اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره ترس ادامه میدهیم یک فرمایشی دارد امیرالمؤمین (علیه السّلام) که دوتا کلمه بیشتر نیست ولی این همه بحثهایی که ما کردیم همهاش در همین دو کلمه است این را حفظ کنید راحت هست «الجُبنُ آفَةٌ» جبن، ترس آفت است.@شما وقتی که میگویید مثلاً فلان محصول آفت زده یعنی چی؟ یعنی چه اتفاقی برایش افتاده؟ یعنی صدمه خورده، دارد نابود میشود، یعنی گندمها آفت زده جوها آفت زده غلات آفت زده آنوقت این آفت جان انسان ترس است که در حمله سمت جلو شیطان هست گفتیم شیطان چهار نوع حمله دارد جلو، عقب، راست و چپ.@در حمله جلو ترس ایجاد میکند چون جلو ما آینده ماست انواع ترسها برای این هست که نکند چه بشود در ترسهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی؛ آیا من موفق میشوم در هر پنج بخش، یکسره ترس شیطان ایجاد میکند که انسان جلو نرود و غمگین باشد «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا» نجوا برای شیطان هست تا مؤمن را غمگین کند.@غم یک آفت بزرگ برای ایمان انسان و مؤمن و حرکت مؤمن هست ترس هم یکی از آن وسیلههایی هست که انسان را غمگین میکند اضطراب و ترس برای انسان میآورد که انسان شجاعت حرکت را از دست بدهد.@شما پدر و مادر را ببینید میایستند پایین و به بچه میگویند بغل من بپر، بچه اولش یکذره ترس دارد، دیدید بچهها بعضیها این کار را نمیکنند ولی وقتی که این بچه در بغل مادر میپرد و از یک ارتفاعی خودش را پرت میکند آن لذت پرت شدن و گرفته شدن توسط پدر و مادر باعث میشود که ترسش چی؟ بریزد، و آن ترس تبدیل به یک لذت و تفریح بشود.@مثل ترس شنا کردن هست آنهایی که همیشه میترسند خفه بشوند شنا کردن یاد نمیگیرند ولی وقتی که دل را به دریا میزنند و خلاصه در استخر میروند و به مربی میسپارند و یک لحظه خودشان را رها میکنند میبینند که روی آب ایستادند و هیچ اتفاقی نیافتد.@یا دوچرخه سواری همینطور، یا رانندگی همینطور وقتی که شما غلبه میکنید میروید خودت را رها میکنی همین ول کردن خودت باعث میشود که به کمال برسی به یک قدرت برسی محدودیت، امساک، نگه داشتن برای انسان کوفت میشود عفونت میآورد برای روح و روان و مال انسان، هر چه که بترسی و ولش بکنی بیاندازی به یک جریان جاودانه عفونت میآورد.@مالت، بدنات، وقتت، علمات را بترسی عفونت و آفت میشود برای همین انسان باید خودش را رها کند و نگذارد این آفت سراغش بیاید چون به همه چیز انسان آفت میزند.@مثل آنهایی که میخواهند کار اقتصادی کنند حضرت میگوید تاجر باید شجاع باشد آدمی که ریسک نمیپذیرد خطرپذیر نیست در تجارت موفق نمیشود یا بخشهای دیگر، در بخشهای بدنی و بخشهای دیگر باید آدم شروع کند و خودش را رها کند.@همین که مثل پرواز میماند کسی که بترسد سوار هواپیما بشود این همیشه این ترس با او هست دیگر نمیتواند از پریدن لذت ببرد یا آنهایی که میخواهند کایت سواری بکنند میخواهند بروند لذت اینطور چیزها را ببرند باید اول این شجاعت را داشته باشند که خودشان را ول کنند وقتی که ول کردند به یک توانایی و قدرت و مهارت میرسند.@خدا رحمت کند یکی از این اساتید را، یکذره ترس داشت ترس پرواز داشت نمیآمد سوار هواپیما بشود اینها دائم به او میگفتند که طوری نیست، چه اشکال دارد، همه مردم دارند پرواز میکنند، یعنی چه شما میترسید این همه دارند میروند و میآیند.@خلاصه یک روز راضیاش کردند این را سوار هواپیما کردند همینطوری ایشان دست و پایش میلرزید و اضطراب داشت از این پلهها میخواست بالا برود در هواپیما نشسته بود دوستان گفتند یک روزنامه دستش بدهیم که مشغول بشود روزنامه مطالعه کند چون اهل مطالعه بود روزنامه به او بدهیم که روزنامه بخواند که این دیگر ترسش بریزد.@این بنده خدا روی صندلی هواپیما نشست روزنامه را که باز کرد صفحه سقوط یک هواپیما بود یعنی مقاله در مورد سقوط یک هواپیما بود خلاصه کار را خرابتر کرد.@حالا این را باید از خودمان دور کنیم ترس منشأ شرک است چون شما خدا را کنارت نمیبینی یعنی فکر میکنی خودت هستی و خودت، «لا حول و لا قوة الا بالله» باعث میشود انسان ترسش بریزد «الحمدلله» باعث میشود انسان ترسش بریزد چون همه توانها برای خداست همه قشنگیها برای خداست.@تو فکر میکنی که خودت هستی و وابسته به خودت هستی محافظی نداری مثل بچه کوچک که نادان است میترسد مناش را دارد اما نمیداند یک قدرت بزرگی دهها برابر قدرت خودش یعنی پدر و مادر کنارش ایستادند این ترس را دارد.@بعداً که اعتماد میکند به پدر و مادر و خودش را پرت میکند دیگر میفهمد که یک قدرت بزرگی هست پدر، مادر، خواهر، برادر هست این بچه شجاع میشود بچهها را دیدید چقدر راحت در حرمها میدوند و از پدر و مادر دور میشوند این اعتمادشان به کیست؟ به پدر و مادر.@گاهی وقتها خود پدر و مادرها میترسند میگویند این بچه اصلاً انگار ترس ندارد همینطوری ول میکند میرود چون این اطمینان را دارد که یک قدرت با او هست.@موسی چه فرمود؟ موسی وقتی که آمدند به دریا خوردند پشت سرشان هم فرعون رسید از یک طرف دریا از یک طرف فرعون، همه گفتند «إِنَّا لَمُدْرَكُونَ» ما دیگر دستگیر میشویم دستگیرمان میکنند اسیر میشویم، موسی فرمود: «إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ» من یک خدا دارم یک رب کنارم هست او خودش راه را برای من باز میکند و راه باز شد.@پس وقتی که در زندگی این را دیدی خدا را، خدا میگوید من به اندازهای که بندهام من را میبیند کنارش هستم به اندازهای که روی من حساب میکند من هم کنارش هستم این خیلی مهم است در هر کاری؛ پس این ترس خیلی آفت است آفت اقتصادی، آفت بدنی، آفت عمر، آفت بخشهای اجتماعی، سیاسی، حرکتهای بزرگ است.@شما نگاه کنید آنهایی که به امید خدا مبارزه کردند یک معجزه انقلاب اسلامی را به وجود آوردند هیچ وقت هم فکر نمیکردند اینقدر زود برکت بدهد و داد.@و من مطمئن هستم آنهایی که خودشان را به یک جریان خدمت به امام زمان میسپارند باورشان نمیشود که به زودی به آغوش امام زمان میرسند ولی میبینید که زود هم جواب میدهد «أنَّ الرّاحِلَ إلِیک قَرِیبُ المَسافَة» آن که حرکت میکند به سمت خدا راهش نزدیک است زود جواب میگیرد زود به خیر و برکت به موفقیت میرسد.@پس کلاً برای هر بخش، برای بخش عبادی نباید بترسیم بعضیها نمازشب آنقدر برایشان ترسناک و بزرگ میشود که نگو، میترسد برود روی سجاده بایستد ارتباط بگیرد شیطان هم گناهانش را به رخش میکشد که تو گناهکار و آلوده هستی گذشتهات اینطوری است تو را چه به نمازشب، این اصلاً میترسد برود با خدا آشتی کند و ارتباط بگیرد.@اگر به دل شب زدی آن موقع است که راه به رویت باز میشود نمازشب را نباید بترسی، نمازشب باید به این وسوسه شیطان غلبه کنی و شروع کنی، میگویی من الان ساعت 2 نصف شب یا خوابم میآید یا میترسم، سر شب این کار را بکن از همین 8 ـ 9 شب به نیت تعجیل برو روی سجاده بایست و این یازده رکعت را بخوان.@بعد میبینی که راه افتاد میبینی 10 ـ 15 دقیقه 20 دقیقه این یازده رکعت را خواندی دفعه بعد لذتش بیشتر میشود بعد عادی عادی میشود بعد اصلاً کلاً نمازشب به تو سیر میدهد مثل یک مرکب و هواپیماست نباید بترسی که پشت آن بنشینی، بلندت میکند و خیلی جاها شما را میبرد.@ولی باید اول با آن انس بگیری از آن نترسی اول با آن انس بگیر و سوارش شو مرکب است معراج «الصلاة معراج» تو را بالا میبرد ذکر همینطور از تسبیح نترس از اینکه شروع کنی قران خواندن و به قرآن دل بدهی نترس، یک مدت که انس میگیری قرآن خودش خیلی رفیقت میشود نماز خیلی رفیقت میشود ذکر خیلی رفیقت میشود.@اولش فقط یکذره هول دادن دارد قلب ما در تمام مراحل در همه مراحل پنجگانه مثل ماشینی است که سرد شده در برف بوده آمده سرد شده یکذره هولش بدهید هولش که بدهی موتورش روشن میشود دیگر آن به شما کولی میدهد و شما را میبرد و به شما سواری میدهد ولی اولش باید هولش بدهید.@لذا امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد اولش باید به خودت تلقین کنی نترس، خودت را در حوض آب بیانداز درست میشود.@من یادم هست یک زمانی فکر میکردم که من چطوری میشود که مثلاً رانندگی یاد بگیرم یا مثلاً من آن موقع 16 ـ 17 سالم بود جبهه رفته بودم مثلاً این فرماندهها و رزمندهها را میدیدم که با این ماشین و موتورهای تریل خیلی با سرعت میروند و میآیند.@یک روزی این فرمانده ما ما را صدا کرد گفت که بیا کارت دارم، ما هم سوار ماشین شدیم ما را برد در بیابان برهوتی در جبهههای جنوب، هیچ آدمی، چادری، کسی هیچی نبود، رفت بالا و پایین، این تپه و آن تپه، اینطرف و آنطرف.@یک جایی به من گفت این سوییچ را دستت بگیر، گفتم خب، گفت ببین آنجا میبینی یک ماشین هست؟ گفتم بله، گفت برو آن بردار مقر ببر من هم بچه 17 ساله گفتم من اصلاً رانندگی بلد نیستم گفت شما برو پایین، گازش را گرفت رفت، گفت به من چه بردار بیار.@حالا من در یک بیابان برهوت نه میتوانم برگردم نه ماشینی هست نه کسی هست نه چیزی باید این را راه میانداختم بالأخره رفتم سوییچ را زدم روشن کردم راهش انداختم و خلاصه ما اینطوری یک روزه رانندگی یاد گرفتیم یک روزه سوار ماشین شدیم و بالأخره از این بیابان آمدیم تا به جاده رسیدیم و جاده را پیدا کردیم مقر را پیدا کردیم ما اینطوری رانندگی یاد گرفتیم.@موتور هم همینطوری شد موتور هم یکی از فرماندهها گفت تو موتورسواری بلد هستی؟ گفتم نه، گفت خب بیا به تو یاد بدهم آن هم با موتور تریلهای جبهه که سخت بود گازی نیست که آدم پشت آن بنشیند و یواش یواش.@گفتم من که اول از این موتور بیتالمال است من که اصلاً نمیتوانم از بیتالمال استفاده شخصی کنم گفت بیتالمال چیه، فردا میخواهیم عملیات برویم ده تا موتور از رزمندهها آنجا میماند باید برداری بیاوری باید یاد بگیری وظیفهات هست، باشد.@خلاصه یک ساعتی با ما وَر رفت این را اینطوری بگیر دنده را اینطوری بزن اینطوری بشو یواش یواش خودش پشت من نشست و من هم شروع کردم دیدم نه میشود رفت و نترسیدم یواش یواش سرعت گرفتم و گفت آفرین بارک الله خوب است، همینطوری یکی دو بار این کار را کرد.@یک بار من همینطوری حواسم نبود همینطوری با سرعت، سرعت گرفتم مثل بقیه، من یک ساعته یک موتورسوار شدم یکدفعه حواسم نبود رسیدم به یک تپه نمیدانستم چکار کنم نه میتوانستم سرعت کم کنم نه میتوانستم دور بزنم با سرعت روی این تپه رفتم.@مثل این فیلمها هستند که موتورسوارهای حرفهای میپرند من اینطوری بلند شدم روی هوا گفتم یا حضرت عباس این را چکارش کنم روی هوا، بالأخره این موتور را سفت نگهاش داشتم همانطوری مثل این فیلمها هم پایین آمدم و سفت موتور را نگه داشتم و نگذاشتم بیافتد.@رفتم مثلاً چند متر آنطرفتر نگه داشتم به فرماندهمان برگشتم گفتم چطور بود؟ دیدم فرماندهمان نیست نگاه کردم دیدم روی آن تپه یک جنازه افتاده یعنی آنقدر محکم رفته بودم که این بیچاره همانجا درازکش افتاده اینطوری ما موتورسواری یاد گرفتیم.@تلقین خیلی مهم است تلقین اولیه تا شروع کن و نترس به محض اینکه اضطراب تو را بردارد که نمیشود، نمیتوانم، مگر ممکن است، مگر میشود، برکت از تو میرود هر چقدر سطح نیت خودت را بالا ببری توفیقات الهی به آن قدر به تو داده میشود این را یادت نرود.@این قاعده فوقالعاده مهمی است در بحث ترس است (یادداشت کنید) «عَلَی قَدرِ النِّیه تَکُونُ مِنَ اللهِ العَطیة» به اندازه نیتتان خدا به شما توفیق میدهد یک موقع هست یک کسی نیت کار محلی دارد در محلش موفق است یک موقع هست نیت کار شهری میکند در شهر کارش میگیرد یک موقع هست نیت کار استانی دارد در استان کارش میگیرد.@یک موقع هست نیت کار کشوری دارد مثل این بچههایی که میگویند من میخواهم قهرمان جهان بشوم ورزشگاه خیلیها باشگاه میروند اما همه هوس قهرمان کشوری نمیکنند یک کسی میگوید من میخواهم قهرمان کشور بشوم بعد هم قهرمان کشور بشود هوس قهرمان چه میکند؟ میخواهم در آسیا برنده بشوم بعد میگوید میخواهم قهرمان جهانی و المپیک بشوم خب میرود میشود.@یک کسی میگوید من میخواهم کار بینالمللی کنم کار جهانی کنم خدا به همان اندازه به او روزی میدهد یک کسی میگوید نه من میخواهم از جهان خارج شوم من میخواهم به غیب و برزخ و ملائکه برسم بالاتر، نیتت را که بالا میبری روزی همان قدری که نیت میکنی به تو داده میشود نترسید.@«عَلَی قَدرِ النِّیه تَکُونُ مِنَ اللهِ العَطیة» به اندازه نیتتان خدا به شما عطیه و بخشش دارد پس تو بسته به این هست که کدام خدا را میپرستی خدای تو چقدر بزرگ است خدایی که تو به آن اعتماد داری خدایی که میخواهی به او توکل کنی چقدر بزرگ است برای همین معرفة الله فوقالعاده مهم است.@اگر شما الله را درست بشناسی دیگر مثل بچهای هست که به پدر و مادرش اعتماد دارد لذا به خدا تکیه میکند به خدا توکل میکند خدا را میبیند خدا هم میگوید این روی من حساب کرده با او هست، میرسد به یک جایی که به خدا میگوید من اصلاً با هیچ کس روی زمین کار ندارم امیدم به هیچ کس نیست «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» من از تو کمک میخواهم.@خدا اگر ببیند یک نفر راست میگوید پایش میایستد پس ما باید معرفتمان را درست کنیم اگر بخواهیم ترسمان از بین برود ترس برای نفهمی و جهالت و ضعف معرفت و یقین است؛ بگذارید روایتش را برای شما بخوانم که این چه مصائبی را برای ما به بار میآورد «شِدَّةُ الْجُبْنِ مِنْ عَجْزِ النَّفْسِ وَ ضَعْفِ الْيَقِينِ» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند.@شدت ترس برای ضعف نفس است یعنی این نفس غذا نخورده مثل یک بدن ضعیف که ترس دارد بدن ضعیفی که زود آفت میبیند روح هم اینطوری است آدمهایی که زود میافتد به افسردگی و پژمردگی و پوچی و بیهدفی برای این کوچک بودن نفسشان است.@«وَ ضَعْفِ الْيَقِينِ» اعتماد و یقینشان به خدا کم است خدایی که میپرستند خدای واقعی نیست خدای حقیقی نیست به قول امام صادق فرمود خداهایی هست که خودشان آفریدند مخلوق خودشان است این خدا به درد ما نمیخورد خدای حقیقی را وقت بگذاریم بشناسیم وقتی شناختی آن موقع میتوانی به او اعتماد کنی.@میبینی که دوستت میشود کمکت میکند به او اعتماد میکنی واقعاً کمکت هست واقعاً موانع را برطرف میکند لذا فرمود من نزد گمان بنده مؤمنم هستم بندهام هر جا روی من حساب کند من هم پایش میایستم ولی آدم باید یک خدای اینطوری سراغ داشته باشد که بتواند به آن تکیه کند.@پس معرفتمان را بالا ببریم هر چقدر شما سطح یقین و معرفتتان را بالا میبرید میبینید که شجاعت، قدرت، اعتماد، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس نه مستقل چون شرک است اعتماد به نفسی که شما اتکال به چه داشته باشی؟ به خدا، چون خدا هست من قوی هستم چون خدا کنارم هست من همه کاری میتوانم بکنم.@من 40 سال گناه داشته باشم میگویم چون خدا هست گناهانم همه را میبخشد یک خدایی دارم که من میدانم این خدا تمام این 40 سال گناه همه را پاک میکند و پاک میکند خدای من اینطوری است با این خدا من بنبست و ضعف و ترس و پوچی و بیانگیزگی و بیهدفی و بیآرمانی ندارم همیشه شاد و سرحال هستم همیشه نشاط دارم و همیشه آرمان دارم.@وقتی ترس آمد یک چیز ضعیف آدم را از بین میبرد یک مریضی ضعیف آدم را از بین میبرد وقتی شجاعت آمد آدم بدترین سرطان را میگیرد چون روح قوی است بدن جواب میدهد در روایت هم داریم بدن ناتوانی نشان نمیدهد آنجاهایی که روح قوی باشد بدن میکشد.@پس هر چقدر سطح یقین شما بالاتر میرود مشکلات کوچکتر میشوند و پیشرفت و پرواز و رشد شما در هر پنج جهت بیشتر میشود یقین، روی یقین کار کنید روی اعتقادات و معرفتمان کار کنیم تا ببینیم که درهای زیادی به روی ما باز میشود.@حالا نگاه کنید این آفتها را بعضیهایش را قبلاً گفتیم یکی از آفتهای ترس این هست که انسان وقتی ترسو شد دائماً ذلیل و خوار است آدم ترسو همه جوره باید ذلت و خواری را تحمل کند زندگیاش هم تلخ است چون ترس آرامش ندارد.@این دائماً تزلزل و ریختن دارد همیشه احتمالات بد میدهد همیشه حوادث بد در ذهناش میآید ترسهای مختلف، زندگیاش هم ناگوار است این میشود آرامش داشته باشد؟ این بدنش هم اسیر میگیرد بدنش هم شُل میکند ترس برای انسان تنبلی و بیحوصلگی میآورد انسان اصلاً یکدفعه وا میدهد دست روی دست میگذارد میگوید نه دیگر چکار میشود کرد.@عنوان بصری بالای 90 سالش هست وقتی خدمت امام صادق (علیه السّلام) میرود امام صادق به او همان دستورالعمل دوازده گانه میدهد، نمیگوید 90 سالت است دیگر دیر است، نه شروع کن یک کسی که امید دارد در 90 سالگی هم که شروع کند از هزاران جوان بیانگیزه میتواند جلو بزند یا اگر انگیزه ضعیف داشته باشد.@یک پیرمرد 90 ساله با انگیزه قوی جوانتر، شادابتر، بانشاطتر و موفقتر از هزاران جوان کم انگیزه است یا بیانگیزه، قدرتش هم همینطور است.@میگوید از تلخیهایش این هست آدمی که ترسو هست گفتیم دیگران به مالش، جانش، داراییهایش طمع میکنند چون میتوانند از او بگیرند یک تهدیدش میکنند میترسد.@دشمن، دشمنان هم از بیرون همینطور هست به مملکت و اموال و استعدادهایش طمع میکند آدم ترسو، به محض اینکه در مورد دشمن بترسی و وابدهی تهدید بکند پارس کرد و تو هم ترسیدی تمام شده این شروع همه بدبختیهاست.@آنجایی که میایستی میگویی که کشته میدهم، میجنگم، شما جریان باعظمت حزب الله لبنان را نگاه کنید یک جمعیت خیلی، شما لبنان را قبل از اینکه این جمعیت تشکیل بشود نمیدانید چطور بود پستترین و کثیفترین کارها برای شیعیان بود.@شغلهایی مثل فاحشهگی، مثل کارهای کثیف برای زنهای شیعه بود شیعیان اینطوری بودند وقتی خودشان را باور کردند الان صاحب مملکت هستند الان همه به اینها تکیه دارند زنان، نوامیس شیعه عزت، قدرت، بزرگی پیدا کردند همه به اینها به یک چشم بزرگ نگاه میکنند مردها همینطور، چون حاضر شدند نترسند و خون بدهند.@فرق نمیکند مؤمن و کافر ندارد اگر کافر هم نترسید برایش برکت میآورد این آثار وضعی است که خدا در طبیعت گذاشته شما این همه کشورهای اسلامی از آمریکا و پارس کردنش میترسند رئیس جمهور آمریکا میآید در تریبون جهانی عربها را تحقیر میکند میگوید باید اینها را مثل گاو دوشید بعد ولشان کرد این را از آن شنیدند باز از او میترسند به او باج میدهند.@یک کشور بیدینی مثل کره، این هر چه پارس کرد آن دائم موشک پرتاب کرد دائم موشک آزمایش کرد میکشیم، میزنیم، منفجر میکنیم، ما بمب سرتان میریزیم تحریمتان میکنیم گفت ما میزنیم واشنگتن را میزنیم همه شما را میزنیم هر کشوری که بیاید با بمب میزنیم تحریم کردند الان مجبورند این را بپذیرند.@هر جا مسئولین میترسند مملکت آسیب میبیند ملت باید خسارتش را بدهد مسئول ترسو و فاسق و مسئولی که باج میدهد مسئولی که میترسد تا دشمن پارس کند مملکت را به باد میدهد یک عالم امتیاز باید مملکت بدهد و روز به روز هم پرروتر میشود یعنی اینطور نیست که شما وقتی به دشمن گفتید باشد، تمام است، نه جلوتر و جلوتر میآید تا همه چیزت را نابود کند.@این را اگر مسئول ما بفهمد که دیگر به دشمن باج نمیدهد از آن ترس ندارد و از هیچ چیز نمیترسد ما در این 40 سال مسئولینمان آنجایی که نترسیدند ملت ما امتیاز گرفت آنجایی که مسئولین ما فسق داشتند خودشان ترسیدند مملکت را به بدبختی و نکبت کشاندند.@سرمایه و امتیازهای ملت را به دشمن دادند خود مردم گرفتار انواع و اقسام مشکلات اقتصادی و خانوادگی و سیاسی و همه چیز شدند وقتی مسئول بترسد اینطوری میشود مؤمن و کافر هم ندارد اثر وضعی این، آثار الهی این چیزهایی که خدا گذاشته چطور میگوید اگر یک خانواده کافر به هم مهربان باشند خدا به آنها برکت میدهد.@این اثر وضعی است هر جا مهربانی هست برکت هست هر جا وحدت و همدلی است ولو خانواده کافر هستند خدا میگوید من به خاطر اینکه اینها همدیگر را دوست دارند مهربان هستند صفت من را دارند.@با همدیگر رحمت دارند دور هم جمع هستند خوش هستند صفا میکنند همدیگر را دوست دارند همدیگر را تعریف میکنند همدیگر را تحقیر و سرزنش و دعوا نمیکنند خیر و برکت به آنها میدهم یک خانواده مسلمان همه هم نماز شب خوان هستند اما اختلاف دارند دائم به هم غر و نق میزنند از همدیگر خوششان نمیآیند مهرورزی در آنها نیست برکت هم میرود.@لذا آدم ترسو دشمنانش هم به مال و ناموس و کشور و منابعش چشم طمع دارند، دیگر چی؟ همه موفقیتها در ترس از آدم گرفته میشود گفتم وقتی ترس میآید تمام موفقیتهای پنج مرحلهات از شما گرفته میشود و نمیتوانی حرکت بکنی این را قبلاً توضیح دادیم.@آبروریزی و افتضاح، آدمی که ترسو هست مفتضح میشود آبرویش میرود رسوا میشود تحقیر میشود وقتی میترسد وقتی تزلزل دارد دیگر کسی برایش ارزش و حرمت و احترام قائل نیست شخصیتش اینطوری حفظ نمیشود کسی روی آدم ترسو حسابی نمیکند.@دوباره از آفات ترس این هست که انسان نمیتواند تصمیمگیری کند ثبات تصمیم ندارد روی یک چیز نمیتواند بایستد یکذره جلو میرود میگوید نه نمیشود، دوباره یکذره جلو میرود، میگوید من الان هشت سال است دائم کلاس رانندگی میروم یکذره میترسم ول میکنم نمیتواند برود بگیرد میترسد.@میگوید ده بار ثبتنام کردم استخر بروم چشمم به آب میخورد پشیمان میشوم برمیگردم نمیتواند تصمیم بگیرد. میخواهد ازدواج کند امید و انگیزه ندارد شیطان هم میآید مشکلات این را وسط میکشد، میخواهد بچهدار بشود میترسد همینطوری، همینطوری یکسره ترس دارد میخواهد یک شغلی را شروع کند همینطوری، میخواهد یک کار علمی شروع کند همینطور.@مرحوم ملا صالح میگوید من حجت خدا هستم بر همه ضعفای عالم، از نظر حافظه از همه ضعیفتر بوده راست میگوید خیلی آدم ضعیفی بوده از نظر سن من 40 سال به بالا شروع کردم یک آدمی که اصلاً حافظه ندارد خوب یاد نمیگیرد سناش بالاست میگوید من اینطوری شروع کردم ملا صالح مازندرانی شد که کتابهای مهم شیعه را شرح زده استمرار، استقامت، شجاعت، نترسیدن.@ولی طرف جوان است هنوز 30 سال، 40 سال 35 سالش هست خیلی کار میتواند انجام بدهد همیشه تزلزل دارد خب این عمر خودش، استعدادهای خانوادهاش، بچهها همه را تلف میکند آدمهای ترسو به جامعهشان هم خیانت و ظلم میکنند به جامعهشان صدمه میزنند بخصوص اگر مسئولیتی داشته باشند.@یک مدیر شجاع برای زیرمجموعهاش خیر و برکت میآورد ولی یک مدیر ترسو یک پدر ترسو یک مادر ترسو خانواده را عقب میاندازد. دیگر چی؟ اینها همه آفات ترس است اینکه آدم ترسو سازشکار است زود تا یک کسی یکذره مخالفت کند سازش میکند.@الان یک بیماری حادی که قبلاً گفتم در خانوادهها هست اینکه خانوادهها از بچههایشان میترسند یعنی یک بیماری بزرگ داریم به نام فرزندسالاری، پدر میگوید اگر من الان جلویش بایستم و با او مخالفت کنم این ناراحت میشود قهر میکند در اتاق میرود در را میبندد اینطوری و آنطوری میشود دائم به بچه باج میدهد.@این بچه هم روز به روز ضعیفتر، ذلیلتر، خوارتر، فاسدتر چون باج میگیرند میگوید تا میآیم یکذره قهر کنم یکذره داد بزنم پدرم جا میزند و دست به جیب میشود میگویم الان میروم خودم را میکشم، خودم را میکشم، بگو خودم تو را میکشم، نه اینکه الان خودم را میکشم نه نه الان فردا میرویم باج میگیرد دختر است باج میگیرد.@طرف الان آمده با ذلت میگوید دختر من میرود دو نصف شب میآید میرود سه روز نمیآید، دختر 16 ساله سه روز خانه نمیآید نمیتوانم به او چیزی بگویم، اینطوری که نبوده این بزدلی توست در برخورد با بچهات، بچه باید یک جاهایی جلویش محکم ایستاد باید با او مخالفت کرد.@یک جایی باید با او راه بیایی یک جایی باید مخالفت کنی یک جایی باید جلویش بایستی، یک جایی باید تحریمش کنی یک جایی باید محرومش کنی یک جایی باید سفت جلویش بایستی تا سر جایش بنشیند و الا این نفس انسان اینطوری است.@بچه باید یک قدرتی یک صلابتی یک مدیریتی جلویش باشد که این درست تربیت بشود و الا از دستت میرود پدر و مادر ترسو با این بچه سازش میکند بعد یکدفعه میبینی که بچه را نمیشود کنترل و جمعش کرد.@در دنیا در کشورداری همینطور است در جاهای دیگر هم همینطور است این آدم آدم سازشکاری است این آدم فقط کلاً به درد حرف زدن و مذاکره و سازش و امتیاز دادن میخورد اینطوری است یکذره برایش پارس میکنند میترسد امتیاز میدهد.@خدا رحمت کند امام را اوائل انقلاب در دوران جنگ که ما خب خیلی در فشار بودیم تمام دنیا و ابرقدرتها روی سر ما ریخته بودند برای اولین بار بود که همه ابرقدرتها روی یک موضوع مشترک بودند آن هم نابودی جمهوری اسلامی بود سابقه نداشت که شرق و غرب و همه ارتجاع منطقه کشورهای دیگر دنیا، اروپا، همه جا بریزند روی یک کشور و بخواهند نابودش کنند.@در آن موقعیت این سفیر ما رفته بود در شوروی آن موقع یک سیلی زده بودند در گوش سفیر ما مسئولین آنجا، امام گفت سفیر شوروی را بیاورید در وزارت خارجه یک سیلی در گوشش بزنید اگر نزنید وزارت خارجه که همهشان ترسیدند گفتند ما این کار را نمیکنیم سفیر شوروی را در گوشش بزنیم! ابرقدرت!@گفت بله، سپردند به یکی از این سردارها، صدایش کردیم دعوتش کردیم آمد آنجا از در که وارد شد محکم در صورتش زدم گفتم شما دفعه بعد از این غلطها نکنید سفیر ما را کتک بزنید اینجا هر کاری کنید آنجا سرتان در میآوریم بیشترش را هم سرتان در میآوریم.@هواپیمای شوروی حمله کرد جنگ افغانستان بود شوروی افغانستان بود آمده بود یکی از روستاهای ما بمب انداخته بودند خبر به امام رسیده بود گفته بود نگذارید هواپیمایشان برگردد هواپیمایشان را بزنید خلبان ما خلبانهای شجاع ما الحمدلله در ارتش هم زیاد هستند.@تعقیب کرده بود هواپیمای شوروی را، آن موقع میگفتند که اصلاً شوروی دیوار آهنی دارد هیچ کس در حریمش نمیتواند برود.@فرار کرده بود رفته بود در کشور خودش، هواپیما میرود در خاک شوروی هواپیما را میزند و برمیگردد دیگر تمام شد دیگر آنها جرأت نکردند هیچ وقت به مرز ما نزدیک شودند.@سر این قضیه داعش کشورهای دیگر ترسیدند سوریها ترسیدند عراقیها ترسیدند 45% عراق را گرفتند بچههای رزمنده ما بلند شدند آنجا رفتند که اگر نمیرفتند ما الان به قول آقا جنگمان در کجا بود با داعشیها؟ داخل خاک خودمان، رفتند آنجا زدند و نابودشان کردند عراق و سوریه را نجات دادند.@اگر بترسی امام فرمود به خدا دین ندارید اگر بترسید دین ندارید یعنی خدا را نداری که میترسی خدا میگوید شما من را داشته باش یکی از شما معادل 20 نفر آنها من به شما قدرت میدهم بلکه بیشتر؛ ترس کفر است ترس آفت است انسان خیلی محروم میشود.@آدم ترسو نمیتواند مهندسی آرزوها کند یک کسی که باید چینش آرزو کند سه تا آرزوی انسان حقیقی که باطن انسانی دارد سه تا معشوق باید داشته باشد الله، اهل بیت و جهاد، آدم ترسو از جهاد و جنگ میترسد و این آدم ناموس و مال و حیثیت و دین و شرافت و کشورش را به دشمن میدهد چون روح جهاد ندارد.@از فضیلت و عبادت جهاد محروم که میشود هیچی، ذلتش برایش میماند ذلت جهاد نکردن، لذا پیامبر فرمود کسی که در عمرش جهاد نکرده باشد «مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ وَلَمْ يُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مَاتَ عَلَى شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ» آدمی که نجگیده باشد با دشمن، حداقل آرزوی جنگیدن با دشمن را نداشته باشد.@آرزو میدانید یعنی چه؟ یعنی اینکه بگوید من اگر بشود بروم حتماً میروم و میجنگم و واقعاً برود روح این را داشته که برود پیامبر میگوید اگر کسی نجنگیده باشد یا آرزوی جنگ با دشمن را نداشته باشد منافق از دنیا میرود.@و از آن بالاتر فرمود اگر کسی بمیرد آثار جهاد روی وجودش نباشد وقتی خدا را ملاقات میکند ملاقات خوبی نمیکند ما میتوانیم جهاد اقتصادی، بدنی، جانی، علمی، جهادهای بزرگ معنوی بکنیم.@آدم باید آثار جهاد روی او باشد آثار جنگیدن با شیطان آثار جنگیدن با دشمنان خدا روی او باشد صدمههایش با او باشد آسیبها و خسارتهایش با او باشد به عنوان شرافت با خودش پیش خدا ببرد و بگوید من کسی هستم که در راه تو این آسیبها را دیدم ولو اگر کسی آسیب ندیده باشد در رفاه باشد.@آدم ترسو اینطوری است رفاه زده میشود یکی از آفتهای ترس این هست که آدم رفاه زده میشود این دیگر روح جهاد ندارد این دیگر نمیتواند با شرافت به ملاقات خدا برود با سربلندی به ملاقات خدا برود.@چون در عمرش هیچ کاری نکرده نه یک سیلی خورده نه یک مالی از دست داده در راه خدا، نه وقتی گذاشته هنر یک عاشق همین فدا شدن برای معشوق است باید فدایی داشته باشی بگویی خدایا من در این بحثها تا حالا اینقدر فدایی کردم فداکاری کردم.@لذا معصوم میداند چه چیزی تو را به عزت میرساند امام هادی (علیه السّلام) جابهجا میگوید وقتی با ما دارید صحبت میکنید جابهجا بدان اگر بخواهی به مقام ما برسی و هم درجه ما باشی باید از این بخشهایت به عشق ما سرمایهگذاری کنید.@لذا شما نگاه کنید تا میآیی یکذره حرف عاشقانه بزنی همچین که گرم میشوی چه میشود؟ «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» مرحله فدا مرحلهای است که شخص میدهد تا اوج بگیرد سوخت مصرف میکند تا پرواز کند، چی؟ از بخشهای پایینی، «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي» پدر و مادرم و نفسم و جانم و مالم و همه کس من فدای شما.@یک آدمی که نمیتواند فداکاری کند و نمیتواند بدهد دهشت ندارد آسیب را نمیتواند بپذیرد جانش به کمالات پایینی وصل است این اوج نمیگیرد آدم ترسو نمیتواند کارهای بزرگ انجام بدهد نمیتواند خدمات بزرگ بکند آدم ترسو به برکت نمیافتد مالش هم نکبت است مال میتواند جمع کند ولی نکبت است برکت ندارد.@جانش برکت ندارد عمرش برکت ندارد هنرش برکت ندارد وقتش برکت ندارد روح و ذهنش برکت ندارد عبادتش برکت ندارد این آفتهای ترس است «الجُبنُ آفَةٌ» اینهاست اینها این همه خسارت برای ما میآورد.@حالا نگاه کنید «اِحذَرُوا الجُبنَ فَانَّهُ عارٌ وَ مُنقَصَةٌ» پرهیز کنید از ترس، از ترس بترسید تا دیدید یک چیزی شما را میترساند علی (علیه السّلام) فرمود تا یک چیزی شما را میترساند خودتان را در آن بیاندازید، آخرش مگر چه میشود؟@خدا رحمت کند شهید مطهری یک داستانی میآورد داستان مسجد مهمانکُش را میآورد میگوید در قدیمها در محلهها هتل نبود وقتی کسی میرفت وارد شهر میشد جایی نمیتوانست استراحت کند در یکی از این شهرها یک مسجدی بود به آن میگفتند مسجد مهمانکُش.@شب یک مهمانی آمد و میخواست آنجا برود گفتند نرو هر کس میرود صبح جنازهاش را از مسجد در میآورند، گفت برای چی؟ گفتند اینجا خیلی وحشتناک است جن دارد و فلان است گفت خب میخواهند ما را بکشند نهایتاً مگر چیست.@شب آنجا میرود خلاصه نصف شب سروصداها شروع میشود هیاهو و سروصدا، بلند میشود داد میزند میگوید جرأت دارید بیایید من را بکشید، چیه میخواهید من را بکشید آخرش همین است، سرشان که داد میزند تمام صداهای مسجد شکسته میشود و آرام میشود.@شیطان اینطوری است وسوسهها اینطوری است وقتی جلویش میایستید و میگویید تهاش میخواهید چکار کنید تمام میشود سروصدا میافتد از ترس بترسید اگر یکجا دیدید میترسید بدانید که دیگر امتیاز و بدبختی و ذلت و محرومیت و ننگ و عار شروع میشود باید به دریا بزنی، نه آخر این کار، یکسره از این مصلحتاندیشیها.@معمولاً آدمهایی که سنشان بالاتر هست بیشتر اینطوری میشوند جوانها نه، جوانها خیلی شجاعتر عمل میکنند آدمهایی که سنشان بالا میرود ترس و لرز زیاد دارد و بعد به جوانهایشان هم دائم نصیحت میکنند.@این دانشمندان هستهای که من برایشان کلاس داشتم دیگر آن بزرگ بزرگشان که دیگر مغز بودند 23 سالشان بود یعنی در دنیا تا به حال اصلاً سابقه ندارد دانشمندان اینطوری، یک دختر و پسر خیلی، من اول این خانم را دیدم فکر کردم طلبه است، چادر را گرفته بود صورتش را یکطوری سفت گرفته بود گفتم این طلبه است گفتند نه این دانشمند هستهای است خودش و شوهرش.@میگفت ما پیش هر استادی رفتیم گفتند خجالت بکشید مگر انرژی هستهای مسخرهبازی است ما که استاد شما هستیم اصلاً جرأت نمیکنیم وارد این عرصهها بشویم مملکت ما سابقه نداشته از این کارها بکند میگفت استادهای ما دائم در سر ما میزدند و ما را میترساندند میگفت ما بدون اینکه آنها بفهمند وارد این عرصه شدیم موفق هم شدیم.@میگفت استادهای ما همه در سر ما میزدند این همین است که نترسی و جلو بروی ما میتوانیم انرژی هستهای داشته باشیم ما میتوانیم موشک و هواپیما و سفینه فضایی بسازیم ما میتوانیم تمام علم دنیا را بالاتر از آنها داشته باشیم اینکه پیغمبر فرمود اگر علم در ثریا باشد ایرانیها به آن میرسند به برکت ایرانیهای چی هست؟ نترس، باتوکل، شجاع، با همت است.@که مقام معظم رهبری فرمود در 20 سال آینده دنیا مجبور است برای یادگیری علم فارسی یاد بگیرد به برکت این نوع جوانها و این نوع مردم هست که محدودیت ندارند اصلاً ترس ندارند نمیگویند آنها آمریکایی و اروپایی هستند.@میگوید من از آنها خیلی بهتر میفهمم بهتر میدانم من خدا را دارم من توسل را دارم من نطفهام پاک بسته شده لقمهام حلال است شیر حلال خوردم لقمه حلال خوردم توسل دارم ائمه را دارم خدا را دارم مگر او چه دارد اینطوری دانشمندان ما در این 40 سال معادل 400 سال کار کردند کار علمی کردند چون نترسیدند.@«اِحذَرُوا الجُبنَ» از ترس بترسید اگر سراغ شما آمد «فَانَّهُ عارٌ وَ مُنقَصَةٌ» ننگ و نقیصه است آبروی آدم میرود وقتی میترسد رسوایی و فضیحت دارد وقتی میترسد یک کسی در محضر خدا و ائمه از دنیا بترسد یا از مشکلات زندگیاش بترسد جا بزند وادادگی داشته باشد ارادهاش سست بشود این عار و ننگ است.@«وَ مُنقَصَةٌ» نقص و نقیصه هم هست این را برطرف کنید یک جاهایی آدم باید یک چیزی را ختم کند از یک جایی شروع کند چه اشکال دارد «عارٌ وَ مُنقَصَةٌ» هم ننگ است هم نقیصه است.@آخرش را هم برایتان بخوانم کافی است «لا تُشرِکَنَّ فی رَأیِکَ جَبانا» میفرماید که مشورت میخواهید بکنید با آدمهای جبان و ترسو مشورت نکنید آدمهای شُل و ضعیف و ترسو و سست فکر و سست عقیده اینها شما را شُل میکند شما را میترساند.@شیطان هم که هست وسوسه جلو دارد حمله جلو دارد دیگر بدتر، اینها خودشان شیاطین هستند «شیاطین الجن و الإنس» میگوید میخواهید مشورت کنید با آدمهای بزدل و ترسو با آدمهای اینطوری مشورت نکنید.@کار اقتصادی میخواهید بکنید با کسانی که موفقیت دارند ده بار شکست خورده الان توفیق دارد با اینها مشورت کن یا هر تصمیم دیگری که داری آدمهای ضعیف النفس آدمهای شُل و ول آدمهای واداده نمیتوانند به شما مشاوره خوب بدهند.@یکسره در شما ترس و تزلزل ایجاد میکند بدبین است آفتها را فقط میبیند خدا را از شما دور میکند توکل را از شما میگیرد قدرتهای الهی را میگیرد ماوراء الطبیعه را میگیرد نعمت و حمایت الهی را از شما میگیرد کاملاً شما را شُل میکند.@برو پیش یک آدمی که قدرت دارد غیب را دارد بلد است چکار کند توکل به خدا جلو برو انشاءالله خدا کمک میکند تلاش هم میکنی این قاعده که از تو حرکت از خدا برکت یک قاعده بزرگ است که در زبان محاورهای و عامیانه ماست این فوقالعاده است.@باز برگردیم به آن فرمول «عَلَی قَدرِ النِّیه تَکُونُ مِنَ اللهِ العَطیة» تو نیتت را درست کن عطای خدا میرسد از آنجایی که حساب نمیکنی از آنجایی که اصلاً فکرش را نمیکنی خدا میرساند.@انشاءالله حرم امام رضا رفتید یکی از دعاهایی که به شما قدرت و شجاعت میدهد همتتان را زیاد میکند و دعایی هست که بعد از زیارت وارد شده بعد از زیارت جامعه کبیره و هر زیارتی اسمش هست دعای عالیة المضامین این را فارسی بخوانید این خیلی به شما انرژی و قدرت میدهد از این حتماً استفاده بفرمایید.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@