امشب به مناسبت اینکه در آستانه عید بزرگ مبعث قرار داریم یک بحثی را پیرامون مبعث عرض خواهم کرد این بحث پیوند بسیار مستقیمی با همان بحث خودمان که عقل و روانشناسی عاقل بود دارد در جلسات گذشته اگر خاطر تان باشد این مطلب را عرض کردیم که انسان دارای شئون مختلفی هست دارای شأن گیاهی هست از آن جهت که تغذیه می کند، رشد می کند، تولید مثل دارد، قدرت بدنی دارد اینها شئون گیاهی انسان را تشکیل می دهد.شأن حیوانی دارد انسان از آن جهت که دارای شهوت هست. غضب هست تشکیل خانواده می دهد، دفاع از حریم خودش و خانواده اش و احتمالاً دفاع از حریم جامعه خودش می کند مثل حیوانات و دیگر خصوصیات حیوان را دارد انسان تعریفش در این دو بُعد نیست در بُعد بالاتر هست که بُعد انسانیت اوست. ویژه ی انسان هست این بُعد. دیگر موجودات از آن بهره ای ندارند. بعد انسانی انسان که عبارتست از قابلیت نامحدود و لیاقت قرب الهی و خلیفته الله شدن یعنی انسان می تواند مظهر خداوند بشود و مظهر اسماء و صفات خداوند تبارک و تعالی بشود اگر تحت تربیت صحیح قرار بگیرد. عرض کردیم هیچ کدام از آئین ها و مکاتب جزء دین، دین الهی که الان فقط نمونه صحیح و کاملش در جهان دین اسلام هست تربیت بُعد انسانی انسان را به عهده نگرفته یعنی شما با صدها مکتب رو به رو هستید در جهان ولی هیچ کدام آنها کاری با تربیت بُعد انسانی انسان ندارند یعنی تربیت در همه ی جهات او فهم به صورت بی نهایت فقط دین هست که تربیت انسانی انسان را به عهده دارد. و متولی حیات در این شأنش هست.یعنی شأن هست لذا کسانی که دین دارند اهل دین هستند متدین هستند اینها اگر به دستورات دینی خوب عمل کنند فقط همینها هستند در بین تمام انسانهای روی زمین که امیدی هست که حیات انسانی داشته باشند و الا جز پیروان راستین دین که همان اسلام است چون (انّ الدّین عندالله الاسلام) قرآن می فرمایند: دین فقط در نزد خدا اسلام هست بقیه ادیان حتی ادیان الهی از درجه اعتبار ساقط هستند.
(انّ الدّین عندالله الاسلام) وقتی می گوییم پیروان راستین دین یعنی پیرو راستین اسلام، فقط و فقط پیروان راستین اسلام هستند که می توانند به حیات انسانی برسند و بقیه از حیات انسانی محروم هستند. لذا خداوند در سوره انفال آیه 24 می فرماید: (یا ایّها الذین آمنوا استجیبوالله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) بسیار این آیه زیباست خیلی زیباست حدی دارد فکر کردن به آن شنیدنش.
ای کسانی که ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را می خوانند (اذا دعاکم لم یحییکم) به آنچه که شما را حیات می دهد یعنی وقتی خدا و رسول می خواند، به شما حیات انسانی بدهند شما اجابت کنید نه نگویید، عمل کنید، تسلیم باشید یا حیات انسانی پیدا کنید ببینید خدایا پیغمبر. خداوند پیغمبر را مبعوث نمی کند برای اینکه به ما بیاید یاد بدهد چطوری نان بخوریم چطوری آب بخوریم چطوری خانه بسازیم.چطوری تولید مثل کنیم یعنی پیغمبر نیامده به ما شئون گیاهی و حیوانی یاد بده البته در دستورات آنها مسائل مربوط به شئون گیاهی و شئون حیوانی ما هم هست اما اینها را به این خاطر آوردند که تحت تربیت و نظم خاصی بگیرندش که موجب تربیت انسانی انسان بشود اگر قرار بود که انسان تربیتی غیر از تربیت حیوانی یا گیاهی نشود نیازی به آمدن پیغمبران نبود.
لذا می فرماید: اگر می خواهید حیات انسانی پیدا بکنید اجابت کنید خدا و رسول را تا زنده بشوید تا حیات انسانی پیدا کنید یعنی چی؟ یعنی کسی که اجابت نمی کند محال هست که حیات انسانی داشته باشد (استجیبوالله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را بی آنچه که شما را حیات می بخشد دعوت می کند یعنی چی؟یعنی دین آمده که به شما حیات انسانی بدهد این وظیفه دین هست کار دین هست کار انبیاء هست برای همین این همه حضرت امام (سلام الله علیه) در دهها سخنرانی اش انبیاء آمده اند که انسان بسازند.جمله ای زیبا دارد امام (ره) می فرماید: که موضوع علم انبیاء انسان است. موضوع علم انبیاء انسان است یعنی انبیا آمده اند که انسان بسازند، حیوان و نه گیاه آمدند آدم بسازند. و کی موفق می شوند انبیاء انسان بسازند موقعی که مردم اجابت کنند آنها را، اطاعت کنند آنها را.(استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) اجابت کنید خدا و رسول را که به شما حیات بدهد. یعنی دین آمده که حیات بدهد. قرآن فقط و فقط کسانی را زنده به حیات انسانی می داند که مطیع باشند و اطاعت کنند خدا و رسولش را. وقتی که انسان تخلف می کند از حیات انسانی محروم هست به میزانی که تخلف می کند یعنی هر مقدار که تخلف شخص زیاد باشد تطبیق نکند زندگی اش از ظاهر، و باطن با آن چه که پیغمبر آورده این از زندگی انسانی محروم هست.
به میزان شباهتش که انسان با الگو ها و اسوه های کامل پیدا می کند از انسانیت برخوردار هست ( و لکم فی رسول الله اسوة حسنة) در وجود مبارک پیغمبر (ص) برای شما اسوه حسن هست. یعنی الگوی نیکو هست خوب این پیغمبر که اسوه ی کامل حسن هست آمده که ما را هم انسان بکند و راهش را قرآن می فرماید: اجابت کردن رسول است، تسلیم بودن در مقابل رسول هست.پس هر کس به هر مقدار بی میزانی که شباهت به پیغمبر دارد و با رهبران الهی دارد به میزان این شباهت از حیات انسانی برخوردار هست هر چقدر اختلاف بیشتر، سقوط از زندگی انسانی هم بیشتر. محرومیت از زندگی انسانی هم بیشتر هر کس تخلف بیشتری دارد لذا خودمان یک بررسی بکنیم ببینیم چقدر شباهت داریم با این الگوها با این میزان الاعمال که علی (ع) در قیامت فرمودند: که میزان الاعمال هست یک بررسی کنیم خودمان را.
قرآن فقط یک گروه را اهل اجابت می داند یعنی تا الان به این نتیجه رسیدیم، که فقط انسان هست که حیات انسانی پیدا می کند و الان می خواهیم بدانیم که چی کسانی اجابت می کنند آن کسانی که اجابت نمی کنند آنها قائل به زندگی انسانی برای خودشان نیستند یعنی خودشان را انسان نمی بینند چرا؟
چون هر وقت دلیل می خواهیم از آنها، که چرا مخالفت با احکام می کنید چرا اجرا نمی کنید آنها می گویند دین با حیوانیت مخالفت دارد یعنی چی؟ یعنی وقتی من می خواهم نماز بخوانم، روزه بگیرم، چشم را کنترل کنم، زبانم را کنترل کنم، گوشم را کنترل کنم این علت فرار این شخص از مسائل دینی چی است به خاطر این که فشار به حیوانیتش می آید و این نمی خواهد این عاشق حیوانیت هست نمی خواهد در برود از حیوانیت نمی خواهد فرار کند یعنی اجرا نمی کند قوانین دینی را چون حیوان هست چون حیوانیت در آن غلبه دارد.آن کسی احساس فشار می کند از ناحیه دین که حیوانیت درش غلبه دارد یعنی احساس ناراحتی می کند می گوید نمی توانم، نماز نمی خواند، روزه نمی گیرد، مسائل دیگر اسلام که حالا نماز و روزه که فقط نیست جهاد نمی رود وظایف دیگرش را نمی دهد.از محرمات دوری نمی کند یعنی منطقش ممکن است به زبان نیاورد. اما منطقی کسی که اطاعت نمی کند این هست که چون ما عاشق حیوانیت هستیم دین یعنی محدودیت حیوانیت درست هست ولی به چه ارزشی به ارزش انسانیت برای تحصیل حیات انسانی نمی خواهی که تو انسان باشی؟نمی خواهی سالم متولد شوی؟ نمی خواهی قلب سلیم تحصیل کنی در حرکت به سمت ابدیتت؟ فقط قلب سلیم به دردت می خورد. (یوم ینفع مال و لا بنون الا من عطی الله بقلب سلیم) هیچی به درد نمی خورد مگر قلب سلیم یعنی فقط با داشتن این هست که تو انسانی، قلب انسانی نه قلب حیوانی و نه قلب گیاهی. قلب انسانی.
لذا می فرماید: که انّما وقتی آنجا دعوت به اجابت کرد اینجا می خواهد معرفی کند کی ها اجابت می کنند می فرماید: (انّما یستجیبوا الذین یسمعون) فقط کسانی که اهل شنیدن هستند اجابت می کنند. اهل شنیدن هستند (انّما یستجیبوا الّذین یسمعون) سوره انعام آیه 36 خوب آیا شنیدن ظاهر هست یعنی همین. آمدن و سماع هست ما بیاییم بشنویم، به گوش مان بخورد، البته این شرطش هست. شرط لازمش هست ولی شرط کافی نیست یعنی بله برای اینکه کسی حیات انسانی پیدا کند باید بیاید بنشیند بشنود مسائل انسانی را راهش شنید نه:
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
یعنی اگر انسان بخواهد حیات انسانی پیدا کند باید از گوش بشنود یعنی بشنود، حرف باید بشنود تا حیات انسانی در آن شکوفا شود. درست است اما فقط این نیست (انما یستجیبوالذین یسمعون) نه فقط کسانی که می شنوند، منظور این نیتس می شنوند اطاعت می کنند. یعنی می شنوند و اطاعت می کنند. در مکالمات روزمره هم داریم مثلاً می گوییم که تو چرا حرف گوش نمی کنی، حرف گوش نمی کنی یعنی نه اینکه کری نمی شنوی، می شنوی، اما عمل نمی کنی.می گوییم بچه اصلاً حرف گوش نمی کند، این بچه حرف گوش نمی کند، نه اینکه نمی شنود من دارم با او صحبت می کنم نه می نشیند می شنود ولی عمل نمی کند.صد دفعه مادر به او چیزی پدر چیزی می گوید به پرده گوشش می خورد می شنود واقعاً، اما عمل نمی کند قرآن می فرماید: ( انما یستجیبوا الذین یسمعون) فقط کسانی که می شنوند به معنای واقعی، اینها اجابت می کنند یعنی اهل شنیدن هستند قوه شنیدن را دارند. ( انما یستجیبوا لذین یسمعون) یعنی کسانی نشستند شنیدند. این شنیدن را بعد می رسیم که به معنای تعقل هم هست یعنی کسانی که می شنوند و تعقل می کنند اینها هستند که منجر میشود به عمل.
عقل که در جلسه قبل ترجمه کردیم همین هست که داریم می گوییم (ما یُعبَد بی الرّحمان و یُکتَسب به الجنان) چیزی که خدا به وسیله ی او پرستش می شود عبادت می شود و بهشت ها به وسیله او به دست می آید. (العاقل من عمّر دار الامامة) در روایت داشتیم جلسه قبل (العامل من عمّر دار الاقامتة فهو العاقل) کسی که آباد کند خانه ی آخرتش را یعنی ابدیتش را او فقط عاقل است.
فهو العاقل. هو را اول می آورند برای تخصیص فهو العاقل. فقط او عاقل هست. (انما یستجیبوا الذین یسمعون) بعد متقابل الان دو تا نتیجه را می توانیم از این دو تا آیه بگیریم یکی اینکه می فرماید: کسانی که اجابت بکنید تا حیات پیدا بکنید پس اگر کسی اجابت پیدا نکرد حیات هم پیدا، کسی که اجابت نکرد حیات هم پیدا نمی کند وقتی حیات انسانی نداشت مرده است یعنی مرده است.
این واقعاً مرده است. حیات گیاهی دارد حیات حیوانی هم دارد اما حیات انسانی ندار. این به زندگی انسانی مرده است این یک نتیجه را می گیریم از این آیه. نتیجه دوم: از آیه دوم هست می فرماید: ( انما یستجیبوا الذین یسمعون) فقط کسانی که می شنوند یعنی اهل عمل هستند اهل تعقل هستند اینها اجابت می کنند می آیند تا آخر راه با رسول خوب کسی که اجابت نمی کند می توانیم بگوییم می شنود نه.پس این را هم می توانیم بگوییم کر هست یعنی آنی که اجابت نمی کند کر هست و چون کر هست مرده است یعنی حیات انسانی پیدا نمی کند چون گفتیم آدمی فربه شود از راه گوش. وقتی انسان گوشش کر بود، نشنید حیات انسانی هم پیدا نخواهد کرد لذا می شود مرده، حالا هم تعبیر کر و هم تعبیر مرده را خداوند درباره کسانی که اهل عمل نیستند و اجابت نمی کنند می آورد. می فرماید:
( انّک لا سمع الموتی و لا تسمع الصّمّ الدّعا اذا و لّو مدبرین و ما انت بهادی العمی عن ظلالتهم ان تسمع الاّ من یومن بایاتنا فهم مسلمون) آیه 80 و 81 سوره نمل. انک لا تسمع الموتی. ای پیغمبر تو نمی توانی بفهمانی چیری را، به مرده ها چون مرده چیزی نمی شنود، که مرده نمی تواند بفهمد یعنی کسی که حیات انسانی ندارد مسائل انسانی را در خودش کشته هر چقدر هم که بگویی کَر هست.یعنی گوش انسانی اش کار نمی کند چرا گوش حیوانی اش کار می کند اما گوش انسانی ندارد که بشنود. می گوید (انک لا تسمع الموتی) تو مرده را نمی توانی چیزی بفهمانی به او. نه واقعاً این مرده ای که ما ظاهراً به او می گوییم، مرده ی فیزیکی کسی که روح از بدنش جدا شده باشد نه زنده ها بودند همه شان هم زنده بودند تو مرده را نمی توانی چیزی بفهمانی.(ولا تسمع الصّمّ الدعا اذا و لوا مدبرین) و تو چیزی نمی توانی به کر ها بفهمانی. به کر ها نمی توانی بفهمانی، چون نمی شنود، کر است. شما چطوری می خواهید با کر صحبت کنید نمی شنود. (اذا و لو مدبرین) موقعی که روی بر می گرداند.
(و ما انت بهادی العمی) تو هدایت کننده کور ها هم نیستی یعنی اینجا یک تعبیر کور هم خدا اضافه می کند حالا علتش را هم می گویم که چرا کور هم می گوید، تو کور ها را هم نمی توانی هدایت کنی. (و ما انت بهادی العمی من ظلالتهم) تو نمی توانی کور ها را از آن گمراهی که در آن هستند هدایت کنی، نجات شان بدهی. (الا من یومن بایاتنا فهم مسلمون) تو هیچ کسی را چیزی نمی توانی به او بهفمانی ای پیغمبر حیات انسانی برسی مگر این که کسی ایمان بیاورد. ( الا من یومن بایاتنا فهم مسلمون) ایمان بیاورند و تسلیم شوند. فقط همین افراد هستند که اهل هدایت هستند خوب کی می تواند بگوید که چرا؟
هم تعبیر کور آورد هم تعبیر کر؟ کر را که گفتیم کور برای چی؟ (حبک لشیء یعصی و یُصّم) یعنی اسیر عشق هستند، عشقهای حیوانی یا گیاهی هستند چون اسیر هستند یعنی و یصّم کور و کر می کند تو را، نبی اکرم (ص) فرمود: (حبک لشی یعمی و یصم) محبت تو به یک چیزی تو را کور و کر می کند.
اینها عاشق حیوانیت هستند عاشق شئون گیاهی هستند خوشگلی نمی دانم قدرت بدنی، نمی دانم لباس، پوشاک ظاهر نمی دانم مسائل دیگر دنیایی عاشق اینها هستند. اینها را کور کرده، اینها را کر کرده، اینها نمی آیند دنبال تو راه بیفتند، حرف تو را گوش بکنند لذا غالباً در طول تاریخ کسانی تابع انبیاء بودند غالباً نمی خواهم بگویم همیشه این طوری بوده.غالباً هم زیاد بوده، غالباً کسانی که پیرو انبیاء بودند که از وضعیت مالی و دنیایی برخوردار نبودند. اهل دنیا. خرپول ها ثروتمند ها غالباً دنبال انبیاء نیامدند، یکی از موانع راه انبیاء همین خر پول ها و ثروتمند ها بودند. حضرت مسیح (ع) می فرماید: «رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحت تر از رفتن یک ثروتمند به بهشت هست.» به خاطر این هست که همه اش دارد یعنی به خاطر ثروتی که دارد اسیر لذات حیوانی و گیاهی می شود. و این اسارتش در لذات حیوانی و گیاهی کور و کرش می کند از واقعیت.
لذا می بیند غالباً کسانی که غالب دارم میگویم نه به طور کلی، غالباً کسانی دنبال انبیاء و رهبران الهی می روند که وضع مالی درست و حسابی نداشتند خر پول نبودند، پول از پارو شان بالا نمی رفته، چرا بودند ثروتمند هایی بودند امرایی بودند که حتی امیر بودند خرمانده بودند رها کردند نفس شان را، سلیم نگه داشتند و یا اینکه حتی با حفظ مقام شان با حفظ ثروتشان توانستند دین با مقام و ثروت منافات ندارد ولی خطر ثروت و مقام خطری هست که اشخاص را تحریک می کند برای دین خیلی مرد می خواهد تبعیت کنی. با وجود ثروت، با وجود قدرت.لذا امام (سلام الله علیه) می فرماید: تنها کسانی تا پایان راه با ما هستند که طعم فقر و محرومیت را چشیده باشند خوب این چند تا مقدمه را انشاءالله داریم قرار می دهیم تا به مبحث مبعث برسیم. دیگر می خواهیم در مورد مبعث بهره برداری کنیم بحث اول مان این شد که:
(استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) اگر می خواهید حیات انسانی پیدا کنید اجابت کنید خدا را و رسول را، مقدمه دوم مان این بود که: (انّما یستجیبوا الّذین یسمعون) فقط کسانی اجابت می کنند یعنی کسانی حیات انسانی دارند که اهل شنیدن هستند.
شنیدن یعنی چی؟ یعنی اطاعت کردن و کسی که نمی شنود یعنی اطاعت نمی کند چون کر است، اول از اینکه نمی شوند این مانعی می شود، شنیدنش هست آن مانع ها چی بود؟ حبّ شهوات و میلها بودند لذا هم کر هست و چون کر هست حیات انسانی هم پیدا نمی کند پس مرده هست لذا قرآن فرمود: (انّک لا تسمع الموتی) تو نمی توانی مرده را چیزی بفهمانی پس هم کر هست و هم مرده چون اسیر شهوات و لذتها هست کور هم هست.بر می گردیم در مباحث خود مان یعنی یواش یواش آن بحث عاقل، در رابطه با عاقل گفتیم: که (فعمّر علی اقامته فهو العاقل) کسی که خانه ی ابدی خودش را آباد کند او عاقل هست یا در یک روایتی از نبی اکرم (ص) هست که می فرماید: (انّ العاقل من عطی الله و ان کان ضمیم المنظر و حقیر الخطر) فرمود: عاقل کسی است که اطاعت خدا را می کند حتی اگر بد قیافه باشد یا دارای وضعیت اجتماعی مطلوبی نباشد (حقیر الخطر) یعنی پست اجتماعی خوبی نداشته باشد کارش مثلاً از نظر طبقات اجتماعی کار پَستی باشد ولی عاقل است می گوید چون دارد از دیدگاه درست خودش را نگاه می کند اشتباه نکرده.
درست است شغل اجتماعی اش پَست است درست است قیافه اش زشت است اما عقلش سالم است. چون درست دارد خودش را نگاه می کند با باطل گره نخورده فهمیده موجود ابدی هست، فهمیده آدم است حیوان نیست گیاه هم نیست این را فهمیده. خوب این عاقل است. چه فایده آدم خوشگل باشد پولدار باشد وضعیت اجتماعی خوبی داشته باشد اما نفهم باشد یعنی نفهمد خودش کی است خودش را نشناسد. خودش را اشتباهی ببیند دیگران را هم اشتباه ببیند، هم به خودش خیانت می کند هم به دیگران، نفهمد که خدا او را برای ابدیت آفریده، (خُلقتم للبقاء لا للفناء) شما برای بقا خلق شدید نه برای فنا. (انک مخلوق للآخره) شما خلق شدید برای آخرت. آن وقت خودش را نمی بیند این فایده ای دارد.
لذا بعدش می فرماید: (انّ الجاهل من عصی الله و ان کان جمیل المنظر و عظیم الخطر) جاهل هم کسی است که معصیت خدا را کند حتی اگر خوشگل باشد و وضعیت اجتماعی خوبی داشته باشد. ثروتمند اهل احترام، به او احترام بگذارند موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشد، رتبه خوبی داشته باشد ولی نفهمد جاهل هست چون دیدگاه درست برای خودش ندارد کور هست از دیدگاه درست نتوانسته قسمت اعظم خودش را ببیند اصلی ترین شأن خودش را ندیده خوب این جاهل است دیگر که اصلی ترین شأن خودش را ندیده بقیه شأن که جزء انسان نبوده که آنها قسمت حیوانی بوده و قسمت گیاهی بوده آن که انسان نبودند.
یعنی اصلاً در واقع هیچی را ندیده این جاهل هست لذا عذاب قیامت را وقتی خداوند در قیامت مطرح می کند باز بر می گرداند روی مسئله گوش و عقل، (لو کنّا نسمع أو نعقل ما کنّا فی اصحاب السّعیر) یعنی وقتی آنها را می برند جهنم عذاب می بینند این را می گویند (لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر) سعیر همان جهنم است یکی از مراتب جهنم.اگر می شنیدیم و یا تعقل می کردیم الان جزء جهنمی ها نبودیم می شنیدیم یا تعقل می کردیم، (لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر) اگر می شنیدیم و یا تعقل می کردیم جزء جهنمی ها نبودیم. تعقل کردند که نشنیدند یعنی کر بودند و قادر به تعقل هم نبودند می گوید مشکل با این بود یعنی آنچه را که ما را کشاند به جهنم همین بود که اهل تعقل نبودیم نشستیم فکر کنیم که ما آدمیم نه حیوان هستیم و نه گیاه هستیم خدا را برای اهداف عالی تری خلق کرده.باید حیات انسانی پیدا کنیم باید غذای انسانی بخوریم باید وقت بگذاریم برای انسانیت خودمان نه از صبح پا شویم تا شب فقط تغذیه گیاهی و حیوانی بشویم وقت بگذاریم (لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر) اگر تعقل می کردیم می شنیدیم و یا تعقل می کردیم اهل جهنم نبودیم.
خیلی قرآن روشن می کند دیدگاهها را به خودمان و دیگران یعنی وقتی می خواهی خودت را ارزیابی کنی دور و بری ها را می خواهی ارزیابی کنی یک همسر می خواهی انتخاب کنی، یک همسر ببین کر هست یا کر نیست عاقل هست یا عاقل نیست، نرو دنبال یک نفر که کر است نرو دنبال یک نفر که جاهل است جاهل یعنی چی؟نه اینکه سواد نداشته باشد خیلی هستند که تحصیلات عالیه دارند ولی جاهل اند دکتراست لیسانس است، فوق لیسانس دارد اما جاهل است، اینها نگیرد تو را. ارزیابی قرآنی کن با دیدگاه ابدی نگاه کن، به خودت و دیگران اصلاً اگر کسی نتواند خودش را درست ببیند نمی تواند دیگران را درست ببیند معیار هایش می آید روی معیار های گیاهی و حیوانی.
چقدر درس خوانده، بابایش چی کاره است، نمی دانم قیافه اش چطوری هست همین چیزها، نمی گوید این اهل آخرت هست یا نه. نمی گوید این دیدگاه درستی به خودش پیدا کرده یا نه، نمی گوید این عاقل هست، یا عاقل نیست، نمی گوید این شنوا هست یا شنوا نیست کاری با این ندارد.
خودمان را اگر می خواهیم ارزیابی کنیم ببین قرآن می گوید دلت را خوش نکن تو اگر همه ی دنیا را هم به تو بدهند اگر پیوند با ابدیت نخورده باشی، نه عاقلی و نه شنوا هستی، کری، مرده ای، کوری، این تعابیری است که قرآن دارد در سوره مبارکه نمل، هر سه تعبیرش را در آیه 80 و 81 دارد. کور، کر، مرده.
واقعاً آدم خودش را ارزیابی کند چطوری است؟ یعنی می ارزد انسان، حیات انسانی نداشته باشد و لو حیات حیوانی و گیاهی داشته باشد از خودمان راضی هستیم واقعاً، ما وقتی خودمان را ارزیابی می کنیم. اینجاست که باید مواظب باشیم ارزشهایی که مردم برای ما قائل هستند یا جامعه برای ما قائل هست گول مان نزند، فشار جامعه، خانواده، جوّ، رفقا، دوستان ما را به جایی نکشاند که بمیریم به جایی که کر شویم به جایی که کور شویم دل مان را خوش نکنیم به این ارزشهایی که جامعه برای ما می گذارد.
به تحویل گرفتن ها، و به به و چه چه گفتنها، حالا هی بگویند تو رئیس فلان جا هستی، دکتر فلان، مهندس فلان، آیت الله فلان نمی دانم چی فلان، حضرت عباسی بنشین فکر کن چقدر تطبیق داری، چقدر مشابهت داری با پیغمبر، چقدر سنخیت پیدا کردی وقتی خودم ارزیابی می کنم که سنخیت پیدا نکردم اهل تعقل نیستم، اهل گوش دادن نیستم، حالا مردم ارزش قائل باشند به به و چه چه بگویند مشهور بشوم، چه فایده، خودم که حالم از خودم به هم می خورد، که می دانم چی هستم.چرا خودمان را گول بزنیم برویم دنبال سراب با خیالات سر خودمان را گرم کنیم، زندگی و جوانی را با خیالات رد کنیم بد است خوب، بالاخره یک واقعیتی هست، بعدش همیشه که در سراب زندگی نخواهیم کرد. بالاخره آن طرف واقعیت هست شرایط واقعی هم هست حالا یک جنین نرود دنبال آن دستگاهی که در جهان به او نیاز دارد بگویی بابا کی به کی است، چشم می خواهم چی کار، گوش می خواهم چی کار در این رحم که من نه چشم نیاز دارم نه گوش نیاز دارم. نه دستگاه تنفسی نیاز دارم اینجا.ولی بالاخره یک زمانی باید بیرون از آنجا بعد بیاید اینجا شرایط اینجا یک طوری هست که گوش می خواهد، اینجا قلب می خواهد، گوش می خواهد دست و پا می خواهد وای به حال کسی که تهیه نکرده باشد، وای به حال کسی که سنخیت پیدا نکرده باشد، وای به حال کسی که خودش را تطبیق نداده باشد با شرایط زیستی که منتظرش هست آن شرایط زیستی ( اینما تکونوا یدرککم الموت) هر جا باشید مرگ می گیرد شما را.ببینید چقدر جوان مثل ما ها بودند همه رفتند مگر ما از آنها برتری داریم که حالا ماندیم نوبت ما هم خواهد رسید سر خودمان را با سراب کلاه نگذاریم، با باطل گره نخوریم، درست فکر کنیم، یک طوری باشد وقتی یک سال، پنج ماه، شش ماه، دو ماه می گذرد احساس کنیم در این دوماهه ما داریم حیات انسانی پیدا می کنیم.
داریم در فضای عالی و معطر انسانیت تنفس می کنیم نه فقط در فضای گند آلوده متعفن حیوانیت احساس کنیم که بابا زنده ایم. احساس کنیم اگر باطن مان ظهور پیدا کند خودمان ببینیم باطن مان را آدم می بینیم حیوان نمی بینیم، چون اگر کسی قلب انسانی پیدا نکرد حیوان محشور می شود.
اینکه ما نشان می دادند به اصحاب شان مردم را غالباً که بودند بعضی وقتها نشان می دادند یاران ائمه می دیدند که می دیدند غالباً. در مراسم حج هست حضرت امام سجاد علیه السلام هست یکی از اصحاب می گوید: (ما اکثر الحجیج) چقدر حاجی امسال زیاد است، حضرت می گوید از اینجا نگاه کن از دستهای من نگاه کن، نگاه می کند غالب مردم را حیوان می بیند جز یک چند تایی که آدم هستند.
حضرت می فرماید: ( ما اکثر الضجیج و قلّ الحجیج) چقدر سر و صدا زیاد است اما حاجی چقدر کم است. چون اصلاً حیات انسانی نداشتند. چون اصلاً زندگی نکردند، یک روز در فضای انسانیت نفس نکشیدند. خوب چه شباهتی پیدا کردند با انسانیت، چه انتظاری هست. هی وایستیم ببینیم جامعه به ما چی می گوید، خانواده چی می گوید، محله چی می گویند، دوستان چی می گویند، هول مان بکنند نگذارند ما درست با خودمان باشیم نگذارند درست نفس بکشیم، راحت فکر بکنیم که بابا ما این نیستیم ما باید چه چیز به خصوصی بشویم از ما انتظار ویژه ای می دهد.
جامعه ما هم الان همین است دیگر غالباً متاسفانه یکسره این ارزشها دارد تلقین می شود، تلویزیون را باز می کنی غالباً این ارزشهاست، رادیو را باز می کنی غالباً آن ارزشهاست دارند تلقین می کنند کمتر توجه می دهند افراد را به واقعیت خودشان. برای اینکه آنی که می خواهد بسازد باید این طوری باشد خودش، آنی که می خواهد فیلم را بسازد آنی که می خواهد تئاتر را بازی کند یا نمایشنامه را بنویسد اینها باید خودشان حیات انسانی داشته باشد کسی که ندارد نمی تواند قلم بزند. موضوع انسانی بنویسد که کسی که می خواهد برنامه اجرا کنی کسی می خواهد پند و اندرزی بده، هول نباید بشویم فکر باید بکنیم و الا غیر از این نمی توانیم ارزیابی مثبت از خودمان داشته باشیم سر خودمان چطوری می توانیم کلاه بگذاریم بالاخره یک چند سالی با این سراب سر خودمان را کلاه بگذاریم. بالاخره یک چند سالی با این سراب سر خودمان را کلاه بگذاریم مشغول بشویم به این حرفها، بی این کار ها به اینجا که جامعه دارد به ما دیکته می کند بعدش چی؟پیغمبر را خدا فرستاده برای این، برای حیات انسانی و فقط کسانی از وجود پیغمبر استفاده می کنند که (الاّ من یومن بایاتنا فهم مسلمون) ایمان بیاورند و تسلیم باشند غیر از آن کسی که با پیغمبر راه نمی آید، سنخیتی حاصل نمی شود وقتی من را هم را جدا می کنم از راه پیغمبر، سنخیتی حاصل نخواهم کرد لذا حیات انسانی هم پیدا نخواهم کرد.
پیغمبر که تبعیت ما نیازی ندارد او آمده به شباهت بده او آمده به ما حیات بدهد ببینید، (یحییکم) باب افعال آمده حیات بدهد به شما. شما را زنده تان بکند. اما به شرطی (استجیبوا) اجابت کنید برای همین وقتی می خواهیم راجع به مبعث صحبت کنیم می بینیم که مبعث را وقتی می خواهد معرفی کند. این بعثت را در قرآن می گوید این بعثت خیلی خوب است چون انسانها را شرف می دهد از حضیض حیوانیت بالا می کشد و به قله انسانیت می رساند خیلی خوب است اما می گوید این فقط برای کسانی خوب است که: (یومن بایاتنا فهم مسلمون) ایمان بیاورند و تسلیم شوند.
برای همین وقتی تبریک می گویی عید بعثت خداوند تبریک می گوید عید بعثت را در قرآن و مطرحش می کند، می گوید تبریکم فقط برای مومنین است، به غیر مومنین که تبریکی نداریم بگوییم: (لقد منّ الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) ببینید خدا نه برای نانش، نه برای آبش، نه برای هوا، نه برای کره زمین، نه برای غذایی که می خوریم و نه برای لباسی که می پوشیم هیچ جا شما نمی بینید تمام این نعمتها را هم ذکر کرده، انعام و شیر و عسل و همه را هم گفته در مسائل دنیایی اما هیچ وقت نگفت ما منت گذاشتیم اینها را به شما دادیم چون این ها مسائل حیوانی بود حیوانها هم دارند نمی توانیم بگوییم خدا به ما منت گذاشته که به ما آب و نان داده که به حیوانها هم داده اینها را خوب، گیاهها هم از آن برخوردارند.
خدا منتش را زمانی مطرح می کند که یک چیزی بالاتر از حیوان و گیاه داده باشد، به شخص. ببین یعنی به تو فقط دادم، نه به کس دیگر اینجا فقط خدا منت می گذارد یک کجا دیگر هم کرّمنا می گوید، اکرام کردیم، کرامت کردیم انسان را که رسولی برای شان برانگیختیم احترام گذاشتیم به انسان که برای شان رسول برانگیختیم.
(منّ الله، کرّمنا) با این تعابیر ذکر می کند. وقت آمدن پیغمبر هست بالاترین نعمت (لقد منّ الله) منت گذاشته خدا اما (یتلوا علیهم آیاته) آیات را بخواند برای شان، یعنی بشنوند. (و یزکّیهم) و تطهیر بکند اینها را، (و یعلمهم الکتاب و الحکمه) به اینها علم یاد بدهد حکمت یاد بدهد برای غیر تبریکی نیست. برای غیر بعثت مبارک نیست و برعکس بعثت نامبارک هست، برای آنها، بعثت فقط برای مومنین مبارک است.
کسانی که می خواهند خودشان را هماهنگ با بعثت کنند، با مبعث هماهنگ کنند، با اهداف این مبعث هماهنگ کنند. مال بقیه که مبارکی ندارد که، اتفاقاً نامبارک هست چون اگر پیغمبر نمی آمد، اینها قیامت جواب داشتند که خدایا کسی را نفرستادی برای ما ما هم تبعیت نکردیم هر کاری به نظر مان رسید کردیم چون در سوره بنی اسرائیل می فرماید: (و ما کنّا معذّبین حتّی نبعث رسولاً) ما عذاب نمی کنیم کسی را تا وقتی پیام رسول به او نرسیده باشد یعنی عذاب فقط و فقط مخصوص کسانی است که ندای پیغمبر، پیام پیغمبر به گوش شان رسید عمل نکردند برای همین آنهایی که صدای پیغمبر به آنها می رسد و ایمان نمی آورند آنها بعثت برای شان مبارک نیست چون اتمام حجت می شود برای شان.قیامت می خوانیم دیگر در احوال جهنمی ها (الم یاتکم الرسول) آیا رسول نیامد برای شما؟ برای شما رسول آمد خدا فرستاده بود نمی توانیم بگوییم ما نمی دانستیم. مبارک نیست فقط برای کسی مبارک هست قرآن هم همین طور (و نُنزّل القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین و لا یزید الظالمین الّا خساراً) هر چی شفا هست هر چی شفای قلب هست هر چی رحمت هست در این قرآن ما فرستادیم.(امّا للمومنین و لا الظّالمین الا خساراً) و همین قرآن که شفا و رحمت هست مومنین را، غیر ظالمین را غیر خسران چیز دیگری اضافه نمی کند. خود قرآن در سوره بقره (هدی للمتقین) فقط برای متقین هدایت می آورد قرآن، یعنی کسانی که خیال نداشته باشند، تمرد بکنند خیال داشته باشند.راه بیان، خیال داشته باشند، جلوی نفس شان وایستند نه اینکه همه ی جهات حیوانی و گیاهی هم باید تأمین شود و الا نمی گویم دین. من نماز می خوانم به شرطی که نماز کاری با مسائل حیوانی من نداشته باشد، روزه می گیرم، به شرطی که کاری به مسائل حیوانی من نداشته باشد، جهاد و سیاست و مسائل انقلابی و مبارزه با دشمن و اینها، من را محدود نکند یک زندگی عادی مثل بقیه.
والحمدلله رب العالمین.