جلسه 003 - اخلاص
شماره جلسه
3
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - اخلاص

بحث ما در جلسه گذشته به مناسبت اسم شریف احد که رسید به اخلاص به اینجا رسید که در حرکت انسان از دنیا به ابدیت فقط یک چیز سرمایه حقیقی انسان هست که با خودش می برد یعنی اینکه ما می گوییم انتخاب ها ارتباطات رفتار ها و افکار سازنده ما هستند. سازنده قلب ما هستند. انسان فقط با خودش دلش را از اینجا می برد قلبش را و آن چه که هنگام وفات و در برزخ و در قیامت 50 هزار ساله و در منازل قیامت و بعد از قیامت خواهید دید براساس ساختار قلبی خودش خواهد دید یعنی آن چه که سرما می آید براساس قلب ما به سرما می آید مثل جنینی که از رحم مادر متولد می شود آنچه که در دنیا می بیند براساس دوران رحمی خودش می بیند نور هست صدا هست هوا هست هر چه که در دنیا برایش معنا دار هست توانایی هایش همه براساس آن چیزهای هست که با خودش از رحم مادر آورده است.

ما هم در لحظه وفات آن چه که با ما رفتار می شود در سکرات موت در برزخ آن طوری که با ما رفتار می شود هر چه که می خواهد باشد و هر چه که می خواهیم در قیامت منزل به منزل قیامت از منزل امام زمان و توحید بگیرید تا منزل های بعدی هر چه که هست همه براساس دارایی قلب شماست 50 تا سوال قیامت در قلب شماست و قلب شما پاسخ گو هست شما با انتخابهای تان با ارتباطات تان، با رفتار های تان و با افکار تان به این 50 تا سوال پاسخ دارید می دهید این زندگی ما خودش پاسخ آن 50 تا سوال است بگذریم از این که خیلی از ما آن 50 تا سوال را نمی دانیم و اساساً در خیلی از وقت های زندگی ما شاید در تمام طول عمر ما هیچ پاسخی برای بعضی از سوال ها و شاید مهمترین سوال های قیامت وجود نداشته باشد.

این خیلی غم انگیز است که انسان عمری بگذراند وارد برزخ شود هیچ پاسخی برای سوال های قبر و سوال های قیامت نداشته باشد که اساساً براساس آن سوال ها زندگی نکرده باشد زندگی براساس سوال های آخرت را می گویند اخلاص.

پس دقت کنید ما وقتی داریم راجع به اخلاص صحبت می کنیم یعنی اینکه عمر من جوانی من روح من به گونه ای بگذرد به گونه ای ساخته شود که از پس سوال های آخرت برآید از پس سوال های قبر به درستی و به خوبی برآید بتواند سوال های قبر و قیامت را به خوبی پاسخ دهد و رد شود و برود اگر ما نتوانیم این مرحله را بگذرانیم یعنی قلب مان سالم نیست.

در دنیا هم همین طور هست در دنیا از کودک سوال های زیادی می کنند سوال می کنند چشم آوردی اگر چشمش سالم باشد دیگر دردی ندارد سوال می کنند گوش آوردی اگر گوشش سالم باشد دیگر دردی ندارد سوال را چه کسی می کند از کودک یک جایی داریم که از کودک سوال کنند یعنی آدمی هست از کودک سوال کند نه خود دنیا ساختار دنیا تکویناً سوال می کند سوال های آخرتی هم همین طور است یعنی تکویناً از ما سوال می شود آن جا اگر کسی واقعاً روحش و نفسش سوال ها را با سوال ها زندگی کرده باشد عبور راحت هست و گذر راحت هست.

پس وقتی داریم راجع به اخلاص صحبت می کنیم این که باید اسم احد را خیلی به آن توجه کنیم و اینکه ما خالص کنیم خودمان را برای یک نفر و اینکه ما خالص کنیم خودمان را برای یک نفر برای یک وجه زندگی کنیم تقیّد به این اسم احد داشته باشیم برای همین هست و معنایش را هم بدانیم یعنی چی؟ یعنی ما همه چیزمان برای او تنظیم شود همه کارمان برای او تنظیم شود.

انتخاب های مان ارتباطات مان رفتار های مان افکار مان همه با آن تنظیم شود جدایی از آن برنامه جدایی برای خودمان نداشته باشیم چیز جدایی نچینیم برای خودمان اگر خاطر تان باشد در شرح حدیث عنوان بصری و دوازده مرحله ای که برای رشد امام صادق علیه السلام دادند اولین مرحله این بود که امام صادق علیه السلام به عنوان می گوید چی؟

می گوید اولین قدم این است که شخص برای خودش دیگر تدبیر نکند یعنی تمام انتخابها ارتباط ها رفتار ها و افکارش را بسپارد به خدا و با خدا تنظیم کند خودش هم یک معشوق و یک مرحله و یک سلسله معشوق یک سلسله شغل و تدبیر شخصی نچیده باشد در کنار مسجد آخرتی اش که مجبور شد قسمتی مهم از عمرش و جوانی اش را مشغول به چه باشد؟

مشغول به کار های شخصی خودش باشد که هیچ ربطی به آخرتش نداشته باشد مثل اکثر مردم اکثر مردم اول دنیا را پذیرفته اند زندگی دنیا را پذیرفته اند زندگی حیوانی کمالات جمادی، نباتی، حیوانی، را قبول کردند با اینها انس گرفته اند برای اینها زندگی می کنند در کنارش حالا دو رکعت نماز هم می خوانند در کنارش ماه رمضان هم باشد یک روزه ای هم می گیرند اگر بشود یک حجّی هم می روند اما زندگی برای آخرت نمی کنند زندگی برای دنیا می کنند یک کار آخرتی هم بعضی وقتها از آنها ها سر می زند اگر پشیمان نشوند اگر باطلش نکنند اگر خرابش نکنند اکثر آدم ها این طوری هستند برای دنیا زندگی می کنند اکثر آدم ها که می گوییم در مسلمان ها می گوییم حالا بقیه که دیگر هیچی آن هایی که دارند کار می کنند اکثراً با دنیا ارزش های دنیا زندگی می کنند با دنیا و ارزش های دنیا نفس می کشند ولی کار های آخرتی هم کنارش انجام می دهند.

یک دقایقی از روز شان مثلاً جمعاً شاید 20 دقیقه ای کل 17 رکعت نماز شان را بخوانند یک 10، 20 دقیقه ای کار های دیگری انجام بدهند یک موقع ای حجی بروند زیارتی بروند یک کاری بکنند قرائت قرآنی داشته باشند بقیه کارها را در دنیا تلفش می کنند و اصلاً هم سو با آخرت قرار نمی دهند نمی تواند شوهر داری کند برای خدا نمی تواند زن داری کند برای خدا نمی تواند تربیت بچه اش را هدف گیری کند برای آخرت خودش معاملاتش را کار تجاری اش را کار اقتصادی اش را کار هنری اش را کار فرهنگی اش را کار سیاسی اش را کار اقتصادی و اجتماعی اش را نمی تواند فقط برای دنیا هدف گیری کرده با معیار های اینجا تنظیم اش کرده.

یک کار آخرتی هم بعضی وقتها از او سر می زند این فایده ای ندارد در فرهنگ توحیدی توحید یعنی اینکه تو همه کارهایت را جهت دهی کنی برای آخرت خود برای ابدیت خود یک دعا بخوانم برایتان از امام سجاد علیه السلام در دعای 20 صحیفه سجادیه در صحیفه های کامله صحیفه هایی که معمولاً دست مردم است صحیفه کامله است در صحیفه کامله دعای 20 مکارم الاخلاق حضرت عرض می کند که وَ اَمَرنی ما کان عمری فی طاعتک» خدایا به من عمر بده ببین چقدر اخلاص را دقیق دارند معنی می کند حضرت برای ما به من عمر بده تا زمانی که عمر من در طاعت تو است در طاعت تو صرف می شود.

ببین دقیقاً اگر من دارم حرکت می کنم به سمت خدا دارم به خدا نزدیک می شوم دارم اسماء خدا را جذب می کنم عمر خیلی خوب است اخلاص هم یعنی همین یعنی روز به روز انسان به حق تعالی نزدیک شود. اخلاق الهی خلق الهی را بیشتر جذب کند.و امّرنی ما کان عمری فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعاً لشیطان اگر عمر من چراگاه شیطان هست شیطان دارد از جوانی، از افکار من از خیالات من از دل من از کار های من بهره برداری می کند مرتع برای شیطان است شیطان دارد می چرد.

شیطان آن جا بهره برداری می کند، شیطان آن جا تغذیه می کند فاذا کان عمری مرتعاً لشیطان فقبضنی الیک قبل ان یصدق مقتک علیّ او یستحکب غضبُک علیّ خدایا بمیران من را فقبضنی علیّ قبض کن بکش من را اگر قرار است عمر من برای تو نباشد برای هیچ کس دیگر هم نمی خواهم باشد.

ولی ما نه، ما اگر الان به ما بگویند که می خواهید بمیرید یا می خواهید زنده باشید خیلی ها می گویند می خواهیم زنده باشیم اگر بگویند برای چی؟ نمی گویند به عشق خدا می خواهیم زنده باشیم و همه تفاوت اینجاست. یک کسی بگوید خدایا من زندگی را عمر را جوانی را همه حیات دنیا را دوست دارم برای اینکه مال تو بشوم برای تو باشم با تو باشم به یک کسی می گویند که دوست داری باشی می گوید بله من هنوز ازدواج نکردم هنوز بچه دار نشدم هنوز مستأجرم دوست دارم زندگی کنم که یک زمانی صاحب خانه باشم به صاحب خانه ای برسم زن و بچه ام بروند در خانه قشنگ در خانه خودمان باشیم دوست داریم ماشین دار بشویم دوست داریم مسافرت برویم دوست داریم بچه ها بزرگ شوند، بزرگ شدن بچه ها را ببینیم عروس شدن و داماد شدن آن ها را ببینیم.

امام می گوید رفتم بالا سر یک اهل علمی که داشت می مرد هر چه کردم که اشهد ان لا اله الا الله بگوید نگفت گفت: که لحظه آخر گفت که خدا خیلی با من دشمنی کرده خیلی به من بد کرده حالا که خانه ام را تکمیل کردم و زن و بچه ام جمع هستند دور هم دارد من را می کشد من مریض شدم و دارم می میرم.

امام می گوید: هر چه من به او گفتم: بگو، اشهد ان لا اله الا الله. نگفت و با دشمنی خدا از دنیا رفت. آدمی که روی دلش را وجه اش را زده به دنیا یک جا به دنیایی اش لطمه بخورد با خدا رابطه اش خراب می شود یکی بمیرد یکی مریض شود، یک طلاقی صورت بگیرد، ازدواجی صورت نگیرد، یک مریضی یک شکست اقتصادی یک ورشکستگی هر چه اتفاق افتد، می بینی که اولین جایی که سایه می اندازد و نتیجه می دهد روی ارتباطش با خدا و معصومین است روی ارتباطش با آخرتش است حرکتش به سمت آخرتش کاملاً متوقف می شود این آدمی هست که از اول هم اگر دین دار بود دینش را برای دنیایش می خواسته مجموعه خواسته هایش از خدا همین دنیا همین طبیعت است.

اگر به یکی بگویند جوانی را دوست داری عمر را دوست داری زندگی را دوست داری می گوید برای چی؟ می گوید: برای اینکه با خانواده آسمانی ام زندگی کنم کنار خانواده آسمانی ام باشم با آن ها خوش بگذرانم با امام زمانم در خدمت او در خدمت خدا و معشوقم باشم دنیا مهم نیست چطوری می گذرد. با کیفیت بی کیفیت داشتن نداشتن با محرومیت بدون محرومیت با همسر بی همسر با بچه بدون بچه بافته با ثروت برای من مهم نیست برایم مهم است که با خدا بگذرانم با خانواده آسمانی ام بگذرانم این آنی است که به سمت قلب سلیم با داشتن قلب سلیم به سمت مراتب بالای قلب سلیم حرکت می کند به این می گویند آدم به این می گویند انسان حقیقی اما اگر بگوید نه من عمر را دوست دارم جوانی را دوست دارم برای غیر از این، این به سمت قلب سلیم حرکت نمی کند قلب سلیم چه بود؟

(ألّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فِیهِ أحَدٌ سِواه) خدا را ملاقات می کند و چیزی جز خدا در آن نباشد و چیزی جز خدا در او نباشد یک عزیزی از من سوال کرد، گفت: خدا حالا چرا این قدر زور می گوید چه اصراری دارد که ما همه اش به او فکر کنیم برای او باشیم مال او باشیم نمی خواهیم مال او باشیم خیلی وقت ها در دل ما می آید این عزیز خیلی شجاعت داشت خیلی منصف بود خیلی پاک بود این حرف را به زبانش آورده ما خیلی ها به همین معتقد هستیم اما به زبان هم نمی آوریم که بابا این حرف ها چی هست می زنی من الان تمام عشقم این هست که برای جمشید و مهین و مسعود زندگی کنم برای بچه ام برای خانه برای پول برای هنر برای شهرت برای مدرک تحصیلی می خواهم زندگی کنم از زندگی ام لذت ببرم این که این حرف را می زند چه کسی است؟

او طبیعت است آن بخش انسانی ما نیست خدا اگر می گوید تو فقط مال من باش به غیر من نگاه نکن نه این که نیاز دارد یا حسود است برای این که خدا می گوید بعد از من در عالم مهم تر از تو وجود ندارد من همه عالم را برای تو خلق کردم همه به عشق تو خلق شده هر چی هست پایین تر از خودت است هر چی هست تو هدف خلقت آنها هستی، آنها هدف خلقت تو نیستند. آنها مال تو هستند تو مال آنها نیستی از همه چیز بالاتر هستی از همه چیز از زشت بالاتر است از فرشته ها از بقیه مخلوقات من بالاتر هستی و تو حیفی به کمتر از من نگاه کنی.

نه اینکه من ناراحت می شوم من که کمبودی ندارم من که نیازی به تو ندارم (إنَّ اللهَ غَنیٌّ عَن العالَمین) تو محتاج منی تو بدون من ارضا نمی شوی تو بدون اینکه به من برسی و شبیه من بشوی به اوج نمی رسی به خوشبختی دائم نمی رسی این که می گویم. پس به من توجه کن. نه این که من حسودیم می شود، من خدا من که کمبودی ندارم این که می گویم به غیر از من توجه نکن برای این که غیر من همه چیز برای تو خلق شده (سخَّرَلَکُم ما فی السَموات وَ ما فی الاَرض) آنچه که در آسمان و زمین است مال توست خادم توست برای تو خلق شده نه برای آن ها.

تو برای حیوانیت، برای کمالات گیاهی، برای کمالات نباتی، خلق نشدی. تو برای محبوبیت، برای مقام، برای مدرک تحصیلی، برای شهرت، برای قدرت، برای این چیز ها خلق نشده ای، تو برای شغل، برای تجارت، خلق نشدی، برای بچه دار شدن، برای مامان و بابا شدن خلق نشدی. تو برای این که شبیه من بشوی و مثل من بشوی. پاداش تو، تو حتی برای بهشت هم خلق نشدی، بهشت هم، فرمود: (إنَّهُ لَیسَ لَابدانِکُم ثَمنٌ إلاّ الجَنَّه) امام کاظم چقدر زیبا فرموده برای شما:

پاداش بدن های شما بهشت است دیگر لا اقل به کمتر از بهشت خودتان را نفروشید و الا ما پاداشمان هم که بهشت نیست خدا می گوید تو برای بهشت هم خلق نشدی آن ها همه وسیله ی تو هستند لذا می فرماید بهشت به سلمان مشتاق تر است تا سلمان به بهشت. بهشت به مومن به ولی خدا به عاشق خدا به شهید مشتاق تر است تا ولی خدا و شهید و مومن به بهشت. شهید عاشق خداست، مومن عاشق خداست، ولی الله عشق خدا را فقط در دل دارد، نه کمتر از آن را به کمتر از خدا فکر نمی کند دنبال غیر خدا نیست شعارش چیست؟

(لااله الاالله) من الهی دلبری جز خدا ندارم یک عمر شعارش در نماز این بوده: (اشهد انّ) شهادت می دهم ای خدا من شهادت می دهم ای خدا تو شاهد باش که من معشوقی جز تو ندارم، (اشهد ان لا اله الا الله وحده) کلمه ی وحدت اینجاست اسم توحید اینجا کار می کند. (وَحدَهُ) تو فقط معشوق منی (لا شَریکَ لَه) شریکی در دل من نداری من معشوقی کنار تو ندارم من معشوقی به همراه تو ندارم تو فقط معشوق منی تو فقط سلطان دل منی تو فقط حاکم قلب منی من فقط برای تو زندگی می کنم برای تو نفس می کشم.

(َفاِذا کانَ عُمری مَرتَعاً لِشَیطان) اگر عمر من چرا گاه شیطان بشود ( فَقَبِضنی اِلَیکَ قَبلَ أن یَسبَق مَختُک الیَّ) قبل از اینکه آن بد بختی و عذاب و سختی کار (یَسبِقُ) بیاید من را بگیرد، قبل از اینکه بد بختی بیاید سراغم قبل از اینکه شقاوت به من برسد، (أو یستحکم غضبک علیَّ) یا غضب تو من را فرا بگیرد، برای چیز دیگر نمی ارزد آدم زندگی کند.

لذا وقتی که می گوییم (وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ) سعی کنیم درست کنیم خودمان را وقتی که می گوییم أشهَدُ أن لا اله الا الله شعارمان هست دل هایمان را یک دله بکنیم و جهت های زندگی مان را بکنیم. ببینیم ما برای کی برای چی داریم نفس می کشیم برای چه زنده هستیم اگر قرار است من در چادر امام زمان نباشم، بمیرم خیلی بهتر است. اگر قرار است من جزء دوست های امام زمان در لشکر امام زمان نباشم خیلی بهتر است بمیرم.

برای چه می خواهم زندگی کنم آنهایی که زندگی غیر از این را داشته اند خیلی خیلی اشرافی تر از من کامل تر از من داشتند. اینها به کجا رسیدند به خوشبختی رسیدند به آرامش رسیدند. به هیچ جا نرسیدند. فقط به جهنم به اضطراب به بدبختی رسیدند زندگی اگر قشنگ است با خانواده آسمانی قشنگ است. زندگی اگر قشنگ است در خانواده آسمانی، زندگی اگر قشنگ است با معشوق اصلی، رفیق، اگر می خواهی.

خدا رحمت کند سعدی را:

سعیدیا اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد.

اگر قرار است انسان عشقی کند در دنیا لذت ببرد شاد زندگی کند آرام زندگی کند سرمست باشد همیشه شنگول باشد واقعاً همیشه آدم فقط باید در خانواده آسمانی خودش زندگی کند، اگر در خانواده ی زمینی هم تشکیل می دهد یک شوهری می کند یک زنی می گیرد بچه ای داشته یا بچه ای دارد با اینها باید برود در خانواده آسمانی.

اگر خارج از خانواده آسمانی آدم برای خودش، خانواده اش تشکیل بدهد راه به هیچ جا نمی برد اینکه قرآن می فرماید: روز قیامت اعضای خانواده از یکدیگر فرار می کنند برای این فرار می کنند چون خانواده خارج از خانواده آسمانی تشکیل دادند الان یک پسری بزرگ شود به پدر و مادرش نگوید برود زن بگیرد به پدر و مادرش نگوید، برود شوهر کند، یواشکی، اگر بفهمند چه کار می کنند؟

آقا، آدم بدون اذن و بدون هماهنگی با خانواده آسمانی اش برود برای خودش زندگی تشکیل بدهد. هر وقت پدر آسمانی مادر آسمانی خبرش می کنند صدایش می کنند می گوید من وقت ندارم من زن و بچه دارم دوران دفاع مقدس خیلی ها به خانواده آسمانی شان گفتند ما حوصله شما را نداریم لطفاً مزاحم نشوید.

ما دیگر برای خودمان زندگی تشکیل دادیم اینجا. آنهایی را دیده اید که می روند خارج از کشور پدر و مادر اینجا منتظر اند بچه برود درس بخواند برگردد بیاید اینجا مثلاً چه بشود و چه بشود و خانواده تشکیل بدهد آنجا نامه می نویسد که من دیگر نمی آیم اینجا هم خودم خانواده تشکیل دادم خدا حافظ. خداحافظ.

بعد این همه زحمت برایت کشیدیدم، دست تان درد نکند نهایتاً. خدا حافظ. آدم نمی ارزد دور از خانواده آسمانی اش نه درس بخواند نه دانشجو بشود نه طلبه بشود آدم می رود طلبه می شود خیلی ها می روند طلبه می شوند دور از خانواده آسمانی اش به درد نمی خورد طلبگی اش دانشجو می شوند به درد خانواده آسمانی اش نمی خورند، کارمند اند. زن اند شوهر می کنند داماد می گیرند عروس می گیرند، زندگی تشکیل می دهند تجارت می کنند ولی خارج از خانواده آسمانی اش اینها اصلاً به درد نمی خورد.

آدم می خواهد با این خانواده آسمانی بی نهایت زندگی کند. مگر با خانواده زمینی چقدر هستیم، چهار روز دیگر همه مان همدیگر را رها می کنیم علی علیه السلام، وقتی آمد در قبرستان، چه قدر جالب است، می گوید: من به شما یک خبر می دهم شما هم به من یک خبر بدهید همسران شما با کس دیگری ازدواج کردند زن بوده به کس دیگر شوهر کرده مرد بوده کس دیگری را گرفته خانه های تان را کسانی دیگر نشسته اند اموال تان را هم کسانی دیگر دارند می خورند. این خبر دنیا کل خبر دنیا این است .

چند وقت دیگر همه این چیزهایی که ما در دنیا داریم نه رتبه اش نه مقامش، نه محبوبیتش، نه شهوتش، نه آقایی اش، نه نمی دانم نه هیچ چیزش نه زنش نه شوهرش، نه بچه اش، نه مالش، هیچ چیز لباست هم دیگر مال تو نیست هیچ چیز. می پیچند می روم در قبر، فقط یک دل با خودت می بری. آیا این دل با خانواده آسمانی زندگی کرده یا نه. همه این دل در خانواده زمینی له شده و دفن شده هیچ چیز برای آنجا نداری.

(قلوُبُهُم هاویَه) خیلی تعبیر عجیبی است، دل های خالی دل های پوک، پوچ، هیچ چیز مثل یک بچه بزرگ که در رحم مادرش بزرگ شده مادرش حول زایمان دارد شکمش هم آمده بالا می گوید: عجب بچه چاق و چله ای دارم، بچه متولد شده پنج کیلو دست ندارد پا ندارد سر ندارد هیچ چیز فقط یک تکه گوشت است هیچ چیزش شبیه آدم نیست.

خیلی ها این طوری منتقل می شوند، روح شان هیچ شباهتی با بهشت هیچ شباهتی با آخرت هیچ جایی برای خدا ندارد، اصلاً بوی خدا ندارد بوی اهل بیت بوی معصوم، بوی خانواده آسمانی، بوی بهشت ندارد. فقط بوی جهنم دارد، چون کار نکرده روی این دل هیچ کاری نکرده هیچ زحمتی برای این دل نکشیده، اخلاص یعنی این که من جهت دهی کنم خودم را برای ابدیت، برای آخرت، برای هدفی که برایش خلق شدم.

(فإذا کان عُمری مَرتعاً لِشَّیطان فقبضنی إلیک قبل أن یَسبق محذک الیَّ و یستحکم غضبک علیّ) باز یک جای دیگر دارد این را فکر می کنم. سال های قبل گفته ام (و أکفنی ما یشغلنی الاحتمام به) خدایا من را از چیزهایی که قرار است من را بی خود به خودش مشغول کند من را بی نیاز کن خدا یا یک طوری باش هی من سرکار نباشم دلم، ذهنم، وقتم، استعدادم، صرف چیزهایی شود که من برای آنها خلق نشده ام.

معشوقات خیالی کمالات جمادی، نباتی، خیالی، وهمی، اینها همین حیوانی عمر بگذارم برای این کار. چه کار کردی؟ من، من، عمرم بله. نگاه کن یک کلکسیون دارم از پروانه ها یک کلکسیون جعبه سیگار جمع کردم. چه کار کردی؟ نمی دانم این کار را کردم آن کار را کردم. چی است؟

این نتوانسته تو را به خدا نزدیک کند شبیه خدا کرده است یا نه؟ بهشت آمده در دلت یا نه؟ وقت برای چه گذاشتی ماشین بازی، خانه بازی، بنز بازی، نمی دانم تلفن بازی، مبل بازی، و قاشق و چنگال بازی و کریستال بازی و پارچه بازی و لباس بازی و بچه بازی خدایا من به این چیزها مشغول نباشم.

(واکفنی ما یشغلنی (در همین دعای بیستم هست) و (أکفنی ما یشغلنی الاحتمام به) (واستعملنی بما تسألنی غداً عنه) خدایا من را به کار وادار کن که فردای قیامت قرار است سوال کنی از آن. من با سوال های آخرت زندگی کنم عمرم جوانی ام، فقط برای آخرتم باشد انسان وقتی فقط برای آخرت است دنیایش خیلی خوش می گذرد به او. فرمول هر کس شادی دنیا و آرامش دنیا را می خواهد مزه خوشبختی را می خواهد آن به آن.

در دنیا حس کند باید دلش را از دنیا خارج کند ببرد برای آخرتش آن وقت در دنیا خیلی به او خوش می گذرد. (وأستعملنی بما تسألنی غداً عنه) خدایا تو یک طوری عمرم را جهت بده برای آخرتم خدایا من عرضه ندارم خودم. خدایا تو چیزهایی که قرار است من را بی خود عمر من را مشغول خودش کند تو از سر من باز کن من بی خود هی مشغول اینها نشوم. خدایا من عاجزم من ضعیفم من نمی توانم تو یک طوری کن یک کاری بکن که عمر من جوانی من بیاید برود در راه تو صرف شود.

تو آن چیزهای جدّی که تو من را برای آنها خلق کردی آدم اینها را با گریه از خدا بخواهد نه با پرّرویی نه با قساوت قلب، یک گوشه ای برویم همین امشب یک وقتی یک گوشه برویم تنهای تنها، و واقعاً آدم زجّه بزند، ناله بزند، خدایا من نمی دانم تو کمک کن.

إیاک نعبد و إیاک نستعین را می گویی برای همین دعای امام سجاد ایاک نستعین می گویی، خدایا تو، تو کمکم کن تو به دادم برس، من بدبختم من بیچاره ام، (لااملک لنفسی نفعاً و لا ضرّاً و لا موتاً و لا حیاتاً و لا نشوراً) خدایا، من عرضه هیچ کاری را ندارم.

(لاحول و لا قوه الاّ بک) ( ما من نعمته الا منک) خدایا تو به دادم برس تو کمکمکن یا ناصرنا یا معیننا وقتی می رویم خدمت امام رضا هم همین را می گوییم یا معین الضّعفا بگوییم ای آقا، ای آقای مهربان، که خودت فرمودی: امام از مادر هم مهربانتر است. ای آقای مهربان، اسم تو معین الضّعفا است. از من ضعیف تر کسی اینجا نیست. در این حرم، تو از من گداتر از من، بدبختتر از من، نیازمندتر از من، محتاج تر در این حرم تو نیست.

آقا خودت به دادم برس، خودت کمکم کن، آقا یک کاری کن که من با شما زندگی کنم با شما نفس بکشم برای شما زندگی کنم من نمی خواهم از شما دور باشم من نمی خواهم با شما محشور نشوم. منی که غیر از تو موقع مردن بالای سرم بیاید، تحمل ندارم. من اگردر برزخ غیر از خانه تو ببرند مرا، جای دیگر نمی توانم زندگی کنم.

آدم بنشیند یک صد مرتبه گریه کند به امام رضا بگوید یا معین الضّعفاء یا معین الضّعفا. آقا از من بدبخت تر از من ضعیف تر کی است؟ استاد ما (حفظه الله) یکی از اساتید ما وقتی می خواست امن یجیب بخواند چون امن یجیب مال این است که بگوید خدایا أمّن یجیب المضطر؟ چه کسی است که بدبخت را اجابت می کند مضطر را اجابت می کند. إذا دعاهُ موقعی که خدا را می خواند و یکشف السوء بدی را از او برطرف می کند یک موقعی که ما می خواستیم دست ببریم به دعا استاد مان می فرمود: خدایا اگر ما مضطر نیستیم جواب مان را نده اگر ما بدبخت نیستیم اگر بیچاره نیستیم تو جواب نده تو مگر نگفتی من بیچاره ها را جواب می دهم.

تو مگر نگفتی فقط من هستم که می توانم مضطر را نجات بدهم خدایا من هیچ چیز از خودم ندارم. بچه ناخلفی بودم، زدم از خانواده آسمانی مان جدا شده ام. دور شدم قهر کردم دور افتادم از خانواده آسمانی ام. من مدتها است که یتیم زندگی می کنم با امام زمان قهرم با مادرم فاطمه زهرا قهرم. با امیرالمومنین قهرم، حریف دلم هم نمی شوم دلم هرزه هست، هر جایی هست چموش هست. جاهل است.

دعای شنبه می خوانیم شنبه حتماً این دعا را بخوانید دعای روز شنبه: الهی الیک اشکو نفساً بالسّوء امّاره. خدایا من از خودم به تو شکایت می کنم در یک جایی امام سجاد دارند خدایا هر کس از کسی شاکی است من فقط از خودم شاکی هستم من بیشترین کسی که از دستش دارم عذاب می کشم خودم هستم. بیشترین کسی که دارد مرا بدبخت می کند خودم هستم.

إنّی عَلیها زار. من شاکی هستم از این نفس از این نفسی که میّالتهً بالّعِبِ و الَّهو. بسیار میل دارد به لهو و لعب و بازی مملُوَّتهً بالغَفلَته وَ السَّهو. پر از غفلت و سهو و حواس پرتی است. بهانه گیر، لج باز، لجوج، چقدر قشنگ شخصیت ما را امام سجاد معرفی می کند. خدایا من از این روح از این نفس خسته ام از این نفس شاکی ام. از این دل شاکی ام، یک موقعی یک کسی نگوید من به علم خودم سواد خودم عقل خودم کمک می گیرم دلم را نجات می دهم اصلاً همچین توانایی ما نداریم ما فقط باید برویم دعای حضرت یونس را بخوانیم چقدر زیباست چقدر این ذکر یونسیه نجات می دهد.

لااله الا انت سبحانک انّی کنتُ من الظالمین. خدایا من می دانم غیر از تو معشوقی نیست سبحانک، تو منزه هستی من یک عمر ظلم کردم. انی کنت من الظالمین. باید برویم بگوییم دستوری نه از دلم بیاید برویم این گونه حرف بزنیم از دل مان بیاید و این بدبختی را ببینیم و بعد برویم گریه کنیم به خدا بگوییم خدایا تو دست ما را بگیر آن موقعی هست که خداوند می گوید: فاستَجَبنالَه و نَجَیناهُ مِنَ الغَمِ و کذالک نُنجی المومنین.

ما همین طوری مثل یونس نجات می دهیم اگر بتوانند مثل یونس فریاد بزنند اگر بتوانند مثل یونس به اضطرار گریه کنند و بفهمند چقدر بدبخت هستند و با اضطرار گریه کنند ضجّه بزنند ناله کنند امکان ندارد ما نجات ندهیم آن ها را قُل ما یَأبَ بِکُم رَبّی لَو لا دُعاءُکُم به همه بگو اگر دعای شما نباشد خدا اصلاً به شما توجهی ندارد و رمز را خودش به ما یاد داده.

ایاک نعبد و ایاک نستعین این یعنی توحید یعنی خدایا تو باید کمکم کنی خدایا در کار های دنیایی ام تو فقط کمکم کن در کار های آخرتی تو فقط کمکم کن کسی دیگر هم نمی تواند برای من کاری بکند خدایا من دیده ام چه بسیار آدم هایی که سال ها کنار پیامبر و پای سخنرانی پیغمبر و منبر پیغمبر نشستند و آخر با بغض پیغمبر و دشمنی پیغمبر از دنیا رفتند.

خدایا استاد چگون می تواند من را نجات دهد استادی بزرگ تو از پیغمبر و امیرالمومنین وجود داشت که آن همه شاگرد دشمن حضرت بار آمدند کلاس و استاد و درس و کتاب می تواند من را نجات دهد خدایا تو فقط من را نجات دهی فقط تو می توانی دست من را بگیری از خدا بخواهیم خدا به ما اخلاص دهد خدایا بیدار مان کن تکان بده.

ما را کمک کن، خوب است انسان این ذکر را بگوید دائماً همین ذکر یونسیه، ذکر یا ناصر یا معین الضعفا یا معیننا بگوید همین طوری بگوید کمک بخواهد از خدا نه اینکه عادت کند ذکر بگوید نه این که عادت کند رسماً بنشیند ذکر بگوید بلکه با اضطرار خودش برود گدایی کند بتواند گدایی کند بتواند نیازش را عرضه کند به خدا برود از ته دل داد بزند و کمک بخواند.

ربِّ انّی مغلُوبٌ فانتَصر دعای پیغمبر است خدایا من شکست خورده ام من شکست خوردم الهی نفسی معیوب، قلبی مقلوب. من همه چیزم عیب دارد همه چیزم شکست خورده است رَبِّ انّی مغلوبٌ من شکست خورده ام. فَانتَصر، تو کمک کن تو به فریادم برس. هیچ کس جز خدا نمی تواند کمک کند خدا، خدا، خدا، خدا، خدا، خودت، خودت فقط خودت یک چند بار هم صدایش کنیم، یاالله، یاالله، یاالله، یا الله، (همراه گریه) مادر مان فاطمه زهرا دارد ما را می شنود می بیند از ته چاه جهنم مادر مان را صدا کنیم.

یا اُمّاه یا اُمّاه (همراه گریه) خدایا به حق فاطمه زهرا به حق ناموست، فاطمه زهرا، قسم ات می دهیم دعاها و عنایت های حضرت زهرا را در حق ما همین لحظه به اجابت برسان، امام صادق علیه السلام می فرماید: که ما انعم الله عزّوجل علی عبدٍ اَجَلَّ ان لا یکونَ فی قَلبِه مع الله غَیره.

عجب شرابی است این چه شرابی هست. می گوید خدا به هیچ کس نعمتی بالاتر از این نداده ما انعم الله عزوجل علی عبدٍ نعمتی جلیل تر بزرگتر، مهم تر از این به کسی نداده که هیچ کس در دل آدم غیر از خدا نباشد. اینکه انسان به اخلاص برسد به حاکمیت خدا بر دلش برسد لذا اگر قرار است انسان مسابقه ای با یک آدمی بگذارد.

اگر قرار است به یک کسی نگاه بکند که بگوید من نسبت به این آدم غبطه می خورم دوست دارم مثل این شوم باید به خانواده آسمانی خودش نگاه کند به اجداد طاهرین خودش نگاه کند اجداد طاهرین ما این گونه بوده اند ما قرار است با این خانواده زندگی کنیم ما قرار است در این خانواده زندگی کنیم.

بنابراین اگر چشم و هم چشمی و رقابت و مسابقه ای هم آدم باید داشته باشد مسابقه ما باید بگذاریم با یکدیگر در بیرون کردن غیر از خدا از دلمان، نه در بدست آوردن غیر از خدا. ما رقابت های مان چشم و همچشمی های مان در جذب غیر خداست. چه کسی بیشتر پول، چه کسی بیشتر رفیق، چه کسی بیشتر مال، چه کسی بیشتر غیر از خدا مدرک تحصیلی، شهرت، محبوبیت، لباس، اتومبیل، خانه، چه کسی بیشتر از اینها را جذب می کند ما روی غیر خدا مسابقه می گذاریم روی فرار از خدا با هم مسابقه می گذاریم روی این که چه کسی بیشتر از خدا دور می شود چه کسی بیشتر غیر از خدا را جذب می کند. در اینها داریم مسابقه می گذاریم آرزو های مان عشق های مان، و معشوق های مان، این چیزهاست.

ما باید برعکس شویم، ما باید انسان زندگی کنیم انسان یعنی کسی که مسابقه می گذارد با بقیه آدم ها در این که چقدر زودتر می تواند باطل را از دلش بیرون کند چقدر بیشتر می تواند خدا را جذب کند مسابقه بگذاریم به این که چه کسی خودش را زودتر به مادرش فاطمه زهرا، به پدرش امام زمان می رساند.

مسابقه بگذاریم چه کسی زودتر به خانه بر می گردد و آشتی می کند برای برگشتن به خانه با هم مسابقه بگذاریم برای برگشتن به خانواده آسمانی اش. چه کسی فرزند قوی تری هست. چه کسی فرزند موفق تری هست چه کسی بیشتر می تواند غم های امام زمان را برطرف کند چه کسی بیشتر می تواند خنده به چهره امام زمان بیاورد چه کسی بیشتر می تواند گریه های آقا را کم کند. چه کسی بیشتر می تواند دست ببرد به صورت آقا و اشک های آقا را پاک کند چه کسی می تواند دل آقا را بیشتر خنک کند چه کسی سرباز قوی تر، چه کسی فرزند با غیرت تری هست.

ما باید در این ها با هم مسابقه بگذاریم چه کسی مطیع تر هست چه کسی بیشتر زحمت می کشد چه کسی بیشتر خدمت می کند چه کسی بیشتر حاضر است برای خدا مشکلات را تحمل کند چه کسی حاضر است به خاطر خدا رنج بکشد چه کسی حاضر است به خاطر معشوق مصائب را سختی ها را تحمل کند چه کسی حاضر است، به خاطر خدا صبر بیشتری داشته باشد چه کسی عاشق تر است چه کسی جهاد بیشتری می تواند بکند چه کسی عشق ورزی بیشتری دارد مسابقه بگذاریم به این که چه کسی بیشتر یاد خانواده آسمانی اش هست.

چه کسی 24 ساعت روز را در خانه آسمانی و کنار اجداد طاهرین اش می گذراند در این ها مسابقه بگذارم سارِعوُا که می گوید سرعت بگیرید یک سابِقُوا هم دارد سبقت بگیرید در این چیزها از هم سبقت بگیرید از هم دیگر جلو بزنید ما افتادیم با آدم هایی که کمالات جمادی و نباتی و حیوانی دارند یکی از آن ها مقداری می خورند ما ناراحت می شویم که چه کسی بیشتر از من خورد من باید به آن برسم. آن چرا خانه اش این طوری است مبلش این طوری است فرشش این طوری است، شوهرش این طوری است. زنش این طوری است، بچه اش این طوری است، همین جیفه چه کسی، جیفه بیشتر خورده مثل گرگها، مثل شیرها، مثل پلنگ ها، که سر یک تیکه مردار دعوای شان می شود.

ما با بقیه چه کار داریم حسادت های مان هم بدبختی همین طوری شد اخلاص یعنی، من دلم را یک طرف کنم برای یک طرف خاص یک طرف کنم دلم را در این چیزها مسابقه بدهم در این چیز ها قدرت بگیرم برای این چیزها زندگی کنم. دعای آل یاسین، دعای بعد از آل یاسین، فقرات اولی اش فوق العاده مهم است تمام اقسام نورانیت را شما بعد از دعای آل یاسین می خوانید، همه شدن ها، همه شدن ها.

وأستَعمِلنی بِما تَسئَلنی غَداً عنه و أستَفرِغ ایّامی. این دعای 20 صحیفه سجادیه است. که می گوییم تمامش کنم، واستَفرع ایّامی فیما خََلَقتَنی. که خدایا وقت من را فراغت بخش برای هدفی که تو من را برایش خلق کردی. من به این عزیزان می گویم جدول برنامه ریزی خود را بنویسید بیاورید من ببینم. برای چه هست می گویند خوب آخر چیزی ندارم نوشته ام، خواب، خواب، خواب، کار، کار، کار، حمام و تلویزیون، و مهمانی و هیچی.

درس مثلاً وقتی یک برنامه بعدش تنظیم می کنیم می دهم دستت یعنی چی، یعنی این برنامه را باید عمل کنی، به آن بپردازی کار کنی رویش، تا بتوانی ایام تو فارغ شود برای هدف خلقت برنامه را براساس هدف خلقت تو تنظیم کرده ام می گوید: نمی توانم.

نمی توانم 50 تا آیه در روز بخوانم، نیم ساعت ورزش نمی توانم. نمی دانم نمی توانم یعنی اینکه خوب اصلاً نمی خواهی حرکت کنی و استَفرغَ ایّامی فیما خلقتنی. فراغت بده ایام من را برای آن هدفی که برایش خلق شده ام یعنی باید برنامه ریزی ات را درست کنی. باید تجدید نظر در برنامه ریزی هایت کنی. در نحوه ی درس خواندنت در برنامه ریزی علمی ات. در برنامه ریزی معنوی ات، در کارهایت در انتخاب با خانواده در شغلت در همه چیز باید تجدید نظر کنی تا بتوانی به هدف خلقت خود برسی.

همه این چیزها برای این است که تو به هدف خلقت برسی، همه مقدمات رحم و جنین بارداری برای چه هست برای این که من به تولد سالم برسم من برای آنها نیستم که اگر از دست دادم آنها را بنشینم غصه بخورم، و حرص و جوش بخورم و اخلاق خودم را خراب کنم از هدف خلقت باز بمانم.

آن ها برای من هستند آنها برای من خلق شده اند این جا نشد یک جای دیگر این طور نشد طور دیگر، دائماً شناور، قدرتمند قدرت تغییر و تحول زیاد، بدون هیچ گونه وابستگی و دلبستگی فقط و فقط و فقط و فقط دلبستگی ام به خداست.

تمام توجه من به خانواده آسمانی ام هست با آنها و برای آنها زندگی کنم دنیا تغییر و تحولات زیادی دارد یک موقع این طرف یک موقع آن طرف، یک موقع این طوری می شود، یک موقع آن طوری می شود، هر چه خدا رقم زد همان قشنگ است نه اینکه بگویم چون شغل پیدا نکردم خدا تعطیل، آخرت تعطیل، چون ازدواج نکردم، آخرت تعطیل، چون بچه دار نشدم آخرت تعطیل چون ورشکست شده ام آخرت تعطیل، خدا تعطیل، این زندگی نیست. این آدمیت نیست.

واستفرغ ایّامی واستفرغ ایامی الان سال جدید است من هم خودم این کار را کردم برای خودم این کار را کردم بارها و بارها و بارها اصلاً به ما می گویند هر روز محاسبه کنید، حالا ما پیشکشمان سال جدید است، الان ما اول سال هستیم بنشین یک موقعی برنامه سال خود را نگاه کن، جدول خود را بنشین بنویس، بریز بیرون، چه کار می خواهی بکنی، بالاخره وقت های خود را تنظیم کنیم، برنامه ریزی کنیم تا توحید را حاکم کنیم، بر وجود خودمان تا حرکت مان به سوی خانواده آسمانی مان شود انشاءالله.

والحمدلله رب العالمین.