اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه بفرستیم به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات بلند را، هدیه به محضرت مقدس خدیجه کبری(س) صلوات بلند ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره خصوصیت ایمان بود و نشانهها و علائم ایمان در یک فرمایشی از وجود مقدس نبی اکرم(ص) که (اَلاِیمانُ صَبرٌ وَ السَماحه) ایمان عبارت است از صبر و گذشت، درباره صبر مسئله خیلی روشن هست چون ایمان یعنی باور نظام آخرتی و حرکت به سمت آخرت و ابدیت.@ یعنی بدون ایمان انسان باوری نسبت به دین و الله ساختار جاودانه زندگی خودش ندارد و حرکتی هم نمیکند بدیهی است که در این حرکت صبر نقش اساسی را دارد چرا چون ساختار نظام خلقت به گونهای هست که انسان باید به کمالات و فضائلی برسد.@ گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست جنین نُه ماهی را که در رحم مادر هست آنجا میماند تا مناسب با شرائط زیستی دنیا شکل بگیرد انسان هم آمده به دنیا که تشبه به خداوند پیدا بکند یعنی قشنگترین شکلی که انسان میتواند برای آخرت بگیرد شکل خداوند هست.@ (صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً) چه کسی رنگش از خدا بهتر هست انسان چون عاشق کمال مطلق و بینهایت است دوست دارد شبیه خدا بشود دوست دارد تمام خصوصیتهای خدا را داشته باشد و به همین جهت هم آمده به دنیا پیامبر فرمود (تَخَلَقُ بِاَخلاقِ الله) متخلق به اخلاق الهی باشید.@ هر چقدر انسان اسمهای خدا را بیشتر میگیرد و بیشتر شبیه خداوند تبارک و تعالی میشود آمادگیش هم به خدا نزدیکتر میشود و هم آمادگیش برای ورود به برزخ و قیامت بیشتر میشود.@ ریاضتهای دینی شریعت و آمدن به زندگی دنیا در یک عالم پر تضاد همه به خاطر این بوده که ما بتوانیم این تربیت ویژه و خاص را بشویم شکل ما شکل خدا بشود هر کدام از اخلاق الهی را که انسان میخواهد به دست بیاورد یعنی آن را باید تربیت بشود بر اساس آن صفت خداوند هر صفتی ویژگیهای خاص خودش را دارد.@ در تمام صفات الهی انسان باید صبور باشد تا آن شکل را بگیرد مقاومت خودش را به حداقل برساند و این سخت است مقاومت نکند و آن حالتها و شکلهایی را که در آن اسم خاص از الله وجود دارد را بپذیرد.@ پس باید پوست کلفتیها و مقاومتها را کاملا کم بکند و وقتی که نظام دنیا میخواهد او را به شکل الله در بیاورد بپذیرد این شکل را مثل یک سنگ که باید همینطوری بزنی تا این شکل را بگیرد مثلاً خداوند اسمهای مختلف دارد.@ مثلاً یک کسی میخواهد ستار بشود شبیه الله باید بشود خوب میخواهد ستار بشود چه فشاری به انسان میاید؟ این که در مقابل راز دیگران قرار میگیرد رازی از خودش وجود دارد در دلش باید راز خودش و راز دیگران را فاش بکند خوب این صبر میخواهد تا بتواند صفت ستار را بگیرد.@ بتواند پوشندگی را یاد بگیرد هی فشار به او نیاید که از زبانش بخواهد بپرد بیرون یک چیزی را بگوید در مورد خودش، گذشته خودش، گناهان خودش، یا در مورد گناهان دیگران این صبر میخواهد هر صفتی از صفتهای خدا را شما در نظر بگیرید احتیاج به صبر دارد.@ شما وقتی که در این پنج جهت گفتیم که انسان یک بخش حسی دارد یک خیالی یک وهمی که بخش حیوانی هست یک بخشی عقلی دارد یک بخش فوق عقلانی و انسانی هم دارد برای اینکه این بخشی که شبیه الله هست بخواهد شکوفا بشود باید این بخشهای دیگر اجازه بدهند که این بخش تغذیه خودش را بکند و رشد بکند.@ لذا اگر انسان این بخشها را صبور نکند اجازه به این بخش یعنی بخش انسانی نمیدهند که بخواهد رشد بکند اینها هی حس دوست دارد بیشتر از حد بخورد خیال دوست دارد بیشتر از حد دوست دارد غذا بخورد پرواز بکند قوه واهمه بیشتر از حد میخواهد قوه عاقله میخواهد همهاش درس بخواند کار علمی بکند دیگر وقتی فرصتی برای بخش فوق عقلانی که انسانی هست وجود ندارد.@ شخص از صبح که از خواب بلند میشود تا شب با یکی از این امور مشغول است دیگر وقتی میخواهد برسد به نماز غذای بخش انسانی میبینی ظهر نماز را سَمبَل میکند میرود پی کارش همینطوری الکی یک ذره دولا و راست میشود میرود مغرب و عشا که میشود باز همینطور میبینی هفده رکعت نمازرا در بیست دقیقه تمامش میکند میرود.@ اما اگر قرار باشد یک ساندویچ بخورد یک چلوکباب بخورد یک غذای دیگر بخورد یا یک بخش حسی و خیالی دو سه ساعت وقت میگذارد برای یک سفره و یک غذا ساعتها وقت میگذارند با چه آب و تابی که بنشینند یک غذا بخورند وقت نوبت غذای بخش انسانی میشود میبینی حس ندارد این صبر ندارد.@ میخواهد قرآن بخواند عجله دارد میخواهد نماز بخواند عجله دارد روی این حساب اصلاً فرصتی برای این بخش دیگر نمیماند لذا ایمان به این معنا که من میخواهم شبه الله بشوم احتیاج به حوصله دارد آدم بیحوصله ایمان ندارد در واقع، هر چقدر ایمان قوی میشود حوصله هم بیشتر است.@ این وقتی میخواهد بیاید غذای بخش انسانیش را بخورد اذان میگوید اقامه میگوید نماز را خیلی آهسته میخواند تندتند نماز نمیخواند بعد رکوعش را درست به جا میآورد چون دارد حرف میزند میخواهد غذا بخورد شما اگر به شما بگوید بهترین غذا را بگذارند جلوی شما غذای مادی.@ ولی بگویند به اندازه نماز وقت داری بخوریش همین نمازهایی که میخوانی بگویند حالا که نماز صبح میخوانی نماز ظهر و عصر میخوانی به همان اندازه وقت داری این غذا را بخوری خوب آدم کوفتش میشود میگوید نه من وقتی سر سفره مینشینم باید کسی من را هُل نکند تلفن زنگ نزند در خانه تماس نگیرند میخواهم بنشینم سر سفره غذایم را بخورم قشنگ.@ ولی وقتی نوبت خدا میشود نوبت غذای بخش انسانی میشود ما خودمان خیلی عجله داریم اگر بگویند مثلاً بنشین تعقیبات بخوان تسبیحات حضرت زهرا بگو سجده شکر بجا بیاور یک ذره قرآن بخوان این حس نیست همه کس حوصله ندارد زود میخواهند همین نماز را تمام کنند بروند پی کارش همه عجله دارند نوبت خدا که میشود بیحوصلگی میاید.@ لذا برای همین هم شما در ماه رمضان هم خدا وقتی که میاید وسط ماه رمضان یعنی میگوید ماه ضیافت الهی ضیافت الهی یعنی چی؟ یعنی بخش انسانی مهمان کیست؟ مهمان خداست بخش انسانی را خدا دعوت کرده ماه رمضان مال بخش انسانی است فشارش به کدام بخش میاید؟ بخش طبیعی میاید.@ به این بخش میگوید تو غذا نخور دهانت را ببند از صبح تا مغرب یک ذره آزاد بگذار این بخش را این بخش یک ذره راحت بشود بتواند غذایش را بخورد بتواند رشد بکند قرآن بخواند ذکر بگوید مسجد برود مرخصی بگیرد فعالیتهایش را کم بکند غذا بخورد.@ در عبادتها شما اگر نگاه کرده باشید تمام عبادتهای الهی این بخش را کم میکند فشارش را، این بخش را فشارش را زیاد میکند یعنی بخش طبیعت را میاورد پایین کمتر استفاده بکند بخش انسانی را بالا میبرد میگوید حالا غذا بخور این که میگوید واجب است مسلمان پنجاه آیه در روز بخواند حتماً برای اینکه این بخش غذا احتیاج دارد.@ ما هیچ کس به ما نمیگوید که واجب است صبحانه بخورید شما بخورید ناهار بخورید چون خودمان میفهمیم میرویم میخوریم باور کردیم ایمان آوردیم به این بخش ولی بخش انسانی را چون افراد مؤمن کم هستند به آن ایمان کم میآوردند نسبت به این بخش لذا نمیروند خودشان غذا بخورند.@ برای نماز شک دارند که نماز بر او واجب است یا نه تردید میکند خیلیها نماز میگویند حالا نماز بخوانیم که چی وقتی میگوید نماز بخوانیم که چی یعنی این بخش چیه؟ برای این جا نیافتده اصلاً این هنوز خودش را یک انسان نمیبند که احتیاج به غذا داشته باشد روزه بگیریم که چی مسجد برویم که چی؟@ مسجد نماز روزه قرآن کار کدام بخش است؟ بخش فوق عقلانی یعنی بخش انسانی آن میفهمد که غذا احتیاج دارد الان احتیاج به سخنرانی دارد احتیاج به کتاب خواندن دارد احتیاج به مطالعه دارد احتیاج به عزاداری دارد احتیاج به حرم دارد احتیاج به اعتکاف دارد احتیاج به ذکر دارد چه کسی احساس احتیاج میکند؟.@ آن بخشی که زنده باشد اگر مرده باشد این بخش یا ضعیف باشد زیاد احساس نیاز نمیکند لذا چند وقت هم نماز نخواند تا آخر عمرش هم دردش نمیاید چرا؟ چون آن بخشی که مربوط به بخش انسانی هست در این شخص فعال نیست اصلاً شکوفا نیست که این حالا احساس بکند من مسجد میخواهم سخنرانی میخواهم حسینیه میخواهم حرم میخواهم ذکر میخواهم.@ هیچ احساس نیازی به او دست نمیدهد این بخشها را ما ایمان داریم باور داریم میرویم دنبالش، ایمانی که مربوط به بخش انسانی هست اگر تقویت بشود آن هم خودبهخود احساس نیاز میکند میفهمد در روز احتیاج به مسجد دارد به حرم دارد به سکوت دارد به ذکر دارد به سجده دارد به حرف زدن به الله دارد به حرف زدن با غیب دارد به چهارده معصوم دارد میفهمد نیاز دارد.@ الان چطور یک جوان، جوانهای کشور ما را دیدید شما چطور وقتی ماه رجب میشود قدیمها من یادم هست زمان جوانی ما، اعتکاف که بود خیلی کم میرفتند اعتکاف بعد پول هم میدادند در اعتکاف یعنی مراجع وقتی میرفتی یک پولی میدادند به شخص.@ الان نه الان جوان ما اینقدر احساس ایمانش خوب هست احساس نیازش خوب است که میلیونها نفر میروند در اعتکاف پول هم میدهند میروند اعتکاف یعنی پول میدهد که به او اجازه بدهند برود در مسجد سه روز هم روزه بگیرد.@ نشان میدهد که حاضر است برای بخش انسانیش هزینه بکند برای لذتها و میکدهها و کیافیها و عیاشیهای بخش انسانیش پول هزینه بکند که بتواند این نیازش را تأمین بکند فعال است الحمدلله.@ حالا بیا به یک جوان شما بگو بیا برو دنبال عشق و حالت بیا برو تلویزیونت را نگاه کن بیا برو بخوربخورت را راه بیانداز برای چی بیکاری مگر تو میخواهی بروی مسجد سه روز خودت را حبس کنی در مسجد روزه هم بگیری تا مغرب عبادت هم بکنی کارت را ول میکنی درس را ول میکنی مرخصی میگیری همه کارها را تعطیل میکنی میروی اینجا.@ در جواب شما چه میگوید؟ میگوید من نیاز دارم به این، وقتی میگوید من کدام من را میگوید؟ من انسانیش میگوید من نیاز دارم به این اعتکاف من اگر نروم سه روز مسجد دیوانه میشود کم میآورم اذیت میشود زمخت میشود مریض میشوم.@ پس این که میگوید ایمان مساوی هست با صبر یعنی شما هر بخشی از خصوصیاتهای الله را بخواهی بگیری مثل کسی که بخواهد مهندس بشود کسی میخواهد برود شناگر بشود در شنا باید صبرهای خاصی داشته باشی در والیبال صبرهای خاصی میخواهد در بسکتبال صبر خاصی میخواهد اصلاً باید حوصله بکنی تا والیبالیست بشوی.@ در فوتبال صبر خاصی میخواهد در شطرنج حوصله زیادی میخواهد وقتی تو میخواهی اسمهای خدا را بگیری همین شبهای قدر که هزار اسم خدا را میگیری انسان نیاز دارد که همه این اسمها را داشته باشد دوست دارد شبه الله بشود دوست دارد خودش قدرت مثل قدرت خدا داشته باشد خدا ما را هم برای همین آفریده که مثل خودش بشویم.@ حالا اگر میخواهی اینطوری بشوی احتیاج دارد در صدها شکل صدها اسم فعالیت بکنی کریم بشوی کریم میخواهی بشوی باید کرامت پیدا بکنی کرامت صبر میخواهد یعنی شخص اگر فهمیدی یک نفر نیاز دارد به او بدهی نیایستی تا او از تو درخواست بکند بیشتر از آن هم که از تو میخواهد به او بدهی این را کرامت میگویند.@ یکی از صفتهایی را که صفتهای مهم الهی هست اَلسَماحَه آورده (اَلَصَبرُ وَ السَماحَه) سماحه یعنی گذشت انسان اگر بخواهد شبیه الله بشود باید گذشت یاد بگیرد و گذشت صبر میخواهد قبلاً توضیح دادم که ما دو تا از اسمهایی که داریم یکیش عفوو است یکیش غفور است هر دو را هم در فارسی میگوییم بخشنده، بخشیدنش، اما با هم فرق میکند.@ وقتی میگوییم عفو عفو یعنی گذشت از جرم غیر از غفران است غفران یک مرتبه بالاتر است غفران نه تنها گذشت از جرم است بلکه آشتی بودن هم هست آغوش را باز کردن هم هست.@ یک بار میگویند آقا فلانی فلانی را کشته میخواستند اعدامش بکنند مادرش آمده عفوش کرده مادر مقتول عفو یعنی چی؟ یعنی از جزای او گذشته زندانیها به آنها چه خورد؟ عفو خورد یعنی از ادامه مجازات معاف شدند ولی حالا دیگر نمیایند به آنها پول هم بدهند و جایزه هم به آنها بدهند یا مثلاً دیگر هیچی بیا برو بیرون بیا برو.@ مغفرت نه مغفرت یعنی ضمن اینکه میبخشند جریمه نمیکند خداوند خداوند رویش را هم بر نمیگرداند وقتی میگوییم الهی العفو یعنی خدایا من یک گناههایی کردم یک اشتباهاتی کردم تو یک کاری نکن در زندگیم این گناهان دامن من را بگیرد عفو یعنی این.@ اگر مرتکب حق الله شدم نکبتش نیاید من را بگیرد اگر مرتکب حق الناس شدم تو یک کاری بکن من بدبخت نشوم بیچاره نشوم این یعنی عفو ولی وقتی میگویی استغفرالله غفران خدا را میخواهی یعنی خدایا علاوه بر اینکه گناهانم دامن را نگیرد تو با من آشتی باش آغوشت را به روی من باز کن انگار که اصلاً من هیچ گناهی انجام ندادم.@ مثل یک مادر یا یک پدر وقتی که یک بچه یک گناهی انجام میدهد بیاید بگوید پدر مادر معذرت میخواهم پدر بغلش میکند میبوسدش و میگوید خوب دیگر از این کارها نکن نازش میکند نوازشش میکند با اینکه جرمی مرتکب شده ولی پدر مغفرت دارد مادر مغفرت دارد.@ ما یک موقعی به خدا میگوییم خدایا من وحشت زده هستم ای خدا من یک غلطهایی کردم یک گناهانی کردم (اَوحَشَنی فَرطُ العِصیان) اینقدر گناه کردم که زیادهروی در گناه من را به وحشت انداخته اصلاً میترسم.@ لذا خدایا تو با لبخند با انس با نوازش بیا یکسری به من بزن من را از این بدبختی و از این وحشتزدگی نجات بده خدایا آشتی کن با من خدایا من دارم دق میکنم من دارم داغون میشوم من احتیاج به مغفرت تو دارم خدایا اینجا.@ خدا چه میگوید؟ سخت هم هست این کار، خدا میگوید اشکال ندارد من هم تو را عفو میکنم هم تو را مغفرت میکنم اما تو هم باید بتوانی برای بندگان من این کار را انجام بدهی اگر عرضه نداری اگر کسی یک کاری کرده همهاش روح تلافی و انتقام داری دیگر هی نیا به من بگو الهی العفو چون خودت حاضر نیستی اشتباهاتی که در دیگران کردند در حقت را ندید بگیری.@ جریمهشان نکنی به رُخشان نکشی آبرویشان را نبری حالشان را نگیری من هم میتوانستم مچ تو را بگیرم در گناه، ولی به جای اینکه مچت را بگیرم دستت را گرفتم و کمکت کردم تو هم مچ دیگران را نگیر دستشان را بگیر عفو میخواهی عفو بکن مغفرت میخواهی مغفرت بکن این سخت این احتیاج به صبر دارد.@ لذا قرآن میفرماید (وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا) هم باید عفو بکنید بندگان من را هم باید ندید بگیرد (أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) آیا شما دوست ندارد که خدا شما را مغفرت بکند اگر میخواهید که خدا شما را مغفرت بکند پس شما هم باید اهل مغفرت باشید.@ یک کسی که روح مغفرت ندارد هنوز ماه رمضان گذشته هشت روز نه روز از ماه رمضان گذشته این هنوز کینهای هست خیلیها را حلال نکرده در دلش کینه دارد این نمیتواند با این آلودگی و نکبت وارد شب قدر باشد یک کسی که گذشته دیگران هنوز در دلش هست هنوز دل چرکین هست این نمیتواند به خدا بگوید خدایا من را مغفرت کن.@ آدم باید بتواند دیگران ببخشد بابد بتواند ندید بگیرد تا خدا هم ندید بگیرد پس وقتی میخواهی شبیه اسم عفو بشوی یک صبر میخواهد وقتی میخواهی شبیه اسم غفور بشوی یک صبر دیگر میخواهد پس ایمان اساساً صبر است.@ نماز میخواهی بخوانی صبر میخواهد حجاب میخواهی رعایت بکنی صبر میخواهد روابطت را با نامحرم میخواهی تنظیم بکنی صبر میخواهد یک چیزی را نباید بخوری صبر میخواهد از حرام میخواهی پرهیز کنی صبر میخواهد ما سه تا صبر داریم در اسلام، صبر بر معصیت.@ یک سلسله چیزها خطرناک است برای شباهت ما مثلاً میگویند اگر تو میخواهی مثلاً فوتبال بازی بکنی یا وزنهبرداری بکنی باید اینطوری وزنه برداری اگر خلاف برداری بدنت خراب میشود میخواهی ژیمناستیک کار کنی باید این غذاها را نخوری خوردن برای ژیمناستیک آن نوع غذاهای خاص هیکل را خراب میکند حرام میشود بدن.@ حرام یعنی چی؟ یعنی آن چیزی که مضر است امام رضا(ع) فرمود حرام یعنی مضر واجب یعنی مفید شما الان میخواهی بروی ژیمناستیک بازی بکنی هر غذایی دیگر نمیتوانی بخوری این میشود حرام معصیت میشود در ژیمناستیک میگوید این بدنت را خشک میکند ای کار را انجام نده.@ میخواهی کاراته کار کنی میگوید اگر خواستی ضربه بزنی اگر این مشتی که میخواهی بزنی بالا باشد مچ خودت میشکند این ضربه ضربه حرام است ضرر دارد به دست خودت است شما باید ضربت اینطوری باشد صاف عمود کامل عمود.@ اگر اینطوری گرفتی مچ خودت داغون میشود این حرام میشود ضربه در کاراته در ورزش رزمی حرام میشود در بوکس حرام میشود باید اینطوری بزنی، صبر بر معصیت یعنی تخلف نباید داشته باشی اگر انسان میخواهد شبیه خدا بشود باید یک چیزهایی را نخورد یک چیزهایی را یک چیزهایی را بخورد.@ یک سلسله حرامها را مرتکب نشود اصلاً از مکروهات تا میتواند پرهیز بکند تا میتواند مستحبات را انجام بدهد واجبات را انجام بدهد تا یواش یواش خُلقش شبیه خدا بشود بدجنسی نباید داشته باشد بدذاتی نباید داشته باشد طمع به ناموس مردم نباید داشته باشد به مال مردم نداشته باشد این را معصیت میگویند گناه نکند.@ گناه یعنی آنچه که نمیگذارد تو شبیه الله بشوی گناه یعنی آنچه که نمیگذارد تو به بهشت بروی ساختار روحی تو را فاسد میکند خراب میکند فوق عقل تو را ضعیف میکند اگر یک نفر ناراحتی قلبی دارد میگویند آقا نباید این چیزها را بخوری یک نفر چربی دارد روغن باید کم بخورد این میزند بدنش را داغون میکند.@ یک کسی گرفتگی رگ دارد میگوید حالا نمک نخور نمک حرام میشود ساختار بدن را میریزد به هم، حرام آن چیزی که مضر است پس اگر یک سلسله چیزها حرام هست خدا نمیخواهد ما را اذیت بکند.@ میگوید ببین تو اگر میخواهی شبیه من بشوی بیایی در بهشت این نوع رفتارها و این نوع کردارها این نوع دریافتهای غذا این نوع تغذیههای بخشهای پایینیت اشکال دارد نمیگذارد این بخش بالاییت شکل بگیرد یادتان نرود همیشه حلال و حرام مال بخشهای پایینی هست.@ بخشهای بالا که بخش انسانی هست حلال و حرام ندارد اصلاً چون خودش شبیه خدا هست از جنس خداست آن هیچی آن آزاد است شما اصلاً یک حکم از احکام اسلام ندارید که به انسان بگوید این کار را بکن یا این کار را نکن هر جا در اسلام گفته این کار را بکن یا این کار را نکن ما کدام بخش است؟ مال بخش حیوانی است.@ اگر میگوید حرام، کدام بخشم ناراحت میشود از دست خدا همیشه احساس محدودیت میکند کدام بخش؟ بخش حیوانی و الا خدا با بخش انسانی که کاری ندارد شما حجاب بخش حیوانی ناراحت میشود نماز بخش حیوانی ناراحت میشود بخش انسانی لذت میبرد روزه بخش حیوانی ناراحت میشود ولی بخش انسانی کیفش را میکند.@ خمس زکات بخش حیوانی محدود میشود بخش انسانی لذت میبرد جهاد جبهه بخش حیوانی فشار به آن میاید بیداری مجروحیت اسارت ولی بخش انسانی کیف میکند وقتی میرود جهاد پیامبر فرمود تفریح امت من جهاد است.@ هر کدام از بخشهای دینی را که شما نگاه بکنید یک دهان کجی به این بخشهای پایینی و حیوانی است و الا بخشهای بالایی را خدا اینقدر به آن حرمت دارد که اصلاً راجع به آن بخش خداوند میگوید نه تو که از جنس من هستی تو محترم هر وقت دلت خواست شب وقت بیوقت اینقدر خدا برای بخش انسانی ما حرمت قائل است.@ میگوید هر زمانی خواستی بدون نوبت بدون وقت قبلی میتوانی بیایی پیش من خوابیده (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ) اینقدر حرمت قائل است خداوند برای بخش انسانی ما که میگوید اگر حوصله نداری ایستاده با من حرف بزنی بنشین و حرف بزن حوصله نداری بیایی در بغل من بخواب و حرف بزن با من.@ همان در رختخواب خودم میایم کنارت میایم سرم را میگذارم روی بالشت همینطوری دوتایی با هم گپ بزنیم تازه یکی از لذتهای مؤمن زمانی است که میرود در رختخواب طبیعتگرا و بخش حیوانی وقتی آدم میرود در رختخواب.@ یکسره افکار آلوده و کثیف و نفرت خاطرات گذشته و ترسهای آینده و اینها در رختخواب نمیگذارد که آرام باشد جلوی خوابش را میگیرد اما فطرتگرا اینطوری نیست فطرتگرا یکی از کیفهایش این است که من الان یک ربع بیست دقیقه میخواهم بروم در رختخواب خدا را هم میخواهم ببرم در رختخواب.@ این سرش را که میگذارد روی بالش شروع میکند با خدا مناجات میکند همین ذکرش را میگوید صلواتش را میگوید دعایش را میخواند یکی از کیفهای مؤمن همان موقعی هست که میخواهد به رختخواب برود.@ این چشمها را میبندد میرود در آغوش خدا همین شروع میکند ذکر گفتن لذت بردن خدا اینقدر ناز است اینقدر ملاحظه میکند اینقدر حرمت میگذارد به انسان.@ نمیگوید حتماً سیخ بایست با من حرف بزن (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ) به پهلو هم که میخوابی با من حرف بزن من میایم کنارت نشسته میخواهی بگویی من میایم کنارت هر طوری راحتی من هستم.@ آداب نمیخواهد داشته باشی حضرت موسی گفت خدایا من یک جاهایی میروم حیا میکنم با تو حرف بزنم مثلاً انسان توالت میرود دستشویی میرود خدا فرمود (ذکری عَلی کُلِ حالٍ حَسَنٌ) اصلاً این حرفها را نزن موسی.@ در توالت هم خواستی با من حرف بزنی من در توالت هم میایم با تو حرف میزنم لذا میفرماید شما در توالت هم که نشستی دعا داریم ذکر داریم هیچ اشکالی ندارد چون حالت توالت مال بخش حیوانی است بخش انسانی که حالت توالت رفتن ندارد بخش انسانی همیشه پاک همیشه بزرگ خدا اینطوری هست رفیق رفیق رفیق.@ گذشت صبر میخواهد لذا این گذشت اینقدر مهم است که خدا در زندگی در زندگی زناشویی در زندگی با خانواده با پدر مادر با فرزندان با دوستان یک جایی یک کسی مدیر هست باید گذشت داشته باشد نسبت به نیروهای زیرمجموعه خودش.@ دوستان دارند کار میکنند باید گذشت داشته باشد آنقدر این گذشت مهم است که جدا آورده و الا صبر همان سماحه که گفت یعنی گذشت جزء صبر هم هست ولی اینقدر مهم است که جدا آورده (اَلصَبرُ وَ السَماحَه) پس صبر بر معصیت صبر بر طاعت، طاعت میخواهی انجام بدهی چون قرار است این بخش غذا بخورد باید انسان حوصله بکند.@ یک کسی که میخواهد غذاهای فستفودی بخورد الان ما هفتاد درصد بچههای زیر بیست سالمان اضافه وزن دارند برای اینکه فستفودی عادت کردند ساندویچ پیتزا پفک میخورند نشان میدهد که نسل آینده ما سرطان در آن فوقالعاده زیاد میشود سکته خیلی میرود بالا، بیماریهای نسل آینده ما خیلی زیاد است مرگ و میر نسل آینده زیاد است چرا؟@ چون مادرها حوصله غذا درست کردن ندارند پدرها حوصله ندارند بیا این پول را بگیر برو چند تا ساندویچ برای خودت بخر بخور تندتند همهاش فستفودی است غذاهای فستفودی هم آلوده است مریضی میآورد چاقکننده است.@ اگر یک کسی میخواهد غذای پاک و سالم بخورد خانم خانهدار باید غذا درست کند با حوصله غذا درست بکند غذای سالم حوصله میخواهد یک خانم خانهدار کدبانو بیحوصله نیست که برود سبزی بخرد بیاید سبزی پاک کند.@ یکی از عبادتهایش و یکی از کارهای قشنگ یک کدبانو سبزی پاک کردن است قشنگ سبزی را میگیرد پاک میکند سر حوصله مرد هم مردانگی دارد کمک میکند اصلاً خود مرد میرود میگیرد کمک میکند سبزی پاک کند کاری که امیرالمؤمنین در خانه میکرد.@ در کارهای خانواده کمک میکرد حضرت مینشست بنشن پاک میکرد مینشست کارهای دیگر انجام میداد بچه نگه میداشت تا خانم بچهداری زیاد میکرد امیرالمؤمنین(ع) تا خانم مثلاً نان را آماده بکند یا خودش نان را آماده میکرد عبادت است حوصله یک غذای سالم و پاک بنشینید بخورید تندتند یک غذای فستفودی اینطوری میشود.@ غذای بخش انسانی هم اینطوری است شما وقتی میخواهید غذای بخش انسانی بخورید حوصله میخواهد پاکی میخواهد آداب میخواهد بدن نجس نباید باشد لباس غصبی نباید باشد اگر نجس هست باید بروی بدنت را آب بکشی طهارت میخواهد.@ غسل میخواهد وضو میخواهد روبه قبله بودن میخواهد مقدمات دارد اذان دارد اقامه دارد بعد یواش یواش وارد غذا میشوی این کجا وقتی که انسان میخواهد غذا بخورد قبلش یک نمک بخورد یک آب جوشی بخورد.@ سبزی و میوه شما ببینید مثلاً میوهها و سالاد قبل از غذا باید خورده باشد ما میگذاریم بعد از غذا خوب سم میشود همه سم میشود، در مهمانیها میوهها را چه موقع میآورند معمولاً؟ بعد از غذا میاورند که سم ساز است غالباً آقا میوه قبل از غذا سالاد قبل از غذا خام است خامها قبل از غذا میل بفرمایید.@ یک سوپ معده را آمادهتر میکند تا حالا شما یک غذا سفت هم بخورید ما همه بر عکس میخوریم بدن دائماً مریضی دارد آداب دارد یک غذایی که شما میخواهید بخورید یک گوشت آداب دارد.@ آمد خدمت امام صادق گفت آقا من بدنم ضعیف است چکار کنم حضرت فرمود برو گوشت بخورد رفت گوشت خورد آمد بعد از یک مدتی گفت آقا من بدنم همانطوری هست خوب نشدم حضرت فرمود گوشت را چطوری خوردی؟@ عرض کرد که آقا من گوشت را پختم خوردم حضرت فرمود نه این پخته فایده ندارد تو باید گوشت را کباب بکنی بخوری الان ما پولهای کلان میدهیم در خانوادهها مرد بیچاره خانم زحمت میکشد با چه سختی این پول را بدست میآورند میروند گوشت گران میخرند میاورند میپزند.@ یا معمولاً سرخ میکنند سرخکرده میخواهند بخورند وقتی انداخت در ماهیتابه و روغن دیگر خیلی از خاصیتهایش از بین میرود نه بابا گوشت به این گرانی خریدی سیخ بزن در توری بگذار کباب کن کبابش را بخور.@ تازه حضرت هم فرمود وقتی هم کباب کردی به دندان بگیرید نه اینکه از این قرتی بازیها مثلاً چاقو برداری اینطوری بکنی هر باری که تو چاقو را میکشی به گوشت هی فلز میکنی در گوشت یک سلسله از خاصیتهایش از بین میرود.@ نه آداب دار مثلاً ما باید گوشت را برداریم تکهتکه خیار را دیدید بابا خیار باید بگیری دستت بشویی بگذاری دهانت سیب بگیر دستت همینطوری گاز بزن ما از این چیزها به ما یاد دادند تمام نظام تغذیهمان ریخته به هم سیب را که پوستش را میگیریم میاندازیم دور قسمت مهم خاصیت سیب در پوستش هست.@ هفتاد هشتاد درصد نود درصد خاصیت خیار در پوستش هست اینها را که میریزیم دور بعدش هم که میاییم اینقدر چاقو میزنیم به این این دیگر چیزی نمیماند از این.@ گوشت را بگیر دستت اینطوری حضرت فرمود لذتش را ببر (اَلَذ هیَ اَلَذ) اینطوری کباب بخور ما بلد نیستیم ما آمدیم غذای خودمان سبک زندگی خودمان سبک سنتی خودمان را خرابش کردیم سبکهایی که در اثر جهالت هست آنطرفیها به ما یاد دادند لذا تغذیهها ریخته به هم الان بارداریها خیلی ضعیف شده بچهها هم که میزایند نوعاً نمیتوانند طبیعی بزایند باید بروند سزارین بکنند.@ سرطانها رفته بالا چه مصیبتهایی ما در اثر تقلید از این غربیها در زندگیهایمان آوردیم تغذیه حوصله میخواهد تغذیه بخش انسانی هم حوصله میخواهد میخواهی بروی حج حج که میخواهی بروی میدانی یعنی چی؟ حج میخواهی بروی یعنی میخواهی بروی خانه خدا تو را دعوت کرده میگوید.@ پس اگر خودت میخواهی بیایی با من حرف بزنی دیگر غریبه و نامحرم را نیاور نامحرم را نیاور یعنی چی؟ یعنی این چهار بخش پایینیت را نباید بیاوری در مسجد شجره یا جای دیگر احرام ببند اینها را حرام بکن تمام شئون چهار تا بخش را خدا در احرام میگیرد.@ بیست و چهار چیز را که حرام کرده مال این بخشهاست میگوید این بخشها را نمیخواهد بیاوری فقط بخش انسانی باید بیاید در کعبه، آدم باید بیاید حیوانتان را نیاورید در کعبه، آداب دارد یکی بگوید حج سخت است مال کدام بخش سخت است؟ بخش حیوانی، یک کسی که حیوانیت در آن قوی است میگوید حج خیلی سخت است من میخواهم بروم حج، سخت نیست.@ آدم عاشق باشد اصلاً سختی ندارد حج کیف میکند از همان احرامش لذت میبرد تا سایر اعمالش همه را لذت میبرد چرا؟ چون این بخشها دیگر مزاحم نیستند شما نگاه کنید الان ماه رمضان چقدر سبکید شما نگاه کنید اجتماعی سیاسی همه طور انسان ماه رمضان راحت است.@ نیروی انتظامی نگاه کنید میگوید ماه رمضان که ماه عبادت است بخش انسانی است ماه رمضان بزهکاریها به یک سوم میرسد شاید کمتر هیچ کس گناه نمیکند چرا؟ چون بخشهای پایینی تعطیل هستند بخشهای بالایی هم فعال و قوی است لذا اصلاً شخص رغبتی به معصیت خدا ندارد رغبتی به گناه ندارد.@ خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی استاد ما را میفرمود ما در نجف بعضی از دزدها را داشتیم که اینها دزد بودند ولی ماه رمضان گدایی میکردند دیگر دزدی نمیکردند میامدند گدایی میکردند میگفتند افطارمان حلال باشد میخواهیم روزه بگیریم افطارمان حلال باشد دیگر از راه دزدی این یک ماه را بیخیال میشدند.@ ماه رمضان همه مفاسد به حداقل میرسد چرا؟ چون این بخش قوی شده آن بخش پایین میاید همه راحت هستند شما خودت را نگاه چقدر احساس آرامش داری در ماه مبارک چقدر کینهها دشمنیها درندگیها دعواها همه پایین میاید.@ آدم نفسی میکشد راحت میشود بخش انسانی تغذیه میکند راحت میشود پس صبر بر طاعت، طاعت هم صبر میخواهد حوصله میخواهد صبر بر مصیبت که این هم انشاءالله یک موقع دیگر در موردش توضیح میدهم.@ پس انشاءالله این را میگذاریم برای جلسه بعد بحث صبر بر مصیبت را در اسلامشهر مفصل ما درس دادیم دهها جلسه در اسلامشهر درس دادیم به نام رشد و قدرت در سایه سختیها سیدیش هم هست مال همان مباحث اسلامشهر خودمان هست.@ یک کسی میخواهد راجع به آن بداند که ما باید اگر مصیبتی به ما میرسد صبر بکنیم چون مصیبت هم مال بخش حیوانی هست نیاز هست انسان یک سلسله مصائب داشته باشد اگر نداشته باشد عاشقی نمیتواند بکند به مقام رضا به مقام شکر به مقام عشق به مقام انسانی کسی بدون مصیبت نمیرسد.@ مصائب باعث میشوند انسان کفاره گناهانشان را همین جا بدهد و پاک وارد برزخ بشود مصائب برای ما لازم هست خوب بالاخره طبیعی هم هست خداوند سر راه هر انسانی یک سلسله مصائب قرار میدهد پس ایمان مساوی هست با صبر و گذشت انشاءالله بقیه خصوصیات ایمان را شبهای آینده عرض خواهیم کرد.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 006 - ایمان
متن کامل (خام) جلسه 006 - ایمان