جلسه 054 - آموزش دین
شماره جلسه
54
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 054 - آموزش دین

امشب بحث دو قسمت هست، یک قسمت بحث هفته گذشته، یک قسمت در باره با عید سعید غدیر که در آستانه او قرار داریم. در مورد بحث هفته گذشته که در باره نگاه بود. عرض شد که محسوسات انسان موادی هستند برای افکار انسان و افکار انسان سازنده روح و عمل انسان هستند و انسان به سمت ابدیت با روحش حرکت می کند.نوع زندگی انسان در جهان آخرت بستگی به آن روحی است که باقی تهیه می کند بستگی به استعداد های وحی دارد چه مثبت و چه منفی و در جلسه گذشته عرض شد که تغذیه که انسان از طریق حواس می کند چقدر تاثیر دارد در نوع استعداد هایی که روح تحصیل می کند و به خاطر همین تاثیر خیلی زیاد هست که اسلام در تماس با محسوسات و بهره برداری از هر چیزی یک سری باید ها و نباید ها قرار داده چرا؟چون محصولی که می خواهیم بسازیم محصول مهمی است همان طور که هر نوع تربیتی به بایدها و نبایدها دارد شما می خواهید تربیت بدنی بکنی در ورزش یکسری باید ها و نبایدها دارد تربیت معلم می خواهی بکنی یکسری بایدها و نباید ها دارد در هر رشته که می خواهید یک خطی می خواهید تمرین کنید یکسری بایدها و نبایدها دارد یک هنری را می خواهید تحصیل کنید. یکسری بایدها و نبایدها دارد.آزاد است انسان بسته به آن کمالی را که انتخاب می کند بایدها و نبایدهایی رو به روست. یک محدودیت ها دارد، محصول چیز مهمی است محصول یک روح است که می خواهد یک حیاتی را به صورت ابدی طی کند و بگذارند این روح باید ببینی چه توانهایی باید داشته باشد. برای همین خداوند تبارک و تعالی تمام ورودی این روح برایش شرایطی گذاشته آنچه که وارد روح می کند.

« و ینظر الانسان الی طعامه» در قرآن فرمود انسان باید به طعام خودش نگاه کند و طعامش منظور حضرت، فرمود علمی است که انسان تحصیل می کند بعد دقت کنید ورودی ها چی هستند هر چیزی را حق ندارد وارد کند ورودی روح در انسان چی هست به صورت واقعی ابتدائی؟ حواس پنجگانه هستند و باید روی این حواس خیلی تکیه کند که از طریق حواس چه چیز هایی می روند و روح را می سازند.

بحث مان در باره دیدنی ها بود که مطالبی را چند جلسه خدمت تان عرض کردیم امشب بحث مان هم در باره دیدنی هاست ولی با یک ویژگی خاص و آن این هست که به ما فرمودند اگر این قاعده است اگر انسان بخواهد غذای طیب بخورد مجرایش حتماً باید مجرای تمیزی باشد، آلوده نباشد. اگر مجرایش آلوده باشد و آن غذا هم طیب باشد باز هم آلوده می شود اگر انسان غذایی خورده باشد و مسموم شده باشد و معده اش آلوده شده باشد غذای طیبی که بخورد باز هم آلوده است.یعنی وقتی آن غذا را بخورد بخاطر اینکه آن مواد آلوده کننده هست. امروزه چی می کنند؟ امروز بیمار را به مطب دکتر می برند شستشو می دهند معده را یا یک چیزی می دهند تا مواد مسموم را خارج کنند، بالا بیاورد برگرداند تا پاک بشود. در مباحث که در باره ی فلسفه ی روزه گفتم آنجا هم هست.درباره فلسفه روزه این همه محدودیت هایی که ما داریم این هست. خداوند ما را از همه غذا های حرام باز داشته از حلال ها هم بازداشته حلال هایی که مربوط به بدن ماست جنبه ی حیوانی دارد و فرمود خیال تان هم روزه باشد نه تنها بدن تان روزه است خیال تان هم باشد وهم تان هم روزه باشد.یعنی فقط در حد جسم نباشد و خدا می خواست همه مجرای حیوانیت ما را دربند بکشد در ماه مبارک می خواست محدود کند چرا؟ چون دهان بستی دهان باز شد. یعنی چی؟ یعنی خداوند تبارک و تعالی با وضع یکسری محدودیت ها این محدودیت هایی که ما در ماه مبارک داریم روی چه بعدی از ما سوار هست چه بعدی از اعمال ما تعلق می گیرد.

بعد حیوانی ما تعلق می گیرد بعد گیاهی ما را کنترل می کند این را و چه چیزی آزاد می شود. جهان بینی انسانی آزاد می شود برای تغذیه آنجا، لذا انسان میهمان خدا می شود در ماه مبارک. چرا؟ چون ورودی های حیوانیتش را و بُعد گیاهی را بسته است وقتی ورودی ها را بست ابعاد انسانی می تواند تغذیه کند.

بحثش را مفصل در چند جلسه طرح کردیم و بحث مفصلش در کتاب پرتوی از اسرار روزه گفته ایم البته نه آنقدر که اذیت کند خواننده را امشب بحث ما در باره ی دیدنی ها همین طور است. به ما فرمودند: که اگر چشمان را از آن چیز هایی که نباید ببینید باز دارید چیزهایی را می بینید که دوست دارید ببینید آن موقع یک چیز های دیگر را می بینید اگر باز دارید یعنی اگر چشم تان را عادت دادید که حرام نبیند، آلوده نبیند خداوند چشم تان را باز می کند بر چیزهایی که دیگران نمی بینند عبارتی که روی تخته است از نبی اکرم (ص) است.(غضوا ابصارکم ترون العجائب) چشم های تان را پایین بیندازید تا چیزهای عجیب ببیند. یعنی می گوید نبینید تا ببینید چه نبینید؟ چیزهایی که نباید ببینید چیزهایی که مضر است برای انسانیت انسان. برای سلامت انسان. غضوا یعنی چشم فرو انداختن غضوا، یعنی چشم فروبستن غضوا یعنی چشم پایین انداختن. چشم های تان را پایین بیندازید تا چیزهای عجیب ببینید حالا نمونه عالم خیال عالم بیداری اند.عالم خیالش این است افرادی که یک مدت پاکسازی می کند چشم شان را از نامحرم یا چیزهایی که نباید ببینند و تغذیه آلوده نمی کنند. اینها طهارت خیال پیدا می کنند. وقتی طهارت خیال پیدا کردند در خواب خیلی چیزها را می بینند مثلاً دوست دارد معصومی را در خواب ببیند، می بیند.

با یکی از ائمه که دوست دارد زیارت می کند به کرات ملاقات می کند، به خواسته خودش می رسد. بعضی ها دعاهایی خواندند که معصومین را ببینند ولی مجرا را خواب کردن، آلوده کردن، لازم نیست این همه دعا بخوانی بلکه مجرا را درست کنید وقتی خیال را پاک کنی. خیال از چه طریقی پاک می شود؟

اینکه مجرای خیال را پاک کنی مجرای خیال چشم است. انسان همه صوری که دارد قبلاً سابقه محسوس داشته و الان خیال دارد می تواند خیال کند انسان قبل از اینکه چشمش کار کند صورتی ندارد وقتی مجرای خیال را پاک کرد در عالم رویا که خواب است خیلی چیزها را می بیند چرا؟ چون پاک کرده خدا به او کمک کرده، چه بسا در بیداری ببیند چیزهایی که دیگران نمی بینند. چرا؟ چون چشم را پاک کرده آلوده نیست که نبیند. محروم باشد و اصلاً خداوند انسان را نیافریده که محروم باشد، ما ها خیلی بی خبر هستیم. خیلی صداها هست که در این جهان که ما نمی شنویم خیلی دیدنی ها که ما نمی بینیم این بخاطر این است که حجاب خود ما هستیم و آلودگی از خود ماست که نمی توانیم ببینیم و بشنویم این بحث فقط در رابطه با چشم نیست انسان هر حسی را که طهارت به آن بدهد یک مدت جلوی آلودگی را بگیرد فعال می شد آن حس.چیزهایی را حس می کند که قبلاً حس نمی کرده و دیگران هم حس نمی کنند چیزهایی می بیند که دیگران نمی بینند یعنی به یک دنیای دیگر راه پیدا می کند به خاطر طهارتی که دارد موضوع این است که ما هوس داریم یعنی چشم مان را دوست داریم به امور حیوانی ببخشیم و از خیلی چیزهایی که باید ببینیم محروم می شویم.گوش مان هم همین طور به چیزهایی که نباید بشنویم، حرام، لهو و لعب، گوش می سپاریم بعد چیزهایی دیگر نمی توانیم بشنویم. دیو چو بیرون رود فرشته در آید. باید این دیو را بیرون کنیم یک مدت طهارت گوش، طهارت چشم بسته نباید انسان اینها را انجام بدهد برای اینکه ببیند بلکه انسانیت انسان تولد سالم انسان مستلزم همین طهارت است.

ما برای انسانیت می کنیم غیر از این نباید انجام بدهیم و همه این دیدن ها و شنیدن ها مثل اینکه انسان گندم بکارد و کنار گندم کاه هم گیرش می آید ولی اینها که هدف نیستند هدف این است که ما روح مان را سالم کنیم که به هدف به ارزش نهایی خودش برسد.

(غضوا ابصارکم ترون العجائب) چشم های تان را پایین بیندازید تا چیزهایی عجیب ببینید. می گویند یکی از بزرگان نشسته بود تنها بود چند نفر آمدند پیشش، و کنار شان نشستند، گفتند: آقا تنهایی؟ فرمودند: نه حالا که آمدید تنها شدم. یعنی وقتی شما آمدید تنها شدم تنها نبودم این طوری است که آدمی که طهارت دارد در تنهایی اش تنها نیست. در تنهایی اش هم در دنیایی از ارتباطات هست.

همه شئون انسان همه این طور است در خیال و وهم انسان وقتی از آلودگی مصون نگه می دارد معادل آنها از عالم دیگر نصیب انسان می شود اگر جلوی غذای آلوده اش را گرفتی آن وقت چیزهای دیگری گیرش می آید و رشد می کند انسان همه شئونش این طوری است.

این روایت از نبی اکرم (ص) بود. یک روایت هم از امیرالمومنین (ع) بخوانیم. (معتصم احدٌ بمثل معتصم بغض البصر فانّ البصر لا یغضوا المحارم الله الاّ و قد سبغ الا قلبه مشاهدة العظمه و الجلال و سئل امیرالمومنین (ع) علی بن ابی طالب (ع) بما یستعان علی غمض البصر فقال الخمود تحت السلطان مطلع ای ستره».اعتصام برای چه انسان می کند؟ اعتصام یعنی به حبل و ریسمانی. برای چه می خواهد؟ برای اینکه خودش را به جایی برساند دست آویزی برای خودسازی خودش بالاتر از فروانداختن چشمش ندارد. یعنی کنترل چشم. اگر دقت کرده باشید بسیاری از دل مشغولی ها برای دیدن های ماست، هوسها، وقت گذرانی ها، عمر تلف کردن ها، میل ها، حتی حرف زدنها، منشأش به چشم بر می گردد.اول دیدیم بعد به خیلی از حالات وا می دارد. ادامه روایت حضرت می فرماید: این طور است که هیچ چشمی از محارم فرو بسته نشد مگر که مشاهده جلال و جمال الهی نصیب قلب او شود این همان غضوا ابصارکم ترون العجائب. چشم های تان را ببندید چیزهای عجیب ببینید کسی چشمش را از محارم فرو ببندد خدا نصیب چشمش می کند مشاهده جمال و جلال الهی را.اما اگر انسان هوس باز بود و فقط جنبه های حیوانی و گیاهی دارد همین می شود دیگر ما نباید انتظار داشته باشیم خیال مان طاهر باشد دیگر کسی نگوید من خیال بد به سرم می زند حتی سر قرآن، نماز و سر دعا چون ما غذای دیگر غیر از این ما به آن ندادیم هر غذا اثر مخصوص خودش را می گذارد شما نمی توانید یک غذایی بخورید یک اثر دیگر داشته باشد، گرمی بخورید اثر سردی داشته باشد و بالعکس و یا شور بخورید اثر دیگری بخواهید، شور، شور است. اصلاً ما تغذیه دیگری نکردیم نمی توانیم کنترل کنیم هر وقت می خواهیم کاری کنیم فکر های بد به سر مان می زند بعد در باره مشکلات ادا در می آوریم. و بیشتر حرف می زنیم می گوییم دوست تان داریم. از حضرت سوال کردند، این کار مشکل است. از چه چیز کمک بگیریم تا چشم مان را به کار بیندازیم.

حضرت فرمود: به یاد داشته باشید در محضر کسی هستید که همه چیز شما را می داند و آن چشم شما را می اندازد پایین. یعنی انسان وقتی یادش بماند یکی یا چند نفر دارد می بینندش، در محضر خداوند، در محضر امام زمان (عج) این ملائکه همراه انسان هستند. خوب است انسان به این ملائکه عادت کند نماز صبح، اذان صبح که بیدار می شود به این ملائکه سلام کند. این سلام کردن شما خیلی تاثیر دارد آدم کم کم عادت می کند به این که خودش را در محضر ببیند دیگر در تنهایی خودش را تنها نمی بیند صبح ها سلام کنید.شب بیدار می شوید سلام کنید بدانیدکسی بالا سر شما هست شما وقتی بیدار می شوید پدر و مادر تان بالاسرتان هستند، یا دوست تان، سلام می کنید. مشکل ما این است که نمی بینیم ولی هستند سلام کنید. دوستانه، مهربانانه، مغرب ملائکه عوض می شوند مجدد سلام کنید هم به اینها و هم به همه ملائک. و این به ما رفته رفته تقویت می کند، ما را.ما در محضر هستیم، این طور نیست که ما را کسی نبیند. و شما باید اگر می خواهید چشم تان را پایین بیندازید بدانید، تنها نیستید. انسان جلوی یک فرد مقدس که دارد می بیند و انسان ازش حساب می برد چشمش هرز نمی رود با ولع و طمع این طرف و آن طرف را نگاه نمی کند چون نگاهش می کند خودمان را این طوری در محضر امام زمان (عج) ببینیم. می فرماید: از این کمک بگیرید اینکه در محضر کسی هستید که از همه چیز شما درون شما مطلع است.

(یعلم خائنة العیون و ما تخف صدرو) خیانت چشم (حتی خیلی سریع) و آنچه قلبها از دیگران پنهان می کند خدا می بیند خیلی وقت ها انسان از خودش هم مخفی می کند از اینکه نفس لوامه آگاه نشود، کلاه می گذارد سر خودش، یعنی نفس کاری می کند که وجدان نفهمد چون وجدان اگر بفهمد انسان را اذیت می کند. یکی از بهترین کلاهها پناه بردن به مقدسات است که خیلی ها در قالب اعمال مقدس کاری می کنند. وجدان شان باخبر نشود. یک عمر گول خوردن اسلام ارزش دارد.

آیا اینها برای نفس چرانی نیست. کافی است. یک شعر برایتان می خوانم بعد درباره عید غدیر این داستان که میگویم در رابطه با بحث امشب است. اگر در مناسبتهای دیگر خواندم در جای خودش داستان در رابطه با عاشقی است که معشوق او را از بام افکند یعنی حکایت آقایی است که عاشق خانم که خانم این آقا را از پشت بام پرت می کند حالا داستان چی و چرا پرت کرد؟

« بر لب بامی یکی عاشق نشست دیده بر دیدار آن معشوق بست

محو شد در یار و از خود بی خبر گفت معشوقش که آن سو کن نظر

بین جمال آن نگار نازنین کن تماشا قدرت حسن آفرین

داشت معشوقه نگاه می کرد گفت ببین در کوچه از من زیباتر دارد رد می شود، بقول معروف گفت: من که زیبای ندارم، عددی نیستم.

خوبرو گر اوست پس من چیستم؟ بلکه او گر هست پس من نیستم

عاشق مسکین نظر آن سو فکند تا ببیند آن نگار ارجمند

دست زد معشوقش افکندش ز بام گفت رو رو عاشقی بر تو حرام

نام عشق و عاشقی بر خود منه تو هوس ناکی سرت بر خاک نه

گر تو بر من عاشقی ای بی وفا من برابر بودمت نی از قفا

این آقا که رویش را کرد آن طرف که تیکه ای بهتر ببیند این خانم هولش داد پرتش کرد پایین. گفت تو اگر من را می خواهی چرا رویت را کردی آن طرف.عین همین معامله را ما با خدا و ائمه می کنیم یعنی ادعای عاشقی که الحمدلله نمی کنیم یعنی وضع مان بهتر است. در این فاز ها هم که نمی افتیم که یک موقع محبت و ذکرش و همه اش را گذاشتیم کنار. به ما نمی آید که اینها را دوست داشته باشیم بعضی وقت ها که در مشکلات گیر می کنیم ادا در می آوریم و می گوییم دوست تان داریم و چنین و چنان.

وقتی مشکل حل می شود، قرآن می گوید وقتی اینها مشکلات شان حل می شود طوری می روند که انگار اینها نبوده اند که ما را می خواندند این ترجمه ی آیه است انگار اینها نبودند که ما را صدا می کردند

اگر تو بر من عاشقی ای بی وفا من برابر بودمت نی از قفا

نه بازاری و هر جا هستی، یعنی تو بازاری هستی یعنی هر جایی هستی یک دل داری و صد دله هستی. از قفا در جستجوی که هستی.

چون تو هر جایی، برو در خاک باش دفتر عشق از نشانت پاک باد

چون هوس ناک است چشمت کور به از جمال نازنینان دور به

دیده ای کو خواست بیند دیگری نیست لایق تا رخ ما بنگری

دیده ای کو دید جز دیدار ما کی سزاوار است بر رخسار ما

دیده چون هر زشت و زیبا بنگرد کسی سزد بر چهره ی ما بنگرد

تا بخون دل نشویی دیدگان نیست محرم بر جمال دلبران

گوش از آن آواز بهره ور نشد از حدیث دیگران شاکر نشد

تا ز نام غیر او عبد کم نشد نام او را هم زمان محرم نشد

زبان هم همین طور هست تا ذکر دیگران را از دهانش ننداخته نمی تواند ذکر هایی که باید بگوید، بگوید. فکر می کند ذکر همین طوری است تا بخواهد بگوید نمی تواند. اجازه نمی دهند اسم صاحب الزمان (عج) را بیاورد. این طور نیست ذکر گفتن هم همین طوری باید عادت کنیم.

ذکر باطل نگوییم «یار بس نازک مزاج است و غیور» یار خیلی نازک مزاج است زود به او بر می خورد طرف کس دیگری بروی.

یار بس نازک مزاج است و غیور غیر او از محفل خودساز دور

دیده از دیدار جز او کور کن پس ز روی نور او پر نور کن

پنبه نه در گوش خود اندر صدا بشنو آنگه نغمه های دلربا

عین همین صحبت که حضرت فرمود در باره چشم، مرحوم نزاقی در باره گوش می گوید.

پنبه نه در گوش خود اندر صدا بشنو آنگه نغمه های دلربا

جز نام او زبان کوتاه کن خویش را پس همزبان شاه کن

گر دل از جز یاد او خالی کنی مخزن انوار اجلالی کنی

صفحه ی دل را که دیوان صفاست بین دست عالم قدسش قضاست

رفت و رو کن از جنس و خاک جهان پاک سازش از خیال این و آن

مسند افکن در آن آنگه ببین شاه خوبان را در آن مسند نشین

این مسئله که تا این دهان بستی دهانی باز شد دهان هر شأنی را که بستی دهانش به نحو دیگری باز می شود. این بسته به این که ما چقدر سنخیت ایجاد می کنیم. با خودمان در رابطه با آن چیزهایی که می شود استفاده کرد و غذایی انسان هست خوب دوست داشتم مبحث را مفصل تر بگویم ولی باید در باره غدیر گفت و در آستانه عید الله اکبر هستیم. که نبی اکرم (ص) فرمود: غدیر بالاترین عید امت من است.

علی (ع) فرمود: خداوند در غدیر به اعمال چند برابر پاداش خواهد داد این مهم نیست که بزرگترین عید مسلمان هاست این مهم است که چرا بزرگترین عید است؟ رمزش کجاست؟ غدیر واقعه اش چه بوده؟ غدیر خم مکانی است که در آن مکان در حجتة الوداع سال 10 هجری نبی اکرم (ص) علی (ع) را به دستور خداوند تبارک و تعالی به جانشینی خود منصوب کرده قبل از اینکه اعلام کند این آیه آمده بود که :

(یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک و فان لم تفعل فما بلغت رسالتک) توجه کنید. ظرافت کار را می فرماید: ابلاغ کن آنچه که به تو گفته شده که اگر ابلاغ نکنی رسالت را انجام ندادی یعنی 23 سال زحمتت هدر می رود یک مقدار به 23 سال زحمت پیامبر دقت کنید.

23 سالی که حدوداً 80 جنگ رخ داده، شهدا، اسرا، جانبازان زیادی بوده چه افرادی یتیم شدن چه زنهایی که بیوه شدند، چه فشار هایی که پیامبر و مسلمانان تحمل کردند می فرمایند همه اش تلف شده هدر رفته است. ارزشی ندارد رسالتت را انجام نداده ای حضرت می آید چی بیان می کند در غدیر؟ ولایت علی ابن ابیطالب را بیان می کند. ای مردم آیا من اولی بر شما نیستم نسبت به خود شما (ان نبی اولی بالمومنین با لانفسهم) یعنی نبی اختیار جان مومنین را دارد حضرت فرمود این گونه نیست گفتند: بله، و بعد اتمام حجت کرد که چنین و چنان بعد اعلام کرد (من کنت مولاه فهذا علی مولاه) هر کس من مولای او هستم می گیرد این علی مولای او است همین علی که من دستش را گرفتم و بعد دعا می کند( اللهم والِ من والاه و عادِ من عاداه) خدایا دوست بدار هر که او را دوست می دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن می دارد.(اللهم نصر من نصر و خذل من خذله)خدایا یاری کن هر که علی را یاری می کند و ذلیل کن هر کس که به دنبال ذلت علی است. این گونه دعا می کند و ادامه دارد. بعد از واقعه غدیر چند اتفاق می افتد اول اینکه این آیه نازل شد. (الیوم اکملت لکم دینکم) و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم اسلاماً دیناً) به این سه تعبیر توجه کنید (الیوم اکملت لکن دینکم) امروز دین شما را تکمیل کردیم لذا در زیارت خود حضرت می خوانیم در غدیر امروز روز کامل شدن دین است و روز تمام شدن نعمت می فرماید:

امروز دین تان را کامل کردیم یعنی تا قبل از اعلام این دین تان کامل نبود یعنی قبل از اعلام ولایت علی ابن ابیطالب (ع) امروز دین را برای شما کامل کردم یعنی یک خدا هر چیزی که می تواند برای بنده اش فرو بفرستد، فرو فرستاده آنچه که لازم برای شما برای بنده اش یعنی نه از آن جهت که حیوان است نه از آن جهت که گیاه است از آن جهت که بنده است از جهت انسانیت از آن جهت که اشرف مخلوقات است ( و رضیتُ لکم اسلاماً دیناً) امروز راضی شدم اسلام دین تان باشد یعنی چی؟تا به الان راضی نبودم یعنی من بدون علی (ع) بدون ولایت علی (ع) دین را قبول ندارم. از خود نبی اکرم (ص) به امیرالمومنین (ع) فرمودند: بعد از من امت به 73 فرقه تقسیم می شود که فقط یکی از آنها حق است آن شیعه است تو هستی و پیروانت و بقیه اهل گمراهی و باطل هستند.دینی که علی (ع) دینی را راضی به آن نیست. خدا قبولش ندارد و دوستش هم ندارد خوب حالا باید دید چرا خدا بدون علی (ع) دینی را راضی به آن نیست خلیل جمله بلندی است خود نبی اکرم (ص) می فرمایند: (الحق مع العلی و علی مع الحق) اولاً ملازم است حق و علی (ع) را می گوید یعنی غیر علی (ع) باطل است حق با علی (ع) علی (ع) با حق.

یعنی دو طرفه است. دعا این است (اللهم اَدِر الحق حیث دار العلی (ع)) خدایا هر جا علی است حق هم همان جا باشد ما یک وقت دعا می کنیم می گوییم خدا انشاءالله به راه راست هدایتت کند یعنی اهل راه راست است تو را خدا به راه راست برساند یک موقع می گویید صراط آنجا باشد که تو هستی می فرماید: خدایا حق را جایی قرار بده که علی (ع) آنجاست.

نمی گوید خدایا علی (ع) را به حق رهنمود کن می داند حق علی (ع) است، و علی با (ع) حق. می فرماید: (ادر الحق حیث دار العلی (ع)). حق را بگردان آنجا که علی (ع) می گردد. این خیلی خوب است از جهت ارادت ما به علی (ع) که بدانیم و حتی حادثه دوم که انتخاب افتاد که برای تان عرض می کنم اما مهم تر از آن چرای قضیه را بدون اما آیا قضیه زوری است خدا خوشش می آید عشقش کشیده یک نفر محبوب کند بعد اینقدر از او تعریف و تمجید کند مثلاً رابطه شخصی بود علی (ع) یک خصوصیتی داشته خوشش آمده بعد گفته بخاطر این می آیم هول تو می گیرم اما اگر واقعیتی هست اصلاً حقیقت نظام هستی این است دو تا مسئله است.

آیا در جهان واقعیت جهان این طوری است؟ و یا اینکه یک قضیه زوری باید بپذیریم. بحث تخصصی اش را عرض کردم در مباحث معرفت نفس انتهای بحث شیطان و صور مقدس اثبات معرفت نفسش را وجود شناسی اش را آنجا کردیم که امشب مختصر یک بحث می کنیم.

اول برویم به داستان بعد از اینکه نبی اکرم (ص) این عمل را انجام داد و حضرت را معرفی کرد مردم آمدند بیعت کردند، توجه بفرمایید این روایت (من کنت مولاه فهذا علیُ مولاه) بسیاری از روایت دردست برادران اهل سنت هست یعنی بیش از 100 سند دارد این روایت جز حدیث های متواتر است یعنی غیر قابل انکار است هیچ مورخ محدثی هیچ آگاه به دینی نمی تواند انکارش کند اگر کسی انکار کرد خودش را مسخره کرده اینقدر این روایت نقل شده وضوح دارد که جز بحثهای متواتر است و جالب اینجاست که غالب اسناد در دست برادران اهل سنت است من فرصت نداشتم اسناد را بیاورم و خدمت تان ولی معرفی خواهیم کرد.کسی خواست مراجعه کند، بعد از اینکه حضرت این کار را کرد مردم آمدند با امیرالمومنین بعنوان امیرالمومنین بیعت کردند این خیلی مهم است بعضی از این برادران اهل تسنن مغرض می گویند این امیری که پیامبر می گفت: یعنی اینکه من علی (ع) را دوستش دارم شما هم دوستش داشته باشید بحث، بحث جانشینی و خلافت نیست که بزرگان ما جواب خوبی را دادند گفتند:

پیامبر (ص) نعوذ بالله مگر بچه است در غدیر در آن روز گرم مردم را جمع کند نگه دارد دستور بدهد آنها که رفتند برگردند و با اسب بتازند به همه بگویند برگردند صبر کنید آنها هم که نرسیدند برسند بعد یک مراسم این طوری اعلام کند مردم من علی (ع) را دوست دارم، خوب حضرت ده ها بار این را اعلام کرده و صدها بار هزاران بار دوستی اش را اعلام کرده به حضرت اصلاً سالها قبل دستور داد که مومنین با هم عقد اخوت ببندند حضرت با یکی عقد اخوت بست آن هم با علی (ع) عقد برادری خواندند با هم برادر شدن با هم کی شک داشت حضرت علی (ع) را دوست ندارد.

دهها بار صدها بار حضرت در مواقع مختلف حضرت علی (ع) را دعا کرده و صدها بار مسئله ولایت و جانشینی حضرت علی (ع) را قبل از غدیر خم اعلام کرده بود اما اعلامش عمومی نبود و اتفاقاً دومین چیزی که حضرت کرد دعوت علنی بعد از سه سال دعوت مخفیانه اعلام کرد مسئله ولایت علی بن ابیطالب را بیان کرده. فرمود: ای مردم رسول خدا هستم از طرف خدا آمدم هر کس به من ایمان بیاورد جانشین من خلیفه وزیر من هست.حضرت علی (ع) که خیلی سنش کم بود گفت ایمان آوردم و پیامبر (ص) فرمود تو جانشین من، وصی من، و خلیفه بعد از من هستی دومین پیام حضرت بود که خیلی همانجا مسخره کردن به ابوطالب پدر حضرت علی (ع) که در همان مجلس بود گفتند که ابوطالب از این به بعد پسرت بر تو حاکم شد یعنی جانشین رسول خدا شده این طوری مسخره می کردند.

مردم نیامدند بگویند که اگر قضیه محبت است پس این بیعت ها چی؟ مردم با امیرالمومنین بیعت کردند اتفاقاً همین خلیفه اول و دوم و سوم و بقیه دیگر جزء اولین کسانی بودند که بیعت کردند که مبارک باشد بر تو ای ابالحسن (ع) این مقام، امیرالمومنین با نام امیرالمومنین بیعت کردند، حضرت دست دادند با او، همه بیعت کردند. یک نفر خیلی خباثت زیادی داشت یک نفر به نام نعمان خیلی عصبانی شد که حضرت چرا این همه جمعیت را نگه داشته این را معرفی کرده آمد و گفت: با لفظ بدی هم خطاب کرد گفت: یا محمد (ص) گفتی نماز بخوانید نماز خواندیم گفتی حج بروید حج رفتیم جهاد بروید جهاد رفتیم روزه بگیرید روزه گرفتیم خمس بدهید دادیم، زکات بدهید، دادیم هر چی گفتی کردیم این بچه را ورداشتی کردی، با همین لفظ، این بچه را برداشتی کردی حاکم.

حضرت فرمود: « من نگفتم خدا گفته اعلام کن خداوند خواسته ایشان را معرفی کرده دعا می کند می گوید خدایا اگر تو گفتی همین الان یک سنگ بیاید و بخورد در سر من، و من را بکشد. جا در جا سنگ می آید و می خورد در سرش و می کشدش. « سَئل سائل بعذابٍ واقع» اینها را خیلی ها دیدند ولی متاسفانه بد عمل کردند من حالا نمی خواهم وارد اینها بشوم رمز قضیه در کجاست؟

این مسئله است رمز قضیه دقیقاً این است که خود امیرالمومنین با حضرت رسول یک روح هستند در دو بدن، خودشان فرمودند: (کلُّنا محمد (ص)) ما همه مان محمد (ص) هستیم. (اولنا محمد (ص) اوسطنا محمد (ص) آخرنا محمد (ص)). اول، وسط، آخر مان محمد (ص). یک روح.ما هر دلیلی بیاوریم که ثابت کنیم آیا وجود بعنوان رهبر پیامبر معصوم، معصوم ها چون بشود فطرتاً غیر معصوم نمی تواند بعنوان رهبر قبول کند اگر الان هم ما تن می دهیم به ولایت فقیه و آن را به عنوان ولایت مطلق قبول داریم به خاطر اینکه معصومین فرمودند حتی اگر خود معصومین هم نمی گفتند ما این کار را نمی کردیم. خودشان فرمودند بعد از ما در غیاب ما از این افراد با این خصوصیات تبعیت کنید مبحث ولایت فقیه مبحثی نیست که من درآوردی باشد خود حضرت صاحب (عج) فرمودند.

و دعا کرده: (ارادُ علیه کرّاد علینا) کسی که اینها را رد کند ما را رد کرده است. کسی که مخالفت اینها را کند با ما مخالفت کرده بحث ولایت فقیه بحثی است که در خود فرهنگ شیعه هست اما بشر نمی تواند طبیعتاً نمی تواند تن بدهد به ولایت و اطاعت از کسی که معصوم نیست، نمی تواند.

چه لزومی دارد پیامبر (ص) معصوم باشد، الحمدلله همه تان می دانید دیگر دلایلی لازم است پیامبر (ص) معصوم باشد رهبر معصوم باشد خداوند تبارک و تعالی روقتی ابراهیم (ع) را به امامت منصوب کرد خود حضرت ابراهیم خواست، که این امامت به خاندانش انتقال پیدا کند خداوند گفتند: « لاینال عهد الظالمین» این عهد من به کسی که گناه کند نمی رسد این نباید گناه کند معصوم باید باشد.

رمز در این هست که دقیقاً آن شخصیتی که بعنوان پیامبر نیاز داریم به همانجا به عنوان ادامه دهنده راه پیغمبر (ص) نیاز داریم. بشر که بی نیاز نمی شود به همان دقیقاً نیاز داریم. به آن، آن به پیامبر و رهبر معصوم چه نیازی داریم برای اینکه در تمام شئون جلوی افراط و تفریط گرفته شود تا ما مثل یک دانه که تبدیل به میوه می شود برسیم انسانیت در ما تبلور پیدا کند ما نیاز داریم برای رشد و کمال مان نیاز داریم از کسی اطاعت کنیم و نیاز داریم به یکی که همه را می داند باید ما را راهنمایی کند نیاز داریم به او.

ادامه را هم همین طور هست. ابوبکر نامه نوشت به پدرش بعد از اینکه خلافت را غصب کند. من چون سنم از همه بیشتر بود مردم دیگر به من رأی دادند پدرش در جواب نامه گفت اگر به سن است من که بابای تو هستم سنم که بیشتر است پس من باید خلافت کنم. ابوبکر که می گفت: « الناس افقر من نعتهٍ نساء» مردم از من بیشتر می فهمند حتی زنها از من بیشتر می فهمند.

خلیفه دوم که 70 بار ضبط شده در کتابهای خودشان هم هست. «لو لا علیٌ لهلک عمر» اگر علی (ع) نبود عمر هلاک می شد. و گفت: خدایا در مشکلی مرا تنها نگذار که علی (ع) نباشد.

واقعاً یک همچین شخصیت هایی می توانند جانشین پیامبر (ص) بشوند می توانند مسائل روحی و معنوی مردم را حل کنند انسانی که باید به خدا برسد نه حتی به بهشت نه به جبروت نه به ملکوت می خواهد به خدا برسد کی می تواند ما را به آنجا ببرد جز کسی که خودش رسیده وصل نشده باشد به آنجا، درحد این جلسه بیشتر از این نتوانستیم خدمت تان عرض کنیم.

اما حتماً برادر ها دقت کنند روی این کار کنند که اصلاً چه رابطه ای بین حیات انسانی انسان و حیات معنوی انسان و تکامل انسان با عصمت معصوم هست. چه رابطه ای وجود دارد با عصمت امام با شخصیتی به نام علی (ع) و دیگر معصومین.سربسته عرض کنم معصومین این گونه هستند. بخاطر این هست که ما این گونه هستیم. یعنی خداوند آنها را آن گونه قرار داد به خاطر ما این گونه قرار داد. به خاطر اینکه نفس انسان از آن جهت که انسان است به یک همچین رهبری نیاز دارد و به یک همچین الگویی نیاز دارد ریشه ی همه ی آن خصایص در انسان وجود دارد پس انسان باید برگردد ریشه ی آن خصایص را در خودش پیدا کند.

اگر کسی که خودش را شناخت همان طوری که خدا را می شناسد (من عرف نفسه فقد عرف ربه فقد عرف حجّتة فقد عرف امامه) امامش را هم می شناسد کسی که به معرفت نفس نائل باشد مطالعه ای در خودش بکند خیلی برایش جا می افتد. چرا امامش باید یک چنین خصوصیتی داشته باشد از مطالعه خودش به این نکته خواهد رسید.حتماً دوستان دقت کنید شب غدیر فردا به مفاتیح رجوع کنید اگر اعمالی هست به قدر وسع شان عمل کنند که غدیر هم الحمدلله تعطیل هستید می توانید جشن واقعی بگیرید تظاهرات شیرین داشته باشید تظاهرات شاداب داشته باشید جشن های تان در مساجد تان بزرگترین عید، عید انسانیت، ما بزرگترین عید نداریم هر مقداری می توانید شادی کنید هر مقدار می توانید دوستی کنید هر مقداری می توانید محبت کنید به دوستان.روابط را حسنه کنید کینه ها را از بین ببرید واقعاً جشن بگیرید، کوچه ها را چراغان کنید. اگر منزل، پایگاه، مسجد هستید این کار را بکنید شربت بدهید، شیرینی بدهید، گفتند روز غدیر همدیگر را دیدید این دعا را بکنید و واقعاً اگر در عمق این دعا برویم. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب و الائمه المعصومین.خدارا شکر که ما را از متمسکین به ولایت علی ابن ابیطالب و ائمه قرار دادی اگر کسی خودش را بشناسد می بیند هیچ نعمتی بالاتر از نعمت شیعه بودن و داشتن همچین رهبرانی نیست. هیچ چیز. نه حیات، نه دین، نه قرآن هیچ چیز بالاتر از این نیست که انسان این رهبر ها را دارد. و این را ما کی می توانیم شکرش را کنیم.

فکر کنیم خدا به ما چی داده آن وقت در رابطه مان با خداوند تجدید نظر می کنیم. آمد خدمت امام صادق (ع) گفت: آقا من خیلی بدبختم، بیچاره ام، گفت: نه شما خیلی ثروتمندید، عرض کرد چه ثروتی؟ تو حاضری ولایت ما را از دست بدهی و ثروت مند شوی عرض کرد: نه آقا.بعد فرمودند: شما خیلی ثروت دارید که نمی توانی عوض کنی با چیز دیگر واقعاً فکر کنید ما می توانیم تشیع را با چیز دیگری عوض کنیم. و ممکن هست خداوند نعمتی بالاتر از این را به کسی عطا کند. تشیع یکی از بزرگتر خطر ها تولد ناقص را انسان از شیعیان دور شده تولد ناقص.حالا بعد بیایم ببینیم چه چیز هایی بالاتر از اینها هست از صمیم قلب درود بفرستیم به پیامبر (ص) زیاد شکر به این نعمت که الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابیطالب و الائمه المعصومین علیهم السلام. روز غدیر خیلی دعا کنید همیشه دعا کنید روز غدیر خیلی دعا کنید غدیر هم یکی از آن روز هاست انشاءالله. مبارک باشد به خودتان، به خانواده تان، تبریک عرض می کنم.انشاءالله یک روز بشد که به ولی زمان خودم امام زمان (عج) نزدیم بشویم و وسیله ای باشد این روز که قرب حاصل کنیم که کمال ما همین است. قرب حاصل کنیم به خود حضرت. یک کمی از خدا بخواهیم ما را به حضرت نزدیک کند یک مقدار سنخیت بیشتری کسب کنیم. این را دعا کنیم آن اعمالی هم هر مقدار که می توانید انجام دهید.

الحمدلله رب العالمین و صل الی علی محمد آله الطاهرین.