جلسه 003 - فاطمیه ۱ (۱۳۹۹)
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
11
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - فاطمیه ۱ (۱۳۹۹)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

جلسه اول بحثمان این بود که انسان کون جامع هست، هستی جامع هست، و تنها موجودی که در نظام خلقت از ماده تا الله را در وجودش دارد انسان هست، سایر موجودات بعضی از بخشها را دارند، ما یک بُعد جمادی داریم که در آن بُعد به کمالات جمادی گرایش داریم، یک بُعد گیاهی داریم که به کمالات گیاهی گرایش داریم، یک بُعد حیوانی داریم که در آن بُعد به کمالات حیوانی گرایش داریم.@یک بُعد عقلی داریم که در آن بُعد به کمالات عقلی گرایش داریم، و یک بُعد فوق عقلی یا فوق تجرد داریم که به غیب، الله و خانواده آسمانی‌‌مان گرایش داریم، در بُعد انسانی معشوق ما الله هست، در ابعاد دیگر هم معشوق ما کمالاتی هست که با آن بُعد سنخیت دارند.@معنای اینکه انسان بُعد فوق عقلانی دارد فلسفه این بُعد در انسان این هست که انسان ظرفیت تربیت نامحدود را پیدا می‌‌کند، یعنی موجودی هست بینهایت‌‌طلب که فقط با هستی بینهایت و مطلق یعنی الله تبارک و تعالی اشباع و ارضا می‌‌‌‌شود.@معنای این اشباع شدن یعنی شبیه شدن، خلیفة الله شدن، و مظهر خداوند تبارک و تعالی شدن، و توضیح دادیم که انسان تا مانند خداوند، مثل خداوند نشود آرامش پیدا نمی‌‌کند، و فلسفه خلقت انسان این هست که انسان مثل خدا بشود، یعنی بتواند مانند خدا قدرتهای خودش را، تمام اسماء و صفاتی که از حق تعالی دارد بروز بدهد.@پس اینکه در قرآن آمده «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» ما جنّ و انس را خلق نکردیم مگر برای اینکه من را عبادت بکنند، بعضیها ممکن هست که معرفت الهی‌‌شان تکمیل نباشد و فکر کنند خداوند احتیاج به عبادت ما دارد، و قائم به عبادت ما هست، نیازمند عبودیت یا عبادت ما هست.@اینکه می‌‌فرماید من جنّ و انس را خلق نکردم مگر برای عبادت خودم، بعضی‌‌ها سؤال می‌‌کنند حالا این عبادت ما چه چیزش به خدا می‌‌رسد و خدا چه احتیاجی داشته ما را بیافریند تا ما عبادتش بکنیم، یعنی به جای اینکه احتیاج را ببرند سراغ فقیر مطلق یعنی خودمان، سراغ خدا می‌‌برند، می‌‌گویند خدا چه احتیاجی داشته ما را بیافریند؟!@در حالی که خدا احتیاجی ندارد، او چون غنی مطلق هست خلق می‌‌کند، و ما چون فقیر مطلق هستیم آفریده می‌‌شویم و نیاز داریم، نیاز داشتیم که آفریده بشویم، نیاز داریم که سلوک بکنیم، و نیاز داریم که شبیه خداوند بشویم.@

پس ما هستیم که به این عبودیت احتیاج داریم، خیلی وقتها افراد عبودیت را با عبادت اشتباه می‌‌گیرند یعنی فکر می‌‌کنند که ما فقط باید عبادت بکنیم، نه بلکه عبودیت هست، ما عبد هستیم، آمدیم برای بندگی و کمال ما در بندگی است، چرا کمال ما در بندگی هست؟ برای رسیدن به هر کمالی بندگی شرط است، و اگر بندگی نباشد هیچ نوع کمالی در هیچ انسانی ایجاد نمی‌‌شود.@ما هر کمالی به دست آوردیم کمالاتی که با ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی سر و کار دارد همه را از عبودیت به دست آوردیم، الان یک آقایی مثلاً می‌‌تواند نقاشی بکند، می‌‌تواند سنگ‌‌تراشی بکند، می‌‌تواند مجسمه‌‌سازی بکند، این را از کجا بدست آورده؟ می‌‌تواند یک مکانیک خوب باشد، این را از کجا به دست آورده؟ از عبودیت.@یعنی یک استاد پیدا کرده عبودیت او را انجام داده حرفهایش را گوش کرده تا به این کمال رسیده، یک کسی الان می‌‌تواند خط زیبا بنویسد، از کجا به دست آورده؟ از حرف گوش کردن، عبودیت یعنی همین، یعنی هر چه استاد می‌‌گوید بگوید چشم، هر چه مربی می‌‌گوید بگوید چشم، هر چه ربّت می‌‌گوید بگوید چشم، ربّ یعنی مربیت، مربیت هر چه می‌‌گوید بگو چشم، تو هم همانطوری می‌‌شوی، این در بُعد جمادی است.@در بُعد گیاهی الان می‌‌خواهی یک قهرمان زیبایی اندام بشوی، یک قهرمان ورزش رزمی بشوی، یک قهرمان والیبال و بستکبال بشوی، استاد و مربی می‌‌خواهی، مربی هر چه بگوید تو باید گوش بکنی، تخلف بکنی تو دیگر مثل مربیت نمی‌‌شوی، با تخلف، با نافرمانی، با گناه، با معصیت، با قلدری، با تنبلی، با بی‌‌حوصلگی کسی استاد و مربی نمی‌‌شود.@شما الان نگاه کنید تا می‌‌گویند تیم ملی یا تیم کشوری می‌‌گویند مربیش کیست، این همه دردسرها را در ورزش نگاه کنید مطرح هست، مربی کیست، چه کسی را بیاوریم، چقدر پول به او بدهیم، او بیاید چه می‌‌شود، اگر می‌‌خواهیم فلان تیم قوی بشود باید فلان مربی را بیاوریم، بحث تمامش ربوبیت است.@یعنی یک ربّ می‌‌خواهد یک بنده می‌‌خواهد، مربی هم اگر بیاید، یک دفعه شما یک بازیگر تیم ملی داری خیلی هم او را دوست داری، مربی خارجی می‌‌آید تا می‌‌بیند این دارد برای خودش قلدری می‌‌کند او را بیرون می‌‌اندازد، می‌‌گوید برو تیم ملی هستی که هستی، اصلاً تو را نمی‌‌خواهم، تو را در بازی راه نمی‌‌دهم، مربی یعنی این.@یعنی من هر چه می‌‌گویم تو باید گوش بکنی، اینجا من بازیگر تیم ملی هستم، من اینقدر حالیم هست، اگر بخواهی من من بکنی خودفروشی جای دیگری هست، اینجا هر چه ما می‌‌گوییم باید بشود، این مربی می‌‌شود، کورکورانه نیست، تخصص دارد باید حرفش را گوش بکنی، در مقابل متخصص تو حق نداری بگویی من برای خودم کسی هستم.@ممکن است سؤال برایت پیش بیاید جواب بدهد، ولی هر چه مربی می‌‌گوید باید همان را انجام بدهی، این کورکورانه نیست این عقل است، او که مخالفت می‌‌کند کور و احمق است، او که گوش می‌‌کند، عقلش می‌‌گوید این تخصص دارد و من باید تخصصی گوش بکنم، باید حرف مربی را گوش بکنم.@پس اگر یک کسی استاد شد، چطور شبیه استاد و مربیش می‌‌شود؟ از عبودیت، یعنی می‌‌گوید چشم، می‌‌خواهد پزشک بشود، می‌‌رود زیر نظر یک پزشک متخصص کار می‌‌کند تا یواش یواش پزشک بشود، پزشک عمومی می‌‌شود بعد هم در یک تخصص حرف گوش می‌‌کند تا متخصص بشود.@یعنی احترام به تخصص، این خیلی مهم است، پس ما یک اصل عقلی داریم به آن اصل اصالت تخصص می‌‌گویند، اصل اصالت تخصص می‌‌گوید انسان در برخورد با هر سیستمی، سیستم یعنی موجود نظام‌‌مند، هر چیزی فرق نمی‌‌کند، در برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راه‌‌اندازی، بهره‌‌برداری و اصلاح اول به سراغ سازنده شرکت می‌‌رود، و بعد اگر به سازنده دستگاه ارتباط نداشته باشد سراغ نمایندگی مجاز می‌‌رود.@شما الان دستگاه خارجی می‌‌خرید، با آن شرکتی که در خارج از کشور هست ارتباط دارید؟ نه، می‌‌گوید ما یک نمایندگی در ایران داریم سراغ نمایندگی ما برو، ماشینت هست، یکی از این شرکتها هستند، ماشین داخلی هم باشد شما با شرکت مرکزی ارتباط ندارید می‌‌گوید برو نمایندگی ما در شهر خودتان با او ارتباط بگیر، خراب شده، تعمیر می‌‌خواهد، راه‌‌اندازی هست، هر چه هست نمایندگی هست.@یک ماشین لباسشویی خریدی می‌‌خواهی استفاده بکنی، می‌‌گوید دست به آن بزنی از گارانتی می‌‌افتد، خودت نباید دست بزنی باید زنگ بزنی نمایندگی بیاید برایت راه‌‌اندازی بکند، خودت دست بزنی از گارانتی می‌‌افتد ممکن است آن را خراب راه بیاندازی، بنابراین تو باید بگویی چشم.@پس در چهار مرحله تعریف یک موجود، من الان یک موبایل خریدم نمی‌‌دانم کارآییش چیست، می‌‌گوید کاتالوگش را بخوان، شرکت نمایندگی کاتالوگ داده، نمی‌‌توانی اگر دستگاه تو سامسونگ است، بروی کاتالوگ یک شرکت دیگر را ببینی، اصلاً کار درستی نیست، بهره‌‌برداری باید شرکت سازنده بیاید راهنمایی بکند، نمایندگی مجاز.@تعمیر بعد از خرابی باید آن بیاید، ما یک اصل عقلی و فطری داریم که خدا این شعو را به تمام آدمها داده، که در برخورد با سیستم یا باید سازنده اظهارنظر بکند یا نمایندگی مجاز، هر کس دیگر دست بزند احمقانه است، کار غلطی است، این اصل، اصل اصالت تخصص است، اصل عقلی و فطری است.@روز قیامت خدا براساس همین اصل انسانها را محاکمه می‌‌کند، حضرت فرمود روز قیامت خدا انسانها را براساس شعورشان از آنها سؤال می‌‌کند که شما در دنیا که بودید چطوری از اتومبیلتان استفاده می‌‌کردید به چه کسی مراجعه می‌‌کردید؟ یا شرکت سازنده یا نمایندگی مجاز، موبایلتان را چی؟ همینطور، لباستان چی؟ خیاط، تازه خیاطها هم فرق دارند.@یک خیاط می‌‌گوید من فقط می‌‌توانم لباس عروس بدوزم، یک کسی می‌‌گوید من فقط می‌‌توانم پیراهن بدوزم، یک کسی می‌‌گوید من فقط می‌‌توانم شلوار بدوزم، ولی همه تخصصی هست، شما هیچ امر غیر تخصصی ندارید، تمامش کار، کار تخصص است.@بنابراین روز قیامت خدا این سؤال را می‌‌کند در مورد خودتان که پیچیده‌‌ترین مخلوق نظام خلقت بودید در این چهار مرحله به چه کسی مراجعه می‌‌کردید؟ 1 ـ تعریف خودتان، شما چه کسی هستید، از کجا آمدید، چطوری آفریده شدید؟ برای چی آفریده شدید؟@2 ـ راه‌‌اندازی یعنی اینکه یک نسل راه بیفتد، یک آدم راه بیفتد در مسیر برود، حالا ما در مجموعه مؤسسه خودمان برای راه‌‌اندازی نسل، یک جوانی که بخواهد ازدواج بکند قبل از اینکه بخواهد حتی انتخاب همسر بکند ما روی پنج صفت روی اسپرم و تخمک‌‌ها کار می‌‌کنیم، یک دختر یا پسر می‌‌آید به آنها برنامه می‌‌دهیم.@روی پنج صفت سلامت و زیبایی، و هوش و عقل و اخلاق و معنویت به هر کس برنامه می‌‌دهیم، می‌‌گوییم بیا این برنامه را بگیر، برنامه علمی، معرفتی، معنوی، خوراکی، بهداشتی، درمانی، ورزشی همه را دارد، برای هر کس یک بسته هست که تجویز می‌‌شود، این روی اسپرمها و تخمک‌‌ها کار می‌‌کند، این را قوی می‌‌کند تا برای ازدواج آماده بشود.@برای ازدواجش انتخاب را به او یاد می‌‌‌‌دهیم، نامزدی و عقد را دوره دارد، عروسی را دوره دارد، و انعقاد نطفه را می‌‌آید دوره می‌‌بیند، انعقاد نطفه در هر شرائطی به درد نمی‌‌خورد بچه مریض می‌‌شود، فلج می‌‌شود، نابینا می‌‌شود، کر می‌‌شود، شب‌‌ادراری پیدا می‌‌کند، صرع پیدا می‌‌کند، هزار تا بیماری پیدا می‌‌کند اگر درست انعقاد نطفه نباشد.@باید بیاید دوره را ببیند، یاد بگیرد که انعقاد نطفه باید چه مواقعی انجام بشود، چه روزهایی در هفته، چه ساعتهایی در شب و روز، پوزیشن آن باید چطوری باشد، نور اتاق چطوری باشد، غذایی که قبلش خورده باشد باید چطوری باشد، و هزار تا چیز دیگر که باید یاد بگیرد، که یک انعقاد نطفه صورت بگیرد، یک اسپرم و تخمک بتوانند یک سلول تخم تشکیل بدهند و بعد هم یک نطفه بشود.@تازه نُه ماه بارداری جداگانه از ماه اول تا ماه نهم مراقبت دارد، بعد دو سال شیرخوارگی، پنج سال بعدی، 7 سال می‌‌شود، 7 سال دوم یک روش، 7 سال سوم یک روش، پیغمبر سه روش برای سه تا 7 سال داده می‌‌گوید فرزندانتان را 21 سال مراقبت کنید، بعد او را رها کنید.@ولی ما 21 سال رها می‌‌کنیم بعد دردسرها شروع می‌‌شود، می‌‌گوییم حالا مشکل شده، الان بچه‌‌ام چه شده، رهایش کرده، چون قبل از اینکه می‌‌خواستی برایش مادر یا پدر انتخاب کنی باید فکر فرزندت بودی، آن موقعی که می‌‌خواستی انعقاد نطفه بکنی باید فکرش بودی، یک آدم می‌‌خواهی بیاوری که خلیفة الله قرار است بشود.@ولی ما چون تعریفهای کوچک از خودمان داریم فرزندانمان را هم کوچک تعریف می‌‌کنیم، می‌‌گوییم حالا به دنیا می‌‌آید مدرسه می‌‌فرستیم دکتر و مهندس می‌‌شود، یک نقاش، هنرمند، هنرپیشه، ورزشکار می‌‌خواهد بشود، نمی‌‌دانیم این آدم قرار است چه بشود، به کجا برسد، یک ابدیت سر راهش هست.@هر انسانی عمرش به اندازه عمر خداست، یعنی جاودانه است، خداوند 80 بار در قرآن تذکر می‌‌دهد حواست جمع باشد، تو مرگ نداری، آخر نداری، پایان نداری، مردنی در کار نیست، ابدی هست، این انسان است.@حالا می‌‌گوید من این انسان را برای این آفریدم که «لِيَعْبُدُونِ» حرفهای من را گوش کند، که شبیه من بشود، الان یک مربی آموزشگاه می‌‌زند، برای تربیت شاگرد، خدا هم یکی از اسمائش ربّ است، ربّ یعنی مالک مدبّر، صاحب تو است، همه چیزت را او خودش به تو داده، وجودت را، قوایت را، دنیایت را، هر چیزی که داری همه را خودش به تو داده و خودش هم دارد تو را تدبیر می‌‌کند.@پس خوب حرفهایش را گوش کن تا «عبدى‏ اطعنى‏ حتّى‏ اجعلك مثلى» بنده من حرفهایم را گوش کن تا من تو را مثل خودم بکنم، به یک جایی می‌‌رسی که شبیه من بشوی، این چیزی که تو ذاتت می‌‌خواهد، حالا چرا ذاتت می‌‌خواهد؟@برای اینکه خداوند از چیزی انسان را خلق کرده که آن چیز شبیه‌‌ترین موجود به خداست، که در قرآن به آن مثل اعلی می‌‌گویند یعنی عالیترین نمونه از خدا، خدا یک مخلوقی را اولین بار خلق کرده، یعنی خدا تا جلوه کرده اولین جلوه‌‌اش یک مخلوق شبیه خودش بود، فقط یک فرق دارد که او خالق است این مخلوق است.@ولی در بقیه قدرتهای الهی و صفات الهی همه را دارد، خدا خودش به او داده این موجود که به آن مثل اعلی می‌‌گویند یا روح به آن می‌‌گویند، یا نور محمد و آل محمد که پیامبر فرمود: «أَوَّلَ‏ مَا خَلَقَ‏ اللهُ نُورِی» اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من بود.@این موجود همان نفخه و روحی هست که در هر نطفه‌‌ای دمیده می‌‌شود «وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏» در هر انسان، هر جایی یک زن و مرد اسپرمی، تخمکی را به اشتراک بگذارند، این روح به آن دمیده می‌‌شود، یعنی می‌‌آید در مرحله‌‌ای که نزدیک چهار ماه می‌‌شود، این روح دمیده می‌‌شود، یعنی بین این نطفه و این جنین با آن روح اعظم اتصال برقرار می‌‌شود.@حالا این بچه روح‌‌دار می‌‌شود، این روح باعث می‌‌شود این بچه وقتی که به دنیا می‌‌آید اگر درست مسیرش را تنظیم بکنند، پدر و مادر، محیط، جامعه، مسئولین، محصولش می‌‌شود یک کسی شبیه خداوند تبارک و تعالی، محصولش قدرت و شبیه‌‌ترین آدمها به معصوم می‌‌شود.@برای همین می‌‌گوید انسان وقتی که وارد بهشت می‌‌شود هر چه می‌‌خواهد خودش اراده می‌‌کند و می‌‌آفریند «عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجيراً» چشمه‌‌ای که بندگان خدا، دقت کنید باز کُد می‌‌رود روی عبودیت، هر چقدر سطح عبودیت یک نفر بیشتر باشد قدرت این آدم، کمالات این آدم بیشتر است.@این توضیحات را دادم که دیگر کسی نگوید کورکورانه، کورکورانه نیست، دقیقاً عقلت می‌‌گوید تو باید شبیه این آدم بشوی، هر چه این شخص، این پیغمبر، این معصوم می‌‌گوید باید عمل بکنی.@شما دکتر می‌‌روی، دکتر یا مهندس به شما می‌‌گوید خانه‌‌ات را باید اینطوری بسازی شما به او نمی‌‌گویی من نمی‌‌دانم چرا، می‌‌گویی چشم هر چه بگویی، این دارو را بخور، چشم، اینقدر بخور، نصف قرص، یک چهارم قرص، سه روز اول هفته، این ساعت، باشد، تو نمی‌‌توانی به پزشک بگویی چرا، می‌‌گوید من پانزده سال درس خواندم، به تو می‌‌گویم باید حرف گوش کنی.@خود شما هم همینطور هستید، خود شما هم وقتی متخصص هستید اگر کسی در تخصصت به تو بگوید چرا می‌‌گویی من درس خواندم، تخصص دارم پس حرف گوش کن، البته چراها هم دانه دانه جواب دارد، و حق شما هم سؤال بکنید.@ولی حواست باشد ولی با خدا روبرو هستی نیاز به سؤال نیست، وقتی با معصوم و متخصص معصوم روبرو هستی او عاشق توست و بهتر از تو تو را می‌‌شناسد و همه چیز را بهتر از تو می‌‌شناسد، بنابراین وقتی به تو می‌‌گوید این کار را بکن بگو چشم، بدان که درست است.@حالا این نطفه می‌‌خواهد از اینجا حرکت کند تا خدا، 7 تا تخصص لازم است، باید این 7 تا تخصص براساس اینها حرکت بکند، و الا نمی‌‌تواند موفق بشود، شما الان کلاس تربیت‌‌بدنی می‌‌روی می‌‌فهمی استادت هیچی از تربیت بدنی نمی‌‌داند، سر کلاسش می‌‌روی یا نه؟ نه، رفتی دانشگاه می‌‌فهمی استادت قلابی بوده حرفش را گوش می‌‌کنی یا نه؟ می‌‌گویی این تخصص ندارد.@پس چه موقع ما حرف گوش می‌‌کنیم؟ بدانیم اعتماد داشته باشیم به علم مربی‌‌مان، بنابراین خدا می‌‌آید زمینه‌‌ای را فراهم می‌‌کند تا به متخصص معصوم شما اطمینان پیدا بکنید، ببینید ما وقتی می‌‌خواهیم حرکت کنیم به سمت الله باید 7 تا تخصص ما را راهنمایی و پشتیبانی بکند.@1 ـ من کیستم، از کجا آمدم، آن روحی که من از آن آفریده شدم چیست؟ 2 ـ حالا الان به دنیا آمدم، روح دارم، نفس دارم، و بدن دارم، این دو تا هم باید شناخته بشود، 3 ـ بین این روح و نفس یک رابطه‌‌ای وجود دارد، این روابط باید شناخته بشود.@4 ـ من دارم در عالمی زندگی می‌‌کنم که میلیون‌‌ها موجود غیر از منم هستند، طبیعت، خورشید دارد، ماه دارد، ستاره هست، کیهان، کهکشان، میلیونها موجود آفریده شده، نسبت من با اینها چیست، اینها چه چیزی هستند، 5 ـ رابطه من با همه مخلوقات عالم باید چطوری باشد که من سالم بمانم، این شش تا شد.@کجا می‌‌خواهم بروم آنجایی که می‌‌خواهم بروم چطور جایی هست، من چطوری می‌‌توانم برای آنجا آماده بشوم، این هفت تا شد، کجا بودم، کجا می‌‌روم، این دوتا، اینجا جسمم چیست، روحم چیست، روابط جسم و روحم چیست، عالم طبیعت چیست، روابط جسم و روح من با طبیعت چیست، این را بخور آن را نخور یعنی چی؟@چه کسی می‌‌تواند بگوید این چیز حرام است، آن چیز حرام نیست، خوردنش، دیدنش، شنیدنش، لمس کردنش، هیچ کس نمی‌‌تواند بگوید غیر از یا سازنده یا متخصص معصوم، او می‌‌تواند حرف بزند، بگوید طلا برای مرد حرام است، حالا وقتی می‌‌گوید طلا برای مرد حرام است من می‌‌فهمم برای چی حرام است؟ نه، نیازی دارم بدانم؟ نه، نیازی ندارم بدانم، چون متخصص معصوم دارد با من حرف می‌‌زند.@مشروب نخورید چشم، حالا چه نسبتی با من دارد، ممکن است بعدا علم من به اینجا برسد مثل الان پیشرفت بکند من بفهمم مشروب این فجایع را در بدن من بار می‌‌آورد، گوشت خوک این فجایع را بار می‌‌آورد، دانستن یا ندانستنش اصلاً مهم نیست، چون یک متخصص معصوم دارد با من صحبت می‌‌کند، پس من دیگر نیازی ندارم بدانم.@حالا خدا می‌‌گوید من تو را آفریدم برای عبودیت، تو حرفهای من را گوش کن، برایت چهارده تا متخصص معصوم گذاشتم آن هم به لیاقت خودت، چون ذات تو به غیر معصوم به کسی اعتماد نمی‌‌تواند بکند، آن کسی که تو می‌‌خواهی حرفش را گوش کنی باید به تخصصش اعتماد داشته باشی.@اعتماد داشته باشی که چه چیزی دارد، شما الان می‌‌گویی من قلبم درد می‌‌کند، پس اول باید بروم پیش پزشک قلب، پزشک قلب را از کجا بشناسم، باید بروم ببینم در نظام پزشکی این را قبول کردند یا نه، واقعاً تخصص دارد یا ندارد.@بعد هم می‌‌پرسم پزشک خوبی هست، نیست، کارآیی او چطور است، باید مطمئن بشوم تا خودم و قلبم را به او بسپارم، چشمم را به او بسپارم، باید به تخصصش اطمینان داشته باشم تا بدنم را به او بسپارم، حالا تو می‌‌خواهی از اینجا حرکت بکنی تا بهشت و بالاتر از بهشت، خیلی بالاتر از بهشت، بهشت که مرحله کوچکی برای انسان هست.@حضرت فرمود بهشت مال بدنهایتان است، ضمناً سر راهت یک جهنم هم هست باید از داخل آن هم رد بشوی، کسانی که به بهشت می‌‌روند باید از جهنم رد بشوند و نباید بسوزی، نباید آنجا گیر بکنی، همه آدمها باید از صراط رد بشوند، صراط در جهنم است، باید رد بشوی و نسوزی، اگر نسوزی بهشت می‌‌روی.@چه کسی می‌‌تواند من را از صراط رد بکند، از جهنم من را یک طوری رد بکند که من نسوزم؟ متخصص معصوم می‌‌تواند من را رد بکند، نه فلان شاعر و فلان نویسنده در اینترنت، عرفان سرخپوستی و عرفان اُشو، فلان استاد، فلان صوفی، اینها جهل مطلق هستند.@این کدام یک از هفت تخصص را دارد، که من بروم سر کلاس فلان درویش، فلان صوفی، فلان فیلسوف، فلان شاعر، فلان فوتبالیست اسوه من است، فلان هنرپیشه الگوی من است، این آدم خودش را نمی‌‌شناسد که غیر متخصص معصوم را الگو قرار می‌‌دهد.@ولی اگر یک کسی هم غیرمتخصص معصوم را الگو قرار داد خدا روز قیامت با همان الگویش محشورش می‌‌کند، خلایق هر چه لایق، قرآن فرمود: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» ما روز قیامت هر کس را با الگویش محشور می‌‌کنیم، امامش، یعنی همان که تو دوست داری شبیه او بشوی این امام می‌‌شود.@می‌‌خواهی شبیه چه کسی بشوی، خدا می‌‌گوید من روز قیامت همان را که در دنیا آرزویش را داشتی به آن می‌‌رسانم، آرزو داشتی مثل چه کسی باشی، شبیه چه کسی، جای چه کسی باشی، حسرت چه کسی را می‌‌خوردی، هر کس حسرتش را می‌‌خوردی روز قیامت من مطمئن باش تو را با او قرار می‌‌دهم، هر جا او باشد تو هم همان جا هستی.@من می‌‌خواهم روز قیامت با چه کسی باشم با خود خدا، نمازمان را می‌‌خوانیم «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» خدا رحمت کند حضرت امام را فرمود حسنه یعنی خدا، خدایا در دنیا خودت را بده آخرت هم خودت را بده.@می‌‌گوید اگر می‌‌خواهی با من باشی باش، یک بهشت هم من دارم غیر از آن بهشتی که بندگان دیگرم می‌‌روند، که فقط می‌‌خواستند بهشت بروند، یک عده نمی‌‌خواستند فقط بهشت بروند می‌‌خواستند پیش خودم باشند، یک جایی دارم مخصوص خودم آنجا بیایید آنهایی که دوست دارند، ویژه‌‌ها و خواص و بزرگان و اشراف قیمت‌‌دارها آنجا می‌‌روند.@جهنم می‌‌خواهی بروی تو را می‌‌برم، لذا پیامبر فرمود خدا روز قیامت هیچ کس را جهنم نمی‌‌برد، مگر کسی که واقعاً خودش دوست داشته باشد جهنم برود، از سبک زندگی دنیاییش معلوم هست نمی‌‌خواهد بهشت برود، دوست دارد جهنم برود، خدا می‌‌گوید اگر دوست دارید بفرمایید بروید، من بنده‌‌ام را مختار آفریدم.@دوست دارد جهنم برود، هر طبقه‌‌اش می‌‌خواهد برود برود، دوست دارد بهشت برود، هر طبقه‌‌اش می‌‌خواهد برود برود، دوست دارد بالاتر از بهشت بیاید، هر جا می‌‌خواهد بیاید، می‌‌خواهد پیش خودم باشد، پیش خودم باشد، پیش خودم، پیش خود خودم، «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» پیش خود خدا.@خیابان شهید فلانی، کوچه شهید فلانی، شهید مگر شوخی است، یک کسی شهید شده، آنهایی که مثل ما سالها جنگیدند و شهید هم نشدند، حسرتش آدم را می‌‌کشد، می‌‌فهمند من چه می‌‌گویم، آدم تا یک قدمی خدا می‌‌رود و بعد توفیق ندارد، خدا می‌‌گوید هر کس هر جا می‌‌خواهد برود برود آزاد است، بهشت می‌‌خواهید بروید.@جهنم می‌‌خواهید بروید، طبقه اول، طبقه دوم، طبقه دهم، هر جا می‌‌خواهید بروید، بروید، با هر کس می‌‌‌‌خواهید محشور بشوید، بشوید، شما را آزاد گذاشتم، ولی هر کس هر جا می‌‌خواهد برود برایش استاد و مربی و روش هست، از روشش استفاده بکند برود.@هر کس می‌‌خواهد پیش من بیاید من یک سفیری فرستادم او شما را پیش من می‌‌آورد متخصص معصوم هم هست، راه را بلد است می‌‌داند شما را کجا ببرد «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللهُ» بگو اگر عاشق خدا هستید دوستش دارید و می‌‌خواهید پیش خدا باشید، دنبال من راه بیفتید بیایید، جزایش خیلی قشنگ است.@می‌‌گوید «يُحْبِبْكُمُ اللهُ» خدا از این به بعد عاشق شما می‌‌شود، خدا رحمت کند میرزا اسماعیل دولابی را، می‌‌گفت من خیلی وقت است با خدا کاری ندارم او من را ول نمی‌‌کند، یعنی خدا دوستدار بنده‌‌اش می‌‌شود و او را می‌‌کشد می‌‌آورد.@این سؤال را از خودتان در درون خودتان می‌‌کنم، چقدر جاها شده ما می‌‌خواستیم از دامان خدا بیفتیم خدا دستمان را گرفت؟ چه جاهایی قرار بوده ما برویم منافق بشویم، کافر بشویم، جهنمی بشویم، خدا دست ما را گرفته، ما حواسمان نبود ولی او حواسش هست، می‌‌گوید دوستش دارم نمی‌‌گذارم جهنم برود، بنده‌‌ام هست خیلی دوستش دارم.@اینقدر دوستش دارم که اگر یک موقعی گناه کرد و آلوده شد یک معذرت‌‌خواهی کند می‌‌پذیرم، هیچ وقت هم در را به رویش نمی‌‌بندم، هیچ وقت هم رویم را از او برنمی‌‌گردانم هیچ وقت هم پلهای پشت سرش را خراب نمی‌‌کنم، 40 سال هم گناه بکند دوستش دارم، راه را نمی‌‌بندم که برگردد خدا اینطوری است، یکی از اسمهای قشنگ خدا رفیق است.@اولیائش مثل همین است، مادرمان فاطمه زهرا شما نگاه کنید، بزرگترین دغدغه‌‌اش قبل از مرگش شیعیان است، فرزندانم، پس ما چرا عاشق خدا می‌‌توانیم بشویم؟ چرا لیاقت مقام اهل بیت را داریم؟ چون از نور اهل بیت آفریده شدیم، جنس ما جنس اهل بیت است.@شما یک سیب کدام مسیر را طی می‌‌کند وقتی کاشته بشود؟ سیب می‌‌شود، پرتقال می‌‌شود؟ نه، سیب می‌‌شود، چرا سیب می‌‌شود؟ برای اینکه این جنسش از این است، چرا آدمها عاشق خدا و اهل بیت می‌‌شوند چون جنسشان را دارند.@اگر می‌‌خواهید خوب بفهمید، ما چون در فضای شیعی هستیم حجاب عادت نمی‌‌گذارد بفهمیم، در فضای اسلامی شما نمی‌‌توانید بفهمید جنس خدا و اهل بیت چیست، باید از فضای شیعی و اسلامی بیرون بیایید.@بعد بروید کشش به سمت اهل بیت را در فضای خارج از شیعه و فضای خارج از اسلام ببینید، کجا بهترین جاست؟ اربعین حسینی، شما آنجا می‌‌روید می‌‌بینید که شیعیان نیستند که راهپیمایی می‌‌آیند، اهل سنّت شما نگاه کنید چه غوغایی است، شما شهادت امام کاظم بروید کاظمین، مسیحیان و سنّیان می‌‌آیند سر راه می‌‌ایستند موکب می‌‌زنند از شیعیان و عزاداران امام کاظم پذیرایی می‌‌کنند.@این مسیحیان و یهودیان در مسیر کربلا چه می‌‌خواهند، این سیک‌‌ها، هندوها، بوداییان، چینی‌‌ها، ژاپنی‌‌ها، اینها که دین ندارند، اینها چطوری دنبال امام حسین می‌‌روند؟ چون همه آنها روح دارند، روح امام حسین در همه آنها هست، روح خدا در همه آنها هست، همه دنبال پدرشان هستند، همه دنبال اصلشان هستند، همه دنبال ریشه‌‌شان هستند.@اینها در گرفتاریهای محیطی و جغرافیایی و سیاسی و اجتماعی راهشان را گم کردند، و الا یک ذره بو می‌‌کشند می‌‌دوند می‌‌آیند دنبال اصل و نسبشان می‌‌گردند، دنبال ریشه‌‌شان می‌‌گردند، شریعت را قبول دارند، ولی ریشه را قبول دارند، ریشه‌‌شان می‌‌کشد، شریعت را قبول ندارند.@من دارم می‌‌گویم بی‌‌دین‌‌ها، باز یهودیان و مسیحیان خوب هستند، خیلی چیزها را قبول دارند، مسیحیان خیلی چیزهایی که ما قبول داریم قبول دارند، من با یکی از بزرگان مسیحیت صحبت می‌‌کردم می‌‌گفت ما قرآن را قبول داریم به عنوان یک کتاب تحریف نشده، خوش به حال شما که کتاب شما تحریف نشده کتاب ما تحریف شده است.@آنها بحثشان سر شریعت است، می‌‌گوید این شریعت ما را می‌‌رساند، نه اینکه آن را قبول نداریم، می‌‌گوید ما این هستیم، من سالها بیش از 20 سال با ادیان مختلف جلسه دارم، کارم بین‌‌المللی است، کشورهای مختلف دارم، تدریس دارم، می‌‌روم می‌‌نشینم، حرف دارم، آنها می‌‌آیند، مهمان ما هستند، کلی همایش بین‌‌المللی و غیر بین‌‌المللی با آنها داریم، اینطوری نیستند، خیلی از آنها این چیزها را قبول دارند.@رئیس زرتشتی‌‌های ایران می‌‌گفت ما آن کسی که در کتاب ما اوستا می‌‌گویند قرار است بیاید و جهان را نجات بدهد همان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، حالا شما می‌‌فرمایید قبول ندارند، باشد قبول ندارند اشکال ندارد.@پس برای چی دارد می‌‌آید؟ چرا می‌‌آید؟ چرا بزرگانش وقتی به حرم امام حسین می‌‌رسند سجده می‌‌کنند؟، ما که حرم امام حسین را سجده نمی‌‌کنیم، عتبه‌‌بوسی می‌‌کنیم ولی سجده نمی‌‌کنیم، آنها سجده می‌‌کنند، چطوری است که از همه مذاهب دنیا نزدیک 120 کشور آنجا می‌‌آیند هر مذهبی بگویی عاشق امام حسین است، چون اصلش هست دارد او را سمت خودش می‌‌کشد، دارد سمت پدرش، سمت ریشه‌‌اش می‌‌رود.@یک ذره به او اطلاع بدهی می‌‌فهمد می‌‌گوید درست است، من با کافرها نشستم صحبت کردم، یک کُد به آنها دادم، درست است، تمام شد (اشهد ان لا اله الا الله) تا آخر، زیاد هم طول نکشید شاید به 10 ساعت نمی‌‌کشد، ولی با آنها حرف می‌‌زنیم بله همین است قبول داریم.@من سن‌‌پطرزبورگ در روسیه یک موزه‌‌ای هست به نام موزه ادیان همه آنها مسیحی هستند، سخنرانی داشتم، آن هم راجع به اربعین امام حسین، و اینکه امام حسین ریشه شما است، مترجم ما هم خیلی ناوارد بود به سختی می‌‌توانست حرفهای من را ترجمه بکند، ولی به بالاخره یک چیزهایی رساند.@یک ساعتی که گذشت دیدم همه دارند گریه می‌‌کنند، وقتی فهمیدند نسبتشان با امام حسین چیست، گریه می‌‌کردند، بعد رئیس آنها در آخر یک چیزی به من گفت، گفت استاد می‌‌آیید برویم یک قدمی در موزه بزنیم و گپ بزنیم، رفتیم گفت می‌‌خواهم یک جوک برایت بگویم، گفت ما مسیحیان همه می‌‌گوییم اسلام دین خوبی است، ولی حیف که مشروب ندارد.@روی دو تا چیز ضعف دارند، یکی روابط آزاد زن و مرد، یکی مشروب، می‌‌گوید اگر اسلام این را داشت ما مسیحیت را ول می‌‌کردیم می‌‌آمدیم مسلمان می‌‌شدیم، حرف بزرگی است، رئیس آن مذهب، یک آدم محقق، صاحب کتاب، نویسنده، می‌‌گوید ما همه می‌‌دانیم اسلام درست است مشکل از خودمان است، نمی‌‌توانیم پا روی شهواتمان بگذاریم، و الا خودمان می‌‌دانیم کتاب شما اصل است، کتاب شما تحریف نشده است، حرف شما درست است.@یهودیان هم این را می‌‌دانند، من صدها بار با این یهودیان نشستم صحبت کردم همه آنها هم اعتراف دارند کشش‌‌های دنیایی باعث می‌‌شود که این کار را نکنند، پس چرا ما کشش به سمت بینهایت داریم؟ اله ما الله است.@لا اله الا الله یک گزاره علمی است، گزاره اسلامی نیست، یک کسی نیاید بگوید هر دینی شعاری دارد اسلام شعارش (لا اله الا الله) است، نه (لا اله الا الله) گزاره انسانی است، مثل آب در صد درجه بجوش می‌‌آید، این هم یک گرازه است، مثل اینکه مجموع زوایای داخلی مثلث 180 درجه است، یکیش هم این است (لا اله الا الله).@برای یک همچین موجود خارجی، موجود دوپایی که اسمش آدم است الهی مطلقاً وجود ندارد غیر از الله، چرا؟ چون از یک روح خاصی آفریده شده، جنس این هست که به کمتر از الله راضی نیست، با معصوم چرا می‌‌تواند ارتباط برقرار بکند؟ چون به کمتر از معصوم هم راضی نیست.@نمی‌‌تواند سرنوشتش را به غیر متخصص معصوم بسپارد، می‌‌فهمد عقلش به او می‌‌گوید احمقانه‌‌ترین کار این هست به غیرمتخصص معصوم اعتماد بکنی، و او را امام خودت قرار بدهی، این را خودش می‌‌فهمد.@علت اینکه در روایات از شخص پیغمبر، امیرالمؤمنین، و همه ائمه ایرانیها و حتی خود قرآن، ما در قرآن هفت آیه داریم که شیعه و سنّی می‌‌گویند این فقط در ستایش ایرانیان هست، علت اینکه ایرانیها اینقدر بزرگ شدن در قرآن و در روایات ائمه مدام ایرانیها بزرگ کردن علتش این هست که اینها کسانی هستند که متخصص معصوم را می‌‌پذیرند و با غیر از این قانع نمی‌‌شوند.@تا جایی که پیغمبر فرمود ایرانیان قوم و خویش خود ما هستند، از جنس ما اهل بیت هستند، حالا می‌‌خواهیم سراغ معارف حضرت زهرا برویم، ما چرا باید به معارف اهل بیت احترام بگذاریم؟ حالا در این ایام خاص که داریم می‌‌رویم به سمت ایام مبارک تولد حضرت زهرا (سلام الله علیها) ما به معارف فاطمی چه احتیاجی داریم؟@چون انسان هستیم، چون از جنس حضرت زهرا هستیم، چون برای هدف خاصی خلق شدیم، یک کسی که احسای نیاز به معارف دینی ندارد، چون اصلاً نمی‌‌داند جنسش چیست، اشتباهاً فکر می‌‌کند در این مرحله است، یعنی مرحله زن یا مرد، مرحله حیوانی، یعنی من یا زن هستم یا مرد هستم، ضمناً یک دینی هم دارم، یعنی یک زن و مرد مسلمان، وقتی کسی اینطوری نگاه کرد یعنی یک حیوان مسلمان.@انسان در مرحله پنجم است، فرق هست بین انسان مسلمان یا زن و مرد مسلمان، وقتی می‌‌گویی زن و مرد مسلمان یعنی حیوان مسلمان، برای همین پیامبر فرمود روز قیامت امت من به صورت حیوانات مختلف وارد محشر می‌‌شوند، یعنی یک خانمی بوده، خانمی در زندگیش اصل بوده، یک آقا بوده، آقا بودن، جنسیت برایش اصل است.@اگر دنبال درس هم رفته، رفته درس بخواند که به این جنسیت برسد، این لذت‌‌های جنسیش، طبیعیش، بیشتر پولدار بشود، وضع زندگیش بهتر بشود، از این درس خواندن دنیای آبادتری می‌‌خواسته، و الا درس را برای ابدیتش نخوانده، درس را برای دنیایش خوانده، پس درسش اعتبار ندارد، چون عقل را در استخدام بخش حیوانی گرفته، دینش هم در همین بخش است، به دینش هم حیوانی نگاه می‌‌کند این به درد نمی‌‌خورد.@آدم مسلمان، قرآن چطوری آن را تعریف می‌‌کند؟ گفتیم مؤمن، «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ» یعنی اصل سرمایه را دارد از دست می‌‌دهد، همه آدمهای روی زمین جاودانگی را دارند از دست می‌‌دهند، «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا» ایمان مال این بخش است.@«وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» فقط کسانی که این چهار خصوصیت را دارند نجات پیدا می‌‌کنند، ایمان، عمل صالح، تواصی به حق، تواصی به صبر، حالا این را وقتی می‌‌خواهی باز بکنی می‌‌بینی خدا آن را می‌‌برد روی بخش فوق عقلی تفسیر می‌‌کندو@یعنی توضیح ریاضی را در بخش عملیاتی نمی‌‌آورد، روی بخش عشق، روی بخش دلدادگی می‌‌برد، روی بخش فوق عقلی برایت تعریف می‌‌کند، این تعریف خیلی ریاضی و مهندسی شده است، هر کس می‌‌خواهد بداند باطنش چه شکلی است، روز قیامت چطوری محشور می‌‌شود به این آیه نگاه بکند@هر کس می‌‌خواهد بداند همین الان باطنش آدم است یا یکی از حیوانات مسلمان است، یا باطن یک کس دیگر را آدم می‌‌خواهد بداند، اصلاً نیاز بلند بشوی بروی به این آدمها بگویی، آقای فلان عارف، من الان باطنم چه شکلی است، نیازی نیست خودت هم می‌‌توانی بفهمی، یک آیه است.@این آیه را خدا یک طوری طراحی کرده، این آیه خیلی راضی است، می‌‌گوید آینه است هر صبح و شب بروی جلو بایستی باطنت را می‌‌بینی چه شکلی هستی، الان من حیوان هستم یا آدم هستم، خانم مسلمان هستم، آقای مسلمان یا انسان مسلمان هستم، من قشنگ می‌‌توانم این را بفهمم.@آیه 24 سوره توبه خدا می‌‌گوید قیمت هر کسی هیچ کدام از این چهار بخش نیست، چون این عقل است، عقل نه، دل، قلب، آنجایی که تو عاشق می‌‌شوی معلوم می‌‌شود، معشوق هر کسی قیمت هر کسی را می‌‌گوید.@در مهندسی آرزوها حتما این کار را بکنید، هیچ کدام از عزیزان نباشند، بخصوص جوانترها، مهندسی آرزوها و مهندسی فکر را حتماً اول کار بکنید، اگر می‌‌خواهی هر تصمیم بگیری و بعداً پشیمان نشوی، بعداً خسران نداشته باشد، بعداً آه نکشی، اول مهندسی آرزوها و مهندسی فکر، قیمتها باید دستم باشد.@آدم نادانی که پول در جیبش می‌‌گذارد می‌‌رود بازار هر چه می‌‌بیند می‌‌خواهد بخرد، این خسران می‌‌بیند، ولی کسی که قیمت دستش هست ضرر نمی‌‌کند، من یکی از این کشورها رفته بودم، رایزن ما آمد گفت آقا اگر می‌‌خواهی خرید بروی من یک قاعده به شما بگویم، گفت وقتی وارد بازار شدی هر قیمتی دادند تو 50% آن را کم کن، از 50% شروع کن چانه‌ زدن تازه به قیمت اصلی می‌‌رسی اگر می‌‌خواهی سرت کلاه نرود.@وارد این بازار ما می‌‌شدیم می‌‌گفتیم قیمت چند می‌‌گفت 200، می‌‌گفتیم نه، می‌‌گفت پس چند؟ می‌‌گفتیم 80 تا، یک دفعه طرف جیغ می‌‌کشید، گفت من می‌‌گویم 200 تا تو می‌‌گویی 80 تا، 70 تا، داد می‌‌زد، بعد ما از مغازه بیرون می‌‌آمدیم، بعد می‌‌گفت بیا بگیر.@تازه بعدش هم کلی خوشحال می‌‌شد این را به ما فروخته، کیف می‌‌کرد، یعنی 130 تا، باز هم ما از او گرفته بودیم خوشحال بود، ضرر می‌‌کند آدم ناشی به بازار برود، آن طرف با دمش گردو می‌‌شکند کلی حال می‌‌کند، که من به این قالب کردم.@او استاد بود می‌‌گفت بازار رفتی هر قیمتی گفتند نصف کن از آنجا شروع کن چانه زدن، باور می‌‌کنید گاهی وقتها به ما می‌‌گفت 100 ما 15 می‌‌خریدیم، بعد هم اینقدر به مغازه کناریش پُز می‌‌داد که به ما فروخته، یعنی از 15 هم خیلی پایینتر است.@آدمی که قیمت خودش دستش نیست در زندگی دچار خسران می‌‌شود، یعنی فکر می‌‌کرد دنیا یعنی همین، من بشوم رئیس‌‌جمهور، نماینده مجلس، استاندار، فرماندار، دکتر، مهندس بشوم، بعد که در واقعیت ابدیت قرار می‌‌گیرد، می‌‌بیند هیچ کس خریدار اینها نیست، اشتباهی آمده، جنس را اشتباهی آورده است.@خدا می‌‌گوید قیمت هر کسی معشوق‌‌هایش هست، بعد 8 تا معشوق می‌‌گذارد، جمادی، حیوانی، این هشت تا را اول معرفی می‌‌کند، «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ» پدرانتان که مادران را هم دارد، «وَ أَبْناؤُكُمْ» پسرانتان که دخترانتان را هم دارد.@«وَ إِخْوانُكُمْ» برادرانتان که خواهران را هم دارد، «وَ أَزْواجُكُمْ» همسرانتان، «وَ عَشيرَتُكُمْ» عشیره، یعنی قوم‌‌گرایی، قبیله‌‌گرایی، ملی‌‌گرایی، تو مسلمان هستی، می‌‌گوید نه اول ایرانی هستیم، همین که گفتی ایرانی هستیم، یعنی قوم‌‌گرایی در مقابل متخصص معصوم، در مقابل خدا یک کسی بگوید خدایا من ایرانی هستم حرف تو را گوش نمی‌‌کنم.@خیلیها هستند، می‌‌گوییم مهریه کم بگیرید، مهریه زیاد، کینه و طلاق و دردسر می‌‌آورد، می‌‌گوید ما رسم‌‌مان است، در فامیل ما اینطوری است، می‌‌گوییم خدا گفته کم، می‌‌گوید نه ما رسممان هست، ما شمالیها اینطوری هستیم.@ما جنوبی‌‌ها اینطوری هستیم، ما ترک‌‌ها اینطوری هستیم، ما کاشانی‌‌ها اینطوری هستیم، ما لرها اینطوری هستیم، عشیره‌‌گرا یعنی خدا می‌‌گوید هر مستضعفی در عالم پیدا بشود مسلمانان موظف هستند از او حمایت بکنند، غیر از این باشد دین ندارید.@می‌‌گوید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، این دین ندارد، این وحشی به تمام معناست که نمی‌‌فهمند مستضعف در کره زمین یعنی چی، قرآن می‌‌گوید شما باید هر جا مستضعفی باشد اگر بتوانید باید در راه خدا و مستضعفین، خدا مستضعفین را کنار خودش گذاشته، «لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ» چرا جهاد نمی‌‌کنید در راه خدا و مستضعفین؟ می‌‌گوید نه من فقط کشور خودم این عشیره‌‌گرایی است.@«وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها» کسب و کار، تجارت، بیزنسی که الان ما نه خمسش را داریم، نه حلال و حرامش را داریم، همینطوری همه دارند می‌‌خورند، نه سال خمسی، بیزنس، مال، «وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها» خانه‌‌هایتان، هشت تا را آورده می‌‌‌‌گوید اگر اینها پیش شما، نمی‌‌گوید اینها را دوست نداشته باشید.@در اسلام هر کس این هشت تا را دوست داشته باشد هر چه بیشتر بهتر، اصلاً خدا با این کار ندارد، اهل بیت می‌‌گویند این هشت تا را هر چقدر بیشتر دوست داشته باشید بهتر است، ثوابش هم بیشتر است، اشکالی ندارد، ولی می‌‌گوید نباید این هشت تا «أَحَبَّ إِلَيْکُمْ» محبوبتر از سه معشوق انسانی‌‌تان باشند.@«أَحَبَّ إِلَيْکُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ» که حالا آیات مودت پیغمبر و اهل بیت را هم می‌‌گیرد، «وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ» سه تا معشوق انسانی داریم، می‌‌گوید این سه تا مشعوق را بچینید بالای هر معشوقی می‌‌خواهید دیگر مسیرتان درست است، اصلاً انحراف پیدا نمی‌‌کنید، دیگر خطر شما را تهدید نمی‌‌کند به وادی امن می‌‌رسید.@هر می‌‌خواهی پولدار بشوی بهتر، هر چه بیشتر درس بخوانی بهتر، هر چه خانه‌‌ات بزرگتر باشد بهتر، هر چه کسب و تجارتت وسیع‌‌تر باشد بهتر، به شرط اینکه سه تا معشوق بالای همه معشوقهایت در دلت باشد، الله، اهل بیت، جهاد در راه خدا.@اگر این سه تا در رتبه‌‌های بعدی آمدند، «فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» منتظر بدبختی و نکبت باش، چون تو دیگر ابدیت نمی‌‌روی، تو ابدیت را بیشتر از زمین دوست نداری، زمین را بیشتر از این سه تا معشوق ابدی دوست داری و دیگر به بهشت راه پیدا نمی‌‌کنی، راه به الله پیدا نمی‌‌کنی، چون الله برایت محبوبیت ندارد، اگر دارد در درجه‌‌های بعد از درجه‌‌های دنیایی است، به این آدم فاسق می‌‌گویند، خدا فاسق را هدایت نمی‌‌کند.@فاسق یعنی غیرطبیعی، چون طبیعی نیستی، می‌‌گوید من روح خودم را در تو دمیدم، روح ابدی در تو گذاشتم، تو را عاشق خودم کردم، اما تو الان معشوق‌‌های زمینی داری، پس دیگر طبیعی نیست، به این فاسق می‌‌گویند، یعنی طبیعی نیست، با اینکه لیاقتش الله و اهل بیت و بالاتر از بهشت است رغبتش زمین است.@«اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا» روی زمین سنگین شدید، به این حیات دنیا راضی شدید، «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ» فریب است، گول خوردی، تو بینهایت هستی، وقتی محدود را می‌‌خواهی فاسق می‌‌شوید، مثل اینکه به یک کسی بگویند ده میلیارد بهتر است، یا ده میلیون؟ بگوید ده میلیون بهتر است، این عاقل نیست، چون محدود را چسبیده، کمتر را چسبیده.@خدا می‌‌گوید هر کس به کمتر راضی باشد، دیگر نه عقل دارد، نه ایمان دارد، فسق دارد، این دارد خودش را می‌‌بازد، این شخص دارد خودش را نابود می‌‌کند، الان ما به حضرت زهرا چه احتیاجی داریم؟ چون حضرت زهرا الگوی انسانی ما است، اهل بیت الگویی هستند که ما را انسان و بینهایت تربیت می‌‌کنند.@اگر احساس می‌‌کنی به حضرت زهرا احتیاج نداری، به شبیه شدن به حضرت زهرا نیاز نداری، به شبیه شدن به اهل بیت نیازی نداری، یعنی هنوز نفهمیدی چه کسی هستی، هنوز قیمت دست تو نیست، هنوز فسق داری، خیلی خطرناک است، خودت را نمی‌‌شناسی، دچار خسران می‌‌شوی.@ان‌‌شاءالله از فردا شب می‌‌خواهیم برویم سراغ کلمات نورانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) مادر ما و وجود مقدس حضرت زهرا با راهنمایی‌‌هایش می‌‌خواهد ما را کجا ببرد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@