جلسه 013 - تفسیر موضوعی قرآن؛ موفقیت و پیروزی
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - تفسیر موضوعی قرآن؛ موفقیت و پیروزی

تفسیر موضوعی قرآن کریم (قواعد پیروزی و موفقیت)؛ جلسه سیزدهم 11/04/1405

سلام علیکم و رحمة الله.

أعوذُ باللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. الحمدُ للهِ ربِّ العالمین، و صلّی اللهُ علی محمدٍ و آلهِ الطاهرین و لعنةُ اللهِ علی أعدائِهم أجمعین مِنَ الآنَ إلی قیامِ یومِ الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس سیدالشهدا علیه‌السلام و همه شهدای کربلا، بازماندگان عاشورا علیهم‌السلام، هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه‌السلام، شهدای اسلام، امام شهیدمان و امام‌الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

تفاوت دانایی و دارایی در عوامل پیروزی

ما موضوع درس تفسیر موضوعی‌مان «پیروزی» و قواعد پیروزی در قرآن است. تقریباً عوامل پیروزی را، اکثر قریب به اتفاقش را عرض کردیم. چند نکته مانده که این‌ها بسیار بسیار مهم است؛ یعنی اگر حتی انسان قلبش درست عوامل پیروزی را بفهمد، اما همین دو سه نکته را متوجه نشود، آرامش سراغش نمی‌آید. شاید بفهمد، اما معرفت پیدا نمی‌کند؛ یعنی علم ممکن است پیدا بکند، بداند، بگوید: «خب، ما رفتیم سر کلاس تفسیر موضوعی، این چیزها را یاد گرفتیم»، اما اینکه به کارمان می‌آید یا نه، یک چیز دیگر است. ما می‌توانیم این عوامل را به کار بگیریم و با آن‌ها کسب پیروزی بکنیم، این یک نکته دیگر است. آن دیگر دانایی نیست، دارایی است. دارایی یعنی شخص دارد، وقتی دارد، داراست، می‌تواند ازش استفاده کند. یک وقت است که کسی می‌گوید: «من تلاش می‌کنم که ثروت داشته باشم که با آن فلان کار را انجام بدهم» اما یک موقع هست یک کسی ثروت را دارد، وقتی دارد، از آن استفاده می‌کند؛ معطل که نمی ماند دیگر، دارد دیگر.

امام‌داری، خداداری، فرشته‌داری، همین عواملی که شما خواندید، با دانستنش فرق می‌کند. دانایی یعنی ما رفتیم سر کلاس تفسیر و فهمیدیم که این چیزها کمک می‌کنند در پیروزی ما، مؤثر هستند در پیروزی ما، در موفقیت ما؛ اما خب الان می‌توانی در پیروزی‌های فردی و اجتماعی از این‌ها استفاده بکنی یا نه؟ این مهم است. چون قانون پیروزی است، قانون موفقیت است.

خداداری حقیقی و نشانه‌های آن

الآن بلدی از این عوامل به عنوان عامل موفقیت در زندگی یا در فعالیت‌های اجتماعی ات استفاده بکنی یا نه؟ دارا شدی یا نه؟ یا فقط دانا شدی؟ دارا هستی یا نه؟ قدرت را داری یا نه؟ یک موقع است انسان راجع به خدا ده‌ها ساعت می‌تواند حرف بزند؛ این خدادانی است. ولی یک وقت هست نه، یک کسی خدا را دارد و خدا کنارش است، می‌تواند از او استفاده کند از این خدا.

بارها عرض کردیم اینکه ما توهم کنیم خدا را داریم، ولی انسان‌های مهربان نباشیم، رحمان و رحیم، انسان‌های آرامی نباشیم و انسان‌های شادی نباشیم، این توهم خداداری است. خدا را نداریم؛ چون خدا به معنای حقیقی، هر که داشته باشدش، این سه صفت همیشه در وجودش می ریزد. همیشه هست. ذاتش این هست. خداوند این‌جوری هست که اگر به او قرب پیدا کنی، داشته باشی، هم روزبه‌روز مهربان‌تر می‌شوی، آرام‌تر می‌شوی، شادتر می‌شوی.

بارها، این را صدها بار از پیغمبر گفتم که علامت مؤمن چیست؟ هرچه ایمانش افزوده می‌شود، علاقه‌اش به همسرش بیشتر می‌شود. اگر این‌گونه نیست، مال این است که ما خدا را نداریم. همسر هم گفتیم مصداق است؛ فقط همسر نیست. فرزندان، خانواده، پدر و مادر، همسایه‌ها، مردم، هم‌وطنان، هم‌کیشان، هم‌دینان، غیر هم‌وطنان؛ برو تا هشت میلیارد آدم.

اگر کسی این حس را نسبت به این هشت میلیارد آدم ندارد، پس رحمان نیست و اگر شیعیان و مؤمنین را دوست ندارد، در کینه می‌افتد، در حسادت می‌افتد، در رقابت می‌افتد، رحیم نیست اصلا.

اصلا این شبیه مربی‌اش نشده در باشگاه یا اصلاً در باشگاه ثبت‌نام نکرده، یا اگر ثبت‌نام هم کرده، بچه خوبی نبوده، شاگرد خوبی نبوده که شبیه مربی‌اش بشود. خدا یک کسی است که اگر او را داشته باشی، حتماً این سه صفت درت ایجاد می‌شود. اسلام، ایمان و خدا همین‌جوری است. ایمان ذاتش این است؛ مثل اینکه کولر را روشن کردی، اینجا خنک می‌شوی؛ بلندگو را روشن کردی، صدا بلند می‌شود؛ برق را روشن کردی چراغ ها را روشن کردی، روشن می‌شود. خدا هم یک موجود است، خدا یک وجود هست، یک شخص است. اگر بهش نزدیک بشوی، خدای حقیقی، حتماً مهربانی، آرامش و شادی می آید در وجودت. اگر نیامده، باید خدایت را عوض کنی؛ خدای حقیقی نیست. باید حتما خدایت را عوض کنی.

پیروزی، نتیجه خداداری است

در پیروزی هم همین‌طور است. اگر جامعه اسلامی، مسئولین جامعه اسلامی، نیروهای سیاسی نظامی، آنهایی که تصمیم‌گیرنده هستند، بلد نیستند پیروز بشوند، بلد نیستند عوامل پیروزی را به کار بگیرند، این‌ها دارای خدا نیستند؛ ادعاست که من دارای خدا هستم. چون خدا می‌گوید: من عوامل پیروزی را به شما می‌دهم. شما مهم نیست چند نفر باشید در مقابل دشمن. من برایتان داستان تعریف کردم که عبرت باشد. گفتم ابراهیمِ من، چون مرا داشت، یک‌نفره یک امپراتوری را نابود کرد. موسیِ من و هارونِ من، چون مرا داشتند، فرعون را نابود کردند.

پس اگر یک کسی بگوید: «ما در مقابل دشمن طاقت نداریم، شکست می‌خوریم»، «لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ»، این مال ایمان نیست. یعنی ایمان نمی‌تواند چنین حکمی بکند. لذا چی می گوید. می‌گوید: «وَقَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُوا اللَّهِ...» مومنینی که به ملاقات خدا ایمان داشتند گفتند این حرف چیه! حالا چون اینها زیادند، لشکر اینها زیادند، ما کم هستیم، ما شکست می خوریم! چی گفتند؟ «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» چه بسیار گروه‌های کمی که به به گروه‌های بسیاری پیروز می شوند. چه جوری؟ الله دارند دیگر «بِإِذْنِ اللَّهِ». چون خدا را دارند «فَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ...» داوود این کار را می کند یا این موفقیت را پیدا می کند دشمن خدا را بزند. بکشد. خیلی راحت.

ترس مسئولان، نشانه ضعف ایمان

پس یادمان نرود این قاعده، قاعده قرآنی است. آنجایی که مسئولین یک کشور، نظامی‌های یک کشور یا نه، سیاسیون یک کشور که باید تصمیم بگیرند، ترس برشان دارد، یعنی خدایشان قلابی است؛ چون خدا می‌گوید نباید بترسی. رهبر شهیدمان چی فرمود؟ فرمود: «وقتی مسئولین بترسند، ضربه‌های غیرقابل جبرانی به ملت می‌زنند.»

رئیس‌جمهور ترسو، فرماندهان ترسو، نماینده‌های ترسو، آن‌هایی که دارند تصمیم می‌گیرند، اگر از دشمن ترسیدند، این‌ها فسق دارند، شرک دارند، خدایشان قلابی است. اینها به ملت ضربه می‌زنند. رئیس‌جمهور، آن کسی که برای کار نظامی تصمیم می‌گیرد،- حالا الان شده شورای عالی امنیت ملی، شعام- رهبر یک جامعه، فرماندهان نظامی، نماینده‌های مجلس، مدیران، هیئت دولت؛ اگر از روبه‌رو شدن با دشمن ترسیدند، از جنگ با دشمن ترس برش داشت، قلابی است. خدا قلابی است. چون خدا می‌گوید: من شما را با عده کم هم پیروز می‌کنم. چهل‌وهفت سال است دارم به شما نشان می‌دهم. من آن موقع شما از نظر سلاح نظامی ضعیف‌ترین کشور بودید. یک سیم‌خاردار هم نداشتید، تولید هم نمی‌توانستید بکنید، به شما هم نمی‌دادند. همه کره زمین به قول آن تحلیلگر سیاسی فرانسوی، «سیاره زمین» حمله کرد به جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی همه را شکست داد. خدا می‌گوید: من همان خدا هستم. می گوید من آن خدا هستم. همه شما را پیروز کردم. من خدای هستم که شما را دست‌خالی بر رژیم آمریکا، ساواک، اسرائیل، ارتش شاه و این‌ها پیروز کردم. من همان خدایم که تمام دنیا سر شما ریخت، شما را پیروز کرد. من همان خدای هستم که چهل‌وهفت سال بزرگ‌ترین و بی‌نظیرترین توطئه‌ها را تمام دشمنانتان ریختند و من خنثی کردم و شما روزبه‌روز پیروزتر شدید. کسی که چنین تجربه‌ای دارد، بعد از روبه‌رو شدن با دشمن بترسد، کم بیاورد، این معلوم است که این خدا را باور نکرده است. قواعد پیروزی را ندارد. این، آن قواعد پیروزی قرآنی را که حدود 10،12 قانون هست، آن را خواندیم دیگر، ندارد. اعتقاد ندارد . عرضه ندارد ازش استفاده بکند. چون خدا می گوید من همیشه یک جورم. من قانونم این هست.

قانون ثابت خدا درباره پیروزی مؤمنان

یکی از آن قوانین را برایتان بخوانم، فوق‌العاده مهم است. می‌فرماید: در سوره فتح که رهبر شهیدمان چقدر سفارش می‌کرد که شما سوره فتح را هر روز بخوانید. این آیات هست که در سوره فتح هست به ما قدرت می دهد. به شرطی که بخوانیم و بفهمیم. همانطور که ایشان سفارش کرد دعاها و زیارت هایتان را فارسی بخوانید. سوره فتح که می خوانید نه اینکه عربی بخوانیم بعد ندانیم چی خواندیم. این فهم را داشته باشیم که داریم چی می خوانیم. تدبر در قرآن بکنیم و به قول علی علیه السلام فرمود: «لاخیر فی قرائة لاتدبر فیها» در خواندنی که تدبر نیست، خیری هم نیست. بفهمیم قرآن می خوانیم یعنی چی.

خوب دقت کنید. 22 و 23: «وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا» ببینید عمومی هم هست. کافران، هر کافری، هر بی خدایی، بخواهد با شما بجنگند- قانون است. خدا دارد می گوید. پس قدر این هست. «وَلَوْ قَاتَلَكُمُ اذین کفروا» اگر آن کسانی که کافر شدند بخواهند با شما بجنگند. این می شود قدر. قضایش چی می شود؟ «لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ» فراری می شوند. حتما پا به فرار می گذارند. می شود قضا.

ببینید، خدا دارد به ما می‌گوید که اگر کفار به جنگ شما بیایند، پیروز نمی‌شوند؛ موفق نمی شوند؛ حتماً پا به فرار می‌گذارند. حتما فراری می شوند. این سنت من است، قانون من است. ببینید «ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا.» دیگر ولیّ سرپرست ناصر و کمکی ندارند. چرا؟ چون مرکز قدرت، مرکز نصرت کیه؟ خداوند است. خدا را ندارند. قدرت دست کیست؟ دست خداست. عزت دست کیست؟ دست خداست. نصرت دست کیست؟ «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» پیروزی نصرت دست خداست. پس چرا مشرکانه می‌گویید که آن‌ها زیادند، تجهیزاتشان این جوری است، ما در مقابلشان قدرت نداریم، ما نسبت به تجهیزات آن‌ها ضعیف هستیم، آن‌ها حتماً ما را شکست می‌دهند؟ یک مسئولی که در مقابل دشمن ترسید، این قطعاً فسق و شرک دارد؛ ایمان به این گفتار خدا ندارد، ایمان به قوانین پیروزی ندارد. خدا می‌گوید اگر آن‌ها به جنگ شما بیایند، حتماً فرار می‌کنند. ما فراری‌شان می‌دهیم. ما آنها را فراری می دهیم.

«لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ» حتما -ببینید حتما هم سرش آورده- حتما فرار می کنند. «ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا.» دیگر ولیّ و نصیر هم ندارند. فهمیدید مسلمانان! مومنین. شما که ادعای ایمان دارید، فهمیدید! پس برای چی می ترسید در مقابل دشمن! چرا انقدر شل اید، چرا انقدر اضطراب دارید! من خدا دارم می گویم دشمنان شما به جنگ شما بیایند، پا به فرار می گذارند.

تجربه تاریخی و معاصر پیروزی

پیامبر در تمام جنگ‌هایش پیروز شد. انبیای گذشته، آن‌هایی که برایشان درگیری نظامی برایشان پیش آمد، همه پیروز بودند. موسی دست‌خالی را خدا هم می گوید من آن جوری پیروزش کردم. ابراهیم دست‌خالی را این جوری پیروزش کردم. جنود طالوت و جالوت را با وجود آنکه خیلی کم بودند، من آن جوری پیروزشان کردم. ده‌ها نمونه در قرآن می آورد که به تو بفهماند- قرآن خواندن یعنی همین دیگر، بخوان تا این قواعد را درآوری. داستان که نمی خواهد برای ما بگوید. می گوید این داستان‌ قاعده زندگی شماست. این داستان‌ داستان زندگی شماست. این داستان را بدانید که تاریخ دائماً تکرار می‌شود. قواعد تاریخ دوره ای است، ریاضی است، تکرار می‌شود.

الان از کجا بدانم زردآلود بکارم، در می آید؟ انار بکارم، در می آید؟ خدا می گوید قوانین گذاشتم برای کاشت زردآلو، انار، هندوانه، خیار، سبزی، هر جا بکاری، شرایطش رعایت بشود در می آید دیگر. دیگر تردید ندارد. قانون خداست. سنت خداست.

چرا دشمن وقتی با شما درگیر می‌شود، شکست می‌خورد حتما؟ چرا شکست می خورد؟ از کجا بدانیم پا به فرار می گذارد؟ می گوید منِ خدا پشتیبان شما هستم. من، خدا کنار شما هستم. آنها چرا شکست می خورند و فرار می کنند؟ ما الآن در این جنگ 40 روزه خودمان هم دیدیم. دشمن چه جوری پا به فرار گذاشت؟ چه جوری التماس کرد، در جنگ دوازده روزه چه جوری پا به فرار گذاشت، التماس کرد برای مذاکره؟

هیچ وقت دولتی که، کشوری که دارد پیروزی می شود و می تواند دشمنش را نابود بکند، به نظر شما می آید التماس کند برای مذاکره یا نه؟ آره! دشمنی که اعتقادش این هست که باید تو را نابود کند، کشورت را نابود بکند، به قول خودشان تمدنشان را نابود بکند، دستش به شما برسد، می گوید یکی از این مردم را زنده نگه ندارید، حتی بچه‌هایشان را بکشید، یک کشوری که اعتقاد دارد باید ریشه این ملت باید کنده بشود، حالا آمده در جنگ، و شما باهاش برخورد و خدا هم پیروزتان کرد. بعد التماس کنند که بس کنید، آتش بس. این از روی قوتش هست یا روی ضعفش؟ روی ضعفش. مگر می شود یک کسی در حال پیروزی باشد، بعد بگوید -دشمنی که می گوید قرنهاست می خواهم نابودش کنم. قرنهاست. بیش از دوهزار سال، دوهزار و هشت سال است دارند تلاش می کنند که این کشور را نابود کنند. بعد در یک جنگ که داری پیروز می شوی ولش می کنی. می گویی بیایید با هم دوست باشیم. «بیایید مذاکره کنیم.» اگر تو پذیرفتی، ترس از توست، ضعف از توست. هیچ وقت کسی که دارد پیروز می شود نمی رود بگوید بیایید با هم مذاکره کنیم. هدفش را تامین می کند. اگر قرار هست این دشمن نابود بشود. امام فرمود اسرائیل غده سرطانی هست. یعنی همیشه بیماری و درد و مرگ تولید می کند. هر جا کره زمین باشد. اینها مرگ تولید می کنند. نابودی، «یهلک الحرث و النسل» اقتصادتان را نابود می کند. نسلتان را هم نابود می کند. با یک همچین دشمنی تو الان با آن درگیر شدی. آمده التماس می کند ده تا واسطه فرستاده آتش بس. بعد تو هم می پذیری. دوباره می رود تجهیز می شود می آید حمله می کند، امامت را زده کشته، نائب امام زمانت را کشته. باز دوباره چرا الان! چقدر التماس کرد که بیایید مذاکره کنیم. خب.

خدا، ولی و نصیر مؤمنان

چرا؟ می‌گوید: « لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا.» آن‌ها خدا ندارند. نه سرپرست. شما سرپرست دارید؛ من مولایتان هستم. مولا بالای سرتان هست. نصیرم. «نصیر» غیر از «ناصر» است. ناصر، شما در ذکرهایتان که ما در ذکرهای عمومی که دادیم که صبح ها بخوانید یکی اش ناصر است 341. یا ناصر. خدایا کمکم کن. در همه ابعاد. جسمی روحی مادی معنوی. هر کس قدرت می خواهد کسب کند نصرت الهی را، از امدادهای غیبی می خواهد استفاده کند، نه روند طبیعی زندگی. نصرت ویژه لازم دارد. خب بگوید یا ناصر. خوب است. خدا هم کمک می کند. خدا اگر ببیند تو کمک می خواهی، کمکت نمی کند؟ چرا حتما کمکت می کند. ولی نه . ناصر نیست. نصیر است. یعنی خیلی کمک می کند. صفت مشبهه است، خیلی کمک می کند. ویژه بهت می رسد.

می‌گوید: آن‌ها نه ولیّ دارند، نه نصیر؛ شما هم ولیّ دارید، هم نصیر. آیه 22. اگر با شما بجنگند حتما فرار می کنند. چون آنها نصیر ندارد، ولیّ ندارد. شما هم ولیّ دارید هم نصیر دارید. قطعا پیروزید.

دلیل؟ تجربه. جنگهای پیغمبر را ببینید. اگر تو ایمان داشته باشی، ولی و نصیر داری، در همه جنگ ها پیروز می شوی. پیامبر یک جا شکست خورد؛ همان جایی که عِدّه و عُدّه‌اش از دشمن بیشتر بود. همان یک دونه جنگ شکست خورد. تازه شکست هم خوردند پا به فرار گذاشتند ولی توبه کرد، خدا در همان جنگ هم پیروزشان کرد. یعنی فهمیدند نباید به عِدّه و عُدّه نگاه کنند.

مسئول، شعام، وزیر، فرمانده ای که در جنگ، محاسبات جنگی می نشیند فکر می کند که دشمن چقدر دارد و ما چقدر داریم، اصلا رفت روی شرک، موضوع شرک‌آمیز، اسلحه فقط. آقا شما هشت سال در جنگ دفاع مقدس در مقابل دشمن همه جوره کم داشتید و پیروز شدید. این را خدا بهت نشان نداد هشت سال را! نشان نداد بهت که تو با اینکه همه جوره در مقابل دشمن کم داری، من کمکت می کنم.

نگاه امام به امداد غیبی

این خاطره را باز تکرار می کنم. رهبر شهیدمان فرمود: فرمانده‌ها به من گفتند که-فرمانده های نظامی، فرمانده های نیروی هوایی- «آقا، همه هواپیماهای ما تا ماه آینده از کار می‌افتند. بیشترین هواپیمایی که دوام می آورد جنگی ها زودتر، باربری یمان هست همین 330 که آن هم نهایتا تا یک ماه». خب فرمانده است آمده گزارش داده. فرمانده است. متخصص است، آمده گزارش داده. نظرش متخصص است دیگر. قابل احترام است. قابل تامل است. آقا فرمود: من خودم هم نگران شدم و به امام گفتم سلام الله علیه. گفت امام که گوش کرد، خندید به من و گفت: «چی می‌گویی شما، اینها چی می گویند، بگو بروند بجنگند.» این امام جامعه است؛ قدرتش را با غیب بسته قبلا. وگرنه انقلاب نمی کرده، خود انقلب معجزه‌ترین حادثه قرن است. شما فکر کن الان امام در تبعید است عراق، مبارزان همه در زندان هستند، نیروزی بیرونی مبارز هم نداری خیلی. شاه حاکم است، ارتش حاکم است، ساواک حاکم است، آمریکا و اسرائیل حاکم است. چند درصد پیروزی می‌دهی؟ صفر. بزرگانی مثل شهید مطهری، مثل شهید طالقانی، مثل شهید بهشتی، خودشان دارند می گویند ما اصلا احتمال پیروزی نمی دادیم. بعد بیایی بگویی ببین امروز 15 دی 56، امروز، پس فردا انقلاب می شود و پیروز می شوی. کسی می پذیرد از تو؟ نه. نه. پس چه جوری پیروز شدی؟ امام دارد جواب می‌دهد: این برنامه و نقضه خود خدا و صاحب‌الزمان علیه‌السلام بود. اصلی ها تصمیم گرفتند انقلاب کنند و پیروز کنند، کسی می‌توانست جلویش را بگیرد؟ نه. این مشکل توست که نمی بینی اینها را. هی دودوتا چهارتا میکنی.

خدا، مولای مؤمنان

«ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِینَ لَا مَوْلَى لَهُمْ» خدا مولای مؤمنین است و کافرین مولا ندارند. آن هم مولای یعنی خدای قدرت مطلق. پیروز مطلق، شما مولا دارید دارید می رود سر جنگ. مولا دارید. مولا همه قدرتها دست اوست. اگر ترسیدی، امام فرمود بترسید دین ندارید. یعنی اصلاً مولا را قبول نداری تو.

مسئولی که می‌گوید من مؤمنم، چنین و چنان اما ترس برش می بردارد در مقابل دشمن، عقب‌نشینی می‌کند، می‌گوید: «طاقت نداریم»، «نمی توانیم». «لاطاقه لنا الیوم» امروز ما دیگر نمی توانیم واقعا، امروز شکست می خوریم حتما، مشکل بعضی از سیاسیون ما و تصمیم گیر ما این است که یا قرآن نمی‌خوانند، یا قرآن نمی‌فهمند، اعتقادی به آن ندارد. در قلبشان نمی رود. فقط قرائت است. آقا قرآن دارد می گوید اینها در اوج ضعف ، پیغمبر آن داستانش 23 سال پیروزی، بعد در ضعف دارد از انبیای گذشته، چی گفتند؟ چی لازم بود برای پیروزی؟ ایمان بالا به خدا لازم نبود. «یظنون» یک مقدار ایمان، همه اش هم نه که آقا ما بالاخره خدا کمکمان می کند. «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» چه بسیار گروه اندکی که به گروه بسیار پیروز می شود به اذن الله. اینها الله نیست. اگر الله را ندیدی شکست می خوری. اگر ملائکه را ندیدی شکست می خوری. اگر دیدی شان هستند دیگر کنارتان، کمکت می کنند.

دعای عرفه و حقیقت خداداری

امام حسین علیه‌السلام در دعای عرفه چی عرض می‌کند: «مَاذَا» ببینید. خیلی قشنگ است. این فرمایش امام در دعای عرفه همه تان می خوانید این را. «ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» چی دارد کسی که تو را ندارد. چی دارد وقتی که تو نیستی کمک. ناو دارد؟ اف 35 دارد؟ شما که امام تان که اتصال به آن کانون غیب دارد، نایب امام زمان است، می گوید بله ناو البته وسیله خطرناکی هست با همین آرامش، ولی از همه خطرناک تر آن اسلحه ای هست که ناو را به قعر دریا می برد. و ما داشتیم می توانستیم به قعر دریا ببریم، ولی خب اجازه ندادند به رزمنده های ما به قعر دریا ببرند. اف 35 هست؟ خدا می گویدمن کمک می کنم که بزنیمش. نکرد! چرا. آدم ترسو بی دین هست، آدم ترسو یعنی غیب را اصلا نمی بیند. حالا بحثش را من شروع نکردم. من الان تازه دارم مقدمه می گویم تا وارد بحث شویم. وارد بحث امدادهای غیبی بشویم. اصلا غیب یعنی چی. خدایا چی دارد کسی که تو را ندارد! «وَمَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ» کی را ندارد، کسی که تو را دارد؟ اگر کسی تو را دارد، کی را ندارد!

تمام بدبختی‌ها، نکبختها، ترس‌ها، اضطراب‌ها، گدایی‌های عاطفی، آویزان بودن به این و آن، تمنا و التماس اینکه دیده بشویم، یک کسی ما را احترام بگذارد، یک کسی ما را ببیند، یک کسی از ما خوشش بیاید، یک کسی ما را تحویل بگیرد، یک کسی برای ما به به و چه چه بکند، یک کسی کارمان را تأیید بکند، رقابت، حس رقابت، اینها همه، علو، روی دست کسی بلند شویم، ما بهترین باشیم، کار ما یک باشد، همه اش همین توهمات این جوری، همه اش مال این هست که انسان خدا را ندارد. اگر کسی خدا را داشت، هیچ‌وقت ذهنش وارد این جریانها نمی‌شود؛ حتی در امور مقدس.

معیار توحید در موفقیت دیگران

یکی از علما به امام گفت: «چقدر خوب شد که قم غلبه کرد بر نجف.» چون در روایت داریم در آخرالزمان علم از کوفه می آید کجا؟ قم و از آنجا به همه دنیا می رود. این چقدر ذوق زده شده بود که به امام گفت حوزه قم الان سرآمده شده. امام فرمود: «چه فرقی دارد مگر» بعد امام به این عالم می گوید: «شما از دایره توحید خارج شدید.» اگر هدف خداست، دین خداست، چه فرقی می‌کند کوفه این کار را بکند، نجف این کار را بکند، قم این کار را بکند، اصفهان بکند، نمی دونم شیراز انجام بدهد؟ کار برای دین خداست. ما پیروزی می خواهیم، ما ظهور می‌خواهیم. هر کس کمک کرد دمش گرم. هر کس به ظهور کمک کرد بهتر از ما قوی تر از ما، خوشحال می‌شویم و دعایش می‌کنیم. نه اینکه بگوییم از ما جلو زدن. اینها جلو افتادن. همین ذهنت آمد، نمی دونم فلان شخص، فلان عالم، آن عالم اگر موفق هست، پس خوشحال شو دیگر. اگر تو واقعا توحید داری خوشحال شو.

عععع این عالم آمده الان فالورهاش از من بیشترند. کسانی که پشتش اقتدا می کنند، بیشترند، شاگردهاش بیشترند. کانال این از کانال ما پرجمیعت تره. من ناراحت بشوم بهم بربخوره. اگر تو بهت بربخوره توبرای خدا کار نمی کنی. برای نفست داری کار می‌کنی. تو نفسانی داری کار می کنی.

مدیریت خدا و نگاه به حوادث

خدا رحمت کند مرحوم شهید باقری را، فرمود اگر برای پیروزی کار می کنید پس شما هوای نفس دارید. شما وظیفه تان را باید انجام بدید. خدا. خدا می گوید برید حالا. با نتیجه کاری نداشته باشید. مگر امام حسین می خواست برود آنجا پیروز بشود. البته خب باطنا پیروز شد. ظاهرا شکست بود. امیرالمومنین ظاهرا شکست بود. امام حسن شکست خورد ظاهرا. امام حسین شکست خورد ولی آنها دنیا را نجات دادند. جهان را چنان زیبا برنامه ریزی کردند که با شکستهای ظاهری شان پیروزی آوردند برای غلبه دین خدا بر جهان و ظهور امام زمان. خیلی زیبا برنامه ریزی کردند ولی ظاهرش شکست. اگر کربلا ماجرا نبود، الان ما مگر دین داشتیم؟ معنویتی در طول تاریخ می ماند؟ دینی می ماند؟ نه. آن کشتار فجیع، آن حادثه فجیع، به آن مصیبت اعظم دیگر نیاز بود تا دین بماند. اگر الان این بچه های غزه نبودند، جهان ده ها سال به ظهور نزدیک می شد؟ نه. ما می گوییم خدایا یعنی تو واقعا وایستادی نگاه میکنی تا بچه های غزه تکه تکه شوند، این غزه ایها این جوری. نمی فهمی. با خدا کل کل می کنی اعتراض می کنی به خدا. کسی که به خدا اعتراض می کند نمی فهمد خدا چیه. فکر می کند از خدا مهربان تره، بعد بابا تو یک قطره از اقیانوس رحمت را خود خدا بهت داده. یعنی تو از خدا مهربان تری، از خدا بیشتر می فهمی. خدا می گوید خون همین بچه ها هست که ظهور را، فرج هشت میلیارد انسان را ده سال جلو می اندازد. همین خون هست که مسلمان، مسیحی، یهودی را در یک صف علیه استکبار و صهیونیست جمع کرد. تو این را می فهمی که داری به خدا هی نق می زنی. آقا خدایا تو ایستادی که ولیّ ات امام حسین این جوری بشود، علی اصغر این جوری بشود. علی اکبر این جور بشود. خدایا یعنی تو ایستادی ناموست سیلی بخورد، بین در و دیوار پهلوش بکشند و شهید بشود!

ما به مدیریت خدا اعتراضی نداریم، ولی می‌توانیم مدیریت مدیرانمان، بعضی از مدیران فرمانده هایمان را که طبق قانون خدا عمل نمی‌کنند، انتقاد کنیم. نه اینکه بگوییم آی بی‌ایمانند یا خائنند، چنین و چنان اند، نه. بگوییم بیایید برای مردم توضیح بدهید چرا برخلاف قانون-قانونی که رهبر مشخص کرده، امام مشخص کرده، امامین انقلاب مشخص کردند، قرآن دارد می گوید عمل نمی‌کنید. دلیلی دارید، شما چیزی می فهمید که بقیه نمی فهمند. شما چیزی می دانید که بقیه نمی دانند. وقتی که یک امام صدو هفتاد بار به شما می گوید مذاکره خیانت است، بی غیرتی است، بی شرفتی است، حماقت است. 170 بار دارد بهتون می گوید، شما اصرار دارید مذاکره کنید شما چیزی بیشتر می دانید که کسی نمی داند. چیزی بیشتر می فهمید که بقیه نمی فهمند. امام نمی فهمد، جامعه خواص عوام هم نمی فهمند، اگر چیزی هست بیاید بگویید لااقل. بیایید به مردم توضیح بدید که آقا ما یک چیزهایی می فهمیم که بالاتر از فهم امام و رهبر جامعه است. بالاتر از فهم خواص و علماست. بالاتر از فهم مردم است. چیزهایی ما می دانیم و می بینیم . بیایید به مردم توضیح بدید. نمی گوییم شما بی ایمان و منافق و خائنید . بیاید توضیح بدید. دلیل بیاورید.

سنت تغییرناپذیر خدا

«الهی ما ذا وجد من فقدک» چی دارد کسی که تو را ندارد؟ «و من ذالذی فقد من وجدک» چی ندارد کسی که تو را ندارد. چه کسی را ندارد وقتی که تو را دارد. می گوید آنها چون خدا را ندارند ولیّ ندارند. قاعده را دقت کنید. امام حسین علیه السلام چی عرض می کند به خدا؟ چی دارد اونی که تو را ندارد. دشمن ندارد خدا را . قدرت، کانون قدرت، کانون نصرت، کانون عزت ندارد. ملائکه را ندارد و شما دارید. حالا دقت کنید: «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي» ببینید چقدر زیباست. برای آینده. یک کسی نگوید آن طالوت و جالوت بود. آن برای پیغمبر بود. به ما چه. نه. آیه 23: « سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ» این سنت خداست که همیشه از قبل بوده. انبیای قبلی هم همین جوری بود. چون آیه خطاب به زمان پیغمبر است. می گوید نترسید. شما اگر بروید جنگید حتما دشمنانتان فرار می کند. این سنت من، قانون من، «وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تحویلا» در قانون خدا تبدیل و تحول نمی بینید. تغییر نمی کند. یعنی خدا مثلاقانونش مثلا بعد از یک میلیون سال می شود 2*2=5 تا؟ یا مجموعه زوایای داخلی مثلث از 180 درجه میشود 181 درجه! اگر آب در صددرجه به جوش می آید، مثلا 500 سال بعد می شود 99درجه جوش می آید؟ قانون خدا ثابت است. اصلا این را دقت بکنید. قانون امداد غیبی ثابت است. این را مسئولین ما نمی فهمند بعضی ها. بودن خدا، فرشتگان، نصرت الهی، و امدادهای غیبی، فرشته ها تازه یکی اش هستند، این ثابت است. این را هیچ کس نمیفهمد. هیچ کس نمی فهمد در برخورد با دشمن، در برخورد با مشکلاتش، در زندگی فردی و اجتماعی، دو دو تا چهارتا نیست. دو دوتا گاهی وقتها صدها برابر می شود.

ترس از آینده، نشانه ضعف ایمان

این که می‌گوید: «وضع مالی‌ام خوب نیست بچه دار نمی شوم، کی می خواهد تربیتش بکند»، چون این دچار ضعف ایمان و شرک است. ضعف ایمان و دچار شرک. «ازدواج نمی کنم چون وضع مالی مان خوب نیست الان من ازدواج بکنم» برای این هست که ما دچار فسق شدیم. خدا را باور نداریم. آدمی که ترس از آینده دارد، پس خدا را قبول ندارد. شیطان چندتا حمله داشت؟ عقب جلو راست و چپ دیگر. حمله جلو آینده است. آدمی که نسبت به آینده ناامید هست، این اصلا دین ندارد. این را قرآن می گوید. رهبر شهیدمان هم در تعریف دینداری می‌گوید. آینده چی می شود، بعدا چی می شود، الان چطور می شود. همه اش ترس دارد.

می گوید چی؟ این قانون من است. «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ». خب حالا چی؟ می گوید یک قانونی هست همیشه وجود داشته که اگر دشمن با شما بجنگد حتما پا به فرار می گذارد. چرا؟ چون من هستم. چون من هستم کمکتان. شما نگاه به عده و عُده نکنید. نگاه به عده و عده نگاه غلطی است. اگر قرار بود این نگاهی که الان بعضی ها دارند و به واسطه اش تن می دهند به دستورات دشمن، در اول انقلاب بود که انقلاب پیروز نمی شد. آقا فرمود اگر قرار بود انقلابیون که زمان شاه آن وضعیت که همه در شکنجه، زندان، تبعید و فراری، بودند اگر قرار بود ناامید بشوند که انقلابی صورت نمی گرفت. قانون این است. دیگر انقلابی نمی شد. اگر قرار بود بترسیم در مقابل کل کره زمین که آمدند به جنگ ما در این هشت سال که پیروز نمی شدیم. چه رزمنده هایی داشتیم. چه خانواده شهدایی، چه همسران شهدایی، چه پدر ومادرهایی شهید. چه آدم هایی بودند اینها!. الان ما ابرقدرتیم بعضی ها می ترسند. آن موقع دست خالی بودیم مردم نترسیدند رفتند با کل دنیا، درگیر شدند و پیروز شدند. الان هم الحمدلله رزمندگان ما توده مردم ما درست فکر می کنند. آنهایی که در میدانند، آنهایی که در میدان رزم هستند یا میدانهای خیابان هستند همه درست فکر می کنند. همه یقین دارند همه مومن اند. می دانند که پیروزند.بقیه که به اینها می گویند سرجاتون بنشیند، اینها را محدود می خواهند بکنند، یا محدود کردند و می کنند، آنها هستند که باید در ایمانشان تجدیدنظر بکنند. در اعتقادشان به خدا، در ایمانشان به خدا باید تجدیدنظر بکنند.

«و لن تجد لسنت الله تبدیلا» تو نسبت به قانون خدا تبدیلی نمی بینی، عوض نمی شود قانون خدا. دارد قلبت را محکم می کند. می گوید قانون است ریاضی فکر کن. قانون است. همانطور که دو دوتا چهارتا، هر وقت دشمن با شما جنگید نتیجه اش فرار دشمن است. من دارم به شما میگویم. من خدا دارم به شما می گویم. به شرط چی؟ همان شرایطی که تا الان خواندیم در تفسیر موضوعی: صبر، استقامت، ایمان، توکل، تقوا، و از این طرف چی؟ درخواست کمک، درخواست زبانی و قلبی، دعا. چهارمرحله بود دیگر که گفتیم دعا، ذکر، توسل و از همه قوی‌تر که شکل همان دعاست چی؟ تضرع و استغاثه.

من الان در میادین می روم. من الان تمام این شبها در میدان بودم خودم یا قم بودم یا تهران بودم یا اصفهان بودم یا مشهد یا شهرهای دیگر بودم. اراک بودم. همیشه بودم. دو تا سه تا شب رفتم میدان. بعضی از شبها یکی ، بعضی دو تا، بعضی سه تا، بعضی چهارتا، بعضی از کسانی که میدان دارند، توجه ندارند. چون قوانین را بلد نیستند فکر می کنند همه باید جمع شوند آنجا صرفا این کارهای معمول بکنند. خدا می‌گوید شما باید زاری داشته باشید. باید بخشی از دو ساعت برنامه ای که آنجا هست، زاری باشد. مداحی که بتواند مردم را برنامه ای که بتواند مردم رابه زاری وادار کند. یعنی خدایا ما هیچ کاره ایم و به هیچ کس جز تو امیدی ندارم. تا تضرع نیاید نصرت نمی‌آید. تا ایجاد یک اصلی نشود نصرت نمی آید . اگر در مدیریت دعاها روضه ها نه فقط در میدان ها شبها، هر جایی که دعا هست، در حرم ها روزها در بعدازظهرها، شبها، هر جا که مراسم هست ماه رمضان غیرماه رمضان محرم صفر هر وقت، آنجایی که تضرع نیست اشک نیست مهندسی نیست کار. کار آنجا مهندسی شده نیست. باید بخشی از برنامه اظهار یاس و ناامیدی از غیر خدا باشد تا نصرتش بیاید. والا خدا نصرتش را نمی فرستد. خدا می گوید من کمکتان می کنم به شرطی که شما. برای همین پیغمبر می گوید وقتی دو تا لشکر با هم روبرو شدند، قرآن فرمود چی؟ خواندیم در قواعد، یکی از قواعد پیروزی غیر از دعا، ذکر بود. «فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِیرًا.» زیاد ذکر بگویید. پیامبر فرمود: زیاد حرف نزنید در جنگ؛ مشغول حرف زدن با هم نباشید. چکارکنید اگر می‌خواهید پیروز شوید؟ ذکر بگویید. «حیدر، حیدر»، «لبیک یا مهدی»، «لبیک یا حسین»، «یا زهرا»، «یا علی»، «الله أحد» و از همه اینها بالاتر چی؟ «الله اکبر». تکبیر. همینهایی که شب‌ها می‌گویید، از ده‌ها موشک صدها موشک قوی‌تر است علیه دشمن جمع می شوند. بعضی از احمق ها می گویند که یعنی چی جمع می شوند اینجا، این چه کاره ای دارد، چه فایده ای دارد؟ جمع می شوند که چی بشود؟ الان چکار می کنند؟ بعضی ها انقدر نادان هستند که می گویند: خب نگاه کنید جمع شدن ما چه فایده ای داشت؟ ببیند اینها رفتند مذاکره، بستن برای خودشان، از این حرفها. نمی داند که اینها فتنه هاست. فتنه ها ثمر ندارد. از این چیزها ما قبلا هم داشتیم. ما برجام هم داشتیم. چیزهای دیگر هم داشتیم. خیلی چیزهای دیگر هم داشتیم و خدا همه را باطل کرده و شما را به پیروزی رسانده و جلو آورده. ترس برای چی داری. اضطراب برای چی داری؟ چرا فکر میکنی کشور دارد نابود می شود؟ چرا فکر میکنی ما الان داریم شکست می خوریم؟

اطمینان به وعده الهی

قدرت دست شماست. قوانین دست شماست. در میادین دارید. ذکر دارید، توسل دارید، دعا دارید، استغاثه دارید، خب پس عوامل پیروزی را دارید دیگر. از آن طرف الحمدلله صبر دارید. زیر آتش دارید این برنامه را برقرار می کنید. هیچ وقت ملتی روی کره زمین مثل این ملت، عوامل پیروزی را این‌قدر قشنگ جمع نکرده است. الان برای چرا می‌ترسید؟ اضطراب برای چی دارید؟ حالا مثلا ممکن است حوادث طبیعی و بالا و پایین شدن ها، این جوری بشود. برای چی الان می ترسید شما؟ برای چی فکر میکنید نابود می شوید؟ چون مذاکره هست؟ یا چون فلان چیز فلان چیز؟ نه. خدا بنایش این است که شما را پیروز کند. ممکن است حادثه پیش بیاید، رهبرتان شهید بشود، ممکن است فرمانده‌هایتان را بزنند، اما مثل همین بار که رهبرتان شهید شد و فرمانده هایتان را زدند، کی پیروز شد به جنگ؟ کی ابرقدرت شدد؟ شما. باید این را باور کنیم.

جمع‌بندی

بله حوادث هست، سختی‌ها هست، حوادث هست، اتفاقات تلخ هست، توطئه هست، نفاق هست، کودتاگران همیشه بوده‌اند؛ از اول انقلاب ما داشتیم، منافقین و کودتاگران تا الان. ضربه هم زدیند. خیانت هم کردند. فتنه کردند. این همه سال شما چند وقت یکبار فتنه دارید. اما پیروزی با مؤمنان است. 18 و 19 دی پارسال تان که یادتان نرفته. ولی پیروزی با کیست؟ پیروی با کیست؟ با شما. لذا فرمود شک نکنید که پیروزید. خداوند برای این ملت شکست قرار نداده. ولی حوادث آقا فرمود: نتیجه طبیعی حرکت به سمت قله است، روی حرکت به سمت قله ما ریزش هم داریم، خیلی ها کم می آورند، رنگ عوض می کنند، خب بله اینها هست؛ از عالم و عامی همه همین طور هستند. ممکن است بریزند. خب بله باید ببینیم کی می آیند. چطور در عاشورا آن همه خواص اصحاب پیغمبر بریدند، نیامدند با امام. بریدند دیگر. مردم بریدند. ولی امام حسین علیه‌السلام پیروز شد.

پس سنت یادمان نرود. این یک جلسه، اول تازه مقدمه ها را گفتم، برای اینکه یواش یواش عمیق‌تر بشویم در این ماجرا تا فهم عمیقی از نصرت خدا و «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» داشته باشیم. یواش یواش انشالله یک ذره عمیق تر فکر بکنیم. این باید را تمام مردم بفهمند این قواعد؛ بخصوص از توده مردم که می فهمند بیشتر از مردم می فهمند کی باید بفهمد؟ آنهایی که تصمیم‌گیرنده هستند. خدا دارد با آنها سخن میگوید.

اگر ما این آیات را زیر پا گذاشتیم، روایت را زیر پا گذاشتیم، فرمایشات امامین انقلاب را و امام جدید را زیر پا گذاشتیم، یعنی اینکه نمی خواهیم گوش کنیم به این حرفها یعنی یک مشکلی خودمان داریم یعنی یک ریگی در کفش های ما هست. یک مشکلی در ایمان ماست در اعتقاد ماست اگر نخواهیم قبول کنیم والا قانون، قانون است؛ دارد همین قانون با شما سخن می‌گوید.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.