اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثی را که از امشب در چند جلسه خدمتتان عرض میکنیم شامل دو قسمت هست یکی وظائف مشترک معلم و شاگرد هست نسبت به خودشان و یکی هم وظائف شاگرد اختصاصاً نسبت به خودش.@ همانطور که قبلاً خدمتتان عرض کردم همه ما بدون استثناء صائر به سمت آخرت هستیم و به سمت ابدیت در حرکت هستیم سعادت و شقاوت ما آن هم سعادت و شقاوت ابدی ما بستگی به این دارد که ما این حرکت را چگونه انجام بدهیم و نتیجه و محصول حرکت چه باشد و چه چیزی باشد.@ لذا واقعاً اگر کسی طالب خوشبختی و سعادت ابدی باشد حقیقتاً به آخرت یقین داشته باشد ایمان داشته باشد و بداند سعادت و شقاوت ابدیش محصول حرکت دنیاییش هست به کیفیت حرکت و به محصول حرکت خیلی اهمیت میدهد اینکه کیفیت حرکت چیست و محصولش چه خواهد.@
و طبق قاعده(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها الی مَعرِفَۀٍ) همین که از امیرالمؤمنین(ع) خطاب به کمیل بن زیاد که هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به آگاهی و شناخت داری ما در حرکت به سمت آخرتمان نیاز به تحصیل آگاهی داریم که چگونه حرکت بکنیم چگونه این حرکت را انجام بدهیم تا با موفقیت انجام بشود.@ نکته خیلی خیلی ظریفی که باید به شما بگویم این هست که آگاهیهایی که ما کسب میکنیم دو نوع هست یک سلسله آگاهیها درباره چه باید کردها هست اینکه ما چکار باید بکنیم مثلاً نماز بخوانیم روزه بگیریم قرآن بخوانیم در رابطه با پدر مادر اجتماع در رابطه با خودمان چطوری برخورد بکنیم.@ فرمولها و روشهایی که ما حرکتها را انجام میدهیم مجموعه ارتباطاتی که منجر به تشکیل شاکله ما میشود و این شاکله هست که تعیینکننده هست که قیامت جزء چه گروهی هستیم این مجموعه ارتباطات احتیاج به آگاهیهای خاصی دارد یعنی با آگاهی خاص میشود این ارتباطات را طوری انجام داد که منجر به تشکیل یک شاکله سالم و خوشبخت بشود.@ ولی یک سلسله اطلاعات دیگری هست آگاهیهای دیگری هست آن مربوط به این نیست که من مثلاً در برخورد با پدرم مادرم در ارتباطات چکار باید بکنم آن مربوط به انتخاب راههای کلی ارتباطات هستند یعنی اطلاعات طبقه دوم که خدمتتان عرض میکنم همین که اخیر به آن اشاره کردم به ما یاد میدهد که ما مرتبه پروازمان و مرتبه حرکتمان را انتخاب بکنیم.@ همه انسانها با هر مرتبهای که دارند ناگزیر از ارتباطات دسته اول که خدمتتان عرض کردم هستند یعنی همه این ارتباطات را دارد با پدرشان با مادرشان با استادشان با شاگردشان مسائل مادی مسائل عبادی مسائل سیاسی مسائل اجتماعی روبرو هستند.@ ولی مهم این هست که ما طوری روابطمان را تنظیم بکنیم که از یک افق خاص و از یک مرتبه خاصی در این روابط قرار بگیریم با یک نگرش خاص با یک موضعگیری خاص در این روابط قرار بگیریم که حرکت ما سریعتر و موفقیتآمیزتر باشد آن هم یک فرمولهای خاصی دارد.@ چیزهایی که در این چند جلسه میخواهیم بخوانیم همینطوری هست یعنی از مقوله اطلاعات نوع دوم هست یعنی کیفیت کار را بالا میبرد همه ناگزیر از ارتباطاتی هستند که منجر به تشکیل شاکله میشود کمیتی از ارتباطات را ما داریم در طول عمرمان در مسائل مختلف، ولی اطلاعات دسته دوم به ما کمک میکند که ما با کیفیت خاصی با این کمیت برخورد بکنیم که منجر به موفقیت و پیروزی ما بشود منجر به سرعت و سبقت ما بشود.@ کسانی که اطلاعات دسته اول را دارند میدانند باید چکار بکنند در هر برخوردی اما کسانی که اطلاعات دسته دوم را دارند میدانند که این کارهایی که میخواهند انجام بدهند با چه روحیه و با چه برخوردی و در چه مرتبهای این کارها را انجام بدهند که منجر به پیروزی بشود و بیشترین نتیجه را بگیرد.@ فرق بین دو نفری که اطلاعات دسته اول را دارند ولی یکیشان اطلاعات دسته دوم را ندارد و یکیشان دارد این هست اویی که اطلاعات دسته دوم را دارد در مجموع کیفیت کارش و سرعت کارش از بقیه بیشتر است و سبقتگیرنده هست.@ آنچه که ما الان به عنوان وظائف مشترک استاد و شاگرد نسبت به خودشان و وظائف اختصاصی شاگرد میخوانیم از مقوله اطلاعات دسته دوم هست یعنی دو نفر هستند که اطلاعات لازم را کسب میکنند در مورد اینکه در هر برخوردی باید چکار بکنیم.@ ما میدانیم که باید تحصیل علم بکنیم آگاهی کسب بکنیم میرویم کسب میکنیم ولی با دانستن این اطلاعات میدانیم که حتی نحوه جمعآوری اطلاعاتمان و علوممان هم باید چگونه باشد ما اگر آگاهی به نحوه کیفیت حرکت به سمت آخرت نداشته باشیم محصول چیز خوبی از کار در نمیاید.@ لذا امیرالمؤمنین(ع) فرمود(اَلجَهلُ یُفسِدُ المَعاد) جهل آخرت انسان را تباه میکند یا نبی اکرم(ص) فرمودند(اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلِّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید مبغوض درگاه خداست هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست.@ چون کسی که جاهل به آخرت هست نمیتواند حرکت درستی به سمت آخرت انجام بدهد این مربوط به اطلاعات دسته اول هست یعنی ما میخواهیم به سمت آخرت برویم آخرتمان را بشناسیم کجا میخواهیم برویم چگونه باید حرکت بکنیم و مسائلی از این قبیل، یعنی مبدأ و مقصد را بشناسیم راه را هم بشناسیم.@ اطلاعات دسته دوم خطابش به همه کسانی هست که رفتند به سراغ علم و آگاهی و میخواهند واقعاً عالم به آخرت باشند اطلاعات دسته دوم به ما میگوید حالا که میخواهی عالم به آخرت باشی چطوری عالم باش که این علمت منجر به تشکیل شاکله خوب منجر به عمل موفق بشود یعنی به تو سود بدهد و تو را جزء علمای جهال قرار ندهد.@ (رُبَّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُه) چه بسیار عالمی که جهل او او را کشته نابود کرده و هلاک کرده این عالمی که هلاک شده شرافتش از جاهل بیشتر است یک قدم از جاهل جلوتر است رفته تحصیلش را هم کرده علم کسب کرده اما چون اطلاعات دسته دوم را نداشته علمش به هلاکتش منجر شده.@ پس ما باید یاد بگیریم که اگر اهل مطالعه هستیم اهل نوار گوش کردن هستیم اهل کلاس رفتن هستیم و میخواهیم انشاء الله عمل بکنیم این مجموعه ارتباطات علمیمان را چگونه تنظیم بکنیم و چگونه این ارتباطات را برقرار بکنیم که منجر به هلاکت ما نشود ضامن اجرایی خوب و موفقی داشته باشیم.@ برای همین هم من خیلی سال پیش من مطالعه این کتاب را یا چیزهای شبیه به این را به دوستان توصیه کردم ولی بعد از تمام شدن بحث معاد میبینم که لازم هست که ما یک مقدار بیشتر به این مطلب بپرداریم.@ لذا به حول و قوه الهی از امشب ما این دو مبحث یعنی آداب و وظائف معلم و شاگرد را نسبت به خود و آداب و وظائف شاگرد نسبت به خودش را به صورت اختصاصی عرض میکنیم از کتاب آداب تعلیم و تعلم در اسلام.@ نوشته جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمدباقر حجتی و که این به اصطلاح همانطور که روی کتاب مرقوم فرمودند تحریری جدید از ترجمه گزارشگونه کتاب منیۀ المرید فی آداب المفید و المستفید از شهید ثانی(ره) هست مفید یعنی چه کسی؟ یعنی آن کسی که افاده میکند درس میدهد مستفید یعنی کسی که کسب فائده میکند یعنی معلم و شاگرد.@ قبل از بخش اول یک مقدمه طولانی دارند که حدود 117 ـ 118 هست در رابطه با شرافت و فضیلت علم که ما در این مقام نیستیم که بخواهیم این را مطالعه بکنیم که خواندنش برای دوستان بسیار پر سود و لازم هست آنچه که در این راه به آن احتیاج داریم این دو وظیفه است که به عنوان معلم و شاگرد نه من به عنوان معلم شما به عنوان شاگرد.@ این یک قسمت چون میدانم شما اکثراً تدریس هم میکنید لازم هست که اینها را بدانید و یک قسمت هم به خاطر شاگرد که همه ما داریم دوران شاگردی را میگذرانیم خدمت اساتید این هم لازم هست که بدانیم که انشاء الله کارمان عقیم نشود جریان علمآموزیمان به اصطلاح عقیم نشود این عقیم شدن خیلی فاجعه است یعنی آدم زحمتش را بکشد دچار خسران بشود هیچ نتیجهای شنیدنها، کلاس آمدنها ندهد.@ بخش اول صفحه 120 آداب و وظائف معلم و شاگرد نسبت به خودمان: من متن را میخوانم هم خامه مرحوم شهید ثانی هست و هم توضیحات جناب مترجم جناب آقای سید محمدباقر حجتی که داخل کروشه هست همه را یکجا میخوانم.@ اولین چیز ضرورت و لزوم اخلاص و پاکسازی نیت است. قرآن میفرماید(وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً) هر انسانی روز قیامت به تنهایی میاید هشت کلی و جمعی هست ولی همه با مختصات خودشان محشور میشوند.@ (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر نفسی به آنچه که خودش کسب کرده در رهن و گرو آن چیزی هست که خودش کسب کرده یعنی نفس معطل و جان انسان در گروی آن چیزی هست که کسب کرده هر چیزی که میخواهد باشد هر کس فرد برای خودش قبرش را فردی میگذراند حشرش را فردی میگذراند قیامتش را هم فردی میگذراند. هر چند در جمع هست اما هر کس در این جمع در حالی شرکت میکند که فقط و فقط در گروی مکتسبات دنیایی خودش هست آنچه که خودش کسب کرده اینطوری شرکت میکند برای همین هم روز قیامت وقتی همه عریان هستند کسی به کسی نگاه هم نمیکند اصلاً کسی متوجه کسی نیست همه فقط گروی خودشان هستند.@ هر کس از قیامت چیزی را میبیند که تجلی نفسش هست که در گرویش هست اصلاً به غیر کسی کاری ندارد(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) این برای این هست که ما هیچ وقت جریان علمآموزیمان را و هیچ عمل دیگریمان را به کسی پیوند ندهیم با هیچ شرائط خاصی پیوند ندهیم. اگر تو حرکت به سمت آخرت و بینهایت داری و در این حرکت احتیاج به اطلاعات داری تو باید اطلاعات تحصیل بکنی عالم به آخرت باشی ولو دیگران نشوند اولین نقطه انحرافی انسان این هست که بیاید ببیند بقیه اطرافیان چه میکنند کسی دنبال این فکر هست نیست از این فکر تبعیت میکند نمیکند جامعه چکار میکنند اغلب و اکثر چکار میکنند.@ این یعنی چی؟ این یعنی از پوست خودش درآمد و دچار یک اشتباه بزرگ و فاجعهآمیز شد یعنی خودفراموشی، چون از مبدأ تا بینهایت فقط تو با یکی محشور هستی با خودت، تمامش با خودت محشور هستی به محض اینکه این خود را یادت برود عذاب و دردسر شروع میشود.@ لذا ما چکار داریم کسی مطالعه میکند یا نمیکند دنبال علم هست یا نیست وقت میگذارد یا نمیگذارد بدو دیر شده همه دارند میدوند که پول جمع کنند ببین پسر همسایه چه شد تا دیروز یک دوچرخه هم نداشت الان موبایل دستش هست و ماشین خارجی سوار میشود من بدبخت چی تو بدبخت چی خاک بر سر من خاکر بر سر تو بدو دارند جلو میزنند همه رفتند آقا الان جامعه میپسندد یا نمیپسندد.@ خوب توجه بکنید ما هر کداممان مخاطب خدا تبارک و تعالی هستیم و در مقابل او مسئول(کُلُّکُم راع وَ کُلُّکُم مَسئُول) مسئول هستیم(قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ) همه باید جواب بدهند ما علم را برای چی میخواهیم تحصیل علم را برای چی میخواهیم برای اینکه من بتوانم این بارم را به مقصد برسانم درست است و نجات پیدا بکنم به سعادت و رستگاری عظیم و فوز عظیم برسم.@ این تحصیل علم با هر کیفیتی سازگاری ندارد فقط و فقط باید با اندیشه ابدی انسان به سراغ تحصیل علم برود و با نگاه به آخرت علم را تحصیل بکند اگر ذرهای از دنیا جلوی چشمت آمد نگاه به دنیا کردی و با آن خواستی جریان علمآموزیت را ارتباط با شاگرد و استادت را ارتباط با کتاب و مدرسهات را تنظیم بکنی اینجاست که از دایره اخلاص و توحید و از حرکت حقیقی و صحیح به سمت آخرت خارج شدی.@ اینجاست که وزر و وبال میشود اول گرفتاری و دردسر، من در حرکتم به سمت آخرت هیچ چیزی آن ته نباید ببینم روز قیامت و خداوند تبارک و تعالی والسلام به محض اینکه آمدم پیوند دادم به دنیا، گرفتار میشوم جریان علمآموزیم را پیوند دادم به دنیا، اینجاست که خیلی خطر انسان را تهدید میکند یعنی انسان ساقط میشود.@ در نسبت خودمان جنین چکار میکرد؟ جنین فقط و فقط دارد دنیا را میبیند شرائط زیستی دنیا را میبیند و برای این دارد کار میکند جنین سالم اینطوری است چه سالم معمولی و چه سالم قوی اینطوری است که فقط و فقط دارد شرائط زیستی دنیا را میبیند دائماً دارد برای آنجا کار میکند یعنی تمام حرکاتش منطبق با شرائط زیستی دنیاست یک جنینی که سالم متولد میشود یا قوی متولد میشود همه چیزش با آنجا معنا پیدا میکند.@ در حرکت به سمت آخرت چون(اَلآخِرَۀُ اَبدٌ) بینهایت و ابدیت هست همه چیز ما باید تنظیم با بینهایت باشد یعنی قابل بقاء با بینهایت باشد بتواند بماند در فضای بینهایت، در آنجا دوام داشته باشد.@ قرآن میفرماید که(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آنچه که نزد شماست از بین میرود و آنچه که نزد خداست باقی میماند چون خدا فقط باقی مانده(وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) خدا فقط باقی میماند(لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) قیامت روز سلطنت حق هست.@
لذا سنجش شاکلهها هم با حق هست(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) آنچه که با حق تطبیق میکند از شاکله ما ماندنی است و آنچه که با حق تطبیق نکند رفتنی است و سوختنی است لذا از محصول حرکت جنینی ما در رحم دنیا فقط چیزی باقی میماند که با شرائط حق و بینهایت تطبیق بکند و بماند و الا بقیهاش که همه سوختنی و تلف شدنی است.@ یعنی آنچه که رنگ و بوی خدایی داشته باشد آنچه که رنگ و بوی ابدیت داشته باشد و حق باشد هر چه را که باطل باشد سوختنی است با آنجا باید تطبیق بکند اینکه(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آنچه که نزد خداست باقی میماند باید با خدا تطبیق بکند چون عندالله باید باشد.@ عندالله یعنی چی؟ یعنی حق باشد با حق تطبیق بکند غیر از آن هر چه باشد سوختنی است و از بین رفتنی است از همین بحث نسبت ما چه چیزی را در میاوریم؟ ضرورت اخلاص را یعنی ما اگر آنچه که در شاکله تحصیل میکنیم با شرائط زیستی ابدیت سازگار بود که بود میماند اگر نبود میسوزد و از بین میرود اگر نبود وبال هست.@ مثل جنینی که آنچه که تهیه کرده در رحم مادر منطبق بر شرائط زیستی دنیا نیست چه کمبودهایش آزارش میدهد و چه چیزهایی که آورده اضافه هست اما با این شرائط تطبیق ندارد باطل هست و اضافه هست یعنی اضافه اذیتش میکند.@ پس ما هیچ راهی نداریم جز اینکه دائماً کنکاش بکنیم در وجود خودمان و هی به دنبال این باشیم آن کاری که انجام میدهیم آن کاری که میکنیم رنگ جاودانگی داشته باشد حق باشد پیوند متناسب با حق باشد چون فقط حق میماند(ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ) آنچه که به خدا مربوط است حق است خدا حق است و آنچه که غیر خداست باطل هست.@ پس کارها رفتار زندگی کردن همه چیز باید منطبق با او باشد شما ازدواج بکن اما در ازدواجت حرکت به سمت حق را در نظر نگیر این ازدواج شکست خورده است رشته تحصیلی انتخاب بکن اما داری نگاه میکنی که کدامشان نان و آب بیشتری دارد حواست نیست که تو صائر به سمت بینهایت هستی این رشته تحصیلی ممکن است با تو سازگاری نداشته باشد.@
این رشته تحصیلی جهنم تو میشود قبر تو میشود دشمن تو میشود رفیق انتخاب بکن همینطور، مسافرت برو همینطور، هر ارتباطی که میخواهی برقرار بکنی دنبال مال برو دنبال تجارت برو اما منطبق نباشد با شرائط زیستی آخرتت، میبینی که دورت میکند قلبت را تاریک میکند قسی میکند لطافت معنویت نورانیت و ظرافت را از تو میگیرد چون منطبق با حق نیست هر چه که میخواهد باشد.@
لذا اولین چیزی که انسان در حرکتش نیاز دارد در همه کارهایش بخصوص کار برای آخرتش دقت کنید در همه کارها کار دنیایی هم هست ازدواج شغل تحصیل اینها کار دنیایی است اما اگر رفتی سمت آخرت یعنی آگاه شدی که یک بینهایتی هست و باید برای این بینهایت کار بکنی و باید برای این بینهایت تحصیل علم بکنی و باید آگاه به آخرت باشی این دیگر رنگ و بوی آخرتی دارد.@
کار آخرت را باید منطبق با آخرت انجام بدهی یعنی کار مقدس برای امر مقدس، اگر آمدی سراغ کار مذهبی از پول پارو کردن از لذتهای مادی از خیلی چیزها و اسمها و رسمها و سرابها گذشتی آمدی سراغ آخرتی اما اگر بیسلیقگی کردی این آخرت را وسیله رسیدن به دنیا قرار دادی و این آخرت برای تو رنگ و بوی دنیایی پیدا کرد.@ علی(ع) میفرماید از کسانی نباشید که به دنبال دنیا هستند اما با عمل آخرتی به دنبال دنیا هستند این دیگر خیلی خسران است تشخیصش هم کار سادهای نیست یعنی انسان باید با خودش ور برود یک مقدار انسان باید روی خودش مطالعه بکند بدون محاسبه و ریاضت نمیتواند یعنی شیطان که ما را رها نمیکند.@ قسم خورد تا دم مرگ و به قول مرحوم علامه تا پس از مرگ هم ممکن است دنبال ما بیاید پس اینکه ما یک شیطانی داریم و یا شیاطینی حتی داریم گروهی به حمله میکنند و دائماً در حال توطئه کردن هستند هیچ شکی نیست لذا غفلت حماقت است(اِن کانَ الشَیطانُ عَدُواً فَالغَفلَۀُ لِماذا) امام سجاد(ع) میفرماید اگر شیطان دشمن توست غفلت برای چی؟@
به خودت نگاه میکنی میبینی بله از صور حرام گریختی نه نزولی نه ربایی نه دزدی نه حق الناسی نه فحشا و منکراتی، خودت را بیرون کشیدی این یعنی چی؟ این یعنی از شیطان نجات پیدا کردی؟ خیر این یعنی فعلاً از صور حرام گریختی.@
اما شیطان در صور مقدس برای تو برنامهریزی میکند در کارت در تحصیل علمت در استاد بودنت در شاگرد بودنت در کار علمیت در معنویتت در عبادتت در نماز شبت در ذکرت در همه جا برایت برنامهریزی دارد که تو را بالاخره یک جا رویت را برگرداند به سمت دنیا یعنی از اینها استفاده بکند برای دنیا.@
از علمت از طلبگیت از لیسانس و دکترایت از فقهت از اجتهادت از مدارک تحصیلیت از سوابق علمیات، ازجبهه و از خانواده شهید بودنت از جانبازیت خیلی چیزهای دیگر از عزت و احترامی که بین مردم داری و موقعیت مختلفی که پیش میاید هزار تا چیز دیگر.@
یک لحظه غفلت بکنی در همان صورت مقدس میکشاند صورت تو را به سمت دنیا آنوقت به تعبیر علی(ع) میشوی از کسانی که به دنبال دنیا هستند اما با عمل آخرتی، اینجاست که(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) کسانی که گمان میکنند خیلی خوب دارند کار میکنند عملشان خیلی خوب است اما عمل اینها تباه است خیال میکنند که خوب دارند عمل میکنند کارشان تباه است.@ آقا ما حق نداریم واقعاً ناراحت بشویم حق نداریم نگران بشویم حق نداریم عُجب و تکبر را کنار بگذاریم دچار این اوهام و خیالات و منیتها نشویم خودبینیها نشویم حق نداریم دائم گریه بکنیم و دلمان بلرزد حق نداریم از ارتباطامان بترسیم دلشوره داشته باشیم.@ آن که نبی اکرم(ص) بود شب میاید بیرون همسرش میگوید دیدم سرش را گذاشته روی زمین دارد گریه میکند که(اِلهی لا تِکِلنی اِلا نَفسی طَرفَۀَ عَینٍ) خدایا من را یک لحظه به خودم وامگذار آن که رسول الله بود میترسید آن که امیرالمؤمنین(ع) بود میترسید دائم اینها ترس داشتند دائم اینها گریه میکردند.@ آقا اینطوری هست که اینها وقتی میامدند سراغ مناجات آن حرفها را میزدند انسان تا این چیزهایی که من عرض میکنم و خیلی چیزهایی را هم که عرض نمیکنم را یا نمیفهمم را نداند وقتی میخواهد دستش را میبرد برای دعا نمیتواند بگوید(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) (عَبدٍ ذَلیلٍ مِسکینٍ مُستَکینٍ مُستَجیرٍ لا یَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً).@ یک نفر خودش را اینطوری معرفی بکند ما واقعاً میخواهیم چکار بکنیم در حرکتمان چه چیزی داریم چه توشهای چه توانی به هر هدایتی رسیدید دقت بکنید که ما این نبودیم که این را تحصیل کردیم(اَلحَمدُ لله الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهتَدیَ لَولا اَن هَدانَا الله) اگر خدا نبود تا اینجا هر شیرینی و هر خاطره خوش معنوی بود آنطرف ما ایجاد کردیم هر خیری به شما میرسد از خداست.@ (ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ) از نزد خودتان هست مصیبتها گرفتاریها شرها مال شماست آن خیر هر چه هست که خدا دارد میرساند اینطوری هست که امام سجاد(ع) دائماً ناراحت هست با چه اضطراب و ترسی دعا میکند.@ که خدایا تو اگر به داد من نرسی من چکار کنم تو اگر به فریاد من نرسی من چکار بکنم اگر تو کمک من نکنی من چکار کنم اگر تو جلوی شیطان را نگیری من چکار بکنم اگر تو قربت ندهی من چه بکنم دائم التماس توان میکند.@ (لا حول و لا قوۀ الاّ بالله العلی العظیم) (اِلهی اِن لَم اَعوذ بِقُدرَتِک فَبِمَن) خدایا اگر من به قدرت تو پناه نیاورم به چه کسی پناه بیاورم اگر به مغفرت تو پناه نیاورم به چه کسی پناه بیاورم ما دائماً احتیاج به مغفرت داریم مغفرت اینجا معنا پیدا میکند در مقابل عفو مغفرت یعنی خدا چشمپوشی بکند مانع را از تو بردارد و بگذارد جلو بیایی و گرفتار گذشتهات نکند.@ شما فکر میکنید اگر ما به خاطر گناهان گذشتمان اگر خدا میخواست نگهمان دارد که حق هم همین بود که نگهمان میداشت میتوانستیم یک قدم جلو بیاییم یک قدم میتوانستیم نزدیک بشویم دائم ما مشمول مغفرت خدا بودیم تا اینجا رسیدیم و دائم باید استغفار بکنیم پیامبر دائم استغفار میکرد برای چه بود؟ که من همیشه در حال استغفار هستم.@ حضرت میگفت(لَیُغانُ عَلی قلبی فَاَستَغفِرُالله سَبعَینَ مَرَۀً) در هر روز 70 مرتبه بعضی وقتها روی قلب من گردی مینشیند حجابی مینشیند و باید استغفار بکنم یک ظریفی میگفت خواب دیدم نبی اکرم(ص) گفت آقا من شنیدم شما فرمودید من 70 بار استغفار میکنم در روز فرمود من همیشه در حال استغفار بودم.@ استغفار یعنی خدایا بردار بگذار جلو بیایم به من گیر نده آبروریزیها افتضاحها(فلا لَحفا مِن خِجلَتی وَ اِفتِضاحی) این افتضاحها را برطرف کن تا من بتوانم جلو بیایم این استغفار باید ما دائماً التزام به این استغفار داشته باشیم و بخوانیم و درست هم بخوانیم به معنیش توجه داشته باشیم.@ اینکه جزء اولین اذکار به ما گفتند که بگویید(لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالِمین) برای همین هست که حجابها پاره بشود پس نیتمان از یادگیری ما باید از دنیا برداریم اگر یک موقعی هم در دلمان آمد حواسمان باشد گول نخوریم تنظیم بکنیم رابطه آموزشمان را با آخرت.@ شما اگر به نوارهای استاد محترم آقای امامی مراجعه بکنید درسهایش را هم که میشنوید اصرار ایشان برای همین هست که دائماً در این نوارها اصرار میکند که ما درست نگاه بکنیم تا به این بیداری هم برسیم طول میکشد هی ما را باید مثل این مستها بزنند در سرمان تکانمان بدهند تا تازه به هوش بیاییم.@ مثل کسی که رفته در خواب سنگین هی صدایش میکنند هی در گوشش میگویند بدنش را تکان میدهند تا بلند بشود وقتی هم بلند میشود هنوز سر حال نیست و هوشیار، طول میکشد تا هوشیار بشود تا ببیند که کجا داریم میرویم و چکار داریم میکنیم حالا فعلاً همین آمدنها و شنیدنها و گفتنها خوب است تا یواش یواش از خواب بلند بشویم خدا انشاء الله ما را زودتر بیدار بکند.@ نخستین آداب و آیینهای مربوط به معلم و شاگرد که باید در امر تعلیم و تعلم به عنوان یک امر ضروری و قطعی مورد توجه قرار گیرد شوخیبردار نیست، یعنی نمیشود بدون این اینکار را کرد آنجا شرائط زیستی رحم منطبق با دنیا باید باشد بود بود نبود جنین بدبخت است تمام شد رفت پی کارش، از اینجا هم اگر کارهای ما و شاکله ما منطبق با شرائط زیستی ابدی بود بود و نبود خسران تمام شد هیچ چارهای نیست.@ این است که در پویایی از علم و یا بذل و اعطای آن به دیگران دارای خلوص نیت باشند یعنی باید معلم و شاگرد در مسیر تعلیم و تعلم در جهت هدفی الهی و انسانی گام بردارند و هیچ گونه شوائب انتفاعی و مادی را با این هدف نیامیزند.@ استاد ما حفظه الله تعالی میفرمودند آهنگری آخوندگری موقع که ما در حوزه درس میخواندیم میگفتند مواظب باشید آخوندگری نکنید که مثل آهنگری پول، معصومین هم فرمودند(وَ لا تَأکُلُوا بِنا) با اسم ما نخورید خیلیها نفهمیدند و نمیفهمند وقتی میگویی آقا یک طوری این جریان علمیت را تنظیم کن که منجر به کاسب کاری نشود نمیفهمند که یعنی چی.@ از همه هم سختتر کار طلاب هست واقعاً سخت است چه کسی میفهمد که اینها چه خون دلی در تاریخ خوردند تا این انقلاب را به دست ما رساندند و اسلام را به دست ما رساندند زن و بچهشان چه کشیدند و خانوادههایشان تا به دست ما رسیده آنوقت یک مشت نفهم بیشعور مفتخور مینشینند به روحانیت.@ آن آقای استاد دانشگاه میرود در کتابش مینویسد روحانیت یعنی کسانی که به اسم دین امرار معاش میکند حالا خودش را کار نداریم مگر غیر از این عمل میکند، زیرا محور و کانون ارزش عمل و رفتار هر کسی بر قصد و نیت و طرز جهتگیری او مبتنی است(اِنَّمَا الاَعمالُ بِالنیّات) عمل شاکله میسازد، اما چه چیزی عمل را میسازد؟ نیت نوع اثر عمل از کجا میاید؟ از نیت است آن نیت است که عمل را یا تأثیر مثبت میگذارد یا تأثیر منفی.@ براساس همین قصد و نیت است که اعمال و رفتار انسان گاهی همچون سفال و کوزه شکستهای فاقد ارزش و اعتبار میشود، به پیامبر گفتند آقا ببین چه جوان خوبی هست که جهاد آمده حضرت فرمود نه، این که جهاد با ما نیامده.@ الان هم که خودش را رسانده به خاطر اینکه اینقدر در شهر مانده و در مدینه دخترها به او گفتند خاک بر سرت خجالت نمیکشی بیغیرت جنگ و جهاد است در خیابان چکار میکنی از ترس دخترها و از اینکه مذمت قرار نگیرد بلند شده اینجا آمده.@ به ایشان گفتند که آقا فلانی شهید شده حضرت فرمود(قَتیلُ الحِمار) الاغ را میخواست در لشکر دشمن، رفت او را بگیرد کشته شد یک عملی که صورتاً خیلی عالی هست میشود مثل یک کوزه سفالی شکسته.@ و گاهی نیز همین اعمال و رفتار در ظل نیت و جهتیابی و هدفگیری درست و الهی همانند گوهری گرانبها آنچنان دارای ارزش و اعتبار میگردد که نمیتوان آن را به علت گرانمایگی ارزیابی کرد هیچ کس جز خدا نمیتواند ارزیابی بکند چون(ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) ابدی شده چه کسی میتواند حسابش بکند.@ و گاهی نیز همین اعمال و رفتار به خاطر هدفگیریهای نادرست و غیر انسانی به صورت وزر و وبالی بر دوش انسان سنگینی کرده و برگههای جرم و گناه فزونتری بر صفحات پرونده اعمال سیاه او اضافه خواهد نمود چون طلب دنیا میکند با عمل آخرتی، این خیلی خطرناک میشود گرچه این اعمال به صورت اعمال واجب و تکالیف حتمی الاجراء او باشد.@ بنابراین لازم است معلم و شاگرد در اعمال کوششهای خود صرفاً 1 ـ خدا و طاعت از فرمان او 2 ـ و پیراستن خویش از رذائل 3 ـ و ارشاد بندگان خدا به حقائق دین را منظور نهایی خود قرار دهند.@ خود خدا(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) برای خودم این هم برای خداست باز، کدام خود؟ خود در مقابل ناخود، خود حقیقی و الهی، پیراستن او نجات خودم این هم خوب هست و نجات بندگان خدا.@ آنها نباید در انجام وظائف خویش هدف دیگری را در قصد و نیت خود راه دهند یعنی نباید اغراض و هدفهای دنیایی و نادرست و کم ارزشی را که موجب ذلت و خواری و فرومایگی آنها نزد خدا و باعث خشم او از دست دادن سعادت و نیکبختی جاوید سرای پسین و محرومیت از اجر و پاداش دائمی میگردد در مدنظر گیرد.@ یکی از این دوستان خوبمان ما مبارک داشت تبلیغ میرفت، میرفت بنگلادش هند و تایلند گفت که آقا ما را دعوت کردند گفتند که کدام کشورها میخواهید بروید من گفتم هر کشوری که هیچ کس نمیرود من را آنجا بفرستید من میروم آنجا تبلیغ برای خدا، این تبلیغ واقعی میشود، نه اینکه آمدند گفتند تبلیغ کجا میروید بگوید من میروم اروپا، اگر گفتند مثلاً برو اتیوپی آفریقا، بگوید که نه من نمیروم این دیگر برای خدا نیست.@ اینگونه اهداف و اغراض دنیایی و نادرست و کم ارزش عبارتند از حب مال یکی کار علمی برای مال، استاد ما میفرمود که ما شهریه ماهی دو سه هزارمیگرفتیم آن موقعها دو سه هزار و پنج هزار و اینها یکی از ما ول کرد رفت در دانشگاه همان زمان شاه استاد دانشگاه شد.@ ماهی پنجاه هزار تومان آن موقع این درآمد داشت از کار علمیش، بعد هم میامد به ما میگفت شما خیلی بیفکر هستید ایشان میگفت که من دلم تکان نمیخورد فقط دلم به حال این میسوخت که این چه چیزی را ول کرد دنبال چه چیزی رفت این یعنی کسی که خالص است اگر به او گفتند این را ول کن بیا چند میلیون به تو میدهند برای چند ساعت تدریس چکار میکنند دلش تکان نخورد.@ جاهطلبی یعنی میرود درس میخواند تا به او بگویند آقا چه شدی به کجا رسیدی درسش را به رُخ بکشد سوادش را به رُخ بکشد علمش را به رُخ بکشد نامجویی و تشخص یعنی این که شاخص شدن، من به اینجا برسم در اینها فقط من اینطوری هستم.@ اراده علو یادتان هست توضیح دادم برایتان بحث دنیا و علو و اینها نمودیابی در میان اقران و همگنان در میان بقیه کسانی که کار علمی میکنند من بالاتر بیایم چنین بشوم و چنان بشوم.@ برتریجویی نسبت به همالان، بالیدن نسبت به برادران ایمانی و امثال آنها از هدفهای نادرستی که همت انسانی را دستخوش ابتذال ساخته و انسان را به فرومایگی شخصیت سوق میدهد و مالاً اشخاص را به صورت زیانکارترین افرادی در میاورد که مساعی و کوششهای آنان در زندگی فاقد جهتیابی و آمیخته با گمراهی و سرگشتگی است و این چنین افراد میپندارند که رفتار و کار درستی را در پیش گرفتند.@ این ترجمه آیه بود(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالاً) آیا آگاه نکنیم شما را به کسی که زیانکارترین افراد هست از نظر عمل(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) تلاششان سعیشان در حیات دنیا تباه و بیهوده است(وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) خدا ما را پناه بده به اینکه دچار این خسران بشویم.@ این نکته آخر هم خیلی زیبا بود که انسان نسبت به برادران ایمانیش اهل بالیدن باشد در مؤمنین بخواهد ببالد به خودش و این هم خیلی خطرناک است هر چقدر تواضع با مردم جوش گرفتن مردمدوستی مردمداری، خدمت به مردم، روحیه خدمت، به شما اضافه شد این خیلی خوب است.@ ولی هر چه شما را از مردم کشید و دور کرد این خطرناک است اگر یک پیرزنی پیرمردی یک روستایی یک درمانده میاید مینشیند با شما حرف میزند راحت میتوانید بنشینید حرفش را بشنوید برایش کاری بکنید برایش پیگیری بکنید خوب است.@ اما اگر هی بگویی آمد پیش من من وقتش را ندارم در شأن من نیست و هی رد کردی که کار این و آن را راه بیندازی این معلوم است این علم و سوادی که تحصیل کردی دارد شما را گرفتار میکند. میرسیم به رهنمودهای قرآن بعد هم رهنمودهای پیامبر و معصومین در مورد مسئله اخلاص که انشاء الله جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@