شرح دعای بیست و هفتم ماه مبارک رمضان؛ جلسه اول 11/01/1403
از امشب سه شب رو لیالی قدر هست احیا خواهیم داشت. البته این نکته را فراموش نکنید که کسی فکر نکنه حالا اگر این سه شب را احیا گرفت، همه تقدیرات مال همین سه شب هست. شما دعای جذب فضیلت لیله القدر را روز بیست و هشتم میخوانید. خیلی از جاها شب بیست و هفتم را هم که احیا وارد شده احیا میگیرند. دعای روز بیست و هشتم این است: «اللهم ارزقنی فضل لیله القدر» خدایا فضیلت شب قدر را نصیبتون کند. شب آخر و شب عید هم کمتر از شب قدر نیست. دریافتهای فوق العاده زیادی و حتی روز عید وجود دارد. برای همین حتی یک لحظه هم از این ماه را آدم نباید از دست بدهد. کسی مریض باشد، نرسد مثلاً این سه شب را کاری بکند. نباید ناامید بشود و خداوند درها رو به روی انسان نمیبندد. مسئله اساسی این هست که ما چگونه بتوانیم از شب قدر استفاده بکنیم. چون شب قدر شب اندازه است؛ یعنی شبی که اندازههای هر چیزی مشخص میشود.
چرا بهش شب قدر میگن؟ خداوند میفرماید من هیچ چیز رو بدون قدر نیافریدم. همه مخلوقات من اندازه و عدد دارند. «کل شیء عنده بمقدار» همه چیز نزد خدا اندازه دارد. «انا خلقنا کل شیء به قدر» ما همه چیز رو با قدر آفریدیم و فرمود: احصی کل شی عددا» خدا برای هر چیزی عدد قرار داده استثنا هم ندارد. شما حتی عرش خدا هم که باشید آنجا میفرماید که مامورای حامل عرش هشت تا هستند. ماموران جهنم ۱۹ تا هستند، درهای بهشت هشت تا هستند، درهای جهنم هفت تا. اگر قرآن را مطالعه کنید دائماً شما با عدد و اندازه سر و کار دارید، اساساً هیچ خروجی خداوند بدون عدد و اندازه نیافریده. خداوند مثل یک مهندس تمام خروجیهایش هندسه دارد، قاعده داره فرمول داره ریاضی است و عدد دارد. برای همین در تمام رشتهها دانشمندان هر رشتهای رو که میخونن فرقی نمیکنه در نهایت به عدد اندازه و فرمول میرسند. شب قدر شبی هست که انسان باید قدر خودش رو بدونه و تقدیرات خودش رو دریافت بکند و تقدیرات یک سال خودش را دریافت کند. تقدیرات همه موجودات یعنی جمادات، گیاهان، حیوانات انسانها و همه عالم هر که قراره هر تقدیری دریافت بکند، در این شبها شب دریافت هست. این شبها اندازهها معین میشود، لیاقتها قیمتها ارزشها مشخص میشود. اینکه من چی گیرم میاد. انسان موجودیست که خداوند ۸۰ بار در قرآن تذکر میده که انسان موجودی جاودانه و ابدی است. عمر هر انسانی به اندازه عمر خداست در استمرار و آینده؛ یعنی تا خدا هست ما هم هستیم. خدا ۸۰ بار تذکر میده شما جاودانه هستید، مرگی برای شما وجود ندارد و جاودانگیتون رو حیات ابدیتون را باید همین دنیا بسازید. شما از رحم دنیا که خارج بشوید به ملکوت متولد میشید؛ عالمیست بینهایت زیباتر کاملتر و پیشرفتهتر از اینجا و بعد هم قیامت که ۵۰ هزار سال هست بعد از آن هم که حیات ابدی و جاودانه شما شروع میشه. تمام این حیات رو انسان باید از دنیا توشه اش را با خودش ببرد. انسان باید تلاشش این سالها این باشد که ابدیتشو پر کنه. این که امیرالمومنین دائماً میترسه و میترسانه ما را « آه من قلت زاد و طول الطریق» آه از کمی توشه و طولانی بودن راه، ما باید توشه حیاتمون را تا ابدیت خودمون با خودمون از اینجا ببریم. هرکس باید اینو جمع کند در روح خودش با خودش از اینجا ببره این توشه را. این که قرآن دائماً تذکر میدهد «و لا تزروا وازره اخرا» کسی بار کسی رو اونجا نمیکشد. هیچ کس با کسی کاری نداره. هر کس باید با خودش مثل بچههایی که از رحم مادر متولد میشن اونجا، نوع زندگیشون در دنیا محصول نوع گذران دوران رحمیشان هست. پس ما باید اینجا بهترین تقدیرات را دریافت بکنیم که هم سعادت دنیا را داشته باشیم هم سعادت ابدیت را. باید پر کنیم. اینکه انسان چه تغییراتی را دریافت میکنه، چقدر گیرش میاد بستگی به این داره که در شب قدر و در طول سال چه چیزهایی رو دریافت میکند. ما باید بار یه سالمون را در این دو سه شبه ببندیم و چه جوری میتونیم ببندیم؟ میگه امشب شب اندازه است، شب قدره. تو باید اول از این اندازههای خودت رو بشناسی، قدر خودتو بدونی و بدانی که لیاقت تو چیه؟ چه چیزهایی رو باید دریافت بکنی تا با حیات هم سعادت دنیایت را تامین بکنه هم سعادت ابدیتت را تامین کنه و اگر قدر خودتو ندانی اندازه خودتو نشناسی، چیزهایی رو دریافت میکنی که خیلی هایش هم وزروال دنیاست، آدم پشیمون میشه وقتی داردش، آزار می بیند، خیلی چیزا رو ما تلاش میکنیم در دنیا بهش برسیم، به زور هم شب قدر میخواهیم از امام زمان بگیریم، بعدش هم در طول سال ازش پشیمون میشیم جدای از اونم که وزروبال ما میشه برای ابدیت و آخرتمون. پس این فهم لازم داره معرفت لازم داره که من چه کاری را شب قدر انجام بدهم چه چیزهایی را بخواهم و در طول سال چه سبک زندگی رو داشته باشم که من بالاترین تقدیرات را دریافت کرده باشم. هم سعادت دنیا را داشته باشم و هم سعادت آخرت را. این بسیار بسیار مهم است. انسان باید قدر خودش رو بدونه. خداوند در قرآن قدر انسان را چی معرفی میکنه؟ ما قدرمون چیه؟ ببینید ما در نفسمون وقتی میگیم همه چیز عدد و اندازه داره، نفس انسانم قدر ۵ نوع قدر و ۵ اندازه دارد. این را خوب دقت کنید. ما پنج نوع قدر داریم و ۵ نوع اندازه. هر پنج تاش هم شب قدر میخواهیم. قدر اول قدرهای جمادی هست که ما میگیم خدایا پول میخواهیم مشکلات مالیمون حل بشود، خونه میخوایم اتومبیل میخوایم شغلمون درست بشه، مسائلی که مربوط به اشیا و ثروت مادی انسان هست، یه قدرهای بالاتری داریم و قدرهای بالاتری داریم که شریفتر و نورانیتر هستند. مربوط به جنبه بدنی ماست که با گیاهان مشترک هستیم. بهش قدرهای گیاهی یا شئون گیاهی میگن. در این بخش ما مربوط به بدنمون رشد تغذیه تولید مثل بچه داشتن دختر داشتن پسر داشتن غذا سلامت زیبایی هیکل اندام قیافه و... کمالاتی که مردم در بخشهای گیاهی بهش میپردازند، با گیاهان مشترکند. یه قدرهای حیوانی داریم ما که شریفتر و نورانی تر هستند. در این قدرها ما با حیوانات مشترک هستیم؛ مثل تشکیل خانواده ازدواج، عشقهای زمینی، روابط اجتماعی سیاسی حقوقی نظامی، روابط بینالملل، تشکیل حکومت، دولت، مقام، ریاست، خدمت به هم نوع، خدمت به غیر همنوع. اینها قدرهایی هست که ما با حیوانات مشترک هستیم. چون حیوانات همه اینا رو دارند؛ حتی حیوانات عبادت دارند «کل قد علم صلاته و تسبیحه» همه حیوانات تسبیح و عبادت دارند. همین که ما الان میشیم عبادت میکنیم، حیوانات هم همین برنامه عبادت را دارند. اینها کمالات خوب و نورانی هست که در حیوانات هست. اینها قدرهای حیوانیه. ما باید همه این سه تا قدرها رو هم شب قدر بخواهیم. اما اینها حد ما نیست، قدر ما نیست، خدا ما رو برای اینها نیافریده .ما یه قدرهای نورانیتری داریم قدر چهارم هست بهش قدرهای فرشتهای یا عقلانی میگویند. در این بخش ما دوست داریم تحصیلات بکنیم، عالم بشیم دکتر و مهندس بشیم اختراع بکنیم اکتشاف کنیم کار علمی کنیم این کار فرشتهها هم هست. کار تولید علم محصول کار فرشتههاست. این گلهارو که شما میبینید نگاه کنید اینا رو این گلهایی که شما میبینید اینها رو فرشتهها اتم و اتم را از خاک میبافن. این کار فرشته است. طراحی برگها گلها اتمها الکترونها نوترونها پروتونها میوهها درختان بدن انسان تمام چیزهایی که شما تدرو عالم ماده میبینید کار فرشتهها هست که حدود چهل و چند ماموریت فرشتهها دارند.
بشر وقتی که میره دنبال دانشگاه مثلاً یه بدنی رو شناسایی کنه گلی رو گیاهی رو یه کاری داره شبیه خیلی خیلی خیلی نازل نسبت به فرشته ها. انجام میده ولی حالا کوتاه کار فرشته ما الان ۸۰۰۰ سال بشر داره بدنو میشناسه تو پزشکی فقط بدن رو اما بعد ۸۰۰۰ سال که داره دانش جذب میکند، هنوز یه قسمت از بدن رو هم حتی یه عضو از بدن هم نشناخته. نه فقط بدن، این گلهایی که شما میبینید یه اتم یه الکترون یه نوترون یه کوارک، خاک یه مورچه یه مگس هنوز هیچ بشری نتونسته حتی یه دونه از مخلوقات خدا رو کامل بشناسد. این کار خداست. بعد از هزاران سال یه دونه از مخلوقات خدا هم هنوز شناخته شده نیست. همین بشر نادان نمیاد قدر و اندازههاشو از خدایی که ساختتش یاد بگیره که بداند شب قدر باید چیکار بکنه بعد تمام خواستههاش شب قدر یا جمادیه یا گیاهیه یا حیوانیه یا نهایتاً که من دکتر و مهندس شوم. کنکور قبول شوم. اصلا با قیمت خودش قیمت اصلی خودش و قدر خودش آشنا نیست. نمیشناسد اصلا این چیه که بخوادش حتی؛ یعنی ما نوعاً سطح زندگیمان همین سطح زندگیهایی هست که اصلاً به مقام انسانی نمیرسد، به کمالات انسانی نمیرسد. اوجش کمال علمی هست که اونم در اختیار بخش حیوانی قرار میگیرد یعنی محصول دانش را بخش حیوانی ازش استفاده می کند نه بخش انسانی. پس چهار نوع قدر جمادی گیاهی حیوانی عقلی قدرهای اصلی ما نیست. اینا قدرهای چهارگانهای هست که ابزار ما هستند؛ یعنی وسیلهای هست که خدا داده به ما تا قدر پنجم زندگی کنیم. قدر پنجم قدر انسانیه. در قدر پنجم خدا میگه من تو رو از روح خودم آفریدم، تو روح من هستی. اول جنست یادت باشد. زن نیستی ما زن و مردیم مال بخش حیوانیه. تو خانم و آقا نیستی. پس وقتی شب قدر می آیی اینجا فقط درخواستهایی که مربوط به زنانگی و مردانگی و خانواده و اینجور چیزهاست از من نخواه. حیوانات هم اینا رو دارند. تو یه آدمی. من همه این مخلوقات رو برای تو خلق کردم. تو قراره خلیفه باشی جانشین من باشی تو باید مظهر من باشی. حواست باشه برای چی آفریده شدی. لذا باید اول اندازه ات را بشناسی. اندازه ما روح خداست. نفختو فیه من روحی من از روح خودم در شماها دمیدم. این قیمت ماست. این روح باعث میشه انسان نسبت به محدودیت متنفر باشد؛ یعنی کلاً این روحی که از خدا دمیده میشه کارش ایجاد تنفر است در ما نسبت به هر کمال محدود. ما از کمالات محدود بدمان میاد. هرچی که دوست داریم بینهایت دوست داریم. انسان هرچی که بهش بدن زیبایی علم قدرت ثروت لذت عمر همه را بینهایت دوست دارد. در واقع این روح باعث میشود انسان عاشق بینهایت بشود و بینهایت طلب بشود. کمال بینهایت رو دوست داشته باشد. بینهایت کمال را دوست داشته باشد یعنی عمر و جاودان دوست داره لذت و بی نهایت دوست داره قدرت و بینهایت دوست دارد، علم و بینهایت دوست داره آسایش و بی نهایت دوست داره ثروت و بینهایت دوست داره عزت و آقایی و قدرت را بینهایت دوست داره، سعادت رو بینهایت دوست داره. از نظر ریاضی وقتی انسان چیزی رو دوست داره اون چیز باید وجود داشته باشه که انسان دوستش داشته باشد. اگه انسان عشقی در وجودش هست این معشوق وجود دارد. معشوق انسان در بخش انسانی بینهایت کمال است یا کمال بینهایت هست. این کمال بینهایت در عربی الله تبارک و تعالی بهش میگویم. انسان در بخش انسانی عاشق الله و الهش کمال بینهایت است. پس وقتی میگیم لا اله الا بینهایت، لا اله الا کمال مطلق عربیش لا اله الا الله است. این یعنی من انسانم. برای انسان معشوقی جز کمال بینهایت وجود ندارد. وقتی این فقط انسان میتواند این کلمه رو به کار ببرد: اشهد الله اله الا بینهایت؛ شهادت میدم که من معشوقی غیر از بینهایت یا الله ندارم «وحده لا شریک له» معشوقی هم هست که حریف هم ندارد. پس ما در بخش انسانی عاشق الله ایم.
خدا رحمت کنه امام رو فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست؛ یعنی بی نهایت طلب است؛ پس فرق امام خمینی با رئیسجمهور آمریکا چیه فرق یزید با امام حسین چیه؟ هر دوشون بینهایت طلبند و عاشق خدا. پس فرقشون چیه؟ فرقشون در این هست که امام حسین میدونن که اون معشوق یه دونه بیشتر نمیتونه باشه، یه بی نهایت ما دوتا نمیتونیم داشته باشیم. دوتا باشن همدیگر را محدود میکنند. وقتی میگیم ما عاشق کمال بینهایتیم کمال بینهایت یه دونه بیشتر نمیتونه باشه «وحده» یه دونه است یه بی نهایت ما داریم فقط یه هستی بینهایت داریم؛ ولی رئیس جمهور آمریکا دنبال اینجور چیزا میگرده در بینهایت طلبیش یا بینهایت پول یا بینهایت کمالات گیاهی یا بینهایت کمالات حیوانی یا نهایتاً اطلاعات که آن هم در استخدام بخش حیوانیش هست. پس همه انسانها با داشتن روح خدا عاشق خدا هستند.
حالا از خدا سؤال کن خدایا من را برای چی آفریدی؟ برای چی این عشق بینهایت رو در من گذاشتی؟ در همه آدما گذاشتی؟ چرا همه آدما سیر نمیشن هیچ وقت هر کمالی دارن؟ چرا ما بینهایت طلب شدیم؟ خدا جوابو میده میفرماید: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» من جن و انس رو نیافریدم مگر برای اینکه عبودیت منو کنند. این قدر انسان است.
ما آفریده شدیم برای بندگی. این قیمت توست. بندگی به چه درد ما میخورد؟ بندگی یه لفظی هست که دو طرفه است. شما وقتی میگی بنده در مقابل بنده کی قرار داره؟ یه مولایی باید باشد. یه مولایی باید باشد. مثل وقتی میگیم پدر در مقابلش پسر وجود دارد. پس لفظ بندگی یه زوج لازم دارد. این زوج اسم سوم خداست. دو تا اسم از خدا خوندیم الان امشب اسم اولش الله بود که هستی مطلق، اسم دومش، اله یعنی معشوق، دلبر، اسم سوم خدا هزار بار در قرآن آمده هزار بار که در دعاهای ماه رمضون زیاده و شما باید بفهمید چرا شما به کار میبرید. آن اسم، اسم شریف رب است؛ یعنی مربی.
مربی یعنی کسی که میگه حرفهای منو گوش کنی. در همه مربی عالمم همینو میگه مربی ورزشی مربی آشپزی مربی هنری مربی نظامی مربی یا رب حرفش اینه حرفای منو گوش کن تا شبیه خودم بشوی. پس وقتی خدا میگوید من رب شما هستم. هزار بار یعنی شما رو آفریدم تا یه کسی شبیه خود من بشوید. این شبیه خود من بشوید را در قرآن میگیم خلیفه الله یعنی مظهر خدا باید بشوییم. میگه من شما را آفریدم شما این بشید. پس اسمهای شما با اسمهای من یکی هست. من رحمان و رحیم و جواد و کریم و غفور و ستار و صبور هستم، شما هم باید همین ها را بشوید.
پس اسم های جوشن کبیر اسم های خودت هستند. از هزار تا اسم ۱۰ اسم را انتخاب کن برایت بس است. لذا فرمود در شب قدر مهمتر از ذکرها عبادت ها مذاکره علمی است؛ یعنی همین کاری که الان من و شما داریم میکنیم. یه چیزی بفهمیم بالاخر.ه این بالاترین عبادت در شب قدر است. هیچی از این بالاتر نیست. خود پیغمبر هم به علی علیه السلام فرمود یا علی وقتی میبینی مردم خیلی دنبال عبادتند، تو دنبال فهم باش تا از بقیه مردم سبقت بگیری.
پس من توصیهام به همه عزیزان این است که این شبا جمع میشید بخونید این چیزا رو عیبی نداره بالاخره آدم خیلی بفهمید خیلی هم خوبه. خود منم میشینم این هزارتا رو میخونم ولی خب میدونم دارم چی میخونم ولی عجله نکنید حالا حتماً باید این را تمومش بکنم نمیدونم این سوره رو تموم کنم این یه جزء رو بخونم. انتخاب کنید یه چیزی را بدونید که باید چه جوری زندگی بکنید. این کتاب کتاب قانون زندگی است. این دعاها فرمولهایی هست که ما بفهمیم باید تو زندگی چه جوری زندگی کنیم قدرهامون چیه اندازههامون چیه.
ماه رمضان پر از دعاهایی هست که به شما اندازه و قیمت میده. حد شما رو لیاقتهای جاودانه شما را لیاقتهای انسانی شما را لیاقتهای الهی شما را مشخص میکند. باید بدانی قیمتت چیه اما اگه ما اینارو ندونیم به عنوان یه زن و مرد میایم مینشینیم اینجا. وقتی به عنوان یه خانم و آقا هم میایم میشینیم اینجا، یا حاجات جمادی یا گیاهی یا حیوانی می خواهیم، نهایتاً هم بعضی ها علمی هم بخواهند. حواسمان نیست آدمیم و ما باید جاودانگیمونو ابدیتمون رو لیاقتمون رو قیمت خودمون رو بخواهیم. سایر نیازهایمان را هم بخواهیم. برای همین علی علیه السلام فرمود: چه بسیار روزهداری که از روزهاش در این ۳۰ روز هیچ بهرهای جز گرسنگی تشنگی نمیبره. شما اگه قیمت خودت دستت نباشد اصلاً نمیفهمی روزه برای چیه، اصلاً روزه رو برای چی خدا ۳۰ روز میگه شما باید این محدودیتها رو بکشی. فقط خدا دستور خداست. ما هم اجرا میکنیم. به چه درد میخوره. این خداست دیگر. گفته ما هم باید اطاعت کنیم.
پیغمبر شماها دعوتنامه دارید از خدا در مهمانی ویژه خدا. عجب مهمونی هم هست همش گرسنگی و تشنگی و محدودیت چه مهمونی. ما که نفهمیدیم. برای اینکه ما خانم و آقاها میایم سر جلسه میشینیم. خودمون نمیایم سر جلسه. آن منی که خدا آفریده ما با اون من نمیایم سر جلسه، نمیایم تو ماه رمضان وارد شیم. شب قدرمونم اون منه نمیاد اصلاً ، نمیذاریم یعنی بیاد اصلاً که بیاد شب قدر، این باید با امام زمان روبرو بشه قدرها را دریافت بکند ولی ما اینو اجازه نمیدیم این بیاد که. اون خانمه فقط میاد اون آقائه میخواد نمیدونم پول میخوام شفا میخوام شوهر بده به فلانی زن میخواد برای فلانی چک برگشتی دارد. از این حرفا. اصلاً قدری ما دریافت نمیکنیم. این خیلی بد است. ماه رمضون بیاد مهمونی بیاد اصلاً ما نفهمیدیم که مهمون کی بودیم. مهمونا کیا بودن ضیافت چی بود در این مهمونی میدادن به ما. پس قیمت باید دستت باشد.
خدا میگه من تو را آفریدم برای بندگی. بندگی یعنی حرفامو گوش کنید. پس چه اسمی از خدا میاد بالا در بندگی. رب است؛ یعنی من مربیام تو حرف گوش میکنی هرچی گفتم بذار همین مربیای عالم. وقتی حرف مربی رو گوش کنی شبیه مربی میشوی. خدا میگه من شما رو آفریدم برای اینکه شماها شبیه خودم بشوید. « عبدی اطعنی حتی اجلک» بنده من حرفامو گوش کن تا تو رو مثل خودم قرار بدهم. تو قراره یه زندگی جاودانه و پادشاهی ابدی داشته باشی در بهشت، بهشت یه دونه از شما در قرآن میفرماید به اندازه همه آسمانها و زمین است و شما باید در این محدوده پادشاهی کنید مثل من خدا. هرچی میخواید اختراع کنید خلق کنید زندگی کنید ابدی؛ ولی باید قدرتشو تو دنیا با خودتون ببرید، تمرین بندگی یعنی تمرین پادشاهی، امام صادق فرمود: العبودیت جوهرتون کنه هر ربوبیه» عبودیت و بندگی گوهریست که باطنش ربوبیت است، مربی شدن است. پس یه کسی نگه که خدا چرا ما انقدر اذیت میکنه هی دستور میده نماز روز حج زکات جهاد خدا چون دوست دارد، میگه حرفامو گوش کن شبیه ام شوی، تو رو یه کسی مثل خودم قرار بدهم. در همه کلاس هایی که مربی هست باطن کلاس و باشگاه چیه؟ ظاهرش این است که تو داری حرفهای استادت را گوش میکنی. اون تمرینا رو انجام میدی سخت هم هست؛ ولی باطن باشگاه این است من دارم به کی شبیه میشم یواش یواش به مربی. خدا میگه همه همینطوره. خدا میگه من این عالم را آفریدم تا تو حرفای منو گوش کنی بهش یه پادشاه ابدی. هرچی هم تو قرآن میگه مومنین در بهشت خودشون همه چیز رو می آفرینند. همه چی رو خودشون، همه چی در اختیار خودشونه. هرچی خودشونو اراده میکنند. بهشت مکانیست نامحدود از نظر امکانات، زمان نامحدود و امکانات نامحدود این یه روح میخواد از این عرضه داشته باشه از این استفاده کنه خب خیلیا وقتی میمیرن میرن جهنم اصلاً فشار قبر اصلاً بهشت راه پیدا نمیکند. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: بعضی از شماها چنان از ما فاصله میگیرید اصلاً دوست ندارید شبیه ما بشوید در زندگیتون که ما حتی در قیامت هم دستمون بهتون نمیرسد. چون شما اصلا نمی خواهید با ما باشید، دوست ندارید با ما باشید، شبیه ما باشید. نه زن داریتون نه شوهرداریتون نه حیا و حجابتان، نه غیرت ناموسیتون نه کار اقتصادیتون نه کار سیاسیتون نه کار فرهنگیتان، نه غذا خوردنتون هیچیتون شبیه ما نیست. خدا میگوید من تو رو برای پادشاهی تو بهشت و بلکه بالاتر از بهشت هم ما داریم. برای اونجاها آفریدم؛ ولی طرف از شب اول قبر گرفتار عذاب جهنم است. پس من باید قدر خودمو بدونم که من چی میخوام اصلاً شب قدر. شب اندازه چه چیزی لازم دارم الان. من الان میخوام دستم را ببرم بالا بگم یا امام زمان تو صاحب قدری همه چی دست توست، همه چیز همه اندازهها دست ایشون هست.
قرآن میگه ما همه چیز رو عدد دار آفریدیم «احسا کل شی عددا» شما میتونید پیدا کنید که عدد و اندازه در آن نباشه محاله؛ ولی عدد و اندازهها دست کیست؟ سوره یاسین «کل شی فی امام مبین» تمام محاسبات ریاضی و عدد و اندازههای کل شی دست یه دستگاه محاسباتی است که بهش امام میگن.
ما امشب شب قدر همینم فهمیده باشیم خیلی گیرمون اومده. شب اندازه است . بفهمیم اندازه اماممون چقدره. ما قدر امام رو بدونیم . قدر خودمون رو بدونیم. قدر خدا رو بدونیم.
امام یعنی کسی که غیر از خدا تمام محاسبات کل مخلوقات خدا به این نازل میشه اداره ش هم با این شخص است. « تنزل الملائکة وروح فیها به اذن ربهم من کل امر » استثنا نداره همه چیز میاد دست امام زمان. امام زمان حسابدار و خزانهدار تمام مخلوقات خداست. اشیا گیاهان حیوانات انسانها فرشتهها کیهانها کهکشان ملکوت همه دست این فرد است. بدانی امام زمانت کیه. نشناسی به چه درد میخوره اگه ندونی امشب قراره تقدیراتو کی بنویسه اصلاً این آقا کی هست اصلاً تو هیچیو نشناختی. پیغمبر فرمود هر کس بمیره و امام زمانشو نشناسه به مرگ جاهلیت مرده. گفتن آقا جاهلیت یعنی چی؟ فرمود کفر و ضلال و نفاق.
امام زمان کیست، صاحب قدر چیه! سوره انا انزلنا یعنی چی!
این بحث مقدماتی بود. چون میخوایم بحثهای عملیاتی نتیجه بگیریم. پس ما آفریده شدیم که خلیفه الله بشیم. قدرها دست ایشونه، اندازهها دست امام زمان است. ما باید امشب قیمتمون رو به امام زمان بدهیم.
خب این سوال در ذهنتون باشه برای ساعت بعد اگر من آفریده شدم که خلیفه الله بشوم، فکر کنید الان شب قدری مهمترین نیاز من چی؟ اونو بخواهیم. مهمترین نیازهای انسان برای رسیدن به مقام انسانی و هدف خلقتش چیه؟ الان دستتو میخوای بری ببری بالا به عنوان یه آدم نه یه خانم و آقا به عنوان یه انسان دستتو میخوای ببری بالا امشب چی میخوای از امام؟ اون قیمت توست. اونی رو که میخوای لیاقت تو و قیمت توست. خدای نکرده ما چیزای پست نخواهیم البته اون قسمتهای پایینم بگیریم اشکالی نداره اونا غیر از خدا و اهل بیت که کسی را نداریم که. قیمت ما اینه که ما چیکار کنیم؟ ما اون خیلی لیاقت اصلیمونو دریافت کنیم.
راجع به این فکر بکنیم تا در جلسه بعد درباره اش صحبت کنیم