جلسه 019 - شب‌های احیا (رمضان ۱۴۰۰)
شماره جلسه
19
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1400
ماه
2
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 019 - شب‌های احیا (رمضان ۱۴۰۰)

شب نوزدهم

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین

سلام و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همة شما عزیزان. هدیه به محضر آقا امیرالمؤمنین علیه السلام صلوات بلند ختم کنید.

شب بسیار مغتنم و با عظمتی است. در جوار شهدای عزیزمان که امامزادگان عشق هستند، آن هم در زیر باران رحمت الهی که علامت اجابت دعاهاست و دستور داده شده که در هنگام باران دعا بکنید که مستجاب هست، الحمدلله امشب همة عوامل اجابت جمع شده و در روایت داریم اگر کسی شک بکند که مشمول مغفرت الهی قرار میگیرد، شقاوت از خودش هست. به هیچ وجه در چنین فضایی و در چنین شبی، در چنین زمانی با این حالت زیبا هیچ کس حق نداره ناامید باشد وناامیدی سوء ظن به خداوند تبارک وتعالی است. شبی است که ما کنار کسانی هستیم که در شادی وصولشان، همانطور که امام فرمود و قهقهة مستانة شان عند ربهم یرزقون هستند. شهدایی که شاهد ما هستند و ما در محضر این امامزادگان عشق داریم مناجات می کنیم، دعا می‌کنیم و عبادت می‌کنیم و شب قدرمان را می‌گذرانیم.

البته امشب بارندگی و هوا باعث شد که مجلس یه قدری دیرتر شروع بشود. هیچ اشکالی هم ندارد که دعای جوشن کبیر کامل خوانده نشود. ما خودمون هم موقعی که هوا اینگونه نیست در سال های قبل، یک سوم بیشتر نمی خواندیم در سپاه.. و بیشتر توصیه شده که انسان فکر بکند در مورد این اسماء. چون این اسماء اسم های خودمان هست بیشترش و فکر بکنیم که دارایی ما در این اسماء چی هست و ما چقدر قَدَر داریم و چقدر اسم داریم؟

چون شب تقدیر هست اسماء الهی را به ما برای این به ما میگن بخوانید که ما قدرو اندازه خودمان و بهره برداری از اسماء الهی بدونیم.

بدانیم از این صدها اسمی که داریم می خوانیم قدر ما چقدره؟ کدوم یک از این اسماء بر ما هم صدق میکند؟ جوادش، کریمش، رئوفش، رحیمش، ستارش، غفارش، غفورش، صبّارش، عفُوِش...

کدام یک از این اسم ها با ما سازگاری دارد؟ ما مشمول کدامیک از این اسم ها هستیم؟ این ها قدر ماست. ما در آئینه جوشن کبیر باید جدای از این که شخصیت معشوق خودمان را می بینیم و می شناسیم، باید قدر خودمان و شخصیت خودمان را در آئینه جوشن کبیر بشناسیم برای همین اینجوری نیست که کنتوراتی بخواهد همه این صد تا فراز را بخواند. بهتر هست که انسان ده فراز ، بیست فراز رو بخونه اما فکر بکنه در مورد این اسماء و ببینه که کدومش رو داره و اگر داره خدا را شکر کند و اگر ندارد در شب قدر از خدا این اسماء را بخواهد که خدا بهش عطا بفرماید.

خب، چون با لیالی قدر سروکار داریم، بحثمان مهارت ها و روش استفاده از شب های قدر است. چون شب‌های قدر برای زندگی دنیایی ما، قرآن می فرماید: "خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر" بهتر از هزار ماه است. اما چقدر بهتر هست؟ ته‌اش را نبسته خدا..

کفِش هزار ماهه برای کسانی که عُرضه داشته باشند، بلد باشند از این لیالی قدر استفاده بکنند. اما چقدر بهتره تهِش بسته نشده.

یک مژدة دیگری که در این آیه هست این هست که بیشتر از هزار ماه ه برای آخرت ما، برای دنیای ماست. این خیلی مهم است. چون عمر دنیا با آخرت خیلی فرق میکند. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمیدهم. چون یک ساعت دنیا، ساعتی هست که ما در شرایط رحمی به سر می بریم. همانطور که امام فرمودند: دنیا رحم دوم ماست و ما حالت جنین را در رحم دنیا داریم برای تولد به ملکوت و برزخ. لذا ارزش عمر و زمان در دنیا بی نهایت مهمتر و با ارزش تر از عمر و زمان در آخرت است. چون با یک ساعتش میشود انسان میلیون ها سال آخرتی را بخرد. کما اینکه خدای نکرده نعوذ بالله با سک ساعتش انسان می تواند هزاران سال گناه، عذاب برای خودش بخرد. می تواند با یک ساعتش اگر 60 سال، 70سال انسان گناه کرده باشد و بلد باشد استفاده بکند از ماه مبارک رمضان استفاده بکند، از رحم زمانی ماه مبارک رمضان و شب های قدر، 70سالم که گناه کرده باشد می تواند تمام این 70سالو جبران بکنه و خودش را به یک حیات طیبهء آخرتی برسونه...

اما این که چه جوری می خواهد این کار را بکنه، این سه شب می خوایم راجع به نحوهء استفاده از لیالی قدر صحبت بکنیم. این که ما چگونه می توانیم این شب ها قدَر بیش تر و قدر بیش تری را دریافت بکنیم.

بعضی از آدمها هستند متأسفانه به خاطر بی سلیقه گی و جهالت شان قدَرهای منفی می گیرند. اندازه های منفی برداشت می کنند. بعضی ها قدَر مثبت برمی‌دارند اما قدَر یک نفر رو، قدَرِ خودشون رو. بعضی ها عُرضهء بیشتری دارند، قدَر 50نفر، 100نفر، 1000نفر، ده هزار نفر، صدهزار نفر، بعضی ها قدَر میلیون ها انسان را می توانند در نامه عملشان ثبت بکنند و به آقا امام زمان علیه السلام بدهند و حضرت هم امضاء میکند واقعاً برای یک نفر. بسته به این است که ما در نفس خودمان چه قدَری را تقدیم بکنیم به امام زمان تا قضا و نتیجه را حضرت امضاء بکند برای ما که ان شاالله نصیب ما بشه.

پس قدَر خیلی مهم است...

اگر بخواهم این را بیشتر توضیح بدهم اینست که: خداوند تمام نظام خلقت را ریاضی آفریده. یعنی هیچ جلوه ای از خداوند تبارک وتعالی چه در عالم جبروت چه در عالم ملکوت و چه در عالم ناسوت و دنیا، غیر ریاضی و غیر عدددار نیست."کُلُّ شَیٍ عِندَهُ بمِقدار" همه چیز نزد خدا اندازه دارد. "قَد جَعَلَ الله لِکُلِّ شَیٍ قَدراً" خدا برای هر چیزی قدر و اندازه قرار داده.

"اَلَّذی اَحصا کُلَّ شَیئٍ عدداً" همه چیز نزد خدا عدد دارد چه در عالم بالا ملکوت و فوق ملکوت، چه در عالم ناسوت با اندازه و قدَر سرو کار داریم. هیچ چیزی نیست مگر این که اندازه و قدَر دارد. ما یک چیز گُتره ای و کَلو گشادو به درد نخورو بی محاسبه و این چیزها نداریم. حتی در نظام روحی ما عدد و اندازه حاکم هست و اینا خیلی مهم هست.

همین که شما در نظام معنوی شب نوزدهم باید بیای، شب بیست و یکم باید بیای، شب هجدهم فایده ندارد، شب بیستم فایده ندارد، شب بیست و چهارم نه، شب بیستم که عدد روش حاکمه نوزده، بیست و یک و بیست وسه و بیست و هفت؛ اینها همه ریاضی هستند. بنابراین وقتی راجع به ریاضی میخواهیم صحبت کنیم و شب قدر شب اندازه، باید توجه داشته باشیم که تمام چیزها ریاضی هست...

چه کسانی قدَر بیشتری را دریافت می کنند؟ کسانی که با ریاضیات نفس خودشان و ریاضیات و قدَرهای الهی بیشتر آشنا باشند تا بتوانند بهره برداری بیشتری را در این شب ها انجام بدهند. ظرفیت افراد از بهره برداری شب های قدر متفاوت هست. بعضی ها که شما در طول سال می بینید تصمیم گیری هاشون به نفاق و شرک و کفر و اختلاف افکنی و فساد و اذیت و آزار مردم منجر میشود، اینها انقدر بی لیاقت بودن که آنچه که شب قدر براشون تقدیر شده، خودشان این را دادند و امضاء شده. بعضی ها نه ایمان و آشتی با خدا، آشتی با غیب، آشتی با امام زمان، آشتی با ملائکة الله، پیوند با شهدا، آشتی با قرآن، برای خودشان رقم می زنند و این پیوند را می خورند. بعضی ها علاوه بر این تقدیرات را عرض کردم، ده ها، صدها، هزاران، میلیون ها انسان را می توانند دریافت بکنند.

این مسئله فوق العاده مهمه...

حالا می خواهیم یواش یواش بریم سراغ فرمول ها، چه جوری یک نفس می تواند معادل میلیون ها انسان و معادل ابدیت، روزی برای خودش بگیرد. این خیلی مهمه...

علی (علیه السلام) در نهج البلاغه یک آهی کشیده، خیلی این آه هشداردهنده ست و دردناک است.. فرمود: "آه مِن قِلَّةِ الزاد و طول الطَریق" آه از کمی توشه و طولانی بودن راه.

عزیزان عمر هر کدام از ما به اندازهء عمر خداوند هست. یعنی ما جاودانه هستیم، تمامی نداریم، آخِر نداریم، پایان نداریم. آنچه که خداوند در قرآن، نزدیک هشتاد بار به ما تذکر میدهد، این است که شما جاودانه هستید. انتهایی ندارید...

یه ذره روش فکر بکنید همین امشب، یه لحظه ای، آخِر نداری... یک میلیارد سال، ده میلیارد سال، میلیارد میلیارد سال هم که بگذرد از عمر شما، هنوز به اول عمرتان هم نرسیدید، چه رسه به آخِر. آخِری برای ما ما وجود ندارد. اما این مسافت رو ما باید پُر کنیم. این مسافت را ما باید با انتخاب تقدیرات زیبا، با همت و عمل پرش بکنیم. برای همین ما باید خودمون را در مکانیزم ها و شرایط ریاضی خاصی قرار بدهیم که قدرت جذب برای حیات برزخی مان، یعنی از شب اول قبر به بعد تا قیامت که ما نمی دانیم چقدره.. تا قیامت، برای پنجاه هزار سال قیامت و برای حیات ابدی مان که تازه بعد از قیامت داستانش شروع میشود. اول حیات ابدی و جاودانه کنار خدا هستیم، ما باید توشه تهیه بکنیم.

"فَتَزَوَّدو" قرآن ببینید چقدر تأکید میکند، علی علیه السلام در نهج البلاغه چقدر سفارش میکند: توشه بگیرید، توشه بگیرید، توشه بگیرید. چون خودتان میخواید مصرفش بکنید.

یکی از چیزهایی که بسیار آزاردهنده ست بعد از مرگ، اینست که انسان میفهمد که خیلی دست خالی هست. خیلی کمبود داره.. پس ما باید چگونه بتوانیم یک ابدیت را پر بکنیم؟ چگونه بتوانیم عمرمون را پر بکنیم؟ برزخ را پر بکنیم؟ به قیامت پنجاه هزار ساله برسیم؟ چگونه می توانیم حیات ابدی سرمایه داشته باشیم؟ این سرمایه از نفس خود انسان برمی آبد، همهء توشه در نفس ذخیره میشود. برای همین ما باید ساختار ریاضی نفسمان را با تقدیرات الهی و قدَرهای الهی تنظیم کنیم. شب قدری که خَیرٌ مِن اَلفِ شهر است، یعنی تو نفست را جوری با این شب تنظیم بکن، که در این شب ظرفیت بیش از هزار ماه را نفس بتواند جذب بکند و ذخیره کند در خودش و با خودش به آخرت ببرد. در واقع این یک توهم است که ما فکر کنیم عمرمان چهل ساله، پنجاه ساله، هشتادساله، صدساله..

خداوند با قرار دادن رحم های زمانی، مکانی و رحم های شخصیتی، در همین دنیا به ما میلیون ها سال عمر داده. بعضی از عبادت ها هست که اگر در یه شب خاص انجام بشود، معادل نهصد سال؛ نه نهصد سال آخرتی بلکه نهصد سال دنیایی.. خیلی مهم است دنیا، عبادت برای انسان در نفسش ذخیره میشود.

بنابراین این که ما شب قدر و بعد از شب های قدر در طول ماه رمضان، در طول سال نفسمان را با تقدیرات الهی چگونه تنظیم بکنیم که این دو تا با هم هماهنگ باشند، نفس ظرفیت پیدا بکند، آمادگی پیدا بکند جذب بکند توشه های جاودانه و آخرتی را... این خیلی مهم هست. و الا کرو کور وارد شب قدر بشیم، کر و کور هم خارج بشیم، این اصلاً قشنگ نیست و باعث میشود انسان عبادت زیادی بکند اما زحماتش هدر برود و چیز زیادی جذب نتواند بکند. مهم این هست که ما اگر شب قدر و ماه مبارک رمضان را می گذرانیم، چه جوری در ساعت هایی که هر کدامش نسبت به عمر دنیا یک رحم محسوب میشود و در شب قدر، این جذب ها را انجام بدیم؟

چند تا فرمول دارد که من فرمول ها را دونه دونه از امشب شروع میکند خدمتتان میگم تا ان شالله اگر عمری بود و خدا اذن داد، تا شب بیست و سوم بتوانیم ان شاالله به اوجش برسیم و تکمیلش بکنیم. ان شاالله خدا به ما توان بدهد برای گفتن، به شما هم توان بدهد برای جذب بیشتر. صلوات بلند ختم بفرمائید.

یکی از راه کارها، اینست که انسان ماهیت نفس را خوب بشناسد. اگر انسان به خودشناسی نائل بشود، قدرتش بی نهایت میشود. اگر کسی نفسش را خوب شناخت، فرمول ها و قواعد نفس را شناخت؛ توانش جاودانه و بی نهایت میشود. در معرفت نفس هست که انسان به همهء خیرها نائل میشود. به قدری شناخت نفس مهم است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: "لا تجهل نفسک فانه جاهل معرفة نفسه جاهلٌ بِکُلِّ شَیء" نسبت به خودت جاهل نباش. چون کسی که خودشو نمی شناسه، هیچ چیز را نمی شناسد. اگر کسی مجتهد و فقیه باشه، تفسیر را خونده باشه، حافظ قرآن باشه، فیلسوف یاشه، استاد دانشگاه باشه در رشته های مختلف، امیرالمؤمنین می فرماید: وقتی خودت را نمی شناسی، اون علمت هم جهالته اون علمت به دادت نمی رسه، کمکت نمی کند و این معرفت نفس هست که به انسان قدرت میدهد که چگونه بتواند از ظرفیت های بی نهایتی که خداوند درونش گذاشته استفاده بکند. شما، در معرفت نفس هست که می فهمید دعای چوشن کبیر، غیر از خدا معرفی خود تو هم هست. اسم هایی که داری می خوانی، اسم های نفس توست و شرافت هر انسان در حرکت به سمت آخرت و ابدیت، به اینست که چه تعداد از اسماء خدا را از آن خودش کرده؟ چه تعداد اسم جذب کرده؟ درجات آخریتی انسان بسته به تعداد اسم هایی هست که هر نفر از خداوند، در درون خودش دریافت می کند.

وقتی که انسان نفس خودش را می شناسد، بسیار پر سرعت و با قدرت می تواند اسم دریافت بکند. وقتی خودت را نمی شناسی، برای دریافت یک اسم، مثل یک ماشینی که به روغن سوزی افتاده، یکسره انسان دود می کند، زور می زند، سرو صدا می کند، سر سیلندرش می سوزد، گرفتاریای زیادی دارد، بلکه بتواند یک اسمی را دریافت بکند.

ولی وقتی انسان به معرفت نفس نائل میشود، با سرعت و قدرت می تواند اسم های زیادی را جذب و دریافت بکند.

شما در معرفت نفس هست که می فهمید وقتی دارید جامعة کبیره می خوانید، اون صفاتی که دارید نسبت به ائمه می خونید، در واقع معرفی غیر از امامت، معرفی خود توام هست و عظمت خودت رو در آئینة جوشن کبیر و جامعة کبیره می تونی بشناسی که تو چقدر خدا بهت عظمت داده، چقدر خدا بهت ظرفیت داده، چقدر خدا اسم ریخته در وجود تو... این ها با معرفت نفس به دست میاد.

یکی از قواعد معرفت نفس، اینست که انسان بخش های مختلفی در وجودش دارد: یک بخش جمادی دارد که باهاش عاشق قدَرهای جمادی میشود. بعضی از افراد شب های قدر، قَدَرهای جمادی دریافت می کنند. مثلاً پول می خواهد از خدا، ماشین می خواهد، تلفن همراه می خواهد، ویلا می خواهد، ابزار و اشیاء را دوست دارد دریافت کند. دعاهاش زمینه و حل مشکل خونه است و این چیزها.. این ها رو بهش میگن بعضی از افراد با شأن گیاهی شون وارد شب قدر میشن. یعنی نهایت چیزی که می خواهند، مربوط به بدن است یا شفای مریض است یا غذاست یا قدرت های بدنی هست یا بچه دار شدن هست دختری پسری... مسائلی که مربوط به جنبة انسان هست. این ها رو بهش میگن: قدَرهای گیاهی. که این ها رو هم خدا برای همه آفریده... بد نیست که بخوایم شب قدر این ها رو، اما این ها حدش حد گیاهیه، حد انسانی نیست. شب قدر برای این نیست که ما فقط اینها را بخواهیم. شب قدر برای کسی پیروزی و موفقیته که بتواند قدَر های انسانی دریافت بکند.

بعضی از انسان ها، قدَرهای بخش حیوانی دریافت می کنند. مثلاً همسر از خدا میخواهند، وضعیت خانواده، مسائل اجتماعی، مسایل سیاسی، مسائل اعتباری، آبرویی... این جور چیزها را میخواهند. این ها میشه بخش و قدَرهای حیوانی.

بعضی از انسان ها هستند که قدَرهای فرشته ای می گیرند، قدَرهای عقلی می گیرند. مثل علم، دانش، می خواهد موفقیت های علمی به دست بیاورد، میخواد در کنکور قبول بشه، میخواد در فلان رشته قبول بشود، می خواهد در درس، در جذب اختراعات و اکتشافات و علوم و کشف و فهم و این جور چیزها... مثل فرشته ها، این ها روها بهش میگویند قدَرهای فرشته ای، قدَرهای عقلانی.

این چهار بخشی که گفتم، بخش های ابزاریه، بخش های انسانی ما نیست. این ها را ما داریم اما ما یک بخش انسانی داریم که بهش میگویند بخش فوق عقلانی یا فوق تجرد در اصطلاح معرفت نفس و علوم انسان شناسی بهش میگوییم بخش فوق عقلانی. در این بخش انسان قدرت ها، سنخیت های جاودانه دریافت میکند. چون در بخش فوق عقلانی انسان، با روحی که از خدا درش دمیده، رسمیت پیدا می کند. اون روحی که خدا از خودش در انسان دمیده، باعث میشود انسان بتواند تا خدا پیش برود و همة اسماء خدا را بتواند جذب بکند و خلیفة الله بشود، مظهر خدا بشود. تا این مقدار می تواند انسان رشد بکند و میتواند بایستد جلوی معصوم و به معصوم بگوید: "اَسئَلُ الله اَن یُیلُغَنِی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَ الله" من از خدا همون مقام محمودی که شما پیش خدا دارید، همان را می خواهم. یعنی کاری انسان میکند در بخش فوق عقلانی و انسانی، که هم رتبة معصوم میشود. به لیاقت و درجه ای میرسد که می تواند با معصومین محشور بشود و هم درجة اون ها بشود اینو بهش میگن بخش فوق عقلانی.

در بخش فوق عقلانی، معشوق های انسان، نه جمادیه نه گیاهیه نه حیوانیه نه علمی. معشوق انسان، اله حقیقی انسان هست که میشه الله." لااله الا الله " یعنی من دلبری، معشوقی غیر از الله ندارم. من که میگه، هیچ کدام از این چهارتا مَنش نیست. این ها چهارتا قدَر از من هستند، چهار تا ظهور از من هستند. اما این ها من حقیقی ما نیستند. پس ما باید شب قدر با من اصلیمان وارد میدان بشیم تا بتوانیم آن نظام ملکوتی، قیامتی و بعد از قیامتی را پر کنیم. اما اگر با این چهار تا منمون وارد شب قدر بشیم، خواسته هامون، حاجاتمون، فقط صرفاً این چهارتا بخش پائینی باشد، ما با عمر دنیایی میریم بیرون از مجلس شب قدر و بیشتر اخلاد الی الارض داریم. بیشتر در طبیعت گرفتار می کنیم خودمان را.

آمدیم شب قدر، دعا بکنیم که بیشتر خدا خودش را از ما دور بکنه. آمدیم دعا بکنیم که خدا بیشتر نعمت هایی به ما بده که ما بیشتر در سایة آن نعمت ها خدا و اهل بیت را فراموش بکنیم و خودمان را فراموش بکنیم. اما اگر کسی حواسش باشد که با بخش آدمیش و با بخش انسانیش وارد فضای زیارتی امام زادگان عشق، بیاد جوار این شهدا، اون هایی که بُردن و رسیدن به مقامی که بالاتر از بهشت هست، در بهشت نیستند، بهشت زیر پای شهداست. شهدا کجا هستند؟ "عِندَ رَبِّهِم" پیش خود خدا... این دیگه بالای بهشت هست. این خیلی عظمت دارد و ما خیلی ساده از کنارش رد میشیم، میگیم فلانی شهید شد. شهید شد مگه شوخی هست؟ مگر هر کسی این لیاقت را پیدا میکند؟ شهید شد یعنی: "عِندَ رَبِّهِم" پیش خود خدا، انسان می رسد. ما وقتی می خواهیم بیام پیش شهدا، باید حاجتامان را تنظیم کنیم. نمیگم این چهارتا حاجت ها و نخواهیم. این هارا هم بخواهیم این ها نورانی هستند، خوبند، ثواب هم داره. هیچ اشکالی نداره. اما مهم تر برای این که ما بتونیم حیات جاودانه رو پُر بکنیم، به حیات طیبه برسیم، باید تقدیرات انسانی دریافت بکنیم. خواسته هامون از جنس من حقیقی مان باشد.

اولین خواسته در جنس من حقیقی خود الله است. خدا رحمت کنه امام را. می گفت وقتی میگیم: "رَبَّنا آتِنَا فِی الدُّنیَا حَسَنَه وَ فِی الاخِرَةِ حَسَنَه" حَسَنَه، خود خداست. یعنی انسان، اول خود خدا، قرب خدا، رضایت خدا، دل خدا را دریافت بکند. بتواند خدا را شکار بکند. بتواند به شکار خدا بشود. خودش شکار خدا بشود. بتواند الله را دریافت بکند. بتواند رفاقت، صمیمیت، انس با خداوند تبارک وتعالی را دریافت بکند. اسم های خدا را که خواندید کاشکی ان شاالله در ما تحقق پیدا بکند: رفیق، حبیب، طبیب... رفیق خدا بشه، حبیب خدا باشد. خدا رفیقش باشد. خدا حبیش باشد. بتواند این کارها را انجام بدهد.

در شب قدر ما باید با این تقدیرات وارد بشیم. ارتباط با الله، غیب، با خانوادة آسمانی و اهل بیت، با اولیاء الله با انبیاء با صدیقین، با شهدا، این هایی که سر نماز همیشه میگیم. سر نماز، شما تقدیراتی را دریافت می کنید همیشه که بخش انسانیتون را درگیر میکند: " صراط الذین انعمت علیهم" که این ها ا انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین هستند. اما آیا واقعاً همه میرن نماز می خوانند، راست می گویند؟ یعنی وقتی این را از خدا میخواهند، واقعاً قدَرشون در شب های قدر، انس، قرب، راه انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین هست یا نه؟ خیلی ها اینگونه نیستند. صد تا شب قدر هم به این ها بگذره، راهی به انبیاء شهدا، صدیقین و صالحین هم پیدا نمی کنند چون اصلاً تمناشون نیست. همتشون نیست. قدَذی برنداشتن که بخوان به این سمت برن. دریافتی ندارن برای این کار.

این بخش آخر که بهش میگن بخش فوق عقلانی که انسان به وسیلة اون عاشق خدا میشه، خدا دلبرش هست. خدا معشوقش هست. اله انسان میشه و اهل بیت حبیش میشن، محبوب اصلیش میشن که در دعای آل یس می فرماید: که شما این جوری بگید: " لا حَبیبَ اِلّا هُوَ وَ اَهلُه" جز پیامبر و اهل بیتش حبیبی ندارم...

در تقدیری که انسان عاشق خانوادة آسمانی و اصل و نصب خودش میشود، این بخش قلب انسان هست. بخش دل انسان هست. لذا همة حقیقت یک انسان، همانطور که قرآن ده ها بار میفرماید و در روایات و دعاها ده ها بار، صدها بار به ما تذکر دادند، این که حقیقت انسان بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی او نیست. حتی عقل او. حقیقت یک انسان دل اوست. انسان قیمتش به دلش و معشوق هاش هست. روز قیامت انسان ها با دلشان محشور میشوند. نه با سوادشون. نه با دکتر، مهندس، مجتهد بودن یا عالِم بودنشون. مگر این که این سوادشون یا بخش حیوانیشون یا بخش گیاهیشون یا بخش جمادیشون، به دلشون رونق داده باشد و دلشون را آباد کرده باشد. براشون دل سازی کرده باشد، قلب سازی کرده باشد. یعنی همان قلب سلیمی که قران می فرماید:" یَومَ لایَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنون اِلِّا مَن اَتی الله بُقَلبٍ سَلیم" هیچ چیز دز قیامت در حیات جاودانة ما، به کار ما نمیاد، مگر یه دل، یه دل سالم. دل سالم چیه؟

امام صادق فرمود: "اَلَّذی یَلقی ربَّه و لیس فیه احد سواه" وقتی به ملاقات خدا میره، هیچ چیز توی این دل نباشد؛ مگر خدا...

پس، شب قدر باید دقت کنیم اگر بخوایم پر کنیم این روح رو برای حیات برزخی کامل تا قیامت، قیامت پنجاه هزار ساله و حیات ابدی؛ باید با یه معشوق جاودانه و ابدی پرش بکنیم. معشوق های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی؛ معشوق ما نیستند. لایق ما نیستند. این ها ما می توانیم استفاده کنیم ازش. اما این ها برای این هست که ما بتوانیم با معشوق جاودانه مون ارتباط برقرار بکنیم. شما حیات ابدی را "فقط" با معشوق جاودانه و ابدی پُر می کنید. برای همین فرمول اساسی در ساخت ابدیت، اینست که مقولة حرکت، سازندگی، توفیق و شدن و سیررورت باید یه مقولة قلبی باشد. یه اتفاقی در دل شما براتون باید بیفتد. نه این که الان رفتید خونه، بچه تون شفا گرفت، کرونا داشت یا مریضتون سرطانی بود، خوب شد بگید عجب شب قدری بود، ما چه تقدیری نصیبمان شد. یا اگر خونه نصیبت شد، همسر نصیبت شد، اکتفا بکنی و بگی که بَه... چه شب عالی ای بود. چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی... نه..، این ها که تقدیرات بخش های پائینی هست این ها را هم ما می خواهیم از خدا. غیر از خدا و اهل بیت کسی رو نداریم ازشون بخوایم. اما قدر ما این ها نیستش. شب قدر این هستش که تو قدر خودت را بشناسی.

"رَحُمَ الله مرَاً عَلِمَ قَدرَه" خدا رحمت می کند کسی رو که اندازة خودش رو بشناسد. شب قدر، شب اندازه است. شبی است که شما می توانید به قیمت و اندازة خودتون نائل بشید. بفهمید اندازه تون چقدره؟ قیمتتون چقدره؟ مفت نفروشید خودتون را. خود فروشی نکنید. کم، دریافت نکنید. شب قدر، شبی نیست که تو برداری پیش امام زمان یه قدَر ضعیفه کوچیک ببری، به امام بگویی آقا من اینو ازت می خواهم این را امضاء کن. حضرت میگوید حالا منم اینو امضاء می کنم.

وقتی شما قدَر بالایی رو نمی خواید، کسی هم به شما اون قدَر رو نمیده؛ چون نمیخدایش، ظرفیتش رو نداری اصلاً. فقط زمانی که تو می فهمی کی هستی، حالا که فهمیدی کی هستی، میگی آقا، امام زمان من با این چیزها سرم کلاه نمیرود. من با این چیزها راضی نمی شوم. من این ها رو ازت می خوام، اما اونی که من میخواهم، یه چیزی هست که بتواند باهاش "تمام" ابدیت من را پُر بکند. بتونه همة وجود منو پر بکند. این جاست که شما احتیاج به مربی داری، احتیاج به متخصصی داری که تخصص قدری داره، تخصص شب قدر رو دارد. نفس را خوب می شناسد؛ ابدیت رو خوب می شناسد و عاشق شماست. و غیر از اهل بیت، کسی این خصوصیت رو نداره. ما باید یاد بگیریم از اهل بیت که در شب قدر چیا میخوان؟ در ماه مبارک رمضان، چه قدَرهایی تنظیم شده؟ اینها در دعاهای ماه رمضان، تنظیم شده برای ما.

بنابراین اگر حواسمان نباشد ما همینجوری کورکورانه دعاها را می خوانیم. مثل این که دوست داریم جوشن کبیرو فقط این جمله عربی ها رو بخونیم بریم ولو هیچیشم نفهمیم. یا دعاهارو بخونیم فقط ولو هیچیشم نفهمیم.

خواندن ها به درد نمی خورد. علی علیه السلام فرمود: "لا خَیرَ فی قرائَةِ لا تَدَبُّرَ فیها" در خوندنی که تدبر نیست، فکر نیست، شدنی نیست، خیری هم نیست. شما هر سال بیا صد فقره جوشن کبیر بخوان، اما نخواهی. خواندن نیست، دعاست. دعا خواندن نیست، دعا درخواسته. دقت کنید کلمة دعی، دعوت و خواستنه.

اگر گفتن جوشن کبیر خوندی؟ بله خوندیم.. اما جوشن کبیر، خواستید؟ جوشن کبیر، خوردید؟ نه.. نخوردیم. چون اصلاً نفهمیدیم چی گفتیم. ما فقط یه نفر برامان خواند ما هم خواندیم. قرآنمان هم همینطور هستیم. لذا علی علیه السلام می فرماید: شما وقتی قرآن می خونید، همتتون تموم کردن یه سوره نباشد. کنتوراتی... چون من گفتم هر روز باید یه جزء قران بخونم، حتماً باید تمومش بکنم. نه...

"لا تَجهَل هَمُکَ آخِرُ السوره" هَمِتو قرار نده که سوره را تموم کنی، فکر کن روش. یه آیه را فکر کن روش. این میشود غذای تو، این میشه تقدیر تو. این را دریافت بکن و خودت را برسان.

پس فرمول چیه؟ اینست که من باید با دلم، کدام دلم؟ نه دل جمادی، نه دل گیاعی، نه دل حیوانی و نه دل عقلی، با دل انسانیمون. یعنی اونی که بی نهایت طلب است. اونی که الهش الله هست. اونی که لیاقت چهارده معصوم را داره. اونی که لیاقت هم نشینی و هم ترازی با معصومین را دارد، با این دل وارد شب قدر بشم و با این شخصیت بشینم، حرف گوش بکنم، دست بالا ببرم و دعا بخوانم و تقدیرات را جذب بکنم.

این که شما آخر مجلس وقتی دستتو می بری بالا، از حاق وجودت از صمیم قلبت چی را درخواست می کنی؟ چی را می خوای دریافت بکنی؟ اشکت برای چی در میاد؟ دلت برای چی می لرزه؟ این خیلی مهمه...

پس مقوله میره روی قلب. این که دل شما چی می خواهد شب قدر؟ دل شما عاشق چیه؟ دلتون برای چی می لرزه؟ این خیلی مهم است.

وقتی داری به یه کسی فکر می کنی دعاش مستجابه، میگی التماس دعا.. این التماست برای چیه؟ الان چی در مخت هست؟ چی در قلبت هست؟ چی را می خواهی دریافت بکنی؟ این خیلی مهمه، که ما الان باید چیکار بکنیم. برای همین، معصومین چون عاشق ما هستند

ما رو به بلندای ابدیت و اندازة خودشون، دوست دارند، چون پدران آسمانی ما هستند؛ هر پدرو مادری می خواد بچه هاش مثل خودش و بیان بالا برسند به خودشون. چون ما بالاتر از ائمه نداریم، ائمه می گویند به ما برسید. بیاید هم درجة ما باشید. انقدر ما را دوست دارند، که میگوید وقتی با شخصیت با عظمتی مثل امام حسین حرف میزنی، کم تر از مقام امام حسین رو نخواه "اَسئَلُ الله اَن یُبَلِغَنِی المَقامَ المَحموُد لَکُم عِندَالله" این قدَر شماست. این لیاقت شماست.

"اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَة" این رقم شماست، این قیمت شماست. اگر دلت برای این نلرزه، اگر به این دغدغه نرسی، قدَر تو نیست پس.. و تو اصلاً به شب قدر نمیرسی. درکی از شب قدر نداری. چون علی (علیه السلام) می فرماید: قدَر هر کس اون چیزیه که {این ها رو دارم فرمول بهتون میدم} می فرماید: قدَر هر کس آن چیزیه که همت یه شخص و دغدغة یه شخص میشه.

نه این که مفتی بشینه این جا بگه: خدایا من را با مقام امیرالمؤمنین، امام حسین قرار بده، من بگویم شما هم بگویید الهی آمین. این چیزها نیست...

دغدغه ش، برنامه ریزی، نقشه، مهندسی آرزوها، مهندسی معشوق ها، سبک زندگی...

این باید برای هدفی که تو می خواهی بهش برسی، یعنی مقام امام حسین باید طراحی بشود. تو می خواهی دکتر بشی، سبک زندگیتو دکتری می کنی. می خواهی مهندس بشی، سبک زندگیتو مهندسی می کنی. می خواهی ورزشکار و قهرمان جهان بشی، سبک زندگیت را با آن تنظیم می کنی. می خوای یه هنرمند بشی، {توی هر رشته ای} میری سبک زندگیتو با اون تنظیم می کنی.

تو می خوای بری پیش امام حسین و مقام امام حسین، نمی توانی دست به سبک زندگیت نزنی. مدیریت برنامه ریزی می خواهد مدیریت زندگی می خواهد. مدیریت خویشتن می خواهد. استاد می خواهد، مربی می خواهد، که من برسم زیر سایة این مربی به اون جایی که وقتی به امام حسین میگم می خواهم به مقام تو برسم، راست بگویم و امام حسین هم بگه این بچه ام راست میگوید. این می خواهد بیاد پیش من، راست هم می‌گوید.. سبک زندگی و برنامه ریزی زندگیش نشون میدهد که می خواهد بیاد پیش من..

پس ماجرا میره روی قلب، میره روی درخواست.

پس ما می خوایم قدَر دریافت کنیم. اولین چیزی رو که باید در قدَر دریافت بکنیم {برویم سراغ فرمول ها} اولین چیزی که در قدر باید دریافت بکنی، نیت هست. نیت خیلی مهم است..

اگر نیت خوب بکنی و نیتت را عملت تصدیق بکند، شما اتصال پیدا کردی به یه مجرای ابدی و جاودان هست. دیگه این جور نیست که اگر شکست در عمل بخوری، ناامید بشی. اینگونه نیستش، بلکه وقتی تو به نیت برسی، بتوانی نیت را جذب بکنی، و نیتت صادقانه باشد، تو به مجرای ابدی رسیدی. لذا حضرت فرمود: "مَن طَلَبَ شَهادةَ بِصِدقٍ نیَّه ماتَ شهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشه" هر کس صادقانه شهادت رو بخواد، به شهادت می رسه حتی اگر توی رختخوابش بمیره. اصلاً مهم نیست که توی جبهه باشه، کسی او را بکشه، اصلاً مهم نیست... با سرطان، با کرونا هم که برود، این شخص به شهادت می رسه. این شخص حتماً به جمع شهدا ملحق میشود و در جمع شهدا، پذیرفته میشود. چرا؟ چون در حیات دنیائیش، به دنبال شهادت بوده، شهادت را به صدق نیت، می طلبیده و می خواسته و حالا الآن چون به این نیت رسیده و حیاتش را بر اساس این نیت طراحی می کند، این شخص، در خونه هم باشد یا یک ماشینی بزندش، با مرگ طبیعی بمیره فرقی نمیکند، این شخص ملحق میشود به شهدا و به آنها واصل میشود.

از نفس پاک شما استفاده میکنیم: 5 مرتبه آیة شریفه را می خوانیم برای رفع موانع ظهور حضرت، برای حل معضلات زندگی همة شیعیان، مسلمانان و مستضعفان عالم، برای سلامتی و توفیق و امام و رهبرمان.