جلسه 009 - آداب تعلیم و تعلم
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - آداب تعلیم و تعلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ شیطان از هر دری وارد میشود اینها دیگر همان مباحث شیطان و صور مقدس هست که اینجا در این قالب کارهای علمی یعنی صورت مقدس علم وارد میشود حالا لازم نیست من متن را بخوانم فریب دیگری که شیطان انسان را میدهد این هست که انسان بعد از اینکه فهمید خداوند جز از متقین عملی را قبول نمیکند.@ (إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) متقین در آیه به معنای مخلصین هست یعنی کسانی که اخلاص داشته باشند واقعاً برای خداوند تبارک و تعالی خداوند عمل را از آنها قبول میکند بعد از اینکه این را فهمید حالا مانده با یک کمیتی از اعمال هر چه که میخواهد باشد حالا اینجا در خصوص مسائل علمی فرمودند.@ وسوسه که شیطان میکند این هست که اگر قرار باشد بگذاریم اخلاص تحصیل بکنیم تحصیل و اخلاص هم کار طولانی هست و کار علمی هدایت مردم تبلیغ و اینها معطل میماند برای این کار و ما باید کار علمیمان را بکنیم بدون اخلاص هم انجام دادیم برای ریاکاری انجام دادیم برای هوای نفس بود نفسچرانی بود هر چه بود انجام میدهیم.@ این خودش عبادت بزرگی است این هدایت مردم هست تبلیغ دین هست ثواب زیادی دارد و نمیشود معطل گذاشت که مردم را جامعه را لذا حالا بدون اخلاص هم کردیم کردیم کار تبلیغی و علمی را هر طوری شد شد این وسوسهای هست که شیطان میکند از صورت مقدس ضرورت اجتماعی استفاده میکند نیاز جامعه، ثواب کار علمی.@ این هم خیلی ظریف هست این خدعهای که میکند نکتهای که هست این که ما این شبههای که شیطان ایجاد میکند در ذهن ناشی از یک ضعف دیدگاه توحیدی هست یعنی انسان فکر میکند که کار اجتماع و کار هدایت قائم به اوست و او اگر این کار را انجام ندهد مثلاً واقعاً یک خدشهای در دین خدا در نظام اجتماع وارد میشود.@ لذا فکر میکند که باید این کار را بکند و لذا خداوند دین خودش را کمک خواهد کرد در روایت داریم(وَ الاِسلامُ یَعلوا وَ لا یُعلی عَلَیه) بالاخره اسلام پیروز خواهد شد غلبه خواهد کرد سر جای خودش و همیشه انسانهای برگزیده انسانهای پاک انسانهای مخلصی هستند که دین خدا را یاری میکنند کمک میکنند.@ نکتهای که هست ما باید توجه داشته باشیم که کار بدون اخلاص نتیجهای برای ما نخواهد داشت شما بگو آقا اسلام پیشرفت میکند ولو ما اخلاص نداشته باشیم این فایدهای نخواهد داشت یعنی کاری که بدون اخلاص انجام میشود ولو ممکن هست که اسلام را یاری بکند از یک جهاتی، ولی میتواند زمینههای خطرناکی را هم برای ضربه زدن به خود اسلام فراهم بکند.@ در روایت داریم که از نبی اکرم(ص) (اِنَّ الله یُعَیِدُ هذَا دین بِاَقوامٍ لا خَلاقَ لَهُم) خداوند این دین را کمک میکند دین اسلام را به گروهی که خودشان هیچ بهرهای از اسلام ندارند یعنی از کارشان سودی نصیب خودشان نخواهد شد ما داشتیم حتی بعضی وقتها گروههایی آمدند باعث احیای مثلاً اسلام یا شیعه شدند کمکهای زیادی کردند ولی خودش بهرهای نداشتند.@ یا در روایت بعدی میفرماید(اِنَّ الله یُعَیدُ هذَا الدین بِالرَجُلِ الفاجِر) خداوند این دین را به کمک فرد فاجر یعنی کسی که خودش روی صراط نیست کسی که خودش سقوط میکند کسی که خودش سقوط کرده کسی که خودش آلوده است.@ ولی خداوند اینطوری هم کمک میکند از اینها هم استفاده میکند دین را کمک میکند به هر حال دین کار خودش را خواهد کرد به هر حال جلو خواهد رفت در طول تاریخ هم شما زیاد دیدید سلاطین و کسانی که خودشان افراد بیبهرهای از اسلام بودند از معنویت و تقوا بودند ولی شمشیرشان و کارهای سیاسیشان خیلی جاها اسلام را کمک کرده.@ ما الان در میان شخصیتهای تاریخ کسانی را داریم که وقتی در تاریخ اسمشان میاید دیگران حتی به تجلیل از اینها یاد میکنند افراد بزرگی میشمارند اینها را چرا؟ چون خدماتی انجام دادند هر وقت هم میگوییم میگویند اینها خدماتی انجام دادند ولی شخصیتاً اینها کسانی نبودند که خودشان بهرهای از دین و اسلام برده باشند.@ نمونهاش پادشاهان مختلفی که در ادوار مختلف تاریخ بعد از اسلام آمدند و کارهایی برای اسلام کردند خاندانها پادشاهان سلاطین سرلشکرها بودند که کمک کردند برای اسلام حتی خیلی وقتها خود علما اینها را به استخدام درآوردند برای اینکه از اینها به نفع اسلام استفاده بکنند.@ ولی واقعاً خودشان بهره زیادی نداشتند یا اصلاً بهره نداشتند از این کار، به هر حال اینکه من فکر بکنم دین خدا به من بستگی دارد و اگر من نباشم کار خدا لنگ میماند و کار دین خدا لنگ میماند یک تفکر شرکآمیز خطرناک هست که اگر اندیشههای من نباشد اگر تبلیغ من نباشد اگر کار من نباشد این دین آسیب میبیند.@ خیر اینطوری نیست دین خداوند جلو خواهد رفت ما آنچه که مهم هست این هست که عمل اندک را با اخلاص انجام بدهیم از طرفی خود این تفکری که ما اینجا مطرح میکنیم و این نکتهای که الان هست میتواند خود این پی بردن به این ترفند شیطان خودش یک ترفند شیطانی هم باشد.@ یعنی واقعاً کسی که قابلیت اخلاص را دارد میتواند با اخلاص کاری را انجام بدهد شیطان میاید به او میگوید مگر نشنیدی پیغمبر فرمود(اِنَّ الله یُعَیِدُ هذَا الدین بِالرَجُلِ الفاجِر) این را از این راه به در میکند یعنی کسانی هم که قابلیت دارند واقعاً به دین کمک کنند اینها را با این افکار ممکن است خارج بکند.@ لذا میزان چیست؟ میزان این هست که انسان به قلب خودش حقیقتاً مراجعه بکند ببیند که انگیزهاش چیست واقعاً برای اینکه میخواهد یک کار علمی بکند یا یک کار فرهنگی بکند آیا اگر کسی دیگری بپذیرد قبول میکند آیا این کار بدون او سرپا باشد میپذیرد که خودش را کنار بکشد و اسمی از خودش نباشد.@ یا نه کار فرهنگی را کار تعلیم و تعلم را اینها را میخواهد اما با وجود خودش اما قائم به خودش، اینطوری دوست دارد بنشیند نیتش را فکر کند بررسی بکند اینکه میگوید خود همین تفکر که ممکن است شیطان انسان را به خاطر نداشتن اخلاص گول بزند و بگوید حالا که اخلاص نداری عیب ندارد عمل کن چون دین به تو احتیاج دارد این فکر میتواند دستاویز شیطان قرار بگیرد در خود روایت داریم.@ از مسیح(ع) داریم که مسیح میفرماید نگویید خطاب به معلمین هست خطاب به علما هست مسیح(ع) میفرماید نگویید که نمیگوییم چون میترسیم که عمل نکنیم پس نمیگوییم مسیح میگوید این کار را نکنید بگویید انشاء الله میگوییم به این امید که خودمان هم عمل بکنیم و همان هم که میگوید انسان با اخلاص بگوید یعنی شبهات نفسانی و شیطانی در آن نداشته باشد.@ صفحه 152 بعد از دو روایت میفرماید با توجه به این حقیقت نباید تحت تأثیر چنان وسوسهها و غلطاندازیهای شیطان قرار گرفت و به حشر و آمیزش با مردم سرگرم شد حس جاهطلبی و ثناجویی و علاقه به برخورداری از تعذیب و بزرگداشت مردم از رهگذر معاشرت با آنها در قلب انسان روبه رشد و نمو میگذرد.@ یعنی یک کسی بیاخلاص وارد میشود یک کسی ممکن است با اخلاص وارد بشود در کار مورد تعریف مردم قرار بگیرد مورد محبت دیگران قرار بگیرد مورد توجه مردم قرار بگیرد او برایش یک همچین چیزی مهم نیست که مورد توجه قرار بگیرد یا قرار نگیرد معروف شدن یا نشدن شناخته شدن یا نشدن برایش اهمیتی حقیقتاً ندارد و او را یک جیفهای بیش نمیداند اصلاً توجهی به آن ندارند.@ این کارش را میکند ادامه میدهد حتی از محبوبیتش هم استفاده میکند به نفع دین از محبوبیتش آبرو میگذارد برای اسلام و از محبوبیتش برای نجات مسلمانها برای نجات این و آن استفاده میکند از شهرتی که دارد از موقعیتی که دارد از نفوذی که دارد استفاده میکند برای به داد این و آن رسیدن.@ انسان یک مشکلی دارد یک نامهای مینویسد مشکلش حل بشود سفارشی میخواهد بکند به یک جایی که این بنده خدا از گرفتاری در بیاید سفارش میکند از محبوبیتش استفاده میکند برای اینکه یک جریان دینی اسلامی و مذهبی راه بیندازد این کار را انجام میدهد از محبوبیتش استفاده میکند برای خودش رأی جمع میکند یا برای کسی دیگر حتی برای اینکه بتواند خدمت بیشتری بکند.@ این چون اصلاً دلبستگی به این مسئله شهرت و جاهطلبی ندارد حقیقتاً دلش کنده است از این قضیه و واقعاً هم اگر تبلیغی هست اگر کاری هم هست برای خدا این کار را میکند و اگر هم احساس مسئولیت نکند این کار را نمیکند اگر به او بگویند واقعاً مسجل بشود برایش که مسئولیتی ندارد در این میدان گام نمیگذارد آن بحث جدایی هست.@ اما کسی که بدون اخلاص وارد میشود وقتی مورد توجه دیگران قرار میگیرد هی معروف میشود هی مراجعه میشود هی مطرح میشود این دلش خطرناکتر میشود چون بدون اخلاص شروع کرده کار را و اینها هی زمینه را برای کنار کشیدنش جدا میکند.@ واقعاً شما نگاه کنید خیلی از این احزابی که تشکیل میشود گروهها اجتماعاتی که تشکیل میشود نشریه میدهند روزنامه میدهند هفتهنامه میدهند بیرون تشکل دارند تشکلهای مختلف اینها حقیقتاً چطوری هست همهشان برای رضای خدا در گود آمدند.@ یعنی اگر یک موقع احساس بکنند که وجود این تشکل ممکن است باعث تشطت جامعه بشود باعث اختلاف بشود باعث وقت تلف کردن دیگران بشود باعث بشود که اگر اجتماع ما نباشد یک گروهی جذب جای بهتری بشوند اینها خودشان را کنار میکشند.@ یا اینکه نه شهوت مطرح شدن شهوت وجود داشتن شهوت مورد توجه قرار گرفتن این اوهامی که بحثش را در معرفت نفس هم کردیم چون میدانید شهرت جزء امور وهمی است شهرت و شناخته شدن و معروف بودن و مورد توجه قرار گرفتن جزء امور وهمی هست.@ جزء اموری عقلی که نیست جزء فوق عقل هم که نیست جزء امور وهمی هست ما یک گروهی داشته باشیم یک تشکلی داشته باشیم این تشکل مطرح بشود شهرت پیدا بکند اسمش سر زبانها بیفتد با آنها مصاحبه بکنند در صدا و سیما از آنها حرف زده بشود در روزنامهها، اینها همه امور وهمی است گروه ما تجمع ما.@ یکی از علما فرمودند که من به امام(س) به ایشان گفتم، راجع به حوزه قم و نجف صحبت میکردیم خیلی خوب شد که شما به قم آمدید و حوزه قم نسبت به نجف تقویت شد قوی شد امام فرمود شما از دایره توحید خارج هستی یعنی چی که قم تقویت بشود نجف ضعیف بشود.@ یک کسی بیاید بگوید مثلاً حوزه ما اینطوری بشود حوزه دیگری آنطوری بشود گروه ما اینطوری بشود جناح ما اینطوری بشود آنهایی که کار اینطوری میکنند یعنی رقابتها همان لعب سیاسی که قبلاً راجع به آن صحبت کردیم گروه ما دسته ما حزب ما جناح ما همهاش امور وهمی است گرفتار یکسری اوهام هستند و شهوات مختلف اینها قیامت خیلی خطرناک هست.@ قیامت این بیچارهها میفهمند که چه تلف کردند خودشان را و دیگران را چه اضلالی کردند دیگران را دور خودشان جمع کردند و همه خواص گمراه اینها شدند گمراهیهای سیاسی گمراهیهای دینی گمراهیهای اجتماعی اخلاقی.@ شما ببینید در قرآن این همه شکایات افراد تابع از متبوع هست(إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا) کسانی که مورد تبعیت قرار گرفتند و کسانی که تبعیت کردند در قیامت اینها به جان همدیگر میافتند از همدیگر بیزاری پیدا میکنند میگویند ما تابع شما بودیم به این وضعیت گرفتار شدیم شما ما را این کاره کردید آنها هم میگویند شما میخواستید تبعیت نکنید.@ ولی عذابها سر جای خودش هست چون انسان وقتی یک بنیانی را میگذارد تبعات این بنیان هر چقدر میخواهد باشد تا قیامت دامنش را خواهد گرفت(يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ) أخَّرَ میدانید یعنی چی؟ قَدَّمَ یعنی جلوتر فرستاده موقعی که خودش زنده بوده أخَّرَ خیلی خطرناک است.@ أخر از یک طرف خودش میرود بعد از خودش تبعات برایش همینطوری میاید دائم میاید یک بنیانی را گذاشته مثلاً یک گروهی را درست کرد اینها فساد کردند خودش یک بنیادی میگذارد و میرود یک طرز تفکری را میگذارد و میرود یک ایدهای را مطرح میکند در جامعه که فسادزاست.@ ولی اینها تابع دارد تا وقتی که براساس تفکرات او و بنیانی که او گذاشته رفتار میشود و دارد تولید فساد میکند این دارد از محصولات (ما أخَّرَ) خودش استفاده میکند یعنی میاید آنجا برایش این عذابها و گرفتاریها، بنیاد گذاشتن خیلی خطرناک است که انسان به راحتی یک فکری را مطرح بکند بخصوص کسی که میداند ممکن است یک فکری پیدا بکند تابع پیدا بکند.@ یک کسی بیاید این فکر را تبعیت بکند خیلی در موعظهگیریها انسان باید دقت بکند یک چیزی را مطرح نکند یک اثر نامطلوبی روی کسی نگذارد که این اگر بماند فردا خیلی گرفتاری ایجاد میکند آنوقت حالا شما نگاه کنید این جوانان ما مثلاً میافتند در این دستهجات و گروهها و در این روزنامهها و احزاب و دستهجات خوب اینها چقدر اندیشه دارند.@ اینها چیزی از اخلاص میدانند که شما اگر وارد یک گروه بشوی(مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم) از آنها محسوب میشوی دوستاشان داشته باشی کوچکترین ارتباطی داشته باشی از آنها محسوب میشوی از اخلاص از عمر از سؤال در قیامت در مورد جوانی.@ اینها حواسشان هست که اینطوری با این شهوات خیلی زیاد خودشان را وارد این کارهای اجتماعی و سیاسی و حضورهای خیلی زیاد میکنند آقا زمان خیلی خطرناک هست زمانبازی ما در روایت داریم که مؤمن باید آگاه به زمان باشد زمانش را بشناسد.@ اما زمانباز فرق دارد بعضیها زمانبازی میکنند یعنی با دهر با روزگار فقط بازی میکنند خودشان را هم قاطی این بازی میکنند میخواهند یک حضوری داشته باشند کشمکشها درگیریها مطرح شدنها با این سرپا میماند به او بگو تو واقعاً خداوکیلی هیچ رسالتی نداری از اینکه حضور داشته باشی برو یک گوشه خودت را بساز او را وحشت برمیدارد از تنهایی خودش.@ بعضیها این حضورهای اجتماعی فقط یک پوششی هست برای اینکه از خود تنها بودن بیزار هستند میترسند از بس از خودشان وحشت دارند تا مینشیند یک جا نمیتواند یک کمی سکوت بکند شروع میکند حرف زدن تا مبادا تنها بشود یک موقعی با خودش، تا یک جا میروی دائماً شما میبینید که با تظاهرات اجتماعی و سیاسی و جنجالهای اینطوری روبرو هست.@ از ورزش بگیر تا مسائل سیاسی تا آنطرف دنیا اینطرف دنیا این بیزار از خودش هست این نمیتواند با خودش ده دقیقه خلوت بکند خیلیها هستند که کارهای اجتماعی را به عنوان یک مسکنی برای آرامش خودشان قرار میدهند حتی اگر آن کار اجتماعی زحمت زیادی داشته باشد و خیلی از آرامشها را هم سلب بکند.@ اما میدانید سختترین و وحشتناکترین حالت چیست اینکه انسان با خودش خلوت بکند در حالی که به خودش نرسیده لذا اگر به او بگویی تو واقعاً هیچ وظیفهای نداری برو صبح سر کارت غروب بیا این لقمه بخور نمیر را بگیر به خود بپرداز خودت مطالعه کن خودسازی کن کاری با بقیه چیزها نداشته باش نمیتوانند.@ اینها دائماً احتیاج دارند به اینکه در یک جمعی حضور داشته باشند و خودشان را ارضا بکنند و شهوتهای سیاسی شهوتهای اجتماعی الی ماشاء الله از این چیزها هست چون نمیتواند خودش را خلوت بکند.@ علی(ع) جمله خیلی زیبایی دارد خیلی بلند هست این جمله میفرماید(مَن تَشاغَلَ بِالزَمان شَغَلَه) کسی که خودش را به زمان مشغول میکند زمان هم او را مشغول میکند یعنی همیشه مسائلی را دارد که راجع به آن فکر بکند حرف بزند جنجال راه بیندازد جلسه بگذارد حضور داشته باشند.@ اینقدر زمان بار دارد که بتواند یک نفر را تا آخر عمر نگه دارد و نگذارد یک لحظه به خودش فکر بکند نه یک نفر را، زمان آنقدر بار دارد که میتواند با همه مردم دنیا همین کار را بکند شما در این کتابها را نگاه کنید کتابهایی که نوشته میشود مقالاتی که نوشته میشود در مجلات و روزنامهها نگاه کنید.@ یکی هفتاد سال جان کنده مثلاً خودش را در آلات موسیقی خودش را مشغول کرده تازه این فعالیت دیگر هم نداشته همین یک آلات موسیقی این را سرگرم نگه داشته که هفتاد سال بتواند به خودش فکر نکند.@ هفتاد سال توانسته طرف را با مباحث اقتصادی یا مباحث سیاسی سرکار بگذارد خوب گرم نگهش دارد که یک موقعی متوجه به خودش نشود هفتاد سال کار علمی چون علمی هم یک شهوت هست یک مستی هست کار علمی یعنی سروکار داشتن با کتاب و بحث و جدل و نظریات هی ور رفتن با افکار دیگران او چه گفت و این چه میگوید چه میشود سر کار میگذارد بدون اینکه به خودش یک توجهی بکند.@ کار علمی هم همینطور هست طرف میرود در فقه اینقدر غرق میشود که اصلاً دیگر وقت نمیکند به خودش سر بزند میرود در اصول میرود در منطق و فلسفه اینقدر که دیگر فرصت نمیکند به خودش سر بزند حتی میرود در عرفان ولی از خودش غافل میشود جالب است رفتن در عرفان و غافل شدن از خود.@ این دیگر از هر مسخرگی مسخرهتر است این یک نوع شهوت هست عرفان هم همینطور حرفهای اینطوری زدن نشستن گپ زدن و نوشتن و صحبتهای اینطوری کردن اما بدون اینکه شخص یک بار به خودش بگوید فلانی حواست باشد تو مخاطب هستی نسبت به آنچه که شنیدی تا به حال چکار کردی حواست هست یا نه.@ ابن سینا یک جمله خیلی بلند دارد میفرماید(مَن طَلَبَ العِرفان لِلعِرفان فَقَد قالَ بِالثانی) کسی که عرفان را برای خود عرفان میخواهد مشرک است. عرفانبازی است مثل اسلامبازی بعضیها واقعاً اسلامبازی فقط میکنند یعنی بازی حرف از اسلام زدن و حرف از مقدسات زدن و حرف از مسائل سیاسی مهم زدن فقط یک چیزی هست که داغ نگهش بدارد سرپای خودش بایستد.@ شما الان این بلبشوی اوضاع سیاسی مملکت ما را نگاه کنید آدم میفهمد که خیلی از اینها خدا در آن نیست اینهایی که با این شهوات میافتند به جان همدیگر در روزنامهها علیه همدیگر حرفهای ناجور میزنند حرفهای بد میزنند اینها چند نفرشان واقعاً شب میروند خانه چند دقیقه به خودشان فکر میکنند.@ چند نفرشان مینشینند راجع به گناهانشان و راجع به کردههایشان و شنیدههایشان نوشتههایشان تعمق میکنند و تأمل میکنند و گریه میکنند چند نفرشان خلوت دارند چند نفرشان توانستند یک حضور چند دقیقهای سر نماز داشته باشند اینقدر بد میافتند با مملکت بازی میکنند با سرنوشت مردم بازی میکنند با مصلحت مردم راحت بازی میکنند.@ آدم وقتی که این مقاله را میخواند تمام بیفکری بیقیدی و شهوت کارهای سیاسی اجتماعی از سر و روی مقالات میریزد بسیاری از این مقالات که انسان میخواند میبیند که همینطوری هست یک جا لازم باشد به اصول نظام به اصل ولایت فقیه راحت میتازد برای اینکه خودش را سرپا نگه بدارد آنجایی که میبیند دستها به زین است حاضر است این هم مطرحش بکند خیلی راحت.@ من به جرأت میگویم خیلی از همین مطرح شدنهای مسائل که بیاییم بنشینیم راجع به این مسائل با هم صحبت بکنیم این باید بررسی بشود خیلی از این چیزهایی که ما مینشینیم زیر تیغ بررسی میبریم فقط به خاطر شهوت علمی هست که مینشینیم بررسی میکنیم.@ ولایت فقیه یکی از آن مقولات هست امام(س) فرمود هر کس خوب تصورش بکند راحت تصدیقش میکند ولی شما ببینید سر همین یک مسئله چقدر شهوات علمی و الکی بنبستها و پیچشهای علمی عجیب غریب درست کردند که شخص فکر میکند که حالا مثلاً قضیه را مسئلهدارش کردند.@ اینقدر شبهات شهوانی در این موارد مطرح شده که یک بچه حزب اللهی بنده خدا میگوید ما مثل اینکه خیلی از مرحله پرت هستیم خیلی خل هستیم ما هیچ کدام از این مباحث ولایت فقیه و مباحث فنیش را هم نمیدانیم همینطوری دربست قبول کردیم دربست قبول کردن هم خیلی خوب نیست.@ مثلاً ما باید بنشینیم بررسیهایی بکنیم و وارد این قیل و قالها بشویم اصلاً بنده خدا یک دین پاک سالم قلبی فطری در این قیل و قالهای علمی میشود یک شک کشنده و یک کفر، شما فکر کن چقدر جوانان ما اینگونه تلف شدند چقدر طلبه ما اینطوری در دلشان شبهه افتاده برای چی؟@ برای اینکه یک مشت شهوتران سیاسی و اجتماعی یک مشت کسانی که واقعاً توجهی به قبر خودشان ندارند به تنهایی قبر خودشان ندارند اینطوری نیستند به قول امام سجاد که(اَبکی) گریه میکنم برای وحشت قبرم برای تنهاییم در قبر، گریه میکنم برای تنگی لحدم گریه میکنم برای خروج از قبرم در حالی که عریان هستم.@ کسانی که واقعاً فکر آخرت نیستند یک مشت شهوتران اینطوری مباحث را کشاندند مباحثی که تخصصی هست باید مثلاً برود در حوزهها در مجامع علمی صرف مطرح بشود در اجتماع کشاندش طرف مثلاً میبینی دانشجوی مکانیک است دندانپزشکی میخواند این بیچاره را کشاندش در بحثهای تئوری که خیلی سخت این بیچاره در این قیل و قالها چه بگوید.@ چطوری میتواند تشخیص بدهد این همه قیل و قالهای علمی اینطوری را شهوانی را، این غیر از این هست که مسائل علمی و مسائلی که هست باید برای مردم حلاجی بشود و گفته بشود این غیر از آن است توجیهاتی که ما باید بکنیم برای مردم و مسائل را روشن بیان بکنیم واضح بیان بکنیم کاری که اغلب آقایان مبلغین دارند انجام میدهند با سادگی و با کمال پاک.@ خیلی از مسائل بنیادی اصلاً واقعاً پیچیده نیست همان که خدمتتان عرض کردم از علی(ع) که علم یک کلمه بود جهال این همه زیادش کردند واقعاً شما فکر میکنید آقایی که مینشینی اینطوری شهوانی کتاب مینویسی مقاله میزنی.@ به قول آقای حسنزاده حفظه الله شهوت تألیف دارید تند تند هی بیرون میدهید فکر میکنید واقعاً مردم این اصولی که شما راجع به آن حرف زدید و نوشتید واقعاً اگر قرار باشد یک نفر ایمان بیاورد با این همه تألیفات شما و مقالات و قیل و قالها چه موقع فرصت میکند این بیاید بنشین اینها را ارزیابی بکند بعد بخواهد به آن اعتقاد پیدا بکند و بعدش بر طبقش عمل بکند مگر ما چقدر عمر داریم.@ امام صادق(ع) میفرماید که این آیه(أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ) آیا ما به شما عمر ندادیم که تذکر بگیرید به شما عمر ندادیم ما عمر ندادیم به اینها که اگر میخواهند برای آخرتشان متذکر بشوند امام(ع) میفرماید این(تَوبیخٌ لِابنِ ثَمانیه) توبیخ است برای یک جوان 18 سالهای که سه سال از تکلیفش گذشته و مسائلش را یاد نگرفته که برود یاد بگیرد متذکر مسائل آخرتیش بشود.@ یعنی سه سال، دیگر این همه قیل و قال ندارد شما این چیزهایی که مطرح میکنید در اجتماع این همه قیل و قالهایی که دارید اینطوری مطرح میکنید که این یارو فقط پنجاه سال باید بخواند بنشیند در اینها چه موقع مطمئن میشود چه موقع میفهمد که باید چه کار بکند با این کارهایی که شما در جامعه دارید مطرح میکنید.@ بگذریم از یک کار حساب شدهای که اول قضیه تکلیف جوان را روشن میکند بعد ممکن است بیست سال در مدارج بالایش ببرد آن فرق دارد در مدارج شما تا بینهایت هم کار علمی بکن در مدارج روشن برو بالا یعنی تکلیفت را همان اول میدانی چیست میدانی میخواهی چکار بکنی میدانی یک آخرتی هست میدانی یک نمازی هست میدانی روزهای هست میدانی یک ولایتی هست میدانی یک توسلی هست این را همان اول کار میفهمی.@ بعد حالا بیا برو بحث بکن در کیفیت کار و بالا رفتن مدارج، بحث دیگری هست اما این قیل و قالهایی که شما دارید مطرح میکنید تکلیف هیچ کس را روشن نمیکند آخر سر هیچی دست هیچ کس نمیدهد شما یک نفر را پیدا بکنید من به جرأت دارم میگویم کسانی که این نوع آثار را میخوانند تعیین و تکلیف خودشان را روشن بدانند.@ بگویند آقا ما الان میدانیم میخواهیم چکار بکنیم در یک مسیری افتادیم که میدانیم داریم چکار میکنیم روشن هست این درجات را میخواهیم طی بکنیم باید به اینجا برسیم نمیداند بعضی از کتابها همینطوری هست طرف میخواند طرف علت اینکه از آن لذت میبرد نگاه میکند میبیند با حجم زیادی از اطلاعات و پیچ و خم مسائل روبرو هست یاد میگیرد.@ این گولش میزند این فکر میکند حجم اطلاعاتش هی دارد زیادتر میشود این دارد رشد میکند ولی بعد از اینکه پنجاه تا کتاب خواند میگوییم حالا چی میگوید نمیدانم طرف چیزی از آن سرش نمیشود باز سردرگم باز مبهم باز دچار هزار و یک جور فشار قلبی اضطرابهای مختلف فشارهای روانی گوناگون تکلیف خودش را نمیداند.@ بخدا اگر بتواند مثل بقال سر کوچه برود دو قطره اشک بریزد برای امام حسین، نمیتواند برود بنشیند آنجا، این همه چیز گند خورده در روحیهاش، همه چیز برایش خراب شده اگر بتواند راحت برود یک حرم امام رضا(ع) بگوید(بِاَبی اَنتُم وَ اُمی) نمیتواند برود بگوید.@ اگر بتواند بلند بشود برود یک شب جمعهای قبرستان و فاتحه اهل قبور بخواند بنشیند یک چند دقیقهای تأمل بکند راجع به خودش راجع به مرگش راجع به جواب دادنهایش راجع به برزخ حالا این که راجع به آن صحبت میکنیم اگر نگوید قدیمی است و اینها را خرافه بداند.@ ما الان گرفتار یک همچین وضعیتی هستیم یک عده هستند کار فرهنگی میکنند اسم مؤسسهشان مؤسسه فرهنگی میگذارند اما هیچ وقت از کار فرهنگی اینها تکلیف هیچ کس روشن نمیشود هیچ کس نمیاید راه را پیدا بکند.@ فقط یاد میگیرند(ان قلت) بکنند فقط یاد میگیرند قیل و قال بکنند فقط یاد میگیرند به هر چیز شک کنند فقط یاد میگیرند به هر چیز نسبی نگاه بکنند فقط یاد میگیرند که هر چیز را ببرند در جر و بحث و مسائل مختلف ولی ته قضیه برای خودش چه چیزی میماند میگوییم اصول مسلمی خودت داری آن ته قضیه میبینی یک سلسله اصول مسلم ندارد.@ این آن کاری هست که شیطان با ظرافت میکند یکی از بزرگترین خدعههای شیطان در طول تاریخ تفکر بشری این بود که شیطان با کشاندن مباحث اصولی به قیل و قالهای شهوانی و شیطنتآمیز از یک طرف دانشجو را و شنونده اینطور قیل و قالها را ارضا کرد شیطان که راجع به حرفهای مقدس و حرفهای حسابی دارد حرف میزند از این طرف گولش زد.@ و از آن طرف ته قضیه هیچ دین و هیچ ایمان استواری برایشان نگذاشت چون همه چیز را در همین قیل و قالها بردند در بحثهای آنچنانی زیر سؤال به شک گذاشتند یکی از فجایع تاریخ فکر بشر این هست با مسئله ولایت و ولایت فقیه اینقدر(ان قلت) میکنند در شئون اختیارات و حدودش.@ طرف فکر میکند خوشش میاید که راجع به ولی فقیه و بحث مهم صحبت میکند بعد ته قضیه وقتی به او میگوییم که خوب بالاخره ولی فقیه حرف زد باید اطاعت کرد بیچون و چرا یا نه؟ تکلیف جامعه چه میشود اگر ولی فقیه یک حرفی زد با این قیل و قالهایی که شما راه انداختید؟@ تقدسی دارد حرف آخر بالاخره یک کسی باید بزند میبینی دیگر کسی نمیتواند آنوقت مجبوریم ببریمش در حرفهای قشنگی از قبیل دموکراسی از قبیل مردم از قبیل عقلگرایی عقلانیت و هزار تا از این حرفهایی که به ظاهر(کَلِمَۀُ حَقٍّ عَن ما یُرادُ بِهَ الباطِل).@ امامتی که حضرت زهرا(س) فرمود خداوند امامت را برای نظم جامعه گذاشت(نِظاماً لِلاُمَّۀ) که امت همیشه ید واحده باشند همچین راجع به آن حرف میزنند و تفرقه راجع به امامت راه میاندازند که خیلی خیلی راحت ما الان نباید تعجب بکنیم که قائله جمل را توانست سرپا بکند صفین را به پا کردند خوارج درست شدند چون در جامعه خودمان داریم میبینیم.@ همه مقدسین هستند کسانی که راجع به ولایت و مسائل مسلم دینی و اعتقادی سخن میگویند خیلیهایشان اینطوری هستند و مردم گول همین چیزها را میخورند میگویند اینها مقدس هستند اینها نماز میخوانند مسجد میروند حرف از دین میزنند حرف از اسلام میزنند حرف از جمهوری اسلامی میزنند حرفهای قشنگ در میاورند، اینها بیدین هستند؟@ رسول گرامی اسلام(ص) فرمود جاهطلبی و دلبستگی به مال دنیا نفاق و دورویی را در قلب انسان میرویاند آنچنان که آب به رویش گیاه مدد میکند یعنی شهوات سیاسی و شهوات اجتماعی که من بخواهم مطرح بشوم واقعاً برای من نفاق میاورد.@ طرف میبینی خیلی راحت یک مقالهای را مینویسد چهار روز بعد میرود مقاله را پس میگیرد یک روز در این جناح هست یک روز با آن جناح هست یک روز حرف این را میزند یک روز حرف آن را میزند یک روز با یک کس دیگر حرف میزند.@ شما برای همین تعجب میکنید میبینید یک شخصیتی که یک طوری بوده الان یک دفعه میبینید راحت اصول را زیر سؤال میبرد برای اینکه این از اول با اصول پیوند نداشته که آمده در کار، میخواسته مطرح بشود باید یک طوری چیز میکرده برای همین هم خیلیهایشان خرابکاری بار میاورند در نظرات سیاسی و در نظرات اجتماعیشان در مسائلشان خرابکاری بار میاورند چون پیوند به جای درست و حسابی ندارند.@ یک طوری(مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ) قرآن میفرماید یک جا باید خودشان را بند بکنند در یک گروهی یک جایی که به هر حال شخصیت را سرپا نگهش دارند هر طوری، مطرح بودن را سرپا نگه بدارند یک موقعی هم به او میگویند آقای فلانی نظر شما یک چیزی میگوید که نه خودش میفهمد و نه بقیه و مرکز یک فتنهای میشود.@ و همو فرموده است زیان و فساد دو گرگ درنده و خونخوار و گرسنه و حریص که در میان آغل گوسفندان رها میشود از ضرر و زیانباری و لطمه حس جاهطلبی و مالدوستی به دین و ایمان فرد مسلمان بیشتر و زیانبارتر نیست.@ دو تا گوسفند در نظر بگیرید یک گله را در آغل هستند در آغل خودشان در طویله دو تا گرگ به اینها بزنند یکی از آن در یکی از این در برای دریدن گرگ هم که میدانید چطوری هست گرگ که نمیشیند یکی را پاره بکند بخورد فقط پاره میکند صد تا میکشد یکی را آخر سر میخورد.@ خویش درندگی است مثل شیر نیست در گله دیدید شیر یکی را شکار میکند با هیچ حیوان دیگری کاری ندارد حیوانات دیگر هم میدانند جناب شیر که الان یک آهو نوش جان کردند تا مدتها با کسی کاری ندارند در این فیلمها نگاه کنید همه حیوانات راحت میایند کنار شیر میدانند که هیچ کاری با کسی ندارد.@ ولی گرگ اینطوری نیست گرگ درنده است گرگ فقط پاره میکند حالا خورد خورد نخورد هم نخورد میگوید این خطرش بیشتر از خطر جاهطلبی میفرماید که(ما ذِئبانِ ذاریان اُرسِلا فی رَذیلَۀِ غَنَمٍ بِاَکثَرِ فَساداً مِنهُما مِن حُبِّ الجاهِ وَ المال) جاهطلبی و مالطلبی این برای دین خیلی مضر هست انسان طالب این بشود و به اینها به نظر استقلالی نگاه بکند.@ ما یک جا رئیس باشیم یک جا مطرح باشیم یک جا بند باشیم یک میزی بگیریم پس باید یک فرد عالم و دانشمند دینی باید فکر و اندیشه خویش را به کار اندازد تا اسرار و رموز و صفات پست را که احیاناً ممکن است در دلش راه یافته باشد تفتن و شناسایی کند و راه و رسم نجات و رهایی از آنها را استنباط نماید.@ چون ضرر و فتنهای که از طریق رسوخ این صفات پست و حالات روانی نامطلوب در قلب عالم و دانشمند و متعلم و شاگرد عائد مردم میگردد از فتنه و فسادی که از غیر عالم و متعلم به جامعه میرسد به مراتب زیادی مهمتر و بزرگتر است.@ یعنی مراتب زیادی این فساد خیلی بیشتر هست زیرا عالم و دانشمند در تمام مظاهر و پایگاه مثت و منفی رفتار خود الگو و سرمشقی برای دیگران میباشد خدا شاهد است اگر در این جامعه اسلامی ما بعضی از این علما این حب ریاستطلبی و جاهطلبی را کنار میگذاشتند و اختلافات را شروع نمیکردند با همدیگر به جان هم نمیافتادند این همه تشطت پیدا نمیشد.@ این همه قیل و قال پیدا نمیشد و از همه بدتر این همه زمینه برای سر کار آمدن و ظهور و بروز گروهای مفسد و فاسدی که ما ماهیتشان را میشناسیم دستشان در دست آمریکا هست در طول جنگ اینها یک بار دشمن را محکوم نکردند.@ یکبار خدمتی به جنگ نکردند علیه باطل که بیایند راحت روزنامه بدهند بیایند راحت حضور سیاسی داشته باشند و خیلی راحت بیایند خود این طرفداران حق را به بازی بگیرند بیایند در لباس و قالب افراد دلسوز برای میهنشان طرح بدهند نقشه بدهند.@ اصلاً چرا باید اینها تریبون داشته باشند؟ چرا اینها باید بتوانند حرف بزنند؟ حرفی ندارند بزنند گروههایی که بدون دین میخواهند برای اسلام تصمیم بگیرند بدون توجه بدون اعتقاد واقعاً به اصل اساسی ولایت فقیه و اینکه فقیه شیعه به رهبری فقیه فقط میتواند این مملکت را نجات بدهد بدون یک همچین اعتقادی مگر کسی میتواند خدمتی هم بکند.@ بله مثلاً بیاید برود خدمت بکند یک سد میخواهد بسازد برود بسازد ولی حق ندارد حرف تئوری بزند حق ندارد حرفهای اصولی این شخص بزند متأسفانه اینها راحت در اجتماع دارند فکرپراکنی میکنند اندیشهپراکنی میکنند راحت دارند مغزها را میخورند و شستشو میدهند اینها برای چیست؟@ برای این هست که بعضی از افراد اهل حق و جبهه حق نتوانستند جلوی شهوات سیاسی اجتماعی خودشان را و شهوات فردی خودشان را بگیرند و زمینه را برای ظهور یک همچین افرادی باز گذاشتند به اسم تساهل و تسامح به اسم دموکراسی به اسم آزادی به اسم اینکه مثلاً باید مردم همه حق حرف زدن داشته باشند اینها حرفهای قشنگی هست درست است.@ ولی چقدر؟ به یک قیمتی که روی خط قرمز نظام هم بیایند پا بگذارند خیلی راحت؟ به این قیمت که بیایند اصول نظام قانون اساسی مجمع تشخیص مصلحت شورای نگهبان اینهایی که اصول هستند در این نظام اصول هستند که امام خدشه به حرمت اینها را بسیار زشت میشمرد.@ چطور شده کسانی که نهادهایی که امام این همه برایش اهمیت قائل بود راجع به تقدسشان که نباید به آنها لطمهای وارد بشود سخن گفت کسانی که به اسم خود امام میایند به اینها توهین میکنند و اینها را مورد هجوم قرار میدهند.@ در صحیفه داریم کسانی که به شورای نگهبان یا به نهادهای مقدس توهین میکنند و اینها را تضعیف میکنند و از وجهه اینها میخواهند کم بکنند اینها مفسد فی الارض هستند خیلی راحت همیشه همینطوری بوده شما دقت بکنید اختلاف و از همه مهمتر تردید و شک همان که علی(ع) را خانهنشین کرد همان که فرقش را شکافت.@ همان که تیر شد و سم شد و رفت در جگر امام مجتبی(ع) این در اثر اختلاف بزرگان یک قوم ایجاد میشود این زهر تردید و شک این که انسان نفهمد جبهه حق و باطل کدام است گیج بشود نفهمد که کجا باید از چه کسی تبعیت بکند نفهمد باید حرف چه کسی را بزند نفهمد باید زیر کدام پرچم باشد خیلی خطرناک است و این چیزی است که ما الان روند جامعه را داریم میبینیم در بعضیها دارد ایجاد میشود.@ زیرا عالم و دانشمند در تمام مظاهر و پایگاههای مثبت و منفی رفتار خود الگو و سرمشقی برای دیگران میباشد افراد عامی و توده مردم با مشاهده اعمال و رفتار یک عالم و دانشمند میگویند اگر چنین اعمالی زشت و ناستوده باشد علما و دانشمندان شایستهتر از ما هستند که دست به چنین اعمالی نزنند و سزوارترند که از آن اجتناب نمایند.@ اگر این کار بد بود وقتی یک آخوند میاید راحت ولایت فقیه را لکهدار میکند با حرفهایش بقیه خیلی راحت جرأت میکنند حرف بزنند وقتی یک خودی بیاید یک موجه بیاید یک دفعه اصول را زیر سؤال ببرد بقیه خیلی راحتتر این کار را میکنند میگویند حرمت امامزاده با متولیش است امامزاده را متولیش اگر حرمتش را رعایت نکند از بقیه دیگر چه انتظاری داریم.@ گروهی داریم ما گروه مقدسی هست به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حالا شما یک پاسداری بیاید بگوید همه اینها کشک است چه دوغی چه کشکی چه اسلامی چه جمهوری اسلامی، حالا این حضورش در این نهاد موجه است؟ اینطوری که نمیشود بعضی از چیزها حرف دارد.@ بسیج یعنی چی؟ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یعنی چی؟ انقلاب اسلامی تعریف دارد مشخص است در قانون اساسی هم شده نظام و این انقلاب مشخص هستند واقعاً انقلاب اسلامی به معنای حقیقی کلمه جز با محوریت فقیه شکل گرفته و رشد کرده حالا یک پاسداری بیاید مثلاً خیلی راحت بگوید که ولایت فقیه نمیخواهیم یا ان قلتهای دیگری بکند این یعنی چی؟@ یا یک آخوند خیلی راحت بیاید یک همچین حرفی بزند برای بقیه خیلی راحت الگو میشود، افراد جاهل و نادان از رهگذر اعمال ناستوده علما گرفتار رفتارهای ناپسند میگردند و جرأت و جسارت آنها در ارتکاب اعمال زشت روبه فزونی میگذارد و برای آنکه روی عمل ناستوده خویش صحه گذارند به رفتار و عالم و دانشمند استناد میجویند.@ چیزی که زیاد هستند تا میگویی میگوید آقای فلانی هم این کار را کرده آقای فلانی سیگار وینستون میکشد یا آخوند مثلاً اینطوری کرد این توجیه خوبی هست برای خودش، میان جرم و گناه یک فرد عامی و بیاطلاع و گناه یک مرد عالم و دانا تفاوتهای زیادی وجود دارد.@ ما در روایت داریم هفتاد گناه جاهل آمرزیده میشود بیش از آنکه یک گناه عالم آمرزیده بشود، فرد عامی و بیاطلاع در روز رستاخیز فقط بار گناه شخصی خویش را به دوش میکشد ولی بر دوش یک عالم و دانشمند بار گناه خود او و گناه همه کسانی که در اعمال خویش از او سرمشق گرفته و تا روز قیامت از راه و روش او پیروی مینمایند سنگینی میکند.@ و باید با چنان بار گران و کمرشکنی به روز رستاخیز در پیشگاه عدل الهی حضور یابد چنانکه این حقیقت طی اخبار و احادیث و معتبر به ما گوشزد شده است به طور فشرده باید گفت شناخت صحیح حقیقت اخلاص نیت و مسئله هماهنگی رفتار با خلوص عقیدت همچون دریایی عمیق و ژرفناک است.@ که جز اندکی از مردم و افراد نادری همگی در آن احتمالاً غرق شده و گرفتار نیرنگ شیطانی خواهند گشت خداوند نیز از این مردم نادر و استثنائی در قرآن کریم یاد کرده و میفرماید(إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِينَ).@ البته این استنادی که ایشان کرده(إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِينَ) که شیطان میگوید من جز اینها را اغوا نمیکنم این یک بحث هست مخلصین یعنی کسانی که اغوا نمیتواند سراغ آنها بیاید چون آنها خودشان را وقف کردند اما ما پایینتر از اینها را هم داریم که افراد بسیار خوبی هستند مثل مخلِصین.@ مخلَص یعنی کسی که خودش وقف شده یعنی تمام حقیقت وجودش را وقف کرده خودش مال خدا شده بعضیها مخلِص هستند مخلص هستند یعنی چی؟ یعنی کارشان را با اخلاص انجام میدهند.@ بنابراین بندگان با ایمان خدا باید خویشتن را سخت بپایند و نکتههای دقیق رفتار خود را تحت مراقبت قرار دهند زیرا در غیر این صورت ناخودآگاه به پیروان و رهروان راه و رسم شیطان میپیوندند، شما نگاه کنید چیزهایی که امام(س) در وصیتنامهشان در قبل از وصیتنامه تذکر زیادی به دو گروه میدهد.@ یکی طلاب و یکی دانشجویان، به جوانان کلاً میگوید مواظب باشید خودتان را از روحانیت جدا نکنید از حوزهها جدا نکنید به طلبهها میگوید مواظب باشید جوان بازی در نیاورید خودتان را از مرجعیت جدا بکنید که گرگ میاید شما را میدرد عین همین حرف را در مورد التزام و پیوستگی با شورای نگهبان هم عین این سخنان را امام دارند.@ که جدایی از اینها موجب افتادن در دام ابرقدرتها و اسلام آمریکایی میشود اینها را فرموده شما بخوانید ببینید امام چقدر جوانها را نصیحت کرده که مواظب باشند به اسم احساسات یا این شهوات اوهام و سیاسی اجتماعی آنها را یک موقعی نکشاند به یک جایی که خلاصه با اصول هم بخواهند مبارزه بکنند.@ که فقط صرفاً دل خودشان را خوش بکنند که سرپا هستند و حضوری دارند حضور باید باتقوا باشد حضور باید با اخلاص باشد حضور باید امام زمانپسند باشد این خیلی اهمیت دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@