جلسه 004 - بهشت (اسلامشهر)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
5
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - بهشت (اسلامشهر)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عظمت بهشت و نعمت بهشت بود یک قاعده ذکر کردیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست که مفسر و توجیهکننده بسیاری از آیات و روایات درباره معاد هست در سوره سجده آیه 17 میفرماید(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ).@ خداوند دارد به ما خبر میدهد(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ) نفس را هم نکره آورده یعنی هیچ کس نمیداند که چه چشمروشنیهایی برای بندگانم مخفی شده(جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) به خاطر اعمال خوبی که داشتند که حالا راجع به این اعمال هم توضیح خواهیم داد البته حالا ما مشهور هست که قرۀ اعین را یا قرۀ العین را چشمروشنی معنا میکنیم.@ قره یعنی خنکی، انسان دو جور اشک دارد یک اشکش اشک گرم است و یک اشکش اشک سرد است اشک گرمش در زمانی هست که غصه دارد وقتی که غصه وجودش را میگیرد و انسان گریه میکند اشک گرم از چشم او میاید اما یک اشک هست موقع ذوقزدگی خوشحالی هست از شدت شادی انسان اشکش میگیرد.@ یعنی وقتی که احساسات شورانگیز و شوقانگیز بر وجودش غلبه میکند از چشم انسان یک اشک خنک میاید آن موقع را قره میگویند خنکی چشم پس وقتی که خداوند میفرماید قرۀ العین یعنی وقتی که اینها بهشت را میبینند و نعمتهای بهشتی را میبینند از شدت ذوقزدگی از شدت خوشحالی اشک از چشمشان جاری میشود.@ ببینید چقدر زیبا خداوند این را بیان کرده پس همان خنکی چشم باید معنا بکنیم اما چون غالباً نمیدانند خنکی چشم یعنی چی میگویند چشمروشنی روشنی چشم(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) در اینجا خداوند میفرماید هیچ کس واقعاً نمیداند که آنجا چه نعمتهایی مخفی شده.@ همین که میگوید اخفی مخفی شده یعنی الان هم هست ما نمیبینیمش و اساساً هنر یک مؤمن همین هست یک مؤمن اولین خصوصیتش این هست که اصلاً از اسمش معلوم است مؤمن یعنی ایمان آورده دلش آرام گرفته به آن چیزی که نمیبیند یعنی به غیب، قرآن هم میگوید کتاب قرآن هدایت است برای کسانی که ایمان به غیب دارند.@ (ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) متقین چه کسانی هستند؟ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) اولین خصوصیت متقین این هست که دلشان آرامش گرفته به آن چیزهایی که نمیبینند یعنی به غیب چیزهای غیب هم زیاد است الله غیب است بهشت غیب است جهنم غیب است آخرت غیب است ملائکۀ الله غیب هستند آن چیزی که ما الان فعلاً با آنها ارتباط حسی نداریم الان نمیبینمشان.@ اصلاً هنر یک مؤمن همین هست که به آنچه که دیده نمیشود شنیده نمیشود ایمان میاورد آن را دلش میپذیرد البته این مبنای عقلی و علمی دارد در بحثهای خودش جایگاه خودش اینها دیگر اثبات شده.@ پس بهشت الان هست اما نمیبینیم بهشت برزخی هست جهنم برزخی هست همانطور که گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست دنیا محیط بر رحم هست اما جنین دنیا را نمیبیند جنین گرفتار حجابهای رحم هست چون خودش گرفتار حجابهای رحم هست با اینکه خودش و آن رحم مادرش و مادرش همه در دنیا هستند اما او از دنیا خبری ندارد.@ باید زمان تولدش وفات، وفات یعنی انتقال، زمان وفاتش از رحم مادر فرا برسد از رحم به دنیا را وفات میگوییم دنیاییها وقتی تحویلش میگیرند تولد میگویند وفات یعنی انتقال کامل وقتی از رحم وفات کرد انتقال کامل پیدا کرد آمد به دنیا دنیا میبیند این هیچ فاصلهای با او نداشته تمام مدتی که این زندگی میکرده دنیا با او بوده.@ چه خبر هم بوده دنیا بینهایت بزرگتر از رحم مادرش میلیاردها انسان در آن زندگی کردند چه فضاهایی چه نعمتهایی چه پیشرفتهایی او اصلاً خبر نداشته این گرفتار تنگنای رحم بوده و فکر میکرده همه عالم همان رحم مادرش هست الان هم ما نسبت به آخرت همینطوری هستیم.@ در رحم دوممان به قول امام(س) در رحم دوممان که دنیاست قرار داریم و چیزی از آخرتی که محیط بر دنیاست خبر نداریم امیرالمؤمنین(ع) فرمود(اَلدُنیا فِی الآخِرَۀ) دنیا در دل آخرت است اصلاً آخرت است که دارد دنیا را اداره میکند اگر آخرت فرشتهها این نیروهای غیبی نباشند این دنیای مادی چطوری اداره بشود.@ این میلیاردها کیهان و کهکشان و ستارهها صدها صدها میلیارد ستاره چطوری اینها اداره میشود نظم اینها چطوری برقرار میشود این گیاهان چطوری رویش پیدا میکند این جنینها چطوری فرزند میشود حیات اصلاً چیست وفات چیست همه اینها را دارند عالم آخرت عالم امر عالم فرشتهها دارند این عالم را اداره میکند.@ مثلاً کره زمین را چه کسی دارد میگرداند حرکتش را به دور خورشید چه کسی دارد تنظیم میکند خود خورشید انرژیش دارد از کجا میاید چگونه خودش با کل این چند سیارهای که دورش هستند دارند در کهکشان راه شیری حرکت میکنند.@ خود کهکشان شیری چه کسی دارد اداره میکند و این کهکشان راه شیری که دارد خودش در فضا حرکت میکند چه کسی دارد این را حرکت میدهد انرژیش را از کجا میاورد قوهاش از کجا میاید تنظیمش با کیست.@ یک گُل که یک دان است یک بذر بعد یک دفعه به آن زیبایی طراحی میشود این را چه کسی دارد انجام میدهد طراحیهای گُل را چه کسی انجام میدهد رنگآمیزی را چه کسی انجام میدهد برشهای گلبرگ را چه کسی دارد انجام میدهد.@ (أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ) آن بذری که شما میکارید شما خودتان اینها را میکنید رویش میدهید یا ما داریم رویش میدهیم(أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ) آن منی که شما امناء میکنید شما آن را یک فرزند کامل میکنید یا ما داریم این کار را انجام میدهیم پدر مادر که نقشی ندارند اینجا.@ مگر بچهها را چه کسی دارد میسازد بچه چطوری در دل مادر یک جنین یک نطفه یک انسان کامل میشود با آن پیچیدگیهایی که بعد از هشت هزار سال تاریخ پزشکی هنوز بشر نمیداند که ماجرا چیست پس یک عالم هست که دارد این عالم را اداره میکند.@ ولی ما الان نمیبینمش عقل ما دارد این را به ما میگوید ما این را داریم با فطرتمان با دلمان با عقلمان همه را میفهمیم که یک کسی هست دارد این عالم را اداره میکند ما را خلق کرده ما که خودمان خودمان را خلق نکردیم.@ امام صادق(ع) به کسی که شک داشت در مورد خداوند فرمود تو یا خودت خودت را خلق کردی یا کسی تو را خلق کرده یا خودت خودت را ساختی یا دیگری تو را ساخته خودت که خودت را نساختی چون اگر قرار بود خودت خودت را بسازی خیلی بهتر از این که هستی میتوانستی بسازی پس دست خودت نبوده ساختنت ساختن تو و همه موجودات این عالم.@ پس کسی اینها را ساخته خودبهخود که نمیشود به وجود بیاید آن هم با میلیاردها میلیارد قانون و نظم و پیچیدگی پس این عالم دارد اداره میشود توسط آخرت توسط عالم امر دارد اداره میشود ولی ما الان از آن خبری نداریم یعنی الان مستقیم نمیبینمشان فرشتهها را نمیبینیم.@ عالم امر و عالم برزخ و عالم مثال و ملائکۀ الله را غیب را نمیبینیم خیلی چیزهای دیگر هم هست که الان غیب است ما نمیبینمشان ولی به آن اعتقاد داریم عقل را نمیبینیم ولی به آن اعتقاد داریم عشق را نمیبینیم ولی به آن اعتقاد داریم هوش را نمیبینیم ولی به آن اعتقاد داریم ترس را نمیببینیم ولی به آن اعتقاد داریم.@ امواج رادیویی میلیونها امواج رادیویی شما الان یک گیرنده اینجا تلویزیون باز بکنید میبینید که یک آنتن قوی برایش بگیرید میبینید که چند هزار کانال را برای شما میگیرد پس امواجشان اینجا حضور دارند که میتوانیم بگیریم این امواج را نشان بدهد ولی غیب هستند ما الان اینها را نمیبینیم ولی میدانیم هستند.@ پس امواتی که از دنیا میروند کجا میروند؟ بدنشان که در همین گور خاکی میماند خودشان پس کجا میروند؟ ما که بدن نیستیم این بدن که اینجا میماند پس انسان کجا میرود وفات پیدا میکند به کجا در واقع تولد پیدا میکند به کجا؟ به عالم ملکوت به عالم برزخ.@ پس الان هم بهشت برزخی هست هم جهنم برزخی هست با ما هم هیچ فاصلهای ندارد ما خودمان هم بدن برزخی داریم الان همه ما الان بدون استثناء داریم شما همین الان که یک بدن مادی دارید یک بدن دیگری هم همراهتان هست به نام بدن برزخی چه موقع این بدن را شما احساس میکنید؟@ زمانی که دست از این بدن بردارید یعنی وقتی خوابتان میگیرد شب که میروید در رختخواب خوابتان میگیرد یک موقعی یک جایی نشستید چرت میزنید میبینید که یک بدن دیگر هم دارید دارید با این بدن اینطرف و آنطرف میروید آن بدن حقیقی هست یک بدن حقیقی هست ولی با یک ظرافتهای برزخی.@ آن بدن اتفاقاً هر بلایی سر آن بیاید روی این بدن ما هم ظاهر میشود شما با آن بدن لذت ببرید روی این بدن ظاهر میشود با آن بدن درد بکشید روی این بدن ظاهر میشود با آن بدن میترسید یک دفعه بلند میشوید میبینید تبخال زدی میبینید روی این بدنت هم اثر گذاشته.@ پس ما این بدن را داریم خداوند مخصوصاً خواب را به عنوان آیه معاد در قرآن میفرماید خواب را به عنوان نشانه معاد برای ما گذاشته که کسی دیگر نتواند انکار بکند بگوید من نمیبینم میگوید بدن را که داری بدن برزخی را که داری.@ هر روز هم با این بدن تو میروی اینطرف و آنطرف خواب میبینی گشت میکنی اطلاعات کسب میکنی دیدنیهایش یادت است شنیدنیهایش یادت هست همه چیزش یادت هست همه چیزش با تو هست ما خواب را نشانه گذاشتیم رؤیا را نشانه گذاشتیم برای برزخ برای عالم ملکوت که دیگر شما تردیدی نداشته باشید نگویید اینها همه دروغ است و خیال است.@ خودت که داری میروی میبینی خودت که بدن خودت را داری با آن رفتی با آن این همه آثار سیر و سفر کردی لذت با آن بردی با آن ترس داشتی با آن اطلاعات کسب کردی با آن شنیدی با آن دیدی با آن مسافرت رفتی با آن زیارت رفتی با آن کربلا رفتی با آن مکه رفتی با همین بدن خیلی جاهای دیگر رفتی.@ پس همه این بدن را داریم الان این بدن کجاست؟ با ما هست اما الان خود ما بخواهیم همین بدن برزخیمان ببینیم نمیتوانیم ببینیم چه موقع میتوانیم ببینیم؟ زمانی که از بدن طبیعیمان دست برداریم یعنی از طبیعت خارج بشویم شخص وقتی میگیرد میخوابد دیگر از این بدن غفلت میکند این بدن را وقتی رهایش کرد با آن بدن خیلی راحت میتواند برود اینطرف و آنطرف سیر بکند.@ پس خداوند این را برای همه ما گذاشته که ما یقینمان زیاد بشود ایمانمان زیاد بشود پس این بدن هست اما مخفی است بهشت هست اما مخفی است جهنم هست مخفی است عالم غیب هست مخفی است خیلی چیزها هست که الان مخفی هست.@ خداوند میفرماید هیچ کس نمیداند آن نعمتهای حیرتانگیزی که انسان وقتی میبیندش از شدت شوق به گریه میافتد برای انسانهای خوب(جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) برای اهل عمل مخفی شده چه چیزهایی هست هیچ کس نمیتواند بفهمد چه چیزهایی هست یعنی چی هیچ کس نمیتواند بفهمد؟@ یعنی هر چقدر ذهن را شما فعال بکنید هر چقدر خیالبافی بکنید هر چقدر بخواهید این پرنده خیال خودتان را اوج بدهید پرواز بدهید هرگز به فهم نعمتهای بهشتی و کیفیتش نمیرسد ما الان یک بدن برزخیمان را نمیدانیم چیست فقط میدانیم داریمش و از آن استفاده هم میکنیم اما ماندیم در فهم این بدن.@ قرآن میفرماید نعمتهای بهشتی را شما نمیتوانید بفهمید چقدر بزرگ و با عظمت هست حالا اگر کسی میخواهد بداند چرا نمیفهمیم بیاید در همین قاعدهای که گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، جنین را میشود به او بگویی که قرار است چند دقیقه دیگر و چند روز دیگر و چند ماه دیگر بروی به یک عالمی که بینهایت زیباتر بزرگتر پیچیدهتر کاملتر جذابتر از رحم مادر هست.@ میفهمد یعنی چی یا نه؟ نمیفهمد چه موقع میتواند بفهمد؟ زمانی که متولد بشود تازه وقتی هم که متولد شد ذره ذره میفهمد ما هم آخرت اینطوری هست وقتی وارد برزخ میشویم تازه متوجه میشویم که عظمت برزخ چقدر است بزرگی برزخ چقدر است.@ به مرور زمان هم میفهمیم که این نعمتها چه چیزهایی هستند چطوری میشود از آنها بهرهبرداری کرد چطوری باید بهرهبرداری کرد و مسائلی از این قبیل و الا یک دفعه آن حجم از شگفتیها بخواهد بیاید روی قلب انسان کشش برای انسان بسیار سخت هست.@ هر چقدر دنیا پیچیدهتر از رحم مادر هست بزرگتر از رحم مادر هست قویتر هست شگفتانگیرتر هست تنوع دارد برزخ نسبت به دنیا همینطوری هست دنیا خیلی ساده است نسبت به برزخ، اینجا فوقالعاده ساده است نسبت به برزخ اینقدر ساده است که خدا میفرماید اینجا یک بازیچه است.@ (إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ) یک بازیچه است مثل اسباببازی تفنگها که بچهها دارند با تفنگ حقیقی مثلاً، فرقش چقدر است یک بازیچه است یک چیزی شبیه به آن امر حقیقی است اما بازیچه است نمیدانید آنطرف چه خبر است ما نمیدانیم آنجا چه خبر است.@ حالا اگر برسیم انشاء الله در این مباحث این دوره این دهه یک مقدار بتوانیم از نعمتها را بگوییم اما فعلاً اجمالاً باید بدانیم بینهایت بزرگتر زیباتر کاملتر جذابتر پیشرفتهتر از اینجاست قوانینش همانطور که دنیا نسبت به رحم اینگونه هست پس عالم قبر شوخی نیست.@ وقتی میگویند شخص وارد عالم قبر میشود پنج تن میایند چهارده معصوم میایند انبیاء میایند شهداء میایند صدیقین میایند صالحین میایند امامزادههایی که با آنها دوست بودید و به زیارتشان میرفتید هستند دوستان بهشتیتان هست قصرهای شگفتانگیز آنجا هست آنجا مدارس و حوزههای علمیه هست کلاسهای درس هست نعمتهای عظیم هست.@ وقتی که آن را آدم میبیند میفهمد که دنیا یک بازیچه بیشتر نبوده هم اطلاعاتش هم علمش، امام صادق(ع) میفرماید همه انبیاء دو پله از علم را میاورند به بشر میدهند تا زمان ظهور امام زمان بشر بیشتر از این دو پله هم نمیتواند برود 25 مرحله از علم را از 27 پایه علم را آقا امام زمان(ع) میاید در اختیار بشر قرار میدهد ببینید چه خبر است.@ علم ما خیلی بچگانه است این علمهایی که ما الان داریم نسبت به علمی که در برزخ هست نسبت به اطلاعاتی که در برزخ هست نسبت به رشدی که انسان آنجا میکند از همه جهت یک قدرتی که انسان پیدا میکند از همه جهت اصلاً اینجا یک بازیچه است یک جای خیلی به اندازه همان رحم کوچک است.@ وقتی بهشت یک انسان با آن عظمت است هزاران هزار برابر بزرگتر از کره زمین است فکر کن این نفس چقدر عظمت دارد نفس انسان که از یک همچین بهشتی میتواند استفاده بکند خیلی عظمت دارد.@ این یک توضیح خیلی مختصری بود درباره این آیه چند تا روایت هم خدمتتان عرض بکنم نسبت به عظمت بهشت درباره همین آیه که خواندیم نزدیک به همین آیه حدیث قدسی داریم از نبی اکرم(ص) پیامبر از قول خداوند تبارک و تعالی این مطلب را میفرماید(یَقول الله تعالی) یقولُ وقتی فعل مضارع میاید یعنی خدا دائماً دارد این حرف را میزند یکبار نگفته هی خدا دارد میگوید.@ (اَعدَدتُ لِعِبادیَ الصالِحین ما لا عَینٌ رَأَت وَ لا اُذُنٌ سَمِعَت وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشَرٍ) من خدا آماده کردم وقتی میگوید آماده کردم یعنی الان هست چون یک نفر تا از این دنیا میرود یا میرود در جهنم برزخیش یا میرود در بهشت برزخیش، آماده است همه چیزش آماده است.@ آماده کردهام برای بندگان صالحم یعنی افرادی که عمل صالح انجام میدهند افرادی که عمل زشت انجام نمیدهند درستکار هستند مغزشان دلشان قلبشان به سمت کارهای خوب میرود(ما لا عَینٌ رَأَت) چیزهایی که هیچ چشمی تا به حال ندیده مثلش را تا به حال ندیده.@ (وَ لا اُذُنٌ سَمِعَت) هیچ گوشی تا به حال نشنیده و به مغز و به عقل هیچ انسانی(وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشَر) به قلب و مغز و دل هیچ کس خطور هم نکرده یعنی هر چقدر بشر قوی باشد بخواهد تصور بکند نمیتواند تصور بکند که آنجا یعنی چی.@ سؤال: ما میفهمیم یعنی چی آنجا اینقدر هم نفهم نیستیم بعد هم در قرآن پر از آیه است آنجا خدا توضیح داده آنجا لباسهای چنین هست دستبندهای چنان هست دیشب خواندیم یک مقدار تختهای آنچنانی هست همسران آنچنانی هست قصرهای آنچنانی هست دیگر تصور که میتوانی بکنیم.@ پیامبر میفرماید که(ذُخراً بَلهَ مَا الطُلِعتُم عَلَیه) میگوید خداوند میفرماید که من یک چیزهایی آماده کردم که نه یک چشمی دیده نه یک گوشی شنیده و نه به عقل و مغز و فکر هیچ کس خطور نکرده اینها را همه را ذخیره کردم (بَلهَ مَا الطُلِعتُم عَلَیه) آن چیزهایی که شما اطلاع پیدا کردید از آن در آیات و روایات آنها را کنار بگذار.@ هر چه که خدا گفته در قرآن گفته در روایات ما گفتیم یک چیزهایی شما بو بردید اولاً اصلاً کنار بگذار آن چیزی که خدا میگوید من مخفی کردم غیر از همه آن چیزهایی هست که شما اطلاع دارید بگذار از خود پیغمبر بگویم.@ پس جواب اول پیغمبر چیست؟ آن چیزهایی که شما اطلاع دارید با آن چیزهایی که خدا پنهان کرده و آماده کرده و مخفی کرده با هم فرق دارند اما پیغمبر یک جواب دیگر هم دارد میدهد این خیلی مهم است.@ در یک فرمایش دیگری میفرماید(لَیسَ فِی الجَنَّۀِ شَیئٌ مِمّا فِی الدُنیا اِلاّ الاَسماء) اصلاً هیچ چیزی که در بهشت هست در دنیا اصلاً نمونهاش نداریم مگر چیزهایی که اسماً شبیهش هستند یک کمی شباهت اسمی به همدیگر دارند.@ مثلاً وقتی میگویم میوه شباهت اسمی است میگوید گوشت پرنده میگوید همسر میگوید کاخ میگوید موسیقی میگوید دانشگاه میگوید مثلاً نهر شراب نهر عسل نهر شیر نهر آب مصفی جزیره درخت عطر هر چه میگوید پیغمبر میگوید فقط شما آن چیزی که در دنیا دارید یک مرتبه بسیار بسیار نازل از حقیقتی هست که از آنجا آمده.@ خدا رحمت کند میرزا را میگفت هر چه که در دنیا هست ده میلیارد برابرش بکنید خودش میگفت من رفتم دیدم مرحوم میرزا اسماعیل دولابی میگفت نه اینکه شنیدم خودم رفتم دیدم دارم به شما میگویم هر چه که در دنیا هست ده میلیارد برابرش بکنید بعد تازه میشود آن چیزی که در آنجا هست.@ از نظر زیبایی کیفیت جمال کمال قدرت پیچیدگی هر چه را که بگویی لذا پیامبر آب پاکی را روی دست همه میریزد آن چیزهایی که در بهشت هست با آن چیزهایی که در دنیا هست فقط شباهت اسمی دارد و الا آن چیزی که آنجا هست همان است که خدا گفت:@ (لا عَینٌ رَأَت وَ لا اُذُنٌ سَمِعَت وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشَر) نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به فکر هیچ کس خطور نکرده اگر جنین فهمید که مثلاً به او بگویی غذا این اینجا فقط یک خون میخورد ببینید بین خون و شیر چقدر تفاوت است در غذا بودن.@ الان به یک نفر خون بدهند میخورد؟ بگویی غذا چه میخوری بگوید من خون میخورم خون که غذا نشد بگویند هزاران نوع کباب و خورشت و میوه و خوردنیهای متنوع با مزههای مختلف اصلاً من نمیفهمم چه میگویی من فقط نُه آنجا خون خوردیم نمیتواند بفهمد خوردنی یعنی چی.@ بگوی دیدنی نمیداند یعنی چی بگو هوا میگوید من هوا نمیدانم یعنی چی تنفس نمیدانم یعنی چی آسمان نمیدانم یعنی چی من آنجا در محیط آبی بودم اصلاً هوا استنشاق نمیکردم نمیداند یعنی چی.@ پیامبر میفرماید هر چه که در بهشت است با او که در دنیاست فقط شباهت اسمی دارد از الان خیالتان را راحت بکنم حالا خودش نگاه کنید ببینید چه میفرماید یک روایت دیگر بخوانم از نبی اکرم(ص) میفرماید(اِنَّ العَبدَ لَیُؤتا عَلی بابِ الجَنَّۀِ ما یَکادُ فُؤادُهُ یَطیر لَولا اَنَّ الله بَعَثَ مَلَکاً لِیَشُدَ فَؤادَه).@ عجب تعبیری به کار برده خدا انشاء الله نصیب همه ما بکند به حق رسول خدا به حق امیرالمؤمنین و به حق چهارده معصوم(ع) نصیب همه ما بکند انشاء الله ما رفتیم آنجا اصلاً قیافه نکیر و منکر را نبینیم انشاء الله همان بشیر و مبشر را ببینیم انشاء الله اصلاً چشممان به جهنم نخورد هیچ وقت اگر هم ببینیم دشمنان را ببینیم نه هیچ کسی از محبین اهل بیت را.@ پیامبر میفرماید که دَم در بهشت داخل نه که چه خبر است آن داخل بهشت نه، دم در بهشت یعنی همینطوری که میخواهد وارد بشود میگوید خدا دم در بهشت آنقدر میریزد پای مؤمن، مؤمن چقدر پیش خدا عزیز است اینقدر انسان مؤمن عزیز است که امام صادق(ع) فرمود(اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) حرمتش از کعبه هم بالاتر است.@ عبد مؤمن بنده مؤمن خیلی عزیز است پیش خدا میفرماید خداوند دم در بهشت آنقدر عطا میکند میریزد پای مؤمن(یَکادُ فُؤادُهُ یَطیر) نزدیک است دلش پر بزند شنیدید میگویند دلم پر کشید یعنی بمیرد دلش کنده بشود از جا از شدت خوشحالی از شدت حیرت نزدیک است که بمیرد.@ حالا میمیرد یا نمیمیرد؟ پیغمبر میگوید(لَولا اَنَّ الله بَعَثَ مَلَکاً لِیَشُدَ فُؤادَه) خدا اگر یک فرشته را نفرستد که دل این را نگه بدارد این مرده جا در جا از شدت خوشحالی از شدت شگفتزدگی دم در بهشت که یک دفعه آن همه به او عطا میشد حالا داخل چه خبر است بماند.@ یک دفعه وارد میشود یک دفعه چشمش میخورد به این نعمتهای الهی آن اکرامی که خدا میکند برای مؤمن بهبه چقدر رفیقباز است این خدا، چقدر هوای دوستانش را دارد چقدر هوای بندگانش را دارد چقدر مهربان چقدر کریم پایش میریزد.@ تعبیر را نگاه کنید(یَکادُ فُؤادُهُ یَطیر) نزدیک است که دلش پر بکشد برود از شدت ذوقزدگی و بهت و شادی میگوید اگر خدا فرشتهای را نفرستد که این را نگه بدارد میمیرد حالا ببینید بهشت چقدر عظمت دارد.@ باز یک روایت دیگر بخوانم اینها هدایای پیغمبر هست به ما(لَشِبرٌ فِی الجَنَّۀِ خَیرٌ مِنَ الاَرضِ وَ ما عَلَیها) یک وجب از بهشت از همه زمین و آن چیزی که روی زمین هست یعنی از همه دنیا و ما فیها بهتر است یک وجب بهشت، آنجا را خدا میگوید ملک کبیر اینجا را بازیچه میگوید.@ دو تا را یک نفر خلق کرده مبنا یک نفر است خودش دنیا را خلق کرده آخرت را هم خلق کرده(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) دنیا و آخرت مال اوست خودش خلق کرده خودش هم دارد اندازهگیری میکند خودش خلق کرده میگوید اینجایی که خلق کردم امیرالمؤمنین(ع) میفرماید به اندازه آب بینی یک بز پیش من ارزش ندارد از این هم بیارزشتر است.@ (جیفَۀٌ وَ طالِبُها کِلاب) یک مردار است اینجا و طالبش سگ است اینکه قرآن میگوید کسی که علامت مؤمن را شادی و آرامش میداند همین است ما از کجا بفهمیم مؤمن هستیم از کجا بفهمیم واقعاً ایمان آوردیم؟ از اینکه مؤمن علامتش این هست که شخصیتی شاد و شخصیتی آرام است.@ عصبی قرصی پرخاشگر زودرنج حساس بداخلاق دست بزن داشته باشد فحش بدهد حسودی بکند تکبر بکند حرص داشته باشد اصلاً مؤمن اینطوری نیست مؤمن چون اصلاً اینجا چیزی برایش ارزش ندارد که بخواهد برایش حرص و جوش بخورد اصلاً ارزش ندارد اینجا برایش که بخواهد بخاطرش دعوا بکند با کسی حسادت بکند ناز بکند فخر بفروشد تکبر بکند فقط سگان.@ علی(ع) فرمود(جیفَۀٌ وَ طالِبُها کِلاب) یک جیفهای هست که طالبش سگ است سگ است که طالب مردار است آنهایی که دلهایشان مرده است آنهایی که ایمان حقیقی ندارند سر دنیا دعوا میکنند سر لقمه سر غذا سر لباس سر اتومبیل سر زمین سر چیزهای اینطوری.@ مؤمن خیلی باشعور است خیلی عاقلتر از آن حرفهاست که بتواند اینطور چیزها به عصبانیت به حرص و جوش به دعوا به بداخلاقی به غصه به حسادت بیندازدش مؤمن عشقش آنطرف است آرامش دارد با آنطرف شاد است با آنطرف، آنطرف را باور کرده.@ در روایت داریم پیغمبر خوابیده بود روی یک حصیری از برگ درخت خرما، دیدید برگ درخت خرما را یک حصیری از آن بافته بودند رسول خدا روی آن خوابیده بود یک کسی آمد پیغمبر را دید رسول خدا اولش شخص عالم گریهاش گرفت پیغمبر گفت برای چه گریه میکنی؟@ عرض کرد آقا یاد سلاطین افتادم آنها باید چه زندگی داشته باشند روی چه تختهایی بخوابند شما که رسول خدا هستید فرستاده خدا هستید باید روی لیف درخت خرما روی این حصیر درخت خرما بخوابید پیامبر فرمود چیه تو ناراحت هستی که دنیا مال آنها باشد آخرت مال ما باشد ببینید پیغمبر چقدر راحت این را هضم کرده.@ نداشتهها همهاش به نفع است مؤمن هر چه داشته باشد اینجا از آن طرف کم میاید برای همین اینطوری نیست که اگر اینجا خیلی داشته باشد خیلی خوش بحالش میشود میداند اگر قرار است اینجا چیزی گیرش بیاید از سهمیه آنطرف کم میشود لذا اینطوری نیست حرص و جوش بزند دنبال حرام بیفتد دنبال زیادهخواهی باشد و اسراف باشد.@ چون میداند به ضررش هست هزینه دارد برایش از سهم آنطرف کم میشود پیامبر آرامش دارد قشنگ روی این حصیر میتواند بخوابد چون میگوید من سهمیهام آنطرف است چون خودش فرمود(مَرارَۀُ الدُنیا حَلاوَۀُ الآخِرَۀ) تلخی دنیا شیرینی آخرت را دارد کما اینکه(حَلاوَۀُ الدُنیا مَرارَۀُ الآخِرَۀ) شیرینیهای دنیا هر چه بیشتر آن طرف تلخی دارد.@ بنابراین چیزی از دست شما نرفته اگر مستأجر بودی یک نفر صاحبخانه است اگر خانهات کوچک است یک نفر خانهاش بزرگ است اگر روی موکت داری زندگی میکنی یک نفر فرش دستباف چند میلیونی دارد استفاده میکند اگر وسیله نقلیه نداری فلانی دارد.@ اگر پول نداری تا یک مشهد بروی تا یک کربلا بروی یک کسی هست هر دفعه میرود کربلا و مشهد اصلاً نباختی آن بخور بخور بپوش بپوش، تو نه ساده، تو سرت کلاه نرفته ضرر نکردی چون سهم همه آدمها یکی است پیغمبر میگوید من سهمم را خدا آنطرف گذاشته چیه تو ناراحتی حالا سهم من اگر میخواستم الان بخوابم روی پر قو.@ لذا اگر کسی سهمیه سختی در دنیا دارد مریضی دارد سختی دارد غصه دارد بیماری دارد درد دارد پیامبر فرمود در بهشت درجاتی هست که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد باید مریض بشوی به آنجا برسی خوش به حال فلانی الان مثلاً سالم است من درد دارم نه خوش به حال تو که برایت ذخیره شده.@ خوش به حال فلانی روزه نمیگیرد ما باید بگیریم نه خوش به حال تو تو در عمرت ذخیره نخوردنها به خاطر خدا داری ننوشیدنها داری پرهیز از حلال و حرام داشتی به خاطر خدا اینها همه جبران میشود تشنگی به خاطر خدا غصه به خاطر خدا خرج کردن به خاطر خدا.@ لذا یک آدم زیرک کسی نیست که عافیتطلب باشد یک آدم زیرک کسی هست که زیر بار مسئولیت میرود تن میدهد به مسئولیت در مسجد آن که خادم مسجد است آن که زحمت بیشتر میکشد در یک هیئت در یک بسیج بیشتر مسئولیت قبول میکند او شرافتش از بقیه بیشتر است آن که حرص و جوش میخورد خیلی شرافتش بیشتر است.@ حضرت فرمود(سَیدُ القَوم خادِمُهُم) سرور هر گروهی آن هست که در آن گروه بیشتر زحمت میکشد آن که فکر میکند من یک گوشهای بنشینم همه بیایند از من پذیرایی بکنند همه کارها را انجام بدهند به من برسند سفره جلویم بیندازند سفره را جمع بکنند این خیلی سرش کلاه رفته.@ امیرالمؤمنین(ع) آن همه جان میکند بیرون سختی میکشید جهاد زخم برداشتن کار کلنگ زدن و بیل زدن و کشاورزی و قنات کندن در خانه هم که میآمد کار خانه میکرد عدس پاک میکرد در روایت داریم مینشست کمک فاطمه زهرا کار خانه میکرد کار منزل میکرد.@ آن که فکر میکند من مینشینم خانه همه برایم جا میاورند غذا میاورند چنین و چنان بعد هم من میکشم کنار میروم پایم را میاندازم روی پایم تلویزیون نگاه میکنند بقیه جمع میکنند و جارو میکنند خوش به حالش هست نه اصلاً خوش به حالش نیست اویی که در خانه دارد بیشتر زحمت میکشد او خوش به حالش هست.@ اویی که بیشتر دارد زحمت میکشد بیشتر دارد خدمت میکند اویی که مسئولیت قبول میکند زیر بار مسئولیت میرود حرص و جوشهایش را میخورد شب نخوابیهایش مشکلات مالی مشکلات دیگر تدارکات کار حرص و جوش.@ الان شما این جلسه برقرار شده یک عده باید حرص و جوش بخورند من خانهام دور است شهر ری است بعضی وقتها آنطرف تهران هستم پریشب از پونک عزیزی زحمت کشیده آمده آنجا میدان آزادی آنطرف پونک آمده دنبال من را آورده تا رسانده اینجا، باید افطار سرپایی بخورد تا بتواند خودش را به من آنجا برساند من را بیاورد اینجا به موقع به شما برساند.@ شما در خانه راحت مینشینید افطارتان را سر سفره میخورید قشنگ با ناز میایید مسجد نمازتان را میخوانید آن بنده خدا باید رانندگی بکند حرص و جوش بخورد کار بکند یک کسی باید زودتر بیاید آبدارخانه را راه بیندازد سماور را روشن بکند چایی درست بکند یک کسی باید زودتر بیاید چراغهای مسجد را روشن بکند.@ خدا همه را حساب میکند، زرنگ کیست؟ پیامبر فرمود سید یعنی سرور آقا آن است که بیشتر زحمت میکشد بیشتر تلاش میکند زیر بار مسئولیت میرود نه برای شهوت مسئولیت نه برای قدرتطلبی که آن حرام است نه برای خدمت بیشتر فداکاری بیشتر ذخیره برای آخرت خودش(سَیِّدُ القَوم خادِمُهُم) سرور هر گروهی خدمتگذار آن گروه هست.@ امام امت(س) روزهایی که درسشان تمام شد هر روز که از درس میامد در نجف در زندگینامه ایشان هست یکی از علما میگوید ما میدیدم که امام درسش که تمام میشد میامد حرم امیرالمؤمنین(ع) یک زیارت مختصر میکرد زود میامد خانه.@ هر روز بنایش این بود ساعت 10 صبح میامد منزل مثلاً سمار را روشن میکرد چایی دم میکرد جا پهن میکرد همه اعضای خانواده را صدا میکرد بیایند بنشینند دور همدیگر چایی بخوریم باصفا اعضای خانواده دور همدیگر چایی بخورند بعد چایی میخوردند خودش جمع و جور میکرد کارهایش را هم میکرد.@ یک کسی به امام گفته بود که آقا شما حرم به آن مهمی را زود میایید که در خانه بنشینید دور هم یک چایی بخورید مؤمن زیرک همین است فرمود این کمتر از زیارت نیست در روایت داریم یک مسلمان یک مؤمن وقتی مینشینند دور هم اعضای خانواده یک غذا بخورند یا یک میوه بخورند با آرامش.@ حالا چقدر خوب است مردها این کار را بکنند مردها مثلاً جمعهها حتماً یا صبح جمعه یا عصر جمع یک کیلو دو کیلو میوهای فالودهای بستنی چیزی بگیرند بیایند اعضای خانواده را صدا بزنند دور همدیگر خانم خانه زیرکی بکند دم غروبی یک ساعت قبل ظهری جلسه میوهخوری راه بیندازد.@ حضرت میفرماید وقتی مینشینند دور هم یک چیزی اعضای خانواده میخورند کفاره گناهانشان میشود همین دور هم جمع شدن شاد بودن قربان این دین بروم قربان این رهبران الهی بروم قربان این فرهنگ بروم همین دور هم جمع شدن این خیلی مهم است و اویی که این بساط را راه میاندازد بانی میشود او از همه بیشتر اجر میبرد اینها خیلی اهمیت دارد انشاء الله بقیه بحث بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@