جلسه 002 - آداب تعلیم و تعلم
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - آداب تعلیم و تعلم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ الف: رهنمودهای قرآن کریم برای ایجاد اخلاص نیت جلسه گذشته عرض کردیم که از وظائف اولیه معلم و شاگرد این هست که نیت خودش را پاک بکند و جز برای رضای خدا و خودسازی و هدایت مردم نیتی از کسب علم و فعالیتهای علمی نداشته باشد حالا از قرآن و سخنان معصومین (ع) چند نمونه ذکر کردند که خدمتتان میخوانیم. آن عامل جامع و اساسی که میتواند اخلاص نیت را در رفتار انسان به ثمر رساند تصفیه و پالایش درون و باطن از هر گونه آلایشهاست به این معنی که باید انسان سرّ و باطن خویش را از ملاحظه و توجه به غیر خدا از طریق عبادت و بندگی او پاکسازی بکند. خداوند در این باره میفرماید: (فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ) اگر کسی بخواهد به اخلاص برسد باید دلش را از غیر پاک بکند چون اخلاص یعنی اینکه دل به هیچ کس دیگری پیوند نداشته باشد خالص برای خدا کار انجام بشود. محض برای خدا اگر قرار باشد محض برای او باشد باید به جای دیگر پیوند نداشته باشد که بتواند محض کار بکند اگر به جای دیگر پیوند داشت محض کار کردن ممکن نیست یعنی این شرط جبری و تکوینی این قضیه هست نمیشود تا وقتی دل پیوند دارد ارتباط خالص باشد این خیلی مهم هست.@ بعد سوره زمر آیه 2 و 3 میفرماید خدا را عبادت بکن اما(مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ) در حالی که دین خودت را برای او خالص کردی نکته خیلی ظریفی که هست(أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ) این خیلی اهمیت دارد(لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ) یعنی فقط از دین برای خدا چیزی تهش میماند که ما میگوییم برای خداست، برای خداست یعنی چی؟@ یعنی پیوند با ابدیت داشتن فقط چیزی میماند که آن خالص برای خودش انجام شده باشد لذا در یک روایتی داریم که میفرماید من بهترین شریک هستم چون هر کس من را در عملی شریک بکند سهم خودم را میدهم به شریکم یعنی قبول نمیکند نمیپذیرم اگر فقط برای من کسی کاری انجام داد میپذیرم فقط برای من.@ این(لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ) یعنی(لله شاکِلَۀُ الخالِص) شاکله خالص مال خداست(لله روحُ الخالِص) روح خالص برای خداست الله یعنی چی؟ یعنی حق یعنی سلطان ابدیت(ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ) در قیامت ملاک چیست؟@ یعنی اویی که سلطنت میکند و همه شرائط زیستی براساس آن سنجیده میشود حق است لذا هر چیزی که با حق تطبیق میکند یعنی مال خدا باشد رنگ خدایی و فقط برای خدا باشد خالص میماند این خالص میشود و این هست که میماند لذا این(لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ) را توجه بکنید و الا دین غیر خالص برای خدا نیست.@ تهش چیزی برای انسان نمیماند زحمت هست اما چیزی نخواهد بود دین هم عرض کردم دین یعنی همان دین شما دین روح شاکله هر چه که میخواهید بگویید در این زمینه. ملاکهایی هست که حالا انشاء الله خدمتتان عرض میکنم.@ (وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ) این(وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ) ببینید این شرائط زیستی آخرت را چقدر قشنگ میگوید میگوید انسانها مأمور نیستند مگر یعنی خدا هیچ چیز دیگر از شما نمیخواهد مگر اینکه خودتان را با شرائط زیستی آخرت که عبارت است از سلطنت حق تطبیق بدهید.@ (وَ ما أُمِرُوا) امر نشدند(إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ) مگر اینکه عبادت بکنند خدا را در حالی که دین خودشان را و روح خودشان را خالص کرده باشند برای دین مأموریتی جز این نیست هیچ مأموریت دیگری انسان ندارد که خودش را خالص بکند برای خدا چرا؟@ چون میخواهد بماند(ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آنچه که نزد خداست میماند اگر بخواهد نزد خدا باشد باید انتساب داشته باشد برای خدا باشد که میماند و الا(لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ) که میگوید یعنی غیر خالص برای خدا نیست پس پیش خدا نمیماند و نماز را به پا دارند و زکات بدهند این خلوص نماز و زکات دین پایدار میشود دین استوار میشود.@ یعنی دینی که منطبق با فطرت هست. خداوند متعال وصول به مقام سعادت و نیل به لطف و رحمت خویش را بر پایه توحید بر عبادت و بندگی و تصفیه باطن استوار ساخته آنجا که میفرماید(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً) ببینید نسبت را چقدر قشنگ جواب میدهد هر کس که(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا) امید دارد به چه چیزی؟@ به لقاء رب خودش(يَرْجُوا) یعنی یقین دارد نه فقط امید یعنی یقین دارد مطمئن است که به لقاء پروردگارش میرسد چون پروردگار حق هست و آنجا فقط تطبیق با حق بدرد میخورد نه چیز دیگر و قلب سلیم یعنی قلبی که تنظیم با حق باشد.@ ببینید حضرت قلب سلیم را چطوری معنا میکند ما گفتیم که جنین برای حرکت به سمت دنیا چه چیزی لازم دارد؟ بدن سالم ملاک یک تولد سالم از دنیا به آخرت ملاک چیست؟ روح سالم است قلب سلیم میفرماید(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه هیچ چیز دیگری به درد میخورد مگر کسی که با خودش قلب سالم بیاورد قلب سالم چیست؟@ قلبی که تطبیق با حق بکند میفرماید(اَلقَلبُ السَلیم اَلَّذی یَلقا رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ اَحَدٌ سِواه) قلب سالم یعنی قلبی که به لقاء پروردگارش برسد و هیچ چیز جز خدا در او نباشد اصلاً طالب چیزی جز خدا نباشد درسهای ایشان درسهای استاد امامی این خصوصیت را دارد که خوب میتواند باطلها را از دل بکَند.@ سیدالشهدا(ع) حرف قشنگی میزنند خیلی زیباست این حرف در دعای عرفه عرض میکند(اَنتَ الَّذی اَزَلتَ الاَغیارَ عَن قُلوبِ اَحِبائِک حَتّی لَم یُحِبّوا سِواک) تو کسی هستی که اغیار را از قلب محبین خودت زائل میکردی تا(حَتّی لَم یُحِبّوا سِواک) تا اینکه غیر از تو را دوست نداشته باشند تو غیر را از دل اینها کَندی.@ (اَللّهُمَّ اَرزُقنی حُبَّکَ وَ حُبِّ مَن یُحِبُّک) در مناجات حضرت سجاد(ع) دارد خدایا حب خودت را و حب هر کسی که تو را دوست دارد را نصیب من بکن و حب هر عملی که من را به وصل تو به وصال تو و به قرب تو میرساند(اَنتَ الَّذی اَزَلتَ الاَغیارَ عَن قُلوبِ اَحِبائِک حَتّی لَم یُحِبّوا سِواک) غیر از تو را دوست نداشته باشم.@ یعنی باز باید در خانه خود خدا رفت که(اِلهی لَم یَکُن لی حَولٌ فَاَن تَقِلَ بِهِ عَن مَعصیَتِک اِلاّ فی وَقتٍ اَیقَتَنی بِمَحَبَّتِک لا حَولِ وَ لا قُوَّۀَ اِلاّ بِالله العَلیِ العظیم) از این ذکر خیلی باید کمک گرفت دعای غریق که بعد از نماز میخوانیم چقدر زیباست(یا اللهُ یا رَحمنُ یا رَحیم یا مُقَلِّبَ القُلوب ثَبِّت قُلُوبَنا عَلی دینِک) ثابت کن قلب ما را بر دینت.@ (لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ) میفرماید کسی که لقاء را لقاء بحث زیبایی دارد در جای خودش فعل امر میاورد کسی که میداند لقاء دارد(فَلیَعمَل) باید عمل صالح انجام بدهد نه عمل بد عمل صالح شرطش این هست یعنی بیعمل ممکن نیست خیلی زیبا میگوید علی(ع) میفرماید که علم مؤمن در عملش ظاهر میشود.@ (وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً) در بندگی پروردگارش هیچ کس را شریک نکنید این برای کسی میشود که لقاء خوب دارد یعنی با اسم رحمن و رحیم خدا لقاء میکند چون گفتیم همه انسانها لقاء خواهند کرد یک کسی با اسم جبار لقاء میکند یک کسی با اسم منتقم لقاء میکند اینها لقاءهای خوبی نیست که انسان بپسندد.@ اما کسی که لقاء خوب را میخواهد(فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً) هیچ کس را شریک در عبادت پروردگارش نکنید، این چه میخواهد؟ خودتان میرسید وقتی یواش یواش دارید همه اینها را میشنوید شما در ذهنتان میگویید این چه میخواهد؟@ من چکار باید بکنم؟ تکلیف چیست؟ خودتان میفهمید که تکلیف این هست که انسان باید خیلی از چیزها را از دلش بکَند خودش را خلوت بکند نه عزلت منفی، خلوت بکند یعنی خیال ارتباط شخصی، خیال بهرهبرداری شخصی، خیال نفسچرانی، خودش را بیرون بکند در ارتباطات مبنا را خود قرار ندهد.@ گویند این آیه درباره افرادی نازل شده است که در اعمال و رفتار خود جویای رضای غیر حق هستند و برای جلب ستایش مردم به عبادت میپردازند، ما میخواهیم از این رد بشویم اینها مثل ابزاری هست که نیاز داریم یک اطلاعاتی راجع به آن داشته باشیم.@ انشاء الله عملش پای خودمان خیلی نمیخواهیم وارد این مباحث تخصصی بشویم اگر بخواهیم راجع به همین قضیه بایستیم ماهها میتوانیم روی این قضیه صحبت بکنیم بحث بکنیم تبادل نظر بکنیم.@ هر چند خود این گفتنها و شنیدنها کمک زیادی به شدن میکند خداوند متعادل درباره محرومیت و ناکامی دنیاپرستان از لذات و نعماء اخروی میفرماید(مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْ‏آخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْ‏آخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ) هر کس از ما آخرت را بخواهد کالا و متاع آخرت را بخواهد.@ (نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ) زیاد میکنیم به متاع آخرت میافزاییم(حرث) یعنی فرآورده، محصول، اما کسی که فقط دنیا را بخواهد(نُؤْتِهِ مِنْها) از آن به او میدهیم از دنیا به او خواهیم داد(وَ ما لَهُ فِي الْ‏آخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ) دقت کنید اینطور نیست که خدا میگوید ما نمیدهیم آخرت نصیب ندارد.@ موضوع این هست کسی که دنیا را بخواهد یعنی آخرت را نمیخواهد اگر نخواهد کاری هم برایش نمیکند توجه بفرمایید این آیات بد معنا نشود به تعبیر علی(ع) میفرماید(الدُّنیا مُنتَهی یا غایَۀُ بَصیرَۀِ الأعمی) نهایت بینش یک کور دنیاست کور یعنی کسی که خودش را و حقیقت خودش را و ابدیت خودش را نمیتواند ببیند یعنی خودش را به بلندای ابدیت نمیتواند ببیند.@ وقتی نمیتواند ببیند کاری هم برایش نمیکند وقتی من یک چیزی را سراغ ندارم و اصلاً قبولش ندارم و اصلاً خودم را آنگونه نمیبینم معنا ندارد که من برایش کار بکنم کار نمیکنم، الان چرا ما داریم میدویم؟@ چون بچهمان را داریم میبینیم آیندهاش را نگاه میکنیم میگوییم این آینده دارد چون داریم بچه را درست نگاه میکنیم بچه را به عنوان یک موجود 5 ساله نگاه نمیکنیم 6 ساله نگاه نمیکنیم 2 ساله نگاه نمیکنیم میگوییم باید برایش کار کنیم زنم، خانهام، ماشینم، درسم، آیندهام، خودم را چی؟@ من تا وقتی که خودم را به بلندای ابدیت نگاه نکنم کاری برای ابدیت نخواهم کرد برایش تلاشی نمیکنم لذا وقتی تلاش نکردم کسب شاکله متناسب با شرائط زیستی آخرت نکردم یعنی(وَ ما لَهُ فِي الْ‏آخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ) چیزی ندارم بهرهای ندارم نصیب ندارد چون اصلاً کاری نکرده یعنی کاری که ماندنی باشد نکرده نه اینکه خدا دادن را به خودش نسبت میدهد زیاد میکنیم میدهیم نمیدهیم.@ دقت بکنید این به ما مربوط هست میگوید نمیخواهد، برای همین کلمه(یرید) را آورده اراده یعنی خواستن، کسی آخرت را میخواهد برایش کار میکند خودش را آماده میکند. (مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً) هر کس عاجل است یعنی همینجا.@ پیش پا افتاده دنیا را کسی بخواهد اگر کسی دنیای شتابنده و زودگذر را هدف زندگانی خود قرار دهد و فقط خواهان آن باشد ما بر حسب اراده و مشیت خویش خواستههای او را با شتاب و سرعت برآوریم، (عَجَّلْنا) یعنی او عجله دارد عاجله را میخواهد همین شتابنده و زودگذر را میخواهد.@ ما هم میشتابیم ما هم به تناسب خواسته او همینجا را به او میدهیم ما هم عجله میکنیم در بهرهمند کردن او یعنی ذخیرهسازی نیست این اینجا را میخواهد فوری هم میخواهد ما هم به او میدهیم. ولی در بازپس آتش دوزخ را برای او آماده مینماییم تا با وضعی نکوهیده و حالتی سرافکنده و رانده شده در آن درآید و طعم تلخ آن را بچشد.@ جامعه ما چقدر از آیات قرآن خالی هست یعنی قرائت قرآن به مردم نمیشود قرائت انسان خیلی خوب هست روی انسان بشود یعنی انسان پیام خدا را خوب بگیرد و بشنود خدا چه میگوید اگر انسان دائم با پیام خدا و نامه خدا سروکار داشته باشد بشنود و بفهمد در آن تعمق بکند.@ قرآن میگوید موفقهایش کسانی هستند که میتوانند تدبر بکنند فقط کسانی که تدبر میکنند میتوانند نجات پیدا کنند(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها) خیلی حرف از قرآن میزنیم کار خیلی میکنیم مسابقات حفظ، قرائت، تواشیح، اما قرائت آیه میدانید یعنی چی؟@ یعنی فراهم کردن شرائطی برای مردم به خصوص نسل جوان که او بتواند در یک شرائط آرام آیات را بشنود و در موردش فکر بکند این در جامعه ما نیست و بسیار ضعیف است قرائت آیات خیلی مهم است ما در جامعه قرائت آیه نداریم این هم که میگویند خودتان بخوانید یعنی خودتان این قرائت را این نامه را درست بخوانید.@ وقتی باز میکنید روزی 50 آیه را این 50 آیه را مخاطب قرار بدهید خودتان بخوانید شما این صدا و سیمای ما را نگاه بکنید از صبح تا شب پنج تا کانال چقدر آیه برای مردم تلاوت میشود چقدر قرائت میشود به طوری که مردم وقتی میشنوند خودشان را مخاطب قرار بدهند.@ روزنامهها و مجلات ما کجاست که مردم را خطاب قرار بدهند بگویند بشنوید در تاریخ ما زیاد داریم کسانی که با شنیدن یک آیه متحول شدند یعنی یکدفعه خودش را مخاطب دیده در محل جنایت، رفته جنایت بکند معصیت بکند یکدفعه آیه به گوشش میرسد(أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ) وقت آن نرسیده که مؤمنین دلشان با یاد خدا بلرزد به خشیت بیفتد حساب ببرند بترسند.@ رفته گناه بکند رفته معصیت بکند اوج شهوت است، میگوید چرا وقتش رسیده، آمادگی در مردم الی ماشاء الله هست ولی زمانه یک کاری کرده این سرعتی که جامعه گرفته این سرعت دارد از بیرون تحمیل میشود دنیای کامپیوتر و اطلاعات و تکنولوژی و سرعت اجازه فکر کردن به مردم نمیدهد.@ ما هم داریم در این جامعه سرعتها را بالا میبریم طرف دائم عجله دارد چند نفر هستند که ترمز را کشیدند این جامعهای که دارد به سرعت اینها را به سمت همه چیز هول میدهد اصلاً وقت ندارند مردم دائماً میگویند ما وقت نداریم نمیرسیم کار داریم هول هستیم برنامهمان پر است نمیتوانم.@ فقط کسانی در اینها سالم میمانند که دستی را میکشند سرعت را کم میکنند و میایستند فکر میکنند نمیگذارند هلشان بدهند و نمیگذارند هولشان بکنند با سرعت کاری ندارند آرام مینشینند و فکر میکنند نمیگویند باید دوید که عقب نماند سرعت حقیقی را فقط همینها دارند چرا؟@ (وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) اینها سرعت به سمت ابدیت میگیرند اگر کسی بخواهد سرعت به سمت ابدیت بگیرد باید جلوی سرعت اجتماع بایستد جلوی دیکتههای اجتماع و سرعت طبیعت بایستد تا فطرت فرصت بکند فکر بکند تا وقتی طبیعت دائماً میتازد فطرت هم با خودش میبرد فقط این فطرت هست که باید این افسار را بکشد دهنه را بکشد نگه دارد.@ وقتی فطرت نگه داشت نگذاشت که طبیعت هر جا دلش خواست ببرد و با هر سرعتی خواست ببرد میتواند بایستد و بعد استفاده بکند جمع بکند بهرهبرداری بکند تا وقتی که سوار طبیعت هستیم با این سرعت برویم نمیتوانیم فکر بکنیم.@ لذا قرائت آیات هم به کار ما نمیاید شما فکر بکنید در سرعت طبیعت فهم به درد نمیخورد در سرعت طبیعت شنیدن هم به درد نمیخورد شما وقتی در ماشین داری میروی یک نفر بخواهد با تو حرف بزند چه میشنوی؟ کسی که با سرعت دارد رد میشود چقدر از حرف گوینده که ایستاده و میخواهد او را خطاب بکند میفهمد؟@ هیچی، یکی چیزی به گوشش میخورد ما وقتی دانشگاه و شغل و خانه و فعالیتهای مختلف به ما سرعت میدهد و اصلاً نمیگذارد ما بایستیم حرف خدا را بشنویم کارهای مختلف، ازدواج و غیره اینها که میتواند در خدمت باشد ولی نیست سرعت الکی به ما میدهد نمیگذارد ما بشنویم.@ ما چیزی نمیفهمیم برای بهرهبرداری از فطرت باید عجله نداشته باشیم حالا انشاء الله در آداب شاگرد میرسیم که میگوید وقتی به محضر استاد میروی شتابزدگی مانع رشدت میشود حالا بعد میرسیم توضیح خواهم داد یعنی آن جایی که قرار است متذکر بشوی طمأنینه، آرامش باید بشنوی چه میگوید تا وقتی هول هستی فایده ندارد.@ حکیمانهترین حرفها در عجله به درد نمیخورد جامعه ما یک جامعه عجول است و سرعتش هم روز به روز دارد زیاد میشود مردم دارد عجله میکنند طبیعت دارد به اینها فشار میاورد بمباران تبلیغاتی، بمباران تجملاتی آنوقت خودشان را ندار میبینند.@ خودشان را عقب افتاده میبینند خودشان را فقیر میبینند بعد میخواهند بدوند و برسند دیگر فطرت فرصت شنیدن ندارد فطرت آرامش میخواهد فطرت سکون میخواهد.@ از حضرت سؤال کردن علم چیست؟ فرمود سکوت، بعد چه؟ فرمود خوب گوش فرا دادن، سکوت یعنی چی؟ یعنی حرف نیست غوغا نیست شلوغی نیست عجله نیست بعد خوب گوش دادن، چه کسی میخواهد گوش بدهد؟ فطرت میخواهد گوش بدهد خود میخواهد گوش بدهد نه ناخود، بعد مراحل بعدی، چون آدمی فربه شود از راه گوش.@ (إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ) فقط کسانی اجابت میکنند که بشنوند قبل از شنیدن شرط چه بود؟ سکوت، آرامش، عجله نداشتن، من به شما یک رمز دیگر بگویم بعد از شنیدن هم شرط همین است قبل از شنیدن سکوت بعد از شنیدن هم آرامش، حالا فهمیدید چرا خیلی از شنیدههای ما به دردمان نمیخورد به کارمان نمیاید نمیتوانیم به آن عمل بکنیم.@ برای اینکه غالبش را در عجله در حالی که طبیعت داشته میتاخته شنیدیم لذا اثری روی قلب نگذاشته این یک رمز بسیار بزرگ هست چون بحثمان راجع به آداب تعلیم و تعلم هست من دارم این ریزهکاریهای علمی را میگویم که به درد طلاب و دانشجوها بخورد.@ حتی عجلههای مقدس هم به درد نمیخورد آن (سابقوا و سارعوا) که سرعت بگیرید و سبقت بگیرید غیر از بعضی از عجلههای مقدس است، یعنی چی؟ آقای شجاعی ول کن بخوان برو دیگر، میفهمیم خودش توضیح داده چیه ایستادی توضیح میدهی برای چی.@ چه موقع تمام میکنیم چند وقت دیگر تمام میشود به نظر شما این کتاب تا پایان سال تمام میشود؟ این یعنی عجله داشتن در مطالعات به اینطرف نگاه میکنیم چقدر مانده دائم افراد نگاه میکنند ببینند چند صفحه مانده اول ببین کجا هستی چکار داری چقدر مانده این مگر خوراکت نیست چرا عجله میکنی تمامش بکنی که چه بشود.@ چقدر ما الان طلبه و دانشجو داریم دوازده واحد پاس بکند خیلی به نفعش هست 20 واحد میگیرد محصول چه در میاید؟ هیچی بیسواد، چهار ساله لیسانسم را بگیرم سه ساله بگیرم زود پر کنم فوق لیسانس، دکترا.@ طلبه داریم که فرصت نمیکند نماز شب بخواند فرصت نمیکند قرآن بخواند فرصت نمیکند با خدا حرف بزند من زودتر این را بخوانم تمامش کنم جامع مقدماتم تمام بشود ؟؟؟سوئیتی تمام شود مغنی را بخوانم لمعه را بخوانم. علم از آن کسی است که میخواهد خوب بخورد میدود که زود مجتهد بشود درس خارج بخواند زود مجتهد بشود.@ بعد میبینی که رفت به اجتهاد رسید دکترا گرفت بعد که در میزان میاید(خَفَّتْ مَوازِينُهُ) سبک است چیزی ندارد پختگی در آن نیست علمی هم اگر دارد کتابی است باید از کتاب و اینطرف و آنطرف بگیرد عاریهای هست در دل وزن نیست روح خودش حرفی ندارد.@ چون غذایی نخورده فرصت نمیکند با معصومین(ع) گپی بزند حرفی بزند رفت و آمدی داشته باشد با قرآن با معارف و غیره، فقط درس بخواند آنوقت خیلی تاریکیهای وحشتناکی در آینده اذیتش میکند چرا؟ چون از اول درس را درست نخوانده درس برای اجتماع خواند من برسانم تمامش کنم مجتهد بشوم.@ فوق لیسانس را بگیرم دکترا را بگیریم اصلاً بر مبنای ارتباطش با خدا با معنویت با آخرتش کسب علم نکرد اینها باعث میشود ما هیچی نفهمیم. خدا رحمت کند شهید آوینی از کسانی بود که عجله نداشت ندوید که خودش را به یک عنوان برساند کم خورد آب کم جوی تشنگی آور به دست.@ ولی خوب خورد آب را از یک جای دیگر خورد آنوقت آب برایش وارد شد(لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً) آن آب را خورد لذا حالا شما بروید در آثارش نگاه کنید ببینید کسی میتواند مثل ایشان قلم بزند یا کسی راه ایشان را رفته باشد از همان راهی که خوبان میروند.@ فکر میکنید مرحوم آوینی چقدر کلاس دیده بود چقدر کتاب خوانده بود ولی همه میشناسند فیلمهایش را که دیدید متن فیلم را دیدید وقتی میگوید از چه سینهای میاید، چه موقع اینها را مینوشت؟ بعد از نماز شب، لذا کار میماند چرا؟@ چون(وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) کسی که بیوضو دست به دوربین نزند این میشود از نظر تخصصی و علمی در رابطه با علم، کتاب، میزان کتاب، تعداد مجلدات، کتابهایی که باید بخوانیم، چقدر باید بخوانیم حرفهای دیگر هم هست.@ من الان نمیتوانم راجع به این صحبت بکنم چون از بحث اخلاص دور میشویم ولی اینها نیاز هست حرفهای دیگر هم در این قضیه هست از نظر تخصصی، چون اینها را هیچ وقت برای شما نمیگویم ولی میتوانم راهنمایی کنم که خودتان مراجعه بکنید و تا حدودی کلیاتش دستتان بیاید.@ یک کتاب خیلی زیبا و پرمغز هست از یک آدم زیبا و پرمغز شهید مطهری(ره) به نام تعلیم و تربیت در اسلام آنجا راجع به کسانی که زیاد میخوانند یا کم میخوانند حرفهای قشنگی دارد آنجا مراجعه کنید این چیزهایی که من میگویم با این سابقه ذهنی اگر آنجا آنطور چیزها را مطالعه بکنید یک مقداری از آن چیزهایی که گفتم خدمتتان عرض نکردم دستتان میاید.@ از پیامبر(ص) (إنَّمَا الأعمالُ بِالنِّیات وَ إنَّما لِکُلِّ إمرِءٍ ما نَغی فَمَن کانَ هِجرَتُهُ إلیَ الله وَ رَسُولِهِ فَهِجرَتُهُ إلیَ الله وَ رَسُولِه وَ مَن کانَ هِجرَتُهُ إلی دُنیا یُصیبُها أو إمرَأۀٍ یَنکِحُها فَهِجرَتُهُ إلی ما هاجَرَ إلَیه) ایشان ترجمه آزاد کرده، ترجمه این است اعمال به نیات است.@ عمل یعنی همان که انسان را شکل میدهد ولی چطوری شکل میدهد؟ بر اساس مغزش شکل میدهد نه صورتش، مغزش نیت است صورت ممکن است مقدس باشد ممکن است مباح باشد نیت خیلی مهم است اگر خراب و آلوده باشد ولو با صورت مقدس اتفاقاً ما را دورتر میکند.@ کما اینکه نبی اکرم(ص) فرمود کسی که با نماز، چون نماز قاعدتاً و حتماً باید اثر طبیعیاش تنهی عن الفحشاء و المنکر هست میفرماید کسی که با نماز از فحشا و منکرات دور نمیشود نماز او را از خدا دور میکند صورت مقدس هست اما انسان را دور میکند یعنی تاریکتر میکند که میشود.@ (رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) (فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ) بر مصلین یعنی استخدام کنندگان صور مقدس و مقدسترین صورت که نماز هست اما چون نیت نیست قلب ساهی است قلب سر نماز بازی میکند و اصلاً در محضر نیست میگوید وای به آنها.@ خدا رحمت کند مرحوم معزی را یکبار به ما گفت برویم خدمت یکی از اولیاء خدا، خودش ولی خدا بود ولی میگفت برویم خدمت یکی از اولیاء خدا او را ببینیم همدان، مرحوم تألهی با جناب آقای آقایی و یکی دوتا از دوستان آنجا رفتیم خدمت آقای معزی، تا همدان بکوب برو برس خدمت ولی خدا خدمت ایشان بنشین.@ بعد بگو آقا حرف بزن، چه گفت؟ گفت پیامبر فرمود که آیا آنهایی که سر نماز حواسشان جمع نیست نمیترسند خدا صورتشان را به صورت الاغ تبدیل بکند بعد فرمود صورت یعنی باطن نه همین صورت، حالا نمازهای خودمان را یک نگاهی بیاندازیم نمیشود.@ همین را گفت و تمام شد ایشان هم چند وقت پیش فوت کرد. (وَ إنَّما لِکُلِّ إمرِءٍ ما نَغی) برای هر کس همان است که نیت میکند همان نیت میماند(لِکُلِّ إمرِءٍ) مالکیت است برای هر کس فقط همانی را که نیت کرده از عمل میماند بقیهاش هیچی.@ آن که قصدش بود در درونش بود میماند بعد هجرت را میگوید(فَمَن کانَ هِجرَتُهُ إلیَ الله وَ رَسُولِهِ) کسی که هجرتش به سوی خداست هجرت یعنی دلش به خدا و رسولش هجرت میکند نه اینکه هجرت صورت خارجی نیست ولی هجرت خارجی باید تابع قلب و نیت و دل است هجرتش به سوی خدا و رسول هست پس رفته یعنی وصل هست.@ (وَ مَن کانَ هِجرَتُهُ إلی دُنیا) کسی که به سمت دنیا هجرت میکند که چیزی گیرش بیاید(أو إمرَأۀٍ یَنکِحُها) دنبال تمایلات جنسی هست زنی که به ازدواج خودش در میاورد(فَهِجرَتُهُ إلی ما هاجَرَ إلَیه) هجرتش به سمت آن چیزی است که هجرت کرده ارزشش همان است.@ این حدیث شریف از اصول و قواعد بنیادی اسلام است کسی که این حدیث را نمیفهمد اسلام را هم نمیفهمد کسی که این حدیث را نفهمد نفس را نمیفهمد از عبادات اسلام خبر ندارد و یکی از پایهها برای اینکه نخستین استوانههای تعالی مقدس اسلام هست این دو خط خیلی حرف قشنگی زده شده خیلی زیباست.@ یکی از دانشمندان درباره ارزش و اهمیت شگرف این حدیث میگوید این حدیث با محتوای جالب آن یک سوم علم و معرفتی است که باید شاگرد یا معلم آن را ضمیمه اندوختههای علمی خود ساخته و بدین وسیله معارف خویش را تکمیل نماید.@ یک سوم اطلاعاتی که باید یک نفر داشته باشد در این راه تعلیم و تعلم یعنی اطلاعاتی که جلسه قبل گفتم اطلاعات طبقه دوم اگر کسی بخواهد یک سومش همین روایت است که(إنَّمَا الأعمالُ بِالنِّیات وَ إنَّما لِکُلِّ إمرِءٍ ما نَغی).@ یکی از بزرگان خیلی حرف قشنگی زد خدا رحمت کند علمای اسلام را که چقدر سیرههای زیبایی از خودشان به یادگار گذاشتند و بدون این نکات اخلاقی که الان در نظام تعلیم و تعلم ما جایش خیلی خالی هست و کمتر متأسفانه رعایت میشود.@ حالا وقتی جلو میرویم میفهمیم ما خیلی بد درس خواندیم خیلی بد مطالعه کردیم خیلی بد کلاس رفتیم برای همین است که این همه موها ریخته ریشها سفید شده بوی پیری به ما خورده به هیچ طرفی نرسیدیم نه تقوایی نه دینی نه اخلاقی نه تزکیهای نه عبادتی، هیچی.@ میفرمود من مشهد تدریس میکردم یک پیرمردی آدم محترمی بود سر درس نهجالبلاغه ما میامد بعد جوانها ذهنشان کشش داشت خوب میفهمیدند این پیرمرد چون نمیفهمد عقب میافتاد و نفهمیدن این باعث شد احساس خوردی و شکستگی بکند تحقیر میشد.@ کلاس را تعطیل کردم که این بزرگ این عالم ارزشمند ضایع نشود این از رابطه درست با علم، حالا این کجا با یک احمقی که میخواهد برود در یک جایی تدریس بکند گوی سبقت از بقیه اساتید ببرد بگویند بَه کار شما از همه معرکهتر بود درس شما از درس همه عالیتر بود درس شما همه درسها را تخته کرد.@ عشق بکند که شاگردهای دیگر سر کلاسش بیایند شاگردهای اساتید دیگر سر کلاسش بیایند دورش شلوغ بشود شهوتهای اینطوری، چقدر این بد است(إنَّمَا الأعمالُ بِالنِّیات) اینطوری است که علم را برای چه داری درس میدهی برای چه سراغ کار میروی تعلیم و تعلم.@ یکی از فضلا و دانشمندان برجسته در توجیه این سخن میگوید اندوختهها و فراوردهها به مدد دل و زبان و سرانگشتان آدمی به دست میاید روایت دیگر عوائد و بهرههای انسان در زندگانی در سایه جنبش و کوشش درونی و به کمک زبان و به یاری تحرک اعضا و اندام او به هم میرسد.@ یعنی هم باید درون تلاش بکند و هم واقعاً تلاش خارجی بیرونی باشد، و فراهم میگردند بنابراین نیت و اراده انسان که عبارت از جنبش و تحرک درونی است یکی از عوامل سه گانه تحصیل عوائد و اندوختههای بشر میباشد موتور حرکت انسان نیتش است درون آن که میکشاند.@ این عامل درونی بر دو عامل دیگر یعنی زبان و سرانگشتان و اندام انسان، یعنی کار خارجی بدنی، رجحان و برتری دارد زیرا نیت و اراده انسان منهای جنش و تحرک زبان و اندام مستقلاً به عنوان عبادت و بندگی خدا تلقی میگردد.@ شما عمل نکن اما میخواستی بروی دوست داشتی الان جبهه باشی در مقابل بعضی از بچه بسیجیهای بیلیاقتی که رفتند و آمدند و ضایع کردند جبهه رفتههایشان و جنگشان و عملیاتشان، یکی عدهای الان نرفتند خودشان را حقیر میشمارند وقتی جبهه نرفتند.@ دلشان هم شکسته است از اینکه نتوانستند آنجا پا بگذارند واقعاً ناراحت هستند میگوید ای کاش میتوانستم بروم ای کاش من رفته بودم ای کاش بشود و بروم این برایش پیش خدا میماند ولی یک کسی آن بهشت رفته آمده خراب میکند ضایع میکند.@ در رکاب امیرالمؤمنین(ع) داشت میجنگید گفت یا امیرالمؤمنین کاش برادرم اینجا بود، حضرت فرمود برای چی؟ گفت خیلی دوست داشت در رکاب شما بجنگد، فرمود برادرت که هیچی، تا آخرالزمان تا قیامت هم اگر نسلهای آینده بیایند و آرزو بکنند که در رکاب ما بودند خداوند برایشان محسوب میکند نیت یک همچین قدرتی دارد.@ در بحث معاد برایتان توضیح دادم نیت به تنهایی خودش عمل است لذا فرمود(نِیَتُ المُؤمِن خَیرٌ مِن عَمَلِه) از عملش هم خود نیت بالاتر هست نیت یعنی همه انسان، نیت یعنی همه حقیقت تو، نیت یعنی تمام شاکله انسان.@ در حالی که فرآوردههای زبان و اندام و به عبارت دیگر گفتار و کردار انسان منهای نیت و اراده صحیح فاقد هر گونه ارزش عبادی است، تلاشهایی که در خارج میشود سرمایهگذاریها، پول دادنها، رفتنها، حرکتها، وقتگذاریها، برو، بیا، جان کندنها، گفتنها و شنیدنها و خسته کردنها اگر آن نیت درست نباشد همهاش هدر رفته است خسران است.@ یعنی اگر گفتار و رفتار انسان ولو در جهت بندگی و با رنگ و چهره عبادت انجام گیرد ولی عاری از قصد قربت باشد به هیچ وجه به عنوان عبادت تلقی نخواهد شد و به هیچ گونه پاداش و ثوابی منتهی نخواهد گشت.@ علما و دانشمندان سلف، یعنی گذشته، و جماعتی از رهروان و پیروان آنها با علاقه و دلبستگی شدیدی طلیعه کتاب خود را با این حدیث آغاز میکردند تا بدین وسیله به مطالعهکنندگان آثار خود هشدار دهند که باید در تمام امور از حسن نیت و تصحیح عقیدت برخوردار بوده و نسبت به آن اهتمام ورزیده و عنایت خویش را در شروع به کارها در پاکسازی نیت و اخلاق در اراده معطوف سازد.@ باری رسول اکرم(ص) فرمود نیت و جنبش درونی مؤمن از رفتار و تحرک اندام و زبانش بهتر و پرارزشتر است، ببینید ترجمهای که کرده چقدر این ترجمه آزاد را قشنگ کرده از این روایت، (نِیَتُ المُؤمِن خَیرٌ مِن عَمَلِه) را خوب بازش کرده ترجمه را دقت کنید چقدر زیباست نیت و جنبش درونی مؤمن از رفتار و تحرک اندام و زبانش بهتر و پرارزشتر است.@ و در حدیث دیگری آمده است نیت مؤمن از عمل او رساتر و کارسازتر است. این مژده است به کسی که توانسته خودش را به نیت بالا برساند(اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِه وَ بَلِّغ بِإیمانی أکمَلِ الإیمان) تا آخر(وَ أنتَهِی بِنِیَتی إلا أحسَنِ النِّیات) نیت من را برسان به آن آخرین به بالاترین و بهترین نیت.@ خوش به حال کسی که نیتهای پاک دارد ولو به آن نرسد چون(خیرٌٍ من عمله) هست دوستان پاک من دوستان عزیز من دوستانی که نیتهای عالی دارند و من میبینم در سینههایشان چه سوزی برای اسلام و دین هست و نیت میکنند که ای کاش توانایی داشتند و از این تواناییهایشان در راههای مقدس و خوب هدایت نسلها و انسانها، گسترش دین خدا استفاده میکردند.@ این مژده به آنها باشد که با این نیت جهانی انشاء الله محشور میشوند و بعد از این(لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) دیگر ترسی نیست غمی هم نیست دیگر هر چقدر توانستی کار کن ولی شاداب کار کن بانشاط کار کن با نهایت جدیتت کار کن.@ (شُعارُ المُؤمِنِ العَمَل). برای اینکه این قضیه فهمیده بشود یک بنده خدایی در مسجد نشسته بود آوردند یک مقدار زیادی پول به او دادند گفتند این ارث از یک بنده خدایی به شما رسیده آمد در مسجد نشست گفت این مال شما آن مال شما، بین رفقایش تقسیم کرد بعد آنها گفتند داری چکار میکنی؟@ گفت من از خدا برای اینها بهشت میخواستم میگفتم خدایا به اینها بهشت بده به این گرانی، بعد خودم که یکذره پول دستم رسیده اگر بخواهم ندهم که دعاهایم همهاش دروغ در میاید من بخواهم فقط از مال خدا بخواهم و بگویم خدایا به آنها بده اما خودم بتوانم بدهم کمک کنم نکنم که دیگر خیلی ناجور است.@ خودم هم باید بتوانم ما وقتی چیز زیادی برای کسی میخواهیم اگر کمی دست خودمان رسید باید بدهیم مثل داستان مولوی نشود داشت بالای سر سگ گریه میکرد سگ داشت میمرد آنقدر گریه کرد یک نفر آمد گفت چیه؟@ گفت خیلی سگ خوبی بود تو نمیدانی چقدر وفادار بود چقدر کمکها به من کرد چه خدماتی به من کرده چقدر این سگ بلاها از ما دفع کرده آنقدر مزایا و مناقب این سگ را گفت که نگو، بعد گفت چه شده؟ گفت گرسنهاش است غذا میخواهد، گفت این کیسه کنارت چیست؟@ گفت نان است، گفت به او بده، گفت نه من فقط میتوانم برایش گریه کنم چیزی از این نمیتوانم بدهم یعنی دروغ، حالا اینطوری نشود یعنی اگر کسی واقعاً نیت دارد و دستش بیاید میتواند بکند بکند.@ آنجایی هم که آقای برقی در فرمایشات شما حضرت فرمود به اندازه نیت خدا توفیق میدهد یعنی همین، یعنی نیتی که منطبق با فعل میشود یعنی شما وقی نیتت بزرگ است خدا به همان اندازه نیت بزرگت که صادقانه است توفیقش را میدهد.@ یعنی میداند که تو وقتی توفیق پیدا کردی و به تو امکانات رسید نیتت را به عمل تبدیل میکنی و خدا هم توفیق خواهد داد خدا این توفیق را میدهد یعنی هر چیزی که آنطرف کاذب هست طرف صادقش را هم داریم.@ در توضیح فرمایشات آقای غریبی خدمتتان عرض کنم که ببینید مسأله توکل یک بحث مهمی هست توکل یعنی خدا را وکیل کردن یک کسی خدا را خوب میتواند وکیل بکند خدا را به وکالت قبول دارد خدا هم به او میدهد ولو در اوج خوشخیالی.@ دیگران میگویند این خیلی خوشخیال است وقتی او اینطوری ببیند خدا میگوید من در نزد گمان بندهام هستم کمکش میکنم و بعید هم نیست این کار بشود یعنی هرطوری نگاه بکنی همانطور میشوی. یک بنده خدایی از آیت الله مدنی تعریف میکرد میگفت آیت الله مدنی که در تبعید بود خیلی پذیرایی میکرد مردم در تبعید میرفتند به او سر میزدند.@ میگفت پولها ته میکشید مثلاً پول چایی هم ما نداشتیم میگفت یک کیسهای آویزان کرده بودیم یک مقداری پول در آن بود گفت از همان برمیداشتیم بعد مصرف میکردیم میگفت یک موقعهایی وقتی مهمان میامد پول پذیرایی هم نداشتیم گفت یک موقعی یک گروهی آمدند گفتند ما یک مقدار پول آوردیم.@ گفت خیلی نیاز داشتیم هیچی نداشتیم وجوهات هست که شما برای خودتان هم مصرف کنید گفت نه من نمیپذیرم یکطوری میخواستند پول را به ایشان بدهند قصدشان این بوده بعد میگویند وجوهات هست، نمیپذیرند، میگویند برای خودتان هم میتوانید مصرف کنید اگر خواستید هر چه میگویند، نمیپذیرد، میروند.@ بعد این طرف به مدنی میگفت هیچی برایمان نمانده تمام شد به او گفتم خدا خیرت بدهد چند روز پیش گله میکردی چیزی اینجا نمانده هیچی در کیسه نیست الان که پول آوردند، گفت برای روزی حلال عجله نکن روزی حلال میرسد.@ اینها اول گفتند خمس و بعد گفتند هدیه، حلالش میاید گفت فردا یک گروه دیگر از همان گروهها آمدند گفتند این را برای شما هدیه آوردیم اصلاً وجوهات نیست این فقط صرفاً هدیه است یعنی خالصش کردند که بشود این قوه تصرف در آنها داشته باشد گفت نگفتم عجله نداشته نکن این هست.@ خلاصه یک کسی میبینی خوب میتواند روی خدا حساب بکند من در این مدتی که در مجتمع و در مرکز کار کردم بعضی از همکاران من اینطوری بودند یک موقعهایی یک فکرهای بزرگی را مطرح میکردند از نظر من شاید شدنی نبود بعد هم برایش برنامههای مفصلی طراحی میکردند.@ من میگفتم راه نمیدهد نه بودجهمان راه میدهد نه وقتمان و نه میرسیم ولی چون عادت دارم به نظر دوستان احترام میگذاشتم و معمولاً هم اینطوری بود که با مشورت اینها کارها را انجام میدادیم اگر هم خودم موافق نبودم میپذیرفتم بعد کار را میکردند میدیدیم که خیلی زیبا، خوب، عالی با نتایج خوبی از کار در میامد.@ به طبع فکر من نبود حتی در توانایی من هم نبود به نیت خوبی بود که آن داشت با دیدگاه قشنگی بود که نگاه میکرد خدا هم به آن نیت به او میداد. این روایت بعدی است(إنَّما یَبعَثُ النّاس عَلی نِیاتِهِم) مردم در روز قیامت بر حسب نیتشان ؟؟؟@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ عمل نیت تدریجاً خالص میشود اصلاً کلاً اینطوری هست جریان باطلسوزی در وجود انسان تدریجی است پاکسازی نیت زمانی است زمان میکشد تا انسان بتواند رفته رفته حجابها را ببیند ظریفکاریها را ببیند بعد بیشتر خودش را پاک و خالصتر بکند.@ لذا ما دائم این اخلاص بعد از اخلاص و تقوای بعد از تقوا را میخواهیم(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا) این یعنی یک درجه بالاتر، لذا این جریان اخلاص دفعی نیست اخلاص که میگویم یعنی شرک خفی که در باطن هست شرکهای عرفانی، نه شرکهای عقیدتی، شرک عقیدتی که اصلاً از همان اول کفر هست انسان باید کنار بگذارد.@ ولی شرکهای عرفانی به مرور زمان حل میشود باطلها یواش یواش میسوزد و از بین میرود به شرطی که انسان دائماً در تلاش سوزاندن اینها باشد و آنها آب میشود و ذوب میشود و از بین میرود نباید از عمل سرد بشود یکی از خدعهها و حیلههای شیطان این هست که انسان را از عمل دلسرد میکند شیطان حرفهای مقدس خیلی بیشتر از حرفهای حرام بلد است.@ لذا میگوید که خالص نیست خراب است دائم به سمت ناامیدی میکشاند با حرفهای قشنگ مقدس، آنجایی که میبینید دارد قیچی میزند هر جا که دیدید قطع هست بدانید که کار خدا نیست ولو در قالب حرفهای زیبا باشد قطع ارتباط.@ مثلاً میگویند این چه نمازی است میخوانی خجالت بش نخوانی بهتر است این نماز آلوده است چنین است چنان است تو میگویی من نخوانم بهتر است این چه نمازی است من میخوانم یا کارهای مقدس دیگر همینطوری دائم میگوید ارتباط نباید قطع بشود یعنی عمل نباید قطع بشود.@ انسان باید دائم خودش را حفظ بکند با مسجد به خصوص و میلیارد میلیارد بخصوص ارتباط با معصومین(ع) و توسط به ساحت مقدس معصومین(ع) این خیلی مهم هست. میگوید نمازت را اصلاح کن نه دست از نمازت بردار چون دست از نماز برداشتن یعنی(ما بَینَ الکُفر وَ الإیمان إلاّ تَرکَ الصَّلاۀ) یعنی ورود به وادی کفر.@ او هیچی است مستحب هم فرمولهایش را در معرفت نفس گفتیم در حالتهای سه گانه اقبال، حالتهای خنثی و ادبار، در آنجا توضیح دادم که ارتباطتان باید چگونه باشد.@ هدیه به روح مقدس امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(س) صلوات ختم بفرمایید.@