جلسه 028 - آداب تعلیم و تعلم
شماره جلسه
28
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - آداب تعلیم و تعلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بیست و یکمین ادب از آداب وظائف شاگرد تنظیم صدا و مواظبت از رفتار و گفتار در پیشگاه استاد: آداب و وظیفهای که هم اکنون بازگو میشود از نوع همان آیین و وظیفه اخیر الذکر میباشد که باید شاگرد بدون نیاز و ضرورت صدای خویش را خارج از اندازه بلند نسازد او نباید در محضر استاد با دیگران نجوا کند.@ نجوا یعنی چی؟ یعنی درگوشی با هم صحبت نکنند حق ندارد صحبت بکند گفتم اینها یک چیزهایی هست که باید انسان تمرین بکند و تلقین بکند به خودش که اینها را یاد بگیرد برایش جا بیفتد و بتواند یواش یواش عمل بکند.@ یعنی چیزهایی هست که بدون تلقین حاصل نمیشود این چیزها باید حتماً شخص به آنها توجه داشته باشد خودش را تلقین بکند تمرین بکند تا مؤدب به این آداب بشود یعنی نفس اینطوری است نفس وقتی رهایش بکنی هیچ وقت به سمت صراط مستقیم نمیاید قاعده طبیعت اینطوری است.@ روی صراط مستقیم نگه داشتن نفس بدون تمرکز و توجه ممکن نیست شما صراط را توجه بفرمایید صراط پلی است در جهنم که از موی باریکتر و از شمشیر تیزتر است روی همچین پلی ایستادن بیتوجه ممکن نیست یعنی همیشه انسان باید یکسره تمرکز داشته باشد که روی این صراط دارد راه میرود تا بتواند راه برود.@ بخواهی یک لحظه تنپروری راحتطلبی بکنی یک لحظه بخواهی بیقید بشوی سقوط کردی یعنی اینطور نیست که انسان نفس خودش را راحت بگذارد و سقوط نکند به محض اینکه نفس راحت بشود خیانت خودش را میکند دشمنی خودش را حتماً میکند با شما این قاعده است. برای همین هم در رابطه با مؤمن داریم که مؤمن خودش از دست خودش در عذاب است.@ در عذاب است یعنی چی خودش از دست خودش؟ این خود اول همان ناخود است. همان طبیعت است خود دوم فطرت است و خود حقیقی است یعنی دائماً به خودش مراقبت دارد هم به خودش بدبین است یعنی فطرت دائماً نسبت به طبیعت به بدبینی نگاه میکند حتی اگر طبیعت در لباس مقدس هم برود آرام بشود مؤمن باید شک بکند این را توجه داشته باشید باید شک بکند.@

یعنی یک موقعهایی طبیعت برای اینکه از چنگال ملامت فطرت نفس اماره برای اینکه بتواند از دست نفس لوامه فرار بکند میرود خودش را لابهلای صورتهای مقدس قاطی میکند که کاری با آن نداشته باشیم نفس لوامه ولش میکند میگوید این پسر خوبی است بچه خوبی است کاری ندارد تا بیخیال میشوی ولش میکنی خیانت میکند قاعده اینطوری است.@ لذا در همه آداب انسان باید تمرکز داشته باشد توجه، تمرکز، تلقین، فشار آوردن به خودش، محاسبه بکند، مراقبه بکند همه این چیزهایی که به ما گفتند برای چی گفتند این مراحل مختلف مشارطه یعنی با خودش شرط بکند.@ شرط کند که سر کلاس به هیچ وجه با بغل دستیش گفتگو نکند نجوا نکند اگر با کسی نجوا کرد خودش را جریمه بکند این مقدار صدقه بدهد اینقدر روزه بگیرد وقتی مشارطه میکنی یعنی حواست هست که نباید این به نفس باشد بعد مراقبت میخواهد بعد محاسبه میخواهد بعد از محاسبه اگر تخلف کرده بود معاقبه میخواهد معاتبه میخواهد اینها احتیاج هست.@ ولی اگر بخواهیم این مراحل را رعایت نکنیم این شروط را رعایت نکنیم آن تطبیقی که باید با شرائط زیستی آخرت انسان پیدا بکند نمیکند قلب حرکتش به سمت سلامت نیست قلب سلیم نمیشود قلب سلیم مثل بدن سلیم است.@ شما چطور در بدن سلیم مراقبت میکنی تا مریض نشوی اطراف پر از آلودگی است مراقبت میکنی زمینهها را از بین میبری غذا خوردی میدانی غذا خوردن زمینهای است برای فساد دندان، باید مسواک بزنی غذا میخواهی بخوری میدانی این غذا خوردن مقدارش که زیاد بشود زمینهای است برای افزایش خواب برای افزایش قوت جنسی شهوت جنسی مراقبت میکنی که زیاد نخوری هر ارتباطی که بخواهیم برقرار بکنیم همینطوری است.@ دائم انسان باید مراقبت بکند بدون آن نمیشود لذا اینکه ایشان میفرماید که نباید در محضر استاد با دیگران نجوا نماید باید انسان این چیزها را تمرین بکند تمام آداب همینطور هستند که باید مثل یک بچهای که میخواهی تربیتش بکنی قبولش بکنیم نفس هم همینطوری هست.@ طبیعت مثل یک کودکی هست که میخواهی تربیتش بکنی و از آن باید مراقبت بکنی و به اصطلاح درگوشی و پنهانی صحبت نکند و به هیچ یک از حاضران فشار نیاورد یعنی جا را به دیگران تنگ نکند زیاد از حد و بدون نیاز و ضرورت سخن نگوید و پرحرفی نکند.@ آن موقعی که دارد صحبت میکند در کلاس اجازه پیدا کرده در جلسه حرف بزند بیش از حدش حرف نزند سخنی بر زبان جاری نسازد که دیگران از آن به خنده افتند و یا در آن حرف زشت و رکیک و ناسزایی وجود داشته و یا متضمن سوء برخورد و یا سوء ادب و نزاکت باشد.@ بلکه اساساً نباید در محضر استاد بدون اینکه از او پرسشی کند و یا از استاد کسب اجازه کند رأساً لب به سخن گشاید بیجهت و یا با جهت در برابر استاد نخندد یعنی چه اینکه موجبات خنده در میان باشد و یا نباشد حق ندارد در محضر استاد بخندد.@ این خیلی کار سختی است که انسان حتی موجبات خنده هم فراهم باشد نخندد تمرین میخواهد همینطوری راحت که نمیشود بتواند خودش را نگه دارد جدی بشود و اگر خنده و ذکر بر او چیره گشت ادب و وظیفه شاگردی ایجاب میکند که خنده او در حضور استاد بدون قهقهه و بیسروصدا باشد و به اصطلاح لبخند بزند و تبسم نماید.@ شاگرد باید از غیبت و بدگویی پشت سر دیگران در محضر استاد سخت برحذر باشد و راجع به هیچ کسی سخنچینی نکند و میان استاد و هیچ فرد دیگری فتنه ایجاد ننماید یعنی بگوید فلان کس اینطوری گفت فلان کس آنطوری گفت یک کاری بکند که مثلاً به هم بخورد.@ غالب غیبتهایی هم که شاگردان را در مقابل استاد میکنند و هم خودشان و هم اساتید را آلوده میکنند و فتنهانگیزی میکنند نیتش آن خواستگاهش خودشیرینی کردن هست خیلی باید دقت بکنیم.@ به این معنی که نباید مطالبی راجع به دیگران در نزد استاد به میان آورد که استاد را نسبت به آنها بدبین سازد مثلاً بگوید فلانی از نقص و عیب استاد خوردهگیری کرد و یا کسی از او بدگویی نمود و یا درصدد رد گفتههای او برآمد هیچی نگوید هر مخالفتی که با استاد میشود به زبان نیاورد برای استاد نقل بکند.@ و یا طوری سخن گوید که استاد را وادارد تا توجه بیشتری نسبت به او مبذول دارد این هم خیلی خطای بزرگی است یعنی خودش را بخواهد در دل استاد جا بکند محبوب دل استاد بشود و به اصطلاح خودشیرینی نماید فی المثل بگوید فلانی بسیار مایل بود من پیش او درس بخوانم و یا میخواستم نزد فلانی درس بخوانم ولی به خاطر شما و علاقهای که به شما داشتم از این کار خودداری کردم.@ شاگرد هیچ منتی سر استاد به خاطر آمدن سر جلسه او ندارد و تا آخر عمر هم باید منت استاد را تحمل بکند خلاصه اینکه نباید با امثال اینگونه سخنها سعی نماید جایی در دل استاد باز کند و یا میان او و دیگران تفرقه افکند البته استاد هم اگر استاد باشد.@ اینکه میگویند نگویید برای این هست که واقعاً استاد حقیقی ککش هم نمیگزد که دیگران در موردش چه چیزی میگویند درسش را قبول دارند یا قبول ندارند نظریاتش را قبول دارند یا قبول ندارند که کسی یا میاید سر جلسهاش یا کسی نمیاید.@ استادی که با خدا خلوت بکند و با علم خلوت بکند از هیچ خلوتی نمیترسد یک دانه شاگرد هم پیش او نیاید هیچ وقت ککش هم نمیگزد خوشحال هست که اصلاً کسی دور و برش نیاید علی(ع) فرمود(مَن خَلا بِالعِلمِ لَم تُوحِشُ خَلوَتٌ) هر کس با علم خلوت بکند دیگر هیچ خلوتی او را به وحشت نمیاندازد.@ خودش با علم با معرفت که مشغول هست همینطوری هست دیگر ککش نمیگزد شاگرد بیایند دورش نیایند دورش درسش را قبول داشته باشند نداشته باشند رد بکنند نکنند.@ آری او نباید اینگونه سخنها را با استاد در میان گذارد زیرا شاگرد با چنان گفتارهای غیر معصومانه نه تنها مرتکب امر مکروه و ناپسند و یا احیاناً مرتکب حرام و یا گناه کبیره میشود بلکه به خاطر حماقت و ریاکاری مستحق توبیخ و اهانت بوده و سزاوار آن است که از پیشگاه خدا و نیز استادش طرد و تبعید گردد.@ و ما در بحثهای گذشته به مناسبت این موضوع در این باره حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) نقل کردیم که ناظر به همین حقیقت بوده است. 22 ـ رعایت لطف بیان هنگام گفتگوی با استاد: دانشجو باید در خطاب با استاد حتی الامکان دارای حسن تعبیر و لطافت بیان باشد و به او نگوید چرا، نه، کلمه نه را بکار نبرد قبول نداریم چه کسی چنین گفته و نقل و روایت کرده است.@ یعنی چه کسی چنین گفته چه کسی نقل کرده چه کسی روایت کرده این سخنی که شما میگویید در کجاست و یا مأخذ آن را در کجا میتوان یافت او نباید بگوید آنچه به خاطر دارم و یا دیگران نقل کردهاند با گفتار شما مغایرت دارد اینها مهم است.@ لطافت کلام ظرافت کلام در محضر استاد چطوری انسان با استاد صحبت بکند سخن بگوید و مثلاً برایش شبهه هم که مطرح است نباید چیزی بگوید حتی اگر مسلم هم هست برایش یک چیزی که خلاف نظر استاد است کلمه نه را نباید به کار ببرد نه خیلی بیادبی بزرگی است یا قبول نداریم یا نه اینطور نیست.@ تکه کلام به کار نبرد اصطلاحات به کار نبرد لاتی صحبت نکند خودمانی صحبت نکند خودمانی نباشد اینها مهم هست که چطوری صحبت بکند. مثلاً میخواهد بگوید اذیت شدم رفتم فلان جا، مثلاً استاد به او میگوید رفتی تبلیغ چطور شد یا میتواند بگوید مثلاً اذیت شدم آنجا رفتم یک بار میگوید آقا پدرمان در آمد اینطوری نباید به استاد بگویی.@ یعنی نباید خودمانی تکه کلامهایی که بین عوام مطرح هست آنجا خودت مطرح بکنی پیش استاد مؤدبانهترین کلام را به کار ببری آقا دمار ما را درآوردن اینطوری نمیتوانی بگویی دانشجو نباید با امثال اینگونه تعابیر و بیانات خود استادش را مورد خطاب قرار بدهد و با چنین لحنهای زنندهای خاطر او را بیازارد.@ اینطور موارد کجاها خطرناک است یعنی در دردسر میافتد به بیادبی کشیده میشود؟ موقعهایی که از نظر محتوای علمی بار ندارد نه معمولاً ساکت هست چون اصلاً نمیتواند عرض اندامی در مقابل استاد بکند یواش یواش که آمد کسب علم کرد اطلاعات به دست آورد مسلط شد فرمولها را یاد گرفت.@ بعد از یک مدتی که مسلح شد یک ذره باسوادتر شد یا با نظر استاد یا با غیر نظر استاد خودش هم کرسی تدریس را گرفت اینطرف آنطرف یک مقدار جاندارتر شد گردنکشی ممکن است بکند یعنی موقع صحبت کردن بیادبانه صحبت بکند این خیلی خطرناک است.@ اگر دانشجو میخواهد واقعاً و معصومانه اصل و منبع گفتار استاد را بیابد اینکه میگوید معصومانه یعنی بیادب نیست نمیخواهد بیادبی بکند قصد بدی ندارد واقعاً میخواهد منبع فرمایش استاد را پیدا بکند که این فرمایش کجا بوده استاد منبع فرمایشش را ذکر نکرده.@ و به اساس و مأخذ سخنان استاد واقف گردد و یا علاقمند است بداند چه کسانی با استاد همعقیده و همسخن و محتوای بیان او را نقل کردند میتواند منظور خود را با آمیزه لطف و نرمش و با بیانی خوشایند و دلنشین ابراز نماید تا به هدف خود برسد و ضمناً احترام به استاد را نیز رعایت کند.@ اگر هدف دانشجو در این چون و چراها استفاده و بهرهگیری از استاد باشد بهتر است در جلسه دیگری غیر از جلسه درس و یا در جلسه خصوصی چنین سؤالاتی را مطرح بکند.@ علاوه بر این اگر خود را ناگزیر ببیند که در همان جلسه پرسشهای کنجکاوانه خویش را مطرح نماید و چون و چرا نماید شایسته است به جای چرا قبول ندارم لحن خود را تلطیف نموده و بگوید اگر به ما چنین بگویند و یا اگر سخن را قبول نکنیم و یا اگر از ما سؤال کنند که به چه دلیل چنین میگویی و یا اگر به ما به طور کلی ایراد بگیرند و اجحاف کنند در پاسخ آنان چه بگوییم.@ دانشجو میتواند امثال اینگونه تعبیرات خوشایند و استفهامآمیز به جای تعبیرات زننده و گزنده در خطاب به استاد مورد استفاده قرار دهد تا به عنوان فردی علاقمند به فهم و درک حقیقت و پویای پاسخ صحیح تلقی گردد و به بالاخره سؤال خویش را با حسن ادب و لطف بیان با استادش در میان گذارد.@ شهید ثانی(ره) ببینید چقدر کار روی خودش کرده این شهید تا اینها خارج شده و اصلاً فرصتی برای طبیعت نگذاشته فرصتی برای نفس اماره نگذاشته در کار علمی که بخواهد یک ذره جولان بکند بخواهد یک کار مقدسی را به نام تعلیم و تعلم را یک کمی آلودهاش بکند.@ حتی به بهانه یک کلام اضافه را هم دستش نداده بهانه یک نگاه را هم دستش نداده یک بد نشستن و بیادبانه نشستن را هم به دستش نداده هیچی کاملاً طبیعت را دربند کرده و کاملاً نفس اماره را سفت بسته که فطرت خوب بتواند در کار تعلیم و تعلم استفاده بکند و نورانی بشود و رشد بکند.@ اگر استاد نسبت به رأی و نظریه و یا استرداد بر مطلبی اصرار میورزد ولی آن را کاملاً توضیح نمیدهد تا او مطلب را درست درک کند و یا سهواً سخنی ناصواب و نادرست را اظهار نماید نباید شاگرد چهره و نگاه خود را از او برگردانده و دگرگون و دژم سازد و یا با اشاره به دیگران بفهماند که شخصاً رأی و نظریه و سخنان استاد را مردود میداند.@ این نباید بشود یعنی باید خیلی مؤدب سرش را پایین بیندازد حتی علامت تأیید را هم بکند سؤال دارد بعداً سؤالش را بپرسد من در جلسات مهم دیدم وقتی استاد یک نظریهای را میدهد شاگرد به محض اینکه میبیند نمیتواند استاد را قانع بکند یا آن که میخواهد از استاد بشنود بلافاصله متوسل میشود به گفتگو به بقیه شاگردها که مثلاً دیگر خودش شروع میکند گرم گرفتن.@ شروع میکند با بغل دستی این یکی صحبت میکند این چیز غلطی است یعنی آنجایی که نمیتوانی جواب بگیری باید سرت را پایین بیندازی چیزی نگویی نباید پناه ببری به همشاگردیها و هم مباحثیها و بغل دستیها برای اینکه بتوانی به سؤال خودت برسی و یا اینکه بتوانی حتی غلبه بر استاد بکنی در این قضایا.@ حتی اگر میدانی استاد دارد ناصواب میگوید سکوت هیچی نباید بگویی یا حالتی را هم نباید اینکار را بکنی یعنی حالت بدی نباید پیدا بکنی آنجا اگر مثلاً استاد دارد توضیح میدهد سرت را بیندازی پایین هیچی نگویی به این هوا که من قبول ندارم اینها خطرناک هست.@ ببین یک رفتار متینی هست سر انداختن پایین و سکوت اما فوقالعاده بیادبانه است ببین نفس چطوری پناه میبرد به اینها، استخدام میکند ادب را حالتی از متانت را برای بیادبی برای نفسچرانی اصلاً حق نداری.@ آنجا درست آن حالتی که دقیقاً بدت میاید انجام بدهی باید انجام بدهی یا آن موقع که سختت است پذیرش و سکوت اما با روی باز، به هیچ وجه اگر رویت در هم بشود یک کمی اخم بکنی یا یک کمی خودت را جمع بکنی نمیشود به هیچ وجه نباید با بغل دستیت حرف بزنی که اینطوری است نه یا بخواهی توضیح بدهی برای بغل دستیت که بغل دستیت بفهمد.@ اینها ترفندهایی هست که معمولاً از طرف شاگردها بکار برده میشود که این نباید بشود هیچی سکوت بکن یا استاد توضیح مناسب نمیدهد یا حتی اشتباه هم میکند نباید آن رفتار بیادبانه سر بزند بلکه باید با نگاهی رضایتآمیز و خوشایند مطلب را از او دریافت کند و در برابر او چهره گشاید.@ شاگرد موفق شاگردی هست که حل شدن مسئله علمی را در درجه دوم روابطش با استاد قرار میدهد درجه اول رابطهاش با استاد رعایت خود استاد و رعایت ادب شاگردی هست برایش حتی اگر شده به فدا شدن مطلب علمی بیانجامد باید از ادب خارج نشود یا به رد نظریه درستش بیانجامد باید از ادب خارج نشود از ادب شاگردی این خیلی مهم است.@ یعنی باید آن احترام، بزرگداشت، علاقهای که بین استاد و شاگرد هست از همه چیز برتر باشد مهمتر باشد و شاگرد به هیچ وجه سر مسائل علمی فدا نکند این قضایا را و این رابطه را خراب نکند اگر یک ذره تیرگی بیفتد شیطان خیلی اینجا وسوسه میکند.@ یعنی در واقع در کلاس درس در جلسه درس دائم یک چیزی بین استاد و شاگرد میدود که کار را خراب بکند یعنی شما فکر میکنید که یک جریان سادهای دارد برقرار میشود به نام اینکه استاد نشسته مطالبی میگوید برای شاگردان و شاگردان هم مینشینند و میشنود نه اینطوری نیست.@ نقش نفس اماره و نقش شیطان را اصلاً نباید فراموش بکنید چون شیطان همیشه کمینگاهش روی صراط مستقیم است(لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ) من سر راه مستقیم تو مینشینم سر راه کج که شیطان نمیاید بنشیند سر راه کج که تو داری کج میروی او نمیاید در راهی که تو داری در جهنم سقوط میکنی سر راهت بنشیند وسوسهات بکند تو داری میروی در جهنم.@ کجا میاید؟ همیشه جاهای خوب میاید همیشه آنجاهایی که پاکترین جاها و بهترین جاها هست آنجا کمینگاه دارد مثلاً سر نماز در نماز شب در حرم در پاکترین حالتها برایت نقشه دارد از اندیشه وارد میشود و شروع میکند به اذیت کردن.@ این لطافت و ظرافت میخواهد که انسان در جاهای پاک و در بهترین جاها بوی گند وسوسههای شیطانی را استشمام بکند شما در یک فضای پاک مثل فضایی که اینجا برادرانمان زحمت کشیدند فضای خوب و مناسبی را فراهم کردند.@ وقتی مینشینی اگر یک بوی بدی بیاید متوجه میشوی یک پشه یک مگس بخواهد وزوز بکند میفهمید میگویی این مزاحم است این صدا باید حذف بشود کسی که عطرآگین بکند فضای روحش را در صراط مستقیم و در بهترین ارتباطات میفهمد خیلی واضح شیطان را میبیند.@ اینطور نیست که یک دفعه غافلگیر بشود اینطور نیست که یک دفعه بیاید بفهمد که کار خراب شده نه بخصوص اگر شاگرد با آمادگی سر کلاس آمده باشد یعنی قبلش که سر کلاس میاید آرامش داشته باشد یک مقدار ذکر بگوید یک مقدار خودش را آماده کرده باشد با فضای درس او وقتی میاید سر کلاس مراقب ادب هست بوضوح شیطان را میبیند.@ هر جا که بخواهد بدود کار را خراب بکند این میفهمد و لذا میداند باید چکار بکند لذا میخواهم این را بگویم جریانات اینها از اصول مهم بحث مهم تغذیه هست که همیشه در تغذیه سالم خطر تهدید میکند آنجایی که شما میخواهید یک غذای سالم بخورید آن برای شیطان کشنده است و یک طوری میخواهد نگذارد این غذا را بخوری یک طوری میخواهد این غذا را خراب بکند.@ اگر چه استاد به علت غفلت و یا نسیان و فراموشی و اشتباه و یا به خاطر نارسایی ذهنی، ببینید همه اینها به استاد میخورد یعنی استاد ممکن است غفلت بکند ممکن است فراموشی به او دست بدهد ممکن است اشتباه بکند ممکن است نارسایی ذهنی داشته باشد.@ در حال درس در طی سخنان خود رأی نادرستی را اظهار بکند در عین حال نباید اشتباه استاد به صورت دستاویز و اشارات توهینآمیز شاگردی برای شاگردان دیگر درآید هیچ وقت از اشتباهات استاد به هر عنوانی که این استاد اشتباه کرده حواسپرتی پیدا کرده خوبآلوده باشد نه.@ ما استادی داشتیم با او سحرها درس داشتیم این بنده خدا اهل تهجد بود و اهل عبادت آن هم ماه مبارک دیگر تا سحر این بیدار بود بعد از نماز صبح تازه ما میرفتیم سر درس، یک موقعهایی میشد خواب به استاد غلبه میکرد و استاد وسط درس خوابش میبرد خواب میدید و خوابش را هم تعریف میکرد.@ ولی به هیچ وجه یک کدام از شاگردان به روی استاد نمیاوردند یعنی وقتی میدیدند استاد خوابش برده دارد خوابش را تعریف میکند نه میخندیدند و نه با هم درگوشی صحبت میکردند سکوت میکردند فقط به کتاب نگاه میکردند به این عنوان که دارند توجه میکنند.@ یک موقعهایی مثلاً صدای قهقهه استاد بلند میشد خودش میفهمید چکار کرده مثلاً خواب بوده خواب دیده خوابش را هم دارد تعریف میکند بعد خودش میخندید خودش هم که میخندید بچه نه اینکه ول کنند در دهانشان همینطوری قهقهه بخندند نه بچهها هم یک لبخندی میزدند.@ ولی فهم این قضیه که این الان گرفتار همچین وضعیتی هست مال این است که چند ساعت عبادت ایستاده چند ساعت اذیت شده بیداری کشیده اینطوری هست ما مثلاً بیشتر شرمنده میشدیم که درس ما یک مزاحمتی برای ایشان هست.@ به جای اینکه دستاویز کسی قرار بدهد و بخندد میگفتیم شاید این ساعتش مناسب نباشد که این دارد اذیت میشود اینطوری این بنده خدا با بزرگواری این ساعت پذیرفته که به ما درس بدهد.@ زیرا در جمع جامعه بشری تنها انبیا و اوصیا و ائمه(ع) هستند که از اشتباه و لغزش مصونیت دارند و بشر عادی ولو اینکه واجد مراتب والای علمی هم باشند گاه گاهی دچار اشتباه و لغزش میشوند حتی گاهی وقتها استادهای مهم علی(ع) فرمود(اَلجَوادُ قَد یَکبُ) یعنی اسب راهوار هم گاهی اوقات ؟؟؟ دستاویز باشد برای شاگرد که یک همچین اشتباهی میکند.@ حتی بعضی اوقات استاد اشتباهات خیلی سطحی میکند سطحی که میگویم منظور اشتباه فاحش است یعنی یک اشتباه خیلی روشنی است خیلی واضح است ولی به هیچ وجه نباید اینها برای شاگرد نمود داشته باشد و به اصطلاح توجهی به اینها بکند.@ شاگرد نباید بیمحابا و به طور ناگهانی حملات خود را به صورت رد و اشکال متوجه استاد خویش سازد و او را غافلگیر نماید زیرا این گونه رفتارهای زننده غالباً صرفاً از مردمی سر میزند که فاقد ادب و نزاکت صحیح میباید.@ یعنی یک جا هست استاد واقعاً دارد اشتباه فاحشی میکند شاگرد هم یقین حقیقی عین یقین هست برایش که این استاد دارد اشتباه میکند آنجا باید بسیار با ظرافت صحبت بکند یک موقع نگوید حالا که مطمئن هستم قاطع حرفم را بزنم نه حق نداری قاطع از استاد ایراد بگیری ولو استاد ایراد هم دارد.@ اشتباه استاد را حق نداری اینطوری قاطع بگویی باید با ادب و با همان کلمات متین و آرام صحبت بکنی مثلاً اگر شاگرد به استاد بگوید آیا تو چنین گفتی؟ و او در پاسخ بگوید نه من چنین چیزی نگفتم یا استاد بگوید آیا چنین چیزی هدف پرسش تو بوده است؟ یا چنین مطلبی به خاطر تو گذشت؟@ شاگرد بگوید نه منظور من چنین چیزی نبوده و یا چنین مطلبی از خاطر من نگذشت و امثال اینگونه تعابیر زننده که درخور برخورد شاگرد و یا استاد نیست اینطوری یک همچین چیزی را رد نکنی نباید آن را در پاسخ به استاد به کار برد بلکه با لبانی متبسم و چهرهای دلنشین مقصود و هدف پاسخ خویش را همراه با لطف در بیان و تعبیر به استاد اعلام نماید.@ یعنی استاد را تکذیبش نکند جواب را بدهد یعنی اگر استاد گفت که شما منظورتان این هست نگوید نه من منظورم این نیست منظورم چیز دیگری هست نه فقط منظورش را بیان بکند تکذیب نکند نگوید نه استاد من منظورم این نبود منظورم این بود که اینطوری هست این هم غلط است این مقدار هم نباید حتی استاد را تکذیب بکنید.@ باید منظورت را بگویی بگویی بله منظور من این بوده که این هست نگوید نه، کلمه را نه گفتم اصلاً خوب نیست به کار ببرد نه نگوید بگوید منظور من این بود منظورش را بیان بکند یعنی جمله اثباتی بکار ببرد تا جمله نفی.@ در بحث تغذیه یک بحث مهمی ما داریم به نام ارتباط کلامی این خیلی اهمیت دارد گفتگو یک بحث مفصلی هم در بحث تغذیه ما داریم در این روابط گفتگو که شما میخواهید سخن بگویید آنجا بحث مفصل داریم راجع به کار بردن جملات که شما گاهی وقتها یک مفهومی را میخواهید بیان بکنید گاهی وقتها با جمله سلبی میگویید گاهی وقتها با جمله ایجابی میگویید این خیلی مهم است.@ کجا یک مفهومی را میتوانی برایش جمله ایجابی به کار ببری کجا برایش جمله سلبی و گرایشات روحی آنجا معلوم میشود بعضیها که گرایشات روحیشان به جنبههای منفی و ادب و بینزاکتی هست همیشه منظورشان را به جای اینکه از کاربردهای ایجابی و مثبت استفاده کنند که منظورشان را بفهمانند از کلمات سلبی استفاده میکنند اینها خیلی مباحث لطیفی هست در گفتگوها.@ همچنین اگر استاد در مقام استفهام از شاگرد برآید استفهامی که هدف آن اقرار گرفتن از مخاطب و استحکام مطلب است مثلاً اگر شاگرد از او بپرسد آیا تو چنین نگفتی و یا منظور تو چنین چیزی نیست نباید در برابر استبهام و پرسشهای استاد با جوابهای منفی و امثال آن گفتههای او را رد کند و بگوید نه.@ بلکه باید سکوت اختیار نماید و یا مقصود خود را با بیان لطیف که در طی آن استاد هم منظور او را درک کند ادا نماید و اگر شاگرد احساس نمود که باید ناگزیر منظور و گفتار خود را برای استاد توضیح بدهد باید در پاسخ به استبهام و سؤال استاد بگوید الان چنین عرض میکنم الان این را میگویم الان عرض میکنم یا منظورم این هست.@ و یا هم اکنون از نظریه خویش باز میگردم و بالاخره سخنش را برای استاد اعاده نموده و نظریه تازه خود را عرضه نماید نباید شاگرد در مقابل استفهام استاد گستاخانه بگوید قبلاً هم همان چیزی را گفتم که تو گفته بودی یا همان هدفی را در نظر گرفته بودم که تو در نظر گرفته بودی.@ چون شایسته نیست که شاگرد با این ترس به استبهام استاد پاسخ دهد زیرا چنین تعبیر و بیان متضمن رد بر استاد میباشد و به اصطلاح یک نوع توهین ضمنی تلقی میشود.@ 23 ـ جبران و تدارک کمبودهای سخن استاد با اشارات لطیف: آیین و وظیفهای که ذیلاً از آن یاد میشود از نوع همان وظیفه قبلی است به این شرط که استاد تعلیل و استدلالی را یاد کرد که دارای متمم و دنبالهای است ولی استاد از پی استدلال به شرح این متمم و دنباله نپرداخت.@ یک بحثی را مطرح کرد دلیلی آورد استدلالی آورد باید متممش را هم میگفت مثلاً قاعده را گفت استثنائات قاعده را میخواست بگوید نگفت جنبه این را ذکر نکرد و یا اگر بحث و گفتگویی را به میان کشید که اشکال و یا ایرادی در آن به چشم میخورد لکن استاد این اشکال را مورد بحث قرار نداد.@ و یا اشکال قابل جوابی را یاد نمود ولی استاد پاسخ آن را ایراد نکرد استاد شبهه را مطرح میکند اشکال را میگوید جوابش را نمیگوید در چنین صورتی شاگرد حق ندارد در صدد تدارک کمبودهای سخن استاد برآمده و این مسائل فراموش شده را به رخ استاد کشیده.@ آقا این را نگفتید این چه شد جوابش چه شد و به تدارک آنها پیشدستی کرده و به ذکر متممات سخن استاد به طور جسارتآمیز مبادرت ورزد و چون استاد نسبت به آنها اهمال ورزید گستاخانه آنها را تدارک نماید تدارک یعنی جبران، نباید جبران بکند ضعفها را نباید جبران بکند.@ بلکه بلکه لازم است در جبران این نقائص که در سخنان استاد مشهود است با لطیفترین اشارات و تعبیرات خوشایند مبادرت ورزد و بگوید به پاسخ این اشکال اشاره نفرمودید حق ندارد خودش بگوید هیچی نگوید بگوید استاد این پاسخ اشکال را بیان نفرمودید بعداً بیان میکنید و از امثال اینگونه تعابیر استفاده نکند.@ یا مثلاً استاد جواب این اشکال طلب ما باشد یک تعبیر اینطوری که حتی از نظر زمانی هم به استاد فشار نیاید چون وقتی میگوییم بیان نفرمودید یا لطفاً بیان بفرمایید استاد شاید نخواهد جواب اشکال را بیان بکند.@ ولی وقتی یک طوری بگویید که برای استاد سعه بگذارید استاد سعه وقت داشته باشد ولی یادش باشد که این اشکال را جواب بدهد اشکال را جلسه بعد جواب بدهد از امثال اینگونه تعابیر استفاده نماید تا بدین وسیله در عین حفظ حرمت استاد پاسخهای لازم را از او دریافت بکند.@ اگر استاد در برابر چنین درخواستی پاسخ لازم را بیان کرد باید گفت که شاگرد به مطلوب و هدف خویش دست یافته است و اگر استاد به علل مختلفی که ممکن است احیاناً به مصالح جمعی شاگردان و یا شخص او مربوط باشد از ذکر پاسخ و تدارک کمبودهای سخن خویش خودداری ورزید.@ استاد به هر نحوی الان صلاح نمیداند جواب بدهد میخواهد ذهن شما با این مسئله درگیر بشود و شما برایتان مهم باشد این قضیه، یک چند روزی به آن فکر بکنید یک چیزی در ذهن شما بیندازد میخواهد خواب را از چشم شما بگیرد که شما به این سؤال فکر بکنید دنبالش بروید نمیخواهد جواب بدهد به هر دلیلی یا یک کس خاصی در جلسه است مانع است یا مصالح اینجا اقتضا نمیکند.@ از ذکر پاسخ و تدارک کمبودهای سخن خویش خودداری ورزید اولی این است که شاگرد سکوت اختیار کند و سعی نکند درصدد جبران کمبودهای سخن استاد و یا پاسخ از اشکال برآید مگر آنگاه که استاد به او اجازه دهد و یا با قطع و یقین احساس بکند که استاد ترجیح میدهد که او یعنی شاگرد کمبودهای سخن استاد را تدارک کرده و پاسخ اشکالات را ایراد نماید.@ بداند استاد راضی است و میخواهد که اینطوری باشد و بالاخره آنچه را که لازم است با کسب اجازه از استاد و یا احساس رضایت او به میان کشیده و مطالب ضروری را مطرح سازد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@