جلسه 002 - ایمان
شماره جلسه
2
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
4
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - ایمان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. قبولی طاعات صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره ایمان بود گفتیم که قرآن کریم انسانها را به شش گروه تقسیم کرده کسانی که قلبشان مانند سنگ است یا کمتر از سنگ@ کسانی که مانند حیوانات هستند یا کمتر از حیوانات و دسته پنجم شیاطین هستند انسانهایی که خودشان یک شیطان هستند شیاطین انسی، و دسته ششم را فقط استثناء کرد@ قرآن کریم که به عنوان یک مؤمن انسانها را معرفی میکند (إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) همه انسانها در حال از دست دادن اصل سرمایه خودشان هستند در حال خسرانند مگر کسانی که اهل ایمان و عمل صالح باشند@ و یکی دیگر را توصیه به صبر و توصیه به حق میکند. چند روایت خواندیم درباره فرق اسلام و ایمان، مسلمان و مؤمن، گفتیم که مسلمان یک تسلیم است اسلام یک تسلیم هست و یک پذیرش ذهنی است@ اما ایمان یک قبول قلبی هست یک پذیرش قلبی و یک باور هست ایمان یعنی به امنیت رسیدن یعنی شخص وجودش به یک سلسله از حقایق باور دارد@ به امنیت رسیده آنها را پذیرفته کاملا و این پذیرش منشأ اثر میشود در وجود انسان، در انسان قدرت ایجاد میکند. من باز برای اینکه این قضیه بهتر جا بیفتد چند فرمایش از فرمایشات معصومین را عرض بکنم خدمت شما عزیزان@ وجود مقدس امام صادق(ع) ابو بصیر از آن سؤال میکند که ایمان چیست؟ حضرت فرمود (الإیمان بالله اِنَّ لا یُعصی قُلتُ فَمَ الإسلام) پس اسلام چی هست؟@ فرمود (مَن نَسَکَ نُسکَنا وَ ذَبَحَ ذَبیحَتَنا) ایمان به خدا یعنی اینکه انسان معصیت خدا را نکند ایمان غیر از اسلام است ایمان به الله یعنی اینکه انسان باور کند الله حاضر و ناظر و شاهد و قاضی و حاکم هست@ و وجود خدا را محضر خدا را باور بکند و در محضر خدا معصیت نکند این میشود ایمان، ایمانی که جلوی معصیت انسان را نمیگیرد در واقع ایمان نیست@ یک کسی که میگوید من مسلمان هستم اما خوددار از معاصی و گناهان نیست فقط مسلمان است اما مؤمن نیست یعنی باطن انسانی ندارد@ باطن انسانی یعنی اینکه من بپذیرم که الله هست باورش کنم و این باور منشأ اثر باشد برای من، الان من به شما میگویم همین جا که در مسجد نشستیم میلیونها تصاویر و صداها در این مسجد الان وجود دارد@ شما میگویید نه این مسجد الان ساکت است صدای هیچ کسی نمیاید شاید یکذره صدای پنکه باشد و یکذره هم صدای بچهها، چه کسی میتواند به این ایمان بیاورد؟ ما الان صداها را میشنویم یا نمیشنویم؟@ تصاویر را میبینیم یا نه؟ نه، نه تصاویر را میبینیم اینها که میگوییم میلیونها صورت و نه این صداها را، این را میگویند غیب، غیب یعنی آن چیزی که تو درکش نمیکنی الان احساسش نمیکنی ولی هست، از کج میفهمیم هست؟@ میگوییم الان یک گیرنده میاوریم مثل یک تلویزیون است یا یک آنتن، وقتی گیرنده را باز میکنیم یکجا، یک آنتن ماهواره شما بیاور بگذار در خود مسجد@ میبینی که اِ پس در این مسجد میلیونها تصویر در حال رفت و آمد بودند با یک گیرنده شما توانستید همهشان را شکار کنید همین الان در وجود من و شما دارد همینطوری این میلیونها صدا و تصویر عبور میکند@ اما ما اینها را الان نمیبینیم ولی به آن ایمان داریم ایمان یعنی باور کردن، چطور ایمان داریم به آن؟ میگوییم میتوانیم شکار کنیم الان، میتوانیم یک گیرنده بگذاریم همه را درک کنیم، برای ما چه میشود؟@ زبان ترجمه را که پیدا کردید که آن بتواند نشان بدهد، آها اینجا بود تمام این تصاویر اینجا هست. ایمان یعنی اینکه ما بدانیم فرشتهها الان همراه ما هستند ولو ما نمیبینمشان@ برزخ با ماست الله با ماست ولو ما الان ادراک نمیکنیم ولی کنار ما هست حضور دارند میبینند ما را، و صدای ما را میشنوند و با ما هستند ایمان یعنی این.@ مثل اینکه شما کسی را نمیبینید در جاده ولی میگویند که یک دوربین گذاشتند آنجا، شما را فیلمبرداری میکنند پلیسی نیست اما میگویند یک دوربینهایی هست حتماً ما را میبینند لذا رفتارت را تصحیح میکنی.@ ایمان یعنی اینکه انسان با وجود این چشمهای الهی و گوشهایی که دارند میشنوند باور بکند و بداند که در هیچ جا تنها نیست ایمان یعنی اینکه انسان الله را که کمال مطلق است ببیند باور کند و تردید در الله نکند تردید در آخرت نکند@ تردید در خانواده آسمانیاش نکند اینها را باور داشته باشد و این باور منشأ اثر بشود. پس خواهش میکنم خوب دقت کنید آنچه که منشأ اثر هست ایمان است و باور است آن که قدرت میاورد ایمان است.@ مردهشور چرا قدرت دارد در برخورد با مرده و ما این قدرت را نداریم؟ چون آن باور دارد، این باور را از کجا به دست آورده؟ از تجربه و تکرار، توجه فرمودید.@ ایمان همینطوری هست فاصله بین اسلام و ایمان با عمل، عمل صالح طی میشود اگر کسی مسلمان بود یواش یواش شروع کرد نماز را خواند شروع کرد با خانواده آسمانیاش سخن گفت توسل کرد اینجا نشسته دارد با امام حسین حرف میزند@ اینجا نشسته با چهارده معصوم سخن میگوید با الله سخن میگوید گریه میکند حرف میزند میداند که الله دارد میبیند او را و میشنود ذره ذره این اسلام تبدیل میشود به ایمان@ و باور، هر جا هست دیگر باور میکند که در محضر خانواده آسمانیاش و در محضر خداوند تبارک و تعالی است وقتی که در محضر هم بود دیگر به راحتی گناه نمیکند نه بداخلاقی دارد نه بدجنسی دارد@ نه حقه و فریب کسی را دارد نه ترک واجبات میکند نه انجام محرمات، چون میداند که در محضر هست و همه دارند او را میبینند این میشود ایمان، ایمان آن باور هست.@ راوی میگوید به امام صادق عرض کردم پس اسلام چیست اگر ایمان این هست که ما گناه خدا را نکنیم؟ فرمودند که اسلام و مسلمان کسی هست که (مَن نَسَکَ نُسکَنا وَ ذََبَحَ ذَبیحَتَنا) اسلام کسانی هستند که ظواهر عبادتها را انجام میدهند و ذبح اسلامی را استفاده میکنند@ حیوانشان را با ذبح اسلامی میکشند گوشت ذبح شده اسلامی میخورند این میشود اسلام. لذا شما وقتی خارج از کشور میروید میگوید حالا مثلا بازار مسلمانها جایی هست که ذبح اسلامی داشته باشند؟@ میگویند بله، منطقه مسلمانها هستند که آنجا ذبحشان اسلامی است این مسلمانی هست میتوانی بروی گوشت آنها را استفاده کنی.@ اما رفتارهایشان، روابط زن و مردشان، تجارتشان، شغلشان و کارهایشان هیچ کدام مبتنی بر عمل صالح نیست. باز در یک تعریف دیگر از وجود مقدس امام صادق(ع) فرمود (مَن اَقَرَ بِدینِ الله فهو مُسلم) کسی که اقرار به دین اسلام بکند مسلمان است@ بله من اسلام را قبول دارم اشهد ان لا اله الا الله، ولی ایمان چیست؟ ایمان منشأ اثر و حرکت هست (وَ مَن عَمِلَ بِما اَمَرَ الله عَزَوَجَل بِهِ فَهُوَ مُؤمِن) هر کس به آنچه که خداوند عزوجل امر کرده عمل بکند این مؤمن هست@ یعنی باور الله، خداوند به من گفته این کارها را انجام بده و من انجام میدهم گفته این کارها را نکن و من نمیکنم این را میگویند مؤمن، امنیت دارد در دلش، کاملا آرامش دارد نسبت به آن حکم و آن دستور، شک ندارد تردید ندارد.@ روایت بعدی از وجود مقدس نبی اکرم(ص) هست ایشان درباره حقیقت ایمان میفرماید که (لَیسَ الإیمانُ بِالتَحِلی وَ لا بِالتَمَنی) ایمان به ادعا نیست به آرزو هم نیست یک کسی ادعا کند که من مؤمن هستم خوشش بیاید یک زمانی مؤمن باشد@ بگوید کاش من مؤمن باشم، میگوید به این نیست ایمان، ایمان به چیست؟ نه ادعا کسی را مؤمن میکند و نه آرزو@ (و لکِنَ الإیمانَ ما خَلَصَ فِی القَلبِ وَ صَدَّقَهُ الأعمال) ایمان آن هست که در دل خالص باشد و عمل شخص هم آن را تصدیق بکند.@ یک کسی که به امام حسین میگوید بیا ما یاریت میکنیم بیا و تو امامت ما را به عهده بگیر و بعد پای پارس ابن زیاد فرار میکند این خالص نیست عملش هم تصدیقش نمیکند چون حضرت را تنها میگذارد.@ یک کسی بگوید من مؤمن هستم اما وقتی کشورش مورد تهاجم قرار میگیرد فرار میکند به جبهه نمیرود روح جهاد ندارد این قطعا مؤمن نیست. شما اگر خاطرتان باشد شاید این آیه را برایتان قبلاً قطعاً خواندم@ از آیه 24 سوره مبارک توبه قرآن میفرماید برای مؤمن میفرماید که اگر کسی، چون مؤمن در مقابل فاسق هست مؤمن حالت طبیعی دارد یعنی الله را میبیند دوستش دارد و او را به همه چیز ترجیح میدهد این را میگویند مؤمن.@ فاسق چیست؟ فاسق کسی هست که قید بینهایت را زده (أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ) قرآن میفرماید آیا کسی که مؤمن هست با کسی که فاسق هست یکی است؟ برابر نیست@ حالا مؤمن کیست؟ میفرماید کسی است که همیشه الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا را از هشت چیز بیشتر دوست دارد@ نمیگوید آن هشت چیز را دوست نداشته باشد میگوید آنها را اشکال ندارد دوست داشته باشد ولی از هشت چیز بیشتر دوست دارد (قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ) دسته اول (وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ)@ فاسق را در مقابل مؤمن میگذارد بعد میگوید فاسق کسی هست که پدرش، کنارش مادرها را هم دارد پسرش، که دخترهایش را هم دارد@ برادرش که خواهرهایش را هم دارد، همسرهایش همسرش، عشیره، فک و فامیل و دوستهایش، قوم و قبیلهاش، و اموالش، و شغل و تجارتش، و خانهاش برایش عزیزتر از سهتا چیز است الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا.@ مؤمن یعنی کسی که بینهایت را به محدود ترجیح میدهد بالاتر را به پایینتر ترجیح میدهد، جاودان را باور کرده نسبت به دنیا، آخرت و ابدیت را برتر میداند تا محدوده زندگی دنیا@ (وَ الْ‏آخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) آخرت هم بهتر است و هم باقیتر هست برای ما، مؤمن کسی است که این را باور میکند مؤمن کسی است که آنجایی که بین پدرش و خدا، بین بچهاش و خدا، بین برادر و همسرش و خدا@ باید یک کسی را انتخاب بکند حتما خدا را انتخاب میکند. مؤمن کسی هست که به خاطر خانوادهاش گناه نمیکند چون خدا را بیشتر دوست دارد نمیگوید حالا خانوادهام به من فشار آوردند بروم ماهواره بگیرم بگذارم خانه@ خانواده به من گفتند فلان چیز را بگذار در خانه باشد ببینیم بچههایمان ببیند خانواده ببینند راحت باشند، نه، مؤمن حاضر نیست بخاطر هیچ کس به جهنم برود@ پدرش را حرمت میگذارد مادرش را حرمت میگذارد خانوادهاش را حرمت میگذارد دوستشان هم دارد خیلی هم خوب است ولی حاضر نیست به خاطر اینها با خدا در بیافتد@ حاضر نیست برای اینکه لقمه زن و بچه را بدست بیاورد لقمه حرام بیاورد خمسش را ندهد زکاتش را ندهد حاضر نیست گرانفروشی و کمفروشی بکند فریب بدهد مردم را تا پول جمع بکند این مؤمن نیست.@ مؤمن کسی هست که الله و چهارده معصوم و جهاد برای او از همه چیز شیرینتر و محبوبتر هست پارتیبازی نمیکند بخاطر اعضای خانوادهاش، یا دوستانش، یا قوم و قبیلهاش، مؤمن یعنی این، یعنی ترجیح الله و آنچه که الهی است@ ترجیح چهارده معصوم و آنچه که معصوم به آنهاست و ترجیح تلاش و مبارزه بر بیکاری، آن همیشه جهاد را بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارد عاشق جهاد در راه خدا و تلاش هست، چرا؟@ چون با این تلاش به جایی میرسد. آنهایی که ایمان به دنیا دارند ببینید هیچ وقت در کار و تلاش دنیایی تنبلی نمیکنند.@ همین چند وقت پیش بود که یک آدم بسیار بسیار ثروتمند که چندتا هتل بسیار مشهور و معروف بزرگ دارد در مشهد@ رفته بود یک کشور خارجی، سنگ بیاورد برای یک هتل بزرگتر، بعد در هتل همانجا میمیرد، این در آخرین لحظات که پیر هم شده از تلاش برای دنیا و آباد کردن دنیا دست برنمیدارد میخواهد بیشتر داشته باشد.@ ایمان به الله و آخرت باعث میشود انسان هیچ وقت در تلاش برای بدست آوردن آخرت، قرب به خداوند کوتاهی نکند. لذا هیچ وقت مؤمن تسلیم خواسته خانوادهاش برای گناه نمیشود. شوهرم گفته که اینطوری بگویم@ گفته که گفته نمیشود، پدرم گفته نمیخواهد اینطوری بگردی، من دارم اینطوری میگردم، محیط و جامعه ما گفته که اینطوری بگرد، من نمیتوانم اینطوری لباس بپوشم، او خدا و اهل بیت و آخرت برایش مهمتر از همه مردم دنیا روی زمین هستند.@ چند شب پیش یک فیلمی نشان میداد در تلویزیون، یک پدر خارجی، حالا نمیدانم انگلیسی بود یا آمریکایی@ داشت به دخترش نصیحت میکرد دخترش محجبه شده بود مسلمان، در اروپا یا آمریکا بود آن پدر دائما نِق میزد و قر میزد که تو چرا این کار را میکنی، او میگفت من شما را دوست دارم ولی هیچ وقت حاضر نیستم ایمانم را بخاطر شما از بین ببرم@ من خدا را بیشتر از شما دوست دارم یک کسی که بخاطر رعایت حال بندگان خدا معصیت میکند یا بخاطر خانوادهاش و قوم و قبیلهاش و عشیرهاش معصیت میکند پس ایمان ندارد@ یا بخاطر موقعیتهای اجتماعی معصیت میکند اموال، پول را میخواهد بدست بیاورد اما بدون رضای الهی، پول حرام، معامله حرام، مؤمن هیچ وقت این کار را نمیکند@ چون اینها هیچ کدام از خدا برایش عزیزتر نیست حاضر است از سودهای کلانی بگذرد ولی آلوده نشود. یکی از شاگردهای ما که یک مأمور قدرتمند مالیاتی است میگفت من چند ماه پیش رفته بودم یک شرکتی که مالیات نمیداد@ بعد از اینکه آنها را کشف کردیم که اینها چقدر مالیات بدهکارند گفت من حساب کردم دویست میلیارد تومان مالیات بدهکارند، و گفت من را کشید کنار و پنج میلیارد تومان گذاشت جلوی دستم، راحت نیست گذشتن از آن، گفتم نه@ این پول خوردن ندارد، به من گفت خیلی احمقی من الان یک تومانش را میدهم به بالا دستی تو، بالادستی که ایمان ندارد مدیری که ایمان ندارد@ رئیسهایت مثل تو نیستند که، مثل تو که نادان نیستند احمق نیستند یک تومانش را الان میدهم سبیل همه رئیسهایت را چرب میکنم حالا ببین اگر کسی آمد از من مالیات بگیرد@ گفت همان هم شد دیدیم پرونده گم شد اصلاً، پرونده که ما درست کرده بودیم اصلا غیب شد. اموال، اگر اموالتان محبوبتر از الله و چهارده معصوم و جهاد در راه خدا هستند کسی دلبستگی داشته باشد جبهه نرود جنگ باشد بترسد، ایمان ندارد@ بخاطر شغلش نرود، بخاطر خانهاش، دلبستگی به خانه نرود، خدا رحمت کند امام را سلام الله علیه گفت من بالای سر یک اهل علمی رفته بودم داشت میمرد به آن تلقین شهادتین کردم که بگو اشهد ان لا اله الا الله نگفت@ گفت خدا خیلی ظالم است چون حالا که من یک عمر کردم و یک خانه ساختم به این خوبی میخواهد من را از زن و بچهام و خانهام جدا کند@ هر چه هم به آن گفتیم بگو اشهد ان لا اله الا الله نگفت آخر هم با دشمنی خدا از دنیا رفت. ایمان یعنی اینکه همیشه برترین قیمتها برترین آرزوها لذتها برای تو الله، چهارده معصوم دین آنها، آیین آنها، مرام آنها، سبک زندگی آنها باشد.@ ایمان یعنی شما سبک زندگی الهی را و سبک زندگی اهل بیتی را و سبک زندگی بزرگان دین را ترجیح بدهی به سبک زندگی ضعیف. یک کسی به شوهرش میگوید نرو جبهه@ یک کسی به خاطر زنش و بچههایش میترسد برود این قطعاً ایمان ندارد. یک کسی برای پول حاضر است معصیت خدا را بکند این ایمان ندارد ایمان یعنی باور الله، (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) تو إیاک که میگویی یعنی روبرویت هست،@ تو به خدا خطاب تو میکنی تو را میپرستم یعنی میبینمت و از تو کمک میخواهم، ایمان یعنی این، یعنی قدرت خواستن از خدا، نیرو گرفتن از الله@ اینها هستند که باطنشان باطن انسانی است ترجیح بینهایت به محدودها، ایمان یعنی ما زندگی جاودانه را بیشتر از زندگی دنیا دوست داشته باشیم. باور کنید یک آیندهای به زودی میاید که میلیاردها میلیارد برابر از دنیا زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر پیچیدهتر، قشنگتر هست به آن ایمان بیاوریم به آخرت، و خودمان را برایش آماده کنیم.@ ایمان یعنی باور اینکه قرار است من چند روز دیگر وارد یک محیط زندگی جدید بشوم که آنجا یک سلسله لوازم دارد و خودم را برای آن لوازم آماده کنم آن لوازم را تحصیل کنم و با خودم ببرم.@ ایمان مثل حالت یک جنین در رحم مادر هست با اینکه در رحم مادر هست آنجا زنده است اما اینقدر این حالت جنین قشنگ است که آن از لحظهای که تشکیل میشود تا لحظهای که دارد میاید دارد تلاش میکند@ و باور کرده مرحله دنیایی را، و یکسره جنین در حال شدن است در حال کامل شدن باور کرده که قرار است از اینجا در بیاید و وارد یک حیات دیگر بشود.@ ایمان در انسان نشاط ایجاد میکند پرکاری ایجاد میکند تعطیل نمیشناسد شب و روز نمیشناسد ایمان در انسان قدرت، فعالیت، تحرک، پویایی، و بالندگی ایجاد میکند.@ ایمان یعنی اینکه قرآن میفرماید (فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) خیلی زیباست این آیه (فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ) ببینید ایمان یعنی آینده را دیدن مثل اینکه میخواهد جوانی یک خانم جوانی یا پسر جوانی میخواهد ازدواج بکند@ اما چون ایمان دارد در آینده شخصیت خودش و شوهر یا زنش در بچه تأثیر دارد از اول دقت میکند که با چه کسی ازدواج بکند دقت میکند که مراقبتهای بارداری داشته باشد@ دقت میکند که شیرخواری را مراقبت بکند میگوید همه اینها تأثیر دارد در آینده بچه، ایمان یعنی میرود واکسن میزند برای آینده بچهاش، باور کرده که این بچه قرار است زنده باشد و از الان واکسنش را میزند که بعداً در آینده با مشکل روبرو نشود@ ایمان یعنی اینکه وقتی میدانیم مثلاً این قرار هست ازدواج بکند از الان مثلا یواش یواش جهیزیه برایش کنار بگذاریم میگوییم قرار است ازدواج بکند ایمان یعنی اینکه وقتی هنوز باردار نشده سیسمونیاش را تهیه میکند@ میگوید بعداً این میخواهد باردار بشود بچهدار بشود از الآن سیسمونی تهیه میکند چند روز آینده را میبیند وقتی کسی آینده را میبیند برای آینده تلاش میکند به این میگویند ایمان.@ ایمان یعنی یک کسی که میداند در آخرت هر چقدر عمل بالاتری ببرد باز کم است چون جاودانه است قرآن میگوید (فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) هر چقدر میزان شما سنگین باشد آنجا زندگیتان راحت است@ لذا در ایمان یک حرص یک تلاش برای کار خیر وجود دارد دائماً شخص حریص هست که کار خیر انجام بدهد دائماً شخص تلاش میکند که بفرستد به آخرت، (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ) ای مؤمنین تقوای الهی داشته باشید و از هر چیزی که به شما@ تقوی یعنی پرهیز کردن از هر چیزی که ما را محدود میکند و آسیب میزند به ما این را میگویند تقوا، خودنگهداری@ تقوا یعنی نگه داشتن خود از هر چیزی که انسان را از حیات جاودانه از الله و از رسیدن به خانواده آسمانی محروم میکند یا رسیدن انسان را کُند میکند یا به عقب میاندازد پرهیز میکند، پرهیز که میگویند پرهیزگار@ باتقوا یعنی هر چیزی که نمیگذارد تو به موقع به دامن سید الشهداء برسی به موقع به محضر مادرت فاطمه زهرا برسی لذا فرار میکنی از آن، هر چیزی که تو را قرار است محدود بکند تو از آن فرار میکنی.@ بعد میفرماید (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ) هر کسی باید ببیند چه چیزی را برای فردای خودش میخواهد بفرستد ایمان یعنی باور اینکه من تا چند دقیقه دیگر چند روز دیگر از اینجا میروم و در آن شرایط زیستی جدید احتیاج به همه وسائل دارم.@ شما وقتی وارد برزخ میشوید برزخ مثل دنیا آب میخواهد غذا میخواهد، شراب میخواهد، میوه میخواهد، مسکن میخواهد، تفریح میخواهد@ آنجا همینطوری اینها را دارد دانشگاه میخواهد، آنجا دانشگاه دارد درس دارد آنجا افراد میخواهند شبیه الله بشوند دائماً میخواهند علمشان اضافه بشود، ایمان یعنی اینکه من بدانم هر چقدر اینجا علمم را بالاتر کنم در کلاس بالاتری آنجا ثبت نامم میکنند@ در جلسات بالاتری شرکت میکنم لذا از الآن دائماً تلاش میکنم خودم را از نظر معرفت قدرتمند کنم لحظه به لحظه معرفت خودم را افزایش بدهم تا در سطح بالاتری در آخرت قرار بگیرم@ نروم آنجا بگویند خاک بر سرت تو هنوز هیچی بلد نیستی باید از اول شروع کنی نه دین را میشناسی نه قرآن را میشناسی نه هیچ چیز باید از اول شروع کنی و این خجالتآور است.@ پس ایمان باور است حرکت است نشاط است تلاش است دائماًً تلاش است برای آباد کردن جاودانگی و آخرت، ایمان یعنی از ثواب نگذشتن ایمان یعنی از کار خیر نگذشتن.@ حالا اگر هم کاری انجام دارد با اخلاص انجام میدهد که او را بفرستد هدیه کند به خدا، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ) هر کس باید ببیند که برای فردای خودش چه چیزی میفرستد@ الان شده 70 سال 80 سال هنوز سال خمسی ندارد این آقا، هنوز دارد مال حرام میخورد میگوید حالا بگذار اگر خواستم بروم حج بعداً میروم مالم را حلال میکنم، یعنی چی؟ یعنی فعلاً حلال نیست همینطوری میخوریم.@ ایمان یعنی پرداخت زکات ایمان یعنی انجام واجبات، لذا حضرت فرمود (وَ مَن عَمِلَ بِما أمرَ الله عَزَوَجَل بِهِ فَهُوَ مُؤمِن) هر کس عمل بکند به هر چه که خدا امر کرده به آن، این شخص مؤمن هست.@ پس با این فرمایش پیغمبر دقت کنید نروید سر (ایمانُ بِالتَحَلی وَ لا بِالتَمَنی) ایمان به ادعا و آرزو نیست، چیه؟ آن هست که خالص در قلب قرار میگیرد و عمل شخص نشان میدهد که این شخص ایمان دارد باور دارد.@ باز میفرماید (الإیمانُ مَعرِفَۀٌ بِالقَلب وَ قولٌ باللسان و عَمَلٌ بِالأرکان) ببین چقدر زیبا ایمان را طراحی میکند، ایمان یعنی شناخت با قلب@ مغزی نیست شما وقتی با ذهنتان میشناسید میگویند اسلام، اما وقتی این ذهن و شناخت ذهنی را دلم باور میکند میشود ایمان، مثل ذهنی، ما ذهنی میدانیم مرده کاری با ما ندارد اما قلبمان باور نکرده لذا از مرده میترسیم@ هر وقت دیگر نترسیدی قلبت هم باور کرده شناخت جزئی شناخت قلبی، معرفت، معرفت شناخت جزئی است انسان با قلبش باور بکند یک چیزی را، (و قَولٌ بِاللِسان) اینکه به زبانش هم اعتراف بکند و بگوید من مسلمانم@ بگوید اشهد ان لا اله الا الله بگوید اشهد ان محمد رسول الله، باورهایش را به زبان بیاورد اشهد ان علیاً ولی الله باورش را به زبان بیاورد حتی مؤمن درجاتشان در نوع صلوات فرستادنشان فرق دارد@ یک کسی که باور کرده پیامبر و اهل بیت را وقتی اسم پیامبر و اهل بیت میاید با شور با عشق با دوست داشتن با محبت صلوات میفرستد@ ولی یک کسی که صرفاً یک شناخت ذهنی و مطالعاتی دارد اسم پیغمبر میاید میبینی یا صلواتش خیلی کم است یا اصلاً نمیفرستد یا رویش نمیشود صلوات بلند بفرستد. ایمان یعنی شخص بتواند فریاد بزند باورهایش را@ یا حسین میگوید یا علی میگوید بلند میشود میرود سینه میزند بلند میشود میرود پرچم میگیرد دستش، لباس مشکی میپوشد، گِل میمالد، میرود تظاهرات میکند در بیرون، نشان میدهد میگوید من عاشق امام حسینم، این ایمان میشود@ داد میزند، بعد از اینکه عملش را معرفت پیدا کرد به زبان میاورد، خجالت نمیکشد، بعضیها دیدید در یک محیط میروند نماز نمیخواند، این یعنی ایمان ندارد که نماز نمیخواند@ تا میرود خانه فامیل، یا خارج از کشور میرود میگوید بد است ما نماز بخوانیم. من یادم هست در یکی از این کشورها رفته بودیم، کشورهای اروپایی، بعد ساعت پرواز ما خورد به اذان مغرب@ خواستیم بیایم بعد به حاج خانم گفتم که اذان شده گفت من چادر اضافه آوردم میاندازیم زیرمان نماز میخوانیم، ما آوردیم اینجا نشستیم نماز را خواندیم در فرودگاه خیلیها دیدیم بعد از ما یواش یواش شلوغ شد همه باور کردند جدی شده@ حالا اگر دو نفر جرأت نمیکردند نماز بخوانند همه خجالت میکشیدند، در هواپیما هم بعضیها میگفتند ما نمازمان را حالا که نمیشود اینجا نماز بخوانیم میرویم انشاء الله خانه قضایش را میخوانیم@ این یعنی نمیتواند فریاد بزند رویش نمیشود بلند شود در هواپیما نماز بخواند میگوید مهماندار میبیند مردم میبینند، خوب ببینند، من مسلمانم.@ چند وقت پیش در یکی از این کشورها دیدم یک عروس و دامادی عروسیشان خورده بود به اذان، مراسمشان، آمده بودند از ماشین عروس پایین، در خیابان، مقوا انداخته بودند دوتاشان عروس و داماد نماز میخواندند@ چه عروسی بوده که وضو داشته نماز میخوانده، اینجا عروسهای ما میگویند امشب آرایش کردیم نمیشود آرایش را پاک کرد امشب نماز اصلاً واجب نیست بر ما@ اصلاً نماز واجب نیست حالا فردا انشاء الله، فردا هم که دیگر بالأخره نمیشود، پس فردا هم نمیشود، خلاصه هیچی، به کوچکترین بهانهای، نه ایمان یعنی اینکه یک کسی بتواند در جمع بگوید من روزهام@ یک کسی میخورد نگوید حالا چون همه میخورند نمیشود همه میخورند، ما روزه نگیریم. ایمان یعنی شخص تظاهرات، میگوید (قولٌ بِاللسان وَ عَمَلٌ بالأرکان) عمل میکند با بدنش، نشان میدهد هم به زبان میاورد و هم نشان میدهد.@ من یک گروهی از این اروپاییها آمده بودند مهمان ما بودند من اول رفته بودم آنجا در کشور آنها، یک خانمی بود در این گروهی که من با آنها کار میکردم یک خانمی حدود 40 سالش بود@ این خانم، یک خانم، اینقدر این خانم شخصیت داشت جلالت داشت اینقدر وقار و سنگینی داشت که حد ندارد یک خانم اروپایی بود میامد سر کلاسهای ما، بعد هم آمدند ایران با یک گروه 40 نفره آمدند@ برایشان یک چند روزی دوره داشتیم ولی من که معلم بودم همیشه از وقار این خانم از سنگینی این خانم آنجا خیلی تحت تأثیر بودم، آن روحانی گفت میدانی این خانم کیست؟@ گفتم نه، گفت این خانم یکی از مشهورترین خوانندگان زن اروپا بود یک خواننده بوده شوهرش هم یکی از کارگردانان بزرگ سینما بوده@ این خانم بعد از اینکه با اسلام آشنا شد یکدفعه توبه کرد خوانندگی را گذاشت کنار و حجاب کامل گرفت، میگفت شوهرش اینقدر عصبانی شده بود از دستش که اولین کاری که کرد طلاقش داد@ گفت این خانم، آنجا هم اینطوری نیست مثل ایران باشد که مردم صاحب مرام باشند صاحب مردانگی باشند اگر دخترشان طلاق بگیرد@ خواهرشان طلاق میگیرد زن بیوهای پیدا میشود یک یتیمی پیدا میشود یک خانواده بیسرپرستی پیدا میشود همه بروند پشتیبانی کنند از آن و کمکش کنند یک کسی جهیزیه نداشته باشد همه بروند کمک کنند اینطوری نیست@ ما فقط در ایران ماست که اینقدر مردم مرام، مهربانی، رأفت و رحمت در آنها اینقدر فراوان هست، آنجا وقتی یک نفر شغل نداشته باشد چه زن چه مرد مثل ایران نیست اگر زن شغل نداشته باشد ده تا مرد بتوانند@ این همه ما میلیونها زن هست شغل ندارند دارند تحت کفالت مردها زندگی میکنند خیلی هم خوب است آنجا زن باید حتما کار بکند بگوید مرد مثلاً برود کار کند@ مرد میگوید به من چه تو خودت باید کار کنی که درآمد داشته باشی، برای همین همهشان کار میکنند، این خانم شغلش که خوانندگی بود از دست داده بود افتاده بود به فقر@ کار دیگری هم نمیتوانست بکند یک زن ثروتمند مشهور فقیر شده بود فقط بخاطر اسلام، حجابش، میگفت شرکتهای موسیقی میامدند به آن میگفتند تو بیا یک کاست برای ما پر کن یک چندتا ترانه بخوان همه چیز را هم برایش آماده میکردند پول میریزیم به پایت، نه@ این روحانی که آنجا مستقر بود میگفت این خانم اینقدر فقر کشید که مجبور شد چندین ماه روزه بگیرد پول نداشت بخورد در دل اروپا، ایمانش اینقدر بود@ جلوی شکمش، جلوی شهوتش، جلوی حرص خودنمایی و بدننمایی و بیحجابی و همه جلوی اینها را گرفت گفت خدا راضی نیست من هرگز این کارها را بکنم به این میگویند ایمان@ و فردای قیامت خدا اینها را میگذارد جلوی ما، میگوید که اینها نمونه بودند نمیتوانی بگویی من در ایران انگیزه نداشتم، ما در ایران محیطمان بد بود محیطمان فاسد بود مجبور شدیم بیحجابی کنیم بدحجابی کنیم بیغیرتی کنیم، نه@ میگوید آن در دل اروپا محیطش خیلی بدتر بود. (و عمل بالأرکان) آدم با بدن نشان میدهد با فریاد صدا میزند همه جا اعلام میکند که من که هستم ایمانم کیست.@ کسانی که لال هستند زبانشان بسته است اهل شعار نیستند اهل فریاد نیستند اهل تظاهرات نیستند اهل بیرون رفتن نیستند، اهل سینهزنی نیستند اهل پرچمداری و کُتَل داری و علمداری نیستند اینها ایمانشان ضعیف است@ مؤمن یک کسی است که همیشه ایمانش را فریاد میزند لذا امام میفرماید مرگ بر آمریکا گفتن ثوابش از نماز کمتر نیست تولی و تبرایش را فریاد میزند.@ پس این تعریف ایمان که ایمان خروجی دارد ایمان باور دارد ایمان باعث میشود انسان یک سلسله کارها را انجام بدهد و یک سلسله کارها را انجام ندهد مجموعهای است از پرهیزها و اعمال و رفتارها، خروجیهای صالح، عمل صالح و پرهیز از عمل زشت، این را ایمان میگویند@ مؤمن یعنی این. انشاء الله جلسه بعد بیشتر درباره حقیقت ایمان و چهرههای دیگر ایمان هم سخن خواهیم گفت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@