جلسه 003 - مبانی انسان‌شناسی در تمدن نوین اسلامی
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1401
ماه
5
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - مبانی انسان‌شناسی در تمدن نوین اسلامی

مبانی انسان شناسی در تمدن نوین اسلامی؛ جلسه سوم 30/05/1401

اعوذبالله من الشیطان رجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صل الله علی محمد و آله الطاهری می و لعن الله اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان محضر مقدس آقا امام زمان ع صلوات بلندختم بفرمایید.

خوب بحثمون انسان در قرآن بود. ببینیم که از نظر خالق انسان و جهان انسان ها چه قیمتی دارن گفتیم قرآن کریم انسان ها در تقسیم بندی اولیه به دو قسم مومن و فاسق تقسیم می کنه و فقط مومن رو انسان می دونه قرآن کریم یعنی فقط شخص مومن باطن انسانی داره و بقیه بقیه رو غیر طبیعی معرفی می کنه. انسان وقتی که مومن هست طبیعیه وقتی غیر مومن هست غیر طبیعی انحراف داره و در یک صحنه دیگری همه حقیقت انسان رو روی قلب انسان برد و انسان ها رو از نظر معشوق تقسیم بندی کرد و دغدغه ها و آرزوها و هشت معشوق حیوانی و جمادی رو ذکر کرد و ضمن اینکه علاقه به این ها رو رد نمی کنه دوست داشتن این ها رو محکوم نمی کنه ، ولی این هشت معشوق رو در مقابل سه معشوق انسانی قرار می ده: الله ،اهل بیت و جهاد در راه خدا و بعد می فرماید: که اگر اون هشت در قلب شما در درون شما از این سه تا محبوب تر هستند شماها طبیعی نیستید و غیر قابل هدایت هم نیستید. ولی نکته خیلی مهمه انسان در چنین شرایطی نه طبیعیه و نه غیر قابل هدایت :یعنی منحرفی هست که بازگشت به مسیر اصلی تو اون شرایط براش امکان پذیر نیست مگر اینکه قلب جایگاه خودش رو پیدا بکنه و انسان در مهندسی معشوقش در مهندسی آرزوهاش تجدید نظر بکنه فقط در اون حالت هست که انسان طبیعی می شه .مثل که شما می خواستید بیاید ساری رفتید سمت قائم شهر دیگه امکان نداره مسیر اگر این مسیر رو برگردید یعنی دوباره برگردید بیایید خودتونو تو مسیر ساری بندازید خودتون رو به اردوگاه برسونید. اگه یه کسی درگیر این هشت معشوق باشه و این ها رو بالاتر از الله اهل بیت و جهاد بدونه دیگه طبیعی نیست این شخص فاسق و غیر قابل هدایت است و (فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿۲۴﴾ )پس خیلی دقیقا این آیه خیلی خیلی شفاف به امام داره نشون میده که ما چی هستیم. هم خودمون رو بتونیم تو هر لحظه تو این آینه ببینیم، هم دیگران رو می تونیم ببینیم .که الان من بعد از سی سال چهل سال وقتی که به قلبم مراجعه می کنم آرزوهای نهایی معشوق های اصلی و غایی من چیا هستن .اگر یه برگ کاغذ به من بدن بگم خب بشین بیست تا از معشوق و بنویس بیست تا از آرزوهاتو بنویس ،اگر انسان اون آرزویی که می نویسه در راسش الله ،اهل بیت و جهاد باشه ما طبیعی هستیم کاملا طبیعی چون بی نهایت طلبیم داریم به سمت بی نهایت حرکت می کنیم نمی شه انسان با یک قلب بی نهایت طلب معشوق های موقت و محدود و دنیایی رو انتخاب بکنه اگر این انتخاب کرد معلومه منحرفه .مثل کسی بهش میاد دیپلم بهتره یا مثلا لیسانس بگه دیپلم بهتره، لیسانس بهتره یا دکترا بگه لیسانس بهتره معلوم عقل نداره و فسق داره طبیعی نیست این آدم طبیعی نیستش بنابراین نمی شه انسان معشوق بی نهایت رو یا اهل بیت رو که جلوه های کامل این معشوق هستند رو ببره در اولویت های بعد از معشوق های دنیایی. اینکه دوسشون داریم، ارادت بهشون داریم اما نه اینکه اصل باشن. اصل زن و بچه، اصل مال ،موقعیت دنیایی، اصل مقام ،اصل نمی دونم مدرک تحصیلی .همین کاری که نوع افراد بهش درگیر هستند .

داستان حضرت ابراهیم ع ،داستان عاشورا ،کربلا و داستان های دیگه که شما در زندگی انبیا در قرآن می خونین همه این حول این محور قابل تفسیر هستش یعنی انسان همیشه در امتحان هایی قرار می گیره که باید بین معشوق های زمینی و معشوق های جمادی ،گیاهی ،حیوانی و عقلی با معشوق انسان یکی رو انتخاب بکنه این جا ها انسان ها نمره می گیرن و تعیین تکلیف میشن. هیچ کسم نیست که این امتحان رو پس نده محاله جز سنت های لایتغیر الهی است مثل اکسیژن ،مثل هوایی که تنفس می کنیم امکان نداره نباشه محال هست که خداوند تبارک و تعالی از کسی در مراحل مختلف عمرش امتحان نگیره که ببینه آیا دنیا رو ترجیح می ده یا آخرت رو یا الله و اهل بیت و جهاد و ترجیح می ده یا دنیا رو. این درباره همه انسان ها وجود داره .درباره خدا خب حالا ما تو طول بحث هم شاید صحبت بکنیم در مورد اهل بیت هم همین طور و در مورد جهاد هم نکته مهمی است منبع من معرفی می کنم چون فکر نمی کنم دوره ما چون دوره ما دوره کوتاهی هست تعداد جلساتمون کم هست نمی تونیم به صورت مبسوط به این سه معشوق بپردازیم و حتما بعد از پایان جلسه پایان دورمون آخر دوره منابع رو معرفی می کنم که عزیزان در هر سه مورد چه در مورد عشق به الله چه در مورد رابطه با اهل بیت علیهم السلام چه در رابطه با جهاد اطلاعات کافی تو این زمینه بتونم به دست بیارم و البته نه به معنای اینکه جنبه مذهبی بخوایم بدونیم جنبه انسان شناسی این سه بحث رو بررسی بکنیم جنبه انسان شناسی رابطه ما با معشوق اصل مون اله مون چون همه انبیا بزرگترین حرفی که در قرآن زدنداین هستش( ما من اله غیر الله ) غیر خدا شما معشوقی ندارید دلبری ندارید همه انبیا آمدن همین رو به ما بگن شما لیاقت قلبتون الله هستش این شعار همه انبیاست که خداوند از زبان بیست و پنج پیغمبری که در قرآن اسمشون آمده این رو بارها تکرار کرده ( لا تدع مع الله من آخر لا اله الا هو) همراه خدا دنبال معشوق دیگری نباشید چون وجود نداره اصلا نه که هست و شما نباشید می گه اصلا الهی برای قلب شما در لیاقت شخصیت شما در تراز شخصیت شما الهی وجود نداره که شما بخواید دلبسته او باشید و وابسته به او باشید هچین الهی وجود نداره. (لا اله الا هو ) این خیلی مهمه خب در اتاق جهاد هم خیلی صریح ما مومن غیرانقلابی نداریم یعنی یه مومن داشته باشیم خیلی مومن باشه خیلی خوب باشه خیلی معنوی باشه خیلی عرفانی باشه ولی روح جهاد نداشته باشه یه دروغ بسیار بسیار بزرگه. قرآن به هیچ وجه هچین چیزی رو نمی پذیره که یک نفر مومن باشه و انقلابی و اهل جهاد نباشه خیلی صریح داره می می گه ( احب الیکم من الله و رسوله و جهادا فی سبیل الله)باید جهاد در راه خدا محبوب قلب انسان باشه بالاتر از همه معشوق های زمینی بالاتر از این چهار تا حالا الان اون حدیثی از پیغمبر خوندیم که:( من بکا علی الدنیا دخل النار) کسی که بر دنیا گریه می کنه جهنمی میشه این چهار تا بشه دنیا یعنی چهار تا یعنی کمالات جمادی، گیاهی ،حیوانی و علمی اینا موانعی هست که نمی ذارن انسان به عشق به الله و اهل بیت برسه خیلی وقتا کمک می کنم به اینکه انسان به عشق الله و اهل بیت و جهاد برسه بسته به این هست که انسان جهت دهی قلبشو چه جوری کنه. یه کسی عرضه داره از کمالات جمادی ،گیاهی، حیوانی، عقلی استفاده بکنه تا به عالی ترین درجات فوق عقلی خودشو برسونه بعضیا اینا خودشون میشن معشوق و محبوب برای انسان و بعد دیگه مانع میشن از اینکه انسان پرواز بکنه بهدرجات بالا برسه خدا رحمت کن حضرت امام( س): همون کسانی که در دوران دفاع مقدس خودشون و خانوادشون رو از معرکه دور نگه داشتن باید خود را برای جواب روز واپسین آماده بکنن حتی طلبه هایی که نرفتن جنگ رو امام توبیخ کرد و طلبه هایی رو که رفتن جنگ امام تمجید کرد ازشون طلبه ها و روحانیون که به جنگ رفتن اقال از پای علم باز کردن که به جهاد رفتن و اون هایی که نرفتن اون ها باید خودشون رو برای روز واپسین آماده کنن.

پس این نگاه غلط رو باید از ذهنمون بیرون کنیم که ما یه مرجع تقلید داریم خیلی مرجع تقلید خوبیه اساسا خوبش اینه که تو سیاست دخالت نمی کنه کاری علیه آمریکا اسرائیل نداره اگر سردار حاج قاسم ما رو بکش یه اعلامیه علیه قاتلینش صادر نمی کنه یه اعلامیه در تمجید این مقامی که کشور بهش مدیونه نمی نویسه این مرجع تقلید و اسرائیل هر جنایتی بکنه ایشون اصلا حرفی نداره آمریکا هر جنایتی کنه این مرجع تقلید هیچ اعلامیه اعتراضی حرفی اصلا نمی زنه خیلی آدم پاکی دیگه که اصلا با سیاست کاری نداره دخالت نمی کنه این قرآن قبول قرآن این مرجع فاسقه به تمام معناست .فاسق به تمام معناست مرجعی که هشت سال کشور درگیر جنگ درگیر جنگ یه اعلامیه علیه آمریکا صدام انگلیس نمی دونم برای دفاع از رزمندگان تشویق مردم به جهاد یه دونه اعلامیه این مرجع تقلید نمی ده این مرجع خودش فاسقه چه برسه به مقلدینش هیچی هیچی علیه دشمنانی که به این کشور حمله کردن کاری نمی کنه همین نشسته سر جای خودش عافیت طلب به اسم دین به اسم معنویت به اسم عرفان آنم این خیلی مسخره است قرآن پرده رو از چهره نفاق این جور افراد می زنه کنار می فرماید اگر الله و اهل بیت و جهاد در راه خدا برای شما محبوب تر از اون هشت تا نیستن (وفَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿۲۴﴾ ) خیلی صریح پیامبر اکرم ص فرمودند :(مَن ماتَ و لَم يَغْزُ ، و لَم يُحدِّثْ بهِ نَفسَهُ ، ماتَ على شُعْبَةٍ مِن نِفاقٍ ).حديث کسی که جهاد نرفته باشه یا آرزوی جهاد نکرده باشه چون بعضی وقتا آدما خیلی دوست دارن برن جهاد اما امکانش براشون واقعا وجود نداره ولی آرزوش که نمی تونن نداشته باشن که چون خدا با قلب کار داره .الان من عذر دارم جبهه نمی تونم برم مریضم عذرشرعی دارم جنگ نمی تونم برم خیلی خب ولی تو دلت چی تو دلت اگه عذر نداشتی می رفتی واقعا یا این عذر یه بهانه شده برای اینکه تو نری .پیامبر فقط کسی که آرزوی جنگیدن و جهاد و نداشته باشه (مات علی شعبه من نفاق) منافق از دنیا میره مسلمان از دنیا نمیره .جاودانه اید شما بنابراین معشوق جاودانه باید پیدا کنید معشوقی که با تو بیاد تا همه عمرت نه ولت بکنه وسط راه و تو دست خالی بمونی پس این سه تا خیلی مهمه در مقوله انسان شناس وقتی می گیم تمدن نوین تمدن نوین :تمدنی هست که در این تمدن انسان ها فاسق نیستند باطن انسانی دارند طبیعی زندگی می کنند مردم این تمدن مردم این تمدن اشتباه نشه وقتی به تمدن نوین فکر کنیم که ما باید مثلا دوباره یه همچین اشتباهی که مستکبرین و مدرنیته کردن بکنیم بگیم خب حالا می خوایم پزشک مونو رشد بدیم مکانیک مونو رشد بدیم فیزیک و شیمی مون رو رشد بدیم ادبیاتمون هنر و اینا هست اما تمام این ها در تمدن نوین با اینکه در حد اعلی قرار داره اما انسان ها مهم اند. انسان هایی که در تمدن نوین هستند دیگه فاسق نیستن یعنی یه کشور یه جامعه ای وجود داره که تو اون جامعه مردم طبیعی زندگی می کنند عشق به الله عشق به مظاهر تامه الله و عشق به جهاد راس همه معشوق های اونا و آرزوهای اوناست. این تمدن نوین جامعه اسلامی ولی الان جامعه مون اسلامی نیست جامعه ما جامعه مسلمانی یعنی مسلمون ها رفتن یه جایی یه جامعه تشکیل دادن جامعه مسلمانی غیر از جامعه اسلامی.در جامعه مسلمانی اذان می گن اقامه می گن ازدواج می خوان بکنن خطبه داره بعضی از ظواهر دین رو رعایت می کنن مسجد دارن یه سری شئونات رعایت می کنن ذبح گوسفند می خوان بکنن گاو میان بکشن بسم الله میگن عذر شرعی دارن اینش میان جامعه چی جامعه مسلمان مسلمون ها جمع شوند. ولی جامعه اسلامی کاملا فرد در جامعه اسلامی مردم معشوق هاشون در مهندسی آرزوها و مهندسی معشوق ها کاملا موفق اند این جامعه است که وقتی به وجود میاد دیگه برای ظلم ،تبعیض ،درش فساد درش بدجنسی درش تجاوز وجود نداره این جامعه میشه جامعه اسلامی تمدن اسلامی میشه. ولی خوب من خارج از کشور تدریس دارم برای دانشمندان رشته های مختلف موقعی که میگم در دین ما پیامبر ما گفت اگر می خواید یه نفر چقدر مسلمان و مومن ببینید چقدر عشق به همسر داره می گه خوب ما باید بریم جامعه شما رو ببینیم ببینیم تو جامعه شما عشق به همسر چه جوری آمار طلاق تون چه جوری اورژانس آدم خجالت می کشید میا جامعه ما دین ماست جامعه اسلامی این جوریه ولی جامعه ما جامعه اسلامی نیست جامعه مسلمانی است .چی بگیم بهشون بگیم از پنج تا ازدواجمون چهار تا شکست می خوره چی بگیم بهشون حرفی نداریم بزنیم پس بنابراین این ها رو باید کاملا فرق قائل بشیم در انسان شناسی قرآنی انسان اینه : خیلی صریح خدا داره بیان می کنه شوخی هم نداره با کسی قل خیلی تند آیه خیلی قاطع قل به همه بگو اگر اون هشت تا پیش محبوب تر از این سه تا هستن شما دیگه فاسق اید طبیعت شما طبیعی بودن شما انسان بودن شما زمانی است که شما خدا اهل بیت و جهاد در راس همه معشوق باشن یعنی اگر کاغذ دادن نوشتی به طور طبیعی وقتی داری می نویسی معشوق هاتو بچه هات هم یه جوری تربیت کن که انسان باشن نه اینکه مثلا بچه من خیلی خوبه من خیلی آدم موفقی هستم حالا بچه تون الان دیگه موفق هستم بچه چه بچه الان پنج تا بچه دارن همشون درس می خونن همم تو آمریکا و انگلیس دارن درس می خونن یکی مدیر کل فلان جاست نمی دونم معاون وزیر یکی نمی دونم سفیر یکی شونم که.... کمال انسانی تربیت موفق کردم بچه ام الحمد دیگه الانم فوق لیسانسش رو گرفته ارشدش رو گرفته دکتراش رو گرفته فوق دکتراش رو گرفته این توفیق نیست این توفیق بخش علمی بخش عقلیه خوبه ارزش داره نورانی هم هست خوبه ولی بچه تو اگه الان بره میره بهشت یا نه اینو بگو بچه تو که اگر متولد بشه با وفات به برزخ کجا میره تمام امکانات لازم رو برای حیات جاودانه داره یا نداره بچه ات گیر می کنه اون جا پس تربیت باید دقیقا زیرمجموعه انسان شناسی قرآنی و انسان شناسی اسلامی باشه .خوب حالا سوال این هستش که ما از این مسئله باید بفهمیم که داستان خلقت انسان چیه می خوام راجع به هدف خلقت یه مقدار صحبت بکنیم یعنی چه جوریه که ما خدا می گه که شما زمانی که عاشق من اهل بیت و جهادید انسانید دلیل طبیعیش که گفتم چون ذاتا انسان بی نهایت طلبه بره به سمت معشوق بی نهایت خوب داره درست میره دیگه داره میره بی نهایت رو جذب کنه اما این بی جذب کنه یعنی چی حرکت به سمت بی نهایت یعنی چی عشق به الله قراره ما رو به کجا برسونه ؟این در ساختار هدف خلقت طراحی شده در هدف خلقت خداوند هدف خلقت انسان رو خیلی والا فرمودن و یه مدال افتخار در گردن انسان ها قرار دادن می فرماید که من متاسف هستم که در تفاسیر و کتاب ها متأسفانه به این آیه خوب پرداخته نشده خیلی ضعیف این آیه از کنارش رد شده در این آیه همه داستان خلقت انسان هنوز تو یه دونه آیه گنجانده شده.((وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)) همه این رو بلدن من نیافریدم جن و انس رو الا لیعبدون بدون (ن) کسره را داشته باشید الا لیعبدون یعنی عبودیت منو داشته باشید و نه عبادت دقت کنید این تفسیر غلط ترجمه غلط کار دست همه داد لیعبدون یعنی بندگی نه عبادت.عبادت به شکل نماز روزه حج بخشی از این بندگی اشکالی از این بندگی است اما بندگی این نیست .بنده یعنی چی یعنی بنده است این مولاست این بنده است بنده یعنی چی یعنی یه کسی که هیچ منیتی در مقابل مولا نداره محض اطاعت عین تبعیت این رو بهش میگن بنده. و به کارش می گن به این می گن عبد یعنی از خودش اراده ای نداره و ذوب در مولای خودش هست هر چی مولا می گه می گه چشم هر چی می گه چشم خوب پس ما با جریان عبد و ملا سرو کار داریم( ما خلقت الجن و الانس الی لیعبدون )مگر اینکه عبودیت منو داشته باشن حرفای منو گوش کنن خوب شما در نظام عبودیت چی داری به محض می گویید عبودیت یعنی یه رب وجود داره یه مولا وجود داره یه عبدی وجود داره خوب یعنی چه جریانی وجود داره یعنی جریان پرورش وجود داره.

از این جا یه اسم از الله ما می گیریم بیرون اون که الله از الله یه اسم میاد بیرون تا مگه لیعبدون الله تبدیل میشه به چی تبدیل میشه به رب تبدیل میشه به رب دیگه از این جا با اسم رب ظهور می کنه که تو قرآن پره ولی متأسفانه تو تفاسیر ما نه معلم ما خوب به این نکته خوب پرداختن وقتی از الله اسم رب استخراج میشه داستان خیلی اوج می گیره خیلی اوج می گیره اگر در حد الله بمونه ما گیج و گنگیم ولی نه میگه الله ربه تا میگه الله ربه یعنی چی یعنی پای عبودیت و ربوبیت وسط هست آقا شما الان تو این کشور تو شهر خودتون میرید ببینید که صدها باشگاه زده شده باشگاه فوتبال باشگاه والیبال باشگاه انواع ورزش فنی حرفه هنری تربیت بدنی زبان نمی دونم یه عالم باشگاه دانشگاه زده شده معناش چیه معناش چیه ما برای چی باشگاه می گذاریم یه نفرشون باشگاه می زنه یا یه نفر چرا میره تو یه باشگاه ثبت نام می کنه آشپزی خیاطی گلدوزی سرمه دوزی مروارید بافی نمی دونم تایپ رانندگی این معناش چیه معناش این است این شخص تو خودش یه کمالی استعدادی می بینه و می گه این کمال و استعداد باید پرورش پیدا بکنه و من نیاز به مربی دارم می گردم بهترین مربی رو پیدا می کنم پول میدم وقت می ذارم میرم ثبت نام می کنم هر چی مربی گفت گوش می کنم تا شبیه مربی بشم دقت کردید چی شد میرم کلاس تحت نظر مربی تا شبیه کی بشم شبیه مربی بشم می خوام برم شبیه مربی بشم می خوام برم اون کمال مربی رو دریافت بکنم منم مثل اون بشم شما الان آموزشگاه زبان زدید بچه فرستاد آموزشگاه زبان شش ماه فرستادیش کلاس زبان ازش چه توقعی داری بعد شش ماه بعد یک سال توقع داریم بچه راه افتاده باشه زبان بلد باشه بتونه حرف بزنه درسته بچه های خودتون بچه خودتون که الانم الحمدلله ببینم سرو صدای بچه های کوچولو هستش چقد صفا می ده به فضای اردوی ما دو سال سه سالش که میشه چهار سالشه شما انتظار دارید این حرف بزنه بتونه مثل شما حرف بزنه اگه حرف نزنه نگران کننده است چون فکرش یاد می دی مدرسه فوتبال مدرسه والیبال مدرسه بسکتبال بچه تو فرستادی رفته رانندگی بعد هی پول ازت می گیره پول بده کلاس رانندگی برم بیا این پول بعد یه دوره دو دوره سه دوره بعد میگی خوب بابا بشین پشت ماشین ببینم هیچی . تو کامپیوتر بلدی که آره بلدم خوب بیا روشن کنین و گفت نه دیگه انقد انقد بلد نیستم با این پولو هدر داده الان این چند دوره پول گرفته از شما به رانندگی یاد بگیره خب بالاخره شما توقع دارید بعد از دو دوره کلاس بتونه پشت ماشین بشینه تو خیابون راحت با امنیت بره درستم هستش خدا تا میگه من این جهان را آفریدم تو را آفریدم برای اینکه عبودیت منو کنی یعنی چی یعنی شبیه من بشی تمام ماجرای خلقت با استعدادی که خدا به انسان داده همینه در نظام خلقت عشق به الله باعث میشه انسان کمالات بی نهایت خدا رو جذب بکنه و اسما الهی قوای الهی رو دریافت بکنه خودش شبیه الله بشه.

توجه کردی کسی نگه خب حالا این نماز به چه درد می خوره روزه به چه درد می خوره الان نباید تو زندگی ما نباشه حج نباشه همینا همین ها بخشی از اون عبودیت حرف گوش کن تا مثل خودش بشی آقا مقوله رو داره خودش تعریف ریاضی می کنه می گه من ربم رب یعنی مالک مدبر ترجمه رب یادتون نره رب واژه اش یعنی مالکی که تدبیر کننده است هم مالک توست و مالک همه جهان هم ربوبیت تو رو به عهده داره داره تو رو پرورش میده به اندازه خودش می خواد یک کسی مثل خودشو تربیت کنه تو قرآن خیلی صریح می گه من می خوام خلیفه تربیت کنم( انی جاعل فی الارض خلیفه) من این جهان و آفریدم خلیفه جانشین یعنی مظهر من این جهان رو این خلق رو آفریدم تا آدما شبیه من بشن به این کمال برسن خیلی بزرگه آیه خیلی عظمت داره این آیه اصلا یه ترانه است.پذیرفته شده باید حرف و اساتید گوش بکنه تبدیل بشه الان تو باشگاه یه نفر میره تو باشگاه یه شاگرد به چه درجه ای موفق هست میزان موفقیت شاگرد به چیه به میزان عبودیتش .الان یه شش ماه آموزش میدن اونا که حالا مثل خود من ورزش رزمی کار کردم یه شش ماه اول میره دوره عمومیت بعد یه امتحان ازت می گیره بعد از امتحان می گن خوب حالا شما یه خط زرد به کمربند سفیدت اضافه می کنی دوباره یه مدت آموزش اگه خوب تمرین رو انجام داده باشه استادم می فهمه تو راست می گه یا دروغ می گه پاتو باز کن ببینم صد و هشتاد درجه هست یا نه باید خودش بلند بشه چند تا ضربه کاری وحشتناک به شکمت همه جات می زنه ببینه تو بالاخره جون داری یا نه لگد رو بزنه استاد مشت رو بزنه می فهم تو تمرین کردی یا نکردی ببینمت میزنه محکم تو تربیت بشی بعدا باید تربیت بشه با مفت خوری و نمی دونم هر چی دلت خواست بخوری و اینا جور درمیاد یه اندام باید سفت بشه کار نکردی آقا کار نکردی برو روز امتحانم میاردت جلو همه ازت امتحان می گیره سه چهار نفر هم می اندازه به جونت میگه بریزید سرش بزنیدش تو باید چهار نفر رو بتونی هم زمان بزنی بعد خیلی خوب حالا اگه تونستی بکنی یه خط اضافه کن دوباره یه خط اضافه کن دوباره بعد از یه مدتی میگه حالا کمربندتو عوض کن سفید رو بکن دیگه عوضش بکن بکنه زرد دوباره این داستان و تمرینا و امتحانات و آزمایشات و کتک خوردن ها و ورزش ها و زجر کشیدن و ریاضت ها ادامه داره تا این بشه قهوه ای دوباره این داستان همین جوری ادامه داره تا بشه سیاه سیاهت می کنن سیاه ببندی سیاهت می کنن تازه سیاه شدی می گه خوب حالا شروع کن دان یک دان دو برو حالا حالا تا دان ده.اینکه یک دفعه عکسشو زدن اون الان مثلا قهرمان پوستش کنده شده تا رسیده به اینجا قهرمان جهان الان وزنه بردار کشتی گیره نمی دونم پوستش کنده شده.خانم اومده بود تلویزیون می گفت ده ماه شوهرمو ندیدم بچمو ندیدم ده ماه تو اردوگاه فقط کار کردم اومدم مسابقات جهانی امتحان دادم و حالا رد شدم گریه می کرد آقا باشگاه باشگاهی که تو شوهر داری بچه داری مربی با این چیزا کار نداره یه خانم اومدی مسابقات جهانی باید باشگاه باید بیای تمرین باید بیای اردو تو کشور خودتان کشور دیگه باید بری اون جا تموم .ما همه چیو در مورد این بقیه دستمو نگاه کنید جمادی، گیاهی ، حیوانی، علمی اینو قبول داریم. مادر پا می زاره روی عاطفه اش میگه عزیزم قبول شدی آمریکا برو برو پدرم همین طور پدر می گه من پدرم در میاد خودم پدرم ولی پدرم در میاد میرم کار می کنم پول می فرستم برای تو که تو یه چیزی بشی معلوم نیست به درد بخوره نخوره پا رو عاطفه اش می زاره ولی وقتی که نوبت بخش انسانی میشه ما جدی نیستیم یه سری داستان خالکوبیه همون بنده خدا گفت میخوام خال بکوبم شیر بزنم چیه اولین سوزن زد آخ این کجاش بود این یالش بود یال نمی خواد آخ این کجاش بود این شکمش بود آقا شکمو نزن ولش کن آخ این کجا بود این دمش بود دم نمی خوادش ما داستانمون تو بخش حیوانی انسانی اینه چون خودمونو انسان قبول نداریم و یه زن و مرد بیشتر می دیم وقتی که نوبت امتحان هایی که مربوط به بخش جاودانگی ما میشه میشه اصلا نمی فهمش چیه میگیم این برای چیه خدا چرا باید این کارو بکنه بابا مربی دیگه تو بخش های دیگه پوست تو رو می کنن هیچی نمی گی کاملا اطاعت می کنی فلسفه ش نمی فهمی استاد میگه تو این کار کن تو حق نداری از مربی از استاد بپرسی فلسفه ش چیه توهین وقتی شما سوال بکنید شما برو به پزشک بگو برای چی نسخه رو نوشتی این شربت برا چی نوشتی چرا نوشتید دو میلی گرم شاید نوشت نصف قرص شاید نوشت یک چهارم قرص جرات داری از یک پزشک سوال کنی پرتت میکنه از مطب بیرون . میگه پانزده سال بیست سال درس خوندم رسیدم به تو که به من بگی چرا یه چهارم قرص نوشتی خوب تو هم برو درس بخون تا اینو بفهمی حرف نزن گوش کن من پزشکم تو نمی دونی من می دونم تو نمی دونی تموم. خدا هم همین روش در قرآن(( وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم)):چه بسیار چیزایی که بدتون میاد در حالی که به نفعتون و چه بسیار چیزایی که خوشتون میاد به ضررتون هست خدا می دونه و شما نمی دونید.

لذا پیامبر فرمود ایها الناس ای مردم خدا چون طبیب است و شما چون بیماران است و صلاح طبیب در آن چیزی است که صلاح بیمار در آن چیزی است که طبیب می داند نه در آنچه که بیمار به زور از طبیب می طلبد ما خیلی وقت به خدا می گیم خدایا تو برای ما این جوری تقدیر کن خدایا به ضررته به نفعت نیست این اینجاست که انسان با خدا درگیر میشه می گفت یه سال رفتم امام رضا اصرار کردم این پسره رو به من بده الان هفت سال است به امام رضا می گم بگیرش برای چی دادی الان این جوریه ما میریم نذر و نیاز و اینها می گیریم و خیلی وقتها میان به ما می گن استاد نمی شه مثلا شما یه کاری کنی مثلا یه چیزی مثلا بچه می خواد دختر شه میاد پسر بشه به نظر شما چی راضی باش به قضای الهی می گفت خدا شاید شش تا دختر داشتم از همشون خیر می دادم انقد گریه کردم که یه پسر خدا پسر داشت الان نفرینش می کنم .داستان ما با خدا اینه خدا میگه من می دونم شما نمیدم بسه یا نه من می دونم من مربی ام همین گوش کن دیگه خوندی اگه حرف گوش می دونی چی میشی شبیه خودم میشی با احمقانه ترین : خدا نماز ما به چه دردش می خوره روزه ما به چه درد می خوره چرا تو این آیه گفته (( ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ))آقا کی گفته عبادت ،عبودیته. عبودیت یعنی حرف گوش کن عبادتم بخشی از اون با همون شیوه ای که خودش میگه نه شیوه ای که تو می خوای هر جور که خودش می گه باید انجام بدی ورزش رزمی آقا وقتی مشت مشت و می زنی باید این دستت با این جا عمود باشه یه ذره پایین تر یا بالاتر مچ می شکنه باید یه جوری بزنی ضربه رو با تمرین کن که این ضربه رو درست بزنی تمرین کن که این لگد رو درست بزنی چشم چشم بیا نی یاد بگیر یاد بگیری بیا استاد برو دندونت رو بکش آقا دندونم رو بکشم به زیبایی ام لطمه می خوره میگه برو تو شاگرد نیستی من دارم بهت می خوای نی بزنی باید این جوری بزنی تموم شد می خوای هنرمند بشی یا نه حرف گوش کن .آواز تمرین کنی حق نداری هر غذایی بخوری دیگه این غذاها رو برا گلوت ضرر داره برای حنجره ات ضرر داره چشم .ما موقع که راجع به کمالات چهارگانه بشه چشم گوی مون خیلی خوبه تا جایی که خانواده ناموس بچه همه رو حاضریم بذاریم کنار به خاطر اون حرفه ولی وقتی نوبت خدا میشه نوبت بخش انسانی میشه دیگه زورمون میاد چون نفهمیدیم برای چی به دنیا اومدیم چون به جای اینکه خودمونو انسان معنا کنیم یه زن معنا کردیم یه مرد نهایت یه عقل معنا کرد یه فرشته تو بخش انسانی حاضر نیستی تو دیگه این جوری عاشورا رو نمی فهم این جوری(( ان الله شاء ان قتیلا ))حسین خدا می خواد تو رو کشته ببینه چشم(( ان الله شاء ان سبا ........ ))خدا می خواد همه اینا رو اسیر ببینه چشم با همه هم خوشحالن همه هم شاداند چون دارن برای مولاشون کار بکنن همه چیشون رو آوردن هدیه کنن به مولاشون ((کلما عشددت علیه مر و لونا ....))هر چقدر کار سخت تر بشه به امام حسین امام حسین خوشحال تره شاد تره اصحابش هم این طور هستند یه چیزایی اینا برای اشک ما را دربیارند و مداح خوبی بود چقدر اشک درآورد یه سری مزخرفات قاطی این روضه ها کردن حالا زینب گفت چقدر جای بدیه این جا این جا کجاست آوردی ما رو نمی دونم ما رو برگردون ما نمی خوایم مارو حتما برگردیم خونمون ما این جا چی این حرفا کدومه؟ آنقدر از این زهر ماریا قاطی ماجرای امام حسین بابا زینب یک کسیه که وقتی که داره بچه هاش جلوش تیکه تیکه میشن از اینکه داره اینو هدیه می کنه به خدا خوشحاله توش خشونت نمی بینه توش بی رحمی نمی بینه از نظر قاتل چرا ولی از نظر واقعیت داره برای خودش اتفاق می افته این خوشحاله داره هدیه می کنه بچشو این ابوالفضل که میاد تو کربلا می گ به برادراش مگه شما زودتر از من برید من می خوام ثواب شهادت برادرانم رو فدا کردن برادرانم رو به خدا ببرم اینا همه اومدن تو قمارشون به خدا ببازن اومدن هر چی دارن هدیه کنن به معشوقشون لذا امام باقر ع فرمود : لم یجدو علم الحدید.اینا اصلا وقتی شمشیر می خوردن نیزه می خوردن تیر می خوردن درد نداشتن و مست بودن عزیزان تو این جلسه هستن می تونن شهادت بدن که تو جبهه من که تو عملیات عرض کردم من همش خط اول بودم نفر اول بودم کارم این جوری اقتضا کرد یه بار ندیدم یه رزمنده تیر بخوره ترکش بخوره دستش قطع بشه پاش قطع بشه ناله کنه آخ بکشه یا حسین یا زهرا یا اباالفضل یا الله اصلا مست بودن اینها مست به خدا مست بودن چه اونا چه مدافعین حرم شما شهید صدرزاده رو نگاه کنید لحظات آخر چی با مناجات با خدا و عین امام حسین داره اقرار به ضعف در عبودیت می کنه خدایا ما بنده خوبی نبودیم تموم میشه عشق به خدا هدیه به خدا عبودیت فرمولش رو یادداشت کنی العبودیت امام صادق ع جوهره کنه هر ربوبیه یه بار دیگه بگم(( العبودیت جوهره کن هر ربوبیت )) عبودیت گوهری است که باطن اون ربوبیت باطن اون ربوبیت یعنی ظاهرش تو می گی چشم ولی باطنش که داری آقا می شی مثل همه باشگاه های دنیا شاگردا تو باشگاه همه می گن چشم یعنی چی این چشم گفتن هاشون یعنی چی یعنی این داره مربی می شه این داره آقا میشه ما اینو بفهمیم بفهمیم که شما هر چی به خدا بگی چشم چونه نزن راجع به حالا این دوتا تار مو معلوم (مَن لَقِيَ اللّه َ بغيرِ أثَرٍ مِن جِهادٍ لَقِيَ اللّه َ و فيهِ ثُلْمَةٌ .)حديث هر کس از دنیا بره اثر جهاد تو زندگی ظهور نداشته باشه حالا جهاد نظامی جهاد علمی جهاد اقتصادی جهاد سیاسی جهاد اجتماعی اثر جهاد تو زندگی وجود نداشته باشه و این خدا رو ملاقات می کنه در حالی که ملاقاتش ملاقات معیوبی هست ملاقات خوشایندی نیست وقتی با خدا روبرو می شه چون هیچ وقت حاضر نشده به خاطر خدا جهاد بکنه حاضر نشده به خاطر خدا از دنیاش بگذره یه آدم تن پرور منافق در قالب اینکه من مسلمونم دین دارم مرجع تقلید دارم افراد بزدل این جوری و فاسقه این جوری مرجع فاسق انتخاب می کنن می رن برای اینکه خودشون عذاب وجدان خودشون رو تسکین بدن خمس شون رو هم قشنگ می رن به این آقا میدن ما چقدر متدینیم ببین ما نماز می خونم روزه می گیریم حج میریم الان زیارت می ریم همین کارهایی که عافیتی توش هست خطری نداشته باشه. مرجع تقلید هم دارم اینم مرجع تقلید منه و مخصوصا میره مرجعی انتخاب بکنه که او رو درگیر با مقوله های فداکاری و جهاد و اینا نکنه خدا هم اصلا همچین کسی رو نمی پذیره در حریم خودش به عنوان یک انسان برای همین شما در برخورد با اهل بیت و خدا، خدا این رو به عنوان یه شرط اصلی نه نماز روزه اینا شرط اصلی نمیاره خدا ولی وقتی می رسیم به جهاد جهاد و شرط اصلی میدونه نه شرط اصلی همینه جهاد شاخصه عشق به الله عشق به اهل بیت عشق به جهاد بقیش تو رتبه های بعدیه. مگه میشه انسان عاشق یه کسی باشه و با دشمنش کنار بیاد عشق و نفرت دو روی یه سکه هستن سکه یه رو اعتبار نداد تولی و تبری دو رویه یه سکه هستند شما نمی تونی بگی من عاشق الله هستم و دشمنانش بسازی با دشمنانش سبک زندگی اونا رو قبول بکنی با اونا بسازی دوسشون داشته باشی اصلا نمی تونی یه دروغ بزرگه امکان نداره حالا من عاشق خودم عاشق اهل بیتم بعد بری فرهنگ دشمنش رو قبول کنی .پیامبر فرمود کسی که علاقه داره در سرزمین شرک زندگی بکنه در سرزمین خودش مشرک .دیگه ملاک دوست داری تو ایران زندگی کنی یا تو خارج از کشور ملاک این کاملا ملاک مهمی هستش ما این همه آدم داریم ادعای ایمان می کنن ادعای تقوا دارن بچه هاشون همه اون ور آب ان اصلا تو لیاقت خودشون نمی بینند که بچه هاشون توی کشور خودشون زندگی کنن درس بخونن زیر نظر اساتید این کشور این مرز و بوم درس بخونن خو ب خلایق هرچه لایق خلایق هر چه لایق .هر کس علاقه داره اون طرف پیامبر فرموده هر کس دوست داره اون ور زندگی بکنه مشرک دیگه مومن نیست یه موقع یه ضرورتی اقتضا بکنه من باید یه تخصصی رو یاد بگیرم بعد بیام تو کشور خودم اونو انجام بدم پیامبرم تا مبعوث شد دو تا از اصحابش رو فرستاد ایران گفت شما برید جراحی یاد بگیرید ایران برگردید عیبی نداره آدم بره یه تخصصی بخواد بره یاد بگیره بیاد به کشورش خدمت کنه جهاد خودش. اما اینکه من شیفته اینم که برم خارج زندگی بکنم گروه خونم با این منطقه فطرت مدار نمی خوره با این منطقه الهی اصلا روحم جور درنمیاد روحم منطقه طبیعت گراها رو می طلبه فاسقا رو می طلبه کشور فسق رو می طلبه خوب نشون میده تو شخصیتت همینه .انسان ها بر اساس شخصیتشون انتخاب می کنن دستمو نگاه کنید شما جمادی باشید گیاهی باشید حیوانی باشید عقلی یا فوق عقلی انتخاباتون هم رنگ خودتون رو داره مردن تون هم رنگ خودتون داره( مرگ هر کس ای پسر هم رنگ اوست )انسان همه چیش با قلب شه قلب شما بردارید دیگه ملاک تشخیص ندارید. قرآن تمام قیمت یه آدم حتی رو عملم نمی بره قرآن اول قلب آرزوهات معشوق هات چیا هستن قیمت توام همون هاست .خیلی سریع انقدر صریح این آیه که خدا با قل بهش می هر جای قرآن قل هست هر جای قرآن قل می گه یعنی میخواد به تو یه شاه کلید بده اعلام عمومی قل.تا گفت قل یعنی باید عمومی اعلام بشه باید عمومی اعلام بشه یه شاه کلیدی بخواد بهت بده دیگه( قل ان کان آبا ئکم و ابنائکم........‌‌ ) به همه بگو که این معشوق ها اگر محبوب تر هستن نزد شما از الله اهل بیت و جهاد شما دیگه طبیعی نیستید و چقدر خدا انسان رو تو این آیه تکریم کرده خدا می گه طبیعت تو طبیعی بودن تو موقعی که عاشق منه و عاشق اهل بیت حالا چراشو بیشتر توضیح میدم.چراش که توضیح دادیم یعنی چون بی نهایت اینا مظاهر بی نهایت شما بی نهایت زمانی که بی نهایت طلبی طبیعی هستی وقتی محدود طلبی که طبیعی نیستی چون قرآن می فرماید شما جاودانه هستید عمر شما به اندازه عمر خداست هشتاد بار قرآن جاودانگی رو تذکر میده به انسان شما انتهایی ندارید مرگی ندارید درسته ازلی نیستید اما ابدی که هستید.آدم باید بخونه باهاش برقصه بخونه باهاش کیف کنه (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) عبودیت منو داشته باشن که شبیه خودم بشن به قدرت خودم برسن. این رو خدا رحمت کنه حضرت امام س در کتاب نمازشون یه حدیث میاره از پیغمبر فوق العاده زیبا این داستان خلقت انسان رو بیان می کنه می فرماید مومن وقتی که وارد بهشت می شه با یه تشریفات خاصی که الان وقت نیست ای کاش فرصت بود من تشریفات براتون می گفتم خیلی لذت بخش تشریفات اومدن فرشته های الهی و دادن این نامه خیلی داستانش قشنگه اما بالاخره میرسونه خودشو با یه تشریفات خیلی مفصلی اجازه پیدا اجازه پیدا می کنه یعنی دقت کنید پیغمبر می گه مومن اجازه میده به نماینده خدا اونم بعد از مدت ها که بیا ببینم چی کار داری نماینده خدا میره یه نامه میده به مومن مومن با همون تعریفی که تو این دو تا آیه کردیم دیگه سوره عصر آیه بیست و چهار سوره توبه یعنی کسی که در تمام عمرش سه تا معشوق رو در راس عشق هاش نگه داشته. نامه اینه بسم الله الرحمن الرحیم من آهسته می گم اگه کسی می خواد بنویسه ننویسی البته بهتره فقط گوش بکنی بسم الله الرحمن الرحیم .نامه اداری تنظیم شده از ب اگه اداری هست از و به کیه از کیه خدا به بنده از به بسم الله الرحمن الرحیم ((من الحی القیوم الذی لایموت )) این کیه از زنده پایداری که هرگز نمیرد الی کیه الی الحی القیوم الذی لا یموت گرفتی چی شده یا نه من الحی القیوم الذی لا یموت ال الحی القیوم الذی لا یموت

تمام خلقت تو یه دونه از و به نامه خدا گفت از زنده پایداری که هرگز نمی میرد به زنده پایداری که هرگز نمی میرد یعنی یکی شدیم بعد اون روش این تبدیل یه عبدی که اوج ضعف و با اسم مبدل خدا که خلیفه شده اینو خداوند تو عنوان نامه میاره( عبدی علیک منه السلام )ببین همه رو برد به عبودیت بنده من از من به تو سلام باد تمام شد سلام می دونین یعنی چی : اونایی که حالا ما تو اسما الله توضیح دادیم به مباحث اسم الله مراجعه کنید. سلام یعنی وقتی خدا به کسی بگه سلام سلام یعنی تو برای همیشه در امنیت و سلامت برای ابد خودش میشه سلام اصلا خدا اون شخص میشه مذهب سلام عبدی علیک بنده من از من به تو سلام ببین رفت روی عبودیت پس بالاترین شرافت یک انسان موقعی هستش که به عبودیت خدا پذیرفته میشه و بدترین حالت انسان زمانش از عبودیت فاصله میگیره شقاوت انسان نکبت انسان زمانی است که عبودیت نداره .اگر در دانشگاه خدا پذیرفته شدی تو کنکور خدا پذیرفته شدی به عنوان عبد جشن باید بگیری عبدی علیکم منه السلام بعدها نتیجه چی میشه(( کنت اذا اردت و شی عقول و له کن فیکون)) من خدایی هستم که هر چه اراده کنم همان خواهد شد(( و جعلت الیوم الشئ عقول کن فیکون )) امروز تو رو مثل خودم قرار می دم که هرچه اراده کنی همان خواهد شد این مقام انسانی بهشت نیست ها بالاتره می گه تو هر چی اراده کنی همان برای همین قرآن می فرماید اساسا معماری بهشت فقط یه پیشنهاد اولیه است معماری بهشت در اختیار مومن هست هرجا بخواد بهشت رو تغییر می ده همه چیشو میتونه تغییر بده با اراده خودش(( عین یشرب بها عباد الله یفجرونها....))چشمه ای که بندگان خدا از او می نوشند اما یفجرونها فاعلش کیه و چرا نه مومن هر جا بخوانید چشمه هست همه چیز بهشت تابع اراده است لذا امام باقر ع فرمودند در بهشت مومن سفارش دهنده نیست اراده کنند است یعنی این جوری نیست که بره لم بده روی تخت هایی که حالا قرآن داستان تخت رو مفصلا می گه متکعین علیه متقابلین یطوف علیه ولدانون مخلدون این جوری نیست که به لم بده اون جا بگه فلان چیز رو برای من بیارید اراده می کنه تمام. هر چه اراده کنه بدون زمان در نزدش حاضره این میشه انسان مقام انسان. نه اینکه بریم بهشت اون جا نمی دونم غذا بخوریم شراب هست نمیدونم حوری هست این ها را که حیوانات هم دارن دیوانه ها هم دارند کودکانم دارند بهشت اصلا امام کاظم فرمود بهشت مال شماها نیست مال بدن هاتون هست بدن هاتون پاداشی غیر از بهشت نداره خود انسان خود انسان .انسان فقط یک پاداش داره اون عشق و قرب به خدا انس به حق تعالی است . این قیمت انسان این مقام انسان الان شما نگاه کنید به این داستان کنکور چه ماجرایی باهاش هزاران فیلم ساختند وصدها فیلم ساختندکه این طرف دوست داره قبول شه توی کنکور الان یه نفر قبول شد کنکور یه ماجرایی کنکور قبول شده یا نه همین الان بچه ها درگیرن خب کنکور قبول شد که اول بیچارگی شه بعد ارشد قبول شدی یا نه ارشد ارشد قبول شدی دکترا پذیرفته شدی دکتر دکتری پذیرفته شد یعنی چی تو جامعه ما وقتی می گیم دکترا پذیرفته شده یعنی یه ارزش یعنی این بنده خدا پذیرفته شده برای مقامات علمی بالاتر ولی سخت تر از ارشد سخت تر از لیسانس یعنی این داره یه اوجی می گیره که پذیرفته شده تو دکترا ولی برای عبودیت بالاتر وقتی لیسانس برای مدیریت باشه چی میشه حالا نمی دونم یه ذره دست من بالا باشه چی میشه حالا اونجوری باشه چی میشه حالا اونجوری مثلا مرد طلا دستش بکنه چی میشه نمی دونم چه حقی داری در مورد احکام در مورد دستورات خدا با خدا یکی به دو بکنی و علمش رو داری تو اگه دانشش رو داری که راجع به این حرف می زنی دانش داری با خدا حرف می زنی چونه می زنی راجع به احکام و فلسفه احکام چی می فهمی تو از فلسفه احکام که با رب خودت یکی به دو می کنی .آقا شما هشت هزار سال سابقه پزشکی دارید هشت هزار سال بشر هشت هزار ساله داره از یه بدن اطلاعات و علم دریافت می کنه این بدن کی آفریده تو که بهت میگن دکتر مهندس از کجا شدی دکتر مهندس از مطالعه جلوه های ریاضی این شخصه خوب از اون بهتر می فهمی بعد هشت هزار سال حالا شما برو به یه پزشک بگو یه دونه از قسمت های بدن رو تا به حال شناختی تو شما سراغ دارید یه پزشک بیاد الان بگه من یه قسمتی اتم یه سلول از بدن رو کاملا شناختم دیگه مجهول ندارم یه خاک یه الکترون یه نوترون یه پروتون حالا تازه چند ساله ما نانو اومده حالا تو بخش اسما الله اینها رو ثابت کردیم نانو تازه اول کاره حالا کو تا علم در بیارن از تو این ذرات آقا یه مورچه رو شناختید شما کامل انقد من من می کنین یه اتم یه میکروب بگید که من شناختم مجهولی هم ندارم تا تهش رفتم همینه که هست مثل اون خدای قرن هیجدهم گفتم علم تموم شد دیگه ما تا آخرش رفتیم دیگه آخر علم آقا شما هشت هزار سال یه بدن داده بهتون همین جوری دارید در روز ثانیه دارید ازش اطلاعات کسب می کنید حرف داره گفتن همین طور براتون حرف می زنه دائما نطق خداست این بدن کلام الله این گل ها کلام الله هستند خدا دائما داره با مخلوقاتش با شماها حرف می زنه سخن می گه خدا داره میگه منو بشناسید گل این گیاه ها این حیوانات این آسمان هی داره بهت می گه منو بشناس بیا من دارم باهات حرف می زنم بنویس یادداشت کن در علم در بیار تهش کجاست ؟ ته نداره ته نداره شاید یه پزشک الان بیاد بگه که من رسیدم به تهش همه هوش می کنن یه مهندس بیاد بگه من رسیدن به تهش ته کجا اون وقت این داره با خدا کل کل کنه که چرا این حکم رو این جوری نوشت چرا حجابت رو این جوری گفتی نماز رو این جوری می گی روزه رو این جوری می گی چرا می گی طلا برای مرد حرام برای زن اشکال نداره آخه تو مگه عقلت چقده که می خوای با خداوند یکی به دو بکنی تو مگه دانشت چقده که می خوای با خداوند با عقل خودت دیوانه برداشته یه چیزایی نوشته نوشته که حالا تو قرآن اینا رو گفته پیغمبر اینا رو گفته ولی علم اینا تایید نمی کنه انگار علم باید خدا پیغمبر و تایید کنه کدوم علم علم تو عقل تو می خواد خدا را تایید بکنه این یه قطره از اقیانوسی که خدا بهت داده تو میخوای چی رو بفهمی با یه قطره تو فقط می تونی بفهمی که نمی‌فهمی تا بدان جا رسید دانش من که بدانم همین که نادانم مستی با خدا خودت چرا این کارو کردی خودت چرا این حکم رو دادی ((والله یعلم وانتم لا تعلمون)) خدا میدونه و شما نمی دونید پس هدف خلقت رو دقت کنید خیلی متعالیه هدف خلقت چیزی که تو وایمیستی جلو معصوم که ماها واقعا نمی خونیم اینها رو می گی میشه جلو معصوم بهش می گی حدیث قدسی است زیارت عاشورا من حدود چهارصد ساعت شرحش کردم حدیث قدسی مال خداست خدا میگه این جوری حرف بزن دیگه وایسا جلو معصوم بهش بگووَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ

و از او میخواهم كه اصل مقام محمود بله من همون مقام تو رو بخوام نه کمتر پایین تر از تو نیستم حسین پایین تر ازشما نیستم من همونو می خوام خدا رحمت کنه میرزا رو فرمود گفتن کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا اما نگفتن هر کدوم از شما خودتون یک حسین بن علی هستید گذاشتن که بفهمید هر کدوم تون یه حسین بن علی هستید و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.