جلسه 005 - مقامات حضرت زهرا
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
11
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - مقامات حضرت زهرا

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

قرآن می‌فرماید قوام زندگی دنیایی انسان این هست که اشیائی را در اختیار داشته باشد بتواند در این دنیا بماند، انسان به ابزار، وسیله، مرکب، مسکن، وسائل مسکن، ابزار کار احتیاج دارد، لذا خیلی طبیعی است که انسان اینها را دوست داشته باشد و به دنبالشان برود، مثلاً پول را دوست داشته باشد و می‌گوید این پول ابزار زندگی من است، بسته به این هست که این پول را می‌خواهد چکار بکند.@ولی در حد یک معشوق جمادی خداوند قرار می‌دهد، بعد خداوند می‌آید برای اینکه انسان بتواند امتیاز انسانی بدهد به شرافت انسانی برسد خودش سعادت خودش را بسازد، جمادات را به چند بخش تقسیم می‌کند، بخش‌هایی که خوب است انسان آنها را دوست داشته باشد برای انسان لازم و مفید است.@بعضی از اشیاء هستند که آدم آنها را دوست دارد ولی حرام هستند، مثلاً می‌گوید در استفاده از ظرف برای غذا یا نوشیدن طلا حرام است، شما نمی‌توانید در ظرف طلا و نقره غذا بخورید، ولی انسان طلا و نقره داشته باشد بد نیست.@شما از طلا در این ظرف بخواهید بخورید حرام است، ولی در ظرف طلا چیزی بریزید یا در غذایتان، در نوشیدنی‌تان طلا بریزید و بعد بخورید این ثواب هم دارد، چون برای شما مفید است، آب طلا بدهید طرف بخورد برای قلبش خوب است.@پزشکان امروز می‌گویند خانم‌ها فقط طلا را برای استفاده ظاهری استفاده نکنند، برای استفاده‌های بهداشتی هم استفاده بکنند، می‌گویند شما داری خورشت داری درست می‌کنی، آش داری درست می‌کنی، یا سوپ داری درست می‌کنی، یک تکه طلا در سوپ و آش بینداز این چیزهایی که این در غذا آزاد می‌کند برای بدن انسان فوق‌العاده سازندگی دارد.@از وزن طلا هم کم نمی‌شود، ولی این انرژی که طلا آزاد می‌کند در غذا آدم می‌خورد خوب است طلا یک شیء است بسته به این هست که وقتی به آن تعلق می‌گیری چطوری به آن نگاه بکنی، پول خوب است، خدا علاقۀ به اشیاء را سر راه انسان قرار داده است، انسان از آن جهت که در این دنیا زندگی می‌کند به اشیاء باید علاقه داشته باشد، استفاده بکند، اشیاء مناسب حال خودش، مناسب زندگی خودش.@ولی بعضی از اشیاء را خدا حرام قرار می‌دهد یا نجس قرار می‌دهد که شخص به سمت آن نرود، مثلاً می‌گوید شراب شیء است ولی نجس است، حرام است، بول نجس است، حرام است، خون نجس و حرام است، ما الان کسانی را داریم که خون استفاده می‌کنند این شیء حرام است.@خدا می‌گوید نه این خون مصارف دیگری ممکن است داشته باشد اما برای خوردن خوب نیست، یک عده واقعاً خون می‌خورند، پس مشخص شد در بخش جمادی خداوند برای اینکه انسان اختیار دارد و بتواند با شرافت خودش، با اختیار خودش، با انتخاب خودش رشد بکند، چند راهی در مورد اشیاء قرار می‌دهد.@وقتی به یک شیء برخورد کردید، حالا اسمش پول است، چک است، مسکن است، ویلا است، اتومبیل است، تلفن همراه است، خدا می‌گوید اگر یک طوری انتخابش کردی در یک شرائطی این خوب است، ثواب دارد ارزش و عبادت هم هست، در یک یک انتخاب دیگر این اشیاء می‌توانند برای انسان ضرر داشته باشند.@پس انسان گاهی وقتها در مورد ارتباط با یک شیء در چند راهی قرار می‌گیرد در تملک یک شیء، حالا هر چه که می‌خواهد باشد، مثلاً یک لباس است، در چند راهی قرار می‌گیرد که من این لباس را بپوشم، نپوشم، انتخاب کنم، این اتومبیل را انتخاب بکنم، این فرش را انتخاب بکنم، این کاسه را، این بشقاب را، این مبل را، این ویلا را.@انسان در مورد اشیاء امتحان می‌شود، در مورد ارتباط با اشیاء به شدت امتحان می‌شود، انسان‌هایی که انتخاب‌شان در اشیاء انتخاب درستی باشد، یعنی با بخش فوق عقلانی‌شان تنافی نداشته باشد، آن انتخاب‌ها برایشان ثواب و ارزش می‌شود و برد هم کردند.@بارها اتفاق افتاد در کشور ما مال این قشر بسیار شریفی که رفتگر هستند، کیفی پیدا کرده پر پول به آن هم احتیاج دارد، شیء است به کارش می‌آید در آن پول و طلا و چک است، می‌برد تحویل می‌دهد، و این شیء را برنمی‌دارد، اینجا که این شیء را برنداشت از آن پول گذشت، با انتخاب گذشته، درجه و اوج می‌گیرد در امتحان قبول می‌شود شرافت پیدا می‌کند.@یک موقع هست نه از این ماده نمی‌تواند بگذرد امتحان می‌شود می‌بازد، به زن می‌گوید طلا برای شما جایز است، به مرد می‌گوید حرام است، حالا مرد می‌خواهد طلا در دستش بکند یا در گردنش بیندازد، امتحان می‌شود، یا نه طلا می‌خواهی استفاده بکنی طور دیگری عیبی ندارد برای تو حرام است تو نمی‌توانی به بدنت آویزان بکنی.@انسان در ارتباط با اشیاء مختلف به وجوه مختلف، خوردن، آرایشی استفاده کردن، آویزان کردن به خود، نگاه کردن، لمس کردن، امتحان می‌شود، این مرحله جمادی انسان است، ولی آن چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی برای انسان در بخش جمادی ظهور می‌کند که حلال و پاک است آنها فوق‌العاده هستند.@مثلاً از سنگها عقیق دستتان می‌کنید، به انواع انگشترهایی که دارید، خانم‌ها طلاهای مختلف، نگین‌های مختلف، آقایان نگین نقره، یا نگین‌های دیگر با انواع سنگ‌ها به اینها احجار کریمه می‌گویند، یعنی سنگ‌های ارزشمند و قیمتی، اینها روی قلب و چشم و مغز و پوست شما اثر دارد، چه اشکال دارد انسان مثلاً از سنگ‌های قیمتی استفادۀ صحیح بکند.@بعضی از آنها هم مثل طلا می‌شود همین کار را کرد، چون اینها در گرما که قرار می‌گیرند یا در فضایی قرار می‌گیرند انرژی‌هایی آزاد می‌کنند برای بدن هم مفید است، یا نقره است مفید است، یا فیروزه است مفید است، پس این در مورد انتخاب‌های جمادی ما.@در انتخاب‌های گیاهی هم خداوند جلوه‌های گیاهیش واقعاً انسان را متحیر می‌کند، صدها نوع خوردنی و میوه قرار داده که ما خیلی از آنها را نمی‌شناسیم، انواع سبزیجات قرار داده که ما خیلی از آنها را نمی‌شناسیم، گیاهان قرار داده که ما اکثر آنها را نمی‌شناسیم.@ما الان بخشی از گیاه که استفاده می‌کنیم خیلی کم است، گیاهانی که بلا استفاده مانده و بشر هنوز به آن دسترسی ندارد و نشناخته خیلی زیاد است اینها خوردنی است، چه تنوعی خدا قرار داده، می‌گوید این همه متنوع برایتان قرار دادم، هفتاد نوع خرما، هفتاد نوع سیب، هزاران نوع گل برای شما گذاشتم که نگاه کردن به آن یک آثاری در روح شما دارد، لمس کردنش یک آثار دارد، بوییدنش یک آثار دارد، خوردنش یک آثاری دارد.@ما الان معمولاً بیشتر از چه گلی استفاده می‌کنیم؟ فقط همین یک گل، ولی گلهای دیگر هم خیلی هستند خوردنی هستند، و ما آنها را نمی‌شناسیم، خدا حفظ بکند آقای مجاهدی بود می‌گفت خدمت یکی از اولیاء خدا، می‌گفت این از آن ولی خدایی بود که سبک زندگیش این بود که باید تنها باشد، خیلی به جمع و ارتباطات نبود.@می‌گفت ما چند روزی او را آوردیم در خانه‌مان اسیرش کردیم که استفاده بکنیم دیدیم این فرار کرده، ما هم نگرانش بودیم این کجا رفته، می‌گفت یک آدم مطمئنی را فرستادیم در بیابان‌های اطراف نمی‌دانم قم بوده یا نه، می‌گفت با یک گرگی داشت در بیابان حرف می‌زد.@آن گرگ رفت بعد دنبالش رفتیم دیدیم با این گیاهان حرف می‌زند، بعد چند تا از این گیاهان کَند، و بعد پیدایش کردیم و گفتیم آقا کجا در رفتی، گفت این گیاهان دارند با من حرف می‌زنند، می‌گویند شما آدمها خیلی بی‌فکر و بی‌عقل هستید، خدا ما را برای شما آفریده است استفاده نمی‌کنید.@بعد این به آن گیاه گفته شما به چه دردی می‌خورید؟ گفته بود من را اگر با این گیاه کناریم ترکیب کنید صددرصد سوختگی را ترمیم می‌کنیم، می‌گفت همین کار را هم کرد، آورده بودند یک پمادی را هم از آن درست کردند، آقای مجاهدی خودش می‌گفت ما امتحان کردیم درست هم هست.@این یک گیاه است ما خبر نداریم ولی استفاده از آن خیلی هم خوب است، الان گیاهانی است درست کردند، که معجزاتی می‌کند مثلاً در خود ایران چند تا ترکیب گیاهی درست کردند که شما روی پوستت می‌زنی یک مدتی استفاده می‌کنی پوست کاملاً جوان می‌شود، چین و چروک‌هایش از بین می‌رود، جوان می‌شود، یا برای مو، برای پوست، برای قلب، هزاران فایده دارد.@انتخاب اینها عیبی ندارد، دوست داشتن اینها عیبی ندارد، موز گذاشته، سیب گذاشته، خرما گذاشته، انگور گذاشته، هر کدام از اینها هم برای بشر خواصی دارد که ما خیلی از آنها را نمی‌دانیم، در کنار این خوردنی‌هایی گذاشته از جنبه‌های گیاهی خدا که نه می‌گوید این نجس است، حرام است، این برای تو ضرر دارد، یادتان باشد می‌گوید ضرر دارد.@امام رضا فرمود واجب یعنی مفید، و حرام یعنی مضر، مضر یعنی برای تو انسان خطر دارد و آسیب‌های مختلف دارد، می‌گوید آقا گوسفند را بخورد دنبلانش را نخور، بعضی‌ها مریض هستند، فقط می‌روند همان دنبلان را می‌خورند اصرار دارند بروند همان قسمت حرام گوسفند را بخورند یا حیوانات دیگر، 99% را حلال گذاشتم استفاده کن، این چهار تا چیزش را نخور.@در کله‌پاچه یا در جاهای دیگر این اصرار دارد همان را بخورد انسان در بخش گیاهی امتحان می‌شود، در لباس انسان امتحان می‌شود، در آرایش سر و صورتش امتحان می‌شود، می‌گوید خانم‌ها حجاب رعایت کنند، آقایان باید یک سلسله چیزها را رعایت کنند، قانون شرع است، حکم شرع است، می‌گوید آقایان باید این ظاهر را داشته باشند، هر ظاهری یک مرد نمی‌تواند داشته باشد، برای شما قانون می‌گذارد.@بعد می‌گوید حالا بگذار ببینم چکار می‌کند درست انتخاب می‌کند یا نه، مریض است همان چیزی که کسی غیر از من خدا می‌خواهد یا چیز دیگری که برایش ضرر دارد انتخاب می‌کند، ولی آن که خدا انتخاب می‌کند فوق‌العاده است، جذابیت‌هایش در بخش گیاهی بی‌نظیر است.@یعنی ما احجار کریمه که می‌گوییم سنگ‌های کریمه قیمت سنگ‌ها بالاتر است یا گیاهان؟ گیاهان، شما فردا میوه می‌خواهید بخرید، سبزی می‌خواهید بخرید، گوشت می‌خواهید بخرید، نان می‌خواهید بخرید، مغازه‌ها بگویند نداریم ولی بیا یک کیسه طلا به شما می‌دهیم، الان این به چه درد من می‌خورد.@آرد نیست، نان نیست، سبزی نیست، غذا نیست، خرما نیست، گوشت نیست، ولی می‌توانیم به تو دو کیلو عقیق بدهیم، چقدر فیروزه بدهیم، می‌خواهی این را چکار بکنی، ما با این‌ها زنده هستیم، بخش گیاهی ما خیلی مهمتر از بخش جمادی است.@در بخش حیوانی هم خدا همین کار را می‌کند، یعنی امتحان می‌کند، می‌گوید شما نیازهای حیوانی دارید، تأمین پاک نیازهای حیوان تو یک عبادت است، یک لذت است، یک آرامش است، حلال برو استفاده کن، چه اشکالی دارد، تأمین حیوانی می‌خواهی بکنی نیاز داری، حلال، پاک، لذیذ، استفاده بکن.@هر وقت احساس نیاز کردی، احساس ضعف کردی، استفاده بکن حلال‌هایش را، ثواب هم برایت می‌نویسند، ولی خدا در همین بخش حیوانی هم انسان را امتحان می‌کند، یعنی بخش اختیار انسان می‌گوید یکسری چیزها هست از بخش حیوانی حرام است سمت اینها نرو، کار نامشروع نمی‌توانی انجام بدهی، آنها لذت دارد، اینها هم لذت دارد.@ولی می‌گوید اینها حرام است، مثل احکامی که در ارتباطات نامحرمان و زن و مرد و چیزهای دیگر وجود دارد، یا بخش‌های دیگر مثل بخش‌های اجتماعی، سیاسی، اینها بخش‌های حیوانی ماست، شما در بخش‌های اجتماعی و سیاسی انسان علاقه دارد کار و تلاش می‌کند، ولی می‌گوید در همین فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی یک سلسله امور حرام است، بعد می‌ایستد خدا مخصوصاً می‌گذارد، بعد می‌گوید خودت انتخاب کن.@انسان یکسری فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی، جنسی حلال انجام می‌دهد، لذتش را می‌برد اوج می‌گیرد، یک سلسله فعالیت‌های جنسی، اجتماعی، سیاسی حرام مرتکب می‌شود سقوط می‌کند، فاطمه زهرا شهادتش، امیرالمؤمنین شهادتش معلول انتخاب‌های حرام در مباحث سیاسی و اجتماعی بوده است.@یعنی خداوند یک کسی مثل حضرت زهرا را، مثل امیرالمؤمنین را، مثل پیغمبر را، مثل حسنین را، سر راه مردم می‌گذارد می‌گوید اینها برای رهبری و امامت خوب هستند، بعد می‌آید تخفیف هم می‌دهد، یک کسانی را می‌گذارد که هیچ شباهتی به اینها ندارند، بعد می‌گوید حالا کدام بهتر است، حالا شما فکر کنید بعضی‌ها چه کسانی را انتخاب کردند.@امیرالمؤمنین می‌فرماید: «اِرْتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبی اِلاَّ الثَلاث» جز سه نفر یا پنج نفر، یا نهایتاً هفت نفر همه رفتند سمت آن که خوب نیست، یک کسی می‌آید خلیفه اول، دوم، سوم، معاویه، خود اینها اعتراف می‌گویند علی، ما خودمان از بپیغمبر شنیدیم علی سرور است، حسن و حسین سرور جوانان بهشت هستند.@خلیفه اول ببینید چه اعترافاتی در مورد امیرالمؤمنین دارد، اعترافات هم الحمدلله در کتابهای شیعه نیست در کتابهای اهل سنّت است، می‌گوید «اَلنَّاس اَفْقَهُ مِنّی حَتَّی النِّساء» مردم همه می‌فهمند حتی زنان بیشتر از من می‌فهمند، حالا خدا این دو تا را می‌گذارد می‌گوید انتخاب کن در بخش سیاسی و اجتماعی، نیازهایت علی را انتخاب می‌کنی یا این را.@عمر خود اهل سنت در کتاب‌هایشان آوردند که دهها بار گفت «لُولا علی لَهَلَکَ العُمَر» اگر علی نبود عمر هلاک شده بود، خدایا من را در هیچ مشکلی که علی کنارم نباشد تنهایم نگذارد.@خدا می‌گوید من الان دو تا شخصیت جلوی تو می‌گذارم انتخاب کن کدام یک از اینها برای رئیس‌جمهوری، برای وزیر، برای نماینده مجلس، برای استاندار، برای فرماندار بهتر است خودت انتخاب کن، برای امامت و ولایت، انسان در بخش کمالات حیوانی امتحان می‌شود.@در مسائل سیاسی، اجتماعی، جنسی، شما الان می‌خواهی زن انتخاب بکنی، می‌گویند زن خوب این خصوصیت‌ها را دارد، مرد خوب این خصوصیت‌ها را دارد، و اگر یک عشق مستمر می‌خواهی این مرد با این قابلیت‌ها عشق مستمر دارد، این زن با این قابلیت‌ها عشق مستمر دارد.@بعد می‌بینی که دختر بی‌سلیقه می‌داند که این پسر هزار و یک جور عیب دارد می‌گوید من همین را می‌خواهم غیر از این هم نمی‌خواهم، دختر اصرار می‌کند با یک مرد اینطوری ازدواج بکند یا مرد اصرار می‌کند با یک دختری که اصلاً صلاحیت ازدواج ندارد نه زن خوبی می‌تواند باشد، و نه مادر خوبی می‌بینی انتخابش می‌کند.@انسان امتحان می‌شود، خدا قوانین می‌گذارد می‌گوید دختر با این شرایط خوب و حلال و طیب است، پسر با این شرایط خوب و حلال و طیب است، دختر هم با این شرایط غیر طیب هست، حالا انتخاب کن ببینم چه کسی را انتخاب می‌کنی، میل تو به چه کسی می‌کشد.@این خانمی که تو انتخاب کردی واقعاً به درد همسری می‌خورد، یعنی یک عشق پایدار برای تو تولید می‌کند، یاد مادر خوبی می‌تواند باشد، روز قیامت می‌توانی جواب بدهی چرا یک همچین مادری انتخاب کردی، یا برای فرزندانت یک همچین پدری انتخاب کردی.@این خیلی واضح است، انسان در انتخاب‌هایش در امور حیوانی، سیاسی، اجتماعی، که بخش حیوانی هست امتحان می‌شوند، همیشه خداوند شاخص می‌گذارد، می‌گوید حالا انتخاب کن، لازمۀ رشد انسان است، انسان باید در معرض انواع انتخاب‌ها قرار بگیرد تا خودش آگاهانه هر چیز را انتخاب بکند.@مثلاً در بخش حیوانی، در بخش اجتماعی ـ سیاسی، پیامبر می‌فرماید: «کَما تَکُونوا یُوَلّی عَلَیکُم» شخصیت شما مردم هر طور باشد حاکمان شما هم رنگ شما را دارند، قیمت شما هر چقدر باشد به قیمت شما امام، ولی، حاکم، مرجع، رئیس‌جمهور، نماینده مجلس، استاندار، فرماندار، شورای شهر بالای سرتان می‌آیند، قیمت شما هر چقدر باشد آنهایی که بالای سرتان می‌آیند قیمت شما هستند انتخاب خودتان است، شما اینطوری هستید.@امیرالمؤمنین وقتی که اواخر عمرش گفت شما قدر من را ندانستید ولی بعد از من کسانی می‌آیند به شما حاکم می‌شوند بعد تعریف می‌کند مثل حجاج بن یوسف و کسانی که این کارها را می‌کنند، لیاقت شما این آدم‌ها هست.@وقتی شکایت می‌کند، در خواب که پیغمبر را می‌بیند، پیغمبر فرمود علی آنها را نفرین کن، لذا امیرالمؤمنین نفرین می‌کند می‌گوید خدایا من را از این امت بگیر و بدتر از من را به اینها بده، و اینها را از من بگیر و بهتر از اینها را به من بده.@این یک قانون است که شما در مسائل سیاسی، اجتماعی، جنسی امتحان می‌شوید، می‌گوید حالا انتخاب کن، دست روی هر چیزی که بگذاری هیچ فرقی نمی‌کند، آن قانونی که همۀ شما بلد هستید، قانون قضا و قدر بر آن حاکم است، یعنی شما هر قدری را انتخاب کنید، یک قضا و نتیجه و حکم دارد.@مردم اگر علی را انتخاب می‌کردند، اگر حضرت زهرا را انتخاب می‌کردند نتیجه‌اش چیز دیگری می‌شد، زهرا را اذیت کردند، آزار دادند، کشتند، امیرالمؤمنین را آنطوری خانه‌نشین کردند، نتیجه چیز دیگری در می‌آید، همیشه این به طور ریاضی در تمام امتها دارد کار خودش را انجام می‌دهد و قانونمند هم هست.@در بخش عقلی هم خداوند تبارک و تعالی همین کار را می‌کند، دانش‌هایی را سر راه انسان قرار می‌دهد، علوم مختلف، بی‌نهایت علم را خدا سر راه بشر قرار داده، شما الان که هنوز در زمان ظهور نیست، فرمود تا زمان ظهور دوم پله از 27 پایه علم طی می‌شود، 25 تا از آن دست امام زمان است.@بشر الان که علم در مقابل بعد از ظهور هیچی نیست، خیلی کم است، شما یک آدم سراغ ندارید که بگوید من همۀ زبانها را بلد هستم، همۀ رشته‌های ریاضی را بلد هستم، همۀ رشته‌های شیمی را بلد هستم، همۀ رشته‌های پزشکی را بلد هستم، همۀ ادبیات‌ها را می‌شناسم، همۀ فلسفه‌ها را می‌دانم، نه، بشر اینقدر عاجز است.@خدا می‌آید دهها رشته سر راه شما قرار می‌دهد، بعد یک سلسله علوم هم هست بی‌خاصیت است، کم‌خاصیت است، یک سلسله علوم هم هست حرام است، یک سلسله از علوم هست مضر است، علم است ولی مضر است خدا این را گذاشته، مثلاً سحر علم است، جادو علم است، علوم غریبه علم است.@یک کسی علوم پاک طیب خوب را رها می‌کند، می‌رود دنبال علوم غریبه، چقدر ما آدم داریم ول کردند رفتند دنبال علوم غریبه، طلبه، غیر طلبه، دکتر، مهندس، آخر دیوانه شدند، همین چند روز پیش یک پدر و مادری فرزندشان را آورده بودند، که من در کتاب فلان علامه خواندن علوم غریبه اینطوری است.@بابا او علامه است، بعد علوم غریبه هم بلد است درست هم استفاده می‌کند، تو هنوز مسیر او را نرفتی، من فقط علوم غریبه می‌خواهم، چون این آدم توهمی است می‌خواهد با علوم غریبه سحر بکند، شامورتی‌بازی در بیاورد، دفتر و دستک باز بکند، معرکه‌گیری بکند، فکر و ذهن بخواند، این را اگر با این چکار بکنی آنطوری می‌شود، این عدد با آن عدد اینطوری می‌شود دفتر و دستک‌هایی که الان خیلی‌ها دارند.@پول بدهید تا به شما بگویم این ازدواج درست است یا نه، اسم مادرت را بگو، مثلاً یک چیزی در بیاورد داستان‌هایی که الان می‌بینید، به این آدم می‌گویی قرآن بلد هستی، می‌گوید بلد نیستم، می‌گوید اگر علم می‌خواهی یاد بگیری، قرآن یاد بگیر، زبان و ادبیات می‌خواهی یاد بگیری، برو زبان و ادبیات بخش انسانی، بخش الهی، بخش بهشتی را یاد بگیر، برو زبان عربی و زبان دین‌ات را بخوان.@انسان صدها رشته سر راهش هست، دست روی هر رشته‌ای که بگذارد قیمتش همان است، روی یکسری رشته‌ها دست می‌گذارد، خدا می‌گوید بارک الله، دکتری می‌خواهی بخوانی ثواب هم دارد، عبادت هم دارد، مهندسی می‌خواهی بخوانی، برو بخوانی ثواب و عبادت دارد.@عبادت ادبیات می‌خواهی بخوانی همینطور، فنی و حرفه‌ای و هنری می‌خواهی بخوانی برو بخوان، اینها مفید است، لازم است، ثواب هم دارد، برای زندگی و معاش دنیایت خوب است، شاید کار آخرتی هم بتوانی بکنی، قطعاً هم آدم با رشته‌های پاک کار آخرتی می‌تواند بکند.@هیچ کس نیست که بگوید من یک رشته بلد هستم نمی‌توام با آن کار آخرتی بکنم، شما در دوران دفاع مقدس یا در این اربعین نگاه کنید همه رشته‌های تخصصی‌شان را می‌آورند، با آن آخرت می‌خرند، پزشکان، مهندسان، دوزندگان، دیدید طرف چرخ می‌آورد آنجا ساک زائران امام حسین را می‌دوزد، کفاش‌ها کفش می‌زنند، آشپزها غذا درست می‌کنند، نانواها نان می‌پزند، پرستاران یک کاری می‌کنند.@هر کس علمش را آنجا می‌آورد فدای امام حسین می‌کند، می‌شود آدم با شغل مباحش آخرت بخرد، با پولش یک کسی آخرت می‌خرد، یک کسی با کمالات جمادیش آخرت می‌خرد، یک کسی با کمالات گیاهیش آخرت می‌خرد، یک کسی با کمالات حیوانیش آخرت می‌خرد، یک کسی با اعتبار و آبرویش آخرت می‌خرد، پای امام حسین می‌ریزد.@ولی یکسری رشته‌‌ها هست که تو می‌دانی اگر بخوانی از خدا دور می‌شوی، حلال هم هست، مباح است، ولی با ساختار شخصیتی تو جور در نمی‌آید تو الان وقتی می‌گویی الان من می‌خواهم انتخاب بکنم این رشته تو را می‌خورد تو اینقدر جان‌دار نیستی، رشته را بخوری سوارش بشوی با آن تا بهشت بشوی رشته سوار تو می‌شود تا جهنم می‌رود، نباید آن رشته را انتخاب بکنی، ولو مباح هم هست.@تو ظرفیت این رشته را نداری، این رشته توهمات تو را زیاد می‌کند، این رشته تعلقات تو را زیاد می‌کند، این رشته به قلب تو ضرر می‌زند، تو ظرفیتش را نداری، یک استاد بزرگ من به شما معرفی کنم که واقعاً کم‌نظیری هست، آدم آبروداری هست، یک هنرمند بزرگ استاد فرشچیان هست.@این استاد فرشچیان یک آدمی هست که نورانی است، دوست‌داشتنی است، مخلص است، برگزیده است، خدا بالاخره روی او دست گذاشته و انتخابش کرده، که برود حرم‌های ائمه را بسازد و آن تابلوهای فوق‌العاده را، می‌گوید من تابلوسازی در آمریکا می‌کنم میلیون‌ها دلار درآمد دارم، ولی تا به حال برای بخش دینم هر کاری کردم پولی از کسی نگرفتم، هر قلمی که زدم پول نگرفتم.@این همه ضریح ساخته گفت آوردند به ما هدیه دادند قبول نکردیم، می‌گفت حتی من مدتی که ضریح می‌ساختم ناهار که برای ما می‌آوردند، پولش را در همان ضریح می‌انداختم، از جیب خودم پولش را می‌انداختم می‌گفتم من برای امام حسین کار کردم درست نیست حالا که دارم برای امام حسین کار می‌کنم یک غذا بخورم می‌خواهم همه چیزم فدای امام حسین باشد این عشق است.@وقتی این هنر به دین می‌رسد، یک دفعه با آن قرب ایجاد می‌کند، انفجار ایجاد می‌کند، اوج ایجاد می‌کند، بعد به این می‌گفتند که شما چطوری شد که اینطوری شدی؟ گفت من یک استاد داشتم که عالم و روحانی بود، لباس مقدس روحانی اما بسیار هنرمند قوی بود در اصفهان، از بچگی پدرم من را پیش او برد.@گفت من زیر دست یک نقاش روحانی نقاشی یاد گرفتم، می‌گفت شاگردیش را کردم، صبح به صبح می‌آمدم در حجره را باز می‌کردم، هر وقت با من کار داشت اول وقت می‌گفت برو نمازت را بخوان، اینطوری می‌شود بالاخره یک کسی را انتخاب می‌کند، که خدا به او این همه الهامات ربانی و روحانی بکند که در این تابلوها بریزد که این تابلوها را می‌گیرد چه برسد به مسلمانان.@به او اذن بدهند بیاید برود ضریح امام رضا، ضریح حضرت عبدالعظیم، ضریح‌های دیگر را درست بکند، مگر شوخی است یک کسی همینطوری این هنرمند است، زیر دست یک روحانی بزرگ شده است، این روحانی است نقاش ماهری هست، دهها مثل فرشچیان تربیت می‌کند، اما برای این عالم نقاشی و هنر وسیله قرب است.@الان تا یک دانشجو رشته نقاشی قبول می‌شود، اول باید برود دختر باشد بی‌حجاب بشود، پسر باشد ریشش را بتراشد، بعد برود سیگار بکشد، کلاه کج بگذارد، پیپ دستشان بگیرند، قرتی‌بازی‌های هنر را دیدید، در این نقاشی‌ها الی ماشاءالله الان اینطوری هستند.@خداوند در بازیگر‌ها اولیاء خودش را دارد، می‌بینی بازیگر تلویزیون و سینما است اما ولی خدا است، در ساواکی‌ها هم دارد، من ساواکی‌هایی می‌شناختم اینها دستشان به خون هیچ آغشته نشده بود، در ساواک هم که کار می‌کردند از بزرگان ساواک، شب‌های جمعه می‌رفتند حرم حضرت عبدالعظیم نمازشان را می‌خواندند، بالاخره خدا یک حجت را آنجا می‌گذارد برای بقیه ساواکی‌ها در همین حد.@در ارتشی‌ها، در هنرمندان، می‌گوید این یک هنر است، این هم یک هنر است، پس چرا این، این قرتی‌بازی‌ها را ندارد، مگر لازمه هنر این است که آدم فساد بکند، مگر لازمه موسیقی این است که فساد بکند، موسیقی که به قول علامه می‌تواند برای انسان قرب بیاورد، چه کسی گفته اگر یک کسی رفت سراغ موسیقی باید حتماً حیا و حجاب و دین و نماز و معنویت را کنار بگذارد.@شما نگاه کنید او هم دارد امتحان می‌شود، خدا می‌گوید هنر می‌خواهی بروی بیا این هنر هر کاری می‌خواهی بکنی، حلالش را می‌گذارد، حرامش را هم می‌گذارد، می‌گوید حالا انتخاب کن، ولی در هر رشته‌ای خدا ولی خودش را دارد، نگاه کن این هم مثل تو بوده شاید کمتر از تو غذا خورده، ببین چه چیزی انتخاب کرده، ببین با هنرش چکار کرد، با مداحیش چکار کرد.@صدای خوش می‌دهد، حالا آزاد می‌گذارد ببیند کجا آزاد می‌خوانی، ما یک تعدادی از هنرپیشه‌ها و خواننده‌های آنچنانی زمان شاه اینها قاری قرآن بودند، از مداحان بودند، ترجیح دادند این صدا را به جای اینکه بیاورند خرج ابدیت بکنند، خرج معشوق‌های آسمانی بکنند، بروند خرج معشوق‌های زمینی بکنند، صدا است، نعمتی است که خدا داده می‌رود آنجا هزینه می‌کند.@این در بخش علمی، رشته‌ای که انتخاب می‌کنی امتحانت است، نوع کتابی که برای مطالعه انتخاب می‌کنی، مجله‌ای که انتخاب می‌کنی، روزنامه‌ای که انتخاب می‌کنی، شبکه‌ای که انتخاب می‌کنی، کانال ماهواره تو الان داری، کانال تلگرام داری، دست روی هر کدام بزنی قیمت داری می‌گیری و داری امتحان می‌شوی.@الان صدها کانال به شما در تلگرام عرضه می‌شود، شما اگر دانلود آزادتان را نبسته باشید، خودبه‌خود به شما کانال می‌دهند، یعنی دست تو نیست، تا تلگرام وصل بشود، می‌بینید 20 تا کانال به تو دادند، کانال‌های حرام می‌آید، دستت را می‌زنی دانلو، می‌گوید بزن کلیک کن، داری امتحان می‌شوی.@یک کسی نگاه می‌کند، می‌گوید نگاه کردن به این کانال در شخصیت من نیست رد می‌شود می‌رود، یک کسی خیلی روی خودش حساب می‌کند، می‌گوید من یک آدم بزرگ و قوی هستم، یک آدم مقرب هستم، پنجاه تا کانال در تلگرام به او پیشنهاد می‌شود، می‌گوید من اصلاً نمی‌دانم چطوری در کانال من آمد، زدی تمام است.@این را کلیک کردی با قیمتت داری بازی می‌کنی، اینطور نیست که دستت خورد کلیک کردی، می‌گوید حالا بگذار ببینیم چیست، بگذار ببینیم چیست یعنی یک چیزی در این قلب تو هست که با آن چیزی که این به تو پیشنهاد می‌دهد سنخیت دارد، و حالا تو کلیک می‌کنی، یک نوع دیدنی است، یک حس می‌خواهی بگیری یک دانش است این حلال و حرامش است.@یعنی خیلی‌ها منصور بن موسی وارد تلگرام می‌شوند، نیم من بوق بن پشم پانزده بیرون می‌آیند، از آخوند و روحانیش بگیر تا برادر شهید، و آزاده و جانباز و یار امام و دانشجو و استاد دانشگاه و وزیر و وکیل، طرف یک چیزی فکر می‌کرده شخصیتش هست، یک گوشی می‌خرد، چهار تا نرم‌افزار نصب می‌کند، اصلاً می‌بینی برد، طرف تو رفت، غیب شد، شخصیتش یک چیز دیگر است.@با یک گوشی، با اینترنت، با چهار تا شبکه کانال تلگرام، قیمت‌ها کاملاً معلوم می‌شود، «فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ» در تغییر حالتها جوهرۀ آدمها شناخته می‌شود، باطن آدمها شناخته می‌شود، الان در تلگرامت نگاه بکنی شخصیتت‌ معلوم است.@چه چیزهایی را دوست داری نگاه بکنی، چه چیزهایی را دوست داری چت بکنی، کجا می‌خواهی حرف بزنی، اینترنت می‌خواهی بزنی چه چیزهایی را انتخاب می‌کنی، اصلاً واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی تمام شخصیت تو را به تو می‌گوید، نشان می‌دهد تو بزرگ هستی، پست هستی، جمادی هستی، کمتر از جماد هستی، گیاه هستی کمتر از گیاه هستی، حیوان هستی (بل هم اضل) هستی، فرشته یا انسان هستی، این انتخاب تو است.@یک کسی می‌داند در این جهنم‌ها چه خبر است، ولی شخصیتش اجازه نمی‌دهد، می‌گوید خدا دارد من را امتحان می‌کند، مگر خدا پیش من نیست، کنارم ایستاده، ائمه دارند نگاه می‌کنند، ببینند تو دستت به کدام دکمه می‌خورد، امام زمان دارد نگاه می‌کند، مادرت حضرت زهرا دارد نگاه می‌کند، تو چه چیزی انتخاب می‌کنی، انسان در محضر آنها دارد انتخاب می‌کند، اگر در خانه کسی نیست بروم بنشینم نگاه بکنم، الان کسی نیست.@امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه حکمتی دارد می‌فرماید: «اَلْاَقوالُ مَحْفُوظَه» هر کلمه‌ای که از دهان تو بیرون می‌آید با تمام آثارش ما برای تو جمع و حفظ و می‌کنیم، حالا یک کلمه‌ای می‌زنی، دل یک کسی می‌سوزد، شخصیت یک نفر له می‌شود، یک نفر را سرزنش می‌کنید، سه چهار نفر را منحرف می‌کنید.@این انحراف تو این گناهان مختلفی در اینها ایجاد می‌کند، سردی‌ها، سستی‌ها، در نسلش، تا قیامت می‌گوید، این کلمۀ تو یک کلمه و جمله بوده، تا قیامت ما همۀ آثار این یک کلمه‌ای که از دهان تو بیرون آمد حساب می‌کنیم، و محفوظ آن را نگه می‌داریم.@یک مقاله و یک خط نوشتی، دیدنی‌هایتان همینطور، شنیدنی‌هایتان همینطور، اقوالتان همینطور، همه را ما پای شما حساب می‌کنیم، نه اینکه ضبط می‌کنیم، می‌گوییم «اَلْاَقوالُ مَحْفُوظَه» می‌گویند آقای فلانی فلان حرف را زد، نه محفوظه یعنی «نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ» ما آنچه که شما جلو می‌فرستید و آثار خروجی‌های کلامی، لفظی، نگاهی، شنیدنی، دیدنی، لمسی، تمام آثار این را ما با شما حساب می‌کنیم.@پس وقتی می‌خواهی با مادرزنت، با مادرشوهرت، با همسرت، با پسر و دخترت حرف بزنی خیلی حواست را جمع کن، یک موقع می‌بینی یک چیزی می‌گویی بچۀ تو نسل اندر نسل گناهکار می‌شوند، با چهار تا حرف این پدر نادان، این مادر نادان، یک چیزی در قلب این بچه می‌کارد.@یا همسر نادان، یک چیزی به زن یا شوهرش می‌گوید یک دفعه می‌بینی یک کلمه فاجعه درست می‌کند، آزاد نیست که آدم هر چه از دهانش در آمد بگوید، باز کند همینطوری هر چه خواست بگوید، گفتی تمام شد حالا در این عالم همه چیزش حساب می‌شود.@یک کلمه همینطوری گفتی مادر فلانی، خواهر فلانی، اینطوری نیست که گفتی مادر فلانی، خواهر فلانی حالا یک کلمه بود نه، داستان دارد، روز قیامت اینقدر مادرها و خواهرها هستند، که یقۀ کسی را می‌گیرند، تو به ما نسبت‌های اینطوری در دنیا دادی شوخی است.@یکی از کسانی که روز قیامت شکایت می‌کنند، عمه‌ها هستند، با عمه‌ها زیاد فحش می‌دهند، این بخش علمی ما شد، یعنی شما می‌خواهید یک چیزی را دریافت بکنید، خداوند در بخش علمی نمی‌شود گفت چکار کرده، بشر نگاه کنید از نظر علمی تا الان به کجا رسیده، پیشرفت‌ها اینقدر سریع ما نمی‌توانیم حساب بکنیم، انرژی هسته‌ای، در مخابرات.@این چیزی که الان به اسم شبکه‌های مجازی هست، قدیم‌ها اینطوری علم جلو می‌آمد، آهسته با یک شتابی، الان یک دفعه اینطوری بالا کشیده، یعنی صبح به صبح بلند می‌شوید می‌بینید یک اپلیکیشن جدیدی هست، یک توانایی جدید، تند تند هر ساعت دارد اختراع می‌شود، طرف می‌گوید من نمی‌دانم چکار بکنم، باید بروم وقت بگذارم یاد بگیرم که با این تلفن همراه بی‌نهایت کار می‌شود کرد من اصلاً بلد نیستم با آن چکار کنم.@تازه این که اوج می‌گیرد دو پله می‌شود، امام زمان می‌خواهد بیاید چه علمی بدهد، خدا در بخش عقلانی چکار کرده، این علم بشر دارد تولید می‌کند، صدها دارد بالا می‌رود، در بخش فوق عقلانی هم خدا غوغا کرده، در بخش فوق عقلانی خدا آدمهایی را سر راه‌ انسان می‌گذارد، یکیش حضرت آدم (سلام الله علیه) «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها».@نوح را می‌گذارد، ابراهیم را می‌گذارد، موسی را می‌گذارد، عیسی را می‌گذارد، اینها تا کجا رفتند، چهارده معصوم را سر راهت می‌گذارد بعد می‌گوید حالا انتخاب کن، برای رفاقت، دوستی، عشق و حال، هر چه می‌خواهی انتخاب کن، فیلسوفان هم می‌گذارد، شاعران را هم می‌گذارد، هنرمندان را هم می‌گذارد، دکتر و مهندسان را هم می‌گذارد، بعد می‌گوید حالا انتخاب کن با چه کسی می‌خواهی باشی.@یکی از آن کسانی که خداوند تبارک و تعالی سر راه ما گذاشته که از امشب ان‌شاءالله می‌خواهیم راجع به شخصیت این بانوی بزرگوار صحبت بکنیم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است.@چیزهای مجهول در مورد ایشان می‌گویم، یکی از چیزهایی که در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند، امام صادق (علیه السّلام) فرمود هر کس فاطمه را آنطور که شایسته است درک بکند، «فَقَد اَدْرَکَ لَیلَةَ القَدر» شب قدر را درک کرده است، چه ربطی بین ساختار وجودی فاطمه زهرا و شب قدر وجود دارد؟@یا امام رضا (علیه السّلام) فرمود: «نَََحْنُ حُجَجُ اللهِ عَلى العِباد وَ اُمُّنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللهِ عَلَيْنا»، امام عسکری همین تعبیر را دارد «نَحْنُ حُجَجُ اللهِ عَلى العِباد وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللهِ عَلَيْنا» حالا بعد توضیح می‌دهم حجت خدا است بر ما یعنی چی.@حجت خدا بر مردم را امام می‌گویند، حجت خدا بر امامان را امام الائمه می‌گویند، یعنی ائمه هم یک امامی دارند که با او به خدا می‌رسند، به او وظائفش را انجام می‌دهند، با او نفس می‌کشند.@برای همین بعضی‌ها فکر می‌کنند، حضرت زهرا زن به این خوبی، دعای توسل راجع به امیرالمؤمنین و حضرت مجتبی و سیدالشهدا، می‌گوید «یا حُجَّةَ اللهِ عَلی خَلْقِه» ولی در مورد حضرت زهرا نگفتند، حضرت زهرا حجت خدا بر خلق هم هست غیر مستقیم، اما این شخصیتش بالاتر از بقیه است این حجت خدا بر آنها است، و خدا این بانو را سر ما گذاشته است.@بحث سر این هست که شخصیت‌هایی که خدا سر راه انسان می‌گذارد به لیاقت انسان می‌گذارد، می‌گوید باطن تو، قیمت تو، لیاقت تو این شخصیت‌ها است که من سر راهت می‌گذارم، برو با اینها دوست بشو، رفیق بشو، از آنها استفاده بکن، شخصیت دیگر هم به شما معرفی می‌کنم، این همه شاعر و نویسنده و فیلسوف، و ادیب، ببین شخصیتاً روح تو به کدام شخص گرایش پیدا می‌کند، آنوقت قیمت تو معلوم می‌شود که تو کجا داری می‌روی، ببین عاشق کدام یک از این شخصیت‌ها می‌شوی، روح‌ات جذب کدام شخصیت می‌شود.@حالا ما می‌خواهیم ان‌شاءالله راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها صحبت بکنیم، ببینیم که ما چقدر می‌توانیم با این بانو ارتباط برقرار بکنیم و چقدر می‌توانیم از اینها استفاده بکنیم، ما استفاده‌مان از ائمه واقعاً در حد خیلی نازل است، در حالی که خدا می‌گوید من این را برای تو نگذاشتم که بروی از او زن بخواهی، شوهر بگیری، مشکلات مالی‌ات را حل بکنی، شفا بگیری، باب‌الحوائج باشد.@ما تا می‌گوییم باب‌الحوائج یعنی چی، باب‌الحوائج که خیلی مهم نیست، آن هم حاجت‌های دنیاییت، باشد برو بگیر، ولی این را گذاشتم برای اینکه تو به این برسی، می‌خواهی یا نمی‌خواهی که ان‌شاءالله راجع به خود شخصیت حضرت زهرا و جایگاهش در نظام خلقت یک مقدار صحبت بکنیم، که بعد ببینیم ما تکلیفمان چیست.@فاطمیه‌ها برای چیست؟ برای اینکه بیاییم بگوییم کشتند و زدند، و گریه کنیم، این یک وظیفه است خوب است، قرب و محبت می‌آورد، خیلی هم خوب است، اما داستان این نیست، داستان این هست که ما باید جمع بشویم ببینیم این شخصیت کیست، چطوری است، نسبتش با من چیست، و من باید در این رابطه چکار بکنم.@