تفسیر موضوعی قرآن کریم (استقامت)؛ جلسه یازدهم 27/01/1405
أعوذ باللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. الحمدللهِ ربِّ العالمینَ و صلَّی اللهُ علی محمّدٍ و آلهِ الطّاهرینَ و لعنةُ اللهِ علی أعدائهم أجمعینَ مِن الآنَ إلی قیامِ یومِ الدّینِ. سلام، صلوات، درود، رحمت، خیرات، مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان (علیه السلام)، امامزادگان واجبالتعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، اولیای الهی و امام شهیدمان و امام الشهداء صلوات بلندی ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خب، انشاءالله در این دو جلسهای که این هفته پشت سر هم داریم، بحث استقامت در قرآن را به پایان میبریم و از جلسه آینده انشاءالله بحث موفقیت، پیروزی و موفقیت بر اساس آیات الهی را شروع خواهیم کرد که با قوانین ریاضی و دقیق پیروزی و موفقیت در زندگیمان آشنا بشویم انشاءالله.
توازن تلاش ما و یاری خداوند
خب این نکته را در آخرین جلسهمان تقریبا رسیدیم که یاری از طرف خداست، نصرت از طرف خداست. ما باید چه کار بکنیم؟ ما باید تلاش بکنیم که خودمان را به آن یاری برسانیم. خدا رحمت کند حاج قاسم را که میگفت جنگ نود و نه درصدش الهیات است؛ یعنی خداست و کمکهای غیبی، و یک درصدش تلاش خودمان است. ولی ما باید صد درصد تلاشمان را بکنیم برای آن یک درصد. اگر ما صد درصد تلاشمان را برای آن یک درصدی که به خودمان مربوط است، کوتاهی و تنبلی نکردیم، آن نود و نه درصد خودش میآید سراغ مان. آن 99 می آید سراغمان. اما اگر در آن یک درصد کوتاهی بکنیم، از آن نود و نه درصد محروم میشویم. حالا خوب دقت کنید توازن چگونه است.
قرآن هم همین را میگوید. ما یک ضربالمثل در فارسی داریم که خیلی حکیمانه است: «از تو حرکت، از خدا برکت». برکت یعنی چه؟ یعنی خدا به وزان حرکتت به تو پاداش نمیدهد، بلکه تو اگر حرکت کردی، خدا پاداشش با برکت است. توجه کردید! یعنی دهها و صدها برابر آن چیزی که تو تلاش میکنی خدا به تو میدهد. چطور وقتی انفاق میکنی، در قواعد انفاق یادتان هست اگر کسی انفاق کرد، خدا میفرماید من یک تا هفتصد برابر به شما برمیگردانم. این حرکت است. ولی برکت مال کیه؟ برکت مال خداست. در نصرت الهی که گفتیم فرشتهها را خدا میفرستد؛ قبلاً توضیح دادم. انسان صد درصد تلاشش را در آن یک درصدی که مربوط به خودش هست انجام دهد، نود و نه درصد به این شکل است که فرشتهها و عوامل خلقت همه میآیند در استخدام این قرار می گیرند.
امدادهای غیبی در کلام امام خمینی (ره)
ما انقلاب کردیم؛ یک کشوی فقیر و عقبمانده، اسلحه و امکانات ندارد. رهبر شهیدمان فرمودند: انقلاب که شد، اوائل جنگ یک موقعی جلسهای بود به من گفتند آقا این اتاق چند نفر کار خصوصی با شما دارند. گفت: رفتم دیدم نظامیها هستند. فرماندهان نظامی به ما گفتند: آقا، هواپیماهایی که داریم از نظر قطعه و امکانات، چون هواپیما می خواهد پرواز کند باید قطعه عوض کند، چیزهای دیگر می خواهد، ما کلاً هواپیماهای ارتش ما، نظامیها (که من دیگر تقریبی میگویم) حدود بیست روز کار میکنند. یک دانه هواپیمای غیرنظامی و ترابری داریم سی-۱۳۰ همین باری ها که هست همین ترابری ها، آن هم یک ماه بیشتر کار نمیکند. تمام است کار ما، ما اصلا کلاً نیروی هوایی تا ماه آینده تمام است. حالا ببینید اول جنگ است. آقا فرمودند من خودم هم یک مقدار در دلم خالی شد این را شنیدم. رفتم خدمت امام. گفت رفتم به امام اینها را گفتم. امام هم خوب گوش کرد، بعد خندید و به من گفت: «این چه حرفی است شما دارید میزنید؟» خوب دقت کنید. امام سلام الله علیه، اینکه رهبر شهید می گوید: فاصله بین امثال من و امام طیناشدنی است، یعنی این. اینکه میگویند امام را با هیچ عالمی نمیشود مقایسه کرد. در حد انبیاست. در حد انبیا باید ایشان را آورد و با بقیه مقایسه کرد. امام فرمودند: «این چه حرفی است؟ شما بروید، وظیفهتان هست، بروید بجنگید.» بروید بجنگید. حالا این خاطره را آقا دارد کی تعریف می کند؟ بیست و هفت سال بعد از آن خاطره ای که با فرماندهان داشت. ایشان میگوید الان ما بیست و هفت سال است-این را دقت کنید این خیلی مهم است-27 سال است که اف4مان، اف-۵مان، اف-۱۴ مان و 330مان هنوز دارند کار می کنند هواپیمائیمان.
ببینید، شما وقتی می دهی دست کارشناس، کارشناس میگوید آقا من متخصصم دیگر، من درسش را خواندهام و متخصصم، دارم بهت میگویم یک ماه دیگر هیچی نداریم. دستمان خالی است. می دهی دست ولیّ خدا، می دهی دست امام جامعه، او میگوید که این حرفها چیست؟ شما وظیفهتان است بروید بجنگید. پس صد درصد کارتان را برای آن یک ماهی که میگویید یک ماهه، شما صددرصد بروید تلاش تان کنید. ما با بقیهاش دیگر نمی توانیم کاری بکنیم.
پیروزی فراتر از محاسبات مادی
حالا کشوری که انقلاب کرده، انقدر فقیر است، به قول رهبر شهیدمان یک سیم خاردار هم ندارد و به او هم نمیدهند، چه جوری میتواند جلوی همه ابرقدرتها بایستد؟ به آن هم حمله نظامی کردند. این را تصور کنید بدهید به هر دستگاه، به هر عاقل بدهید، به هر فهمیدهای بدهید، به هر تحلیل گری بدهید، می گوید قطعا این کشور، به قول خودشان آنها تحلیلشان یک هفتهای بوده. یک هفته دیگر ایران وجود ندارد. این جوری بوده دیگر، درست هم تحلیل کردند؛ کمااینکه اول انقلاب قبل از انقلاب تحلیل این بوده که اصلاً انقلاب در ایران محال است. چند ماه بعد آن موقع که اینها می گفتند نمی شود، شد و پیروز هم شد. حالا الان میگویند این شکست میخورد. الان ما وضعمان خیلی خوب است در مقابل دنیا. آن موقع دو تا ابرقدرت اصلی، یعنی شوروی، بلوک شرق به رهبری شوروی و بلوک غرب به رهبری آمریکا، تمام اروپا، کشورهای دیگر غیر از خلیج فارسی، ارتجاع منطقه، ثروتهای میلیاردی ارتجاع منطقه، آمدند سراغ ما. ببینید، ما از نزدیک بیست کشور فقط اسیر داشتیم؛ ببینید جبهه ما چه جوری بوده. حالا یک کشور فقیر، دستخالی، اما مردم با امید به خدا و با توکل به خدا، به عنوان وظیفهشان، چون جنگ تحمیلی بود و مردم ما، کشور ما هیچوقت سراغ جنگ نرفته. در صدها سال گذشته شما نگاه کنید نمی رود سراغ تجاوز به کسی. در دعب ما نیست. آنها به ما تجاوز کردند. حالا می گوید شما صد درصد خودت را بگذار. اگر شما صد درصد خودت را گذاشتی، حالا الان یک کسی بیاید جواب دهد این کشور چه جوری شده همه قدرتها را بعد از هشت سال شکست داده؟ اگر به یک نفر بگویند نتیجه این شد، خب، یک کسی از نتیجه جنگ ایران و عراق خبر ندارد، بگویند یک کشوری بود اینجوری که همه دنیا ریختند سرش با همه امکانات نظامی شان، هرچی داشتند آوردند. یعنی چیزی نبود که اینها بتوانند انجام دهند و انجام ندادند. هیچ ظلم و جنایتی و خیانتی نبود که بتوانند راجع به ایران انجام بدهند و انجام ندهند. نتیجه چی شد؟ بعد به آن طرف بگویی به نظر شما اگر به یک کشور اینجوری حمله کنند چی میشود؟ برو صدتا استاد دانشگاه و تحلیل گر، قویترین هایشان را بیاور در سطح دنیا که دیگر از اینها فهمیده تر و عاقل تر نباشد، هر صدتایشان میگویند خب معلوم است این کشور بیشتر از یک هفته دوام نمیآورد، نابود میشود. حالا چرا نابود نشده، آنها شکست خوردند؟ یک حرف است دیگر. این اتفاق افتاده در کشور شما بعد هم چهل و هفت سال به شیوههای دیگر ادامه پیدا کرده و این کشور همیشه پیروز شده. خب اینها 57 سال قبلش که یعنی از قبل انقلاب که من دارم می گویم، یعنی ما همان سالهای ۵۳، ۵۴ و ۵۵، یعنی آخرین قسمتهای که از دستش دادیم، بحرین بود که زمان شاه بود، اینها 157 سال دو سوم خاک ما را غارت کردند؛ آن هم نه ابرقدرتها بیایند همه شان بریزند. یکی شان مثلا انگلیس و آمریکا آمد تجزیه کرده و بریده، دو سوم این خاک را بردند. بعد یکدفعه یک اتفاقی افتاده در این کشور که این ملت خدا را پیدا کردند، اتکال به خدا پیدا کردند و حالا دیگر هیچ کس زورش به آن نمی رسد. این الان چی شده، یعنی چه اتفاقی افتاده. شما به هر تحلیلگری بدهید میگوید من نمیدانم من نمیفهمم. طبق محاسبات ما باید این جوری باشد. این محاسبات غلط که قبلاً هم چند بار اتفاق افتاده، گفتند سه روز دیگر، یک هفته دیگر، همین جنگ آخری، همین جنگ تحمیلی سوم، گفتند چند روز؟ چهار روز؛ جنگ دوازده روزه همین جوری بود. گفتند دو روز؛ الان هم این را گفتند چند روز؟ چهار روز دیگر کار ایران تمام است. تا چهار روز تمام است. کار خودشان دارد تمام میشود.
خدا رحمت کند یکی از مراجع را، روحش شاد؛ میگفت من بعد از سومین سکته، مگر آدم چندتا سکته می زند آدم بعد زنده می ماند! این می گفت من بعد از سومین سکته ام که سکته مغزی بود، بردندم لندن، از مراجع عراق بود، ایرانی بود که آنجا بود، صدام هم بیرونش کرده بود. میگفت آنجا که دکترا مرا دیدند، دو تا دکتر من را دیدند، گفتند شما یک ماه بیشتر زنده نیستی. خودش تعریف می کرد. میگفت الان آن دکترها یکی شان پانزده سال است که مرده و یکی شان هم ده سال مرده، من الان زندهام. بنابراین، اگر یک کسی بگوید باید عقلانی برویم، تخصصی برویم، عقل میگوید به خدا تکیه کن. همان عقلی که میگوید باید همه چیز را حساب کنید، عقل ما در آن یک درصد باید کار بکند. در آن یک درصد تو درست کار کن، نود و نه درصدش مال خداست، اصلاً کسی نمیتواند حساب بکند. لذا قرآن میفرماید: «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ». نصرت را فقط به خودش انتساب میدهد. نصرت را به خودش انتساب می دهد. فقط نزد من است. ولی شما برای اینکه به نصرت من برسید، من از شما یک چیز میخواهم؛ اینکه روی حرفهای من استقامت داشته باشید، روی دستورات من شما اگر استقامت داشته باشید، آن یک درصد را شما رعایت کن، بقیه اش بسپار به من.
دیدیم که فرمود چی؟ هزار، سه هزار و پنج هزار فرشته. رهبر شهیدمان ما در دوران انقلاب و در دوران دفاع مقدس همیشه کمک فرشتهها را میفهمیدم، احساس میکردیم. آقا فرشتهها دارند این عالم را اداره میکنند؛ همه چیز ما دست این فرشتههاست. یک پلک زدن ما، یک آب خوردن ما، یک نفس کشیدن ما، نه ما، همه این عالم دست دارد فرشتهها اداره میشود. قدرت، بخاطر همین به فرشته فرشته می گویند یعنی ملائکه، ملک یعنی صاحب قدرت ومالکیت دارد. همه چیز دست اوست. تو باید خودت را با کانون قدرت ارتباط بدهی. اگر خودت را به کانون قدرت ارتباط دادی و قلبتت در این ارتباط باز شد، خب دیگر قوی هستی.
تلاش و اخلاص، شرط جلب نصرت الهی
ببینید من خواهش میکنم همه به این نکته توجه کنند، بهخصوص کسانی که بعداً صحبتهای ما را میشنوند. شما که دیگر
الان حضور دارید. در حرکت به سمت خدا و کار برای خدا، داشتن امکانات شرط نیست، تلاش شرط است. ببینید «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». تو سعیت را بکن. هاجر وقتی در آن زمین آب گیرش نیامد، چه کار کرد؟ الان میگوییم سعی صفا، حج یکی از خاصیتهایش همین است. اصلا برای چی میگوید تو هم برو مثل هاجر بدو این مسیر را؟ خب پیاده روی یک قسمتش را که دیدهاید چراغ سبز زدهاند آن قسمتی که باید هروله می کردی؛ یعنی باید آدم بدود، تند بشود آنجا. هاجر چی داشت که یکدفعه در آن سرزمین بیآب و علف، هیچی نبود، چه جوری یک دفعه آب زمزم بالا آمد؟ هاجر چه کار کرد؟ یعنی رفت چکار کرد؟ یعنی رفت بیل و کلنگ برداشت، زد زمین تا آب بیاورد؟ نه، تلاشش را کرد و دوید. بدو، بدو، تلاش کن، همین. چقدر قشنگ گفت: «دوست دارد یار این آشفتگی/ کوشش بیهوده به از خفتگی» بیهوده است؛ یعنی الان طرف می گوید شما وقتی هاجر را می بینی، می گویی که خب آخه زن حسابی، این بیابان بوده، اینجا بیابان بوده دیگر، چیز نبوده که، برای چی می دوی می آیی این طرف؟ دوباره می دوی، دوباره می دوی، بچه را هم گذاشتی آنجا؟ می خواهم به خدا بگوید من همه سعیم را دارم میکنم. اگر همه سعیت را کردی، خب تلاشت را بکن و اخلاص داشته باش.
موسی چه کار کرد؟ موسی امکانات نظامی داشت؟ نه، سرباز و لشکر داشت؟ نه. بعد چیکار کرد؟ طبق تقوایی که خدا به او دستور داده بود عمل کرد، همین. درست آنجایی که تو فکرش را نمیکنی، خدا میآید کمک. بعضی ها فکر می کنند می گویند که بابا خوب درست است خدا تضمین کرده، ولی خدا به ما گفته عقلتان را هم کار بیندازید. آقا عقل ما در آن یک درصد مربوط به خودمان است، بقیه آنجا عقل کار نمیکند. درانقلاب اسلامی کدام مادی کار میکرد؟ یعنی اگر الان میآمدی به امام میگفتی آقا انقلاب نکنید، نمیشود، شاه است، ساواک هست -یکی از دوستان امام بهش گفته بود که آقا شما چی می گویی که شاه باید برود. شما یک دونه مستاجرت را از خانه ات نمی توانی بیرون کنی، می خواهی شاه مملکت را بیرون کنی. خب حرف معقول هست یا نه؟ بله، معقول است، ولی اصلاً قرار نیست ما.... ما مأمور به وظیفه و تکلیفیم. به شما می گوید: بدو. برو تلاشت بکن. یوسف وقتی گیر افتاده در دست زلیخا، آن هم هفت در قفل، چه جوری فرار کرد؟ کلید داشت؟ نه. پس چی بود پس؟ او تلاشش را کرد؛ دوید سمت در. از من که برمیآید بروم در را بگیرم. من باید تلاشم را بکنم. نگویم "من امکانات ندارم، من نیرو ندارم، امکانات ندارم، اینجا پول ندارم، اینجا گرفتار شدم"، نه.
پس این نیست که تو بگویی که خب حالا نشستیم"حساب کردیم، دیدیم نه نمی شود دیگر، اصلا دو دو تا چهار تای کردیم، جور درنمیآید".
موسی در اوج ناتوانی؛ کدام عقل میگوید موسی الان به دریا خورده، پشتش هم فرعون دارد میرسد، کدام عقل و شعور کدام متخصص کدام عاقل می گوید اینها نجات پیدا میکنند؟ ولی موسی چیه؟ موسی ربّ را دارد؛ توکلش عالی است: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّي» من یک رب دارم کمک میکند. «سیهدین».
آقا فرمود: شما باید اگر نصرت خدا را میخواهید، -این فرمایش ایشان است در کانال کاملش را گذاشتم. انقدر این لذت بخش است فرمایش ایشان که آدم دوست داردهر روز چند بار نگاهش کند- می گوید شما تلاشتان باید به گونهای باشد که با دشمن درگیر بشوید. اگر صد درصد-ببین این جوری می گوید- یقین کردی که نابود میشوی، دست از خستگی ات برندار، دست از تلاشت برندار؛ نصرت آنجا میآید. اگر یقین کردی که آقا دیگر واقعاً هیچ کاری از من برنمیآید، می گوید آن موقع باز تلاشت را بکن. پشت آن ناامیدی مادی تو نصرت الهی خوابیده. پشت آن انقطاع تو، خدا آمده.
زیبایی انقطاع و امید در بنبستها
من آن موقعی که سرطان گرفته بودم، یک رفیقی به من گفت حالت چطوره؟ گفتم خیلی خوب. گفت: این خب چی اش خوبه؟ گفتم انقطاعش قشنگ است. مثل این آدمی که وقتی دکتر هم بهت می گوید دیگر کارت تمام است، اگر دکتر بیاید بهت بگوید کارت تمام است، این انقطاع خیلی قشنگ است. اصلا آدمی می گوید آخش، الان هم که در بغل خدا هستم. آن موقع که منقطع میشوی، آنجا هیچ چیزی در ذهنت نیست که کمکت بکند؛ یک «معی ربی» هست، یک ربّ کنارت هست. آنجا تازه ظهور میکند. آنجا ناامید نشو. یعنی آنجایی که دکتر به تو میگوید تمام است کارت، این سرطان خوبشدنی نیست، یک ماه یا دو ماه دیگر، تازه امید تازه تلاش شروع میشود ولی اگر باور کردی- آن متخصص در یک درصد خودش دارد حرف می زند، آن از نود و نه درصد خبر ندارد که. شما می بینید این همه دکتر در خود ما بارها این را دیدیم؛ کسانی آمدند گفتند آقا دکتر ما را جواب کرده، تمام است. گفته: یک ماه دیگر، پانزده روز دیگر، دو ماه دیگر. الان ماشاالله هر کدام سی سال عمر کردند. من هم همین چیزهایی که بلد بودم و الان دارم به شما میگویم بهش گفتم. گفتم وقتی دکتر میگوید تمام است کارت، اول امید است تازه. آنجایی که دستت خالی میشود «لااملک لنفسی نفعا ولاضرا و لاموتا ولا حیوه ولانشورا» آنجا تازه شروع، حالا این را خدا می گوید خب حالا دیگر الان من هستم.
ببینید، سوره یوسف آیه ۱۱۰ میفرماید: «حَتَّى إِذَا اسْتَیْئَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا»؛ تا جایی که انبیا ناامید شدند و گفتند، چی گفتند؟ دیگر راهی نیست. پیغمبرها، یعنی در تلاش یک درصدی خودشان به چی رسیدند؟ بله؟ بنبست، دیگر نمی شود کاری کرد. هیچ راهی نیست. آن موقعی که پیغمبر ناامید شد «و ظنوا» ظنور یعنی گمان کردند. «قَدْ كُذِبُوا» گفتند بابا کو خدا؟ حضرت مهدی کو؟ پس کی میخواهد بیاید؟ اصلاً واقعاً وجود ندارد. الان من دیدم در سختی که یک موقعی کشید در غزه یا در تهران خودمان بمباران بود، این اوضاع، بعضی ها گفتند: بابا این امام زمان اصلا فکر کنم نیست اصلا، نمی خواهد بیاید، اصلا وجود ندارد. من فهمیدم که الکی به ما گفتند. اگر بود پس چرا نمی آید؟ چرا خدا کاری نمیکند؟
می گوید اینها به این نقطه رسیدند که بابا اینها همه اش کشکه. اینها همه اش دروغه، ول کن بابا، این حرفها چیه. دروغه این حرفها. رسیدند به اینجا. قرآن است که دارد به شما می گوید. خدا میگوید: « وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا» آقا دروغ گفتند به ما؛ راجع به آینده، راجع به خدا، راجع به پیروزی راجع به کمک. ببین الان ساختمان رفت روی هوا، امکانات رفت روی هوا، ببین الان هیچی دیگر نمانده برای ما. ببین امامان را کشتند، دیگر رهبرمان را کشتند، دیگر فرماندهانمان را کشتند، الان حمله کردند این کار را کردند. وقتی میرسد به اینجا، چی؟ «جَاءَهُمْ نَصْرنَا»؛ حالا کمک میآید. حالا کمک می آید. آقا فرمود وقتی یقین کردی که شکست میخوری، دست از تلاش برندار.
بیداری جهانی و مأموریت تاریخی ما
الان ما که داریم می رویم به سمت پیروزی الحمدلله، الان کاری که مردم در این چهل و چند روز انجام دادند، حرکت کن.اندازه پنجاه سال کشور ما را جلو انداخت؛ فقط نه در ابعاد اقتصادی، نظامی و سیاسی، بلکه در ابعاد مهمی که برایش
انقلاب کردیم. از همه مهمتر این بُعد فرهنگی که همه دنیا یکدفعه متوجه ابرقدرت شد، متوجه یک ایران شد. الان همه دیروز دیدید در پاریس، پریروز البته در پاریس دیدید که دختر و پسرها در فرانسه همه پرچم ایران دستشان بود. این مال ایران هم نبود، در بروکسل هم من دیدم، در جاهای دیگر هم من دیدم. همه پرچم ایران دستشان است. این پرچم، پرچم یک ملت نیست، اینها پرچم یک فکری است که جهان را نجات میدهد و همه مردم امیدشان در این پرچم است. عکس آقا دستشان است، پرچم دستشان. بعد چی می خواندند؟ بزن که خوب می زنی. دختر و پسر. همین را هم گذاشته بودند. بعد دستشان را این جوری می کردند. این دیگر بچه تهران و قم نیست، بچه مسلمان هم نیست؛ اروپایی هستند، سرخ پوستان هم من دیدم، در چین من دیدم، در ژاپن من دیدم، خب آنچه که قرار است به آن برسیم، این است. از همه مهمتر، بالاتر از ایران و اینها، ما مثلاً الان فکرمان این است که آمدیم برای کشورمان و وطنمان. خدا میگوید چقدر کوچک نگاه میکنی؛ من به شما ایرانی ها مأموریت دادهام زمین را آزاد کنید، نه ایران را فقط. شما مأموری تان آزاد کردن کل کره زمین است. در قرآن چندین آیه را به شما اختصاص دادهام. حتما هم پیروز می شوید. ایران چی چی داری می گویی فقط. آنکه روی شاخش هست. اصلا در آن شک نکن. شما من سپردم به شما تغییر مسیر تاریخ، این مأموریت را به شما دادم، برای چیزی بالاتری در نظر گرفتم. بالاتر از آن چیزی که فکرش را بکنید. دنیا الان به شما توجه دارد. این کارشناسهای جهانی هستند که میگویند ایران اگر -من همه را در جهان خبر گذاشتیم ببینید همه را یکی دوتا نیستند. ده ها موردش را گذاشتیم از کارشناسان بزرگ دنیا- ایران اگر پیروز نشود، صهیونیسم جهان را میبلعد و اگر پیروز بشود، دنیا آزاد میشود. دنیا آزاد می شود. دقت کنید چه اتفاقی دارد میافتد.
این عزیزانی که میآیند شبها در خیابان در میدانها هستند، فکر نکنند که خب حالا ما فقط برای این هستیم که کشورمان از بین نرود، خطری تهدیدش نکند؛ کشورمان را نگه داریم، نه. شما مطمئن باشید با استقامت شما، خدا چیزهایی را که اصلا شما به خیالتان هم نمی آید، بهتون خواهد داد. تصورش هم نمی کنید.
آیه را ببینید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»؛ این سوره محمد آیه ۷ است. پس تو کارت را بکن تو وظیفهات را انجام بده.
چشمانداز روشن الهی در سوره صف
باز قرآن بخوانم برایتان. این کلام خداست و از قوانین خودش سخن می گوید از قوانین خلقت دارد میگوید. این سوره را توصیه میکنم به آن خیلی توجه داشته باشید؛ این سوره یک چشمانداز روشن برای کل جهان، مؤمنین و مسلمانان و شیعیان یک چشماندازتان روشن مشخص می کند. شنیدید می گوید موسسات مجموعه اول چی را ایجاد بکنید؟ چشم اندازتان را. میخواهید چه کار بکنید، آخرش چی میخواهد بشود؟ الان مغازه زدید، شرکت زدیدید، مؤسسه زدید، ته اش چی می خواهد دربیاد. این خیلی خوب است که آدم در همه کارهایش این را ببیند. یک چشم انداز داشته باشد.
اولش میفرماید چی؟ «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛ اینها میخواهند با دهانشان نور خدا را خاموش کنند. در روایت داریم «نور الله» یعنی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ یعنی می خواهند نگذارند مهدی بیاید.
ببینید شما الان روبیو، بن سلمان، بن دی سی براهام، ترامپ، خیلی ها هستند، همه را ما گذاشتیم در این شبکه جهان خبر، همهشان میگویند ما برای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام، امام دوازدهم (این کلمه امام دوازدهم را روبیو می گوید) یا صاحب الزمان، حضرت مهدی، بن سلمان، ما باید جلوی ایران بایستیم که این اتفاق نیفتد. این مال الانشان نیست. از صدها سال پیش قبل از انقلاب، اینها به همین نیت آمدند که نابود کنند.
خب اینها میخواهند نگذارند با دهانشان. ولی چی؟ چشمانداز خدا چی می گوید؟ «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»؛ خیالتان راحت باشد، خداوند نورش را به تمام میرساند. از کمال بالاتر است. می گوید تمام. نورش را تمام می کند. همه را نورش را ظهور میدهد؛ بعد چی؟ خب «وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» کافران جلویتان می ایستند. کافران نمی خواهند بگذارند شما موفق بشوی. شما با جبهه کفر روبروی هستی تا نگذارند مهدی بیاید. بعد خدا چه کار میکند؟ میگوید بابا این مهدی که من میگویم میآید و این نورالله تمام میشود، من اراده ام این جوریست. اراده من که کسی نمیتواند جلویش بایستد: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». می گوید بالا من که می گویم نورم را تمام می کنم برای اینکه اصلا پیغمبر را با هدایت و دین حق فرستادم تا بر همه ادیان غلبه کند، حتی اگر کی ها خوششان نیاید؟ مشرکان. همین ارتجاع منطقه، همین کشورهای عربی، نمی دونم سلاطینشان، وهابیت، مشرکون. خوششان نیاید. پس چه کافران و چه مشرکان خوششان بیاید یا نیاید، من حتماً این دین را بر همه ادیان غلبه میدهم. درست شد.
به امام صادق (علیه السلام) گفتند پس چرا نشد این آیه؟ حضرت گفتند: بابا این کار را مهدی ما میکند. یعنی چی مهدی ما می کند؟ این را شیعه و سنی هم قبول دارند یعنی ما اختلاف نداریم که آقا آن منجی نهایی که قرار است بیاید دین پیغمبر را بر جهان حاکم کند، کیه؟ مهدی است. من با علمای وهابی در خود مکه صحبت کردم؛ گفتند که ما مهدی را قبول داریم. گفتند او هست که میآید. پس دین آینده، دین حضرت مهدی است. مهدی شیعه است یا سنی است یا وهابی؟ چیه؟ بله؟ پس شیعه باید این کار را بکند. ببینید من دارم استدلال می کنم، اصلا استدلالهای انقلاب اسلامی از ته این آیات در می آید. یک کار شیعی باید در دنیا صورت بگیرد. یک کار شیعی. یعنی شیعه باید این کار را تمام بکند. مأموریت مال شیعه است و در رأس شیعه، تنها کشور شیعه جهان هم چی بوده آن موقع؟ ایران. در جاهای دیگر هم شیعه بوده، عراق بوده، جاهای دیگر ولی آنها اقلیت بودند. کشور شیعه محسوب نمی شوند. این ماموریت مال این مردم است. خب حالا وقتی چشمانداز را میگوید، ما خیلی ترس برمان برمی دارد. یعنی چی! در انبیا هم می گوید اینها می آیند زمین را به ارث می برند. یعنی استکبار را می میرانند، زمین را از چنگ استکبار در می آورند. خب چه جوری؟ چه جوری؟ خدا میگوید: من هستم؛ من هستم کنار شما. من میخواهم این کار را بکنم: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ... لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ». این ضمیرها را به مردم نسبت نمی دهد خدا، میگوید خودم میخواهم این کار را بکنم، ولی چه جوری؟ با دستان شما این کارها را می کنم، به وسیله شما این کار را می کنم. ولی من دارم این کار را میکنم. وقتی خدا بگوید من میخواهم این کار را بکنم، خب، تو نباید به توانت نگاه کنی. موسی چرا می گفت: «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سیهدین» چون خدا اول کار تربیتش کرد. موسی چیه در دستت؟ «هی عصای» چوبم هست. حالا بینداز ببینم. شد اژدها شد مار. می گوید خب این را داشته باش که این چوب نیست دست تو، همه چیز است؛ بردار ببر با خودت. درست شد! موسی که تربیت شد اول کار، آخر کار میگوید: «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ». خدا می گوید من قرار است مهدی را بیاوریم «یملاء الله» ما نه. «یملأالله به الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» خدا دارد کار می کند. ما کارهای نیستیم؛ «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى». خدا میگوید تو فقط تیرت را بردار و به امید من بزن. بگو بسم الله الرحمن الرحیم. الهی به امید تو. تمام. بقیه اش بسپار به من دیگر. نه اینکه بگویی: ما کم هستیم، ما نمی توانیم ما امکانات نداریم، نمی شود. اما اگر پنجاه روز پیش میگفتند قراره چند روز دیگر جنگ بشود، شما می شوید یک ابرقدرت دنیا، از یک کشور تحریمشونده می شوید یک کشور چی؟ تحریمکننده. کسی باور میکرد؟ آمریکا را به خاک مذلت می کشانید. غربی ها همه ازتان می ترسند و فرار می کنند، دنیا ازتان حساب می برد، همه می آیند آنجا التماس تان می کنند برای رابطه، اروپایی هایی که به عنوان تنبیه شما سفارت خانه هایشان را تعطیل کرده بودند، همه می آیند در صف، می گویند تورو خدا با ما ارتباط بگیرید. تو را خدا سفارت مان را باز کنید. دیدید که اسپانیا پریزوز آمد. حالا یواش یواش همه شان می آید. کسی باور می کرد 50 روز به بعد این اتفاق ها می افتد! هیچ کس باور نمی کرد. ما وسط معجزهایم، چون چشممان عادت کرده کور شدیم. حجاب عادت چیز خطرناکی هست. نمی فهمیمش.
تجارت نجاتبخش و جهاد با مال و جان
خب، دیگر چی؟ چشم انداز را گفت. حالا می گوید چی؟ خب خدایا ما چه کار کنیم؟ الان ما وظیفه چیه؟ آیه بعد. آن چند بود برایتان خواندم؟ 8-9. آیه ۱۰ را نگاه کنید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ»؛ آهای مومنین می خواهید شما را به تجارتی راهنمایی کنم یک تجارتی که شما را از عذاب دردناک خدا نجات دهد؟ از جهنم نجات تان بدهد؟
سهم ما چیه؟ شما فقط یک کار بکنید. «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ». «تومنون» یعنی ایمان بیاورید به خدا. موسی ایمان آورد. گفت خدا هست در زندگی. «تومنون» یعنی قلبت با خدا آرام باشد، نه اینکه فقط بگویی: من خدا را می شناسم، نماز می خوانم، هیئت می روم، عزاداری می روم، کربلا می روم، نمی دونم اربعین می روم ولی اضطراب دارم حاج آقا، انقدر اضطراب در این زندگی من هست، اعصابم خورده، دارم قرص اعصاب می خورم. مومن که اصلا این جوری نیست. این ایمانت را بگذار در کوزه آبش را بخور.
ایمان از «أ م ن» می آید دیگر. یعنی امنیت یعنی قلب آرام است. اگر تو دائماً غم و غصه و اضطراب داری، وای چی میشود، فردا چی می شود، همه اش منتظر حادثه ای ، همه اش منتظر فاجعه ای، آن ایمانت را باید تجدیدش بکنی. تقویتش بکنی. آن به درد نمی خورد.
«تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ و رسوله» ایمان بیاورید به خدا و رسول. خب حالا چکار کنیم؟ ایمان که امر قلبی است؛ کار فیزیکی مان چیست، یعنی کار عملی مان چیه؟ بعد از ایمان خب الان چکار کنیم؟ شما فقط باید آن یک درصد تلاش را بکنی. ببین کلمه تلاش را خدا می آورد «وَتُجَاهدُونَ»
جهاد یعنی چی؟ یعنی سختکوشی، تلاش. «تجاهدون فِي سَبِيلِ اللَّهِ» با چی؟ بگو من می خواهم فی سبیل الله زندگی کنم. من می خواهم جهاد فی سبیل الله بکنم، می خواهم اثر جهاد...چون پیغمبر فرمود: هرکس بدون اثر جهاد از دنیا برود، ملاقاتش با خدا خیلی بد است « وفیه سلمه» ملاقات خوبی با خدا نمی کند. ملاقات شرم آور دارد. «تجاهدون فی سبیل الله» اول اموالتان «بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ»؛ یعنی هر کسی همه حواسشان هست، هر کسی باید بگوید که آیا من تا به حال از اموالم برای خدا، امام زمان جهاد مالی کردم یا نه! جهاد سخت کوشی هست. نه اینکه دست کنی جیبیت مثل ماها که با گدا برخورد می کنیم با فقرا، ببخشید پول خرد ندارم. این جهاد نیست. انگار میخواهیم از شر این پول خردها راحت بشویم. جهاد یعنی اینکه بگویی آقا من یک ماشین دادم یک خانه دادم انقدر طلا دادم. گذاشتم وسط برای خدا و امام زمان. چندتا مغازه داشتم. جهاد مالی دیگر. «تجاهدون باموالکم و انفسکم» وجودتان، جانتان بیاید وسط. همین کاری که ملت ما دارند می کنند.
گفتند آقا غزه، ایران همدل راه افتاد یا مجموعه های دیگر یکی اش هم مجموعه خود موسسه ما بود، مردم ریختند آنجا جهاد مالی؛ بهخصوص خانمها که همیشه موفق تر از آقایان هستند، چه جهاد مالی کردند. چکار کردند. فقط در خود موسسه ما چند کیلو طلا آوردند مردم.
ما گزارش هایشان لحظه به لحظه در غزه چکار می کنیم: آب دادیم، غذا دادیم، چادر دادیم، چه جوری رساندیم. رساندن به آنجا چه مصائبی داشت. دوستان زحمت کشیدند تا این پول به دست آنها برسد تا تبدیل به آب و غذا و چادر بشود. یک داستانی بود.
دیروز ساعت ده دقیقه به دوازده ما اعلام کردیم آقا می خواهیم برای لبنان کمک کنیم، تا الان تا این لحظه که من خدمت شما هستم، مردم یک میلیارد و هشتصد میلیون کمک کردند. یک روز. چه مردمی داریم ما. وقتی میگویند جان، ؟؟؟؟. آقا بمباران است، میگویند کجا می خواهند بزنند! پل هایتان را می زنیم، نیروگاه هایتان را می زنیم، می بینی می گویند می رویم آنجا می ایستیم. پل ها را می خواهید بزنید. می رویم زیر پل می ایستیم. می رویم نیروگاه می ایستیم، بیا بزن. این مردم در هیچ جای دنیا اینجوری وجود ندارند؛ هیچ جای کره زمین نیست که الان بگویی آنجا را می خواهند بزنند، همه دَر می روند، می روند به چندتا پناهگاه، ولی این ملت. بچه بغل، دوتا بچه را برمی دارد می رود آنجا. هر شب، چهل و خورده ای شب.
«بانفسکم» با همه وجودشان میآیند وسط. شهید قرار بدهید، شهید قرار بشوید، هر چی، نمی ترسیم. خدا می گوید من فقط همین را از شما می خواهم. با مال و جانتان وسط باشید، طوری که وقتی چشمتان به چشم امام زمان افتاد، امام زمان بگوید این دختر من این پسر من، خیلی زحمت کشید، خیلی خسته کرد خودش را، خیلی عرق ریخت، از مال از جانش سرمایه گذاری کرد. نه آدم عافیتطلبی که الان چهل وخورده ای شب مردم بیرون هستند این هر شب در خانه خودش دارد پول در می آورد یا مثلا دارد کار دیگری می کند یا میخوابد یا پای تلویزیون هست. خب این خیلی شرم آور است. کمترین کار همین است که بیایی بیرون و در خیابان بایستد، تنگه رارها نکند. اگر کسی این کار را نکند، حکمش مخلفون است دیگر. یعنی اینها دنبال خدا و پیغمبر نمی روند. ما نیستیم آقا. فکر نکنید یک کاری هست مثلا مستحب است اگر کسی انجام نداد، خب حالا دیگر مستحبه. نه. جهاد واجب است. باید بیایی در خیابان بایستی. هیچ عذری از هیچ کس پذیرفته نیست؛ طرف یک پا دارد عصازنان دارد می آید، پیرزن 70-80 ساله با واکر میآید، بچههای نوزاد دارند می آیند، در کالسکه دوتایی دارند میآورند، یکی هم پرچم دستشان هست. بچه یکساله بچه دوساله دارند می آیند. زن باردار دارد می آید، مرد مریض دارد می آید، بیمار سرطانی دارد میآید، پیرمرد ویلچری دارد می آید بعد به چه بهانههای مسخره ای خودشان را از صحنه جهاد معاف میکنند. این را خدا کوتاه نمی آید. سلام الله علیه امام امت در جریان جنگ تحمیلی اول فرمود: کسانی که خودشان و خانوادهشان را از معرکه دور نگه داشتند، قیامت باید جواب بدهند. تکلیف تاریخ دارد مشخص میشود. از تمام خون انبیا ائمه رسیده به ما این وراث. ما الان وارث آنها هستیم. اگر در این مقطع تاریخی کم بگذاریم، «وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ». کسی که بخل کند در این مدت، نیاید، به خودش بخل کرده، خودش را نابود کرده: «إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ». آدم دچار خسران ذاتی می شود در وجود خودش.
آقا خب چه خبره، چهل شب رفتیم دیگر، بس است، یا سی شب رفتیم یا مثلا من.... آقا این بچهها در نسل قبلی ها که خیلی هایشان شهید شدند، چندصدهزارتایشان شهید شدند، هشت سال آن خط را نگه داشتند، نه علیه عراق. علیه همه دنیا خط نگه داشتند. زمستان در آن کوههای سرد، خداشاهده، من از نزدیک آنجا بودم. زمستان ها، تابستانها در گرمای پنجاه درجه خیلی جاها هم اینها روزه هم میگرفتند تازه یعنی مسافر نمی شدند، مقیم بودند، روزه می گرفتند در آن 50 درجه. بعد این شبها می خواهد بیاید در خیابان، آقا بمب می خواهند بزنند، موشک می خواهند بزنند. قرآن میگوید اگر عمرتان باقی باشد، دشمن هیچ صدمهای به شما نمیزند والا شما فرار هم کنید، هر جا بروید، آنجا مرگ میآید سراغتان «یدرکم الموت اینما تکونوا» هر کجا باشید مرگ سراغتان می آید. با فرار از جهاد به عمرتان چیزی اضافه نمیکنید. خدا تقدیر نکرده باشد، در وسط جهاد هم باشی هیچ اتفاقی برایت نمی افتد. خب پس کار ما چی آن یک درصد است که نود و نه درصد فرشتهها را می آورد، امدادهای الهی را می آورد، کمک می آورد، جذب میکند؟ می گوید من فقط از شما می خواهم ایمان بیاورید به خدا، رسولش، جهاد بکنید در راه خدا با اموالتان و چی؟ جانتان. فردا روز قیامت که شد جلوی حضرت زهرا که ایستادیم که بگوییم این با مال و جانش در راه ما قدم برداشت. برای خودش کرده. هر کاری کردی برای خودتان کردید. با مال وجانش برای احراز حیات ابدی و جاودانگی و قرب به ما، بودن برای ابد در کنار ما تلاش کرد. می خواست پیش ما باشد برای همیشه کنار ما. چون فقط همین ها هستند کنار اهلبیت تا ابد می مانند. آدم هایی که آثار جهاد در زندگی شان نیست که اصلا فاسقند. اصلا این که نمی تواند بیاید برود پیش پیغمبر و ائمه زندگی کند در بهشت. بهشت جای تنبل ها و تن پرورها، ترسوها نیست. حالا چی؟ ببینید این خیلی قشنگ است.
«ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون» اگر بدانید این برای شما خیلی بهتر است. این برای شما بهتر است. به نفع تان هست. انقلابی باشید، مجاهد باشید، بسیجی باشید، بیاید در راه با همه اموال و انفستان. بیایید وسط، کمک کنید. این به نفع تان است. هم دنیایتان خیر می بیند آرامش و شادی، عشق می آید در زندگی تان، هم ابدیت تان. این ها را دیگر الان نمی توانم بازش بکنم. چون می خواهم برسم به نتیجه و تمام کنم. چه اتفاقی می افتد؟
بشارت فوز عظیم و نصرت نزدیک
خدا میفرماید: اگر کسی با همه وجودش آمد وسط، دو خاصیت دارد برایش. ببینید. اینجا دیگر همه حواسها جمع باشد: «يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» تمام گناهان تما را خدا از بین می برد وقتی آمدی وسط. همه گناهانتان، کاش وقت داشتیم راجع به اینها صحبت کنیم. شوخی است!! همه گناهانتان.
«وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» همه اینها را من یکی حساب کردم. خدا چندتاحساب کرده. من سر جمع یک رستگاری ابدی. شما را داخل بهشتهایی میکند که -بهشت را با هم بحثش کردیم با هم- که از زیر آنها نهرها جاری است؛ بهشت جاودانه.
«وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ»؛ جنات عدن می دانید که بالای بهشت است. یک جایی خیلی عالی بهشت. بهشت خیلی جای دارد . پایین دارد بالا دارد. این بهشت عدن را دارد می گوید. یک خانه های پاک، یک قصرهای پاک. حالا خانه پاک چیه، چرا خدا به خانه می گوید پاک؟
«وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ» حالا خدا چی می گوید؟ به تو اندازه خدا «ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» عظیم خدا چیه! خدای که به این دنیا می گوید هیچی نیست، به آنجا می گوید عظیم است. رستگاری عظیم، فوز عظیم این است که من تمام گناهانتان را ندید می گیریم به غیر از بهشتی که آن خصوصیت ها را دارد. این فوز عظیم است.
چی می خواست قبلش؟ ایمان به خدا و رسول و چی؟ جهاد با اموال و انفس تان. همین دیگر. تمام شد. دیگر؟ حالا، آنهایی که عجله دارند، می گویند: آقا کو تا بهشت. اینجا چی می شود اگر ما جهاد کنیم در راه خدا، اگر ما بجنگیم، جهاد مالی کنیم جهاد جانی کنیم چی می شود؟
می گوید: «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا» منِ خدا می دانم که شما چی دوست دارید! یک چیز دیگر هم هست که شما دوستش دارید غیر از بهشت و گناهانتان آمرزیده بشود بروید در بهشت، یک چیز دیگر هم شما همیشه دوست دارید. ببینید چقدر خدا مراقب قلب بنده هایش است، مراقب غرور بنده اش است، مجاهدین.
می گوید: «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا» یک چیزی که شما خیلی دوستش دارید، چیه؟ «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ»؛ می گوید یک پیروزی از طرف خدا، نصرت، و یک پیروزی قریب و نزدیم.
ببینید ملت ایران آمد به این آیه عمل کرد. قرنها به این آیه کسی به آن عمل نکرد. چی شد؟ جامعه اسلامی و جهان اسلام افتاد به ذلت دست دشمنانش، ایران، همه کشورهای اسلام دست امپریالیسم و صهیونیسم. ذلت این است. آنجایی که گفتی مرگ بر شاه، مرگ بر آمریکا، یا مرگ یا خمینی، ایستادی، ایستادی پاش، پولت را آوردید وسط، معجزه این می شود. همه چیز با آن می آید. حالا رسیدی به یک جایی که دنیا الان پرچم شما در دستشان هست.
حالا بایستید چند روز دیگر بروید جلوتر اتفاقات خیلی عظیمی می افتد. امروز این صحبتهای کشیش استرالیایی را گذاشتیم در کانال، ببینید: "دلم تنگه برای ایران، دلم تنگه برای میدان انقلابش، دلم تنگه برای طالبی هایش، برای غذاهایش، برای مردمش". "مردم بدانید مسیح به ایران میآید". خیلی هست. حالا خیلی اتفاقات می افتد. خدا می گوید اینی که دوست دارید می آید. «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ». می گوید زود به شما پیروزی من میدهم. زود. دیر نه. زود پیروزتان می کنم.
« وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» شماها را می گوید. خدا به پیغمبر می گوید بشارت بده به مؤمنین. قرنها این آیه بهش عمل نکردند. این آیه همین جوری مانده بود. انگار که نمی شد. ایرانیان بهش تحقق دادند، عمل کردند. حالا ببینید یکسره بشارت. آقا فرمود: الان وقت ناامیدی نیست، وقت چیه؟ شوق است. وقت شوق. اصلا ناامیدی نیست. و فرمود: شک نکنید؛ اگر ما اماممان و ولی فقیه مان را قبول داریم و دوستش داریم و نائب امام زمان می دانیم، به دستورتش عمل کنیم و شک نکنیم.
ما شک می کنیم و این شکمان به همه منتقل میکنیم. ترس و اضطرابمان را به همه منتقل میکنیم. چه در گفتگوها، چه در فضای مجازی، هی همه را می ترسانیم. آقا فرمود: من آرامم. شما هم آرام باشید. من با اطمینان به شما می گویم که شما پیروزی نهایی را خواهید دید. چون ما داریم قانون خدا را در قرآن عمل می کنیم: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ». خدا قانونش تغییر نمی کند. حالا نگاه کنید. این آیه را بخوانم بس است دیگر. چقدر قشنگ است.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» باید بگوییم چی؟ لبیک. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ» خیلی قشنگ است. خدای صمد بی نیاز، جبار قهار، می گوید من شماها را انتخاب کردم بیایید کمک من. آقا خدا کمک نمی خواهد که. « كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ» این همان «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» دین خدا و امامتان را یاری کنید. در حدیث داریم وقتی می گوید «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ» خدا که نصرت نمی خواهد. حضرت فرمود: این یعنی امام را کمک کنید. امام تان را کمک کنید. امام زمان تان را کمک کنید. نائبش را کمک کنید.
« كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ» خب چی می شود؟ «كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ» همانطور که عیسی بن مریم سلام الله علیه به حواریونش گفت کی در راه خدا به من کمک می کند؟ ببینید «من انصاری» اما چی؟ «الی الله» کی می آید با من راه بیفتد برویم پیش خدا، کمک کی می کند؟ چون همه می رویم پیش خدا دیگر. گفت دیگر. «یغفرلکم ذنوبکم» دیگر چی؟ «یدخلکم جنات تجری من تحتها» می بردت آنجا. تازه اینها کم کمش هست. یک جاهایی دیگر خدا می بردت که دیگر همه نمی روند آنجا. امام فرمود، حدیث است البته ولی امام خیلی قشنگ شرحش کرده. می گوید خدا شهدا را یک جایی مخصوص خودش می برد. یک جایی که هر کسی نمی تواند آنجا برود. خود قرآن می گوید چی؟ «عند ربهم» پیش خود خدا.
«مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ»؛ ببین نگاه کنید دقت کنید. این خیلی مهم است. عیسی می گوید کی یار من می شود؟ دقت کنید. عیسی می گوید کی یار من می شود؟ حواریون می گویند ما یار کی می شویم؟ یار خدا. توحید یعنی این. امام و پیغمبر، نصرتش، نصرت کی هست؟ خدا. « نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ» ما کمک خدا هستیم. چقدر قشنگ است که این یمینی ها اسمشان را گذاشتند چی؟ انصارالله.
«فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ» از بنی اسرائیل گروهی ایمان آوردند «وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ» بحث الان ماست. عده ای ایمان آوردند عده ای کفر ورزیدند. یک عده ای وسط آمدند، یک عده ای نیامدند، مسخره هم می کنند، ضعف دارند، منافقند، حرف می زنند، فحش می دهند تحقیر می کنند. خب چی؟ نتیجه: «فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ» من وقتی که دیدم این جوری هستند، یک عده آمدند کمک، واقعا آمدند وسط، کفار هم که آن طرف هستند. چکارشان کردم من؟ خدا می گوید-سنتش را دارد می گوید. می گوید من داستان تعریف نکردم. این را گفتم شما این را بدانید هر وقت دو گروه شدید: انصارالله، انصار الشیطان، ««فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا » ما هم تایید می کنیم قدرت می دهیم پیروز می کنیم مومنین را بر دشمنانشان، «عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ» چی شدند؟ پیروز شدند.
پس اگر پیروزی را میخواهید، حالا انشاءالله از هفته آینده قرار است ما بحث استقامت را کلا ببریم موضوع جدیدی در تفسیرمان ، موفقیت و پیروزی، بحث تفسیر موضوعی اش، خیلی هم بحث مهم، جذاب و دلشک قرآن است، آیاتش فوق العاده است.
« فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ» پیروز شدند. ببینید چقدر قشنگ راهبرد به ما نشان می دهد. چقدر شفاف عالی مطمئن، امیدوارکننده، اشتیاق آور، عشق آور، همه راه ها را به ما به این قشنگی نشان می دهد.
سوره صف، یادتان نرود، من برایتان چی را خواندم: ۸ تا ۱۴ را برایتان خواندم.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.