زیارت و ذکر 4/5/1397
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان دربارۀ زیارت و ذکر بود اینکه ما یک موقع هست به عنوان یک خانم یا یک آقایی که زندگی طبیعی دارد یعنی بخش حیوانی به زیارت میرویم، آنوقت نوع حرفهایی که با امام رضا داریم و مشکلاتی که بیان میکنیم، احساساتی که داریم نسبت به ایشان، یا مشکلات مادی هست، یا شفا و مسائل و جسمی هست، یا مسائل خانوادگی و اجتماعی و اینطور چیزها است، حاجتها، گریهها، طلبهایمان اینها است.@اما یک موقع هست نه ما به عنوان انسان و فرزند امام به ملاقاتش میرویم، و به عنوان عضو خانواده آسمانی به ملاقات حقیقت خودمان و اصل خودمان به ملاقات حضرت میرویم، آن یک عاطفه جدید خانوادگی ایجاد میشود.@مثل اینکه یک نفر تا الان مجرد بوده عاطفهای به کسی ندارد اما وقتی با کسی همسر میشود یک عاطفه جدیدی در او ایجاد میشود، عاطفهاش نسبت به مادرش، پدرش، خواهرش، برادرش، دوستانش کم نمیشود، اما چون روح مجرد هست یک عاطفه جدیدی با یک علقه جدیدی در انسان خلق میکند سهمی از بقیه کم نمیشود بلکه یک چیزی در این روح مجرد اضافه میشود.@حالا وقتی یک کسی عاشق اهل بیت (علیهم السّلام) میشود یک عاطفه جدید انسانی پیدا میکند، یک عاطفه الهی، آسمانی و خانوادگی پیدا میکند، که نه تنها مزاحم عشقهای زمینی و عشقهای پایینی نمیشود بلکه عشقهای پایینی را تقویت میکند، قشنگتر میکند، شیرینتر میکند، زیباتر میکند، به آنها جلای بیشتری میدهد.@چون وقتی یک کسی عشق آسمانی پیدا کرد، حسادت ندارد، تندخویی ندارد، عصبانیت ندارد، زودرنجی ندارد، احساس بدبختی و اینطور چیزها ندارد، سرشار از یک عشق فوقالعاده و بینهایت انسانی است، که این سرشاری سرریز میکند در روابط زناشوییش، در روابط خانوادگیش، در روابط اجتماعیش، میبینید آنجا هم با همه خوب است با کسی مشکل ندارد.@بدبینی ندارد، حسادت ندارد، چشم و همچشمی ندارد، چون از یک عشق برتری برخوردار هست، در مورد زیارت میگفتیم، که وقتی به زیارت میرویم آدمی که اهل بیت را به عنوان یک کسی که عضو خانواده اهل بیت هست زیارت میکند مثل همه نعمتهای دیگر دغدغهاش این هست که اهل بیت را از دست ندهد ملاقات زیارت و رفت و آمد را از دست ندهد.@قبلاً هم عرض کردم شما اگر بهشت انشاءالله رفتید وقتی بهشت بروید اگر قرار باشد که شما بروید یک سر پیش امام رضا یا امام رضا پیش شما بیاید، اما امام رضا بیاید به شما سر بزند بگوید من آمدم به شما سر زدم ولی دیگر من را نمیبینی چقدر تلخ میشود، بهشت برای آدم جهنم میشود.@کلاً ملاقات، زیارت، دوستی، آشنایی مبناست برای یک استمرار، برای یک ملاقات همیشگی، یک زندگی است لذا در زیارتنامهها این نکته خیلی مهم است، یک کسی که عشق ابدی دارد این دغدغهاش هم این عشق هست.@یعنی همانطور که در مورد فرزندش، همسرش، دوستانش نمیتواند تصور کند که آنها را نبیند در مورد عشق آسمانیش هم همینطور هست و نگرانیش این هست که اینها را از دست ندهد، لذا در زیارتنامه دقت کنید «اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْهُ آخِرَ اَلْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِهِمْ وَ ذِكْرِهِمْ» یاد خیلی مهم است.@چون یاد غذای روح انسان است، جلوی چشم هم بودن، به یاد هم بودن، با هم حرف زدن، این غذای روح انسان است، مثل غذایی که انسان در بُعد مادی چرا دائماً میخورد؟ و این ذکر است، ذکر یعنی یاد، یعنی که آب میخورد، چایی میخورد، نوشیدنی میخورد، شربت میخورد، غذا میخورد، میوه میخورد، این استمرار برای این هست که حیات بخش گیاهی ما حفظ بشود.@لذا در روایت ما داریم یاد غذاست، «ذِکْرُ الله قُوتُ الْاَرْواح» یاد خدا، یاد قیامت، یاد معاد، یاد بهشت، یاد فرشتهها، یاد اهل بیت غذای یک انسان است، ارواح یعنی یک کسی که روح دارد، چون کسی که روح ندارد اصلاً حیات ندارد حیاتی انسانی ندارد.@نفس ممکن است داشته باشد، مثل نفس گیاهی، نفس حیوانی زنده است، به عنوان یک خانم و آقا زنده است اما روح ندارد، این روحی که متناسب با روح الله هست، آن نفخه الهی که زنده هست در این آدم نیست، این آدمی که عشق آسمانی ندارد اصلاً حیات ندارد.@لذا قرآن میفرماید که حیات انسان در گرو اجابت خدا و اهل بیت است، اگر کسی اهل اجابت خدا و اهل بیت نیست حیات ندارد در سوره انفال آیه 29 میفرماید «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِله وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ» ای مؤمنین اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد.@کسانی که خدا و رسول را اجابت نمیکنند آنها هم زنده هستند اما حیات انسانی ندارند، میگوید «لِما يُحْيِيكُمْ» به شما حیات میدهد، دستورات اهل بیت و خداوند برای حیات فوق عقلانی و انسانی است، لذا اگر کسی اینها را فراموش بکند، اینطور ارتباطات را یادش برود قلبش میمیرد، زنده میماند اما زندگی هوشی است.@مثلاً دانشجو است، دکتر و مهندس است، زنده است ولی زندگی انسانی ندارد، خانم و آقاست شوهرداری میکند، زنداری میکند، تجارت میکند، کاسبی میکند، ولی حیات انسانی ندارد، باطن انسانی ندارد، این اگر بمیرد به شکل حیوان محشور میشود، نه به شکل انسان، چون تجربه حیات انسانی را در دنیا اصلاً نکرده.@انسانی سالم متولد میشود به عنوان یک انسان متولد میشود به بهشت میرود که در دنیا سابقه حیات انسانی داشته باشد به عنوان یک انسان زندگی کرده باشد، بتواند با بهشت ارتباط بگیرد، با اهل بیت، با سلاطین بهشت زندگی بکند، کسی که اینطوری نیست ذکر و یاد ندارد حیات ندارد.@لذا کسی که نماز ندارد، یاد ندارد، ذکر ندارد، حیاتش اصلاً روح ندارد، حیات بیروح است، با نفس حیوانی دارد زندگی میکند، لذا این دغدغه خیلی مهم است برای یک آدم که کسی که دارد زیارت میرود حالا رسیده به یک هوای تازه، رسیده به یک عشق، رسیده به یک دلدادگی، اولین دغدغهاش این هست که نکند من این را از دست بدهم، نکند من دیگر محروم بشوم، نکند من دیگر نتوانم بیایم.@لذا باید دست به دعا ببرد از خداوند این را بخواهد «اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْهُ آخِرَ اَلْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِهِمْ وَ ذِكْرِهِمْ وَ اَلصَّلاَةِ عَلَيْهِمْ» درود فرستادن برایشان، این را در بحث صلوات توضیح دادم آن کتاب صلوات را حتماً مطالعه کنید چون صلوات ذکر اعظم است، اگر کسی صلوات به معنای واقعی نداشته باشد اصلاً عشق و حیات ندارد.@اینکه میگویند صلوات جای سبحان الله و الحمد لله و تکبیر را میگیرد برای همین است اینقدر مهم است، ذکر اعظم است، صلوات یعنی چی؟ یعنی شما درود بفرستید، انسان چه احتیاجی که درود بفرستد؟ دلائل مختلفی دارد که در آنجا توضیح دادیم.@شما وقتی یک کسی را دوست داری به ابراز عشق هم به او علاقه داری و اصلاً نمیتوانی نکنی، الان شما به یک مادر بگو وقتی میخواهی بچهات را صدا بکنی مثلاً صدایش کن حسن، حسین، فاطمه، زهرا، ولی مادر نمیتواند این کار را بکند، بچه هم اصلاً نمیتواند این کار را بکند، پدر نمیتواند این کار را بکند.@این دائماً کلمات عاطفی را بگوید، اگر نه عشق در وجودش تمام وجودش را آتش میزند، نمیتواند شما به یک مادر بگو، 24 ساعت، 48 ساعت، یا به یک خانم و آقایی که همدیگر را دوست دارند، بگو وقتی میخواهید با هم حرف بزنید اسم همدیگر را صدا کنید، آن هم عادی، میگوید نمیتوانم من باید بگویم عزیزم، جانم، قربانت بروم، فدایت بشوم، برایت بمریم، نفسمی، جیگرمی، به یک مادر بگو این را به کار نبر میشود این کار را بکند؟ نه.@برای دوستت میگوید نمیتوانم من دوستم را دوست دارم باید با او عاطفی حرف بزنم، باید پایش عشق بریزم، این عشق ریختن پایش خودم را سالم نگه میدارد، آتش قلبم را میخواباند چون باید به او حجم عشق را بگویم.@چون حجم عشق وقتی وارد دل میشود اگر خارج نشود آدم را نابود میکند، لذا این با به کار بردن این کلمات و تکرار کلمات عاشقانه قلب خودش را خنک میکند مثل بوسه است، بگو همدیگر را نبوسید، بوسه یکی از روشهای تخلیه یک عاطفه و عشق است.@حالا بگو شما الان دوستت را دیدی با همدیگر روبوسی نکنید، الان چرا دوستان نمیتوانند با همدیگر روبوسی نکنند، چرا هر وقت به همدیگر دست میدهند همدیگر را بغل میکنند میبوسند، چند بار فشار می دهد، اصلاً این فشار چیست، آدم دوست دارد طرف را فشار بدهد چون باید این عاطفه تخلیه بشود، این طبیعی است یک چیز غیرطبیعی نیست.@بعد هم میبینی یک بچه را ده بار میبوسد، کار عبث میکند، میگوید یک بار بوسیدی کافی است، بچه کوچولوها چون این را نمیدانند وقتی یک کسی آنها را میبوسد میگوید خستهام کردی، دیدید بچهها خوششان نمیآید خیلی افراد آنها را ببوسند.@ولی آن که این عاطفه را دارد مدام دوست دارد این بچه را بغل بکند صد بار ببوسد، بغلش بکند، ببوسدش، لمسش بکند، قربان و صدقهاش برود، کلمات اینطوری است، انسان وقتی عشق آسمانی پیدا میکند، دقیقاً به نوازش رابطه بدنی با غیب و بوسه احتیاج پیدا میکند.@یعنی این دوست دارد دائم قربان و صدقه برود، دائم دوست دارد راجع به معشوقهایش حرف بزند، دائم دوست دارد گپ بزند، راجع به آن حرف بزند، میبینی یک جا نشسته نمیتواند راجع به امام رضا حرف نزند، راجع حضرت معصومه حرف نزند، راجع به اهل بیت حرف نزند، چون اگر نزند جیگرش میسوزد، این آدم ذوب میشود.@راجع به خدا نگوید، راجع ابدیت نگوید، این باید بگوید که تخلیه بشود، باید قربان و صدقه برود، یک معصومی که یک دفعه میایستد جلوی خدا میگوید «سائِلُکَ بِفِنائِکَ، عَبدُکَ بِفِنائِک، عبیدُکَ بِفِنائِک، عَبدُکَ فِداک» تمامش بمیرم برایت، فدایت بشوم، آدم به خدا نگوید میمیرد، اگر عشقش را پای خدا نریزد، میمیرد، اگر عشقش را پای اهل بیت نریزد میمیرد.@به رابطه بدنی احتیاج دارد، شما الان بگو برو بایست حرم را زیارت بکن از آنطرف برو بیرون، میگوید نه من باید بروم ضریح را بغل کنم، در و دیوارش را بغل کنم، این دیوارها را ببوسم، درست هم هست، چون این که با گچ و خاک و گِل کار ندارد.@این سنگ اگر در یک ساختمان دیگر باشد، از همین سنگ، از همین کارخانه، همان سنگ را نصف کردند نصفش را در حرم گذاشتن، نصفش را هم یک کسی برده در خانه خودش گذاشته هیچ کس نمیرود آن را ببوسد، این سنگی که شما داری میبوسی چون این روح به این تعلق دارد تو داری با بوسیدن آن او را میبوسی، با این آجر و ضریح کاری نداری.@انسان به رابطه بدنی احتیاج دارد، به حرف زدن، به راه رفتن، به چسبیدن، به بغل کردن، به بوسیدن، به بکار بردن کلمات، به شعر گفتن، به غزل گفتن، به قصیده گفتن، دائماً احتیاج دارد که پای معشوقش زبان بریزد.@چطور برای معشوق مادیت میریزی، چطور 40 دفعه مینشینی راجع به این تلفنت، راجع مُبلت، راجع به پرده، آنهایی که جمادی هستند اینطوری هستند، وقتی حرف میزنند دائم احتیاج دارد بگوید، این روسری اینطوری، این انگشتر اینطوری، این ساعت اینطوری، این موبایل اینطوری، این لوستر اینطوری، چون نگوید میمیرد، معشوقش هست.@آنهایی که گیاهی هستند، یک طور دیگر است، دائم در مورد غذا و شکم و مزه و طبع و سس و ادویه و گوشت و خورشت و کباب میخواهد حرف بزند، آنهایی که حیوانی هستند، شاخههای مختلف حیات حیوانی راجع به آنها حرف میزنند خسته هم نمیشود، چون در این شأن هست.@آنهایی که علمی هستند راجع به علم و دانش و درس و فرمول و قواعد و کشفیات و اختراعات و اینها، ولی آن که انسان است حرفهایش، ذکرهایش «مَن أحَبَّ شيئاً لَهِجَ بِلِسانَه» اگر کسی چیزی را دوست داشته باشد زبانش مشغول یاد آن است، حرف راجع به آن میزند، ذکر راجع به او میکند عشق اینطور است.@لذا ما چرا به صلوات احتیاج داریم؟ چون صلوات نباشد عشق انسان نابود میشود، صلوات نباشد انسان نمیتواند تخلیه بکند، بعد هم صلوات حس خانوادگی است، صلوات فقط اهل بیت نیستند.@شما در جریان صلوات وقتی طرف گفت «الَّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأهلِ بِيتِهِ» امام صادق فرمود «ضَيَّقْتَ عَلَيْنَا» تنگ گرفتی، صلوات را اینطوری نفرستید، گفت چطوری بفرستیم؟ فرمود صلوات را اینطوری بفرستید «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» که آل محمد خود شما هستید.@صلوات خیلی شور در آن هست، خیلی انرژی دارد، خیلی قدرت دارد، خیلی عشق هست، چون شما در صلوات خودت و اهل بیت را با یک خانواده میبینید در یک قالب میبینید و بعد حالا برای خودت و آبا و اجداد خودت درود میفرستی آن هم از خدا درود میخواهی.@یعنی میگویی «اَللَّهُمَّ صَلِّ» خدایا تو به من و اهل بیت و به ما و اهل بیت خودت را یکی میکنی، صلوات خیلی معنا دارد، خیلی این صلوات قشنگ است، یعنی شما در صلوات یک نگاه ویژه از طرف خدا برای خانواده آسمانیت و خودت با هم میخواهید.@بروید آثار صلوات را مطالعه کنید ببینید چه اتفاقاتی در کلمه صلوات هست، خدا رحمت کند آیتالله بهجت را میفرمود اگر شما بدانید با یک صلوات در برزخ چه اتفاقی میافتد، چه تحولاتی در نظام برزخی و ملکوتی انسان میافتد، صلوات معجزه میکند.@اگر ما صلوات را از زندگیمان حذف بکنیم، خشکیده میشویم، بیروح میشویم، بیمزه میشویم، ارتباطمان با غیب از دست میرود، مثل اینکه به یک مادر بگویی که دیگر قربان و صدقه بچهات نرو، او را نبوس، ببین چه اتفاقی میافتد، به مادر بگو بچهات را نبوس، با او حرف نزن، فقط او را بزرگ کن.@صلوات اینقدر برای حیات معنوی و انسانی انسان لازم است لذا شخص تمام دلشورهاش این است که مبادا صلوات از من گرفته بشود مبادا از دهان من بیفتد، بعد ما میرویم زندگیمان را بررسی میکنیم، میبینیم هزار و یک جور نکبت افتاده در مسائل مادیمان، بدنمان، مریضیمان، مسائل روابط زناشویی، خانوادگی.@