اهمیت حسن خلق در خانواده؛ جلسه سیزدهم
بحثمان درباره خانواده، درباره وظیفه حسن خلق بود که باید ما خودمان بداخلاق نباشیم در خانه. حسن خلق با مهربانی فرق دارد. مهربانی یعنی مهرورزی کردن. خوش اخلاقی یعنی که روشمان، منشمان، برخوردهایمان زیبا باشد. زشت نباشد، توش تحقیر نباشد، بیمحلی نباشد، تندی نباشد، حسادت نباشد. اینها خیلی مهم است. اینها را باید ما بهش توجه کنیم.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «أَقْرَبُکُمْ مِنِّی مَجْلِساً یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَحْسَنُکُمْ خُلُقاً وخیرکم لاهله»؛ یعنی بهترین و نزدیکترین شما روز قیامت از نظر مجلس (پیش من نشستن، آنهایی که می خواهند بیایند پیش من بنشینم، مقام و مجلسشان) در روز قیامت کسانی به من نزدیکتر هستند، روز قیامت کنار من مینشینند که خوش اخلاقترین شما باشند و برای خانوادهشان مفیدتر باشند. «خیرکم لاهله: یعنی وقتی که تو اعضای خانواده بگویم کی از همه خوش اخلاقتر است، کی پرسودتر و پرنفع تره، و بیشتر به بقیه خدمت میکند، شما را نشان بدهم. داریم در آموزههای دینی: «سید القوم خادمهم»؛ سرور هر گروهی آن است که بیشتر از همه خدمت میکند، خیر میرساند به بقیه. نه اینکه شیطان بیاید بگوید اینها دارند از من سوء استفاده می کنند، همه اش دارم حمالی می کنم، همه اش دارم چنین و چنان می کنم، من چرا باید مثلاً کارها را انجام بدهم. این حرف شیطان است. نه، اونی که به خدا نزدیکتر است، به پیغمبر نزدیکتر است و شبیهتر است، اونی است که خروجیاش مثل خدا دائماً ریزش دارد برای بقیه. مثل خدا خروجی دارد برای بقیه، رحمتش بیشتر میرسد به بقیه. رحمانیت و رحیمیتش بیشتر است و دادنش دادنش بیشتر است، دادههایش، خروجیهایش مثل خدا ریزشش در مردم مثل ریزشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلیاش بیشتر هستش. شمادر کمال حیوانی می گویید حیوانات چه کمالی دارند؟ خدمت به همنوع و خدمت به غیر هم نوع و این چیزی است که هنوز تعداد کمی روی کره زمین به این مقام حیوانی میرسند. انشاءالله امام زمان بیاید، خیلیها شاید به مقام حیوانی برسند. ولی الان عده ای کم روی کره زمین حتی در سطح حیوانات است. یعنی رحمان باشند، رحیم باشند، خدمت به هم نوع کنند، خدمت به غیر هم نوع کنند، چون خیلی از آدمهایی که حتی ظاهرهای مقدس، نمیدانم ظاهری مقبولی دارند، می بینید خیانت می کنند به هموطنای خودشون، به مردم خودشون. می بینی طرف رئیس جمهوره، وزیره، نماینده مجلسه به کشور خودش خیانت می کند، به مردم خودش به مملکت خودش. در بانک است در وزارتخانه است، ظلم میکنند به مردم. این از اهل ایمان خیلی بینهایت پایینتر است. پس ما باید خروجیها، خروجیهای خوب داشته باشیم. یعنی هر پنج بخش ما خروجی داشته باشد. لذا پیامبر می فرماید روز قیامت کسی نزدیک تر به من می نشیند که خوش خلق تر است. چون باید شبیه به من بشود. چون نزدیکی اعتباری که نیستش که. نزدیکی یک امر حقیقی است. وقتی می گوییم تقرب یعنی شباهت. پس کی مقرب تر است؟ آنکه شباهتش چیست؟ بیشتر است به پیغمبر، به خانواده آسمانی اش. بنابراین این شخص نزدیکتر مینشیند به پیغمبر، هر که خوش اخلاقتر باشد و خیرش بیشتر به اعضای خانوادهاش برسد، این روز قیامت نه فقط به اعضای خانواده، به مردم و همه یعنی همان رحمانیت و رحیمیت، این به پیغمبر و الله نزدیکتر هستش.
کاملترین ایمان و بهترین اخلاق
خب روایت بعدی باز می فرماید که: «أَحْسَنُ النَّاسِ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ»؛ می فرماید که بهترین شما، خوش ایمانترین شما از نظر ایمان، بهترین شما از نظر ایمان، ایمان کی از همه زیباتر است؟ می گوید آنی که از همه خوش اخلاقتر باشد و لطفش به خانواده اش بیشتر باشد یعنی در خانواده و فامیل اگر بگویند مهربانترین شخص (حالا مهربانی غیر از خوش خلقی است بعدا می گویم). خوش اخلاقترین افراد کیا هستند که دیگران کنارشان آرامش دارند؟ حسادت ندارد، بدجنسی ندارد، بداخلاقی ندارد، اخم و تخم ندارد، گرفتگی ندارد، مقایسه و مسابقه نداردف شما را نشان بدهند. «الطفهم» لطفش چی باشد؟ بیشتر باشد، مفیدتر باشد، بهترین کس باشد برای چی؟ برای خانواده اش.
باز از نبی اکرم هست (صلی الله علیه و آله و سلم).
پس ببینید الان سه تا کلمه بکار برده. «اقرب»، «احسن الایمانا»، و الان می گوید چی؟ «اکمل الایمانا» کامل ترین مردم «انما اَکْمَلُ الْمُؤْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ»؛ از کاملترین مؤمنین کیا هستند؟ کسانی هستند که خوش اخلاقتر هستند، و لطفشان به خانوادهشان بیشتر است، خروجیشان، خیرشان، لطفشان به خانوادهشان چیه؟ بیشتر هست.
چهار خصلت برای ایمان کامل
باز یک فرمایش داریم از امام زین العابدین علیه السلام، فوقالعاده قشنگ است. به محضر ایشان هم یک صلوات عاشقانه بفرستید. « ربع من کنّ فیه کمل الایمان» چهار نفر هستند، چهار چیز هست اگر در کسی باشد، چهار خصلت است، این ایمانش چی هستش؟ ایمانش کامل است. خیلی مهم هست. ایمانش کامل یعنی شبیهترین وضعیت را به پیغمبر، به خانواده آسمانیاش ونزدیکترین موقعیت را به خداوند دارد این آدم. ثروتمندترین آدم است این آدم. اگر باشد در کسی. خب اینها چی هست؟ میفرماید که «و محصت عنه ذنوبه» نه تنها ایمانش کاملتر است، بلکه کسی که این چهار تا را داشته باشد، گناهانش پاک میشود، همه گناهانش از روی او پاک میشود و چی؟ «و لقی ربّه (عزّوجلّ) و هو عنه راضٍ» وقتی به ملاقات خدا، وقتی میرود، خدا ازش راضی است. هیچ لذتی برای انسان بالاتر از این نیست که وقتی دارد از دنیا میرود آن ور همه ازش راضی اند، خدا راضی است. این خیلی مهم است استقبالی که از این شخص میکنند چون ازش راضی هستند. استقبالی که میکنند، انبیا میآیند، فرشتهها میآیند، شهدا میآیند، امامزادگان میآیند، برای این چه جشن تولدی میگیرند از این آدم، برای این آدم که وارد آنجا می شود. اوج رضایت خیلی مهم است.
وفای به عهد و تعهد در زندگی
این چهار تا چیه؟ «من وفی الله(عزّوجلّ) بما یجعل علی نفسه للناس» هر کس که تعهدی که به مردم میدهد پاش بایستد، هر تعهدی داد به مردم پای تعهدش بایستد. اگر رفت گفت من میخواهم شوهر تو باشم، تا آخر عمر به وظایف شوهری درست عمل کن. تنبلی نکند، بیحوصلگی نکند، مفتخوری نکند، بدجنسی نکند، خیانت نکند، ناسپاسی نکند. اگر گفت من قبول کردم زن تو بشوم، به وظایفش عمل کند. تعهد یعنی همین دیگر. تعهد توش عشق لازم نیست. یعنی لازم نیست تو عاشق زنت باشی یا عاشق شوهرت باشی که به وظایفت عمل کنی، تعهد است دیگر. بعضی از زنها و مردها بدجنسی میکنند. یعنی می گوید دیگر خیانت میکند به همسرش، ظلم میکند به همسرش، عشق نمیورزد. چرا؟ میگوید من این را زوری بابام این را نمیخواستم، من کس دیگری میخواستم، بابام این را برای من گرفت یا من نمیخواستم به این شوهر کنم از ترس پدر و مادرم یا اگر از خانوادهمان فرار کنم، رفتم به این شوهر کردم که نجات پیدا کنم. بالاخره وقتی شدی زن این، تعهد داری. وقتی شدی شوهر این، تعهد داری حتی اگر دوستش نداشته باشی. باید عشق ورزی به پایش.
اظهار عشق و محبت در خانواده
عشقورزی وظیفه است. «عمود و اظهار عشق له و ان لم یهه فی طبعه»؛ اظهار عشق به همسر حتی اگر همسرت در طبعت هم نیست واجب است. نمیتوانی بگویی چون دوستش ندارم، نمیتوانم عاشقش باشم، بهش محبت کنم. این آدم حیوانصفت میتواند این حرف را بزند، یک خودخواه و خودشیفته این حرف را می زند.
کسی که عبد خداست، کسی که دارد زندگیاش را برای شبیه شدن به خدا انجام میدهد، کسی که ایمان دارد، هیچ وقت نمیگوید من چون همسرم را دوست ندارم، عشق نمیریزم. چون شوهرم را دوست ندارم، عشق نمیریزم پایش. این آدم خودخواه است. آدمی که آدم است و میخواهد سیر انسانی را طی کند، کاری ندارد که الان مثلاً من از این خوشم میآید یا نمی آید، از قیافه اش، هیکلش، نمیدانم... اصلا کاری با این ندارد. این الان شده همسر من، همسر من یعنی این الان آمده میخواهد جوانیاش را، عمرش را، استعدادش را پای ما بگذارد. توی زندگی برای ما هزینه میشود. یک کسی که قرار است پای من هزینه بشود، من باید بهش عشق بورزم. باید به بچههایم عشق بورزم. باید نوازش به اندازه کافی، بوسه به اندازه کافی، لبخند به اندازه کافی، آغوش به اندازه کافی، تأمین نیازهای عاطفی به اندازه کافی. اگر کم بگذاریم، فردا بیچارهات میکنند. فردا فشار قبر داری، عذاب قبر داری. هی بگویی من به من ربطی ندارد، من دوست ندارم، نمیتوانم بیایم یا خوشم نمیآید یا من نمیدانم از این مزخرفاتی که الان میگویند. نمیدانم من آدم سردی هستم، توی خانوادهمان مثلاً ما اینجوری تربیت شدیم. تربیت شده که شدی، حالا پدر و مادرت نادان بودند تو را این جوری تربیت کردند یا نه، ما اصلا ژنمان این جوری است. ژنمان این جوری هست چیه. شما باید غلبه کنی. تو انسانی برای تمرین و شبیه شدن به مربی آفریده شده ای. مثل اینکه یک کسی باشگاه برود انقدر حرف احمقانه و مسخره ای بزند که بهش بگویند خب این حرکت ها را انجام بده، مربی اش بگوید ما اینجوری تربیت نشدیم، ما اینجوری دوست نداریم از این حرکت ها انجام بدهیم، نمی کنیم از ین حرکت ها. این حرفها چیه! در باشگاه از این حرفها نیست. در باشگاه باید تمریناتت را انجام بدهی. نمیخواهم و دوست ندارم و نمیشود و طبعم نمیگیرد و سلیقهام نمیگیرد. اینها را بایدهمه را بریزی دور. هر کدام از اینها که بیاید دوست ندارم، میل ندارم، سلیقهام نمیگیرد، طبعم نمیگیرد. من درونگرا هستم، اصلاً برونگرا نیستم، فقط یک آدم درونگرایی هستم. این حرفهای بیخود است. وقتی قبول کردی شوهر کسی باشی، حق نداری درونگرا باشی. اگر قبول کردی زن کسی باشی. خب می خواستی ازدواج نکنی، خانواده لبخند میخواهد، شوخی میخواهد، تفریح میخواهد، همآغوشی میخواهد، گرما میخواهد، صمیمیت میخواهد. نمی توانی بگویی من این جوری ایم. خب پدر و مادر شما ممکن است جاهل بودند، نادان بودند، عیبی ندارد. حالا خدا رحمتشان کند. ولی تو باید درست مثل آدم زندگی کنی. آدم وظایفش مشخص است. نمی توانی بگویی من وظیفه ندارم، تعهد ندارم، ما این جوری هستیم. من الان نمی توانم بغل کنم یکی را، من نمی توانم ببوسم. اصلا بوسیدن بلد نیستم، نمیدانم نوازش بلد نیستم، شوخی کردن با بچه بلد نیستم، شیطونی کردن با بچه بلد نیستم. اینها که همه اش یعنی یک آدم خودشیفته خودخواه مریض. پس اگر قول دادی زن کسی، اگر گفتی زنت می شوم، تمام شد. اگر گفتی شوهرت بشونم تمام. می خواستی قبول نکنی ازش. می گوید خب بابا من را به زور داد به این مرد. خب اگر به زور مرد، این مرد باید قربانی حماقت تو بشود که به حرفات بابا بشود، قربانی حماقت بابات باشد. نباید قربانی بابات باشد که. شماها اشتباه کردی. یک نفر را قبول کردی، گفتی من زنت میشوم آن هم از ترس بابات یا مثلاً حالا هر چیز دیگر. وقتی گفتی زنت میشوم یعنی تعهد. وقتی گفتی شوهرت می شوم یعنی تعهد. وقتی بچه آوردی یعنی من باباتم، تعهد داری نسبت به بچه ات. وقتی شدی مادر یعنی من مادرتم، تعهد داری. نمیتوانی بچه را هر جوری دلت بخواهد تربیت بکنی، نمی توانی بچه را جهنمی کنی. نمی توانی بچه را آموزه های غلط بدهی. این بچه بچه حضرت زهراست قبل از اینکه بچه تو باشد، بچه پیغمبر است، بچه امیرالمؤمنین است بچههای ما، خدا روح انسان را، روح خلیفة الله را در تک تک این بچهها دمیده. پس فکر نکن بچه توست. مثلاً هر جوری دلم بخواهد باهاش رفتار کنم، هر جوری دلم بخواهد آموزشش بدهم. نه، این امانت حضرت است. امانت پیغمبر است دست تو سپرده، باید سالم تحویل پدر و مادر اصلیاش بدهی.
ما پدر و مادر اصلی بچههایمان نیستیم. بچهها امانتی هستند که به ما داده میشوند و ما باید اینها را تحویل خانواده آسمانی مان بدهیم. کمااینکه ما خودمان هم بچههای اهل بیتیم. خودمان هم باید سالم تحویل خانواده آسمانی مان بدهیم. ما باید سالم برویم به آغوش مادرمان فاطمه زهرا، ما باید سالم برویم آغوش امیرالمؤمنین، آغوش پیغمبر. چون بچهها شدهاند، آنها خیلی ناراحت میشوند که ما از رحم دنیا سالم متولد نشویم، بداخلاق متولد شویم، جهنمی متولد شویم، بد شکل و زشت متولد شویم. این خیلی بد است. پس ما هم نسبت به خودمان که بچههای اهل بیتیم، تعهد داریم. تو بچه اهل بیتی. روح تو را خدا از روح اینها آفریده یا نه، تو الان شدی وزیر، باید برای مردم خدمت کنی.
مسئولیتپذیری در قبال مردم
ما الان کلاس شده احمقی توی مسئولین ما. حرف بیخود و پرت و پلا و احمقانه زدن اصلا شده یک کلاس. یعنی رئیس جمهوری که قبول کرده گفته مردم بیایید من مشکلاتتان را حل می کنم، قبل از انتخابات یک عالم انتقاده کرده به همه. بعد هم قول داده که مشکلات را حل بکند. تعهد دارد. تعهد دارد حتی اگر قول هم نداده باشد. اگر رئیس جمهور شدی، حق نداری بیایی بگویی این مشکلات را داریم من نمی توانم کاری بکنم. خب می خواستی رئیس جمهور نشوی. اگر وزیر شدی وزیر که یک شهوت شخصی نیست که بعضیها انقدر دوست دارند فقط وزیر شوند. فشار می آورند که ما را بکنید وزیر. بعد وقتی وزیر می شوند می گویند مشکلات داریم، نمیتوانیم کار کنیم، نمیدانم نمیشود، گرفتاری داریم، ناترازی داریم. خب تو بی خود کردی وزیر شدی. اصلا وزیر اسمش میآید از وزر. یعنی بار را تو باید تحمل کنی. نه اینکه بار را بریزی روی دوش مردم. اگر شدی استاندار، اگر شدی فرماندار، بار مردم را بکشی. وظیفهات بار مردم را بکشی. بیایی هی برای مردم سخنرانی کنی که ما بدبختیم، مشکلات داریم، گرفتاری داریم، نمیتوانیم، نمیشود. در دوره قبل آقا فرمودند: خیانت کردن ۸۰۰۰ کارخانه را تعطیل کردن. یک رئیس جمهور آمد هیچ وقت به مردم نگفت نمیشود، نمیتوانیم. بدون آمریکا، بدون غرب، بدون مذاکره ما همه چیز بدبختیم، نمیتوانیم ، نه. گفت اصلا من مذاکره نمیکنم. مشکلات مردم را حل می کنم و هشت هزار کارخانه را راه انداخت. ۶ میلیون آدم را بیمه رایگان کرد. مشکلات کشور را حل کرد. کشور یک روز خاموشی نداد به این ملت پس معلوم شد که می توانیم بکنیم. حالا یک دولت آمده این را تحویل گرفته، بالافاصله می گوید همه چیز خراب است. همه چیز گرفته. ما هیچ چیز نداریم. معلوم است که شما دارید دروغ می گویید. اتفاقی نیفتاده در این کشور که تو می گویی: نمی شود. در زمستان اصلاً نوبره. در زمستان خاموشی. اصلا نوبره. کارخانهها دوباره شروع شده. دوباره کارخانهها و نمیدانم همه شرکتها را دوباره همه دردسرها از نو . بابا تو رئیس جمهور شدی، وزیر شدی که به تعهدات عمل کنی. اگر عرضه نداری برو کنار، یک کسی که می تواند کار انجام بدهد، انجام بدهد. اگر شدی استاندار، فرماندار، بخشدار، همین. اگر معلم شدی، موظفی نسبت به شاگردانت درست عمل کنی. اگر یک جا مدیر شدی، وظیفهات این است نسبت به زیر مجموعه مدیریت خودت، وظایفت را نسبت به اینها انجام بدهی. اگر شدی مادر، باید بچههایت را درست تربیت بکنی. برو قواعد تربیت را یاد بگیر. اگر شدی زن کسی، شوهر کسی، بابای کسی، باید وظایفت در حیطه مدیریتی که خانواده است، حیطه ولایتی ات یاد بگیری. نمی شود که بی مسئولیت باشی. اینکه گفت اعضای خانواده روز قیامت از هم فرار میکنند به خاطر این هستش که خیانت کردند به هم. فرار می کنند از همدیگر چون می فهمند که به هیچ کدام از وظایف عمل نکردند. اگر قول دادی به یک نفر، پایش وایسا. نگو به یک نفر که من خوشبختت میکنم، بیا ازدواج کنیم با هم، بیا زن من شو، نمیدانم... دروغ به کسی نگو برای وادار کردنش به ازدواج یا به تعهدات دیگر، بعد بزنی زیرش بگویی: نه، نشد، من نتوانستم این کارها را انجام بدهم.
راستگویی و حیا
پس اولین چیزی که هر کسی این را انجام بدهد، ایمانش کامل است و خدا همه گناهانش را می بخشد. اولش این است و خدا را ملاقات می کند درحالیکه خدا ازش راضی است. یک). دو) چی؟ دو) «و صدّق لسانه مع الناس» با مردم حرف میزند، راست بگوید. سر مردم کلاه نگذارد، دروغ نگوید به مردم. فروشنده است دروغ نگوید، خریدار دروغ نگوید. وعده سر خرمن به مردم ندهد، الکی یک چیزی بگویم برود دنبال کارشان. باشد من هفته دیگر، انشالله هفته دیگر، یک ماه دیگر، دوماه دیگر. میگوید من که نگفتم میکنم، گفتم انشاءالله. این از آن پدر سوختگیهایی هستش که افراد دارند با کلمه انشاءالله یاد میگیرند. طوری ه غربیها، مسیحیها ما را مسخره میکنند، میگویند مسلمانها با یک کلمه انشاءالله هزار تا دروغ به آدم می گویند. آخرش هم گفتند که ما گفتیم انشاءالله. یعنی چی ما مسخره بازی دربیاریم. نه، من که قول ندادم. انشالله اگر بشود. این حرف مفتی هست. پس تو می خواهی عمل نکنی. داری دروغ می گویی از اول. مسیحی ها وقتی می خواهندما را مسخره کنند می گویند: when enshaalah یعنی کی انشاءالله؟ یعنی یک مسلمان با یک انشالله، آقا قول دادی، تعهد دادی که بهش عمل کنی. دروغ نگو به کسی. با مردم بازی نکن.
«وَ اسْتَحْیَا مِنْ کُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ النَّاسِ»؛ حیا بکند از هر کار زشتی پیش خدا و پیش مردم. ببین شما وقتی می روی جایی، دوربین کار گذاشته باشند. 5تا، 10 تا دوربین هست. خب آدم چکار می کند؟هر کاری نمی تواند بکند. خداوند در تمام عالم دارد میبیند تو را. فرشتهها دارند میبینند. امام زمان دارد میبیند. حیا کن از اینکه توی محضر خدا بد اخلاقی کنی با بنده خدا. حیا کن از اینکه حسودی بکنی. این بیحیایی است. حیا کن از اینکه غصه بخوری. غصه گناه بزرگی است. غم گناه بزرگی است. پیامبر فرمود: هر کس غم داشته باشید برای دنیا، برای دنیا غصه بخورد، میرود جهنم. اصلا تو باید شخصیتت اجازه ندهد غصه بخوری کنار خدا. خدا می گوید من کنارت نیستم، من کمکت نیستم، برای چی غصه دنیا را می خوری. دنیا همیشه موقت است. غمهای دنیا درسهای تمرینی شما توی باشگاه است. غصه خوردن ندارد که. داریم تمرینت میدهیم. داریم امتحانت می کنیم. اگر مریض میشوی امتحان است. اگر وضع مالی خراب میشود امتحان است. اگر کسی اذیتت می کند. داریم امتحانت می کنیم ببینیم تو ظرفیتت چقدر هست! «ولنبلونکم» خود خدا می گوید. می گوید ما حتما شما را آزمایش می کنیم. «و لنبلونکم» یعنی سه تا حتماً دارد. حتماً حتماً حتما داریم آزمایشتان میکنیم با چیزی «مِنَ الْخَوْفِ» با ترس، کم خوری و آسیب در شغلت، در کشاورزی، در محصول کارت. «و لنبلونکم بشی مِنَ الْخَوْفِ و الجوع و النقص من الاموال و الانفس و الثمرات». ولی بعدش چی می گوید؟ «و بشر الصابرین» حالا بشارت بده به افراد صبور. افراد صبور کی هستند؟ آنهایی که وقتی امتحانشان میکنیم، «الذین اذا اصابتهم مصیبه» یک مصیبتی میآید سرشان، ناراحت نیستند. می گویند: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»؛ ما مال خداییم، برمیگردیم پیش خدا. خدا رحمت کند استاد آیت الله مجتهدی را. همیشه ما میگفتیم این ذکر را زیاد بگویید. ذکرش چی بود؟ این نیز بگذرد. این هم می گذرد. دنیا که به آخر نرسیده. همه اش تمام می شود. قبلی ها که براش غصه خوردیم همه اش تمام شد و رفت. ثوابش مانده، پاداشش مانده. دردش هم میرود. ذخیره هم میشود برای آخرت. ذخیره میشود برای آخرت. امتحانتان داریم میکنیم. پس همه جا خدا دارد ما را می پاد. جلو خدا بیحیایی نکنید. حسودی بکنیم زشت است. بیحجابی، بیحیایی، بیناموسی، بیغیرتی. فکر کنیم خدا نمی بیند حالا زن و مرد قاطی بشویم چون خدا نمی بیند. الان کسی اینجا نیست توی خانه، توی ساختمان، زن و مرد قاطی شویم بزنیم برقصیم. حالا که الان جایی نیست در مهمانی بیحجاب شویم، نمیدانم کشف حجاب بکنیم، نمیدانم عروسیهای آنچنانی، مجلسهای آنچنانی. یک دیوانهبازی است. کسی فکر میکند که مثلاً خدا نمیبینتش، فرشتهها نمیبینندش. بابا همه جا دوربین است. حیا کن. از مردم هم حیا کن. حیای از مردم. فقط حیای خدا نیست. نه، در مقابل مردم هم حیا داشته باش. مردم مقدسند. مردم ارزش دارند. مردم مؤمنند. مردم «اعظم حرمة من الکعبه» هستند. حرمتشان از کعبه واجبتر است. جلوی مردم بیحیایی، جلوی مردم بیناموسی، جلوی مردم بیغیرتی. حیا بکند از هر کار زشتی در نزد خدا و نزد مردم. هم از خدا حیا بکند، هم از مردم حیا بکند. طرف می بینی یک بچه دارد نگاهش میکند، جلوی بچه کار بد نمیکند. بعد جلوی خدا هر کاری میکند. جلوی فرشتهها هر کاری میکنند. این چیزیست که ما به آن مبتلا میشویم. مهمان میآید، خیلی مؤدب، خیلی متین حرف میزند، خیلی خوش اخلاق است چون از مهمان حیا می کند. بعد مهمان که میرود، میبینی میشود یک آدم تندخو و درنده و بداخلاق. بابا تو باید جلوی مهمان و پشت مهمانت یکی باشی. جلوی مهمان میگوید میخندد، نه طوری نیست، عیبی ندارد، اصلاً مشکلی نیست، هیچی. ولی وقتی که مهمان میرود، میبینی که همه درندگی و بد اخلاقی. داریم خوش اخلاقی و موفقیت در زندگی
چهار) «وَ حَسِّنْ خُلُقَهُ مَعَ أَهْلِهِ»؛ خلقش را با خانوادهاش نیکو بکند. ببینید چندمین بار است که حضرت میگوید. تاکیدات را نگاه کنید. خلقش با خانوادهاش بهتر است. این بینهایت مهم است. اگر بابا من ازدواج کردم، اگر یک نفر... در روایت داریم یک کاری نکنید خانوادهتان به خاطر شما شقی بشوند، بدبخت بشوند. بگوید عجب غلطی کردم زن این شدم. عجب غلطی کردم شوهر این شدم. چه اشتباهی کردم. نمیدانم چه گناهی کردم زن این شدم. چه گناهی کردم شوهر این شدم. یک تکلیف است. یک تکلیف انسانی است. یعنی باید یک کاری کنید مردم، اطرافیانت به خاطر تو اذیت نشوند. خودخواهیهایت و بداخلاقیهایت و بیتربیتیهایی که پدر و مادرت باید میکردند، نکردند، خب خودت خودت را تربیت کن. آنها کوتاهی کردند. ما را بد تربیت کردند. خیلی خوب. الان که آمدی در صحنه زندگی ات، یک وظایفی داری باید انجامش بدهی. اینها سر بقیه نریزید. «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى کَلَّهُ عَلَى النَّاسِ»؛ ملعون است، ملعون است کسی که بارش روی دوش خانواده می اندازد یا روی دوش مردم می اندازد. اگر بارت را میاندازی، بارم بکش ازش. بله آدم بارهایش را می اندازد روی دوش خانواده، اعضای خانواده با هم مودت دارند. یعنی بار هم را میکشند. درست هم هستش. ولی بالاخره تو یک توقعی داری، دو برابرش بهش خدمت بکن. به اندازه او بهش خدمت کن حداقل. نه اینکه فقط تو دائماً داری مصرف کننده ای، یک آدم مفتخور، تنبل، تنپرور همه اش باید خدمات بگیرد، خدمات نمیخواهد بدهد، به وظایفش نمیخواهد عمل کند.
تأثیر خوش اخلاقی بر رزق و برکت
خب، آخرین روایت تو این بخش را من توضیح بدهم از امیرالمؤمنین علیه السلام. به محضر مقدسشان هم یک صلوات عاشقانه هدیه کنید. چهار تا کلمه است. این چهار تا کلمه را حفظش بکنید: «بِحُسْنِ الْأَخْلَاقِ یَطِیبُ الْعَیْشُ»؛ یعنی با خوش اخلاقی زندگی خوش میگذرد. زندگی زندگی خوبی میشود. خوش اخلاقی. ببینید توی جایی که خوش اخلاقی هست (گفتم غیر از مهربانی است، بعدا مهربانی را توضیح می دهیم) نه. خوش اخلاقی هست. توی اونجایی که خوش اخلاقی است، توان کار و قدرت در اعضای خانواده همه بالاست. بچه، زن، شوهر، همه بالاست. اونجایی که نیش هست، قهر، غر زدن، انتقاد کردن، گرفتن، مسخره کردن هست، تحقیر کردن هست، اونجا همه ناتوانند. نمی توانند موفق باشند. اگر فضای خانواده را یک جوری ساختیم که همه توی خانواده خوشند، اونجا همه موفق میشوند. بلاها و سختیها را راحت تحمل میکنند. هیچ سختی وجود ندارد که یک خانم کنار یک مرد خوش اخلاق تحمل نکند، مگر که دیگر واقعاً او خیلی ناسپاس و فاسد باشد. و هیچ مشکلی نیست که یک مرد کنار یک زن خوش اخلاق نتواند تحمل کند، مگر اینکه مرد خیلی ناسپاس باشد، و خودشیفته باشد. والا کنار یک آدم خوش اخلاق، کنار یک مدیر خوش اخلاق، نیروها با یک حقوق کمتر هم می سازند. می گوید حقوقش به جاهای دیگر نمیرسد ولی انقدر این مدیر ما ماه است، انقدر این مدیر ما خوش اخلاق است، اصلا دوست ندارم از کنارش بروم. قبلاً جایی بودم که مدیرمان کلی حقوقش بیشتر بوده ولی مدیر مان آدم مسخره و بد اخلاق و تحقیر کننده و غر و نق و اینها بوده، اصلا خوشم نمیآید مدیری که همه اش روی اعصابم بوده. الان اینجا یک مدیر دارم فرشته است. ادبش، احترامش، خندهاش، لبخندش، آرامشی که دارد، تواضعی که دارد، ادبی که دارد، فروتنی که درش هست، با این مدیر من بهتر میتوانم کار کنم، موفقتر هستم.
پس خوش اخلاقی هرجا باشد موفقیت است. اگر میخواهی بچههایت، شوهرت قدرت داشته باشد، موفق باشد، خوش اخلاق باش. بد اخلاقی رزق را میبندد. این یادتان باشد. بد اخلاقی جلوی رزق را میگیرد. هر ۵ رزق را. دقت کنید نه فقط رزق مادی، نه. ما ۵ نوع رزق داریم. توی دوره برکت اینها را توضیح دادم. کارگاه برکت ۴۰ ساعت اینها را توضیح داده که ما ۵ نوع برکت داریم، ۵ نوع هم بیبرکتی داریم. بداخلاقی باعث میشود انسان رزقش خراب شود. ورشکست بشود، مریض بشود توی بخش گیاهی. انواع و اقسام بیماریها را بگیرد. شکستهای خانوادگی میخورد. توی علم آموزی و کارهای علمی ضعیف میشود. توی معنویت هم راهش بسته است. یعنی اصلاً آدم بداخلاق به ملکوت، به غیب، به ارتباط، به انس، به عشق، به بالا راه پیدا نمی کند. راهش نمی دهند چنین آدمی. چون شبیه خدا نیست. شبیه اهل بیت نیست. شما راهتان به سمت غیب با شباهت باعث میشود هرچی محرم میشوی، راه باز می شود. به درجه محرمیت راه باز میشود، و حجابها برداشته میشود. لذا وقتی کسی خوش اخلاق نیست، راهش بسته است. این هم از این.
خب، نمیدانم چقدر وقت داریم آقای صادقی. چند دقیقه وقت داریم؟ وقت داریم وارد موضوع بعدی بشویم؟ ۵ دقیقه. خیلی خب پس من دیگر وارد بحث بعدی نشوم.
جلسه دوم داریم مگر؟ بعد از نماز جلسه داریم. عجب خبر بدی.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.