أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره بهشت و عظمت آن و همچنین موجبات دخول در بهشت بود ما هر چه که درباره بهشت میشنویم یا میخوانیم از آیات الهی و احادیث معصومین(ع) از آن جهت که ما گرفتار پرده طبیعت و حجاب طبیعت هستیم مانع میشود از اینکه ما حقیقت بهشت را و همچنین حقیقت آخرت را اساساً به طور کلی چه بهشت چه دوزخ بفهمیم.@ نه میتوانیم درکی از عذاب آنجا داشته باشیم نه درکی از غصههای آنجا نه درکی از بهشت آنجا و تنوع و عظمت نعمتهای آنجا، در این باره چند قاعده و مثال خدمتتان عرض کردیم امشب هم کمک میگیریم از فرمایشات معصومین(ع) در این باره.@ امام باقر(ع) میفرماید که(أذکُرُوا مِن عَظَمَۀِ اللهِ ما شِئتُم وَ لا تَذکُرُونَ مِنهُ شَیئاً إلاّ وَ هِیَ أعظَم وَ اذکُرُوا مِنَ النّار ما شِئتُم وَ لا تَذکُرُونَ مِنهُ شَیئاً إلاّ وَ هِیَ أشَدَّ مِنه وَ أذکُرُوا مِنَ الجَنَّۀِ ما شِئتُم وَ لا تَذکُرُونَ مِنها شَیئاً إلاّ وَ هِیَ أفضَل) هر چقدر از عظمت خداوند تبارک و تعالی شما حرف بزنید و یاد بکنید.@ میفرماید هر چقدر میخواهید بگوید بگوید در مورد عظمت خداوند اما هر چقدر که شما بگویید بخواهید که تصور بکنید خدا از آن بالاتر است لذا ما در برابر خداوند یکی از عبادتهای مهم ما ذکر تسبیح هست یعنی خدایا تو منزهی از اینکه ما تو را درکی بکنیم.@ هم در مقام الحمد لله گفتند اول سبحان الله را بگویید هم خود الله اکبر اینگونه هست الحمد لله یک نوع تعریف هست یک نوع سپاس هست یعنی حمد و ستایش از آن خداست، وقتی میخواهیم ستایش بکنیم ستایشگر باید ستایششونده را اول بشناسد تا این قابلیت و لیاقت را پیدا بکند که او را ستایش بکند و تعریفش بکند.@ و چون ما محدود هستیم و او بینهایت ما مخلوق هستیم و او خالق هست ما مظهر هستیم و او ظاهر هست نمیتوانیم احاطه پیدا بکنیم به او، که بگوییم ما تو را در تمام قامت دیدیم و حالا تو را ستایش میکنیم لذا فرمودند قبل از الحمد لله سبحان الله بگویید قبل از اینکه بخواهید خدا را تعریف بکنید اول سبحان الله را بگویید.@ سبحان الله بعد بگویید الحمد لله، یعنی حمد من به اندازه فهم خودم است حمد من به اندازه توان خودم هست تو منزهی از آنچه که من میگویم بالاتر هستی از آنچه که من میگویم لذا اول گفتند اول بگویید سبحان الله بعد بگویید الحمد لله، در الله اکبر هم همینطور هست.@ آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد که الله اکبر، حضرت فرمود الله اکبر یعنی چی؟ گفت آقا یعنی اینکه خدا بزرگتر است، عرض کرد خداوند بزرگتر از چیست؟ گفت بزرگتر از همه چیز است، امام صادق(ع) فرمود مگر چیزی هم غیر از خدا هست که خدا بزرگتر از آن باشد.@ هر چه هست خود خداست هر مخلوقی هر موجودی موجودیتش و هستیاش را از خدا گرفته خداست و تجلیات او، وجودی غیر از خدا نیست، به حضرت عرض کرد پس ما الله اکبر را چطوری معنا بکنیم؟ حضرت فرمود بگو(الله اکبر من أن یوصف) خدا بزرگتر از آن هست که وصف بشود.@ لذا خیلی از بزرگان در نمازشان در ذکری که میگویند وقتی میخواهند بلند شوند میگویند(الله اکبر من أن یوصف) یعنی خدا بزرگتر از آن است که وصف بشود هیچ کس نمیتواند خدا را آنگونه که هست ستایش بکند آنگونه که هست وصفش بکند.@ برای همین هم پیغمبر عرض میکند به خداوند تبارک و تعالی(ما عَبَدناک حَقَّ مَعرِفَتِک وَ ما عَرَفناک حَقَّ مَعرِفَتِک ما عَبَدناک حَقَّ عُبُودِیَتِک و ما عَرَفناک حَقَّ مَعرِفَتِک) ما آنطوری که شایسته تو هست نتوانستیم تو را عبادت کنیم و آنطوری که شایسته هست تو را بشناسیم نتوانستیم تو را بشناسیم.@ شناخت یعنی احاطه پیدا کردن به ابعاد وجودی به زوایای وجودی در یک موجود، وقتی که ما خودمان مخلوق هستیم و محدود چگونه میتوانیم هستی مطلق و بینهایت را شناسایی بکنیم و به آن احاطه پیدا بکنیم لذا باید اول اعتراف بکنیم به اینکه نمیتوانیم بعد بگوییم این مقداری که توانستیم به اندازه فهم خودمان هست.@ لذا این ادبها باید توجه بشود که سبحان الله مقدم بر الحمد لله است و یکی اینکه وقتی میگوییم الله اکبر معنایش چیست؟ معنایش این است که(الله اکبر من أن یوصف) خدا بزرگتر از آن هست که توصیف بشود.@ لذا امام باقر(ع) فرمود هر چقدر میخواهید از عظمت خدا یاد بکنید یاد بکنید اما هر چه که یاد بکنید خدا از آن باعظمتتر است بزرگتر است بعد به همین منوال میاید سراغ بهشت و جهنم، میفرماید که هر چقدر میخواهید در مورد جهنم بگویید بگویید در مورد سختی آنجا تنهایی آنجا غصه آنجا ذلت آنجا خواری آنجا تشنگی آنجا گرسنگی آنجا هر چه میخواهید بگویید.@ بگویید حسرتهای آنجا، اما هر چه بگویید جهنم از آن شدیدتر است(وَ لا تَذکُرُونَ مِنهُ شَیئاً إلاّ وَ هِیَ أشَدَّ) شدیدتر هست هر چه شما از جهنم یاد بکنید از تنگی جا تلخی گرسنگی سختی عذاب وحشت آنجا هر چه که میخواهید بگویید بگویید ولی آنجا شدیدتر است از آنچه که شما تصور میکنید این در مورد جهنم.@ بعد میفرماید در مورد بهشت(وَ أذکُرُوا مِنَ الجَنَّۀِ ما شِئتُم) هر چقدر میخواهید در مورد بهشت هم ذکر بکنید عظمت آنجا زیبایی آنجا بزرگی آنجا لذات آنجا آسایش آنجا حظهای آنجا کیفهای آنجا موسیقی آنجا درسها و علمهای آنجا معنویت آنجا انسهای آنجا مهمانیهای زیبای بهشتی هر چقدر میخواهید شما بگویید.@ بگویید آسایش در آنجا اما هر چه که شما بگویید(وَ لا تَذکُرُونَ مِنها شَیئاً إلاّ وَ هِیَ أفضَل)هر چه شما بگویید بهشت بالاتر از آن چیزی است که شما در موردش بخواهید بگویید یا حتی فکر بکنید در روایت داریم که بهشتیها در مورد مهمانیهای بهشتی یک داستان برایتان بگویم.@ یک حدیث فرمود که بهشتیها شنبهها میهمان حضرت آدم(ع) هستند وقتی میگوییم میهمان حضرت آدم هستند یعنی میهمان مقام حضرت آدم میشوند چون هر کسی بهشتش متناسب با مقام خودش است.@ یعنی بهشتیها در مقام یک پیغمبر بسیار بسیار برجسته مثل حضرت آدم(ع) که کمتر پیغمبری به مقام او رسیده که خداوند در شأنش فرمود(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها) خیلی عظمت دارد حضرت آدم(ع)، پدرمان هست یکشنبهها میهمان حضرت نوح هستند.@ یعنی در مقام نوح و نوح(ع) هم متناسب با مقام خودش از مهمانهای خودش تجلیل میکند و پذیرایی میکند دوشنبهها میهمان حضرت ابراهیم(ع) هستند سهشنبهها میهمان حضرت موسی(ع) هستند چهارشنبهها میهمان حضرت عیسی(ع) هستند پنجشنبهها میهمان نبی اکرم(ص) هستند جمعه میهمان خود خدا هستند.@ جمعه بهشتیها یک ضیافت خدا میدهد به بهشتیها، بهشتیها را به آنجا دعوت میکند در روایت داریم اینها جمعه وقتی میروند میهمانی خدا آنقدر مست میشوند آنقدر لذت میبرند که از شدت این سرمستی و لذت به سجده میافتند.@ خدا به آنها میفرماید اینجا که دیگر جای سجده نیست سجده دنیا بود اینجا دیگر خودتان را به زحمت نیاندازید بلند شوید بروید به سراغ دوستان و همسرانتان در بهشت ملاقات ما هفته بعد، و اینها دوست ندارند از آن مقام در بیایند آنقدر لذت دارد برایشان آن مجلس خداوند تبارک و تعالی، ما چه میفهمیم این مهمانی یعنی چی.@ مهمان آدم بودن یعنی چی مهمان نوح بودن یعنی چی مهمان بقیه انبیاء بودن یعنی چی، همین فقط شنیدیم یک حدیثی شنیدیم یا خواندیم در منابع اسلامی که همچین چیزی هست اما اینکه آنجا چه خبر است چه اتفاقی میافتد انسان به کجا میرسد در هر مهمانی، به چه درجاتی به چه حظی میرسد ما نمیدانیم.@ لذا امام صادق(ع) میفرماید وقتی که میرسید به قرآن میخواهید قرآن بخوانید ادب قرآن خواندن این است که هر وقت به آیههای بهشت رسیدید تأمل بکنید به آیات جهنم هم رسیدید همینطور، راحت از کنارش رد نشوید.@ چون این حرفها را خداوند تبارک و تعالی دارد به ما میگوید خدای عظیم دارد میگوید این حرفها را، (حَقُّ التَلاوَۀِ الوُقُوفُ عِندَ ذِکرِ الجَنَّۀِ وَ النّار یَسئَلُ فی الأولی وَ یَستَجیرُ مِنَ الأخری) حق تلاوت قرآن این هست اگر کسی اهل قرآن خواندن هست اهل تلاوت قرآن هست.@ وقتی که به آیات بهشت میرسد صبر بکند و آن موقع دعا کند رد نشود دعا کند بگوید خدایا من دارم کتاب تو را میخوانم این چیزها را شما برای من ذکر کردید روزی من کن که به بهشت بروم وقتی به آیات عذاب میرسد انسان پناه ببرد به خداوند تبارک و تعالی، در موردش فکر بکند.@ خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبائی را این مترجم المیزان میفرمودند که مرحوم علامه میامد زمستانها با هم زیر کرسی که مینشستیم ترجمهای که من از المیزان کرده بودم را با متن عربی با هم تطبیق میدادیم خط به خط من میخواندم ایشان هم تطبیق میدادیم میگفت وقتی میرسیدیم به آیاتی که مربوط به عذاب بود مربوط به توبه بود مربوط به جهنم بود.@ خودش کتاب را نوشته بود میگفت زارزار مرحوم علامه گریه میکرد این چقدر معرفت میخواهد چقدر حال خوشی میخواهد که انسان کوردل نباشد سنگدل و قسی القلب نباشد راحت از کنار شنیدن آیات بهشت و آیات جهنم رد نشود.@ اگر بهشت هست ایمانی اگر باشد انسان به اشتیاق میاید اگر جهنمی باشد خطرش ما را تهدید میکند لذا انسان باید واقعاً بترسد و به خدا پناه ببرد این ادب عبادت کردن است ادب قرآن خواندن هست در مورد برخورد به آیات الهی یعنی آیات بهشت و آیات جهنم.@ یک قسمتی هم از یک روایت بخوانم حدیث قدسی هست در مورد بهشت و کسانی که اهل بهشت هستند خداوند تبارک و تعالی وحی میکند به حضرت داود(ع) (أینَ المُشتاقُونَ إلی لَذیذِ الطَعامِ وَ الشَراب) کجا هستند کسانی که اشتیاق به غذاها و شرابهای لذیذ داشته باشند طعام لذیذ و شراب لذیذ، نوشیدنیهای لذیذ.@ ما الان نمیدانیم مثلاً طعام لذیذ، میگوییم همین غذایی که در حد خودمان خوردیم مثل جنینی که در رحم مادر وقتی به آن بگویی طعام همان خونی که خودش میخورد یادش میاید وقتی خدا میگوید طعام لذیذ شراب لذیذ شرابی هست که فقط لذت جسمی ندارد.@ لذات روحانی لذات معنوی خیلی زیادی هم دارد همین خوردنش، مستیهای این شرابها به تعبیری که در سوره واقعه دارد سردرد ندارد خماریهای بد ندارد ولی برای خودش حالات خیلی مهمی برای انسان دارد خدا اگر بخواهد یک چیزی را تعریف بکند خدایی که همه لذات دنیا را پست میداند کوچک میداند.@ امیرالمؤمنین که همه لذات دنیا را یک مردار میداند آن خدا خودش بهشت را هم آن ساخته میگوید اگر لذت میخواهید لذت خوراکی خوردن و آشامیدن آنجاست لذت حقیقی خوردن و آشامیدن آنجاست(أینَ الّذینَ جَعَلُوا مَعَ الضِّحکِ بُکائَاً) کجا هستند کسانی که همراه خندههایشان گریه هم میکردند.@ خدا نمیگوید شما نخندید و شاد باشید خنده یک حالت طبیعی است خنداندن دیگران هم اگر به لودگی و غیبت و مسخرهگی کشیده نشود خودش یک عبادت است ادخال شادی و سرور در دل دیگران یک عبادت است در روایت داریم هیچ مؤمنی نیست مگر سهمی از شوخی دارد سهمی از خنده دارد.@ مؤمن اینطوری است شاد است شوخ است هیچ مؤمنی نیست که اینطوری نباشد اما مؤمنین که میگویند میخندند شاد هستند یک سهمی هم از گریه دارند کسی که اشک ندارد در روایت داریم این(جُمُودُ العَین مِن شِقاءِ القَلب) خشکی چشم از شقاوت و سختی دل است.@ کسی که نمیتواند گریه بکند نه از خدا شوق خدا نه از ترس از عذاب نه از اشتیاق به بهشت نه از ترس از گناهانش نه از ذکر مصائب اهل بیت(ع) اهل اشک نیست این باید حتماً خودش را مداوا کند یا یک مشکل معرفتی دارد یا یک مشکل عملی دارد باید یا توبه بکند از بعضی از گناهان یا لقمه مشکل دارد.@ بالأخره باید یکجا این قضیه را حل بکند کسی که اهل اشک نیست حتماً یک مشکلی دارد کسی که مدتها بر آن میگذرد معلوم است یک کاری با دل خودش کرده که نمیتواند گریه بکند یک ظلمهایی کرده یک غفلتهایی دارد.@ سر خودش را خیلی شلوغ کرده که دیگر فرصت اینکه بنشیند گریهای بکند اشکی بریزد ندارد شما در زندگی اهل بیت(ع) که نگاه میکنید میبینید چقدر نوشته که پیغمبر گریه میکرد در جمع گریه میکرد خانه گریه میکرد با دوستانش بود گریه میکرد در مسجد بود گریه میکرد همه گریهاش را میدیدند.@ گریه امیرالمؤمنین را همه میدیدند گریه سیدالشهداء را همه میدیدند گریه بقیه معصومین(ع) را همه میدیدند دلشان نرم بود پاک بود کسی که گریه ندارد باید حتماً خودش را مداوا بکند بالأخره کاری کرده یا زیادهروی در حلالی کرده یا بهرهبرداری از حرامی کرده زیادهروی در استفادههای حلال قساوت قلب میاورد.@ از حرام آدم بهرهبرداری بکند دلش میگیرد گریه نمیتواند بکند برای انسان قساوت قلب میاورد که حالا بحثهای دیگری دارد حالا در آن مقام نیستیم بالأخره قرآن میگوید خدا میگوید من نمیگویم کسی نخندد ولی کجایند آنهایی که وقتی میخندیدند گریه هم کنارش داشتند اهل گریه هم بودند.@ (أینَ الّذینَ حَجَمُوا عَلی مَساجِدی فِی السَیفِ وَ الشِّتاء) کجایند کسانی که در تابستان و زمستان به مساجد من هجوم میاوردند یعنی زمستان و تابستان نه سرمای زمستان جلوی رفتن به مسجد را از آنها میگرفت مانع از این میشد که اینها به مساجد بروند و نه گرمای تابستان، اینها اهل مسجد بودند.@ طرف میبینی هفته به هفته مسجد نیست نماز جماعت شرکت نمیکند این خیلی قساوت پیدا میکند کار دارم گرفتارم نمیرسم خودم فرادا میخوانم نماز اساساً در اسلام به جماعت وارد شده فرادا استثناء است مخصوص کسانی است که از رفتن به جماعت عذر دارند.@ نرسیده برود مسجد به جماعت برسد مریض بوده نتوانسته برود یک ناتوانی داشته یک کار فوقالعادهای برایش پیش آمده نتوانسته مسجد برود و الا اصل در نماز خواندن این هست که انسان سه وعده نمازش را در مسجد بخواند اصل مسجد رفتن است.@ فرمود جماعت بخوانید ولو در نوک نیزه باشد ما سیدالشهداء(ع) را داریم روز عاشورا جنگ را تعطیل میکند جماعت اقامه میکند ما چه حجتی داریم بگوییم ما نمیتوانستیم نماز جماعت برویم ما کار داشتیم نرسیدیم برویم نماز جماعت، اصلاً این حرف قابل قبول نیست.@ هر کار دنیایی هم که انسان انجام بدهد به خاطرش نماز جماعت را تعطیل بکند یقیناً کارش با عذاب و ناراحتی و طول کشیدن و گره خوردن روبهرو هست. یک قاعده برایتان بگویم این خیلی مهم است این قاعده را توجه بکنید انشاء الله در قلب همهمان جای بگیرد.@ علی(ع) میفرماید(لا یَترُکُ النّاسُ شَیئاً مِن أمرِ دینِهِم لإستِصلاحِ دُنیاهُم إلاّ أضَرَ اللهُ عَلَیهِم ما هُوَ) این خیلی مهم است هیچ کس هیچ گروهی مردم هرگز چیزی از دنیا را به خاطر آخرت ترک نکردند مگر اینکه خداوند یک ضرر بالاتر از آن امر دنیایی به آنها وارد میکند میگوید اگر مغازه را ببندم نماز جماعت بروم چهارتا مشتری از دستم در میرود.@ بله چهارتا مشتری هم ممکن است در نماز جماعت بیاید از شما بخرد اما حتماً خدا یک ضرر اقتصادی بالاتر از آن مقداری که از تو خریدند به تو خواهد زد یک قاعده است 2×2 قواعد خلقت را چه کسی وضع کرده؟@ خداوند خلق کرده یکی از قواعدی هم که خداوند خلق کرده این هست که هر کس کاری از آخرت را به خاطر یک کار دنیایی رها بکند حتماً ضرری که میبیند بیشتر از آن سودی هست که در کار دنیایی میبرد میگوید درس بخوانم حالا مسجد نروم شما مجموعاً میخواهی بروی مسجد یک نماز جماعت بخوانی نیم ساعت میشود.@ شیطان میگوید تو درس داری نماز را ولش کن نماز جماعت چیه حالا بعداً میخوانی میروی سر جلسه امتحان میبینی یادت رفت هی میگویی این را که خوانده بودم به ذهن فشار میاوری نمیاید یک کاری پدرت دارد مادرت دارد توجیه میکنی انجام نمیدهی فرار میکنی میروی که کارهای شخصیات را انجام بدهی.@ میبینی که یک ضرر یک آسیب یک معطلی چند ساعت معطلی سراغت آمد یک نفر دیگر همانطوری که تو پدر و مادرت را معطل کردی چند برابر بیشتر تو را معطل میکند نماز اول وقت هست رهایش میکنی میگویی ولش کن غروب میخوانم بعداً میروم میخوانم.@ نماز اول وقتت را نمیخوانی 4 بعدازظهر 5 بعدازظهر میخوانم کارهایت گره میخورد نماز جماعت اول وقت برقرار هست میتوانی شرکت بکنی شرکت نمیکنی سوار ماشین میشوی برویم به یک کاری برسیم توراه پنچر میشود ماشین خراب میشود گرفتاری درست میشود آدم تصادف میکند هزارتا گرفتاری دیگر.@ (کُلُّ شَیءٍ قُدِّمَ عَلَی الصَّلوۀ فَهُوَ أبتَر) هر چیزی که مقدم بر نماز داشته بشود ابتر است یعنی بینتیجه است یعنی آن چیزی که تو دلت میخواهد نمیشود آن چیزی که تو نمیخواهی میشود آن چیزی که تو نمیخواهی آن اتفاق میافتد.@ لذا انسان نباید به بخش انسانی خودش خیانت بکند هر وقت به بخش انسانی خودت خیانت میکنی بخش انسانی خودت را معطل میگذاری غذایش را نمیدهی میگویی ول کن کار و زندگی داریم حالا فرض بفرمایید من قرآن نخوانم کلاس نروم استاد نبینم کتاب نخوانم عبادت نکنم نمازم را نخوانم تمرکزهای لازم را نداشته باشم.@ همین بخش انسانیات خوراک میخواهد به آن بدهی به هوای بخش دنیاییات، خداوند به دنیا امر میکند که به آن ضربه بزن ضرر بزن این یک قاعده است خدا میگوید میخواهید در این قاعده بازی بکنید بیایید بازی کنید هر چقدر دنیایتان را به آخرتتان ترجیح بدهید من هم به دنیاتان ضربه میزنم.@ همه چیز دست خودم است مسبب الاسباب من هستم من هم شما را میدوانم به خاطر خوشایند یک کسی هر کسی خدا را غضبناک بکنید خداوند همانها را همان شخصی را که تو به خاطر او از وظیفه شرعیات گذشتی همان را دشمنت میکند.@ میگویی من این کار را بکنم فلانی از من خوشش بیاید بعد این کار را که میخواهد بکند حرام است بعد میبینی فلانی خودبهخود از آن متنفر میشود الان نه، یک هفته دیگر، یک ماه دیگر یک سال دیگر از آن متنفر میشود خانواده یک کار غیر شرعی از آدم میخواهند این به جای اینکه حیا بکند بگوید من را جهنمی نکنید.@ من را در مقابل خدا قرار ندهید من هرگز به خاطر شما در مقابل خدا نمیایستم به جای اینکه این را بگوید ذلیل است ذلیل خانواده است بچهام گفت باید خانه اینترنت وصل کنیم ماهواره وصل کنیم بدون حساب و کتاب بدون مراقبت.@ بچهام اینطوری گفته فلانی اینطوری گفته بعد هم میاید میبیند استفادههای همه نادرست و غیر اخلاقی، هیچی سکوت میکند فردا همین بچه دشمنش میشود همان زن دشمنش میشود همان شوهر دشمنش میشود مایههای عذاب میشوند گناهان آنها در نامه عمل این پدر نوشته میشود که بچه را اینطوری تربیت کرده تسلیمش شده.@ فردا هم که مُرد هی باید پا بزند در گور، باید داد و فریاد بزند هیچ فایدهای هم ندارد خیرات برایش ندارند میگوید من نمیدانم چرا این همه برای بچهها زحمت میکشم اینقدر اینها بیعاطفه هستند اینقدر اینها بیوفایند به خاطر این بچه معصیت خدا را کرده.@ لقمه حرام خانه برده خمس نداده که مثلاً اگر من خمس بدهم روزیام کم میشود باید بدهم بچههایم بخورند پس بچههایم چی، لقمه حرام داده اینها بخورند بچهها فردا قسی القلب میشوند فردا همین پدر را له میکنند همین مادر را له میکنند یک قاعده است هر وقت بین امر دنیا و آخرت انسان ماند دنیا را انتخاب کرد حتماً دنیایش خراب میشود.@ اصلاً نمیتواند در آن سود ببرد حتماً در آن ضربه است لذا آدمی که حتی اگر دنیایش هم دوست داشته باشد دنیایش را نباید به قیمت خشمگین کردن خدا و فروختن آخرت بخرد مگر دنیا نمیخواهی مگر خیر و برکت نمیخواهی مگر پیشرفت نمیخواهی.@ این از راه احترام به خودت یعنی به خود انسانیات از راه احترام به معنویات از راه احترام به دین خدا و قوانین الهی میسر میشود با کنار زدن قواعد دینی با کنار زدن حرمتهای الهی انسان یک دنیای آباد نمیتواند داشته باشد دنیا به آن خوش نمیگذرد.@ (أینَ الّذینَ هَجَمُوا عَلی مَساجِدی فِی السَیفِ وَ الشِّتاء) کجا هستند آنهایی که در تابستان و زمستان به مساجد من هجوم میاورند نقطه مقابل وقتی انسان میرود در مسجد مینشیند انواع و اقسام خیرها نصیبش میشود از روح جمعی استفاده میکند دعای همه اینها در حق این مستجاب هست آمرزشهای زیادی در حق آن مستجاب هست.@ در روایت داریم یک کسی که مینشیند در مسجد معطل میشود برای نماز، مثلاً نشسته تا اذان را بگویند آقا بیاید اذان و اقامهای بگویند مردم جمع شوند یا تعقیبات، اینها آثار فراوان دنیایی و آخرتی برای انسان دارد همین در مسجد نشستن حالا چه بسا که انسان ذکر هم بگوید.@ قرآنی هم بخواند نماز قضایی بخواند نماز مستحبی بخواند زیارتی بخواند دعایی بخواند دیگر بهتر، و الا همینطوری برود معطل در مسجد بنشیند تا وقت یک عبادت واجب برسد خیرات و برکات مادی و معنوی زیادی نصیب این شخص خواهد شد.@ لذا خداوند خیلی دوست دارد کسانی را که اهل مسجد هستند اهل رسیدن به مسجد هستند. یک روایت دیگر بخوانم کافی است از نبی اکرم(ص) هست میفرماید که(إذا صَلَّ العَبدُ وَ لَم یَسئَلِ الله تَعالی الجَنَّۀَ وَ لَم یَستَعِذهُ مِنَ النّار قالَتِ المَلائِکَۀُ أغفَلَ العَظیمَتَین الجَنَّۀَ وَ النّار) همان آداب قرآن خواندن.@ که گفتیم از فرمایشات امام صادق(ع) که حق تلاوت قرآن این هست که وقتی انسان آیات بهشت را میخواند از خدا بهشت را بخواهد وقتی آیات جهنم را میخواند پناه ببرد به خداوند از جهنم، پیامبر میفرماید اگر کسی عبادت کرد و در عبادتش بهشت را نخواست و به خدا از آتش پناه نبرد.@ قرآن میگوید آنهایی که اهل فکر هستند اهل فهم هستند دعایشان این هست(رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ) الان شما در(یا علی یا عظیم) بعد از نماز این را که میخوانید میگویید خدایا من را از عذاب پناه بده(و أدخلنی الجنۀ) من را داخل بهشت کن.@ بعد از دعای افتتاح شما میگویید خدایا لباسهای عذاب جهنمیها را تن من نکن از غذاهای جهنمیها به من نده از نوشیدنیهای جهنم به من ننوشان هر شب دعاست هر شب گفتند این را بگویید ما خیلی غفلت داریم آن شوقی که اهل بیت(ع) اولیاء الهی داشتند در مورد بهشت و آن ترسی که آنها داشتند ما نه شوقش را داریم و نه ترسش را، چرا؟@ ما باید یک فکری بکنیم هر کس باید فکر بکند که من چرا اینطوری هستم چرا آنطوری که پیغمبر شوق داشت ائمه شوق داشتند من اصلاً ندارم چرا آنطوری که خدا میگوید اشتیاق داشته باشید من اشتیاق ندارم.@ (وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ) قرآن در مورد بهشت که توصیف میکند میگوید بروید در این رغبت داشته باشید و با هم مسابقه بگذارید ما اصلاً رغبتی مسابقهای حسی شوقی نیست عذاب هم که میشود اهل بیت گریه میکردند فاطمه زهرا(س) چقدر گریه میکرد اولیاء الهی، اصلاً ما این ترسها در وجودمان نیست.@ انگار مثل اینکه یک نفر تضمین کرده بهشت مال شماست جهنم هم هرگز نمیروید لذا پیامبر فرمود کسی که نماز میخواند(إذا صَلَّ العَبدُ) و از خدا بهشت را نمیخواهد و از جهنم به خدا پناه نمیبرد (قالَتِ المَلائِکَۀُ) ملائکه میگویند این شخص غافل است(أغفَلَ العَظیمَتَین) از دو چیز عظیم این غفلت کرد یکی بهشت و یکی جهنم.@ ما با این بهشت و جهنم فاصله زیادی نداریم خیلی هم نزدیک هستیم به بهشت و جهنم، فقط یک تولد است یک انتقال چند لحظهای انسان به آنجا منتقل میشود در این باره باید خیلی فکر بکنیم انشاء الله شبهای آینده همین مقدار در همین رابطه مطالبی را خدمتتان عرض خواهم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 008 - بهشت (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 008 - بهشت (اسلامشهر)