جلسه 007 - تفسیر موضوعی قرآن؛ موفقیت و پیروزی
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1405
ماه
2
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - تفسیر موضوعی قرآن؛ موفقیت و پیروزی

تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه هفتم 24/02/1405

سلام علیکم و رحمة الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن قیام. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجب‌التعظیم که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، شهدا، امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

فرار از قوانین الهی و پیامدهای آن

بشر به خاطر تنبلی، بی‌حوصلگی، هوای نفس و بی‌تقوایی از قوانین الهی که هم آرامش می‌آورد، هم آسایش می‌آورد، هم شادی می‌آورد، هم برکت می‌آورد، یک زندگی لذت‌بخش به انسان می‌دهد، فرار می‌کند و این فرار دردسرساز می‌شود برای خود انسان. بعضی‌ها می‌گویند: «خب قوانین الهی سخته، ما می‌خواهیم این‌ها را رعایت نکنیم تا به آسایش برسیم.» خوب دقت کنید این خیلی مهم است که آسایشی که مردم به دنبالش هستند یا سختی قوانین خدا، مثل سختی مسواک زدن می‌ماند.

بله، یک کسی باید برود مسواک بزند چند دقیقه، اما این چند دقیقه قانون واقعاً آسایش برای انسان می‌آورد. آن کسی که مسواک نمی‌زند، همه جور هزینه باید بدهد: مریضی، درد، اتلاف وقت، اتلاف عمر، بودجه، آخر هم به آن‌چه که می‌خواهد نمی‌رسد.

قانون خدا، مثل رعایت بهداشت است. رعایت بهداشت سخت است؟ بله، آدم مرتب مثلاً دوش بگیرد، لباسش را تمیز بشوید، بهداشت را رعایت کند. آدم‌های تنبل از این‌ها درمی‌روند، ناخنش را نمی‌گیرد، نمی‌دانم و چیزهایی از این قبیل. اما فکر می‌کند خب حالا خوب است اگر من مثلاً راحت‌طلبی از قانون خدا فرار کنم، حجاب را بگذارم کنار، نماز را بگذارم کنار، قوانین ازدواج، محرم و نامحرم، نمی‌دانم این قوانینی که خدا گذاشته، مثلاً خمس، زکات. ولی سختی این‌ها مثل همان سختی مسواک زدن است، مثل سختی حمام رفتن است، مثل سختی رعایت بهداشت است. درست است این را شما انجام می دهید ولی کسی که از رعایت بهداشت فرار می‌کند، به انواع دردها، سرطان‌ها، بیماری‌های کشنده دچار می‌شود. این یادتان نرود، بشر در توهم راحتی از آسایش فرار می‌کند، از قانون آسان خدا فرار می‌کند. توهمی که من بروم راحت شوم. وقتی که آن را کنار می‌گذارید، ظاهرش این هستش که تو آسایش داری، آسان شد برایت، ولش کن این سخت است، ولش کن. اما باطن آن و رها کردن آن قانون، آن‌قدر برای انسان دردسر، بلا، بودجه، عذاب دنیا و آخرت می آورد که حد ندارد، هم دنیا هم آخرت، همه قوانین خدا این‌جوری است. مثلاً می‌گوید که حالا خمس ندهم، زکات ندهم، صدقه ندهم. سختش است دست کند جیبش یک چیزی

بدهد به فقرا یا صدقه بدهد. خب وقتی شما صدقه ندادی چی می‌شود؟ بدهی چی می شود؟ وقتی که می‌دهی ۱ تا ۷۰۰ برابر سود می‌کنی، وقتی ندهی بلا، آسیب، مریضی، نمی‌دانم اموالت آسیب می‌بیند، همه جور گرفتاری می‌آید سراغت. حالا کدامشان بهتر است؟ این‌که شما یک مبلغی را بدهی ۱۰۰ تا ۷۰۰ برابر سود کنی؟ سختی قانون خدا به سختی همین است. یعنی من

اولش که می‌خواهم این پول را بپردازم برای خدا، این خانه را بدهم، این طلا را بدهم، این زمین را بدهم، این هدیه را بدهم. سخت است ولی سختی‌ای است که یک گشایشی را به روی تو باز می‌کند. آن‌که خدا تضمین کرده ۱ تا ۷۰۰ برابر به تو برگرداند، غیر از اجر آخرت.

تو خساست می‌کنی، بخل می‌کنی، بعد همان مال برایت می‌شود فتنه و دردسر و عذاب دنیا و آخرت. حالا کدامشان بهتر است؟ حاشیه نروم، الان بحث این را نداریم. واقعاً در بطن قوانین خدا آسایش است. در بطن قوانین خدا آسایش است. حفظ حجاب، حفظ قوانین رعایت روابط بین محرم و نامحرم، بله یک مقدار سخت است. ولی آسایشی که در زندگی انسان می‌آورد، از فسادی که رعایت نکردن قوانین می‌آورد، آسیب‌های دنیایی و آخرتی که رعایت نکردن قوانین می‌آورد، اصلاً قابل مقایسه با هم نیست. کلاً این را بدانید، راه گناه نه دنیا دارد نه آخرت و رعایت قوانین الهی هم آرامش و آسایش و شادی دنیا را دارد و هم آخرت. چون خدا خودش می‌گوید: «من اراده کردم، ببین «یُرِیدُ اللَّهُ» اراده کردم شما آسایش داشته باشید. دوستتان دارم، رئوفم به شما، رحیمم به شما، هیچ‌کس بیشتر از من شما را دوست ندارد. اصلاً محبت کسی نسبت به شما با محبت من به شما هیچ کس نمیشود، قابل مقایسه نیست. آسایشتان را می‌خواهم، پس حرف‌هایم را گوش کنید.»

قانون قدر و علت و معلول

نکته دوم این که خداوند فرمود: «من برای هر چیزی قدر گذاشتم.» یعنی قانون و اندازه گذاشتم. مثلاً می‌گوییم آب، قدرش چیست؟ H2O. شما هر وقت آب می‌خواهید، این دو تا کنار هم بیایند می‌شود آب. دو تا هیدروژن و یک اکسیژن می‌شوند آب. قضا یادتان نرود در فلسفه هم خواندیم این را، معلول از علت تامه تخلف نمی‌کند. شما وقتی که شرایط وضع شدن صدا، الان شما بلندگو می‌شنوید، صدای من را فراهم باشد، به محض این‌که دکمه را می‌زنید، صدا وصل می‌شود، تخلف نمی‌کند. نور همین‌طور. اگر کولر روشن باشد، خنکی هست. اگر بخاری روشن باشد، گرما هست. تخلف نمی‌شود اصلاً. ما باید اگر بخواهیم خنکمان بشود، کولر را روشن کنیم، کولر بیاوریم اینجا نصب کنیم. قدرش همین است. وقتی نصبش کردی، خنک شدن در ذاتش هست. وقتی بخاری را نصب کردی، در ذاتش قضایش، معلول و نتیجه همان وجود دارد در ذات نصب بخاری، دارو مصرف کردید، بهبودی در ذاتش هست. همه چیز قدر و قضا دارد.

خب الان گفتیم ما حدود ۱۰ عامل موفقیت و پیروزی در قرآن داریم. در بحث تفسیر موضوعی چند تایش را با هم خواندیم. چی‌ها بود؟ ایمان، صبر، تقوا، آخریش چی بود؟ ولایت. اساساً در ذات این‌ها پیروزی وجود دارد، موفقیت است، قدرت هست.

دعا: استمداد از هستی بی‌نهایت

امروز یک قانون دیگر از قوانین موفقیت را می‌خواهیم بخوانیم که لازم است خوب فهمیده بشود. کاملاً باید فهمیده بشود، چون اگر فهمیده نشود، شما وقتی که آن قانون را به کار می‌گیرید فایده ای هم ندارد. باید فهمیده بشود که شما ازش استفاده بکنید و آن چیست؟ و آن دعاست. استمداد از خداست. «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ». خوب دقت کنید، اول این را من توضیح بدهم، خیلی‌ها این را نمی‌فهمندش و چون متوجه نیستند، جور دیگری می‌روند سراغش و جواب هم نمی‌گیرند.

به امام صادق علیه السلام گفتند: «چرا خیلی از ماها دعا می‌کنیم هیچ فایده‌ای هم ندارد، اجابت هم نمی‌شود؟» حضرت فرمود: «چون شما اصلاً نمی‌فهمیدش، اصلاً معرفت ندارید نسبت به کسی که دارید صدایش می‌کنید.» اول باید بدانید اونی که داری صدایش می‌کنی کیست؟ این تلاقی و روبه‌رویی خیلی مهم است. شما نگاه کنید، در حالت عادی یک نابینایی در خیابان دارد داد می‌زند، نابیناست شما را هم نمی بیند. می گوید: «من را کمک کنید.» شما راحت از کنارش رد می‌شوی. می گویی این همه آدم، من را که صدا نکرده، یقه من را هم که نگرفته رد می شوی ولی یک موقع هست چشم تو چشم نابیناست، می‌بیندت، یقه‌ات را می‌گیرد: «فلانی، من الان کمک می‌خواهم. آقای فلانی، خانم فلانی.» می‌شناسدت، دوستت است یا یک آشناست، می‌آید سراغت، می‌گوید که به من کمک کن. آن موقع خیلی فرق می‌کند داستان. این آمده سراغ من، من را هم می‌شناسد و از من هم کمک می‌خواهد و می‌دانم که من می‌توانم کمکش بکنم. خیلی داستان فرق می‌کند. قوانین را دقت کنید.

یک موقع هست ما یک خدای خیالی خودمان را صدا می‌کنیم که امام صادق فرمود: «بیشتر مردم یک خدایی را خودشان آفریدند، توهمی، آن خدا را صدا می‌کنند»، مثل بت که می‌روی وقتی هی باهاش صحبت می‌کنی فایده‌ای ندارد. یک خدای توهمی غیر حقیقی است. این اصلاً نمی‌داند الله یعنی چی. یک خدای توهمی است. امام رضایش توهمی است، امام زمانش توهمی است.کمااینکه وقتی به امام صادق فرمود: «وقتی که به مورچه بگویی خدا چه شکلی است؟ می‌گوید خدا ۶ تا شاخک دارد، پا دارد، چی دارد، چی دارد.» خدایش این‌جوری است شبیه خودشان است. خیلی آدم‌ها خداهایشان مثل یک آدم است، شبیه خودش است. مثل خودش نگاه می‌کند، مثل خودش فکر می‌کند، بعد به خدا می‌گوید: «حالا تو چرا این‌جوری نگاه نمی‌کنی؟ تو چرا این‌جوری فکر نمی‌کنی خدایا؟» چون خدای توهمی، خدای حقیقی نیست. خب شما از خدای توهمی وقتی کمک می‌خواهید، اصلاً نیست، اصلاً همچین چیزی نیست. آن بنده توست، مخلوق توست، مردود توست، به تو برمی‌گردد. تو اصلا خود حقیقی را صدا نکردی. وقتی می‌گویی یا فاطمه زهرا، یا امام زمان، آن یک کسی است که خودت در ذهنت یک کسی را آفریدی. فاطمه زهرا، امام زمان، خدا در مصداق حقیقی‌اش اگر انسان بشناسدش، باهاش حرف بزند، خیلی داستان فرق می‌کند.

لذا آقا امام صادق فرمود: «شما کسی را می‌خوانید که نمی‌فهمیدش کیست، معرفتی بهش ندارید.» بعداً وقتی ناراحت می‌شوی، قهر می‌کنی با همان خدای مخلوق خودت قهر می‌کنی. یعنی همان خدای قلابی. می گوید: «بیا با خدا قهرم، دیگر نماز نمی‌خوانم.» چون آن موقع که نماز می‌خواندی با همان خدای مخلوق خودت حرف می‌زدی. بعد حالا که قهر می‌کنی با همان خدای مخلوق خودت قهر می‌کنی.

معنای حقیقی «الله» و قدرت آن

الله، اگر فهمیده بشود و معرفت، نه دانسته بشود، فهمیده بشود، یعنی معرفت بهش داشته باشیم، نه دانش. دانش یعنی این‌که من رفتم سر کلاس چند تا برهان اثبات وجود خدا به ما گفتند. یک موقع هست نه، تو خدایی را می‌پرستی که می‌بینی‌اش. معرفت بهش داری. می‌گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دیدمش.

حالا یکی از جنبه‌هایی که ما می‌خواهیم امشب بگوییم، یعنی امروز توضیح بدهم برای شما در رابطه با الله، این خیلی مهم است. اگر این را ما بفهمیم، خیلی بهمان کمک می‌کند در روبه‌رو شدن، دعا کردن، دعا خواندن. این خیلی به ما کمک می‌کند. الله یعنی کی؟ یعنی هستی بی‌نهایت. خوب دقت کنید. هستی جاری در همه اشیا را بهش می‌گویند الله. هستی هر چیزی را بهش می‌گویند الله. غیر از الله ما چیزی نداریم که ذات و وجود حقیقی داشته باشد.

آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت: «الله اکبر.» حضرت فرمود: «یعنی چی؟» گفت: «یعنی خدا بزرگ‌تر از هر چیز دیگری است.» این خدا، خدای قلابی است. وقتی گفتی خدا از هر چیزی بزرگ‌تر است، این خدای قلابی است. حضرت فرمود: «مگر غیر از خدا اصلاً چیزی هم وجود دارد که خدا از آن بزرگ‌تر باشد؟» غیر از خدا اصلا چیزی وجود ندارد مال خودش. وجودها اگر هستند، موجودیت از کی گرفتند؟ بله، از خدا گرفتند. عین ربط به خدا هستند، عین وابستگی به خدا هستند. یک وجود مستقل از خدا ما نداریم که. وجودها هرچه که هستند، عین ربطند. مثل صورت ذهنی شما. می‌گویم الان حرم حضرت عبدالعظیم را تصور کنید. شما می گویید آهان. می گوییم شما این حرم را مثلاً ۱۰۰ برابرش کن. خب باشد. همین جوری داری بهش توجه می کنی. می گوییم حالا کوچکش کن، تا وقتی که داری توجه می‌کنی، بزرگش می‌کنی، کوچکش می‌کنی، وابسته به ذهن توست. وقتی ولش کردی، تمام می‌شود، ذوب می‌شود در تو. هستی ندارد مستقل از ذهن تو. تو داری بهش وجود می‌دهی، وابسته‌ هم به خودت است. هر وقت نخواهی، نیستش. رابطه ما با خدا همین‌جوری است. مثل رابطه وجود ذهنی ماست با ما. وجود، اندازه، حیات، کیفیت، همه چیز را او دارد عطا می‌کند. الحمد بگویید لله. همه قشنگی‌های یک چیز، کمالات یک چیز، مال خود خداست، مال خودش که نیستش که. اشیا، زیبایی، کمال، وجود، صفت، صفت خارج از آن وابستگی به الله ندارند. اشیا عین ربط به خدا هستند. پس اگر اشیا حول و قوه و توان و اختیار و کمالی دارند، همه از کی گرفتند؟ بله، از خدا گرفتند. خودشان یک چیز مستقلی که نیستند. اگر این الان شیر است، اگر این نهنگ است، اگر این فیل است، اگر این گل است، اگر این الماس است، اگر آن طلاست، هرچی که هست، کمالش از مال خداست، وجودش هم مال خداست. لذا دقت کنید، قدرت کجا می‌آید؟ آن‌جا که تو این را بفهمی. خدا برای این‌که پیغمبرش را تربیت بکند، به موسی می‌گوید: «موسی، چیست دستت؟ می گوید چوب است.» می گوید حالا رهایش کن. وقتی رها کرد، چی

می‌شود؟ می‌شود اژدها. سحر سحره را هم باطل می‌کند و می‌خورد. خدا می‌خواهد چی را بفهماند به موسی؟ موسی، برای تو چوب، چوب است، ولی برای من خدا، همه چیز هست. همه چیز می‌تواند باشد. چون من دارم بهش وجود می‌دهم، وجودش را می‌توانم این بار به جای این‌که چوبش بکنم، می‌کنمش اژدها. فرقی نمی کند برای من. شما الان یک چوب در ذهنتان در نظر بگیرید، همین الان. بکنیدش اژدها. چیزی جلویش را می‌گیرد؟ مانع جلویش را می‌گیرد یا نه؟ بله، نه. چون شما خودتان دارید بهش وجود می‌دهید. حالا اندازه‌اش را تغییر می‌دهی، شکلش را تغییر می دهی. چیزی سر اراده تو نیست. هیچ مانعی سر قدرت تو نیست. همان چوب را می‌کنی الان چی؟ می‌کنی مثلاً یک چوب طلایی. بعدش می‌کنی یک مار، بعد می‌کنی

اژدها. فرقی نمی‌کند. چون تو داری به آن هستی می‌دمی، وجود می‌دمی، صفات می‌دمی. تو داری تصمیم می‌گیری که آن چوب باشد الان، اژدها باشد، مار باشد. ما هم رابطه‌مان با خدا همین است. ما هستی مستقلی از خدا نداریم. وجود مستقلی که یک خدا داشته باشیم، یک نفر ما هم آن‌جا به گوشه هستیم، ماییم، غیر خدا، نه، یک هستی بیشتر وجود ندارد با جلوه‌های مختلفش. «این همه عکس می و رنگ مخالف که نمود، یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد».

با صد هزار جلوه برون آمدی که من/ با صد هزار دیده تماشا کنم تو را.»

همه چیز «فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». به هرچی که نگاه کنی، جلوه خداست، ظهور است. ولو وجود مستقلی که ندارد که. این یک جلوه است، یک وجود است. ذات هم ندارد. وجودش، جلوه‌اش، همه چیز مال خداست. وقتی این را فهمیدی، خوب دقت کن. اگر فهمیده باشید، چرا ده‌ها بار من سر همین کلاس توضیح دادم، در کلاس تخصصی‌های توحید هم این‌ها را دیگر، دیگر با میکروسکوپ و تلسکوپ و دیگر نمی‌دانم کارگاه‌های توحید و اردوی فکر و اردوهای ذکر حدود چند صد ساعت این‌ها را من توضیح دادم.

اگر این را فهمیدی که خودت و اشیایی که اطرافت دارید می‌بینید، خدا اراده کردهالان کوه باشد، بعد اراده می‌کند می‌شود پنبه. «وَ تَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ». قیامت یک دفعه کوه می‌شود پنبه، هیچی نیست. می شود پنبه. خدا الان می‌گوید من اراده کردم این برای شما مصالح زندگی شما این بشود ماهی، این بشود سنگ، این الماس، این بشود کوه، این بشود درخت، این بشود سیب، این بشود گلاب. برای شما این‌جوری است. برای من همه چیز، همه چیز است.

اولیای خدا که از خدا قدرت می‌گیرند، چطور یک دفعه مثلاً می‌گوید: «ببینم انگار قاشقت را، آها، بیا برو،» بعد شما می بینی که این شده طلا.» بابا این استیل بود. طلا شد. طلا شد. گفت: «دلم برای این پینه‌دوز سوخت، گفتم بگذار یک حالی به این بدهم.» رفتم دست زدم به این گوش‌کوبی بوده، چی بوده آن‌جا بوده که این داشته اینکه می‌زنند. گفت دلم براش سوخت. گفت بیچاره این پیرمرد یک حالی بهش بدهم. گفتم رفتم دستم را گرفتم، آن شد طلا. گفتم: «برود حال کند، بفروشد، برود بقیه زندگی‌اش را.» دیدم یک نگاهی به من کرد، نگاه مسخره‌آمیز عاقل اندر سفیه. دست زد، برش گرداند حالت اول. گفت برو بابا این که تو می‌گویی من بچگی‌ها رفتم این مسیر را، من می‌خواهم بندگی خدا کنم، خدا به من بگوید پینه‌دوزی کن، والا خودم بلدم تلاش این را بکنم. ما اولیای خدا، خدا اراده می‌کرد این سرطان داشته باشد، مریض باشد. مریض است. نقش مریضی را بازی می‌کند، بعد مثلاً می‌شد ایام حج، دوست داشت برود حج کند، یک دست این‌جوری می کشید به خودش، تمام بدنش سالم می‌شد. می‌رفت حجش را می‌رفت، می‌آمد، دوباره برمی‌گرداند، می‌شد مریض. این ولیّ خداست. حالا شما ببینید معصوم دیگر چیست، خدا چیست. ولایت یعنی همین دیگر. تصرف دارد در. خدا بهش می‌گوید: «تو هم هرچی اراده کنی.» قیامت هم همین‌جوری است. شما می‌شوید همین‌جوری می‌شوید، هرچی که اراده می کنید همان هست.

مؤمن در بهشت، حضرت فرمود: «سفارش‌دهنده نیست، اراده‌کننده است.» شما در بهشت مانند خداوند به اذن خدا، مثل همین اولیای خدا می‌آفرینید. هرچی که دلتان می‌خواهد. از خدا دارید اذن می‌گیرید دیگر، قدرت می‌گیرید. خدا می‌گوید: «من به تو این قدرت آفرینش را می‌دهم، بیا تو هم خلق کن.»

خدا رحمت کند استاد ما را، حضرت آیت الله. شما زیارتشان کرده بودید الحمدلله، این سعادت نصیب همه بود، زیارت آیت الله ممدوحی را. ایشان می‌فرمود که ما الان کسانی داریم زمان جنگ، کسانی داریم همین الان، همین الان نشسته اینجا، صدام را می‌تواند از تو عراق با اراده‌اش بیاردش تکه تکه کند. صدامی که این همه جنایت می‌کرد. ولی آن ادب دارد. می‌گوید: «خب این نظم خداست.» بعضی الان به عزیزان می‌گویند: یعنی امام زمان نمی‌تواند ترامپ را نابود کند؟ ما این همه دعا می کنیم چرا این ترامپ چرا این نتانیاهو هیچیشان نمی‌شود؟ خدا وجود نتانیاهو را برکت قرار داده، وجود ترامپ را برکت، شیطان را برکت. «خدا بزن شیطان را نابودش کن.» خدا می‌گوید: «مثلاً شیطان تمرین شماست. من برای پیغمبرانم هم شیطان گذاشتم، دشمن گذاشتم که این‌ها رشد کنند.» مثل یک کسی آن‌قدر نادان باشد این‌جوری کند. باشگاه چرا آن‌قدر سنگ دارد، وسیله دارد؟ بیا بگذار همه را نابود کنیم. تو بروی وسایل باشگاه را نابود کنی، تمرین کی می‌کند؟ کی قوی می‌شود؟ کی به رشد می‌رسد؟ شیطان ابزار رشد اولیای خداست. ترامپ هم همین است، صدام هم همین‌طور، نتانیاهو هم همین‌طور. دوستان این‌جوری می‌گفتند، من هم شوخی می‌کردم، می‌گفتم: «خدا حفظشان کند.» اگر این‌ها نباشند، ظهور امام زمان تحقق پیدا نمی‌کند که. بچه‌ها، دوستانی به من می‌گفتند که پس این ظهور کی اتفاق می‌افتد؟ به چند تا احمق نیاز داریم دنیا را جنگ راه بیندازند، ما بتوانیم برویم تا فلسطین، بتوانیم برویم اسرائیل را نابود کنیم دیگر بالاخره. ما چندتا احمق لازم داریم. عاقل‌ها به دردمان نمی‌خورند. مثلاً اوباما که سر رئیس جمهور ما را کلاه گذاشت، سر دولت ما کلاه گذاشت، ۱۱ تن اورانیوم بی‌دردسر. الان نگاه کنید این نتانیاهو احمق، ترامپ احمق می‌خواهند ۴۵۰ کیلو اورانیوم ببرند. ببین چه آبرویی از خودشان بردند. چقدر شکست خوردند، چقدر لطمه خوردند. حیثیت آمریکا ابرقدرت در دنیا از بین رفت. ولی اوباما مثل این احمق نبود، آن خیلی

هوشیار بود. یک کاری کرد رئیس جمهور خود ما، دولت رفت به ۱۱ تن، گفت بیا این مال شما. با پنبه سر برید.

لذا خیلی وقت است که وقتی ترامپ رأی آورد از همین بزرگان اولیا گفتند: «این همان است که کار را تمام می‌کند، این همان است که آمریکا را نابود می‌کند.» آدم عاقل که فضولی در کار خدا نمی‌کند که. خدا مهره‌چینی‌اش درست است. اگر شمر نباشد، یزید نباشد که امام حسین به آن درجات نمی‌رسد. حضرت زینب، علی اصغر، علی اکبر، شهدا به آن مقامات نمی‌رسند که. شیطان یک وسیله‌ای است برای این‌که تمرین می‌دهد ما را، ما را اوج می‌دهد، می‌برد بالا. لذا جای شیطان جای بدی

نیست. کجاست در قرآن؟ بگویید ببینم. شیطان محل تلاشش کجاست؟ صراط مستقیم. «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَانِهِمْ وَ عَن شَمَائِلِهِمْ». خدایا من روی صراط مستقیم منتظر این‌ها هستم. یعنی تو می‌خواهی آدم بشوند، باید تمرین کنند دیگر. شما باشگاه نروید که تمرین دارید یا ندارید؟ تنبل‌های احمق می‌گویند: «خب ما باشگاه نمی‌رویم، عوضش

خستگی هم نمی‌شویم باشگاه‌. ول کن بابا، باشگاه چیست؟» بعد بدنشان مریض می‌شود، زود می‌میرد، از پیری پیدا می‌کند، انواع مریضی. زیرک عاقل چی؟ زیرک عاقل می‌گوید: «ورزش بکنیم بابا، برویم باشگاه.» بعد یک بدن سرطانی با ورزش خوب می‌شود. ولی این چی در باشگاه دارد که بدن خوب می‌شود؟ همان تمرین است دیگر، همان عرق است، همان تناسب است، همان اندام، همان عضله. می بینی این دیگر مریض نیست. باشگاه این است، باشگاه همین است. ما باشگاه نداشته باشیم، می میریم. این همه مریض، این همه پزشک‌های ما، پزشک قلب، پزشک می گوید آقا برو ورزش کنی، خوب خوبی. اصلاً نه نیاز به دارو داری نه به هیچی. این همه درد الکی برای چی تحمل می‌کنی؟ قرص برای چی داری می‌خوری؟ به خدا اگر بروی باشگاه هیچ کدام از این‌ها را نداری. این روی تنبلی، هوای نفسش باشگاه نمی‌رود، ورزش نمی‌کند. قدیم‌ها که زن‌ها آن همه کار می‌کردند، رختخواب بیا، رختخواب بلند کن ببر، نمی‌دانم. از بدنشان کار می‌کشیدند، کشاورزی می‌کردند، دامداری می‌کردند، کار می‌کردند. ما سرطان نداشتیم، مریضی نداشتیم، زایمان‌ها همه طبیعی، بی‌دردسر، سزارین نداشتیم ما این جوری که، عقیم شدن این‌جوری نداشتیم که. الان بشر رفته به سمت همه مریضی‌ها. لذا قرآن می گوید مگر شما نمی خواهید شبیه من بشوید. خب من باید یک تمرین به شما بدهم دیگر. باید یک کسی تمرین بهت بدهد که تو پول ندهی، وسوسه کند دست در جیبت نکنی. تو هم با غلبه بر آن در باشگاه من، صراط مستقیم است دیگر. می گویی: برو گمشو، من حتماً کمک می‌کنم، حتماً دست در جیبم می‌کنم، حتماً این پولم را می‌دهم.

یک خانمی نوشته بود خیلی بامزه، خدا ان‌شاءالله برکت بهش بدهد، سلامتی بدهد.یک طلایی را فرستاده بود برای حالا برای کار امام زمان بود. «استاد، من چهار ماه با خودم کلنجار رفتم تا غلبه کردم این طلا را بدهم.» چهارماه تمرین کرده، کشتی گرفته، غلبه کرده، پیروز شده. روزه همین‌جوری است، نماز همین‌جوری است، قواعد دیگر همه همین‌جوری است. خمس هم یک جوری است، زکات همین‌جوری است و این‌جوری تو شبیه مربی‌ات می‌شوی دیگر. مربی تمرین دارد در همه جا. پس الان نتانیاهو را بزن نابودش کن، نمی‌دانم ترامپ را نابود کن. باید باشد. اگر نباشد که شهیدی به وجود نمی‌آید. اگر نباشد جهادی به وجود نمی‌آید. اگر نباشد افراد چه‌جوری «عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» بروند. «عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»؟ کی آدم را می‌برد تا پیش خدا؟ اگر دشمن نباشد آدم تا پیش خدا می‌تواند برود؟ نه. خ

دا رحمت کند حاج قاسم و دوستان دیگر و سردارها. خود من هم همین‌طور، بارها گفتم اگر کسی حاضر شود ما را شهید کند، واقعاً شفاعتش هم می‌کنیم. اگر کسی پیدا شد شهید بشویم ما، می گوییم خدایا دمش گرم، بالاخره این بدبخت حاضر شد وزر قتل را تحمل بکند.

«كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنسِ وَ الْجِنِّ». ما خودمان برای هر پیغمبری دشمن گذاشتیم از شیاطین انسی و جنی. تا تو تصور و معرفتت را درست نکنی، از همه چیز را عوضی می‌بینی، اشتباه می‌بینی. «ان‌شاءالله این شوهرم این‌جوری بشود، این بچه‌ها پدر من را درآوردند، این زنم این‌جوری پدرم را درآورده، این دارد.» بابا اصلا زندگی همین است. همین شوهر است، همین زن است، همین بچه‌ها، همین مادرشوهر، مادرشوهر تو را تا خدا می‌برد. مادرزن است، نمی‌دانم جاری است، باجناق

است. این اصلاً همین بود، اصلاً برای همین بود. تو شبیه من بشوی.

خدا می‌گوید: «من شماها را، آدم‌ها را در درجات مختلف می‌گذارم سر راهتان. ببینم شما کدامتان حسودی می‌کنید، کدامتان مقایسه می‌کنید، کدامتان مسابقه می‌گذارید.» «نَبْلُوكُمْ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ». من شما را با همدیگر آزمایش می‌کنم. آدم‌های مختلف را می‌آورم جلوی چشمتان. ببینم تو اصلاً تحریک می‌شوی از این متنفر شوی یا نه، حسودی کنی یا نه یا سقوط می‌کنی یا با همین می‌آیی بالا. آن‌جایی که حسادت دارد چشمت را درمی‌آورد، وقتی نمی‌کنی می‌آیی بالا تا شبیه خدا تا به رحمانیت و رحمیت برسی. آن‌جایی که حسادت می‌کنی، توطئه می‌کنی، غیبت می‌کنی و هزار جور فتنه می‌کنی، رفتی تا ته جهنم. برای امیرالمؤمنین هم گذاشتم، برای حضرت زهرا هم گذاشتم، برای امام حسن هم گذاشتم، برای امام حسین هم گذاشتم، برای انبیای قبلی گذاشتم، برای اولیای خدا گذاشتم، برای همه گذاشتم. اگر دشمن نباشد، کی تو را «عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» می‌برد؟ دشمن. پس خوب دقت کنید در دعا تو اول باید بدانی که الله یعنی اونی که همه وجود و همه قدرت است. اول این تمرین را دقت کنید. همه وجود و همه قدرت. ما خارج از الله چیزی نداریم. اصلاً غیر از الله چیزی نداریم. الله با جلوه‌هایش است. «أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». شما هرچی که دارید نگاه می‌کنید، جلوه خداست. یک وجود مستقل از خدا اصلاً شرک است. یک وجودی باشد که مثل خیلی الان مثلاً می‌گویند خدا آن بالاست، آن بالا، آسمان هفتم. آن‌جا کسی اسمش خداست. بقیه‌اش هم آسمان هفتم، ششم، پنجم، چهارم، سوم، دوم، اول کره زمین. یعنی خدای محدود است. یک خدای فقط همان‌جاست، بقیه‌اش دیگر خدا نیست. خدا به درد نخور. این خدای حقیقی نیستش، وجود ندارد همچین خدایی.

خدا یعنی هستی جاری و حاضر در همه چیز. به قول امام باقر علیه السلام: «وَ هُوَ حَيَاةُ كُلِّ شَيْءٍ». هر چیزی الله است. جمادات، گیاهان، حیوانات، انسان‌ها، همه چیز حیاتشان، وجودشان، هستی‌شان، صفاتشان، نظمشان، چینششان را دارند از الله می‌گیرند. اگر این را نفهمی، در دعا گیجی تو. اصلا متوجه نیستی. یک خدای غیر حقیقی را داری صدا می‌کنی.

الله یعنی هستی محض، وجود محض، قدرت محض. چیزی وجود ندارد خارج از الله قدرت داشته باشد، وجود داشته باشد. اگر ما چیزی را می‌بینیم، این تنوعی که خدا ایجاد کرده برای زندگی ماست و برای آزمایش ماست. و حالا بهش، بهش موقتاً یک توانی می‌دهد. «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ». اگر الان بلند می‌شوم، می‌نشینم، خدا دارد من را بلند می‌کند. حالا خدا خواسته من، می‌گوید: «حالا چون موجود مختار هستی، من بهت اختیار می‌دهم با من هم مخالفت کنی، ولی من خودم بهت اختیار دادم.» برو پیغمبرم را بکش. برو حضرت زهرا را بکش. برو سر امام حسین را ببر. ولی آن کسی که دارد سرامام حسین را می‌برد، آن‌که دارد شمشیر را می کشد، قدرت را دارد از کی می‌گیرد؟ بله، از خدا. ولی چون خدا بهش اختیار داده، خودش انتخاب کرده این شمشیر کشیدن را. در گناه هم همین‌طور است. خدا به ما توان می‌دهد. شما انتخاب می‌کنید که از قدرت خدا سوء استفاده کنید، از نعمت خدا سوءاستفاده بکنید.

دعا، قدرت مطلق

خب حالا تو در دعا داری کی را صدا می‌کنی؟ قدرت مطلق را، رأفت مطلق را، رحمت مطلق را، عشق مطلق را. اله ات را داری صدا می‌کنی. آن کسی که همین الان هم که تو داری دستت را می‌بری بالا، می‌گویی: «یا الله»، آن دستت را می‌گیرد، می‌آورد بالا. زبانت را آن باز می‌کند. ذهنت را آن کنترل می‌کند که تو اجازه می‌دهد اسمش را صدا کنی. این همه آدم گناهکار، هر غلطی هم دلشان می‌خواهد می‌کنند، خدا را هم صدا نمی‌کنند، بکنند. نه توفیق حرم رفتن دارند، نه توفیق نماز خواندن دارند، نه توفیق دعا و ضجه و توبه دارند. خب نمی‌تواند دیگر. سوءاستفاده کرده، خدا هم ولش می‌کند. برای همین در حدیث داریم اگر یک موقع دچار یک مشکلی شدی در زندگی، بهتان الهام نشد دعا کنید، بدانید مشکلتان ادامه دارد. چون کسی نیست کمکتان بکند. تو الان کمک نمی‌گیری. تنهایی. وقتی توسل، استغاثه، دعا به تو الهام نمی‌شود، یعنی تو تنهای تنهایی. کی می‌خواهد بهت کمک کند؟ همه این‌هایی که اطراف خودت می‌بینی که فکر می‌کنی الان این شوهرم است، این زنم است، این بچه‌ام است، این رفیقم است، همه حول و قوه‌شان را از کی گرفتند؟ از خدا گرفتند. خدا اذن ندهد کمکت نمی‌کنند.

آمریکا را شما نگاه بکنید، تریلیون‌ها دلار هزینه کرده که ناتو را به وجود بیاورد. ناتو برای چی به وجود آمده؟ پیمان آتلانتیک شمالی. برای چی به وجود آمده؟ برای این‌که اگر جنگ شد، انگلیس، فرانسه، آلمان، ده‌ها کشور کنار آمریکا نیروهای نظامی‌شان را بیاورند با دشمن آمریکا و یا دشمن یکی از این‌ها چه‌کار کنند؟ بجنگند، نابودش کنند. یک قدرتی در دنیا ایجاد کردند. همه هم این‌ها حساب می‌برند. قبلاً یک پیمان هم روسیه، شوروی داشت به نام پیمان ورشو. حالا آن متلاشی شد. ناتو سر جاش ماند. اینجا هی نفوذ کرد، رفت تا همین اوکراین. رفت که اوکراین را هم می‌خواستند به خودشان ضمیمه

کنند، جنگ شد. بین روسیه و اوکراین. اوکراین: «من می‌خواهم بروم جزء ناتو بشوم.» همسایه روسیه. روسیه گفت: «غلط کردی. تو می‌خواهی این‌ها را بیاوری تا دم مرز من؟» دعوایشان شد، جنگ شد. حالا این نیروی عظیم جهانی که بمب‌های اتمی که این‌ها دارند، ده‌ها برابر کره زمین می‌تواند متلاشی کند. این‌ها حمله کردند به ایران. قبلاً مثلاً صدام را فرستادند، قائله کردستان را درست کردند، ترور ایجاد کردند، اسرائیل آمد. ایران هر بار یک دانه مثل مگس‌کش روی هر کدام این‌ها زد و این‌ها. آمریکا گفت: «بگذار خودم بروم.» دیدید خودش آمد وسط. گنده‌لاته که آمد، آقا فرمود چی؟ فرمود: «قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است چنان سیلی بخورد که از جا بلند نشود.» بچه‌های حضرت زهرا، فرزندان حضرت زهرا، فرزندان امام زمان چنان زدند و این را تحقیرش کردند که ناتو، هیچ‌کس خاصیتش را، متلاشی‌ شد، اصلاً نیامدند. گفتند: ما نیستیم. ای بابا این همه سال درخواست دادیم، روی شما کار کردیم، تمرین کردیم، فکر کردیم، مانور دادیم، پول دادیم بهتان. بیا فرانسه، انگلیس، آلمان، اسپانیا، ایتالیا، ترکیه.» ما نیستیم. خدا اجازه ندهد، تو از کی می‌خواهی کمک بگیری؟ دیروز دیدید نماینده آمریکا در مجلس چی می‌گوید؟ می‌گوید- گوش کنید اینها را در کانال جهان خبر گذاشتیم، ببینید این‌ها را- می‌گوید که به نماینده‌های دیگر می‌گوید: «می‌گوید چطور می‌شود ما یک تریلیون دلار هزینه کنیم برای ارتشمان؟ یک تریلیون دلار، دقت کن. یک هزینه سرسام‌آور. بعد ایران با یک ارتش کوچک و یک هزینه اندک آمریکا را به گروگان گرفت.» آیه اش را انتخاب کردم که امشب برایتان بخوانم، اگر برسیم ساعت بعد. می‌رسیم حالا این را، آیاتش را برایتان بخوانم. «وَ قَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ». یک جوان فسقلی، کوچولو موچولو، داوود آمد، زد فرمانده را کشت. همچین زد جالوت را که کشت. «هَزَمُوهُمْ». همه فرار کردند. این آیه تکرار حقیقت‌ها را دارد می‌گوید دیگر. چنان ایران سیلی زد، که فرانسه، همه ترسیدند. رژیم آلمان گفتش که: «بابا تو با آن ناوت، با آن اف ۳۵ت رفتی خوردی. ما با ناوهای فسقلی خودمان کجا بیاییم؟ خب قطعاً ما نابود می‌شویم آن‌جا. ما اصلا نمی‌توانیم جلوی ایران بایستیم.

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». حالا ایرانی قدرت از کجا آورده؟ قدرت همین مردم تو وسط خیابان شب‌ها دارند دریافت می‌کنند. دعا. «الله اکبر»، «یا حیدر، حیدر، حیدر، حیدر»، «یا حسین»، «یا الله، الله اکبر». خب وقتی خدا را تو داری صدایش می‌کنی، پایت می‌ایستد یا نمی‌ایستد؟ بله. تو داری کانون قدرت را صدا می‌کنیم. امام امت سلام الله علیه گفت: «مگر ما دست خالی نبودیم در مقابل همه دنیا؟» دست خالی بودیم دیگر. قدرت ما از «الله اکبر» بود. شما وقتی می‌گویی «الله اکبر»، با همان نیتی که «الله اکبر» درستت را دارید می‌گویید دیگر. الله اکبر. الله پایت است. می گوید این بندگان من جمع شدند، ده‌ها میلیون شب‌ها دارند من را صدا می‌کنند.» میدان خیابان هم به دیپلماسی قدرت می‌دهد، هم به میادین جنگی. برای همین شما می‌بینید بزرگ‌ترین، قوی‌ترین هواپیمای آمریکا را ایران با چی زد؟ با ضعیف‌ترین پهپادش زد، ارزان‌ترین و ضعیف‌ترین. آمریکا از خداش بود بگوید که: «بابا این موشک با یک موشک زدم به هواپیمای ما.» یک هواپیما آمد، هواپیمای ما را زد. یک سجیلی، فاتحی. نه. شاهد ۱۳۶، ارزان‌ترین، کوچک‌ترین و ضعیف‌ترین اسلحه را می‌فرستد، می‌رود قوی‌ترین را می‌زند. مثل چی؟ یاد شما چی می‌افتد؟ یاد نمرود. یک پشه را می‌فرستد، می‌زندش، می‌کشدش. یک پشه. استکبار این‌جوری است. خدا می‌گوید: «فکر می‌کنم الان مثلاً برای تو مثلاً جبرئیل را می‌فرستم بزنت، میکائیل را می‌فرستم.» نه بابا. به پشه می‌گویم: «برو بزنش، بکشش.» تمام شد. در این جنگ، در این هفتاد روز شما پر از معجزه دیدید. پر از معجزه. دعا.

دعا یعنی درخواست کمک. بگویید «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ». ما فقط بنده توأیم. فقط از تو دستور می‌گیریم، فقط هم از تو کمک می‌گیریم. وقتی به خدا گفتی «إِيَّاكَ نَعْبُدُ»، هیچ‌کس جز تو ندارم، نمی‌خواهم هم داشته باشم، به کسی هم جز تو نمی‌خواهم فکر کنم اصلاً، فکر هم نمی‌کنم. «إِنِّي معی رَبِّي سیهدین». موسی را نگاه بکنید، تنهاست. نه بابا، من خدا را دارم. ابراهیم تنها می‌رود یک امپراتور را نابود می‌کند. موسی و هارون می‌روند یک امپراتوری را نابود می کنند. چون همه قدرت دست با این‌هاست. در دعا تو همه قدرت را می‌آوری کنار خودت. اگر خدایی که صدا می‌کنی حقیقی باشد. اگر تنبلی نکرده

باشی، زحمت معرفت این خدا را کشیده باشی. خدا بفهمد که تو داری می‌فهمی داری چی می‌گویی. ببیند که تو داری می‌فهمی چی می‌گویی.

دعا پیروزی می‌آورد. دعا قدرت است. آن چون الله را ندارد، می‌گوید: «بروم اف ۳۵ بسازم، بمب اتم بسازم، ناو هواپیمابر بردارم، بیارم نمی‌دانم موشک چی چی می‌آوریم یا نیروی دلتا می‌آوریم.» همه ابزارهایی که همه دست خدا هستند. این همه ابزارهایی که همه در اختیار خداست. ابزارش را برداشت آورد در طبس. لشکر خدا چی بود که این‌ها را نابود کرد؟ طوفان، باد. باد می دانید چی هست یا نه. در اردو تمرین کرد. باد یک فرشته فوت می کند. یک عطسه. همان خدا فرشته‌ای دارد که اگر همه آب‌های عالم را بریزد روی در انگشتش، انگشتش یک ذره تر می شود. باد، رعد و برق. در دوره کلاس آموزش درس سوم صحیفه سجادیه منبع بگویم که بعد بروید این را یاد بگیرید آن‌هایی که کار نکردند. صحیفه سجادیه در همان سایتمان بدهید دعای سوم. ملائکه چه‌کار می‌کنند؟ یک فرشته این‌جوری در صحرای طبس این‌جوری می‌کند پا می شود هواپیما می رود. اصفهان چی شد؟ هواپیمای جنگی بردند، اسلحه بردند، هلیکوپتر آوردند، نیرو آوردند، چند تا ۳۳۰ آوردند. چی شد؟ یک کسی هم می گوید من الله دارد الان صدایش می‌کنم، در اصفهان می‌آید می‌زندتان.

من اللَّهِ دارم. مردم، این مردم ۱۰۰ برابر قدرت بیاورند خیابان، قدرت بی‌نظیر است. قدرت خیابان انتها ندارد. یک دانه از همین مردم، یک دانه ازشان الله را صدا می‌کند، «الله اکبر» درست هم صدا می‌کند. «یا حسین»، «یا زهرا»، «یا مهدی». همه هستی می‌آید کنار این مردم، همه قدرت کنار این مردم.

دعا، اسلحه انبیا

این مقدمه را گفتم تا یک کمی، یک کمی البته ذهنتان آماده بشود که وقتی می‌خواهم راجع به دعا صحبت کنیم که دعا اسلحه انبیاست یعنی چی. حضرت فرمود: «عَلَيْكُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِيَاءِ». شما اسلحه انبیا دستتان باشد، نمی‌خواهید اسلحه‌های این جوری. اسلحه انبیا دستتان باشد، پیروزید. ما این را هم بگویم تمام، صحنه‌ای به مراتب خطرناک‌تر، وحشتناک‌تر، بزرگ‌تر از این جنگ سوم تحمیلی داشتیم. آن هم جنگ چی بود؟ قبل از جنگ تحمیلی بود. جنگ تحمیلی اول. شوروی با ده‌ها کشور، آمریکا با ده‌ها کشور، کشورهای عربی، همه از آفریقا و اروپا و نزدیک بیش از ۲۰ کشور اسیر داشتیم. این را پریروز خبرنگار فرانسوی می‌گوید: می‌گوید صدام با کمک همه سیاره ای -این را در کانال جهان خبر گذاشتیم، ببینید این‌ها را.» می‌گوید صدام با کمک -دقت کنید این کلمات شوخی نیست دارد می گوید. این را مسلمان نمی گوید. یک غیرمسلمان یک کارشناس فرانسوری دارد می گوید. می گوید صدام با همه سیاره ریختند سر ایران تنها. ببینید چه اتفاقی افتاد. اینها شوخی نیست. خدا می گویدکور نباشید. ببینید من چکار کردم. ببینید حضرت زهرا چکاره است، امام حسین چکاره است، ابالفضل چکاره است، ملائکه چکاره است، همه سیاره ریختند روی یک کشور. خیلی‌هایتان یا اصلاً نبودید یا اگر بودید اصلاً نمی‌دانید. ما بچه بودیم دیگر چه‌جوری.

بعد می‌گوید: «ایران.» تکرار می‌کند. می‌گوید: «ایران تنهای تنها همه این‌ها را شکست داد.» به دنیا می‌گوید. می‌گوید شما بفهمید دارید راجع به کدام ملت می‌خواهید تصمیم بگیرید. می‌دانید این ملت کی هستند؟ این ملت کسی است که صدام

با کمک همه سیاره، نمی‌گوید دنیا، ما می‌گوییم دنیا مثلاً نمی‌دانم جهان. نه. خیلی عمیق دارد و معرفتی می‌گوید. می‌گوید: صدام به کمک همه سیاره زمین با این کشور جنگ کرد، حمله کردند. این کشور اسلحه ندارد. این کشور یک سیم خاردار هم

نمی‌تواند تولید بکند. بهش هم نمی‌دهند. دست خالی است. ولی همه سیاره را شکست داد. یک وجب خاک نداد. همه را شکست داد. دعا این است. روضه این است. هیئت این است. پرچمی که دستت می‌گیری این است. فکر نکن شوخی نیست. پرچم را می‌گیری، تکانش می‌دهی. این پرچم را که می‌گیری، تکان می‌دهی، تکان می‌دهی، داری کل سیاره را تکان می‌دهی. «یا حسین»ی که داری می‌گویی کجا می‌رود؟ «یا زهرا»ت کجا می‌رود؟ دیدید که در جنگ سه روزه که اسرائیل رفته بود در لبنان، آن‌جوری بچه‌های لبنان در فشار بودند. داستانش را من باز تو همین جهان خبر گذاشتم. حاج قاسم تعریف می‌کند از قول آن رزمنده. رزمنده هم خودش را پخش می‌کند صدایش را. می گوید «یک دفعه دیدم حضرت زهرا آمد. گفتم: خانم، یک کاری کن.» حضرت زهرا گفتش که: «باشد.» حضرت زهرا این‌جوری از زیر چادرش یک دستمال درآورد. تمام. «چادرت را بتکان، به به روزی ما را برسان.»

امام شهید می‌گفت: «من در فاطمیه رزق یک سال کشور را می‌گیرم از حضرت زهرا. گفت: «تا حضرت زهرا این‌جوری کرد، من بلند شدم دیدم بچه‌ها با یک موشک زدند هلیکوپتر اسرائیل را زدند.» دیگر از آن به بعد یک یک دفعه این تانک‌های مرکاوا ، مرکاوا، قدرت اصلا کلمه مرکاوا یعنی این اوج قدرت، ارابه خدا. این جوری است. مرکاوا تانک خیلی قوی است. اسرائیل فرار کرد. غلط کردن افتاد. دفعه بعد دوباره همین حماقت را کرد. ۲۲ روزه خورد دیگر. ۳۳ روزه نه. دفعه بعد ۸ روزه فرار کرد. الان نگاه کن به چه روزی افتاده اسرائیل. حضرت زهراست. یک دستمال این‌جوری می‌کند، تمام.

شما این صحنه را من گذاشتم در جهان خبر، ببینید. صحنه‌ای که آمریکایی‌ها دارند پز می‌دهند با قدرت روی ناویشان، یک دفعه یک موشک می‌خورد آن ساختمان اصلی ناو و نابود می‌کند. ببینید چه‌جوری می‌شوند؟

دعا می‌دانی یعنی چی؟ هیئت می‌دانی یعنی چی؟ «أَمَّن يُجِيبُ» می‌دانی یعنی چی؟ ذکر صلوات و ختم صلوات و نمی‌دانم ختم یاعلی و جمکران می‌دانی یعنی چی؟ جمکران، نماز امام زمان! صد بار دو رکعت نماز تو خواندی، ایستادی آنجا صد بار داری می‌گویی: «ایاک نعبد وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ». گفت رفتم پیش آقای بهاءالدنی گفتم آقا من مشکل دارم. نمی دانست که آقای بهاء الدینی همه چیز را می بیند. رفته بود جمکران. از جمکران آمده بود خدمت ایشان، همین جوری ناله و گریه می کرد و نمی دانم چنین و چنان. آقای بهاء الدینی گفته بود کسی که می رود جمکران، نماز می خواند در هر رکعتش صدبار می گوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین، این دیگر غصه دارد این آدم؟ این آدم غصه دارد؟ دعا را جدی بگیریم.

من فقط یک مقدمه برایتان گفتم. ان‌شاءالله جلسه بعد می‌خواهم، تفسیر موضوعی است، می‌خواهم قرآن بخوانیم. نقش دعا را ببین چه‌کار می‌کند قرآن.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.