أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. خب ما بحثمان را درباره مفاسد ترس ادامه میدهیم یک خلاصهای از بحثهای جلسه گذشته خدمت شما عرض کنم درباره ترس.@گفتیم ترس یعنی اینکه انسان خودش را دور نگه دارد از کارهایی که لازم هست انجام بدهد اقداماتی که لازم هست انجام بدهد انسان خودش را از این کارها دور نگه میدارد و آنجاهایی که باید قوی باشد ضعیف عمل میکند.@یک جایی هست که انسان باید با قدرت، قاطعیت تصمیم بگیرد و عمل کند بعد شُل میآید خیلی خودش را ول میکند ضعیف عمل میکند در واقع ترس سراغش میآید این حالت تسلیم شدن این حالت ول کردن این حالت شُل بودن را ترس میگویند.@خداوند تبارک و تعالی به انسان قوای مختلفی داده یک قوه عقلانی داده قوه فوق عقلانی داده، شهوت و غضب داده ترس مربوط به قوه غضبیه انسان است غضب یک نعمت الهی است که از انسان مصالح او مصالح دنیای و آخرتی او در مقابل ناملایمات و حوادث دفاع میکند.@اگر این قوه غضبیه نباشد خطراتی که انسان را تهدید میکند و انسان کوتاه میآید در آن حوادث غضب نکند با قدرت با آن مشکلات برخورد نکند آسیبهای بسیار زیادی هم به خودش میزند و هم به اطرافیانش میزند در اثر این ترس و کوتاه آمدن.@قرآن کریم چند مصداق را در مورد ترس ذکر میکند مصادیق ترس قبلاً هم توضیح دادیم که مصادیق مختلفی دارد یکی در مورد تشکیل خانواده، بچهدار شدن هست بعضیها میگویند که چه کسی میخواهد بچه را اداره کند یا با این وضع اقتصادی چه کسی میتواند ازدواج کند.@اینها توکل به خداوند ندارند و فکر میکنند که روزی دهنده خودشان هستند قوانین روزی را نمیشناسند برای همین ترس دارند اقدام نمیکنند به کاری که شایسته است مثل ازدواج کردن، تشکیل خانه دادن، حتی منزل خریدن.@خیلی وقتها افراد هستند که به علت بیعرضهگی و ترسشان تا آخر عمر مستأجر هستند چون شجاعت اینکه برود اقدام بکند برای وام گرفتن و قرض گرفتن و زیر بار قرض رفتن برای صاحبخانه شدن را ندارد.@آدم ترسویی هست شخصیتش ضعیف است تا آخر عمر این مستأجر میماند در حالی که میتوانست صاحبخانه بشود یا میتوانست ازدواج کند ولی نمیکند میتوانست چند تا بچه داشته باشد یکی دوتا بچه بیشتر ندارد که آن هم ضربهاش را در بزرگسالی میخورد.@قرآن در این زمینه در سوره توبه آیه 28 میفرماید که: «وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» اگر از نداری و فقر میترسید به زودی خدا شما را از فضل خودش بینیاز میکند «إِنْ شاءَ» اگر بخواهد این کار را میکند.@بعضیها هست که مورد تجاوز و ظلم قرار میگیرند باز ترسو هستند شجاعت دفاع از حق خودشان، مقابله کردن، دفاع کردن، دادگاه رفتن، وکیل گرفتن، یا حالا تجاوز خارجی هست جهاد کردن را ندارند یعنی اگر بو ببرند یک کسی میخواهد به آنها حمله کند میترسند.@در سوره نساء آیه 77 همین را میگوید «فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ» خیلی گفتند ما حاضریم بجنگیم حاضریم دفاع کنیم این ذلت را تحمل نمیکنیم اما قرآن میفرماید «فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ» دستهای از مردم از دشمن چنان ترسیدند که مثل ترسیدن از خدا، اینطوری از دشمنشان ترسیدند.@خیلیها هستند که وقتی اسم جنگ و جهاد و حمله دشمن میآید به شدت تعادلشان را از دست میدهند و از ترس جنگ خودشان به نکبتهای بسیار زیادی دچار میکنند خودشان و خانوادهشان را.@یا بعضی بودند که در همان زمان دوران صدر اسلام بچههایشان را میکشتند مثل الان کسانی که بچهدار نمیشوند یا بچه سقط میکنند میگویند چه کسی حوصله بچهداری دارد چه کسی میتواند از هزینههایش بربیاید خیلیها هستند الان بچه میکشند ولی سقط جنین میکنند یا اصلاً بچهدار نمیشوند جلوگیری میکنند اینها قتل است اینها خیلی خطرناک است.@«لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ» به خاطر ترس از فقر بچههایتان را نکشید قرآن در سوره اسراء آیه 31 همین را میگوید بعد هم میفرماید که ما هم شما و هم بچههایتان را بینیاز میکنیم رزق میدهیم.@اصلاً در روایت هم داریم «الرزق مع النساء و الولدان» رزق با خانمها و بچههاست این حضور یک زن حضور یک بچه چند بچه هست که دایره رزق یک انسان را زیاد میکند آدمهایی که قوانین رزق را نمیشناسند عوامل رزق را از خودشان دور میکنند.@یعنی همسر و فرزندان، اصلاً تشکیل خانواده نمیدهند یا کم بچهدار میشوند میترسند خب خدا هم میبیند که این عرضه این کار را ندارد ظرفیت دریافت رزق را ندارد رزقش بسته میشود، چرا؟ چون خودش رزق را بسته راه رزق را خودش میبندد.@باز یکی از چیزهایی که در بخش مهندسی عشق و مهندسی آرزوها گفتیم سوره توبه آیه 24 «وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها» گاهی وقتها انسان کار تجاری میکند و دائماً ترس از کساد شغلش دارد این ترس از کساد شغلش باعث میشود که تن به خیلی از نکبتها و ذلتها بدهد.@چون یک نوع وابستگی و تعلق به پول و درآمد و اینها دارد جلسه قبل توضیح دادم رفاهزدگی، یکی از عوامل مهم ترس و مفاسد ترس رفاهزدگی است این رفاهزدگی این را دائماً میترساند و وقتی میترسد وظائفش را زمین میگذارد و انجام نمیدهد.@میگوید نکند به رفاه من، به خانه بالاشهر من، به خانه چند صد میلیونی من، به شغل و غذا و شکم و شهوت من آسیب برسد لذا خیلی از وظائفی را که باید انجام بدهد سفت این تعلق را چسبیده کارهای واجب و وظائفش را کنار میگذارد.@خب این مقدمهای بود در رابطه با ترس، بعضی از مفاسد ترس را هم خدمت شما عرض کردیم که آدم ترسو چه مفاسدی گرفتارش میشود خدمت شما عرض کردم که ذلت و خواری بود، تلخی و ناگواری زندگی بود.@آدمهایی که ضعف نفس دارند وقتی یک اتفاقی در زندگیشان میافتد آنقدر آن اتفاق برایشان بزرگ است دقت نمیکنند که خودشان از کل دنیا بزرگتر هستند آنقدر آن حادثه برایشان بزرگ میشود که اساساً فلسفه و هدف خلقت همه چیز را از دست میدهند.@اصلاً یادشان میرود برای چه به این دنیا آمدند آنقدر گیج و گنگ میشوند که اصلاً فراموش میکنند ما برای چه به این دنیا آمدیم برای چه آفریده شدیم هیچی برایشان دیگر مهم نیست.@یک اتفاقی میافتد در زندگی یا مالی را از دست میدهند اتفاق جمادی است یا مثلاً بدنشان یک اتفاقی میافتد مریضی و معلولیتی، یا در جنبه حیوانیشان یک اتفاقی میافتد بالأخره یک حادثهای.@یا مثلاً طرف میخواسته کنکور بخواند قبول نشده یا از ترس اینکه قبول نشود هزار تا فاجعه دیگر برایش اتفاق میافتد همه چیز را این آدم از دست میدهد اصلاً یادش میرود در حرکت جاودانه و ابدی در یک سرای ابدی دارد این به زودی وارد میشود وارد یک نظام بینهایت زیباتر، کاملتر، بزرگتر و پیشرفتهتر از اینجا قرار است بشود و آنجا یک لوازم یک آمادگیهایی میخواهد.@کلاً این تمام آن دلبستگیاش در اینجاست تعلقش در اینجاست حالا یا جمادی یا گیاهی، یا حیوانی یا نهایتاً علمی است برای همین وقتی که در اینها دچار آسیب میشود تمام انگیزههای زندگی و فلسفه زندگیاش از بین میرود، میشود یک آدم پوچ و دلسرد و دل مرده و افسرده که هیچ انگیزه کاری و زندگی ندارد.@همه اینها به خاطر این هست که این شخص نمیداند کیست خودش را نمیشناسد و چون نمیداند کیست و خودش را نمیشناسد با یکی از این انگیزهها سروپاست یا اقتصاد و کار تجاری و شرکت و کارخانه و پول و اینهاست.@یا کارهای بدنی و شکمی و خوراکی و بچه و بچهداری و هیکل و اندام و زیبایی و تجملات یا با امور ازدواج و عشقهای زمینی و خانواده و مسائل اجتماعی و سیاسی و اینها یا با علمبازی و کتاببازی و دکتر و مهندسبازی یکطوری سروپاست.@خب وقتی که این اساساً به خودش دلبستگی ندارد به این چهارتا دلبستگی دارد خب هر حادثهای میتواند در اینها برای این ترس را ایجاد کند مفاسد را ایجاد کند.@ترس باعث میشود که دیگران به همه چیز انسان طمع کنند به مالت به جانت به ناموست به کشورت به شخصیتت طمع کنند ترس باعث میشود که نه تنها طمع کنند بلکه تجاوز بکنند به هر چه که داری دشمن حمله و تجاوز بکند آنچه که داری را از تو بگیرد.@آدمهای ترسو وامیدهند در مقابل دشمن و چیزهای خودشان را میدهند به دشمن، داراییها، شرافت، مال، همه چیز خودشان را، ناموسشان، و خیلی چیزهای دیگر را به دشمن میدهند چون آدمهای بزدل و ترسویی هستند.@اضطراب و کسالت اینها از آثار ترس هست یعنی بسیاری از اضطرابها و کسالتها و بیحالیها برای همین ترس هست که در وجود آدم هست و رسوایی و آبروریزی و افتضاح اینها یکی از عوامل ترس هست هم رسوایی و آبروریزی دنیایی دارد هم رسوایی و آبروریزی آخرت گیر آدمهای ترسو میافتد.@رفاهزدگی هم یکی از آن مسائلی هست که جلسه گذشته در موردش صحبت کردیم یکی دیگر از مفاسد ترس این هست که آدم ترسو به اهدافش نمیرسد مثل مضطرب است اینها با هم مشترک هستند.@آدمهای ترسو چون قادر به تصمیمگیریهای بزرگ نیستند حتی اگر شما معقول بیایی برایش ثابت کنی به او بگویی قضیه را برایش روشن بکنی که به این دلائل تو باید این تصمیم را بگیری باید این کار را بکنی مثلاً باید الان طلاق بگیری، طلاق بدهی باید الان جدا بشوی باید الان زندگیات را بسازی.@یعنی باید الان بروی ازدواج کنی به این دلائل تو باید الان بچهدار بشوی دوتا سه تا چهارتا، الان برو این کار اقتصادی را انجام بدهد الان مثلاً این هجرت را انجام بده الان این رشته را انتخاب کن برو در این سیر درس بخوان الان مثلاً یک کار جهادی بکن.@میبینی این هر چند ذهنش را هم قانع میکنی چون شخصیتاً ترسو است با اینکه ذهنش قانع است نمیتواند مثل اینکه شما ذهن یک نفر را قانع میکنی که مرده با تو کاری ندارد این چون اصلاً آدم ترسویی هست از مرده میترسد نمیتواند به مرده دست بزند.@با هزار دلیل هم که برایش ثابت کنی که مرده با تو کاری ندارد این از تاریکی میترسد از قبرستان رفتن میترسد از تنها جایی رفتن میترسد از دست زدن به مرده میترسد با اینکه میداند که واقعاً خطری تهدیدش نمیکند این قوه توهم غلبه میکند به عقل انسان، وهم انسان و شیطان غلبه میکند به عقل انسان و انسان شجاعت تصمیمگیری در کارها را شروع کارها را ندارد.@اینکه بله یک شکستی خوردیم یک مسألهای پیش آمده در خیلی از زندگیها هم هست الان فهمیده انتخاب رشتهاش اشتباه بوده میترسد برود تغییرش بدهد تا آخر عمر یک رشته غلطی را انتخاب میکند که با بیعلاقگی جلو میرود بعد هم شغلش هم بیعلاقه است اصلاً کلاً این آدم بعد از چند سال افسرده میشود.@چون آن موقع که باید تصمیم میگرفت شغلش را عوض کند سمت علاقهاش برود نرفت رشتهاش را باید عوض میکرد عوض نکرد، باید جابهجا میشد از یک جایی به جایی دیگر میرفت نتوانست تصمیم بگیرد ترسید، از یک جا به جای دیگر برود.@یا ترس از فقر، همین نکبتها و مشکلات را برای انسان ایجاد میکند. همین چند وقت پیش بود یادم هست یک دخترخانمی پیش من آمد گفت من دوتا خواستگار دارم یکی از آنها متدین و مذهبی و مؤمن است و اخلاقش هم خوب است ولی وضع مالیاش خوب نیست.@یکی دیگر هست نه خیلی مقید نیست اما وضع مالیاش خیلی خوب است کلاسش خیلی بالاتر است قیافهاش هم خوشگلتر است، گفتم خب حالا عقلت به تو چه میگوید باید الان کدام را انتخاب کنی؟ جواب نداد سرش با پایین انداخت.@گفتم خب معلوم است قرآن میگوید مرد یک مردی که میتواند یک عشق را تأمین بکند باید ایمان و اخلاق داشته باشد آدمی که ایمان و اخلاق ندارد نمیتواند عشق را تأمین کند علت اینکه هفتاد درصد درخواستهای طلاق برای خانمها هست همین است که مردها خیلی مرد نیستند عرضه تأمین یک عشق را ندارند.@گفتم خب معلوم است دین و عقلت به تو میگوید که برو سراغ کسی که اخلاق و دینش خوب است ایمان دارد با خداست چون اینها قویترند شخصیتاً قویتر هستند و اساساً زن و بچه یک آدم قوی را دوست دارد.@یعنی زن از یک مرد باخدا، مؤمن، شجاع، قوی بیشتر لذت میبرد تا یک مرد شُل و ضعیف و ترسو و تنبل که حتی زورش به خودش نمیرسد دو رکعت نماز بخواند یعنی آنقدر شجاعت ندارد که دو رکعت نماز بخواند.@به قول یک بنده خدایی میگفت صبح بیدار هم هست نماز نمیخواند آنقدر بیعرضه است که جواب نفس خودش را نمیتواند بدهد نفس خودش قوی نیست نه بچه از این پدر؛ الان شما نگاه کنید پدرهایی که سربازی نرفتند، ترسیدند و سربازی نرفتند اینها بعداً در مقابل بچههایشان خیلی نمیتوانند ادعای بزرگی و مردی کنند.@بچهای که ببیند پدرش سربازی رفته شجاعت سرباز بودن داشته رفته جنگ کرده سربازی رفته کارهای سخت کرده برای این بچه این پدر خیلی بزرگ و قوی است این پدر به این بچه خیلی شخصیت میدهد این بچه خیلی جاها احساس ذلت نفس و ترس و بیعرضهگی نمیکند.@تا یک پدری داشته که از جنگ ترسیده فرار کرده سربازی نرفته در خیلی از صحنههایی که باید مردانه وارد میشده پدرش اصلاً آدم بیعرضه و ترسویی بوده خب این دل یک زن را پر نمیکند دل یک مرد را پر نمیکند یک آدم ترسو و بزدل.@این دخترخانم من هر چه به او گفتم، گفت آخر وضع مالیاش من بعداً نمیدانم من چطوری میتوانم کنار بیایم با مشکلات مالیاش، همین ترس در مورد مشکلات مالی باعث شد که رفت آن بنده خدا را انتخاب کرد.@چند ماه پیش بود این هفته آمده بود به من میگفت با ذلت دارم از این جدا میشوم شخصیت من زیر دست این پرس بیاخلاق و بیدین له شد و الان داریم از همدیگر جدا میشویم گفتم این طمعی هست که تو داشتی ترسی هست که از آینده داشتی.@مگر خدا بلد نیست نیاز شما را برطرف کند تو شرک ورزیدی خدا را ندیدی و دنیا را دیدی ابدیت و انسانیت و ارزشها را ندیدی ترسیدی از اینکه نکنه مشکل مالی پیدا کنی.@ترسیدی از اینکه فقیر بشوی آن که انسانی که یک چیزی را رها میکند به این ترس آخر هم به آن میرسد یک ضربالمثلی هست که میگوید (از هر چه میترسم به آن میرسم یا از هر چه ترسیدم به آن رسیدم).@خب این ترس باعث میشود انسان به مقاصد خودش نرسد آبرویش میرود فحش میشنود بیشخصیت میشود بقیه به او بددهانی میکنند چون این آدم بیعرضهای هست همیشه باید سرکوفت بیعرضهگیها و عدم شجاعتها و تصمیم نگرفتنها و قاطع نبودنها را سرکوفتش را باید بخورد و بشنود.@یک جاهایی باید (توضیح دادم جلسه گذشته) قوی باشد نه بتواند بگوید، بتواند از حق خودش دفاع بکند لال مینشیند حرف نمیزند یا خجالت کشیدم یا ترسیدم، همین ترسیدم باعث میشود که خیلی از امتیازها و امکانات را از دست بدهد.@دیگر چی؟ دیگر از مفاسد ترس این هست که آدم ترسو چون دائماً در جنبههای مختلف میترسد این آدم ثبات ندارد یک آدم بیثباتی هست تا میخواهد سراغ یک کار برود دائم میگوید نکند اینطوری بشود نکند آنطوری بشود یکسره ترس دارد نه توکل دارد نه شجاعت دارد نه قدرت ریسک دارد.@در روایت داریم آدم تاجر باید شجاع باشد علی (علیه السّلام) فرمود، آدمی که ترسو است نباید سراغ کار آزاد برود این یک کار اداری و دفتری کار دولتی برایش خوب است چون در کار اداری کار رسمی مثلاً دولتی ماهانه مشخص است صبح بلند میشود سر کار میرود حقوقش را میگیرد بالأخره تأمین است.@این وقتی که یکدفعه مثلاً به کار آزاد بزند چون شجاعت کار آزاد، کار آزاد یعنی اینکه تو مثلاً یکدفعه میروی 100 میلیون سرمایه میگذاری 120 میلیون کم میآوری یعنی 100 میلیون تو که میرود هیچی 20 میلیون هم بدهکار میشوی دوباره باید از نو شروع کنی در کار اقتصادی و تجارت اینطوری است.@ما آدمهای تاجری داریم که دو بار سه بار به ورشکستگی کامل رسیدند اما الان سرپا هستند چون شجاعت این کار را دارند میایستند کار میکنند ادامه میدهند دوباره برکت برایشان میآید ولی کسی که شجاعت این کار را ندارند نباید آن سمتی برود پیدایش بشود نمیتواند برود آن کار را انجام بدهد مگر اینکه به ترسش غلبه کند ترسش را بتواند کنار بگذارد به این سمت برود.@نکته بعد این هست که ترس گاهی وقتها فقط به خود انسان لطمه میزند آدمی هست که میخواهد برای خودش تصمیم بگیرد ولی یک موقع هست نه این انسان مسئولیت همسر را دارد مسئولیت فرزندانش را دارد اگر بترسد این ترس باعث میشود که به همسر و فرزندانش آسیب برساند روحیه ترس دو جور به فرزندان میرسد یکی ژنتیکی یکی تربیتی، محیطی.@خانوادههایی که دائماً اضطراب و ترس در آنها هست این به بچه منتقل میشود مثل وسواس میماند که منتقل میشود بیماری وسواس که قبلاً هم در موردش اشاره کردیم منتقل میشود یعنی این چه محیطی چه ژنتیکی بچههایش ترسو بار میآیند.@آنوقت حالا آدم چون خودشیفته است ضعفهای خودش را خوب میتواند تحمل کند حب ذات دارد ولی همین ضعف را در بچه خودش نمیتواند تحمل کند بعد میبیند که این بچه بیعرضه است بعد هم دائم به بچه میگوید خاک بر سر بیعرضهات، خاک بر سر ترسو.@نمیفهمد که این بچهای که بیعرضه است، مثل پدری که به بچهاش میگوید آی بیتربیت، وقتی به بچهات میگویی بیتربیت یعنی چه کسی باید تربیتش میکرده؟ تو باید تربیت میکردی اگر الان این بچه بیتربیت شده بچه ناهنجار است در مدرسه و محیط چه کسی باید تربیت میکرده؟ تو باید تربیت میکردی و نکردی.@نه وقت گذاشتی قوانین تربیت را یاد بگیری نه وقت گذاشتی تربیت را اِعمالش کنی دوتا نکته است خیلیها حوصله یادگیری قواعد زندگی را ندارند حالا قواعد زناشویی قواعد اخلاقی، مهارتهای اقتصادی مهارتهای عشقی و عاطفی، مهارتهای جنسی، مهارتهای کلامی، مهارتهای معنوی اصلاً وقت ندارد برود اینها را یاد بگیرد.@حوصله اینکه برود یکجا بنشیند یاد بگیرد یا درسی یا رادیویی یا تلویزیونی یا کلاسی یا کتابی هر چیزی را اصلاً ندارد بعضیها هم هستند نه، یاد میگیرند عمل نمیکنند حوصله اینکه عمل کنند را ندارند خب چه کسی باید این بچه را تربیت میکرد؟ شما باید بچه را تربیت میکردی.@وقتی به بچهات میگویی اَی دست و پا چلفتی و ترسو و بیعرضه، خب باید ببینی که این بچه چرا بیعرضه شده، یا ژنتیکی از تو گرفته یا محیطی گرفته این تأثیراتی هست که انسان روی خانواده میگذارد.@در اجتماع هم همینطور، گاهی وقتها انسانها وقتی میترسند اجتماع را نابود میکنند در روایت داریم خداوند بلایی فرستاد برای یک شهری که صد هزار نفر جمعیت داشت هر صد هزار تا را خدا نابود کرد بعد خود پیغمبر میگوید اینها 60 هزار تا از آنها آدمهای خوبی بودند 40 هزار تا آدمهای بدی بودند یعنی خوبها بیشتر بودند.@ولی پس چرا خوبها بیشتر بوده باز این شهر نابود شده؟ میگوید اینها خوبهایی بودند که میترسیدند جلوی بدها را بگیرند خوبهای بیعرضه بودند خوبهای ترسو بودند جلوی بدیها را بگیرد امر به معروف کنند نهی از منکر کنند با بدیها برخورد کنند.@گاهی وقتها یک جامعهای بر اثر ترس باعث میشود دشمنان به آنها طمع کنند به اموال و کشور و زمین و معادن و دستاوردهای علمیشان، الان شما نگاه کنید کشور ما چقدر مورد طمع دشمنان هستیم نمیخواهند بگذارند ما هیچ پیشرفتی بکنیم هیچ نوع پیشرفتی.@ما الان 40 سال است این انقلاب را کردیم یکسره دارند یعنی هیچ جای دنیا به اندازهای که روی این کشور طمع دارند طمع نداشتند اگر شجاعت مردم مسئولین، رهبری، نظام، افراد باغیرت نبود در این 40 سال تا حالا همه چیز ما را برده بودند.@کما اینکه آن جاهایی که بردند به خاطر مسئولین بیعرضه و ترسوی ما بوده مسئولین بیلیاقت، فاسق، فاسد، ترسویی که رفاهزدگی، بیشخصیتی اذیتشان میکرد به دشمن باج دادند و دشمن آنجاها توانسته نفوذ کند در ما و از ما امتیاز بگیرد همه جور امتیازی، امتیاز اقتصادی، سیاسی، فرهنگی بگیرد و آنجا حمله کند.@الان چرا نمیتوانند تجاوز نظامی کنند از این میترسند؟ چون امتحان کردند دیدند که نمیشود جلوی این ملت ایستاد اینجا یک عالم شیر اینجا هست که همه دنیا، مگر جنگ هشت ساله چطور شد در دفاع مقدس همه دنیا در هیچ جای تاریخ شما سراغ ندارید از اول تاریخ شما بخوانید تا این تاریخ جنگ ما هیچ جای دنیا نبوده که همه دنیا سر یک کشور بریزند.@ابرقدرتهای شرق، غرب، قدرتهای منطقهای، ارتجاع منطقه، ثروتهای نفتی، همه، از بیست و چند کشور اسیر داشتیم چند نفر، چند تا کشور به یک کشور، آن هم کشوری که تازه انقلاب کرده فقیر است بدهی دارد مشکلات دارد حمله کردند.@ولی در هشت سال شکست خوردند دست از پا درازتر یک وجب خاک نتوانستند از این کشور بگیرند چون در اینجا پر از شیرمرد و شیرزن بود البته این شیرمردان هم دست پرورده این شیرزنها بود و الان میترسند.@به قول اماممان و رهبرمان اگر یک موشکی اینجا بیاید ده تا موشک میخورند آن موقع که ما موشک میخوردیم نمیتوانستیم بزنیم جلویشان ایستادیم حالا که دیگر الان میتوانیم همهشان را نابود کنیم در دقیقه میتوانیم خیلی از آنها را نابود کنیم.@اگر ما در جنبههای دیگر هم مسئولین ما مثل مسئولین نظامی و سیاسی و اقتصادی ما شجاع باشند نترسند به مردم تکیه کنند به خدا ایمان داشته باشند همین اتفاق میافتد کسی دیگر به ما طمع نمیکند.@علت تحریمها، علت آسیب دیدنها، علت اینکه ما این همه مشکلات و گرفتاریهای قیمت و سکه و ارز و مسکن و مسائل داریم این هست که آنهایی که وظیفهشان این کار هست آدمهای بزدل و ترسویی هستند آدمهای فاسد و فاسقی هستند.@شخصیتاً از خانه خودشان این رفاهزدگیها این اشرافیگریها آلوده شدند حالا شجاعت مقاومت ندارند این جمله خیلی مهم است میگوید شما اگر ما را تهدید نظامی کنید فرزند عاشورا هستیم اگر تهدید اقتصادی بکنید فرزند رمضان هستیم یعنی ما سبک و قانون داریم میتوانیم امتحان دادیم در امتحان هم قبول شدیم.@ما سختترین دوران تحریمهای اقتصادی، نظامی را داشتیم و این ملت پیروز بیرون آمده و نسل گذشته پیروز شدند در مقابل جهان پیروز شدند نه در مقابل یک کشور ده کشور، در مقابل جهان پیروز شدند چون شجاع بودند آدمهایی که شجاعت دارند هیچ وقت مورد طمع قرار نمیگیرند.@شما الان در قانون طبیعت فرصت نیست اینها باید در کارگاهها حل بشود فیلمهایش را ولی میتوانید ببینید ما حیوانهایی داریم که یک صدم حیوان دیگر بیشتر قدرت ندارد اصلاً جثهاش از آن ضعیفتر است توانش ضعیفتر است ولی چون شجاعت دارد حیوانی که صد برابر او قدرت دارد از او میترسد.@چون این شجاعت دارد در حمله شجاعت دارد نمیترسد از اینکه به حیوان بزرگتر از خودش حمله بکند به جثه نیست به زور نیست دل و شجاعت میخواهد وقتی شجاعت باشد جلوی همه دنیا که بایستی عقب میکشند اما وقتی که ترسیدی دشمنان به مراتب ضعیفتر از خودت هم میآیند برایت کُرکُری میخوانند و طمع میکنند.@این یک قاعده است از دنیای حیوانات باید یاد بگیریم یک حیوان ضعیف چون شجاعت دارد از جانش میگذرد حمله میکند دشمنانش از او میترسند. شما نگاه کنید یک حیوان در حالت عادی اگر یک شیر، پلنگ، ببر سمتش برود شاید زودتر بمیرد نمیتواند.@ولی وقتی که پای بچهاش وسط هست پای جفتش وسط هست در فیلمها و مستندها ببینید به شیر حمله میکند شیر فرار میکند به ببر و پلنگ حمله میکند آنها فرار میکنند چون شجاعت الان آمده به عشق بچهاش به عشق جفتش به عشق لانهاش شجاعت سراغش آمده اصلاً نمیترسد حمله میکنند و قدرتهای خیلی خیلی بزرگ از اینها فرار میکنند.@پس ملتی که از جهاد میترسد از مقابله با دشمنان کشورش، دشمنان ناموسش، دشمنان اقتصادیاش، دشمنان حیثیتش میترسد حقش هست که مورد تجاوز قرار بگیرد و برای همیشه ذلت را تحمل کند.@پس یکی از آثار ترس فرار از جهاد است فرار از مبارزه است شما نگاه کنید کشورهایی که مثل کشور ما انگیزههای دینی و الهی نداشتند خیلی کوچک بودند مثل ویتنام در مقابل آمریکا، افغانیها در مقابل شوروی شکست دادند دوتا ابرقدرت را.@کوبا را شما نگاه کنید روی نقشه نگاه کنید اصلاً به سختی میتوانید کوبا را پیدا کنید همین رهبرشان آقای کاسترو بیش از هزار بار طرح ترور این اجرا شده هزار بار نقشه ریختند این را بکشند یک کشور جلوی ابرقدرت ایستاده الان دارند به آن باج میدهند با دشمنان اینطوری هستند ابرقدرتها اینطوری هستند.@قرآن هم همین را میگوید، میگوید دشمنان شما فاسق هستند جلویشان بایستید عقبنشینی میکنند اما اگر دیدند شما میترسید طمع میکنند جلو میآیند شیطان هم همینطور هست اصلاً شیطان یکی از اسمهایش «وسواس خناس» است خنس در دشمنشناسی توضیح دادم.@«خنس» یعنی چی؟ یعنی میآید سرک میکشد میآید به دلت حمله میکند وسوسهات میکند اگر محکم جلویش ایستادی عقب میرود.@اما اگر دائم این حرفها و وسوسهها را قبول کردی یواش یواش میآید قلب و ذهن و همه جای تو را میگیرد بعد یک موقع میبینی که اسیر یک عالم هوس و شهوت و وسوسه و چیزهای دیگر شدی برای اینکه شجاعت برخورد با شیطان را نداشتی.@قرآن میفرماید: «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» شیطان دشمن شماست شما او را دشمن بگیرید، دشمن بگیرید یعنی چی؟ یعنی آن موقعی که دارد طمع میکند تو را به جهنم ببرد آن موقعی که طمع میکند تو را در مقابل خدا قرار بدهد.@آن موقعی که طمع میکند تو را در مقابل خانواده آسمانیات قرار بدهد آن موقع که طمع میکند ابدیت و آخرت و بهشت را از دستت در بیاورد جلویش بایست چهارتا سیلی به او بزن، ممکن است تو را بزند چهار جا زمین بخوری تو هم گناه بکنی دچار لغزش بشوی بلند شو ادامه بده با او مقابله کن.@اما نگو که من حالا دیگر آلوده شدم من حالا دیگر بدبخت شدم من الان دیگر شکست خوردم وقتی این را میگویی تسلیمش میشوی دوباره گناه روی گناه، معصیت روی معصیت، فحشا روی فحشا، فساد روی فساد یکسره به تو تحمیل میکند.@اما اگر جلوی شیطان ایستادی که تو برای چه میخواهی من را نابود کنی در مقابل، چرا میخواهی ابدیت و آخرت من را از من بگیری بهشت را از من بگیری بالاتر از بهشت را بگیری.@تو میخواهی بین من و خانواده آسمانیام اختلاف و جدایی بیاندازی تو میخواهی بین من و امام زمانم فاصله بیاندازی تو میخواهی بین من و مادرم فاطمه زهرا کدورت ایجاد کنی جلوی تو میایستم نمیتوانی بیایی من را وسوسه کنی من رابطهام را با خانواده آسمانیام به خاطر هوسها و به خاطر تو خرابش کنم جلویش میایستی میترسد.@خناس یعنی اینکه وقتی که جلویش میایستی دیگر میبینی وسوسهها تمام شد وسوسهها کنار میرود دیگر طمع نمیتواند به تو بکند تو را به این آلودگیها دچار کند.@آنجایی که میآید وسوسه میکند روی قلبت کار میکند برای اینکه تو به او باج دادی و در تو دیده که میآید وسوسهات میکند. بعضی از عزیزان به ما میگویند ما چرا خوابهای آنچنانی میبینیم خوابهای بد و زشت میبینیم یا افکار بد سراغ ما میآید؟@برای اینکه به دشمنتان باج دادید افکار بد میآید باید اول یاد بگیرید که این دشمن است این افکار برای شما نیست این افکار را به خودتان انتساب ندهید فکر نکنید شما آنقدر آدمهای بدی هستید که این افکار را بپذیرید و برای شماست.@اول یاد بگیر که تو نیستی اول یاد بگیرید که این افکار برای تو نیست تو پاکتر، بهتر، مهربانتر، بالاتر از این افکار هستی اینها برای تو نیست برای دشمنت است بعد هم یاد بگیر در دهانش بزن و این افکار را محل نگذار تودهانی بزن خلاف آن افکاری که دارد به تو میگوید عمل کن خلاف آن وسوسهای که دارد تو را میکند برو رفتار کن.@بعد میبینید که دیگر همه چیز خوابید آن اضطرابها و ترسها و وسوسهها و افکار منفی همه رفت. یعنی میخواهم بگویم که شجاعت فقط در مقابل دشمن خارجی نیست.@مهمترین مسأله در شجاعت این هست که تو شجاعت داشته باشی در مقابل شیطان خودت که یک شخصیت خارجی است بایستی یک جاهایی هم باید جلوی دلت بایستی یعنی شجاعت داشته باشی پا روی دلت بگذاری نفست بگذاری با آن مقابله کنی.@شما نگاه کنید ماه مبارک عده زیادی روزه نمیگیرند چون آدمهای ترسویی هستند یعنی غرغرها و نقنقهای نفسشان که (برای چه روزه میگیری، تشنهات میشود، گرسنهات میشود، همه دارند در محل کار میخورند تو چرا باید دائم بایستی نگاه کنی) این اصلاً آدم بیشخصیت میشود چون جلوی نفس را نمیتواند بگیرد.@یک خواهر خوبی برای من تعریف میکرد در اروپا زندگی میکند میگفت من در اروپا وقتی که میروم سوار مترو میشوم خودم را باد نمیزنم چون میدانم آنهایی که بیحجاب و عریان هستند از این باد زدن و گرمای من سوءاستفاده میکنند.@این یعنی قدرت و شجاعت و عزت و شرافت؛ چادر سرم است مقنعه سرم است لباس اسلامی دارم اما چون آنجا فضا گرم است در بعضی از متروهایشان مثل متروهای ما که همه پر از کولر است نیست گرم است یا فضاهای دیگر دارند اصلاً من این کار را نمیکنم که یک موقع کسی بهانه نگوید این بیچارهها حجاب سرشان هست دارند خودشان را باد میزنند.@بیچارهها را نگاه کن ما چقدر خوشبخت و راحت هستیم که اینطوری هستیم. انسان باید یک جایی جلوی خودش بایستد اگر کسی جرأت دارد جلوی این سه تا بخش، این سه تا بخش دشمن تو هستند دقت کنید ما اینها را دوست میپنداریم میلهای جمادی، گیاهی، جنسی و حیوانی اینها دشمن ما هستند.@من نیستم منِ من نیست یک خانم است این خانم را باید جلویش بایستی این آقا را باید یکجایی جلویش بایستی ما چون فکر میکنیم زن یا مرد هستیم فکر میکنیم خودمان هستیم یعنی اشتباه بزرگ در رشد انسانی همین است که من فکر میکنم که من یک مرد یا یک زن هستم.@بعد میگویم من زن هستم اقتضاء اینطوری دارد چکار کنم خب من یک زن هستم چکار کنم من یک مرد هستم چکار کنم من نیاز دارم چکار کنم من احساسات دارم این منی که میگویی منِ تو نیست منِ حقیقی تو نیست منِ حیوانی تو است جلوی آن بایست و الا یکسره به تو سفارش میدهد یکسره نق و غر میزند یکسره درخواست دارد.@شما نگاه کنید سیدالشهدا شب عاشورا عمرسعد را صدا میکند میگوید بیا با هم صحبت کنیم عمرسعد میآید امام حسین به او میگوید تو از قیامت نمیترسی؟ هر کس پای یک امام بایستد به مقام امام میرسد امام او را به مقام خودش میبرد.@این یک قاعده است اگر به یک امام وفادار بودی آن امام تو را پیش خودش میبرد و هرگز از او جدا نمیشوی و هرگز نمیگذارد از او جدا بشوی دارد.@به این دعوتش میکند و حالا جوابهای عمرسعد را نگاه کنید عمرسعد میگوید که من خانه دارم میترسم خانهام را خراب کنند، ببینید وابستگی به کدام بخش است؟ بخش جمادی.@میگوید از خانهام میترسم این خانه را، امام حسین میگوید نگران خانهات نباش من خانهات را بهتر میسازم میگوید زمینهایم را از من میگیرند، امام حسین میگوید من بهترین جا به تو زمین میدهم.@ببینید این آدم همهاش ترسهای اینطوری دارد جلوی امام میایستد امام میگوید من بهترین ثروت خودم را، از ثروت خودم در حجاز به تو میدهم بهتر از چیزی که داری دوباره بهانه، پس زن و بچهام چه میشود ببینید آدمی که به عنوان یک حیوان دارد نگاه میکند زن و بچهام.@خب آنطرف مقابل آدمهایی داریم که بچههایشان را آوردند وهب داریم وهب نصرانی داریم وقتی که سرش را میبُرند میاندازند جلوی مادر، مادر میرود سر بچهاش را پرت میکند جلوی دشمن میگوید من این را در راه خدا دادم.@مگر این مادر نبود؟ این مادر نیست؟ این فقط زن بود؟ نه این فقط زن نبود یک انسان بود زینب کبری را داریم به عنوان یک مادر پسرهایش را جلویش تکهتکه کردند، میدانید جلوی یک مادر بچه را کشتن یعنی چی.@یک موقع هست تصادف میکند یک موقع در جبهه تیر خورده کشته شده جنازهاش را میآورند، نه یک موقع جلوی مادر این جنایت را میکنند یعنی مادر شاهد و ناظر ایستاده ببیند این بچهاش را چکار میکنند.@این فقط زن است؟ نه زن نیست اگر زن بود که حیوان بود این یک انسانی هست که زن هم هست قشنگ جلوی کششهای زنانگی خودش میایستد مادری، چیزهای دیگر، چون بخش مادر بخش حیوانی است جلوی این حس میایستد بچهاش میرود دوتا بچه.@بعد از عزیزتر از بچههایش برادرزادههایش هستند علیاکبر، علیاصغر، اینها پسرهای امام حسین، بچههای برادرهایش، اباالفضل، سه تا از برادرها، خود امام حسین، حضرت زینب اصلاً نمیگذارد این احساسات به او غلبه کند.@بعد هم وقتی که بالای سر امام حسین میرود آنقدر قوی میرود میگوید خدایا این قربانی را از ما بپذیر ما این را برای تو فدا کردیم چون این قبل از اینکه یک زن باشد یک آدم است یک انسانی است که اتصال به خدا دارد.@یک جاهایی آدم باید جلوی این حسهایش را بگیرد میلش به پول، غذا، لباس، جنبههای طبیعی، جنبههای جنسی، جنبههای مختلف، بالأخره این زن دارد کار دستت میدهد این خانم این مرد دارد کار دستت میدهد و تو خانم و مرد نیستی یک انسان هستی.@خانمی و مردی تو محترم است باید حرمتش را نگه داری به نیازش هم توجه کنی اما در حدی که به انسانیت تو لطمه نزند در حدی که تو را از آسمان غافل نکند در حالی که تو را از خود اصلی و من اصلیات نیاندازد.@میبینید یک ماه دو ماه شش ماه ده سال درگیر منِ جنسیاش است بعد منِ انسانی این وسط از بین رفته اگر یک کسی حواسش به منِ خودش و اصل خودش باشد منِ جاودانهاش، منی که از جنس اهل بیت و از جنس محمد و آل محمد هست.@این نمیگذارد منهای پایینی رویش غلبه کنند و ذلیلش کنند ترس از وجود این آدم کنار میرود این آدم دیگر قدرت و شجاعت دارد چون برایش عضویت در خانواده اهل بیت، بچه حضرت زهرا بودن مهمتر از بچه پدر و مادرش بودن است.@پدر و مادر ممکن است یک غلطهایی بکنند یک گناهانی بکنند باید جلوی پدر و مادرت بیایستی باید به مادر و پدرت بگویی که شما دارید اشتباه میکنید حرمتتان واجب، احترامتان را دارم این کارتان گناه است به پدر و مادرت باج ندهی.@خب این وقتی یک کسی باج میدهد به پدر و مادرش، به زنش، به شوهرش به بچهاش برای اینکه یک نگاه حیوانی به خودش دارد خودش را نمیشناسد ولی یک کسی که حواسش هست بچه اهل بیت و عضو خانواده اهل بیت است و خدا اصلاً ما را از جنس اهل بیت آفریده این شخصیت انسانی خودش را میشناسد حالا قشنگ میایستد جلوی آنجاهایی که هر کس.@امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فرمود: ما به خاطر خدا جلوی پدر و مادرمان میایستادیم جلوی نزدیکترین فامیلمان شمشیر میکشیدیم امام سجاد در دعای دوم صحیفه سجادیه که حالا شرحش کردیم به مباحث آنجا مراجعه کنید در وصف رسول الله، میگوید رسول الله کسی بود که به خاطر خدا همه نزدیکانش را از خودش دور کرد فاصله گرفت چون اکثر فامیلهای پیغمبر اینطوری بودند.@حالا یک کسی نیاید بگوید سخت است ما عموها و عمهها و خالهها و داییها و بچههایشان اینطوری هستند فامیلمان اینطوری است نمیتوانیم جلوی اینها بیایستیم تو اگر یادت باشد قبل از اینکه عمه و عمو و خاله و دایی داشته باشی اینها فامیلهای بخش حیوانیات هستند فامیلهای انسانیات را از دست ندهی.@مادرت حضرت زهراست نه این خانمی که بدنت را به دنیا آورده مادر اصلی که روح جاودانه تو تا ابدیت زنده است برای این خانم است برای پدرت است تو خانواده آسمانی داری پدرت امیرالمؤمنین است پدرت امام زمان است حواست به این باشد این را از دست ندهی.@اگر حواست بود حرمت پدر و مادر حیوانیات را داری رعایت ادب را میکنی عزیزشان میداری دوستشان میداری به آنها خدمت میکنی آن سر جای خودش، ولی قرآن میگوید چی؟ اگر خواستند تو را به شرک خدا و در مقابل خدا بیاندازند «فَلا تُطِعْهُما» اطاعتشان نکن شجاعت داشته باش جلوی پدر و مادر و فامیلت بایست.@این عروسی من نمیآیم این عروسی معصیت است میترسد بگوید من نمیآیم، میروی در جهنم مینشینی تا آخر، بعد هم جهنمش را بعداً خودت باید بروی میتوانی بروی؟ حالا همین فامیل اگر به او بگویی این کبریت را من زدم بیا دستت را بگیر تا آخر، میگوید تو میخواهی من را بکشی من بیایم به خاطر تو دستم را روی کبریت بگیرم!@بعد به خاطر همین فامیل میرود در مراسم عروسی حرام مینشیند سالهای سال جهنم برای خودش میخرد چون میترسد بگوید من نمیآیم آنجا حرام است آنجا جهنم است آنجا امام زمان نیست این عروسی فاطمه زهرا نمیآید من هم نمیآیم.@مادرم فاطمه زهرا، پدرم، اهل بیت (علیهم السّلام)، امام زمان گفته در این مراسم نرو دستور دادند نیایم نمیآیم تبریک هم میگویم هدیه عروس هم میخرم برایشان هم میبرم آرزوی سعادت هم برایشان میکنم اما در این مجلس نمیروم مجلس گناه نمیتوانم بروم من به خاطر کسی نمیتوانم جهنم بروم من به خاطر کسی اصلاً تحمل عذاب را ندارم.@وقتی یکی فهمید انسان است زن و مرد نیست خانواده خودش را پیدا کرد خانواده اصلیاش را پیدا کرد حالا از این به بعد تصمیمها و انتخابها و ارتباطات و رفتارها و چینشهای فکریاش براساس شخصیت آسمانیاش است.@میخواهد با یک مردی که میداند خوشبختش میکند به قول امروزیها، به سعادت میرساند ازدواج کند خانوادهاش نمیگذارند این دختر ترسو است تسلیم میشود میرود با یک کسی ازدواج میکند که نابودش میکند میخواهد با یک دختری ازدواج بکند که به قول امروزیها خوشبختش میکند سعادتش را میخواهد تأمین بکند.@خانوادهاش میخواهند با یک کسی که همسنخ خودشان هست میترسد بایستد و مخالفت بکند بعد میرود ازدواج میکند خدا هم ذلت را در دنیا به آدمی که میترسد و به خاطر ترس از دیگران به گناه و معصیت تن میدهد در همین دنیا ذلت را به او میچشاند از همان چیزی که میترسی به آن میرسی اینطوری ترسیدی خدا از همین شوهر از همین زن با همین بچه شکنجهات میدهد.@با همین پدر و مادری که به خاطر ترسیدن از اینها معصیت کردی همین پدر و مادر خوار و ذلیلت میکنند و در سرت میزنند از مال ترسیدی با همین مال، آیه قرآن است میگوید من با مال کفار را شکنجه میدهم یعنی چنان قلبشان را به مال میبندم.@دیدید الان سکه بالا و پایین میرود خیلیها بالا و پایین میروند میمیرند با ارز میمیرند من آدمهای زیادی را میشناسم با این حوادث شخصیتشان بالا و پایین میشود افسردگیهای شدید، سکته میزنند خدا میگوید دلت را به این میبندم حالا این را بالا و پایین میکنم ببین چه میشوی تو را به این میبندم.@لیاقتت همین است تو به این چسبیدی پس پیوندی برقرار میکنم حالا با این آدم دائم بالا و پایین میشوی ذلیل و خوارت میکند بیمحلیات میکند برای اینکه تو دچار فسق هستی خدا و خانواده آسمانیات را رها کردی.@از دنیایت ترسیدی به خاطر دنیایت به خاطر اینکه این صورت زندگی را حفظ کنی تن به این معصیت دادی حالا بیایست بچش. این از مفاسد ترس هست. خب این بحث یک تتمهای هم دارد اگر رسیدیم انشاءالله این بحث را خدمتتان عرض خواهیم کرد.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@