أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
قرار شد که دربارۀ آموزههای معصومین (علیهم السّلام) صحبت بکنیم و اهمیت و جایگاهش را عرض کردم که چقدر آموزههای دینی مهم هستند و سطح آنها با سطح هیچ دانشی قابل مقایسه نیست، دانش دین و آموزهها و معارف دینی هدفی که دارند این هست که یک انسان را به خلیفة اللهی برساند و از جهنم عبور بدهند به سلامت به بهشت و بالاتر از بهشت برسانند، این هدف آخرتی است.@هدف دنیایی را هم عرض کردم خیر و برکت مادی و معنوی، آرامش، شادی و سعادت دنیاست، بنابراین ما همه جوره برای ما واجب هست که برای معارف دینی وقت بگذاریم و آنها را بیاموزیم، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «لِكُلِّ شَيءٍ طَريقٌ وَ طَريقُ الجَنَّةِ العِلمٌ» برای هر چیزی راهی هست و راه بهشت علم است.@فرمود: «الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّرِّ» جهل معدن هر شری هست، «الْجَهْلُ أَصْلُ كُلِ فَسادٍ» جهل ریشه هر فسادی است، بنابراین جهل و علم را که میگوییم منظور علم به معارف اسلامی هست، و وقتی جهل میگوییم منظور جهل به معارف اسلامی هست.@در آموزههای دینی یکی از منفورترین افراد کسی هست که برای آموزش دین وقت نمیگذارد، در آموزش دین تنبلی میکند، بیحوصلگی میکند، در آیه شریفه که توبیخ هست که آیا ما به شما عمر ندادیم که اگر میخواهید متذکر بشوید، بشوید «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ» ما به شما عمر دادیم که شما متذکر بشوید.@امام صادق فرمود این آیه توبیخ یک جوان 18 ساله است که تا 18 سال رسیده و هنوز دینش را نمیشناسد، این خیلی مهم است، و فرمود: «لَيْتَ السِّيَاطُ عَلَى رُءُوسِ أَصْحَابِي حَتَّى يَتَفَقَّهُوا فِي الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ» ای کاش با تازیانه در سر اصحاب من میزدند ولی حلال و حرامشان را یاد میگرفتند، دینشان را یاد میگرفتند.@فرمود دین را یاد بگیرید ولو به خوردن خون دلها و فرو رفتن در گردابها، به هر سختی شده، با هر زحمتی که شده تنبلی نکنید در آموزش دین، و معارف و عمل به آنها، چون سعادت دنیا و آخرت ما در گرو همین هست، به همین میزانی که از این گنج انسان بهرهمند میشود توفیق سعادت دارد.@فرمود روز قیامت که میشود عالم بیعمل را یکبار عذاب میکنند، میگویند تو دین را یاد گرفتی، رفتی روحانی شدی، عالم شدی، درس خواندی، علم دین یاد گرفتی ولی عمل نکردی، این را عذاب میکنند به خاطر اینکه به دین عمل نکرده، رفته یاد گرفته ولی عمل نکرده.@ولی جاهل را دو بار عذار میکنند، دو برابر عالم بیعمل عذاب میکنند چرا؟ فرمود یکبار عذاب میکنند به خاطر اینکه واجب الهی را نرفته انجام بدهد، ترک واجب کرده، وظیفهاش که یاد گرفتن بوده، و یکبار هم عذابش میکنند، به خاطر اینکه جهالت داشته دچار گناهان و انحرافات زیادی شده است.@پس علم دین را یاد بگیرید ولو به آن عمل نکنید، این ارزشش بیشتر از این هست که انسان بگوید من برای چی یاد بگیرم من که عمل نمیکنم، بعضیها این اشتباه را میکنند میترسم بروم یاد بگیرم عمل نکنم، نه یاد بگیرید امام باقر (علیه السّلام) فرمود نگویید که میترسم عمل نکنم، بگویید میروم یاد میگیرم انشاءالله خدا توفیق عمل هم به من میدهد.@پس او که میرود یاد میگیرد و عمل نمیکند بسیار شرافت دارد به کسی که اصلاً نمیرود یاد بگیرد، حالا راجع به جایگاه علم میخواهم از حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطالبی را عرض کنم؛ این فرمایش را امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در حق حضرت زهرا میگوید، امیرالمؤمنین دارد نقل میکند چون اینقدر این بانو عظمت دارد، که امام رضا و امام عسکری فرمودند ما حجت خدا بر مردم هستیم مادرمان فاطمه زهرا حجت خدا بر ماست.@یعنی جایگاه امامت را در بین ائمه دارد، ائمه امام ما مردم هستند، فاطمه زهرا امام ائمه هست، حجت خدا بر ائمه هست، اینقدر این بانو عظمت دارد، مقام عرشی حضرت زهرا را توضیح دادم هم کتابش هست و هم از طریق فضای مجازی کل درسش آنجا هست.@فرمود روزی یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهرا رسید، گفت مادر پیری دارم که درباره مسائل نماز سؤالاتی دارد، من را فرستاده که تا مسائل شرعی را از شما بپرسم، حضرت فرمود بپرس، این مدام سؤال کرد، حضرت زهرا خیلی آرام و عادی، با حوصله سؤالات او را جواب میداد.@بعد آن خانم خودش خجالت کشید و دید خیلی وقت گرفته و خیلی سؤال کرده، گفت دیگر شما را زحمت ندهم، دیگر رفع زحمت بکنم، سؤالاتش را قطع کرد، با اینکه علاقه داشت بماند، سؤال بکند، سؤالات را قطع کرد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به ایشان فرمودند «هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ» بیا هر سؤالی داشتی و برایت مسئلهای پیش آمد بیا سؤال کن.@بعد حضرت برای اینکه او خجالت نکشد اذیت نشود برای سؤالات فرمود: «أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ» دیدی تا حالا یک نفر بیاید یک نفر را برای حمل بار سنگینی اجیر بکند، ولی کرایهاش صد هزار دینار باشد، دینار یعنی سکه طلا، درهم سکه نقره است، صد هزار سکه بدهد به یک کارگری بگوید بیا این بار را بردار ببر طبقه سوم، همه میگیرند.@«فَقَالَتْ: لَا» گفت نه سنگین نیست اگر کسی صد هزار تا سکه طلا بگیرد بخواهد یک باری را بردارد سنگین نیست خوب است، خیلی میارزد، اگر یک کسی کمردرد هم داشته باشد، فلج باشد، این صد هزار تا را روی پایش بگذارند این شفا میگیرد و بلند میشود کار را انجام میدهد.@حالا حضرت زهرا (سلام الله علیها) میفرماید: «اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ» یک کسی من را کرایه کرده، من اجیر هستم، که بابت هر یک سؤالی از سؤالات تو جواب میدهم، بیشتر از اندازه فاصله بین زمین تا عرش گوهر و لؤلؤ من پاداش میگیرم، این به من میرسد، پس سؤالات تو برای من سنگین نیست.@بعد حضرت زهرا (سلام الله علیها) میفرماید: «فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ» سزاوار است که برای من سؤالات تو سنگین نباشد، مفتی که جواب نمیدهم من هر یک سؤالی که جواب میدهم این را به من میدهند، این یک فرهنگ است، کدام دین را شما سراغ دارید که رهبرانش اینطوری به علم، دانش اهمیت بدهند، و برایش قیمت بگذارند، هیچ جا وجود ندارد که به این اندازه به دانش و علم اهمیت بدهند.@یک مادر یا یک پدر هم که در خانه نشسته فرزندش از او سؤال میکند، که متأسفانه اکثراً حوصله پاسخگویی به سؤالات بچهها را ندارند، حالا هر سؤالی، ولی اگر یک مادر یا یک پدر هر باری که یک بچه سؤال میکند حوصله کنند با بزرگی، با خوشرویی سؤالات فرزندانشان را جواب بدهند، اجر بزرگی میبرند، اصلاً کسی نمیتواند محاسبه بکند.@امثال ما هیچ وقت به گرد پای امثال امام یا علامه طباطبایی نخواهیم رسید، هیچ وقت این فاصله پر نمیشود، علامهای که میگفت من وقتی عبادت میکنم، همه عالم با من عبادت میکنند، و من صدای عبادت و تسبیح همه عالم را میشنوم.@این علامه و حضرت امام هر دو، علامه به دخترش، امام به نوه دختریش فرمودند که ما حاضر هستیم همه ثواب عبادت عمرمان را بدهیم، شما ثواب اذیت بچهداری را به ما بدهید، از بس این عظمت دارد، یک انسان تحمل بکند زحمت بچهداری را، الان که متأسفانه تحت تأثیر فرهنگ استکبار جهانی و مدرنیته، خانمهای ما و مردان ما از بچهداری فرار میکنند.@یعنی یک عمل کفرآمیز، شرکآمیز که چه کسی هزینهاش را میدهد، در این خرج گران، در روایت داریم کسی که به خاطر هزینه مادی از ازدواج و بچهداری دوری میکند، به خدا بدبین است، و به خدا سوءظن دارد.@آمد پیش رسول الله عرض کرد آقا من فقیر هستم، حضرت فرمود برو ازدواج کن، گفت آقا من فقیر هستم شما چه میگویید، گفت برو ازدواج کن، دفعه سوم گفت آقا ببخشید من گفتم وضعم خراب است، چکار کنم؟ حضرت فرمود برو ازدواج کن، بعد فرمود: «الْبَرَكَةُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدانِ» برکت را زن و بچه در خانه میآورد.@همه کسانی که اینجا نشستند هیچ کس در مجردی به جایی نمیرسد، به ندرت پیش میآید یک نفر، و الا هر کس در زندگیش به هر برکتی رسیده، اول مستأجر شده، بعد صاحبخانه شده، بعد وسعت روزی پیدا کرده، به برکت خانمی که هست که در خانه میآید و بچه، اینها منشأ خیر و برکت هستند.@هر چقدر نانخور شما بیشتر میشود خیر و برکت بیشتر میشود گرفتاری و زحمت از زندگی شما بیشتر بیرون میرود، بله بچهداری زحمت دارد، بیخوابی دارد، سروصدا دارد، اما تحمل این زحمت انسان را تا خدا میرساند، خیلی این قیمت دارد، شما هیچ جایی خارج از خانواده و فضای ازدواج و بچهداری، برای هیچ خدمتی یک همچین ثوابی ندارید، اصلاً وجود ندارد.@برو هر کاری از کارهای خیر میخواهی انجام بدهی انجام بده، هیچ کار خیری پاداشش به این اندازه نمیرسد که یک انسانی تشکیل خانواده بدهد بار خانواده را با شجاعت با عشق، بیمنت، بی نق و غر، تحمل بکند، این انسان را به عالیترین درجات میرساند.@یک مؤمنی که اینگونه باشد با شهدا محشور میشود، حالا با سرطان بمیرد، یا ماشین به او بزند بمیرد، این مؤمن در آموزههای دینی داریم با شهدا محشور میشود، حالا یک کسی میآید از شما سؤال میکند، آدم حوصله بکند، اساتید حوصله بکنند، جواب بدهند، یک کسی از شما سؤالی میکند بلد هستی طفره نرو، زود عقب نکش، حوصله کن، بله در آموزش دین داریم، وقتی که با عالم برخورد میکنید حق عالم این هست که اذیتش نکنید، زیاد از او سؤال نکنید.@ولی عالم یا کسی که درس خوانده، یا کسی مسئلهای بلد هست، ریاضی بلد هستی، شیمی بلد هستی، فیزیک بلد هستی، من بعضی از عزیزان را میبینم در مقابلشان من تعظیم میکنم، الان 50 سالش هست، 60 سالش هست، 65 سالش هست، دفتر ما میآید، میگوید من دکترای شیمی دارم، متخصص ریاضی هستم، اعلام بکنید اگر کسی میخواهد یاد بگیرد پول ندارد کلاس برود من در مؤسسه شما میآیم به اینها آموزش رایگان میدهم.@حتی بعضی از متخصصین ما داریم که خودشان کانال زدند رایگان و دارند درسها را به کسانی که محتاج هستند آموزش میدهند، چه فرهنگ عالی و خوبی است، اینها پیش خدا خیلی عزیز میشوند، این یک عمل صالح و بزرگی هست آموزش و تعلیم علم، بخصوص اگر تعلیم دین باشد، فوقالعاده ارزشمند است.@یک قصه دیگر از مادرمان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بگویم، یک شخصی در مدینه آمد خدمت زهرا (سلام الله علیها) گفت که خانم شما فلان حدیث را دارید؟ حضرت فرمود بله، میشود برای من بیاورید؟ بله، به خادمهشان فرمودند که برو آن را بیاور، در یک جایی گذاشتم در یک پارچه بستم با این خصوصیت برو از خانه بیاور من این حدیث را به ایشان بدهم.@ایشان رفت گشت و پیدا نکرد، آمد به حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفت خانم روایت را پیدا نکردم، حضرت زهرا چه عکسالعملی نشان میدهد، که آن حدیث در دسترس نبود، «وَيْحَكِ اطْلُبِيهَا، فَإِنَّهَا تَعْدِلُ عِنْدِي حَسَناً وَ حُسَيْناً» وای بر تو بگرد پیدایش کن، آن روایت در نزد من معادل حسن و حسین هست، خیلی حرف در این است.@قرآنی که میگوید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» سیدالشهدا فرمود «اَی لِیَعرِفُونَ» یعنی به معرفت برسند، این عبودیت انسانها را به معرفت میرساند، معرفت هدف خلقت است، روز قیامت آدمها به اندازه معرفتشان قرب دارند و نجات پیدا میکنند، یا آنجا مقام دارند.@لذا پیامبر میفرماید در بهشت بالاخانههای بهشت، بهشت همه جور ساختمانی دارد، کاخ دارد، خیمه دارد، فرمود خیمهاش «دُرٌّ مُجَوَّف» یک تکه درّ خیلی بزرگ داخل آن را تراشیدهاند، برایش خیمه گذاشتند، میتواند مهمانیهایش را در آن خیمه بدهد، میتواند ملاقاتی که با بزرگان بهشت، با امامزادگان، ائمه میآیند به او سر میزنند، رفیقانش، دوستانش، در این خیمه به این سر میزنند.@بعد بالاخانه دارد که به آن غرفه میگویند، غُرَف بالاخانههای بهشت است، یعنی در قسمت بالا طراحی شده، «فَوْقِها غُرَفٌ» قرآن میفرماید غرفهها دارند، بالاتر از آن هم غرفه دارند «تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» نهر از زیر اینها جاری میشود، جایی که اصلاً ما نمیتوانیم تصور بکنیم اینها یعنی چی.@بعد میفرماید این که در غرفهاش نشسته بعضی از نزدیکان و دوستان و آشنایش را که در غرفههایشان در درجات بهشتهای خودشان نشستند میبیند، باید سرش را بالا بگیرد حضرت فرمود مثل «كَوْكَبٌ دُرِّيٌ» مثل یک ستاره درخشانی که ما آن بالا میبینیم رفیقانش را آن بالا میبیند، درجاتشان با همدیگر فرق میکند.@این فاصله درجه عاملش معرفت است، خود حضرت میفرماید: «لِتَفاضُلِ» فرمود برای تفاضل افراد هست، افراد با همدیگر فرق میکنند، در بهشت است جایش هم عالی است، راضی هم هست، سرمست هم هست.@ولی یک دفعه نگاه میکند، میبیند یک کسی آنجاست، برادرش هست، همسرش است، مادرش هست، رفیقش هست، فرزندش هست، مثل یک کسی که ستاره را نگاه میکند، نگاه میکند، بنابراین سرمایهگذاری روی معرفت جدای از اینکه سرمایهگذاری دنیایی است، و دنیای ما را خیلی آباد میکند، به ما خیلی قدرت، انرژی، شادی، امنیت، آرامش، یک دلی میدهد، یک چیز ابدی هست، معرفت یک اثر ابدی دارد.@لذا حضرت زهرا (سلام الله علیها) میفرماید دینی برخورد میکند میگوید معرفت اصل است برای من به اندازه حسن و حسین است، حدیث پیامبر «فَإِنَّهَا تَعْدِلُ عِنْدِي حَسَناً وَ حُسَيْناً» برای من اینقدر است.@نتیجه میگیریم که حضرت زهرا (سلام الله علیها) احادیث را مینوشته، برای هر حدیث پرونده داشته، فیشنویسی میکرده، پیش حضرت زهرا (سلام الله علیها) حدیث شناسنامه داشته، وقت میگذاشته، کار علمی میکرده، آموزش میداده.@حضرت زهرا (سلام الله علیها) تدریس داشتند مثل حضرت زینب (سلام الله علیها) که تدریس داشتند، دختران پیغمبر، فرزندان ائمه (علیهم السّلام) همسرانشان فوقالعاده فعالیتهای فرهنگی بزرگی داشتند، و در جمع بانوان زنان بزرگی را تربیت کردند.@این فرهنگ بوده که شخص میآمده در خانه حضرت زهرا را میزده میگفت من فلان حدیث را میخواهم، به حضرت آدرس میداده مثلاً میگفت این را من دارم، بعد طبقهبندی احادیث به گونهای بوده که اگر کسی میآمد میگفت من فلان حدیث را میخواهم طبقهبندیش به گونهای بوده که سریع میتوانستند آن را پیدا بکنند، این حدیث راجع به این موضوع بود.@ما ببینیم مادرمان کیست، ببینیم فرزند چه کسی هستیم، امام الائمه کیست، و بعد هم میبینید که ارزش یک روایت را معادل ارزش فرزندانش میداند، آن هم حسن و حسین، این خیلی مهم هست.@پس توجه داشته باشیم که نگوییم حوصله ندارم، چکار بکنم، از بیحوصلگی برومن بگردم، در این تلفن همراهم بگردم، برویم بیرون بگردیم، تلویزیون نگاه بکنم، بروم پارک بنشینیم آدمها را نگاه بکنیم، ما وقتی نداریم، ما وقتمان خیلی مهم است، باید برای آموزش دین وقت گذاشت، و ریشهای هم دین را یاد بگیریم، اساسی دین را یاد بگیریم.@ناخنک زدن، مطالعات پراکنده، یک روز این کتاب و یک روز آن کتاب، و این را بخوانم، اینطوری نمیشود، با برنامه، با فرمول، آدم بداند باید سراغ چی برود، وقتی برنامهدار باشی شما وقتی یک سال انجام میدهی معادل ده سال کار انجام میدهی.@ولی وقتی که مدام شروع میکنی مطالعات پراکنده، متفرق، میبینی که دو هزار جلد کتاب هم خواندی ولی اصلاً باری نداری، چون پراکندهخوانی میکنی، روش درست مطالعه نداری، روش کار علمی نداری، در مغز تو فایلبندی نیست، که الان دو هزار تا کتاب را خواندی بدانی اگر میخواهی راجع به یک موضوع صحبت بکنی الان آن فایل را در ذهن و روحت باز بکنی، نمیتوانی و قاطی میکنی.@لذا در آموزههای دینی ما خیلی روی این حساب کردند و به ما توصیه میکنند، به حضرت گفتند علم چیست؟ فرمود خوب گوش دادن، اولین مرحله استماع است.@
گوش اولین سؤالی است که روز قیامت میپرسند، «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» اینقدر شنیدن در شدن تأثیر دارد که اول از گوش سؤال میکنند، انسان باید خیلی حواسش به شنیدههایش باشد، هر چیزی را نشنوند پای صحبت هر کسی ننشیند، و شنیدهها را باید کنترل بکند.@شنیدهها غذای ما هستند یعنی وقتی که وارد میشوند روح را شکل میدهند، شنیدهها کاملاً انسان را شکل میدهند، همان مثالی که زدم، ما جنین در رحم مادر هستیم در دنیا، دنیا مادر ما است، و ما در رحم مادرمان هستیم، داریم غذا میخوریم، و داریم بزرگ میشویم، به اندازه 50 هزار سال طول میکشد.@الان شما دیدید یک نفر یک فلش از جیبش در میآورد یک بند انگشت، حالا از این خیلی ریزتر است این که دست من و شماست یک بند انگشت است، یک دفعه میگوید 64 گیگ، 80 گیگ، 100 گیگ، اینطور نیست، یک چیز خیلی کوچک است، این علم بشر در آن جا میگیرد.@حالا یک فلش را میزند میگوید کل دانش میلیونها دانشمند در این هست، شما باورتان میشود؟ نه، باور نمیکنید، من الان به کامپیوتر میزنم، تو برو چند صد میلیون کاغذ بیاور من با پرینتر برایت پرینت بگیرم.@شما الان جامع التفاسیر را نگاه بکنید، جامع الاحادیث را نگاه بکنید، یک فلش است 15 هزار جلد کتاب در آن است، حالا بیا پرینت بگیر، یک کتابش بحارالانوار است، که 110 جلد است، همینطوری پرینت میگیرد میآید، نفس انسان از این به مراتب پیچیدهتر است.@وقتی که این کپسول نفس را میبرند در قیامت باز میکنند که بخوانند، قرآن میفرماید 50 هزار سال حرف برای زدن دارد، باز میکنند، دیدنیها، شنیدنیهایش، خیالاتش، تصمیماتش همینطور بیرون میآید، نفس اینطوری است.@ما داریم روزبهروز بزرگ میشویم، اما چطوری بزرگ میشویم، باید خوب بزرگ بشویم، باید مطابق با ابدیت رشد بکنیم، نه فقط بزرگ بشویم، بزرگ شدن کافی نیست، باید انسان بزرگ بشود به اندازه آخرت، بزرگ بشود به اندازه ابدیت، بزرگی که تناسب با شرائط زیستی آنجا دارد.@ما سر کلاسهای آموزشی که داریم برای پزشکان یا رشتههای اینطوری، دروس تخصصی داریم، خارج از کشور، دانشگاههای اروپا، برای اساتید و دانشگاه کلاس داریم، اسلایدهایش را میآوریم، میبینی یک بچه بزرگ شده از شکم مادر در آمده 5 کیلو، وزنش زیاد است، بعد میبینی دست و پا و سر ندارد، یک تکه توده سلولی هست که فقط رشد کرده، بزرگ شده ولی به درد دنیا نمیخورد، ما یک مورد داشتیم 5 تا سر دارد، رشد کرده ولی 5 تا سر اینجا به درد نمیخورد.@8 تا پا آورده ولی دست ندارد، 4 تا دست دارد اما پا ندارد، یک تکه بدن آورده نصفش انسان است، نصفش حیوان است، دُم دارد، به درد نمیخورد، رشد باید متناسب با شرائط زیستی دنیا باشد، آدمها همه دارند رشد میکنند، در جمادی دارد رشد میکند، مولتی میلیاردر میشود.@در گیاهی دارد رشد میکند قهرمان جهان میشود، چند دوره، المپیک و جهانی طلا آورده، در بخشهای حیوانی رشد میکند، میبینی 5 دوره رئیس مجلس است، 5 ـ 10 دوره نماینده مجلس است، دو دوره رئیسجمهور شده، 15 سال وزیر است، به چه درد میخورد، باید متناسب با شرائط زیستی آخرت انسانها رشد بکنند.@درس خوانده الان پرفسور است، خیلی دانش دارد، بزرگ است، ولی باید به تناسب آخرت باشد، با بهشت سازگاری داشته باشد، با شرائط زیستی آخرت بخواند، وقتی وارد میشوی باید با آن شرائط بخواند، بتوانی از آنجا لذت ببری، قدرت بهرهبرداری از یک بهشتی که بینهایت از اینجا بزرگتر است را داشته باشی.@وقتی میگوید یک غذایش 150 هزار مزه دارد باید با خودت ذائقه ببری، با پول حرام و پول خمس نداده و لقمه حرام برایت ذائقه درست نمیشود، ذائقه برای جهنم و زقوم و حمیم درست میشود، برای میوههای بهشتی و غذاهای بهشتی تو اصلاً ذائقه نداری.@برای کاخهای بهشتی که آن عظمت را دارد تو اصلاً تناسب روحی نداری، اصلاً نمیتوانی آنجا بروی لذت ببری، برای همین کفار را روز قیامت بهشت هم ببرند زجر میکشند، کافران روز قیامت دعا میکنند، بهشت را نبینند و آنها را آنجا نبرند، چون در آن فضا فوقالعاده اذیت میشوند.@مثل اینکه شما یک آدمی که هیچ سنخیتی با دین ندارد او را دعوت بکنید بیاید در این مجلس نورانی بنشیند اینجا همینطور این انگار که میخ زیرش گذاشتند، نمیتواند بنشیند، همین آدم را شما ببر در مجلس فسق و فجور میبینی چقدر آرام، لذت میبرد، مینشیند، کیف میکند، خوشش میآید.@او را مشهد ببر اعصابش خورد است، حرم ببر بهم میریزد، ببر مکه و مدینه را ببیند، بالا میآورد، چون سنخیت ندارد، اصلاً برای این کارها آماده نیست، این را ببر در مجلس فسق و فجور و شراب و قمار و کارهای دیگر کاملاً شاد است، چون با آن مجلس سنخیت دارد.@کسی که با بهشت سنخیت ندارد، وقتی بهشت میرود وحشتناک عذاب میکشد، پس مسئله مهم استماع خوب گوش کردن است، بعد گفتند آقا چی؟ فرمود یاد گرفتن و عمل کردن، علم یعنی این، استماع، یادگیری، عمل کردن.@علی (علیه السّلام) میفرماید مبغوضترین انسان در نهجالبلاغه هست، «إِنَ مِنْ أَبْغَضِ الرِّجَالِ إِلَى اللهَ تَعَالَى لَعَبْداً وَكَلَهُ اللهُ إِلَى نَفْسِهِ» مبغوضترین، منفورترین آدمها پیش خدا بندهای هست که بیبرنامه هست، به خودش واگذار شده، آزاد است، رها است.@قاعده و قید و بندی برای تصمیماتش ندارد، انتخابها، ارتباطات، رفتارها، و افکار، برای اینها هیچ فرمول ندارد، هر چی انتخاب بکند، هر عملی کرد، هر رفتاری کرد، هر ارتباطی برقرار بکند، اصلاً ککش هم نمیگزد.@«جَائِراً عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ» در مسیر مستقیم حرت نمیکند، در صراط متعادلی نمیرود، «سَائِراً بِغَيْرِ دَلِيلٍ» این آدم سیر میکند، اما راهنما ندارد، استاد بالای سرش نیست، همینطوری میخواهد رشد بکند، تا به او میگویی گلدوزی میگوید بلد نیستم، شوهر میگوید من یک زنی میخواهم که گلدوزی بلد باشد، آشپزی بلد باشد.@این زن همین الان میفهمد که تا شوهرش گفت گلدوزی، آشپزی، همین فردا اینترنتی ثبتنامش را میکند، تمام شد، از فردا سر کلاس بروم، وقت بگذارم، پول بگذارم، یاد بگیرم، تمرین بکنم.@اما وقتی که میخواهد حرکت به سمت ابدیت بکند، به سمت الهی شدن، به سمت سنخیت با معصوم میخواهد بشود، نه استاد دارد، نه دانشگاه دارد، نه مربی دارد، نه کتاب دارد، نه تمرین دارد، نه حوصله دارد، اگر یک فاطمیه بخورد، اگر یک محرم و صفری بخورد، یک جایی هم مجلس باشد خیلی هم دور نباشد، برویم شرکت بکنیم.@اینکه وقت بگذارم از اینجا بلند بشوم بروم یک کشور دیگر، ما الان 130 کشور طلبههایش را در قم آموزش داریم، برای اینها کلاس داریم، طرف از 130 کشور باور کنید بعضی از اینها در کشور خودشان یک زندگی فوقالعاده مدرن و لاکچری داشتند، آمدند در این قم با فقر، با سختی دارند زندگی میکند، و عشق میکنند، میگویند آمدیم دین را یاد بگیریم.@شما بروید مسیحیان را ببینید، عزیزان اهل سنّت بودند متبصر شدند آمدند شیعه شدند، در سخت دارند زندگی میکنند، خیلی فشار روی آنها هست، من در یک کشور اروپایی یک دورهای داشتیم برای یک سلسله از دانشجویان، یک خانمی بود همیشه میآمد ردیف اول مینشست، یک خانمی حدود 38 ـ 40 ساله، خیلی خانم با شخصیتی بود، بعد این زن خیلی وقار داشت.@میآمد سر کلاس مینشست من تدریسم را میکردم، ولی همینطوری که با شاگردها صحبت میکردم، متوجه این خانم هم بودم، که خیلی وزین، سنگین، باوقار، باشخصیت ولی فرصتی هم نشد که مثلاً آن دورهای که من مدتها آنجا بودم ما یک کلمه هم با هم حرف نزدی.@این همینطوری در ذهن من ماند که یک خانمی بود که خیلی خانم با جلالتی و باوقار و متینی بود، آمدم ایران، بعد از چند ماه آنها یک دوره تکمیلی داشتند باید تهران میآمدند دوره تکمیلی را بگذرانند، که دوره تکمیلی از کارگاهش سه روزش با من بود، بعد من دوباره رفتم دیدم این خانم با آنها هست، باز هم فرصتی پیش نیامد که ما حتی یک کلمه هم با هم صحبت بکنیم، ولی با همان شخصیت و وقار میآمد کلاسها را گوش میکرد و شرکت میکرد.@جلسه تمام شد و کارگاه تمام شد، و من هم روز آخر میخواستم بروم، آن مسئولی که آنجا بود گفت استاد این خانم را شما میشناسید، گفتم نه، گفت میدانید کیست؟ گفتم نه، گفت این یکی از مشهورترین خوانندگان اروپایی بوده، در اروپا خیلی معروف است.@گفت این در همین مطالعاتی که داشته اسلام را یک دفعه شناخته و عاشق اسلام شده، خوانندگی را کنار گذاشته آمده حجاب گرفته، و جالب بود این آن موقع این را میدیدم یک مانتوی مشکی خیلی کهنه تنش بود، با همان مانتوی مشکی کهنه سر کلاس آمده بود، که کهنگی آن برای همه مشهود بود.@گفت این خانم شوهرش هم کارگردان بود، یکی از کارگردانان مطرح اروپایی گفت تا زنش مسلمان شد او را طلاق داد، گفت این که طلاق گرفته، شغلش را هم از دست داده بود، دیگر درآمدی نداشت، میگفت این خانم شش ماه روزه بود.@چون نداشت بخورد، فقط با یک بیسکویتی شیری، و هر چه آمدند به او گفتند بیا یک کاست بخوان، یک کنسرت اجرا بکن، پول پایت میریزیم، گفت من دیگر این کار را نمیکنم، حرام است، دینم، خدا به من اجازه نمیدهد.@اینجا الان بانوان ما مفتی مفتی تن به خیلی از کارها میدهند، گفت نه من اصلاً حاضر نیستم این کار را انجام بدهم، افتاد به فقر، امتحان الهی، (که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها).@اینها آیات خدا هستند، روز قیامت خدا این زن را میگذارد جلوی همه مردان و زنان که بهانه آورند که ما به خاطر مشکلات مالی رفتیم ربا گرفتیم، نزول گرفتیم، نزول دادیم، دزدی بکنیم، اختلاس بکنیم، حرامخوری کردیم، خمس ندادیم، این را جلویت میگذارد، میگوید نمونه، یک خانم خواننده اروپایی.@تا ما خدا لطف کرد این را یک طوری پیدایش کردیم، یک کسی معرفی کرد، بچه مسلمانها جمع شدند و او را نجات دادند، و این خانم در این موقعیت بیشترین وقتش صرف دینشناسی بود، مطالعه، خوب گوش کردن، خوب یاد گرفتن، آموزش دین.@بعد هم آن استادشان به من گفت که این به من گفته من فقط یک خواسته دارم شما اجابت میکنید؟ گفتیم اگر بتوانیم بله، گفت میخواهد برود منزل امام خمینی را ببیند و زیارت بکند و حرم امام خمینی، این آرزوی یک آدم است، اینها خیلی مهم است.@بنابراین ما باید عاشقانه برای آموزش معارفمان و دینمان وقت بگذاریم، و خدا میداند شما وقتی نیمساعت یک ساعت مینشینید دین را یاد میگیرید، حضرت میفرماید تمام گناهان آدم میریزد، اگر از در خانهات حرکت بکنی بروی یک جایی که دین را یاد بگیری، میگوید به هر قدمی که برمیداری جدا از اینکه گناهانت میریزد، ثواب یکسال عبادت برایت مینویسند، خیلی عظمت دارد.@قدر خودتان و این دلهایتان که الحمدلله اینقدر وسعت دارد برای یادیگری و شنیدن معارف این را بدانید و دو رکعت هم نماز شکر هم بخوانید که خدا این سینه و روح را به شما داده، خدا وعده خودش را «إِنَّ اللهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ» وعدهاش را داده، به هر قدمی یکسال عبادت برایتان مینویسند، فرشتههای عالم همه برای آمرزش شما دعا میکنند، این خیلی قیمت دارد.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@