بگویند اگر یک موقع دیگران گفتند حتماً اجابت می کند اما اگر نگفتند هم او دنبال این است که کی نیاز دارد. خوب، حالا چند دقیقه ای که فرصت داریم چندتا از آیات و روایات را برایتان در این زمینه بخوانم. که خداوند از ما خواسته کار را قشنگ و نیکو انجام بدهیم همه ی کارهایمان قشنگ و نیک باشد. همه چیزمان نیک باشد یک صلوات ختم بفرمایید. من دیگر معنا نمی کنم فقط می خواهم بگویم چقدر تأکید دارد قرآن که کارهای ما معروف باشد. معروف یعنی نیک یعنی قشنگ یعنی خوب. امر به معروف یعنی امر به کارهای نیک، کارهای خوب، نهی ازمنکر، منکر یعنی چی، یعنی کارهای بد کارهای زشت. سوره بقره آیه 178: «فاتّباع بالمعروف» «فامساک بمعروف/ بقره 229»خوب و قشنگ روزه بگیرد اگر روزه هم می خواهید بگیرید، یا در حج هستید در هر جا امساک تان امساک قشنگ باشد. نه با عقده باشد، نه با ناراحتی و نق زدن و غر زدن به خدا باشد خدایا این روزه چه بود گذاشتی گردن مان، روزه را می گیرد نق هم می زند غر هم می زد «فامساک بمعروف» «و للمطلقات متاع بالمعروف حقاً علی المتقین» آقا اگر زن را طلاق دادید با خشونت با بداخلاقی با محروم کردنش خیر. مهریه اش را آنقدر گرو نگه بداری تا برود طلاق بگیرد. یا باید بایستی، آنقدر طلاقت نمی دهم تا موهابت مثل دندانهایت سفید شود یا باید بیایی مهریه ات را نبخشی اینطور آدمها هزاران سال حبس می شوند در زندان در جهنم. آقا این مهریه اش را طلب دارد الان هم نمی خواهد با تو زندگی کند. فشار نیاور به او که مهریه اش را نبخشد تا بخواهی طلاقش بدهی زن هم از آن طرف مراعات حال مرد را بکند. اگر می دانی واقعاً نمی تواند یک جا بپردازد. تقسیطش بکن ولی همه اش قشنگ باشد. من دارم دعواها را می گویم. زندگی که سر جای خودش. زندگی اش را هم می گوییم الان قرار است دعوا کنی آقا مردانه دعوا کنیم. با شرافت انسان اختلافاتش را حل کند نه با نامزدی نه با اذیت کردن طرف مقابل با شکنجه روحی دادن به طرف مقابل، قرآن می گوید اگر عرضه دارید قشنگ با هم زندگی کنید اگر عرضه ندارید قشنگ از هم جدا شوید. دیگر اینقدر همدیگر را شکنجه ندهید اینقدر همدیگر را اذیت نکنید اینقدر بدجنسی در حق همدیگر نکنید. با آبروی همدیگر بازی نکنید. آمد گفت زنت را برای چه طلاق دادی؟ گفت به تو چه من برای چه طلاق دادم من اگر بخواهم بگویم باید غیبت کنم. اصلاً برای چه باید سوال کنیم چرا زنت را طلاق دادی یا طلاق گرفتی. آقا چرا سوال می کنی این سوال تجاوز است فضولی است می خواهی طلاق بدهی خوب، حقوقش را بپرداز. با مهربانی از هم جدا شوید. نه با کینه و نفرت و صد طور دشمنی و دروغ و تهمت و غیبت. آقا یک دانه اش معادل هفتاد تا زناست. طرف را می بینی که طلاق می گیرد چند صدهزار سال خودش را بدبخت می کند یک طلاق می دهد همینطور. «وللمطلّقات متاع بالمعروف» بقره 241. اگر قرار است زنان طلاق بگیرند آقا حقش را بده. نامردی در حقش نکن اگر هم داری الان طلاقش می دهی علی رغم میل خودش هر چه می توانی برایش خرج کن. وصیت می خواهی بنویسی برای همسرت یک جوری وصیت بنویس که این بچه ها حق همسرت را نخورند فردا این زن بدبخت نشود. فردا این زن بی کس نشود. فردا این زن بی جا نشود. بچه ها بیایند بردارند و ببرند همسر هیچ. به نیکی رفتار کنید. قول معروف و مغفرت خیر من صدقه یتبعها اذی والله غنی حلیم. بقره 263. همه اش هم در بقره است. حرف قشنگ زدن و مغفرت ندید گرفتن خیلی بهتر است از کمک کردنی که با منت و اذیت باشد که خدا غنی و حلیم است. آقا اگر کاری برای دیگران می کنید هی به رخش نکشید. هی اذیتش نکنید من این کار را کردم من این کار را کردم. «فلیأکل بالمعروف» نساء 6. خوردن تان هم قشنگ باشد. پر نخورید حرام نخورید طیب بخورید. اینها همه اش شرط است که حالا در بحث تغذیه اینها را ما گفتیم. نساء آیه 19. «عاشرون بالمعروف» با خانواده تان با همسرانتان قشنگ رفتار کنید رفتار کنید. بدجنسی خودخواهی، منیّت در روابط تان نباشد. گروکشی از همدیگر نیش زدن، نق زدن، غر زدن، ایراد گرفتن، فشار آوردن از طریق خانواده، فشار آوردن از طریق لغزشهای اعضای خانواده فشار آوردن از طریق لغزشهای خود همسر. نقاط منفی اصلاً نبینیم نقاط مثبت را پرورش بدهیم کمین نکنیم برای همدیگر این خیلی مهم است. انسان اینطوری نمی توانند با این رفتارهایی که ما داریم اصلاً به خدا نزدیک نمی شویم که هیچ، خیلی هم دور می شویم. «عاشروهن بالمعروف» مردانه، جوانمردانه، رفتار کنید. آل عمران 110. «تأمرون بالمعروف» که این هم زیاد است اینکه امر به معروف می کنند یعنی هم خودشان نیکوکارند هم کارهای قشنگ را به دیگران توصیه می کنند این از آیات الهی است. وقت من تمام شد. ان شاءالله جلسه بعد در باره ی اصل بحث مان که معروف است، ان شاءالله وارد می شویم و آیات و روایات این بحثها را با همدیگر ان شاء الله بررسی می کنیم در مورد شخصیت آدم نیکوکار انواع و اقسام نیکوکاری و آثار نیکوکاری. ان شاءالله مطالبی را تقدیم خواهیم کرد.
والحمدلله رب العالمین.