جلسه 025 - آموزش دین
شماره جلسه
25
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 025 - آموزش دین

روانشناسی جاهل

خب فرمول اول را يك مرتبه ديگر هم مى‏گويم. فرمول اول چى بود الجاهل لا يعرف تقصيره و لا يقبل من النصيحة فرمول دوم اين ترجمه‏اش اين شد كه جاهل به كوتاهيهاى خودش، پى نمى‏برد كوتاهيهاى خودش را نمى‏شناسد و نصيحت هم نمى‏پذيرد خصوصيت دوم الجاهل يستوحش من ما يانس به الحكيم. شخص جاهل از هر چيزى كه شخص فهميده و حكيم به آن انس دارد آن چى دارد؟ آن وحشت دارد نسبت به آنها تحمل ندارد نمى‏تواند تحمل كند آن مسائل را لذا زود مثلاً جوش مى‏آورد خصوصيّت سوم كه متمم اصل دوممان هست اين هست اينهايى كه دارم عرض مى‏كنم در ميزان الحكمة، تعجب الجاهل من العاقل اكثر من تعجب العاقل من الجاهل. تعجب شخص جاهل از شخص عاقل بيشتر از تعجب شخص عاقل هست از شخص جاهل باز اگر بخواهيم به عنوان متمم يك دانه، توضيحى روى اين روايت بدهيم متوسل مى‏شويم به اين حديث از اميرالمومنين‏عليه السلام مى‏فرمايد افراد عاقل جاهل را خوب مى‏شناسد افراد عاقل جاهل را خوب مى‏شناسند يا عاقل جاهل را خوب مى‏شناسند دليل مى‏آورد كه چطور خوب مى‏شناسد مى‏گويد چون شخص عاقل قبلاً خودش چى بوده است؟ جاهل بوده است يعنى آن طى كرده يعنى انسان اين جورى است، يعنى انسان اولين مرحله‏اش جهل هست و اللَّه اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شى خدا شما را از شكم مادرانتان خارج كرد در حالى هيچ چيزى را نمى‏دانستيد، پس حركت انسان از جهل شروع مى‏شود حركت چى دارد؟ حركت مثبت دارد؟ به سمت آگاهى لذا مى‏فرمايد، شخص عاقل جاهل را خوب مى‏شناسد مراحلى كه طى كرده حال و هوايى كه تويش بوده، خيالاتى كه اسيرش بود. اوهامى كه اسيرش بوده، همه آنها مى‏شناسد كه اين توى چه سرابى گير كرده است چه بدبختى گير كرده است. مى‏فهمد شخص عاقل لذا چون مى‏فهمد. عاقل تعجبش از جاهل چى هست كمتر هست مى‏شناسد يعنى وقتى مى‏شناسد آدم تعجب نمى‏كند اما چون جاهل به مرحله عقل نرسيده، نمى‏شناسد اين را كه آن چه مراحلى را گذرانده كجاها را دارد مى‏بيند به چه چيزهايى پى برده است لذا تحمل كارهاى عاقل را هم ندارد، جوش مى‏آورد غيبت مى‏كند، سوء زن پيدا مى‏كند نمى‏دانم اعتراض مى‏كند داد مى‏زند و ممكن است خيلى وقتها فساد راه بيندازد. فتنه و اختلاف درگيرى راه بيندازد به خاطر اين كه نمى‏فهمد تعجب الجاهل من العاقل اكثر من تعجب العاقل من الجاهل تعجب شخص جاهل از شخصى عاقل ببيند همه‏اش فارسى است مشكلى نيست در ترجمه‏اش بيشتر است از تعجب عاقل از جاهل مشخص هست كه چرا شخص جاهل تحمل عاقل را ندارد يا شخص عاقل مى‏شناسد جاهل را لذا تحملش مى‏كند و وقتى اين هست توى برخورد جاهل را لذا تحملش مى‏كند و وقتى اين هست توى برخورد شخص عاقل با جاهل كينه نيست دشمنى نيست پرخاشگرى نيست اگر هم دارد بعضى جاها پرخاشگرى مى‏كند پرخاشگرى نه از كينه قلبى خودش مى‏كند بلكه براى معالجه دارد اين را انجام مى‏دهد چون اين جورى است. ممكن است جاهل در برخورد با عاقل متوسل به غيبت به تهمت به پوچى گر، به فتنه، به ايجاد و اختلاف و درگيرى بشود چون نمى‏فهمد علت اين كار چى است؟ كارى كه عاقل دارد مى‏كند وقتى نمى‏فهمد داد مى‏زند اعتراض مى‏كند فتنه ايجاد مى‏كند چه بسا بيايد توهين بكند به شخص عاقل زياد داشتيم اما بر عكس عاقل چون جاهل را مى‏شناسد كه اين چون نمى‏فهمد دارد اين حرف را مى‏زند تحملش زياد هست مثل كارهايى كه يك بچه مى‏كند و پدر و مادر چون مى‏دانند كه اين نمى‏فهمد و متوجه نيست به شيطانيها به اذيّت ريخت و پاشهاى بچه چى هست؟ تحمل مى‏كنند عصبانى نمى‏شوند به خاطر اين جوش نمى‏آورند اقوام مثلاً تنبيه بچه نمى‏كنند، چون مى‏فهمند بچه چى هست؟ نمى‏داند، طبيعت بچه شيطنت هست نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد بچه‏اى كه از كوچكى شيطان و بريز و بپاش هست وقتى بزرگ مى‏شود، افتاده و عاقل مى‏شود بچه متينى مى‏شود حالا اگر توى كوچكى اين شيطانيش را نخواهد بكند بزرگى آن موقع مشكل خواهد پيدا كرد، لذا پدر و مادر چون مى‏فهمند تحمل مى‏كنند شيطانيها و بريز و بپاش بچه‏يشان را، چون مى‏فهمند، لذا امام على‏عليه السلام مى‏فرمايد: ينبغى للعاقل عن يخاطب الجاهل مخاطبة الطيب المريضه، شايسته است شخص عاقل وقتى مى‏خواهد با شخص جاهل برخورد بكند، برخوردش مثل برخورد يك طبيب باشد با بيمار تنفر از شخصيت جاهل پيدا نكند چون خودش يك انسان هست يك بنده خدا هست به كمالات خيلى هم مى‏تواند زيادى هم برسد لذا از خود گناهكار و خود جاهل تنفر ندارد بلكه از چى تنفر دارد؟ از عملش تنفر دارد جلوى عملش را مى‏گيرد از فساد دارد مى‏كند اما همان موقع هم كه دارد مى‏كشدش با عشق دارد مى‏كشدش علاقه دارد به آن و دارد مى‏كشد. به خاطر مصلحت خود آن شخص هست كه دارد مى‏كشد به خاطر مصلحت، ارزش‏هاى متعالى است كه دارد او را مى‏كشد يعنى از خود شخص عصبانى نمى‏شود چون نمى‏فهمد اين هم اصل سوم كه بر مى‏گشت به اصل دوم براى همين انبياء، علماء، بزرگان در طول تاريخ مورد بيشترين اعتراض قرار گرفته‏اند بيشترين اعتراض قرار گرفته‏اند يعنى به آنها خيلى چون و چرا كردند، خيلى بردنشان زير سوال، چون فهم نبوده است. خصوصيت بعدى از جاهل، از اميرالمومنين‏عليه السلام هست العاقل يعتمد على عمله و الجاهل يعتمد على امله مى‏گويد تكيه شخص عاقل چى هست اين هست كه به عمل خودش تكيه مى‏كند نه اين كه حالا مغرور به عمل خودش باشد نه به لطف و فضل الهى توجه دارد اما براى رسيدن به فضل الهى و لطف الهى از چه طريق عمل مى‏كند از طريق عمل وارد مى‏شود يعنى مشغول به كار مى‏شود عمل مى‏كند براى رسيدن به سعادت عمل مى‏كند براى موفقيت عمل مى‏كند فقط توى خيالاتش نمى‏شيند براى خودش يك چيزهاى بپردازد بر عكس شخص جاهل همين طورى است شخص جاهل مى‏آيد و توجه بيشترى به آرزوهايش دارد الجاهل يعتمد على امله شخص جاهل تكيه‏اش بر چى هست؟ به آرزوهايش هست يعنى فكر مى‏كند حالا كه توى رويا دارم تفكر مى‏كنم به آرزوهايم رسيدم ارضا مى‏شوم بعضى‏ها كه قوه خيالشان خيلى قوى هست اين طورى هستند مخصوصاً جوانها كه پايين‏تر هست سنشان پايين‏تر هست تو حول و حوش راهنمايى و پايين‏تر يا مقدار هم بعد از آن اگر در مسائل خارج از دهنشان در عمل، صحنه زندگى به موفقيتى كه در نظر دارند نرسند براى اين كه خودشان را ارضاء بكنند به كجا پناه مى‏برند؟ به خيال پناه مى‏برند يعنى مى‏نشيند و ساعت‏ها فكر مى‏كند توى خيال رسيده به آن چيزى كه مى‏خواسته برسد، دوچرخه بوده، موتور بوده، ماشين بوده، اتوبوس بوده، حالا هر چه مى‏نشيند و توى خيال با آن خلاصه صفا مى‏كند يعنى توى خيال خودش را ارضاء مى‏كند، مى‏گويد من رسيدم خب عالم خيال هم عالم شيرينى است يك دفعه مى‏بينى مثلاً چند سال شخص را نگاه مى‏دارد سرپا چون شخص توى خيالاتش با محبوب و معشوق خودش هست، اما در خارج يك همچنين چيزى نيست در صحنه زندگى عاقل اين طورى هست كه عمل مى‏كند چه در مسائل دنيايى چه در مسائل آخرتى، در مسائل دنيوى اين طورى نيست بگوى حالا انشاء اللَّه بعداً بگذار چنين و چنان بشود اهل عمل هست سخت گوش هست و اين كمك مى‏كند به مساله آخرت چون در روايت داريم من كسل عن امر دنيا فهو عن امر آخرة اكسل كسى كه توى كارهاى دنيايش كسل هست توى كارهاى آخرتش حتماً كسل‏تر هست كسى كه در كارهاى دنيايش كسل هست در كارهاى آخرتيش كسل‏تر هست عكس آن درست نيست عكس روايت درست نيست فقط روايت حالت چى دارد، رفت دارد برگشت پذير نيست اين طور نيست كه كسى كه يعنى اين نتيجه نمى‏توانيم بگيريم پس كسى كه در كارهاى دنيايش زرنگ هست حتماً در كارهاى آخرتى‏اش زرنگ هست اين نتيجه را نمى‏توانيم بگيريم نه بلكه فقط اين نتيجه را مى‏توانيم بگيريم يعنى حرف؟؟؟ دارد، به قول؟؟؟ يعنى كسى كه كسل هست توى كارهاى دنيايش تو كارهاى آخرتيش چى هست كسل‏تر هست بى‏حال‏تر هست چون دنيا به آن نزديك هست دنيا را دارد لمس مى‏كند با مشكلاتش دارد زندگى مى‏كند؟؟؟ هست اين حال ندارد، مى‏خواهد درس بخواند كسل هست كه مثلاً زودتر ديپلمش را بگيرد، زودتر يك شغل مناسبى انتخاب بكند بعد بتواند اگر خواست ازدواج كند اگر ضرورت پيدا كرد بتواند خواست دانشگاه برود، بتواند خواست جهش اجتماعى بردارد، بتواند بردارد يك ديپلم را كه مى‏خواهد بگيرد، با سختى بسيار درس خواندن برايش سخت هست فشار به آن مى‏آيد بى حال هست، خب درس خواندن راحت‏ترين كار هست الان خيلى از همين‏هايى كه نمى‏خوانند بعدها كه مى‏افتند به مشكلات مى‏بينى كه مجبورند بروند شبانه بخوانند يا با چه سختى با سن بالا داشتن دو سه تا يكى پنج تا بچه مجبورند بنشينند چه كار بكنند درس بخوانند چون اگر

پند خردمند به شيرينى نياموزيى /فلك آن پند با تلخى بياموزد تو را امروزى

يعنى يا به شيرينى قبول مى‏كنى و عمل مى‏كنى آن موقع كه جوان هستى و استعداد دارى يا تلخى زندگى وادارت مى‏كند كه عمل بكنى و بروى دنبال آن سرت به سنگ خواهد خورد پس دليل نمى‏شود كسانى كه در كارهاى دنيايى خيلى زرنگ هستند و خيلى برو و بيا دارند و خيلى وضعشان خوب هست حتماً توى كارهاى آخرتى چى هست زرنگ باشند چه بسا همان علاقه‏يشان به كارهاى دنيايى اسارتشان در امور دنيايى مانع حركت به سمت آخرت بشود فقط از اين روايت همين را مى‏فهميم كسى كه در كارهاى دنيايش كسل هست تو كارهاى آخرتيش حتماً چى هست؟ كسل‏تر هست و بى حال تر هست آدم عاقل اين چنين نيست آدم عاقل اعتماد به عمل دارد كسل نيست كار مى‏كند نسبت دنيايش كار مى‏كند چقدر كار مى‏كند نسبت به دنيايش طبق فرموده امام مجتبى‏عليه السلام يا وصيت امام على‏عليه السلام به امام مجتبى‏عليه السلام آنقدر براى دنيايش اهميت قائل هست كه مى‏خواهد انگار كه براى هميشه توى اين دنيا زندگى بكند نمى‏گويد مدرك تحصيلى را مى‏خواهم چكار، پول مى‏خواهم چكار خانه مى‏خواهم چكار امكانات مى‏خواهم چه كار هيچ وقت اين را نمى‏گويد مواظب هست كه فردا مى‏خواهم ازدواج بكنم يا الان ازدواج كردم بالاخره خانه مى‏خواهم بالاخره وسيله رفاه مى‏خواهد زنم بچه‏ام، فكر هست اما براى آخرتش چه جورى هست براى آخرت هم آنقدر اهميت مى‏دهد كه انكار فردا مى‏خواهد بميرد اين طور نيست كه تلاشش براى دنيا او را از حركت به سمت آخرت مانع بشود اين طور نيست به هر دو تا توجه دارد پس شخص عاقل تكيه‏اش به عملش هست اما شخص جاهل همه‏اش به آرزوهايش هست، در رابطه با مسائل دنيايى همه‏اش آرزو و هوس. انشاء اللَّه و اينهاست، توى عالم خيال در امور آخرتى هم همه‏اش مى‏گويد ما به فضل خدا اميدواريم، نمى‏دانم به ائمه اميدوار هستيم، خوب است فضل و نمى‏دانم تكيّه به ائمه و به شفاعت و اين چيزها بد نيست خيلى هم خوب هست به كرم خداوند به هر حال اين طورى هست كه هيچ كس بدون كرم خدا و فضل خدا به بهشت راهى پيدا نخواهد كرد امام سجاد در صحيفه سجاديه مى‏فرمايد خدايا هيچ كس اگر فضل تو و غفران تو نباشد راه به بهشت پيدا نخواهد كرد اين مسلمه اما همين فضل و رحم و چيزى هم كه مى‏خواهد شامل حال انسان بشود به هر حال يك مختصرى مى‏خواهد چون براى انواع حركتهاى براى انواع تولدها عرض كرديم گفتيم بعضى از تولدها چى هست كه احتمال ترميمش احتمال معالجه‏اش احتمال تقويت بچه براى اين كه منتقل شود يا بيايد به مرحله تولد سالم وجود دارد ولى بعضى از بچه‏ها ديگر قابل معالجه نيستند، اين بچه‏اى كه قابل معالجه هست يعنى چه يعنى به هر حال يك حداقل خودش توى رحم تحصيل كرده است الان فقط يك مداوا مى‏خواهد يك عمل جراحى مى‏خواهد كه آن را حلش مى‏كنند و مشكلش برطرف مى‏شود شفاعت مى‏خواهد نه و نيم را گرفته نيم نمره مى‏خواهد، خب اين را به او مى‏دهند مى‏گويند حالا نيم نمره را از فضل و كرم استفاده مى‏كنم و مى‏دهم به او اما كسى كه صفر گرفته كه ده را به او نمى‏دهند اين را بايد دقت بكنيم لذا اين كه من توسل دارم به امام حسين و توسل دارم به امام زمان هست توسلم نمى‏دانم به خدا هست به لطف خدا گناه مى‏كنيم نمى‏دانم يا از چهره‏هايى كه معمولاً مى‏خوانند كه خدايا من شرمنده‏ام قيامت كه مثلاً اندازه عفو تو گناه نكردم از اين چيزهايى كه مغرور مى‏كند يا احاديثى كه مغرور مى‏كند چقدر امام سجادعليه السلام شديداً مى‏تازد به خطايايى كه مردم را نسبت به ائمه مغرور مى‏كنند و لا تغروهم بنا مردم را به ما مغرور نكنيد ما هم جز با عمل خودمان و با تقوا هيچ نزديكى و قربى به خدا نداريم آن ولى محمدصلى الله عليه وآله من اطاع اللَّه اميرالمومنين‏عليه السلام در نهج البلاغه فرمود كه دوست پيامبر كسى را اطاعت خدا را بكند ولو از نظر خانواده و از نظر فاميل با پيامبر فاصله زيادى داشته باشد سلمان بت پرست و كافر از ايران مى‏آيد و مى‏شود السلمان منا اهل البيت آن نزديكان پيامبر همه ارتد الناس بعد النبى مرتد مى‏شود خود نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد بعضى از اصحاب من كه الان با من زندگى دارند مى‏كنند بعد از مرگ من براى ابد نخواهم ديد اينها يعنى بين ما فاصله خواهد افتاد نخواهم ديد اينها را اين طورى هست مى‏فرمايد حتى اگر از نظر فاميلى هم دور باشد يك نفر يك آلمانى يك اروپايى ممكن است مطيع باشد و نزديك‏ترين افراد به پيامبر باشد دوست پيغمبر باشد و يك سيد موسوى سيد كاظمى نمى‏دانم سيد چى چى خيلى آيه اللَّه زاده باشد ممكن است دشمن او باشد آن عدو محمدصلى الله عليه وآله من عصى اللَّه كسى است كه معصيت خدا را مى‏كند اين دشمن پيامبر هست و آن قربت لحمة اگر خانوادگيش هم نزديك باشد به پيغمبرصلى الله عليه وآله فاميلى و خويشاونديش به پيامبر نزديك باشد دشمن پيامبر است پس آدم عاقل تكيه نمى‏كنند به آرزوهايش بلكه تكيه مى‏كند به عملش مى‏بينيد كه پيامبر چى مى‏خواهد عمل مى‏كند اين طورى نيست كه هى توقع داشته باشد آنها ببخشند و اين هم هر چه گناه كرد به جايى بر نخورد ثانياً اصلاً مساله گناه نيست امام سجادعليه السلام مى‏فرمايد كه شيعيان شما به هر حال به بهشت خواهيد رسيد حالا دير يا زود مى‏رسيد به بهشت اما همتتان اين نباشد به قول يكى از بزرگان جهنم نرفتن هنر نيست چون ديوانه‏ها هم جهنم نمى‏روند حيوانها هم جهنم نمى‏روند بچه‏ها هم جهنم نمى‏روند يك كسى كه جهنم نمى‏رود كه هنر نكرده است جهنم نرفته است اين هنر نيست و فتنا فذوا فى الدرجات رغبت در درجات داشته باشيد رغبت داشته باشيد به قرب به مادر بهشتها به آن درجات به بهشتهايى كه ورودش كار هر كسى نخواهد بود به آنها رغبت داشته باشيد فقط جهنم نرفتن كه نيست حالا جهنم نرويم اين همت پست را نبايد افراد داشته باشند افراد نبايد بگويند فقط ما جهنم نرويم بلكه بايد؟؟؟در درجات داشته باشند يعنى رغبت و ميل، در درجات داشته باشند و مسابقه بگذاردند نسبت به ديگران نسبت به همديگر حالت مسابقه داشته باشند سابقوا الى مغفرة من ربكم و الجنة عرضه السموات و الارض سبقت بگيريد به سمت مغفرت خدا و بهشتى كه اندازه آن به اندازه همه آسمانها و زمين هست پس الجاهل يعتمد على امله جاهل تكيه بر آرزوهايش دارد درس نمى‏خواند، كنكور مى‏خواهد بخواند وقت نمى‏گذارد برايش بعد انتظار دارد نمره بياورد آقايى بود كه مى‏گفتيم ما؟؟؟ آقا شما الان سه ماه وقت دارى براى كنكور بنشين درست را بخوان مى‏گفت نه استادم به من يك ذكرى ياد داده است آن ذكر را بگويم مشكل حل مى‏شود يك رتبه‏اى توى دانشگاه به دست آورد كه خجالت مى‏كشيد رتبه‏اش را بگويد بعد از اين كه امتحانش شركت كرده بود، ذكر، شما درستان را بخوان بعد برو ذكر هم بگو ما ذكر داريم تو جلسه امتحان بگوييد. داريم ذكرهايى هستند كه مثلاً وقتى شما مى‏خواهيد امتحانى را پس بدهيد اين ذكر را بگوييد اما اين ذكر كمك مى‏كند اين ذكر اين است مفهومش كه خدايا من تمام درسهايى كه خواندم به ياد من بياور نگذار از ياد من برود سر جلسه امتحان هيبت امتحان مرا نگيرد معناى آن حالا همين هست حالا شرحش نخواهم كرد يعنى طرف بايد يك چيزى خوانده باشد تا به يادش بيايد اين كه من اصلاً هيچى نخواندم درس نخواندم كتاب را بسته‏ام سر جلسه از كجا مى‏خواهد يادش بيايد هيچى يادت نمى‏آيد چيزى ندارى كه بايد يك چيزى را خوانده باشى تا خدا هم كمكت بكند يك بركت مى‏خواهد بدهد در صورتى كه شما يك حركتى هم كرده باشيد خب خصوصيات ديگر جاهل اين آخرين خصوصيت بگويم و رفع زحمت بكنم آخرين خصوصيت براى اين جلسه امشبمان بعد ادامه دارد البته اين روايت را حقش بود در آخر مى‏گذاشتيم، در آخر هم به عنوان نتيجه اين روايت گرفته مى‏شود الان هم عرض مى‏كنم خدمتتان للجاهل فى كل حاله خسران يعنى جاهل در همه حالتهايش دچار خسران است در همه حالتهايش مى‏بازد توى هر حالتى خسران را عرض كرديم يعنى چه؟ يعنى ضررى كه جبران ناپذير هست يعنى ضررى كه اصل سرمايه هم درش از بين مى‏رود قابل جبران نيست للجاهل فى كل حاله خسران حركت را دقت بفرماييد اين حركت را مى‏بينيم مثل حركت جنين هست در رحم يعنى برگشت پذير نيست حالتهاى جنين يعنى هر چه تحصيل كرده تحصيل كرده است برگشت پذير مشكل هست باشد نه اين كه اصلاً نيست خيلى مشكل هست جاهل فرصت دارد اين فرصت را بايد براى اين طرف خوب صرف بكند انسان كلاً حالا اگر كسى جاهل بود و ندانست چى تحصيل بكند در هر مرحله‏اى كه هست دارد واز كجا كم مى‏كند از كيفيت ابدى خودش كم مى‏كند، با پدرش مى‏خواهد ارتباط برقرار بكند چون جاهل هست از اين برخورد با پدر فقط يك جهنم برداشت مى‏كند با مادرش مى‏خواهد برخورد بكند چون روش دقيق برخوردى را بلد نيست آن چيزى كه خدا راضى هست و دستور داده هست در روابط با مادر آن را رعايت بكنيد نه اين كه دلتان مى‏خواهد نه اين كه حدس مى‏زنيد نه اين كه تلويزيون مى‏گويد مثلاً يك فيلم سينمايى مثلاً يك ارتيس فيلم مثلاً با ننه‏اش چه جورى رفتار مى‏كرد اين هم مى‏خواهد با ننه‏اش آن جورى رفتار بكند با زنش با بچه‏اش چه جورى رفتار مى‏كرد اين هم مى‏خواهد آن جورى رفتار بكند نه آنى كه خدا فقط گفته است فقط خدا گفته است نمى‏داند كه با مادر بايد چگونه برخورد بكند يك جهنم برداشت مى‏كند در برخورد با همسرش توى ازدواج مى‏بينى كه چقدر به گناه مى‏افتد در همين مساله ازدواج در روايت داريم بعضى از افراد بهشتى هستند وقتى ازدواج مى‏كنند جهنمى مى‏شوند ما داريم كه ازدواج نيمى از ايمان را نيمى از دين را تكميل مى‏كند اما براى همين ازدواجى كه نيمى از ايمان را تكميل مى‏كند همين ازدواج براى آدم جاهل و نفهم كه نمى‏داند در اين ازدواج چه فريضه‏اى به گردنش مى‏آيد مسئوليتش در مقابل همسرش چى هست كه گناه نكند و جهنمى نشود در مقابل بچه‏اى كه بعداً مى‏خواهد به وجود بيايد نمى‏داند كه چه شرايطى را بايد ايجاد بكند كه آن بچه بچه سالم عاقل خوش اخلاق متدين بار بيايد وقتى نمى‏فهمد اينها، جهنم بار مى‏آورد چون نمى‏فهمد آگاه نيست مى‏فرمايد بهشتى هستند اما وقتى ازدواج مى‏كنند به جهنم مى‏افتند چون ازدواج انواع ارتباطات براى انسان ايجاد مى‏كند و اين ارتباطات چون شخص جاهل هست به آن آن وجهه بهشتى ارتباطات را نمى‏تواند تهيه بكند چون وجهه بهشتى ارتباطات چه جورى بدست مى‏آيد با شناختن وجهه جهنمى بدست مى‏آيد يعنى من بايد بدانم وقتى مى‏خواهم با فلان كس برخورد بكنم كجاى برخوردم جهنم هست از آن دورى بكنم بقيه‏اش چى مى‏شود؟ بهشتى است در برخورد با مادر يك وجهه‏اى وجود يك حدى وجود دارد توى آن حد بچه هر چقدر رفت و آمد بكند توى جهنم هست وقتى يك نفر شناخت اين وجهه چى هست نمى‏رود جلو توى آن حريم پا نمى‏گذارد توى آن حريم وارد نخواهد شد در برخورد بايد با پدر اين هست فرق هم مى‏كند با همديگر يعنى مطلق نيست بعضى جاها شما سكوتتان و ادبتان و پذيرشتان جهنمى هست بعضى جاها نپذيرفتن شما جهنمى هست بعضى جاها خنده‏تان وجهه جهنمى است بعضى جاها اخمتان وجهه جهنمى است در برخورد با برادر يك وجهه‏اى از جهنم وجود دارد در برخورد با همسر در برخورد با فرزند در برخورد با استاد در برخورد با شاگرد در برخورد با همسايه در برخورد با هم وطن در برخورد با مومن حالا انشاء اللَّه من در بحث بعد بحث حقوق برادران هست در حق همديگر انشاء اللَّه آنجا عرض مى‏كنم خدمتتان چون نمى‏داند و وجهه‏هاى جهنمى را نمى‏شناسد ممكن هست به خاطر همين جهلش وارد حريم بشود. و جهل چيزى است كه خداوند هرگز از آن نخواهد گذشت فرمود برويد ياد بگيريد مسائل خود را دينتان را ياد بگيريد فان اللَّه خداوند از جهل نمى‏گذرد يعنى فردا بهانه اين كه نمى‏دانستم را از هيچ كس نخواهد پذيرفت لذا يك مقدارى از وقت جوان بايد صرف آشنايى با وجهه‏هاى جهنمى اول بعد وجهه‏هاى بهشتى بشود چون ديو چو بيرون رود فرشته در آيد شما حد جهنمى آن را بشناس توى هر ارتباط نزديك نشو غير از آن بهشت هست و ما تا آخر عمر با وجهه جهنمى همه ارتباطات روبرو هستيم چرا چون ثابت كرده‏ايم كه انسان تا آخر عمر توى كجاست روى صراط هست تا آخر عمر صراط هم توى كجاست توى جهنم هست پس انسان تا آخر عمر جهنم هست يعنى خطر جهنم تا آخر عمر همه را تهديد مى‏كند هيچ كس تا آخر عمر نمى‏تواند مطمئن باشد رهيده است از اين خطر لذا نبايد مغرور بشويم متكبر بشود منت سر ديگران بگذارد خود بزرگ بين بشود چون معلوم نيست عاقبت چه خواهد شد لذا اين دعاى اللَّه‏م جعل عواقب الامورنا خير خيلى مهم است خداى عاقبت همه ما را ختم به خير كن اين خير كن اين خيلى مهم است انسان عاقبت به خيرى بخواهد بخواهد كه خدا آن آخر نجاتش بدهد پس چون تا آخر روى صراط هست و صراط هم در جهنم هست اين به وجهه‏هاى جهنمى امور آشنايى ندارد در هر حالت دچار چى هست دچار خسران هست يعنى هى ضرر مى‏كند هميشه مى‏بازد هى توى نامه اعمالش جنبه‏هاى منفى نوشته مى‏شود ممكن هست قصدى هم نداشته باشيد بنده خدا ممكن هست آدم خوش قلبى هم باشد اما همين كه نمى‏فهمد و كسل هست و نمى‏رود ياد بگيرد به مسائلش عمل بكند بى حال هست همين بدبختش مى‏كند كه الكسل يفسد المعاد كسالت معاد و آخرت انسان را تباه خواهد كرد فاسد خواهد كرد نبايد توى مسائل دينى‏تان و تنبلى اين طور نيست كه حالا من بگويم من امروز نرفتم دانشگاه و حوصله‏ام نيامد نرفتم مدرسه حوصله‏ام نيامد نرفتم سر كار حوصله‏ام نيامد اين به هيچ جا بر نمى‏خورد نرفتى دانشگاه غيبت مى‏خورى بعد مى‏روى درستش مى‏كنى نرفتى سر كار از حقوقت كم مى‏كنند غيبت محسوب مى‏شود از حقوقت كم مى‏كنند روزى صد تومان يا دويست تومان يا پانصد تومان به تو نمى‏دهند اما كسالت توى امر آخرتى با ابديت سروكار دارد. آنجا نمى‏توانى تنبلى بكنى وقت نكردم مطالعه بكنم حال نداشتم سرم شلوغ هست آقا برنامه زندگى آنقدر فشار مى‏آورد آقا مردم اين مقدر مشكلات دارند آخرت هم يكى از مشكلات همه ماست قبر هم يكى از مشكلات همه ماست اين مشكلات نيست اين نبايد بگذرانيم دنبال يك لقمه نان هستيم خب براى ابديت چرا دنبال يك لقمه نان نيستى آن جا هم يك لقمه نان مى‏خواهى ديگر به هر حال بايد توى بهشت هم بخورى ديگر بايد بگردى بايد بنوشى بايد بپوشى براى آن جا مگر آن جا جزء زندگى شما محسوب نمى‏شود كه فقط دنياست بايد برايش تامين بكنى زن و بچه‏ات هست كه بايد تامنى بكنى آن جا هم جزء زندگى شما هست ابديت هم جزء زندگى شما هست آن جا هم بايد تامينش بكنى اين بهانه هست كه مشكلات نمى‏گذارد چرا به فيلم سينماى مى‏رسى به برنامه مسافرت مى‏رسى نمى‏دانم به مهمانى مى‏رسى به عروسى مى‏رسى نمى‏دانم به خيلى چيزهاى ديگر ولى وقتى نوبت به آخرت مى‏رسد وقت نداريم گرفتاريم سرمان شلوغ هست نمى‏دانم مشكلات داريم بابا آخرتت هم جزء خودت هست اصلاً خودت هست اصلاً الان خودت آخرت هستى چطور مى‏شود وقت نداشته باشى ان مع الدنيا آخرء نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله نمى‏فرمايد آخرت بعد از دنيا هست مى‏گويد همراه دنيا آخرت هست ببينيد جنين توى رحم دارد چى تحصيل مى‏كند دارد دنيا تحصيل مى‏كند توى رحم با دنيايش دارد زندگى مى‏كند يعنى در همان جا پيوند خورده با دنياى خودش لذا عالم رحم توى خود عالم چى هست توى عالم دنيا هست همان طور كه عالم دنيا در عالم آخرت هست اين چنين هست يك شخص الان روى صراط هست آن صراطى كه آن جا ظهور خارجى پيدا كرده است همين هست كه ما داريم زندگى مى‏كنيم ما الان آخرت داريم الان طى كرديم اين آخرت ما همين هست پس ما نمى‏توانيم بگوئيم وقت نداريم به آخرتمان بپردازيم وقت ندارى الان شما توى آخرت روى صراط الان روى صراط هستى الان همانطور كه جنين پيوند مى‏خورد در دوران جنينى پيوند مى‏خورد با دنيا ما هم از اين جا بايد پيوند با ابديت بخوريم وقت نداريم معنا ندارد به هر حال ابديت هم تويى خودتى كه يك انسان موجودى است ابدى چون خودت هستى الان هم بايد همان بايد زندگى بكنى تلاش بكنى كمك جمع بكنى از الان براى آن جا بايد تحصيل بكنى الان نمى‏توانى بگويى وقت ندارم نمى‏شود مشكلات زندگيم نمى‏گذارد اين به اين معنا است كه من خيال ندارم ابديت زندگى بكنم اگر قرار هست ما با ابديت زندگى بكنيم و اين زندگى زندگى خوشى باشد توشه اين آذوقه اين امكانات اين كجا بايد تحصيل بشود از اين جا بايد تحصيل بشود للجاهل فى كل حاله خسران شخص جاهل در همه حالتهايش دچار باخت هست دچار ضرر هست امشب نتيجه‏اش مى‏رسيم يكى اين كه الجهل يفسد المعاد و يكى اين كه الكسل يفسد الاخرة نادانى معاد را تباه مى‏كند كسالت هم معاد را تباه مى‏كند تنبلى معاد را تباه خواهد كرد يعنى اين دو تا كه پيوند با هم بخورند وضعيت انسان را خيلى خراب خواهند كرد جهل با تنبلى پيوند بخورند ببينيد انسان را خيلى خراب خواهند كرد جهل با تنبلى پيوند بخورند ببينيد چه جهنمى درست مى‏كنند براى شخص طرف نادان باشند حال نادانى هم نداشته باشد حال ياد گيرى هم نداشته باشد خب نتيجه‏گيرى راجع به جهل را مى‏گذاريم باز براى جلسات آينده هر چند امروز اين نتيجه مهمى بود كه گرفتيم كه از آن شخص جاهل در همه حالتهايش چون جنبه‏هاى بد را نمى‏شناسد چون آفت شناسى خوبى نيست دچار جهنم خواهد شد لذا در دعاها داريم اللَّه‏م فقهنى فى الدين خدايا مرا آگاه در دينم بكن بفهم دينم را اين بهترين امتياز يك جوان يك انسان هست دين فهم باشد لا خير فى من لا تيخقه من اصحابنا هر يك از اصحاب ما كه فهم دين ندارد خيرى ندارد امام صادق‏عليه السلام فرمود دين فهم نيست بى خير هست چون نمى‏فهمد لطمه مى‏زند براى همين هست كه امام‏عليه السلام مى‏فرمايد لو اوتيت بشاب من شبان الشيعه لا يتفقه فى الدين لضربته ضره بالصيف اگر جوانى از جوانان شيعه را ببينم كه مسائل دينى خود را ياد نمى‏گيرد در حال ياد گيرى مسائل دينيش نيست او را با شمشير خواهم زد يعنى اينقدر مورد تنفر امام قرار مى‏گيرد يك همچنين شخصى جوانى كه به فكر آشنايى با دينش نيست و اين زشت هست ناراحتى امام از دست ما در زندگى ما اثر مى‏گذارد همين كه ناراحت باشد ولو دستش هم به ما نرسد كه شمشير بزند به ما يعنى كار ظهور پيدا نكند اما همين كه امام انسان از دست انسان خشمگين هست ناراحت هست توى زندگى شخصى اثر وضعى مى‏گذارد زندگى را خراب خواهد كرد خيلى وقتها ما نمى‏فهميم كه امام هم از دستمان ناراحت هست داريم چوب مى‏خوريم و نمى‏فهميم اين به خاطر خشم امام هست و باز پيوند مى‏دهم با اين جمله امام سلام عليه براى دفعه چندم كه در دوشنبه و پنج شنبه نامه عملتان به دست امام زمانتان مى‏رسد مواظب باشيد حضرت در نزد ملائكه شرمنده از عمل شما نشود خجالت زده نشوند همين شرمندگى امام و همين غضب امام زندگى ما را خراب خواهد كرد مى‏بينيم كه توفيق نداريم راه نمى‏توانيم برويم جلو نمى‏توانيم برويم فكر هم نداريم حال حضور قلب اصلاً حضور قلب نداريم حال حرف زدن با خدا نداريم، هيچ وقت هوس همه چيز را مى‏كنيم جز هوس خدا را هوس همه چيز به سرمان مى‏زند نه جز هوس امام زمان عج خداوند انشاء اللَّه همه ما را آگاه در دين بكند عامل مخلص بكند به مسائل دينى‏مان خداوند انشاء اللَّه امام زمان عج از همه ما راضى و خشنود بكند.

والحمدللَّه رب العالمين و صلى اللَّه على محمد و اله الطاهرين.

والسلام