« به نام خدا»
برنامه تلوزیونی جام جم
موضوع برنامه:
مجری: می خواهیم درباره عنصر غم و مصیبت در عزاداری و جایگاه آن صحبت کنیم.
استاد: دیروز ما درباره ی عنصر معرفت صحبت کردیم در عزاداری ها تا حدودِ زیادی، که اگر عزاداری بخواهد عزاداری حقیقی باشد باید هم جهت باشد با هدفی که امام حسین (ع) برای آن قیام کرد و چون قیام امام حسین (ع) یک قیام آگاهی بخش بود عزاداری ها باید با همین محتوا برگزار بشود و آگاهی بخشی ادامه پیدا کند، کما اینکه ما به همان آگاهی که امام حسین (ع) در جامعه نمی دید هنوز هم نیاز داریم و جامعه ما هنوز هم به آن آگاهی نیاز دارد، اما عنصر مصیبت چه کار می کند در این عزاداری؟ اصلاً جایگاهش چه هست؟ این جنبه ی غم و تراژدی این مسئله نقشش چه هست؟ ما مصائب را یک تقسیم بندی می کنیم که شما هم روز اول فرمودید به مصیبت عظیم و مصیبت اعظم، جریانِ حرکت امام حسین (ع) با دو مصیبت همراه هست، یکی مصیبت عظیم، یکی مصیبتِ اعظم، در مصیبت عظیم که ما اوائل زیارت عاشورا هم خطاب به سیدالشهداء (ع) عرض می کنیم، زیارت عاشورا حدیث قدسی هست، یعنی در واقع کلام خداوند تبارک و تعالی است، که اسناد معتبری هم دارد عرض می کنیم « عَظُمت مُصیبتُکَ فی السَموات عَلی جَمیعِ اَهلِ السَماوات عَلی جَمیع اَهل الاِسلام» مصیبت تو ای حسین بر اهل آسمانها و بر اهل زمین سنگین و عظیم هست، « عَظُمت مُصیبتُکَ» اما این عنصرِ مصیبت که مصیبت عظیم هم ما از آن تعبیر می کنیم یعنی جنبه ی کشته شدن، غم، تشنگی، اسارت، قطع شدن دست و پاها، تیر خوردنِ گلوی علی اصغر(ع)، آن شهادت های ویژه ی علی اکبر (ع) و اباالفضل (ع) و سایر اصحابِ حضرت، اسارت بانوان، توهین و جسارت به آنها، کتک زدن به آنها و داستانهایی که در طولِ مسیر تا مدینه و بازگشت به مدینه داشتند اینها را مجموعاً به اینها می گوییم مصیبت عظیم، نکته ای که هست این هست که ما قبل از اینکه بخواهیم خوب به این مسئله بپردازیم یک سئوال را جواب بدهیم که در سئوالهایی که بینندگان عزیز داشتند وجود داشت و آن هم این هست که این مصیبت عظیم آیا واقعاً امام حسین (ع) می دانست که به یک همچین مصیبتی دچار می شود یا نه؟ یعنی می دانست سرانجام کارش به کشته شدن و اسارت خانواده و تکه تکه شدن بچه هایش و این مصائب کشیده می شود یا نه؟ یقیناً اینگونه بوده یعنی ما دلایل محکمی داریم که مسئله ی عزای امام حسین(ع)، حرکت امام حسین (ع) از زمانِ بچه گی او و از زمان قبل از تولد او هم این مسئله وجود داشته است و اتفاقاً اصرار هم داشتند ائمه (ع) و خود نبی اکرم (ص) که این مصیبت را یاد آوری کنند، بارها این اتفاق افتاده بود نه تنها در مورد امام حسین (ع) بلکه در مورد سایر اصحاب پیغمبر(ص)، پیامبر (ص) جلوتر خبرهایی را می داد تا بقیه ی مردم ایمانشان زیاد شود، بعدها در آینده بتوانند حق و باطل را تشخیص دهند، وقتی که مثلاً در مورد عمار می فرماید: « یَقتلُ کَفَئَةٌ باقیهَ» آن گروه طغیانگر و باقی تو را خواهند کشت، این به عنوان یک یادگار می ماند در میان همه ی اذهان و سینه ها که می بینند عمار را چه کسی می کشد و این در زمان جنگی که امیر المؤمنین (ع) دارد در جنگِ صفین، مسئله خیلی شفاف می شود آنجایی که خیلی ها شک دارند که علی بر حق است یا معاویه، وقتی که عمار در لشگر علی (ع) قرار می گیرد همه متوجه می شوند با توجه به فرمایشی که پیامبر (ص) دارد همه متوجه می شوند که علی (ع) بر حق هست، این اخبار، اخبارهای غیبی که طبیعی هم بودند اهل بیت (ع) از آن خبر می دادند برای این بوده که در طول زمان نسلها حق و باطل را خوب بشناسند لذا شما می بینید که نبی اکرم (ص) در مورد عزای امام حسین (ع) و مصائبی که به امام حسین (ع) وارد می شود به خودِ فاطمه زهرا (س) خبر می دهد یا خودِ فاطمه ی زهرا (س) به پیغمبر (ص) خبر می دهد بچه ای که در شکم من است گله ای از عطش خودش و غربت خودش می کند و می فرماید که فاطمه هر چشمی روزِ قیامت گریان هست به جز چشمی که برای حسین گریه کند، پس امام حسین (ع) می دانست که وقتی می آید به کربلا این مصائب را هم دارد و حالا سئوال این هست که چرا این مصیبت را انتخاب می کند و چرا آگاهانه به این سمت حرکت می کند؟ که این مقدمه ای باشد برای پاسخ گویی به سئوالات.
مجری: در ادامه ی مبحث غم و مصیبت در عزاداری می خواهم عرض کنم که همه می دانیم که آقا امام حسین (ع) با بصیرت سفرِ خودشان را به سمتِ کربلا آغاز کردند و می دانستند که چه هدفی دارند و چه اتفاقی قرار هست که بیافتد، حالا با توجه به این موضوع درباره ی عنصر غم و مصیبت برای ما بفرمایید.
استاد: وقتی می گوییم که سیدالشهداء (ع) می دانست که چه اتفاقی می افتد یعنی می دانست که مردم آن وفاداری لازم را انجام نمی دهند، ممکن هست سئوال بشود که چرا حرکت کرد اگر می دانست اینطور می شود پاسخش این هست که مردم از نظر ظاهری با امام اتمام حجت کردند، امام اگر از نظر ظاهری با ایشان اتمام حجت بشود، شرعاً موظف هست که عکس العمل نسبت به حرکت مردم نشان دهد هجده هزار نامه شوخی نیست که برای امام فرستاده شده، هجده هزار نامه فرستاده شده که ما آمادگی حمایت از تو و تشکیل حکومت اسلامی را داریم و امام اگر به این نامه ها پاسخ مثبت نمی داد اینها همیشه می گفتند که ما نامه هایمان را نوشتیم و از امام توقع داشتیم، اینها بر امام حجت پیدا می کردند، اما امام با اقدامی که کرد حجت را بر مردم تمام کرد که شما نامه نوشتید و من آمدم هر چند که می دانستم شما به عهد خودتان وفادار و پایدار نخواهید بود، خُب حالا امام با وجود اینکه می داند که یک همچین مصائبی پیش می آید این مصیبت در واقع انتخاب شده است یعنی می داند که می خواهد این مسئله اتفاق بیافتد ولی چون پای یک ارزش بالاتری در میان هست از نظر خدا و ائمه (ع) می ارزد که یک همچین بهای سنگینی و یک همچین مصیبتِ عظیمی پذیرفته شود یعنی در واقع زمانی انسان یک بهایی را می پردازد که بخواهد چیزِ بالاتری را بدست بیاورد، پس در واقع یک پرداختی هست مصیبت عظیم برای جلوگیری از یک مصیبت بالاتر که ما اسم آن را گذاشتیم مصیبت اعظم یعنی بزرگتر از اصل این تراژدی و غم و غصه ها هست، امام (ع) این غم و غصه و شهادت و اسارت را خودش و خانواده اش می پذیرند تا جلوگیری کنند از یک فاجعه، جلوگیری کنند از یک مصیبتِ بالاتر، آن مصیبت بالاتر چه هست؟ آن مصیبت بالاتر از بین رفتن حق هست به طور کامل، که اگر امام حسین (ع) قیام نمی کرد قطعاً اسلام نابود می شد.
مجری: میان برنامه ای ببینیم و بعد ادامه فرمایش.
ادامه فرمایش استاد: درباره ی مصیبت عظیم گفتیم که باید ببینیم چه چیزی پرداختش بیشتر از این مصیبت بوده یعنی یک چیزِ بالاتری وجود داشته که حضرت حاضر شده است که با همه ی اعضای خانواده اش به میدان بیاید و این بها را بپردازد قبلاً هم این بها توسط امام مجتبی(ع)، امیر المؤمنین (ع)، حضرت زهرا (س) پرداخته شده است چه چیزی اینجا مهمتر هست؟ آن چیزی که مهم هست همان هدف وجودی و فلسفه ی وجودی امام هست، امام به چه کارِ مردم می آید، یکی از جهات قیمت و ارزش وجودی امام، هدایت مردم هست، لذا همان دعایی را هم که باز دیروز عرض کردیم می فرماید: « بَذَلَ مُحجَتَهُ فیک ...» آن مصیبت بزرگی که مصیبت اعظمی که اینها برای آن تلاش کردند و مصیبت عظیم را پرداخت کردند که آن مصیبت اعظم اتفاق نیفتد جدایی امام از امت هست، یعنی مردم از اطلاعات و تخصص امام متخصص معصوم محروم می شوند و مسیر حرکت آنها به سمتِ تأمین سعادت دنیا و آخرتشان از مسیر تخصصی خودشان جدا شود، اگر امام (ع) کشته می شود برای اینکه مردم دچار جهالت و ذلالت نشوند آن مصیبت اعظم همین هست، ببینید یک سئوال مهم که خیلی هم غم انگیز هست که جدی باید در موردش فکر بشود همه ی کسانیکه می خواهند عزاداری کنند یک بار بنشینند فکر کنند که چرا ما سیزده تا معصوممان اینگونه شدند حالا نبی اکرممان (ص) اگر استثناء کنیم که اختلاف هست که آیا شهید شده است یا نه، ولی در مورد دوازده نفر دیگر با حضرت زهرا (س) این مسئله هست، چرا کشته شدند، اینها مگر بهترین افراد جامعه خودشان نبودند؟ مگر خلیفة الله نبودند، مگر مظهر خدا نبودند؟ مگر عالم ترین مردم، با تقواترین مردم، مهربان ترین مردم، بهترین مردم نبودند؟ چرا کشته شدند در جامعه؟ وقتی که ما در یک جامعه می بینیم که بهترین انسانها، انسانهایی که چقدر خدا در قرآن سفارش کرده است به حفظ حرمت اینها، ما چقدر آیه داریم در قرآن در مورد مودّت اهل بیت (ع)؟ و ده ها آیه دیگر غیر از مودّت توصیه شده است که مردم به ارتباط و اتصال با خاندان پیغمبر (ص)، خودِ پیغمبر (ص) صدها بار تأکید کرده است که مردم با این خاندان اگر می خواهند واقعاً حرمت رسالت پیغمبر (ص) را داشته باشند، اگر می خواهند دینداری حقیقی کنند و اگر حقیقتاً می خواهند به خدا برسند با این خاندان می توانند برسند یعنی خاندان عصمت که قرآن تصریح می کند اینها پاک شده هستند، ببینید « اِنما یُرید الله لِیُذهِبَ عَنکمُ الرجسَ اهل البیت و یطهرُکُم تَطهیرا» اهل البیت همین از شیعه و سنی متفق هستند که اهل البیتی که خدا تطیرشان کرده است و هیچ گناهی ندارند پنج تن آل عبا (سلام الله) هستند، همین پنج تن هستند که در سوره واقعه می فرماید: « لا یَمَسُّهُ الا المطهَّرون» باطن قرآن را کسی به آن دست پیدا نمی کند مگر پاک شده ها، پاک شده ها هم همانهایی هستند که در آیه ی تطهیر آمدند، خُب شخصیتهای با این عظمت که پیغمبر (ص) این همه سفارش کرده است، خدا این همه سفارش کرده است، چگونه کشته می شوند در یک جامعه؟ حضرت زهرا (س) در یک فاصله ی خیلی کم به شهادت می رسد بعد از رحلت پیغمبر (ص)، امیر المؤمنین (ع) همینطور، زیاد فاصله ای نیست، حضرت مجتبی (ع)، بعد حضرت سید الشهداء (ع) و بقیه ی ائمه (ع) چرا کشته می شوند؟ این سئوال، سئوال خیلی مهمی هست، این نشان می دهد که جامعه آن فهم، لیاقت و آن درایت و معرفت کافی را برای استفاده از این شخصیت و پذیرش این و حفظ جان اینها حداقل ندارد، این مصیبت اعظم هست، یعنی اینکه مردم نمی توانند با معصوم ارتباط برقرار کنند نمی توانند خودشان را به معصوم برسانند، حذف معصوم از جریان هدایت جامعه را می گوییم مصیبت اعظم، وقتی کنار می زنیم، لذا شما ببینید چقدر با دقت و زیرکی، با دقت و لطافت این مسئله در زیارت عاشورا آمده که شما بعد از اینکه مصیبت عظیم را اول زیارت عاشورا دارید می گوید« وَلَعن الله اُمةً دَفعَتکُم اَن مقامِکُم و ازالَتکُم عَن مراتبکُم التی رَتبکُمُ الله فیها» خدا لعنت می کند آنهایی را که شما را از این مقام کنار زدند از مقامتان و از آن مراتبی که خداوند برای شما در نظر گرفته بود ازاله کردند و برداشتند این می شود مصیبت اعظم، پس در واقع برای جلوگیری از دور شدن مردم از متخصص معصوم بهای مصیبت عظیم باید پرداخته می شد که در واقع یک بهانه ای باشد برای تمام نسلها تا بتوانند از این مصیبت عظیم انرژی کافی را پیدا کنند با ذکر مصائب اهل بیت (ع) ببینند که امام حسین (ع) برای چه سرش را داد، برای چه تشنگی؟ برای چه علی اکبر (ع)؟ برای چه علی اصغر (ع)؟ ما به آن مسئله توجه کنیم یعنی در واقع اهل بیت (ع) می خواهند با عنصر غصه، غم، مصیبت و مصیبت عظیم ما را به به مصیبت اعظم متوجه کنند، اگر در عزاداری ها و یک شخصیتی که می خواهد عزاداری کند، می خواهد عرض ارادت کند به این عنصر توجه نداشته باشد، عزاداری اش عزاداری حقیقی نیست، ثواب دارد، نه اینکه ثواب ندارد، عرض کردیم حتی کافر هم برای امام حسین (ع) اظهار تأسف کند خداوند تبارک و تعالی به او اجری خواهد داد، اما شخصیت عزادار زمانی شکل می گیرد، شخصیت عزادار حقیقی که به آن باطن توجه کند، چرا امام حسین (ع) این مصیبت ها را پذیرفت؟ ائمه (ع) چرا کشته شدند؟ چرا به این مصائب تن دادند؟ برای اینکه جلوگیر کنند از اینکه مردم منحرف شوند، برای اینکه جلوگیری کنند از اینکه حق نابود شود، پس در واقع عزادار حقیقی یک کسی هست که به عنصر متخصص معصوم توجه می کند و به این توجه می کند که حق گرا باشد پیامِ سیدالشهداء(ع)، روح سیدالشهداء را پیدا کند، نه اینکه سیدالشهداء (ع) یک وسیله ای صرفاً برای کفاره ی گناهانش، یا عزاداری او را یک وسیله ای قرار بدهد برای اینکه به حاجتهای دنیایی اش برسد، مثلاً کسی شفا بگیرد، کسی مشکلات اقتصادی اش حل شود، یا کسی ازدواج کند، یا مصائب جمعی و اجتماعی مثلِ زلزله و چیزهای دیگر دفع شود که مثلاً می گویند با خواندن این مقدار زیارت عاشورا زلزله دفع شود، نه، ما باید توجه کنیم شخصیت عزادار حقیقی دقیقاً زمانی شکل می گیرد که او می فهمد که امام حسین (ع) برای چه چیزی حاضر شده است که این بها را بپردازد، برای چه ارزش بالاتری جان خودش را داده است، بالاخره در فرهنگِ الهی این مسئله جا افتاده است که یک ارزشی وجود دارد که امام حسین (ع) باید برای حفظ آن ارزش فدا شود، معصومین باید برای حفظ آن ارزش فدا شوند، پس مطلبِ خیلی بالاتری هست، و آن ارتباط مردم با حق تعالی، ارتباط مردم با دین خدا، تغذیه ی صحیح مردم هست که مسئله را برای ما مهم می کند، حالا ما قبل از اینکه بخواهیم به مسئله ی مصیبت اعظم در این زمینه بخواهیم بپردازیم تا آرام آرام بحثمان شکل بهتری بگیرد راجع به خودِ بزرگی این مصیبت باید صحبت کنیم که این مصیبتی که می گویند مصیبت عظیم هست، مصیبت عظیمی که این همه گریه پای آن بوده از قبل و بعد و آینده هنوز هم ادامه دارد این مصیبت این چقدر عظمت داشته؟
مجری: میان برنامه
ادامه فرمایش استاد: عرض کنم خدمتتان که ما توضیح دادیم که یک ارزش بالاتری وجود داشته است که جان امام و خانواده ی او در مقابل آن ارزش باید ریخته شود و گرفته شود، آن مصائب باید تحمل می شد ولی به خاطر یک ارزش بالاتر، اینجاست که شخصیت عزادار حقیقی شکل می گیرد و آن این هست که به دنبال آن ارزش بالاتر هست، بفهمیم که آن ارزش بالاتر چه هست و حرمتش را نگه داریم، اگر در عزاداری، الان می خواهیم یک خطی شفاف بین عزاداری حقیقی و عزاداری ای که آن ارزش لازم ندارد یا آن اوج ثواب لازم را ندارد تفکیک کنیم یک مرزی بکشیم.
مجری: بین عزاداری حقیقی و نیمه حقیقی
استاد: حالا خیلی مرزش حساس هست، و آن این هست که در عزاداری حقیقی، عزادار دقیقاً حرمت آن چیزی را که حضرت برای آن کشته شده است پاس می دارد واقعاً، و با آن ارزش پیوند برقرار می کند، دقیقاً با آن ارزش پیوند برقرار می کند، و بعد سئوال می کند که آن ارزشی که امام حسین (ع) برای آن کشته شده الان در جامعه ی کنونی من حاکمیت دارد یا نه؟ رونق دارد یا نه؟ ببینید ارزش های که امام حسین (ع) برای آن کشته شده است اگر ما سیر تاریخی حرکت امام (ع) را در نظر بگیریم، حج بوده، حرمت حج، حرمت واجبات الهی، نماز، و از همه ی اینها مهمتر حفظ رابطه ی امام با پیروانش بوده است یعنی مسأله ی حاکمیت، یعنی حضرت حرکت می کند جدی برود که یک نظامی را به هم بزند حاکمیت را بدست بگیرد و مسیر خلافت به جایگاه اصلی خودش برگردد یعنی متخصص معصوم حاکم بر مردم باشد، لذا اینجا این مصیبت اعظم حذف خودِ امام هست، محرومیت خودِ امام هست، یعنی محرومیت مردم از امام و محرومیت امام از هدایت مردم هست، اینجاست که یک عزادار حقیقی به این ارزش خیلی اهمیت می دهد، ببینید در مورد امام حسین (ع) ما می گوییم که « والوترَ الموتور» در زیارت عاشورا، ای کسی که خونِ خدا هستی، «السلام علیک یا ثار الله وَ ابن ثارِه والوترَ الموتور» ای خونِ خدا، پسرِ خونِ خدا که انتقامش گرفته نشد، این خونِ خدا یعنی چه؟ خدا خون دارد؟ خدا جسم که نیست خون داشته باشد وقتی می گوییم خونِ خدا، خون عامل چه چیزی هست؟ عامل حیات هست، مصیبت اعظم حذف این خون است، یعنی مردم از خونِ خدا محروم بشوند، خون عامل حیات است وقتی که مردم از عامل حیات محروم بشوند خونِ خدا در جامعه جریان ندارد و این می شود مصیبت اعظم یعنی چه؟ یعنی محرومیت مردم از متخصص معصوم، از دستوراتِ حقیقی، نه دستوراتِ قلابی که به اسمِ اسلام توسعه پیدا کند، اسلام های قلابی نه، اسلامِ حقیقی محروم شوند، وقتی مردم از اینها محروم شوند مصیبت اعظم شکل می گیرد، امام برای جلوگیری از آن حرکت می کند، حالا سئوال، اگر ما می گوییم ای خونِ خدا، پسرِ خونِ خدا یعنی چه؟ یعنی تو حسینی هستی که پسرِ علی (ع) هستی و این علی (ع) هم خودش خونِ خدا بوده، یعنی همان متخصص معصومی که فقط او هست که لیاقت دارد در رأس هرم قدرت در جامعه باشد تا مردم را تخصصی به سمت آسمان، به سمت هدف خلقتشان هدایت کند، حالا چرا به امام حسین (ع) می گوییم انتقامش گرفته نشده است؟ حالا سئوال، مگر مختار انتقام امام حسین (ع) را نگرفت؟ امام حسین (ع) یک شخصیت حقیقی دارد، به عنوان یک شخصیت حقیقی کشته شده است آیا اگر به عنوان یک شخصیت حقیقی کشته شده است قصاص صورت گرفته است یا صورت نگرفته؟ قاتلین امام حسین (ع) و اصحاب امام حسین (ع) و فرزندان امام حسین (ع) به جزای اعمالشان در این دنیا رسیدند یا نرسیدند؟ چرا رسیدند مختار آمد رحمت الله علیه این کار را انجام داد، پس چرا خداوند در زیارت عاشورا به ما می گوید که هر وقت رفتید به زیارت امام حسین (ع) بگویید که انتقامت گرفته نشد، پس چرا به ما گفته شده است که شما هر وقت با امام حسین (ع) حرف می زنید به امام حسین (ع) بگویید که ای آقا « اَسئَل الله اَن یَرزُقَنی طلبَ ثارِکَ معَ امامٍ منصور»، « اسئل الله اَن یرزُقَنی طلبَ ثاری مَعَ امامٍ هُدی» من از خدا می خواهم انتقام تو را همراه امام زمان (ع) بگیرم، من از خدا می خواهم انتقام خودم را همراه امام مهدی (ع) بگیرم، این رمزش چه هست؟ ما چهل، پنجاه سال زیارت عاشورا می خوانیم باید بفهمیم که این یعنی چه، یعنی اگر امام حسین (ع) از ما سئوال کند که انتقام من را که مختار گرفته است تو می گویی انتقام من را می خواهی بگیری یعنی چه؟ من باید بتوانم بفهمم و جواب بدهم، این آن مصیبت اعظم هست که هنوز ادامه دارد، مصیبت عظیم تمام شد، یعنی یک مصیبتی بود کشته شدن، قتل و غارت و عطش و اسارت بود، در سال ۶۱ هجری، در روز کربلا اتفاق افتاد و تا زمانی که اهل بیت (ع) برگشتند، مختار هم آمد این انتقام را گرفت، این شد یک ظرف برای یک مظروف، آن مظروف چه بود؟ آن مصیبتی که هنوز سرِ جای خودش هست چه هست که هنوز هم ادامه دارد انتقامش گرفته نشده است مصیبت اعظم هست این رمزِ این همه حرفها هست، از دست دادن رهبری بزرگ، غم از دست دادن متخصص معصوم، این آن چیزی هست که ما باید برایش گریه کنیم اگر آن مصائب را یاد می کنیم گریه کنیم ولی برویم به سمت رساندن خودمان به متخصص معصوم و جامعه بعد از سالِ ۶۱ تا الان هنوز نتوانسته خودش را به متخصص معصوم برساند یعنی مصیبت اعظم هنوز ادامه دارد، عزاداری حقیقی یعنی حرکت جدی مردم و جامعه به سمت برطرف کردن مصیبت اعظم، یعنی حذف معصوم، ما در زیارت عاشورا به امام حسین (ع) عرض می کنیم که از خدا می خواهم انتقام تو را بگیرم همراه امام زمان (ع) و انتقام خودم را هم بگیرم همراهِ امام مهدی (ع)، سئوال، انتقام امام حسین (ع) از نظر شخصیت حقیقی گرفته شده است پس ما انتقام چه چیزی را می خواهیم بگیریم اینجا آن داستانی که قبلاً در موردش صحبت کردیم شخصیت حقوقی امام حسین (ع) به عنوان «ثارالله» مطرح هست، حسین ابن علی (ع) به عنوان یک فردی که پسرِ فاطمه زهرا (س) و حضرت علی (ع) بوده یک خونی در بدنِ مبارکش بوده آمده در کربلا ریخته انتقامش هم گرفته شده است اما شخصیت حقوقی امام حسین (ع) چه هست؟ شخصیت حقوقی امام حسین (ع) «ثارالله» بودنش هست، یعنی خونِ خدا بودن، یعنی عاملِ حیات جامعه بودن، عاملِ حیاتِ انسانی و حقیقی جامعه بودن، نه عامل حیات حیوانی، ما حیاتِ گیاهی داریم، حیات جمادی داریم، حیات حیوانی هم داریم، ائمه (ع) برای این نیامدند، ائمه (ع) آمدند برای بخش انسانی حیاتِ ما آن بخشِ حقیقی که به آسمان ارتباط دارد، به جاودانگی ما ارتباط دارد، پس شخصیت حقوقی امام حسین (ع) انتقامش گرفته نشده است، شخصیت حقوقی اش که باز تأکید می کنم این هست که او« ثارالله» است، او تنها شخصی هست که می تواند مردم را خوشبخت کند خُب حالا سئوال، آیا این انتقام گرفته شده است؟ نه، چون امام حسین (ع) که از دنیا رفت، فرزندانش هم دانه دانه از جامعه گرفته شدند و مردم هنوز از متخصص معصوم محروم هستند بنابراین مصیبت اعظم سرِ جای خودش باقی هست و عزاداری حقیقی پرداختن به این مسئله هست که انشاء الله در جلسه ی بعد بیشتر در موردش صحبت خواهیم کرد. والحمدلله رب العالمین.