جلسه 001 - امام‌شناسی (احیای شب‌های قدر ۱۳۹۵)
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
4
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - امام‌شناسی (احیای شب‌های قدر ۱۳۹۵)

«اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ* بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الآن إلی قیامِ یَومِ الدّین»

بهانه‌ی جمع شدن ما در این شب‌ها، شب‌های قدر هست، یعنی شب‌های اندازه. این خیلی مهم است که ما باید برایمان سؤال مطرح شود که چرا اسم این شب را شب اندازه گذاشته‌اند و شبِ مقدار، شب قدر، اندازه‌ی چه چیزی است؟ قرآن کریم در این زمینه پاسخ ما را خیلی خوب می‌دهد که «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر»(سوره قدر، آیه4) یعنی اندازه‌ی همه چیز «كُلِّ أَمْر». نظام خلقت یک نظام ریاضی هست، یعنی خداوند تبارک و تعالی از اولین جلوه‌ای که کرده، که اولین مخلوقش را که کامل‌ترین و شبیه‌ترین مخلوق به خودش هست را خلق کرده، یعنی نور پاک محمد و آل محمدعلیهم‌السلام، تا پایین‌ترین موجودی که خلق می‌کند یعنی ماده، تمام این‌ها اندازه و ساختار ریاضی دارند « كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ»(سوره رعد، آیه8)، «انّا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر»(سوره قمر، آیه49) همه چیز با قدر و با اندازه خلق شده. یعنی یک حدود وجودی دارد که در آن می‌گنجد، یک ساختار دارد. لذا شما در مخلوقات خداوند هیچ مخلوقی را پیدا نمی‌کنید که در آن، ساختار، عدد، اندازه، چینش، قاعده، فرمول، نظم، وجود نداشته باشد. یک اتم تا پایین‌ترین درجه‌ای که شما بیایید و به یک سلول و مولکول برسید تا بروید به کهکشان‌ها و کیهان‌ها، همه طبق قاعده‌ی ریاضی و فرمول‌ و عدد و اندازه کار می‌کنند. نظام برزخی، عالم ملکوت، عالم برزخ، نظام عالم عقلی، عالم جبروت و نظام‌های بالا، همه با قاعده و عدد و اندازه اداره می‌شود.

پس وقتی می‌گوییم شب قدر، یعنی شب اندازه، اندازه‌ی چه چیزی؟ اندازه‌ی همه چیز «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر». «كُلِّ أَمْر» یعنی تمام اندازه‌هایی که قرار است در یک سال در عالم ماده به اتفاق بیافتد. هیچ‌کس جز خدا نمی‌داند عالم ماده چقدر هست، فعلا بشر اندازه‌ای برای آن کشف نکرده و عالم مثال، عالم جبروت، عالم عقل، عالم بالاتر، عالم فرشتگان و بالا و بالا، (خوب دقت کنید چه می‌گویم) یعنی هرچه که قرار است اتفاق بیافتد در این شب تقدیر می‌شود. مثلاً چندتا درخت می‌میرند، چندتا گل می‌میرند، چند تا درخت بوجود می‌آیند، چندتا بچه بوجود می‌آیند، چندتایشان دختر است، چندتایشان پسر است، چند نفر می‌میرند، چندتا مولکول تغییرِ جابجایی دارد، چندتا دانه باران قرار است کجا بیاید؟؟ این‌که امام سجادعلیه‌السلام در دعایی درباره فرشتگان عالم می‌گوید، باران‌ها شمرده شده است. مثلاً قرار است در شهرری این مقدار باران، قطراتش مشخص است کجا بیاید، کجا بیافتد، برفش مشخص است، ما هیچ چیزِ نامشخص و گتره‌ای نداریم، همه چیز عدد دارد. مشخص است که سال 95 قرار است کجاها و چه تعداد باران بیاید، برف بیاید، چه تعداد بیاید، این دانه‌ها کجا به زمین بخورد، چه اثری داشته باشد، در دریاها چه اتفاقی قرار است بیافتد. برای تک‌تک این اتم‌ها و الکترون‌ها و نوترون‌ها و پروتون‌ها تا کیهان و موجودات بالاتر، از عالم ماده که برویم تا عالم برزخ، هرچه که قرار است اتفاق بیافتد برایش برنامه‌ریزی شده است. خوب دقت کنید یعنی چه. این شب خیلی عظمت دارد.

در مورد انسان هم چون سال‌های قبل نقش انسان در تقدیرات ماه مبارک را صحبت کردیم، خیلی به آن شکل نمی‌خواهیم وارد شویم. این‌که ما هم هر اتفاقی که قرار است برایمان بیافتد، داده‌هایش تا حدودی به دست خودمان هست، یک مقدارش دست ما نیست، یک مقدارش دست ماست. آن مقدارش که دست خودمان هست را باید داده‌هایش را در این شب‌ها به دست امام زمانعلیه‌السلام برسانیم. یعنی این ما هستیم که با تصمیم‌هایمان روی تقدیراتمان تأثیر می‌گذاریم که چه چیزی برای ما حاصل شود، چه تقدیری نصیب ما شود، که إن‌شاء‌الله عمیق‌تر در موردش سخن خواهم گفت، پس همه‌ی محاسبات انجام می‌شود. کجا انجام می‌شود؟ یک‌جا انجام می‌شود، در یک ماشین حساب، در یک سیستم، در یک حسابداری، تمام این دستورِ تقدیرات تصویب و از آنجا به همه‌ی عالم صادر می‌شود.

آن کسی که همه‌ی تقدیرات بر او نازل می‌شود چه کسی است؟ آن کسی است که می‌تواند «كُلِّ أَمْر» را دریافت کند. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر» چه کسی می‌تواند کل امر را دریافت کند؟ یعنی محاسبات مربوط به همه چیز را دریافت کند و بعد از این‌که محاسبات را دریافت کرد به همه چیز و به کل نظام خلقت بتواند این تقدیرات را وارد کند. اول می‌گیرد، دریافت می‌کند و بعد کل این نظام را با این تقدیرات اداره می‌کند. می‌گوید ملائکه و روح نازل می‌شوند، به چه کسی نازل می‌شوند؟ به من و شما که نازل نمی‌شوند، به محضر مقدس ولی امر نازل می‌شوند، آن کسی که می‌تواند کل امر را دریافت کند، صاحب امر هست، برای همین هم به او ولی امر می‌گویند. ولیِ امر کسی هست که کل فرمول، قاعده و دستورات را دریافت می‌کند و بعد به هر موجودی آن تقدیر خودش را منتقل می‌کند. واسطه‌ی فیض خداوند تبارک و تعالی هست به ما سوی الله، به غیر خداوند تبارک و تعالی. هرچیزی، به هر کسی که قرار است برسد از کانال و مجرای وجودیِ آقا امام زمانعلیه‌السلام می‌رسد. لذا کل امر را یک کسی می‌تواند دریافت کند که سعه‌ی وجودی‌اش آن‌قدر قوی باشد و آن‌قدر بزرگ باشد که بتواند کل امر را دریافت کند، بتواند همه‌ی فرمول‌ها و قواعد را برای همه‌ی مخلوقات دریافت کند. به این می‌گویند صاحب امر. دقت کنید وقتی راجع به امام زمانعلیه‌السلام صحبت می‌کنیم به هیچ‌وجه قابل مقایسه با هیچ‌کس نیست. امام زمانعلیه‌السلام یعنی خلیفه‌ی خودِ خدا، مظهرِ خودِ خدا در نظام خلقت. نه فقط در کره‌ی زمین، در کل نظام خلقت او خلیفه‌ و جانشین خداست. این کلمه را خوب دقت کنید؛ جانشین خداوند تبارک و تعالی است. کم چیزی نیست، یک ذره باید در موردش عمیق‌تر فکر کنیم که این یعنی چه.

در سوره‌ی یاسین این مسئله را دقیق‌تر برای ما بیان می‌کند، می‌فرماید «وَ کُلَّ شَیْء اَحْصَیْناهُ فِی اِمام مُبِین»(سوره یس، آیه12) هرچیزی که شما در مخیله‌تان بیاید، (هرچیزی، استثناء هم ندارد) «أحْصَیْناهُ» ما محاسبه‌اش می‌کنیم، حسابش می‌کنیم. کجا حسابش می‌کنیم؟ در کدام سیستم؟ در کدام دستگاه؟ امام مبین. آیه‌ی قرآن است، در امام مبین ما همه چیز را محاسبه می‌کنیم. یعنی چیزی خارج از علم و احاطه‌ی امام وجود ندارد، هرچه که هست امام بر آن احاطه دارد. عظمتِ امام زمانتان را دقت کنید، چون شب قدرِ بدون فهمِ امام زمانعلیه‌السلام اصلاً برای ما شب قدر نیست. خدایی ناکرده کور وارد شب قدر شویم و کور خارج شویم. قدر یعنی فهمِ اندازه‌ها، شب قدر قیمتش به فهم اندازه‌هاست، که ما اندازه‌ها را بفهمیم. این که من دارم راجع به اندازه صحبت می‌کنم برای این است که شما در مورد فهم اندازه‌ها تفکر کنید، تعقل کنید. اندازه‌های «کُلَّ شَیْء» و «كُلِّ أَمْر» همان‌طور که در قرآن می‌گوید در امام انجام می‌شود. باز در سوره‌ی یاسین کلمه‌ی «كُلِّ» را می‌گوید: «کُلَّ شَیْء» همه چیز (استثناء هم ندارد) محاسباتش در چه کسی انجام می‌شود؟ در کدام سیستم انجام می‌شود؟ «فِی اِمام مُبِین»، در امام انجام می‌شود. امام هست که خزانه‌دار محاسبات الهی است. امام هست که خزانه‌دار تقدیرات خداوند تبارک و تعالی است.

تمام تقدیرات خداوند برای کوچک‌ترین موجود تا بزرگ‌ترین موجودات در خانه‌ی امام زمانعلیه‌السلام، در ذات امام زمانعلیه‌السلام محاسبه می‌شود و از خانه‌ی امام زمانعلیه‌السلام به همه جای عالم، چه ماده، چه بالاتر از ماده صادر می‌شود. دقت کنید که وقتی راجع به امام زمانعلیه‌السلام صحبت می‌کنیم یعنی چه. و این‌که می‌گوییم بهترین قدر برای شما همین هست که این‌ها را بفهمید و بتوانید به صاحب قدر نزدیک شوید، به ولیِّ امرتان، به صاحب خودتان و صاحب زمان تقرب پیدا کنید. (دقت کنید، این کلمه را خیلی‌ها می‌گویند اما روی آن فکر نمی‌کنند یعنی چه) می‌گوییم «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ» صاحب زمان یعنی چه؟ کلمه‌ی زمان را دقت کنید که «صَاحِبَ الزَّمَانِ» یعنی چه؟ یعنی همه چیز در دست امام زمانعلیه‌السلام هست، در یدِ قدرت امام مبین هست، این را دقت کنید. آن‌هایی که قرآنِ بدونِ امامت را می‌خواهند، آن‌ّهایی که خدای بدون معصوم را می‌خواهند، یک خدای توهمی دارند. آن‌هایی که می‌گویند ما حدیث را کار نداریم، قرآن برایمان بس است این هم قرآن است، دارد به ما می‌گوید که همه‌ی فرشته‌ها و روح نازل می‌شوند. امامعلیه‌السلام فرمود: از کسانی که ما اهل بیتعلیهم‌السلام را قبول ندارند سؤال کنید ملائکه و روح کجا نازل می‌شوند، به چه کسی نازل می‌شوند؟ و «كُلِّ أَمْر» را نزد چه کسانی می‌آورند؟ نزد خداست؟ که دیگر نزول معنا ندارد.

می‌گوید «تَنَزَّل» نازل می‌شوند، می‌آورند. این را نزد چه کسی می‌آورند؟ به چه کسی می‌دهند؟ آن هم «كُلِّ أَمْر» نه فقط امور کره‌ی زمین، اگر فقط مربوط به کره‌ی زمین بود «كُلِّ أَمْر» نبود. می‌فرماید «كُلِّ أَمْر» هرچیزی که شما حساب کنید، در مورد هر چیزی، چه کره‌ی زمین، چه کرات دیگر، چه ماوراء دیگر، چه عالم برزخ، هرجایی را که شما در نظر بگیرید، همه چیز نازل می‌شود. به چه کسی نازل می‌شود؟ به امام مبین. نص قرآن است، سوره یاسین «وَ کُلَّ شَیْء اَحْصَیْناهُ فِی اِمام مُبِین» نازل می‌شود به وجود مقدس امام زمانعلیه‌السلام. پس ما خوب دقت کنیم این شب‌های عزیز چقدر قیمت دارد و قرار است چه تقدیراتی صورت بگیرد. حالا که قرار است تقدیرات صورت بگیرد و برنامه‌ی نازل شده‌ها، خیرات، برکاتی که می‌آید، گناهانی که آمرزیده می‌شود، رشدهایی که ایجاد می‌شود، تقرب‌هایی که حاصل می‌شود، توفیقاتی که حاصل می‌شود، هر چیزی که قرار است بیاید، پس ما باید خودمان را آماده کنیم که بهترین تقدیرات را دریافت کنیم. لذا شما در دعاهایی که در ماه مبارک رمضان می‌خوانید دائماً به خداوند می‌گویید، هر روز هم این دعا وارد شده: خدایا از تو می‌خواهم آنچه که در شب قدر تقدیر می‌کنی «وَ تُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ» همه را می‌گویید «أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ» یکی از آن چیزهایی که می‌نویسی این را بنویس که من جزء حاجی‌ها باشم، اینجوری باشم... هر شبِ ماه مبارک رمضان در دعای افتتاح و بعد از افتتاح شما مدام چیزهایی را می‌گویید، می‌گویید خدایا این‌ها را برای من بنویسید، تقدیر کنید. این درخواست‌ها را دارید.

خلاصه ما باید در این شب‌ها بهترین درخواست‌ها را، تقدیرات را، به محضر مقدس امام زمانعلیه‌السلام ببریم، به محضر مقدس خداوند تبارک و تعالی ببریم، از خداوند بخواهیم که این چیزها را برای ما تقدیر کند، برای ما بنویسد، قدرهای زیبا، قدرهای خوب را بنویسد. پس این‌که در ایام مبارک ماه رمضان، چه در روز، چه در شب، دعاهای زیادی وارد شده و مدام درخواست‌های متعددی هست، دائماً بخاطر این هست که شما بتوانید شناسایی کنید که در این وضعیت بهترین تقدیرات را از خداوند تبارک و تعالی بخواهید. هرچقدر سطح معرفت انسان، آگاهی انسان بیشتر باشد و از بهترین تقدیرات بیشتر خبر داشته باشد، آن بالاترین‌ها را درخواست می‌کند و از خداوند برای خودش آن بهترین‌ها، باکیفیت‌ترین تقدیرات را می‌خواهد. ولی اگر آگاه نباشد تقدیراتی را که می‌خواهد و درخواست‌هایی را که می‌کند چیزهای ضعیفی است که معلوم هم نیست به دردش بخورد. تجربه ثابت کرده که انسان‌ها وقتی دعا می‌کنند، از خدا می‌خواهند یا حتی دعا نمی‌کنند، تلاش می‌کنند به هدف‌هایی برسند، بعد از مدتی از آنچه که به آن رسیده‌اند متنفر و پشیمان می‌شوند. حالا ما یک موقعی بی‌احتیاطی نکنیم شب قدر پایمان را در یک کفش کنیم که خدایا من این و.... را می‌خواهم، بعد وقتی خدا آن را به ما داد شش ماه بعد بگوییم عجب غلطی کرده‌ایم. ای کاش این را نمی‌خواستیم.

اهل دنیا چون شناخت خوبی از خودشان ندارند، معمولاً چیزهایی را می‌خواهند که بعد از یک مدت از آن چیزهایی که به آن‌ها می‌رسد صدمه‌های زیادی می‌بینند، آسیب‌های زیادی می‌بینند. مثلاً من با فلانی ازدواج کنم یا فلان نعمت گیرَم بیاید، وقتی گیرش می‌آید می‌بینید که آن کسی که با او ازدواج کرده یا آن چیزی که به او رسیده، (فلان شغل نصیبم شود یا فلان مدرک تحصیلی را بگیرم، فلان ارتقاء را پیدا کنم) وقتی به آن می‌رسد تازه می‌فهمد چقدر سرش کلاه رفته، همان عامل بدبختی او شده. ما الآن آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه‌مان (نه در کشور ما، در کره‌ی زمین این‌طوری هست) دو گروه از مردم مشکلات جسمی و روحی روانی‌شان و شکست‌هایشان بیشتر است. دو گروه، یکی پول‌دارها؛ هرچقدر سطح آسایش بالاتر رفته، آرامش کمتر شده. یعنی فشارهای روحی و ناآرامی در این دوتا قشر بیشتر هست. خیلی‌ها می‌گویند یک تقدیری شود ما به یک ثروتی برسیم، به یک پولی برسیم، شرکتمان موفق شود، کارخانه‌مان این‌جوری شود، بدبخت‌ترین آدم‌ها، پرمشکلات‌ترین آدم‌ها، مریض‌ترینِ آدم‌ها، این‌جور افراد هستند: کسانی که از آسایش بالاتری برخوردارند، یکی هم تحصیل‌کرده‌ها؛ آن‌هایی که تحصیلات بالاتری دارند، که قبلاً هم این را توضیح داده‌ام برای چه. چون هرچقدر این دوتا بیشتر می‌شود غفلت از اجزای شخصیتیِ بالاتر بیشتر می‌شود، هر چه شخص آسایشش بیشتر می‌شود از عوامل آرامش بیشتر فاصله می‌گیرد. هرچه تحصیلاتش بیشتر می‌شود از ابعاد بالاترِ شخصیتیِ خودش غافل می‌شود و بعد مصیبت‌ها، آسیب‌ها شروع می‌شود.

پس تحصیلات بد است؟ نه. ثروت بد است؟ نه، خیلی هم خوب است. چقدر هم ما در دعاها این را از خداوند می‌خواهیم. این‌ها هیچ بد نیست، ولی وقتی کسی به سایر بخش‌های وجودیِ خودش یا فرزند خودش معرفت ندارد، بچه‌هایش را، خودش را این‌جوری تربیت می‌کند که می‌آید در تقدیرات آن قَدَرهای پایین و پست را انتخاب می‌کند و تأکید می‌کند که به آن‌ها برسد، دعاها و حاجت‌هایش هم از همان‌هاست. کربلا می‌رود، مکه می‌رود، مشهد می‌رود، شب قدر دارد، نوع تقدیراتی که اصرار دارد دریافت کند و بگیرد چیزهای پایینی هست. وقتی دریافت می‌کند تقدیرات بالاتر را نمی‌خواهد، اصلاً در مخیله‌اش نمی‌آید، دوستشان ندارد، انسی با آن‌ها ندارد، درخواستی ندارد، اگر هم به او بدهند جذبی ندارد. حتی اگر بخواهند به او بدهند چون میلی ندارد، جذبی ندارد،‌ دریافت نمی‌کند. این پایینی‌ها را که دریافت می‌کند، چون از ابعاد وجودی بالاترش غفلت کرده آسیب‌هایش هم بیشتر می‌شود. تحصیلات و ثروت زمانی خوب است که شخص به سایر ابعاد وجودی خودش که معرفت داشته باشد، آگاهی داشته باشد و بعد به آن ابعاد هم برسد، آن ابعاد را تربیت کند، رشدش دهد، به غذای آن ابعاد برسد تا اگر تحصیلاتی، ثروتی، ‌نعمتی آمد به او ضرر نزند.

تعداد مرگ و میرهایی که از پرخوری هست، از کم‌خوری نیست. ما الآن یک میلیارد گرسنه در دنیا داریم، این‌ها به قدری گرسنگی‌شان شدید است که تعداد زیادشان از گرسنگی می‌میرند. اما تعداد افرادی که از سیری، از پرخوری می‌میرند خیلی بیشتر از کسانی است که از گرسنگی می‌میرند. پس نعمت هست، ثروت هست، لذت هست، ولی کشنده است. چون ظرفیتش را ندارند، افراد درست با آن برخورد نمی‌کنند، این نعمت جسم را نابود می‌کند، روح را هم نابود می‌کند. لذا بیشتر طلاق‌ها و بیماری‌های روحی، روانی، ناآرامی‌ها در این دو گروه است. ظاهراً وقتی به یک نفر بگویند که یک نفر پولدار است، تحصیلاتش بالاست، می‌گوید آدم خوشبختی است. ولی حقیقتاً این‌گونه نیست. مگر این‌که شخص به ابعاد وجودیِ خودش واقف باشد و دقیقاً بداند که اندازه‌ی خودش چقدر است، قَدَرهای خودش را به معنای واقعی بشناسد و روی قدرهایش کار کند. یعنی ابعاد مختلف شخصیتی خودش را، مراحل مختلف شخصیتی خودش را آگاهی داشته باشد و بعد با این آگاهی به همه‌ی ابعاد شخصیتی‌اش برسد. هم از خدا تحصیلات بالا بخواهد، هم ثروت بخواهد، هم مهم‌تر از تحصیلات و ثروت، چیزهای بالاتری که می‌آید تحصیلات و ثروت را مبارکش می‌کند و نمی‌گذارد که به ما صدمه بزند، آن‌ها را هم از خدا می‌خواهد.

ولی وقتی که از ابعاد شخصیتیِ خودش غافل باشد قدر خودش، اندازه‌ی خودش را نمی‌داند، وقتی نداند، شب قدر هم چیزی دریافت نمی‌کند. حتی اگر شب قدر بخواهند هم به او بدهند یا به او بگویند هم که بخواه، این چون نمی‌فهمدش درکی از آن ندارد، درخواستی هم ندارد، نسبت به آن میلی هم ندارد. برای همین یک شب قدر، دوتا شب قدر، سی‌تا شب قدر، چهل‌تا شب قدر، پنجاه‌تا شب قدر، به این آدم می‌گذرد، الآن پنجاه سالش شده، شصت سالش شده، ولی دریافت چندانی ندارد. رشد شخصیتیِ بالایی نکرده، قدرت زیادی ندارد. چرا؟ چون دریافت ندارد. چرا دریافت ندارد؟ چون آن موقع که داشتند تقدیرات را می‌نوشتند این میلی نداشته، معرفتی نداشته، خواستی نداشته که دریافت کند و این رفته چیزهایی را خواسته که وقتی حالا به آن رسیده می‌بیند چقدر عفونت دارد، چقدر چرک دارد، چقدر اذیت دارد، چقدر دردسر دارد، چقدر برایش گرفتاری دارد.

پس این مهم است که ما شب قدر چه چیزی را بخواهیم. ما اینجا جمع شده‌ایم، شوخی نیست، یک اجتماعی از مؤمنین، فرزندان اهل بیتعلیهم‌السلام، یک اجتماع مقدسی است از انسان‌های خوبِ زمین، در یک مسجد، در یک حسینیه جمع می‌شوند، حالا می‌خواهند از خداوند، از آسمان، از وجود مقدس امام زمانعلیه‌السلام درخواست کنند که بالاترین تقدیرات را بدهد. اگر ما تقدیرات را نشناسیم، ندانیم بالاترین‌ها چه هست، چه چیزی را می‌خواهیم دریافت کنیم؟؟ لذا وقتی می‌گویند من یک حاجتی دارم،‌ الآن نوعاً اگر یک کسی به شما بگوید شما مشهد رفتید، کربلا رفتید، خانه‌ی خدا رفتید من یک حاجت دارم، چه چیزی در ذهن شما می‌آید؟ چه حاجت‌هایی در ذهن آدم می‌آید؟ می‌گوییم این یا مریض دارد، یا مشکل اقتصادی دارد، یا مشکل ازدواج دارد، یا بالأخره مشکل زمینی، مشکل بخش‌های پایینی دارد. بنابراین این خیلی مهم است که اگر یک موقعی یک کسی به شما گفت من حاجت دارم، فرهنگ انسانیِ ما به قدری پیشرفت کرده باشد که فقط چیزهای مادی و طبیعی در ذهن ما نیاید. در ذهن ما تقدیرات انسانی بیاید، مسائل معنوی بیاید، مسائل انسانی بیاید، این‌ها بیاید.

پس دقت کنید؛ امشب شبِ اول هم هست، حالا فرصت داریم، إن‌شاءالله بتوانیم در این چند شب خودمان را برای دریافت بالاترین و بهترینِ تقدیرها آماده کنیم. من یکی دوتا روایت برایتان بخوانم، از وجود مقدس امیرالمؤمنینعلیه‌السلام، فرمودند: «لا معرفة کمعرفتک بنفسک» هیچ معرفتی بالاتر از این نیست که تو خودت را بشناسی. الآن قرار شد ما چه چیزی را بشناسیم تا بهترین‌ چیزها را دریافت کنیم؟ بهترین تقدیرات و اندازه‌ها را بشناسیم، ببینیم معصومینعلیهم‌السلام، اولیاء خدا، چه چیزی از خدا می‌خواهند که ما هم همان چیزها را بخواهیم. چون آن‌ها واقفند، آن‌ها به کل نظام خلقت احاطه دارند، ماده را می‌شناسند، برزخ را می‌شناسند، جبروت را می‌شناسند، بالاتر را می‌شناسند. حالا من امشب کنار امام زمانعلیه‌السلام قرار بگیرم، ببینم امام زمان برای خودش چه چیزی می‌خواهد؟ کنار اولیاء خدا قرار بگیریم بگوییم ما امشب چه چیزی از خدا بخواهیم؟ بهترین تقدیرات که هم دنیای ما را خوشبخت می‌کند، ما بتوانیم یک زندگیِ شاد، یک زندگیِ آرام، یک زندگیِ لذت‌بخشِ دنیایی و یک زندگیِ آخرتیِ خوب و بالاتر از آخرت داشته باشیم، چه چیزی می‌تواند باشد؟ هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت، این‌ها را بخواهیم. «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً»(سوره بقره، آیه201) از خدا چه چیزی بخواهیم که بهتر باشد؟

پس ما باید تقدیرات را بشناسیم، (تقدیر یعنی اندازه‌ها) قیمت‌ها دستمان باشد. اگر قیمت‌ها دستمان نباشد قیمت‌های پست را انتخاب می‌کنیم، سرمان کلاه می‌رود. چه کسی سر ما کلاه گذاشته؟ خودمان. چون نرفتیم قیمت‌ها را یاد بگیریم. مثل یک کسی هست که مثلاً در بازار قیمت‌های طلا یا در اتومبیل یا در قطعات آشنا نیست، همین‌طوری بی‌حساب و کتاب یکدفعه می‌رود در یک کالایی سرمایه‌گزاری می‌کند بعد سرش کلاه می‌رود. همین دیشب یک آقایی برای من تعریف می‌کرد، می‌گفت من رفته بودم درِ ماشین را درست کنم، به یک مغازه‌دار مراجعه کردم گفتم این قفل‌های ماشینِ من خراب است، یعنی وقتی دکمه را می‌زنم باز نمی‌کند، این را چکارش کنم؟ طرف به من گفت هر دری چهل هزار تومان من می‌گیرم درستش می‌کنم، هشتاد تومان می‌شود. حالا از تو پنجاه تومان می‌گیرم، سی‌ تومان به این تخفیف داده بود. این چون خودش آدمِ‌ زرنگی بود، قیمت‌ها دستش بود، نداده بود. گفت رفتم آنقدر گشتم تا یک قفل‌ساز خوب پیدا کردم، به قفل‌ساز گفتم این درِ ماشینِ من این‌جوری است، باز نمی‌شود، چکار کنم. گفت درها را باز کن، در روی خودِ در دوتا کلید هست، کلید را بزنی قفل‌ها باز می‌شود، حتماً قفل‌دست‌کاری شده. گفت خودم رفتم دوتا کلیدها را باز کردم، زدم دیدم درها باز شد، زدم باز و بسته شد، یک قران هم پول ندادم. شما نگاه کنید، آن طرف می‌گوید ماشینت را بگذار برو چند ساعت دیگه بیا من قفل‌هایت را درست می‌کنم، هشتاد هزار تومان، پنجاه هزار تومان به من بده. به یک کسی که بلد نیست پنجاه هزار تومان می‌دهد، قفل درهایش را باز می‌کند. آن طرف فکر می‌کند حالا با قفل‌های من چکار کرده؟! هیچ، درها را باز کرده، دوتا دکمه را تکان داده، تمام شد.

وقتی آدم تقدیر بلد نباشد، خودش را نمی‌شناسد، سرش کلاه می‌رود، نادانی سرِ ما کلاه می‌گذارد. «الجَهلُ مَعْدِنُ الشَّرِّ» جهل معدن همه‌ی بدبختی‌های انسان هست. «الجَهلُ أصْلُ كُلِّ شَرٍّ» جهل ریشه‌ هر فسادی هست. من نمی‌دانم چه کسی هستم، نمی‌دانم از کجا آمده‌ام، نمی‌دانم کجا زندگی می‌کنم، نمی‌دانم کجا می‌خواهم بروم، اندازه‌ها دستم نیست، آرزوهایم همه آرزوهای حیوانی و بچه‌گانه است. ای کاش فقط حیوانی باشد، گاهی وقت‌ها انسان‌ها از حیوان‌ها هم خیلی پایین‌تر آرزو دارند. اگر حیوانی باشد خوب است، چون حیوانات بهشت می‌روند، خیلی از آدم‌ها بهشت نمی‌روند، آرزوهایی می‌کنند که این آرزوها آن‌ها را به جهنم می‌رساند، آلوده می‌کند. چون قیمت دستشان نیست. پس آن چیزی که مهم است، چون شب شبِ قیمت است (شبِ قدر است، یعنی قیمت، اندازه) کسانی برنده هستند (الآن من و شما مثل کسانی هستیم که در یک بازار بورس رفته‌ایم، می‌خواهیم تصمیم بگیریم. در بورس دیده‌اید جمعیت‌ها چجوری جمع می‌شوند تلاش می‌کنند؟) قرار است بهترین تقدیرات را بدهند. تا چقدر؟ «»(سوره قدر، آیه3) بیشتر از هزار ماه می‌تواند در نامه‌ی عمل شما تأثیر بگذارد.

فقط کسی که اندازه دستش هست متوجه می‌شود بیشتر از هزار ماه یعنی چه. گاهی وقت‌ها انسان یک ساعت عمرِ دنیایی را چنان استفاده می‌کند که چند میلیون سالِ آخرتی به نفعش می‌شود و گاهی وقت‌ها در این یک ساعت یک گندی می‌زند که چند هزارسال در آخرت گرفتار می‌شود. می‌بینید اندازه چقدر است! با یک ساعتِ دنیا می‌شود میلیون‌ها سالِ آخرت را خرید. حالا خدا می‌گوید من در این شب‌ها یک چیزی به شما می‌دهم که بیشتر از هزار ماه است، بالاتر از هشتاد سال، چقدر بالاتر هست را دیگر خدا آخرش را نبسته. چقدر بیشتر از هزار ماه؟ نمی‌دانیم چقدر است. فقط خودِ خدا می‌داند. چه کسی باید این را مشخص کند؟ می‌گوید بنده‌ها باید مشخص کنند که چقدر می‌خواهند بهره‌برداری کنند. الآن من و شما جاهلانه وارد شب قدر شویم، اندازه‌ها را بلد نباشیم، نوع درخواست‌هایمان، حاجت‌هایمان، یک چیزهای پستِ کوچکی باشد، سرمان کلاه می‌رود. پس آن چیزی که مهم است این است. ببینید علیعلیه‌السلام فرمود هیچ معرفتی بالاتر از معرت نفس نیست. حالا الآن من باید قیمت چه چیزهایی را بدانم که بتوانم بالاترین درخواست‌ها را کنم، بالاترین تقدیرات را داشته باشم؟ قیمت خودم را باید بدانم، باید بدانم من چقدر می‌ارزم؟ چقدر ارزش دارم؟ لذا امام باقرعلیه‌السلام فرمود «لا مَعرِفَةَ کَمَعرِفَتِکَ بِنَفسِک» هیچ چیز بالاتر از این نیست که تو بفهمی چه کسی هستی و قیمتت چقدر است؟

اگر فهمیدی چه کسی هستی و قیمتت چقدر است، آن موقع هست که شبِ قدر، به قیمت واردِ بورسِ قیمت‌ها می‌شوی. شوخی نیست «»(سوره قدر، آیه4) تمام فرشته‌ها می‌آیند و روحسلام‌‌الله‌علیهم‌اجمعین هم می‌آید تا یک سالِ (کل ما سوی الله) غیر از خدا هرچه که هست حساب می‌شود. این شب خیلی عظمت دارد، لذا ما نمی‌فهمیم. می‌گوید «وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ» چه کسی می‌فهمد شب قدر یعنی چه؟ چه کسی قدرِ شب قدر را می‌داند؟ چقدر این شب قدر عظمت دارد. چه کسی می‌تواند این را بفهمد؟ کسی که خودش را بشناسد. شما برای شناختن هر قدری اول باید خودت را بشناسی تا بتوانی قدرِ همه‌ی موجودات را بشناسی. چرا؟ شما می‌خواهید هر قیمتی را پیدا کنید، الآن می‌گویی می‌خواهم قیمت فلان چیز را پیدا کنم، می‌گویند کاری ندارد، شما مثلاً در اینترنت بزن، با فلان شرکت تماس بگیر، قیمت‌ها را به تو می‌دهد. ما بخواهیم قیمت «كُلِّ أَمْر» را بفهمیم باید کجا بفهمیم؟ «كُلِّ أَمْر» شوخی نیست. چون می‌گوید «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» من چطوری می‌توانم کل قیمت‌ها را به دست بیاورم تا روی بهترینش دست بگذارم؟ می‌گوید فقط خودت. دست روی خودت بگذار، همه‌ی قیمت‌ها از تو درمی‌آید. تو حتی اگر بخواهی قدر خدا را هم بدانی، خدا را بشناسی که خدا چیست، می‌گوید اول خودت. «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه» دیگر بزرگ‌تر از خدا که ما نداریم، بخواهی الله را بشناسی، از الله به پایین هم هرچه را بخواهی بشناسی، فقط روی خودت کار کن. قیمت‌های خودت دستت بیاید الله را می‌شناسی.

آنهایی که بدون نفس خودشان رفتند الله‌شناسی کردند، واقعاً الله‌شناسی‌هایشان به درد نمی‌خورد، ضعیف است. بله من می‌توانم بگویم این کره‌ی زمین دارد می‌چرخد، چه کسی می‌چرخاندش؟ یک کسی قدرت قاهره‌ای دارد، این را می‌چرخاند. منظومه‌ی شمسی، کهکشان راه شیری، کیهان‌، برای چرخاندن این‌ها و اداره‌اش باید قدرت داشته باشد. آن کسی که احاطه بر این هست، به گیاهان، به درختان، به زمین، به همه چیز، به آن قدرت قاهره الله می‌گوییم. به این حرف درست هم هست، چه کسی می‌شناسد؟ چه کسی این‌ها را اداره می‌کند؟ خدا. درست هم هست. ولی آن اللهی که تو از خودت می‌شناسی با اللهی که صرفاً‌ معادله‌ی ریاضیِ‌ عقلانی می‌کنی و می‌گویی خالق کل شیء هست، خالق کل شیء یکی از اسم‌هایی هست که شما در جوشن کبیر می‌خوانی. این هزار اسمی که شما در جوشن کبیر می‌خوانی همه‌ی اسم‌های خدا نیست، خدا خیلی اسم‌های بیشتر از این دارد. آن چیزی که خیلی مهم است (خواهش می‌کنم به آن توجه کنید) این هست که این اسم‌هایی که شما در جوشن کبیر می‌خوانید اسم‌های خودِ شما هم هست، فقط اسم‌های خدا نیست. تو چندتا اسم داری؟ چندتا توان داری؟ چندتا قدرت می‌توانی داشته باشی؟‌ اسم‌هایی که هست را بشمار ببین اینجا چه خبر است، آدم تا کجا می‌تواند رشد کند.

تا قیمتت دستت نیاید نمی‌توانی از شب قدر امسال، سال دیگر، ده سالِ دیگر، پنجاه سالِ دیگر و صد سالِ دیگر خوب استفاده کنی. دنبال این باشیم که قیمت‌ها دستمان بیاید، به قیمت‌ها،‌به تقدیرات شناخت پیدا کنیم، فکر کنیم، تا این فکر انجام نشود ما متحول نمی‌شویم. لذا فرمود بهترین کار در شبِ‌ قدر فهم است. شما فکر کرده‌اید جوشنِ‌کبیر است؟ صد رکعت نماز است؟ نه. دعای کمیل خواندن است؟ نه. قرآن سر گرفتن است؟نه. همین چند دقیقه‌‌ایست که می‌نشینید فکر می‌کنید. امام جوادعلیه‌السلام فرمود «القَصدُ إلَى اللّهِ تعالي بِالقُلُوبِ، أبلَغُ مِن إِتعابِ الجَوارِحِ  بِالأعمالِ» این که انسان با فکرش به سمتِ خدا حرکت کند، قلبش راه بیافتد، خیلی زودتر می‌رسد تا این‌که بدنش را در عبادت به زحمت بیاندازد. مدام عبادت نه، فکر. شب قدر جمع شویم فکر کنیم که این قدر یعنی چه، معنایش چیست؟ ملائکه برای چه نازل می‌شوند؟ روح برای چه می‌آید؟ «من كُلِّ أَمْر» چیست؟ به چه کسی نازل می‌شوند؟ اصلاً این‌که ما دور هم جمع می‌شویم داستان چیست؟ این که می‌گویند در این سه شب جمع شوید بلکه بتوانید یک چیزی دریافت کنید، بیدار بمانید که سرتان کلاه نرود، نروید بخوابید،خواب نمانید، بیدار باشید که بتوانید بهترین چیزها را دریافت کنید.

وقتی من نمی‌دانم قیمتم چیست، سه شب هم جمع شوم، این سه شب مدام بروم یک گوشه‌ای هم گریه کنم، برای این است که ما بنشینیم گریه کنیم و روضه خوانیم؟! نه، روضه خواندن، عزاداری، توسل یک عبادت است، این‌ها خوب است. بعضی‌ها فقط دوست دارند یک جایی بروند که یک کسی بتواند مدام گریه‌شان بیاندازد. می‌گوید مجلس خیلی باحالی بود، ما توانستیم دو ساعت گریه کنیم. نه. بالاتر از همه فهم ماست. این‌که ما بفهمیم، قلبمان و روحمان راه بیافتد. إن‌شاءاللّه امشب در جلسه دوم می‌خواهم برایتان راجع به این صحبت کنم که تقدارات ما چه چیزهایی هست، قیمت‌ها چه چیزهایی هست. یک مقدار بیشتر با آن آشنا شویم. تا آشنا نباشید روحتان نمی‌تواند دریافت کننده باشد. یعنی حتی وقتی امام زمان همین‌طوری هم بیاید به شما بدهد نمی‌توانید آن را بگیرید، پَسش می‌زنید. پس اول باید یک معرفتی پیدا کنیم تا امشب روی قشنگ‌ترین تقدیرات دست بگذاریم. در این شب‌های قدر بالاترین قدر گیرِ همه‌ی ما بیاید.