صهیونیسم شناسی در قرآن جلسه دهم 14/10/1402
در جلسه گذشته در بخش دشمن شناسی گفتیم که استکبار جهانی در رأسش صهیونیسم جهانی چون عقیده شان این هستش که فقط آنها حق بهره برداری از زمین را دارند و سایر انسان ها را اساسا انسان نمی دانند و فقط خودشان را انسان می دانند، تمام تلاش شان برای تسلط بر همه ی زمین است کل زمین، خواهش می کنم این را دقت کنید، یعنی می خواهند یک سلطه ی کامل بر همه ی کره زمین داشته باشند. از آن جهت که مقاومت های زیادی مثل مقاومت های ملی، منطقه ای، دینی و فرهنگی سر راه آنها قرار داشت، نقشه های زیادی برای تسلیم کردن مردم جهان و آوردن مردم جهان به زیر یک سلطه، زیر یک پرچم انجام دادند. داستان تشکیل سازمان ملل را من هفته ی گذشته خدمتتان عرض کردم و سازمان های بین المللی دیگر که به بهانه ی تشکیل سازمان های بین المللی که در همه ی عرصه های زندگی بشری دخالت دارنداین سازمان های بین المللی مدیریتش نوعا به دست صهیونیسم جهانی است و استکبار جهانی و قانون این سازمان ها بالاتر از قانون های ملی هست، یعنی کسی که می خواهد بیاید عضو این مجموعه ها شود و خیلی ها باید بیایند عضو شوند باید قانون های سازمان های بین المللی را مهم تر از قانون های کشوری خودشان یا دینی و آداب و رسوم خودشان و فرهنگ خودشان بدانند این سازمان ها در همه ی حوزه های زندگی بشر تشکیل شدند و دخالت می کنند. من اول بعضی از این سازمان ها را به شما معرفی می کنم بعد برویم سراغ تحلیل حقیقی اینها و نظر معصومین علیهم السلام درباره ی حاکمیت بر زمین، خیلی مهم است خواهش می کنم عزیزان دقت کنند که ما با چه کسانی روبه رو هستیم و اینها با چه روشهایی دارند دنیا را در دست خودشان نگه می دارند و سرمایه های مردم و مستضعفین را غارت می کنند و جان های آنها را می گیرند، آن ها را به قتل می رسانند، می کشند، نفوس اینها را کم می کنند نه فقط از طریق ترور و جنگ، بلکه از شیوه های مختلف استفاده می کنند برای همان روش کاهش جمعیت به نفع خودشان. یکی از کارهایی که آنها کردند همین تشکیل سازمان بین المللی است، من اول سازمان بین المللی را برایتان معرفی می کنم بعد حالا ان شاءالله هفته ی بعد می خواهم نکته ی خیلی خیلی مهمی را در بحث تولید علم و اساسا مدیریت جریان دانش چه در حوزه های نظری و جنبه های عملی علوم انسانی، صنعت، تجارت و علوم تجربی و مسائل فنی مهندسی خدمتتان عرض می کنم، خواهش می کنم عزیزان دقت کنند که ما در چه وضعیتی قرار داریم، من بعضی از این نهاد ها را معرفی کنم خدمت شما.
یکی از این سازمان ها که وابسته به سازمان ملل هست سازمان بین المللی کار است، خوب دقت کنید. این سازمان شعارش این است که ما می خواهیم شرایط کار را برای همه ی کسانی که کارگر هستند و کار می کنند در کره ی زمین آسان کنیم و روابط عادلانه و پیشرو در روابط بین کارگران و کارفرما ها کارکنان و کارفرماها ایجاد کنیم، این سازمان بین المللی کار شعارش این است که ما می خواهیم این کار را انجام دهیم.
سوال اساسی این است که وضعیت کار، شغل، درآمد و فاصله ی اقتصادی و طبقاتی در دنیا چه جوری است؟
سوال این است که آیا با تشکیل همچین سازمانی روابط بین کارگر و کارکنان و کارفرما بهتر شده یا بدتر شده؟ بیکاری جهانی کمتر شده یا بیشتر هست؟ و فاصله طبقاتی که در مردم ایجاد شده در سطح جهان بیشتر شده یا کمتر؟
ببینید شعار شعارِ خیلی قشنگی است، یعنی یک شعار خیلی زیبا که ما می خواهیم به همه ی دنیا کمک کنیم که اینها روابط شان در حوزه ی کار چون همه ی مردم با آن سر و کار دارند شغل مسئله حیاتی زندگی انسان است ولی اوضاع الان چه جوری است! در خود همین کشورها، در خود آمریکا و اروپا و سایر کشور ها نگاه کنید که اوضاع کار، اشتغال و روابط بین کارگران، کارکنان و کارفرماها چگونه است، یعنی یک امر بسیار اسف انگیز است.
دومین سازمان (من چون خیلی توضیح نمی دهم الان فقط این ها را معرفی می کنم به شما) سازمان خوار و بار و کشاورزی است. با غذای مردم سر و کار دارد، با قوت مردم سر و کار دارد. شعارش این است که ما می خواهیم یک پیشرفت و به گسترش اقتصاد جهانی خدمت کنیم یعنی فقر را در دنیا کم کنیم، فقر و گرسنگی و نیازمندی به غذا و خوار و بار و مواد و اینها را کم کنیم. از طریق بهبود و کفایت تولیدات و توزیع محصولات کشاورزی و بالابردن سطح تغذیه و بهبود کارایی در تولید و توزیع کلیه فراورده های کشاورزی، جنگلی و ماهی گیری، در همه اینها دخالت می کنند. خوب دقت کنید، یک سازمان جهانی تشکیل شده برای این، حالا شما ببینید اوضاع غذای مردم چه جوری است، ما نزدیک به یک میلیارد نفر از گرسنگی می میرند، یعنی بدتر گرسنه داریم ما که روزی چند هزار نفرشان می میرند؛ یعنی غذا گیرشان نمی آید و نوعا دلیل اصلی سیاست های فاسد و مستکبرانه کشور های ثروتمند است در امر مواد غذایی و کشاورزی.
آمریکا یک موقعی هزاران هزار تن گندم خودش را به دریا می ریخت؛ درحالیکه صدها میلیون گرسنه در دنیا وجود دارند و خیلی از کشور ها کارهای بسیار خطرناکی در این حوزه انجام می دادند در حالی که صدها میلیون گرسنه در دنیا وجود داشتند که روزانه هزاران نفرشان زن و کودک و پیر و جوان می مردند و این ها خیلی راحت می توانستند اینهارا سیر کنند اما به خاطر نفع اقتصادی و سود اقتصادی که اول شعارش دادند، یعنی اقتصاد جهانی برایشان مهمتر بود و اساسا آمدند دخالت کردند در مقوله خوار و بار و کشاورزی و جنگل و همه ی اینها فقط برای سود اقتصادی خودشان و محصول این مدیریت الان اوضاع نابسامان گرسنگی و فقر در جهان است. بعدی که خیلی خطرناک تر است سازمان تربیتی (دقت کنید) علمی و فرهنگی ملل است، به آن می گویند یونسکو؛ سازمان تربیتی؛ یعنی در همه این زمینه ها در جهان دخالت دارند، تربیت، جریان دانش علمی یعنی روند تولید علم، آموزش علم، تعلیم علم و جریان های فرهنگی کلا همه یونسکو دخالت می کند، اینها دست کیست؟ برنامه ریز ها دست کیست؟ همان صهیونیسم است. هدفشان چیست؟ ترویج و کمک (شعار را نگاه کنید) به برقراری صلح و امنیت جهانی از طریق رشد و تعالی فرهنگ و آموش و پرورش در میان ملت ها، الان از وقتی این سازمان تشکیل شده جنگ ها کمتر شده یا بیشتر شده؟ قتل ها، آدمکشی ها الان وحشی ترین قتل ها و جنگ ها و آدم کشی ها را چه کسانی دارند انجام می دهند؟ آنهایی که سازمان ملل در کشورشان قرار دارد، مدیران این مجموعه، ولی اینها دخالت شدیدی در امور علمی، فرهنگی می کنند که این را بعدا توضیح خواهم داد و فرهنگ جهانی و جریان روند کارهای دانشگاهی، پایان نامه ها، طرح ها، پروژه ها، آموزش اساتید، آموزش دانشجو ها، کتابهای درسی، مدارک علمی و همچنین فرهنگ، حوزه ی فرهنگ حوزه ی خیلی وسیعی است، بسیار حوزه وسیعی است، به گونه ای دخالت کردند و فرهنگ جهانی را تحت تأثیر خودشان قرار دادند که همه عبد اینها باشند، همه بنده ی اینها باشند و فرهنگ را آنها تعیین می کنند و از نظر آنها می گویند ما وقتی که یک سازمان جهانی داریم باید مردم کارهای علمی و فرهنگی و تربیتی شان را تابع دستورات بین المللی قرار بدهند، نمی تواند یک کشوری بگوید من دینم، فرهنگ اینها را قبول ندارد می گوید بیخود کردی همین هایی که ما می گوییم باید قبول کنید، شما عضو سازمان ملل هستید و سازمان ملل هم برنامه ریزی کرده برای اینها شما باید از این به بعد در مدارستان در دانشگاه تان این قوانین را اجرا کنید، اگر اجرا نکنید مجکوم هستید در سازمان ملل از نظر کشور و بعد تحریم هایی به شما تعلق می گیرد، تنبیه هایی به شما تعلق می گیرد که شما با دموکراسی مخالفت کردید، با پیشرفت و صلح (دقت کنید شعار ها را) و امنیت کار شما منافات دارد، شما ها طبیعی نیستید و همین انگ تروریسم و چیزهای دیگر می چسبانند و مردم را وادار می کنند که دستورات آنها را در همه ی حوزه های علمی، فرهنگی و تربیتی اجرا بکنند ولو خلاف فرهنگ شان و دین شان باشد، دقت کنید داستان چیست. رهبری و امامت در اصلی ترین بخش حیات انسانی: فرهنگ، علم و تربیت. امامت دست آنهاست، خودشان را آنها حاکم کردند که این رهبری دست آنها باشد. این ماجرایش خیلی زیاد است اگر فقط بخواهم راجع به این صحبت کنم راحت همینجوری که الان بخواهم حرف بزنم یعنی بدون فیش و بدون چیزهای دیگر می توانم پنجاه ساعت برای شما فقط راجع به این موضوع تنهایی صحبت کنم. حوزه ی هنر، سینما، نقاشی، موسیقی و... خیلی داستان دارین، علوم انسانی به خصوص داستانی شده که دیگر خیلی اسف بار است و حتی علوم تجربی و صنعت که حالا من بعد بعضی از پروتکل های آنها را در علم سازی می خوانم برایتان که ما باید علم خودمان تولید کنیم به مردم خوراک علمی ما باید بدهیم، باید ما به مردم بگوییم که علم چی می گوید، علوم انسانی چه می گوید، روانشناسی و جامعه شناسی یعنی چی، اقتصاد و مدیریت چه می گوید، حتی پزشکی و حوزه های جدایی هم برایش ترتیب داده اند.
چهارمین سازمان سازمان هواپیمایی بین المللی کشوری است که معروف است به ICAO (ایکائو) و هدف اصلی اش توسعه اصول و فنون هوانوردی است یعنی آن کارهایتان هم باید در اختیار ما باشد، یعنی ما باید بگوییم شما مثلا در بحث هواپیما، فضا اینها چیکار باید بکنید، حوزه ها را ما مشخص می کنیم، قوانین و پروتکل ها را ما می نویسیم و قوانین یکسانی را گفتند ما باید در مورد شرایط پرواز، کارکنان، مهماندار چگونه باید باشد، روابط خلبان باید چگونه باشد ، اصول پذیرایی باید چگونه باشد و.. همین قوانینی که می ریزند و از این طریق فرهنگ تولید می کنند یعنی کسی که می خواهد بیاید طبق قانون ایکائو سوار هواپیما شود از لحظه ای که سوار هواپیما می شود تا لحظه ای که فرودگاه بعدی می خواهد بنشیند، یک عالم فرهنگ به این منتقل می شود، یک عالم حس به این منتقل می کنند و خوب هم طراحی اش کرده اند؛ یعنی مثل یک دانشگاه و مدرسه فرودگاه شما را تربیت می کند، تربیتی که آنها می خواهند! ریل گذاری هایی در امور پرواز و روابط بین مسافرها و کیفیت ارتباط بین مسافرها و خیلی چیزهای دیگر تنظیم کردند که یک کسی که می خواهد برود در فرودگاه و اهل پرواز است برود و بیاید باید یک فرهنگ هایی را بپذیرد، یک فرهنگ هایی را باید قبول کند که بسیار بسیار مهم است.
سازمان بهداشت جهانی که این دیگر یک فاجعه ای است بسیار بسیار وحشتناک برای از بین بردن نسل انسان ها؛ یعنی یک عالم پروتکل هست در این سازمان در تمام کشورها یک نمایندگی دارد، همه وزارت بهداشت همه کشور ها باید پروتکل های سازمان بهداشت جهانی را در مورد غذا، واکسن، دارو، عمل و همه چیز علوم پزشکی، کنترل نسل، بارداری و خیلی مسائل دیگر باید را طاعت کنند و اگر اطاعت نکنند به شدت محکوم می شوند و تحریم می شوند و همه کشورها هم موظف اند این را اطاعت کنند، یعنی بهداشت جهانی می گوید مثلا الان کرونا آمده شما باید انقدر واکسن بزنی.د این هم واکسن ها را ما می گوییم بزنید، باید اینجوری بیاید بروید تحت درمان ما، از این طریق میلیون ها انسان عقیم شدند، ده ها میلیون، صدها میلیون عقیم کردند و بعد نازا کردند. اگر هم به دنیا آمدند با تهدیدشان (اینها را من با تحقیق هایی که از طریق دانشمندان خودمان کردم و دانشمندان کشورهای دیگر دارم می گوییم) طرح هایی مثل طرح های غربالگری در کشور ما متأسفانه اجرا شد و خیلی از خانم ها لوله هایشان را بستند، آقایان لوله هایشان را بستند و اگر باردار هم شدند بردن شان طرح غربالگری گفتند باید بیایید و سقط باید بشود و بچه مریض است و بچه حتما ناقص به دنیا می آید و این بچه اصلا چیز نیست و باید سقط کنید، سقط را خیلی آسان کردند، روان کردند و داستان های زیادی دیگر... انواع بیماری ها، تولید بیماری ها برای اینکه بتوانند داروی خودشان را بفروشند، سموم خودشان را بفروشند به اسم دارو؛ مثل همین بلایی که سر کشور ما آوردند در زمان کرونا، داروی قلابی را دادند که هیچ اثری هم نداشت و به هیچ دردی هم نمی خورد هر یک دانه اش را ده ها میلیون نفر به خیلی از مردم فروختند و دست قاچاقچی ها و دزدها و آن هم که باز بود الکی دارو تولید می کردند و مارک آن دارو را هم می زدند تا پنجاه و شش و شصت میلیون تومان یک آمپول را خدا می داند در این چند سال کرونا چه کسانی غارت کردند سرمایه های این ملت و چقدر آدم کشته شد در این کرونا مظلوم کشته شدند، نگویید در کرونا مردند، بسیاری از مردم در کرونا کشته شدند یعنی برایشان یک طوری برنامه ریزی کردند که بمیرند اینها، خیلی وحشیانه اینها رفتار ریختند و هنوز هم اینها برای ما تازگی دارند اعلام می کنند موج جدیدی در راه است، میکروب جدید، ویروس جدید می سازند و همینجوری تولید می کنند تا به آن حالت خودش برسد. در این سازمان برنامه چیست؟ شعار را نگاه کنید بعد وضعیت موجود در جهان را نگاه کنید: حصول عالی ترین سطح ممکن بهداشت برای همه مردم، بعد حالا خودشان بهدشات را چطوری تعریف می کنند؟ می گویند: منظور از بهداشت حالت رفاه کامل جسم و حالت رفاه روانی و اجتماعی، دقت کنید رفاه حوزه ی جسم و روان و حوزه اجتماع، یعنی جسم هیچی، روان هم هیچی در حوزه اجتماعی هم سازمان بهداشت دخالت می کند، یعنی می آید در تعریف روابط اجتماعی می گوید این روابط باید اینطوری باشد، والا این مثلا افسردگی می آورد، این دلیل ها این مشکلات پیش می آید شما اگر مثلا بچه تان خواست خودارضایی کند باید به او اجازه دهید مبادا یک موقع عقده ای شود، اگر خواست روابط جنسی خارج از ضوابط برقرار کند به هیچ وجه کسی حق ندارد مزاحم اینها شود. اینها مسئله درست می کند. مدارس فقط حالا آنهایی که من از نزدیک خودم دیدم در کشورهای خارجی مدارس کاری که می توانند بکنند این است که پسرها کاندوم داشته باشند و دخترها هم قرص ضد بارداری؛ ولی باید هیچ اشکالی نداشته باشد این روابط و آزاد باشد و خیلی چیزهای دیگر حالا برای ما خیلی داستان چیده اند اینها... حالا الان با دخالت اینها اوضاع جسمانی، تعداد مریض ها، سکته ها، سرطان ها، آلزایمر ها، پارکینسون ها، ام اس ها، مشکلات چشم و گوش، مصرف عینک، تعداد کسانی که عینکی شدند، کسانی که سمعکی شدند، کسانی که مشکلات عقیم شدن، همه بیماری ها یکی از این مشلات کم شده یا نه؟ بعد خودشان یک فجایعی را ایجاد کردند که قبلا نبوده بعد آمدند گفتند ببینید ما الان دخالت می کنیم؛ مثلا فلان بیماری الان کم شده نگاه کن، اول بیماری را نشرش می دهند بعد می آیند می گویند حالا واکسن بزنید شما. ببینید با واکسن ما دیگر کسی این بیماری را نمی گیرد، حالا اینکه آن واکسن ها خودش چیکار می کند با بدن بماند! بیماری سازی فروش واکسن، الزام واکسن برای همه و همه هم باید بزنند این واکسن ها را، یعنی بچه باید بزند، مادر باید بزند مبادا به فلان بیماری که اینها خودشان تولید کردند دچار شوند. داستان این هم یک داستان خیلی غم انگیز است و من خیلی نمی خواهم وارد شوم. چون هرکدام اینها ده ها ساعت بحث دارد.
بحث اقتصاد، بانک جهانی آمدند برای مسائل اقتصاد کشورها که ستون فقرات هر کشور است. آمدند طرح و برنامه ریختند که همه باید سیاست های مالی شان را در همه زمینه ها با ما تنظیم کنند، سیاست ارزی شان، سیاست های مالی شان هرکار در حوزه اقتصاد در کشور انجام شود ما باید دخالت کنیم. دو سه تا سازمان زدند. این چون خیلی مهم است و از یک طریق فشار نمی آوردند چندتا سازمان زدند که کاملا بتوانند جهان را از نظر اقتصاد در دست خودشان قرار بدهند. این پروتکل هایش هم وجود دارد که ما باید این کار ها را بکنیم و بعد هم حالا کردند این کار را.
هدف در بانک جهانی چیست؟ توسعه اقتصادی، کشاورزی، صنعتی، فنی، آموزش و پرورش. ببینید، اقتصاد آمده کجا؟ آموزش و پرورش! آموزش و پرورش کشور های عضو. ما می خواهیم در همه ی اینها دخالت کنیم؛ چیکار می کند؟ وام می دهند به کشور های عضو تابه این اهداف برسند؛ اهدافی که خودشان در همه زمینه ها برای کشورها برنامه ریزی کردند، در بخش کشاورزی، خود توسعه اقتصادی، در بخش صنعت، در بخش روابط فنی، در بخش آموزش و پرورش و بخش های دیگر. می گویند بهتان وام می دهیم، می گوید حالا بیا، می گوید مثلا دویست میلیون دلار تصویب کردیم به شما وام بدهیم. می گوید بدهید. می گوید نه! ما باید بگوییم شما کجا مصرف کنید! ما این پول را به شما می دهیم مثلا برای عقیم کردن زنان و مردان در بخش بهداشت می آید اینطور مسائل را می گذارد، یعنی آن بانک جهانی ایده فرهنگی اش را در آن بخش می گیرد به شما می دهد، می گوید که ما به شما می گوییم این را در فلان جا فقط باید هزینه کنید، بعد هم باید به ما گزارش دهید بعد هم ما باید نظارت بکنیم سودش را هم از شما می گیریم؛ یعنی هم وام می دهند، هم رباخواری ای که عادت دیرینه صهیونیست ها هست با سود خیلی وحشتناکی از کشورها پس می گیرند که خیلی از کشورها هم نمی توانند بدهند، بعد می گویند حالا که نمی توانید بدهید این امتیازها را باید بگیریم، بعد این امتیازها در همه حوزه های معدن، نفت، گاز، منابعی که کشور ها دارند اگر نداشته باشند امتیاز های دیگر می گیرند ازشان، خوب دقت کنید، می گویند الان سود را نمی توانی بپردازی، اصلا کمرش زیر بار سود و ربا راست نمی شود، بروید تاریخچه کشورهایی که از این صندوق پول گرفتند بروید داستانشان را مطالعه کنید ببینید چقدر به خاک سیاه نشستند کسانی که وام گرفتند از این سازمان بین المللی.
صندوق بین المللی پول، این یک داستان دیگر است؛ صندوق بین المللی پول باز هم بین المللی است باز هم اقتصاد است، باز هم پول است، حالا این چیکار می کند؟ این می گوید که ما کمک می کنیم به ثبات (آدم خنده اش می گیرد از این خبیث های ملعون وحشی) ارزی کشورهای عضو. کشورها تلاطم ارزی نداشته باشند، مشکلی پیش نیاید در آنها، فقیر نشوند، مشکلات پیش نیاید و راهنمایی اعضا در مورد مسائل پولی و مالی، یعنی همه باید بیایند از ما مشاوره پولی و مالی بگیرند. حالا شما بروید مطالعه بفرمایید من فقط سرفصل می دهم که کسانی که وصل شدند به صندوق بین المللی پول چه جوری به خاک سیاه کشیده شدند، چه جوری فاصله طبقاتی و بدهکاری کشور و خوابیدن بسیاری از مشاغل، نابودی کشاوزی، صنعت و خیلی از شغل های دیگر در این کشور چه جوری اتفاق داد، گفت بهتان پول می دهیم، کمک می کنیم، ارزتان را اینجوری می کنیم آنجوری می کنیم و جالب است در همه ی کشور ها چون این ها قبلا زیرساخت های دانشگاهی اش را و علمی اش را در رشته های اقتصاد و مدیریت چیده اند قبلا خودشان و آنهایی که رفتند این رشته ها را در آن کشورها خوانده اند، همه چیزهایی که اینها می خواهند می خوانند، یعنی وقتی می گوید روانشناسی می گوید آن روانشناسی ای که ما می گوییم یعنی این، اقتصاد یعنی این، جامعه شناسی یعنی این، مدیریت هم ما به شما می گوییم، مدیریت صنعتی، مدیریت مالی، مدیریت فرهنگی و... همان هایی که خودمان می گوییم باید شما بخوانید. والا مدرک شما رسمی و معتبر نیست، ما زمانی مدرک آن کشور را معتبر می دانیم که آن چیزی که ما می گوییم تدریس کنند، چیزی که خودشان قبلا بافته اند. بنابراین بسیاری از مسئولین، رئیس جمهورها، وزرا، نمایندگان مجلس، اقتصاد دان ها که قرار است جریان اقتصاد را شریان اقتصادی در دست اینها باشد اینها تحصیل کرده همین آدم ها هستند یعنی آنها اینها را تربیت می کنند و بعد چه اتفاقی می افتد؟ روش های این ها را اجرا می کنند، یعنی می گویند در این حوزه هایی که ما گفتیم دستورالعمل بدهید به دولت، این ها را در مجلس تصویب کنید، در شورای شهرتان این ها را تصویب کنید، سیاست های اقتصادی که دمار از روزگار مردم در می آورد که جریانش در کشور خودمان هم مال اینهایی است که عبد این سازمان ها بودند، رئیس جمهور هایی از ما، وزرا و نمایندگان مجلس که عبد بودند هنوز هم هستند خیلی هایشان، بنده این مجموعه ها و این بت ها بودند و هنوز هم دستورالعمل هایی که برای کشور ما می نویسند همینجوری است. تابع آن چیزی که آنها می گویند، برنامه هایی که آنها می دهند.
اتحادیه جهانی پست؛ این چیکار می کند؟ این سازمان کمک به سازماندهی و بهبود بخشی به خدمات پستی در سطح بین الملل، این چیکار می کند برایشان؟ یک سلسله قوانین پستی برای همه کشور ها برای مراسلات و ارتباطات تنظیم می کنند که در این روابط پستی بسیاری از انتقال های نامشروع از مواد، اسلحه و خیلی چیزهای دیگر که خلاف هست، راحت انجام می شود، یعنی برنامه ریزی کردند برای اینکه شما پست تان باید اینجوری باشد، تابع این پروتکل ها باید باشد و مراسلات باید چطوری باشد، ما تعیین می کنیم قوانین را که شما می خواهید ارسال کنید در سطح کشورها چطوری باشد، اصلا گمرکش چطوری باشد رد شود نشود اصلا بازرسی شود نشود و خیلی چیزهای دیگر که خودشان می خواهد برنامه ریزی می کنند، هروقت هم بخواهند از آن استفاده کنند طبق قانون خودشان به کشورها می گویند این ماده قانون بین المللی هست شما حق ندارید ای کشور تو به این مرسول ها توجه بکنی، به این گروه وارداتت توجه کنی، صادرات هم بخواهی بکنی ما باید بیایم نگاه کنیم که مرسوله های شما چه چیزهایی هست و داستان های دیگر...
اتحادیه بین الملل مخابرات دور؛ ببینید تا کجاها این ها نفوذ دارند! دوباره همین شعارهای مسخره، بهبود توسعه خدمات خابرات راه دور از قبیل تلفن، تلگراف، رادیو، تلفن، تلویزیون و غیره، و غیره یعنی دست شان باز است، در تمام ارتباطات شما دخالت دارند. واقعا برای ما تسهیل می کنند. می گویند بیایید این موبایل را می دهیم به شما راحت ارتباط بگیرید، این تلفن را به شما می دهیم، این تلفن را به شما می دهیم، ببینید در خانه هایتان داریم برایتان وصل می کنیم این را؛ ولی مثل همان ماهواره ای هست که برای ایرانی ها مجانی در دنیا برای همه ی مردم گران استفاده از ماهواره پولی غیر از این کشورهایی که اینها می خواهند هدف قرار دهند مثل ایران که تقریبا نزدیک پنجاه درصد ماهواره های جهان فقط برای کشور ما طراحی می شود رایگان هم می گویند. ببینید چقدر دلشان برایمان می سوزد، میلیاردی هزینه ماهواره می دهند و برنامه تولید می کنند اینها برای ما دیگر، انقدر ما را دوست دارند برایمان برنامه تولید می کنند ولی اگر مردم خودشان بخواهند مثلا یک برنامه ببینند باید پول بپردازند یعنی باید پول بپردازی تا برایشان آنتن باز شود.
سازمان هواشناسی جهانی دوباره همان بهبود سیستم هواشناسی و ایجاد موازین و ضوابط مشترک مربوط به گزارش های هواشناسی؛ در این قسمت هم کاملا مدیریت دارند.
سازمان بین المللی دریانوردی، این بخش مهمی که به اقتصاد کشورها مربوط است و سهم زیادی در سعادت یا شقاوت یک ملت دارد. بدبختی اقتصادی، پیروزی اقتصادی ملت دارد برایشان برنامه ریزی کردند، تسهیل همکاری و مبادله اطلاعات میان کشورهای عضو در زمینه ی موضوعات فنی، مربوط به کشتیرانی و به وجود آوردن عالی ترین معیار های ایمنی دریایی برای کشورها.
صندوق بین المللی برای توسعه کشاورزی، آن داستان خوار و بار و ایکائو سرجای خودش حالا اینجا بخش اعطای وام این سازمان که به منظور رشد توسعه امور کشاورزی در همه ی کشور های جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه که حالا شما بعدا خودتان مطالعه کنید اینهایی که من می گویم سرفصل است، ببینید چجوری اینها به خاک سیاه کشور های در حال توسعه را رساندند، کشاورزی خود ایران را ببینید چطوری نابود کردند به مشابه کشور های دیگر را؛ بخش عمده ای که سعادت یک کشور به آن بستگی دارد کشاورزی است، انقدر مهم است که حضرت می فرماید خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نکرد مگر اینکه کشاورز بود غیر از ادریس که خیاط بود، همه کشاورزی می کردند، کشاورزی پایه ی سلامت و سعادت اقتصادی و توسعه یک کشور است، در اکثر این کشور ها کشاورزی را نابود کردند، بعد هم می گویند ما به شما می گوییم چی بکارید، چجوری بکارید، چه سمومی را بزنید به این مواد، این سمومی که ما می گوییم شما باید بزنید همه کارشناس هایشان را در دانشگاه های خودمان تربیت می کنند، مأمور هایشان را در دانشگاه های خودمان تربیت می کنند و به آنها هم مدرک می دهند که شما مثلا مهندس کشاورزی هستی، استاد کشاورزی هستی و... اینها شاگرد ها و سرباز ها و سواره نظام هایشان را با پول خودما در دانشگاه های خودما تربیت می کنند و یک مدرک بهشان می دهند، می گویند اینها را بخوان حالا برو سیاست های کشاورزی که ما می گوییم را مصرف کنید، اینجا این سم را بزنم برای گندم، برای جو، برای گوجه، برای خیار، برای... ما مشخص می کنیم چی ها را نکارید در کشور شما این چیزها نباید کاشته شود، اینهایی که ما می گوییم بکارید و بعد چه جوری از اینها استفاده بکنید. در بخش غذا و خوراک مردم این هم داستان بخش کشاورزی.
این یکی خیلی وحشتناک است و تقریبا یک چیزی در یونسکو می زند، سازمان جهانی مالکیت معنوی، اسمش قشنگ است. می گوید که هرکس هر محصولی تولید می کند باید به اسم آن باشد، حرفهای قشنگ و خوب هم طبیعت گرا ها زیاد می زنند این را یادتان باشد شیطان و طبیعت گراها پنج تا حرف خوب می زنند مثل بی بی سی، مثلا چند تا حرف خوب می زند و درست هم می گوید ولی صدتا دروغ هم به شما غالب می کند. همین چند وقت پیش یکی از این گردانندگان شبکه های اسرائیلی خودش می گفت که مردم وقتی می خواهند باهم شوخی کنند، می گفتند که به دروغگو می گفتند بی بی سی می شوی ها! مثلا به یک کسی دروغ می گفت می گفتند نگو اگر بگویی بی بی سی می شوی تو هم، حالا این هم همینطوری است این بی بی سی با اینها هیچ فرقی نمی کند و همه شان منشأ اش یکی است.
حالا اینها در مالکیت معنوی چیکار می کنند ؟ همکاری با کشورها در جهت تقویت انعقاد موافقت نامه های بین المللی، دقت کنید که دیگر از قوانین خود کشور بالاتر است، پیرامون موضوعاتی (حالا ببینید از کجا شروع می کنند که شما دردت نیاید و اذیت نشوی) علائم و طرح های صنعتی، طبقه بندی کالاها و خدمات (که پشت این کلی کار است) و حمایت نام گذاران اولیه (حالا نگاه کنید رفت کجا) و حمایت از آثار ادبی و هنری، یعنی مثلا یک فیلم خلاف مملکت ساخته می شود، خلاف شئونات دینی، سیاسی، اجتماعی ساخته می شود آنها می گویند این فیلم از نظر ما خوب است و جایزه هم به آن می دهند دفاع هم می کنند از آن، حمایت از اجرا کنندگان و تولید کنندگان محصولات دیداری و شنیداری حمایت می کنند، مثلا من اگر یک سریال مبتذل، یک سریال ضد بشری ساخته می شود، اگر کسی بخواهد اعتراض کند مجلس بخواهد اعتراض کند، دولت و رهبر بخواهند اعتراض کنند می گویند آنجا تحت حمایت است این و هیچکس هم حق نداره با این کالا، با این فیلم، با این سریال مخالفت کند. ما می گوییم کدام سریال ساخته شود، کدام پخش شود. بالاخره ما مجوز می دهیم دیگر! اگرکسی خلاف این را ثابت کند حقوق بشر م آید محکومش می کند، می گوید اینها خشن اند، تروریست اند، حقوق بشر را رعایت نمی کنند، آزادی نمی دهند. حالا پروتکل هایی که هست خیلی جالب است می گوید ما به اسم آزادی باید مردم را از اطاعات خدا و فرمانروا هایشان خارج کنیم، دقت کنید به اسم آزادی باید اینها را از خدا و دین و فرمانرواها و حاکمانشان نجات دهیم. حالا هر کدام از اینها داستان دارد و برای هرکدام از اینها می شود جلسات برگزار کرد؛ ولی من می خواهم درحد اشاره به شما بگویم که جریان صهیونیسم با ما چیکار دارد می کمند و استکبار جهانی با دنیا دارد چه کار می کند آشنا شوید فقط هیمن مقدار، حالا در کلاس ما نمی توانیم زیاد ورود کنیم به اینها باید بروید برای خودش کارگاه دارد، استاد دارد، باید تحقیق شود و قابل تحقیق هم هست.
سازمان توسعه صنعتی ملل متحد، باز دوباره سراغ صنعت رفت، این چیکار می کند؟ تشویق و پیشبرد و تسریع فرایند صنعتی شدن کشور های درحال توسعه؛ اگر می خواهید صنعتی شوید باید بیایید اینهایی که ما می گوییم را رعایت کنید، فلان حوزه ها را دیگر ورود نکنید، فلان حوزه ها را تعطیل کنید. برای صنعتی شدن باید این شرایطی را که ما می گوییم بپذیرید. صنعت های مثلا یک چیز خیلی سبک اش را می گویم برای شما؛ در کشور خود ما اصلا می گوید که تولید این صنعت ها چون آلودگی هوا می آورد به لایه ازون لطمه می زند، سرطان را زیاد کرده این مصرف مواد صنعتی، دودها، کارخانه ها، گازها و... می گویند که ما به شما پول می دهیم و کمک می کنیم صنعتی شوید. می گویند حالا چه کار کنم؟ همان کارخانه ها که در کشور خودشان نمی پسندند باشد می گویند شماها تولید کنید می گویند بروید شما اینها را در کارخانه هایتان تولید کنید بعد هم تولیداتتان را کامل شسته رفته و تمیز از شما می خریم، می گویند فلان کشور صادر کننده است، یکی اش فقط این است. حالا بماند تمام نقشه هایی که می کشند برای صنعت کشور ها. از طریق همکاری ها و مساعدت های فنی، مشاوره ای، پشتیبانی و تشویق به سرمایه گذاری در سطوح جهانی، منطقه ای و ملی، یعنی قشنگ همه جا همه چیز را دارند.
پس دعوا سر چیست؟ دعوا سر مدیریت بر جهان است، دعوایی که از اول تاریخ هم وجود داشته؛ هرکس که مدیر است، هرکس که رئیس است، هرکس که حاکم است همه تابع آن هستند، ما یک فرمول داریم، یک قاعده داریم که «اَلنّاسُ عَلى دینِ مُلُوکِهِمْ» مردم بر دین پادشاهانشان هستند، یعنی ملوک هستند که هر جوری باشند بقیه هم همینطوری هستند، بقیه هم به همان مسئله دچار می شوند، اگر یک مدیر یک مجموعه ای الهی بود، خوب بود بقیه هم خوب می شوند، اگر طاغوتی بود بقیه هم به همان مسئله دچار می شوند. در این زمینه می خواهم برایتان یک فرمول و یک قاعده خیلی مهم بگویم.
در قرآن ما یک آیه ای داریم که خیلی مهم است این آیه، یعنی راهگشاست در همه ی مسائل فردی و اجتماعی و منطقه ای و ملی و جهانی. می فرماید: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» به همه ی مردم اعلام کن بگو خدا تنها اعمال زشت، فواحش یعنی اعمال زشت و کارهای زشت را حرام کرده، فقط هم کار نیست، "ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ" چه زشتی ها و فواحش ظاهری و چه زشتی ها و فواحش باطنی که در موردش قبلا صحبتهایی در این زمینه داشتیم. به امام کاظم علیه السلام یک قاعده و فرمول بسیار بسیار مهم در اینجا می دهند که شما متوجه می شوید صهیونیسم جهانی دارد چه کار می کند و ما الان در چه وضعیتی داریم زندگی می کنیم و باید چه کار کنیم. این خیلی مهم است! حالا بعد از دانستن اینها مسئله این است که ما الان باید چه کار کنیم، نقشه چیست و قرآن چه راهی دارد برای این کار، اهل بیت چه راهکاری دارند. می فرماید که لِلقُرآنِ ظَهرٌ وَ بَطنٌ قرآن یک ظاهر دارد و یک باطن، بعد می گوید حالا کل این قرآن ظاهر و باطن دارد، یک چیزهایی ظاهر قرآن است و یک چیزهایی باطن است، «فَجَميعُ ما حَرَّمَ اللّه ُ في القرآنِ هُوَ الظّاهِرُ» خواهش می کنم خیلی دقت کنید! هرچیزی خدا حرام کرده ظاهر است، ظاهر است یعنی چی؟ یعنی یک باطنی دارد در نظام خلقت، در روابط انسان ها که آن باطن حرام ها را ایجاد می کند. پس "الظّاهِرُ عِنوانُ البَاطِل" همه تان هم بلدید الحمدلله، آن چیزی که ظهور می کند نماینده ی یک باطن است، می فرماید که هر چیزی که خدا حرام کرده، به قول امام رضا علیه السلام فرمود حرام یعنی برای شما ضرر دارد، حتما برای شما ضرر دارد. حتما آسیب می بینید از آن، می گوید هر چیزی که خدا حرام کرده همه اش ظاهر است، پس باطن همه ی حرام ها چیست؟ این را اگر کسی نفهمد به شدت در جامعه آسیب می بیند. از نظر دشمن شناسی، فهم اجتماعی، بصیرت سیاسی، بصیرت اجتماعی این آدم فلج است و نمی تواند فکر کند. این است که معصوم شما را اینطوری می سازد. می فرماید که هرچی خدا حرام کرده در قرآن ظاهر است «وَ الباطِنُ مِن ذلِكَ» باطن همه این حرام ها چیست؟ "أئمّةُ الجَورِ" مدیران است، فرمانرواها، امامان ظالم هستند که تمام فحشاها و حرام ها را ایجاد می کنند در جامعه. منشأ همه ی فساد ها، حرام ها، انحراف ها، ظلم ها و هرچه بدبختی هست از مدیر یک جامعه است، رهبران یک جامعه، امامان یک جامعه، ائمه جور، امامان جور هستند. خوب توجه بفرمایید چه جوری ما را راهنمایی می کند! یعنی می گوید تو اگر می خواهی مبارزه بکنی شما نگاه کنید خیلی از این آدمها میلیارد ها آدم ها در تاریخ می خواستند بروند اصلاح کنند جریان را، کارها را درست کنند، همیشه می رفتند با شاخ و برگ ها مبارزه می کردند. زمان ائمه خیلی ها به امامان می گفتند فلان کار بد است و... امام می داند منشأ همه این بدبختی ها چیست و کجاست و چون امام می داند تا آن درست نشود بقیه درست نمی شود و الان هم نمی شود درستش کرد می گفتند چرا الان امام ساکت نشسته؟ چرا فقط امام حسین زد به ریشه؟ چرا امام سجاد و امام باقر و امام صادق این کار را نکردند؟ چرا حضرت مجتبی کوتاه آمد و زد به صلح با اینکه می دانست ریشه ی همه ظلم ها معاویه ست، امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام عسکری، امام زمان 1200 سال است الان نشسته است دیگر، چون آنها می دانند اگر فساد بخواهد از بین برود باید آن ریشه و باطن از بین برود، برای اینکه آن باطن از بین برود و آن بطن باید وجود داشته باشد و ائمه آن شرایط را ندارند تا چه اتفاقی بیفتد؟ تا شما شرایط را ایجاد کنید! برای برطرف کردن آن باطن. بعد می فرماید که «و جَميعُ ما أحَلَّ اللّه ُ تعالى في الكِتابِ هُوَ الظّاهِرُ» چی خدا حرام کرده در قرآن جز ظاهر است، باطن این همه خوبی ها و حلال ها و جائز ها چیست؟ فرمود: «و الباطِنُ مِن ذلِكَ أئمّةُ الحَقِّ» ریشه همه خوبی ها و عدالت ها و درستی ها و حلال ها و جوازها و آسایش و آرامش و پیشرفت باطنش امام یک جامعه است، اگر امام یک جامعه درست باشد، از درستی آن رگ همه ی اجتماع پیشرفت می کند، می رود جلو و در می آورد کار را همه موفق می شوند و همه به توفیق می رسند و همه به سعادت می رسند و همه به رشد می رسند، پس دقت کنید چه جوری تحلیل می کنید وقتی می خواهید تحلیل اجتماعی و سیاسی کنید در همه جا هم درست در می آید. در خانواده درست است، در یک مسجد درست است، در یک حسینیه درست است، در یک موسسه درست است، در یک شرکت درست است، در یک کارخانه درست است، در یک شهر درست است، شهردار و شورای شهر، در یک استان درست است. در همه جا این قانون درست است، نه اینکه مشکل پیش نمی آید. مشکل پیش می آید اما می گوید روند کلی و جریان کلی آن جامعه که کوچکترین آن خانواده است، روند کلی آن جامعه تا یک کشور، تا یک قاره تا کل جهان، روند کلی اش رو به اصلاح می رود، حالا یک جایی هم فساد پیش می آید، یک جا یک خطری باشد، یک جا یک انحرافی باشد، یک جا یک کار جزئی باشد به قولی غیر سیستماتیک نه! فساد سیستماتیک نمی آید سراغ مجموعه ای که امامش درست است، اما وقتی که امام درست نبود تمام فسادها، انحراف ها، گناه ها، خطرات، بدبختی ها سیستماتیک می شود؛ یعنی مدیریت شده و حساب شده دارد می آید، به شاه می گفتند الان وزرایتان دزدی می کنند، نماینده هایتان دزدی می کنند. شما چرا هیچی نمی گویید؟ شاه خودش چون رئیس همه اینها بود در رشوه گرفتن و دزدی می گفتش که من اینها را به وجدان خودشان واگذار می کنم، در همین حد! چون خودش اصلا اینطوری بود دیگر! این قانون همه جا درست است. پس وقتی مدیریت اصل است. صهیونیسم و استکبار جهانی چه برنامه ای می ریزد؟ اینکه من باید مدیریت جهان را خودم به دست بگیرم؛ در همه شئون اقتصاد، بانکداری، کشاورزی، حمل و نقل، پست، بهداشت، خانواده، تربیت، فرهنگ، خواندیم دیگر الان من چهارده تا برایتان خواندم، چقدر هم آدم های خوبی اند به نیت .... چهارده تا گذاشتند اینها، ولی ما الان خیلی سازمان های دیگری داریم ولی خارج از این داستان اینها تشکیل داده اند و زیاد است اگر من بخواهم برایتان بخوانم صرف نظر کردم که اینها را برایتان بخوانم، بعد سازمان منطقه ای تشکیل می دهند که به نفع شان باشد. مثل پیمان ناتو و پیمان ورشو و صادرکنندگان و تولیدکنندگان و... یک عالمه چیز دارند برای خودشان و زیاد است. قاره ای. باز منطقه ای و خیلی چیزهای دیگر، حالا من دیگر برایتان نخواندم خودتان می توانید بروید به دست بیاورید. پس ببینید مسئله چیست؟ مسئله این است که استکبار جهانی و صهیونیسم جهانی برای تمام دنیا دارد برنامه ریزی می کند و برنامه ریزی کرده و الان دارد اجرا و بهره برداری می کند، حالا در وسط این سلطه جهانی و استکبار جهانی و حاکمیت جهانی که در همه ی شعبه ها هست، در آموزش و پروش، در آموزش عالی، در تمام رشته ها در سینما در هنر هنوز هم هست می گویند اینکه امام زمان زمانی ظهور می کند که بیعت هیچکس به گردنش نیست، برخلاف بقیه معصومین، مثلا ما الان جمهوری اسلامی هستیم ولی بیعت سازمان ملل گردنمان هست، ما الان باید رعایت حقوق بشر را بکنیم کار دیگری نمی توانیم انجام دهیم، رعایت سازمان بهداشت جهانی باید بکنیم که مردم مان کشته شوند، عقیم شوند، نازا شوند، بچه هایمان سقط شوند، والا کل دنیا می ریزند سرتان که اینها وحشی اند و بهداشت ندارند و دارند و... و خیلی از تعهدات فرهنگی که چون عضو آن سازمان هستیم مجبور هستیم خیلی از جاها تن بدهیم به این بیعت و بالاخهر این بیعت را محترم باید بشماریم.
آقا امام زمان وقتی ظهور کند می گوید من عضو هیچ مجموعه ای نیستم، عضو سازمانی نیستم و هیچ بیعتی از هیچکس به گردن من نیست! هرچه خودم صلاح می دانم انجام می دهم. فرق مدیریت و فرمانروایی را دقت کنید می گوید من زیر نظر هیچ طاغوت هیچ بیعتی نبستم، جایی امضا ندادم، جایی تعهدی ندارم، یک آدم آزاد اینطوری که از مدیریت استکبار جهانی آزاد است و خودش علمش ماورای همه اینهاست می خواهد بیاید امور را به دست بگیرد. حالا بعد که شما این را فهمیدید ما باید چیکار کنیم الان؟ قرآن فقط یک راهکار برای شما گذاشته و معصومین فقط یک راهکار گذاشته اند، می گویند شما اگر مومن اید و دین دارید باید برای دولت کریمه تلاش کنید، برای حاکمیت دولت و الا اگر صرفا بخواهید به شریعت و مسائل دینی و ظواهر دینی پبردازی اما نقشی در حاکمیت آن دولت نداشته باشی برای باطن همه خیرات تلاش نکنی. چون اگر او بیاید همه خیرات می آید دیگر، یعنی برای حاکمیت آن باطن تلاش نکنی و برای نابودی آن باطن همه فحشا ها تلاش نکنی اصلا دین نداری. یک کسی می گوید دنیابه من چه! جهان به من چه! سیاست به من چه! من خودم و یک زن و بچه ام و دو لقمه نانی در می آوریم. خدا مگر از ما چه خواسته؟ نماز را می خوانیم، روزه می گیریم، حج اگر پولدار شدیم می رویم، این هم دین داری شد دیگر. چی می خواهم بیشتر از این؟ خدا می گوید این دین نیست! دین یعنی تو نسبت به همه ی مردم جهان مسئول هست، نه فقط مسلمانان همه مردم جهان! گفتیم دین داری یعنی رحمانیت و رحیمیت یعنی اگر رحمان و رحیم نیستی باید بدانی همه ی مردم جهان بچه های اهل بیت اند و همه مردم جهان خواهر برادران تو هستند. خواهر برادران حقیقی تو هستند نه اعتباری، بنابراین نمی توانی بگویی چینی ها به من چه، ژاپنی ها به من چه، بودایی ها به من چه، مسیحی ها به من چه.
خدا رحمت کند آقای بهجت را فرمود من اگر شبها برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم. این یعنی انسانیت و رحمانیت. این را از ما خواستند دیگر. بنابراین ما باید دقت کنیم که الان در چه جهانی داریم زندگی می کنم تحت حاکمیت چه کسانی داریم زندگی می کنیم، دنیا الان با مدیریت کی دارد اداره می شود و روند حاکمیت طاغوت ها تا کجا در همه ی کشور ها رفته و حالا تازه وقتی این را فهمیدی متوجه می شوی انقلاب اسلامی یعنی چی، حماس یعنی چی، حزب الله یعنی چی، یمن یعنی چی وسط این حاکمیت داستان چیست اینجا.