جلسه 026 - آداب تعلیم و تعلم
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - آداب تعلیم و تعلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ دهمین ادب از آداب شاگرد نسبت به استاد تحمل جور و تندرویهای استاد: باید شاگرد در برابر جور و جفای استاد و تندرویهای اخلاق او خویشتنداری و شکیبایی خود را حفظ کند این حالت روانی و اخلاقی استاد نباید مانع ملازمت و همبستگی شاگرد با او گردد و شاگرد حسن نیت خود را نسبت به استاد از دست دهد و نباید در او این عقیده به وجود آید که استاد او فاقد کمالات علمی و اخلاقی است.@ یکی از کمینگاههای مهم تعلیم و تعلم و از آفات بسیار مهم کار علمی و دانشجویی و همچنین کمینگاهها و سنگرهای مهم شیطان مسئله برخورد شاگرد با تندرویهای اخلاقی استاد هست یعنی اینجا درست کمینگاه و بزنگاهی هست که دانشجو شکار میشود توسط شیطان.@ یعنی یک دانشجویی دارد از استاد علم یاد میگیرد روند روبه رشد دارد استاد یک جا تندروی میکند یک جا به تعبیری که اینجا آورده جفا میکند یک بار جور میکند یک بار یک چیزی را به شاگرد میگوید که برای شاگرد خیلی گران هست از نظر اخلاقی یا حرف درشتی به او میزند.@ اینجا درست همانجا بزنگاهی هست که شیطان میاید یقه شاگرد را میگیرد چرا ؟ چون چند عامل اینجا وجود دارد یکی طبیعت نفسانی دانشجو هست خودخواهی خودش غرور و تکبری که دارد استاد هم یک چیزی به او گفته یک چیزی به او پرانده یک تندروی کرده زود به او برمیخورد خود این نفسانیت مانع میشود از اینکه بعداً بخواهد راحت از استاد حرف بشوند زود از استاد دلخور میشود.@ یکی توجیه مقدسی هست که شیطان برای دانشجو میکند آن این هست که استادی که خودش عمل نمیکند استادی که خودش اخلاق را رعایت نمیکند چه فایده دارد درس گرفتن پیش او، اگر رشته غیر اخلاقی بخواند میگوید علم از استادی که خودش اخلاق را رعایت نمیکند میگوید آن علمش را نخواستیم بدرد نمیخورد یک توجیه قشنگ همینطوری میکند دانشجو بریده میشود بعد در دام شیطان میافتد.@ اگر مسئله مسئله معنوی و اخلاقی هم باشد همچنین دیگر بدتر میگویند این کسی که خودش اخلاق را رعایت نمیکند این به چه درد میخورد سر کلاسش نمیرویم ارتباط قطع میشود باز آن که محروم میشود استاد نیست آن که محروم میشود شاگرد است.@ تجربه ثابت کرده شاگردانی که این سلامت نفس دو چیز در مقابل این دو آفت که عرض کردم یکی غرور و تکبر دانشجو و یکی گول این وسوسه مقدس را خوردن دانشجو باید به دو سلاح مجهز باشد.@ 1 ـ متکبر نباشد غرور و تکبر نداشته باشد که اگر استاد تندروی کرد حرف درشتی به او زد یک جوری جفایی کرد به او بربخورد تمام شیرینیها آن همه زحمات و غذاهای عالی که از استاد خورده یادش بیاید یادش بیاید که قوام شخصیتش قوام دانش و معارفش از این استاد است.@ یادش بیاید که چیزی نبوده و این استاد بود که او را مثل یک گُل پرورش داد مراقبت کرد مثل یک باغبان و او را به اینجا رسانده به بدهکاریش به این استاد فکر بکند به داراییهای استاد به کمالات استاد به چیزهایی که از استاد گرفته به دِین خودش نسبت به استاد فکر بکند نمکنشناسی نکند.@ که اگر یک جوری کرد یک تندروی کرد یک دفعه جوش بیاورد بخواهد زیر همه آن سوابق و ارتباطات و سوابق تغذیه از استاد و بزرگ شدن زیر دست او همه را به هم بریزد این خیلی کفران هست بیظرفیتی و کمظرفیتی است در مقابل تکبر و غرور.@ در مقابل وسوسه شیطانی که میگوید استاد چرا خودش رعایت نمیکند بیخیال و رها باید زیرک باشد احتیاج به زیرکی دارد یعنی زیرک باشد که این حرف حرف شیطانی هست و میخواهد که شما را بکند و محروم بکند از سیر علمی خودتان و با زیرکی اصلاً توجه به این مسائل نکند و ادامه بدهد.@ تجربه ثابت کرده که دانشجویانی که توانستند از این دو اسلحه استفاده بکنند غرور را کنار بگذارند و زیرکی به خرج بدهند آنها آدمهای بسیار موفقی در تحصیل علم و کمالات بودند اما دانشجویانی که از استاد بریدند محرومیتهای زیادی سرشان آمده مثل گلهای هست که یک گوسفند از او جدا میشود.@ وقتی جدا شده شیطان که همان گرگ است آن شاگرد و آن دانشجو را دریده و از بین برده و خیلی محروم شدند یک موقع هست استاد یک استادی هست که من اگر از او ببرم یا میتوان سریع خودم را به یک کسی مثل او برسانم یا بهتر از او.@ اما یک موقع هست استادی هست که درسش جای دیگر نیست حرفش جای دیگر نیست آن توانایی و قابلیت را کسی مثل او نداشته باشد اینجا قطعاً سر دانشجو کلاه رفته.@ باید شاگرد و دانشجو اعمال و رفتار به ظاهر ناپسند استاد را با بهترین و دلپسندترین و درستترین وضع توجیه و تأویل کرده و آن را به عنوان رفتاری مقرون به ثواب تلقی نماید فقط افراد کمتوفیق قادر نیستند گفتار و رفتار استاد را درست و به نحو احسن توجیه و تعبیر نمایند.@ اینکه میگوید کمتوفیق ما در روایات دیگر هم داریم 1ـ در بحث سوءظن در مباحث دیگر هم داریم که حضرت میفرماید اگر نشد گیر تو است تو در یک جای کارت گیر دارد در اخلاقت در روحت یک جا هست که نمیتوانی آن رفتار را خوب توجیه و تفصیل بکنی.@ آن عیب از تو هست اگر نتوانی ضعف از خودت هست در روایت این جزء اصول مسلم هست که ما اگر نتوانیم رفتار و حرف بدی را نه فقط از استاد که حق عظیمی دارد از برادر دینیت هم حتی خارج میشود از دهانش رفتاری از او میبینی اگر نتوانی توجیه مناسب بکنی گیر از تو هست.@ قطعاً اشکال از خودت هست که این عُرضه را نداری این توفیق را نداری یعنی شیطان روی تو زیاد سوار هست نفست نفسی نیست که راحت بتواند شیرینی ببیند خوبی ببیند همیشه جنبههای زشت را نگاه میکند چه برسد به استاد.@ شما در کلام معصومین بخصوص امیرالمؤمنین(ع) این را زیاد دارید امیرالمؤمنین(ع) با یارانش اصحابش و بعضی از شاگردانش وقتی روبرو میشود چنان گاهی وقتها تند میشود و خشن میشود که یک کسی ممکن است فکر بکند این واقعاً از دایره ادب خارج شده.@ یک کسی گفت استغفرالله حضرت گفت مادرت به عزایت بنشیند این چه استغفاری هست که تو میکنی استغفار این مراحل را دارد بعد شروع میکند آموزش دادن اولش تند میشود یک حرف درشت هم به طرف میزند بعد هم با او حرف میزند آموزشش میدهد.@ حالا یک کسی بیاید بگوید امیرالمؤمنین میتوانست بگوید آقاجان برادر اینطوری استغفار نکن مثلاً اینطوری بگو ولی او هست که میفهمد باید اینجا این را گفت برای این این درمان است نباید آنطوری بگویی.@ افراد موفق همواره کار بزرگان علم و دین را به خاطر آگاهیهای عمیقشان توجیه میکنند و به عمق اعمال و صحت رفتارشان آگاه هستند اگر شاگرد از لحاظ اخلاقی خشم و تندروی از استاد مشاهده نمود باید خود عذرخواهی را آغاز کند.@ و از او پوزش بطلبد و نسبت به آنچه موجب چنین پیشآمدگیاش توبه و استغفار نماید و تقصیر را به خود نسبت دهد و خویشتن را در این زمینه سزاوار ملامت و سرزنش بداند زیرا اگر شاگرد با چنین گذشتی تندرویهای اخلاقی استاد را پاسخ گوید میتواند بیش از پیش مهر و مودت استاد را درباره خویش پایدار نگاه داشته و قلب او را بهتر تسخیر نماید.@ نتیجه چنین عکسالعمل خوشایند شاگرد این هست که منافع فزونتری را در امر دین و دنیا و آخرت به سوی خویشتن جلب مینماید به نفع آخرتش هست بحث هم این نیست که ممکن است استاد خطا نکند استاد معصوم است خیر یک موقع است استاد ریزهکاریهایی رعایت میکند از نظر اخلاقی که تندروی میکند یک حرف درشت میزند به جا و ثواب است.@ یک جا هست نه استاد اصلاً از کوره در میرود یک حرف نابجا و ناصواب میزند واقعاً جور هست در حق شاگرد آنجا هم شاگرد باید کوتاه بیاد آن که باید کوتاه بیاید و معذرتخواهی بکند شاگرد هست.@ یکی از بزرگان سلف گفته است اگر کسی برای دانش آموختن خواری و تلخی صبر و شکیبایی را تحمل نکند بقیه عمر خویش را در وادی کوری و تاریکی و نادانی به سر خواهد برد(مَن لَم یَصبِر عَلی ذُلِّ التَعَلُّمِ ساعَۀً بَغیَ فی ذُلِّ الجَهل اَبَدا) علی(ع) میفرماید کسی که ساعتی ذلت دانش آموختن را تحمل نمیکند در ذلت جهل برای همیشه میماند.@ حد دانشآموزی چقدر است یعنی ما به چه قیمت از نظر قیمتهای اخلاقی باید برویم مسائل شرعیمان را یاد بگیریم مثلاً اگر استاد تندروی کرد یک حرف زشتی زد بداخلاق بود میشود از این استاد یاد گرفت یا نه حدش چقدر است؟@ امام سجاد و امام صادق(ع) میفرماید حدش به اندازه تازیانه خوردن است اینقدر که کتک بخوری و یاد بگیری این میارزد یعنی بروی آنجا استاد در سرت بزند یک حرف هم به تو یاد بدهد این میارزد خون دل هم بخوری و فرورفتن در گردابها هم میارزد اینقدر حدش است.@ اگر کسی تحمل این را ندارد او سالک نیست او نمیخواهد برای آخرتش به هر قیمتی کار بکند یعنی میخواهد معاملهگر باشد فقط و بر همین نازک نارنجی بودنها هست که جلوی پیشرفت و کمالات خیلیها گرفته شده و محروم شدند و ساقط شدند و توسط شیطان دریده شدند.@ اگر کسی اهل جور کشیدن نباشد در کار علمی موفق نیست این قاعده هست که علم در سختی هست خود علی(ع) میفرماید(ذُلِّ التَعَلُّم) یعنی ذلت تعلم، باید خواری را بکشد سختیش را بکشد و این ذلت روی ناخود میاید و این عین سربلندی هست و عین رشد فطرت هست و عین قدرت فطرت هست قدرت خود.@ ولی اگر تلخی چنین صبری را تحمل ننماید فرجام کار او به عزت و سرافرازی دنیا و آخرت منجر میگردد در یک روایت مشهور که از ابن عباس نقل شده چنین آمده که گفت من در حال دانش آموختن و در مسیر دانشجویی ذلت و خاکساری در برابر استاد را پیشه خود ساختم تا سرانجام به عنوان یک شخصیت مطلوب جامعه سرافرازی یابم و در نتیجه طالبان علم به من رویآور شدند.@ خیلی قشنگ است این همه تفسیر کرد چهار کلمه بیشتر ابن عباس نگفته ایشان مبسوط ترجمه کرده(ذُلِّلتُ طالِباً فَعُزِزتُ مَطلوبا) در حالی که طالب بودم ذلت تحمل کردم و حالا که مطلوب شدم عزت دارم عزیز شدم در حالی که مطلوب هستم.@ یکی از بزرگان میگوید داستان شاگرد و دانشجویی که بر معلم و استاد خود خشم میگیرد داستان کسی است که بر استوانههای مسجد خشمگین میگردد این دقیقاً عین آن است یعنی واقعاً از نظر تقدس و راه آخرت همین هست بلکه بدتر است.@ شخصی به سفیان بن عیینه گفت گروهی از مردم سرزمینهای مختلف به محضر تو روی میاورند و تو بر آنها خشم میگیری و با این رفتار خود باعث میگیردی که آنان از تو دوری جسته و رهایت سازند سفیان به این شخص گفت بنابراین باید آنان نیز مانند تو احمق و نادان باشند که منافع خویش را به خاطر تندرویهای اخلاقی من ترک میگویند شاعر نیز میگوید:@

میگوید در صورتی که نسبت به پزشک خود جفا بکنی و از او ببری و دستورات او را بکار نبندی باید نسبت به درد و بیماری خویش صابر باشی و ناگزیر مریض و بیمار میمانی اگر با معلم و استاد خود جفاپیشه باشی و از او قطع رابطه کنی و اوامر او را گردن ننهی باید بر جهل و نادانی خود صبر بکنی و تلخی جهل و نادانی را تحمل نمایی.@ الان هستند کسانی که میروند پیش دکتر با ذلت میروند چقدر در صف میایستند پول هم میدهند و دکتر هم به آنها بیمحلی میکند چهار تا هم حرف درشت به آنها میزند باز هم منت میکشند میایستند که میخواهند یک مریضی جسمیشان خوب بشود التماس میکنند دکتر نمیپذیرد.@ چقدر هم میچلوندشان آخر هم چقدر ممنونی و دستبوسی پزشک از مطب یا از بیمارستان بیرون میایند ولی اینقدر نسبت به آخرتشان حماقت دارند و جاهل هستند که حاضر نیستند ذلت تعلم را تحصیل بکنند.@ درباره علمای سلف و صبر و روابط خوشایند آنان با استادانشان داستانهای شگفتانگیز و بهتآوری در تاریخ علم به چشم میخورد که اگر بر آن شویم تا آنها را در این کتاب بازگو سازیم موجب اطاله سخن میگردد و کار به درازا میکشد ما داستانهای خوبی در این زمینه داریم خوب است مراجعه شود.@ 11 ـ باید در انتظار استاد و شرفیابی از محضر او به سر برد باید شاگرد بکوشد پیش از حضور استاد در جلسه درس حاضر گردد و خود را به چنین پیشتازیها و مبادرتها از لحاظ حضور در جلسه درس تمرین و عادت دهد زودتر برود بنشیند منتظر بماند.@ و خویشتن را وادار سازد که همواره پیش از استاد در جلسه درس حضور به هم رساند این که اصرار دارد الان چند تا اصرار کرد تأکید کرد یکی اینکه تمرین، عادت، وادار ساختن یعنی چی؟ تمرین عادت و تلقین.@ یعنی این چیزی نیست که بشود یک آدمی که آداب تعلیم و تعلم را بلد نیست بتواند رعایت بکند از آدم عادی پر از این بیادبیها سر میزند نیم ساعت بعد از استاد پنج دقیقه بعد از استاد ده دقیقه بعد از استاد درس شروع شده.@ یک موقع هست از راه دور میخواهد بیاید از جایی میرسد میاید سر کلاس حالا اینطوری شده آن هم حق ندارد تازه اینطوری بشود فرض بکنید خانهاش دور است مسیرش دور است یکبار اتفاقاً ماشین تو راه پنچر میشود ولی باید ساعت حرکت وسیلهاش را طوری تنظیم بکند که حتماً قبل از استاد سر جلسه باشد.@ ما الان خودمان هم که چهارشنبهها قم میرویم همینطوری هست یعنی یک طوری هست که ما میرویم مینشینیم با این که خانه ایشان هست شاگردان میروند مینشینند بعد استاد تازه بالا میاید وارد بر استاد نمیشویم هیچ وقت ما میرویم مینشینیم در اتاق ایشان منزل ایشان، ایشان بعداً میاید.@ یک موقعی میبینی 45 دقیقه نیم ساعت ما نشستیم استاد خبری از او نیست چه کسی جرأت دارد حرف بزند نباید هم حرف بزنی جرأت داری نه اینکه کسی چیزی به آدم بگوید ادب اقتضا میکند که انسان ساکت بنشیند تازه استاد هم که میاید موظف نیست درس را شروع کند هر وقت که آمد.@ استاد آمد هر وقت صلاح دانست نشست پشت میزش اگر پشت میز بود نشست روی زمین کنار کتابش میخواست حرف بزند دوست داشت با یک نفر پنج دقیقه احوالپرسی بکند بکند ده دقیقه راجع به یک موضوع خاصی صحبت بکند یک چایی بخورد بخورد بگوید بیایند پذیرایی بکنند.@ بعد یک موضوع خارج از کتاب مطرح کند بگوید بگوید بعد هم یک ساعت معطلت بکند بعد به جای درس که قرار است یک ساعت دو ساعت درس بدهد پنج دقیقه درس بدهد بگوید خوش آمدید تمام شد هیچ وقت شاگرد حق ندارد راجع به این چیزها اظهارنظر بکند.@ نگوید من کوبیدم رفتم قم ده یازده ساعت وقت رفت و برگشت استاد پنج دقیقه بیشتر صحبت نکرده یا گفته اصلاً حال ندارم بلند بشوید بروید عین ثواب است در دل ما اگر یک چیزی بیاید مریض هستیم استاد فرمود بروید بروید تمام شد دیگر حق نداریم چیزی بگوییم.@ غیر از این هر چیزی باشد بیادبی است بعد از استاد سر کلاس بروی بیادبی هست برای استاد حد تعیین بکنی بیادبی است استاد دارد با یک کسی صحبت میکند چشم غره بروی به اینکه دیر شده به ساعتت نگاه بکنی بیادبی است اینها همه بیادبی است.@ اگر دانشجو سعی بکند در کنار خانه استاد به انتظار بنشیند تا او از خانه خویش بیرون آید و همراه او در جلسه درس حضور به هم رساند در صورتی که چنین کاری با سهولت امکانپذیر باشد کاری به جا و شایستهتر است از نظر ادبی، خیلی هم ظرافت در اینها هست.@ شاگرد باید بکوشد که حضور او در جلسه درس به تأخیر نیفتد تا در نتیجه ناگزیر شود که پس از حضور استاد در جلسه حاضر گردد و استاد را در انتظار خود رها کند زیرا اگر بدون ضرورت قطعی و عذر موجه استاد را در انتظار آمدن خود قرار دهد و در حضور به هم رساندن سهلانگاری کند مسلماً خویشتن را در معرض خشم و نکوهش قرار میدهد.@ استاد نباید سر کلاس منتظر شاگرد باشد به هیچ وجه، از خدا میخواهیم که ما را از گزند چنین خشم و نکوهشی حفظ فرماید این را شهید ثانی(ره) میگوید ببینید چقدر ظرافت هست در آداب تعلیم و تربیت، آنوقت احمق کسانی هستند که فکر میکنند صرف اینکه آدمهای باهوشی هستند با نازکنارنجی بودن و با مطالعه و کتاب خواندن میتوانند عالم بشوند.@ هیچ وقت عالم به معنای ربانی بودنش و به معنای آن موجود باتقوا و اخلاقی و نورانی ساخته نمیشود مگر با رعایت همین جزئیات، هیچ وقت ساخته نمیشود یاقوت در کتاب معجم الادبا از هارون بن موسی قیس قرطبی چنین یاد کرده است که گفت با ابی علی قالی مخالتط و رفت و آمد داشتیم و از محضر او مستفیض میشدیم.@ در فصل بهاری بود که روزی در میان راه گرفتار ابر و بارندگی هوا شدیم وقتی به مجلس ابی علی قالی رسیدیم تمام جامههای من خیس شده بود در پیرامون مجلس درس ابی علی همه بزرگان و افراد برجسته محلی حضور داشتند.@ ابی علی مرا به نزدیک خود خواند و گفت ای ابی نصر کمی درنگ کن و آرام گیر و از این پیشامد نگران مباش و افسوس مخور چون این خیسی و رطوبت از میان میرود و با تبدیل این جامه به جامه دیگر اثری از رطوبت آن باقی نخواهد ماند.@ ابی علی قالی پس از آن گفت ما با ابن مجاهد رفت و آمد و مجالست داشتیم یکی از شبها آهنگ محضر او نمودم و عازم خانه او گشتم تا به خدمت او برسم وقتی به درب و دروازه خروجی که به خانه او منتهی میشد رسیدم و میخواستم از آن بیرون آیم تا به خانه ابن مجاهد بروم دیدم درب منزل کاملاً بسته و غیر قابل گشودن است و نتوانستم آن را از هم بگشایم.@ گفتم سبحان الله چرا بدینگونه بامدادانم را آغاز کردم آیا با وجود چنین پیشامدی و به آرزوی خود که عبارت از تقرب به اوست نائل میگردم! ناگهان چشمم به دخمه و راه باریک و مخفی افتاد که در کنار درب خروجی نظرم را به خود جلب کرده بود.@ خود را بیمحابا میان این دخمه افکندم وقتی به میانه راه رسیدم دیدم چنان بر من تنگ شده است که دیگر یارای رفت و بازگشت از آن را ندارم ناچار خود را به شدت در این دخمه و راه باریک میفشردم و بدان یورش بردم تا راه گریزی از آن پیدا کنم.@ سرانجام خود را از آن بیرون کشیدم اما لباسهایم پاره پاره شد و بدنم چنان مجروح گشت که گوشتهای بدنم از هم درید و استخوانهایم بیرون زد بالاخره در سایه خداخواهی و در سایه تفضل الهی از این دخمه رهایی یافتم و موفق شدم با چنین اوضاع و احوالی وارد مجلس و محضر استاد گردم.@ ابن مجاهد با مشاهده این وضع به من گفت کجایی و به چه میاندیشی من جریان واقعه را برای او بازگو کردم و او در برابر چنین پیشامدی حماسه زیر را بر من خواند:@ برای رسیدن به مجد و عظمت با تحرک و جنبشی آرام به راه افتاده و آهنگ شکوه و بزرگواری نمودی در حالی که افراد کوشا در سایه کوشش و دامن به کمر زدن توانستند به مجد و عظمت دست یابند در راه رسیدن به مجد و بزرگواری سختیها و رنجهایی را متحمل شدند تا آنجا که کثرت و فزونی طالبان مجد و عظمت روبه نقصان و کاهش نهاد.@ اینکه کثرت و فزونی طالبان مجد و عظمت روبه نقصان و کاهش نهاد یعنی چی؟ یعنی افراد هی تواناییشان را در نسبت به تحصیل علم و تحمل سختیها در راه تحصیل علم از دست دادند و افراد ضعیف و زودرنج به قول خودمان تیتیش مامانی زیاد شدند.@ آری فقط کسانی توانستند شاهد مجد و عظمت را در آغوش بگیرند که وفاداری و صبر و پایداری را نسب العین خویش قرار داده بودند من هیچ بزرگی را ندیدم از بزرگان و از اولیاء خدا مگر اینکه دوران سختی را در تحصیل علم گذراندند تا آن عظمت را درک کردند.@ مپندار که مجد و بزرگواری و شکوه شخصیت علمی همچون خرما و رطبی است که بتوانی به آسانی آن را تناول بکنی آری تو هرگز این مجد و عظمت را در نمیابی مگر آنگاه که طعم صبر و تلخی پایداری را بچشی بدون سختی کشیدن ممکن نیست کسی دانشمند بشود و ممکن نیست کسی عالم به معنای حقیقی خودش بشود.@ باید انسان خیلی ذلت تحمل کند با یک هوا سرد است با یک هوا گرم است نرویم ولش کن وسیله دیر گیر میاید سخت است باید پیادهروی بکنیم با این چیزها کسی عالم نمیشود.@ رعایت ادب و نزاکت برای ورود به مجلس خصوصی استاد: دانشجو نباید بدون اجازه وارد مجلس خصوصی و غیر عمومی استاد گردد این خیلی مهم است مجلس یک موقع است در یک اتاق هست به هیچ وجه باید در بزنی اگر گفت بیا داخل، برو داخل، نگفت حق نداری در را باز بکنی سرت را داخل بکشی آقا اجازه هست یک چیزی بگوییم نه دارد میشنود اگر بخواهد میگوید بفرمایید.@ وقتی جواب ندهد نباید تکرار بکنی در میزنی جواب داد داد نداد هیچی برمیگردیم یک موقع هست در ندارد در مسجد نشسته معلوم هست که جلسه جلسه خصوصی است جایی نشسته که معلوم است خصوصی است نباید بروی وارد بشوی خیلی راحت آداب دارد.@ اعم از آنکه استاد تنها به سر برد این هم جلسه خصوصی است یعنی خیلی راحت استاد هر وقت تنها بود بگویی الان لقمه خوبی هست بروم سر وقت استاد مخش را به کار بگیرم و سؤالهایم را از او بکنم نه بروی بنشینی شروع بکنی به سؤال کردن.@ و یا آنکه دیگران نیز در حضور او باشند اگر برای ورود به مجلس استاد کسب اجازه بکند و استاد هم متوجه کسب اجازه او باشد ولی در عین حال اجازه ندهد باید برگردد و برای کسب اجازه مجدد درخواست خود را تکرار نکند و اگر در اینکه استاد متوجه کسب اجازه او شده احساس شک و تردید نماید میتواند اجازه و درخواست ورود خود را تا سه بار تکرار کند.@ تا ببیند استاد متوجه شده یا نه، ولی از سه بار تجاوز ننماید مثل زنگ زدن است شما در خانه هم قاعده این است وقتی میروی منزل کسی میخواهی زنگ بزنی تا سه بار بیشتر نباید در بزنی زنگ زدی جواب ندادن یک بار دیگر زنگ میزنی جواب ندادن دفعه سوم بیشتر از دفعه سوم دیگر نباید بزنی.@ اگر برای کسب اجازه ناگزیر از کوباندن در و یا حلقه آن باشد بیش از سه بار این کار را تکرار نکند نه فقط منزل استاد، منزل دوستت میخواهی بروی این قاعده است باید از آهسته کوباندن شروع کند یعنی یک دفعه دستت را نگذاری زنگ را فشار بدهی یا اینکه وقتی میخواهی بزنی محکم بزنی نه اول از صدای کم شروع میکنی جواب نداد یک ذره صدا را بلندتر میکنی.@ یعنی نخست با ناخن سپس با سر انگشتان و در مرحله سوم حلقه در را اندک اندک و آهسته بکوبد ببینید چقدر ما احکام دقیق و پیشرفته داریم این همه آداب آنوقت کسانی که جاهل به اینها هستند فکر میکنند باید اروپاییها بیایند این مسائل را به ما یاد بدهند خارجیها باید بیایند به ما بگویند که چکار بکنیم خودمان نداریم.@ شهید ثانی چند قرن پیش برای ما اینها را نوشته ما استفاده نمیکنیم متأسفانه حوزهها و دانشگاهها از این چیزها بری هستند حالا بعداً میرسیم تا این مسائل پیش نیاید آنچه که ما میگوییم دانشگاه اسلامی نخواهد بود.@ آن مسائلی که قبلاً خدمتتان عرض کردم راجع به نیتهایی که باید معلم و شاگرد با هم داشته باشند نیتهای مخصوص شاگرد نیتهای مخصوص استاد آداب اینها اینها رعایت نشود ما نمیتوانیم به معنای واقعی یک دانشگاه اسلامی داشته باشیم.@ و خدا میداند که اگر همین یک کتاب را دانشجویان و اساتید چه در حوزه و چه در دانشگاه سرمشق خودشان قرار بدهند ما چقدر دانشگاه بالندهای خواهیم داشت چقدر حوزههای بالندهای خواهیم داشت چون میدانید آداب را رعایت کردن محبت خدا را رحمت و برکت خدا را جلب میکند.@ جایی که علی(ع) میفرماید به خاطر رعایت نکردن مستحبات جنگ طول میکشد خوب شما فکر کنید اگر در یک حوزه علمیه و یا در دانشگاه آداب تعلیم و تعلم رعایت نشود چقدر بیبرکتی نسبت به ذهن و علم آنجا ایجاد میشود و اگر تکتک اینها رعایت بشود چقدر رحمت و برکت اضافه میشود.@ چقدر ذهنها باز میشود چقدر اختراعات اکتشافات با سرعت زیادی انجام میگیرد اگر ما بخواهیم واقعاً حوزههایمان را دانشگاههایمان را اسلامی بکنیم و در علوم نسبت به سایر ملل سبقت بگیریم هیچ راهی نداریم جز اینکه اول رحمت و برکت خداوند را جلب بکنیم و جلب آن به این است که این آداب رعایت بشود چون این آداب را خودشان فرمودند آداب الهی است.@

این است ما از فیض خدا محروم میشویم هر چقدر دانشگاه ما بیادب باشد حوزه ما بیادب باشد و از این آداب دور باشد محرومیت از فیض خدا هم بیشتر هست اگر محل جلوس استاد با درب منزل فاصله زیادی داشت ابتدائاً کوباندن شدید در تا آن مقدار که صدای آن به گوش استاد برسد بلامانع است.@ دیدید بعضی از اساتید وقتی که وارد منزلشان میشویم اول حیاط هست یک راهرو هست بعد حیاط هست بعد تازه استاد در اتاق دوم و سوم نشسته این اگر در را یواش بزند صدا نمیاید اصلاً نمیشنود باید در را خیلی بلند زد اینقدری که صدا برسد.@ اگر استاد اجازه داد که وارد جلسه گردد و او نیز در جمع شاگردان دیگر قرار داشت و خواستند دسته جمعی وارد شوند شاگردان فاضلتر و سپس شاگردان مسنتر را در ورود و سلام و تهیت بر استاد مقدم دارند.@ این خودخواهی را نکنید که من اول خودم بروم پیش استاد بنشینم استاد نشسته میخواهی بروی پیش استاد در جلسه باید نگاه بکنی ببینی که از تو بهتر چه کسانی هستند. البته نه اینقدر که استاد معطل بشود به محضرش بیادبی بشود.@ ولی باید این را دقت بکنی که مسن‌ترها جلوتر بروند قدیمیها جلوتر بروند آنهایی که سابقه بیشتری دارند جلوتر بیایند فضلا جلوتر بروند و سپس به ترتیب افراد فاضل‌تر مقدم بر دیگران سلام خود را تقدیم نمایند.@ این فقط از جنبه ادبی شاگرد نیست از جنبه ادبی برای استاد هم این خیلی مهم است که اول شاگردانی پیشش بیایند که سابقه بیشتری دارند لذا شما وقتی میروی در محضر یک استادی که شناخته شدهتر هستی و سابقهات بیشتر هست ادب استاد اقتضا میکند شما زودتر بروی به او سلام بکنی بعد بقیه شاگردها بیایند.@ مثلاً میخواهی شاگردان خودت را خدمت یک استادی ببری هیچ وقت نباید دَم در بایستی به شاگردانت بگویی بروید تو آخرین نفر خودت بروی به استاد بگوی سلام علیکم خیر اول خودت باید بروی سلام بکنی دست استاد را ببوسی بنشینی بعد شاگردانت بیایند داخل به استاد تو سلام بکنند و بنشینند.@ 13 ـ آراستن و پیراستن برون و آمادگی درون به هنگام ورود بر استاد هست: شاگرد باید با وضع و هیئتی کامل و طرزی مطلوب وارد بر استاد گردد و در حالی که دلش از هر گونه خلجانهای مشغولکننده خالی است و با چهرهای شاداب و قلبی سرشار از نشاط و درونی باز و گشاده و با شرح صدر و ذهنی صاف و پاکیزه با استاد روبرو شود و در محضر او قرار گیرد.@ او نباید در حال کسالت و چرت زدن و خشم و گرسنگی و تشنگی امثال اینگونه عوارض پریشانکنندهخاطر وارد بر محضر استاد شود هنگام ورود بر استاد لازم است نظیف و پاکیزه بوده و نیاز خود را از لحاظ مسواک کردن دندان و پیراستن ناخن و موهای زائد و برطرف ساختن بوهای نامطبوع و زننده برآورده ساخته و بهترین و زیباترین جامه و تنپوش را دربر کند.@ قاعده این هست که به دلائل مختلف این فرمولها را ایشان دارد اینجا ارائه میکند برای ما دستورالعمل میکند یکی این هست که اگر کسی بخواهد کسب علم بکند باید آمادگی ذهنیش خوب باشد لذا قبل از رفتن سر جلسه استاد باید آرامش داشته باشد.@ برای همین میگویند شاگرد زودتر از استاد بیاید برود بنشیند چرا؟ وقتی شما میروی در فضای جلسه و کلاس مینشینید میتوانید یک مقدار ذکر بکنید و خودتان را آرام بکنید خودتان را آماده بکنید اما شاگردی که میرود بیرون و برمیگردد یا همزمان با استاد میاید یا بعد از استاد میاید او نمیتواند ذهن خودش را جمع بکند و مطلب را بگیرد.@ او ذهنش مشوش است تا میخواهد آمادگی کسب بکند استاد مطالبی را فرموده که از دست این میرود بخصوص مطالب آغازین کلام استاد فوقالعاده اهمیت دارد مقدمهها خیلی اهمیت دارند که اگر شاگرد آنها را نباشد ولو وسط جلسه هم باشد خیلی هم هوشیار باشد خیلی چیزها از دستش میرود.@ پس برای خودش خیلی مهم است که قبل از کلاس آرامش داشته باشد برای همین هم بزرگان برای کلاسهای حساس میگویند که شما قبلش ذکر بگوید یکی از ذکرهایی که برای کلاسهای معنوی خیلی لازم هست استغفار هست استغفار خیلی مهم است برای قبل از کلاس، استغفار یعنی تخلیه کردن خودت یعنی زدودن حجابها.@ یک تعدادی ذکر بگویید استغفار بکنید ذهن سبک بشود بعد وارد درس استاد بشوید میبینید خیلی فرق دارد آن درسی که میگیری با آن موقعی که بدو بدو و شلوغ خودت را میرسانی نفس نفسزنان مینشینی و میخواهی حرف گوش بکنی خیلی فرق میکند میفهمی که امروز تاریک است چرا؟ چون قبلش خودت را شلوغ کردی این خیلی اهمیت دارد.@ باید انسان ذکر بگوید آرامش داشته باشد از خدا بخواهد مثلاً دعای قبل از مطالعه(اَللّهُمَّ اَخرِجنا مِن ظُلِماتِ الوَحی وَ اَکرِمنا بِنُورِ الفَهم اَللّهُمَّ اَفتِح عَلَینا اَبوابَ رَحمَتِک وَ انشُر عَلَینا خَزائِنَ عُلُومِک) بخواند قشنگ، آرامش پیدا بکند و حواسش باشد که خدایا من آمدم برای تو دارم تحصیل میکنم این کلام استاد را برای من نور قرار بده موانع و حجاب را از من بردار.@ استغفار غیر از طلب عفو است استغفار یعنی طلب برداشتن مانع میکند میگوید خدایا مانعها را بردار که من بفهمم وقتی استغفاری در راه کسب علم به این نیت گفته بشود فوقالعاده تأثیرگذار هست در فهم، یک موقعی چیزی میفهمی که حتی از خود استاد هم بالاتر هست چیزی نصیبت میشود که استادی که دارد برای شما میگوید نصیبش نشده چیزی نازل به قلبت میشود.@ برای همین هم یک موقع میبینی استاد دارد درس اخلاق میدهد بعضی از شاگردان اشک میریزند بعضیها همینطوری استاد را نگاه میکنند بعضیها هم درگوشی صحبت میکنند خیلی فرق دارد پنجاه تا شاگرد اینطوری هست.@ یک موقع هست بعضی از شاگردها تعجب میکنند که استاد دارد چه میگوید استاد دارد حرف معمولی میزند چرا این بغل دستی من دارد گریه میکند تو نمیفهمی او دارد این کلام را به چه نورانیتی میگیرد و این کلام چقدر تأثیر بر او میگذارد یک آیه یک قرآن یک موقعی میبینی یک کسی از آیه قرآن مدهوش میشود یک کسی اصلاً ککش هم نمیگزد که دارد آیه قرآن خوانده میشود خیلی فرق دارد.@ ما اگر آن حال را نداریم وقتی کنار استاد هستیم آن حال را نداریم خودمان را متهم بکنیم نگوییم او چرا اینطوری هست او با یک نورانیتی آمده سر کلاس با یک آمادگی آمده که این آمادگی این حرفها را برای او خیلی عالی و نورانی جا میاندازد.@ آمد خدمت نبی اکرم(ص) عرض کرد آقا میخواهم قرآن یاد بگیرم حضرت فرمود فلانی به این قرآن یاد بده یک چند دقیقه نشسته بودند که طرف بلند شد رفت گفت خداحافظ شما، حضرت فرمود فلانی چه چیزی به این یاد دادی گفت آقا من سوره زلزال را به این یاد دادم آمد به پیغمبر گفت آقا من فهمیدم خداحافظ شما رفت حضرت فرمود این فقیه شد و رفت یک سوره زلزال را یاد گرفت و رفت بعضیها اینقدر آمادگی دارند.@ قبلاً هم عرض کردم شما یک موضوع ولایت فقیه را میبینید یک حسین فهمیده ولایت فقیه را یک طوری میگیرد تا کجا میرود جوانهای خودمان در جبهه ببینید 13 ـ 14 ـ 15 ـ 16 سالهها 20 سالهها چطوری گرفتند فرمانده گردانها چطوری وقتی میگفتند امام گفته اینجا باید آزاد بشود باید آزاد بشود آنها چطوری میگرفتند.@ آدمهای مریض میخواهند ولایت فقیه را بفهمند هزار تا وسوسه در دلشان میاید مرض است این مانع خودت نمیتوانی بفهمی حجاب اینطوری نمیتوانی بفهمی این هم خدا به عنوان یک سنت قطعی گفته این را معصومین هم به عنوان یک سنت قطعی ذکر کردند.@ یعنی تخلف ندارد که علم، فهم، برداشت، کشف، شهود، یقین شامل کسی میشود که آمادگی برای پذیرش او را دارد یک کسی که خوب قبول میکند آدمهایی که خودشان مریض هستند میگویند اینها سادهلوح هستند اینها زودباورند نه تو حجاب داری تو نمیتوانی بفهمی.@ تو مریضی که یک چیزی به تو میگویند هزار تا ان قلت و ناباوری در دلت میاید ولی او خوب میفهمد اینها خیلی مهم هست گفت آقا من فهمیدم حضرت فرمود فقیه شد و رفت لذا آمادگی قبل از جلسات فوقالعاده اهمیت دارد.@ یک کسی قبل از جلسه دو رکعت نماز خوانده یک مقدار ذکر گفته بلند میشود بعد میاید میرود سر کلاس مینشیند او یک چیزهایی میفهمد که بقیه نمیفهمند خودتان را امتحان کنید لازم نیست دور بروید یک بار این را امتحان بکنید.@ قبل از جلسه به شهوت کلامتان غلبه کنید بیایید بنشینید با کسی حرف نزنید یک مقدار ذکر بگویید بعد بشنوید ببینید چقدر فهمتان بالا میرود حتی ممکن است بهتر از خود گوینده و استاد این را شما بفهمید در برخوردهای دیگر هم همینطور است در تغذیههای دیگر هم همینطور است.@ شما مثلاً فرض بفرمایید یک بار مقام معظم رهبری یک جا میرود امام(س) بچهها که در جماران وارد میشدند یک عده داد میزدند روح من خمینی بتشکنی خمینی یک عده اصلاً نمیتوانستند این را بگویند زار زار گریه میکردند یک گوشهای فقط نشستند اینها با هم فرق دارند.@ مقام معظم رهبری دانشگاه تهران شما دیدید رفتند بعضی از افراد همینطوری او را نگاه میکردند یک عده تعادلشان را از دست دادند گریه کردند این بسته به طهارت روح هست به لطافت روح هست اینها با هم فرق دارد یک آیه قرآن یک کسی میشنود هیچ اثری ندارد یک کسی چنان مست میشود که حد ندارد.@ یک حدیث همینطور یک نوا همینطور در روضه گوش کردن هم همینطور شما یک موقع میروید میبینید یک روضه دلخراش میگویند ککت نمیگزد یک هفته بعد میروی در مجلس مینشینی یک روضه خیلی معمولی میگوید تازه میخواهد بیاورد بگوید السلام علیک تو رفتی اصلاً اینقدر اشک ریخته در دامنت که حد ندارد چرا؟@ چون آن موقع آمادگی داشتی رفتی دل پاک بوده قلب آمادگی داشته معده غذایی هم همینطور اصول تغذیه است برنامههایش را در تغذیه میگوییم انشاء الله اگر یک موقعی گفتیم اینها را برای شما میگوییم اصول تغذیه یعنی همین یکی از اصول تغذیه همین است.@ شما غذایی که میخواهید بخورید آلوده قبلش خورده باشید هلهوهوله خورده باشید دیگر نمیتوانید غذا را کل موادش را جذب بکنید هرز میرود و هدر میرود اما اگر نه با معده گرسنه رفته باشید با وضعیت خوبی رفته باشید نه رعایت هم بکنید قبلش نمک بخورید معده آماده بشود بعد غذا را بخورید اینها خیلی فرق دارد.@ برای همین هم به شما میگویند فاصله بین دو غذا چیزی نخورید میخواهم بگویم اینها خیلی اصول مهمی هست در تغذیه برای ما، این یک طرف قضیه هست که آمادگی ما لازم است نکته بعد چیزهای دیگری هم هست آن خود احترام علم هست که انسان باید به انتظارش بنشیند.@ احترام معلم هست که انسان باید رعایت بکند که سر کلاس چطوری برود با آمادگی برود بنشیند استاد احساس نکند که شاگردش آماده نیست مضطرب است مشوش است چون استاد می‌خواهد حرف را به قلب شما برساند بخصوص مسئله مسئله اخلاقی و معنوی باشد دوست دارد حرف به قلب شما بنشیند.@ شما وقتی که با یک ظاهر مضطرب پیش استاد میروی استاد می‌فهمد که تو دیگر نمی‌گیری می‌فهمد که کلامش دارد هدر میرود میفهمد دارد بیخود حرف میزند از این طرف هم باید حرف بزند ساعت اقتضاء میکند که بگوید ناراحت میشود بخصوص که استاد دوستت داشته باشد اگر استاد دوستت داشته باشد افسوس میخورد که چرا این چیزها در قلب تو نرفت.@ میفهمد که در قلب تو رفت یا نرفت و این برای استاد بد است برای استاد ناراحت‌کننده است. حالا میرسیم آداب دیگر میرسیم استاد دوست دارد لذت بردن شما را خوردن و کیف کردن شما را ببیند و اصلاً اگر این حالتت را به استاد عرضه بکنی استاد به خاطر اینکه تو داری حظ و بهره بیشتری میبری غذاهای تمیزتر والاتر و عالیتری هم به خورد تو خواهد داد این مهم هست.@ حالا کسالت داشته باشی در حال چرت زدن باشی این مراقبتها را باید خودت بکنی یک موقع نگویی آقا من مقصر نیستم مقدمات کار یک طوری شد که من با آمادگی سر کلاس نرفتم یکبار ممکن است اینطوری بشود در هر ده جلسه یک بار تو اینطوری بشوی.@ اما یک کسی که دائماً همیشه سر کلاس میاید چرت میزند او مقدمات دست خودش است مسئول مقدمات هم خودت هستی باید میرفتی جلوتر میخوابیدی باید هیچ کاری را قبول نمیکردی.@ حالا که قرار است بروی سر یک کلاس و جلسهای که قرار است در آن غذای خوبی بخوری خدا خیرتان بدهد شما یک عروسی میخواهید بروید از بعدازظهر تا شب میگویید چیزی نمیخورم چون عروسی میخواهم بروم آنجا نمیتوانم چیزی بخورم یا میهمانی میخواهی بروی میگویی صاحبخانه ناراحت میشود اگر من چیزی نخورم اینجا چیزی نمیخورم که اگر صاحبخانه تعارف کرد بتوانم یک چیزی بخورم که صاحبخانه ناراحت نشود.@ ادب را رعایت بکنم اگر از باب ادب باشد اگر از باب شکمپرستی باشد باز هم نمیخوری میگویی آنجا حیف نیست که آن غذا را ول کنم اینجا هلهوهوله بخورم نمیخوری اگر خوراک دلت خوراک میخواهد بخوری علم میخواهی معرفت گیرت بیاید مهیا باید باشی.@ اگر میخواهی استادت ناراحت بشود محضر استاد هم ادبش رعایت بشود باز هم همینطور باید میرفتی میخوابیدی کار را تعطیل میکردی میرفتی میگرفتی میخوابیدی دوشت را میگرفتی میخواهی بروی استاد را بغل کنی ببوسی خوب تو که میدانی میخواهی امروز استاد را ببوسی چرا ظهر پیاز میخوری شب میخواهی ببوسی ولی اذیت میکند.@ مگر اینکه بگویی نه من پیاز میخورم بلافاصله میروم مسواک میزنم آدامس میخورم بوی بد دهانم میرود تو که میدانی شب میخواهی بروی استاد را بغل بکنی چرا عطر نزدی با بوی عرق رفتی استاد را بغل کردی.@ میدانی که منشأ عرق بدنت کجاست بوی این موهای زائد هست خوب این موهای زائد را بزن چرا نگه میداری چرا با بدن عرقی سر کلاس میروی شاگردان دیگر اذیت میشوند از بوی تو با بوی پا جوراب بدن عرق آنها نمیتوانند کسب علم بکنند خیلی فرق دارد.@ شما برو در مسجد بوی گلاب و عطر بدهد ببین تو چطور میتوانی عبادت بکنی تمرکز بگیری بوهای معنوی چون میدانید که ما برای هر یک از قوا اینها را در تغذیه بعداً میگویم هر یک از قوا برای خودش بو دارد.@ بوهای جاذب برای هر قوهای دارد یک موقع شما میخواهید فوق عقل را مهیا بکنید که یک حرکت عالی جهشی در بینهایت در معنویت یک معراج خوب داشته باشد میبینی که با تو نمیاید سریع یک عطر استفاده کن میبینی چنان با تو میاید که حد ندارد باید خودت حواست باشد.@ میدانی که باید اینطوری باشد چرا اینکار را میکنی برو دوشت را بگیر برو موهای بدنت را بزن بعد برو سر کلاس بنشین عرقی نرو آنوقت ظلم میشود به شاگردان دیگر، چون آنها فضای عطرآگین با فوق عقلشان تطبیق دارد میخواهند علم یاد بگیرند.@ اینها حالا غوغایی است در تغذیه اگر برسیم اینها را برای شما بگویم متوجه میشوید که اینها چه قواعد ظریفی دارد شما میروید در یک مسجدی که جامهری آن تربت کربلا در آن دارد ببینید وضعیت عبادت و شنیدن تو چقدر تأثیر دارد روی شنیدن تو یا بروی در مسجدی که بوی پای افراد تمام فضایش را آلوده کرده خیلی فرق دارد.@ تغذیه را مختل میکند شنیدن را مختل میکند خیال را مختل میکند وهم را مختل میکند عقل را هم به هم میریزد در حق دانشجویان دیگر ظلم است اگر دیدی بدنت عرق میکند عطر استفاده بکن میبینی نمیتوانی الان بروی دوش بگیری لااقل عطر بزن این کار را که میتوانی بکنی عطر بزن آن بو مرتفع بشود برود.@ یک کسی میبینی بدنش اینطوری هست بعضیها هست بدنشان دائم عرق میکند یا نه عرق بدبو میکند بعضیها هستند بیماری دارند یا بیماری عفونی دارند یک چیزی هست که عرق میکنند عرق بدبو هست خودت که خودت را میشناسی عطر زیاد مصرف کن.@ اینکه حضرت فرمود اگر کسی دو سوم پولش را بدهد برای عطر اسراف نکرده برای همین هست چون بحث عطر یک بحث مفصلی هست در معارف خیلی بحث مهمی هست ما مسلمانها واقعاً به آن کم توجه هستیم تو که میشناسی بدنت اینطوری هست و عرق میکنی برو عطر بزن عطر بیشتری استفاده بکن و با یک حال خیلی خوبی بیا سر کلاس برای خودت هم خیلی مفید هست برای استاد هم مفید هست.@ آرایش هم همینطور هست استاد وقتی میبیند شاگردان مرتب نشستند مؤدب نشستند ول ننشستند بیادب ننشستند پاهایشان را ول کنند تکیه بدهند یک وری بنشینند نه همه مهیا نشستند این در جذب معارف از آن حد عالی قلب استاد تا به زبانش تأثیر زیادی دارد تا بیاورد به زبان حتی در کلماتی هم که استاد استخراج میکند و به کار میبرد تأثیر زیادی دارد.@ خوراک خودت را بهتر کردی نرو لاتی بنشین سر درس استاد هی تسبیح بگردان با این بازی کن با آن چیز بازی کن اینها همه مشکلساز هست و خوب نشستن خیلی مؤثر هست آراسته بودن خیلی مؤثر هست اینها را توجه بفرمایید.@ و به ویژه اگر بخواهد وارد جلسه درس و مذاکرات علمی گردد این مسائل را دقیقاً رعایت کند زیرا مجلس علم به عنوان مرکز و کانونی برای یاد خدا و گردهمایی افراد برای عبادت و بندگی او به شمار میاید.@ ببینید چقدر عالی میفرماید مجلس علم محل عبادت خداست باید خوب رفت(خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ) آراستن و پیراستن ظاهر و تصفیه باطن و درون از هر گونه شوائب مشغولکننده و پریشانگر از آداب و آیینهایی است که باید لزوماً به هنگام عبادت و ذکر پروردگار رعایت شود مجلس علم نیز از دیدگاه اسلام به عنوان مکان و محل عبادت محسوب میگردد.@ بخصوص افکار، افکار و خیالات خیلی خطرناک هستند وقتی میدانی چند دقیقه قبلش فکرهای گناه به سرت زده فکرهای هرزه آمده خیالات ناجور آمده اینها را همه استغفار کن قبلش که بتوانی بروی وارد محضر استاد بشوی.@ و آن کلامی که دارد از دهان او بیرون میاید معنویتی که دارد ساطع میشود از او بتوانی جذبش بکنی اینها خیلی اهمیت دارد بخصوص از همه این ظواهر بگذریم مسئله باطن اهمیت زیادی دارد که خیلی خوب است انسان به این توجه بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@