تفسیر موضوعی قرآن کریم ؛ جلسه سوم 10/02/1405
سلام علیکم و رحمه الله بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و صل علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (علیه اسلام) امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم شهدای اسلام علماء مراجع اولیای الهی مؤمنین و مؤمنات امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.
بحثمان درباره عوامل موفقیت است. ما چه جوری میتوانیم در زندگیمان موفق باشیم؟ وقتی میگوییم موفق یعنی بخشهای جمادی یا همان مالی و اقتصادی بخشهای گیاهی بخشهای حیوانی بخشهای عقلی و بخشهای معنوی بخشهای انسانی قواعد و قوانین ثابت است خوب آن کسی که عالم را خلق کرده ما را خلق کرده قوانین یک زندگی خوب را هم به ما یاد داده است این را توجه داشته باشیم که خداوند تبارک و تعالی میفرماید "یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر " خداوند برای شما آسایش را میخواهد سختی نمیخواهد دوست ندارد شما در سختی به سر ببرید میخواهد شما راحت باشید آسایش داشته باشید اما خودتان با نافرمانی با رعایت نکردن قوانین آسایش زندگی با رعایت نکردن قوانین موفقیت خودتان را در دردسر میاندازید بقیه را به دردسر میاندازید مثلاً یک خانمی قبل از اینکه خودش را بخواهد برساند به اجرای این قوانین ازدواج میکند شوهرش را به دردسر میاندازد بعد بچه دار هم میشود میشود مادر بچهها هم زیر دست یک مادر نادان یا نابلد از نظر مهارتهای آسایش آرامش شادی موفقیت بچهها هم اذیت میشوند شوهرش هم اذیت میشود یا یک مرد یک مرد قبل از اینکه بخواهد آشنا بشود با قواعد عشق مهربانی آرامش شادی موفقیت اقدام به ازدواج میکند و بعد همه را به دردسر میاندازد خودش و خانوادهاش را به هلاکت میاندازد به دردسر میاندازد ضایع میکند خانوادهاش را. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند "ملعون ملعون من ضیع من یعول" ملعون است ملعون است کسی که خانواده و عائله خودش را ضایع میکند یعنی آن رسیدگی که باید حق رسیدگی هست به خانوادهاش به همسرش به فرزندانش به پدر و مادرش آن رسیدگی لازم را نکند این یادمان نرود که خداوند برای ما این را میخواهد موفقیت را میخواهد آرامش را میخواهد مهربانی را میخواهد شادی را میخواهد خودش هم قوانینش را به ما یاد داده وقتی که ما این قوانین را یاد نمیگیریم یا اگر یاد گرفتیم رعایت نمیکنیم در اثر تنبلی بیحوصلگی شک تردید خودخواهی؛ خب خود به خود از قوانین وقتی شما فاصله گرفتید زندگیتان یک زندگی غیر اصولی و بی قانون میشود و دائماً انسان دردسر دارد شما یک اتومبیل که میخرید یک تلفن همراه که میخرید یک وسیله خانگی که میخرید شرکتش برای شما یک راهنمایی میدهد میگوید این را رعایت کنید اگر رعایت کنید خب با آن وسیله خیلی خوب است راحت میتوانید از آن استفاده کنید دیگر دردسر هم ندارید اما اگر رعایت نکنید همهاش دردسر دارید این است که در روایت داریم "الجهل معدن الشر " جهل معدن شر است "اصل کل شر" ریشه همه بدبختیهای انسان نادانی است یعنی نمیرود قبل از هر انتخاب یا ارتباطی قوانینش را یاد بگیرد مثلاً انتخاب همسر انتخاب شغل انتخاب رشته بارداری بچهدار شدن تربیت فرزند و دوران رحمی بچه من چجوری میتوانم این وسط را در نه ماه شکلهای خوب به او بدهم؟ ژنهایش را قوی بکنم؟ یا مثلاً الان دو سال اول من باید با این چکار بکنم؟ پنج سال بعدی باید چکار کنم؟ هفت سال دوم چکار کنم؟ هفت سال سوم چکار کنم؟ خب وقتی که یاد نمیگیریم خب یک دستگاه است انسان دیگر آدمها مثل بقیه نظام خلقت دستگاه هستند وقتی بلد نباشیم خرابش میکنیم و ضایعش میکنیم از همه بدتر این که انسان اول خودش را ضایع میکند یعنی به خودش آسیب میزند و چون خودش کج و کوله است آسیب دارد حالا این آسیب را به بقیه هم منتقل میکند خودش ترسو است این ترس را به بچهاش هم منتقل میکند وسواسی است به بچهاش منتقل میکند حسود و زودرنج و عصبی است به بچهاش منتقل میکند نمیتواند زندگیاش را خانهاش را یک جوری نگه دارد که فضا فضای شاد و آرام و عاشقانه و اینجور چیز ها باشد نمیتواند اصلاً کلاً آدم مضطربی هست پس خوب دقت کنید قوانین را باید خوب یاد بگیریم و خوب به آن عمل بکنیم زیر پا بگذاری قوانین را دردسر میافتی تمام بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت امام باقر (علیه السلام) فرمودند تنبلی و بیحوصلگی اولینش است آدمهای تنبل آدمهای بیحوصله نه دنیای خوبی ندارند نه آخرت خوبی آن کسی که یاد نمیگیرد تنبلی میکند خب یاد نمیگیرد آن کسی که یاد میگیرد تنبلی میکند عمل ندارد بیحوصله است عمل نمیکند باز همینجوری فاجعه درست میکند این ها قوانین زندگیاش خب الان جلسه گذشته در مورد پیروزی و موفقیت چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی اولین اصل را خواندیم چی بود؟ اولین اصل که اگر کسی بخواهد پیروز بشود و موفقیت داشته باشد چیست؟ ایمان. ایمان داشته باشد اگر کسی ایمان نداشت با کانون قدرت یعنی الله ارتباط ندارد اصلاً این. این آدم فقط و فقط تلاشهای خودش را میبیند و ارتباطش قطع است با کانون شادی کانون آرامش کانون قدرت یعنی یک موجود بسیار بسیار ضعیف در یک دنیای هزار پر تنش دار تنها است خودش بعد هم اگر کمک میخواهد از آدمهای ضعیف مثل خودش کمک میگیرد خب معلوم است شکست میخورد نمیتواند موفق شود ارتباطش قطع است ایمان امنیت میآورد برای آدم اصلا اسمش ایمان است دیگر ها؟ ایمان یعنی چی؟ یعنی اینکه شخص با یک کانون آرامش محبت قدرت ارتباط دارد قلبش. آن کنارش هست اینکه انبیاء معمولاً یک نفره یا دو نفره یک امپراتوریها را مستکبران را نابود میکردند برای این که اینها یک نفر بودند دو نفر بودند اما چون ایمانشان قوی بود اتصالشان با کانون قدرت و پیروزی زیاد بود یک نفر میشود یک میلیون نفر یک نفر میشود چند میلیون نفر که موسی چه میگوید؟ سلام الله علیه میگوید "إنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ" وقتی که فرعون دارد میرسد به آب اینها هم وسط گیر کردهاند یک طرف آب یک طرف هم فرعون دارد میرسد ایمان موسی نجاتشان میدهد "إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ" من یک رب دارم که خب کمکم میکند هدایتم میکند آدمهایی که در زندگیشان ترس و دلهره و دلشوره نسبت به حال آینده یا حتی گذشته میآید برای این است که ایمانشان ضعیف است یعنی آن کانون قدرت آرامش و شادی را ندارد در زندگی اش اگر اینجوری بشود من بدبخت میشوم؛ نکند اینجوری بشود نکند اصلاً یک خدا ندارد کنارش بگوید خب من هستم برای چه کنار من غصه میخوری تو؟ الان برای چه غصه میخوری؟ ها؟ من همیشه کنارت هستم این ندارد این را نه امام زمانش به درد بخور هست چون امام زمانی قلابی است که خودش ساخته ذهن خودش ساخته نه خدایش به دردش میخورد چون خدایش هم بیتوان است ناتوان است عرضه شاد کردن این آرام کردن این را ندارد یک خدایی است که خودش الکی ساخته آن را ها؟ همان که امام صادق فرمود یک خدای من درآوردی است یعنی خدایی که میگوید من میخواهم شما آسایش داشته باشید این کنار این خدا آسایش ندارد کنار این خدا ترس دارد دلشوره دارد اضطراب دارد این نشان میدهد که یک آدمی که در زندگیاش این مسائل را دارد اتصال به کانون ندارد به معنای واقعی برای همین قرص اعصاب میخورد حسود است زودرنج است عصبی است پرخاشگر است دائماً زندگیاش را با بقیه مقایسه میکند دائماً مسابقه و رقابت دارد با دیگران این همین یک آدمی است اصلاً نمیتواند هیچ هیچ. نمیتواند از سعادت استفاده بکند نمیتواند خودش و به تبع آن به دیگران سعادت بدهد نه خودش میتواند از سعادت استفاده کند نه میتواند به دیگران سعادت بدهد قرآن میگوید همه انسانها دچار خسرانند دیگر "والعصر ان الانسان لفی" بله؟ " لفی خسر إلّا الَّذینَ آمَنوا" غیر از مؤمنین خب مؤمن شرایطش چیست؟ مؤمن آنقدر قوی و آرام است که به دیگران چه چیزی میدهد؟ "وَتَواصَوا بِالحَقِّ" حق را خوب میشناسد راه حق را کاملاً بلد است به بقیه حق را معرفی میکند گیج نیست گنگ نیست سردرگم نیست و "تَواصَوا بِالصَبرِ" مؤمن به بقیه صبر میدهد مؤمن به بقیه قدرت میدهد خودش که اضطراب نمیگیرد او را هیچی خودش که ترس و لرز ندارد هیچی خودش که غم و غصه ندارد هیچی به بقیه میدهد بله مؤمن غم و غصه دارد؛ جزء آن هفتتا غمی که غمهای شادیآور است گفتیم در دوره کارگاه غم توضیح داده ام ما هفت نوع غم داریم؛ غمهای خوب است غمهای ارزشمند است مچاله ات نمیکند انبساط به تو میدهد انقباض روحی نمیآورد برایت آن غمها غمهای ارزشمندی است ولی خب غم دنیا پیغمبرت میگوید تو غم دنیا را بخوری یک مریض هستی وقتی امیر الموئمنین فرمود دیگر کسی که غصه میخورد مریض است ها؟ "الغم مرض النفس" و فرمود "مَنْ بَکی عَلَی الدُّنْیا دَخَلَ النّارَ" هرکسی که غصه دنیا را میخورد میرود جهنم غم جهنم ساز است پس هی الکی توهم نکنیم ما الان چون حجاب داریم چون حجابمان خوب است چون آخوند هستم من الان چون عمامه دارم چون ریش دارم چون نمیدانم انگشتر عقیق دست من است چون تسبیح دارم چون این همه نماز میخوانم و اینها حتماً مؤمن هستم خدا میگوید من این ایمان تو به درد من دو هزار نمیخورد. کنار من آرام هستی یا نه؟ با من شاد هستی یا نه؟ قواعد من را میفهمی رعایت میکنی یا نه؟ چون ایمان اثر حقیقی دارد ایمان یک چیز گتره ای که نیست که ایمان یک چیز حقیقی است یک حقیقت است یک وجود است مثل سایر وجودها پس این را باید توجه به آن داشته باشیم خب پس ما یک موقع هست توهم مؤمن بودن داریم یه موقع هم واقعاً مؤمن هستیم به معنای حقیقی ما مؤمن هستیم قرآن هم میگوید میگوید مؤمن اینا ها این حقیقتش این است اضطراب ندارد ترس ندارد دلشوره ندارد احساس بدبختی ندارد به دیگران هم صبر حق را آموزش میدهد هم صبر را خودش منشأ قدرت است مؤمن این قدرت هست که پیروزی و موفقیت میآورد دقت کنید چه چیزی میخواستم بگویم خود این قدرت پیروزی و موفق میآورد پیروزی و موفقیت در این نیست که شما مثلاً اگر ده هزار ده نفر هستید بشوید صد هزار نفر خب شما خدا دارد در قرآن بارها میگوید من یک پیغمبر را فرستادم رفته یک امپراتوری را نابود کرده ها؟ دارد به ما یاد میدهد دیگر پس این چجوری ابراهیم میرود یک دفعه مثلاً نمرود را نابود میکند یک امپراتوری را نابود میکند چجوری پیغمبر میآید تمام قدرتهای منطقه خودش را و کشور خودش را بیرون از کشور خود را از بین میبرد و یک تمدن بزرگ راهاندازی میکند انبیاء دیگر چگونه موفق بودند؟ آن قدرت و عامل پیروزی در تو است این را دقت کن در شماست اگر شما شخص خودتان را قوی کنید به میزانی که شخص خودتان را قوی میکنید کسب قدرت میکنید قدرت به دست میآورید و موفقتر هستید پس هی فرافکنی نکنیم اگر ما دائماً مشکل داریم گیر بدهیم به خدا من رفتم در باشگاه یا اصلاً نرفتم ثبت نام کنم بعد هی گیر میدهم به مربی ام یعنی خدا خدایا چرا زندگی من اینجوری است؟ پس تو کجایی؟ امام زمان کجاست؟ حضرت زهرا (س) کجاست؟ امام زمان (عج) کجاست؟ نمیدانم خب تو اصلا نیامدی ثبت نام کنی اصلاً در باشگاه بعد هم حالا که آمدی ثبت نام کردی خوب یاد نگرفتی حالا که یاد گرفتی عمل نمیکنی چه چیزی میخواهی از من؟ مربی زمانی مسئولیت دارد که شاگردش برود ثبت نام کند خوب یاد بگیرد و عمل کند بعد حالا بعد بگوید خب اینجوری شد ما وقتی که در حدیث داریم دعای هشتم صحیفه سجادیه داریم خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه چیزی را بخواهم که حقم نیست ما خیلی وقتها در دعاهایمان درخواستهایمان توقعاتمان از خدا و اهل بیت چیزهایی را داریم دعا میکنیم که اصلاً حق ما نیست اصلاً ما عمل نکردیم به شرایط دریافت آن بعد هی میگوییم خب خدایا کجاست؟ خدا میگوید خب من به تو گفتم برو این شرایط را انجام بده قدرها را به تو معرفی کردم قضاها در خودِ قدرها هست الان آب میخواهی آب قدرش H2O است دو تا هیدروژن یک اکسیژن را بگذارید کنار همیشه آب دیگر به این راحتی میشود آب قدرش را اول ایجاد کن قضا در خودش هست پس وقتی داریم راجع به پیروزی صحبت میکنیم و موفقیت پیروزی و موفقیت یک قضا است یک نتیجه است در همه ابعاد پنجگانه که اگر شما به قواعدش عمل بکنید قطعاً آن پیروزی در ذات خودش هست اینها را حالا من الان بخشهای دیگر را توضیح نمیدهم به خاطر اینکه اینها را کارگاههایش را برقرار کردیم یکی از کارگاههایی که به شما خیلی کمک میکند در این زمینه کارگاه برکت است برکت. ما چجوری در ابعاد پنجگانه برکت داشته باشد ذهنمان عمرمان خیالمان وهممان عقلمان هوشمان معنویتمان کار مالیمان برکت داشته باشد زندگی برکت داشته باشد برکت قانون دارد اگر آن قوانین برکت را یاد بگیرد آدم رعایت بکند نتایج را دریافت میکند حتماً این یک چیز کاملاً طبیعی است اصولی طبیعی قانونمند همهچیز قدر و قضا دارد حالا برویم سراغ چی؟ اولین مورد ایمان بود که توضیح دادیم صلوات ختم بفرمایید سوره آل عمران چون درس ما تفسیر موضوعی است یعنی ما داریم موضوع موفقیت و پیروزی را در قرآن قواعدش را با هم در این کارگاه در این سلسله بحث با هم کار میکنیم میفرماید که "ولقدر نصرکم الله ببدر" خدا شما را در بدر کمک کرد یک لشکر ضعیف که اسلحه زیادی نداشتند تجهیزات ضعیفی داشتند تعدادشان نسبت به دشمن یک سوم بود اینها سیصد نفر آنها هزار نفر با همه تجهیزات آمده بودند با اینها بجنگند حالا من چگونه میتوانم موفق شوم وقتی که امکاناتم یک سوم دشمن است؟ یعنی من اگر بخواهم درست نسبت به اصول و قوانین اینجوری رعایت کنم خب من شکست خوردم دیگر اما چی باعث میشود من شکست نخورم وقتی تعدادم کمتر است نیرویم کمتر است؟ ها؟ دشمنم قویتر است تعدادش بیشتر است تکنولوژیش بالاتر است؟ ها؟ بالاخره یک مرکز قدرتی هست که بیاید به من کمک بکند شما دیگر در این جنگهایی که ما داشتیم جنگ هشت ساله انقلاب اسلامی جنگ هشت ساله جنگ دوازده ساله جنگ پنجاه روزه شصت روزهای که الان داشتیم دیگر خودتان دیدید که که چگونه یک کشوری که توسری میخورد تحقیر میشد تهدید میشد برای تحریمها دائماً اذیتش میکردند تا میخواستند بترسانندش گزینه نظامی روی میز است تحریمتان میکنیم و تحریم هم میکردند حالا شده یک پنجاه روز که نه در همان پنج روز اول شد یک ابرقدرت زد گردنکلفت ترین ابرقدرت دنیا را به خاک مذلت نشاند از بعد اقتصادی تنگه هرمز را گرفت که اقتصاد دنیا ذلیل این تنگه است دست این است حالا شده کشور تحریمکننده دیگر تحریمشونده که اصلاً محال است تحریم شود هیچکس هم دیگر نمیتواند تحریمش کند این چرا، میتواند بقیه دنیا را تحریم کند هر کسی را بخواهد میتواند تحریم کند ولی کسی دیگر نمیتواند تحریمش کند خب این الان این قدرت کجا آمده؟ بزرگترین ما با چهل و دو کشور تقریباً در این نبرد این جنگ دوازده روزه و پنجاه روزه به شکل مستقیم و غیرمستقیم با ما جنگیدند چه مستقیم چه پشتیبانی چگونه شکستشان دادیم؟ شکست نظامی شکست اقتصادی از همه مهم تر از این ها خیلی مهمتر آن اتفاق بزرگی که افتاده حالا باید بعداً راجع به آن صحبت بکنیم شکست فرهنگی است یعنی شما پرچمتان رفت در تمام دنیا همه دنیا الان میگویند ایرانیها فقط میتوانند جهان را نجات دهند به شما به چشم منجی خودشان نگاه میکنند به شما با افتخار نگاه میکنند خب در پنجاه روز شما چگونه توانستید موفقیت را به دست بیاورید؟ آن ارتباط با کانون غیب است که خدا میگوید اینکه چیزی نیست من قبلاً یک پیغمبر را هم تنهایی میفرستادم یک کسی مثل ابراهیم ولی ابراهیم به اندازه یک کشور بود ها کان ابراهیم آیه قرآن است دیگر ها؟ "امتا" ابراهیم خود یک نفره یک امت بود؛ یعنی این روح آنقدر قدرتمند بود به اندازه یک امت توان در خودش بود یک نفر است اما به اندازه میلیونها نفر قدرت دارد در روحش پس قدرت ایجاد قدرت در روح و توان شما است دارم هی قاعده را تکرار میکنم که بدانید که عامل پیروزی در خود نفس شما است چه مادی و چه معنوی آنجایی که ما شکست میخوریم می افتیم به ذلت و خواری بدبختی و گرفتاری برای آن جایی بوده که سوءتغذیه داشتیم به خودمان نرسیدیم حالا الان احساس بدبختی می آید شکست می آید سراغ ما ببینید"و لقد نصرکم الله به بدر" خدا شما را در بدر به شما کمک کرد چگونه؟ "و انتم ازله" شما ذلیل بودید شما ها خوار بودید شما ناتوان بودید در مقابل دشمنانتان من کمکتان کردم خب چگونه کمکتان کردم؟ شما امکانات استمداد از من را شما فراهم کردید من هم کمکتان کردم چه چیزی بود استمداد؟ یادتان هست؟ این را قبلاً خواندیم ها روشش را خواندیم کسی یادش هست؟ در جنگ بدر چطور لشکرهای پیامبر موفق شدند؟ یک موفقیت قدرتمند و سریع به دست آوردند عامل قدرتشان چه بود؟ نه مؤمن که مؤمن است آن درست است مؤمن باید اول مؤمن باشد تا بتواند از خدا کمک بگیرد اینها ایمانشان را با چه چیزی اضافه کردند که ناگهان پیروز شدند؟ استغاثه استغاثه "فالستغاث ربهم" رفتند سراغ ربشان عجز بردند ضعف بردند گفتند "خدایا ما هیچ کارهایم تو به داد ما برس این توان است قدرت روحی یک نفر است خواهش میکنم دقت کنید قدرت روحی یک نفر از دیدن امکاناتش نیست بلکه از دیدن ضعفش است شما آنجایی که دست خالی خود را میبینی ضعف خود را میبینی بعد در مقابل قدرت بینهایت قرار میگیری آنجاست که به قدرت میرسی آن جاهایی که انسان دچار شرک میشود امکانات میبیند و خدا را نمیبیند قدرت را در خودش میبیند و ضعف را نمیبیند دست خالی را نمیبیند؛ آنجا خداوند میگوید اصلا احساس نیاز به دعا هم ندارد این آدم برای همین هم خیلی از آدم ها الان نه حرم میروند نه نماز میخوانند نه دعا دارند نه توسل دارند نه استغاثه دارند در زندگیشان اینها کسانی هستند که خداوند آنها را واگذار میکند به خودشان میگوید خب تو که اصلاً از من کمک نمیخواهی من هم به تو کمک نمیکنم ها؟ برو بیرون خودت چه کار میکنی؟» قدرت از کجا میآید؟ از استغاثه میآید "لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا" یک مرز باریک دارد ها ببینید شما دو تا کار باید انجام دهید یک اینکه بفهمی هیچ کارهای بفهمی "لا حول و لا قوة الا بالله" خوب دقت کنید "لا مؤثر فی الوجود الا الله" این را اول بفهمید بعد بفهمید خودت هم ناتوان هستی هیچ کاره ای مقابلت مقابلت الله را ببینی کنار خودت اگر قسمت اولش اتفاق بیفتد قسمت دوم اتفاق نیفتد شخص دچار به شدت ناامیدی و افسردگی میشود خودکشی میکند خدا رحمت کند شهید مطهری را میگفت صادق هدایت که آنهایی که کتابهایش را میخواندند همه افسرده و ناراحت و خیلیها هم خودکشی میکردند صادق هدایت نصف حقیقت را فهمیده بود؛ و آن اینکه دنیا پوچ است دنیا چیز پوچی است ارزش این همه غصه ها و بالا و پایین شدن را ندارد مشکل صادق هدایت این بود که دنیا را دید اما چه چیزی را ندید کنارش؟ آخرت را ندید الله را ندید خانواده آسمانیاش را ندید غیب را ندید برای همین پناهگاهی نداشت وقتی کسی در دنیا رابطهاش را با قدرت اصلی با غیب قطع میکند با خانواده آسمانیاش قطع میکند از این طرف هم دنیا دائماً دارد به او حمله میکند بعد به یک جایی میرسد که واقعاً زندگی برایش پوچ است می گوید خب چی آخرش چی؟ که چی؟ آخر مثلاً همه اینها هم برای این است که آدم خودش را نمیشناسد اگر کسی فهمید خودش کیست ذات خودشناسی الله را دارد در کنارش غیب را دارد آن کسی که میگوید من خودشناسی کردم معرفت نفس دارم دروغ میگوید اگر شاد آرام و مهربان نیست دروغ میگوید چون خود، ذاتش بهجتانگیز است این نه این تا شوهرش یک ذره یک کاری بکند یک غلطی بکند مثلاً هر کاری که بکند افسرده میشود زنش یک کاری بکند رابطهشان خراب بشود این آدم افسرده میشود اصلاً دنیا دیگر برایش معنا ندارد می گوید بروم الان معتاد شوم بروم نمیدانم مشروب بخورم بروم نمیدانم خودکشی کنم بروم نمیدانم چون این خودش را زن میبیند یا مرد میبیند اصلاً آدم نمیبیند خودش را. آدم کنارش همیشه کیست؟ با رب است همیشه دقت کنید مثل کودک؛ شما وقتی میگویید کودک کنارش چه چیزی دارد؟ مادر دارد ها؟ درست شد؟ مثل اینکه بگویید پایین پایین همیشه چی بالایش چی دارد؟ فوق دارد بالایش با هم است ذاتش این است ذاتی او رب است آن کسی که تو میشناسی که ذاتش رب ندارد پس آن الکی است وجود خارجی ندارد توهم خودشناسی داری تو توهم معرفت نفس داری تو موسی چون به اوج رسیده میگوید "اِنَّ مَعی" دقت کنید"ان معی رَبّی" آن یای متکلم یای متکلمی که او دارد میگوید همراه من یک منی هست که رب با او هست اصلاً نمیتوانی نبین او را ما کور هستیم نمیبینیم چون منِ ما قلابی است آن منِ حقیقی نیست ما با این منِ خانم درگیر هستیم منِ آقا درگیر هستیم منِ دکتر مهندس درگیر هستیم منِ رئیس جمهور و وزیر و وکیل درگیر هستیم خب این ها همه اش منشأ فساد و افسردگی و غصه و حقارت است پس پیامبر موفقیت لشکر پیغمبر در جنگ بدر چه بود؟ خدا برایشان چقدر فرشته فرستاد؟ یادتان هست؟ این ها همه را با هم کار کردیم ها ها؟ "انی ممدکم بالف من الملائکه" هزار تا فرشته خدا فرستاد هزار تا فرشته حالا تاییدات خدا متنوع است من بعداً در ادامه همین بحث میگویم گاهی وقتها لشکر خدا فرشته نیست مثلا میگوید مثل شن های چی؟ بگویید طبس به شن ها میگوید شما بروید بزنید هواپیما را داغون کنید آنها هم میروند میزنند تمام میشود یک سگ است یک مار است اضطراب و ترس است که میاندازد در دل دشمن ابر است باران است برف است خیلی است متنوع است تاییدات خداوند یادش بخیر ما این ها را همه را همه را در جنگ دیدیم با چشم خودمان نه اینکه شنیدیم ها چی؟ دیدیم اینها را با چشم خودمان دوران دفاع مقدس هشت ساله خب حالا اول دارد میگوید خب دیدید که کمکتان کردم دیگر پیروز شدید دیگر "ولقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله" حالا نگاه کنید "فاتقوا الله لَعَلَّکُمْ تشکرون" تقوای اللهی داشته دارد یک عامل جدیدی را کنار ایمان ذکر میکند غیر از ایمان چی؟ چی؟ تقوا تقوا یعنی چی؟ تقوا یعنی هر چیزی که من را ضعیف میکند محدود میکند از آن فاصله بگیرم هر چیزی که برایم ضرر دارد استفاده نکنم از آن نروم سراغش میشود تقوا هم در بخش جمادی تقوا هست هم در بخش گیاهی هم در بخش حیوانی و بخشهای روابط اجتماعی اخلاق خانواده هم در بخش علمی و هم در بخش فوقعقلی همه اش تقوا وجود دارد تقوا مثل قوای انسان پنج قسمت تقسیم میشود هر چیزی که ممکن است محدودیتتان کند جلوی پروازتان را بگیرد سنگین کند تو را باید از آن پرهیز کنی اگر از عوامل محدودیت پرهیز کردید به آن میگویند تقوا تقوا ترس از خدا نیست ترس از خودت است و ترس از اینکه مبادا بین رابطهات با خدا آسیب وارد شود به این میگویند با تقوا الان یک زن و مرد که خیلی عاشق هم هستند چطور رابطهشان میرسد به تنفر و طلاق؟ برای اینکه هر دو یا یکیشان تقوا را رعایت نمیکنند یعنی اصول حفظ یک رابطه عاشقانه را رعایت نمیکنند نمیترسد از اینکه یک دفعه همسرش از او متنفر شود یا اصلاً بگذرد از او هی تکرار میکند مثلا وسواس است هی تکرار میکند مخ مرد را داغون میکند بدبین است همینطور یا مثلا حساس است همینطور یا مثلا بداخلاق و عصبی است همینطور مرد است دیگر شوهرش را زنش را اذیت میکند زن شوهرش را اذیت می کند یعنی این عدم رعایت میرسد به یک جایی به یک جایی هی میآید میآید می آید میرسد یک سال دو سال پنج سال ده سال به یک جایی میرسد که شخص دیگر اصلاً آن عشق نابود میشود در وجودش از بین میرود این برای بیتقوایی هر دو طرف یا یک طرف است بیتقوایی دقت کنید فکر نکنید مشروب بخورم بیتقوایی است نمیدانم زنا بکنم نمیدانم قماربازی کنم نه بیتقوایی یعنی اگر بخواهید با پدر و مادرت داری زندگی میکنی حق اُف نداری "ولا تقل لهما اف" یعنی اگر به پدرت گفتی اه این حرفت دلش بشکند مادرت پدرت یا یک ذره دیر دستورشان را انجام بدهی یا تنبلی بکنی بیتقوا هستی در مورد بچه بیتقوایی است بچههایتان را اذیت نکنید همهچیز کلا تقوا با استاد انسان رابطه دارد باید تقوا داشته باشد بیتقوا باشد قطعاً عاق میشود و قطعاً محروم میشود هر چه یاد گرفته میشود سم میشود سرطان در وجودش در روحش و همینطور تقوا یعنی مجموعه قوانینی که الله دارد به ما یاد میدهد برای سعادت دنیا و آخرت وقتی که تو با بیحیائی با پررویی میگویی رعایت نمیکنم هر چه به تو میگوید بابا این واجب است این کاری که تو داری میکنی حرام است چه در بخش جمادی چه گیاهی چه حیوانی چه عقلی و چه فوقعقلی آدم پررو، بی حیا، گستاخ که رعایت نمیکند میگوید لقمه حرام است بابا باید خمسش را بدهی مصرف کنی بیتقوایی است غذا دارد در میآید درآمد دارد خمس ندارد و همین لقمهحرام را میدهد زن و بچهاش بخورند خب ببین چه اتفاقی میافتد تقوا یک مجموعه عام است یعنی مجموعه فرمولها الان رفتی دکتر به تو میگوید که مثلا دارویت را بخور وقتی نمیخوری بیتقوایی است میگوید فلان چیز ها را نخور وقتی میخوری بیتقوایی است الان یک ماشین لباسشویی خریدی شرکت میگوید آقا جان این ماشین لباسشویی در صورتی درست کار میکند که تا نیم متر اطرافش وسیله الکترونیکی نباشد میرود میچسباند آن را به یخچال دیدید که الان در آشپزخانهها این را میچسباند به ظرفشویی ظرفشویی را میچسباند به یخچال یخچال را میچسباند به لباسشویی خب این بیتقوایی است دیگر یعنی رعایت نکردن سلامت این دستگاه خب این دستگاه بعد از یک مدت از بین میروند دستگاهها موتورهایشان کار نمیکند و همدیگر فالتقوا الله این عامل پیروزی است که حالا میخوانیم "لعلكم تشکرون" اگر تقوا کرد داشتید به قدری به موفقیت میرسید ایمان و تقوا آنقدر زندگی شما را آسان، شاد میکند که تو دائماً شکر میکنی خدا یا شکرت خدا یا شکرت شکرت یعنی آنقدر به تو حال میدهد زندگی با تقوا و ایمان که همیشه شاد، آرام، مهربان، با برکت بلا هم که بیاید بر سرت در بلا هم شادی وسط مصیبت وسط بلا شاد هستی مثل امام حسین علیه السلام مثل یاران امام حسین حالا امام حسین خیلی بزرگ است زینب کبری که میگوید "ما رایت الا جمیلا" نه. یاران امام حسین شب عاشورا ببینید اینها چه حال خوشی داشتند وسط جنگ وسط خونریزی وسط بمباران مثل یک ملت شریف که ایمانشان و تقوایشان آنقدر زیاد است که همه مردم دنیا حیرانند از فهم مردم ایران میگوید خب چجوری است اینها آمریکا ابرقدرت دنیا به آن ها حمله کرده است همچنین تو دهنی زدند به آمریکا که چه کسی جرئت داشت؟ نه چینیها نه ژاپنیها نمیدانم نه روسها هیچکس راست میگوید؛ دیوید میلر میگوید نه چین و نه روسیه نمیتواند جهان را نجات دهد تنها کشوری که میتواند کل کره زمین جهان را نجات دهد این جمهوری اسلامی است یعنی چه این ها زدند در دهان این هواپیماهای اینها را زدهاند کشتیهای اینها را زدهاند ناوی که هر وقت حرکت میکرد تمام دنیا لرزه میافتاد وای ناو های آمریکا دارند میآیند خب بگو بیاید ببینم چکار میکند همچنین میزنم آن را که رهبر شهیدمان چی فرمود؟ فرمود ناو بله وسیله خطرناکی است اما از آن خطرناکتر آن سلاحی است که ناو را در قعر دریا غرق میکند تمام شد تحقیر کرد اینها را یعنی قبل از اینکه اصلاً برسند تحقیر شدند اینها اصلاً قبل از اینکه برسند برای همین سربازانشان قبل از اینکه به ایران برسند خودشان میرفتند آشغال ماشغال میریختند در توالتهای ناوها که ناو را خراب کنند نرود می گوید آقا ناو خراب است برگردیم از ترسشان خودشان مشکللات فنی ایجاد میکردند چون میدانستند بیایند ایران مثل ونزوئلا و نمیدانم جای دیگر نیست آی ناوِ آمریکا آمد همه مثل کشورهای عربی همه میافتند به سجده بیایید سیلی میخورید بعد میگوید خب الان بمبارانتان میکند میگویم کجا را بمباران قرار است بکنند؟ کجا را بمباران میکنند؟ میگوید پل هایتان را نیروگاه برویم برویم پل برویم سر پلها بایستیم آقا مگر شوخی است این؟ زنجیره انسانی تا آن کس که میترسد بدویم برویم شمال و نمیدانم بدویم برویم در زیرزمین و آن اسمش ایمان نیست دیگر. توهم است آن. خدای تو قلابی است میایستم کنار بچهام را هم میگیرم بچه نوزادم را در دستم میگیرم بچه دوقلو بچه یکساله و پنجساله ام را هم برمیدارم میروم همانجا میایستم ببینم کجا را میخواهد بمباران کند؟ روز آخری که اینها یکدفعه گفتند آقا آتشبس. چی شد؟ گفتند آقا ما پلها را میزنیم نیروگاهها را میزنیم مردم رفتند ایستادند روی پل ها و نیروگاهها تمام شد ما چه کسی را میخواهیم بترسانیم؟ چه کسی را میخواهیم بزنیم؟ یک ما در جبهه زیاد این حرفها را داشتیم فرمانده خود من شب عملیات به من اینجور کرد شجاعی گفتم چیه؟ گفت داشت لباسش را میدوخت اینجوری؛ شجاعی من امشب آخرین عملیاتم است ها دهمین آخری است دیگر از تو خداحافظی کنم حلال کن ما را من دیگر فردا تمام میکنم آقا این از کجا دارد حرف میزند؟ چی دارد میگوید این؟ بعد در وضعیت سختِ درگیری خیلی وحشتناک بود درگیری ما آنجا با عراقیها نبود با کسانی بودند صد برابر عراقیها وحشی و کشنده بودند؛ کومله و دموکرات اینهایی که استادهای این داعشیها بودند به داعشیها سر بریدن یاد داد داعشیها حالا با شمشیر میبریدند این ها نه اینها با موزاییک یک دفعه اینجا را میکشیدند اینجا با سنگ میکشیدند بعد پوست را زنده میکندند از سر همین کردهایی که الان خیلیها به آنها برای کردستانِ خودمان و کردستان و جاهای دیگر همین کومله حزب کومله دموکرات میخواستند کسی را سر ببرند میخواباندن او را با موزاییک مدام میکشیدند تا یواش یواش یواش سرش بریده بشود شکنجه میدادند هنوز هم همان وحشیگریها را دارند آقا این را زدندش افتاد امدادگر رفته بود کمکش کند من داشتم صحنه را میدیدم امدادی رفت کمکش کند دیگر امدادگر وظیفهاش همین است گفت بیا بابا بیا تمام است کار من بیا یک ماچ کنم بروم بیا یک ماچت کنم بروم اصلا آقای حسن. دارد میرود با تسلط بیا یک ماچت کنم ببینم بیا یکم بغلش کرد تمام شد جلوی چشم من طلبه داشتیم بچهها تعریف میکردند من آنجا نبودم میگفتند در جزیره مجنون این حیران بود گفت اینجا چی است؟ گفت کجا میگردی؟ گفت من به من دیشب گفتند قرار است کجا شهید شوم خلبانهایمان همینطور ارتشیهایمان همینطور شما فکر میکنید این عملیاتی که شد شوخی است؟ یک دانه f5 برای 1950 است این f5 خود غربیها میدانند وقتی بگویی که الان f5 1950 الان 2025 هستیم یک هواپیمای کاملاً از رده خارج و به قول غربیها وصله پینه است یعنی اینها به وصله پینه نگه داشتند آن را که بتواند سرپا بایستد f35 کجا؟ یک خلبان ما آخه این چقدر شجاعت میخواهد؟ چقدر روح لازم دارد؟ آن فرماندهای که این طراحی را کرده با f14 نرفته لااقل با یک پایینترین هواپیمای مان رفته حمله کرده پایگاه آمریکا زده خسارتهای وحشتناک تازه این هفته صدایش درآمد روز اول رفتند اینها زدند یکی دو سه روز اول رفتند زدند پنهان کرده بودند رفته در کویت رفته در کشور سه جا رفتند زده که هواپیماها را زده یک عالم تلفات گرفته سالم برگشته چه کسی میخواهد بنشیند پشتِ این f5؟ من میروم میزنم و میآیم. یک روح لازم دارد یک ایمان لازم دارد یک قدرت میخواهد چه آن فرماندهای که طراحی این عملیات را میکند، چه مطمئنم چون من خلبانها را میشناسم روحیاتشان را از زمان جنگ، مطمئن هستم بینشان رقابت بوده چه کسی برود سوار هواپیما بشود تا آن که نوبتش شده بالاخره رفته آقا. حالا پیغمبر میخواهد سؤال کند، ببینید "اذ تقول للْمُؤْمِنِینَ" تو داشتی به مؤمنین میگفتی چه میگفتی؟ "أَلَن یَکْفِیَکُمْ أَن یُمِدَّکُمْ رَبُّکُم بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِکَةِ مُنزَلِینَ" ها؟ آیا کافی نیست برایتان؟ همین کفایت نمیکند؟ نترسید، برای چه میترسید؟ پیغمبر است دیگر، اوج روح، اوج ایمان اوج قدرت اوج ارتباط با غیب تمام میلیاردها ملائکه در خدمت همین پیغمبر هستند میلیاردها بعد چه چیزی میگوید این پیغمبر؟ کافی نیست خدا ربتان پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته کمککند "عندکم ما نزلت" ببینید خیلی قشنگ است در جامعه کبیره میخوانیم "حبتت به الْمَلائِکَةُ" پیش شماست آن چیزی که فرشتهها را نازل میکند یعنی این قدرت توست که فرشته را میآورد پایین این فقط برای پیغمبر نیست برای امت پیغمبر هم هست هرچقدر امت پیغمبر قدرتمندتر باشند فرشتههای بیشتر و قویتری را میکشاند میآید پیش خودش سه هزار فرشته اینها حقایق خلقت است حقایق عالم است یک آدمی که این ایمان را ندارد حالا دانشگاه رفته درس خوانده مثلاً علوم سیاسی خوانده علوم اجتماعی خوانده اقتصاد خوانده فلسفه خوانده نمیدانم بینالملل خوانده میگوید نه بابا ما بدبخت هستیم شکست میخوریم شما میدانید آمریکا. محاسباتش همهاش چیست؟ مربوط به عالم طبیعت است اصلاً چیزی به اسم غیب به اسم غیب به اسم ملائکه به اسم قدرت به اسم الله به اسم رب در درسهایی که این دارد میخواند وجود ندارد همین درسهای مادی کورکورانه دنیا را میخواند این درسی که تو داری میخوانی وجود؟ ندارد همین درس های مادی کور کورانه را میخواند این درس که تو داری میخوانی درس مثل کسی است که از کور باشد با عصا بخواهد راه بی افتد برود در یک جایی کجا میرویم؟ چقدر میتواند برود؟ این دکترایی که داری مثل یک عصا است که به یک کوری بدهند بگویند خب راه بیفت برو الان مثلاً مشکلات را با این حل کن چیکار میخواهیم بکنیم؟ میگوید اگر . حالا نگاه کنید: "بَلَى اِذ تقولوا للموئمنین" تو داشتی به مؤمنین مؤمن که شدی حالا سه هزار فرشته میآید حالا نگاه کنید: "بَلَى ان صَبَرُوا وتتقوا" اگر شما ها صبور باشید رفتیم سراغ عامل چندم؟ بگویید؟ سوم. پس چه چیزی بود؟ ایمان، تقوا سومی چی؟ صبر وارد سومی شدیم "بَلَى ان تصَبَرُوا" اگر شما آدمهای صبوری باشید "و تتقوا" تقوا داشته باشید هم در زندگی فردیتان هم زندگی چی؟ اجتماعی ما گاهی وقتها هستش مثلاً در یک خانواده همه یک مشکل دارند دقت کنید همه اعضای خانواده دچار یک مشکل میشوند میبینید پنجتایشان میافتند در جهنم یکیشان نمیافتد در جهنم آن یک نفر تقوا داشته صبر دارد اشتباهه بقیه را تکرار نمی کند فرار کنیم برویم خارج نمیدانم برویم فلان جا برویم دینمان را بگذاریم کنار برویم نمیدانم کجا یکی میبینی نه اصلاً اینجوری نیست میگوید من اصلاً آنجا شأنم نیست این کار را بکنم همان خدا دستش را میگیرد همهچیز هم به او میدهد در نظام فردی حالا در نظام اجتماعی هم همینطور است اگر صبر کردید و تقوا داشتید تقوا یعنی چی؟ یعنی خودتان را به گناه معصیت آلوده نکنید واجباتتان هم کنار نگذارید این مهم است "وَ یَاْتوا کم مِنْ فَوْرِهِمْ" یاتوا کم من فورهم یعنی چی؟ یعنی آقا اینها با همه قدرتشان با فوران نیرو و اسلحهشان همهچیز را جمع کنند بریزند سر شما خوبه؟ مگر الان این دفعه جنگ پنجاه روزه نشد؟ اصلاً شما میدانید چرا آمریکا آمد وسط؟ اسرائیل جرئت حمله نداشت چرا یک دفعه اینها حمله کردند بعد از این همه سال؟ چون هرچی نیروی نیابتی داشتند کوملهها دموکراتها منافقین سلطنتطلبها نمیدانم گروههای داخلی کودتاچیها اخلالگرها فتنهها فتنهگرها عراق عراق نمیدانم همه آمدند هیچ کاری نتوانستند کنند حالا الان آن گندهلات به قول رهبر شهیدمان چاقوکش اصلی آمده وسط گفت خودم باید بروم شما ها از پس آن بر نمی آیید خودش زودتر از نوکرهاش ضربه خورد ما اینها را قبلاً داشتیمها ما این را در زمان از صدر اسلام داشتیم تا الان "من فورهم" یعنی با تمام قدرت و نیرو میآید سراغ شما الان میگویند وای آمریکا در فرصت آتشبس رفته یک عالم اسلحه جمع کرده نیرو جمع کرده کشتی آماده کرده موشک آماده کرده هواپیما آماده کرده خب قبلیها چه کسی به داد ما رسید؟ آن موقع که من هیچکدام از این اسلحهها را هم نداشتم زمان اول جنگ که اصلاً ما یک دانه سیم خاردار هم به قول رهبر شهیدمان نه داشتیم نه میتوانستیم بسازیم نه کسی هم به ما میداد ها؟ چه کسی آن موقع به ما کمک کرد؟ چه کسی کمک کرد؟ شما صبر و تقوا ایجاد کردند این ملت خدا هم یاری کرد تمام قدرتها و ابرقدرتهای جهان در دفاع هشت ساله به ذلت در مقابل ملت ایران در آمدند کشوری که دو سوم خاکش را یک کشور پارس میکرد ازش میکَند مدام از او تیکه تیکه میکندند حالا همه دو تا ابرقدرت شرق و غرب با اقمارشان در دنیا ریختند سر یک کشور فقیر دست خالی که آن موقع چه کسی کمک کرد ما پیروز شدیم یک وجب خاک هم ندادیم همهشان هم رویشان را کم کردیم بیشتر از ما کشته دادند بیشتر از ما صدها برابر بیشتر از ما بودجه ضرر اقتصادی کردند از ما چند برابر بیشتر اسیر دادند ها؟ این کشور سربلند آنها همه تحقیر شدند خب ما قبلاً هم داشتیم اینها را قبلاً هم داشتیم این ها را پس رمز پیروزی یادمان نرود پیروزی امری است که تو باید عوامل را بتوانی در روح خودت جمع کنی موشک داری یا نداری دستت خالی است یا پر است آن را اصلاً ولش کن خدا با تو است تمام. این را خدا شاهد است چون خودم بودم وسط آن دارم میگویم ما این اواخر در عملیاتها اسلحه نمیبردیم این گروه ما بچههایی بودند که بچههای اطلاعات عملیات بودند بابا چه کسی چهار کیلو اسلحه برمیدارد میرود آنجا؟ پنج کیلو اسلحه با خودم بکشم ببرم آنجا آنجا من یک الله اکبر را بگویم آن عراق اصلا جایش را خیس می کرد اسلحه اش را هم می انداخت آنجا باور می کنید انقدر من این صحنه را دیده بودم که نگو بابا اصلا برای چی اصلحه را برمی داری می بری آنجا خدا شاهده ماها وقتی می رفتیم سه چهار پنج نفر بودیم اینجوری بودیم همیشه یک چوب می بردیم یک چوب انقدری دستمان می گرفتیم حالا گاهی وقت ها بعضی هاشون هم برای اینکه کتک خورش ملس باشد یک نواری هم رویش می بستند ما اینجوری می کردیم او اسلحه اش را مینداخت پایین این یقین ما بود ها مثل عصای چه کسی؟ مثل عصای حضرت موسی خداشاهده معجزه می کرد یعنی ما خداشاهده هر وقت اسلحه می خواستیم آن کسی که دورمان ایساده بود اسلحه اینجوری که می کردیم دستش را می آورد بالا دارم به این قرآن اگر من مبالغه بکنم تو باید عوامل پیروزی را ایجاد بکنی حالا نگاه کنید بخوانم تمام کنم آیه را همه قدرتشان را که بریزند سر شما تازه اول موفقیت و آرامش ما است خب خدا را شکر بروند جمع کنند بیاورند که یک بار دیگر جمعشان کنیم برود پی کارش دیگر ها هی استخان لای گوشت نماند ها؟ یک شکست خفت بارتر ذلت بار تر به آنها این دفعه بیشتر خواهیم داد شما این را حتما با چشم خودتان خواهید دید این را خواهید دید "و یاتوا کم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسه الاف من الملائکه مسومین" این فرشته ها با آن یکی ها فرق دارند فرشته های نشان دارند می گوید پنج هزار فرشته می فرستم شما فقط صبور باشید و با تقوا گناه نکنید در مقابل کارهایی که دشمن می کند بالاخره جنگ است تحریم است نمی دانم گرانی است نمی دانم فتنه وجود دارد صبور باشید بی طاقت نباشید الان خیابان می خواهید بروید دو ماه رفتید بابا بگو هشت سال این بچه های ما آن خط ها را نگه داشتند دیگر حالا چیه در خیابان هر شب برو دو سال برو در خیابان صبور باش ول نکن میدان را شل نشوید در نگه داشتن میدان خب آقا چه خبر است الان دو ماه است باید رفتیم دیگر چه خبر است آقا دو ماه که هیچی دو سال پنج سال هم لازم است بایست وسط خیابان میدان اینجاست تنگه اینجاست تو صبور باش خدا پیروزی را به تو می دهد مگر نداد به شما؟ در پنجاه روز پنجاه سال کشورتان را پیروز کرد ولی صبور باشید و گناه هم نکنید تقوا داشته باشید صبور باشید در مقابل دشمن فتنه هایش توطئه هایش حمله هایش خدا شماها را به اوج عزت می رساند من با پنج هزار فرشته خدا دارد راجع به رمز پیروزی صحبت می کند می آیم کمکتان یعنی کمک های غیبی که بحث امداد های غیبی یک بحث مفصل است خودش غیر از حالا معرفی کردم بعضی از قسمت هایش را که انشاالله بعدا در مورد این صحبت می کنیم "فالصبر" این 123، 124 و125 سوره آل عمران بود یک آیه دیگر هم بخوانم فقط ترجمه اش را می کنم سوره هود آیه 49 "فالصبر ان العاقبه للمتقین" متقین اگر شما کل در تاریخ را نگاه کنید ملت ایران کامل ترین مصداق متقین هستند ما از زمان حضرت آدم تا ظهور امام زمان ملتی به ایمان و تقوای ایرانی ها ملت ایران نداشتیم نداشتیم قبلا دلایلش را توضیح دادم اگر این ملت که هستند و پیامبر ایمان این ها را ستوده قرآن ده آیه در مورد ستایش مردم ایران از نظر تقوا و ایمان آورده پس چی؟ "فالصبر" سوره هود "ان العاقبه للمتقین" حتما عاقبت، پیروزی، موفقیت، برای شما ها است برای اهل تقوا است حتما این هست حتما شما دارید ای را خدا بشارتش را داده در همان حدیثی هم که راجع به امام امت هست مردی از قم قبلا برایتان خوانده ام. که مردی از قم قیام می کند و مردم را دعوت می کند به حق در خصوصیت ایرانی ها چه می گوید امام کاظم؟ خصوصیت هایشان را می گوید ولی آخر حدیث چه می گوید؟ "و العاقبه للمتقین" همین آیه را حضرت می گوید تطبیق می دهد می گوید آن ملت که قرار است بیایند بعد ها عاقبت برای این ها است پیروزی برای این ها است والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین