جلسه 004 - کارگاه خانواده (یزد)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - کارگاه خانواده (یزد)

کلاس دوم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم /الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند بفرستید.

بحثمان درباره عوامل تحکیم خانواده بود. اولین عامل را محبت و رحمت عرض کردیم. یکی دوتا روایتش ماند. این را من توضیح بدهم بعد برویم سراغ عامل بعدی.

این روایت فوق العاده مهم است. قبلا هم در بحث از مقدس بودن خانواده و فضای خانواده این روایت را عرض کردیم. اینجا همان روایت را با نگاه به موضوع رحمت حضرت دارد بیان میکند. این فرمایش هم از وجود مقدس امام صادق علیه السلام هست. به محضر مقدس ایشان هم یه صلوات ختم بفرمایید.

می‌فرماید که «اذا نظر العبد الی وجه زوجه و نذرت الیه» زن و شوهر به همدیگر نگاه بکنند؛ یک نگاه، نگاه مهربانانه عاشقانه از روی رحمت از روی محبت به هم نگاه بکنند، «نظر الله الیهما نظر رحمه» خدا با یک نگاه رحمت به زن و شوهری که به هم با رحمت نگاه می‌کنند، نگاه میکند. ببین چقدر قشنگ هست که انسان نظر خدا را بخواهد جلب بکند با نگاه می‌تواند این کار را انجام بدهد. همین صرف نگاه کردن. در رابطه با فرزند هم همینطوره. کسی میخواهد خدا یکی نظر رحمت به او و فرزندش بکند، یک نظر رحمت به او و پدر مادرش کند، در رابطه پدر و مادر هم همین را داریم. انسان به چهره پدر مادر با محبت با عشق نگاه بکند. حالا این در مورد همسر هست. اگر کسی همسرش با محبت نگاه بکند می فرماید که «نظر الله علیهما نظر رحمت» خداوند با نگاه رحمت به اینها نگاه میکند. می گوید خب حالا اگر آمد مرد چیکار کرد؟ مرد غیر از نگاه یه کار دیگر کرد همان رابطه لمسی، رفت دست همسرش را گرفت، می گوید وقتی که یه مرد دست همسرش را میگیره «اخذ به کفه» یا نه، همان کف دستش را میگیرد «و اخذت به کفه» زن هم این کار را میکند یعنی باید این مهرورزی دو طرفه باشد، دست همدیگر را میگیرند زن و شوهر میفرماید «تساقت ذنوب هما من خلال اصابحما» گناهاشان از بین انگشتانشان می‌ریزد.ی ببیدن یکی از راه‌های قشنگ استغفار و توبه حالا اینجوری لازم نیست انسان برود خیلی کارهای سختی انجام بدهد برای توبه. رحمت انسان را به خدا نزدیک میکند. حالا این همسرت تو برو دست پدر ومادرت را بگیر ببوس، برو پیشونی مادرت را دست مادرت را ببوس، دست پدرت را ببوس، بچه ات را بغل کن ببوس. این یه زن و شوهر وقتی که دست همدیگر را می‌گیرند، ببینید چقدر قشنگ هست گناهانشان میریزد از لایه انگشتاشان؛ یعنی خدا چقدر دوست دارد یه زن و مرد رابطه عاطفی داشته باشند و این رابطه عاطفی به رابطه عاطفی لمسی برسد. از توی محبت این باعث رحمت می شود، باعث مغفرت گناهان می شود. چقدر مذهبمان دینمان دین متعالی هست. کجای دنیا شما همچین چیزی دارید که اگر یه نفر سنگینی گناه دارد برود دست همسرش را بگیرد. پنجه تو پنجه همسرش بیندازد، در کف هم، آن هم همینطور، زن هم دست شوهرش را بگیرد و پاک بشوند، گناهانشان بریزد. چقدر دین ما عالیه و چقدر این دین رحمت و مهربانی در آن هست. آدم باید پای این دین جان بدهد. افتخار بکند به اینکه یه چنین پیغمبری یه چنین خدایی یه چنین دینی دارد. شما هیچ جای این ادبیات را هیچ جای دیگر‌ی در کره زمین پیدا نمی‌کنید که برای ارتباط لمسی عاشقانه بین زن و شوهر خدا اینقدر ارزش قائل باشد. هیچ جای دیگر شما سراغ ندارید این را.

برویم سراغ دومین عامل از عوامل خانواده، عوامل تحکیم خانواده که آن رحمت به اعضای خانواده است. آن قبلی محبت بود احادیثی خواندیم. حالا رحمت بود. فرقشان را گفتم که الان می‌خواهیم رحمت را بگوییم شما متوجه بشوید.

باز روایت از نبی اکرم هست (صلی الله علیه و آله و سلم) «یاتی امتی یوم القیامه رب تعالی ادخلو الجنه فانه کان یرحما ایاله» ببینید چقدر قشنگ هست. می گوید روز قیامت می آید نامه عمل یه مردی را می‌سنجند میبینند چیزی که این باهاش بهشت برود وجود ندارد در نامه عملش. یه چیز با ارزشی که بتواند روی این حساب بکند، خب بگویند بخاطر این کارها بهشتی برود بهش می گوید هیچی نیست ولی خداوند می گوید این را ببریدش بهشت. چرا؟ ببینید چقدر قیمت دارد و ارزش دارد این در خانواده ها. می فرماید که «فانه کان یرحم عیاله» او نسبت به خانواده اش رحمت داشته.

گفتیم رحمت غیر از محبت هست. آن جدای از خودش. «یرحم عیاله» او رحمت داشته به خانواده خودش. چقدر اثر دارد این رحمت. در تاریخ اسلام داریم پیامبر اکرم دستور اعدام دوتا از کفار را داد که در جنگ اینها گرفته بودند، بعد جبرئیل نازل شد به پیغمبر گفت خداوند می گوید آن یکی را، فلانی را بگو نکشند. آدم کافر بوده می گوید آدم مهربانی بوده در خانه نسبت به زن و بچه اش، آدم خوش اخلاقی بوده نسبت به خانواده اش. پیامبر می گوید خب این را نکشید. آزادش میکنند می آید پیش پیغمبر، می گوید چرا رفیق من را اعدام کردید من را اعدام نکردید؟ پیامبر می گوید که خداوند دستور داده. چون تو خوش اخلاقی نسبت به خانواده ات، مهربان بودی و خداوند به خاطر این مهربانی از خونت گذشت که دیگر بدهکار خدا هم نباشد؛ یعنی طلبکار نباشد از خدا، عذر میخواهم. کافر را هر صفت خوبی داشته باشند خداوند سعی میکند در دنیا جبران کند برایش تا دیگر آخرت طلبکار نباشد از خدا. اگر کار خوبی کرده. برای همین هم به کافرها بیشتر خداوند نعمت میدهد تا مومنین. چون اینها بالاخره آخرت ندارند. اگر کار خوبی صفت خوبی کار ارزشمندی هم کردند همین جا خدا پاداششان را میدهد. گفتش که به پیغمبر گفت: من هیچکس از رفتار و اخلاق درون من با خانواده ام خبر ندارد. پس معلومه تو پیغمبری که خبر داری میدهی. بنابراین من به تو ایمان می آورم و ایمان آورد و مسلمان شد. ببینید اخلاق خیلیها را به اسلام میکشاند.

من در این تجربه های تبلیغهای خارجی که داشتم سالهای سال خیلی از کسانی که دیدم یهودی بودند، مسیحی بودند، بی دین بودند، آمدن شیعه شدند، مسلمان شدند، اخلاق اینها را رفتارهای اینها را من بررسی کردم. دیدم اینها آدم های با انصاف و مهربانی بودند، با اخلاق با ادب و مهربانی بودند که خداوند منت گذاشت سرشان و اینها را به اسلام هدایت کرد. آدمهای اینجوری. آدمهای خشن بد اخلاق بی اخلاق بی انصاف اینها هدایت نمیشوند. آدمهایی که کافر هستند اما آدمهای خوش اخلاقی اند، مهربانند، با ادبند، رعایت عدالت می‌کنند در حق دیگران، اینها لیاقت هدایت به دین اسلام را دارند. برای همین به دین اسلام هدایت میشوند.

خب برویم سراغ روایت بعدی روایت بعدی نقل شده است از انس، خادم حضرت، می گوید که «کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من ارحم الناس من الصبیان و عیال» پیامبر مهربان‌ترین آدم بود به بچه‌ها و به خانواده. مهربان‌ترین آدم به خانواده و بچه‌ها پیغمبر بود. انقدر ارزش دارد.

باز ببینید امام علی علیه السلام محضر حضرت امیر هم عشقمان پدرمان یه صلوات بلند ختم بفرمایید. «ارحم من اهلک صغیر و وقر منهم الکبیر» با بچه کوچولوها مهربان رفتار کنید، با رحمت رفتار کنید. سخت نگیرید بهشون اذیتشان نکنید اگر شیطونی می‌کنند به خصوص در ۷ سال اول که در واقع خدا دستور میدهد اینها شیطونی کنند. اینها معصوم هستند در هفت سال اول، از در و دیوار بالا میرند، شیطنت میکنند، چیزی را میشکنند چیزی را میریزند ،سر بچه خدای نکرده داد نزنید. به بچه نگویید نمیدانم این بچه من چقدر بد هم هست خیلی، بچه هایشان میبرند روانشناس و روانپزشک، بچه من لجباز شده، هرچی میگویم گوش نمیکند. بچه در ۷ سال اول اصلا نباید فرمان ببرد. بچه سالم، بچه ای که آرام هست، مودب میشیند، بچه سالمی نیست. بعضیها دوست دارند بچه هایشان خیلی مودب باشد. خیلی سالم مثلا بنشیند یه جا مثلا، این بچه، بچه مریضی هست. این خوب نیست ما بگوییم بچه مان یه جوری تربیت کردم که هر جا میرویم مثل آدم میشیند. شلوغ نمیکند. حرف نمیزند بازی نمیکند. این بچه بی ادب تربیت شده اتفاقا. بچه با ادب یه بچه ای هست که از دیوار صاف بالا می رود. بچه شیطون هست. لذا پیامبر فرمود: اگر بچه‌هایتان شیطونی نمیکنند، شیطونی را بهشون یاد بدهید. چون اگر بچه شیطانی نکند، شیطنت نکند این بچه بدنش قوی نمی شود، ذهنش قوی نمی شود و این انرژی که باید برای بازی و تفریح و اینها بیرون بریزد، درست هفت سال دومی که تو میخواهی بشینی سر درسش، درس بخواند، تو هی نگذاشتی این کار را بکند، هفت سال دوم بیرون می‌ریزدش اینها را، بی موقع شیطون می شود، آن موقع بی مزه است. ولی در هفت سال اول نه. در هفت سال اول بچه باید شیطونی کند، پدر و مادر نباید جلویشان را بگیرند. مگر دو جا. یه جا آنجایی که این بچه خطر جانی برایش دارد، باید جلویش را گرفت. یه جایی هم آنجایی که حق الناس هست؛ یعنی مزاحمت برای کسی درست میکند، بچه را باید جلوش را گرفت؛ یعنی بچه را باید نشاند سر جایش، از مجلس خارجش کرد که برای کسی مزاحمت درست نکند. اگر این را ما فهمیدیم بچه در ۷ سال اول پادشاه هست دیگر. فرمود باید دستور بده شما هم خانمها کنیزند و آقایان هم نوکر. باید اطاعت کنند هرچی بچه می گوید، باید انجام بدهند. این بچه باید عضلاتش پنجه هایش نمیدونم کتفش سینه اش پاهاش ستون فقراتش قوی بشود، باید دائما بدود، شیطونی کند، بالا بپرد، پایین بپرد، بازی بکند تا میتواند تکلیف بهش ندهی. مثلا خیلی ها بچه هایشان می برند زوری یک کلاس‌هایی می‌گذارند که این کار غلطی هست. اگر بچه دوست دارد برود در مهدکودک یا یک کلاسی بنشیند، خب حالا دوست دارد ولی یه روزی هم خسته می شود می گوید نمیرم، نگو: نه باید بروی، بچه را تکلیف نکنید دستور بهش ندهید اذیتش نکنید. الان می گوید دوست دارم بروم حفظ قرآن، خب پنج سالش هست، شش سالش هست، می گوید دوست دارد. زوری حق نداری بفرستی کلاس حفظ قرآن یا هیچ کلاس دیگری، این سر جای خودش. اگر یه موقعی هم خودش دوست دارد علاقه دارد به اندازه که خودش میرود آنجا حال میکند انجام میدهد، تکلیف و اینها خیلی نباید به بچه داد و اذیتش کرد. یک موقعی تو رفتی برای ثبت نام، یک پولی هم دادی، ولی بعد می گوید نمی روم. هر چی شما بگویی قربان. پادشاه است دیگر. اینکه بیخود کردی نمی روی، من پول دادم اینجا، باید بروی. این بچه را وقتی شما اجبارش میکنی، داری استعداهایش را کور میکنی. الان یه کار بدی هم که در اجتماع اتفاق میفتد، این است که بچه هایی که خیلی سالمند، یعنی خیلی شیطونی میکنند به عنوان بیش فعال میبرند پیش پزشک، پزشک هم می آید یه کار بدتری انجام میدهد. به اینها قرص میدهد. قرص‌های ریتالین میدهد؛ قرص‌هایی که در آن پر شیشه است. ریتالی مواد مخدر دارد، شیشه دارد، آسیب‌های ذهنی دارد. میدهند به این بچه. می گویند پیش فعال است. بچه ممکن است درس نخوان باشد ولی این یه استعدادی، یک نبوغ خاصی دارد که اینقدر شیطونی میکند. باید آن نبوغش را بشناسی. او را ببری ورزش ببینید شاید در ورزش هست، برایش کار هنری ایجاد کن، نقاشی ایجاد کن، صنایع دستی ایجاد کن، ببینید شاید در آنها رشد میکند. وقتی آرام شد و این نیرو تخلیه شد، درسش هم خوب میخوند به درسش میرسد؛ ولی نباید هی بچه‌ها را چون نابغه‌اند، چون هوششان زیاد هست، چون شیطونند، اینها را چیکار کرد؟ اینها را بهشون انگ مریضی زد و به عنوان پیش فعالی بردشون تحت داروهای شدید شیمیایی. این اصلاً کار خوبی نیست. لذا می گوید با رحمت با بچه‌ها برخورد کنید. امیرالمومنین می فرماید رحم داشته باشید به بچه‌هایتان، خشن نباشید، تحقیر نشوند، توبیخ نشوند، تنبیه نشوند. اینها را رعایت کنید.

«و ونهم الکبیر» با بزرگترانتان هم با احترام رفتار بکنید، وقارشان را حفظ کنید. مواظب باشید در خانه یه پیرمرد یه پیرزن تحقیر نشود. الان نمیتواند راه برود احساس میکند که مثلا وبال گردن شماست. شما باید آنقدر با مهربانی صحبت بکنی باهاش، پدر شوهر هست، مادر شوهر هست، پدر زن هست، مادر زن هست، یه مریضی دارید پدر خودت هست، مادر خودت هست، باید انقدر با رحمت باهاش رفتار کند که این احساس را نکند که وبال شخصیتش خورد بشود، احترامش زمین بماند. این خیلی خیلی مهم است که نسبت به بزرگان یه کاری نکنیم خجالت زده بشوند، بی حوصله با بزرگترها رفتار نکنیم. پیرمرد پیرزن هست، بی حوصله است. صداش مثلا یه چیزی را نمیشنود، باید چند بار تکرار کنی تا بشنود، بعد بیخود عصبانی نشود. خوب نمیشنود باید تو صدات را ببری بالا، دهانت را دم گوشش، بلندتر صحبت کنی تا متوجه شود. چند بار هم، با اخلاق با مهربانی تکرار کنی هیچ اشکالی ندارد. وقتی که شما پیرمرد پیرزن زیر دست یک جوان تحقیر بشود این جوان یه زمانی خودش بیشتر تحقیر می شود زیردست بقیه. بالاخره یک زمانی این جوان هم پیر می شود یا حتی قبل از پیر شدن جای دیگر تحقیر می شود. این را باید دقت کنیم که تا میتوانیم حرمت اینها را رعایت بکنیم. بزرگترها ریش سفیدها موسفیدها کسانی هستند که خداوند می فرماید به برکت اینها عذاب را خدا از جامعه برمی دارد. بلاهای سنگی را بر میدارد. پیرمرد پیرزن ها محافظ ما هستند، مدافع ما هستند ، عامل امنیت جامعه ما هستند. انقدر حرمت دارند پیش خدا، مو سفیدها ریش سفیدها به همین جهت می گوید خیلی حرمتشان را در اجتماع ممکن است غریبه هم باشد، در اجتماع حرمتشان را نگه دارید. اگر تو یه جا صف ایستادی می‌بینی یه پیرمرد پیرزنی در صف هست، نمی میری که نوبتت را تو بدهی به او که، بگو شما بفرمایید جلوتر، این اذیت نشود برود. بارش را بلند کن، کمکش کن در اتوبوس در مترو در تاکسی در هرجا که هست. یه جا نمیتوانی برود، یه جا عصایش را بگیرد کمک کن برایش، یه جا زیر بغلش را بگیری، یه جا لازم هست میخواهد برود حرم اذیت می شود، برایش یه ویلچر بگیر، هولش بده تا حرم. خیلی خدا به آدم نظر میکند وقتی انسان به یه پیرمرد و پیرزن احترام می گذارد. نظر ویژه میکند برای انسان. این خیلی مهم است. یه نظر ویژه میکند انسان وقتی که انسان بزرگان خانه شان را احترام می گذارد. به بزرگترها دایی عمه‌ست خاله است عموست، پیر شده دیگر، الان یه حرمت ویژه ای میخواهد. یه کمکی لازم دارد، خانه شان تنهاست، تو میتوانی بروی خانه شان کمکشان کنی، میتوانی بروی یه کاری برایش کنی، میتواونی بری برایش یه خرید بکنی، میتوانی بروی داروهایش را برایش تنظیم بکنی، میتوانی غذا برایش درست کنی ببری که مثلا این مادر شوهر پدر شوهر اذیت نشوند. عروس خوب و مومن همین هست که پدر غذا میارم برایتان یا مثلا چند وقت یه بار بروید مادرشوهر، مادرزن، پدرشوهر، پدرزن را بیارید خانه هایتان، یه چند روزی پذیرایی کنید با حکمت. این پذیرایی اینها پذیرایی از خداست. پذیرایی اینها پذیرایی از اهل بیت است. فکر نکنید حالا از زندگیتان کم می شود یا رزقتان کم می شود. نه. اینها رزق می آورند برای این زندگی انسان. وقت بگذارید به شوهرت بگو برو پدر ومادرت را یه چند روزی بردار بیار اینجا بماند پیش ما. پیرند، خسته میشوند، اذیت میشوند. یه شهر دیگر هم هستند همینطور. خودتان بروید سر بزنید بهشون بعد داماد برو این کار را کند. داماد برود پدرزن، مادرزنش را بردارد بیاورد چند روزی خانه نگه دارد. غلامی کنید برایشان، کنیزی کنید برای این پیرمرد پیرزنها. خیلی پیش خدا قرب پیدا میکند. خیلی خیر و برکت در زندگی اینها می آید، بلاها از زندگی انسان دفع می شود. یه دعای از ته قلب اینها هزاران مشکل انسان را برطرف می‌کند. همین که یه دفعه از ته قلب می گوید مادر خیر ببینی، بابا جون خیر ببینی انشالله. این خیلی کار میکند برای انسان. بسیاری از معضلات، مشکلات، بلاهای سخت زندگی را دعای پیرمرد پیرزنها برطرف می‌کند. خیلی عظمت دارد دعایشان و مستجاب الدعوه هم هستند اینها، دعا میکنند دعایشان اجابت می شود. بنابراین امیرالمومنین دارد به ما راه سعادت و آرامش را یاد میدهد. به بچه‌هایتان با رحمت برخورد کنید بچه کوچکها. نه بچه کوچک خودت را فقط، بچه کوچک دیگران هم همینطور باهاشون با مهربانی برخورد کنید. بچه کوچک دیگران، هر که هست. بچه کوچیک هر جا میبینید و بعد چی بزرگترانتان را احترام بگذارید. این هم از این.

عامل سوم، بچه دوستی است. انسان بچه ها را دوست داشته باشد. بچه دوستی. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کجای دنیا شما یه چنین مکتبی دارید، کجا چنین دینی وجود دارد! اسلام واقعاً دین عشق هست، دین رحمت است، پیامبر هم رحمت للعالمین هست. ببینید «حب الاولاد ستر من النار» دوست داشتن بچه آن پرده‌ای هست که در برابر عذاب انسان را نگه می‌دارد. در برابر آتش. همین دوست داشتن خودش مانع آتش می شود. انسان بچه ها را دوست داشته باشد. «حب الاولاد» بچه‌های خودش را. بچه‌های دیگران اگر دوست داشته باشد که این دیگر خیلی قرب پیدا میکند. از خانواده خودش بچه‌های دیگران هم دوست داشته باشد. «و اکل معهم برائه من النار» غذا خوردن با بچه ها، این دوری از آتش هست. برائت آزادی از آتش است. انسان بنشیند با بچه‌ها غذا بخورد، هم غذا شدن با بچه ها. غذا دادن بهشون، هم غذا شدن باهاشون، با سر سفره بودن با بچه ها .یه کار خیلی بدی بعضی از خانواده ها میکنند، اینکه وقتی مهمان دارند، به بچه ها می گویند شما سر سفره نیاید. آقا مهمان هرکسی که میخواهد باشد آقا امام زمان هم میخواهد باشد، بچه ها را سر سفره بنشانید. بچه‌ها وقتی دوست دارند بیایند سر سفره بشینند، سفره بزرگترها، بچه‌ها را نباید بیرون کنید. می گوید خب حوصله ندارم، می خواهم با این حرف بزنم، الان این بچه مثلا مامان نمیدانم نمک بده آب بده نمیدانم این را می خواهم. خب باشد با حوصله با بچه ات رفتار کن. به مهمانت هم برس بعدا هم می توانی به مهمانت برسی؛ ولی حوصله بچه را سر سفره داشته باش. بچه ها سر سفره به خصوص در هفت سال اول هزار جور دستور میدهد به آدم، هزار جور این را می‌خواهم، آن را میخواهم، این را نمیخواهم، خودم میخواهم بخورم، نمیدانم بده خودم. باشد. یه سفره مخصوص زیر پاش پهن کنید، بیاید کنار سفره شما بنشیند، بریزد، بپاشد، بخورد. نصف بشقاب را خالی کند در یقه و لباسش. اشکال ندارد. سخت نگیرید به بچه. بگذار بیاید، بچه را بیرون نکنید. حسرت این را در دل بچه نگذارید. «محبت اولاد» یعنی این.

«و اکل معهم برائة من النار» خیلی وقتها پدرها میتوانند با بچه ها بیرون بروند، بگردند، تفریح بروند. بچه‌ها را با خودشان حتی سر کارشان ببرند. بعضی شغلها هست می شود بچه را ببری آنجا، بچه هم اذیت نمی شود، پدر هم اذیت نمی شود. حالا این بچه بیاید. نه بچه برای چی همراهم باشد، برای چی همراهم باشد. خب بابا بالاخره بگذار بیاید با پدر. اصلا بچه باید با پدر به خصوص پسر بچه باید با پدر بیرون باشد، دستشویی اش را با پدر برود، حمامش با پدر برود، غذایش را پدر بگذارد دهنش. شب ها بوی بدن پدر را به استشمام کند در این بغل بابا بخوابد، نه مادر. پسر بچه ها باید اینجوری باشند. حالا بچه کوچک کلا ؛ ولی پسر بچه ها بیشتر و اگر جایی می توانند بچه ها را با خودشان ببرند. یک موقعی لازم است. خدا رحمت کند آیت الله ، روحشان شاد علمای ما چه سیره بزرگی از اسلام برای ما گذاشتند، حضرت آیت الله حائری شیرازی. به روح پرفتوح ایشان و همه علمایی که دین را تا اینجا دست ما رساندند یه صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. ایشان با خانمشان نوبت گذاشته بودند که بچه را نگه دارند. خب بعد خانمش می آید به کارهای شخصیش میرسد. مرد خوب یعنی همین که برای کارهای شخصی خانمش احترام قائل باشد. بگوید من بچه را برای چند ساعت نگه می‌دارم یا میبرمش بیرون، تفریح، شما به کارهای خانه تان به کارهای شخصیتان برسید. نه این که به من چه من بگیرم بچه را، وظیفه توست، نمیدونم من کار دارم. اینها حرفهای مردانه نیست، اینها کارهای مردانه و جوانمردانه نیست. مرد یه کسی هست که بار زندگی را میکشد. در تربیت بچه حضور دارد. برای همین هم بچه ها وقتی که بزرگ میشوند عاشق این پدرند. می‌میرند برای این پدر. چون باهاش زندگی کردند. نه پدری که هیچ وقت نمی‌بیننش هیچ وقت حاضر نیست سرمایه گذاری کند برای بچه اش. ایشان خودش تعریف میکرد. میگفتش که نوبت من بود بچه را نگه دارم. یه دفعه ساواک ریخت در خانه، من را دستگیر کرد زمان شاه. گفتم برویم ساواک. گفتند بریم. گفتند بچه را کجا می آوری؟ گفتم نوبت من هست. گفتند: نه بچه را بگذار. گفتم: نه من نمیتوانم بچه را خانه بگذارم. با بچه می آیم. میگفت با بچه من را بردند بازجویی کردند. چند ساعت بغلم بود. بعد ولم کردن آمدم؛ یعنی انقدر آدم باید حرمت نگه دارد که محبت به بچه‌ها را همراه بگیرد، همراه ببرد. لذت ببرد از اینکه دارد وقت میگذارد برای بچه هایش.

«و کرامتهم جواز علی الصراط» احترام گذاشتن به بچه، گرامی داشتن بچه، نه تحقیر، توهین، فحش دادن، تمسخر. این آدم را تحقیر میکند پیش خدا .کسی که بچه‌اش را تحقیر میکند توهین میکند، بچه مقایسه میکند با بچه های دیگر، هی به سر بچه اش میزند، هی بی ادبی میکند، این پیش خدا حقارت پیدا میکند. هم دنیا هم آخرت؛ اما یه کسی که نه، به بچه اش احترام می گذارد، بچه‌اش را بزرگ میکند، بچه اش کرامت دارد، با ادب با بچه رفتار میکند. اگر یک موقعی بچه مثلا یه کار زشتی کرده که حالا سر شکست است، تحقیرش نمیکند. هی سرکوفت بزند بهش. با احترام رفتار میکند که این بچه. چون بچه وقتی که احترام میبیند، کار خلاف متنفر می شود؛ اما وقتی که تحقیر می شود فحش میشنود، تحقیر می شود تمسخر می شود، راحت جرم انجام میدهد. راحت مجرم می شود بچه.

خب «بکرامتهم جواز علی الصراط» ببینید چه دینی داریم ما، دوست داشتنشان، دوست داشتن این بچه ها پرده ای از آتش است. غذا خوردن باهاشون -دقت کنید- جواز این برائت از نار و احترام گذاشتن به بچه‌ها جواز عبور از صراط است. اگر کسی بچه هایش را تحقیر کرده باشد، توهین کرده باشد، این روی صراط پاهاش می لرزد به جهنم می افتد. میخواهد بهت بگوید چی؟ می‌خواهد بگوید حواست باشد وقتی بچه را تحقیر میکنی تو جهنمی. داری برای خودت و بچه جهنم درست می کنی. داری هر دوتون آتیش میزنی وقتی که داری به بچه توهین می‌کنی، تحقیر میکنی بچه ا‌ت را. به خصوص که سنش می آید بالاتر، هفت سال دوم مهمتر است. هفت سال سوم خیلی مهمتر است که بچه از پدر ومادر محبت کرامت اعتماد ببیند. این خیلی خیلی مهم است.

باز از وجود مقدس امیرالمومنین هست به محضر مقدسشان یه صلوات بلند ختم بفرمایید. «یجب علیک انتشفق علی ولدک اکثر من اشباقی علیک» شفقت گفتیم یعنی چی؟ گفتیم غیر از محبت است. شفقت گفتیم یعنی چی؟ یعنی آنجایی که تو دل نگرانی‌های مخصوص داری، دل نگرانی‌های معقول، نه بی خود و الکی، الان بچه‌ام رفت، نکند برود زیر ماشین. این حرف شیطان است. نکند الان من مثلا، حرف های منفی، اینها مال شیطان هست. در دشمن شناسی توضیح دادم. الان نکند بمیرد، نکند که بدزدش، اینجوری نه؛ ولی مراقبت ها و ترس های معقول خوب هست. در جاهایی که امکان خطر دارد مثلا مسافرت رفتی، باید بیشتر دقت کنی یا در بیماری‌ها، خیلی باید به داد بچه برسید. بچه خیلی به پرستاری مشفقانه نیاز دارد. به محبت به ابراز آن دل، آن ابراز دل نگرانی برای بچه، شفای بچه است. آن ابراز دل نگرانی برای شوهرت، برای زنت از ۱۰۰ تا دارو بالاتر است. انسان به اعضای خانواده دل نگرانی خودش را ابراز بکند، شفقت خودش را. بگوید من نگرانتم، من دیشب درست نخوابیدم. چقدر دعات کردم، برایت صدقه میدهم، برایت صدقه دادم. بگوید این را. این را ابراز بکند. انسان این دل نگرانی را ابراز بکند. این برای بچه برای بزرگ برای کوچک برای همه شفاست. خیلی ارزش دارد. می گوید باید شفقت تو بیشتر از شفقت بچه به تو باشد. خب پدر و مادر هم، بچه ها وقتی پدر ومادر آسیب میبینند، بچه ها خیلی دل ترسی دارند. نگرانی دارند. غصه دارند؛ ولی می گوید آن باید بیشتر، مال تو باید بیشتر باشد. آخرین روایت چیه در مورد محبت؟ از امام صادق علیه السلام هست. به محضر مقدس ایشان هم یه صلوات عاشقانه بفرستید. «ان الله لیرحم العبد لشده حبه لولده» خداوند رحم میکند، رحم میکند به بنده بخاطر شدت رحمت بنده به بچه اش؛ یعنی خیلی وقتها خداوند یه بلایی سر پدر ومادر بیاید؛ اما اینها چون آدمهای خیلی دل نگران و مهربانی هستند نسبت بچه‌ها، خدا می گوید اینها شبیه من هستند. رحمت دارند. منم به این پدر مادر رحمت می کنم. رحمت این خیلی قشنگ هست. چه دینی داریم ما. هم دنیا اینجوری هست هم آخرت اینجوری هست. در آخرت هم همینجور هست. خیلی ارزش دارد این رحمت. بنابراین انسان اگر بخواهد به حقیقت انسانی برسد، باید روز به روز رحمتش را به همه انسان ها زیاد کند. نه فقط خانواده خودش، به همه این ۸ میلیارد جمعیتی که روی کره زمین هستند. باید زیاد بکند انسان و برایشان تلاش بکند. باید رحمتش را، بیشترین کسی که شما باید بهش رحمت بکنید رحم خودتان است. صله ارحام شنیدید دیگر. رحم یعنی خویش و بزرگترین رحم ما اهل بیت علیهم السلام هستند. آدمهایی که امام زمان را فراموش می‌کنند، دل نگران امام زمان نیستند، دلتنگ امام زمان نیستند ، غصه امام زمان نمی خورند در این آوارگی و تنهاییش، صدقه براش نمیدهند، استغاثه برایش نمی کنند،ی دعا براش نمیکنند، بعد وقت نمی‌گذارند برای ظهور امام زمان برای برطرف کردن من، اینها بی‌رحمند هم نسبت به امام زمان بی‌رحمند، هم نسبت به ۸ میلیارد آدمی که اگر امام زمان ظهور کند همه را نجات میدهد. این بی‌رحمی هست. اگر شما واقعاً رحمت دارید باید در بالاترین رحم ما اهل بیت هستند. از پدر و مادرم بالاترند. شما میگویی: «بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی» پدر و مادرم و خانواده ام و همه کسم فدای شما. چون درواقع ما بچه های آنهاییم تا بچه های پدر و مادر زمینی مان. ما جسم مان از پدر و مادر زمینی مان هست. چقدر این پدرومادر زمینی حرمت دارند که فرمود: رضای خدا در رضایت همین پدرومادر زمینی هست. حالا پدرومادر آسمانی ما پدر ومادر حقیقی ما چقدر حرمت دارند! ما باید واقعا شبها شفقت داشته باشیم به امام زمان، دلشوره حضرت را داشته باشیم، غصه بخوریم برایش، صدقه بدهیم برایش، دعا بکنیم برایش. حالا من نمیدانم ما یه استغاثه‌ای در تمام ۶۰۰ ۷۰۰ جای کشور را انداختیم. حالا نمیدانم در یزد هم هست یا نه! هست الحمدالله. جمعه‌ها جمع شوند. همه انسان باید برای امام زمان سرمایه گذاری کند. هم از پولش، هم از، پول را می خواهیم نگه داریم برای چی؟ می خواهیم چکار کنیم این را؟ کجا بیشتر از اینکه ما برای رحم خودمان خرج کنیم، برای امام زمانمان خرج کنیم. وقت را می‌خواهیم چیکار؟ این وقت قشنگترین قسمت پای امام زمان بریزد آدم. آبرویت را پای امام زمان بریزد، علم و دانش و تخصصت را پای امام زمان برای برطرف کردن ظهور امام زمان بریزد. عشق و دلت را برای امام زمان هزینه کند. این خیلی مهم است که آدم هرچی میتواند پای امامش باشد و رحمت داشته باشد برای برطرف کردن موانع ظهور امامش، کار بکند.

من یک موقعی یک خیری بود. یک موقعی آمد. خودش خیلی آدم بزرگی بود. یه سرمایه بزرگی را گذاشت. گفت استاد من این را می خواهم بگذارم برای امام زمان. خب ما داریم الان برای امام زمان به ۲۵ زبان دنیا در دنیا تولید محتوا میکنیم که همه با امام زمان آشنا بشوند، همه مردم دنیا امامشان را بشناسند، باباشان را بشناسند. بعد خیلی لطف کرد. خیلی سرمایه گذاری خوبی کرد، کمک زیادی کرد برای همین کار ترجمه، نمیدانم کاری که ما داشتیم. چند وقت پیش در بهشت زهرا استغاثه داشتم. مادرش یه مادر پیری بود گفت استاد این مادر منم آمده برای امام زمان یه کاری کند. این مادرش هم برداشته آورده بود، رفته بود. دیدم آن خانم یه جعبه بزرگ طلا، هرچی طلا داشته بود جمع کرد گفت آقا این را فقط بگذارید برای امام زمان من، باقیات صالحات باشد. این خیلی قیمتی هست که انسان اموالش را بریزد پای امامش. کم هم نمی شود اموالش. چون خدا می گوید شما هرچی برای ما میریزید ۱ تا ۷۰۰ برابر در همان دنیا بهتون میدهیم. غیر از ثوابش هیچی. از اموالتان چیزی کم نمی شود؛ ولی قشنگ هست که انسان خروجی داشته باشد. چه در اموال چه در وقتش، چه در آبروش چه در علمش. اینها بالاتر است و عشقش را پای امام زمان بریزد. این رحمت خیلی مهم است. حالا دقت کنید چقدر قشنگ هست. می فرماید که خداوند رحمت میکند، حتما رحمت میکند به بنده به خاطر محبتش به شدت محبتش به بچه است. هر چقدر شدت محبت ما بیشتر باشد، دل نگرانی ما، رحمت ما بیشتر باشد خودمان بیشتر مورد رحمت قرار می‌گیریم. چقدر خوبه که یه زمانی ماها روبرو بشویم با امام زمان، او لبخند رضایتش را بزند، بگوید این دختر من این پسر من برای من خیلی عرق ریخت. خیلی خسته شد . خیلی زحمت کشید . خیلی چیزها را رعایت کرد به خاطر شادی دل من، گناه نکرد، دلم را نشکست، دلم را نسوزاند، اشکم را در نیاورد به خاطر گناهاش. این خیلی مهم است. این خیلی ارزش دارد که انسان به عشق بابای آسمانیش گناه نکند. به عشق بابای آسمانی اش معصیت نکند. چون فرمودند دوشنبه پنجشنبه نامه اعمال دستش میرسد، گریه میکند از ما، از خجالت و ناراحتی پیش فرشته ها گریه میکند. خب ببین اولین کاری که می‌کنیم این هست که گناه نکنیم؛ یعنی یه کاری نکنیم که امام اذیت بشود، امام گریه بکند، امام خجالت زده بشود. این خیلی مهم است.

یه مورد چهارم هم بگویم برایتان، کوچک هست و آن بوسه است. بوسیدن بچه‌ها. می‌فرماید از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید که «المومن حبیب الله» مومن محبوب خداست. دوست خداست. «و ولده تحفة الله» ولد و بچه اش هدیه خداست. چون دوستش، خدا بهش هدیه داده بچه‌ها را. «فمن رزق الله ولدا فی الاسلام» اگر خدا روزی کرد شما را یک بچه در اسلام «فلقبلته» زیاد ببوسد بچه ا‌ش را، بچه را زیاد نوازش کند، زیاد ببوسد. این خیلی ارزش دارد این بوسیدن برای بچه. برای خود پدر و مادر هم خیلی اثرات جسمی و روحی قشنگی دارد. این خیلی مهم است که این را باید رعایت بشود این بوسیدن را رعایت بشود.

«کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقبل الحسن و الحسین فقال اعیننة» خیلی قشنگ هست این روایت. می‌فرماید که پیامبر حسن و حسین را می‌بوسید. «فقال اعینن» اعینن یکی از اصحاب است «و فی روایت غیری منهم قطعه فقال من لا یرحم لا یرحم» و در یه روایت دیگر‌ای دارد می گوید «فقد غضب رسول الله حتی لونه» پیامبر حسن و حسین را می‌بوسید. یه نفر پیغمبر را دید گفت: یا رسول الله من ده تا بچه دارم یه دونه‌شان هم تا به حال نبوسیدم. بعضیها افتخار می‌کنم به بی‌عاطفگی و بی رحمی. اینها. بعضی آدمها را دیدم، بزرگترها وقتی همدیگر را بغل میکنند اینجوری میکنند یعنی شونه هایشان را میزنند به هم. بابا صورت برادر مومنت را ببوس. این چه کاری هست. می گوید اصلا یه جوری میشوم، اصلا من، چی بروم ببوسم یه نفر را، حالم یه جوری می شود. این مریض است. آقا صورت برادر و خواهر مومنت را، دوتا خواهر دوتا برادر، همدیگر معانقه می‌کنند، ببوسند همدیگر را. می‌فرماید چی؟ گفت من ده تا بچه دارم یه دونش هم نبوسیدم .پیامبر فرمود هر کس رحم نکند خدا بهش رحم نمیکند. مورد رحمت قرار نمی گیرد. و بعد «و غضب رسول الله» پیامبر غضبناک شد «حتی التمع لونه» رنگ پیغمبر برگشت وقتی این را شنید از این آقا. لذا پیامبر فرمود چی؟ فرمود «ان کان قد نضعت رحمته اصنع بک» اگر تو رحمت در دلت نیست من چیکارت کنم! من چیکار کنم تو را که رحمت در دلت نیست. با غضب پیامبر گفت و بعد فرمود: «من لم یرحم صغیرنا» هر کس به بچه های کوچک ما رحم نکند؛ یعنی همه بچه های امت «ولم یعزز کبیرنا» عزت نگذارد روی بزرگترهای امت، مسلمانها، «فلیس منا» از ما نیست و بعد می فرماید که پیامبر فرمود : «هذا رجلن عندی انه من اهل النار» این یک آدمی هست که از نظر من جهنمی است، کسی که بچه اش را نبوسیده تا به حال، خیلی بی رحم بی عاطفه است که بچه خودش را نبوسیده.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.