أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ أبو بصیر از امام صادق(ع) نقل کرده صفحه 159 سطر آخر که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) فرمود ای طالب علم تو که پویای علم و معرفت هستی باید بدانی که علم دارای فضائل فراوانی است [همچون انسان مجهز و رزمندهای از اندامها و اجزاء گوناگونی تشکل میابد و دارای پیکرههای متعددی است بدین صورت که:] سرش تواضع و فروتنی است.@ یعنی خیلی اهمیت دارد سر علم تواضع و فروتنی هست در مقابل بقیه، یعنی با تکبر جمع نمیشود اگر عالم متکبری دیده شد معلوم است که عالم نیست علم او حجاب است در واقع جهل هست یعنی گرفتار جهل شده اگر ما بخواهیم وارد هر کدام از این بحثها بشویم مثل تواضع و فروتنی خودش باب در اخلاق دارد دیگر الان واقعاً نمیتوانیم وارد آن بشویم.@ چشمش بیزاری و پاکی از حسد، که معمولاً در روایت ما داریم(العُلَماءُ بِالحَسَد) علماء بوسیله حسد وارد جهنم میشوند بعضیها فکر نکنند که منظور از علما فقط روحانیون هستند طالبین هر علمی در معرض حسادت قرار میگیرند.@ حالا این در بحث حسد باید معلوم بشود که مکانیزم این قضیه چه هست که چرا حسد بیماری هست که بیشتر دامنگیر آقایان اهل علم میشود این خیلی اهمیت دارد یعنی بحث معرفت نفسی این بحث مهمی هست که چه رابطهای بین افزایش علم و خطر حسادت وجود دارد.@ از نظر آسیبشناسی و گناهشناسی این بحث ظریف و خوبی هست و اگر رابطه کشف بشود یعنی فهمیده بشود که کجای قضیه میلنگد که وقتی علم افزایش پیدا میکند علم سراغ انسان میاید حسادت هم سراغ انسان میاید.@ آن قسمت را اگر انسان دستکاری بکند و حل بکند دیگر با افزایش علم حسادت ایجاد نمیشود. گوشش فهمیدن و درک کردن زبانش راستگویی، حافظهاش بحث و کاوش، چقدر حافظه علم اهمیت دارد مرکزش اگر نباشد کار نمیکند خود بحث و کاوش هست.@ قلبش حسن نیت، عقلش شناخت اشیاء و امور زندگانی، دستش مهر و محبت و رحمت، پایش دیدار دانشمندان، همتش سلامت، حکمتش پرهیزکاری، قرارگاهش نجات و رستگاری، راهبرش عافیت و پاکیزگی روح و جسم، مرکبش وفا.@ سلاح و رزمافزارش سخن نرم و ملایم، شمشیر رضا و قناعت، تیر و کمانش مدارا، لشکر و ارتشش گفتگوی با دانشمندان، سرمایه و ثروتش ادب و نزاکت، ذخیره و اندوختهاش اجتناب از گناهان، دارویش کار نیک، پناهگاهش صلح و آشتی، توشهاش نیکی، نوشیدنیاش سازگاری، راهنمایش هدایت و رفیق و همرهش دوستی با افراد برگزیده است.@ هیچ کس جز معصوم نمیتواند اینطوری صحبت بکند یکی از آنها اگر جابهجا بشود خراب از کار در میاید ولی معصوم چنان اینها را کنار هم چیده که هیچ عقلی نمیتواند خلاف این را بگوید. واقعاً به کسانی که این توانایی را دارند خیلی خوب هست و لازم هست این حدیث یک شرح ولو مختصری بشود خیلی چیز خوبی هست.@ راهنمای خوبی هست برای طلاب و دانشجویان و رشتههای مختلف، در واقع این همان بحثی هست که ما چه در راهشناسی و چه در معرفت نفس خدمت دوستان عرض کردم بحث آفتشناسی آسیبشناسی یعنی اگر کسی آفتشناسی خوب میخواهد بکند این حدیث خیلی جای خوبی هست یعنی مقابل همه اینها آفات علم هست.@ چون در روایت ما داریم(لِکُلِ شَیءٍ آفَۀٌ وَ لِعِلمِ آفَۀٌ) برای هر چیزی یک آفتی هست اما علم آفات خیلی زیادی دارد آفات فقط به این معنا نیست چیزهایی که جلوی علمآموزی را میگیرند به عنوان آفات در نظر بگیریم، خیر بلکه خود علم با وجود استمرارش ممکن است آفت بشود و آفت بپذیرد.@ یعنی شخص عالم بشود به مدارج عالی علمی برسد اما این کمکش نکند علی(ع) فرمود(رُبَّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُه) چه بسیار عالمی که جهلش او را کشته یعنی تعبیر علی(ع) میفرماید علم با جهل جمع میشود برخلاف علم با عقل، اگر کسی آفتشناسی کرد علمش را با عقل پیوند میدهد و اگر کسی آفتشناسی نکرد ممکن است در طی مدارج علمی موفق باشد اما عالم جاهلی هست.@ در طی حدیث طولانی عنوان بصری از امام صادق(ع) آمده است علم و دانش با کثرت تعلم و مداومت بر تحصیل به دست نمیاید(لَیسَ العِلم بِکَثرَۀِ التَعَلُّم إنَّما هُوَ نُورٌ یَقَعُ فِی قَلبِ مَن یُریدُ أن یَهدِیَهُ فَإذِا أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوَّلاً فِی نَفسِکَ العُبُودِیَّه وَ اطلُبِ العِلمَ بِإستِمالِهِ وَ استَفهِمِ اللهَ بِفَهمِک).@ علم و دانش منحصراً عبارت از نور و پرتویی است که در قلب کسی که خداوند خواهان هدایت اوست جای میگیرد آنگاه که آهنگ علم مینمایی، یعنی دنبال علم به معنای حقیقی خودش آن که(نورٌ) و آن که چراغ عقل میشود اگر آن را میخواهی، نخست باید در دلت جویای حقیقت بندگی باشی.@ (أطلُب أوَّلاً فِی نَفسِکَ العُبُودِیَّه) اول به دنبال عبودیت باش عبودیت یا همان توضیحی که جلسه گذشته در مورد طاعت دادیم که اصلاً اطاعت را تعریف کردیم اطاعت یعنی پیروی از مقرراتی که یک شاکله ابدی سعادتمند را میسازد به دنبال این باشیم.@ خیلی فرق هست بین طالب علمی که از طلب علمش و از کار مطالعاتیاش به دنبال عبودیت هست یعنی این را هدف قرار میدهد عبودیت یعنی اینکه من بدانم خدا چه میخواهد دنبال او باشد عبد باشم مطیع او باشم دنبال علم هستم ببینم که او میخواهد من چکار بکنم میروم یاد میگیرم که آن کار را بکنم در واقع قوانین اطاعت را در علم یاد میگیرم.@ به دنبال تسلیم بیشتر هستم علم میاموزم که خودم را بیشتر تسلیم کنم یاد میگیرم که ناخود را بیشتر ضعیف کنم و خود را بیشتر قوی کنم علم یاد میگیرم که مبارزه بیشتری بتوانم بکنم با کسی که علم را برای توهمات مختلفی همانهایی که اوائل بحث عرض کردیم.@ از قبیل ارضاء خودش، سبقتجویی نسبت به انسانهای دیگر، کسب مقام، موقعیت اجتماعی، شهرت، جلب قلوب مردم و مسائلی از این قبیل انجام میدهند. علم را از آن جهت پویا باش که درصدد به کار بستن آن باشی میفرماید(وَ اطلُبِ العِلم بِإستِمالِه) یعنی واقعاً برای این یاد بگیری که بخواهی به آن عمل بکنی مثل این هست که در مقام عمل احتیاج به اطلاعاتی داری نمیدانی که میخواهی چکار بکنی یاد میگیری که همان را عمل کنی.@ (مَن طَلَبَ العِلم لِغَیرِ العَمَل فَهُوَ کَالمُستَهزِءُ بِرَبِّهِ عَزَّوَجَلّ) کسی که علم را یاد میگیرد برای غیر عمل کردن مثل کسی است که خداوند پروردگارش را مسخره کرده و این آفت مطالعاتی خیلی عجیبی است خیلیها اهل مطالعه هستند و کتاب میخوانند اما باور نمیکنند که در مقام عمل از آن استفاده بکنند نمیخوانند که این را به کار بگیرند.@ واقعاً برای کاربرد این را نمیخوانند میخوانند برای اینکه دانششان بالا برود علمشان زیاد بشود مدارج علمی طی کنند دکترا بگیرند آیت الله بشوند جر و بحث خوب بتوانند بکنند خوب مقاله بتوانند بنویسند خوب کتاب بتوانند بنویسند خوب در مذاکرات و سمینارها و کنگرهها و میزگردها بتوانند شرکت بکنند یا صاحب نظر بشوند و به عنوان صاحب نظر شناخته بشوند.@ اما در مقام عمل خیر، هستند در مملکت ما کسانی که در عرفان متخصص هستند خوب میتوانند حرف بزنند خوب میتواند بحثها را بالا و پایین بکنند خوب میتوانند مداقه در مباحث بکند مباحث کلامی مباحث اعتقادی مباحث ولایت فقیه مباحث عرفان مباحث اخلاق، اما دو صد گفته چون نیمه کردار نیست.@ در مقام عمل خیلی حال مبارزه با خودشان را ندارند خیلی خیال ندارند با نفسشان درگیر بشوند یا با محیط حتی، خیلی راحت سازگاری ایجاد کردن بین عرفان و محیطهای اطراف و خیلی از افراد و خیلی از کارها را راحت توانستند سازگاری ایجاد کنند.@ این فوقالعاده خطرناک هست این یک رمز بزرگ هست که اگر آن را بگیرید خیلی از چیزها برایتان حل میشود رمز پیدایش تفکرات منحرف غربی یا اصلاً تفکراتی که اساساً منحرف هست غربی و شرقی ندارد تفکر شیطانی مال شیطان هست چه غربی چه شرقی.@ رمز پیدایش تفکرات منحرف و اساساً اسلامهای بدون حقیقت از اسلام آمریکایی بگیرید و رمز پیدایش صدها اندیشه دینی و مکتب دینی که استخدام صور مقدس کردند رمز پیدایش مکاتب و طرز تفکرهایی مثل سکولاریسم و حتی مثل پلورالیسم تکثرگرایی دینی، جدایی دین از سیاست و مسائلی از این قبیل همهاش به همین نکته برمیگردد که علمآموز از اول علم را درست نیاموخته و برای غیر عمل یاد گرفته شده.@ این فاجعه علمآموزی این هست یعنی وقتی شهوت عقلی زیاد میشود و شهوت علمی شخص زیاد میشود شخص طالب علم و عقل هست عرفان انتخاب بکند دیگر عرفان یک چیزی است در ردیف مکانیک در ردیف شیمی در ردیف جامعهشناسی و روانشناسی یک علم نظری مثل سایر علوم، یک دکان هست هیچ فرقی نمیکند.@ اخلاق همینطور، الهیات همینطور، و مسائلی از این قبیل علوم مختلف، دیگر علم برای عمل کردن نیست نور برای شدن نیست برای این به کار نمیبرد یک دکان هست خودش یک ابزار میشود برای معیشت، برای نانخوری.@ وقتی علم را برای غیر عمل یاد گرفتی و برای غیر عبودیت یاد گرفتی این علوم اسلامی از عرفانش بگیرید تا اخلاقش تا سایر رشتههایش کاملاً با دنیا سازگاری پیدا میکند هیچ کدام مخالفتی با جناح برایشان ایجاد نمیکند این را باید صریح خدمت شما عرض بکنم اصلاً مخالفتی ندارد کافی است.@ شما انگیزهات را از علم عوض بکنی و همه علمایی که به قول امام(س) مارهای خوش خط و خال در حوزه بودند و همه کسانی که به دل این پیرمرد خون دل کردند که فرمود خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده است از هیچ طایفهای نخورده همه طلاب علوم دینیه بودند و دانشجویانی بودند که از اول انگیزهشان را برای کار علمی درست نکرده بودند.@ یعنی نرفته بودند ورای عبودیت یاد بگیرند و وقتی این شد کاملاً روحانیت با هر چیزی قابل جمع هست با هر فرقهای قابل جمع هست با هر روشی قابل جمع هست با سکولاریسم جمع میشود با پلورالیسم جمع میشود با دنیاطلبی جمع میشود با تجملگرایی جمع میشود حتی با شهوترانی و فساد هم جمع میشود.@ وقتی آن نباشد دیگر همه چیز ممکن است از این علم از این عرفان از اخلاق در بیاید وقتی اینطوری شد آنوقت از این علما الی ماشاء الله هستند اینطور علما هیچ احترامی ندارند و هیچ تقدسی هم در اسلام ندارند نه لباسشان تقدسی دارد نه خودشان حرمتی دارند.@ برای همین در روایت شدیداً با اینطور علما برخورد شده و از ما هم خواستند که با اینطور علما برخورد شدید بکنیم(فَأتَهِمُوهُم عَلی دینِکُم) نسبت به دین خودتان از همچین عالمی بترسید موقعی که دیدید به دنبال دنیا رفتند این قابل تهدید هست قابل ترس هست لذا علما(وَ لا عِلمَ إلاّ مِن عالِمٍ رَبّانی).@ هیچ وقت نگفتند شما علم را از همه علما بگیرید علم را به معنای یادگیری به معنای لفظ دانش اگر بخواهید دقیق به شما بگویم در انگلیسی میگویند Sayens یعنی مطلق دانش، یاد گرفتنیها، چیزهایی که لای دوتا جلد میشود آورد و فقط میشود یاد گرفت جدای از هر بار ارزشی، اگر قرار شد علمآموزی بکنیم ما را تشویق کردن.@ (خُذِ العِلم مِن أهلِ النِّفاق) ولو(من کافر) بگیرید حتی حکمت هم به همین معنا در دست منافق هم ممکن است باشد در دست کافر هم ممکن است باشد اما علم به همان معنایی که هست به معنای نور که ما از آن استخدام و استفاده میکنیم برای روشنایی قلبمان، برای روشن شدن مسیرمان برای پیمودن راهمان آنجا فرمودند که جز از عالم ربانی این را نگیرید.@ خیلی فرق هست که ما آنجایی که به دنبال علم به معنای مطلق دانش هستیم از هر کس میتوانیم علم یاد بگیریم اما آنجایی که علم را میخواهیم برای پیمودن مسیرمان برای روشنایی قلبمان برای واقعاً عبودیت میخواهیم.@ غیر علمای ربانی نمیتوانند برای ما روشنایی دل بیاورند تذکر بیاورند فهم عمیق بیاورند برای ما تقرب بیاورند لذا در تفسیر آیه شریفه(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ) انسان باید به طعام خودش نگاه بکند امام باقر(ع) فرمود نگاه بکند ببیند یعنی(عَلمُهُ الذّی مِمَن أخَذ) ببینید علم را از چه کسی میخواهید یاد بگیرید آنجا به چه کسی خیلی نگاه میکنید.@ میخواهم بگویم منافاتی با این ندارد که فرمودند(أنظُر إلی مَن قال وَ لا تَنظُر إلی مَن قال) نگاه کن ببین چه میگوید نگاه نکن ببین چه کسی میگوید، این را داریم از آنطرف هم گفتند که یک نگاهی هم به شخصش داشته باشید.@ این هم مهم هست برایتان بسترهایش را جدا کردم که بدانید این دو قابل جمع با هم هستند اگر گفتن نگاه بکنید از چه کسی چه چیزی میگیرید به عالم ربانی نگاه بکنید به قول امام خمینی(ره) فرمود یک نگاهی هم به(مَن قال) باید بشود.@ و در سایه هوش خود از خداوند درخواست کن تا فهم و درک حقایق را به تو موهبت فرماید یعنی(رَبِّ زِدْنِي عِلْماً) یادت نرود یعنی توجه کن که علم را خدا میدهد از خدا علم را بخواهید فهم را از خداوند بخواهید برای همین ما قبل از مطالعه دعای موقع مطالعه میخوانیم این خیلی اهمیت دارد که خداوند باید ذهن را روشن بکند باز بکند تا ما بفهمیم.@ مرحوم علامه(ره) واقعاً از علمای اینچنینی بود فرمود من چنان کودن بودم که کتابی را که طلبهها در یکسال میخواندند من چهار سال خواندم ناگهان بارقه رحمت الهی فضل الهی شامل حال من شد که خدا باید بخواهد لذا عجز و لابه دعا فوقالعاده مؤثر هست.@ اصلاً کلاً عالم، طلبه، دانشجو در هر رشتهای اگر اهل عجز و لابه به درگاه خدا نباشد نمیتواند مسیر علمآموزی را به سلامت تا آخر طی بکند اصلاً با همدیگر جور در نمیاید علمآموزی بدون تزلل جور در نمیاید موفقتآمیز نیست بدون توسل به اهل بیت(ع) به این انوار طیبه بدون توسل به این بزرگان بدون تضرع به درگاه حق تعالی موفق نیست.@ شما ببینید بوعلی(ره) میگوید من هر وقت گرفتار میشدم مسجد میامدم دو رکعت نماز میخواندم و از خدا میخواستم که به من فهم دهد این سوراخ را پیدا کرده که باید چکار بکند حالا کسانی که یک هزارم دانش بوعلی هم ندارند برای نماز خواندنشان چقدر تکبر دارند و هزار و یکجور توجیه میکنند.@ طالب علم به معنای حقیقی کم هست امام فرمود شهدا را قلمها میسازند بوده هستند الحمد لله زیاد هستند زیاد هستند نسبی میگوییم نسبت به کل کم هستند.@ نکتههای جالب و مثالهای هشداردهنده در مورد دانشمندان فاقد عمل، قسمت ب: صفحه 161، علم و دانش به منزله درخت و عمل کردن بر طبق آن به مصابح میوه همان درخت هست غرض و فایده درخت بارور فقط ثمره و میوه آن است اما خود درخت میوه منهای ثمره و میوه آن نمیتواند هدف غایی به منظور نهایی غرس و کاشتن آن را تشکیل دهد.@ چون انسان در هر حال وقتی میتواند از درخت میوه سودمند گردد که آن درخت به نوعی از میوه بارور شود خیلی مثال روشن و واضح هست که عمل اگر نباشد درخت دانش ثمر نمیدهد یعنی هدف اصلی از اول انجام دادن است آن مراحل را هفته گذشته خواندیم که از حضرت سؤال کردند علم چیست؟@ فرمود سکوت، خوب گوش دادن، خوب گرفتن، عمل کردن و نشرش، هدف اصلی و منظور اساسی علم و دانش مطلقاً و بدون هیچ قید و شرطی عبارت از عمل و کردار بر طبق آن است زیرا بازگشت تمام علوم و معارف بشری به دو علم و دانش میباشد 1 ـ علم معامله و رفتار 2 ـ علم معرفت و شناخت.@ همه علوم همین هستند یا در عمل به ما کمک میکنند و علم معرفت و شناخت یعنی علومی که در عمل به ما کمک میکنند و علوم نظری و علوم ابزاری، علم معامله و رفتار که کیفیت عمل و روابط مختلف را در شئون گوناگون زندگانی تنظیم میکند.@ عبارت از شناخت حلال و حرام و احکامی امثال آنها و نیز شناخت اخلاق و خویهای ستوده و ناستوده نفس و روان و کیفیت درمان بیماریهای روانی و بازیافتن راههای گریز از این بیماریها و خویهای ناپسند هست.@ 2 علم معرفت و شناخت که خود شناخت با صرفنظر از رفتار در آن علم مورد نظر میباشد عبارت از علم به خداوند و صفات و اسماء او است علوم و دانشگاهی که در بیرون از محدوده این دو نوع علم قرار دارند یا به عنوان علوم عالی و دانشهای افزاری به شمار میایند مثل مهندسی، مکانیک.@ مثلاً شما یاد بگیرید که وقتی میخواهید از اینجا به آنجا حرکت بکنید چکار بکنید که سریعتر رد بشوید میخواهید با یکی از دوستانتان در یک شهری صحبت بکنید چکار بکنید که بتوانید بدون نامه و بدون مراجعه حضوری صحبت بکنید ابزار هستند.@ چکار بکنید که اگر دوست داشتید از اینجا کره ماه بروید چطوری کره ماه بروید اینها علوم ابزاری هستند اما علومی که جایگاهش نفس بشر باشد نیست آن که بشر انسان به عنوان خلیفۀ الله که متمایز از حیوانات هست و شرافت دارد اشرف مخلوقات هست به کارش میاید جز همین دو علم علم دیگری نیست.@ 1 ـ علومی که در معامله و رفتار در اخلاق در شدنها کمک میکند 2 ـ علومی که صرف دانستنش کمال هست مثل شناخت خداوند و اسماء و صفاتش، مثلاً ما یاد گرفتیم که چکار بکنیم به جای قاطر مثلاً از هواپیما استفاده بکنیم هواپیما را اختراع کردیم این علم انسانی که نیست محصول فکر انسان هست.@ ولی شما را تازه به مگس رسانده که مگس میتواند اینقدر پرواز بکند روی هوا بال بزنی بروی مثلاً پرنده شدی بیشتر از این نیست علمی که به شما کمک میکند شما را دارای یک کمال حیوانی کرده علمی که به شما کمک میکند که فضای بیشتری را ببینید.@ چشم خیلی از حیوانات هم بیشتر از ما میبیند شما چیز بیشتری را بشنوید باز همینطور، و الی ماشاء الله هر کدام از این علوم که رشد میکند از نظر کمالات حیوانی به انسان کمک میکنند ولی هیچ وقت به انسانیت انسان اضافه نمیکنند.@ دلیلش هم این هست که همه کشورهای کفار کشورهای دشمن ما را نگاه کنید در این علوم بیشترین پیشرفت را کردند اما در انسانیت بیشترین عقبنشینی را دارند لذا اینها فی حد ذاته تا این دو علوم نباشد انسان را از حد حیوانیت خارج نمیکند کمکی در راستای خروج انسان از حد انسانیت به مقام انسانیت نیست.@ پس این در تقسیمبندی علوم خیلی اهمیت دارد در اینکه یک جوان میخواهد برنامهریزی کند برای نوع مطالعاتش، رشتههایی که میخواهد یاد بگیرد فهم این مطلب خیلی اساسی و کلیدی هست که توجه بشود.@ پس ما از آن جهت که انسان هستیم و اشرف مخلوقات هستیم به این دو علم احتیاج داریم اما از آن جهت که حیوان هستیم قوایی داریم زندگی اجتماعی داریم میخواهیم در جامعه زندگی بکنیم به علوم دیگری احتیاج داریم اما آن علوم دیگر از آن جهت که ما انسان هستیم و شرافت نسبت به سایر موجودات داریم به کار ما نمیاید.@ مگر آنکه آن روح مؤمن و انسان که روح شکوفا شده انسان او بتواند اینها را استخدام بکند. علوم و دانشهایی که در بیرون از محدوده این دو نوع علم قرار دارند یا به عنوان علوم عالی و دانشهای افزاری به شمار میروند که ابزار و وسائل علوم مذکور در فوق هستند ولو آنکه هدف و منظور از آنها فقط نوعی از عمل و رفتار میباشد.@ این نکته بر فرزانگانی که دستاندرکار تتبع علوم و دانشها هستند و در طبقهبندی معارف بشری اطلاعی دارند مخفی نیست. پیداست که منظور و هدف علوم معاملی و رفتاری به طرز عمل و رفتار انسان محدود است یعنی فقط مربوط به انسان هست که انسان میخواهد در عمل چکار بکند.@ اگر بشر در زندگانی خود به این گونه اعمال و رفتار نیازمند نمیبود چنین علوم و معارفی فاقد ارزش میگشت. مثلاً اگر ما احتیاج نداشتیم بدانیم که باید در برخورد با همسرمان، پدر و مادرمان، فرزندمان، استادمان، شاگردمان، همسایهمان، هموطنیمان، رئیسمان، مرئوسمان، اگر احتیاج نداشتیم که بدانیم چطور برخورد بکنیم.@ اگر واقعاً ما به این علوم نیاز نداشتیم این علوم فایدهای نداشتند لذا شما دانشمندان متعددی را میبینید در حتی کشورهایی که علم را مساوی با ابزارگرایی فقط دانستن نه چیز بیشتر از این حتی در آن جوامع میبینید دانشمندانی هستند که تمام عمرشان را صرف علوم رفتاری میکنند.@ یعنی شما هیچ وقت جوامع آن چنینی را با همه فقری که در مسائل انسانی دارند نمیبینید که خالی از دانشمندانی باشد که به این نوع مسائل میپردازند چون دیگر احتیاج دارند الان در آن کشورها رشتههایی هست که تخصصی شده شاید در جوامع ما که حتی دیدگاه خیلی برتری نسبت به آنها نسبت به علم داریم وجود نداشته باشد.@ مثلاً آنها یک دانشمند یک متخصصشان فقط میاید روانشناسی کلام را یاد میگیرد یعنی یاد میگیرد که انسانها در تکلم چطوری با هم حرف بزنند کتابهای تخصصی در این زمینه نوشته شده ما همچین کتاب تخصصی نداریم ما اصولش را داریم.@ در معارف ما(قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً) این روانشناسی کلام است با مردم به نیکی سخن بگویید الان هم که داشتیم میخواندیم علم را از علی(ع) فرمود سرمایه و ثروت علم ادب و نزاکت هست ما در معارفمان الی ماشاء الله از اینها داریم در روایات الی ماشاء الله در لَیِن سخن گفتن روانشناسی کلام و رفتار ما فوقالعاده قوی هست.@ ما احتیاج به آن تحقیقات نداریم ولی آنها که مثل ما این منابع و اصول را روایات کلیدی ندارند آیات را ندارد گفتار حکیمانه علما و حکما را ندارند آنها خودشان دست به کار شدند و در اثر مطالعات زیاد برخوردهای مختلف انسانی برداشتند کتابهایی را در همین زمینه نوشتند.@ مثلاً شما همین کتابی که این دانشمند نوشته مثلاً روانشناسی مذاکره، که شما وقتی که دارید با هم مذاکره میکنید چطوری با هم در مذاکره حرف بزنید دور میزی نشستید با هم حرف بزنید چطوری حرف بزنید بعد در مورد شباهتها و اختلافات کلامی زن و مرد، زن و مرد با هم چطوری حرف میزنند اینها را در آوردند.@ روی این قضیه خوب کار کردند همین کتاب خیلی قطوری هست که مرا نمیفهمی تو هم مرا نمیفهمی در رابطه با اختلاف کلامی بین زن و مرد، چرا این کتاب تخصصی نوشته میشود؟ برای اینکه آنها در عمل به آن نیاز پیدا کردند که این را نوشتند.@ شما نگاه کنید صدها جلد از این کتابها از غرب در کشور ما آمده و ترجمه هم شده خودشان دارند و خیلی هم کار میکنند برای چی؟ برای اینکه فهمیدند انسان جدای از دانشهای ابزاری احتیاج به دانشهای رفتاری هم دارد یعنی دانشهایی که در رفتار و معامله به همدیگر کمک میکند.@ الان علتی که در کنترل جنایت، جرم و در تربیت فرزند، در روابط بین زن و مرد، در روابط بین معلم و شاگرد، در روابط بین دختر و پسر به بنبست رسیدند همین است چون آنها عقب افتادند یکدفعه به علم در اثر آن دوران رنسانس به علم جز نگرش ابزاری نداشتند فقط به عنوان ابزار نگاه میکردند.@ از علوم رفتاری کاملاً غافل شدند و اگر هم پیشرفتی در آنها شد خیلی کم، لذا الان وقتی میبینید که با مشکلات رفتاری خیلی خیلی شدیدی روبهرو هست شما در فیلمهایی هم که الان متأسفانه و صد تأسف و أسف در تلویزیون خودمان میبینید میبینید که مشکل رفتاری آنها زیاد هست.@ دائماً حالت پرخاشگری، حالتهای تهییجهای روانی و نفسانی، تهییجهای خیالی و وهمی در اینها زیاد هست حتی در قهرمانان، شما یک قهرمان سراغ ندارید در قهرمان اینها یا اگر نگوید اصلاً نیست به ندرت پیدا میشود که نتوانید در آن یک ناهنجاری رفتاری پیدا بکنید.@ و حتی اگر فیلمهایی را میسازند داستانهایی را مینویسند رمانهایی را مینویسند مثلاً مثل بینوایان ویکتورهوگو و این همه در بوق و کرنا میکنند رفتار ژانوالژان یا رفتار آن کشیش را و یا فیلمهایی از قبیل کارتونهای مختلفی که میسازند و قهرمانهایش را میبینید که در حد عصمت هستند اشتباه نمیکنند کاملاً همه رفتارهایشان حساب شده است.@ یا مثلاً ارزشهای مختلفی که هست حالا کارتونهایی مثل سوپرمَن مثل بتمَن مثل رابینهود، مثل ایکییوسان، یا مسائلی از این قبیل اگر هست یا شما میبینید که چیزی به نام بودا گُل میکند یا چیزی به نام کونفوسیوس در اینها گُل میکند.@ و حتی مکاتب تصوف و مکاتب مختلفی که به نوعی گرایشهای رفتارگرایانه در علوم و دانشها و آموزشهایشان و تعالیمشان وجود دارد هست این برای این هست که این گمشده آنهاست و دارند اسطورهسازی میکنند الگوسازی برای ما میکنند.@ یعنی برای خودشان در واقع نیازشان هست و بعد برای ما هم صادر میکنند وقتی برای ما صادر کردند مشکل خیلی خطرناک میشود چون به صورت یک جریان موازی با الگوهای ما ایجاد میشود در همین اصولسازیشان مثلاً میایند یک قهرمانی مثل اوشین را در نظر بگیرید یک قهرمانی مثل اوشین میاید تا حد الگو شدن در جامعه مطرح میشود.@ اما اوشینی هست که با مردها ارتباط دارد دست میدهد بیحجاب هست برخورد آزاد دارد و مسائلی از این قبیل، یعنی صدتا محاسن میگذارند کنار این قهرمانهای مختلفشان ولی در کنارش عیبهای کلیدی وجود دارد که از نظر تفکر آنها اینها عیب محسوب نمیشود و نمیدانم که چرا مسئولین فرهنگی ما اصلاً متوجه این قضایا نیستند.@ با توجه به اعترافاتی که خودشان میکنند جرادسگالد را خواندید مدیر مرکز مطالعات استراتژی لندن، جرادسگالد مقالهاش را در نیوزویک زدند که حالا روزنامه کیهان ترجمه کرده بود و چاپ کرده بود من یک قسمتش را برایتان بخوانم ببینید چقدر دقیق اظهارنظر کرده.@ آنوقت مسئولین ما با اینکه اینها را میدانند خودشان را به نفهمی میزنند میگویند شما بیخود حساس هستید که حتی وقتی این را میگویند نظریههایی مطرح میکنند به عنوان نظریات دقیق فرهنگی و علمی، مثل همین چیزی که آقای میرحسین موسوی علیهاش سخنرانی کرد نظریه توهم توطئه، میگوید شما توهم توطئه میکنید.@ شما دائماً خوشتان میاید دشمن بسازید هی بگویید دشمن در کمین است دشمن شبها نمیخوابد میخواهد پدر ما را در بیاورد نقشه میریزد شما چقدر بیخود حساس هستید نه اینطوری نیست اصلاً تهاجمی در کار نیست خیالتان راحت باشد آسوده بخوابید فقط تبادل فرهنگ هست اصلاً ناراحت نشوید.@ از کسانی که خیلی از همین قرصها و داروهای خوابآور پخش میکنند یکی مثل آقای سروش و امثال ایشان که دائماً کلاً تفکرات لیبرالیستی که مرکز تفکرات سکولاریسمی و پلورالیسمی هم زیاد میشوند و هستند.@ اینها معمولاً اینطوری هستند به شما خوابآور تزریق میکنند شما چرا توهم توطئه میکنید و فکر میکنید همه با شما دشمن هستند مردم خوبی هستند مثلاً فلان کس و فلان کشور خیلی مردم خوبی هستند مردم متمدنی هستند اصلاً فکر این نیستند که شما را نابود کنند ریشه شما را بکنند این را میگویند.@ حالا که سیاستمدارهایشان یعنی کهنهکارترین سیاستمدارهایشان و مهرههای کلیدیشان میایند اینطوری اعتراف میکنند باز هم از رو نمیروند باز هم یکطوری این را توجیه میکنند یک مقاله خوب هم امروز روزنامه جمهوری اسلامی زده بود حتماً آن مقاله خواندنی هست به نام رجم ابلیس.@ سران رؤسهای جمهور چند دوره قبلی آمریکا را و نیروهای مهمشان را صحبتهایشان را آوردند که همه به اتفاق گفتند باید جمهوری اسلامی نابود بشود و از طرق مختلف جلو برویم و حتی اخیراً بعد از همین نظریهای که جرالدسگالد داد یک نظریه دیگری هم بعد از آن داده شد گفتند حالا که آمریکا از هیچ طریقی موفق نشده ایران را به زانو در بیاورد باید از ترفند دوستی استفاده بکنیم.@ ولی آقایان خیلی خوشبینانه و دائماً هم به ما فرمولهای تساهل و تسامح تزریق میکنند و برای ما نسخههای تساهل و تسامح مینویسند و میگویند که باید سختگیر نبود ایشان میگوید حالا زمان رها کردن سگهای جدید جنگ، خودشان روحیه جنگطلبیشان را اصلاً مخفی نمیکنند.@ چون مایکروسافت و میکیموس هست مایکروسافت مظهر برنامههای کامپیوتریهایشان است و میکیموس هم مظهر قهرمان، خودش میگوید که کشورهای اسلامی و آیت اللهها را باید با ترویج سکس و فرهنگ والدیسنی در سرزمینهایشان به محاصره درآورد سکس آن چیزی که الان کششهای نامشروع بین دختر و پسر را دارند در کشور ما افزایش میدهند.@ برایشان پیست دوچرخهسواری درست میکنند برایشان محیطهای آزاد و فرهنگسرا درست میکنند برایشان پیست اسبسواری درست میکنند برایشان جاهایی را درست میکنند که راحت بتوانند با همدیگر ارتباط داشته باشند و میگویند سختگیری نکنید جوانها آزادی میخواهند.@ در مسأله حجاب خیلی تساهل و تسامح میکنند و خیلی راحت چیزهایی از این قبیل و همچنین فرهنگ والدیسنی همین که به برکت تساهل و تسامح و روحیه لیبرالی مسئولین فرهنگی کشور ما دارد به خورد ملت داده میشود در عید نوروز فیلمهایی نشان داده شد که قهرمان فیلم که همه آرزوی موفقیتش را به طور طبیعی میکنند.@ یک جنایتکار است یک آدمکُش است یک دزد است یک شَیاد است چندتا داشتیم همین فیلم خوب، بد، زشت، را شما نگاه کنید و چیزهایی از این قبیل، ببینید قهرمانهایش چطوری بودند جانوین را نشان میدهد به عنوان یک قهرمان که ما بنشینیم به عنوان قهرمان فیلم آن را نگاه بکنیم.@ جانوینی که موقع مرگش میگوید باید که نظام جمهوری اسلامی را نابود بکنیم من به شما وصیت و توصیه میکنم یک آدم صهیونیست، اینها به عنوان فیلمها برای ما نمایش داده میشود ما هم به طور طبیعی یک بچه، حالا بنده مینشینم تحلیل میکنم جانوین را میشناسم اکثر مردم مینشینند این را تحلیل بکنند؟@ نه، اکثر مردم وقتی جانوین را میبینند عاشق جانوین میشوند وقتی مینشینند فیلمهای آنتونیک را نگاه میکنند عاشق آنتونیک میشوند ولو دوتا فیلم مذهبی هم بازی بکند یا فیلمهای دیگر را نگاه بکند قهرمانهای دیگر را نگاه بکند.@ من آن ترجمه همه آدمسها را میدانم چیست تمام آدمسها را وقتی باز میکنید دختر و پسر را نشان داده میگوید دختر را چطوری گولش بزن همه را نوشته بچههای ما نمیخوانند یعنی سواد ندارند که بخوانند ولی به هر حال از روی شکلهایش هست چون شکلهایش چند مرحلهای هست.@ یکی کسی بنشیند اینها را کنار هم بگذارد بالأخره صدتا آدامس میخرد بیست تا میخرد بالأخره این عکسها را از مرحله آشنایی دختر و پسر تا مرحله بوسه و مسائل دیگر، مثلاً هشت تا از آنها ده تا شکل است که وقتی کنار هم بگذارند اگر نتوانند ترجمه بکنند میتواند بفهمد که این منظورش چه هست.@ حالا من واقعاً شرمم میاید ترجمههایش را برای شما بخوانم ولی اگر خواستید کامل در اختیارتان میگذارم بعد این نکته خیلی مهمی که در دشمنشناسی من در دُر و صدف تقریباً خیلی فشرده عرض کردم که هرگز دشمنها به هیچ قیمتی حاضر نیستند از ما راضی بشوند تا اینکه ما را(وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ).@ هرگز یهود و نصارا از تو راضی نمیشوند تا اینکه آنها را تبعیت بکنی ببینید چقدر جالب خودش میگوید تمام آن آیه قرآن را جرالدسگالد میگوید. دموکراسیهای غربی چیزی کمتر از تسلیم شدن کامل دشمنان خود را نمیپذیرد تسلیم شدن کامل نه نسبی یعنی به زانو در بیایی التماس بکنی یعنی ذلت و رقیت کامل.@ اگر کسی فکر کرد آنها با ما طرح دوستی میریزند و میخواهند با ما یک رابطه متقابل داشته باشند اینطوری نیست الان رئیس جمهور ما مینشیند نصیحت میکند امروز هم شما خواندید در صحبت با مقامات ایتالیایی گفت که ما باید ثروت و علم را برای همه بخواهیم ما دنبال جامعه مدنی جهانی هستیم.@ نصیحت کردن خوب هست به عنوان یک ارزش خوب هست ولی اگر ما فکر کنیم که اینها یک زمانی این نصیحتها را میپذیرند و با ما کنار میایند هرگز، اگر فرض بفرمایید ایتالیا میاید با ما قرارداد میبندد یا امریکا مثلاً میاید در کار سرمایهگذاری میکند.@ یا اگر توتال فرانسه آمده یا اگر فلان شرکت روسیه آمده در نفت سرمایهگذاری کرده یا مالزی آمده سرمایهگذاری کرده خیلی حماقت بزرگی هست که اگر فکر کنیم که اینها جز به منافع اصلی خودشان در مرحله اول به چیز دیگری فکر بکنند دلشان برای اسلام سوخته.@ آن هم اسلام داغی مثل ما، اسلامی که برای خیلیها دردسر درست میکند برای نظامی اسلامی دلشان سوخته! برای بشر دلسوزی دارند! اگر برای بشر دلسوزی دارند توتال فرانسه نماینده فکر فرانسه هست شما ببینید در الجزایر چکار کردند و چکار میکنند سر شیعیان جنوب فرانسه چه بلاهایی در میاورند اینها دلشان برای اسلام یا برای انسان سوخته!.@ یا اینها این حرفها حالیشان میشود انساندوستی، حقوق بشر، جامعه مدنی، عدالت، از این حرفها سرشان نمیشود ممکن نیست سرشان بشود قرآن میگوید اینها هیچ وقت سرشان نمیشود اگر حرفهای اینطوری میزنند سمینار میگذارند کنفرانس میگذارند با ما راه میایند حتی حرفهای ما را تأیید میکنند برای این هست که از قِبَل این بالأخره یک چیزی هم گیر اینها بیاید.@ نصیحت خوب هست حالا نصیحت بکنیم حرفهایمان را باید بزنیم نمیگویم نزنیم حرفمان را بزنیم نصیحت بکنیم دیدگاهمان را بگوییم روشن بکنیم خود این روشنگری کردن دیدگاهها در اذهان عمومی دنیا به هر حال خوب هست.@ اما پشت صحنه اگر ما فکر کنیم که یک موقعی گربه حاضر است به خاطر خدا موش بگیرد اشتباه بزرگی است اصلاً همچین چیزی نمیشود خیلی کینهتوزانه این مقاله نوشته شده و خیلی هم آموزنده است.@ و این را اگر بگذارید کنار آن مقاله دشمنشناسی مختصر و فشردهای که در دُر و صدف آوردیم و انشاء الله مبسوطش را هم خواهیم آورد اصلاً به عنوان مستقل بحث دشمنشناسی خیلی با همدیگر جور میاید و خیلی هم آموزنده است.@ سگالد میافزاید اگر غربیها نتوانند دشمن خود را شبیه خود سازند(حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ) ببینید چقدر با هم جور در میاید، صلح واقعی همیشه دست نیافتنی خواهد بود یعنی سیاست چی؟ من قبلاً در دشمنشناسی گفتم دشمن ما یک سیاست دارد و آن شبیهسازی هست همه را یکجور درست میکند.@ یعنی همه را برشهای مثل هم بزند یکسانسازی این خیلی برایشان مهم است اگر توانست یکسانسازی بکند نظم نوین جهانی که دنبالش هست در همین راستا یعنی باید برای رسیدن به آنچه که میخواهد استراتژی نظم نوین جهانی یکسانسازی بکند این خیلی اهمیت دارد و ما هم باید دائماً با فرهنگ خودمان به جنگ این یکسانسازیها برویم.@ برای بیشتر دموکراسیهای غربی غیر قابل تصور هست که به جنگهای خونینی چون جنگ جهانی دوم دست بزنند و آن را به طور کامل به پایان رسانند کیمینوسونگیزم به عنوان مظهری که در کره مقابله کرد با تفکرات آمریکایی، یارای مقابله با زنان هرزه را ندارد.@ این نیروی مرگبار از طریق توریسم و تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی به کار گرفته میشود مثل اینترنت مثل خیلی چیزهای دیگر مثل کامپیوتر و بازیهای مختلف، و به این طریق کاسترو هم فرو میپاشد چون مردمش خواهند دید گمراه شدند و یا درست رهبری نشده است.@ سیاستی که صرفاً بر مهار استوار باشد میتواند به اختلاف بین دموکراسیهای غربی بیانجامد یعنی فقط صرفاً بخواهد داغون بکند و مهار کند و جنگ کند میگوید یکطوری کنار بیایید ولی از این طریق، بعد خودش میگوید به اختلاف اروپا و آمریکا بر سر تحریم ایران و کوبا توجه کنید با هم درگیر شدند چرا؟@ چون اینها یک سیاست را ندارند. حالا زمان رها کردن سگهای جدید جنگ چون مایکروسافت و میکیموس است حالا جالب است این مقاله را چطوری چاپ کردند؟ نیوزویک در این مقاله عکسی از یک زن عریان را به چاپ رسانده و زیر آن نوشته سلاح مرگبار خشنتر از آنچه تصور میشود.@ علت اینکه من از موضوع کتاب در مباحثم فاصله میگیرم مخصوصاً این کار را میکنم که اگر جنبههای کاربردی این مطالب روشن نشود ما صرفاً اینها را عادتاً عادت کردیم نصایح قرآن و اهل بیت را صرفاً به عنوان یک موعظه بشنویم بعد هم احترام بگذاریم کمی فکر کنیم بعد دوباره دنبال کار خودمان برویم.@ من مخصوصاً این را با لحن تند عرض میکنم و لبه تیغ انتقادهایی که به خودیها وارد هست ذکر میکنم برای اینکه عادت نشود کسانی که خودشان مسئول بسط تفکر دشمن در این مملکت هستند لااقل ما با آنها مخالف هستیم که خودشان بروند سمینارهایی بزنند در مورد ارزشها و در مورد مسائل دینی و حرفهای بزرگ بزرگ و خیلی مقدس بزنند.@ کسی که میخواهد برود حرفهای مقدس بزند باید در عمل برای این کار مبارزه بکند و الان این قضیه مد شده که صحبت از عدالت بشود یکطور دیگر رفتار بشود صحبت از جوان بشود جوان اصلاً نتواند آنطور که دین میخواهد و خدا دوست دارد و ائمه برای ما جوان ایدهآل اسلامی را ترسیم کردند نخواهیم جوانها به آن راه برسند و برایشان برنامهای نداشته باشیم.@ ما میگوییم که آن چیزی که از اسلام میدانیم از اسلام میفهمیم در رابطه با مسائل فرهنگی، در رابطه با مسائل سیاسی، در رابطه با مسائل اقتصادی آن را عمل بکنیم و از کسی هم نترسیم هر جا جایگزین کردیم این نوع تفکر را با تفکر دیگران به قول معروف دگراندیشان برای ما مشکل درست میشود.@ من مخصوصاً وارد جزئیات میشوم مخصوصاً برای شما مثال میزنم که دقت بکنید کار علمی اگر درست انجام نشود سر از کجا در میاورد و جلوههای خارجی و ظهورات خارجیاش به کجا خواهد انجامید نگویید بحث یک چیز دیگر است ما کجا داریم میرویم این را مخصوصاً ما داریم همین کار را میکنیم.@ اگر بشر در زندگانی خود به اینگونه اعمال و رفتار نیازمند نمیبود چنین علوم و معارفی فاقد ارزش میگشت مثال زدم از کشورهای غربی که آنها هم حتی از این علوم غفلت نمیکنند و الان دارند به سرعت به این سمت میروند.@ ولی آنها با توجه به همان ابزارانگاری علمیشان و با توجه به فرهنگ خاصشان هر چقدر هم تلاش میکنند که این علم رفتاری و معاملی را بسط بدهند به طوری که بشود با طرز تفکر حاکمانه طبیعت در مقابل فطرت جمع بشود نمیتواند جمع بشود یعنی تعارضی که اینها گرفتارش هستند این هست اینها میخواهند خدا را کنار بگذارند دین را از سیاست جدا بکنند قائل به تکثرگرایی در دین بشوند.@ بگویند اصلاً هیچ دین خاصی مطرح نیست برای همین هم خیلی با ظرافت انتخاب شده که آمریکا در مملکتش دین رسمی ندارد توجه کنید که چه ظرافتی هست فکر میکنید آن موقع که میخواستند قانون اساسی آمریکا را بنویسند اتفاقی نوشتند که آمریکا دین رسمی نداشته باشد؟@ میخواهم خوب دقت بکنید که ریشهها در کجا هست وقتی آن متفکر مینشیند قانون اساسی مینویسند و مینویسد که آمریکا نباید دین رسمی داشته باشد به کجا دارد میزند و طرز تفکرش چه هست.@ آنها میخواهند این تکثرگرایی که هیچ دینی حرف آخر را نمیزند و هر دینی میتواند مفید باشد و انسان را به سعادت برساند لزوماً آن ارزشهایی که ادیان آسمانی کامل مطرح میکند به خصوص اسلام مطرح میکند لزوماً لازم التبعیه نیست لازم الإتباع نیست.@ این طرز تفکرشان را جمع کنند با توصیهها و اندرزهای علوم معاملی خودشان، شما بروید روانشناسی را نگاه کنید دائم شما را دعوت به اخلاق میکند کلیسا هم دارد همین کار را میکند کلیسا پاپ و سایر بزرگان کلیسا دائماً همین کار را میکنند یعنی کلیسا کارش این هست که یکسره توصیههای اخلاقی اینچنینی بکند.@ ولی بدون اینکه با ریشه کار داشته باشد شما یک کشیش یا کلیسا اگر بخواهد یکدفعه بیاید با نظام حکومتی در بیافتد و به قول مقام معظم رهبری پا روی خط قرمز بگذارد سر و تهاش را هَم میاورند یعنی آنها همچین کلیسایی نمیخواهند همچین رهبران دینی نمیخواهند.@ رهبران دینی هستند که قبول کرده باشند که دین از سیاست کاملاً جداست قبول کرده باشند که با نظام حکومتی اصلاً نباید کاری داشته باشید و با پذیرش نظام حکومتی هر چه که میخواهد باشد ما به توصیهها به نصایحمان عمل بکنیم و ادامه بدهیم شما میخواهید نصیحت بکنید بروید نصیحت بکنید.@ میخواهید مردم را به اخلاق به آداب به ادب به اینکه همدیگر را نکشند دعوت بکنید به اینکه میخواهید بگویید زنا نکنند بروید بکنید اما کاری نداشته باشید که ما فیلم سکسی نمایش میدهیم میخواهید بگوید که زن باید عفت داشته باشد بروید بگویید که حد ندارد هر چقدر دلتان میخواهد بگویید.@ ولی با اینکه ما مجلات سکسی پخش بکنیم اگر بخواهید این را مورد انتقاد قرار بدهید این خلاف آزادی هست خلاف آزادی و دموکراسی است با این نباید کاری داشته باشید تو نصیحت خودت را بکن همین اجتماع بعضی از مراجع نادان ما، البته اسم مرجع نمیشود روی اینها گذاشت.@ به امام(س) گفتند شما چکار دارید که با اصل حکومت شاه مخالف هستید میگویید شاه حکومت نکند میگوییم نکند نکند اما شاه سلطنت بکند حکومت نکند سلطان باشد در زیر ظل الله در زیر سایه شاه شما هم از تعالیم عالی اسلام تبلیغ بکنید اصلاً اینها با همدیگر جور در نمیاید.@ میخواهم دقت کنید به این بحثهای ریشهای، همه حرف شیعه همین است که تا زمینه اصلی فراهم نباشد یعنی تا قدرت اجرایی و حرف آخر را معصوم یا جانشین معصوم نزند تبلیغ دین بیهوده است و آن دعوت عامه پیغمبر را نمیتواند پوشش بدهد.@ (وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ) نمیتواند پوشش بدهد دشمنان ما اگر هم روانشناسی خیلی قشنگی مینویسند کتابهای خیلی جالبی در روابط زن و مرد مینویسند در حرف زدن بنویسند مثلاً وقتی میخواهند از شما سؤال بکنند مثلاً میگویند شما هیچ وقت نگویید این را برای من بیاور.@ میگوید شما مثلاً بگویید میشود لطفاً خواهش بکنم از شما که این را به من بدهید خیلی خوب به شما یاد میدهند که چطوری حرف بزنید بیادب نباشید اگر همه اینها هست با تأیید آن ریشه فاسد هست و تا وقتی که آن ریشه فاسد هست علوم معاملی به جایی نمیرسد.@ هر چند همین امور معاملی هر مقداری هم که به آن رفتار بشود پسندیده هست ما آن را انکار نمیکنیم یعنی اگر یک غربی یا دشمن ما اخلاق را رعایت کرد به معنای نسبی خودش در برخوردها ادب و نزاکت را رعایت کرد آن هم پسندیده هست.@ اگر ارزشهای رفتاری را رعایت کردند کما اینکه مقام معظم رهبری وجدان کاری دشمنان ما را تأیید کرد انضباط اجتماعیشان هم تأیید کرد ما نباید متکبر باشیم اینها را کنار بگذاریم اگر آنها توانستند در رفتار با تمام ریشه فاسدی که دارند اینها را اجرا بکنند اینها قابل احترام هست مهم هست.@ اینجاست که باید یادآور گردیم کسانی که علوم شرعی و امثال آنها را به درستی فرا میگیرند اگر در تفقد جوارح و اندامشان سهلانگاری کنند یعنی اندام و جوارح خویش را از گناهان حفظ ننمایند و مجموع اعضا و پیکر خود را به طاعت و فرمانبرداری از دستور خدا ملزم و پایبند نسازند.@ و با توجه به اینکه به صفات علم آراستهاند و تصور کنند که علم و دانش ذاتاً مطلوب میباشد و نیازی به عمل نیست و به همین جهت درصدد برنیایند که اعمالشان را از مرحله واجبات به مرحله مستحبات تعالی بخشند چنین دانشمندانی قطعاً از نظر روانی گرفتار خودباختگی و شیفتگی هستند.@ این را چه کسی میگوید؟ شهید ثانی(ره) ببینید یک عالم شیعه چقدر نفوذ دید دارد انگار این حرف امروز زده شده برای همین الان زده شده برای جوامع الان زده شده ملاک کلی دارد میدهد که اگر یک کسی که دارد تحصیل علم میکند تلاشش رسیدن از سطح واجبات به مستحبات نباشد بداند حتماً دچار شیفتگی شده یقینی است این ملاک قطعی تخلفپذیر هم نیست.@ اگر کسی گفت من آدم خیلی خوش قلبی میتوانم باشم ظواهر را رعایت نکنم چرت گفته دارد اشتباه میکند ممکن نیست ما باید یک قدم عقبتر بیاییم متأسفانه، باید بگوییم طلبهها، دانشجویان علوم مختلف اگر از سطح حرام به واجب نیایند دچار شیفتگی شدند و اگر از سطح واجب به مستحبات نیایند دچار شیفتگی شدند.@ طلبه و بچه حزباللهی که در دانشگاه راه پیدا میکند یکدفعه در ظاهرش یک تغییر اساسی در ظاهر طرز لباس پوشیدن آرایش مو آرایش ریش، رفتارهایی که باید بکند در تظاهرات دینیاش میشود این قطعاً دچار شیفتگی است.@ این را من نمیگویم این را شهید ثانی میفرماید یک متخصص عالم برجسته شیعی، یک دانشمند پاک، دارد به ما میگوید و این نظر ردخور هم ندارد قطعی قطعی است اگر تو دانشگاه رفتی بعد دیدی نمیتوانی روضه بخوانی بیایی در مجلس روضه عزاداری بکنی سینه بزنی رفتی حوزه بعد دیدی که نسبت به تظاهرات مذهبی فقط عاشق علم و یادگیری شدی.@ همانطور که ایشان میفرماید و تصور بکند که علم و دانش ذاتاً مطلوب میباشد به دنبال این باشی مطمئن باش دچار شیفتگی شدی دچار شهوت علمی شدی دچار آفت علم شدی اگر انگشتر عقیق بدت آمد دستت بکنی خجالت کشیدی مُهر بگذاری نماز بخوانی مُهر کربلا و تسبیح برایت ننگآور بود که دستت بگیری این برایت مشکل درست شده.@ عبا برایت سخت بود روی دوشت بیاندازی و نماز بخوانی روز عاشورا برایت سخت بود که پیراهن مشکی بپوشی ننگت آمد که پیراهن مشکی بپوشی مثلاً برایت اُفت داشت یا اینکه در جایی به خصوص در جایی که این کار را نمیکنند دانشجو هستی بگویی من الان بروم مشکی بپوشم میگویند این از این اُملهاست یا برایت سخت بود.@ اگر روز عاشورا داشتند گِل سیدالشهدا را میمالیدند روی سر و سینه و شانهات دردت آمد همچین احساس کردی که نه سر من نزنید برایت سخت بود بدان که گرفتاری، اگر گفتی چفیه بسیجی مال سال 57 بود و زمان جنگ بود الان دردت آمد که چفیه روی گردنت بیاندازی یا لباس بسیجی بپوشی یا در مانور بسیج شرکت بکنی یا در پایگاه بسیج بروی.@ همه اینها حکایت از آن است چون هیچی تغییر نکرده در نماز جماعت شرکت بکنی با مردم باشی با مردم بجوشی همه اینها علامت شیفتگی هست علامت شیفتگی یعنی شهوت علم، یعنی علم را برای علم میخواهی من زیاد دیدم کسانی که درسهای حوزه را میخوانند اما واقعاً طلبه نیستند حوزوی نیستند.@ درسهای دانشگاهی رشته الهیات و عرفان و ادیان میخوانند اما واقعاً در مقام عمل خیال ندارند پیاده بکنند و بسیار ضعیف هستند یعنی فقط دوست دارند که لفاظی بکنند و با لفظ ور بروند با افکار این و آن ور بروند، چه کسی چه گفت، کنار هم بگذارند بحث کنند میزگرد تشکیل بدهند سمینار داشته باشند مقاله بنویسند.@ در مجلههای تخصصی و فصلنامههای تخصصی، سخنرانی بکنند جلسات بگذارند کتاب بنویسند و مسائلی از این قبیل، اما اینکه برای خودشان کاربرد داشته باشد نمیخواهند استفاده بکنند.@ آنها را هم مثل این میدانند مثلاً یک سمینار هست در فیزیک، یک سمینار هست در شیمی، یک سمینار در ریاضیات هست یک سمینار هم در الهیات و عرفان حافظ هست و در بزرگداشت مقام علامه طباطبائی هست میایند خیلی قشنگ هم در رابطه با این مقامات صحبت میکنند بعد هم دنبال کار خودشان میروند.@ مهم این هست که ته کار که بالأخره این سر روی سجده میرود یا نمیرود بالأخره شب که از آنجا برگشتی میایی بیایستی بگویی(یا محسن قد عطاک المسیء) یا نه، زیارت عاشورا را میخوانی یا نمیخوانی، نماز شب را میخوانی یا نمیخوانی.@ توسل به معدن علم به اهل بیت(ع) داری یا نداری ولایت در تو هست یا نیست، حرم میروی یا نمیروی، قبرستان میروی یا نمیروی، اینها خیلی روشن است مثالهای روشن دارم برایتان میزنم که این ملاکها دست ما باشد خودمان را گم نکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 013 - آداب تعلیم و تعلم
متن کامل (خام) جلسه 013 - آداب تعلیم و تعلم