جلسه 007 - آسیب‌شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - آسیب‌شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)

روز بیست و هشتم صفر است، روز رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت حضرت مجتبی (علیه السلام). دو روایت را از این بزرگواران خدمتتان تقدیم می کنم و بحث را که بحث آسیب شناسی در سلوک انسانی در کلام امام رضا بود، ادامه می دهیم، پیامبر اسلام می فرماید در کنار هر مصیبتی، مصیبت فقدان من را یاد بکنید تا آن مصیبت برای شما آسان شود، انسان ها در طول زندگی با مسائل مختلفی روبرو هستند، این مسائل گاهی وقت ها مربوط به جنبه های جمادی زندگی آن هاست، مثل مصیبت های مالی و اقتصادی، گاهی وقت ها مربوط به بخش گیاهی آن هاست. مثل مسائلی که مربوط به بیماری ها و جنبه های بدنی، مصیبت در بدن است. گاهی وقت ها مصیبت مربوط به جنبه های حیوانی انسان است. شئون مختلف زندگی حیوانی او که جنبه های خانوادگی است یا جنبه های احتماعی یا جنبه های سیاسی، گاهی وقت ها مصیبت مربوط به جنبه ی عقلانی انسان است، مربوط به بخش فهم انسان است، و بزرگ ترین مصیبت، مصیبت هایی هستند که مربوط به جنبه های فوق عقلانی انسان هستند. یعنی تهدید کننده ی حرکت انسان به سمت آخرت. این مصیبت از همه مصیبت ها بالاتر است. چون ما در رحم دنیا قرار داریم و به زودی وارد نظام برزخی خودمان خواهیم شد، ممکن است از جنبه های جهادی، گیاهی، حیوانی، انسان دچار مشکلات، گرفتاری ها و سختی هایی شود، اما این مسائل سازنده هستند و می توانند آثار مثبتی هم در زندگی انسان داشته باشند اما اگر جریان حرکت انسان به سمت آخرت، دچار اختلال و مصیبت شود، شدن های انسان و تولد انسان به خطر می افتد. انسان همیشه باید مراقبت کند از سلامت روح خودش که قرار است متولد شود به آخرت، و نظام ملکوتی و برزخ. همانطور که در حرکت یک جنین از رحم مادر به دنیا، دین سالم شرط است، حرکت ما از رحم دنیا به آخرت داشتن روح سالم شرط است. تنها قلب سالم است که به کار ما می آید. بنابراین وقتی در جریان سلامت قلب آسیبی به وجود بیاید این بزرگ ترین مصیبت است که در زندگی انسان ایجاد می شود، جهل، نادانی، نشناختن اینکه من برای چه به این دنیا آمده ام، هدف از زندگی من در این دنیا چیست، این ها مسائل بزرگی هستند، خودنشناسی، آخرت نشناسی، ابدیت نشناسی، سرانجام نشناسی، این ها مسائل بزرگی هستند که سر راه انسان قرار می گیرد. یکی از آن مسائل از دست دادن استاد و مربی است، انسان از یک مربی و استادی برخوردار است، که وجود او در حرکت به سمت آخرت و ابدیت، نقش اساسی را دارد فقدان آن یک مصیبت بزرگ است، چون وقتی راهنمان باشد، مربی بالای سر انسان نباشد، پیدا کردن راه اصلی از پیچ و خم های مختلف زندگی کاری است بس دشوار و گاهی وقت ها غیر ممکن. در بین همه ی دارایی های انسان در روی زمین، مهم ترین دارایی که انسان دارد، راهنمای معصوم است. از دست دادن پیغمبر بزرگ ترین مصیبت یک انسان است، از دست دادن یک راهنمای معصوم و از دست دادن ولی، بزرگ ترین مصیبتی است که در زندگی یک انسان وجود دارد. ولی و معصوم وقتی که باشند، انسان ها قدرت و سرعت رشد و تربیت شگفت انگیزی پیدا می کنند، ان شاءالله آقا امام زمان که بیایند، ما در کمترین زمانی که بالاترین رشد انسانی است، درهای غیب و درهای آسمان به روی همه ما باز می شود و هرکدام از ما یک ولی خدا می توانیم بشویم و قوای بی نظیری که خداوند در نهاد ما گذاشته از اسماء خودش، در وجود همه ما شکوفا می شود، ولی الآن که امام زمان بلای سر ما نیست، اکثر قریب به اتفاق ما نمی توانیم قوایمان را فعال کنیم، چون مربی نداریم، استاد نداریم، زمینه نداریم، لذا با اینکه هر کدام از ما یک ظرفیت بی نهایت داریم، که می توانیم هم درجه ی معصومین باشیم، اما اینجوری زندگی نمی کنیم. در زیارت عاشورا انقدر ظرفیت داریم که به امام حسین عرض می کنیم، اسئلک ان یبلغنی المقام المحمود، من از خدا می خواهم، همان مقامی که شما از خدا دارید، به همان مقام برسم، ظرفیت بی نهایتی است، ظرفیت بزرگی است، ولی الآن می خواهیم برسیم، کو شرایطش، کو مربیش، برای همین نوعاً ما انسان ها به صورت شکوفا نشده، وارد نظام برزخی می شویم، در دنیا شرایط تربیت و رشد را پیدا نمی کنیم، غم انگیزترین داستان تاریخ و داستان زندگی انسان ها، همین است که هریک انسانی که ظرفیت مقام محمود دارد، ذهنش، آرمان هایش، عشق هایش، اهدافش آنقدر کوچک و پست می شوند که با آرزوها و آرمان های کوچک پیوند می خورند و با آن ها هم می میرند، و با این وضعیت وارد دنیای متعالی و پیشرفته برزخ می شود. پیامبر فرمود بزرگ ترین مصیبت زندگی شما، در واقع با این حدیث می خواهد بگوید از دست دادن متخصص معصوم است. فرمود یاد کنید در کنار هر مصیبتی، مصیبت نبودن مرا، تا آن مصیبت برای شما آسان شود. در زندگی انسان افرادی که بهشان علاقه داریم همیشه فقدان ها پیش می آیند و این ها جزء شرایط زندگی دنیایی هستند که انسان از کسانی که دوستشان دارد جدا می شود، به علل مختلف، از جمله مرگ، فاصله می افتد بین کسانی که دوستشان دارد. ولی هیچ فراق و دوری ای به اندازه ی دوری و فراق از متخصص معصوم برای انسان نیست، چون جریان رشد و تربیت ما، متوقف می شود. جریان حرکت ما در رحم دنیا به سمت برزخ، آسیب می بیند، لذا، پیامبر این را به ما تذکر می دهد، نکته ی دیگری که پیامبر به ما تذکر می دهد جنبه عاطفی آن است. یعنی شما باید از نظر عاطفی انقدر پیوند بخورید با پیغمبر و معصومین که نبودن آن ها بیشتر شما را از هر مصیبت دیگری آزار دهد. وقتی انسان مصیبت عظیم تری را دارد، با مسائل دیگر خیلی روحیه اش آسیبی نمی بیند. آن ها قابل حل هستند. زینب کبری (سلام الله علیها) در عاشورا با آن همه مسائل می گوید ما رایت الا جمیلاً. چون این مسائل در راستای شکوفایی انسان و تولد انسان به نظام برزخی و آخرتی هستند و به ما کمک می کنند. اما خدا نکند که در سر راه انسان مصیبتی اتفاق بیفتد که انسان از حرکت سالم و قدرتمند و سریع به سمت آخرت باز بماند و سال ها عمر خودش را از دست بدهد و علاوه بر اینکه حرکتی نداشته باشد به سمت تولد سالم و حرکت قهقرایی داشته باشد، یعنی به جای اینکه سالم تر باشد، روز به روز مریض تر بشود، و دورتر بشود. این بسیار خطرناک است و فرمود هرکس که دیروزش بهتر از امروزش باشد، ملعون است یعنی دارد از تولد سالم دور می شود. پیامبر چقدر روی قلب های ما حساب کرده که این کلام را به کار برده. چقدر روی عواطف ما نسبت به خودش حساب کرده که امت من، بالاترین مصیبتشان فقدان من است. ما در شب های ماه رمضان عرض می کنیم ما شاکی هستیم از این که پیامبر را در کنار خودمان نداریم، الآن هم وجود مقدس امام زمان که پدر ما هستند و زنده هستند و اشراف بر ما دارند، از ما دور هستند و ما خودمان از زندگی ها و قلب های خودمان دور نگهش داشتیم. و این دوری باعث یخ زدگی در ما شده و باعث آسیب های زیادی در روح و روان ما شده و از این جهت، ما آن شکوفایی لازم و قدرت و سرعت لازم را در رشد انسانی نداریم. این خیلی خطرناک است. نشانه های بارداری در خانمی اتفاق می افتد، در سونوگرافی می گویند یک انگشت ندارد، این چیز مهمی نیست، جراحی می کنند درست می شود، ولی اگر بگویند قلب ندارد، یا قلبش آسیب دیده، یا آسیب مغزی دارد و حرکت کاملی ندارد، ناقص به دنیا می آید، این مصیبت است. باید دقت کیم که جریان زندگیمان را به گونه ای طراحی کنیم که به سلامت حرکتمان به سمت آخرت آسیبی وارد نشود و این مراقبت از قلب و روح می خواهد که انسان روح و قلب خودش را مراقبت کند. بیماری های روحی، عصبانیت ها، غصه خوردن های بیجا، حرص و جوش خوردن های بیجا، افسردگی ها و پژمردگی های بیجا و بداخلاقیها و بدبینی ها و بداندیشی ها، این ها بیماری های روحی وحشتناکی هستند که اگر ما با خودمان وارد نظام برزخی کنیم قرن های آخرتی طول می کشد تا این ها از ما دور شوند. خیلی خیلی خیلی خطرناک هستند. لذا انسان باید خیلی توجه کند به ساختار و سلامت قلب خودش. در زمان ما، بزرگ ترین مصیبت، نبودن امام زمان است با این فرمایشی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کرد. بزرگ ترین مصیبت ما این است که از او دوریم و نمی توانیم ازش آنگونه که باید استفاده کنیم. البته بعضی ها می توانند این دوری را جبران کنند و آسیب هایی که ممکن است ببینند را از خود دور می کنند. آن ها کسانی هستند که منتظر حقیقی هستند و تلاش برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت می کند، این ها در این تلاش چون قلبشان با قلب حضرت پیوند خورده و شب و روز در حال تلاش هستند با ناآرامی و اضطراب و دلشوره برای حضرت، این قلب در کنار قلب امام زمان قرار می گیرد و سالم می ماند، خوب می تپد، قلبی که برای امام زمان نتپد و کار نکند، بدنی که برای امام زمان تحرک نداشته باشد، و زندگی ای که حضرت درش نقشی نداشته باشد یک مردگی است، یک مصیبت بسیار بزرگ در زندگی انسان است. از این فرمایش پیغمبر این درس را یاد بگیرید، حضرت مجتبی (علیه السلام) هم که امروز روز شهادتشان است، ایشان هم فرمودند ما خانواده ی دینی شما هستیم و پدران دینی شما هستیم، شما باید برای خانواده دینی خودتان، بیشتر اهمیت قائل باشید از خانواده دنیایی خودتان. این رمز سلامت و موفقیت یک انسان است. که ما پدران آسمانی و دینی شما هستیم. پس در این جهت حضرت ما را به یک مقام بزرگ دعوت می کند. اگر همه مردم، اهل بیت (علیهم السلام) را به اندازه خانواده زمینی شان حداقل دوست داشتند، الآن قطعاً موانع ظهور حضرت برطرف می شد. پیامبر فرمود هرگز ایمان نمی آورید مگر اینکه من و خانواده من را بیش از خود و خانواده خود دوست داشته باشید. خانواده اصلی ما خانواده آسمانی ما هستند. خانواده زمینی ما، خانواده حقیقی ما نیستند، خانواده زمینی ما خانواده بخش زمینی و بخش موقت و بخش طبیعی ما هستند، ولی خانواده ای که خانواده حقیقی ما هستند و از قبل از آمدن ما به دنیا با ما بوده اند و در دنیا با ما هستند و بعد از رفتن از دنیا تا بی نهایت کنار ما هستند، خانواده آسمانی ما هستند، لذا باید آن ها را در زندگی دنیایی مان نقش بدهیم، باهاشان دوست باشیم و زندگی کنیم و واقعاً یکی از رازهای بزرگ شادی مومن و شادی حضرت زینب در آن مصائب و شادی خود سیدالشهداء در قتله گاه و این که در روایت داریم مؤمن دائم در نشاط است، این است که مؤمن فقط با زمینی ها زندگی نمی کند، مؤمن آسمانی ها، فرشتگان عالم، مثل زمینی ها در زندگیش نقش دارند و با آن ها ارتباط دارد. این خیلی مهم است که انسان فقط با زمینی ها زندگی نکند. اینجوری خیلی تنها و ذلیل می شود چون وقتی با زمینی ها فقط زندگی کردی، اگر زمینی ها را ازت گرفتند و اگر زمینی ها طردت کردند، غصه دار می شوی و احساس حقارت بهت دست می دهد و زندگی کردن با زمینی ها صرفا گدایی عاطفی و فقر روحی و مچاله شدن برای انسان می آورد، ولی وقتی انسان با خانواده و خویشان اصلی خودش زندگی کند و آن ها را در زندگی خودش نقش بدهد، به خصوص آنی که الآن در حیات زمینی هم هست یعنی امام زمان (علیه اسلام). او را در زندگی دنیایی خودش نقش بدهد، با آن ها زندگی کند و ارتباط داشته باشد در این صورت یک زندگی بسیار شیرین و جذاب و نورانی و باانگیزه و روشن خواهد داشت. یعنی همیشه این زندگی یک زندگی پر رونق است که انسان هیچ وقت درش احساس خلا و کمبود نمی کند. امام مجتبی ما را دعوت به چنینی زندگی می کند، وقتی می گوید ما پدران دینی شما هستیم و شما باید به پدرنان دینی خودتان بیشتر رسدگی کنید تا پدران دنیایی خودتان و صله ارحام داشته باشید، دارد ما را به حیات طیبه و پرشور و حیات دعوت می کند. و یک زندگی بسیار سعادتمند در زندگی جاودانه و ابدی. بنابراین درسی که پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی به ما یاد دادند این است که ما باید روز به روز ارتباطمان با خانواده آسمانی خودمان قوی تر کنیم، به خصوص با وجود مقدس امام زمان (علیه السلام). و ایشان را در زندگی خودمان و در صحنه های مختلف اقتصادی و اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی و عاطفی راه بیشتری در زندگی بدهیم، اینجوری است که یک زندگی خیر و برکت پیدا می کند و از عرصه دنیایی متصل می شود به عرصه ی آخرتی. بنابراین این اتصال منجر به تولد سالم ما می شود. جنینی که در رحم مادر است، درست است در رحم مادر است اما چون دارد با ساختار دنیایی در رحم تربیت می شود، اتصالش به دنیا برقرار است، یعنی دائماً خودش را برای دنیا آماده می کند. به محض اینکه لحظه تولدش برسد سالم وارد این نظام می شود. آن رحمی که ما را برای حیات آخرتی آماده می کند، رحم امام زمان (علیه السلام) است، رحم اهل بیت است که قبلاً در مورد رحم شخصیتی توضیح دادیم، بزرگ ترین رحمی که می تواند ما را فوق العاده قدرتمند و سریع بسازد و ارتباط ما را با غیب و نظام ملکوتی برقرار کند و ما را به بلندای نظام ملکوتی تربیت کند و بسازد، ارتباط با وجود مقدس امام زمان (علیه اسلام) است. این ارتباط است که سلامت و سعادت و آرامش زندگی دنیایی و سعادت زندگی آخرتی ما را تضمین می کند. بنابراین از این دو توصیه ای که پیامبر اکرم و امام مجتبی (علیه السلام) فرمودند، نهایت استفاده را بکنیم، هرکس باید فکر کند در این زمینه که من چگونه می توانم ارتباطم با خانواده آسمانیم را برقرار کنم و چگونه این ارتباط را می توانم روز به روز قویتر و موثرتر بکنم و چه جوری انس و علاقه و رفت و آمدم را با خانواده آسمانی خودم بیشتر بکنم. قطعا هرچقدر تمرکز انسان و خلوتش بیشتر باشد و فکر کند و کسب معرفت کند، قلبش برای این پیوند قدرتمند آماده تر می شود و موانع برای برقراری این پیوند از سر راه او برداشته می شود. به این ها توجه کنیم و اهمیت بدهیم و برایشان وقت بگذاریم و برایش ارزش قائل باشیم و این جزء مشغله های مهم ذهنی ما باشد. من الآن در این جهنم دنیا، چگونه خودم را به چادر امام زمانم برسانم چون فقط آنجا امن است و انسان از غصه ها و اضطراب ها و فشارهای روحی روانی و تنهایی ها و حقارت ها نجات پیدا می کند. هرکس باید مستقل و فردی فکر کند به این که من الآن با این رابطه های زمینی که دارم، با ارتباطی که با خانواده زمینیم دارم، این سر جای خودش، چگونه خودم را به مسکن و منزل خانواده آسمانی خودم برسانم، چگونه به چادر امام زمان خود را برسانم، این خیلی اهمیت دارد، بدون امام زمان زندگی کردن، هرچقدر هم احساس خوشایندی داشته باشد که امکان ندارد، فریب است، باختن است. همه ی موفقیت های زندگی انسان، بدون ارتباط با امام زمان شکست است. هرچقدر انسان در زندگی دنیاییش موفق تر باشد، از امام زمان دورتر می شود، وقتی قلبش پیوند با حضرت ندارد. وقتی که ما اساساً به فکر پیدا کردن خانواده آسمانیمان و به فکر رفتن زیر چادر حضرت نباشیم، حالا هرچقدر در زمینه های دیگر دنیایی توفیق پیدا کنیم، دوریم. و این توفیقات روز به روز ما را غافل تر و قسی القلب تر و ناموفق تر می کند و سطح اضطراب ها و مشکلات و گرفتاری ها ما را این موفقیت ها بیشتر می کنند. اینجوری نیست که بیرون از چادر اگر انسان موفق شد، شادی و آرامشی بیاید در زندگیش. هرچقدر دارایی های انسان در ابعاد مختلف حسی، گیاهی، حیوانی و حتی عقلی بیشتر شود، بدون پیوند با خانواده آسمانی، این دارایی ها وبال گردن انسان هستند، سنگینی و حجاب هستند و بار می شوند برای آخرت ما. یعنی زنجیرها و غل هایی می شوند به پای ما که نمی گذارند ما در حرکت به سمت ملکوت سالم متولد شویم سرعت ما را بسیار بسیار کم می کنند، هرچقدر تحصیلات علمی بیشتر، دورتر. هرچقدر پول بیشتر، دورتر. هرچقدر دارایی بیشتر، دورتر، هرچقدر مسئولیت بیشتر، موقعیت اجتماعی بالاتر، سنگین تر، کندتر و دورتر از کانون نور خواهیم شد. اگر بخواهیم زندگی دنیایی ما هم مبارک باشد، هرچه که هست، باید خانواده آسمانیمان را در این زندگی و شان مادی نقش بدهیم. اگر کسی بخواهد زندگی گیاهی خوبی داشته باشد، باید خانواده آسمانی درش نقش داشته باشد. اگر بخواهد زندگی حیوانی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی خوبی داشته باشد امام زمان باید درش نقش داشته باشد. و اگر می خواهد زندگی علمی خوبی داشته باشد علمش برکت پیدا کند، باید امام زمان و خانواده آسمانی درش حضور داشته باشند. خداوند ان شاءالله به حق رسول خدا و حضرت مجتبی و امام رضا (علیهم السلام) ما را موفق بکند که عالی ترین پیوندها را با خانواده آسمانیمان برقرار کنیم و مبارک ترین پیوندها را با آن ها داشته باشیم. والحمدالله رب العالمین.