سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. بحثمان درباره ایمان بود آخرین بحثی که درباره ایمان عرض کردیم این بود که ایمان خوب تسلیم شدن در مقابل امر خداوند تبارک و تعالی است.@ روایتش را یادتان هست چی بود بگویید (اصل الإیمان حسن التسلیم لأمر الله). پس مؤمن با ایمانی که به حق تعالی دارد و آرامشی که به دستورات خداوند دارد دستورات خداوند را بهترین میداند، چرا؟@ چون دستورات خداوند مبتنی است بر همه تخصصهای لازمی که برای هدایت انسان ضروری است تخصصهایی که برای هدایت انسان ضروری است هفت دسته میشوند: 1 ـ اینکه انسان از کجا آمده، 2 ـ انسان به کجا میرود، 3 ـ انسان در کجا هست.@ اینکه انسان در کجا هست خودش پنج دسته است: شناخت جسم، روح، رابطه جسم و روح، شناخت عالم طبیعت، و شناخت رابطه جسم و روح با عالم طبیعت@ یعنی اگر یک کسی بخواهد انسان را هدایت بکند و راهنمایی بکند باید مبتنی بر این هفت دسته اطلاعات تخصصی باشد. علی(ع) میفرماید رحمت خدا شامل حال کسی میشود که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود@ سه دسته تخصص را ایشان میگوید در واقع، فهم اینکه کجا بودیم کجا هستیم و به کجا میرویم، که گفتیم آن وسطش خودش پنج دسته تقسیم میشود.@ پس هر سه مرحله را یادتان باشد چون توضیح دادیم که خداوند یک مهندس هست یک کسی هست که تمام عوالم خلقت را با ریاضیات و حدود و اندازههای وجودی خلق کرده تمام هر سه مرحله حیات انسان سه مرحلهاش ریاضی است@ یعنی در آن قاعده و قانون وجود دارد هر سه سیستم سه سیستم ریاضی است مثل رحم و دنیا و برزخ. یعنی رحم یک سیستم کاملاً پیچیده و ریاضی هست همه چیز در آنجا قضا و قدری هست@ اندازه در آن وجود دارد و فرمول دارد که هزاران سال است پزشکان مشغول مطالعات ریاضیات و عالم رحم هستند که بالأخره این چطور میشود که یک سلول در آنجا تبدیل به یک بچه میشود.@ دنیا خودش تمامش فرمول دارد تمامش ریاضی است عالم برزخ هم همینطور است. مؤمن با این ایمان که همه این فرمولها و همه این قواعد و اصول به وسیله یک نفر یعنی حق تعالی ایجاد شده و خداست که همه تخصصهای لازم را دارد دستور خدا را پیشرفتهترین و کاملترین دستور میداند@ (أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ) آیا کسی که خلق کرده نمیداند، اگر خدایی که خالق است نداند پس مخلوق چه میداند، معصومی که علمش را از ناحیه خدا آورده اگر نداند، پس دیگر چه کسی میخواهد بداند.@ لذا امام باقر(ع) فرمود (شَرِقا اَو غَرِبا لَن تَجِدا عِلمَاً صَحیحَاً اِلا مِن عِندِنا اَهلُ البَیت) هر جای عالم بگردید شرق عالم و غرب عالم هیچ علم درستی را پیدا نمیکنید مگر اینکه از ناحیه ما اهل بیت هست@ از ناحیه ما اهل بیت علوم در تمام عوالم گسترش یافت که حتی سید الشهداء فرمود ما چند هزار سال قبل از خلقت آدم و فرشتهها@ قبل از خلقت آدم انواری بودیم در عرش خدا و به فرشتگان الهی ما تسبیح و تحمید و تحلیل و تکبیر میآموختیم از اول عالم تا آخر عالم هر جا علم میرود علم از نور اهل بیت(ع) به دست مردم میرسد.@ اگر اینها را ما عالِم ندانیم کس دیگری عالِم نیست اینها اصل علم در دست اینها هست معدن علم اینها هستند آنقدر علم در این خاندان زیاد است که قرآن میفرماید (كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) تمام چیزها محاسباتش در امام صورت میگیرد@ یعنی شما شب قدر که شب اندازه است شب ریاضیات عالم هست تمام تقدیرات تمام ریاضیات عالم اینکه چندتا سلول میمیرد چندتا سلول به دنیا میاید چندتا برگ میریزد@ چندتا برگ به وجود میاید چندتا گیاه رویش میکند چندتا میمیرند، چندتا بچه به دنیا میاید چندتا میمیرند، چندتا پسرند، چندتا دخترند، از کوچکترین ذرات عالم@ یعنی اتمها و الکترونها و نوترونها و پروتونهای عالم و ریزتر از آنها بروید پایینتر تا بالاترین موجودات عالم محاسبات ریاضی همه اینها در وجود یک حسابدار الهی انجام میشود یک خزانهدار علم الهی انجام میشود و آن امام مبین است یعنی وجود مقدس امام زمان(ع).@ علم در نزد اینهاست بنابراین یک مؤمن هیچ وقت علم خدا و اهل بیت را با علوم دیگر قاتی نمیکند با علوم دیگر یکسان نمیداند بشر چیزی از علم ندارد@ (وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً) ما علم به شما ندادیم مگر اندک، بشر علمش فوقالعاده اندک است شیعه افتخارش به این هست که از کسی تبعیت میکند که معدن علم است یعنی خداوند تبارک و تعالی و خزانهداران علم او چهارده معصوم(ع).@ لذا شیعه با آرامش با اطمینان با افتخار دستورات خدا را اجرا میکند و دستورات دینش را اجرا میکند، چرا؟@ چون هر دستوری که به او میرسد از ناحیه خدا و معصومین اگر دستور معتبری از معصومین به او برسد او خیالش راحت هست که این دقیقا درست هست و اشتباه و خطایی در آن راه ندارد.@ دیگر تردید ندارد تزلزل ندارد احتمال خطا در آن نمیبیند با نسبیت سروکار ندارد با آرامش دستورات الهی را انجام میدهد و مطمئن هست که این دستورات مبتنی بر تخصص هست.@ پس این ایمان حسن التسلیم معنا پیدا میکند خوب تسلیم شدن یعنی کاملا خیال یک شیعه راحت است خیال یک مؤمن راحت است و دستورات را موبهمو اجرا میکند@ دیگر دنبال این نیست که بگوید از کجا معلوم این درست باشد از کجا معلوم درست نباشد به وِزوِزها و به پارازیتهای دشمنان هم توجهی ندارد الان در ماهوارهها، کانالهای ماهوارهای که چند ده کانال فارسی الان دارد پخش میشود@ یک مشت آدمهای بیسواد احمق مینشینند راجع به دستورات دین اظهارنظر میکنند و میخواهند رأی مردم را نسبت به دین بزنند@ دین را خرافی در ذهن مردم تلقی کنند و آن گناهها و کثافتکاریها و معاصی خودشان و افکار پوچ خودشان را آنها را بجای علم و تخصص در ذهن مردم فرو بکنند، ما چگونه میتوانیم آن شبهات و آن حرفهای آلوده و بیمنطق و احمقانه را رد کنیم؟@ با همین استدلال که ما تابع یک دینی هستیم که علم الهی قرآن کریم، و علم چهارده معصوم پشت سرش هست شما چیزی از علم در اختیار ندارید که مینشینید احادیث اهل بیت را مسخره میکنید@ آیات را مسخره میکنید فقه را مسخره میکنید، شما چه دارید از علم؟ شما علمتان را از کجا آوردید اصلا؟ یک دانه از آن کسانی که شما میگویید علم دارند تخصص دارند دانشمندند، فهم دارند@ یک دانه از آن الگوهایی که شما میگویید، یکی از این هفت تخصص را دارند حتی، یک هزارم یکی از این هفت تخصصها را دارند@ یک میلیونیوم یکی از این هفت تخصصها را دارند که شما آنها را کردید بتهای خودتان و الگوهای خودتان، قرآن چقدر زیبا میگوید که هر کسی روز قیامت با الگوی خودش و امام خودش محشور میشود هر کسی@ یک کسی الگویش خداوند تبارک و تعالی است اهل بیت هست چهارده معصوم است خدا اینها را با آنها محشور میکند هر کس هر الگویی دارد خدا با او محشور میکند.@ به همه آنهایی که میگویند راه تشیع را نروید راه اهل بیت را نروید میگوییم خداوند شما را با همان رهبرانتان محشور کند ما را با امیر المؤمنین ما را با اهل بیت(ع)@ شما را هم با رهبران خودتان و الگوهای خودتان محشور کند، اینطوری خوب است، امام صادق فرمود آیا انصاف نیست که روز قیامت هر کس با امام خودش محشور بشود@ فرمود ما دست به دامان رسول الله و شما هم دست به دامان ما محشور خواهید شد، راحت، چه افتخاری از این بالاتر، و هر کس با امام خودش محشور میشود@ باشد شما دنبال اهل بیت نیایید شما دنبال دین خدا نیایید بروید با همان الگوها، حقتان همان است، خلایق هر چه لایق، شما هر کس را که دلتان میخواهد الگو قرار بدهید با همانها محشور خواهید شد.@ پس ایمان به معنای حقیقی یعنی عمل کردن یعنی دقیقا و تخصصیترین اطلاعاتی را که از ناحیه قرآن، اهل بیت میرسد انسان عمل بکند مؤمن حقیقی مبتنی است ایمانش بر تخصص حقیقی، اگر نماز میخواهد کاملاً تخصصی است@ اگر روزه میگیرد کاملاً تخصصی است اگر هر کدام از دستورات را دارد اجرا میکند کاملاً این دستورات تخصصی و علمی هست علم واقعی در اختیار اینهاست بقیه مکاتب نمیتوانند ادعای علمی یا تخصصی بودن بکنند.@ لذا ربط خیلی زیادی بین ایمان و عمل دارد که کسی نمیتواند بگوید من ایمان دارم به الله، خدا را قبول دارم اهل بیت را قبول دارم اما دستوراتشان را اجرا نمیکنم نماز نمیخوانم@ یک خط در میان نماز میخوانم، روزه نمیگیرم، حجاب را رعایت نمیکنم، خمس نمیدهم، جبهه نمیروم، زکات نمیدهم، هر چه دلم خواست میبینم، هر چه دلم خواست میشنوم، هر چه دلم خواست میخورم@ این یعنی در واقع ایمان نیست ایمان یعنی آن که انسان را حفظ میکند ایمان یعنی اعمالنی که انسان را میسازد. گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل چیست؟ رابطه رحم مادر با دنیاست@ ما همانطور که الان در رحم دوم قرار داریم یعنی دنیا، یک زمانی متولد میشویم به عالم برزخ کما اینکه قبلاً در رحم مادر بودیم و متولد شدیم به این دنیا، ما یک حیات جاودانه سر راه خودمان داریم یکی از مهمترین ارکان ایمان، ایمان به معاد است@ معاد یعنی بازگشت به سوی خدا، و گفتیم بازگشت به سوی خدا یعنی چه؟ یعنی ما قبلاً پیش خدا بودیم حالا به زمین آمدیم و بعد دوباره به سوی خدا برمیگردیم@ نه اینکه ما از زمین به وجود آمدیم به سوی خدا میرویم، این دیگر رفت است برگشت نیست، برگشت یعنی قبلا با خدا بودیم حالا اینجا به زمین آمدیم و بعد به سوی خداوند باز میگردیم.@ رابطه ما با جهان آخرت، پیامبر فرمود خداوند تبارک و تعالی (ان الله تبارک و تعالی یبغض کل عالم بالدنیا و جاهل بالآخرۀ) خداوند تبارک و تعالی بدش میاید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است@ دنیا را خوب میشناسد علوم دنیایی را خوب بلد است اما هیچ چیز نسبت به آخرت، آنجایی که قرار است برود نمیداند. هیچ کدام از آن پنجاه تا سؤالی که در قیامت میپرسند برایش مهم است@ اصلاً به دنبال کشف آن سؤالات و به دنبال تنظیم زندگی و سبک زندگی خودش بر اساس آن سؤالات نیست. همانطور که یک جنین در رحم مادر دائماً در حال شدن است لحظه به لحظه در حال شکلگیری هست به سمت حیات دنیا@ اینکه دارد شکل میگیرد یعنی چه شکل میگیرد؟ یعنی شکل میگیرد مناسب با شرایط زیستی دنیا، شما اگر حرکت جنین را در رحم مادر نگاه کنید@ میبینید که حرکت جنین در رحم مادر حرکت بیهودهای است واقعاً، نه هیچ کدام از آن کارهایی که دارد در رحم مادر میکند به دردش نمیخورد، نه دستی که تهیه میکند@ نه پا، نه چشم، نه دستگاه تنفس، نه لب، نه فک، نه مژه، نه بینی، اگر ما فقط نسبت به رحم نگاه کنیم میبینیم حرکت بیهوده است، اما چه موقع این حرکت از بیهودگی در میاید؟ زمانی که ما در طول عالم رحمی یک دنیا را میبینیم@ یک دنیایی هم هست این دارد الان خودش را برای جاودانگی، برای دنیا آماده میکند برای آخرت. از رحم به دنیا بسیاری از حرکتها فقط با دنیا معنا دارد و از دنیا به آخرت بسیاری از حرکتها فقط با آخرت و ابدیت معنا دارد@ همانطور که برای یک جنین در رحم مادر بودن در رحم مهم نیست فقط، بلکه چه مهم است؟ اینکه دقیقا رشدش متناسب با دنیا باشد برای ما هم زندگی کردن مهم نیست در دنیا@ این مهم نیست یک نفر در دنیا زنده است ازدواج کرده تشکیل خانواده داده، شغل دارد، بچه دارد، دارد کار میکند، زندگی میکند، زیستن مهم نیست، بودن مهم نیست@ کیفیت زیستن و شدن مهم است اینکه شخص در حال رشد چگونه دارد این رشد را انجام میدهد، آیا رشد منفی دارد، یکی از آن شش گروه هست یعنی سنگ دارد میشود، کمتر از سنگ است، حیوان است، کمتر از حیوان است@ شیطان است یا انسان، این مهم است، که آیا این واقعاً وقتی دارد رشد میکند در رحم دنیا، دارد روز به روز انسانتر میشود آمادهتر میشود برای حیات ابدی یا نه، این خیلی مهم است پس اینکه بودن در زندگی، نه، خیلیها هستند به درد نمیخورند@ مثل خیلی از جنینها که در رحم مادر هستند وقتی به دنیا میایند اصلاً تولدشان مبارک نیست برای خودشان، نه دست آورده نه پا آورده یک تکه گوشت سه چهار کیلویی شده@ نه سر دارد نه دست دارد نه پا دارد یا اگر هم هست نصف و نیمه است این به درد نمیخورد، این معلوم است که دوران رحمیاش، دوران رحمی خوبی نبوده زندگی در رحم دوم هم همینطور مهم است@ یعنی انسان اگر زنده است در شدن به درد میخورد در صیرورت ارزش دارد بودن کافی نیست هر کسی باید به خودش بگوید آیا اگر من زنده هستم در حال شدن هستم یا نه، در حال حرکت به سمت جاودانگی هستم@ در حال شبیه شدن به شرایط زیستی آخرت هستم من اگر الان از دنیا بروم وارد بهشت میشوم؟ اگر من الان وفاتم برسد سالم متولد میشوم یا نه، لذا در قواعد تولد سالم این خیلی مهم است@ حضرت فرمود هیچ علمی مانند این نیست که انسان به دنبال سلامت باشد چه سلامت جسمی چه سلامت روحی، و بعد فرمود هیچ علمی هم مانند طلب سلامت، هیچ سلامتی هم مال سلامت قلب انسان نیست@ (اِعلَم اَنَّهُ لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀ القَلب) هیچ علمی مثل این نیست که تو به دنبال سلامت باشی و هیچ سلامتی هم مثل سلامت دل و روح نیست.@ فقط مؤمن هست که سالم متولد میشود (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) فقط مؤمن هست که سالم متولد میشود به نظام آخرتی، مؤمن هم وقتی میگوییم سالم، وقتی میگوییم صیرورت، وقتی میگوییم شدن@ این احتیاجی به سیستم دارد شما در تمام سیستمها تربیت جسمی، میخواهید مثلاً بسکتالیست بشوید، والیبالیست، فوتبالیست، میخواهی پینگ پنگ بازی کنید میخواهی تنیس بازی کنید@ میخواهی ژیمناست بشوی میخواهی کشتیگیر بشوی، تمام هر کدام از این رشتههای ورزشی سبکی شدنشان با رشته دیگر کاملاً فرق میکند در ورزشهای رزمی با همدیگر فرق میکند سبکی شدنشان@ یعنی یک سلسله دستورالعملها، بایدها و نبایدها در هر شدنی وجود دارد، میخواهی هنرمند بشوی، میخواهی نقاش بشوی، میخواهی گرافیست بشوی، میخواهی منبتکار بشوی، فرق میکند@ میخواهی آهنگر بشوی، میخواهی نجار بشوی، فرق میکند سیستمشان با هم، بایدها و نبایدهای هر رشته با دیگری فرق دارد در تمام تربیتها شما با اصول، قواعد، فنون و یک سلسله بایدها و نبایدها و واجبها و مستحبات و مکروهات و محرمات سروکار دارید همه جا این را دارید فقط در دین نیست@ در واقع اساساً خداوند هیچ موجود بیدینی را خلق نکرده شما یک اتم را که نگاه کنید دین دارد یک ساعت دین و آیین دارد یک تلفن همراه دین دارد@ یک کامپیوتر دین دارد همهشان روش دارند همه آیین دارند و قاعده دارند بنابراین اگر کسی بخواهد صلاح و حرکت سالم به سمت جاودانگی و ابدیت داشته باشد باید یک دین داشته باشد یک آیین داشته باشد@ چون قرار است چیز خاصی بشود قرار است رشد خاصی بکند با هر تولدی انسان نمیتواند در دنیا سالم زندگی کند خوشبخت زندگی کند فقط از شش تولد دو تولد هست که به درد میخورد تولد سالم و سالم قوی@ بقیه اذیت کننده است در حرکت به سمت آخرت هم شما فقط با یک قلب سلیم میتوانید بنابراین شما باید این قلب را بسازید، وقتی میگوید بسازید یعنی باید سبک داشته باشید آیین داشته باشید روش داشته باشید@ روح انسان هر طوری منطبق با بهشت بار نمیاید، اینجاست که ما میگوییم ایمان چه میخواهد؟ ایمان فقط باور نیست بلکه باور همراه با عمل هست هیچ کس گلساز نمیشود هیچ کس خیاط نمیشود هیچ کس آشپز نمیشود@ هیچ کس شناگر نمیشود هیچ کس نجار نمیشود هیچ کس دکتر یا مهندس نمیشود مگر اینکه یک سلسله اطلاعات را کسب بکند و بعد از اینکه کسب کرد آنها را تبدیل به مهارت بکند@ یعنی باید مهارتش را با هم داشته باشد. بنابراین ایمان بدون عمل حرف مسخرهای است، دلت پاک باشد، دلت سالم باشد، دلت چنین باشد، دلت چنان باشد، این حرف مزخرفی است@ نماز نمیخواند ولی دلش خیلی پاک است، روزه نمیگیرد دلش خیلی پاک است، خمس نمیدهد، حجاب ندارد ولی آدم خیلی دل پاکی است، این حرف خیلی بیخودی است.@ با عمل انسان به پاکی میرسد پاکی به معنای حقیقی، حالا دقت کنید روایتش را، از نبی اکرم(ص) (الإیمانُ وَ العَمَل أخَوان أخَوانِ الشَریکانِ فِی قَرَن لا یَقبَلُ الله أحَدَهُما اِلا بِصاحِبه) چقدر دقیق است@ میفرماید ایمان و عمل دو برادر هستند که بسته به یک ریسمان هستند شریک هستند با هم، خداوند هیچ کدام را بدون دیگری قبول نمیکند، یعنی چه قبول نمیکند؟ یعنی فایده ندارد، بگوید من ایمان دارم اما عمل نمیکنم، وقتی عمل نکنی@ من کلاس شنا رفتم ولی تمرین نکردم بلد نیستم، در آب نمیتوانی بگویی، نظری چه فایده، دوره نظری تایپ را گذراندم، حالا گذرانی تایپ میتوانی بکنی یا نه؟ نه@ بله من دستورالعملهای آشپزی را دورهاش را دیدم، الان یک قورمه میتوانی درست کنی؟ پس اطلاعات، ایمان، باور بدون عمل فایده ندارد، بدون عمل کمالی حاصل نمیشود انسان باید عمل بکند عمل بدون ایمان هم فایده ندارد@ عملی که ایمان ندارد انسان باور نداشته باشد با شک و تردید برود یک کاری را انجام بدهد. یک بنده خدایی را دیدم چند وقت پیش در ادارهای، دیدم نماز جماعت است و دارد نماز جماعت میخواند@ میدانستم اصلاً نه خدا را قبول دارد نه دین را قبول دارد، بعد به او گفتم تو اینجا چکار میکنی نماز جماعت میخوانی مسلمان شدی؟ نه بابا اینجا نماز نخوانیم حقوقمان را نمیدهند@ نمیشود اینجا در اداره همه نماز میخوانند ما اگر نماز نخوانیم، نه وضو دارم نه اصلاً میدانم چه هست، خودش میگفت اصلاً نمیدانم چه میگویند اینها، همین فقط با اینها دولا میشویم با اینها سجده میرویم با اینها رکوع میکنیم@ یک جمله عربی بلد نیست بخواند این بنده خدا، یک سوره حمد را بلد نیست اصلاً نمیداند ذکر رکوع چیست ذکر سجده چیست من میشناختمش از نزدیک، به او گفتم چطوری شد داستان؟@ گفت حالا اینجا اینطوری میطلبد دیگر، این عمل هم دارد میکند بدبخت ولی، روزه هم که هست صبحها که میاید اداره تا غروب که هست هیچی مجبور است نخورد، چه روسیاهی است.@ ولی خوب ایمان نیست فایده ندارد، منافقین، ریاکارها، آنهایی که برای خودنمایی عمل میکنند این به درد نمیخورد باور نداشتن. میخواهد برود خواستگاری یک دختر@ دختر نجیب و خوبی هست میبینید پدرشان حزب اللهی است این هم میرود یک ریشی میگذارد یک ادایی در میاورد بعد از اینکه با دختر ازدواج میکند شروع میکند جفتک انداختن، کم نداشتیم موارد اینطوری@ زنهای بسیار مؤمن و متدین، مردهای بسیار منافق، حقهباز، بیایمان، یا نه پسر خوب رفته خواستگاری یک دختر، دختر میبینید شوهر گیرش نمیاید الان این هم رد کند دیگر مصیبت است@ میگوید نه من چادری میشوم من اصلاً تو بخواهی مؤمن میشوم یک مدتی هم ریاکاری میکند بخاطر پسر، ولی قبول ندارد هیچ کدام از این چیزها را، بعداً که شوهر کرد یواش یواش میبینید که تمام رفتارهای این زن عوض شد و هیچ چیزی را قبول ندارد.@ ایمان دو طرفه است ایمان و عمل، لذا در ادامه پیامبر میفرماید (لا یُقبَلَ اِیمانٌ بِلا عَمَل وَ لا عَمَلٌ بِلا اِیمان) هیچ ایمانی بدون عمل از کسی پذیرفته نمیشود@ ما دوستتان داریم ما عاشقتان هستیم من میمیرم برات،ولی خوب نماز نمیخواند. امروز یک خانمی من نامهاش را میخواندم نوشته بود شوهر من هیئتی هست ناجور، در هیئت هم مسئولیت دارد اما نماز نمیخواند@ مسجد میرود کارهای مسجد را انجام میدهد، مثل آنطرف بنده خدا گفته بود من الان ده روز است پوتینهایم را در نیاوردم، گفتم پس نماز چطور میخوانی؟@ گفت کارهای هیئت نمیگذاشت نماز بخوانیم دیگر مشغول کارهای هیئت بودیم. از کسی نمیپذیرد خداوند، ایمان بدون عمل را از کسی نمیپذیرد ادعا نیست، قبلاً حدیثش را برایتان خواندیم که ایمان ادعا و آرزو نیست@ (وَ لا عَمَلٌ بِلا اِیمان) هیچ عملی را بدون ایمان خدا نمیپذیرد با شک و تردید، شک و تردید اگر کسی در وجودش هست زودتر برود برطرف کند، آقا نسبت به خدا شک داری، هیچ اشکالی ندارد@ نسبت به چهارده معصوم شک داری چه اشکالی دارد آقا شک کردم، نسبت به پیغمبر، نسبت به قرآن، نسبت به حقانیت قرآن، هر چه که شک داری اشکال ندارد برو شکت را بیان کن@ مگر آدم مریض بشود گناه کرده، سرطان گرفته، خوب گرفته میرود درمان میکند، نگه ندار شکهایت را در وجودت، کفرآمیزترین حرفهایت را بریز بیرون پیش یک کسی که وارد است، ولی پیش هر کسی نه@ شما سرطان دارید فقط میروی پیش دکتر مخصوص خودش، مریضیات را به کسی دیگری منتقل نمیکنی نمیروی تردیدها و شکهایت را برای کسان دیگر بیان کنی هم اشتباه است و هم گناه هست@ نه برو پیش یک استاد خبره بگو من این خدایی که شما میگویی اصلاً قبول ندارم اگر هم قبول دارم هست عدالتش را قبول ندارم یگانگیاش را قبول ندارم قدرتش را قبول ندارم بالأخره من شک دارم@ الان هیچ سؤالی بیجواب نیست هر کس میتواند کفرآمیزترین سؤالهایش را بیان کند، من پیغمبر را قبول ندارم، اصلاً پیغمبر چرا اینطوری زندگی کرده، امیر المؤمنین چرا اینطوری کرده، اشکال ندارد سؤالهایتان را بکنید هیچ ناراحتی هم ندارد.@ در همین برنامههایی که ما دادیم گفتیم برنامههایتان را که مینویسید هر چه سؤال از شیر مرغ تا جان آدمیزاد سؤال دارید بنویسید هیچ اشکالی ندارد تردیدها، شکها، آدم باید برطرف بکند اما اگر بدون برطرف کردن شکهایش@ همین با شک و تردید نماز بخواند اما دائماً خدا برایش زیر سؤال باشد دین زیر سؤال باشد اهل بیت زیر سؤال باشد این مثل یک موش در انبار هست که تمام جنسها را گند میزند میرود پی کارش@ میبینی ده پانزده سال نماز خوانده بعد یکدفعه میگوید، اتفاق افتاده تا حالا من مکرر دیدم، میگوید اصلاً مسیحی بشویم بهتر است@ مسیحیت هم دین خداست، مسیح هم پیغمبر خدا بوده چه اشکار دارد. قرآن میگوید هر کس غیر از اسلام دینی را انتخاب بکند از آن قبول نمیشود مسیحیت همان زمان خود حضرت مسیح هم، مگر حضرت مسیح چقدر پیغمبری کرده@ سه سال، سه سال بنده خدا تا آمده بجنبد توطئه قتلش را کشیدند خدا کشاندش بالا، انجیلها، صد و خوردهای نوع انجیل هست این صد و خوردهای که تقسیمش کردند به چهار یا پنج انجیل همهشان هم میگویند@ یکی از کشیشهای معروف به یکی از علمای ما گفته بود شما مسلمانها اقلاً خودتان خیالتان راحت است ما هم میدانیم که قرآن شما تحریف نشده@ ولی ما انجیلمان هیچ کدام اطمینان نداریم از طرف مسیح است میدانیم دست خورده است میدانیم اعتبار ندارد، یکی از افتخارات شما این هست که کتابتان سالم است.@ مسیحیت حرفی برای گفتن الان ندارد برای کدام یک از بخشهای زندگی ما مسیحیت حرف دارد، برای اقتصاد، برای تجارت، برای سیاست، برای مسائل تربیتی، برای خانواده، برای ازدواج، برای کدام بخش؟ هیچی، هیچ آیینی ندارد یک سلسله فرمولها و قواعد کلی مانده.@ پنج تا انجیل از آن صد و خوردهای انجیلشان مانده که قبلاً کردند 80 تا و بعد 80 تا را کردند چهار پنچ تا از پنج تا یک دانه هست که خیلی کتاب نزدیکی هست به قرآن ما، آن را خودشان میگویند ما قبول نداریم@ آیت الله بهجت فرمود این از همه معتبرتر هست انجیل بَرنابا، ولی قبولش ندارند خودشان، یعنی شما بروید در کلیسا بگویید انجیل برنابا قبول ندارند.@ میرود یهودی میشود میرود بهائی میشود میرود وهابی میشود چون شک و تردید داشته یک نفر راحت میتواند سر کلاس یک استاد دانشگاه احمق و نادان یا یک برنامه ماهوارهای، یک برنامه اینترنتی، چهارتا شبهه میتواند این را کلهپا بکند، چرا؟@ چون اساساً از اول نرفته شکهایش را برطرف کند از اول ایمانش را محکم نکرده با چهارتا شبهه از دور خارج میشود.@ خداوند ایمان بدون عمل را نمیپذیرد و عمل بدون ایمان را نمیپذیرد شخص باید باور داشته باشد (اَشهَدُ اَنَّ الجَنَّۀَ الحَقّ وَ النّارَ حَقّ وَ المِرصادَ حَقّ وَ الصِراطَ حَقّ وَ المیزانَ حَقّ وَ الحَشرَ حَقّ وَ الحِسابَ حَقّ) شهادت باید بدهید این باور است@ اینکه گفتند پدر و مادرم گفتند پیامبر رسول خداست، نه، باید دلت محکم باشد بگویی اشهد ان لا اله الا الله، یعنی خودم هم میدانم خودم هم شهادت میدهم@ پدر و مادر هم کافر بشوند من دیگر کافر نمیشوم من خودم وقتی دیدم و شهادت میدهم دیگر چه چیزی را انکار کنم من ولایت را شهادت میدهم، خودت باید به استحکام برسی. (اَلإِیمانُ قَولٌ وَ عَمَلٌ یَزیدُ وَ الیَنقُص) نکته نکته خیلی مهمی است@ باز این هم از نبی اکرم(ص) هست ایمان گفتار و عمل هست هم باید گفتار داشته باشی نمازت را بخوانی حرفت را بزنی، اذانت را بگویی، شهادتت را بدهی هم باید عمل بکنی، کم و زیاد هم ممکن است بشود@ پیامبر میفرماید ایمان ممکن است یکذره کم و زیاد هم بشود در عمل شرایط خاص، تزلزلها یک بالا و پایینی ممکن است اتفاق بیفتد هیچ وقت از بین نمیرود انسان باید بسازد@ بزرگترین دارایی انسان در رحم دنیا برای آخرت ایمانش هست هر چقدر میتوانید روی ایمانتان سرمایهگذاری کنید. چطوری زندگی بکنیم با فقر با بدهی با هر چیزی این مهم نیست مهم این هست که شما ثروتمند باشید از نظر ایمان@ که وقتی میروید آنجا جزء پادشاهان آخرت باشید جزء پادشاهان بهشت باشید این سلطنت برای شما میاورد این پادشاهی و ملک کبیر میاورد برای شما@ که شما با یک ایمان قدرتمند از دنیا بروید این ثروت شماست. باز امام صادق(ع) فرمود (مَلعونٌ مَلعونٌ مَن قالَ اَلإِیمانُ قَولٌ بِلا عَمَل) ملعون است، ملعون یعنی دور است از رحمت خدا@ دور است از رحمت خدا دور است از رحمت خدا کسی بگوید ایمان یعنی همان اعتراف بدون عمل، ما الان شیعیانی داریم که اینطوری هستند غیر از شیعه دوازده امامی، تعدادی از علویون که در سوریه هستند تعداد زیادی هستند، در ترکیه زیاد هستند@ بیست میلیون ما علوی داریم در کشورهای دیگر هم داریم شیعیانی که میگویند ما قبول داریم اهل بیت را قبول داریم، چهار امامی، شش امامی، ولی نماز نمیخوانند اصلاً، میگویند شریعت نیاز نیست@ ما همین که قبولشان داریم کافی است نه نمازی نه روزهای، هیچی@ پیامبر فرمود این از رحمت خدا دور میشود یک کسی که بگوید ایمان یعنی فقط اعتراف اما عمل نیست (قَولٌ بِلا عَمَل) این حرف غلطی است.@ لذا یک کسی بگوید ایمان عمل لازم ندارد دلت پاک باشد چنین باشد چنان باشد، دل آدم باید چنین و چنان باشد این از رحمت خدا دور میشود چون هیچ کاری نمیکند هیچ شدنی در کار نیست هیچ عملیاتی هیچ کسب مهارتی در کار نیست.@ علی(ع) در این باره چطور استدلال میکند چقدر زیبا استدلال علی(ع) هست میفرماید (لَو کانَ الإِیمانُ کَلاماً) اگر ایمان فقط یک کلام بود که اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علیا ولی الله@ یک سینه زدنی بود و همینطوری یک ادعایی بود و یک مشکی پوشیدنی و یک پرچمی، همین، فقط چیزهای ظاهری، اگر اسلام این بود، ببینید حضرت علی چقدر استدلالش قشنگ است@ (لَم یَنزِل فیهِ صَومٌ وَ لا صَلاۀٌ وَ لا حَلالٌ وَ لا حَرامٌ) دیگر حالا چه لزومی داشت خداوند در آن نماز و روزه نازل بکند حلال و حرام بفرستد@ این دین، آیات الهی پر از حلال و حرام و واجبات، خمس دارد زکات دارد، حج دارد، جهاد دارد، امر به معروف دارد نهی از منکر دارد، تولی دارد تبری دارد انفاق دارد اخلاص دارد ایمان دارد، همه اینها در قرآن آمده اگر ایمان فقط صرفاً یک کلام بود@ چه لزومی داشت اینها نازل بشود در قرآن، یعنی خدا نمیفهمیده، پیغمبر نمیفهمیده، قرآن زیادی است، عبس است، بد طراحی شده، ما میفهمیم که اسلام دین، حجاب لازم ندارد@ حلال و حرام لازم ندارد، خمس و زکات لازم ندارد، خیلی حرف احمقانهای است. ما یک زمانی در کشور یک مشت آدمهای بیسواد، یادتان هست، طرف لیسانس تربیت بدنی داشت راجع به قرآن اظهارنظر میکرد@ الان هم همینطور طرف دکتر هست مهندس هست هیچ تخصصی ندارد راجع به دین، تو رشته خودت را درس خواندی، آن هم معلوم نیست چقدر نمره ناپلئونی گرفتی اصلاً معلوم نیست چقدر سواد داشته باشی در آن رشته@ بعد میاید راجع به اسلام اظهارنظر میکند، تو کارشناسی؟ درسش را خواندی؟ تخصصش را داری که اینقدر راحت اظهارنظر میکنی؟@ از این نادانتر کسانی هستند که راه میفتند میروند دنبال اینها، این گروههایی که افراطی هستند، عرفانهای کاذب شما نگاه کنید انواع و اقسام عرفانها، عرفان کیهانی و عرفان کهکشانی، و عرفان سرخپوستی، و عرفان اوشو، مزخرفات، هیچ کدام اینها، از این بدتر.@ شما دیدید در تلویزیون طرف میگفت من خدایم، یک خدای کچلی هم بود هم سر ما هم بود کچل، و این خدای کچل هم یک عده میرفتند سجده میکردند@ یک خدای مودار انتخاب میکردید اقلاً یک خدای خوشکل، این عرضه ندارد موهایش را نگه دارد بنده خدا. دوباره رفتند در دانشگاه یکی ادعا کرد خداست، یکی جبرئیل است، یکی امام زمان است یکی پیغمبر هست@ یک عده از آنها احمقتر آنهایی که مرید اینها میشوند، یک عده مرید دنبال اینها، از این مزخرفاتی که در سایتها الان اینقدر زیاد است در ماهوارهها اینقدر هست@ هر گوشهای شهوترانی مینشیند برای خودش یک مکتب درست میکند دفتر دستکی، چهارتا احمقتر از اینها هم میافتند دنبال اینها، اینها را پیروی میکنند.@ میگوییم این عرفانی که الان این طرف میخواهد تو را به عرفان برساند به شهود برساند این طرف چکاره است؟ کارمند بانک است، یا بیسواد است اصلاً سواد ندارد، یا مهندس است@ مثل این هست که بگویی آخر احمق و دیوانه تو چمشت مریض بشود میبری پیش یک مهندس بگویی درمان کن مرا@ اگر خانهات بنایی داشته باشی میروی یک پزشک بیاوری نقشه ساختمانی برایت بریزد، تخصصها حرمت دارد هر تخصصی برای خودش به درد میخورد، یک مکانیک را میاوری بگویی قلب من را تعمیر کن شما؟@ میروی آپاراتی بگویی من بدنم اینطوری هست شما بیا درست کن؟ اگر کسی آچار دستش بود در کارگاه، میگویی بیا دندانهای من را درست کن؟ چطوری در مسائل اینطوری عقلمان درست در میاید ولی وقتی نوبت مسائل آخرتی میرسد انسانها احمق میشوند.@ لذا فرمود یکی از شاخههای ایمان این هست که تو بفهمی مردم در کارهای دنیاییشان عاقل هستند و در کارهای آخرتی احمق هستند، خیلی مهم است@ حضرت میفرماید ایمان یکی از شاخههایش این هست که بفهمی و بدانی که مردم در کارهای آخرتیشان احمقی میکنند ولی در کارهای دنیاییشان عاقلی میکنند.@ یعنی همین که میافتد دنبال دکتر و مهندس و میگوید این خداست این امام زمان است این جبرئیل هست این فرشته است این الان من را به عرفان میرساند، همین را اگر بگویی الان چشمت را ببر پیش یک مکانیک@ میگوید مگر دیوانهام من این کار را بکنم، این کار را نمیکند، ولی وقتی نوبت به دین میرسد اینقدر راحت آدم مقلد هر کسی میشود، میشود احمقی، حضرت فرمود (حُمَقاءُ فِی الدین) احمقند در دینشان، قواعد را رعایت نمیکنند.@ فلان خانم اینطوری گفته، سکینه خانم اینطوری گفته مریم خانم اینطور گفته، آن اینطوری گفته، همین، از این دینهای کلثوم ننهای، خلاصه همینطوری هر کس دنبال یک کسی راه میافتد میرود.@ شیعه اینطوری نیست شیعه غیر از الله و چهارده معصوم دنبال کسی راه نمیافتد و علمای ربانی که آن هم باید مطمئن باشد که اینها حرفی از خودشان نمیزنند غیر از چهارده معصوم.@ شیعه عظمتش به این هست که به اصل اصالت تخصص احترام میگذارد اینطوری هست که دنبال هر کسی راه بیفتد هر کس هر شبههای کرد حرف مفتی زد در ماهوارهها، در اینترنت، سر کلاس دانشگاه، یا سر کلاس دبیرستان ایمانش تزلزل پیدا بکند@ تو اصلاً چکارهای، سواد داری، تحصیلات داری، معلوماتت چقدر است، تخصصت چقدر است که داری این حرفها را میزنی، چه میدانی؟@ پس ایمان همیشه مقرون با تخصص با عمل و با کار و تکرار و تمرین هست (اَلإِیمانُ عَمَلُ کُلُه) ایمان همهاش عمل است تمامش عمل است اصلاً ما بخشی از ایمان بدون عمل نداریم تمام ایمان عین تمرین عین کار عین عمل هست.@ یک نکته خیلی مهم است که حالا میترسم وقت نباشد دیگر بماند انشاء الله برای جلسه بعد، راجع به اینکه انسان وقتی که دارد یک کاری را انجام میدهد باید اعتقاد به حقانیتش داشته باشد@ که انشاء الله فردا میخواهم یک مقدار راجع به دو سبک زندگی طبیعتگرا و فطرتگرا صحبت بکنیم که انشاء الله بدانیم که ما باید قلبمان در عمل کردن به چه چیزهایی توجه داشته باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 004 - ایمان
متن کامل (خام) جلسه 004 - ایمان