اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان درباره ایمان بود که گفتیم ایمان یک درجه بالاتر از اسلام هست و کمترین حدی که انسان نجات پیدا میکند ایمان هست (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) پس نمره قبولی برای هر کس ایمان هست داشتن ایمان که این ایمان درجات مختلفی دارد درجات یک تا ده و آدمها در این درجات اوج میگیرند.@ امروز میخواهیم راجع به یکی دیگر از خروجیهای ایمان سخن بگوییم گفتیم که طبق قاعده (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) آنچه که از یک شخص ظهور میکند از رفتارهایش انتخابهایش گرایشهایش هوسهایش خوابهایش لذتهایش گفتارهایش هر چه که از او میاید بیرون خروجیها و ظهورات یک شخص همه تابع باطن این شخص هست.@ (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) آنچه که ظهور میکند شما میبینید از یک شخص، سبک زندگیش مرامش لباس پوشیدنش کار اقتصادیش کار تجاریش کار سیاسیش کار علمیش هر چه که از شخص ظهور پیدا میکند خروجیهای یک شخص هست که حاکی از باطن او هست از کوزه برون همان تراود که در اوست.@ حالا برای شخص مؤمن یکی از خروجیهایی که بعنوان یک مؤمن حقیقی و حقیقت مؤمن برشمرده شده این هست که مؤمن با مقیاسهای الهی گرایش دارد تنفرش و محبتش حب و بغضهایش خوش آمدن و خوش نیامدنهایش همه با ملاکهای معشوق اصلیش تنظیم شده یعنی با خداوند تبارک و تعالی.@ مؤمن هر چیزی را که خدا دوست دارد دوست دارد و از هر چه که خدا بدش میاید او هم بدش میاید واقعاً یعنی تنفر دارد از او، چون خداوند اگر یک چیزی را بدش میاید حق است که منفور باشد خداوند تعصب ندارد چون کمال مطلق هست صمد است بینیاز است.@ بنابراین اینطور نیست که اگر از یک چیزی خوشش نیامد یک تعصبی در کار باشد واقعاً آن چیز دوست داشتنی باشد و خدا بیخود بدش بیاید یا اگر یک چیزی را خدا دوست دارد حتماً به نفع ماست و مصلحت ماست هر چند ما خوشمان نیاید در قرآن هم میفرماید (وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ) چه بسیار چیزهایی که شما بدتان میاید در حالی که برای شما خوب است.@ (وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) چه بسیار چیزهایی که شما خوشتان میاید و برای شما خوب نیست باز میفرماید (فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) چه بسیار چیزهایی که شما بدتان میاید خداوند در آن برای شما خیر کثیر قرار داده پس خداوند چون صمد هست بینیاز مطلق هست خوش آمدن و بد آمدنش از روی تعصب یا نیاز یا ضعف نیست بلکه واقعاً آن چیز به مصلحت ما نیست.@ و اگر از چیزی خوشش میاید و امر میکند یعنی به مصلحت ما هست مؤمن حقیقی کسی است که میاید میلش را تابع محبوب خودش میکند همانطور که مربی اگر از چیزی خوشش نیاید برای متربی خودش متربی اگر خوشش بیاید یعنی عقبافتادگی.@ در ورزش در کار هنری مربی بگوید این کارها غلط است خوب نیست بعد دانشجو هنرجو برود این کارها را انجام بدهد خوب از تخصص و ظرافت و توفیق و رشد میافتد خداوند تبارک و تعالی که همه ساختارها را ریاضی خلق کرده یک مهندس است بدون حب و بغض و بدون کینه و محبت بیجا دارد راجع به اندازهها و قدرهایی که یک انسان را به خوشبختی میرساند سخن میگوید.@ لذا میگوید که این چیز بد است یعنی واقعاً بد است این چیز خوب است واقعاً خوب است این چیز را بخور این چیز را نخور این چیز را ببین این چیز را نبین این نوع معامله بد است این نوع معامله خوب است این شوهرداری خوب است این شوهرداری بد است این زنداری خوب است این زنداری بد است این برخورد مناسب با جنس مخالف این برخورد مناسب با حرام.@ این برخورد مناسب با لباس و این برخوردهای نامناسب با اینها، مؤمن عاقل است یعنی اصل اصالت تخصص را به خوبی پذیرفته میفهمد که اگر یک چیزی را خدا حرام کرد خدا از روی علم حرام کرده تعصبی ندارد و اگر چیزی را واجب کرد قصدش اذیت ما نبوده بلکه آن چیز به نفع ما هست به مصلحت ماست کمک میکند که ما رشد پیدا بکنیم.@ لذا اساساً مؤمن میاید حب و بغضهایش را علائق و تنفرهایش را خوش آمد و خوش نیامدنش را با خدا تنظیم میکند چون او با ساختار وجودی خودش درست میشود.@ مثل یک مریض آگاه که وقتی دکتر بگوید که آقا مثلاً نمک برای تو ضرر دارد شیرینی ضرر دارد نمیدانم روغن ضرر دارد واقعاً میاید میلش را با اینها تنظیم میکند از این به بعد وقتی سر غذا چیزهای شور میاورند یا خیلی چرب میاورند نمیخورد بدش هم میاید میگوید ضرر دارد برای من دشمن من است.@ و میگوید فلان چیز خوب است بخورید ممکن است مزهاش هم برای این خوب نباشد ولی میخورد میگوید فلان چیز مفید است این میگویند یک آدم فهمیده یک آدم عاقل یک آدمی که سلامتش را زود بدست میآورد و حفظ میکند.@ هر چقدر میزان مخالفت ما توجیهات ما میزان بیمحلی به آیین الهی در وجود ما بیشتر باشد بلاها و مصائبی که سر ما میاید خیلی بیشتر است حرف گوش نکردن در هر رشتهای نسبت به مربی عقبافتادگی و ضربه میاورد در بخش حسی در بخش خیالی در بخش وهمی در بخش عقلی همه اینها صدها نوع مربی داریم دهها و صدها نوع رشته داریم و صدها نوع مربی داریم.@ در تمام اینها وقتی شما حرف مربی را گوش نکنید شکست میخورید و وقتی حرف مربی را عمل میکنید قدرتمند میشوید لذا حضرت میفرماید که علامت (لا یَحُقُ العَبدُ حَقیقَۀَ الاِیمان حَتی یَغضَبَ لله وَ یَرضا لله فَاِذا فَعَلَ ذلِکَ فَقَد اِستَحَقَ حَقیقَۀَ الاِیمان).@ هیچ بندهای به حقیقت ایمان نمیرسد مگر اینکه غضبش به خاطر خدا باشد اگر از یک چیزی عصبانی میشود واقعاً به خاطر خدا عصبانی بشود معصیتی اگر اتفاق میافتد خطری تهدیدی اختلافی فتنهای چیزی اگر هست بدش میاید و اگر از چیزی راضی میشود به خاطر خدا راضی بشود یعنی اگر خدا راضی هست من هم راضی هستم.@ پای خودش را وسط نمیکشد در صحنه میگوید خدا راضی است ما هم راضی هستیم اگر خدا میخواهد چشم ما هم میخواهیم حتی اگر خلاف میلش باشد این ذوب شدن در الله باعث میشود سرعت انسان نسبت به تخلق اخلاق الهی فوقالعاده بالا برود یعنی انسان به شدت نزدیک میشود به خداوند و تخلق اسماء میگیرد.@ حتی اگر خودش نفهمد و نداند یکدفعه وقتی یک کسی بیاید و زیرک باشد میبیند بله این یک دو سه ده بیست سی تا خُلقش مثل خدا شده اصلاً شبیه الله شده در سی جهت، چرا؟ چون هر چی الله گفته خوشش میاید هر چی الله میگوید خوب نیست برای او هم خوب نیست.@ اینطور نیست خدا بگوید حجاب واجب است لازم است یک کسی بیحجابی خوشش بیاید خوب این اختلاف بین شخص و الله و غایت نهایی هست.@ هر چیزی خدا میگوید فلان کار بد است بدش بیاید میگوید فلان کار خوب است خوشش بیاید حقیقت ایمان یعنی باور علم خدا یعنی باور تخصص خدا بابا اویی که الان به من میگوید این کارها را بکن یا این کارها را نکن خودش مرا خلق کرده.@ ساختار وجودی من و همه موجودات عالم را او خلق کرده او هفت دسته اطلاعات تخصصی را او دارد و بیشتر از هر کس دیگری میداند من کی هستم و بیشتر از هر کس دیگری میفهمد مصلحت من چیست (رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ) پروردگار شما آگاهتر است به شما (رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ) پروردگار شما به آنچه که در جانهای شما میگذرد آگاهتر است خوب من خدا از این قشنگتر کجا میتوانم پیدا بکنم.@ (يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ) آی مردم عبادت بکنید اطاعت بکنید کسی را که شما را خلقت کرده واقفتر است به شما، هم مهربانتر است هم شما را به بلندای ابدیت دوست دارد جاودانه دوستتان دارد اگر علاقه شما به الله یک قطره هست علاقه خدا به شما دوستی خدا به شما یک اقیانوس است.@ هم شما را خلق کرده هم قبلیها را دیگر چه مرگتان هست که هی تخلف میکنید برای چی دلیلی دارید برای مخالفت با خدا؟ تخصصی نیست علمی نیست با آگاهی به ابعاد وجودی ما نیست با آگاهی بر شناخت زندگی جاودانه ما نیست به مصلحت ما نیست.@ همهاش که جواب منفی هست همه اینها هست پس چرا دیگر اطاعت نکنیم از خدا؟ چرا معصیت بکنیم آقا فرموده پنج وعده نماز بخوانیم چشم، دیگر توجیه ندارد هی من عقب بیاندازم جلو بیاندازم و خراب بکنم روزه بگیرید چشم حج بروید آنهایی که مستطیع هستند چشم، حتماً لازم است.@ دیگر لازم نیست من دلیلش را بدانم او که دارد به من دستور میدهد یک متخصص است شما مگر از یک دکتر یا یک مهندس میپرسید برای چی این تجویز را کردی میگوید این هشت سال هفت سال ده سال درس خوانده من سؤال نمیکنم بد است بیادبی است بپرسم چرا؟@ چون تخصص دارد بهتر میداند من باید گوش کنم ولی چطور میشود انسان مقاومت میکند در مقابل خدا پررویی میکند خدایا من تا دلیل فلان کار را ندانم که چرا حرام است انجامش میدهم یا چرا واجب است انجام نمیدهم این دیگر خیلی احمقانه هست این سؤال تو میتوانی بفهمی همه فلسفهها را مگر؟@ مگر یک پزشک میتواند به تو توضیح بدهد که چرا برای تو دارو تجویز کرده نمیتوانی تو بفهمی توضیح هم بدهد نمیفهمی البته خداوند تبارک و تعالی به کرمش در مورد واجبات و محرمات و اهل بیت(ع) دلیلهای زیادی آوردند دلیلهای منطقی معقول و عالی.@ خوب دیگر اطاعت بکن دیگر اینقدر چموشی برای چه هست اینقدر پشت گوش انداختن برای چی هست؟ (فَاِذا فَعَلَ ذلِکَ فَقَد اِستَحَقَ حَقیقَۀَ الاِیمان) حضرت نبی اکرم(ص) میگوید اگر یک کسی این کار را نکرد این واقعاً حقیقت ایمان دست این است ایمان آورده به الله کار درست است حرف درست است.@ دیگر معطل هم نمیشود نه خجالت میکشد جایی که رویَم نمیشود عمل بکنم رویَم نمیشود نماز بخوانم رویَم نمیشود حجاب را رعایت بکنم رویَم نمیشود حرف حق بزنم رویَم نمیشود دفاع بکنم اصلاً اینطوری نیست چون دارد سربلند با افتخار دارد از دینی حرف میزند که خدا به او هدیه کرده.@ و چه کسی از نظر دین بهتر از خداست (وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ حُکما) خدا سؤال میکند میگوید سؤال من را جواب بدهید که واقعاً شما از خدا بهتر کسی را سراغ دارید که دستوری تعیین بکند برای شما یا نه؟ سؤال میکند خدا (وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ حُکما) وجدانتان به شما چه میگوید؟ از خدا بهتر هم هست یک کسی؟@ خوب اگر هست بگویید هست معرفی بکنید اگر نیست خوب دستور خدا را رعایت بکنید تمام شد آنوقت به آرامش میرسید به شادی میرسید به خوشبختی میرسید.@ پس مسئله مهم در ایمان تنظیم روابط حب و بغضهاست اگر یک چیزی خوشم میاید چون خدا دوست دارد و اگر از یک چیزی بدم میاید چون خدا دوست ندارد خوشش نمیاید چون خدا کمال مطلق است و ملاک حقیقت است هستی جاودانه و مطلق است ملاک است خودش، ملاک خوب و بد است ملاک همه چیز است. بنابراین من برای چی این خدا را پیروی نکنم و تخلف بکنم.@ باز نگاه کنید شبیه به این مفهوم امام صادق(ع) میفرماید (لا یَبلُغُ اَحَدُکُم حَقیقَۀَ الاِیمان حَتی یُحِبَ اَبعَدَ الخَلقِ مِنهُ فِی الله وَ یُبغِضَ اَقرَبَ الخَلقِ مِنهُ فِی الله) از بین شما کسی به حقیقت ایمان نمیرسد تا دورترین آدمها نسبت به خودش را در راه خدا دوست داشته باشد.@ اگر یک آفریقایی میبیند که مسلمان است یا شیعه است حقیقتاً دوستش داشته باشد به عشق الله به عشق معشوقش شما الان یک پسر داشته باشید یک پدر داشته باشید مثلاً اهل افتخارات یا طرفدار پدرتان یا طرفدار پسرتان است میگویید دوستش دارم بالاخره از پدر من یا از پسر من طرفداری میکند هوادار ماست.@ خدا تشکر حالیش نمیشود (اِنَّ اللهَ شَکُور) خدا شکور است بسیار سپاسگزار است بسیار سپاسگزار است خدا اگر کاری برایش انجام بدهند اهل بیت هم همینطور هستند لذا خیلی خوب است انسان یک آدمی را که دور است از او به خاطر خدا دوستش داشته باشد بگوید این دارد خدمت میکند به دین من به پدر من به آباء و اجداد من دارد این را در دنیا نگه میدارد واقعاً دوستش داشته باشند یک مؤمنی را که همان دین شما را دارد.@ و متقابلاً نزدیکترین کسان به خودتان را که دشمن خدا هستند خوشتان نیاید از آنها پدر مادر هر کس هست هیچ وقت پدر مادر جای خدا را برای ما نمیگیرد همسر فرزندان است جای خدا را نمیگیرند اگر واقعاً دوست داشتنی نیستند و رفتارهایشان دوست داشتنی نیست دوست نداشته باشد.@ و اگر کسی علاقهاش به همسرش تابع علاقهاش به الله بود و علاقهاش به بقیه موارد آن هشت موردی که گفتم تابع علاقهاش به الله باشد باید واقعاً به این تبریک گفت خوش به حال یک همچین موجودی.@ جالب اینجاست که یک بخش زیادی از روایتها را به همین بحث حب و بغض اختصاص داده خداوند تبارک و تعالی یک آفریقایی یک افغانی یک آمریکایی که آن طرف دنیاست همین که با من هم کیش است با خانواده آسمانی من هست خانواده آسمانی من را دوست دارد دوست داشتنی میشود.@ و یک کسی که در خانه خودم دارد زندگی میکند پدرم مادرم خواهرم برادرم وقتی که با خانواده آسمانی ارتباطش قطع است شده یک فرزند چموش و ناصالح و چه بسا حرفهایی علیه خدا دین خانواده آسمانی بزند و دیگران را هم آلوده بکند وقتی که قابل هدایت نیست من هم از او خوشم نمیاید.@ کسانی را که خدا معرفی میکند الگوهای ما هستند در مسئله حب و بغض الهی، لذا امام سجاد(ع) عرض میکند که خدایا این پیغمبر تو به خاطر تو نزدیکترین کسانش را طرد کرد و با دورترین افراد آمیخت فامیل شد دوست شد ملاک ایمان این هست که کسی میخواهد کسی را دوست داشته باشد نگاه نکند که هم محلی هست هم همشهری هست هم کشوری است.@ نه اگر مؤمن هست هر جا هست عزیز و دوست داشتنی است (اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀَ مِنَ الکَعبَه) حرمت مؤمن از کعبه هم بالاتر است از خانه خدا هم بالاتر است میخواهد سیاهپوست باشد میخواهد آمریکایی باشد میخواهد سرخپوست باشد میخواهد آفریقایی باشد.@ اگر کسی آنطرف دنیا به داد شما نیاز داشت به دادرسی شما نیاز داشت باید کمکش بکنید این حقیقت ایمان است که نسبت به مؤمنین در درجات مختلف انسان باید چکار بکند پس این حب و بغض در راه خدا را از بزرگترین نشانههای ایمان بگیرید که انسان از هر چیزی خوشش میاید به خاطر خداست.@ طرز سر سفره نشستنش غذا خوردنش آدابش سبک زندگیش حجاب خودش ناموسش روابط زن و مردش کار خرید و فروشش کارهای دیگرش همه چیزش را با معشوقش هماهنگ بکند.@ باز من یکی دوتا روایت بخوانم در این زمینه که خیلی مهم هست باز از شاخههای ایمان در همین زمینه نزدیک به همین زمینه دقت کنید میفرماید که (لا یَکمُلُ ایمانُ عَبدٍ حَتی یُحِبَ مَن اَحبَهُ الله سُبحانَهُ وَ یُبغِضُ مَن اَبغَضَهُ الله سُبحانَهُ) ایمان کسی کامل نمیشود مگر اینکه آن کسی را که خدا دوست دارد دوستش داشته باشد و آن کسی را که خدا دوست ندارد این هم دوست نداشته باشد.@ خدا نکند انسان با الله اختلاف نظر پیدا بکند یک موقع نعوذ بالله انسان به یک جایی برسد که کسانی را در زندگیش دوست دارد الگوی خودش قرار بدهد که هیچ شباهتی به الله و خانواده آسمانی او ندارند این خیلی خطرناک است همین که دلت گیر اینطور افراد است با خدا در میافتی.@ نه من عاطفهام ذوق در خداست خدا اگر از این آدم خوشش میاید من هم خوشم میاید این آدم واقعاً اگر دوست داشتنی است من هم دوستش دارم فرمود مؤمن از کعبه بالاتر است حرمتش پس یک عالم مؤمن اطراف ما هستند انسان باید دقت بکند خدای نکرده مؤمن ضایع نشود.@ یکبار دیگر بخوانم (لا یَکمُلُ ایمانُ عَبدٍ حَتی یُحِبَ مَن اَحبَهُ الله سُبحانَهُ وَ یُبغِضُ مَن اَبغَضَهُ الله سُبحانَهُ) اگر یک شیعه هست یک مؤمن آنطرف دنیا دوستش داشته باشیم اگر یک آفریقایی هست دوستش داشته باشیم اگر یک ایرانی هست ولی با اهل بیت راهی ندارد دوستش نداشته باشیم.@ من یادم هست یک موقع رفته بودم هند در اقیانوس هند داشتم میرفتم یک جزیرهای بعد در کشتی ما سوار شده بودیم داشتیم میرفتیم یک دفعه دیدم یک خانمی تقریباً دختر خانمی با مادرش و پدرش حالا این باد سرد میامد در این عرصه کشتی.@ من به این دوستم گفتم این کت من را بردار ببر بیانداز روی این خانم تقریباً نصف بدنش عریان بود یک لباس افتزاحی داشت که نگو یک دختر جوان مادرش هم بود پدرش هم بود گفتم برو این لباس من را بیانداز روی این بنده خدا سردش نشود گناه دارد بالاخره اینجا، این رفت این لباس من را بیاندازد روی این دختر.@ یک دفعه پدرش گفت خیلی ممنون متشکرم دست شما درد نکند اِ این فارسی بلدند اینها اینجا وسط اقیانوس خلاصه چه خبرتان هست گفتند بله ما ایرانی هستیم اِ ایرانی هستید چه وضع حجاب ناموست است حالا داریم صحبت میکنیم میگوید بله من مشهدی هستم چهل سال است من هنوز حرم نرفتم آخ آخ.@ اگر مشهدی هم هست پدرت مادرت خواهرت برادرت بهترین رفیقت هست وقتی با تو و خانواده آسمانی تو سازگاری ندارند دوست داشتنی نیستند وقتی دارد یک کاری میکند که خدا خوشش نمیاید دوست داشتنی نیست.@ وقتی حرف علیه معصوم میزند ایرانی است ولی علیه معصوم این چیزها حرف میزند شما الان چقدر ایرانی همین بازیگرها و مجریهایی که در تلویزیون خودمان یک زمانی بودند الان رفتند آنطرف در کانال ماهوارهای آن طرف علیه اهل بیت حرف میزنند این آدم دیگر دوست داشتنی نیست.@ خدا میگوید ببینم تو مگر نمیخواهی به من نزدیک بشوی چرا مگر من اله تو نیستم چرا پس ملاکهای دوستی و تنفرت هم همین باید باشد من باشم. دیگر ناسیونالیست معنا ندارد نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران این مال یک آدم بیدین است که دارد این حرف را میزند نه غزه آفریقا آمریکا هر جا یک مسلمانی هست هم کیش من است هر جا یک شیعهای هست برادر حقیقی من است و دوست داشتنی مسلمان باشد.@ خدا رحمت کند آیت الله بهجت میگفت من اگر شبها خوب آن ولی خدا یک شبی شنیده بود در چین سیل آمده میگفت من شبها اگر برای مسلمانها هم دعا نکنم مینشینم برای چینیها دعا میکنم که خدا بلا را از آنها برطرف بکند چینی هستند دین هم ندارند آدم باید مهربان باشد.@ هر جای عالم یک مسلمان یک شیعه هست دوستش داشته باشد رحمت رحیمیه داشته باشد رحمت رحمانیه داشته باشد نسبت به بقیه مردم، خداوند دو نوع رحمت دارد از ما هم خواسته دو نوع رحمت داشته باشیم یک رحمت رحمانیه، رحمت رحمانیه چیست؟ این هست رحمت عام است ما عاشق همه موجودات هستیم همه موجودات عالم را دوست داریم کفار هم دوست داریم دوست داریم اینها هم هدایت بشوند.@ کوه را دوست داریم جنگل را دوست داریم حیوانات را دوست داریم دشمنمان هم دوست داریم دوست داریم او هم هدایت بشود نفرینش نمیکنیم دیدید که علما و بزرگان از قدیم به ما یاد دادند وقتی میخواهید دشمنتان را نفرین بکنید بگویید اگر قابل هدایت نیست این میشود رحمت رحمانیه.@ یک رحمت رحیمیه دارد خداوند آن ویژه کسانی است که اهل اطاعت هستند شیعیان آنهایی که خواستند و میخواهند با چهارده معصوم رفت و آمد دارند به اصل اصالت تخصص یعنی به خدا و معصوم احترام میگذارند عقل دارند شعور دارند متخصص را قبول دارند آدم باید نسبت به اینها محبت ویژه داشته باشد میشود رحمت رحیمیه.@ آن اولی رحمت رحمانیه همه مردم ولی رحمت رحیمیه جداست هر کس برای خدا چقدر به حضرت علی میگفتند تو، اشعث بود یک مشت از این خبیثهایی که اطراف پیغمبر را گرفته بودند به حضرت علی و پیغمبر میگفتند که تو برای چی ایرانیها را دوست داری میگفت اینها شیعه هستند محب ما اهل بیت هستند.@ میگفتند نه اینها ایرانی هستند عرب نیستند نباید دوستشان داشته باشید والله دین ندارد اگر یک کسی در نظام حب و بغضش بخواهد ترک و فارس بکند لر و کرد و بلوچ عرب و افغانی و پاکستانی و هندی بکند این در مخیله یک نفر آمد دیگر دین ندارد.@ آقا همه شیعه هستند همه مسلمان هستند خدا دوستشان دارد ما هم دوستشان داریم دیشب آیهاش را خواندم برایتان خدا میگوید اگر یک غیر مسلمان هم یک جا مظلوم واقع شده باشد شما باید برایش کاری بکنید و نجاتش بدهید اگر مظلوم است و غیر مسلمان هست بروید کمکش بکنید یک انسان است.@ آنوقت یک کسی بیاید بگوید آقا مثلاً بما چه اینها، ما فقط کشور خودمان مملکت خودمان فقط این خیلی بیدینی هست با قرآن جور در نمیاید کسی بگوید فقط کشور خودمان، ما چرا به سوریه کمک بکنیم به لبنان کمک بکنیم به افغانستان کمک بکنیم به کجا کمک بکنیم.@ اولاً مسلمان هستند نیاز دارند ثانیاً وقتی ما کمک بکنیم آنها میشوند جبهه متحد برای ما الان ما به حزب الله لبنان کمک کردیم تشکیل شده الان تجهیزش کردم الان اسرائیل آمریکا اگر بخواهند کوچکترین حملهای بکنند به ما یک لشکر قدرتمند ما آنجا داریم.@ اعلام کردند که اگر به ایران حمله بشود ما با تمام نیروهایمان و تمام اسلحههایمان از ایران دفاع میکنیم خوب این بد است من رفته بودم ترکیه سر بزنم به طلاب و روحانیون شیعه آنجا، رفتم دیدم اینها چقدر مهربانند این ترکها بعد خیلی از آنها هم فارسی بلد بودند تعجب کردم گفتم اینها در آنجا اینها فارسی در استانبول مثلاً فارسی صحبت میکردند با ما.@ یک چیز جالبی که دیدیم بعضی از آنها دست ندارند پا ندارند بعضی از آنها چشم ندارند طلبه روحانی گفتم شما گفت آقا ما اینقدر عاشق ایرانیم که زمان جنگ شما ما قاچاقی آمدیم آنجا جنگیدیم کمک ایران مجروح شدیم بعضی از ما دستمان قطع شده بعضیها پایمان قطع شده بعضیها چشممان از بین رفت بعضیها موجی شدیم.@ آمریکا که تهدید کرد رهبر مسلمانها و شیعیان آنها ایران هم نیامده که شما فکر کنید ما یک چیزی به او داده باشیم یک کمکی به او کرده باشیم من همین دو سال پیش آنجا بودم میگفت هیچ کس به ما کمکی نکرده تا به الان، طلبههای خوب بسیجی عالی عاشق ایران میگفت هیچ کس تا حالا یک ریال هم به ما کمک نکرده برای تبلیغ شیعه اینجا.@ ولی رهبرشان گفت که اگر به ایران حمله بشود تمام ما اینجا هر نفرمان میشویم یک بمب، بارک الله مسلمانها همه جا باید همینطور باشند من هر جای دنیا میروم میبینم کشورهای زیادی هستند دلشان میتپد برای اسلام، در یکی از کشورهای اروپایی رفته بودم برای علمای آنجا کلاس علمای سنی بودند اینها ائمه جمعه جماعات مفتیهای اهل سنت بودند.@ برای اولین بار یک عالم شیعهای رفته بود آنجا برای اینها کلاس بگذارد دوره درسی بگذارد من رفتم برای اینها یک جلساتی داشتم رهبر آنها که خوب خودش خیلی آدم قدری بود بحثهای من را که شنید گفت آقا بحثها بحثهای خیلی خوبی بود ولی اینها هم سؤال دارند.@ تا گفت سؤال دارند ما واقعاً ترس افتاد در وجودمان یعنی گفتم مثلاً پنجاه تا صد تا عالم سنی اینها را هم برده بودند آنها را در الازهر مصر و حجاز و همه حافظ کل قرآن همه عربی فول مثل بلبل حرف میزدند سالها درس خوانده بودند اینها را تربیت کرده بودند.@ بعد مراکز وهابی هم اینها را به عنوان عالم اهل سنت اینجا فرستاده بودند که بتوانند حافظ منافع وهابیت و اهل سنت باشند حالا یک شیعه رفته سراغ اینها با اینها بحث کرده حرف انداخته یک دفعه به من گفتند آقا شما بنشین میخواهیم پرسش و پاسخ راه بیاندازیم.@ آقا اینها آمده بودند در یک فضایی که خیلی هم سرد بود یک زمستان سرد هفده درجه زیر صفر در مسجدشان که مثلاً گرم بود شش درجه زیر صفر بود هوا، یعنی شما الان فکر بکن اینجا شش درجه زیر صفر باشد یعنی چی نشسته بودیم من اینطوری میلرزیدم همینطوری نشسته بودیم میلرزیدم.@ گفتم حالا در این هیر و ویری ما یک سخنرانی هم کردیم اینها با چه عشقی آمدند نشستند این حرفها را گوش کردند حالا ما را هم نگه داشتند پاهای من سِر شده بود یعنی کار پرسش و پاسخ اینقدر از خودم خجالت کشیدم گفتم یا فاطمه زهرا کمک ما کم نیاوریم اینجا خودم را خیلی محکم آماده کردم گفتم الان مثلاً حمله میکنند سؤال میکنند.@ رئیسشان بلند شد گفت که آقا ما یک سؤال بیشتر نداریم گفتم چی؟ گفت ما همه نگران ایرانیم ما را بگیر اصلاً حال ما، گفت ما عاشق ایرانیم گفت ما فقط نگرانیم ایران درست است ما همه اهل سنتیم اما عشق ما ایران است ایران به اسلام غرور داده ما همین که میبینیم یک کشور میتواند جلوی ابر قدرتها بایستد جلوی تمام دنیا بایستد به ما عزت میدهد افتخار میدهد.@ ما خیلی کیف میکنیم هر وقت یک دفعه یک جا میشنویم که آمریکا میخواهد یک حرفی از تهاجم و اینها میزند دلشوره میافتد در ما حالا سؤالشان چه بود؟ سؤال این بود که آقا به نظر شما ایران میتواند در مقابل دنیا بایستد در مقابل این ابرقدرتها بایستد؟@ به آنها گفتم ما آن موقع که دست خالی داشتیم هیچی نداشتیم در این مملکت در مقابل همه دنیا ایستادیم و پیروز شدیم حالا که الحمدلله همه چیز هم داریم آن موقع که وابسته صد در صد بودیم تمام دنیا حمله کرد به ما و سیلی خورده از ما، حالا که دیگر الحمدلله همه چیز به لطف خدا داریم.@ اینقدر خوشحال میشدم این بد است ما وظیفه نداریم اینها را حمایت بکنیم کمکشان بکنیم هر جای عالم مؤمنی باشد انسان باید دوستش داشته باشد هر جای عالم دلی بتپد برای حق مسیحی هم باشد انسان باید دوستش داشته باشد یهودی هم باشد باید دوستش داشته باشد اگر پیرو حق است.@ ما همین شیوه را داشتیم که در آمریکا یهودیها به نفع جمهوری اسلامی علمای یهود به نفع جمهوری اسلامی راهپیمایی کردند چطوری میشود ما همین شیوه را داریم که در لندن مسیحیها چفیه میاندازند گردنشان و شعار الله اکبر میدهند این خیلی عجیب است که یک مسیحی چفیه بیاندازد گردنش الله اکبر بگوید شعار بدهد به نفع جمهوری اسلامی.@ غیر مسلمانها به نفع ما تظاهرات بکنند برای اینکه ما اخلاق را رعایت میکنیم هر جا انسان حقیقی وجود دارد انسان باید دوستش داشته باشد خدا میگوید باید دوستشان داشته باشیم قرآن میگوید خدا شما را نهی نمیکند از اینکه به مسیحیها محبت بکنید به اهل کتاب.@ آنجایی که میگوید جهاد آنجایی که خدا گفته جهاد نگفته بروید با مسیحیها و یهودیها بجنگید گفته اگر آنها با شما جنگیدند و ظلمی کردند به شما یا یک مسلمان دیدید شما بروید دفاع بکنید ولی اگر با شما جنگ ندارند دوستشان داشته باشید به آنها هم شما محبت بکنید اسلام دین محبت است چه محبت رحمت رحمانیه چه رحمت رحیمیه آدم باید جایش را بداند کجا کی کجا و چطوری.@ لذا این مسئله فوقالعاده مهم است که انسان نظام محبتیش را اگر کسی نظام محبتیش را با خدا تنظیم نکند دین ندارد میگوید من خدا را قبول دارم ولی از مراجع تقلید خوشم نمیاید از روحانیت خوشم نمیاید از طلبهها خوشم نمیاید رساله دوست ندارم ولی من عاشق امیرالمؤمنینم.@ مردهشور این دینت را ببرد بدرد نمیخورد این دین، چون معصوم تصریح کرده به فقها و به ولایت فقیه تو نمیتوانی بگویی با ولایت فقیه مشکل دارم اما دین دارم امکان ندارد امام خمینی(س) فرمود کسی که با ولایت فقیه مشکل دارد قطعاً این شخص با امام زمان مشکل دارد یقیناً مشکل دارد با امام زمان.@ من از آدم ریشو خوشم نمیاید من از زن چادری خوشم نمیاید مسلمانیم ما شیعه هستیم دوست داریم ولی از زن چادری خوشم نمیاید از آدم مسلمان خوشم نمیاید از ریشو خوشم نمیاید از تسبیح خوشم نمیاید از انگشتر خوشم نمیاید مسجد دوست ندارم حسینیه دوست ندارم.@ نه ولی مثلاً حالا میخواهد سر خودش را کلاه بگذارد محرم که میشود یک زنجیر هم دستش میگیرد میرود یک چهارتا زنجیر میزند که مثلاً خودش را تسکین بدهد که مثلاً من نه اینطوری نمیشود.@ تا سبک زندگی اسلامی تا سبک زندگی معصومانه سبک زندگی مؤمنانه را شخص انتخاب نکند مؤمن نیست به معنای حقیقی مؤمن یعنی یک کسی که در شعار یادتان هست (قَولٌ بِلسان) در زبان میآورد حرفهای ایمانیش را پنهان نمیکند ماستمالی نمیکند لال نیست اگر جای معصیت باشد حرف میزند.@ اگر جایی واجب است امر به معروف بکند میکند اگر جایی نهی از منکر باشد میکند این کار را میکند (وَ عَمَلُ بِالاَرکان) نشان میدهد ظهور میدهد شخصیت خودش را همرنگ جماعت اصلاً مؤمن نمیتواند باشد مسلمان ممکن باشد همرنگ جماعت بشود میگوید.@ حالا مثلاً این فک و فامیلها و باجناقها مشروب میخورند ما هم بنشینیم با اینها حالا ما مشروب نمیخوریم ولی با آنها مینشینیم عروسی آنچنانی دارند حالا ما بلند نمیشویم برقصیم ولی حالا با آنها هستیم یک کفی هم میزنیم نه مؤمن اصلاً اینطوری نیست.@ در روایت داریم دین ندارد ایمان ندارد کسی که در مجلسی بنشیند که معصیت خدا بشود و این نمیتواند تغییرش بدهد بنشیند همانجا امکان ندارد آقا یا این معصیت خدا را جمعش بکن یا ما نیستیم ما بلند میشویم میرویم بالاخره نمیتوانی در عروسی بنشینی آنجا کروات هم بزنی خودت، بعد بگویی حالا من مسلمانم و مؤمنم و حالا ما آن کارها نمیکنیم نه نمیشود.@ ناموست را هفت رقم آرایش بزک بکنیم بروی در یک عروسی شرکت بکنی بعد بگویی من شیعه هستم مسلمانم این اصلاً جور در نمیاید نمیشود یک معصیتکاری که عمداً دارد معصیت میکند خوشت بیاید بگویی برادرت میخواهد باشد پدرت هم باشد.@ پدر جان من در این مراسم نمیایم عروسی برادرم هم باشد نمیایم چون معصیت خدا میشود برادر جان قربونت بروم دوستت هم دارم چاکرت هم هستیم مخلصت هم هستیم نمیایم من نمیفروشم امام زمان و خدا را به تو.@ آیه گفت اگر کسی میخواهد مسلمان باشد فاسق نباشد باید سه چیز را از هشت چیز بیشتر دوست داشته باشد الله چهارده معصوم و جهاد را از (آباؤُكُمْ) پدران و مادرانتان (أَبْناؤُكُمْ) پسران و دخترهایتان (إِخْوانُكُمْ) برادر و خواهرهایتان (عَشِيرَتُكُمْ) فک و فامیلهایتان نمیتوانی ترجیح بدهی اینها را به خدا، اگر ترجیح بدهی دیگر دین نیست ایمان نیست.@ میگوید آقا ناراحت میشود خوب خدا هم ناراحت میشود ناراحتی خدا مهمتر است ناراحتی امام زمان مهمتر است ناراحتی حضرت زهرا مهمتر است که مادر من است یا ناراحتی این، اگر نیایی عروسی برادرت شیرم را حلالت نمیکنم حلال نکن چکار کنم نفرینت میکنم نفرین کن.@ پدر بگوید باید بیایی عروسی برادرت بگو پدرجان عروسی خودت هم باشد ما نمیاییم چه برسد عروسی برادرم وقتی معصیت در آن هست ما نمیاییم میخواهد خوشت بیاید میخواهد خوشت نیاید.@ ملاک ارزیابی یعنی این، نه من از این لباس پوشیدن حزب اللهی خوشم نمیاید من از این ظاهر حزب اللهی خوشم نمیاید من یک شوهر میخواهم قرتی باشد موهایش را خروسی بکند شلوار آنطور بپوشد پس معلوم دختر خانم اصلا ملاکش ملاک الهی و آسمانی نیست.@ این یک شوهر فاسق میخواهد فردا همین شوهر چشمش میخورد به چهارتا دختر دیگر همین زن را میفروشد ولی دختر نادان شوهر اینطوری دوست دارد یک دختر میخواهم مانتوی تنگ بپوشد همه جایش را همه ببینند بزک بکند همه خوششان بیاید وقتی میبرمش در خیابان همه به من بگویند بهبه خوش به حالت با همچین دختری که داری با زنی که داری بارک الله.@ این دیگر دین نشد قرآن میگوید مؤمن هر چه نشانه از خداست خوشش میاید از آن، علائم خدا را دوست دارد (وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ) شعائر جمع شعیره است یعنی علامت هر چیزی که یک رنگی از خدا و بویی از خدا دارد مؤمن دوست دارد خوشش میاید.@ یک پرچمی یک اسمی یک رنگی هر چیزی که علامت دین است و علامت جاودانگی و علامت خانواده آسمانیش باشد دوست دارد مگر میشود یک نفر وطنش را دوست نداشته باشد یک ایرانی ایران را دوست نداشته باشد این خیلی آدم بدبختی هست.@ یک ترک آذربایجان را دوست نداشته باشد این خیلی آدم بیچارهای هست وطن هست آنجا زادگاهت هست یک کسی پدر مادر و ریشه خودش را دوست نداشته باشد نمکنشناسی آنوقت چطور میشود من عضو خانواده محمد و آل محمد باشم و بعد آنچه که متعلق به خانواده خودم هست دوست نداشته باشم.@ اهل بیت را دوست نداشته باشم آنچه متعلق به اهل بیت هست را دوست نداشته باشم اسمهایشان را دوست نداشته باشم وقتی میخواهد اسمگذاری حاضر برود اسم یک جماد یا یک گیاه یا یک حیوان را روی بچهاش بگذارد اما چهل تا اسم حضرت زهرا دارد یکیش را نمیپسندد بگذارد روی بچهاش این خیلی عجیب است.@ اسم پدران خودش را خوشش نمیاید اسم انبیاء که آباء طاهرین او هستند خوشش نمیاید از اسمهای پدران خودش خوشش نمیاید یک اسمهای عجق وجق اسمهای حیوانات وحشی برمیدارند میگذارند روی بچههایشان.@ اسم در سرنوشت افراد تأثیر دارد وقتی یک اسم برمیداری میگذاری روی بچهات این یک گرفتاری و گیرهایی پیدا میکند بعداً، حتی اسم بت یا یک اسمهای بیمعنا که اصلاً هیچ معنا و مفهومی ندارد روی بچههایشان میگذارند.@ یا حتی اسمهای آدمهایی که در طول تاریخ ظالم بودند ستمگر بودند مظهر طاغوت مظهر تجاوز حتی مظهر تجاوز به کشور خودشان بودند میروند اسمهای آنها را انتخاب میکنند میگذارند روی بچههایشان، این خیلی عجیب است.@ میگوییم حالا انشاءالله که نمیداند این بنده خدا متوجه نیست ولی اگر به او بگویی این همه اسمهای قشنگ خدا دارد اسمهای خدا به این قشنگی اسمهای اهل بیت به این قشنگی اسمهای انبیاء به این قشنگی این خوشش نمیاید اگر میلت نمیکشد یعنی سنخیت نداری این خیلی خطرناک است.@ یعنی سنخیت نیست بین تو و اسمها بین تو و این علامتها بین تو و این نشانهها شباهت نیست یعنی تو از این قبیله نیستی یعنی تو از حزب خدا نیستی تو از جبهه نور نیستی تو سنخیت با نور نداری که خوشت نمیاید از این مزار.@ در سبک زندگی لباس پوشیدن غذا خوردن مهمانی دعوت کردن مهمانی رفتن تجارت شغل کار اقتصادی کار اجتماعی کار سیاسی همه چیز انسان باید ببیند که خدا چه دوست دارد چه خوشش میاید آن را انتخاب بکند که از همه بهتر است قرآن فرمود رنگ خدا از همه رنگها قشنگتر است (صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً) چه کسی رنگش از خدا قشنگتر است انتخاب کن.@ این رشته سر دراز دارد بماند انشاءالله برای جلسه دیگری وقت دیگری انشاءالله ما بتوانیم راجع به این موضوع صحبت بکنیم پس یکی از علائم و نشانههای مهم ایمان حب و بغض در راه خداست.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 008 - ایمان
متن کامل (خام) جلسه 008 - ایمان