أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
جلسه گذشته دربارۀ مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) حدیثی را از امام صادق (علیه السّلام) به نقل از نبی اکرم خواندیم، که دو جلوه از جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را ذکر کرده بودند، یکی مسئله حوراء الانسیه بودن ایشان هست که گفتیم حقیقت بهشتی هست با نمود زمینی، و یکی مسئله مقام عرشی حضرت زهرا (سلام الله علیها) است که در این باره هم توضیح دادیم.@وقتی که میگوییم عرش، عرش مقام حاکمیت اسماء الله هست بر ماسوی الله، و مظهر کامل اسماء الهی همین معصومین (علیهم السّلام) هستند، منتهی حضرت زهرا (سلام الله علیها) همانطور که به نقل از امام رضا و امام عسکری (علیهم السّلام) عرض کردیم، مقامشان مقام بالاتری است.@چون ایشان امام الائمه هستند و ائمه تابع ایشان هستند، و همه این پیروی را از ایشان دارند، ایشان یک نقش حاکمیتی، مدیریتی، و تدبیری دارند، در مقام عرش این جایگاه را دارند که اُم بودنشان خیلی مهم است، یعنی مربی بودن، تربیت کردن، ربوبیت داشتن، اعمال ربوبیت الهی در ایشان خیلی مهم هست.@در واقع حضرت زهرا (سلام الله علیها) یک شخص بسیار بسیار پرکار هستند، که همیشه از آن مقام عرشی خودشان به تدبیر همه امور میپردازند، از جمله تدبیر خود ائمه (علیهم السّلام) و برنامهریزی کردن برای هدایت امت از طریق ائمه (علیهم السّلام).@برای همین حضرت صادق (علیه السّلام) به ؟؟؟ فرمایشی دارد در مورد ایشان که خیلی مهم هست، میفرماید حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مدت 75 روزی که زنده بودند، «کانَ یأْتِیهَا جَبْرَئِیلُ علیه السلام» جبرئیل مرتب خدمت ایشان میرسید، و چند تا کار میکرد.@امام صادق (علیه السّلام) اول از این قسم میخورد، جبرئیل در آن 75 روز هیچ امر شریعتی برای حضرت زهرا نیاورد، چون شریعت را پیغمبر آورده بود کامل هم بود، «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» این کامل بود، پس از نظر شریعت نبوده، احکام در این کتاب نبوده.@حضرت زهرا (سلام الله علیها) به امیرالمؤمنین عرض میکند آقا جبرئیل پیش من آمده، سرزده و باز هم میخواهد بیاید، امیرالمؤمنین میفرماید از این به بعد اگر آمد به من هم بگو که من هر چه که ایشان به شما میگوید یادداشت بکنم یعنی برنامه را بگیرم.@امام صادق (علیه السّلام) فرمود حضرت جبرئیل (علیه السّلام) «یُحْسِنُ عَزائَها» اول از این حضرت را دلداری میداد، چون حضرت بسیار نگران و ناراحت بود، و احتیاج به دلداری و آرامش داشت، و اخبار حوادثی که در امت پیغمبر و ذرارۀ حضرت زهرا، فرزندان حضرت زهرا اتفاق میافتد دانه دانه برای حضرت میگوید، و حضرت را آرامش میدهد.@اینها را شبهای آینده برای شما باز میکنم چون اینها به درد ما باید بخورد ببینیم در زندگی ما باید چطوری از اینها استفاده بکنیم، و الا اینکه ما بیاییم از آن بالا بگوییم، از عرش بگوییم، از آسمان بگوییم، عملاً فایدهای برای عملیات و زندگی و سبک زندگی ما نداشته باشد فایدهای ندارد.@ما میخواهیم ببینیم از این مقام حضرت زهرا این وسط چه چیزی گیر ما میآید و آن نزول حضرت جبرئیل به خاطر ما بوده و از آن نزول حضرت جبرئیل چه چیزی گیر ما میآید، 75 روز حرف زدن حضرت جبرئیل به چه درد ما میخورد.@امام صادق فرمود، یکی اینکه به حضرت زهرا آرامش میداد، و اخبار آینده را تا همۀ آنچه که در نسل ما و حضرت زهرا اتفاق میافتد، آقا امام زمان و بعد از او همه را برای ایشان میگوید، کتابی تهیه میشود در این 75 روز، جبرئیل گوینده بوده، حضرت زهرا دریافتکنندۀ وحی بوده، و امیرالمؤمنین هم نویسنده بوده که کتابی به نام صحیفۀ فاطمیه تهیه میشود.@حالا این برنامۀ عملیاتی بقیۀ ائمه است این نامه، یعنی حضرت زهرا قبل از رفتنشان کل برنامههای عملیاتی امیرالمؤمنین، امام مجتبی، امام حسین، تا امام زمان همه را در این کتاب تنظیم میکند، این مسئله خیلی مهم است.@در بعضی از روایات داریم که بعضی از اصحاب خاص این صحیفه را دیدند، آنهایی که خیلی نزدیک به ائمه بودند، این را دیدند، و الا صحیفه الان دست خود آقا امام زمان هست، که امام خمینی در وصیتنامهشان میگویند ما به این صحیفه افتخار میکنیم.@حالا مردم بگویند یعنی چی افتخار میکنیم، این برای ما چه فایدهای دارد؟ یک کتابی بوده حضرت زهرا چیزهایی که جبرئیل به او گفته امیرالمؤمنین نوشته دست هیچ کس هم نیست دست ائمه است فایده آن چیست؟ شبهای آینده من میخواهم راجع به این صحبت کنم که اتفاقاً خیلی در وضعیت امروز و الان ما این صحیفه نقش بسیار مهمی دارد و نقشش را هم دارد بازی میکند.@آنچه که میخواستم بگیم این هست که الان نمیخواهم راجع به صحیفه و اینکه در این صحیفه چه چیزهایی آمده و داستانش چیست انشاءالله شبهای آینده میخواهم راجع به آن صحبت کنم.@غرض این بود که بدانیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) یک مقام تدبیری، ولایتی، و مدیریتی دارد، یک خانمی هست که سرش بینهایت شلوغ است و دائماً در حال تدبیر امور امت اسلامی شیعیان و تکتک من و شما است، یعنی هر کدام از ما این را شما مطمئن باشید که یک پروندۀ ویژۀ باز پیش حضرت زهرا داریم.@یعنی شما اگر به حضرت زهرا بگویی فلانی میگوید بله میشناسم، یعنی تکتک ما در نظام تدبیری الهی یک پروندۀ باز و مفتوح خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) داریم؛ بحث مهمتری هست که باید به شما بگویم که بحث عملیاتی هست ولی چون مقدمات نیاز دارد برای دو سه شب آینده میگذارم.@اما نکتۀ اساسی این هست که ما باید از وجود یک همچین بانویی و وجود یک همچین ارتباطی بین ما و ایشان استفاده بکنیم، استفادۀ ما از معصومین (علیهم السّلام) کلاً کم است، خیلی ضعیف عمل میکنیم، در استفادهای که باید از اینها بکنیم.@چهارده نور مقدسی که رابطۀ وجودی با ما دارند، یعنی جدای از رابطۀ حقوقی که با ما دارند، یک رابطۀ حقیقی و اصلی با ما دارند ما بچههای آنها هستیم، آنها اصل و ریشۀ ما هستند، ولی ما با خانوادۀ آسمانیمان خیلی ارتباط برقرار نمیکنیم و استفاده نمیکنیم.@خیلی گنگ و تاریک، خیلی مبهم از این خانواده استفاده میکنیم، نهایتاً خیلی کارمان گیر کند، آن هم در بخشهای جمادی یا گیاهی یا حیوانی، در خانهشان میرویم توسل میکنیم، حاجت میگیریم، این اسمش ارتباط نیست.@اینکه شما بروی پیش امام رضا به امام رضا بگویی بچهام را شفا بده، من سرطان دارم شفا بده حضرت هم شفا بدهد بگویی چه رابطۀ خوبی طرف با امام دارد، اینها اصلاً رابطه نیست، حاجت ما را بده، یهودی هم پیش آنها میرود حاجت میگیرد، مسیحی هم میرود حاجت میگیرد.@رابطه یعنی اینکه تو احساس این ارتباط صمیمی، دو طرفه و حقیقی را با آن طرف بکنی، این رابطه مهم است، این توجه خیلی مهم است، این جایگاه داشتن پیش خانم، آشنا داشتن پیش خانم، معرفت دو طرفه خیلی مهم است.@شما در زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و زیارت حضرت عبدالعظیم میگویید «عَرَّفَ اللهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ» خدا در بهشت ما را به هم معرفی کند، این معرفی محصول معرفی هست که در دنیا باید اتفاق بیفتد.@ یعنی شما در دنیا باید نزد همدیگر معروف باشید، برای هم شناخته شده باشید، یعنی وقتی که اسم کوچکتان را صدا میکنند فلانی، حضرت زهرا بگوید بله میشناسم فلانی است، حضرت زهرا من یادم هست بعضی از عزیزانی که آن موقع زنده بودند یک موقع به اسم کوچک صدا میکرد آقا فلانی، مادر است، مادر که بچهها را به فامیلی صدا نمیکند به اسم کوچک صدا میکند.@پس این خیلی مهم است که ما یک معارفۀ بین شخص ما با حضرت زهرا (سلام الله علیها) اتفاق بیفتد، یک آشنایی، یک انس؛ یک موقعی یک بنده خدایی رفته بود خدمت آیت الله آقا مجتبی تهرانی، در مشهد ایشان را دیده بود، گفته بود سلام حاج آقا، گفت سلام علیکم.@گفت حاج آقا من را میشناسید؟ گفت نه مگر باید شما را بشناسم؟ گفت من سر کلاستان میآیم، آقا مجتبی گفت بلند بشو برو خدا خیرت بدهد، چند هزار نفر سر کلاس ما میآیند، همه هم در مجلس جا نمیشوند، چند هزار نفرشان بیرون مینشینند، من از کجا باید تو را بشناسم.@اینکه یک کسی یک استادی را، یک بزرگی را بشناسد این چیزی نیست، مهم این است آن بزرگ این شخص را بشناسد، این رابطه برقرار باشد، اینکه ما حضرت زهرا را بشناسیم سر جای خودش، مهم این است که ما یک رابطۀ اختیاری خودایجادی، خودمان آن را ایجاد میکنیم، صمیمیت خاص بین ما و اهل بیت (علیهم السّلام)، بین ما و حضرت زهرا، بین ما و وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام) این برقرار بشود یک رابطۀ شخصی ویژۀ بسیار خاص.@پس هر کس باید این فکر و این دغدغه را داشته باشد، که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به من چطوری نگاه میکند، آن دغدغههایی که دیشب توضیح دادم که شما وقتی حرم میروی میگویی به خداوند عرض میکنی خدایا من از تو عاقبتبخیری میخواهم و اینکه این را از من نگیر.@این چیزی که در آن هستم، این زیارت، این ملاقات، این حرم، این ذکر، این که هستم را از من نگیر، یعنی این دغدغه از ما گرفته نشود، قبلاً در این جلسه مفصل توضیح دادم قیمت هر آدمی به نوع غصههایش است، یکی از چیزهایی که معلوم میکند یک نفر چقدر قیمت دارد، چقدر شرافت دارد، ترسها، غصهها، اضطرابها، دلنگرانیهای یک آدم قیمت یک آدم را مشخص میکند.@یکی از آن دلنگرانیها این هست که اهل بیت الان به من چه شکلی نگاه میکنند، مثلاً وقتی که من در جمعشان هستم، خودشان دور هم هستند حرف از من میشود، این یک سؤال است، اگر یک موقعی هم حرف از ما شد میگویند، اَه اَه این اعصاب ما را خورد کرده، پدر ما را در آورده با این گناهانش، با این معصیتهایش، با این غفلتهایش، یا نه از ما تعریف میکنند.@این خیلی مهم است دربارهاش فکر بکنیم، باید ذره ذره این را در فکرمان بیاوریم و این را به یک جایی برسانیم که هر روز آنها را وادار بکنیم به اینکه به من فکر بکنند، هر روز اهل بیت را وادار بکنیم به ما فکر بکنند، این کار ما است ما میتوانیم این کار را بکنیم.@نه اینکه یک تدبیر عمومی بکنند، نه یک توجه هر روزۀ ویژه، مثل اینکه مثلاً یک بزرگی را شما میشناسید هر روز به شما زنگ میزند، دو روز یکبار، پنج روز یکبار زنگ میزند، احوالت را میپرسد، به تو یک پیامک میدهد، این مهم است.@لذا شما وقتی زیارت امام رضا (علیه السّلام) میروید و زیات همۀ ائمه میروید این نکته خیلی مهم است، در آن وداعی که قبلاً گفتم چه وداعی هست میخوانید، بعد از عالیة المضامین، یک وداع هست، که شما وقتی میخواهید از خدمت امام بیرون بیایید خیلی مغازلۀ عاشقانه در این وداع دارد اگر توجه بکنید خیلی خوب است.@بعد از اینکه یک مدت حرفهای عاشقانه میزنی قبل از رفتن به حضرت میگویی «اِجْعَلُونِي مِن هَمِّكُم» من میخواهم جزء دغدغههای شما باشم، به من زیاد فکر کنید، جگر میخواهد یک کسی با معصوم اینطوری حرف بزند.@مثل اینکه شما بروید پیش رهبر انقلاب یک آدم خیلی بزرگ بگویی آقا این شماره تلفن من با ما تماس بگیر، به ما زنگ بزن، «اِجْعَلُونِي مِن هَمِّكُم» خیلی حرف است، شما دارید با دوازده تا امام حرف میزنید یک دفعه میگویید آقا حواستان به من باشد، کلمۀ (هَمّ) خیلی مهم است یعنی دغدغه، یعنی به من خیلی فکر کنید، من جزء نگرانیهای شما باشم.@امیرالمؤمنین فرمود: «مَنْ أُعْطِيَ اَلدُّعَاءَ فَقَد أُعْطِيَ اَلْإِجَابَةَ» اگر یک کسی دعا را به او بدهند اجابت را هم به او دادند، بنابراین اگر کسی این جگر را دارد که برود پیش امام بایستد به امام بگوید به من فکر کن من جزء نگرانیهایتان قرار بده یعنی راه برای این قضیه باز است، یعنی احمقی نکن، حواسات باشد، بازیگوشی نکن، میتوانی به اینجا برسی که من دائماً به تو فکر کنم جزء نگرانیهای من باشی این خیلی مهم است.@اگر یک کسی جزء نگرانیهای یک بزرگی باشد، امروز دیدم یکی از این هنرپیشهها یک چیزی نوشته بود که من باورم نمیشد که وقتی مریض بودم مقام معظم رهبری دو بار از من احوالپرسی کرد، این برایش چه مزهای دارد، میگوید او رئیس یک مملکت است، این همه مشغله دارد من اصلاً باورم نمیشد، ما چه کسی هستیم مریض شدیم دو بار ایشان برای من پیغام فرستاد.@حالا این حرفها رهبر انقلاب نیست، دارد راجع به چهارده نور مقدس صحبت میکند که مقامشان روی عرش خدا است، میگویی «اِجْعَلُونِي مِن هَمِّكُم» به من فکر بکنید، نگران من باشید، دغدغۀ من را داشته باشید.@چون اگر جزء دغدغههایت باشد، یک موقع که بازیگوشی هم میکنی، حواسات نیست، داری یک جا میروی، مثل یک مادر که دغدغۀ بچه را دارد، بچه حواسش نیست، مادر میپرد، حواسش هست، پدر حواسش هست خیلی مهم است آنها همیشه ویژه پیش ما باشند.@و الا آنها رحمت رحمانیه به همۀ مخلوقات دارند، اما مهم رحمت رحیمیه است، یعنی رحمت ویژه، دوستی ویژه، رابطۀ ویژه، صمیمیت ویژه، یک کسی این جایگاه را پیش ائمه، پیش حضرت زهرا بخصوص پیدا بکند.@«وَ صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» میگوید یک کاری با من بکنید از نظر شخصیتی، یعنی یک تحول در من ایجاد بکنید، که من همآرمانی شما بشوم، همحزبی شما بشوم، حزبم با حزب شما فرق نکند، چون متفاوت بشود ما سر از جهنم در میآوریم.@فقط کسانی سر از بهشت، همراهی با بهشت، از موقع مردن به بعد با اهل بیت دارند، یعنی همحزب هستند، که حزبشان با حزب اهل بیت در دنیا یکی باشد، یعنی دغدغهها و آرمانهایشان با دغدغهها و آرمانهای امام زمان و حضرت زهرا یکی باشد، نوع غصههایت الان اگر با غصههای امام زمان تطبیق بکند همحزبی هستی، چه شود، همحزبیها خیلی هوای همدیگر را دارند.@ولی اگر به شما بگویند لیست بردار 20 تا از دغدغه و آرزوهایت را بنویس، میبینی هیچ کدامش با آن که امام زمان الان غصۀ آن را میخورد تطبیق ندارد، پس تو اصلاً غصۀ آقا را نداری، دغدغۀ حضرت زهرا را نداری، فاطمی نیستی، زهرایی نیستی، مهدوی نیستی، چون غصههایت با غصههای او یکی نیست.@همۀ شرافت تو این هست که نوع دغدغههایت دغدغۀ امام زمان بشود چرا؟
.0321154845120«وَ اجْعَلْنا مِنْ اَعْوانِهِ وَ اَنْصارِهِ» جزء یاران مخصوص او میشوی.@اگر نوع غصههایت را بتوانی، عرضه داشته باشی که این بحثها را در مهندسی آرزوها توضیح دادم، چون اگر آدم در آرزوهایش چینش نداشته باشد، خیلی اشتباه میرود، اگر غصههای تو که صبح از خواب بلند میشوی تا شب، با غصههای حضرت زهرا یکی شد، با غصههای امام زمان یکی شد، تو یک دفعه ره صد ساله را یک شبه طی میکنی.@مثل بچه بسیجیها، بچه بسیجیها چطوری ره صد ساله را یک شبه طی کردند؟ چون از همۀ دغدغههای مربوط به جنبههای جمادی، گیاهی، حیوانی، علمیشان دست برداشتند، فقط رفتند در جایگاه فوق عقلانی قرار گرفتند.@نوع دغدغههایشان دغدغههای جهانی امام زمان بود، برای همین اینها در بهشت جایشان نمیشود «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» هستند، «عند رب» که برای یک شهید میگویی یعنی پیش خودِ خدا، یعنی از بالا احاطه پیدا میکنی.@برای همین شهید چون کل دغدغههای زمیناش را کنار میگذارد، دغدغههایش دغدغههای امام زمان و حضرت زهرا میشود، شاهد میشود، یعنی خیلی حرف است، شاهد یعنی آن کسی که پشت دوربین مینشیند از بالا همه را نگاه میکند، نه در بهشت.@در بهشت هم که هست بالاخره یک جایی است، اما یک کسی نه بالای بهشت باشد، در صحنۀ قیامتی وقتی قیامت میشود خدا به اینهایی که اینطوری بودند میگوید شما بفرمایید آنطرف، اصلاً اینها را حساب و کتاب نمیکنند، قیامت برای شما نیست، این طرف تشریف بیاورید.@دیدید یک جایی مهمانی هست یک بزرگی مهمانی دارد بعد چند تا مهمان خاص دارد، میگوید از آن در برو، اینها را از آن در ببرید در اندرونی بنشینند، که ما با اینها را مهمانها را ببینیم، ولی آنها در اندرونی نشستند دارند عشق و حالشان را میکنند.@برای همین هم قیامت که میشود بساط قیامت تمام میشود اینها بعداً که در بهشت سر و کلهشان پیدا میشود به آنها میگویند کجا بودید، نه در صحنۀ قیامت بودید، نه بهشت بودید، پس شما کجا بودید؟ حشر شد شما کجا در رفتید؟ میگویند «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» ما در جایگاه صدق پیش خودِ خدا بودیم.@چون این آدم روی زمین بوده هیچ وقت دغدغۀ خودش را نداشته شب و روز فقط غصههایش غصههای امام زمان بوده، یعنی شبها نقشه داشته، کاغذ داشته، میگذاشته امام زمان الان مشکلاتش کجاست، من نه با جمهوری اسلامی کار دارم، نه با کس دیگر کار دارم، نه با مردم کار دارم، با هیچ کس، چون قرآن به من گفته «أَنْ تَقُومُوا لِله مَثْنى وَ فُرادى» دوتایی و یک نفری خودتان اهل قیام باشید.@من کاری به کسی ندارم الان امام زمان از من چه چیزی میخواهد، بالاخره من به این امام زمان بدهکار هستم، روز قیامت هم باید به این جواب بدهم، همین الان امام زمان از من چه میخواهد، مگر همین الان امام زمان آوارۀ طرد شدۀ تنها و یگانه نیست، همانطور که امیرالمؤمنین میفرماید، مگر مضطر نیست، مگر مظلوم نیست، مگر غریب نیست، مگر هر روز نمیگوید (هل من ناصر ینصرنی).@من چکار دارم کسی میرود، نمیرود، مردم میروند، مُد است مُد نیست، بگذار به من بگویند تو 57 ماندی، الان من باید چکار کنم، الان امام زمان زنده است یا نه، همین الان از من توقعاتی دارد یا ندارد، رفتم خدمت ایشان زیارتشان کردم، آقا الان به من چه میگوید.@مگر تنها نیست، یک عالَم غصه دارد، تو هم میخواهی بروی آویزان آقا بشوی، مثل بقیه که آویزان شدند، آقا من هم مشکل دارم به فکر من هم باش، آقا یکبار هم تو بگو آقا شما با ما چکار داری، آقا من مشکل ندارم، من از مشکلات زندگیام بر میآیم الان بگو من چکار کنم قربانت بروم، من میخواهم پیش خودت بمانم، میخواهم در چادر تو بمانم، من میخواهم اینجا بمانم.@من اصلاً مشکل دنیایی ندارم داشته باشم هر چه باشد آن را حل میکنم، الان به من بگو تو چکار داری، من چطوری خدمت شما باشم، من میخواهم خادم شما باشم، حضرت زهرا اینطوری ما را تربیت میکند، وقتی در خانه نشسته پیغمبر هم هست، جبرئیل (علیه السّلام) میآید، جبرئیل میگوید خدا به فاطمه سلام میرساند میگوید که هر چه میخواهی بگو، حضرت زهرا خیلی زیرک است، مادرمان است، ما باید شبیه مادرمان باشیم.@میگوید «هُوَ السَّلام» خدا خودش سلام است، به خدا بگویید لذت خدمت تو مرا از هر درخواستی بینیاز کرده است، لذت خدمت خدا شوخی نیست، معصوم اگر این را برای شما مقام نمیدانست، نمیگفت این موقع زیارت ما میخواهی بروی این حرفها را بزن، اینها را از ما بخواه.@چون در زیارت عاشورا تو به او گفتی «اَسْئَلُهُ» من لیاقتم این است «اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» من از خدا میخواهم من را به آن مقامی که شما دارید برساند، مثل خود شما، فقط یک آدم با شرافت میتواند این را بخواهد، یک آدمی که آدم است میفهمد کیست، میتواند روبروی معصوم بایستد بگوید آقا من همان مقام شما را میخواهم.@حضرت میگوید حالا اگر مقام ما را میخواهی پس باید در حزب و دسته و چادر من بیایی، اگر میخواهی پیش من باشی بیا پیش من خصوصی پیش من باش، برای همین دارم میگویم خیلی بیعرضه هستیم، خیلی شل رفتار کردیم.@«اِجْعَلُونِي مِن هَمِّكُم» آدم میگوید من بلند شوم بروم امام رضا، حداقل هفتهای یک روز بروم آنجا به بهانۀ زیارت این وداع را بخوانم آمدم به او این حرفها را بزنم، « اِجْعَلُونِي مِن هَمِّكُم وَ صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» این شرافت است، این کد خیلی مهمی است امشب به شما دادم حواستان جمع باشد.@تصمیم بگیر همین امشب صد سال عمر یک شبه طی میشود، بگو آقا من میخواهم از فردا صبح که بلند میشوم، انتخاب رشتهام، شغلام، فعالیت اجتماعیام، فعالیت سیاسیام، فعالیت اقتصادیام، فعالیت هنریام، همه چیزم با تو هماهنگ بشود، برای برطرف کردن موانع ظهور تو به کار بیاید.@آن لحظهای که تصمیم میگیرد، وقف حضرت بشود، حالا این وداع خیلی چیزها دارد من از موضوع منحرف میشوم، یک تکه از آن را برای شما گفتم، بروید بخوانید، لحظۀ مبارکی است، اگر تصمیم بگیرید میتوانید بروید این شعر را هم بخوانید.@
آقا صدایت بکند، که کمک؛ خدا رحمت کند میرزا را خیلی حرفهای قشنگی میزد، میرزا میگفت وقتی در مهمانی غذا کم میآید، صاحبخانه که یک آدم مهمی هم هست بار داده، چند نفر را صدا میکند، میگوید شما از خودمان هستید امشب شما غذا نخورید کنار باشید غذا به بقیه برسد.@میگوید اینکه صاحبخانه میگوید شما از خودمان هستید کنار باشید غذا نخورید مزهاش از هزار تا غذا بالاتر است، امام زمان میگوید الان بخور بخور است، الان همه دارند این جمهوری اسلامی میخورند، میدزدند، میبرند، اختلاس، تو نخور، تو بایست کنار من موقع خوردن تو هم میرسد، تو در این مسیر یک موقعی نیفت، هُل بشو، شما کنار ما باشید.@این دعای شعبانیه چکار میکند، خدا رحمت کند امام را فرمود من هیچ دعایی را ندیدم که بگویم همۀ ائمه با هم میخواندند غیر از این دعا، یک تکه از آن این است خدایا من را از کسانی قرار بده که تو من را دعوت کنی به کمک خودت من هم اجابت بکنم، عجب حرفی است.@تو بگو خدایا تو به من بگو فلانی من از تو کمک میخواهم تو کمک من بیا، اگر خدا آدم را صدا بکند چه میشود، خدا بگوید تو با بقیه فرق داری من از تو کمک میخواهم، تو بیا کمک من بکن، اگر گفتی چشم من میآیم این را مقام وفا میگویند.@امام حسین اینقدر ناز کرد، چند نفر را گفت شما بروید شما به درد ماندن با من نمیخورید، هر کس میخواهد برود برود بیعتام را برداشتم، امام زمان دارد همین کار را میکند، در شبهای آینده توضیح میدهم، سنت تسویه امام زمان و سنت غربال که امام زمان دارد الان انجام میدهد تا موقع ظهور چه کسی برایش بماند.@امام حسین هم همه را فرستاد رفت، هر چه تحریک کرد همه بروند آخر این چند نفر تحریک پذیر نبودند، شما هم بروید، آقا قربان شما بروم، کجا برویم، فلانی مگر تو پسرت اسیر نیست، همین فردا برو آزادش بکن، پسرم به من چه، آقا قربان شما بروم کجا ول کنم بروم، شما را ول کن دنبال پسرم بروم، همه ماندند، آنهایی که ماندند حضرت یک جمله فرمود، گفت خدایا من در کره زمین سراغ ندارم اصحابی باوفاتر از اینها وجود ندارد.@وفا یعنی تو پای کار حضرت باشی، بالا و پایین روزگار تو را از دامن او نکَند از چادرش در نیاورد، از مؤونه و کمک تو را خارج نکند، استحاله نشوی، کما اینکه دیدیم در این 40 سال چقدر آدمها استحاله شدند و جدا شدند، برای امام زمان بیمصرف و انگل شدند، و بلکه برای امام زمان دردسر شدند، ای کاش آدم فقط بیمصرف باشد.@حالا یک کسی میخواهد بگوید یا فاطمه زهرا من میخواهم یک بچۀ وفادار برای تو باشم، من میخواهم جزء لشکر تو باشم، شما به محض اینکه تصمیم سراغ شما میآید یک دفعه از زمین تا عرش میروی، یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن بالا که نشسته یک بندهاش گرفتار است میگوید خوب است من چند تا سرباز کمکی دارم فلانی تو برو به او کمک بکن.@چه خوب است حضرت زهرا بگوید فلانی برو به بلانی کمک بکن، چشم، این خیلی مهم است آدم این دغدغه را داشته باشد، لذا این مقام خیلی مقام بزرگی است، مقام فدا به آن میگویند، شما وقتی حرف میزنی به سیدالشهدا میگویی «بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى» پدر و مادر زمینیام فدای شما.@ جامعۀ کبیره بهتر است، «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» همه کس من فدای شما، این همه کس من فدای شما یعنی چک سفید دست امام میدهی، زهیر آمد زنش را طلاق داد گفت طلاق هستیم اموال مال تو تمام، همه را داد رفت پیش حضرت گفت آقا ما آماده هستیم هر کاری میخواهی بکن.@هزار بار بمیرم، من را بسوزانند، زنده بشوم، باز جانم را فدای تو میکنم، این یعنی آمادگی، نه اینکه به تو بگویند امام زمان لشکرش، حزبش، کارش لنگ تو است، و تو بگویی وقت ندارم، نه در کمالات جمادی میتوانم کمک بکنم، یعنی دست به جیب نیستم، نه میتوانم در کمالات گیاهی وقت بگذارم، فرصت ندارم، نه اعتبار و آبرو میتوانم برای امام زمان بگذارم، وقت ندارم.@اعتبار و آبرو دارم، با این آبرویام خیلی کار میتوانم الان برای امام زمان بکنم، حوصله ندارم، وقت ندارم، دکتر هستم، مهندس هستم، رئیسجمهور هستم، وزیر هستم، تاجر هستم، الان وقت این حرفها را ندارم، از علمات برای امام زمان وقت بگذار، امام زمان همین الان به این علم احتیاج دارد، من نمیرسم کار دارم.@ما هر وقت امام زمان الان صدایمان میکند، به او میگوییم ما نیستیم ما وقت نداریم، ولی چرا اگر خودمان کار داشته باشیم، در خانۀ شما میآییم، شما کار داشته باشید نه، میخواهم این را بفهمید که وقتی میگوییم مقام عرشی حضرت زهرا، چرا مقام عرشی را پیغمبر مطرح میکند، میگوید تو هم همان جایگاه را داری این را بفهم.@تو هم میتوانی در زندگی تا آن مقام عرشی بروی کنار حضرت زهرا بنشینی، بروی کنار امام زمان بنشینی، وقتی امام زمان این صفحۀ نقشه را باز میکند، خیلی حرف است، یک موقع است تو در یک جایی سرباز هستی، یک موقع هست نه فرمانده لشکرها تو را دعوت میکنند بیا در اتاق جنگ بنشین روی کاری که میخواهیم بکنیم حرف بزنیم، چقدر اهمیت دارد.@تو میخواهی یک تصمیمگیرنده برای مجموع باشی، در اتاق جنگ هستی، در اتاقی هستی که باید بنشینی فکرهای کلان بکنی، برای نقشههای کلان، تو حیف است یک سرباز باشی، تو قابلیت یک سردار شدن را داری، حیف نیست در اتاق جنگ نباشی.@وقتی میگوییم مقام حضرت مقام تدبیر است، پس تو هم برو در فرماندهها بنشین، حیف نیست فقط سرباز باشی، سربازی هم ثواب دارد خوب است، اما تو لیاقتت آنطرف است، لیاقتت این است که بگویی «اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» بفرما الان شما را آزاد گذاشتند.@ما را دارند مفتی مفتی به اینجا دعوت میکنند ما بدبختیمان و حسرتمان بعد از مردن است که میفهمیم کجا میتوانستیم برویم و اصلاً نرفتیم، ما فکر میکنیم فقط حسرت مال آنهایی بود که روز عاشورا امام حسین به آنها گفت بیایید نیامدند بعداً پشیمان شدند نه، همان اتفاق همین الان دارد برای ما میافتد.@بعداً هم امام زمان میگوید، من چقدر تو را دعوت کردم، چقدر به گوش تو رساندم، چقدر (هل من ناصر ینصرنی) گفتم، جدم حسین یکبار (هل من ناصر ینصرنی) گفت، دو بار گفت من هزار سال است دارم (هل من ناصر ینصرنی) میگویم، تو را دعوت کردم پیش خودم بیایی، در چادر من بیایی، چرا خودت را به کری زدی، چرا بازیگوشی کردی، چرا مست چیزهای دیگر شدی و برای من وقت نداشتی، بخدا بعداً هم این حسرت سراغ همۀ ما میآید.@پس ربط به اینکه ما مینشینیم اینجا میگوییم حضرت زهرا مقام عرشی داشت به ما چه؟ به ما چه نه به ما ربط دارد، وقتی میگوید مقام عرشی داشت یعنی مادر تو است، اصل تو است، ریشۀ تو آنجا است، برو پیش مادرت بنشین، اینجا روی زمین چکار میکنی.@آمدن ما زمین بهانهای است برای اینکه ما بتوانیم برویم خدمت حضرت زهرا بنشینیم، پس هدف از خلقت چیست؟ ما را برای چه چیزی زمین فرستادند؟ ما برای چه چیزی روی زمین آفریده شدیم؟ که زمین بهانهای باشد، فرصتی به تکتک ما بدهند که ما هم به آن مقام مَثَل اعلایی به آن جایگاه اهل بیت (علیهم السّلام) ما هم برسیم.@زندگی یعنی این، کل زندگی یعنی این، هدف زندگی یعنی این، غایت زندگی یعنی این، هدف حیات یعنی این، این را کنار بگذاری، یک حیوان بیشتر نمیمانی، با یک باطن حیوانی، یا عرضه داری در چادر امام زمان هستی، یا عرضه داری در چادر حضرت زهرا هستی، یا کنار مادرت مینشینی، یا کنار مادرت نباشی پس کجا هستی؟@ما بهشت هم برویم وقتی حضرت زهرا دعوتمان نکند آنجا هم جهنم است، شما را در بهشت دعوت میکنند، وقتی کنار اباالفضل نیستی، وقتی کنار علی اکبر نیستی، در بهشت با ائمه رفت و آمد نداشته باشی، عین جهنم است، همین الان یک ذره تصور کن در بهشت هستی بدون اهل بیت ببین جهنم هست یا نه.@در مهندسی آروزهای ما این مهم است در چینش برنامهریزی ما، در چینش برنامهریزی ما، در چینش سبک زندگیمان این فوقالعاده مهم است، من خواهش میکنم قشنگ فکر کنید، دو ساعت، سه ساعت، یک شبی را راجع به آن فکر بکنید.@چون اگر به تصمیم نرسیم، مثل کسی است که امام حسین آمده در خانهاش میگوید بیا میگوید نمیآیم بعد تمام میشود دوباره فردا سبک زندگی یک طور دیگر شروع میشود، خطرناک است، بنشینیم فکر کنیم میتوانیم ما برویم، اینقدر امام زمان الان برای ما راه گذاشته که نگو، پس بنشینیم در موردش فکر بکنیم.@حالا فردا انشاءالله این قضیه را بیشتر میخواهم باز بکنم در مورد مقام لیلة القدری حضرت زهرا صحبت بکنیم، چرا حضرت زهرا را اگر کسی درک بکن لیلة القدر را درک کرده و اینکه ما چطوری میتوانیم راهکارهای عملی این ارتباط چطوری هست، من چطوری میتوانم از این ظاهر و سلوک حضرت زهرا استفاده بکنم به آن باطن راه پیدا بکنم اینها مهم است.@