جلسه 012 - تفسیر موضوعی قرآن؛ استقامت
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1405
ماه
1
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - تفسیر موضوعی قرآن؛ استقامت

تفسیر موضوعی قرآن کریم (استقامت) ؛ جلسه دوازدهم 27/01/1405

سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. صلوات بر محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، اولیای الهی، شهدای کشورمان، شهدای اسلام، امام شهیدمان و امام الشهدا، صلوات بلندی ختم بفرمایید.

اهمیت استقامت در زندگی

خب ما یک جمع‌بندی بکنیم از بحث استقامت. استقامت عنصر اساسی، اصلی و ضروری سعادت دنیا وآخرت است. انسان در هر شأنی که انتخاب می‌کند؛ هرکاری جمادی، گیاهی،حیوانی، عقلی یا فوق‌عقلی، اگر بخواهد به موفقیت برسد و پیشرفت ، باید استقامت داشته باشد. می‌خواهد برود تاجر شود،این آدم باید آدم قوی و شجاع و ریسک‌پذیرو به قولی خطر پذیی باشد. آدم‌های ترسوبه درد تجارت نمی‌خورند. آدم های بی جنبه و بی جربزه به دردکار تجاری نمی خورند. اگر بخواهد در فعالیت‌های بدنی و گیاهی مثل ورزش، آموزه‌های نظامی ، یک تکاور قوی شود، یک ورزشکار شود، استقامت لازم دارد. باید برود در باشگاه خود را معرفی کند به مربی ، هرچه مربی گفت گوش کند و سختی‌های دوره‌های آموزشی را تحمل کند تا بدنش کاملاً قوی بشود و توانمند شود و یک ورزشکار ملی یا بین‌المللی و یک قهرمان به معنای واقعی شود. در فعالیت‌های بخش حیوانی؛ می خواهد یک مادر خوب پدر خوب، فرزند خوب، همسر خوب و موفق ،چون جنبه های جنسی ماست دیگر . چون ما اونجا زن و مردیم، می‌خواهد یک مقام خوب اجتماعی ، سیاسی داشته باشد، استقامت میخواهد . کاملاً باید پوست ‌کلفت باشد و استقامت داشته باشد.

استقامت در مسیر کمال و تخصص‌های عقلی

می‌خواهد در بخش فرشته‌ای و عقلی باشد که در بخش فرشته ای و عقلی ما میرویم سراغ چه چیزی؟ حوزه، دانشگاه، استاد می شویم دانشگاه می رویم، اختراع و اکتشاف؛ می بینی یک دانشمند بیست سال استقامت می کند در لابراتور خود آزمایشگاه خود پژوهش ها تایک اختراع بکند تا یک چیزی را کشف می کند، خیلی صبوری می‌خواهد در این عالم . می‌خواهد برود زبان یاد بگیرد استقامت میخواهد ، میخواد برود ریاضیات یاد بگیرد، به درجات عالی برسد ، فیزیک یادبگیرد، شیمی یاد بگیرد و این صدها رشته ،استقامت می‌خواهد؛ استقامت در دیپلم گرفتن، کارشناسی گرفتن، ارشد، در دکترا در پسادکترا، همه‌اش باید استقامت کند. در بخش فوق‌عقلی و انسانی هم انسان اگر بخواهد موفقشود، باید زیر نظر رب خودش یعنی الله و نمایندگان مجاز یعنی چهارده معصوم باید ثبت‌نام کند، یعنی باید برود بگوید: که آقا من آمدم که آدم بشوم، حالا آمدم به رب خودم چه بگویم؟ اهدنا الصراطالمستقیم، من را هدایت کن. صراط مستقیم، مستقیم استقامت دارد دیگر. شما می گویید مستقیم.

مفهوم صراط مستقیم در نماز

مستقیم یعنی راهی که در آن استقامت است. صراط مستقیم طی کردن استقامت لازم دارد. شما نمی‌توانید چون باید انقدر قدرت داشته باشید که چپ و راست نروی، کج کوله نروی، هرکسی آمد وسوسه ات کرد یک چشمک به تو زد حالا بیا بریم این رو بکش آن را بخور اینجا حجابت رو بگذار کنار اینجا این کار را بکن، یعنی این راه استقامت ندارد. راه مستقیم یعنی راهی که در آن انحراف نداری، بالا و پایین نداری و افراط و تفریط نداری و مقاومت می‌کنی. وقتی کسی بخواهد برود قهرمان جهان شود، فقط روی باشگاه کار می کند. وقت عمده‌اش باشگاه است. استقامت، هرچه استاد و مربی می‌گوید، او وقت میگذارد. بقیه کارهایش را تابع آن کند؛ زن‌داری، شوهرداری و بچه‌داری همه چیز می آید تابع باشگاه و مربی می‌شود؛ غذا خوردنش، لباس پوشیدنش همه چیزش باید با رشته‌اش بخورد. اگر نخورد میگذارد کنار، رفیق هایش، دوستانش. پس عنصر اساسی در سعادت انسان – انسان یعنی جماد نه، گیاه نه، خانم وآقا زن و مرد نه، دانشمند نه ، دکتر مهندس نه –انسان که روح‌الله است، روح خداست و ظرفیت خلیفه‌اللهی دارد، مثل چهارتای پایینی عنصر موفقیت چیه در آن؟ استقامت است. لذا خیلی طبیعی است که شما بخش اصلی نمازتان چه چیزی می‌گویید: اهدنا اهدنا الصراط المستقیم. پس وقتی می‌گوییم من را به راه مستقیم هدایت کن، یعنی چه ؟ اگر کسی بفهمد دارد چه می‌گوید به خدا، خیلی هم بد است آدم بمیرد و بعد می فهمد یک مشت جمله عربی داشته می‌گفته و هیچ چیز هم نمی‌فهمیده چه میگوید. آن موقع در برزخ هم نمیفهمد هیچ چیز نمی فهمیده.خیلی بد است. آقا داری نماز می‌خوانی، بفهم داری چه می‌گویی. یعنی خدایا یک راه مستقیم، بی‌کج و کوله و بدون افراط و تفریط به من بده، می‌خواهم روی آن بایستم و روی آن هم می ایستم هرچه تو بگویی. می خواهم بایستم.

انتخاب الگوها در مسیر حق

کلمه صراط که می‌گوییم یعنی راه دیگر. درسته؟ قرآن سه راه معرفی کرده است. اهدنا الصراطالمستقیم،که کوتاه‌ترین راه است، ساده‌ترین، کوتاه ترین راه نزدیک‌ترین راه و بی‌دردسرترین راه است. دو راه دیگر هم هست که آنها خیلی کج و معوج است و پر از سختی و بدبختی و نکبت دنیا و آخرت است. اهدنا الصراط المستقیم. خب الگو لازم داری در این مسیر، «صراط الذین انعمت علیهم» راه کسانی که تو هدایت شان کردی و نعمت دادی به آن‌ها. این‌ها چه کسانی هستند؟ نبیین، «الذین انعم الله علیهم» چه کسانی هستند ؟ قرآن فرمود: النبیین، الصدیقین، الشهداء و الصالحین. الگوهایتان هم که مشخص است؛ یعنی من می‌خواهم به چه کسی ملحق شوم در نظام؟ در دنیا می‌خواهم با چه کسانی رفت و آمد کنم؟ در ردیف چه کسانی حساب بشوم؟ در حزب چه کسانی حساب شوم؟ در دسته چه کسانی حساب بشوم؟ آخرت قرار است با چه کسانی محشور شوم؟ از الان راه خود را مشخص کرده اما نمی‌توانی بیایی نماز بخوانی و دروغ بگویی، بگویی اهدنا الصراط المستقیم بگویی، ولی در موبایلت پر از عکسِ الضالین، المغضوب علیهم و ضالین هستند؛ الگوهایت اینها هستند و میخواهی شبیه اینها بشوی. سبک زندگی ات، قیافه ات، لباس ات، شوهرداری ات، زن‌داری ات، مراسم ات، مسافرت و تربیت بچه‌ات همه چیز هیچ‌کدامش به انعم الله علیهم نمی‌خورد. عشق آن‌ها را دارید، فقط هم نمازمی‌خوانی الکی، عربی هم که اصلاً نمی‌فهمی چه چیزی داری میگویی، هی هم همینجور داری میخوانی فقط. ولی صدق در آن نیست چون تو اصلاً نه باشگاه رفتی،نه ثبت‌نام کردی و نه برنامه داری، اصلا برنامه نداری، برنامه تربیتی نداری. اصلا زن داری چطوری باشد شوهر داری چطوری باشد انعقاد نطفه چطوری باشد بار داری چطوری باشد تربیت 7 سال اول چطور باشد، تربیت 7 سال دوم چطور باشد. 7 سال سوم چطور باشد. کار اقتصادی چکار کنیم. کار سیاسی چکار کنیم. همه فقط شعار الکی است.

تبعیت از مربی و ولی الهی

پس الگوهایت را مشخص می‌کنی. افتخارت با این آدم‌ها بودن است؛ شبیه این‌ها شدن است، لباس این‌ها را پوشیدن است، غذای این‌ها را خوردن است، شوهرداری مثل اینها، زن‌داری مثل این‌ها، بچه داری مثل اینها، تربیت فرزند مثل اینها، کار اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هنری، فرهنگی مثل اینها، کار نظامی مثل این‌ها. خوب من این گروه هستم یک کسی میگوید گروه ورزشکار ها هستم خوب، ما فوتبالیست هستیم، ما والیبالیست هستیم ما بسکتبالیست هستیم ما هنرمند هستیم مثلا موسیقی کار می کنیم با اینها میگردیم ما نمیدانم توی تاتر کر میکنیم گروه مان حزب مان تاتری است..من الان انتخاب کردم ، این راه را انتخاب کردم؛ قرآن فرمود: «کل حزب بما لدیهم فرحون» هر حزبی به همان دسته خودش و چیزهایی که دارند دل خوش هستند. با همان ها حال می کنند.. ما هم حال مان با این‌هاست؛ با آدم‌حسابی‌ها، انبیا، ائمه، شهدا و صالحین، صدیقین. این‌ها رفیق‌ها ما هستند، اینها دوست‌های ما هستند. ما با این‌ها رفت و آمد میکنیم با اینها دل‌خوش هستیم. با اینها میریم و میآییم .با این ها زندگی میکنیم . با این ها هستیم. میخواهیم شبیه اینها بشویم و با اینها محشور بشویم. انتخاب کردم دیگر. الان راهم را انتخاب کرده ام. پس اهدنا الصراط المستیم صراط الذین انعمت علیهم این نعمت هدایت مستقیم، نعمت هدایت بالاترین نعمت است. آن هم به راه راست دیگر. ما بالاتر از این نعمت داریم مگر؛ خدا تو را دریک مسیر تخصصی بیندازد که هفت عدد تخصص آن را پشتیبانی‌ می‌کند. خیالت هم راحت است که داری راه درست می‌روی، درست داری میروی چون زیر نظر متخصص و معصوم و ربی هستی که مربی هستی که اول از این آفرینده و خالق همه چیز است یک؛ تمام دانش های هفتگانه را حداقل، حداقل، چون بالاتر از این هست حداقل دانشگاه تخصصی هفتگانه را دارند که یک انسان خارج از این مسیر حتی یک دانه از آن را ندارد. حتی یک دانه اش را بشر الانِ غیر متخصصِ معصوم ندارد این تخصص‌ها را. یک دانه از این هفت تا را ، قبلا هم توضیح دادم. پس خیالت هم راحت است و هی نمی‌خواهی سؤال کنی که آقا مثلاً حجاب برای چه است؟ نماز برای چه است؟ روزه برای چه است ؟ خمس چه است؟ چون می‌دانی متخصصِ معصوم دارد می‌گوید .هفت تا تخصص هم دارد شما نمی‌روید به مربی خود بگویید چرا گفتی ضربه را این‌گونه بزن؟ چرا نمیدانم کار هنری این گونه باید باشد. مربی است دیگر و بهتر می‌داند دیگر. لذا الگوها را مطرح می‌کنیم، چی؟ «صراط الذین انعمت علیهم»، خیالت هم راحت است، در راه درست می‌روی، وجدانت راحت است، خیالت راحت است ،شک و تردید سراغت نمی‌آید ، مسخره کردن دیگران هم روی تو اثر نگذارد. شوهرت تو را مسخره بکند، زنت تو را مسخره کند، خانواده همسرت تورا مسخره کند ، فامیل ها مسخره کنند فرزندانت تورا مسخره کنند. داداش و خواهر هایت تو را مسخره کنند ، جامعه مسخره کند، اصلاً محل نمی‌گذاری. چون راهت را انتخاب کردی. آرامش داری در راهت. آن خانم آمریکایی را دیدید، که هنرپیشه است. همه فیلم هایش را دارند ، فیلم های آنجوری اش را دارند وقتی توبه میکند و مسلمان می شود ، حجاب میگیرد . همه به او میگویند حالا این چه است. حالا مثلا فیلم هایت در اینترنت هست .این چه هست الان تو حجاب داری . مثلا چیه الان تو حجاب داری؟ گفت فقط برای من مهم هست که خدا از من راضی باشد. مردم، مردم چی هستند. مردم کی هستند. مسخره میخواهند کنند. به من چه. این خیالش راحت است دیگر.

گفتم یک موقعی من ، خیلی سال پیش. یکی از دوستان مان بود در یکی از شهرهای اروپایی میگفت یک دختر توی آن شهر حجاب داشت؛ یک دختر دبیرستانی، در یک شهر ، و همه هم مسخره میکردند. باشه مسخره کنند. من راهم را پیدا کردم . درست همین هست دیگر. اصلا ناراحت نیست . احساس تنهایی نمیکند. احساس غربت. ما اینجا تا خانم هایمان همه چیز دارند هفت تا تخصص خدا و اهل بیت دارند آنها را پشتیبانی می کنند، در یک جامعه اسلامی دارند زندگی می کنند، با این همه هم شکل های خودشان ، ده ها میلیون خانم هدایت شده وسط مسیر یه موقع داره میره دانشگاه، مسخره اش میکنند ، می بینی حجابش را میگذارد کنار. یه مهمانی اینجوری میره میخواد شبیه بقیه بشود. یه شمال یا کیش میخواهد برود مسخره که میخواهد بشود میگوید نه اینجا رویم نمی شود. اینجا دیگه نمی شود. اینجا من باید شبیه همه بشوم. این اصلا خیلی بد است..

استقامت در برابر جاهلان

استقامت یعنی اینکه بتوانی مثل انبیا، مثل صدیقین، مثل شهدا مثل صالحین، مسخره شدن از طرف جاهل را- خوب او جاهل هست؛ نمی‌فهمد و مسخره می‌کند. یادتان باشد قرآن می‌گوید: این‌ها چون نمی‌فهمند این کار را می‌کنند. « الناس اعداوا ما جهلوا » مردم با آن چیزی که آن را نمیفهمند دشمن هستند. نمیفهمد حالا می‌گوید:این چیست سرت کردی؟ بابا ولش کن، حالا مثلا یک مشروب بخوری چه می‌شود؟ حالا بیا یک ذره برقصیم. حالا نمیدانم همه جا مسخره همه جا همین هست دیگر. خب او نمیفهمد. برای چه من باید تحت تأثیر آدمی که نمی‌فهمد قرار بگیرم و دست از استقامت بردارم. صراط مستقیم را ول کنم بروم دنبال مد روز، چه چیزی مد هست و الان فلانی چه میگوید و الان مخصوصا شبکه مجازی الان فلان هنر پیشه فلان ورزشکار فلان شاعر فلان نویسنده فلان فیلسوف فلان تاجر به من چه. وقتی نمیفهمد من چه کار کنم. من دینی را انتخاب کردم که رب العالمین پشتش است. چه کسانی الگوهایش هستند در این مسیر که من تنها نیستم کنارشون؟ انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین. دو راه دیگر هم می‌گوید: غیرالمغضوب علیهم و لا الضالین. من آن‌ها را نمی‌خواهم بروم. آن ها را نمیخواهم بروم.

توکل در برابر تنبلی و لجبازی

پس استقامت در دین و لوازم دین یعنی شما در ایمانت، در عمل صالحت، در جهادت، در صدقاتت، درشوهرداری، زن‌داری، بچه‌داری، حیا و غیرت ناموسی، هرچه که هست استقامت داشته باش در عمل صالحت، عقائدت و اعمالت. کاملاً بایستی؛ تحت تأثیر هیچ‌کس قرار نگیری. مطمئنی راهت درست است، آن‌ها مطمئن نیستند، آن‌هاراه شیطان را می‌روند و هیچ دلیلی هم برای این ندارند. قرآن می‌گوید: «لا برهان»، این‌ها هیچ دلیلی برای انحرافشان و برای اینکه آن راه غلط را انتخاب کردند ندارند. هیچی. جز فقط هوس‌بازی های خودشان و نفهمی‌های خودشان. ولی تو نه، تو میگویی من پیرو دینی هستم که خدای خالقِ کل شیء به من ارائه داده، چهارده معصوم پشت آن هستند و هفت تخصص آن را پشتیبانی می‌کند. خب این را چطوری من رها کنم بروم سراغ آیینی که هیچ‌کدام از این ها را ندارد. هیچ کدام از این پشتیبانی‌ها را ندارد؟ من کجا بروم آخر. لذا قرآن می‌گوید هرچیزی غیر آنچه که من بگویم جاهلی است. «اَفحکم الجاهلیّۀ یبغون و مَن احسن مِن الله حکما» آیا شما دنبال احکام جاهلی و زندگی جاهلی می‌گردید؟ چه کسی بهتر از خداست برای اینکه آیین به شما معرفی کند؟ این برهان عقلی هست. روز قیامت هم می‌پرسد: آیا از من بهتر شما سراغ داشتید؟ می‌گویید تو که آن راه های خلاف را رفتی از من بهتر هم سراغ داشتی یا نه. همان موقع بهتر از من سراغ داشتی؟ میگوییم نه. می‌گوید: عقلت، شعورت، وجدانت و فطرتت نمی‌گفت بهت که باید راه من را بروی؟ چرا. پس چرا راه غلط رفتی؟ این‌جاست که انسان لجبازی می‌کند، تنبلی می‌کند و بی‌حوصلگی می‌کند. عرض کردم بیشتر جهنم جای تنبل هاست. آدم‌های بدی نیستند، تنبلند، نمی‌خواهند راه را طی کنند، استقامت ندارند. اینکه می‌گویند کلید همه بدبختی‌های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است. بگویید تنبلی و بی‌حوصلگی؛ یعنی استقامت ندارند. نمی خواهد بایستد روی مسیرش، نمی‌خواهد.

امتحان الهی و کمال خلیفه‌اللهی

خدا هم همیشه تو را امتحان می‌کند؛ میخواهد ببیند آیا تو استقامت داری یا نه؟ تمام احکام دین،یک امتحان، ظرفیتی برای سنجش استقامت خودت است. خودت قوی‌تر می‌شوی. پس استاد وقتی به تو می‌گوید برو این ده تمرین‌ها را انجام بده، دشمن تو نیست، عاشق توست؛ می‌خواهد تو مثل خودش بشوی. مربی همین هست دیگر. مربی می‌خواهد تو را شبیه خودش کند، خدا می‌خواهد ما را خلیفه کند و شبیه خودش، مَثَل خودش: «عبدی أطعنی حتی أجعَلَکَ مَثَلی» بنده من، من را اطاعت کن تو را نمونه خودم می کنم. پس چون خدا می‌خواهد تورا به عنوان مربی، تو یک کسی در آن قد و قامت بشوی، می‌گوید پس استقامت کن. هرچه گفتم گوش کن شبیه من بشوی. همه مربی ها همین را میگویند، مربی کاراته همین رو می گوید کنگ فو همین را میگوید خیاطی همین را میگوید. مربی‌های ورزشی هم همین را می‌گویند. آشپزی هم همین است. وایستا در راه دیگر. استقامت کنی مثل من می‌شوی. میشوی مربی . بعد دشمن تو نیست، یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر. خدا آسایش شما را می‌خواهد، سختی نمی‌خواهد که. مربی اگر الان به تو تمرین می‌دهد سختی میخواهد؟ درست است تمرین ممکن است بخش‌های حیوانی و پایینی ‌ات را خوشش نیاید، ولی تو انسانی اصلاً. به حرف آن‌ها گوش نکن. دوست ندارم نمیخواهم، خوشم نمی آید نمی دانم. استقامت کن. خدا میگوید من دوستان دارم، زندگی آسان برای شما می‌خواهم در دنیا و آخرت. شما اگر حرف‌های من را گوش کنید، هم در دنیا آسایش، آرامش و شادی دارید و هم در آخرت. خب مگر این بد است؟ که انسان با خدا لج کند؟

«إن أحسنتُم أحسنتُم لأنفُسِکُم وان اساَتم فلها» اگر مسیر را گوش کردید به نفع خودتان است و اگر بد هم کردید به ضرر خودتان است. خودت با خودت دشمنی میکنی. خودت با خودت داری دشمنی میکنی.

پس صراط مستقیم یعنی چه؟ یعنی زیر نظر مربی؛ هرچه می‌گوید گوش کنید. به این چه می‌گویند؟ میگویند بندگی، عبودیت، دین‌داری. دین یعنی چه؟ یعنی مجموعه ی قوانینی که به وسیله ی خداوند تبارک و تعالی براساس حداقل هفت تخصص، به بنده ارائه می شود تا بنده نمونه‌ای از کی بشود؟ مربی اش بشود. درست شد؟ استقامت کن و انجام بده؛ هم سعادت دنیا را داری، هم آرامش و شادی دنیا را داری و هم آرامش و شادی آخرت را. دیگه هیچ حالا بدش بیاید ، ناراحت شود. به او بر بخورد یا اگر چهار تا آدم نفهم و جاهل مسخره کردند، پس بگوید راهم را کنار بگذارم .به خاطرآدم های دیگر؟!

معیت با اهل‌بیت در دنیا و آخرت

پس استقامت در چه چیزی است؟ در همین قوانین است. محکم پای آن بایست. سفت پای آن بایست. خب الان من میخواهم این مسیررا بروم، شوهرداری چطوری باشد، زن داری چطور باشد ، بچه داری و تربیت فرزندچطوری باشد، کار اقتصادی اجتماعی سیاسی هنری فرهنگی نظامی چطوری باشد؟ احتیاج به چه چیزی دارم؟ الگوی خارجی دارم. الگوی خارجی را هم خودش معرفی کرد. نبیین صدیقین شهدا و صالحین.

حالا بیایید آیه را یک بار برای شما بخوانم. «و مَن یُطِعِ اللهَ وَ الرَّسولَه» میگوید خب برو خدا و رسول او را اطاعت کن اگر اطاعت کردی و دنبال اینها راه افتادی «فأولئکَ مَعَ الَّذینَ أنعَمَ اللهُ عَلَیهِم» اینها کسانی هستند که همراه می شوند با کسانی که خدا به آنها نعمت داده یعنی با آنها یکی می شوید دیگر. درست است؟ زیارت عاشورا چه می‌گفتی به امام حسین علیه السلام؟ «أسأله أن یُبَلِّغَنی المَقامَ المَحمودَ لَکُم عِندَ الله»، من همان مقامی را که پیش خدا دارید می‌خواهم، کمتر نمی‌خواهم باشم. من می‌خواهم در بهشت اینجوری باشم با شما؛ پایین نباشم، همین کنار شما باشم، در بهشت خانه به خانه باشیم. « ان یبلغنی مقام المحمود لکم عندالله» «ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخرۀ» .اگر می‌خواهی ابدیت، آخرت از دمِ مرگ با آن‌ها باشی، باید در دنیا با آن‌ها باشی. خدا وکیلی یک ذره با خودمان خلوت کنیم ببینیم ما الان داریم با چهارده معصوم زندگی میکنیم؟ با امام زمان زندگی می‌کنیم یا نه؟ امام زمان (ع) الان کجای زندگی ماست؟ کجای انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها و چینش‌های فکری ماست؟ الان امام زمان کجاست ؟ معیت یعنی همین دیگر. هرکس باید خودش از خودش سوال کند؟ الان امام زمان کجای زندگی من است؟ در پول من دخالت دارد مشارکت دارد؟ در وقت من؟ در آبروی من؟ در تخصص من؟ در عشق من؟ همین پنج شانمان دیگر. مگر نمیگوییم مع ، مع یعنی با او باشیم یعنی اگر تو را نگاه کرد بگوید بله او همیشه در دنیا با من بود.

فدا کردن همه چیز برای معیت امام

اگر حضرت زهرا سلام الله علیها نگاهت کرد بگوید: او همیشه با ما زندگی کرد، عشق و دل. دل. دل. خیلی از عزیزان می‌آیند پیش من و می‌گویند ما میخواهیم کار مهدوی کنیم، چه کار کنیم آقا امام زمان راضی باشد؟ الان وظیفه ما درباره امام زمان چه چیزی هست؟ این‌ها خیلی تحسین‌برانگیز است، اما قبل از اینکه تو بخواهی با عمل کنارآن‌ها باشی، باید چه چیزی از تو کنار آنها باشد؟ دلت. من میخوام با او باشم. من میخوام با او باشم.

یک گفتگوی زن و مردی بود در تلویزیون، اینها به همدیگر علاقه داشتند. زن بیشتر. دختر بیشتر. دختر گفت می‌خواهم با تو زندگی کنم، با تو ازدواج کنم. گفت: تو می‌توانی؟ زندگی من زندگی مبارزاتی است و تو با من خوشبخت نمی‌شوی. دختر گفت: من خوشبختی نمی‌خواهم، تو را می‌خواهم. من نمیخوام خوشبخت بشوم. من تو را میخواهم. همین تو را میخواهم کنار تو باشم. هرجا هستی بهشت میروی جهنم میروی با هم برویم.

آقا خیلی حرف است که کسی به امام بگوید من می‌خواهم با تو باشم، من کاری ندارم؛ اموالم از بین برود، آبرویم از بین برود، جهاد باید کنم، جبهه بروم. بمب باران می شوم، نمی دونم. طرف برای من نامه نوشته من این همه آمدم سرکلاس شما سالها خوب نشستم مدام گوش کردم اما الان اصلا نمیتونم این حرف ها رو قبول کنم. الان بابام مریض است برای چه خدا بابای من را مریض کرده؟ چرا خدا دارد من را تنها می گذارد؟ میبنی این الان بابا یش را از خدا بیشتر دوست دارد . از امام زمان هم شاید راه اش را بیشتر دوست دارد. یعنی با یک تغییر در بخش جنسی خانوادگی مالی بدنی؛ یه سرطان گرفته میبینی باخدا دیگر در می افتد. این معیت نیست. معیت یعنی آقا هروقت هرکار با من خواستی بکن من ایستادم.

بسوزان هر طریقی می پسندی/ که آتش از تو خاکستر از من/ من را چون صید در خونم بغلتان/ تماشا کردن از تو پر پر از من؛

ن تو را رها نمیکنم. صحنه آخر این فیلم قشنگ است. مرد دارد .... ساواکی ها آمدند مرد را بکشند تیراندازی میخواهد بشود. زن حالا مونده شوهرش در خطر است حالا یه بچه هم دارد. سریع پرید بیرون بچه اش را سپرد به یک بنده خدایی. آمد اسلحه گرفت کنار شوهرش جنگید. کشته شد، جفت با هم رفتند. کشته شدند.

رهبر شهید ما می گفت من وقتی فکر میکنم که قرار است شهید نشوم قلبم درد میگیرد. به تپش می افتد. اگر قرار است ما کشته نشویم ، خیلی تلخ است. خدا سر آدم نیاورد. تلخ است. «ان لم تبتلوا تموتوا» علی علیه السلام چند بار به سرباز خود میگوید اگر کشته نشوید می میرید. مردارید. الان خیلی ها فرار میکنند از این. نکند شهید بشود بچه ام. نکند شوهرم شهید شود. نکند من شهید شوم. شهید یعنی چه؟ یعنی عند ربهم، عند ربهم. آقا بریم یک جا شهرستان. بیخطر است آنجا. بمب نیست بمباران نیست زن و بچه را ببریم، خودمان برویم یک جا. بمانیم در یک ویلایی جایی تا این جنگ تمام شود. اصلا جهاد و صحنه جهاد و... را همه را ول می کند. استقامت یعنی در هر بخشی که تو باید باشی، مالی است، حلال‌خوری؛ فروشنده‌ای، حلال‌خوری استقامت کن، بقیه انقدر گران می فروشند، به من چه! حلال‌خوری استقامت می‌خواهد، لقمه حلال آوردن استقامت می‌خواهد. هر کار هستی استقامت میخواهد. قرآن فرمود چی؟ اطاعت، استقامت، خدا و رسول را اطاعت کن. تو با چه چیزی قرار میگیری؟ «اولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین» تو دیگه این ها را پیدا میکنی. با این ها هستی.

پرهیز از حسادت و مقایسه

آدم لوس، تن‌پرور، شکم‌پروری که اسیر مزه، رنگ، مد و دنبال شهرت دنیایی و دیده شدن و عزت پیش بندگان خدا و اینهاست، این آدم اصلاً نمی‌تواند استقامت داشته باشد. گنده شدن. مقایسه زندگی، اصلا کسی در زندگی او مقایسه می آید استقامت ندارد. کسی که مسابقه با دیگران می‌دهد استقامت ندارد که. چون مهم این است که از آن طرف جلو بزند. از باجناقش، از جاری‌اش، از خواهرش،از برادرش و از همسایه شون از دوستش، می خواهد از او بالاتر بزند. نمی‌خواهد خدا از او راضی باشد، نمی‌خواهد مسیری را که مربی به او توصیه می‌کند برود. میخواهد با کسی در ذهنش با او درگیری دارد و از او بالا بزند. روی او را کم کند.

پس وقتی می‌گویی «اهدنا الصراط المستقیم»، بدان داری چه میگویی؟! این را بفهمیم ما داریم به خدا چه می‌گوییم. خدایا تو ما را در این راه کوتاه، بی‌دردسر و بی‌افراط و تفریط، بی گرفتاری هایی که هرکدام از آنها عمر تلف کن است و جهنم می سازد.

استقامت یعنی به دستورات [دستم را نگاه کنید] و اوردهای این چهار تا به اندازه شأن آنها اهمیت بدهیم، نه بیشتر از آن که این را از راهت بیندازد. دیدید یک ورزشکار با شوهرش با بچه اش با خانواده اش یا کسی که میخواهد کنکور قبول شود مهمونی یک جوری رابطه را تنظیم میکند که به اصل درس خواندن برای کنکور و قبولی لطمه ای وارد نشود. میخواهد قهرمان بشود در فلان مسابقه، میخواهد در فلان رشته کنکور قبول شود. میگوید همه باید تابع این خواسته من باشند. به بخش های دیگر میگوید نه، اگر بخش های دیگر بگوید بریم با رفقایت برویم شمال. میگوید بشین سرجایت بابا. شما چه چیزی است. من الان میخواهم الان بشینم درس بخوانم. شمال کجا بود. عروسی میگوید برو بابا. بدویم برویم مهمانی ؛نه مینشاند او را سر درس میگوید بشین سر درس ات کنکور داری چند روز دیگر اینجوری می نشانداو را سر جایش. نه اینکه مهمانی اصلا نرود ولی میگویدنه باید تابع چی باشد؟ بخش اصلی باشد. لذا استقامت ترک دنیا نیست. استفاده خوب از دنیاست. استفاده خوب یعنی از غذا، مزه، نوشیدنی ها، خوردنی ها، میوه ها، دوستی ها ، مسافرت ها، روابط انسانی، شغل تجارت هنر مسافرت اقتصاد به گونه ای استفاده کنی که سهم و حق دنیایت رعایت بشود؛ این بخش ها و حقارت هم نداشته باشی و از مسیر اصلی هم نیافتی. به این استقامت میگویند. اهدنا اصراط الذین، صراط مستقیم یعنی من یک‌جوری زندگی کنم که این چهارتا بخش (بدن، غریزه، دنیا و جامعه) هی من را این‌ور و آن‌ور نکشند. اگر گدای عاطفی هستی نسبت به این و آن، یعنی تو اصلاً در صراط مستقیم نیستی. در صراط مستقیم گدایی عاطفی، ذلت، آویزانی، سیریش بودن؛ غصه، غم اینها را اصلا ندارد صراط مستقیم. پس اگر الان داری غصه میخوری غصه این چهار تا را داری میخوری یعنی در صراط داری خارج می شوی بیش از حد داری چون فرمود: من بکی علی الدنیا دنیا این چهار تا است دیگر. من بکی علی الدنیا دخل النار هرکس برای این چهارتا غصه بخورد میرود جهنم. داری برای خودت آتش درست میکنی. به اندازه ای که حق او هست به آن اهمیت بده. اما اگر در مرز ناموسی دارد تو را می آورد یعنی غم ولش کن. یعنی عصبانیت یعنی تحقی ریعنی مسابقه یعنی مقایسه ولش کن. چون دارد ناموس می آورد. اینجا ناموس خداست. نمی توانی به اینجا نزدیک شوی. اینجا جهنم است. آن طرف نرو. حسادت، خودبرتربینی، مقایسه و مسابقه. همه اینها جهنم است. در آن افتادی، هرچه داری را می سوزاند. جسم و روح تو را آب می کند. امیرالمومنین (ع) فرمود اگر حسود فقط میدانست با بدن خود چه کار میکند ، فقط با بدنش، روح که بماند فقط با بدنش. حسادت بدن را آب می کند. سرطان می آورد. بدبختی می آورد هزار و یک جور فیبروم و کیست و گرفتاری در بدن آدم می آورد. مقایسه مسابقه حسادت. زندگی آدم را، دنیا و آخرت را نابود میکند.

نماز و سوره حمد، خلاصه دین

پس یک‌ذره ذهن و دلمان را به نماز نزدیک کنیم. چقدر قشنگ خدا برای ما طراحی کرد، چقدر این سوره حمد عظمتی دارد دیگر این سوره. یک وقتی بگذارید احادیث مربوط به عظمت سوره حمد و فوایدش و آثارش را مطالعه کنید. فرمود هفتاد بار به مرده خواندید، زنده شد تعحجب نکنید. همه قرآن را خدا در سوره حمد جمع کرده. یعنی خدا اول یک خلاصه از کل آموزش قرآن را آورده در این سوره حمد برای تو گذاشته، بعد بقیه از سوره بقره به بعد شرح همین سوره حمد است. حمد. آدم کیف می کند. دوست دارد برود یک جایی بنشیند؛ بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، چقدر دلبری میکند الرحمن الرحیم، به به مالک یوم الدین، إیاک نعبد. افتخار ببینید، افتخار و بزرگی، ایاک یعنی من فقط تو ، هیچ‌کس دیگر نه، نمی‌گذارم کسی بیاید روی قلبم تسلط پیدا کند. إیاک نعبد، از هیچ‌کس دستور نمی‌گیرم، و إیاک نستعین، إیاک نستعین فقط تو. چه عشقی است! بایستی با خدا این‌گونه حرف بزنی. حالا این می‌شود همان صراط مستقیم: اهدنا الصراط المستقیم . انقدر قشنگ است که آن را در نماز آقا امام زمان (عج الله) آورده اند. نماز آقا امام زمان(عج الله) را که میخوانید صد مرتبه اصلا آدم کبف می کند این جمله را می گوید. ایاک نعبد و ایاک نستعین.

یکی رفته بود نماز خوانده بود . از این هایی که فقط میروند عربی می خوانند اصلا نمیفهمند چه میگویند ایاک نعبدبعد رفته بود خدمت ایت الله بها ء الدینی گفته بود ، حاج آقا خیلی گرفتاری دارم و مشکلات و... آقای بهاء الدین فرموده بود ؛ او نمی دانست که آقای بهاء الدینی میفهمد این را. نگفته بود من جمکران بودم.از جمکران خدمت ایشان آمده بود. آقای بهاء الدینی رحمت الله تعالی گفته بود کسی که میرود جمکران صد مرتبه دویست مرتبه به خدا میگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین مگر غصه دارد. زندگی همین است دیگر. اگر کسی توانست به خدا بگوید و پای آن استقامت کرد؛ صراط مستقیم یعنی بمانی روی عبودیت خدا بندگی خدا؛ ایاک نعبد. بمانی روی استعانت از خدا، ذهنت مدام این طرف و آن طرف نرود. ایاک نستعین. اما اگر در مشکلاتت خدا فراموشت شد گفتی این و آن، شکست میخوری.

اصلا انبیا برای همین یک نفره مبعوث می شدند. دست خالی، گدا ، فقیر، به قول آیت الله جوادی آملی حفظه االه علیه اگر ثروت کمالی بود خدا آن را از پیغمبرش دریغ نمیکرد. پیغمبرها اکثرشان همین طوری فقیر بودند. فقر یک هنر است. دست خالی بودن یعنی من میتوانم به چه کسی تکیه کنم فقط؟ به خدا. وقتی دست تو پر شد به شرک می افتی. میگویی حساب بانکی من پر است. موشکی داریم سپاه داریم، ارتش داریم، مردم داریم. یک دفعه خدا تو را واگذار می کند.

ادب را خدا چه میگوید. میگوید: «اذا جاء نصر الله والفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا» و دیگر مدام ما بودیم و ماکردیم و مردم و موشکی وسپاه و فلان «فسبح بحمد ربک» بگو همه آن مال خداست. هیچ چیز آن مال ما نیست. به خودت فتح و پیروزی را نسبت ندهی. نصر الله فتح الله مال خداست. به خودت نسبت نده. حالا که در ذهنت آمد ما این کار ها را کردیم سپاه ما ارتش ما کی کی کی «فاستغفره» توبه کن استغفار کن. «انه کان توابا» وقتی غیر خدا را دیدی در زندگی خودت. الان طرف می خواهد بچه دار شود میگوید مسایل مالی نمی گذارد .مشکلات مالی داری. خوب این شرک است. چون خدا را نمی بیند. میخواهد فعالیت های بزرگ انجام دهد میترسد. میخواهد ازدواج کند می گوید آقا نمی شود آخر در این زمانه ازدواج کرد. الان ازدواج می دانید چه هزینه ای دارد، چه چیز هایی لازم دارد. حالا بگذار ببینیم چه زمانی می شود. من حالا بزار ببینم. نمی تواند به خدا تکیه کند. این فقط به خودش تکیه دارد بگذار من ببینم اول ببینم این مشکل شغلم را حل کنم ، مشکل سربازی هم حل شود. لیسانسم هم بگیرم .شغل هم پیدا کنم. یک خانه هم بگیرم یک ماشین هم بخرم، قبل از ازدواج هم به سلامتی بمیرم. چی شد پس!؟ تو که همه ی عمر خودت را داشتی مقدمه تهیه می کردی.

آدم مشرک، آدمی که توکل ندارد همین است. در هرکاری فکر میکند فقط خودش است. خدا را اصلا کنار خودش نمی بیند. اگر خدا را دیدی سربازی نرفته، لیسانس نگرفته، شغل نداشته خواستگاری می روی ، همه چیز تو را هم خدا سرو سامان می دهد. ایاک نستعین یعنی این. خدایا به امید تو، راه افتادیم رفتیم؛ یعنی 99 درصدی که خدا می گوید من پای تو می ایستم را نمی بینی؟! فقط همان یک درصد خود ، آنجا گیر هستی. گیر هستی. پس اگر گفتی دستت را بالا چی؟ الله اکبر یعنی لره با آن پاکی لری گفت چی؟ گفت: خدا زسلطان محمود گبرتره. الله اکبر یعنی این دیگر خدا بزرگتر است.او به اندازه فهم ش گفت از چه کسی بزرگتر است؟ از سلطان محمود. به قول آن بنده خدا کار ان است که خدا درست کند. شاه خر چه کیه. اما این را میبینی نه. میگوید الله اکبر اما همه زندگی او ترس و دلشوره واگر این طوری بشود، چه می شوم تحقیر می شوم تمسخر می شوم تحمل ندارم به من اینجوری نگاه کنند، الان چون توی گیر مسابقه و مقایسه و اینکه بقیه درمورد ما چی فکر می کنند، مبادا درمورد ما اینحوری فکر کنند و نباید در مورد ما این جوری قضاوت بکنند و باید یه جوری بریم که چشم و دهان همه رو ببندیم خوب هیچی. پس خدا کجاست؟!

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.