پیام های عاشورا؛ جلسه 7
بسم الله الرحمن الرحیم وبه نام خدای حسین
جناب استاد بزرگوار در مبحث کلی پیام های عاشورا امروز راجع به چه موضوعی میخواهید صحبت بکنید؟
بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدالله رب العا لمین وصل الله علی محمد وآله طاهرین.
دیروز یک بحثی را مقدمتاً عرض کردیم درباره وفا و وفا داری که بنا به اینکه چون فردا تاسوعا هست و روز ابوالفضل العباس ع هست که شهره به وفاداری هست، من این بحث را همان فردا انشاءالله عرض می کنم. امروز میخواهم راجع به یک بحث بسیار مهم و کلیدی، چون وقتمان کم است ما باید کلیدیترین مباحث را انتخاب کنیم برای بینندگان عزیز، بحث صبر و استقامت است. یکی از درسهای مهم و پیامهای مهمی که عاشورا برای همه ما دارد، صبر هست.
در حرکت به سمت خوشبختی چه در دنیا و چه در آخرت، یکی از چیزهایی که انسان خیلی بهشدت به آن نیاز دارد، صبر است. صبر به قدری مهم است که در روایت داریم « الصبر من الايمان كالرأس من الجسد » صبر برای ایمان یک شخص مثل سر برای بدن است و در ادامه حضرت میفرماید اگر سر نباشد بدن هم ارزشی ندارد، اگر صبر نباشد، ایمانی هم برای کسی باقی نمیماند. صبر تنها عاملی است که انسان می تواند کمالات را به وسیله آن جذب بکند. شما هیچ آدم قدرتمند، توانا، صاحب فن، صاحب حرفه، صاحب تحصیلات سراغ ندارید که بدون صبر به جایی رسیده باشد. هر کس به هرکجا رسیده در رشته خودش صبوری کرده تحمل داشته، مخالفتها، سختیها و موانع را سر راهش بود آنها را برداشته تا توانسته موفق شود و صبر عامل موفقیت است. صبر چیزی هست که محصولش بهشت میشود و جهنم جای بیصبر هاست. یعنی اگر انسان دچار آسیبی میشود، چه در دنیا و چه در آخرت، معلول بیصبری است. بیصبری و بیحوصلگی که به سراغ انسان میآید.
من برای اینکه این تعزیه خوب جا بیفتد اول یک مثال از سیدالشهدا علیهالسلام خدمتتان عرض می کنم در این رابطه. ایشان در حرکتشان یک خطابه عمومی دارند. ایهاالناس خطاب به همه مردم است. «أَیُّهَا النّاسُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ» هرکدام از شما «یَصْبِرُ عَلى حَدِّ السَّیْفِ وَ طَعْنِ الاَسِنَّةِ فَلْیَقُمْ مَعَنا وَ إِلاّ فَلْیَنْصَرِفْ عَنّا» که می توانید صبر بکنید بر تیزی شمشیر و زخم نیزهها با ما باشید، قیام کنید با ما، باید با ما قیام کنید و اگرنه از ما منصرف شوید و بروید. شرط معیت با سیدالشهدا صبر است. حضرت شرط را از اول اعلام میکند اگر کسی میخواهد با ما باشد باید صبر داشته باشد.
لذا شما میبینید در طول روز عاشورا حضرت بارها به اعضای خانواده خودش حضرت سکینه جدا حضرت زینب جدا حضرت علی اکبر جدا و به اصحابش دستور صبر می دهد که صبر کنید صبر کنید صبر کنید و هر کدام از اصحاب که سختی و فشاری به ایشان وارد می شود حضرت با این کلمه همه را تسلی می دهد که صبر بکنید.
در زیارت عاشورا خداوند تبارک و تعالی از ما خواسته معیت در دنیا و آخرت را با امام حسین بخواهیم یا در اوجش که میگوییم من مقام محمودی را که شما نزد خدا دارید میخواهم شرط هر دو صبر است. یعنی معیت و همچنین مقام محمود احتیاج به صبر دارد. بدون صبر انسان به هیچکدوم از این مقامها و معیت ها نمیرسد. یک کسی نمیتواند بگوید که من در دنیا حوصله اهلبیت و دستوراتشان را ندارم، صبر بر دستورات آنها نمیکنم، اما خیلی دوست دارم در بهشت به آنها باشم. در آخرت با اینها زندگی کنم، این یک حرف گزاف هست. اگر کسی میخواهد با یک کسی باشد باید صبر آن کس را هم داشته باشد. مرام آن کس از حوصله آن کس دستوراتی که آن شخص می دهد صبرش را باید داشته باشد. لذا بدون صبر و استقامت انسان به هیچ کجا نمیرسم. من برای اینکه این قضیه خوب جا بیفتد و اینکه چرا مردم زمانه امام حسین این صبر را نداشتند و تو حضرت فرمود هرکس بر تیزی شمشیر صبر می کند با ما باشد و اگر نه برگردد چرا اکثراً برگشتند اکثراً بیصبر بودند، اما چرا افراد بیصبر میشوند. چرا در مقابل دستورات خدا و دستورات دین حوصله ندارند و بیصبر میشوند؟ چون ما بالاخره این پیامها را باید در الان زندگیمان استفاده بکنیم. صرف اینکه این صبر را فقط ازش تجلیل بکنیم و بله آنها خیلی آدمهای صبوری بودند خیلی آدمهای مقاوم میبودند صرفاً برای ما راهگشا نیست. ما باید ببینیم الان چگونه می توانیم آن راه را ادامه بدهیم. چون همانطور که قبلاً هم عرض کردیم مصیبت اعظم که نبودن امام زمان ع است، غیبت امام زمان هست ناشی از بیصبری های ماست. بیصبری های ما این مشکلات را درست کرده است.
ما در وجود خودمون یک ساختار دوبعدی داریم که خداوند تبارک و تعالی برای ما در نظر گرفته است آن ساختار ساختار طبیعی ما است که وقتی که به زمین آمدیم بدن گرفتیم جنسیت پیدا کردیم تعلقات طبیعی پیدا کردیم یک ساختار هم ساختار فطری ماست، یعنی آن ساختاری که با آن از آسمان به زمین آمدیم از نزد خدا آمدیم که همان روح خداست یا همان دمش الهی هست که از آن تعبیر به نور محمد و آل محمد ع میکنند ما با آن آمدیم حالا در بین این دو بعد شخصیتی اصل شخصیت ما همان نفخه الهی هست که با آن به زمین آمدیم و این نفخه است که معاد دارد و نزد خدا برمیگردد. جنبه حیوان ی و طبیعی ما معادی ندارد ما با هستی انسانی مان ..؟.....
باید برای این بازگشت داشته باشد تا خودش را به خداوند برساند. در این بین وقتی که فطرت ما میخواهد حرکتهای عالی انجام بدهد، تغذیه بکند تا بتواند خودش را برای آن حرکت آماده بکند تنها نیرویی که در مقابلش مقاومت می کند طبیعت ماست جنبه نفسانیت ماست خواهش های نفسانی هواهای نفسانی و دنیاگرایی های ماست که نمی گذارد، روح و فطرت تغذیه میکند و جلویش را میگیرد، از اینجا یک عده وقتی که با دستورات دین روبرو می شوند، برایشان واقعا کشنده است، حجاب کشنده است، نماز کشنده است، حج و روزه و خمس و زکات همه اذیت میکند. اینها مفهوم دین را یک مفهوم محدودیت اذیت و آزار و غم و غصه می دانند. این به این علت هست که این شخصی که یک همچین دیدگاهی نسبت به دین پیدا میکند خودش را فقط در چهارچوب طبیعت معنا میکند، یعنی ماجرای قبل از خلقت خودش را قبل از آمدن به زمین را در نظر نمیگیرد و ماجرای معاد را هم در نظر نمیگیرد. یک تفسیر دنیایی هست میگوید من میخواهم آدم راحتی باشم آدم آزادی باشم یک چیزی هم بنام دین در این مملکت یا در هر کجای دیگر جلوی ما گذاشته شده یا قرآن امامان احکام من اصلاً خوشم نمیآید حوصله این را هم ندارم. اصلاً نمیخواهند زیر بار این مسئله بروم، این به خاطر این هست که ترجمه غلطی از خودش دارد اگر حواسش باشد که اصلاً از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود متوجه می شود که من این بدن نیستم من این تن نیستم من زن نیستم من مرد نیستم زن بودن مرد بودن و تن داشتند مربوط به حیوانیت من است و جنبه زمینی من است شما اگر دستورات دین را که خیلیها میگویند مزاحم ماست در نظر بگیری یک سوال اساسی من میکنم دین وقتی که ما با دستوراتش روبهرو میشویم و احساس محدودیت میکنیم کدام بخش ما احساس محدودیت می کند؟ بخش فطرت ما یا بخش طبیعت بخش حیوانی ما یا بخش انسانی ما کدام بخش؟
اگر نگاه کرده باشید میبینید که هیچ کدام از احکام دینی نیستند که بخش انسانی ما را محدود بکند و خوراک بخش انسانی ما را محدود کنند. آزادی ما را سلب بکند تمام دستورات دین نوعی محدودیت برای طبیعت است به حرمت فطرت ما و بخش انسانی ما خداوند در واقع میخواهد که طبیعت حاکمیت مطلق را بر وجود ما پیدا نکند کاملاً بر ما تسلط پیدا نکند تا بخش انسانی که از خدا آمده به زمین فرصت تغذیه و رشد را داشته باشد تا بتواند در سفر برگشت موفق برگردد. پیروز برگردد.
اینجا هست که بین این دو جنبه تضاد اتفاق میافتد. یعنی شخصی که جنبههای انسانی اش ضعیف است اصلاً تحمل جنبههای دینی را ندارد. چون دین را غریب می داند. خدا را غریبه میدانند و آسمان را غریب می داند و ترجیح می دهد اگر بخواهند راجع به حیثیت آسمانیاش صحبت بکنند یک همچین صحبتی نشود فقط خودش را محدود معنا می کند. لذا اینجا هست که مسئله صبر یا عدم صبر پیش میآید که انشاءالله در بخش بعدی توضیح می دهم.
فرمایش کارشناس محترم استاد شجاعی در باره مبحث صبر
این تضاد راکه در مورد صبر گفتیم بین طبیعت و فطرت همیشه وجود دارد. وقتی کسی فطرت خودش را نشناسد یا فطرتش ضعیف باشد و تغذیه فطری نشده باشد، برداشت غلطی که از دین و دستورات دینی می کند، عبارت است از محدودیت. یعنی حجاب محدودیت است. نماز محدودیت است. روزه، خمس، زکات، جهاد، همه محدودیت است. حس محدودیت به تو دست می دهد. لذا می خواهد این بخشها را نداشته باشد انتخابهایی که میکند ارتباطهایی که برقرار می کند و رفتارهایش به گونهای است که بتواند از دین و فضاهای دینی گریز داشته باشند که اساساً محدود نشود. چرا؟ چون خودش را درست نگاه نمیکند.
اما وقتی که فطری به خودش نگاه کرد یعنی خودش را انسان دید نه بخش طبیعی و حیوانی آن موقع بخش انسانی اصالت پیدا میکند تازه و اصل می شود. وقتی اصل شد آن موقع نماز برایش خوراک است از آن لذت میبرد معراج است قرآن می شود شراب مؤمن حجاب می شود یک وسیله برای آرامش نفس یک بانو و عامل قدرت میشود برای حرکت به سمت الله.
جلو بسیاری از ضعفها ورذالتها را می گیرد و شخص را آماده می کند برای حرکت به جلو، حج همینطور لذت بخش میشود، روزه لذت بخش میشود. لذا شما در کشور ما میبینید مثلا قبل از ماه مبارک رمضان در ماه رجب که اعتکاف هست، میلیونها آدم داوطلبانه میروند سه روز روزه میگیرند و اعتکاف میکنند، و هزاران نفر ، ده ها هزار نفر از اینکه جا نیست آنها هم یک همچنین فضایی را داشته باشند، شاکی هستند. چون مساجد همه پر میشوند در سراسر کشور، چرا مردم این کار را میکنند، کسی که آنها را وادار نمیکند. چون لذت میبرد ، بخش انسانی از اینکه با خدا خلوت داشته باشدیا چیزی را به خدا که معشوقش هست هدیه بدهد لذت میبرد.
پس این بخش فطری طبیعی هست که برایش مساله سخت میشود و بی تابی میکند و به جزء وفزع میکند.این بیتابی باعث میشود که نتواند در مقابل دستوراتی که آمده او را کامل بکند و به آسمان ببرد، حوصله بکند و صبر بکند.
مثل بچه ای که وقتی میخواهند به او چیزی یاد بدهند حوصله مشق نوشتن ندارد صبر ندارد. میخواهند به او آموزش بدهم صبر ندارد و به خاطر تنبلی و بیحوصلگی و بیصبری رشد را از دست می دهد.
اما چرا در روایت داریم جبرئیل ع به خداوند عرض کرد که من میخواهم بهشت را ببیند وقتی خداوند بهشت را به او نشان داد گفت خدایا من فکر نمیکنم کسی از اینجا چشم بپوشد خداوند فرمود جبرئیل به راه بهشت نگاه کن دید راهش خیلی سخت است چرا، چون باید صبر توی آن باشد، مشکلات دارد سختی دارد عبادت دارد زحمت دارد نیاز به مجاهدت دارد تلاش دارد همهاش هم باید از طبیعت بگذریم نه از فطرت.
درخواست کرد که جهنم را ببیند وقتی جهنم را دید. عرض کرد خداوندا فکر نمیکنم کسی به اینجا بیاید خداوند فرمود جبرئیل به راهش نگاه کن وقتی راهش را دید مملو از تن آسایی ها تنبلیها شهوتها راحتطلبی ها، رفاهطلبیها و انواع و اقسام این کارها.
برای همین هم حضرت میفرماید الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبْرِ بهشت پیچیده شده است به انواع سختیها و صبر. اما اگر یک کسی خودش را بشناسد متوجه میشود که سختیها هیچ کدام به بخش انسانی وارد نمیشود. اساساً انسان محدود نمیشود. کدام بخش محدود میشود؟ بخش حیوانی ما محدود می شود.
در روزه شما ببینید خداوند تبارک تعالی بخش حیوانی را محدود میکند. در حج بخش حیوانی را محدود میکند تا بخش انسانی چه بشود؟ آزاد بشود. در مورد هر دو میفرماید که میهمان خدا هستید. کدام بخش میهمان خداست؟ بخش انسانی میهمان خدا است. به ضیافت خداوند می رود که این قابل تامل هست.
لذا ما با یک مقوله بسیار زیبا بنام صبر روبرو هستیم انواع و اقسام سختیها در این مسیر ما داریم که علما تقسیم کردند به سه دسته: صبر بر مصائب، صبر بر طاعت، صبر بر معصیت.
این هر سه تا سر راه رابطه خود و ناخود قرار می گیرند رابطه طبیعت و فطرت قرار می گیرد رابطه من حقیقی با من زمینی،من موقت قرار می گیرد ولی اونی که همیشه باید کنار بکشد به نفع دیگری کنار برود بخش طبیعی است بخش طبیعی خوراکش به اندازه کافی تامین است باید زیاده روی و زیادهطلبی نکند و به حرمت بخش فطری خودش را کنار بکشد.
عرض کنم خدمتتان که صبر بر سه صبر معصیت مصیبت و طاعت هرسه صبر سازنده است. چون موجب محدودیت بخش طبیعی قدرت بخش فطری می شود.
اولویت بندی ندارد؟
چرا اولویت اول صبر بر معصیت است. اول معصیت چون آفت است. یعنی اگر کسی گناه نکند، کافی است برای اینکه بزرگ بشود و رشد بکند و عاقبت بخیر بشود. ولی اگر خیلی طاعت هم داشته باشد اما معصیت که آفت است بیاید و میتواند خیلی چیزها را بهم بزند و خراب بکند. بنابراین این اولویتبندی دارد. ولی چون ما برناممان درمورد مقوله کربلا هستش و داریم درباره پیامهای عاشورا صحبت میکنیم در عاشورا ما بر صبر بر مصیبت خیلی روبرو هستیم صبر بر مصیبت تمام اصحاب و عاشورا این بینش و بصیرت را داشتند یعنی میدانستند که اگر دارند صبر می کنند یک مقابل ابدی دارند دریافت می کند. در تمام صبرها این هستش در همه صبرها انسان وقتی که صبر می کند و از طبیعت میگذرد یک لذت فطری داده میشود. شما در ماه مبارک رمضان ، این را که من میگویم همه بینندگان عزیز حتماً تجربه کرده اند، که موقع افطار انسان خیلی احساس شادی و نشاطی دارد. خیلی احساس قدرت میکند. چون توانسته جلوی طبیعت را بگیرد. خیلی انسان احساس شادی میکند برای همین داریم که روزهدار دو موقع خیلی خوشحال است. یکی موقع افطار خوشحال است. چون به انبساط و قدرت رسیده. یکی هم روز قیامت خیلی خوشحال است. به خاطر این صبری که کرده است.
همه اصحاب عاشورا اینجوری بودند. لذا سیدالشهدا علیهالسلام بهعنوان یک فرمول خیلی مهم از اول مسئله صبر را مطرح کرد در طول مسیر مسئله صبر را مطرح میکند در روز عاشورا شما نگاه بکنید خطاب به علی اکبر علیهالسلام میفرماید که اصبر یا حبیبی وقتی که حضرت خیلی تشنه می شود و تشنگی به او فشار می آورد امروز هم روز حضرت علیاکبر علیهالسلام است. یادی هم از این شخصیت بسیار بزرگ بکنیم که انصافاً در زیارت عاشورا ما جداگانه به این شخصیت سلام می دهیم. همراه امام حسین السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین سلام میدهیم به علی اکبر ع وقتی که تشنگی خیلی فشار می آورد ایشان سیدالشهدا علیهالسلام باز میبینیم که در دلداری ایشون میفرماید صبر کن ای محبوب من عزیز من تا دقایقی بعد از دست رسول خدا سیراب خواهی شد. یا خطاب به سکینه سلاماللهعلیها که خیلی این مصائب به ایشان فشار آورده بود و بی تابش کرده بود ایشان باز به سکینه علیهاالسلام فرمود که صبر کن به قضای الهی و شکایت نکن حوصله کن باز این کلمه را سیدالشهداء در روز عاشورا به کار میبرد یا خود ایشون وقتی که در بین راه میفرماید که ماجرا در عاشورا این اتفاق میافتد همه ما صبر می کنیم باز میبینیم که این خصوصیت همه اصحاب عاشورا است ما بر بلای الهی و آزمایش الهی صبر میکنیم اما اجر صابرین را در یافت می کنیم. حالا اگر من بخواهم مثال بزنم در رابطه بین طبیعت و فطرت باید اینجوری بگویم شما ببینید یک کسی یک کیف پولی را پیدا میکند و خیلی هم به آن نیاز دارد می تواند صبر بکند پول را به صاحبش برگرداند می تواند بیصبری بکند و مصرف بکند الآن این را که من میگویم کاملاً همه بینندگان عزیز میفهمند وقتی پول را بیصبری میکند و مصرف می کند احساس فوقالعاده بدی دارد. چون میفهمد که پول مال خودش نیست درواقع به تعبیری کوفتش می شود به تعبیر عامیانه خودمان. اما وقتیکه صبر میکند و این پول را برمیگرداند یک احساس نشاط، رضایت، آرامش و پیروزی در او اتفاق میافتد همان موقع که آن را رد میکند. به محض اینکه این را می دهد خوشحال میشود که یک عمل درستی انجام داده است.
ولی تا قبل از اینکه اینکار را انجام بدهد آن آرامش نیست، اما یکسری تکنیکها و مقدماتی هست که میخواهد به این خواسته برسد.
بله آن ها آن بصیرت است آن بینش هست پا گذاشتن روی هوای نفس کمک می کند وقتی این را رد کرد و داد میبینی که خیلی خوشحال میشود از اینکه یک کار درست را انجام داده، کدام بخش عصبی و ناراحت می شود توی این حالت که شما پول را میدهید طبیعت ناراحت است میگوید بابا خودت مصرف میکردی ولی فطرت فوقالعاده خوشحال است.
حالا من یک عرضی دارم یک سوال است انشاءالله که سوال خیلی از مخاطبین هم باشد پس منظور فرمایش شما این است که ما برای اینکه به این تکنیک بینظیر صبر زودتر دسترسی پیدا بکنیم و عمیقانه تر حفظش بکنیم نه اینکه مقطعی باشد می توانیم بیشتر آشنا شویم با رمزوراز واقعه کربلا و حتی صبوری خود اباعبداللهالحسین علیهالسلام درسته خوب خود همین اتفاق هم خودش یک تکنیک و آگاهی میخواهد بصیرت می خواهد ،بصیرت را چگونه به دست بیاوریم؟
این را در جلسات قبل تا حدودی تشریح کردیم در جلسات جمعهها هم تا حدودی تشریح کردهایم که ما یک حقیقت انسانی و یک حقیقت طبیعی داریم. چون این نکته انگیزه خیلی خوبی است برای رسیدن به این انگیزه، به این تکنیک.
اگر ما این را نداشته باشیم یعنی هم سعادت دنیا را از دست میدهیم هم سعادت آخرت را از دست میدهیم شما همیشه وقتی که صبر میکنی ما به ازای فوری بهتون داده می شود نسیه نیست یک اجر در آخرت دارد که می دهند اما آنی که همین الان دریافت میکنید. طبق همین مثالی که الان زدم سریع دریافت میکنید همین جا به شما میدهند.
پس امام حسین هم همین را از ما میخواهد. با این واقعه عاشورا و پیامهایش.
بله اصلا علت اینکه این کلمه را زیاد سیدالشهداء بکار میبرد و اصلاً همان جمله اول را که گفتم و درواقع حرف اساسی بود همین هست که هر کس میخواهد با ما باشد اهل صبر باید باشد ،امکان ندارد یک کسی بخواهد در دنیا در مکتب سیدالشهدا باشد یا در آخرت با حضرت باشد بدون صبر باشد اگر کسی میخواهد به این شخصیت نزدیک شود باید اهل صبر باشد. چرا؟ چون اینها بالاترین صبرها کردهاند برای اینکه بالاترین مقامها را گرفتهاند و اگر ما آن مقامات را میخواهیم باید صبر کنیم. مثل چی مثل اینکه میگوییم اگر کسی سیکل می خواهد بگیرد یک مقدار باید صبر کند. اما اگر بخواهد دیپلم بگیرد صبرش باید بیشتر باشد و اگر بخواهد کارشناسی کارشناسی ارشد دکترا بگیرد هی باید صبر بیشتری بکند. یعنی محدودیت بیشتر ولی برای گرفتن درجات بالاتر مثل سرباز که بشود گروهبان بشود استوار تا برود بالا و بشود یک تیمسار.
درواقع صبر خالی نه در کنارش تلاش هم باید داشته باشد.
بله تلاش باید بکند ودریافت بکند این را.
ادامه فرمایش حضرت عالی راجع به مبحث صبر که واقعا خیلی مهم است. فکر میکنم امروز فقط راجع به صبر صحبت کنیم.
بله چون مقوله اش مقوله بسیار مهمی هست .ما هم البته فقط یک معرفی می توانیم بکنیم او یک توضیح مختصر چون این خودش یک بحث زیادی دارد در یک مرکز دانشگاهی که من در همین مورد برای دانشجویان عزیز بحث میکردم یک دورهای داشتیم به نام رشد و قدرت در سایه صبر و سختیها که حدود شصت ساعت این بحث طول کشید که بحث علمی بسیار زیادی هم میطلبد. ولی خوب ما حالا در حد یک پیام از عاشورا بگیریم مهم هست.
من یک روایت خیلی تعیینکنندهای را بخوانم برای بینندگان عزیز خیلی مهم است. میفرماید کلید همه بدبختی های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است. تنبلی و بیحوصلگی این خیلی فرمایش مهمی است. یعنی هرکس در دنیا هر آسیبی که میبیند برمیگردد به این دو صفت در وجودش تنبلیها و بیحوصلگی هایش. تنبلی با انسان چه میکند؟ تنبلی باعث میشود انسان وقتی که میداند یک کاری لازم است که انجام بدهد باید انجام بدهد و نقش دارد در سعادت دنیا و آخرتش نرود سراغش اصلاً شروع نمیکند تنبل هی امروز و فردا می کند و عقب میاندازد و اصلاً هم هیچوقت به سمتش نمیرود. بیحوصلگی شروع می کند اما ادامه نمیدهد کار را ادامه نمیدهد و رها می کند. یک مدت نماز میخواند و رها میکند یک مدت بعضی از شرعیات را انجام میدهد و بعد رها می کند. حوصله ندارد روزه بگیرد حوصله ندارد نماز بخواند حوصله ندارد حجاب را رعایت بکند حوصله خیلی از واجبات را که برای اوج و آمدهاست ندارد. علتی که در کربلا امام حسین تنها ماند همین بود. لذا پیغمبر میفرماید من خودم وقتی این حدیث را شنیدم ده روز مریض شدم واقعاً برای من خیلی عجیب بود. این حدیث کمرشکنی است که نبی اکرم ص میفرمایند: ان اکثر صیاح اهل النار من التسویف. بیشترین صیحه جهنمیان بخاطر امروز و فردا کردنشان است. یعنی بخاطر این حدیث منطق نبوی سلام الله علیها بیشتر مردم جهنم آدمهای بدی نیستند. بلکه فقط آدمهای تنبلی هستند و بیحوصله. یعنی اینها کسانی نبودند که مثل کفار با خدا درگیری داشته باشند. لج کنند در مقابل خدا و در مقابل دین آدمهای لجوج و عنود خوب وضعشان مشخص است که جهنم شان چقدر طولانی است. اما بقیه افراد که سر از جهنم درمیآورند به خاطر همین تنبلیها و بیحوصلگی هاست. یعنی میخواهد نماز بخواند تنبلی میکند میخواهد روزه بگیرد تنبلی می کند می خواهد یک واجب الهی را انجام بدهد تنبلی میکند. تنبلی مادر همه گناه هاست. میخواهم بگویم درواقع اگر تمام گناهان دیگر صورت میگیرد منشاش به این دو صفت برمیگردد که حضرت میفرماید کلید همه بدبختی های انسان در دنیا و آخرت است. در دنیا هر کس اگر عقبماندگی اقتصادی و شکست های دیگر دارد، حتی در بحث خانواده که یکی از مباحث مهمی است که ما در مراکز علمی بحث میکنیم در بحث خانواده هم بیشترین شکست های خانواده به جرات به عنوان یک کارشناس مسائل خانواده که ۲۰ سال هست در این زمینه فعالیت میکنم، میتوانم بگویم که نود درصد طلاقها به خاطر بیحوصلگی و تنبلی زوجین هست. برای اینکه تنبلی می کنند وظائفی را که باید یاد بگیرند اصلاً وقت نمیگذارند وظائف اقتصادی و وظایف عاطفی وظایف معنوی، مهارتهای جنسی، مهارتهای کلامی، مهارت های عاطفی اینها را نمیروند یاد بگیرند وقت نمیگذراند. فقط برایشان مهم است که به هم برسند و با هم ازدواج بکنند. ولی بعدش حالا اینکه من باید با این جنس مخالف چگونه برخورد بکنم چه کلماتی را بکار ببرم چه کلماتی را به کار نبرم خط قرمزهای عاطفی خط قرمزهای کلامی خط قرمزهای کلامی چی هست اصلاً کسی دنبالش نمیرود در تربیت هم همین است، به خاطر همین هست که اکثرا در تربیت بچه ها از دست آدم در میروند و موفق نمی شوند. چون کسی سرمایه گذاری اینگونه نمی خواهد بکند.
بنابراین کلید همه بدبختیهای انسان برمیگردد به همین دو صفت بیصبری و بیحوصلگی و تنبلی که نقش اساسی را در شکست های انسان در دنیا و در آخرت بازی میکند که اساس است. پس درواقع اگر بخواهیم یک نتیجه از بحثمان بگیریم این است که جهنم و شکست معلول بیصبری و بیحوصلگی است. بهشت معلول صبر و باحوصله بودن است. معلول عمل است و نشاط در عمل است. حالا با توجه به این حقیقت میآییم سراغ این مسئلهای که در عاشورا اتفاق افتاده است.
در عاشورا چون حقیقت برای اصحاب عاشورا کاملاً روشن است. آنها نظام ابدی را در مقابل خودشان میبینند. خدا را در مقابل خودشان میبینند. به یک وظیفه واقف هستند. مگر می خواهند اینجا چه چیزی را از دست بدهند. یک بدن میخواهند بدهند. یعنی از جنبه طبیعی میخواهند بگذرند. ولی در عوض چی بدست می آورند ابدیت و حیات جاودانه را به دست میآورند. درواقع من به شما این قاعده را به نحوی باز بگویم به شما که شما هر وقت صبر میکنید صبر بر از دست دادن یک امر محدود میکنید. این مشخص است. ولی هر وقت صبر میکنید یک قیمت نامحدود و جاودانه انسان بدست می آورد. یک کالای نامحدود و جاودانه بدست می آورد. یک حیات جاودانه بدست می آورد. این خیلی اهمیت دارد. یعنی درواقع ما با صبرهای مان یک معاملهای میکنیم که همیشه به نفع ماست. هر وقت نتوانستیم صبر بکنیم دچار خسران میشویم. دچار شکست میشویم و یک چیز نامحدود و ابدی و جاودانه را از دست میدهیم که اگر بخواهیم با توبه جبرانش بکنیم باید دو برابر سه برابر و یا چند برابر صبر کنیم تا آن چیزی را که روز اول با مقداری صبر نتوانستیم بدست بیاوریم، دوباره بتوانیم آن را بدست بیاوریم.
قرآن کریم به ما یک فرمول می دهد که اگر کسی بخواهد صبر بکند با این فرمول قدرت صبرش بسیار زیاد میشود و آن هم یک امر بصیرتی و عقیدتی است. اگر ما بیصبریم، به خاطر اینکه ما این عقیده و بصیرت را نداریم. آن عقیده و بصیرت چیست؟ اینکه ما یک زمانی پیش خدا بودیم و دوباره پیش خدا بر می گردیم. «انا لله و انا الیه راجعون».
قرآن میفرماید که بشارت بده به صابرین. «فبشر صابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون» بشارت بده به صبر کنندگان، صبر کنندگان چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که وقتی مشکل یا مصیبتی برایشان پیش میآید بلافاصله یادشان میآید که این نیز بگذرد.
این کلمه این نیز بگذرد، واقعاً یکی از اذکاری هست که من پیشنهاد میکنم، اگر کسی روی آئینه یا روی کتاب یا روی صفحه تلفن همراه یا روی صفحه رایانه بنویسد، همیشه جلوی چشمش باشد که این نیز بگذرد.
ببینید ما در طول زندگیمان خیلی غصه ها داشتیم که گذشته الان دیگر تلخیاش هم نیست خیلی شادیها هم داشتیم که گذشته و الان دیگر از شادیاش هم چیزی برایمان نمانده همین که یادمان باشد این نیز بگذرد خیلی مهم است خیلی به ما کمک میکند که ما خداینکرده معصیت نکنیم بداخلاقی نکنیم زندگی را تلخ نکنیم به خانوادهمان و اطرافیانمان.
البته در مواقع بحران به این جور جملات دقت کنیم بهتر است.
بله همین که جلو چشممان باشد، و اینکه تا به اینها مصیبتی میرسد اینها یادشان میآید که قرار است برگردند پیش خدا اینجا قرار نیست در دنیا بمانند چند ساعت و چند روز دیگر برمیگردند به ملکوت بر میکردند نزد خداوند تبارک و تعالی و آنجاست که برای همه سختیهایی که بهشان رسیده است بخصوص آنها که ناخواسته بوده است و به آنها تحمیل شده است با یک اجر ابدی و یک بهشت بی نظیر الهی روبرو هستند.
لذا این خیلی آرام بخش است،برای همین هم است که میگویند هرگاه مصیبتی به شما وارد شد آیه استرجاع بخوانید چه می گوییم انا لله و انا علیه راجعون یکی از شیرینترین آیات قرآن این است یکی از لذتبخشترین آیات قرآن که انسان را خیلی آرام شاد و قدرتمند می کند کلمه انا لله و انا الیه راجعون است یعنی من مال خدا بودم مال دنیا نیستم. ماله بدنم هم نیستم. مال هیچکس نیستم و یک زمانی هم برمیگردم پیش خود خدا. از این قشنگتر اصلاً برای انسان سرنوشتی میسر و قابل تصور است که از خدا آمدهایم و به جوار رحمت الهی برمی گردیم. چقدر شیرین است به بهشت الهی برمی گردیم و برای همین آن موضوع دیگر اذیتش نمیکند. هرچه که میخواهد باشد: فوت کسی باشد، بدهکاری باشد، از دست دادن چیزی باشد. شما نگاه کند در زندگی این چقدر میتواند به ما کمک کند چقدر از عصبانیت هایی که زن و شوهر یا پدر و مادر علیه بچهها یا بچهها علیه پدر و مادر دارند مال این بیصبری است. اگر هم با این فرهنگ بار بیاییم که فقدان واقعاً فقدان نیست. اگر در خانه یکدفعه یک ظرف کریستال افتاد و شکست این ظرف شکسته، ولی این یک مابهازای آخرتی و ابدی برای ما دارد. دفع بلا میکند. پاداش ما را بالا میبرد. لذا در آموزههای دینی در مورد صبر فرمودند که صبر چند خاصیت دارد.
یکی اینکه آسان میکند مصیبتها و سختیها را آسان میکند و یکی اینکه صبر اجر او را بالا میبرد برای ما.
جمعبندی هم میتوانیم داشته باشیم در چند ثانیه:
همین که ما بدانیم در حرکت به سمت جاودانگی و ابدیت حداقل در حرکت دنیایی خودمان به صبر فوقالعاده نیاز داریم و بدون آن هیچ وقت به سعادت نخواهیم رسید و بزرگترین مشکل هر انسانی، تنبلی و بیحوصلگی اوست.
پس در ادامه مباحث پیامهای عاشورا ما در مورد آزادگی صحبت کردیم راجع به وفاداری صحبت کردیم در باره صبر صحبت کردیم و انشاءالله فردا که در مورد حضرت ابوالفضل ع صحبت میکنیم یکی از پیامها در مورد وفاداری خواهد بود که صحبت میکنیم.