در بحث آسیب شناسی سلوک انسانی، دو قسمت را از فرمایشات امام رضا علیه السلام عرض کردیم، بخش اول این بود که هرکس که از خدا استغفار کند با زبانش ولی قلباً پشیمان نشده باشد خودش را مسخره کرده. من استغفر بلسانه و لم یندم بقلبه فقد استهزء نفسه، بخش دوم این بود که من سئل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه، کسی که از خدا موفقیت می خواهد اما سخت کوشی نمی کند، خودش را مسخره کرده، گفتیم کلید همه بدبختی های انسان به فرموده امام باقر علیه السلام در دنیا و آخرت، تنبلی و بی حوصلگی است. و به فرموده نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، بیشترین ناله های جهنمی ها به خاطر امروز و فردا کردن هایشان است، و همانطور که قبلا عرض کردیم بیشتر جهنمی ها آدم های بدی نیستند ولی تنبل هستند، آدم هایی بودند که امروز و فردا زیاد می کردند، لذا پیامبر فرمود بیشترین ناله های جهنمی ها مال این است که افراد خودسازیشان را، اصلاح دینشان را به تاخیر می اندازند و مشغول به اصلاحات دنیایی شان هستند تا اصلاح معنوی و اخلاقی. وقتی که از این دنیا رفتند گرفتار می شوند و بیشترین ناله هایشان به خاطر این است که با وجود این که فرصت داشتند خودشان را بسازند، فقط به دلیل امروز و فردا کردن و سهل انگاری و تنبلی و بی حوصلگی، گرفتار عذاب شدند. روایت سوم را می خوانیم، می فرماید آدمی که دوراندیشی می کند می خواهد عاقبت اندیشی کند اما پرهیز ندارد، این خودش را مسخره کرده. افراد به طور طبیعی آینده بینی زیاد دارند، یکی از چیزهایی که به طور فطری در انسان وجود دارد، توجه به آینده است. یعنی همان بچه کوچکی هم که دارد بازی می کند عشق و علاقه و توجهی به آینده دارد، برایش مهم است، حتی در بازی های خودش هم نقش های آینده خودش را بازی می کند. حالا این هرچقدر بزرگتر می شود، به این فکر می کند که من رفتم دبیرستان چه رشته ای انتخاب کنم، بعد برای پایان دبیرستان چه رشته ای، برای ازدواج و سربازی، حالا خود ازدواج که صورت می گیرد، باز آینده ها می آیند سراغ انسان، آینده دو گانه است، یکی آینده مشکوک و ظنی یعنی معلوم نیست بیاید که عمر دنیاست، علی علیه السلام فرمود آن چه که گذشته گذشته، آن چه که قرار است بیاید کجاست. که متاسفانه بیشتر عمر انسان و وقت انسان صرف این آینده می شود. یک آینده داریم که قطعی و مسلم است و حیات برزخی است، با وفات شروع می شود تا قیامت، این مسلم است و قطعی. آدم عاقل کسی است که خودش را در هر آینده ببیند، یعنی هم آینده دنیایی، هم ابدی. امام مجتبی علیه السلام فرمود برنامه دنیایت به گونه ای باشد که انگار قرار است اینجا باشی، ولی برای آخرتت باید به گونه ای باشی که انگار فردا می خواهی بمیری، اگر فردا بمیری پس آینده نگری کن که گیر نباشی آنجا. گاهی وقت ها مستی دنیا انقدر زیاد است که به یک کسی که 50 سال، 60 سالش است می گویی وصیت نامه داری یا نه بهش برمی خورد. بعضی ها انقدر مستند یا نخوت دارند، که نمی نویسند عمداً، در روایت داریم مؤمن همتش از همه انسان ها بیشتر است، چون هم برای دنیایش برنامه ریزی دارد هم برای آخرتش. این همت می خواهد. مثل جنین، که هم در رحم مادر حواسش به خودش است، غذایش را دارد، زندگیش را دارد، هم در آن مسیر خودش را برای تولد آماده می کند. بهش می گویند انسان عاقل. هر کس که خانه جاودانگی و اقامت خودش را آباد کند، او آدم عاقلی است. فقط همچنین شخصی ادم عاقلی است. ضمن اینکه در دنیا زندگی می کند با زندگی دنیاییش آخرتش را آباد کند. نه اینکه با زندگی دنیاییش آخرتش را تحقیر کند. نقش پرهیز اینجا چیست؟ می فرماید هرکس می خواهد آینده نگری کند باید پرهیز داشته باشد، دوراندیشی، کسی که این را رعایت نکند خودش را مسخره کرده. الآن ما بعد از مواد مخدر بیشترین کسانی که در زندان ها هستند مربوط به مسائل اقتصادی هستند. یعنی چهار نفر می خواستند بزنند به یک کار اقتصادی، طمع کردند، توهم کردند، یک شبه خواستند ثروتمند شوند، چقدر آدم ها به خاطر چک در زندان هستند الآن، این مستی، طمع، یک دفعه 1 میلیارد، دو میلیارد و یک زندگی می رود روی هوا. زندگی چند نفر تباه می شود. چقدر آدم هایی که زندگی خوب و سالمی داشتند، یک دفعه طمع می کنند که یک شبه پولدار شوند، احتیاط نمی کنند، پرهیز ندارند، یک دفعه بی گدار به آب می زنند، چک می کشند، پولشان را می دهند دست یک نفر، نه بازار را می شناسند، نه حوادث آینده را پیش بینی می کنند، نه از وضعیت کنونی خبردار هستند، می بینی که الآن ده ها هزار نفر داریم که همینجوری به خاک سیاه نشستند، سرمایه ها را بردند جایی سرمایه گذاری کردند و احتیاط های لازم را نکردند، یک دفعه همه چی رفته روی هوا، دیروز یک بنده خدایی زنگ زد گفت من رفتم موسسه مالی پولم را گذاشتم، بعد دیدم روی سایت اعلام کردند، توی اخبار که دوتا از مسئولان این موسسه را دستگیر کردند. یا امر ازدواج، کسی می خواهد برای فرزندش همسر انتخاب کند، دقت لازم را نمی کند، سهل انگاری می کند در انتخاب همسر برای فرزندش، دقت نمی کنند که باید این شخصیت جوری باشد که یک زندگی بادوام را بتواند اداره کند، خصوصیات و قابلیت هایی داشته باشد، یا ببیند آن سه شرط هستند، بلوغ اقتصادی، اخلاقی و عاطفی، معنوی. این بلوغ را باید داشته باشند که بتوانند یک عشق را مدیریت کنند، می گوید دختره خیلی خوشگل بود انتخاب کردم برای پسرم، پسره تحصیل کرده بود، دکتر بود، خب این ها که زندگی را اداره نمی کنند، در ازدواج خصوصیات شخصی داریم و خصوصیات شخصیتی، خصوصیات شخصی مثل زیبایی، ثروت، موقعیت خانواده، هیکل، این ها، روان پزشکان می گویند بین یک ماه تا پانزده ماه بیشتر دوام ندارد و بعد عادی می شود. آنی که ضامن بقای یک زندگی است، خصوصیات شخصیتی هستند. چیزهایی که در روح و روان یک انسان هستند باعث بقای یک انسان می شوند. اخلاق و معنویت و درایتش، این ها یک زندگی را دوام می دهند. عفت، حیا، غیرت، محبتش، این ها خصوصیات شخصیتی هستند. ما چقدر بی احتیاطی داریم که افراد با خون دل دختر یا پسرشان را بزرگ می کنند بعد در امر ازدواج پرهیز ندارند، یک پله آمده جلو می گوید کسی که آینده بینی دارد ولی پرهیز نداشته باشد خودش را مسخره کرده. امام رضا می گوید. خیلی ها آینده بینی هم ندارند، فقط چند روز اول کار را می بینند، هوس و طمع زودرس را می بینند، به آینده دقت نمی کنند، فجایع و مصیبت بار می آید، می فرماید هرکس که دوراندیشی کند اما پرهیز نداشته باشد از آفت ها، این خودش را مسخره کرده، شما که می دانی این شخصیت نمی تواند یک زندگی را اداره کند برای چی بی احتیاطی می کنی؟ طرف آمده می گوید بچه ام مریض روحی و روانی است، دعا کنید برود ازدواج کند، می گویم این را که فردا شوهرش طلاقش می دهد، باید مشکل روحی روانیش حل شود، آرامش پیدا کند، بتواند شاد باشد، بداند ازدواج چیست، زن چیست، مرد چیست، مهارت های اقتصادی و روحی روانی یعنی چه، هولی زودتر پسرت را زن بدهی یا دخترت را شوهر بدهی در حالی که این اصلا آمادگی لازم برای زندگی را ندارد، توانش را ندارد، قوز بالا قوز می شود، این حریف خودش نمی شود، این خانمی که با خصوصیات اخلاقی دیگری تربیت شده، بار این می شود، یا آقایی که اصلا با این تفاوت دارد، بحث و جدل پیش می آید، این خودش را نمی تواند نگه دارد، یکی گفته بود از این ژله ها بخورید برای استحکام بدن خوب است، گفته بود این که خودش را هم نمی تواند نگه دارد. پسرش را می اندازد در دردسر، دخترش را می اندازد در دردسر، چندبرابر می شوند مشکلات، آدم باید به گونه ای سروسامان دهد که بداند بعدش دیگر مشکلات ندارد، ضریب مشکلات کم است، این غلط است که می گوییم نمگ زندگی است ولی خب بالاخره وجود دارد، در انتخاب رشته، ما چقدر افراد داریم که رشته شان به دردشان نمی خورد، افسردگی رشته دارند، همین رشته این ها را بیچاره کرده، نمی داند آفت های رشته چیست، می گوید بچه ام فقط برود دانشگاه، باید این بچه بداند که در دانشگاه یک عالم خطرات است، مشکلات است، کدام دانشگاه برود، می گوید فرق نمی کند، خدا را شکر بچه ام قبول شده، کجا؟ زاهدان، شیراز، دختر است، این در خانه انقدر آزادی نداشته، یک دفعه فرستادی بچه آزاد آزاد شده، در یک شهر دیگر، پسرت را فرستادی یک شهر دیگر، بچه ام بورسیه شده قبول شده خارج، می روند آنجا، خیلی هایشان درس نمی خوانند گرفتار انواع و اقسام آفت ها و مشکلات شدند، سیستم آموزشی ما هم غلط است، یک جوری دانشجویان را تقسیم می کنند که یک درس می خواهد بخواند، یک ارشد است، کارشناسی است، دکتراست، یک بخش از شخصیت ماست، هوش است، ولی طوری شرایط می گذارند که به عقل و اخلاق و معنویت و جسم این ها آسیب وارد می شود. شرایطی بگذارید که دانشجو در محل خودش زیر سایه پدر و مادرش درس بخواند. خانواده ها باید دقت کنند، می گوید دختر من این روحیات را دارند، باباجون اگر در شهر خودمان درس خواندی و قبول شدی باشد، دانشگاه خصوصی قبول شده و باید پول بدهد، بابایش هم ندارد، چقدر زندگی هایمان اینجوری دارند متلاشی می شوند، دختر پسرها آسیب می بینند. حالا می خواهد برود دانشگاه، مشخص است با روحیه این جوان کدام رشته خوب است؟ که مثلا این می رود درس می خواند، که اصلا با روحیات این سازگاری ندارد و روز به روز رشته ها بچه را پوک و افسرده می کند. زمانی که در دانشگاه پزشکی درس می دادم و آمار گرفته بودیم که چندتا دانشجوی پزشکی افسردگی داشتند، نزدیک 25 سال پیش، از هر 10 تا دانشجو سه تایشان افسردگی رشته داشتند، خانواده ها مجبورشان کرده بودند، از خانواده و اخلاقیات و معنویت فاصله می گیرد یواش یواش، 13، 14 ساعت کار فکری و مغزی، این نه رشد عقلی دارد، نه رشد اخلاقی و نه معنوی، این رشته کاملا پوکش می کند، این می شود دکتر ولی نه شوهر خوبی است، نه زن خوبی است، نه بابای خوبی است، نه مامان خوبی. حریف خودش هم نمی شود، نمی تواند خودش را شاد نگه دارد. این باید می رفت رشته ای می خواند که با روحیه اش سازگاری داشته باشد، شادتر شود، آرامتر شود، رشد کند، مفیدتر باشد، کسی که می خواهد دوراندیشی کند ولی پرهیز ندارد، آفت هایش را نمی شناسد، خودش را مسخره کرده، هر رشته و هر کار و هر ازدواجی یک سلسله آفت دارد، این باید ملکه ذهن ما شود که اگر من این تصمیم را بگیرم، آفت این تصمیم چیست، می ارزد یا نه، گاهی وقت ها انسان عقلانیت هم به خرج می دهد، مشاوره می دهد و به دردسر می افتد بعدها، آن موقع دیگر کسی را ملامت نمی کند، می گوید من مسیر خودم را رفتم، کار فکری و مشاوره کردم، حالا این بلا پیش آمد، اجر دارد. کفاره گناه است. ولی ما بیشتر انتخاب ها و ارتباط ها و رفتارهایمان یا ندارند، یا اگر هم دارند، نکات ایمنیش رعایت نمی شود، مثلا در ساختمان سازی شعاری که امسال مد شده و خیلی هم خوب است، می گویند اول ایمنی بعد کار، بارها دیدیم ساختمان ساخته اند، 4،5 طبقه و ریخته اند و چند نفر زیرش له شده اند و مرده اند. تیرآهنی افتاده، آجر افتاده روی سر کسی، اتفاقی افتاده، اول ایمنی بعد کار. این تنبلی و بی حوصلگی کار دست آدم می دهد. می گوید ان شاءالله سالم بروید ولی تو می دانی لاستیکت ساییده است، لاستیک را عوض کن، آب ماشین را عوض کن، روغن ترمز را عوض کن، یک سرویس بهش بده، می خواهی حرکت کنی با مشکلات روبرو نشوی، حضرت می فرماید هروقت می خواهی تصمیمی بگیری دوراندیشی کنی اول آفت های کار را بشناس و پرهیز داشته باش. هم بشناسید هم واقعا رعایتش کنید. کسی که بی احتیاطی کند، دردسر ساز می شود برایش. در امر آخرتی هم همینطور است، در حرکت آخرتی، در آینده ابدی هم اینجوری است، می خواهند بروند بهشت، بارک الله، ولی پرهیزهای لازم درش نیست، بارداری که صورت می گیرد، آینده نگریش این است که مادر از یک سلسله چیزهایی که برای مادر و جنین ضرر دارد پرهیز کند. لزوما خیلی از چیزهایی که یک مادر پرهیز می کند چیزهای حرامی نیستند، ولی ضرر دارند. غیر حالت بارداری خیلی هم خوب است، مفید است، ولی در حالت بارداری اگر بخورد، سقوط می آورد. در دنیا که می خواهیم حرکت کنیم به سمت آخرت، یک سری آفت ها را باید بشناسیم، می خواهیم برویم بهشت، ولی مسیر زندگیمان تولد بیمار است، تولد ناقص ان شاءالله نداریم، ناقص مال کفار و مشرکین و منافقین است، دوتا تولد آخر که ناقص و معلول هستند مال آن هاست. اما دوتا تولد خطرناک هم داریم، تولد ضعیف و تولد بیمار. بیمار خیلی طول می کشد تا درمان شود. ما نباید بیمار از دنیا متولد شویم. تو که می دانی اگر یک ذره در دلت کینه باشد، با گذشته ور بروی و فلانی در حق من اینجوری کرد، دامادم اینجوری کرد، زنم اینجوری کرد، شوهرم اینجوری کرد، پسرم اینجوری کرد، کینه بماند در دلت، این خیلی خطرناک است، وقتی وارد نظام برزخی می شود این انسان، امکان ندارد بهشت راه پیدا کند. حسادت یک بیماری است که انسان اگر با خودش ببرد آن جا، هزاران سال گرفتارش می کند. اگر تو واقعا آینده نگر هستی، چرا حسادت می کنی، من حسودم، من عصبیم، من اینجوری تربیت شدم، حالا اشتباه است تربیتت، می شود که درستش کنی، یا بگوید می خواهم بروم بهشت، ولی در دیدنی هایش و شنیدنی هایش پرهیزی ندارد، سال خمسی ندارد، پرهیز در حلال و حرام ندارد، همینجوری لقمه حرام درمی آورد می دهد خانواده می خورند، بعد هم می خواهد بچه اش خوب باشد، آینده اش خوب باشد، اخلاق و منشش خوب باشد، تو لقمه حرام داری می دهی به این بچه، لقمه حرام هار می کند، خودت هم همینطور. پرهیز یعنی هرچیزی که می تواند سعادت و سلامت دنیا و آخرت ما را به خطر بیندازد ازش دوری کنیم. اگر کسی واقعا دنیای خوبی می خواهد، آخرت خوبی می خواهد باید پرهیز داشته باشد. می گوید می خواهم بروم بهشت، ان شاءالله با فاطمه زهرا و امام حسین محشور شوی، این عروسی و این مهمانی ها دیگر چیست، چه جور عروسی است، چه جوری رفت و آمد و مسافرتی است؟ ماهواره در خانه تان چه می کند، اینترنت آزاد چه می کند، داری غذای آلوده می خوری می گویی می خواهم مسموم نشوم، چندروز پیش در حرم امام رضا علیه السلام، تلفنم را جا گذاشته بودم به آقایی گفتم تلفنت را می شود بدهی یک زنگ بزنم؟ گفت بفرما، گوشی را که داد دست من و صفحه را دیدم یک عکس بسیار مستهجن روی صفحه موبایل ایشان است و با همین آمده توی حرم، این بی احتیاطی است. پس ما واقعا اگر بخواهیم آینده خوبی داشته باشیم شناخت آسیب ها و پرهیز باید بکنیم، این اخلاق بد است، بیاید در آخرت گرفتارت می کند. پرهیز یعنی بدانی که اگر با خودت ببری چقدر می تواند بهت آسیب بزند، پس تخلیه کن. نگذار باهات باشد. قد افلح من زکاها. رستگار کسی است که نفسش را پاک می کند. والحمدالله رب العالمین.
جلسه 009 - آسیبشناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)
متن کامل (خام) جلسه 009 - آسیبشناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)