أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ نوزدهمین ادب از آداب شاگرد در درس: نباید به هنگام جلوس میان دو فرد مأنوس جدایی انداخت، بعضی از افراد دوست دارند کنار هم بنشینند بین اینها نباید جدایی انداخت در درس، یک کسی بیاید بنشیند بداند اینکه معمولاً این دو مأنوس هستند پیش هم بنشینند باید احترام حالتهای این چنینی را داشت.@ بعضیها قرب اینطوری دارند دوست دارند در درس هم که هستند درسشان را اهمیت میدهند درسخوان هم هستند ولی دوست دارند با دوستشان بنشینند کنار هم این درس را بخوانند معمولاً وقتی کسی میاید طرف دوستش میاید خیلی با علاقه جا باز میکند مایل هست که کنارش بنشیند بقیه هم باید به این حالت احترام بگذارند و اینها را از نظر رابطه دوستی که با هم دارند تمکین کنند.@ شاگرد نباید به منظور انتخاب جا و مکان نشستن میان دو برادر و یا میان پدر و پسر و نیز میان دو فرد نزدیک و خویشاوند و یا میان دو یار محب و دوستدار یکدیگر جز با رضای خاطر و تمایل آنها جلوس کند چون پیامبر اکرم(ص) از نشستن میان دو فرد مأنوس با یکدیگر(به استثناء مواردی که طرفین اجازه دهند) نهی فرموده است.@ (لا یَجلِس بَینَ رَجُلَین إلاّ بِإذنِهِما) بین دو نفر ننشینید مگر با اذنشان، کدام آیین و مکتب هست که این چیزها را رعایت بکند. دقیقترین مسائل رعایت بشود. البته دو نفر مأنوس هم درست است به همدیگر انس دارند ولی باید این انسشان موجب بیادبی نشود موجب تحقیر دیگران نشود موجب اذیت دیگران نشود تحمل بکنند.@ مثلاً فرض بفرمایید اگر یک چیزی هست آنقدر این تمایلشان را اظهار نکنند که ممکن است یک کسی دلگیر بشود اذیت بشود فرض بفرمایید سه نفر هستند دو نفر بخواهند با هم اینطوری باشند نه با هم گرم و صمیمی باشند یا فرض بفرمایید بنده یک کسی کنارم سر سفره نشسته یک غذایی هست میگذارند مثلاً دو نفر یکی هست.@ مثل هیئتها دیدید چند نفری ظرف میگذارند من یکدفعه احترام آن کسانی که کنارم هستند نگه ندارم بگویم نه من میخواهم با فلانی غذا بخورم آن کسی که کنارش نشسته بدش میاید ناراحت میشود کراهت برایش ایجاد میشود نباید بگویی من حتماً باید با فلانی غذا بخورم گذاشتند جلویت غذایتان را بخورید بعد از غذا فرصت دارید همدیگر را ببینید.@ ولی این بد است که بگوییم نه، اگر کسی کنار شما هست نه من کنار فلانی مینشینم در اتوبوس یا جاهای دیگر، این قیدها خیلی قیدهای خوبی نیست بله اگر امکاناتش باشد دل کسی نرنجد امکان باشد کنار هم بنشینید ولی خودخواهی که بعضی وقتها ما میخواهیم کنار دوستمان بنشینیم با ضایع کردن حقوق دیگران و یا با فشار آوردن به دیگران.@ چون ما میخواهیم دو نفر در یک ماشین باشیم مشکل درست میشود بارها اتفاق افتاده که یک اتوبوسی در حال حرکت هست یکی جا دارد دو نفر زمین ماندند یکی از آنها میتواند با این اتوبوس برود یکی با آن اتوبوس برود بعد آنقدر اصرار میکنند که یک نفر را از اتوبوس پیاده کنند نه ما حتماً هر دو ما با هم باشیم.@ یک موقع هست واقعاً لازم هست با هم باشید قرار است با همدیگر صحبت بکنید کاری دارید لزومی هست صحبت بکنید صبر کنید با ماشین بعدی سوار بشوید ولی اینکه بایستید نه ما حتماً باید با هم باشیم که مجبور بشوند یک نفر را پایین بکشند که دوتا جا باز بشود که شما کنار هم باشید.@ زیاد از این اتفاقها در روابط بین جوانها میافتد دو نفر مایل هستند کنار هم باشد و این تمایلشان به اینکه کنار هم باشند به قضایا فشار میاورد نباید مسائل اینطوری باشد و انسان باید از خودخواهیهای این چنینی بگذرد در اردوها در مسافرتها در خیلی از مسائل دیگر اگر قرار باشد افراد یک همچین چسبندگی داشته باشند خیلی مشکلزاست.@ حتی زن و شوهرهایی که با هم میایند یک موقع میبینی یک ماشینی هست که باید خانم من برود در یک ماشین بنشیند من بروم در یک ماشین دیگر بنشینم من بگویم نه من حتماً میخواهم کنار زنم باشم همین که بگویم حتماً میخواهم کنار زنم باشم.@ چه مسیری است یک مسیری است باید برویم یک ساعت نیم ساعت هست مانعی نیست که آن در آن ماشین باشد شما در این ماشین، ولی به هوای اینکه من اصرار میکنم یا به قیمت جدا شدن یک زن و شوهر از همدیگر میشود که آنها باید جدا بشوند.@ شما آن چیزی که برای خودت میخواهی برای دیگران هم بخواه چه اشکال دارد شما جدا بنشین بقیه راحت باشند یا اینکه مشکلات و تبعات دیگر ایجاد میشود چه اصراری است که ما حتماً اینطوری باشیم(وَ هَلُمَ جَرّا) یعنی این مسألهای که پیامبر دارد میفرماید حواستان باشد که ریشههای بحث در دستتان باشد.@ یعنی این به کجا برمیگردد که حضرت میگوید بین دو نفر فاصله نیاندازید از آنطرف هم آن دو نفر باید دقت بکنند که محبتشان دردسرآفرین برای دیگران نباشد اگر میخواهند کنار هم بنشینند یکطوری باشد که به دیگران چیزی تحمیل نشود.@ بیستمین ادب رعایت آسایش حاضران: حاضران و شرکت کنندگان در جلسه درس اخلاقاً موظفند به محض ورود شخص تازهوارد بدو تهنیت گفته و برای نشستن او مجلس را آماده ساخته و برای او جایی باز کنند و به خاطر او مجلس را گشاده و محیای جلوس وی سازند و درخور شأن و مقامش آنگونه که به امثال و اقوام او احترام میگذارند شخصیت او را ارج نهند.@ یک وقت میبینید شخصیت بزرگی هست اهل مجلس باید بلند شوند جا باز کنند آن هم بالای مجلس به او جا بدهند. اگر برای جلوس او جلسه آماده و گشاده گردد تا جایی برای نشستن او فراهم شود و نیز احساس کند که خود حاضران در مضیقه قرار گرفتند خویشتن را به اصطلاح جمع و جور کند و خود را نگستراند و بر روی زمین پهن نسازد.@ میبیند جا کم است دیگران هم به احترام او بلند شدند به او جا دادند نرود یکطوری خودخواهانه فکر کند حقش هست برود آنجا چهارزانو بنشیند حضرت امام صادق(ع) فرمود ده نفر را آدم ندانید یکی کسی است جایی که تنگ است چهارزانو بنشیند.@ شما که میبینی بقیه دوزانو نشستند به تنگی بعد هم به زور به شما یک جایی دادند به خودشان فشار آوردند تا جا بشود شما بنشینید بعد بروی خیلی راحت چهارزانو بنشینی یا خیلی خودت را پهن بکنی جای دیگران خیلی گرفته بشود.@ او نباید با بر و پهلو و پشت خود به کسی تکیه کند و نیز نباید با پس و پیش رفتن خود را جابهجا کند، تکان بخورد و دیگران را اذیت بکند، و از میان جمعیت بیرون افتد [و بالأخره مزاحم دیگران نگردد و باید رنج خود را در برابر راحتی دیگران با آغوش باز پذیرا باشد].@ در مورد شخصی که تازه وارد میشود این نکته هم هست در مورد شخص تازهوارد در حدیث داریم برای هر کسی وارد میشود یک وحشتی هست وقتی در یک جمعی میاید ولو دوستانش هم هستند آشنا هست تازه وارد که میشود یک حالت خاص دارد.@ وقتی شخص میخواهد وارد شود و یکدفعه وارد جمع بشود لذا خود جمع باید با او حالت بسیار بامحبت با ملاطفت و مأنوسانه برخورد کنند و تحویلش بگیرند به یک حالتی که بلافاصله ترس طرف مقابل بریزد و آن حالت اضطراب موقت و لحظهای که دارد بریزد این وظیفه است که وارد را تحویل بگیرید.@ بیست و یک عدم مداخله در درس دیگران: شاگرد نباید در درس اختصاصی دیگران سخنی به میان آورد سخنی که با آن درس ارتباط ندارد و یا موجب میگردد که رشته بحث و گفتگوی شاگردان و استاد را از هم گسیخته سازد اگر گروهی درس خود را آغاز کردند نباید سخنی را که مربوط به درس گذشته و یا دروس دیگر هست مطرح سازد سخنی که میتواند آن را در فرصتهای دیگر به میان آورد.@ یک صحبتی هست میتواند الان نکند بگذارید بحث ادامه پیدا بکند بعد از پایان درس بروید سؤال بکنید این چند جور است یک موقع هست تازهوارد میاید بعد استاد دارد یک بحثی را مطرح میکند تازهوارد میگوید آقا ببخشید من برایم یک سؤال پیش آمده میتوانم بکنم؟@ بعد یک بحث متفرقه مطرح میکند یا اینکه نه تازهوارد باید بداند که این درس برای او نیست این جلسهای هست که اعضایی دارد میایند شرکت میکنند آن شاگردها مدتی درس را گذراندند و دور بحث و مذاکره و پرسش و سؤال مال شاگرد و استاد هست باید صحبت نکند فقط گوش بکند.@ یک موقعهایی هست که استاد 20 جلسه 30 جلسه 100 جلسه درس داده سؤالهایی را جواب داده شخص تازهوارد آمده آنجا نشسته سؤال جلسه بیستم را این دارد الان جلسه صدم است استاد همه اینها را گفته این چون نبوده برایش سؤال بزرگی هم هست در ذهنش مطرح میشود.@ استاد میگوید این سؤال را قبلاً جواب دادیم یا مجبور است آن چیزی را که قبلاً مطرح کرده مطرح بکند که این درست نیست سکوت بکند بعد با استاد بعد از کلاس در میان بگذارد.@ بگوید من یک همچین سؤالی دارم وسط درس دیگران به خصوص درسی که کادر ثابتی دارد شاگردها و استاد مشخص هستند میایند درسی میخوانند دخالت نکند و ساعتشان را نگیریم به خاطر سؤالهای خودمان.@ سخنی که میتواند آن را در فرصتهای دیگر به میان آورد که بعداً قابل جبران و تدارک میباشد البته اگر استاد و شاگردان آن درس به او اجازه چنین کاری را بدهند بازگو کردن مطالبی که با آن درس بیگانگی دارد بلامانع خواهد بود.@ بیست و دومین ادب مداخله و مشارکت در سخن دیگران: هیچ شاگردی اخلاقاً حق ندارد ضمن گفتگوی شاگرد دیگر یعنی شاگردی که با استاد سرگرم گفتگوست با او همصدا و همزبان گردد و در سخنان آن دو شرکت نماید به خصوص او حق ندارد ضمن بحث و مذاکره استاد نیز در ایراد مطلب با او همآواز شود.@ مثلاً دارد سؤال میشود یک سؤال شاگرد کرده استاد حالا یا جواب نمیدهد یا میدهد یا میتواند یا نمیتواند شاگرد نباید دخالت بکند همه باید گوش بکنند کس دیگری دخالت در طرح سؤال شاگرد نکند و کس دیگری هم دخالت در جواب دادن استاد نکند سکوت بکند.@ یکی از حکما میگوید ادب و نزاکت ایجاب میکند که انسان در سخنان و گفتار استاد و یا هر کسی دیگر مشارکت و دخالت نابهجا نکند اگرچه دارای اطلاع و آگاهی فزونتری نسبت به آن سخنان باشد شاعری نیز در این باره گوید:@
در سخنان گروهی دخالت نکن مداخله نکن حتی اگر اصل و فرع مطلب هم دستت باشد مشارکت نکن. لکن اگر خود گوینده یعنی استاد و یا شاگرد به این دخالت رضایت دهند هیچ مانعی برای این کار وجود ندارد مگر اینکه آنها راضی باشند ولی ادب اولیه اقتضا میکند که انسان سکوت بکند.@ بیست و سوم ادب نگاه داشتن به استاد و شاگردان: اگر یکی از شاگردان به شاگرد دیگری اسائه ادب نمود به جز استاد هیچ فرد دیگری حق نهی و تنبیه او را ندارد مگر آنگاه که استاد آن فرد را موظف سازد تا از اسائه ادب چنان شاگردی جلوگیری کند یک شاگردی به شاگرد دیگری توهین کرد ما نباید در کلاس در محضر استاد بلند شویم جار و جنجال راه بیاندازیم این مقدسنماییها اصلاً خوب نیست.@ چه بسا با اخلاص هم انجام شود اما کار بیادبانهای هست یک کسی یک کاری یک خلافی کرد خلاف شرع هم مرتکب شد استاد آنجا هست در کلاس درس جلسه علمی در محضر استاد تو لازم نیست بلند شوی دفاع بکنی استاد خودش میداند که چه جواب بدهد.@ و یا آنکه در سِرّ و نهان از طریق اندرز و نصیحت مانع اسائه ادب آنها نسبت به یکدیگر گردد اما اگر یکی از شاگردان و حاضران جلسه با خود استاد بر خلاف ادب و نزاکت رفتار کند همه شاگردان موظفند در حد توانایی خویش او را توبیخ نموده و طردش سازند و از رفتار او جلوگیری کنند و درصدد یاری و حمایت از استاد برآیند.@ ولو آنکه خود استاد از جسارت چنین شاگردی چشمپوشی و گذشت خویش را اظهار نماید باید شاگردان به منظور ادای حق استاد مانع جسارت شاگرد نسبت به او گردند. این البته مخصوص حضور نیست در غیاب استاد هم همینطوری هست حق استاد این هست که در غیابش هم از او دفاع بکنید.@ رعایت نوبت در درس: آنگاه که شاگرد میخواهد درس خود را بر استاد بخواند باید نوبت خویش را از لحاظ تقدیم و تأخیر مراعات کند او نمیتواند بدون اجازه و رضایت دیگران نوبت اختصاصی آنها را اشغال نموده و قرائت درس خود را جلو اندازد.@ مثل زنگ انشاء قدیم یادتان هست در زنگ انشاء نوبتی باید میامدند انشاء خود را میخواندند یا ارائه درس میکردند یا وقتهای درس پس دادن در وقت درس پس دادن همینطور هست در حوزهها الان همینطور است.@ شاگردان نوبت میگیرند میایند درس شفاهی پیش استاد میخوانند باید نوبت رعایت بشود یا در دانشگاهها الان کنفرانس دادن میگویند دوتا سهتا چهارتا پنجتا دانشجو میخواهند بیایند کنفرانس بدهند کسی حق دیگری را نباید بگیرد مگر اینکه اجازه بگیرد که اجازه هست من در نوبت شما صحبت خودم را بگویم آن یک بحث دیگر است.@ روایت کردند که یکی از انصار برای طرح پرسشی حضور پیغمبر اکرم(ص) رسید در این اثناء مردی از قبیله ثقیب وارد شد و حین گفتگوی مرد انصاری با آن حضرت سخنی به میان آورد.@ حضرت به او فرمود(یا أخا ثقیف) ای برادری که از این قبیله هستی این مرد انصاری پیش از تو مسألهای را با من در میان گذاشت کمی درنگ کن و در جای خویش بنشین تا قبل از رسیدگی به خواسته تو به برآوردن حاجت و نیاز این مرد انصاری آغاز کنیم.@ گفتهاند شاگرد نباید نوبت خود را در اختیار دیگران قرار دهد زیرا اینگونه ایثار و گذشت از قرب و صرفنظر کردن از تقدم نوبت که از رهگذر آن فرصت انسان از دست میرود نه تنها به عنوان کمال اخلاقی تلقی نمیگردد بلکه به خاطر دوری و ناسازگاری با دانش آموختن نقص و کاهش همت انسان را در امر تحصیل نشان میدهد.@ یعنی فداکاریهای علمی نکند مگر استثنائات خاصی هست آن یک بحث دیگری هست آنجا باید دقت بکنید. اگر استاد چنین احساس کند که چنان که شاگردی نوبت دیگران را در اختیار گیرد مقرون به مصلحت هست و خود استاد نیز اجازه چنین کاری را صادر کند.@ باید شاگرد در مقابل انتصار و اطاعت از امر استاد درس خویش را در خارج از نوبت بخواند استاد حق وتو دارد الان شما تا اینجا که رسیدید استاد کامل مطلق ولایتش در کار علمی ولایت مطلق است و این به ما درس ولایت یاد میدهد.@ یک استاد که یک همچین حقوقی داشته باشد ولایت فقیه و امام حقش بسیار بالاتر است آنجا خیلی مسخره است که یک کسی در مقابل ولی فقیه حرف از این بزند که من حقم این است حقم چنین است حقم چنان است. باید شاگرد در مقام انتصار و اطاعت از امر استاد درس خویش را در خارج از نوبت بخواند.@ البته با این اندیشه که نظر و صوابدید استاد توأم به مئالاندیشی و کمال بوده و هدف صحیح را در این کار منظور کرده است نه اینکه بگوید حقم است چون استاد فرمود من خارج از نوبت درسم را جلوتر از همه ارائه میدهم این بحث مسائل این چنینی که قبلاً توضیح دادم که انسان جلوی استاد تقدس در نیاورد.@ بخواهد به استاد یک چیزی بگوید تذکرات اخلاقی به استاد بدهد بخواهد به استاد مسائل فقهی یاد بدهد بخواهد به استاد مسائل شرعی یاد بدهد بخواهد به استاد بگوید این کار درست نیست این کار شرعی نیست اینها مقدسبازیهای الکی است.@ کسی که بخواهد به استادش یک همچین جسارتی بکند استادی که به او اعتماد هست میدانیم که رعایت میکند تقوا دارد استادی که انتخابش کردیم میدانیم که آدم باتقوایی هست دیگر حالا برداری مسائل فقهی را به رخش بکشی یا بگویی استاد این حق من بود من در نوبت بودم کارم داشتم خیلی بیادبی بزرگی است.@ شاگرد باید خودش را دست استاد بسپارد و بداند که استاد حق دارد در مورد او تصمیمگیری بکند بگوید خیلی از دست آقای فلانی ناراحت شدم من این همه جان کندم جزوه را تهیه کردم گفتن فلانی بخواند اگر کسی به استادش یک همچین کاری بکند این علمش برایش حجاب میشود.@ علم را برای عمل نمیخواند چون قاعده عمل میگوید نسبت به استاد باید اینطوری باشی این هم یک علم است وقتی من بخواهم علم را با زیر پا گذاشتن علم دیگری تحصیل بکنم این مشکل درست میشود آنوقت تاریکی میشود دیگر آن روشنایی را ندارد دیگر آن(العلم نور) نیست(العلم هو حجاب الأکبر) دیگر برای من حجاب میشود.@ چون به خاطر کار علمی به خودم اجازه دارم به استاد اسائه ادب بکنم وقتی حاضر شدم به خاطر کار علمی به استاد اسائه ادب بکنم یعنی علم را زیر پا گذاشتم چون علم اجازه همچین چیزی را به من نمیدهد.@ اینجاست که من علم را برای علم میخواهم نه برای عمل، و این مسأله خیلی مسأله بزرگی هست که الان نمیخواهیم وارد بشویم که انسان علم را برای عمل یاد بگیرد نه برای علم خودش، وقتی کاربرد نداشته باشد کارآیی برایت نداشته باشد جهل خواهد بود روایت داریم که این جهل میشود.@ مثل آن آقای طلبهای یا دانشجویی که در حجرهاش یا در خوابگاه اصول مسائل خوابگاه را رعایت نکند به هوای کار علمی، مثلاً نوبتش هست خوابگاه را تمیز بکند طلبه نوبتش هست حجره را تمیز بکند بگوید من امروز به جای تمیز کردن حجره بنشینم کار علمی بکنم.@ حق است وقتی همحجرهای میاید این هست که تو حجره را تمیز بکنی همانطور که آنها روز قبل این کار را کردند و فردا این کار را میکنند امروز نوبت شماست بگویی نه بگذار خودشان میایند تمیز میکنند نوبت شماست شما موظف هستید امروز خدمتکار باشید در حجرهتان در سنگرتان در خوابگاه دانشجوییتان هر جای دیگر.@ در سفر در اردو در مسافرت جمعی بخواهی به هوای کار علمی، من به جای این بروم دو رکعت نماز بخوانم بروم یک گوشهای کِز بکنم دعا بخوانم و گریه بکنم من قبول کردم که آشپزی به عهده من است بعد موقع آشپزی من بروم زیارت عاشورا بخوانم اینطوری نمیشود این حجاب هست.@ درست است حال و علم است اما همه حجاب میاورد هم آن زیارت عاشورا حجاب میاورد و هم کار علمی که حق دیگران را ضایع میکند یا کار علمی که به قیمت ضایع شدن استاد یا برخورد بیادبانه و جسورانه شاگرد با استاد تمام میشود این مطمئناً از علمش خیر نمیبیند.@ بعضی از دانشمندان معتقدند که اگر شاگرد نوبت درس خود را در اختیار شاگرد غریب و ناآشنایی قرار دهد این کار او درخور استحباب و مقرون به رضای حق است چون از راه رسیده غریبه است اگر یک همچین کاری بکنی این آن ترس و لرز و نگرانی و اضطرابش میریزد.@ یعنی یک از اخلاقهای بزرگ و از مکارم اخلاق همین هست که انسان غریبهها را تحویل بگیرد نگذارد غریبه خیلی غربت بکشد زود تحویلش بگیرد زود با او مأنوس بشود نگذارد غریبه غربت بکشد چون غم غربت یک غم سختی هست ولو پنج دقیقه ده دقیقه، اسلامی که اجازه نمیدهد که یک نفری که از در داخل میشود چند لحظه اضطراب بکشد.@ میگوید شما زود به او سلام بکنید و با او گرم بگیرید به هر حال غمهای اینطوری را حتماً تحمل نمیکند. (اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد) یاد غربت خاندان أباعبدالله(ع) افتادم(اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا).@ چون همه مردم تا حد دوردستی به احترام و ارج نهادن افراد غریب و حفظ حرمت و رعایت حال آنها موظف است در این باره روایتی نیز از ابن عباس نقل شده است که همین مطلب را تأیید میکند در تزکیۀ الصامت در پاورقی مرقوم فرمودند صفحه 159 آمده است که از ابن عباس و ابن عمر این دو حدیث در این باره روایت شده است.@ در هامش همین صفحه ذکر شده است که خطیب بغدادی گفته است که عقیقی به مامی گفت در مجلس درس دارقطنی حضور به هم رساندم و ابوالحسن بیضاوی شخص غریب و ناآشنایی را وارد مجلس کرد این مرد غریب از دارقطنی درخواست نمود احادیثی را بر او املا کند.@ دارقطنی از حفظ در یک مجلس بیش از بیست حدیث را بر وی املا نمود که متون تمام آنها این جمله بود(نِعمَ الشِیءُ الهَدیَۀُ أمامَ الحاجَۀ) این مرد غریب از مجلس بازگشت و سپس فردای آن روز به همان مجلس آمد و دارقطنی به او هدیهای تقدیم کرد و او را نزد خود خواند و از حفظ 17 حدیث بر او املا نمود.@ که در متن همه آنها چنین آمده بود(إذا جاءَ کَریمُ قَومٍ فَأکرِمُوهُ) هر وقت کریم یک قومی پیش شما میاید کریم یک قوم را شما اکرام بکنید یک کسی که در قوم خودش آدم کریمی هست پیش شما میاید شما اکرامش بکنید منظور از تحویل گرفتن یک نفر است وقتی یک نفر میاید غریبه را باید تحویلش گرفت و نگذارید که رنج غربت بکشد و این ادب یک چیزی هست که انسان باید به خودش تلقین بکند.@ کسی که از سفر آمده از شهرستان آمده از جایی آمده آوارگی دارد مشکلات دارد نه فقط در مسائل علمی، مؤمنین اینطوری هستند مؤمنین وقتی واحد هستند(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) این آیه شریفه قرآن هست وقتی اینطوری هستند وقتی آدم بلند میشود یک شهرستانی یک جایی میرود نباید میان مؤمنین احساس غربت بکند.@ مؤمنین هم باید همینطوری برخورد بکنند الحمد لله در ایران این مسأله خیلی زیاد رعایت میشود مهماننوازی، آنجا که از اخلاق دور هستند آنجایی که فرهنگ ضعیف هست یک موقعی ممکن است همچین چیزهایی کم باشد و الا خیلی از اقوام جاهای مختلف کشور اینطور هست.@ شما وقتی میروید میبینند غریبه هستید تحویل میگیرند خانه میبرند غذا میدهند جا میدهند که بخوابید کاری که میتوانند برایتان بکنند میکنند مشکلی که داشته باشید حل میکنند این ادب هست خیلی هم کار ارزشمندی هست.@ که انسان بتواند در حق دیگران همچین کاری را بکند و این باید یاد بگیرد و این باید به عنوان یک فرهنگ گسترش پیدا بکند که غریبه هیج جا احساس غربت نکند به خصوص مؤمنین در کنار مؤمنین مسلمانها در کنار سایر مسلمانها یک همچین احساس غربتی به آنها دست ندهد.@ و بدینسان اگر برای شاگردی که درس او در نوبت بعدی قرار دارد حاجتی ضروری پیش آید و شاگردی که نوبت او مقدم است از این پیشامد آگاه گردد مستحب است، این موارد استثنائی که گفتم همین است یک پیشامدی پیش آمده میخواهد برود.@ نمیتواند پدرش مرده یک اتفاقی افتاده مسافرت میخواهد برود شب عروسیاش است آمده گزارشش را بدهد و برود درسش را بخواند و برود بنده خدا گرفتار است من نوبتم را به او میدهم.@ مستحب است نوبت خود را در اختیار چنین شاگردی قرار دهد تا درس خود را در نوبت اول بخواند و بتواند به حوائج ضروری خویش رسیدگی نماید. حالش خراب است یا غمگین است به هر حال گرفتار است. ملاک نوبت گرفتن عبارت از حضور در جلسه میباشد اگرچه پس از حضور برای کارهای ضروری از قبیل قضای حاجت و یا تجدید وضو از جلسه خارج شود.@ عرف اینطوری است برای نوبت گرفتن میایند مینویسند یعنی خودت شخصاً میروی میگویی اسم من را بنویس من این ساعت میخواهم بیایم درس بخوانم این نوبت میشود حالا بله در نوبت نشستی اگر دو نفر جلوی تو هستند بلند شدی رفتی بیرون و برگشتی عیبی ندارد.@ البته نوبت او در صورتی محفوظ میماند که بازگشت عودت او به جلسه درس خارج از حد متعارف طولانی نگردد و الا نوبت و حق اولویت او از میان میرود من بیایم وقت بگیرم بعد بگذارم بروم بعضیها دیدید تفننی این کار را میکنند.@ میگویند یک وقتی هم برای خودمان رزرو داشته باشیم یک موقع میبینی کار شد اگر خواستم بیایم امتحان بدهم بیایم بدهم نخواستم نمیدهم حالا امروز باشد معلوم نیست بخواهد بیاید تصمیم هم ندارد میگوید حالا وقت را بگیرم بد نیست شد شد نشد نشد یک روز دیگر، فاطمه کوچک بود گفت میخواهم داشته باشم.@ یک موقعی کار داشتم از آن استفاده کنم میخواستم تصمیم بگیرم بدانم این استخاره به کارم میاید حالا بعضیها استخاره خوب و بدش را ذخیره میکنند که حالا بخواهند استفاده بکنند اینطوری نمیشود هر کاری موقع خودش را دارد.@ اگر دو شاگرد برای دو درس متفاوت در یک زمان در جلسه حضور یابند استاد باید نوبت را برای شروع به درس هر یک از آنها مشخص سازد یعنی هر دو با هم آمدند بگوید تو اول بعد شما، بدیهی است که توسل به قرعه و استفاده از آن در صورتی صحیح است که تعلیم علمی که تدریس میگردد به حد وجوب و لزوم و ضرورت رسیده باشد.@ ولی اگر تعلیم علم مورد نظر دارای وجوب و ضرورت نباشد استاد در تعیین نوبت مخیر است یک موقع هست نه درس واجب و شرعی هست دروس خیلی واجب هست استاد شیر یا خط میاورد پر یا پوچ میاورد به قول امروزیها قرعه میکشد که چه کسی اول باشد چه کسی بعد باشد.@ یک موقع هست نه یک درسی هست که حالا خیلی هم حد وجوب شرعی ندارد استاد تعیین میکند که چه کسی اول. البته در چنین شرائطی نیز مستحب است که نخست رعایت ترتیب نوبت نموده و در صورت تساوی آنها از لحاظ حضورشان در جلسه درس به قرعه متوسل شوند.@ مثلاً یک کسی میگوید من بیشتر آمدم یک کسی میگوید کمتر آمدم بله آن کسی که بیشتر آمده پرسابقهتر است بگوید آن اول بخواند آن که دیرتر آمده آن بعد بخواند یا نه هر دو مساوی هستند قرعه بکشیم.@ اگر استاد همه شاگردان را در صورت تساوی و برابر بودن آنها از لحاظ درک و فهم در یک درس گرد هم آورد چنین کاری نیز جائز و روا میباشد معید و مدرس مدرسه معید که اولی از میان جمع شاگردان انتخاب میشود و استاد را در اعاده و توضیح درس یاری میدهد این را معید میگویند.@ اگر به اقراء درس یعنی خواندن درس آن هم در وقت معینی برای شاگردان مدرسه موظف گردند نمیتوانند نوبت دیگران را برای نوبت شاگردان مدرسه بدون اجازه و رضایت آنان جلو اندازند اینها دیگر مسائل مدیریتی مدرسه هست چیزهای قشنگی هست در رابطه با مسائل مدیریتی هست.@ که یک مدیر و یک معید و یک مدرس وقتی انتخاب میشود حق ندارد نوبت شاگردهای مدرسه را عقب بیاندازد نسبت به کسی که میخواهد بیاید جواب بدهد رعایت وقت درسی شاگردها مهمتر هست مثلاً من الان قرار است بروم حوزه علمیه قم یا فیضیه میخواهم بروم امتحان بدهم.@ آنجا آن کسی که میخواهد امتحان بگیرد چه معید چه خود مدرس میخواهد امتحان بگیرد باید اول طلبههای خود فیضیه را قبول بکند بنده که از خارج میروم بعداً، حق ندارد نوبت یکی از آنها را به من بدهد بگوید این که از خارج آمده راهش بیاندازیم برود، نه نوبت شاگردهای مدرسه اولویت دارد.@ اگرچه شاگردان خارج مدرسه قبل از شاگردان مدرسه در جلسه حضور به هم رسانده باشد البته در صورتی که تدریس و تعلیم شاگردان خارج مدرسه به حد وجوب نرسیده باشد و یا آنکه تعلیمی به همه آنها اعم از اهل مدرسه و جز آنها به سرحد وجوب برسد یعنی اگر وجوب شرعی پیدا کرد دیگر بقیه همه با هم مساوی میشوند.@ بیست و پنجمین ادب رعایت موازین جلوس در محضر استاد: شاگرد باید به هنگام درس به همان کیفیتی که قبلاً به طور مفصل یادآور کردیم در برابر استاد جلوس کند و به همانگونه که در بخشهای گذشته متذکر شدیم باید طرز نشستن او نمایانگر نزاکت و ادب او در محضر استاد باشد به دستش تکیه ندهد.@ به پایش تکیه ندهد به جایی تکیه ندهد یکوری ننشیند لَم ندهد مؤدب باشد دستش را روی زمین نگذارد با یک دستش بخواهد روی زمین تکیه بخواهد بدهد و بنشیند و مسائلی از این قبیل که مفصلش را خواندیم.@ وقتی به جلسه درس میرود کتاب درسی خود را همراه خود گیرد و شخصاً آن را با خود بردارد یعنی در این کار از هیچ کس کمک نگیرد و کتاب را در حال خواندن و قرائت به صورت باز و گشوده به روی زمین قرار ندهد بلکه آن را به دست گرفته و از روی آن درس را قرائت کند.@ یعنی نگذارد زمین همینطوری روی زمین بخواند روی زمین باز باشد همینطوری بخواند نه کتاب را بلند کند به دستش بگیرد حالا کتاب که یک همچین احترامی دارد قرآن احترامش بالاتر هست که بخواهی زمین بگذاری و بخواهی قرآن بخوانی، نه باید رعایت بکنی.@ اهل تسنن اینها را خیلی رعایت میکنند یک موقعی شیعیان را میبینند که بد قرآن میخوانند و بیادب خیلی بدشان میاید و اعتراض میکنند و تذکر هم میدهند که شما چرا با قرآن یک همچین کاری میکنید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@