جلسه 014 - صهیونیسم‌شناسی در قرآن
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
12
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - صهیونیسم‌شناسی در قرآن

صهیونیسم شناسی در قرآن؛ جلسه چهاردهم 03/12/1402

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین‌ و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و درود و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحث مان درباره شناخت دشمنان است. جلسه گذشته به خاطر اینکه روز صحیفه بود، ما بحث دشمن شناسی را فقط از طریق صحیفه دنبال کردیم و جایگاه استفاده از قدرت الهی را در برخورد با دشمنان توضیح دادیم: «وافرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و نصرنا علی القوم الکافرین» این دعای اهل توحید است که از خدا قدرت و صبر می خواهند و ثبات قدم می خواهند که لغزش نداشته باشند در مقابل دشمن، ریزش نداشته باشند، شکسته نداشته باشد و یاری می خواهند علیه کفار. این دعای اولیا خداست در برخورد با دشمنان. ما هنوز خیلی بحث ما الان فقط داریم بحث هایی که کردیم در این یازده دوازده ساعت برای این است که مثلا دشمن روحیاتش چطور است. باز هم کار دارد این. یک چهارم قرآن در مورد شناخت دشمن است و روش های برخورد با آن. اگر کسی این را بلد نباشد، هر چقدر آدم خوب و عالم و مقدسی باشد، درنهایت در دام دشمن می افتد حتما و فتنه ها و آسیب هایی که دشمن برای انسان درست می کند، به او صدمه می زند. در رابطه با روحیات آنها بارها گفتیم که آنها یک کینه و دشمنی زیادی با خود خدا دارند اصلا. به خصوص بعد از اینکه طمع داشتند که پیغمبر آخر الزمان از آنها باشد؛ یعنی از نسل اسحاق باشد اتفاق نیفتاد پیامبر آخرالزمان را خدا از نسل اسماعیل مبعوث کرد این کینه شدید که آنها گرفتند از خدا و از جبرئیل که چرا جبرئیل برای این آورده پیام را و میکائیل و فرشتگان کلا داستان کینه آنها، دشمنی آنها با فرشتگان هم در قرآن بارها آمده. بنابراین اینها بعد از اینکه فهمیدند پیامبر، تا قبل از آمدن پیامبر می گفتند به زودی پیامبر آخرالزمان می آید ما به ایشان ملحق می شویم تمام دشمنانمان را نابود می کنیم. «فلما جائهم ما عرفوا کفروا به» یعنی همانی که می شناختندش وقتی آمد؛ چون نشانه هایش را که می شناختند اینها که این چه کسی است که دارد می آید،ب ا اینکه می شناختنش کفر به ایشان ورزیدند، دقت کنید با چه دشمنی رو به رو هستیم، این دشمنی که با خدا درگیر است که خدایا تو چرا من ما را در نظر نگرفته ای، منیت من را در نظر نگرفته ای. انسان جایی با خدا درگیر می شود که خدا من های چهارگانه اش را فشار می دهد، لج می کند با خدا، یا من جمادی یا من گیاهی یا من حیوانی یا من عقلی. آن جایی که خدا یکی از این من ها را به نفع من اصلی فشار می دهد، انسان ها کینه می کنند با خدا. یا با اهل بیت یا با مربی شان یا با استادشان یا با هر کسی می افتند به جنگ کردن؛ یعنی در مقدمه چهره ها ما چقدر علمای بزرگ، آدم های خیلی برجسته ای، یاران پیغمبر یاران، آن جایی که من زمینی شان من دنیایی شان آسیب دید با امام برخورد کردند با پیغمبر رو به رو شدند و این خیلی خطرناک است. فکر نکنید ماها اینجوری نیستیم یا مثلا بزرگان زیادی بودند که این اتفاقات برایشان افتاد. آدم باید پناه ببرد به خدا که یک موقعی اینجوری نشود. جایی که حکم خدا با من او سازگاری ندارد به شیرینی بپذیر. درگیر نشود با خداوند تبارک و تعالی. برای همین یک چنین آدم هایی دیگر به هیچ نوع امیدی نیست. کسی که با خدا درگیر است، به خدا می گوید بیخود کردی این کار را کردی به پیغمبر هم همین طور به جبرئیل هم همین طور. شما باید ماهیت ما را در نظر بگیرید آنها هم زیر بار عیسی نرفتند با عیسی درگیر شدند توطئه قتلش را کشیدند. با پیامبر کنار نیامدند و با همه چیز با قرآن با مومنین این کینه رو دارم همیشه این کینه را دارند همیشه الان هم شما می‌بینید همه دنیا ما بالای هزار تا قطع نامه علیه اینها در سازمان ملل وتصویب شده، یک عددش را عمل نکردند. همه دنیا الان می‌گویند این جنایت است نسل کشی است. می‌گویند هیچکس نمی‌فهمد اصلاً. حتی یهودی‌های خوب و مومن الان علیه دارند تظاهرات می‌کنند می‌گویند شما دروغ می‌گویید که خداوند این حرف‌هایی که زدید ما مأمور خدا هستیم و از طرف خداییم و فلان دروغ است. اصلا با متن کتاب آسمانی ما نمی خواند. شما برای خودتان یک چیزی درست کردید. همان یهودی ها را هم می کشند. یعنی اصلاً برایشان مهم نیست یهودی، مسلمان، مسیحی، هیچکس فقط حزب ما فرقه ما و نژاد ما همین. بنابراین ما با کسی روبرو هستیم که اوج نفهمی است. شما از آن نمی‌توانید توقع رحمانیت، رحیمیت، فهم، عقلانیت، انصاف، شرافت، رأفت، هیچ چیز ندارند. دیگر برخوردی که الان دارند در دنیا می‌کنند با همه مخالفانشان، و با این فلسطینی‌ها آدم می‌فهمد که این‌ها هیچ نوع منطقی ندارند. قرآن هم این را بارها به ما گفته که در برخورد با آنها شما توقع که این‌ها بیایند مذاکره بکنند، بفهمند، یک جا کنار بیایند، قانونی بگذارید، این‌ها قانون را رعایت بکنند نداشتند از این‌ها. به هیچ چیزی وفادار نیستند. به هیچ چیز. آیه داریم که این‌ها در قیامت هم که هست به خدا می‌گویند تو اشتباه کرده‌ای. در قیامت نه اینجا. اینقدر اینها لجباز و عنود هستند. ببینید برای تان بخوانم سوره بقره آیه 75: « افتطمعون ان یومنوا لکم» سوال می کند خدا؛ آیا شما «افتطمعون ان یومنوا لکم» طمع دارید که اینها به شما ایمان بیاورند شما را قبول کنند. «و قد کان فریق منهم» -نمی گوید همه شان ببینید قرآن چقدر انصاف دارد-نمی گوید همه یهودی ها. خدا تفکیک می‌کند مسیحی‌های خوب، مسیحی‌های بد، یهودی‌های خوب، یهودی‌های خوب هم داریم. بیشترین تظاهرات را دارند می‌کنند برای اسرائیل به نفع فلسطینی‌ها. خودشان می‌آیند پرچم اسرائیل را آتش می‌زنند یهودی‌ها. پرچم فلسطین را دستشان گرفتند منصف هستند می‌گوید «و قد کان فریق منهم» یعنی در قضاوت می‌گویند همه ترک‌ها همه لرها همه دنیا همه کاشانی‌ها همه تهرانی‌ها همه افغانی ها وقتی اینجوری حرف می‌زنی یعنی تو انصاف نداری. کفر داری می‌گویی اینجوری این کار غلطی است. همه فلان‌ها همه زن‌ها همه مردها این کار خیلی غلطی است. قرآن ببین دارد راجع به دشمنان خودش صحبت می‌کند و کسانی که به خدا ایمان نیاوردند. از بین آنها که ایمان نیاورده‌اند به خدا باز خدا می‌گوید اینجوری است: «و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله» قشنگ کلام خدا را می‌شنوند و یقین هم دارند که درست است. اول کلام خدا را می‌شنوند «یسمعون کلام الله» دیگر چه؟ «ثم یحرفون من بعد ما عقلوه»؛ یعنی بعد از آنکه خوب تعقلش کردند، فهمیدند که خدا دارد چه می‌گوید و چه منطقی دارد خدا، با شما هم همین جوری هستند؛ یعنی شما می‌نشینی با آنها بحث می‌کنی، شکستشان می‌دهی، قانعشان می‌کنی بعد از اینکه قانع شدند؛ یعنی در واقع حرفی نداشتند تازه می‌گویند حالا باید خون این را بریزیم ما. چون بالاخره این استدلال علیه ما است. مهم نیست حق است یا باطل. خوب دقت کنید من دارم الان زیرساخت‌های بحث فرهنگی را می‌خواهم پروتکل‌هایشان را برایتان بخوانم. اصلاً این‌ها حق و باطل برایشان مهم نیست. برای آنها چه چیزی مهم است؟ نفسانیت خودشان. «افکلما جائکم رسول بما لا تهوی انفسکم» اگر یک پیغمبری که شما خوشتان نمی آید از او ولی از طرف خدا هست، از طرف خداست! اگر پیغمبری می‌آید از طرف خدا می‌کشند یا تکذیب می کنید؟. خیلی حرف است آدم پیامبر خدا را بکشد بگوید از سر راه ما بردارش. این سیاست که الان شما می‌بینید همین است مثلاً حتی پشیبان‌های این‌ها مثل آمریکا و کسان دیگر می‌گویند اینجوری نباید تو آدم کشی بکنی. چیزی به اسم سازش، حرف زدن کنار آمدن ندارند. همه باید نابود شوند. همین همه باید نابود شوند. هر که با ما لج است باید نابود شود. ریشه همه شان را بکنیم. مصاحبه‌هایشان را دیروز امروز همه پخش شد. بچه‌ها هم باید کشته شوند. بچه ها هم حق ندارند زنده باشند. همه باید کشته شوند. همه باید نابود شوند. فهم اینها این است. می گوید پیامبری را که دوست ندارید یا می کشید یا تکذیب می کنید. حالا نگاه کنید «ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون» یعنی در حالی که می دانند دارند چکار می کنند، کلام خدا را دارند تحریف می کنند. ببینید چند تا فعل خدا نسبت داد به این‌ها! یکی «یسمعون» میشنوند. چه چیزی را؟ کلام خدا را، می‌شنوند یسمعون. دیگر چه کار می‌کنند؟ «یحرفونه» تحریفش می‌کنند؛ یعنی یه کاری می‌کنند که تو آنجوری که حق است نفهمی. بالاتر از این‌ها در تحریف آدم وجود ندارد؛ یعنی یک کاری می‌کنند روزت را بگویی شب است. یه کاری می‌کنند شبت را بگویی روز است. خوب دقت کنید که این‌ها در کار فرهنگی چقدر استادند. کلام خدا را می‌شنوند تحریفش می‌کنند «من بعد ما عقلوه» تعقلش هم کردند؛ یعنی خوب فهمیدن است نه اینکه نفهمند؛ «و هم یعلمون» درحالیکه می‌دانند هم دارند چه کار می‌کنند. خودشان می دانند دارند چکار می کنند. ببینید چه کسانی را خدا معرفی می کند. نفس اینقدر خطرناک است. نفس وقتی می‌افتد روی لجبازی با خدا یک جایی خدا پا بگذارد روی دم نفس اگر پناه نبری به خدا با خدا،با خدای خودت درگیر می‌شوی. توحید یعنی این دیگر. توحید یعنی بگویی سبحان الله و الحمدللهو لا اله الا الله والله اکبر. این تمام توحید است؛ یعنی بدانی معشوقت در همه شام این معشوق است. «سبحان الله» او منزه است معشوقت. «والحمدلله» یعنی هیچ کس از خودش هیچ چیزی ندارد یعنی هر چه کمال و خوبی دارد مال خداست ما از خودمان هیچ چیز نداریم که دنبال تعریف و تمجید از خودمان باشیم. هر کس هر چیزی دارد مال خداست. از خودش چیزی ندارد. بنابراین وقتی می‌گویی «الحمدلله» خودشیفته نمی‌شویم. عجب نمی‌آید سراغت. اگر از تو تعریف کردند در روحیه ات اثر بدی نمی گذارد. چون می دانی هر که دارد از تو تعریف می کند، تعریف حقیقی نیست.‌ تو هیچ چیز از خودت نداری. برای همین وقتی کسی از تو تعریف می‌کند باید بگویی: الحمدلله. هیچ چیزش به من نمی‌چسبد الحمدلله. هیچ چیزش به من نمی‌چسبد. من هیچ چیزش مال خودم نیست که دارم پز می‌دهم. من چه دارم خودم مال من است. فکر و هوش و حافظه است، تقواست، علم است، قوت است، قدرت است. همه را که او داده به من. پس من الان برای چه فکر کنم از بقیه بهتر هستم. الان چطور می توانم فکر کنم. چیزی مال خودم نیست به خودم انتصاب بدهم. بعد بگویم من از قوی ترم من از همه بالاترم من از همه بهترم. این دروغ است. «ولا اله الاالله» لا اله الا الله یعنی معشوق و دلبر حقیقی غیر از او نیست پس مواظب باش بخاطر این چهار تا معشوق با معشوق اصلی درگیر نشوی. تمام بدبختی انسان همین است. این داستان را من از امام سلام الله علیها آیت الله گلپایگانی سلام الله علیها از این دو بزرگوار شنیدم. می‌گویند رفتم بالا سر یکی از بزرگان مریض شده بود داشت می‌مرد این آدم خیلی بزرگ بود رفتیم مثلا سر بزنیم دلداری به او بدهیم. گفت هر کاری کردیم بگوید اشهد ان لا اله الا الله نگفت. آدم اینجوری می شود. آدم یک موقعی لج می‌کند با خدا این طوری می شود. گفت خدا خیلی ظالم است. من الان تازه خانه ساختم زندگی تشکیل دادم می‌خواهم با بچه‌هایم و نوه‌هایم زندگی می‌خواهد من را الان جدا کند ببینید این اصلاً این عالم بزرگ هیچ وقت با اینکه علمش خیلی بوده، به همه هم درس می داده، اما به معنای واقعی هیچ وقت الله الهش نبوده. مگر می‌شود بخواهد برود پیش اله اش ناراحت شود. الان این دختر، پسر، شما شب عروسی به او بگو: بابا جان امشب به خاطر من که بابای تو هستم مادر تو هستم، همین امشب به خاطر من که پدرت هستم مادرت هستم زحمت کشیدم و این‌ها امشب پیش عروس نرو. با خودمان باش. به دختر بگویند امشب پیش داماد نرو پیش ما باش. قبول می‌کند؟ هیچکس هم قبول نمی کند. می گوید نوکرتان هستم الان باید بروم پیش عروسم پیش دامادم. می‌شود آدم وقتی می‌خواهد جانش در بیاید از این از این دنیا می‌خواهد برود از خدا ناراحت باشد. چرا من سرطان گرفتم؟ چرا من الان باید جدا شوم از آنها که دارم؟ پس یک عمر دروغ گفتی او اله ات است. چه کسی ملاقات با خدا را خوشش نیاید و ترجیح بدهد با معنای قلابی اش با معنای غیر حقیقی اش زندگی کند دروغ است دیگر. این عالم با اینکه عالم است فقیه است؛ اما آخر عمر هیچوقت الله اله اش نبوده. برای همین به جای اینکه خوشحال باشد که دارد می رود پیش اله اش پیش خانواده آسمانی اش می گوید خدا خیلی ظالم است دارد مرا از زن و بچه ام تازه خانه ساختم بنایی کردم خانه ساخته‌ام می‌خواهد مرا از این خانه جدا کند از این زندگی جدا کند می‌گویند هرچه حرف زدیم با ایشان به او گفتیم آخر هم با بغض خدا از دنیا رفت. آن وقت داش صادق ما را می شناسید در همین کلاس که پیش همه‌تان بود. جوان، چند تا بچه، خانم، آرام. برادرش زنگ زد گفت استاد به داد صادق برس. دکتر گفته چیز. می‌ترسم اینطوری. گفتم: صادق را من می‌شناسم اینجوری نیست گفت حالا شما زنگ بزن به او،زنگ زدم به صادق دیدم صادق دارد می‌خندد در بیمارستان. گفت سلام استاد چطوری خوبی، گفت این خانواده ما را همینجوری ترس برشان داشته. حالا فکر می‌کنند من اگر حالا بمیرم چه می‌خواهد بشود مگر غیر از این است که من می‌خواهم بروم پیش همین را به من گفت غیر از این است مگر می‌روم پیش مادرم فاطمه زهرا. چون سرطانش یک هفته‌ای بود؛ یعنی یک هفته‌ای عود کرد یک هفته‌ای هم کشتش. همین دو کلمه را به من گفت. گفت: من می‌خواهم بروم پیش پیامبر می‌خواهم بروم پیش حضرت زهرا. این هم داداش صادق کارگر ما، آن هم آن مرجع ما. ما با یک چنین جانورانی طرف هستیم. آدم وقتی می‌گوید جانور به همه جانورها قیامت جواب بدهد. نمی‌شود بگوییم با چنین خرهایی با چنین گاوهایی با چنین سگ‌هایی. چون قیامت همه گاوها و خرها و سگ ها بهشت می‌روند. فردا یقه ما را هم می‌گیرند می‌گویند شما چرا دشمنان خدا را به ما تشبیه کردید. ما چون عبادت‌هایمان را انجام می‌دادیم. سگ می‌گوید من همیشه سر وقت عبادتم را انجام دادم، عبودیتم را انجام دادم.گربه همین را می گوید. گاو همین را می گوید. چرا گفت اینها نمی دانم. چی بگوییم. موجودات وحشی. چه بگوییم به اینها. اینها اینجوری هستند پس اینها استاد تحریف هستند.

یکی از کارهایی که اینها می کنند خودشان را در جامعه اسلامی هم رنگ جامعه اسلامی می کنند. حالا می خواهم برای تان چه بحثی را بگویم؟ نفوس. چندین آیه داریم که اینها برای این که بتوانند جامعه اسلامی را نابود کنند به یک گروهی می گویند شما همه تان بروید مسلمان بشوید؛ اما همه یک جور مسلمان نشوید. بعضی های تان بروید بگویید ما اسلام را فهمیدیم، شناختیم، مسلمان شدیم. بعد بروید چکار کنید؟ بعد بروید بگویید: نه بابا ما رفتیم مسلمان شدیم دیدیم اسلام دین خوبی نیست برگشتیم. برای اینکه روحیه مسلمان ها را ضعیف بکنید بقیه بگویند اینها مسلمان هم شدند رفتند تحقیق کردند، مسلمان شدند. یک گروه این را انتخاب می کنند. می گویند: «آمنوا بالذی» آیه قرآن است. می‌گویند ایمان بیاورید به آنها دستور می دهند بزرگانش به آنچه که مومنین ایمان آوردند شما ایمان بیاورید می گویند ما ایمان آوردیم مسلمان شدیم. «اشهد ان لا اله الا الله» همه را بگویید و بیایید مسلمان شوید. بعد در جامعه اسلامی بروید ولی بعد بگویید اصلا به درد نمی خورد. مسلمان هم شدیم ولی اسلام چقدر چیزهای بدی دارد روحیه بقیه را، یکی اینکه روحیه خود مسلمان ها را ضربه می بیند هر کس را که می خواهد بیاید در این دین چیست؟ می گویند ما رفتیم مسلمان شدیم اصلا هیچ چیز فلان و فلان بد گویی بکنید. این ترفندها را دقت کنید.

یک) کار فرهنگی اینجوری: ایراد گرفتن از اسلام، ایراد گرفتن از دین، از پیغمبر، از اهل بیت، از قرآن، از همه چیز تا روحیه مسلمان ها خراب شود.

دو) به یک عده به آنها گفتند شما مسلمان شوید و بمانید. مثلا اسم های مسلمانی انتخاب کنید. در تشکیلات اینها حضور داشته باشید، نفوذ بکنید ،در عالی ترین درجات برسانید، در حوزه هایشان بروید، در دانشگاه هایشان بروید، به مساجدشان بروید، مسئولیت هیئت هایشان را قبول کنید، بروید مثلا صندوق قرض‌الحسنه بزنید، کار خیریه بکنید، در بسیج شان بروید، در سپاهشان بروید. حالا اینکه برای الان ماست. همه جا هستند. ما حتی کسانی داشتیم این را در دنیا اصطلاحا به اینها می گویند "دنبه" اینها یهودی هایی هستند که می آیند مسلمان می شوند. چکار می کنند؟ اینها می آیند تا اعماق جامعه اسلامی در همه جا حضور دارند: در حوزه علمیه هستند، لباس می پوشند، امام جماعت می شوند، دعا برقرار می کنند، مجلس می گیرند، پول خرج می کنند، شام می دهند که اصلا شما نمی توانی بفهمی شخص یهودی نفوذی است. اصلا نمی توانی بفهمی. کتاب می نویسند. ما الان کسانی داشتیم کتاب هایشان قشنگ من یادم است کتاب آموزش دین داشتند راجع به قرآن راجع به اهل بیت راجع به چیزهای دیگر؛ بعدا لو رفتند که ای بابا اینها همه شان نفوذی بودند. هست، هنوز هم هستند. یک تعدادشان شناسایی شدن.د یک تعدادشان هنوز هستند، همه جا هم هستند. در همه جا،اینها وجود دارند و حتی عالم می شوند درس می خوانند؛ اما با همان درس خواندن و آیات و روایات شان می خواهند ریشه دین را بزنند. مردم را به دین بدبین می کنند، اینها استاد این کار هستند. از همه ابزار هم استفاده می کنند. این را من گفتم شما حواس تان باشد یعنی چه،یعنی وقتی می گوییم نفوذ می کنند از قرآن، از دعاها، از نهج البلاغه. من کسانی را می‌شناسم در بین این‌ها که نهج البلاغه را حفظ هستند قرآن را حفظ هستند. دعای کمیل را حفظ هستند. ظاهر عبادی شان از خیلی از ماها بالاتر است. حرم هایشان بیشتر است، عبادت شان بیشتر است، نمازشب بیش تر می خوانند. حالا اخیراً دیدید که آن‌هایی که لو رفتند شناسایی شدند، فرار کردند از ترس اینکه دستگیر شوند آن طرف رفتند جفتک می اندازند. حالا می گویند ما اینقدر سال تا معاون وزیر رفتیم تا مدیر کل فلان نفوذ کردیم کلی از قوانین را خراب کردیم، تعارض ایجاد کردیم تا مردمشان عصبانی شوند ناراحت شوند. فساد، گرانی، بدقولی اذیت مردم قوانینی که بالاخره لج در می آورد چقدر ما آنجا در این شرکت ها، ادارات، بانک ها، وزارت خانه ها، مسلمانان اذیت کردیم. خودشان می گویند الان که رفتند آن طرف مصاحبه آزاد می کنند می گویند ما این کارها را کردیم‌. تا مسئولیت‌های بزرگ اقتصادی را هم در این کشور گرفتند. فرمانده نیروی دریایی ایران فهمیدیم کمونیست است یک جاسوس شوروی است. ولی به کجا رسیده؟ به فرمانده نیروی دریایی ما رسیده. ۴۰ سال است یک عالم آدم‌های اینجوری تربیت کردند. یک عالم از خارج به آنها مدرک دادند، استاد دانشگاهشان کردند، مدارک عالی علمی به آنها دادند، آموزش دیدند که قشنگ اینجا بیایند به اسم استاد دانشگاه، معاون وزیر تا همه جا رفتند. اینها یک کاری کردند که بعضی از ریئس جمهورهای ما همه حرف های آنها را می زنند. وزرا همین طور، نماینده مجلس همین طور، مدیرکل ها همین طور بازیگرهایمان، فوتبالیست هایمان، همه‌. خوب دقت کنید که این‌ها چه شبکه وحشتناکی دارند. یکی از کارهایی که می کردند، می گوید اینها حالا آیاتی را می نوشتند می گفتند این‌ها آیات خداست .تحریف اینجوری است. کتاب هایی را می نوشتند می گفتند اینها این کتاب تورات است این انجیل است. مردم بنده خدا می خواندند اینها را. فکر می کردند که این به این سبک نوشته شده به این شکل نوشته شده گفتم برای تان یک جوری قرائت می کردند این را فکر می کردی دارد قرآن می خواند.دارد واقعا قرآن می خواند دارد واقعا تورات می خواند؛ در حالی که نه، شر و ور می گوید با لحن قرآن با لحن. یک موقعی طلبه ای به او گیر داد یک کسی در خدا رحمت کند آقای مجتهدی را، روحش شاد طلبه ای به او گیر داد در اتوبوس گفت حاج آقا شما می گویید ریش تراشیدن حرام است در قرآن است؟ کجای قرآن؟ بعضی ها همین جوری می گویند. با اینکه قرآن می گوید احکام کلیاتش را ما داریم معصومین احکام ریز را بیان می کنند «انزلنا الیک الذکر لتبین لهم ما نزل منه» ما ذکر را بر تو نازل کردیم تا تو تبیینش کنی،الان مثلا در قرآن چند رکعت نماز داریم. دو رکعت سه رکعت داریم؟ نه.

احکام روزه داریم؟ خیلی کم. احکام حج داریم؟ خیلی کم. خطبه عقد داریم خطبه طلاق داریم خطبه ازدواج داریم؟ نه‌. این ها مال کیست؟ از کجا آمده در دین ما؟ احکام نماز احکام وضو نمی دانم خیلی چیزهای دیگر. این کار معصوم است. آن که قرآن می گوید آنکه معصوم قرآن تاییدش می کند که این معصوم همه قرآن را می داند. آن بر اساس کتاب الله احکام فرعی می دهد. گیر داده بود؟ این هم گفت آره. کجاست آیه؟ آیه اش را بخوانید گفت من تراش الریش فهو حرام. او هم گفت آیه را خواند دیگر درست است. ما در عربی ریش نداریم اصلا ما. در فارسی می گوییم ریش. او هم همین را می خواهد. خیلی از مردم همین سادگی را دارند. خیلی از مردم همین سادگی را دارند؛ یعنی یک مشت چیزهایی را می سازند می گویند آیه قرآن است .خدا شاهد است من دیدم دیگر طرف نوشته این آیات الهی است این هم روایت است همه اش هم دروغ است. رسول الله, گفته امام صادق گفته امام باقر گفته نمی دانم حدیث قدسی است.آیه قرآن است ولی اصلا اینجوری نیست. خدا شاهد است من به همین قرآن بعضی از مقالات اینها را خواندم، می‌بینم سه تکه را از سه جا قرآن به عنوان یک آیه سر هم کردند. می‌گویند این آیه برای آیه قرآن است، بعد نگاه می‌کنی می‌بینی یکی از آن آیه برای یک سوره دیگر است. یک آیه مال یک جای دیگر است چسباندن به هم می‌گویند آیه قرآن است. مردم هم این‌ها را باور می‌کنند. در تحریف در ذهن مردم را خراب کردن استاد هستند.

حالا نگاه کنید «فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم» آیه چند است؟ ۷۹. وای بر کسانی که کتاب را می‌نوشتند با دستانشان «ثم یقولون هذا من عندالله» می گویند از طرف خودشان یک چیزی می‌نوشتند. بعد می‌گفتند این آیه خدا است من عند الله خدا این را نازل کرده. «لیشتروا» چرا؟ آن مسائل اساسی اینها «لیشتروا به ثمنا قلیلا» تا با آن پول در بیاورند. «فویل لهم مما کتبت ایدیهم» وای بر اینها از آنچه که دستشان نوشت «فویل لهم مما یکسبون» وای بر اینها از این کسب خوراکی که دارند. از این حرامی که دارند می‌خورند وبه دست می آورند. خدا هست ببینید چطور از دست این‌ها فریاد می‌کشد.«فویل» ببینید الان شد چه ۳ تا ویل در یک آیه. ویل بدترین جای جهنم است. سه ویل در یک آیه. این‌ها چقدر وحشتناک هستند. چقدر وحشی هستند که خدا سه بار به این‌ها می‌گوید: ویل ویل ویل.«و قالو لن تمسننا النار الا ایام معدودات» ما اصلاً جهنم هم نمی‌رویم اولاً اگر خدا خواست ما را جهنم هم ببرد خیلی محدود است جهنم ما،ما همه مان بهشتی هستیم. آیات دیگری هم دارند، خیلی این جا. سوره بقره پر است از شخصیت شناسی این‌ها. هر کس می‌خواهد این‌ها را بشناسد زیاد است. مثلاً «و قالو لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصاری» هیچکس بهشت نمی‌رود مگر اینکه یا یهودی باشد یا مسیحی. اصلاً مسلمان‌ها همه جهنمی هستند. هیچکس نمی‌رود. فقط یهودی و مسیحی بهشت می‌رود. آن جای دیگری بود برایتان خوانده‌ام.

حالا اینجا را نگاه کنید. اصلاً جهنم‌ها عذابی نداریم ما جز یک ایام خیلی معدود «قل اتخذتم عند الله احدً» بگو مگر شما گلی از خدا گرفته‌اید که جهنم نروید. چه وقتی خدا کی گفته که من شما را جهنم نمی‌برم. ما اصلاً جهنمی نمی‌شویم. بهشت همه‌اش مال ماست.

خواهش می‌کنم حتما، آنهایی که علاقمند هستند و مهم است برایشان یک وقتی بر سوره بقره بگذارند، فوق العاده است. فوق العاده است. بلاهایی که سر موسی آوردند، بلاهایی که سر عیسی آوردند، کشتار انبیا، تکذیب انبیا، استکباری که دارند، بددهنی‌ها و فحاشی‌ها که به پیغمبر می کنند، مسخره کردن آیات خدا. این‌ها همه را من دارم از رو برایتان می‌خوانم. زیاد است. حتماً این آیات را در بقره بخوانید.

سراغ پروتکل‌هایشان برویم. پروتکل ۲ قسمت 5:

«بگذار غیریهودی‌ها، خود را با اصولی که ما به نام علم به آنها دیکته کرده‌ایم، سرگرم کنند» این را خواهش می‌کنم خیلی دقت کنید. بسیاری از کتاب‌های درسی که الان مردم دارند لیسانس می‌گیرند ارشد می گیرند دکتری می گیرند در تمام رشته ها نوشته اینهاست؛ یعنی شخص فکر می کند دکتر است واقعا، فکر می کند علم یاد گرفته؛ در حالیکه نمی دانند آن مقاله علمی که دارند به او می دهند، پژوهش‌های هاروارد است، پژوهش‌های برکلی است پژوهش‌های فلان جا فلان جا،این بیچاره هم فکر می‌کند راست است دیگر، می‌خواند در دانشگاه می گوید می خواند. پس باید برای این کار این دارو را تجویز کنید این کار این کار یک نمونه اش مثلا بچه هایی که با هر بچه باهوشی که در کشور های اسلامی رو به رو می شوند، اولین چیزی که می گوید این چیست؟ بیش فعال است و باید برود مواد مخدر تزریق کند؛ یعنی یا ریتالین می دهند. بچه نابغه ما را همه را انگ بیش فعال می زنند. دکتر هم خودش نمی‌داند که عامل دست آنها است. علمی است که برایش ساختند و به آنها دادند. روانپزشکش روانشناسش به آنها دادند. می‌گویند ما خودمان اصول را یاد می‌دهیم تئوری‌های خودمان را. این‌ها فکر می‌کنند عالم هستند اگر لیسانس ارشد دکترا دارند واقعا درست است. حتی در نظام پزشکی هم اینطور است یعنی در نظام تجربی هم الان اینجوری است. علوم تجربی که الان یک چیز کاملا شفاف هستی شناسانه و خارجی است؛ ولی آنقدر مقالات قلابی در علوم تجربی به مردم دادند -حتما این فیلم را که می گویم نگاه کنید، بروید حتما در اینترنت یا در تلوبیون، در تلوبیون بزنید این را این را هر چقدر وقت بگذارید ارزش دارد. یک فیلمی هست مجموعه مستند به نام "زد"- ببینید این‌ها در بخش دارو چه بلاهایی سر دنیا آوردند. چقدر داروها را الکی داروهای سرطان زا، داروهای عقیم کننده. داروهایی که نیروهای جنسی مردان و زنان مسلمان را نابود می‌کند، عقیمشان می‌کند، میل‌هایشان را از بین می‌برد و انواع سرطان‌ها. چون ما اوایل انقلاب ۴۰ سال پیش اصلاً این چیزها را نداشتیم در کشورمان. گفتم من خودم وقتی سرطان داشتم بچه‌های ۸ ساله با من شیمی‌درمانی می‌کردند. الان بچه یک ساله سرطان دارد. بچه ۶ ماهه مان سرطان دارد. بعد این‌ها می‌گویند شما الان سرطان گرفته‌ای، آلزایمر گرفته‌ای، بله. حالا الان بیا باید بیایی من به تو بگویم برای آلزایمر و سرطان چکار کنی. این داروها را باید تزریق کنی این قرص‌ها را باید بخوری. بعد فروش میلیاردی داروهایشان -حتماً این مستند را ببینید- مثلا یک استامینوفن که می خواهند بزنند در شهرک شان که درست می کنند یا دیکلوفناک. من یک موقع کمردرد شدید مال جبهه بود داشتم رفته بودم به یک سفر در همان سوئیس خیلی سال پیش مثلا سی سال پیش، بعد کمر درد داشتم. یک دکتر ایرانی آنجا بود. به من گفت که چکار کردی؟ گفتم اینجوری من آسیب دیدم. همین حالا با هم آشنا شدیم. دوست یکی از دوستان ما بود. بعد گفتم این قرص ها را خوردم. قرص های معروفی که برای دردهای استخوانی است. شما الان درد استخوانی بروید در هر داروخانه دیگر مشخص است چه به تو می دهد. بعد خندید گفت داروهای ایران را خوردی. گفتم بله گفت: نه. بعد یک داروی خیلی ساده برای من نوشت برای یکی از مشکلاتم ساده، تو بیا بگذار کنار من بالاترینش هم زدم. گفت نه. حالا تو این را از این جا بگیر بخور.د ر شهرکی که آنها دارند یک دارو را برای هند با یک فرمولاسیون می‌زنند، برای مسلمانان برای شیعیان با یک جور فرمولاسیون می‌زنند همان دارو را، همان دارو است برای آمریکا و اروپا یک جور دیگر می‌سازند. حتی قهوه‌ها، آدامس‌ها، هر چیزی که می‌آید، فرمولاسیونی که قرار است به شیعیان برسد به مسلمان‌ها برسد با فرمولاسیونی که قرار است به یهودی‌ها برسد به بودایی‌ها هندوها برسد، تمام فرمولاسیون متفاوت است. علم را این‌ها دست خودشان می‌بینند. بسیاری از افرادی که در رشته‌های مختلف صاحب دانش می‌شوند دکترا می‌گیرند، فکر می‌کنند دانش کسب کرده‌اند. در همه رشته‌ها. می گویند ما اینها را سر کار می گذاریم که این توهم به اینها دست بدهد. حالا نگاه کنید «روشنفکران غیر یهودی علوم را به صورت. مجزا از هم مورد تحقیق قرار می دهند»، دانش تفکیک شده یاد می گیرند مثلا می گویند تو فقط برو چشم پزشکی، فقط هم در این بخش چشم، تخصصت این است دیگر. آن طرف تر نروی.مثلا برو مثلا فلان رشته همین. به هوای اینکه این تخصص اسمش تخصص است؛ در حالی که شما با یک مجموعه نظام مند روبه رو هستید. نمی گذارند آن بخش را. بعد می گوید که. «و بی آنکه خود متوجه باشند اطلاعات فراوان و نتایج گران بهایی را فراهم می آورند» برای ما سایت می زنند هر که می خواهد تحقیق علمی بکند می گوید تحقیقاتت را بیاور ما تایید علمی کنیم ببینیم تحقیقات علمی است یا نه،همه را خودشان برداشت می کنند بعد آخرش چه؟ «ولی ما آنها را با هم تلفیق می کنیم تا به یک کل دست یابیم». این را نمی گذارند شما بفهمی. اگر بخواهم خوب برایتان توضیح بدهم دو تا خاطره بگویم از پدرم و استادم.

پدر من چند سال سر درد شدید داشت. هر کاری کردیم ما اسکن و دکتر و آزمایش این سردردهایش اصلا خوب نمی شد؛ یعنی دکتر فقط با چه چیزی کار دارد؟ سرت مگر درد نمی کند سرت مربوط به کدام بخش است؟ کاسه سر و مغز دیگر. این دارو را بزن این آمپول را بزن این قرص را بخور این عکس را بگیر. چرا؟ چون پزشک یاد گرفته با جز کار داشته باشد. درحالیکه این بدن چیست؟ یک کل. آخر یک پیرمردی پیدا شد دکتری بود او بلد بود کل یعنی چه همین جوری به پدر من گفت بیا ببینم حاجی دهنت را باز کن، باز کرد، گفت: برو این دندانت را بکش. پدرم رفت دندانش را کشید سردردها همه خوب شد. یک چیزی که ما الان به فکر مان نمی رسد. می گوییم من این جایم درد می کند آن دکتر وارد دست نمی زند به آن جایت، یک جای دیگرت را عمل می کند دست می زند آن خوب می شود. چون می داند آن ربطش به این چیست. استادمان هم همین طور بود ایشان قلب درد شدید و سنگین داشتند و ما هم به ایشان علاقه داشتیم. برایمان مهم بود که مثلا ایشان آسیب نبیند یک طور نشود قلبش هر کاری کردیم نشد و دقیقا همان تجربه که برای پدر من افتاد برای ایشان هم اتفاق افتاد. در نهایت یک پزشکی پیدا شد و گفت: دو تا از دندان های استاد را نشان داد و گفت این دوتا را بکش و قلب درد استاد ما خوب شد.

ما وقتی دندانم درد می کند چشمم درد می کند بله؟ چشمم درد می کند الان خیلی از دکترها دست به چشم نمی زنند که. می گویند این مربوط به سرت است. اینجا باید خوب بشود این چشم هم دردش نمی افتد. مرتبط با همه بدن است. من گاهی وقت ها دردهایی داشتم دردهای بالایی با کسانی که کل بدن را می شناسند رو به رو شدم. بعد می گوید بیا ببینم بعد پای مرا کار می کند درد بالایی ها همه از بین رفت. سرم درد می کند الان قلبم، بیا بیا. کف پایت را بگیرم تمام شد. این مثال را زدم که بدانید این‌ها چه کار می‌کنند. می‌گویند ما همه مردم را وادار می‌کنیم تا جزئی مطالعه کنند. رشته‌های تخصصی را اما خودمان تلفیقش می‌کنیم. از آن یک کل در می‌آوریم.

حالا برویم سراغ چه چیزی؟ این بخش را می‌گویم بس است دیگر. سراغ اینکه بتوانند نگذارند مردم به مکاتب الهی و کتاب آسمانی شان به خصوص مسلمانان اعتقاد پیدا کنند. یعنی شک و تردید ایجاد کنند. می گوید دقت کنید که ما چگونه موفق شدیم با داروینیسم که هنوز هم باز سرو صدایش بلند است، داروین داروین نظریه داروین ما میمون بودیم قبلا آدم نبودیم، انسان از نسل میمون است، «مارکسیست» خودمان طراحی کردیم مارکسیست را یعنی هیچ چیز وجود ندارد همه اش ماده است. نه خدایی نه آفریننده ای نه دینی نه چیزی، «و نیچه ایسم» نیچه ایسم باور می کنید من چند تا طلبه خوب دیدم دیدم این دستش است به او گفتم ببین خواندن این همانا و سقوط تو همانا گفته نه بابا ما می خواهیم مطالعه کنیم فقط گفتم بی موقع داری این کار را می کنی. تو اصلا با مبانی حکمی فلسفی خودمان آشنا نیستی هنوز، هنوز زود است. توحید را مسلط نیستی. نکن این کار را. خدا شاهد است همین کتاب نیچه را خواند بعد از یک مدت نماز را همه چیز را گذاشت کنار. اعتقادش را بخدا از دست داد‌. «داروینیسم مارکسیسم و نیچه ایسم را پر و بال بدهیم که به سادگی می شود به نقش ویرانگر نظریه های بالا روی اندیشه غیر یهود» اینها روی اندیشه یهود اثر ندارد چون یهود ها هیچ کدام اینها را باور نمی کنند. شما یک یهودی سراغ دارید برود سراغ اینجور چیزها. اصلاً اینقدر مسخره است برایشان. مارکسیسم سوسیالیست نیچه ایست داروینیسم اصلا خودشان خودشان درست کردند دیگر. می گوید ما اینها را نظریه های مختلف ایسم ها را میسازیم تا مردم دیگر سراغ خدا دین نروند. صدها ایسم اینها طراحی کردند در دانشگاه های مختلف دنیا، دانشگاه های مختلف دنیا. سر همین مارکسیست ده ها میلیون انسان کشته شدند. هفتاد سال نصف دنیا من می گویم ده ها دارم ملاحظه می کنم. انسان کشته شدند سر همین نظریه های قلابی، چقدر جوان های خود کشور ما در همین کشور گرفتار حزب توده، مارکسیست ها، چپی ها، کمونیست ها فداییان و خیلی چیزهای دیگر. دختر پسر های خوب پاک اینها را آوردند دادند به خوردشان اساتید در دانشگاه کار کردند. اساتیدشان در دانشگاه قتل عام کردند. همین تعبیری که خواندم از آنها، خودشان می گویند؛ می گویند مردم چون گوسفندند ما چون گرگ هستیم. معلوم است داستان پروتکل. معلوم است که وقتی گرگ داخل گوسفندان بیفتد گله چه اتفاقی می افتد. همه گوسفندند غیر از ما. افتادند هنوز هم اساتید دانشگاهی که گرگ هستند زیادند تربیت کردند جذب کردند دانشگاه خارج به اینها دکتری دادند در روان شناسی اقتصاد، مدیریت تعلیم تربیت تعلیم تعلم هنر خانواده روابط بین الملل. پر. به همه دکتری دادند فرستادند اینجا بروید بیفتید به جوان های به جان جوان های شیعه،- تاریخ- از این گرگ ها تربیت کردند. من دکتری دارم من متخصص هستم من درسش را خواندم. کدام درسش را خواندم. همین که اینها نوشته و داده اند و مدرکش را هم خودشان دادند «که به سادگی می شود به نقش ویرانگر نظریه های بالا روی اندیشه غیریهود پی برد». ببینید چقدر از مردم معتقد مسیحی، مسلمان اینها را اینها کشاندند به دام کمونیست و داروینیسم و نیچه ایسم و چیزهای دیگر. زیادند یکی دو تا نیست من خودم پنج سال فلسفه اش را خواندم در دانشگاه تهران، رشته ام بوده اصلا. صدها ایسم دارند اینها همین یکی یک گروه تشکیل می دهد یک ایسم آن یکی ایسم مثلا می گویند من هفتاد درصد با آن یکی خوب هستیم من سی درصد اختلاف دارم آن یکی می گوید من پنجاه درصد اختلاف دارم هی مکتب درست کردند. صدها ببینید دارم می گویم صدها شمارش کردم صدها ایسم اینها درست کردند در دنیا. الان هم همینطور است.

خدا حفظ بکند یکی از اساتید بزرگ مان را در آمریکا می گفت: آنجا دین فروشی است. اصلا می خرند فروشی است می گفت هر روز یک دین درست می کنند/ آنقدر درست کردند در مقابل عرفان های مختلف درست می کنند. عرفان کابالا عرفان سرخ پوستی عرفان اوشو عرفان کریشنا مورتی، عرفان های مختلف عرفان های کیهانی کشور خودمان دارند انواع و اقسام اینها معنویت می خواهند نگذاریم بروند سمت معنویتی که با قرآن و معصوم، خودمان برایشان عرفان درست کنیم،ته این عرفان ها چیست؟ ته اینها روابط آزاد زن و مرد ته این عرفان ها بی نماز شدن بی خدا شدن بی امام شدن مسخره کردن معصوم ته عرفان هایشان همین است. بعد اسمش هم عرفان است؛ یعنی تو می خواهی به معنا برسی، بعد اینها را با دنیای جن آشنا می کنند. اکثرشان جن زده می شوند روانی می شوند دست به خود کشی می زنند. انواع بیماری ها الان هر روز هم چند تایشان را برای ما می آورند. این عرفان حلقه خوانده، این جوری شده الان این اینجوری شده ریخته به هم مثلا توهمات وحشتناک، حالت های وحشتناک درست می کنند به خورد ما می دهند.

دیگر از کارهایی که می کنند؟ پروتکل سوم که دیگر من نمی خوانم این را، این پروتکل دوم بخش هفت بود برای تان خواندم.

پروتکل سوم در واقع بحث اختلاف افکنی است. چه طور ما بتوانیم در بین مسلمانان، شیعیان، حتی علما حوزه های علمیه، ما سبک هایی را ترویج کنیم که علما بیفتند به جان هم، طلبه ها بیفتد به جان هم، مداح ها بیفتند به جان هم، مربی ها بیفتند به جان هم. شیعه و سنی، آن هم نه به یک شکل فرقه های مختلف که هفتاد سال مسیحی ها را انداختند به جان هم مسیح کشی. جنگ داخلی مسیحاینها همه را همین جوری می کشدند، این طرح را برای ایران هم برنامه ریزی کردند با شروع داعش. گفتند سی ساله آن طرف تمام شده حالا سی ساله جنگ داخلی مسلمان ها را رقم بزنیم. شروع کردند که بلافاصله مقام معظم رهبری، علمای اهل سنت را از سراسر جهان دعوت کرد. با آنها صحبت کرد گفت ما باید از همدیگر دفاع کنیم. اینها می خواهند و نقشه اینها را نقش بر آب کرد. والا اینها سی سال طراحی کرده بودند ما بیافتیم به جان همدیگر، داعشی ها را دید که چطورند همه شان هم می گویند ما مسلمانیم، سفیانی ها آن هم با چند فرقه، همدیگر را هم می کشند یعنی الان النصره داعشی ها را می زند، داعشی ها النصره را می زنند آنها می زنند یک جبهه دیگر را هم می زنند آنها می روند مسیحی ها را می کشند مسلمانان را می کشند. سنی ها را میکشند، شیعیان را می کشند اینها هم آنها را می کشند می خواهد یک جنگ سی ساله برای اینکه اسلحه هایشان فروش کند هم نسل مسلمانان را از روی زمین بردارند. اگر هوشیاری امام مان نبود رهبرمان نبود الان ما درگیر چنین جنگ کشتار مسلمانان علیه همدیگر بودیم. در مسیحی ها اینها بسیار فاجعه درست کردند.

حالا جلسه بعد می خواهم راجع به ترفندهایی که اینها برای اختلاف افکنی بین جبهه های حق، حزب الهی ها، طلبه ها آخوندها مداح ها، مربی ها، موسسات فرهنگی، مجلسی ها نماینده ها آنها با دولت دولت با اینها اینها با قوه قضاییه،قوه قضاییه با اینها چه طرح هایی دارند که حتی مراجع را به جان هم بیندازند. حتی مراجع را به جان هم بیندازند .چه رسد به بقیه.

حالا ان شالله اینها را می گذارم برای بخش فرهنگی که جلسه بعد توضیح خواهم داد.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.