جلسه 031 - آداب تعلیم و تعلم
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - آداب تعلیم و تعلم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سی و دومین ادب از آداب شاگرد با استاد این هست که نباید از سؤال و پرسش به خاطر شرم و حیا دریغ ورزید در روایت ما در مورد حیا داریم که(الحَیاءُ حَیائان حَیائُهم ؟؟؟بِن وَ حَیاءُ عَقلٍ) دو جور حیا داریم یکی حیا داریم که منشأش عقل هست.@ این حیایی هست که از زشتیها و از کارهای قبیح انسان خودداری میکند و یک حیا داریم که حیائش حماقت افراد هست که از کارهایی که باید بشود و حق هست طبیعی هست انسان خودداری کند بیان نکند این حیای احمقانه میشود.@ این فرهنگ باید در اجتماع ما جا بیفتد که مردم بین این دو حیا فرق بگذارند و از نظر ارزشی هم بین اینها فرق بگذارند یعنی شدیداً حیای احمقانه تقبیح بشود با آن مبارزه بشود و قویاً تأیید بشود حیای عاقلانه و پرورش پیدا کند حیای احمقانه مفاسد بسیار زیادی دارد.@ در سیر و سلوک در معنویات در عبادات در علم در زندگی در اقتصاد و معیشت در اخلاقیات خیلی جاها به انسان لطمه میزند و بد هست اگر هم کسی بخواهد رعایت بکند یعنی از حیای احمقانه دوری کند و حیای عاقلانه داشته باشد.@ راهش این هست که در درجه اول شناسایی کافی روی آنچه که حق هست داشته باشد آن که حق هست و باید باشد داشته باشد و ثانیاً التزام به حق داشته باشد اهل عمل باشد اهل اجرای حق باشد تا وقتی اینطوری نباشد یعنی شخص به دنبال معرفت حق نباشد.@ آنچه که حق هست و التزام نداشته باشد به رعایت حق حیاهای احمقانه زیاد به سراغ او خواهد آمد اما اگر کسی حق را شناخت اینطور نیست مثلاً یک کسی در رودربایستی گیر میکند به کسی تعارف میکند تعارف هم آمد نیامد دارد خانه میاید حالا پذیراییاش هزار و یکجور مشکلات دارد پذیرایی این، این حیای احمقانه میشود.@ چرا حیا کردی از اول دعوت نمیکردی تعارف نمیکردی حق این هست که ما موظف نیستیم حتماً به کسی تعارف کنیم اگر تعارف کردیم بیموقع تعارف کردیم زنمان آمادگی نداشت رفتیم تبعات منفی دیگری دارد.@ یکی از بزرگان میفرمود شما بدون آمادگی مهمان دعوت میکنید خانه میبرید همسرتان هم بدون آمادگی با اذیت زحمت میکشد ولی اذیت میشود غذا درست میکند این اذیتی که او میشود روی غذا اثر میگذارد غذا مهمان را تاریک میکند بالأخره اثر بدی دارد تبعات منفی ایجاد میکند.@ چرا که یک نفر حیای احمقانه دارد سایر مسائل هم همینطور، انسان باید حق را بشناسد که چه هست مثلاً حیای از مطرح کردن سؤال، حیای احمقانه است انسان از وقتی که متولد شده(وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً) خداوند شما را از شکمهای مادرانتان خارج کرد در حالی که هیچ چیز نمیدانستید.@ هیچ کس چیزی نمیدانسته ضربالمثل قدیمی ندانستن عیب نیست هر موقع کسی در اعضای خانواده به خاطر نپرسیدن چیزی به دردسر میافتاد مثلاً راهش دور میشد تهران رفته بود به جای اینکه شرق برود غرب رفته بود مادربزرگ ما میگفت ندانستن عیب نیست نپرسیدن عیب است.@ میتوانستی سؤال کنی که وقتی داری فلان جا میروی یک ترمز بکنی که فلان مسیر را میخواهیم برویم از کجا برویم بعضیها خیلی زورشان میاید سؤال کنند ترجیح میدهد اگر سوار اتومبیل یا موتور هست اشتباه برود سؤال نکند روی تخمین برود اما سؤال نکند چقدر مسیر خودش را دور میکند همراهانش را هم به زحمت میاندازد چرا؟@ چون آنقدر شجاعت ندارد که یک ترمز بکند سؤال بکند یکجا دوجا خوب سؤال بکند مطمئن بشود بعد مسیر را برود چه اشکال دارد اینکه ما چیزی را بلد نباشیم عیب نیست یاد میگیریم باید یاد بگیریم اینکه نرویم یاد بگیریم عیب هست.@ اینکه توجه نداشته باشیم به اینکه ما این جهلمان را برطرف کنیم همین که نپرسی کار جاهلانهای کردی کار احمقانهای هست انسان نپرسد مثلاً استاد من این مطلب را نمیدانم چه هست فلان موضوع برایم حل نیست برایم توضیح بفرمایید نگوید رویم نشد سؤال کنم در موارد مختلف هم همینطور هست.@ حالا اگر من بخواهم وارد این بحث بشوم این بحث یک بحث پردامنه است برخلاف ظاهرش که یک کسی فکر کند حیا که چیزی نیست چیزی که حق است از آن حیا نکند ولی منشأ خیلی از مشکلات و مفاسد همین حیای احمقانه است.@ بحث مفصلی هست این بحث حیای احمقانه، ما مثلاً خودمان خیلی وقتها جوامعی که در آنها تعارف نیست مثل جوامع غربی یا جوامع اروپایی تحسین میکنیم میگوییم آنها چقدر خوب هستند بینشان تعارف نیست با همدیگر راحت هستند ولی خودمان شجاعت این کار را نداریم.@ مرحوم مطهری(ره) فرمودند یکی از دوستان خوب و قدیمی آیت الله العظمی بروجردی(ره) آمده بودند بعد از چندین سال به ملاقات ایشان، و چون آقای بروجردی ملاقاتشان را گاهی یا معمولاً در حجره ما انجام میدادند گفتند میخواهیم ایشان را ببینیم حالا چطوری شده بود ایشان به آقای بروجردی خبر دادند یا دم حجره آقای مطهری نرفته بود.@ منزل آقای بروجردی رفته بود به هر نحوی به هر حال آقای مطهری از این جهت در جریان بود این مسأله را تعریف میکرد که ایشان میایند در میزنند میگویند من آمدم بگویید فلانی هست آیت الله بروجردی میگوید از طرف من از ایشان معذرتخواهی بکنید.@ بگویید من الان میخواهم سر کلاس بروم درس بدهم و پیشمطالعه باید بکنم و بعد از کلاس انشاء الله زیارتشان میکنم الان نمیتوانم آن بنده خدا خیلی عجله داشت آمد و به آقای مطهری گفت اینطوری شده من دارم میروم نمیتوانم ایشان را زیارت کنم از طرف ما خداحافظی کنید آن شخص میرود.@ شهید مطهری گفت بعدها من آن آقا را دیدم بعد از کلاس آقای بروجردی میاید حجره آقای مطهری که ایشان را ببیند آقای مطهری میگوید ایشان رفتند دیر شده بود کار داشتند نمیتوانستند بیایستند رفتند.@ آقای مطهری بعدها این آقا را دیدم گفتم آقای بروجردی به زیارت شما آمدند و معذرتخواهی کردند که آن موقع نتوانستند شما را ببیند دیگر شما رفته بودید گفت نه من خیلی خوشحال شدم و لذت بردم این جمله را آن آقا گفته بود که ما اروپاییها را تحسین میکنیم به خاطر اینکه این قید و بندها را ندارند و با هم راحت هستند و تعارفات الکی ندارند.@ در حالی که مرجع تقلید ما آنقدر روشن هست که بدون تعارف این برخورد را میکند حق این است که من سر کلاس بروم شاگرد هم نسبت به استاد حق دارد یعنی شاگرد چرت و پرت که نمیتواند از استاد بشنود استاد میخواهد برود حرف حسابی تحویل بدهد استاد آماده نباشد که وقت شاگرد تلف میشود.@ الان موقع پیشمطالعه است یک کسی میاید سؤال میکند میگوید من الان نمیتوانم قبل از کلاس شما را بپذیرم چون احتیاج به پیشمطالعه دارم گفت خیلی خوشحال شدم که یک مرجع آنقدر روشن هست که تعارفات را کنار گذاشته من واقعاً خوشحال شدم مهم هست که ما بیخود گرفتار نشویم الکی دچار چیزهایی که حق نیست نشویم.@ بعداً بگوییم خجالت کشیدم حیا کردم ما داریم بعضی از آقایان محترمی هستند که اینطوری هستند مثلاً به آنها میگویند شما فلان مجلس تشریف بیاورید، نمیگوید نمیایم، کار دارم، معذورم، هیچی نمیگوید، یعنی سکوت میکند سکوت هم خیلی وقتها علامت رضا تلقی میشود بعد بقیه همه معطل آقا میمانند آقا هم تشریف نمیاورند.@ میگویند چرا مردم را سرکار میگذارید؟ میگوید رویم نشد این که بدتر است گناه معطلی آنها که خیلی بدتر از این است که شما یک کلام بگویید من نمیتوانم بیایم، این اصلاً بد نیست که شما بگویید من نمیتوانم بیایم ولی اینکه مردم را معطل بکنی و طوری رفتار بکنی که شخص منتظر شما باشد و تلقیاش این باشد که میایی و نروی این گناهش بدتر است میگوید من رویم نشد، این نمیشود.@ انسان در حیاهای احمقانه به برخوردهای منافقانه زیاد میافتد یعنی اخلاقش به سمت دروغگویی میرود به سمت نفاق، و خیلی مفاسد دیگر، خودت را راحت کن یک کلام، مثلاً دختر فلان پسر را نمیخواهد میگویند میخواهیم خواستگاری بیاییم هیچی نمیگوید سکوت میکند یا مادر در تعارف گیر میکند میگوید خواهش میکنم خانه خودتان است.@ بگو دخترم آمادگی ازدواج ندارد چرا این کار را میکنی پسر را قبول میکنی پسر فکر میکند شما برای ازدواج آمادگی دارید خواستگاری آمده بعد پسر دختر را میبیند یواش یواش علاقهاش زیاد میشود بعد از چند هفته میگویند ما استخاره کردیم بد آمده.@ الکی، مد شده این دروغ معروف که تا وقتی میخواهند یکی را جواب رد بدهند میگویند استخاره کردیم بد آمده از اول میگفتی آمادگی ازدواج ندارم یا دختر نمیخواهد با شما ازدواج بکند آمادگی ندارد. چرا مردم را علاف میکنی و مفاسد دیگری ایجاد میشود همین منشأ چقدر فتنه و درگیری در فامیل و جاهای دیگر میشود.@ یک حیای احمقانه، مثلاً در مورد برآوردن نیاز جنسی، صدر اسلام پیامبر آنقدر جامعه را آزاد و رشدیافته بار آورده بود که یک زن با شجاعت میامد میگفت یا رسول الله من زن تنهایی هستم که شبها احتیاج به همسر دارم میترسم در خانه تنها باشم بدون مرد.@ چقدر جامعه رشدیافته بوده زن میاید راحت جلوی پیغمبر همه مردم هم آنجا بودند میشنیدند در نماز جماعت پیغمبر، پیامبر(ص) اعلام کرد آقایان کدام یک از شما حاضر هستید با این خانم ازدواج بکنید؟ یا رسول الله من، مهریه چه داری؟ هیچی ندارم، این انگشتر آهنی خوب است؟@ بله این انگشتر آهنی خوب است اصلاً چیزی ندارم، سوره میتوانی به او یاد بدهی؟ بله میتوانم سوره یاد بدهم، خانم مهریه شما این هست که ایشان چندتا سوره به شما یاد بدهد خطبه را میخوانند و میروند جامعه آزاد، جوان پیش پیغمبر میامد که یا رسول الله من احتیاج به همسر دارم.@ حضرت میگفت برو خانه فلانی بگو پیامبر من را فرستاده میگوید دخترت را به من بده. خیلی راحت. ولی حالا بیا ببین چقدر انسانها به مفاسد مختلف دچار میشوند حیاهای احمقانه دارند و فکر میکنند این جزء شرع است بدبختی ما این هست که این را جزء اخلاق و شرع میدانیم و هزار و یکجور انحرافات مختلف دارد ایجاد میشود.@ برخوردهای منافقانه، دروغگویی، چقدر اتلاف استعداد و عمر میشود فقط به خاطر همین حیاهای احمقانه. شاگرد نباید در مورد مسائل و مشکلات پیچیده علمی از پرسش نمودن احساس شرم و حیا کند بلکه باید با کمال جرأت و شهامت از استاد خود در مورد آن مسائل توضیح کامل را درخواست کند.@ چون ظرافت و تنکی چهره به هنگام پرسش سرانجامش، چهرهات را بگیری و بترسی سؤال کنی، سرانجامش نقصان و ضعف و کم توانی علمی است و کسی که به اصطلاح با چهره نازکنارنجی و شرمآلود سؤال خود را مطرح میکند نقص و کمبودهای علمی او به هنگام گردهمایی مردم با او پدیدار میشود.@ امام صادق(ع) فرمود: دانش دینی و بینش الهی همچون خانه [و خزینه و گنجوری است] که بر در آن قفل نهادند. کلید این قفل عبارت است از سؤال و پرسش.@ یعنی اگر کسی میخواهد به خانه علم راه پیدا کند باید با کلید و پرسش بیاید که چنین کلیدی همه ابواب را فراسوی انسان در برابر ذخائر علمی میگشاید. امروز چون در مورد حیای احمقانه و تبعاتش زیاد صحبت کردیم که ضبط هم نشد و خسته شدید بقیه بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@