جلسه 034 - آموزش دین
شماره جلسه
34
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - آموزش دین

به این هم برسیم و حضرت می فرماید در دو موارد خوب است به قبرستان بروید خیلی شیرین است دو مورد به قبرستان بروی واقعاً آدم کنترل می کند به قبرستان کسی نمی رود ولی قبر به خانه می آورد مرگ به خانه می آورد خیلی زیباست این حال.یک بحث در مورد خود مرگ و موعظه بودن و خصوصیات ذکر مرگ داریم انشاءالله. یک موقع خیلی خوشحال هستید خیلی شاد هستید یاد مرگ کنید یا به قبرستان بودید موقع خیلی غمگین هستی در هر دو صورت انسان کنترل می کند و تعادل می دهد.آن موقع خیلی شاد هستی وقتی به قبرستان بروی و قبر را نگاه می کنید شادی تو به چه علت است و برای چه آنقدر شاد و شنگولی خیلی جالب است انسان همیشه شادی و جشن هایش با همین ملاک سنجی آیا واقعاً این شادی در واقع یا خیال است آیا پشت این خنده و شادی و این جشن ها و سرور غمی هست یا غمی نیست خوش به حال کسی که شادی هایش بهشت می آورد. برایشان جشن های شان خنده های شان شادی های شان و شوخی های شان برای آنها نور می آورد.

یعنی انسان خیلی وقتها هست همین شادی ها کاذب که انسان بی خودی احساس می کند خوشبخت است. هیجانات کاذب ارضاء نفسانی کاذب احساس می کند آدم خوشبختی است بعضی نمی خواهند فکر کنند به آنجا معمولاً برنامه زندگی طوری می ریزند که همیشه از این هیجانات داشته باشند تلویزیون، سینما نمی دانم ویدئو و مجالس، پر می کنند وقت هایشان که همیشه احساس کنند شاد و خوشبخت هستند.

حضرت عباسی ارزیابی کنیم واقعاً خوشبخت، آیا خوشبختیم آیا این شادی، شادی درستی است الان که شادی می کنیم یک پیوند بدهیم با ابدیت آن موقع کنترل خود به خود می شود. چون خیلی در موقع شادی و سرور امتیاز زیاد می دهند به شیطان و از نفس شان زیاد مایه می گذارند یک نفر در شادی هزار یک جور امتیاز گرفت. این طور مواقع خود را ارزیابی کنی یکی موقع شخصی غصه دار، غصه دار که انسان هست انسان باز هم در قبر بنشیند فکر کند بعضی سفارش شده که در قبر بخوابند.

بزرگان می رفتند و این سیره بزرگان، من یادم است جبهه جوان ها یک موقع پانصد، ششصد قبر یادم است اطراف پادگان بود بچه های بسیج می رفتند و دو ساعتی آنجا می گذراندند و فکر می کردند و تامل می کردند این غصه برای چیست، اگر پیوند دارد با ابدیت خوب هست.

غصه ابدیت دارد این خیلی خوب است. در واقع نور می آورد در مورد غمهای معنوی و غمهای صحیح داریم خودش نور می دهد. اما اگر غمت بخاطر چیز که پیوند ابدیت ندارد اگر غصه و هوس پیوند با ابدیت نداشته باشد جنبه نفسانی دارد خیلی راحت انسان می تواند آنها را ول کند و اگر یادش باشد فردا از خواب بیدار شد و فردا ممکن بود جالب است برای عبرت خوب است.من برای شما بگویم خصوصیات دوم عاقل می خواهید یادداشت بردارید. می فرماید: (العاقل من التعزه به غیره) در غرر الحکم جلد یک هست من با مداد روی کتاب نوشتم. عبرت بگیر از دیگران از مگر جوانها از مرگ دوستان از اتفاقات دارد می افتد عبرت بگیرید فکر کنید خیلی راحت آدم ول می شود و خیلی راحت می شود و می گوید چرا هوس این را بخورم و ناراحت این باشم عاقل تمام هوس و جوش مختص یک چیز است چیزهای پیوند با ابدیت دارد برای خداست. و رابطه با خدا دارد و برای چیز دیگر هوس نمی خورد. می داند بی خود است.

(لکیلا تأسوا علی ما فاتکم لا تفرحوا بما آتاکم) سوره مبارکه حدید. تاسف نخورید به چیز هایی که از دست دادید و خوشحال نباشید به چیز های که بدست آورده اید. باید بدانیم با ابدیت چی کار می کنید.

امام (سلام الله علیه) در پیام به مناسبت پذیرش قطعنامه فرمودند از این پیروزی خوشحال نشوید و از دست دادن زمین یا قسمتی از زمین از دست دادید غمگین نباشید شادی شما در آن باشد آرامش شما در آن باشد آیا وظیفه انجام دادی یا نه. مهم این نیست اثر خارجی چیست، بلکه این کار با ابدیت پیوند صحیح دارد یا نه. منجر به تحصیل استعداد برای حیات ابدی باشد می شود یا نمی شود این خیلی مهم است.

خوب لذا می فرماید: (متن عربی کاملاً غلط نوشته شده) وقت خود را صرف آبادانی دار اقامت خود خانه اقامت خودش.عرض کردم این با دنیا داری و زندگی دنیا بصورت فعال منافات ندارد هیچ با درست خواندن منافات ندارد، با ازدواج منافات ندارد با بچه داری منافات ندارد. با گردش و تفریح ، مسافرت، شادی منافات ندارد با طی مدارج علمی هیچ منافاتی ندارد، با پول دار شدن و ثروت منافات ندارد.

(من کسل عن امر دنیا و هو عن امر آخره اکسل) هر کس برای کار های دنیوی کسل باشد در امور واجب دنیوی حال ندارد راه بیندازد پشت گوش می اندازد این در کار آخرت بی حال بی حالتر می باشد. (و هو عن امر آخره اکسل) علی (ع) فرمود: لذا کسی نمی گوید به امر واجب زندگی نرسی چیزهای که واجب است و ضروری زندگی توجه نکنی رفاه زن و بچه، رفاه خودمان تهیه یک مسکن خوب و سیله نقلیه اگر انسان بتواند با تحصیل علم و تحصیل مدارج علمی و گرفتن مدارک بالای علمی کار تحقیقی هیچ منافات ندارد. چون عاقل آنها پیوند دارد با ابدیت، این تحصیل بخاطر ابدیت و خیال گناه ندارد از آن استفاده می کند برای آخرت همه آن نور هست تفریحش همین طور با زن و بچه بقیه چیزهایش همین طور هست و هیچ منافات ندارد. لذا وقتی (العاقل من عمره دار اقامتهی) ول می کنیم دنیا و کارهای که باید کرد به عنوان آدمی در این دنیا زندگی می کنیم رها کنیم بپردازیم به این. این برای بار چندم تذکر عرض می کنم خدمت تان.

یک روایات دیگر برای امشب کفایت می کند یک صلوات ختم بفرمایید. این روایات باز رابطه دارد به همین روایات عرض کردم یک مقدار ظریفتر وارد مسائل جزئی تر می شود و چون پیوند می خورد با مطلب که قبلاً خدمت تان عرض کردم هر دو را با هم عرض می کنم. قبلاً عرض کردم راجع به شخصیت جاهل که برخوردش با عاقل یک برخورد نسبت به خودش دارد برخورد نسبت به کارهایش دارد. در رابطه با خود عاقل و اهل عقل و اهل دین و مومنین واقعی و عقلا تعجب دارد و درک نمی کند این خصوصیات به کجا برمی گشت کسی یادش هست به کجا بر می گردد.

(تعجب الجاهل من العاقل اکثر من تعجب العاقل من الجاهل). تعجب جاهل از عاقل بیشتر از تعجب عاقل از جاهل است. کی می داند ریشه روانی به کجا بر می گردد خوب، خوب هست یک ده به تو می دهم آقای کاردان، جداً به نکته مهم اشاره کردند چون در توضیح مطلب می خواستم همین عرض کنم آخرین این از لحاظ روانی با اینجا بر می گردد (الجاهل ........الناس العداء ما جهل. الجاهل عدو لا ما جهل).

شخص جاهل نسبت به آن چیز نمی فهمند دشمنی دارد دردش می آیید ناراحت می شود فشار می آورد چون نمی تواند بفهمد چون نجستند حقیقت ره افسانه زدند. این بر می گردد به آن. چرا جاهل از عاقل تعجب می کند مثل تعجب بچه از پدر و مادرش یک سری از کارها مثلاً می گویید چرا مادرمان عروسک بازی نمی کند بچه این طور فکر می کند چرا بابای من نمی آید برف بازی، آدم برفی بسازیم. خاک بازی کنیم گل بازی کنیم برای آن سوال پیش می آیید خیلی این ذوق که بچه دارند می کنند نسبت بزرگ می گویند پس چه بازی دارند صبح می روند سر کار ننه همه اش غذا درست می کند کار خانه می کند. خوش به حال خودمان کوچولو هستیم و این کیف ها را می کنیم حتی نسبت به کسانی که این کیف را نمی کنند به حالت دیگر نگاه می کنید.

اهل دنیا نسبت به اهل آخرت همین جور هستند مباحث قبلاً عرض کردم ( اذامراء بهم یتغامزون اذا انقلبوا الی اهلهم انقلبوا فاکهین). مثلاً کسی گناهکار مومن می بیند یتغامزون اول با غمزه و ناز و تحقیر جلوی او به قول امروزی فیلم بازی می کند بعد می بیند این ها آدم های جاهل و نفهمی و گمراهند بعد این طور برخورد می کنند با تحقیر و مناسبات این طوری.بعد عکس به آخرت می رسد (فالیوم) امروز کسانی ایمان آوردند من الکفار یضحکون، برعکس می شود به طور کلی می فرمایید تعجب جاهل از عاقل خیلی بیشتر تعجب عاقل از جاهل است. بعد می رسیم به این روایات برادر عزیز مان آقای کاردان فرمودند: علی (ع) عاقل و جاهل را می شناسد چرا می شناسد چرا بهتر می شناسد چون زمانی خودش جاهل بوده است. البته این روایات مفهوم دیگر ندارد.

خوب دقت کنیم نمی توان مفهوم دیگر برداشت کرد. چون اگر مفهوم دیگر برداشت کنیم بعضی میزها مفهوم دیگر دارد بعضی ندارد. که کار به جاهای خطرناک می کشد. همین چیز گفتیم منطق کافی. عاقل چون زمانی جاهل بوده پس جاهل می شناسد.نمی توانیم بگوییم حالا یک پزشک بیمار می شناسد یا دقیق دست می زند به یک بیمار مثلاً خودش مریض بود یا استاد کسی شاگرد از لحاظ روانی دارد مداوا می کند. خودش قبلاً مسئله داشت این دوره را گذرانده یا آلوده بود که الان می توانند خیلی راحت راهنمایی کند خودش حرفه ای، حرفه ای، این طور برداشت نشود یک دفعه دومین دیدگاه جاهل به عاقل، دیدگاه کار های عاقل بی حوصلگی بی علاقگی وحشت زدگی (الجاهل یستوحش بما یانس به الحکیم).آدم جاهل از چیزی که آدم عاقل انس دارد خوشش نمی آید دارد قرآن می خواند تسبیح دستش است مطالعه می کند کار علمی می کند می گویند این چه حوصله ای دارد این چی کاری است، کار همین است که من می کنم. احساس خسران می کند سر کوچه چند ساعت وقت خود را تلف می کند این طرف و آن طرف با این بگرد با آن بگرد، این جا برو آن جا برو، چند ساعت شب بیداری ها الکی.همه اش خیال همه اش سراب و اما هرگز گرایش به چیز های که آدم عاقل و حکیم انس دارد انس ندارد می ترسد مثلاً به او بگویند دو دقیقه مسجد بنشین، از کارهای فرد حکیم عاقل بخواهی به او انس ندهی. چون عاقل با ملاک ابدی دارد به خود نگاه می کند این می داند دارد درست عمل می کند خودش می داند درست عمل می کند و شک در عملش ندارد. حالا می خواهد یک نفر دیگر پیوند به ابدیت دهد وصلش کند به ابدیت برای پیوند دهد برای راهنمایی یک سری دستورالعمل بدهد برای این که این دستورالعمل به او بدهی چی کار باید بکنی. خوب همان تخلیه چطوری نه تلقین نه خود حدیث می گویید گویا است یکی از برادر جواب داد اول جواب کی داد من شنیدم آن طرفی بود، آقای خمسه آفرین بشناسد باید آگاه کنی چون شخص حکیم و عاقل چرا انس دارد.

چون دیدگاه درست پیدا کرد وقتی دیدگاه درست پیدا کرد دیدگاه به خودش و زندگی اش و ابدیت و جهان بینی درست دارد و این جهان بینی با قلبش بشناسد نه شناخت نظری فقط نه در کتاب بخواند بگویید قبول کردیم دادیم نه با قلبش باور کند یا بیفتد وقتی او به این لوازم انس می گیرد این که انس ندارد چون نمی فهمد خودش می گوید جاهل از چیزی که آدم عاقل انس دارد به آن، وحشت دارد حالا آخرین روایت مان که در مورد شخصیت عاقل هست دقیقاً عکس همان چیز که حالت جاهل است.

می فرمایید: (العاقل من یزهد فیما یرغب فیها الجاهل). آدم عاقل کسی زهد می ورزد دوری می کند بی میلی نشان می دهد بی رغبتی نشان می دهد به چیزهای که یک جاهل به آن رغبت دارد. خوب ما شخصیت جاهل را معرفی کردیم مباحث را عرض کردیم جاهل چی هست جاهل کی هست آخرین خصوصیات و مهم ترین خصوصیات جاهل را خدمت تان عرض کردم جنبه شخصیت جاهل که جاهل خود را نمی شناسد قوای خود را نمی شناسد. نمی داند کی هست کارهای خود را نمی شناسد خودش با یک گیاه عوضی می گرد یک موقعی مقداری از عمرش صرف کمالات گیاهی می شود یا مثلاً خود را با حیوان عوضی می گیرد خیلی از عمرش در کمالات حیوانی می گذرد فکر می کند همین است چون جامعه همین را تلقی می کند جامعه غیر مذهبی همین را تلقین می کند شما بروید در غرب ببینید هیچ ارزش جزء گیاهی و حیوانی تلقین نمی کند.

یک دانه ارزش انسانی تلقین نمی کند سیاست روزنامه رادیو تلویزیون فقط، ارزش گیاهی و حیوانی تلقین می کند این بعنوان انسان غالب شده است یک جعلی انسان جعلی، و دروغی و بدلی عاقل این طوری نیست عاقل به هر چیز که شخصی جاهل یعنی جاهل کسی که خود را نمی شناسد با معیار های ابدی کار نمی کند کسی یادش رفت کی هست از کجا آمد و در کجا هست به کجا می رود خصوصیات عاقل می داند از کجا آمد و در کجا هست به کجا می رود آدم عاقل به این چیز افراد انس دارند، جاهل انس ندارد، رغبت ندارد، فایده ندارد جنبه روایات جلسات بعد ادامه خواهیم داد بیشتر.چون ببینید یک زمان محدود 9 ماه و خرده ای برای یک جنین نمی تواند به هر کاری که دلش می خواهد بپردازد وقت محدود دارد شرایط ویژه باید شرایط تحصیل کند جنین هیچ کارش هدر رفته نیست، معطلی ندارد و تمام حرکات دقیقاً به سمت کسب آن ارزش می باشد و رشد هم دارد بعد در رحم مقام پیدا می کند مقام نطفگی و علقه گی مقام مضحکی، یعنی چی اینها یعنی رشد کرد این مقام پیدا کرد و این امتیازات را کسب کرد.

حضرت می فرماید: ( من ساوی یوماً فهو...) کسی دو روزش با هم یکسان باشد باخته است. کسی دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است دیروزش بهتر از امروزش باشد چون حرکت درست نکرد. یک فرصتی دارد برای تهیه یک استعداد ولی این دارد فرصت و وقتش تلف می کند وقت دارد برای تهیه استعداد، اما این تهیه نمی کند لذا می داند پرداختن به اینها جزء اتلاف عمر هیچ چیز نیست و هوس و این هوس آخرش درد سر می آورد. الان درست شادی می آورد.

آتشش پنهان و ذوقش آشکار دود او پیدا شود پایان کار

الان درست شادی می آورد عرض کردم مثلاً مثل آب دریاست کسی تشنه بخورد، بله یک مقدار آرام می شود اما بعدش تشنگی چند برابر درد سرش چند برابر خواهد شد و تباعات زیاد هست آدم جاهل انشاءالله جلسه بعد کار می کنیم مثالش می زنیم.العاقل یزهد فیما یرغب فیها الجاهل. بی رغبتی نشان می دهد در چیزهای افراد جاهل انس دارد رغبت دارد میل دارد عمر شان دارد سر این کار می گذارند و تباه می کند او زرنگ هست جلو نمی رود می داند آلوده شدن به این همان، تاوان پس دادن همان، مثل می شناسد می داند اگر الان لذت دارد باطن لذت می داند چی هست تلخی دارد مثل مار که قشنگ زیبا هست وقتی نزدیک بودی مثل عروس نمی دانم دید یا نه عروس دریایی خیلی زیباست.من از نزدیک دیدم خیلی زیباست حالا در عکس در فیلم یک چیز دیگر هست اما از نزدیک در دریا نگاه کنی یک لذت دارد نگاه کردن خیلی لطیف و خیلی زیبا هست واقعاً اما خدا نکن یک نفر نیش بزند من یادم با یکی از ناخدا ها صحبت می کردم در دریا می گفت من یک بار من نزدیک بود بمیرم، نجات پیدا کردم از مرگ، نیشش خیلی نیش سخت است اگر بزند خیلی زیباست. این که هوس می کنی بروی طرفش ما خودمان نمی فهمیم اینها نیش دارند.

فکر می کردیم یک موجود قشنگ می رفتیم طرفش که بازی کنیم خدا رحم کرد دست نمی زدیم جاهل این طوری است نمی داند نمی فهمد که ضرر دارد می رود جلو و خوشکلی و زیبای او لذت او مزه او خیلی چیزها با طبع سازگاری دارد او می گیرد می کشاند نزدیک می شود پشیمان می کند آدم ناراحت می کند لذت موقت اما حسرت در دنیا و آخرت طولانی هست.

انشاءالله خداون به همه ما توفیق عنایت بفرماید روز به روز در ازدیاد عقل مان موفق باشیم.

الحمد لله رب العالمین.