جلسه 009 - تفسیر موضوعی قرآن؛ موفقیت و پیروزی
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - تفسیر موضوعی قرآن؛ موفقیت و پیروزی

تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه نهم 07/03/1405

سلام علیکم و رحمة الله.

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ.

سلام، صلوات، درود، رحمت، خیرات، مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان

(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، امامزادگان واجب‌التعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، اولیای الهی، شهدا، امام شهیدمان و امام‌الشهدا. بلند صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه.

قدرت مطلق الهی و اتصال لحظه‌ای انسان به خالق

بحثمان درباره عوامل پیروزی است؛ چه چیزهایی در زندگی برای انسان موفقیت و پیروزی می‌آورد. این نکته را باز هم هر دفعه تذکر می‌دهم خدمت عزیزان که تمام حول و توان، حول و قوه از آن خداست. این خداست که حتی یک پلک زدن ما، یک نفس کشیدن ما به اذن اوست؛ یعنی دم و بازدمی که شما دارید نفس می کشید، هر جاش بخواهد قطع می‌کند. در قرآن می‌فرماید خدا اگر اراده کند، در یک لحظه در یک کمتر از لحظه همه شما را جمع می‌کند «و یأت بخلق جدید» یک خلق جدیدی ایجاد می‌کند. خوب دقت کنید، برای خدا این است؛ پس ما دائکت لحظه به لحظه سر سفره خداییم. آن به آن خدا اراده جدید می‌کند نسبت به ما: برای نفس کشیدنمان، زنده بودنمون، از خواب بیدار شدنمون، خوابیدنمون، غذا خوردن و همه کارهایمان. لحظه به لحظه ما داریم از خداوند آن به آن توان می‌گیریم، قوه می گیریم از خداوند تبارک و تعالی.

خداوند یکی از اسماش «دائم» است. شب‌های جمعه می‌خوانیم ده مرتبه «یا دائمَ الفَضلِ عَلَی البَریَّةِ»؛ ای کسی که فضلش بر مخلوقات دائم است. بارشش، بارش لطفش دائمی است، عنایتش کرمش دائمی است. بندگان خدا اگر زندگیشان به گره و مشکلی می‌خورد، برای این هستش که رابطه‌شان را با الله خراب می‌کنند. خودشان روشی را انتخاب می‌کنند در سبک زندگی که محروم می‌کنند از دریافت فیض؛ کما اینکه خداوند می‌فرماید اراده من این است شما همیشه در زندگیتان آسایش داشته باشید: «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ». خدا اصلاً نمی‌خواهد سختی بکشید، برای همین من دستوراتم را به گونه‌ای تنظیم کردم که شما همیشه در آسایش باشید و سختی نکشید؛ یعنی در بعد جمادی وضع مالیتان خوب باشد، برکت داشته باشید، سلامت داشته باشید، در بعد خانوادگی و اجتماعی موفق باشید، در بعد عقلانی موفق باشید، در بعد معنوی هم همین‌طور. اما خود شما یک جا رابطه را یکجا قطع می‌کنید؛ مثل مثلا وقتی که تلفن می‌زنید، دارید صحبت می‌کنید و یک‌دفعه قطع می‌شود؛ اینجا آنتن نمی‌دهد؛ یعنی آنتن قطع شده که تماس قطع شده، می‌گویی بروم یک جایی بایستم که آنتن بدهد. تماس این طور نیست که قطع شود، اگر قطع شده یعنی این ارتباط با مرکز قطع شده و حالا دیگر تماس شما هم قطع است.

ما با خدا وقتی که در زندگیمان خودمان می آییم کار را خراب می‌کنیم، مثلاً نماز اول وقت نمی‌خوانیم، خب این

گند زدن به رابطه با خداست؛ چون تو عبدی، ذاتاً بنده آفریده شدی و هر چه مربی می‌گوید باید بگویی چشم، چون اصلاً برای همین آفریده شدی. بعد نماز نمی‌خواند یک کسی یا نمازش را اول وقت نمی‌خواند یا حضرت می‌فرمایند به جماعت بخوانید، کسی که نماز جماعت عمداً شرکت نمی‌کند بهش نگویید مسلمان، این یهودی یا مسیحیِ امت من اشت که می‌تواند نماز جماعت برود نمی‌رود؛ یا وظایفی که انسان نسبت به پدر و مادرش دارد انجام ندهد وظایفی که نسبت به فرزند و همسرش دارد زیر بارش نرود، این باعث می‌شود که شما خودت رابطه را خراب می‌کنی، فیض قطع می‌شود.

برکت در حرکت و ازدواج با توکل بر خدا

ازدواج می‌خواهی بکنی، می‌گوید خب تو باید بروی در معرض ازدواج قرار بگیری تا من رزق و روزیت را بدهم. اما اینکه نه، من اول باید خونه‌دار شوم، پولدار شوم، نمی‌دانم جهیزیه آن‌چنانی داشته باشم، نمی‌دانم... خدا می‌گوید حالا حالاها برو بدو تا این چیزها تهیه بشود! من می‌گویم تو باید امیدت به من باشد فقط. دست خالی برو ازدواج کن، برو شروع کن اقدام. از تو حرکت از من برکت، بگویید برکت بعد از حرکت توست. یعنی شما باید خودتان را به سمت کانون رزق و روزی و برکت ببرید، آن‌وقت برکت می‌آید سراغتان؛ یه قانون است. می‌گوید بچه‌دار نمی‌شوم چون هزینه‌اش را نمی دهم، خدا می‌گوید من هزینه تو را بابت بچه می‌دهم بهت؛ بچه‌دار شدی هزینه می‌دهم بهت، نشدی نمی‌دهم بهت. رزقِ را من به تو نمی‌دهم، رزق قانونش این است یا همسر یا فرزند: «البَرِّکه مَعَ النِّسَاءِ وَ الوَلَد». همین الان تو مهمونِ بچه‌هاتی؛ بچه‌ها که پدر و مادر نیستند! این اشتباهیه که ما می‌کنیم، می‌گوییم که رزقش را از کجا بدهم؟ هزینه‌اش را کجا بدهم؟ خدا می‌گوید بابا تو همین الانش هم که زنده‌ای، من بهت شغل دادم، داری نفس می‌کشی، هستی، به خاطر اون بچه است که تو زنده‌ای، الان داری رزقت می‌رسد، به خاطر همسرته. اشتباه فکر نکن؛ فکر نکن ما نان‌بدی همسر و بچه ها‌مونیم، نه. ما نون‌خورِ زن و بچه‌مونیم! خدا می‌گوید مگر من رزق را به خاطر یک زن می‌دهم؟ زن برکت می‌آورد، بچه برکت می‌آورد. اگر تو قطعش بکنی، من هم قطع می‌کنم؛ این اصلاً قانون خلقت است. قانون خلقت است. این جوری است.

جهاد، رمز پیروزی در میادین اجتماعی و سیاسی

در پیروزی هم همین‌طور، به‌خصوص در پیروزی‌های اجتماعی و سیاسی و نظامی خدا می‌گوید تو بیا وسط، باشد من بهت کمک می‌کنم. یکی از آن قواعد در پیروزی، جهاد است. خدا می‌گوید اگر شما دشمن می‌خواهد بیاید شما را نابود کند، کشورتان، جانتان، امامتان، منابعتان را چشم طمع دارد بهتون تجاوز می‌کند، شما باید جهاد بکنید، برید با آنها مبارزه کنید. می‌گوید خب آخه آنها خیلی زیادند، لشکرشان زیاد است، اسلحه دارند، ما دست خالی هستیم. خدا می گوید تو چه‌کار داری آن اسلحه دارد یا ندارد؟ برای همین در قرآن داستان کی را مطرح می‌کند؟ می‌گوید ببین پیغمبرهای من یک نفره، یک نفر در توکل به من و انجام وظیفه‌اش مثل ابراهیم می‌رود یک امپراتوری را نابود می‌کند؛ یه دو تا داداش مثل موسی و هارون می‌روند فرعون را نابود می‌کنند؛ پیغمبر می‌آید تمام آن مستکبرین و طاغوت‌های زمان خودش را نابود می‌کند. تو چه‌کار داری یه نفری یا نیرو داری یا نداری، ارتش داری یا نداری؟ «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى». خدا در قرآن یک موعظه بیشتر نکرده بشر را؛ می‌گوید من یک بار یک موعظه براتون می‌کنم، تمام! این خیلی موعظه مهمی هست، می‌گوید به‌خاطر خدا، فقط به‌خاطر خدا قیام کنید، تمام! چه دو نفره، چه یک‌نفره. تو به‌خاطر خدا سر پا باش، همین! بقیه‌اش با من خدا. خب خدا وقتی در قرآن به تو یاد می‌دهد که انبیا تنهایی یک امپراتوری را نابود کردند. ترست برای چیه؟ شما بیایید در میدان جهاد، بقیه‌اش با من، نترسید! نترسید! شهید سلیمانی چی گفت؟ فرمود: فرصت‌هایی که در دل تهدیدها هست در موقعیت‌ها، فرصت خودِ فرصت‌ها نیستش، امکاناتی که هست. آدم دقیقاً آن جایی که کار سخت می‌شود؛ رزق را می‌تواند بگیرد، آن موقع که شرایط بد است بیشتر رزق می‌تواند گیرش بیاید تا موقعی که شرایط همه چی خوبه... فرمود به شرطی که نترسیم و نترسانیم دیگران را؛ نترسیم و نترسم.

لذا شما نگاه کنید پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، در همه جنگ‌ها از نظر تعداد و تجهیزات از دشمن کمتر بود، خیلی کمتر بود؛ ولی در تمام جنگ‌ها پیروز شد. چرا؟ چون در جنگ آنها خودشان را نمی‌دیدند، کی را می‌دیدند کنارشون؟ خدا را، خدا کنارشان بود. لذا خدا می‌گوید من کمکتان می‌کنم، با فرشته‌هام کمکتان می‌کنم، یا عوامل دیگر... هست؛ فرشته‌ها را توضیح دادم کامل براتون، فرشته‌ها کمکتون می‌کنند، بیا وسط. اتفاقاً فقط در یک جنگ پیغمبر شکست خورد و لشکریانش پا به فرار گذاشتن که حتی بعداً دوباره توبه کردن خدا کمکشان کرد؛ آن جنگی بود که هم تعدادشلن از نظر تعداد و اسلحه بالاتر بودن، همانجا گفتند: ما حتماً پیروزیم. آن موقع‌ها که کمتر بودیم پیروز شدیم، حالا که اسلحه‌مان بیشتر، تعدادمان بیشتره؛ یعنی به‌جای اینکه ذهنشان برود پیش قدرت، ذهنشان کجا رفت؟ رفت پیش تعداد و عده و عُدّه. خدا می‌گوید خب این شرک است دیگر! تو به این نگاه می‌کنی، نصرت مال من هست، کمک در زندگی مال منه؛ تو اگر روی من هرجوری حساب کنی، من هم همان جوری پات می ایستم. روی من حساب کن منم کمکت هستم. پس می‌گوید شما بروید جهاد کنید، بقیه‌اش با من.

ما ۸ سال دفاع مقدس، ما ۱۵۷ سال قبل از انقلاب کشورمان سه برابر الان بوده، چون حاکمین ما، مردم ما روح جهادی که باید داشته باشند نداشتند، دو سوم خاک ما گرفته شد؛ آن هم با یک قدرت، با یک دشمن... اول انقلاب کل کره زمین، به قول آن خبرگزاری، خبرنگار معروف فرانسوی می‌گوید کل سیاره زمین علیه ایران آمدند وسط و ایران دست خالی و تنهای تنها همه سیاره را شکست داد؛ آمدند که این کشور را تجزیه کنند و نتوانستند، آمدند کشور را شکست بدهند و نتوانستند. چرا؟ چون تدروی دوران دفاع مقدس مردم همه آمدند وسط و روح جهاد گرفتند با خودشان، تمام.

معجزه همراهی خدا در دفاع مقدس

خدا می گوید اگر ملتی برای من بیاید وسط، من تنهاش نمی‌گذارم؛ این معجزه در کل تاریخ بشریت بی‌سابقه است. همه کره زمین؛ نه یک کشور، دو کشور، سه تا کشور، دو تا ابرقدرت اصلی شرق و غرب؛ روسیه، شوروی آن موقع بود، شوروی و آمریکا، انگلیس، اروپا، کشورهای منطقه؛ خودِ هرچی کشور بود اکثر کشورها آمدند به جنگ ایران، همه شکست خوردند. این معجزه‌ای است که ما دیدیمش و دنیا این را تجربه کرده که چه‌جوری همه جهان می‌ریزند سر یک کشور و شکست می‌خورند. سر یک ملت دست خالی، و ملت دست خالی فقط قدرتش را از کجا می‌آورد؟ از خدا می‌گیرد و پیروز می‌شود. این معجزه‌ای است که اتفاق افتاده در کشور ما و خیلیها خودشان را به نفهمی و ندیدن می‌زنند، به‌خصوص کسایی که دوران دفاع مقدس را دیدند، الان دیگر حق ترسیدن ندارند. آن موقع که یک کشور تنها بودید همه دنیا ریختند سرتون، من پاتون ایستادم؛ حالا که شما هم خودتان ابرقدرتید هم همه دنیا سرتون نریخته! مهم اینها نیست، مهم این است من کنارتان

هستم؛ حالا همه دنیا بیایند سرتون بریزند، از کرات دیگر، فایده ندارد، کسی نمی‌تواند زورش به شما برسد، جن‌ها هم بیایند زورشان به شما نمی‌رسد. وقتی من کنارتونم. عرضه این است که تو بتوانی الله را بیاوری در زندگیت؛ رفتاری، یک گناهی، یک نافرمانی انجام نده که خودت با دست خودت اهل‌بیت و خدا را از زندگیت بیرون کنی. وقتی به خدا می‌گویی نمی‌خواهم، به اهل‌بیت می‌گویی نمی‌خواهم و رابطه را گند می‌زنی؛ یک عروسی مختلط می گیری، یک جشن تولد پُر فساد می‌گیری، نمی‌دانم رزقت حلال نیست، لقمه حرام می‌آوری در خانه، خمس باید بدهی نمی‌دهی، نمی‌دانم زکات باید بدهی نمی‌دهی، باید به دیگران انفاق بکنی نمی‌کنی؛ زندگیت می‌شود پر از عفونت. بعد خدایا ما چرا مشکل پیدا کردیم؟ چرا گره پیدا کرده زندگی؟ گره برای این هستش که تو رابطه‌ات با اون خوب نیست. علی (علیه‌السّلام) چی فرمود؟ فرمود هر کس رابطه‌اش با خدا را اصلاح کند، خدا رابطه‌اش را با همه کس و همه چیز اصلاح می‌کند. تو برو سمت کانون غیب، کانون قدرت، کانون محبت، کانون رزق، همه چیز حل می شود. دست خالی برو، حل می‌شود.

پیروزی در راه خدا با توکل و یقین

ببینید برایتان بخوانم: «فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِین یَشْرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَةِ... وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا» سوره نساء آیه ۷۴.

ببینید «فَلْیُقَاتِلْ»، باید جهاد بکنید، مقاتله بکنید در راه خدا با کیا؟ با کسانی که دنیا را، آخرتشان را به دنیایشان فروختند. ببینید کلمه کسی که آخرتش را به دنیاش فروخته یعنی چی؟ رمز در آن است. یک ذره فکر کنید. می‌گوید بروید با کسی که آخرتشون را به دنیاشون فروختند جهاد کنید. کسی که آخرتش را به دنیاش بفروشد یعنی حول و قوه‌ای ندارد از جانب خدا، پشتیبانی ندارد؛ یعنی بدبخت است، بی‌همه‌کس است، ولیّ ندارد، مولا ندارد. آمریکاست، بزرگترین ارتش دنیاست، بزرگترین قدرت اقتصادی نظامی، سیاسی و رسانه دنیاست؛ آمد یک ماه جلوتر، رهبر شهیدمان گفت چنان سیلی می‌خورد که دیگه از جاش بلند نشود. گفت ناو، بله چیز خطرناکی هست ولی از آن خطرناک‌تر اون اسلحه‌ای هستش که این ناو را چیکار می‌کند؟ به قعر دریا، تمام شد! آمد حمله کرد، خب چی شد؟ همه‌اش نابود شد. دو تا چیز بود که در دنیا همه ازش می‌ترسیدند، یکی ناوش بود، یکی هواپیمای اف ۳۵ بود، هر دوشون را زدند. اصلا تمام حیثیت و ابهت آمریکا ریخت؛

یک‌طوری هم ریخت که تمام دنیا ترسیدند دیگر جلو بیایند که حالا در مورد ترس توضیح می‌دهم. من هستم «مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَى»، من می زنم، من می‌کشمشان، من خودم می‌زنمشون. شما، شما فقط بیا وسط. شما وقتی رفتی سراغ یک کسی که مولا ندارد، نیروی کمکش نیست جز همان نیروی مادی، خب پیغمبر چه‌جوری در همه جنگ‌ها پیروز شد؟ ما چه‌جوری در دفاع مقدس ۸ ساله پیروز شدیم؟ خدا می‌گوید من فرشته‌هام را فرستادم، به‌جای شما زدم دشمنتان را قلع و قمع کردم. همین‌جور هم قواعدش را گفتم، می‌گوید یک‌جا هزار تا، یک‌جا سه‌هزار تا، یک‌جا ۵۰۰۰ تا، بسته به میزان صبر شماست، میزانی که شما می‌توانید فرشته جذب بکنید، آنها می‌آیند جای شما می‌جنگند، تمام! خب حالا خدا می‌گوید چی؟ می‌فرماید که: «وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ»، هر کس قتال کند در راه خدا، چه شهید بشود چه پیروز بشه، شهید هم نشود «فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا»، ما حتما من به این یک اجر عظیم خواهیم داد. شما بیا وسط!

پاداش جهاد و ثواب شهادت برای منتظران

الان شما می‌روید شب‌ها در خیابان؛ درسته برای یاری امام زمانتان، امام باقر فرمود: کسانی که به کمک امام زمانشان می‌روند، قصد دارند به امام زمانشان کمک کنند، خداوند ثواب دو شهادت را برایشان می‌نویسد. به‌خصوص خانم‌ها، فکر نکنید که حتماً باید بروید جبهه، کسی تیر بزند شما شهید بشوید، نه اصلاً لازم نیست جبهه‌ای باشد؛ جبهه‌تون همین وسط میدان هست، که الان خیابون هست که شما می‌روید، همین که می‌روی در خیابون، دو تا شهادت برات نوشتند؛ دیگر تضمین امام باقر (علیه‌السّلام)، تمام! «نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا»، عظیم یک چیزی هست که ما نمی‌فهمیمش چیه، عظیم، ما درکی ازش نداریم؛ خدا می‌گوید من یک اجری به شما بدهم چه پیروز بشوید چه شهید بشوید. بروید در میدان، همه میدانی که خیلیها خودشان محروم می‌کنند ازش؛ تو برو در میدان، حضور داشته باش. الان که جنگ زمینی ما نداریم که نیاز باشد

اسلحه دستمان بگیریم برویم با دشمن روبرو شویم؛ جنگ‌ها هوایی هست و موشک به هم می زنند که آن هم نیرو به اندازه کافی هست؛ آن که جنگ حقیقی هست که الان نیرو لازم دارد و تو باید حضور داشته باشی، مرز نیست، خیابان هست؛ چون مرزها آمده در خیابانها، آنجا تو باید حضور داشته باشی، پای تلویزیون و مهمونی و این‌ور اون‌ور نباشی. واجب عینی هست، نه کفایی. آقا همه می‌روند ما هم دیگر ولش کنیم. حالا جمعیت که می‌ره، نه! تو نروی گناه کردی، تو نروی

معصیت کردی. ولو همه هم بروند. تو باید هر شب باید بروی در خیابان، اگر تو این را رعایت کردی خدا می‌گوید من یک اجر عظیم برایت در نظر گرفتم؛ دیگر از این راحت‌تر؟ از این راحت‌تر برای اجر عظیم؟ فقط این اجر عظیم این نیست که شهادت برایمان بنویسند، نه، همه‌جوره در زندگی ما خیر و برکت می‌آید، همه‌جوره در زندگیمان شادی، آرامش، خیر و برکت

می‌آید. دست بچه‌تو بگیر، همان بچه شیرخوارتو بگیر پاشو برو وسط میدان بایست. بغلش کن برو آنجا یک دو ساعت و برگرد؛ جهاد این هست، جهاد یعنی وسط میدان باشی. حالا میدان یا نظامی هست، اسلحه دستت بگیر برو، الان آموزش نظامی هست، باید آموزش نظامی همه ببینند. آنهایی که ندیدند بروند ببینند؛ مراکزی که آموزش می دهند، بروند آموزش نظامی ببینند. خیلی هم عالی.

وعده نصرت و شفای دلهای مومنین

بعدی را بخوانم سوره توبه آیه 14«قَاتِلُوا یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ»، خوب دقت کنید شما بیایید وسط میدان خب چه اتفاقی می‌افتد اگرشما بیایید وسط میدان جهاد کنید؟ شما بیایید وسط میدان «قَاتِلُوا» خب حالا چی می شود؟ «یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ»؛ اگر شما آمدید جهاد، نتیجه چی می‌شود؟ خدا با دست‌های شما دشمنانتان را عذاب می‌کند. دیدید دیگر در این چهل روز چه اتفاقی افتاد؟ چه‌جوری دنیا عذاب کشید، هنوز هم دارند می‌کشند، دست شما هم هست. اروپا، آمریکا، روسیه، چین، ژاپن، کره، همه افتادند به التماس؛ شدی یک ابرقدرت، همه دنیا برای نونشون، برای بنزینشون، برای نفتشون، برای سوختشون، برای کارخانه‌هاشون، برای مواد شیمیاییشون، برای همه‌چیزشون لنگ تو هستند. از یک کشور تحریم‌شونده‌ تو‌سری‌خور، تبدیل شدید به یک کشور چی؟ تحریم‌کننده؛ تو تصمیم می‌گیری کی کشتی‌اش برود، کی کشتی‌اش نرود، کی نفت داشته باشد کی نداشته باشد. خدا می‌گوید من این‌جوری پاتون می ایمیستم. من این جوری می ایستم. خدا می‌خواهد به‌وسیله شما دشمنانتان را عذاب بکند، ببینید الان چه‌جوری حرص می‌خورد از دست شماها، چه‌جوری ملت ایران شد یک قدرت جهانی. «وَیُخْزِهِمْ»، خوارشان بکند خدا به‌وسیله شما. الان خوار شدند، خوار نشدند الان؟ به‌دست شما خوارشون کند خدا؛ دیگر چی؟ «وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ»، خدا می‌خواهد شماها را کمک بکند ضد آنها. شما بیا وسط، من هستم کمکتون کنم اما تو اگر نیایی، بخواهی وسط میدان نباشی، من چیو کمک کنم؟ یک کسی آدم ترسویی هست، آدم فراری هست، آدم راحت‌طلبی هست، آدم تنبل و بی‌حوصله‌ای هست، آدم ناامیدی هست؛ این را من چه جوری کمکش کنم. نمی‌تواند دریافت کمک بکند. دریافت کمک زمانی است که تو بروی وسط ماجرا به خدا بگویی حالا به خدا بگویی من آمدم، کمکم کن.

دیگر چی؟ چقدر این آیه قشنگ هست. انگار این آیه برای امروز نازل شده: «وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ»؛ خدا می‌خواهد دل قوم مؤمن را شفا بدهد؛ دل‌هاتان، آهان دلم خنک شد! شما نمی‌دانید مردم دنیا چه احساسی نسبت به ایران دارند؛ اروپایی‌ها، آفریقایی‌ها برای شما شعر می‌گویند، ترانه سرودن، آهنگ سرودند؛ پرچم شما همه‌جای دنیا رفته بالا. دیدید مردم دنیا، مصری‌ها، عربستانی‌ها، کشورهای منطقه، اروپا، چه‌جوری کیف می کنند! آمریکایی‌ها؛ آمریکایی‌ها چقدر کیف کردند که شما پیروز شدید! می‌گویند اولین باره ما در عمرمان دعا کردیم دشمنمان پیروز بشود، چه‌جوری هست! برای اینکه می‌گویند فقط ایران توانست دل ما را شفا بدهد، انتقام ما را بگیرد از دست این مسئولین و مدیران ظالم و احمقمان و جنایتکارمان. این موشک‌های شما که می‌رفت -یادتان هست دیگر، احساسات مردم را دیدید در فرانسه چیکار می‌کردند برای شما؟ فرانسوی‌ها

شعرِ «بزن که خوب می‌زنی» می‌خواندند، پرچم شما هم دستشان بود؛ در آمریکا استاد دانشگاه، استاد دانشگاه است نه این که فکر کنید آدم خائنی، وطنش را دوست ندارد، وطنش را خیلی دوست دارد ولی پرچم جمهوری اسلامی دستش هست، فارسی الان همه جالبه همشون دوست دارند فارسی مثل شما شعار بدهند، به زبان خودشان نه، مرگ بر آمریکا؛ یعنی چی؟ یعنی مرگ بر این حاکمان ظالم و جنایتکار ما. اروپا، کشورهای دیگر، ببینید چه‌جوری «وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ» یعنی این. مردم منطقه را دیدید؟ کشورهای اسلامی را دیدید؟ غزه، لبنان، مصر، اردن، نمی‌دانم کشورهایی که الان لااقل حکومت‌هاشون با ما خیلی دشمنند، اما وقتی که موشک‌های شما می‌رفت همشون ذوق می‌کردند، خوشحالی می‌کردند، جشن می‌گرفتند. چرا؟ خدا گفت من هم می‌خواستم همین اتفاق بیفتد، من هم می‌خواستم دل‌های همه مؤمنین شاد بشود، بگویند آخیش بالاخره یکی پیدا شد انتقام ما را بگیرد، یک کسی پیدا شد یک سیلی در گوش این ظالمها بزند، یکی پیدا شد اروپای جنایتکار و اسرائیل جنایتکار را ادبشان بکند، انتقام ما را ازشون بگیرد.

ببینید انگار آیه برای همین امروز است، سوره توبه آیه ۱۴، یک‌بار دیگر بخوانم: «قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ »؛ باهاشون بجنگید تا خدا آنها را به‌دست شما عذابش بکند؛ دیگه چی؟ «وَیُخْزِهِمْ»، خوارشون بکند، اینها را ذلیلشان بکند «وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ»، شما را علیه آنها یاری بدهد «وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ». ببینید چقدر دقیق، قانون، به قانون خدا را برای شما ذکر می‌کند.

توکل؛ کلید پیروزی و وکیل گرفتن خدا

یک آیه دیگر بخوانم که این آیه دو طرفه است هم به جهاد می‌خورد هم به یک عامل دیگر پیروز که آن عامل هم باید براتون توضیح بدهم. «قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا»، دو تا مرد درست و ‌حسابی، دو تا مؤمنی که فقط از خدا می‌ترسیدند، دو نفر که «الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا»، خدا بهشون نعمت داده بود. شما سر نماز می‌گویید چی؟ «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» دیگر، راه کسانی که تو بهشون نعمت دادی، خدا می‌گوید اینها از آنها بودند، دو تا مؤمنِ خوب. اینها چی گفتند؟ «ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ»، از این در بروید به دشمن حمله کنید؛ از اینجا بروید حمله کنید به دشمن. «فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ»، اگر شما از این در رفتی تو، حتماً پیروز می‌شوید. آمده‌ بودند به حضرت موسی گفتند که اینها خیلی ما را اذیت می‌کنند، نمی‌گذارند ما وارد شهر بشویم، نمی‌دانم مزاحممون می‌شوند، اینها... موسی گفت خب بروید بجنگید. بنی‌اسرائیل که دیگر ایراد بنی‌اسرائیلی شنیدید دیگر، هیچ‌وقت با انبیا راه نمی‌آمدند، دوباره شروع کردند نق و غر زدن، «اذهَب»، تو موسی با خدات برو! خب تو و خدات بروید شهر را آزاد کنید بعد ما می‌آییم تو! می گفت ما حاضر نیستیم برویم بجنگیم با دشمنانمان، می‌خواهیم برویم توی شهر اما حاضر نیستیم خودمان هم بهایش را بپردازیم. ببین انقدر آدم خودشیفته، عافیت‌طلب، تنبل؛ به موسی می‌گویند تو و ربت، یعنی رب ما هم نیست، خوب دقت کنید یعنی حتی نمی‌گویند تو و خدای ما بروید بجنگید! می‌گویند چی؟ «تو و ربت بروید»، شما بروید بجنگید، داخل شهر بشوید، شهر را آزاد کنید، ما می‌آییم والا نمی‌آییم ما! خوب دقت کنید. ادبیات این‌هاست که در قرآنه. دو تا مؤمن چی می‌گویند؟ می‌گویند شما از این در بروید تو، اگر بروید حتماً پیروزید، شما باید این کار را بکنی، شما برو توی شهر. پیغمبر فتح مکه را چه‌جوری فتح مکه را فتح کرد؟ اسلحه داشت؟ نه. اصلا اسلحه نبرد پیغمبر مخصوصاً گفت هیچ اسلحه کسی نیاورد، دست‌خالی همه برویم در مکه. یک لشکر دست‌خالی پیغمبر رفت، فتح مکه

انجام شد، همه ترسیدند رفتند در خونه‌هاشون، پیغمبر هم همین‌جوری مکه را گرفت. تو باید حرکت بکنی، تو باید بروی تو، نترس.

«فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ»، حتماً شما غلبه می‌کنید اگر ورود بکنید؛ بروید شما جلو، آنها می‌ترسند و فرار می کنند که عامل ترس بعداً برایتان توضیح می‌دهم ان‌شاءالله اگر رسیدیم این هفته یا هفته بعد، می‌گوید من چنان اینها را از شما می‌ترسانم که پا به فرار بگذارند ولی تو حمله ات را بکن. تو باید بروی که من این را از تو بترسانم، بگویند وای اینها آمدند. این چیزیست که ما در خیلی از جبهه ها زمان دوران دفاع مقدس تجربه کردیم. می‌گوید ولو با یک گروه اندک، شما حمله‌تونو بکنید آنها فرار می‌کنند می‌روند. تو باید حمله بکنی، تو باید بروی جلو.

«فَإِن دَخَلْتُمُوهُ» اگر داخل شدید «فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ»؛ حتماً پیروز می‌شوید، حتماً پیروز می‌شوید.

حالا می‌رویم سر عامل بعدی؛ این آیه عامل بعدی را دارد اضافه می‌کند: «وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُ»، آقا توکل هم بکنید به خدا. توکل یعنی چی؟ توکل یعنی چی؟ یعنی من هیچ‌کارم، همه‌کاره کیه؟ خداست. توکل یعنی چی؟ یعنی وکیل گرفتن. توکل بر خدا یعنی بگو خدایا تو وکیل منی، ما هیچ‌کاریم. آنهایی که وکیل می‌گیرند بلند می شوند این طرف و آن طرف می روند در دادگاه؟ نه، وکیل برای چی می‌گیرد یک نفر؟ بله، اصلاً آدم‌هایی که پولدارند و آدم حسابی‌اند و اینها می‌گویند اصلاً وقتش را ندارم پاشوم بروم دادگاه، نه وقتش را دارم نه حوصله اش، نه شأنم، می‌آید به این وکیل می‌گوید تو برو کارهات را انجام بده. خدا می‌گوید در کارهاتون من را بفرستید جلو، تنهایی خودتان بخواهید بروید اذیت می‌شوید، من که آسایش شما را می‌خواهم. چرا به‌جای اینکه من را بفرستید جلو، خودتان با مشکلاتتون تنهایی بجنگید؟ نمی‌توانید، اذیت می‌شوی، من هم که گفتم چی: «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»، منم که آسایش شما را می‌خواهم، سختی تان را نمی‌خواهم. خب پس چه‌کار کنیم؟ فرهنگ ما چقدر فرهنگ قوی هست، می‌گوید خب توکل کن: «نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ»، هم مولای خوبی، هم وکیل

خوبی. خدا می‌گوید من می‌روم به جنگ مشکلاتت، خودم برطرف می‌کنم، تو فقط بیا من را وکیل بگیر. قدیمها خیلی کارشون درست بود، الان هم الحمدلله مردم ما کارشون درسته؛ چی؟ «الهی به امید تو»، خدایا من کارم را می سپارم به تو، خودِ تو، همه‌کاره تویی، تو رزق‌دهنده‌ای، تو سلامت‌دهنده‌ای، تو شفادهنده‌ای، همه‌چی دست توست. اما اگر فقط علل و اسباب مادی را دیدی، خدا را ندیدی در زندگیت، کمکِ اونو ندیدی، همه اش ناامیدی، همه اش ترس، همه اش اضطراب؛ خدا می گوید تو من را نمی خواهی، من هم تو را واگذار می‌کنم به همان اسباب و علل و این چیزی است که در زندگی ما خیلی اتفاق می‌افتد. ما خیلی وقت‌ها باید تصمیمی در زندگی بگیریم، تصمیم درست قطعی، می‌ترسیم برویم جلو؛ چون خدا را وکیل نمی‌گیریم، همه اش دو دوتا چهار‌تایی مادی می‌کنیم. توحید یعنی اینکه پای خودت را بکش کنار، کی را وسط ببر؟ خدا را ببر در ماجرا؛ «وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُ»، نمی‌گوید «فتوکل علی الله»، می‌گوید «علی الله»؛ فقط به خدا، فقط به خدا تکیه کنید به کسی دیگر تکیه نکن؛ به خودت هم همین جور، فقط خدا. «وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُ»، باید حتماً به خدا تکیه کنید، خدا را وکیل بگیرید، کسی دیگر نه، «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»؛ ببینید چقدر قشنگ با شما حرف می‌زند؛ می‌گوید اگر مؤمنی واقعاً، اگر تو مؤمنی، پس چرا خدا را وکیل نمی‌گیری؟ یعنی ایمان نداری به اینکه خدا کمکت می‌کند؟ می‌گوید موسی، نمک غذایت را و علف گوسفندت هم از خودِ من بخواه. نگو نمک چیزی نیست. خودم می روم نمک می‌خرم، الان می‌روم فلان... نه! ببینید مادر ما حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) ادبش را نگاه کنید، وقتی می‌خواهد بخوابد، شما در زندگی بارها دیدی شب می‌آیی خانه خسته، ساعت‌هاست نخوابیدی، بی‌خوابی کشیدی، می‌آیی خانه که الان یک خواب راحت بکنی، درسته؟ می‌گوید الان بروم بیفتم در رختخواب یک خواب شیرین و راحت، بعد می‌روی می‌بینی خوابت نمی‌برد، می‌روی می‌بینی که یک ساعت می‌خوابی، داری بلند می‌شوی دوباره اعصابت خورده، اضطراب داری، ناراحتی داری، این‌ور و اون‌ور، ولی مادر فاطمه زهرا می‌گوید خدایا می‌خواهم بخوابم تو کمک کن به پلکهای من بخوابند، یعنی من برای خوابم از تو کمک می‌خواهم. این چیزی است که ما انجام نمی‌دهیم این را، یک لقمه بدون اذن و اجازه خدا پایین نمی‌رود؛ بگو بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، توکل! اگر ایمان داری، دیگر نگو اسلحه مان کمه، نفراتمان کمه، دشمن قویه، تعدادش زیاده، نمی‌دانم بمب اتم دارند.... می گوید من هستم کنارت! اگر ایمان داری توکل کن. ببین خدا دارد سوال می‌کند: تو ادعای ایمان داری، پس چرا به من توکل نمی‌کنی؟ اگر من را قبول داری، پس چرا از من کمک نمی‌خواهی؟ اگر من را قبول داری، پس چرا نیامدی به من بگویی، چرا از من کمک نخواستی؟ دعات کو؟ استغاثه‌ات کو؟ چرا انقدر اضطراب و ترس آمد در زندگیت؟ مگر من کنارت نیستم!

پیغمبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، وقتی به آن همراه اضطراب‌زده‌اش، ترسانش که فرار کردند از شهر، در غار که بودند این خیلی می‌ترسید و می‌لرزید، پیامبر چی فرمود؟ «لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»؛ نترس، خدا پیش ماست، خدا با ماست. برای چی می ترسید! چرا ما الان تنها شدیم، دشمن محاصره‌مان کرده؛ ما عرضه نداریم خدا را در مشکلاتمان بیاوریم وسط، توکل! یک تصمیم است، خدا باید ببیند تو راست می‌گویی واقعاً، می‌گویی الهی به امید تو، تمام می‌شود. این توان ماست، اگر ایمان دارید.

برویم سراغ آیات بعدی در همین رابطه. سوره آل‌عمران آیه ۱۶۰؛ ببینید چقدر قشنگ باهاتون حرف می‌زند: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ»، اگر خدا کمکتان کند کسی به شما غلبه نمی‌تواند بکند؛ من اگر بیایم وسط! کسی نمی تواند ضرری به شما بزند. به شما غلبه نمی تواند بکند. موسی چی می‌گوید؟ «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی»، خدا با منه. حالا الان جلویم دریای سرخ هست، این‌طرف هم که فرعون دارد می‌رسد، در چند قدمی «إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»، ما بدبخت شدیم گرفتار شدیم، الان همه ما را می گیرند. کلاً هرگز «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»، من ربم باهام هست. او هدایتم می‌کند. این چیزیست که خدا دارد فرمول یاد می دهد. می گوید ببین موسی این را گفت. تو هم همین جوری بگو. پیغمبر فرمود چی؟ «لَا تخف إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»؛ خدا با

ماست، برای چی می‌ترسی؟ «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکم»؛ اگر خدا کمکتان بکند هیچ کس به شما غلبه نمی‌کند، ««إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکم»؛ کسی نمی‌تواند به شما غلبه کند؛ «وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ»، اگر خدا بخواهد شما را خوار بکند کی می‌خواهد به داد شما برسد بعد از خدا؟ کسی هست! خدا اراده بکند؛ در روایت داریم خدا دو جا خنده‌اش می‌گیرد، یک‌جا آنجایی که می‌خواهد یک‌نفر را عزیز کند همه مردم می‌خواهند آن را چیکارش کنند؟ ذلیلش بکنند و آبروش را ببرند. آبرو دست منه، شما هی برو تبلیغ کن علیه این طرف، من باید آبروی این را ببرم! شما نمی‌توانید بروید برو هی علیه اش بگو... یک‌جایی که می‌خواهد یک‌نفر را ذلیل کند همه می‌خواهند چیکارش کنند؟ عزیزش بکنند. من اراده کردم که این ذلیل بشود، حالا شما هی تلاش بکنید؛ ببین خدا چه‌جوری قدرت‌ها را ذلیل کرد در همین ۸۰ روز، در این هشتاد روز چه‌جوری خدا ذلیلشان کرد، من می‌خواهم این‌جوری، اراده‌ام این‌جوری هست. خب خدا کجا ما را رها می‌کند؟ می‌گوید آنجایی که شما من را رها کنید، آنجا که تو بگویی من نمی‌خواهم از تو کمک بگیرم؛ خودم و توانم، خودم و حقوقم، خودم و مدیریتم، خودم و آبرویم، خودم و ارتباطاتم، خودم و تجارتم، خودم و فک و فامیلام، خودم و نمی‌دانم طرفدارام، خودم و نمی‌دانم... اینها، به تو نیازی ندارم! ما این همه قدرت داریم، آنجییا که به خدا گفتی نمی‌خواهم خدا می گوید باشد، من دست برمی‌دارم. خودت برو. «وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»؛ بر خدا «فلیتوکل» باید توکل کنند مؤمنون. مؤمن مؤمن نیست اگر به خدا تکیه نکند و خدا را وکیل قرار ندهد در زندگیش، کنار خدا شاد باش، کنار خدا آرام باش؛ خدا می گوید اگر من را داری، اگر خانواده آسمانی‌ات هستند، اگر فرشته‌ها هستند، تو الان برای چی باید انقدر غصه بخوری؟ انقدر اضطراب داشته باشی؟ چرا باید ناراحت باشی؟ دلشوره چی را داری؟ مگر من کنارت نیستم؟ مگر فرشته‌هام نیستند؟ مگر خانواده آسمانی‌ات نیستند؟ مگر ما

کس‌وکارت نیستیم؟ ما کس‌وکار ماندگار تو هستیم تا ابد. طرف الان انقدر بی‌توکل و بی‌معرفته این‌جوری می‌کند: وای اگر جنگ بشود چی؟ اگر بمبارون بشود چی؟ اگر شوهرم بمیرد اگر زنم بمیرد، اگر خانواده‌ام آسیب ببینند؟ از همین الان اضطراب یک چیزی که اصلاً معلوم نیست اتفاق بیفتد یا نه، این یعنی خدا را ندارد. بابا وقتی خدا را داشتی هر اتفاقی هم بیفتد، خدا هست کنارت، خانواده آسمانی‌ات هستند، فرشته‌ها هستند، تو تنها نیستی، یکی از دروغ‌های بزرگ این عالم تنهایی هست. کلمه تنهایی مال کسی است که ایمان ندارد. اگر گفتی خب اگهر این شوهرم مرد چی؟ ما تنها می‌شویم. اگر پدر مادرم نباشند من بدبخت می‌شوم تنها می‌شوم دیگه کی را دارم من در زندگی؟ چقدر زشته یک کسی بگوید من دیگه کی را دارم در زندگیم؟ خدا می گوید پس من چی؟ خانواده آسمانی ات چی؟ مادرت فاطمه زهرا چی؟ ملائکه‌ام چی؟ اولیای خدا چی، همه ما کنار تویم، با تویم، تو فقط چشمت را باز کن ما را کنار خودت می‌بینی. مشکل ما کوری‌مان هست، مشکل ما بی‌معرفت‌مان هست که این‌ها را کنار خودمان نمی‌بینیم بعد می‌گوییم وای اگر این اتفاق بیفتد؟ اگر من بمیرم بچه‌ام چه‌کار می‌کند؟ اگر من کشته بشوم زن و بچه‌ام چی می شوند! خدا می‌گوید بیا میلیون‌ها آدم را ببین کشته شدن، ببین زن و بچه‌هاشون بچه‌های یتیمشان، از آن‌هایی که پدر و مادر... برای همین هم خدا مخصوصاً اول انبیا را یتیم می‌کند، پیامبران بزرگ ما، پیامبر ما نوعاً یتیم بودند. چرا؟ امام‌های ما. چرا؟ برای اینکه یاد بگیرند جز به خدا به کسی تکیه نکنند. خدا چون می‌خواست این‌ها را تربیت بکند اول اون شرکهای ذهنی این‌ها را گرفت که اگر بابا بالا سرشان نباشد مادر بالا سرشان نباشد چی می‌شود؟ من هستم، تربیتشان می‌کنم، من هستم دیگر، خودم تربیتشان می‌کنم، خودم رزقشان را می‌دهم، نگران نباش! ما نه، ما شرک داریم در زندگی مان، تمام ذهنمان اسباب و علل مادی هست، نمی‌توانیم به خدا توکل بکنیم، از خدا کمک بگیریم، می‌خواهیم به حول و قوه خودمون تلاش بکنیم؛ خدا می‌گوید حالا انقدر برو بدو تا خسته بشوی، برو ببینم چکار میکنی. تلاش کن مشکلاتت را حل کنیم، نمی‌دانم فلان کار را انجام بدهم، برو... یک هم‌لباس ما، یک همسایه داشت، راننده کامیون بود، بعد می‌دید این راننده کامیونه، بچه‌هاش خیلی بچه‌های خوب، مؤمن، مؤدب، عالی، بچه‌های خودش خیلی خوب درنیامدند. ما الان آدم‌های خیلی خیلی موجه داریم بچه‌هایشان خوب درنمی‌آید، از آیت‌الله‌زاده بگیرید تا آدم‌های باسابقه دینی، بعد این چه‌جوری هست؟ من روحانی‌ام، من بالاخره این همه رعایت می‌کنیم بچه‌هامان این‌جوری درنیامدند مثل بچه‌های این راننده کامیون؟ راننده کامیونه گفتش که تو چه‌کار کردی بچه‌هات انقدر خوب از کار در آمدند؟ گفت: به خدا گفتم خدایا تو که می‌دانی من راننده‌کامیونم باید همه اش در جاده باشم، کسی را جز تو ندارم، لذا از خلنه که می‌روم زن و بچه‌ام را می‌سپارم به تو، خودت مواظب زن و بچه ام باش، تو تربیت بچه‌هایم را، تو کمک کن بچه‌هام... آفرین! خدا می گوید تو بچه هایت را به من سپردی؟ باشد برو خیالت راحت، به من سپردیشان، نه من خودم استادم، خودم مشاورم، خودم بلدم بچه‌هام را چه‌جوری تربیت بکنم، خودم به همه مشاوره می‌دهم... خدا می گوید باشد. من واگذارت می کنم به آن علم و سواد خودت ببین، بچه‌ها گند درمی‌آیند. معنی توکل را بفهمیم یعنی چی؟ یعنی خدایا من هیچ‌کارم، من هیچی سرم نمی‌شود، اگر گفتی من دکترا دارم خودم مشاورم خودم استادم خودم بلدم چه‌کار بکنم، بدبختی! ولی رفتی گفتی خدایا من عرضه ندارم من هیچ کاره ام. می خواهم عروس بگیرم خودت کمک کن یک عروس خوب بده، یک داماد خوب بگیرم. من که خودم چیزی نمی‌فهمم، من که خودم چیزی سر در نمی‌آورم، جاهلم! خدایا من پیاده پیاده‌ام، ببین معصوم چی می‌گوید؟ «لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلَا ضَرًّا و لاحیوة و لانشورا»؛ خدایا من هیچی ندارم، عبد مسکینِ مستکین، خدایا من یک بدبختم من خدایا هیچی ندارم، دستم خالیه، خدا می گوید خب حالا اگر کمک بخواهی من هستم، برو خیالت راحت باشد، مگر نسپردی به من زن و بچه ات را برو خیالت راحت باشد. تمام! ما نه، برای زندگیامون انقدر شرط‌های مسخره می‌گذاریم بعد هم می‌گوییم خودم هم باید تلاش کنم این شرایط را فراهم کنم، هی عقب می‌ماند، هی عقب می‌مانی، هی عقب می‌مانی، همین‌جوری... طرف سربازی نرفته، بیکارم هست می‌رود خواستگاری! زیاد ما دیدیم این را، می گوید توکل به خدا. بالاخره می‌روم خدا بهم کارم می‌دهد، شغلم می‌دهد، می‌روم. سربازی ام یک‌جوری حل می‌شود، رزقش باز می‌شود. یکی می‌گوید نه من باید بروم سربازی اول، بعد باید بروم نمی‌دانم انقدر درسهایم را تمام کنم، بعد باید بروم نمی‌دانم یک شغل داشته باشم، انقدر درآمد داشته باشم، بعد این... حالا حالاها باید بدود! وسط مشکلات رفتی توکل کردی به خدا، آنجا خدا همه‌ کاره‌ات را خودش راست و ریس می‌کند، ولی تا وقتی که تو ذهنت مشرکه، روحت مشرکه، عرضه نداری به خدا تکیه کنی، فقط شرایط مادی را می‌بینی، مقایسه، مسابقه، کلاس گذاشتن؛ آخه ما این‌جوری، شأن ما اون‌جوری، شأن آنها این‌جوری، ما باید این‌جوری باشیم، ما باید آن‌جوری باشیم! این شرک است که نمی‌گذارد کار بکنی!

«وَالَّذِینَ هَاجَرُوا فِی اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُوایَعْلَمُونَ» این را حالا سوره نحل آیه ۴۱. «الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»، کسانی که صبورند و به خدا تکیه می‌کنند، توکل می‌کنند؛ سوره نحل آیه ۴۲ بحث توکل را چون ما کارگاهش را گذراندیم، جهاد هم کارگاهش را گذراندیم، دیگر خودتان بروید روی سایت کارگاه جهاد، کارگاه توکل، آنها مباحثش را انجام دادیم، هی دیگر تکرار نمی‌کنیم آنجا را، دیگر خودتان. بدانید این‌ها عامل پیروزی هست؛ اگر این روحیه را در خودت ایجاد کردی... آنها که می‌خواهند کار فرهنگی کنند، یک موقع هست می‌گوید من می‌خواهم برای شهرم کار کنم، خودم... می‌گوید خب تو این همتّش همینه، یک موقع می گوید نه، من می‌خواهم برای امام زمان کار کنم، برای همه دنیا می‌خواهم کار کنم، خدا برای همه دنیا بهت کمک می‌کند. می دانید چی می گویم! آره! خدایا من می‌خواهم الان ذهنم را به کار بگیرم شعر بگویم ولی شعرم را می‌خواهم این‌جوری بگویم که برای همه دنیا، برای امام زمانم، برای اعتلا... ذهنت همان‌قدر باز می‌شود؛ می‌خواهم درس بخوانم، می‌خواهم کار فرهنگی کنم، می‌خواهم کار اقتصادی بکنم، اما نه برای خونم و زن و بچه‌ام، می‌خواهم کار اقتصادی بکنم ولی به این نیت که بتوانم یک سرمایه عظیمی جمع کنم، به‌کارش بگیرم در برطرف کردن موانع امام زمان؛ من بارها عزیزان آمدند پیش ما می‌گویند مشکلات داریم، گفتم برو کارت را انجام بده، نیت کن خدایا من می‌خواهم شریک بشوم با امام زمان، یک درصدش را می‌خواهم بگذارم برای امام زمان؛ ببین زندگی ات چه جور عوض می شود. وقتی می گویی برای امام زمان یعنی ذهنت از خانه و محل و شهر و وطن و کشور و قاره و اینها درمی‌آید، ذهنت می‌رود روی کره زمین و بلکه بالاتر. بعد حالا وقتی می‌گویی من گدام، به چه مقیاسی می‌گویی من گدام؟ به مقیاس تعلقات روحی‌ات می‌گویی؛ یک‌موقع هست یک نفر دو تا بچه دارد به خدا می‌گوید خدایا من و زن بچه ام گرفتاریم کمکمان کن، خدا می گوید بیا این هم رزق شما دو نفر. یک‌موقع هست: خدا من یک میلیون بچه دارم، یک میلیارد بچه دارم، باید غذا همه‌شان را برسانم، باید غذای همه شان را برسانم. من ۸ میلیارد خدایا بچه دارم اینها، باید غذایشان را برسانم! خدا می گوید باشد من به اندازه ۸ میلیارد بهت کمک می‌کنم، رزق بهت می دهم. هرچی گدایی ببری رزقت هم بیشتره، فرمود چی؟ «عَلَی قَدْرِ النِّیَّةِ تَکُونُ مِنَ اللهِ العَطِیَّةُ» هر چقدر نیتت قوی‌تر باشد به اندازه نیتت عطای خدا می‌آید برات. وقتی گفتی من و زن و بچه‌م و خانواده‌ام، همان هست؛ اما اگر پوست خودت در آمدی، از پوست خودت در آمدی، یک چیز دیگه می‌شود داستان! نه من الان دنبال اینم، من ندیدم یک کسی بیاید بگوید من می‌خواهم بروم در کار اقتصادی، بروم در کار نمی‌دانم تجاری، در کار فرهنگی، در هرچی، امام زمانم را می‌خواهم در کارم شریک بکنم، می‌خواهم یک آدم مفید باشم در لشکر امام زمان، در کار رسانه‌ای، در کار هنری، در کار فرهنگی، زبان می‌خواهم یاد بگیرم اما این زبان را می‌خواهم آن کار مصرف بکنم، درس می‌خواهم بخوانم ولی برای آن نیت، حالا ببین خدا به زبان این، به درس این برکت می دهد. «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ»، من در نزد گمانِ بنده‌ام هستم، بنده‌ام هرجوری روی من حساب کند من همان‌جا کنارش هستم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.