جلسه 001 - اضطراب و بی‌تابی
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - اضطراب و بی‌تابی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان را درباره ترس ادامه می‌دهیم چند روایت را در این باره انتخاب کردم که خدمتتان عرض کنم با ذکر بعضی از آثار ترس.@اولین فرمایش از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست می‌فرماید که: «لا یَنْبَغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَكونَ بَخیلاً وَ لا جَباناً» مؤمن شایسته نیست که بخیل باشد و ترسو باشد وقتی می‌گوید مؤمن به تعریف دقیق ریاضی مؤمن توجه کنید که قرآن کریم فقط عده خاصی را انسان می‌داند یعنی مؤمن.@و مؤمن کسی هست که سه معشوق اصلی‌اش الله، خانواده آسمانی اش و جهاد هست و سایر موجودات را معشوقهای دیگر را هم دوست دارد و از آنها هم بدش نمی‌آید این را خوب دقت کنید خیلی مهم است.@مؤمن با دنیا قهر نیست با معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی قهر نیست از دنیا لذت می‌برد با دنیا در صلح است و فقط مراقب هست که دنیا بر آن سه معشوقش غلبه نکند مؤمن آنجایی در مقابل دنیا قد علم می‌کند و پس می‌زند دنیا را که بخواهد غلبه کند بر عشقش، عشقهای انسانی‌اش، یعنی عشق به الله، عشق به اهل بیت و جهاد در راه خدا.@و الا با بقیه موجودات با بقیه معشوقها هم خوب است دوست است و در صلح و آرامش با آنها به سر می‌برد همین کاری که مؤمن می‌کند یعنی کنترل معشوقها و مهندسی آرزوها باعث می‌شود که وقتی با دنیا ارتباط می‌گیرد دنیا برایش لذتبخش باشد و آرامش و شادی داشته باشد چون از آنها خیر می‌بیند.@دنیا زمانی علیه انسان قیام می‌کند که دستور از طرف خدا داشته باشد وقتی که رام باشد خب رام است، دنیا چه موقع دستور دارد از خدا که طغیان کند علیه انسان، انسان را تحقیر کند، به انسان صدمه بزند؟ آنجایی که انسان مستقلاً به آن نگاه می‌کند یعنی نگاه وسیله‌ای از دنیا برداشته می‌شود نگاه هدفی و ذاتی به آن می‌شود.@اما وقتی که یک کسی اصلا معشوق اصلی‌اش و اساسی‌اش همین الله، اهل بیت و جهاد هست اصلاً این زنده است برای این عشق، برای این کار، برای شدن، برای ابدیت، برای آخرت، شوهرداری‌اش، زن‌داری‌اش، بچه‌داری‌اش، شغلش، فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، هنری هر کاری که دارد می‌کند جهت‌دار است.@مثل جنینی که در رحم مادر هست جهت درستی دارد دنیا علیه او طغیان نمی‌کند دنیا در خدمت این شخص قرار می‌گیرد چون خود خدا به او امر می‌کند اگر یک کسی دنبال تو دوید آن را بدوان دیگر آدم خیر نمی‌بیند، می‌بینید این چهار مرحله دنیا یعنی بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی به ضرر آدم تمام می‌شود.@وقتی شما روی‌تان یعنی بخش فوق عقلی و انسانی‌تان به سمت ابدیت، الله و اهل بیت و آخرت هست این بخشها به نفع شما هستند در استخدام و خدمت شما هستند به محض اینکه این را رها کنید این بخش طغیان می‌کند کوفت آدم می‌شود.@کار اقتصادی می‌کند هزار و یکجور از آن آسیب می‌بیند کار بدنی انجام می‌دهد یک عالم مریضی و گرفتاری و دردسر دارد در فعالیتهای اجتماعی، خانوادگی، سیاسی‌اش همه دردسر پیدا می‌کند عملش هم دیگر به نفعش تمام نمی‌شود.@شما نگاه کنید بشر خیلی در علم پیشرفت کرده اما چون ظرفیت ندارد نوع بشر حیات انسانی ندارند این علم باعث بدبختی بشر شده باعث نکبت زندگی بشر شده هر چقدر سطح علم و دانش و تکنولوژی بالاتر می‌رود سطح آرامش و خوشبختی پایین‌تر آمده.@سرطانها، ما هیچ وقت اینقدر نه سرطان داشتیم نه مریضیهای دیگر داشتیم نه بیماریهای قلبی و عروقی داشتیم نه سکته داشتیم نه خودکشی نه جنگ نه آدم‌کشی داشتیم نه مصرف مواد ضدافسردگی داشتیم این همه بیماری ما قبلاً نداشتیم اینها همه به خاطر این هست که علم در استخدام بخش فوق عقلانی انسان نیست در استخدام بخشهای پایینی است این همه به انسان صدمه می‌زند.@پس مؤمن که می‌گوییم یعنی با تعریف ریاضی‌اش یعنی آن شخصیت متعادل که رو به جانب معشوق رو به جانب آخرت و ابدیت دارد حالا پیامبر می‌فرماید این شخصیت برایش شایسته نیست برایش برازنده نیست بخیل باشد و ترسو باشد.@بخیل چرا شایسته نیست؟ چون بخل قبلا توضیح دادم یعنی شما، چون بخل خودش نوعی از ترس است یعنی طرف خرج نمی‌کند انفاق نمی‌کند به زنش سخت می‌گیرد به شوهرش سخت می‌گیرد برای بچه‌هایش سخت می‌گیرد برای خودش سخت می‌گیرد خسیس است بخیل است وقتی که اینطوری هست یعنی اعتقادش به خدا ضعیف است.@این فکر می‌کند که این منشأ روزی خودش است همین کارکرد خودش است و بعد می‌ترسد هزینه کند خیر و برکت را از خدا نمی‌بیند دهشت را از خدا نمی‌بیند این دچار یک شرک اعتقادی می‌شود و فکر می‌کند که خودش همه کاره رزق و روزی هست.@خدا می‌گوید شما آنجاهایی که شایسته هست هزینه کنید رزق را من می‌دهم آنجایی که شایسته هست انفاق کنید من جایش یک تا هفتصد برابر به شما می‌دهم مؤمن دنیا آمده که شبیه خدا بشود یعنی متخلق به اخلاق الهی بشود کریم، جواد، رحیم، رحمان بشود اینها همه‌شان با صفت بخل سازگاری ندارند.@شما می‌خواهید رحمان بشوید باید یک رحمت واسعه داشته باشید، می‌خواهید رحیم بشوید باید یک رحمت خاص و ویژه به مؤمنین داشته باشید اینها آدم دست به جیب بودن می‌خواهد نسبت به فرزندان، همسر، فامیل، خانواده همسر، خانواده خودت، دوستان، دین خدا انسان باید هزینه کنی وقتی می‌ترسی هزینه کنی این خودش ترس است.@بخل یک صفتی هست که از ترس می‌آید که نکند از من کم شود نکند که جایش نیاید نکند بیچاره بشوم نکند چنین و چنان بشود این ترس دارد حضرت می‌گوید خوب نیست برای یک مؤمن اینطوری باشد اگر مؤمن اینطوری باشد راه رزق به رویش بسته می‌شود شما هر چقدر خرج کردن را سخت می‌گیری رزق تو هم سخت می‌شود روزی‌ات سخت دستت می‌آید گشایش از بالا نیست.@وقتی که از پایین شما گشایش و دهشت دارید چه در بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی، خدا هم از بالا برای شما گشایش دارد رزق را باز می‌کند می‌گوید این بنده من دارد درست هزینه می‌کند دست و دلباز است، نه اسراف‌کار، ولخرج و اسراف کار و هوسباز.@این را ببینم برای خودم بخرم آن را ببینم برای خودم بخرم نه، در راههای صحیح برای خانواده برای دیگران برای دین خدا، بعد وقتی که درست هزینه کنی و نترسی به این ترس غلبه کنی رزق باز می‌شود گشایش برای شما باز می‌شود.@خمس می‌خواهد بدهد می‌ترسد، این کار را می‌بندد پولی که برای خودش نیست را نگه می‌دارد دزدی از امام زمان، دزدی از مصالح عموم مردم، دزدی از سادات فقیر راه را می‌بندد کوفت می‌شود، می‌خواهد یک میلیون خمس بدهد می‌ترسد بدهد یکدفعه 60 میلیون تومان صدمه به او می‌خورد.@ماشین‌اش آتش می‌گیرد خانه‌اش آتش می‌گیرد یک مریضی می‌گیرد باید دهها میلیون تومان هزینه کند از او می‌دزدند گرفتاریهای دیگر، گناهش گردنش هست مالش هم خیر نمی‌بیند.@اینطور نیست که اگر یک نفر خمس نداد می‌گوید یک مقداری پول دستم آمده به نفعم است این مال را نگه داری یک آتش نگه داشتی در اموالت، اموالت را می‌سوزاند باید خارجش کنی نمی‌توانی نگه‌اش داری.@اگر سال خمسی‌ات آمد خمس به تو تعلق گرفت نگه‌اش داشتی معنایش این هست که یک آتشی را نگه داشتی که جسم و ماده و روح و روان‌ات را می‌سوزاند همه چیز را آتش می‌زنی واقعاً ضرر می‌کنی مادی‌اش هم ضرر می‌کنی غیر از روحی و روانی و معنوی، ضرر می‌کنی.@وقتی می‌ترسی خمس بدهی وقتی می‌ترسی زکات بدهی وقتی می‌ترسی انفاقهای لازم را بکنی وقتی آنجایی که دین خدا به دنیای تو احتیاج دارد می‌ترسی از دنیای‌ات هزینه کنی آن دنیا کوفت آدم می‌شود آن دنیا دیگر خودش آزاردهنده و تحقیرکننده می‌شود دیگر خیرش را نمی‌بینی اینطور می‌شود دنیای تو هر چه می‌خواهد باشد فرقی نمی‌کند.@الان جنگ شده بچه تو می‌خواهد جبهه برود همسر تو می‌خواهد جبهه برود می‌آیی شروع می‌کنی به ناراحتی کردن که نگذاری او برود همین شخص بلای جان آدم می‌شود.@من قشنگ یادم هست شاید خیلی موارد دیدم که مادرها می‌گفتند که ای کاش موقعی که جنگ بود بچه‌ام را گذاشته بودم رفته بود، ماندند فاسد شدند معتاد شدند بلای جان ما شدند بداخلاق شدند بدهرزه شدند گرفتاریهای زیادی برای ما پیش آورد.@مؤمن نباید در هزینه کردن ترس داشته باشد شما هر چقدر درست هزینه بشوی و هزینه کنی خیر می‌بینی از جوانی و عمر و علم و آبرو و مال‌ات، خیر دائم هم سراغ تو می‌آید برکت یکسره سراغت می‌آید چرا؟ چون تو مصرف‌ات درست است مثل یک جریان رود هستی که در جریان هستی.@لذا برای مؤمن هیچ چیز خطرناک‌تر از این بخل و ترس نیست لذا پیامبر می‌فرماید که: «لا یَنْبَغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَكونَ بَخیلاً وَ لا جَباناً» شایسته نیست یک مؤمن بخیل و خسیس باشد هزینه نشود هزینه نکند مثلاً احتیاج دارد برای امام زمان یک وقتی بگذاری، نمی‌گذاری ده جا وقتت تلف می‌شود.@می‌گویی آخر نمی‌رسم، کار دارم، درس دارم، زندگی دارم نمی‌رسم یک مصیبتی سرت می‌آید ده برابر آن وقت را یک جای بیخود تلف می‌کنی.@من اتفاقاً چند وقت پیش بود به یک بنده خدایی گفتم دو ساعت وقت بگذار یک کاری هست برای حضرت انجام بده، می‌توانست انجام بدهد گفت نمی‌رسم کار دارم، گفتم دو ساعت چه هست بیا وقت بگذار برکت عمر پیدا می‌کنی برای خودت خوب است بعد پیغام داد که نه نمی‌توانم بیایم و چنین و چنان.@یکدفعه رفته بود با یک پروازی هوا خراب شده بود آنها را بردند یک شهر دیگر آنها را نشاندند سه چهار روز در آن شهر علاف شدند.@یعنی می‌گفت من آن دو ساعت را اگر آمده بودم نه این سفر را می‌رفتم نه این همه سه روز چهار روز عمرم تلف می‌شد خودش برای من می‌گفتم رفتم اصلاً هواپیما می‌خواست برود تهران بنشیند نشد، رفت اصفهان نشست اصفهان دردسر داشتیم دیگر نتوانست برگردد گرفتاری پیدا کردیم چند روز اینطوری، این است.@ آدم وقتی که نوبت خانواده آسمانی‌اش می‌شود هزینه نمی‌کند برای خانواده زمینی‌اش هم همینطور است مثلاً می‌خواهد برای زن و بچه‌اش نیاز هست هزینه کند دائم می‌ترسد برای خانواده همسرش باید هزینه کند می‌ترسد، یک جایی آن پول تلف می‌شود چه بسا بیشتر هم تلف شود، بروید سراغ جایی که اصلی انسان آن کار را انجام بدهد.@شایسته نیست بخیل باشد چون بخل تمام مؤمن را آسیب می‌رساند رزقهای بالایی مؤمن را می‌بندد لذتهای معنوی آدم، خیرات آدم، چندتا خواب قشنگ می‌خواهد ببیند نمی‌تواند ببیند یا اگر هم ببیند یادش می‌رود روزی‌های خوبی دارد چون ذهنش را آلوده می‌کند محرومش می‌کند اینها همه از بین می‌رود.@حرم می‌رود می‌بینی که بسته است اصلاً قلب بسته است نمی‌تواند ارتباط با امام رضا بگیرد اصلاً این روح باز نمی‌شود، دیگر چی؟ می‌گوید مؤمن شایسته نیست ترسو باشد ترس هم همینطور هست نه در خرج کردن در هر بخشی که توضیح دادیم جلسات گذشته، چون وقتی که می‌گویید شما ترسو هستید این ترس سراغ انسان می‌آید یعنی خودت را همه‌کاره می‌دانی خدا را دیگر پشت سر خودت نداری.@خدا مخصوصاً می‌خواهد به ما یاد بدهد که من چطوری هر کس که برای من بشود من برای او می‌شوم انبیاء را در قرآن به ما نشان می‌دهد می‌گوید داستانهای انبیاء را نگاه کنید تنهایی و دست خالی قیام کردند من چطوری پشت آنها بودم.@شما ببینید این داستانهای انبیاء برای همه ما اتفاق می‌افتد اصلاً کلاً این 25 ـ 26 پیغمبری را که در قرآن ذکر می‌کند داستان همه انسانهاست این تنوع ماجراهای انبیاء تنوع زندگی ما انسانهاست باید از مسیر انبیاء انسان درس بگیرد.@در قرآن می‌فرماید چی؟ شما وقتی نماز می‌خوانید هر روز بگویید «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» ما می‌خواهیم راه این گروهها را برویم چون کسان دیگر الگوی ما نیست چون انسان روز قیامت براساس الگوهایش محشور می‌شود قیمت هر انسانی الگوها و مربی‌هایش است.@در روایت داریم شما یک سنگ را هم بپرستید با همان سنگ محشور می‌شوید الگویت هر کس هست یک شخصیت اجتماعی، سیاسی، هنرپیشه، ورزشکار است خدا با آن محشورت می‌کند.@شما هر روز قرآن می‌گوید که بگویید من می‌خواهم راه انبیاء را بروم انبیا، صدیقین، شهدا، صالحین، در نماز تأکید می‌کند این را بگویید پس راهشان را نترس که بروی خدا از همه این چهار قسم در قرآن مثال برای ما زیاد می‌زند که اینها را ببینید مسیر خدا را رفتند خدا چقدر به آنها وسعت و برکت و خیر دنیایی و آخرتی داد.@نترس از اینکه بخواهی راه انبیاء را بروی نترس از اینکه بخواهی سرباز امام زمان باشی نترس از اینکه در چادر حضرت بروی نترس از اینکه بخواهی خودت را وقف حضرت بکنی همین که وقت بگذاری و خودت را وقف بکنی می‌بینی که دنیایت هم آباد می‌شود به آرامش و شادی می‌رسی.@کسی که دل امام زمان را شاد کند کسی که خودش را وقف حضرت می‌کند مقام همکاری، اعوانی، انصاری امام زمان را پیدا می‌کند خشنودی امام زمان یعنی قطب عالم، ببینید چون همه این پنج روزی از امام زمان به همه جای عالم می‌رسد روزی‌های چی؟ جمادی و اقتصادی، روزی‌های گیاهی، روزی‌های حیوانی و روزی‌های عقلی و روزی‌های فوق عقلی.@وقتی در چادر می‌روی به قیمت حضرت قیمت پیدا می‌کنی بزرگ می‌شوی چون بزرگ می‌شوی روزی‌ات هم زیاد می‌شود یک کسی که مثلاً ترسو هست که بچه‌دار شود که من اگر الان بچه‌دار بشوم از کجا هزینه‌اش را بدهم چه کسی می‌خواهد این زندگی را اداره کند این فکر می‌کند خودش منشأ اثر است نگاه شرک‌آمیز و کفرآمیز دارد می‌ترسد رزق‌اش بسته می‌شود.@یک کسی می‌گوید نه خدا قرار است روزی بدهد قرآن فرمود: «البرکة مع النساء و الولدان» برکت با زنان و بچه‌هاست، پس می‌ترسی ازدواج کنی رزق‌ات هم بسته می‌شود اصلاً خود آن خانم که می‌آید رزق را می‌آورد آن بچه‌ای که می‌آید رزق خدا می‌آورد خدا به واسطه تعداد نان‌خورهای آدم به آدم رزق می‌دهد راه را باز می‌کند و به آدم رحم می‌کند.@وقتی که راه را باز می‌گذاری خدا هم به تو می‌رساند، نترس از اینکه مسیر طبیعی و درست را بروی نترس از اینکه وقف امام زمان بشوی نترس، یک افتخار بزرگ است که یک کسی بگوید من مشغول امام زمانم، من مشغول خلیفة الله هستم من در دربار پادشاه عالم دارم کار می‌کنم.@آدم وقتی که امام زمان را قدر ندانست و گفت من وقت ندارم حیف هستم آخر من چطوری وقتم را برای اینجا بگذارم، خدمتکار دنیا می‌شوی خدمتکار اهل دنیا می‌شوی مزدور اهل دنیا می‌شوی آنوقت مزدوری می‌شود که هیچ کس هم قدرش را نمی‌داند یعنی برای هر کس که کار کنی زن، بچه، فرزند، آخر سر هم قَدرَت را نمی‌دانند نمک نشناسی می‌کنند شوهرت است قَدرَت را نمی‌داند.@دنیا اینطوری است یک کسی که نمی‌ترسد از اینکه وقف امام زمان بشود این زندگی‌اش خیر و برکت پیدا می‌کند یک کسی که غصه‌های (دستم را نگاه کنید) این بخشها را محدود می‌کند اصلاً ول می‌کند با اینکه مشکلات دارد اما غصه‌خور امام زمان می‌شود حالا در روایت داریم خدا دنبال کارهایش می‌افتد.@هر کس در کار خدا باشد خدا هم در کار اوست آنجا دیگر با نقشه تو زندگی اداره نمی‌شود، با نقشه چه کسی اداره می‌شود؟ با نقشه خدا اداره می‌شود «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» از یک جایی که اصلاً فکرش را نمی‌کنی روزی‌هایت می‌رسد از یک جایی که اصلاً گمان نمی‌کنی روزی‌ات را خدا می‌رساند و به تو برکت می‌دهد.@اما اگر نه جلوی خدا ایستادی، مقاومت کردی، پوست کلفتی کردی تشخیص خودت را بالاتر از تشخیص خدا، امام زمان دانستی خدا تو را واگذار می‌کند به همان موردی که تو به آن اهمیت می‌دهی از آنجا هم هیچ خیری برای ما نمی‌آید یادمان نرود.@لذا اینجا شجاعت می‌خواهد انسان تصمیم بگیرد که زندگی‌اش را سروسامان درست بدهد نترسد نگو حالا ما گرفتاریم کار و زندگی داریم، نه این کار و زندگی‌ات را بیانداز در لشکر امام زمان؛ اشتباه بزرگی که ما می‌کنیم این هست که ما فکر می‌کنیم که کربلا مثلاً یک روزی بوده که هزار و چند صد سال پیش یکبار تکرار شده، نه کربلا یک چیزی است که همیشه استمرار دارد.@یعنی همیشه امام زمانت «هل من ناصر ینصرنی» به تو می‌گوید همیشه تو را به چادرش دعوت می‌کند همیشه تو را به مقام خودش دعوت می‌کند، چادر امام زمان و چادر سیدالشهدا یعنی کجا؟ یعنی چی؟ یعنی مقام آنها، شما وقتی در چادر حضرت بروید به قیمت حضرت بزرگ می‌شوی و مقام پیدا می‌کنی.@همین تصمیم را که گرفتی هجرت کردی حرکت کردی رفتی، همه چیز سر جای خودش می‌آید پس می‌فرماید این مؤمن شایسته نیست که بخیل و ترسو باشد این را باید برای شما بخوانم دعاست از پیغمبر، خب این دو آفت را گفت پس ما باید از این دو آفت پرهیز کنیم حالا این را حضرت به یک دعا تبدیلش کرد.@«اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ البُخْلِ، وَ أَعوذُ بِكَ مِنَ الجُبْنِ» خدایا پناه می‌برم به تو از اینکه بخیل باشم و پناه می‌برم به تو از اینکه ترسو باشم؛ یعنی برای همین کار هم باید از خدا کمک بگیریم.@حرم امام رضا می‌روی به امام رضا بگو یا امام رضا من زورم به خودم نمی‌رسد تو بیا کمکم کن من نمی‌خواهم اینطور باشم تو به من کمک کن مگر تو معین الضعفاء نیستی من ضعیف هستم تو اسمت معین الضعفاء است.@من ضعیف هستم به من قدرت و بصیرت و بینش و شجاعت اقدام و شجاعت هزینه شدن شجاعت وقف شدن شجاعت هزینه کردن بده چقدر حضرت قشنگ می‌گوید می‌فرماید: «طوبی»، دوتا روایت هست فوق‌العاده است «طوبی لِمَن حَبَسَ نَفسَهُ فی سَبیلِ الله» خوش به حال کسی که خودش را حفظ می‌کند در راه خدا.@«حبس نفسه» می‌گوید من حیف هستم پولم جای دیگر هزینه شود وقتی می‌توانم برای ابدیت برای خدا هزینه کنم برای چه کسی هزینه کنم وقتم حیف است برای کس دیگری باشد من خیلی حیف هستم کسی که خودش حیفش می‌آید در یک هدف مقدس لااقل وقتم بگذرد این که خیلی مهم است این میوه می‌دهد هم میوه‌های شیرین دنیایی دارد هم میوه‌های آخرتی.@حیف هستم، همین که بگویی حیف هستم من جور دیگری هزینه بشوم این خیلی مهم است اگر یک موقع گفتی حیف هستم، بیشتر مردم می‌گویند ما حیف هستیم هزینه خدا بشویم می‌ترسند.@ما حیف هزینه امام زمان بشویم، پس هزینه چه کسی می‌خواهی بشوی؟ می‌گوید هزینه دنیا، زنم، بچه‌ام، شوهرم، مالم، حالا برو، بعد می‌بینی که آدم خیر هم نمی‌بیند جوانی‌اش تمام می‌شود بعد می‌بیند که له و تحقیر شده و هیچ کس هم قدرش را نمی‌داند.@اما وقتی که انسان می‌گوید خوب است که من خودم را برای خدا هزینه کنم امام یک حدیث دیگر هم هست می‌فرماید که: «رَحِمَ الله امرَءَ عَن حَبَسَ نَفسَهُ فینا» رحمت خدا شامل حال بنده‌ای بشود که خودش را حبس می‌کند در راه ما.@این وقتی نگاه می‌کند می‌بیند که مردم نگاهش می‌کنند می‌بینند این آدم آدمی است که وقف است آدمی نیست که وقف دنیاست هر کس نگاهش می‌کند به زنش هم بگویی می‌گوید بله این آدم اینطوری بوده از جوانی‌اش هم همینطوری بود وقف این نوع فعالیتها بوده.@زن‌داری و شوهرداری و بچه‌داری‌اش را کرده شغلش را داشته اما این آدم رنگ خدا و امام زمان داشته چون قدر خودش را می‌داند می‌گوید من قدرم کمتر از اینها نیست حیف است من جوانی و عمر و استعداد و فکرم جای دیگر هزینه بشود برای کار دیگر.@پس این جوانی خیلی خیر و برکت پیدا می‌کند جوانهای دیگر هم هستند که این راه را نمی‌روند راه دنیا را می‌روند و این جوان می‌بینید که ظاهرش این هست که دارد از بقیه عقب می‌ماند.@ولی بعداً که در طول زمان می‌روید می‌بینید که خیر و برکت مادی‌اش بیشتر است سلامتی و آبرو و عزت و شخصیتش بیشتر است آرامش و رزق و شادی بزرگترین رزق خداست از بزرگترین رزقهای خداست آرامش و شادی‌اش بیشتر است امنیت روانی‌اش بیشتر است اطمینان قلبش بیشتر است.@یک کسی می‌بینید نه دوست ندارد اصلاً خوشش نمی‌آید این مسیر را برود به محض اینکه فرار می‌کند مشمول یک قاعده دیگر می‌شود قاعده را برایتان بخوانم اینها قاعده‌های علمی است به این قاعده سنت خدا می‌گویند.@مثلاً اینکه آب H2O باشد این قانونش را چه کسی درست کرده؟ خدا درست کرده و الا برای خدا که کاری ندارد آب را برای ما از جای دیگر بدون H2O بیاورد خدا قوانین دستش هست چطور آتش یک موقعی می‌سوزاند یک موقعی چی؟ نمی‌سوزاند، درست است؟ قوانین دست خداست خدا که گرفتار نیست.@سنتهای معنوی، روحی و روانی هم را هم همین کسی که این سنتها را گذاشته گذاشته آن هم سنت است مثل این، یعنی یادتان نرود این نکته خیلی مهم است دارم می‌گویم، سنتهای متافیزیکی مثل سنتهای فیزیکی است یعنی همه جا عمل می‌کند یکی از آنها را برای شما بخوانم از اینها زیاد داریم.@«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» یک آدمی که از یاد خدا (یعنی یاد خودش در واقع، یاد خود حقیقی‌اش، یاد این بخشش، بخش فوق عقل) اعراض می‌کند فرار می‌کند با خودش انس ندارد همه‌اش از خودش در می‌رود خود حقیقی‌اش با خودهای چهارگانه دیگر انس می‌گیرد زندگی‌اش کوفت و تلخ می‌شود «فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» به او فشار می‌آید.@پولدار است ماشین 500 میلیونی دارد کارخانه دارد زندگی دارد ولی در فشار است اعصابش خورد است دردسرهایش زیاد است پیچها و گرفتاری زیادی است آدمهای اذیت‌کن‌اش زیاد است، همینطوری، چرا؟ می‌گوید به خودت خیانت کردی، به خودت که خیانت کردی منتظر آسیبهایش هم باش.@«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» ذکر یعنی چه؟ یعنی غذای روح تو غذای بخش انسانی تو، شما وقتی که الان ظهر ناهار نخورده باشید شب می‌خواهید خانه بروید گرسنه‌تان هست حالا اگر شب هم شام بخورید به شما فشار می‌آید.@بگویند شب هم تا صبح بدون غذا بخواب، ممکن است تحمل کنید ولی بالأخره صبحانه که باید بخورید اگر صبحانه نخورید که آدم می‌افتد ضنک می‌شود، ضنک یعنی چی؟ یعنی دل درد و معده درد و فشار و زخم معده می‌گیرد چون غذایش را به خودش نداده.@چون در روایت داریم هر کس شام نخورد رگ شام لعنتش می‌کند می‌گویند شام را حتماً بخورید «تَرْكَ الْعَشَاءِ خَرَابُ الْبَدَنِ» باعث می‌شود بدنتان خراب بشود وقتی شام نخورید، می‌گوید شام را بخورید ولو مختصر، ولو یک دانه خرما حضرت فرمود، به اندازه یک خرما دوتا خرما، یک چیزی بخورید شام اینطور نباشد که هیچی نخورید چون بدن داغون می‌شود.@روح هم اینطوری است وقتی غذایش را به او ندهید روح باید عشقبازی کند روح باید دلدادگی داشته باشد روح باید آرمان داشته باشد روح باید شور و هیجان داشته باشد روح مرده و بی‌آرمان و بی‌انگیزه این اصلاً پژمرده است انگیزه‌های پایینی همیشه نمی‌تواند در دنیا به ما نشاط بدهد.@لذا یک کسی که ذکر دارد ذکر یعنی غذای خودش را می‌خورد می‌داند که شخصیتش چه کسی و چه چیزی است شخصیت انسانی‌اش نه شخصیت زنانگی و مردانگی این نه، شخصیت زنانه و مردانه شخصیت حیوانی‌اش هست.@شخصیت انسانی‌اش را می‌شناسد غذایش را به موقع به آن می‌دهد همیشه شاد و بانشاط است انگیزه دارد زندگی‌اش شور دارد پر از هیجان است خیلی عالی است یک زندگی شاد و شیرین و پرانگیزه وسعت پیدا می‌کند در همه بخشهایش هم خیر می‌بیند.@اما این قاعده است «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» حتماً زندگی‌اش تلخ می‌شود وقتی به خود حقیقی‌ات به خدا پشت می‌کنی خراب می‌شود؛ الان می‌خواهی ناهار بخوری ناهار چقدر طول می‌کشد درست کردن و خوردنش؟@الان مثلاً شما می‌خواهید شاندیز بروید دیدید بعضیها با چه اشتهایی می‌روند از اینجا بلند می‌شوند می‌روند چقدر وقت دارد تا آنجا بروند بنشینند نوبت غذایشان بشود بعد چقدر هم پول بدهند بعد بخورند و برگردند بعد این یک غذای شکمی است که مجموعاً می‌خواهی یک ربع یک غذایی بخوری ببین چقدر وقت می‌گذاری.@حالا الان می‌خواهد حرم برود می‌بینی هول است سوک‌سوکی برود و بیاید، حرم که می‌روی امام رضاست شوخی نیست خلیفة الله است با حوصله برو غذایت را بده عشق‌ات را بکن صفا کن دائم نگو دیر است الان زندگی‌ام خراب است، نه برو بعد می‌بینی که همه چیز سر جای خودش است شیرین است.@نزن از بخش انسانی‌ات دزدی نکن وقتی از اذان و اقامه‌ می‌زنی این یادت باشد اذان نمی‌گویی اقامه نمی‌گویی، تعقیبات درست نمی‌خوانی قنوت درست نمی‌خوانی رکوع و سجده را درست انجام نمی‌دهی چون کار دنیا دارم این سنت خداست ناموس خداست که عمرت تلف می‌شود این سنت خداست نماز کوتاه رزق را می‌بندد نماز کوتاه رزق دنیایی، آخرتی، معنوی، مادی همه چیز را چکار می‌کند؟ می‌بندد.@وقتی از دعا فرار می‌کنی دعای ندبه است دعای توسل است یک دعایی هست که باید بروی بنشینی بخوانی زیارت هست وقت نمی‌گذاری روی سجاده که می‌نشینی هول هستی عجله داری که بلند شوی بروی، همین که بلند می‌شوی می‌روی رزق‌ات را قیچی می‌زنند.@همین که می‌ترسی الان دیرم می‌شود کنکور دارم امتحان دارم حرم بروم یک زیارت کنم تند تند برگردم بعد می‌آیی می‌بینی مطالبی که می‌خوانی یادت رفت.@در این جامعه پزشکان ما یک پزشکی بود چند وقت پیش پیش من آمد خودش متخصص است گفت یک امتحان فوق تخصص دارم چند ماه خواندم استاد الان فکر می‌کنم همه‌اش یادم رفته گفتم برای اینکه تو شب و روز نشستی به آن بخش غذا دادی بخشهای دیگر را دوری کردی غذا ندادی آن برکت پیدا نمی‌کند خراب می‌شود.@مثلاً می‌گوید حالا می‌خواهید درس بخوانید بنشین راحت تسبیح دستت بگیر سر حوصله 67 بار بگو یا سلطان یعنی خدایا به من روی این درس تسلط بده سر حوصله با حضور قلب 67 مرتبه بگو یا محیط خدایا به من احاطه بده، این چند ثانیه طول می‌کشد؟ دو سه دقیقه است.@نفس می‌گوید شیطان می‌گوید دیر می‌شود درس‌ات را بخوان نمی‌رسی کم می‌آوری، می‌خوانی بعد می‌بینی وسط درس ذهن‌ات رفته در ماجرای مسخره‌ای مربوط به عهد دقیانوس در زندگی‌ات، دو ساعت عمرت تلف می‌شود تمرکزت را خودت از خودت گرفتی.@وقتی می‌نشینی می‌گویی یا سلطان یا محیط خدا به تو تسلط و احاطه می‌دهد وقتت برکت پیدا می‌کند صد برابر وقتت برکت پیدا می‌کند اما وقتی که می‌گویی دیر است نماز نخوان تعقیبات نخوان با خدا حرف نزن قرآن نخوان دیر است روزی 50 تا آیه مگر من بیکار هستم روزی 50 آیه قرآن بخوانم، حالا نخوان روزی 50 آیه ببین زندگی‌ات چقدر خراب می‌شود.@اما وقتی که می‌نشینی قرآن می‌خوانی با قرآن یک ربع انس می‌گیری بغلش می‌کنی بوسش می‌کنی یکذره روی سینه‌ات نگه‌اش می‌داری یکذره نازش می‌کنی قرآن دعایت می‌کند قرآن شخصیت حقیقی است خودش دعایت می‌کند خودش همه جور روزی این قرآن به تو می‌دهد.@ولی می‌گویی نه من کار دارم درس دارم بیزینس دارم مطب دارم دانشگاه دارم دکتر و مهندس هستم بیکار نیستم بنشینم قرآن بخوانم حالا ببین بیکاری چقدر سراغت می‌آید این ناموس خداست وقتی می‌ترسی از اینکه بخش انسانی‌ات را خوراک بدهی ترس اینطوری پدر آدم را در می‌آورد.@لذا پیغمبر می‌گوید خدایا به تو پناه می‌برم از اینکه بخیل و ترسو باشم همین ترسو بودن برای اینکه من درست زندگی کنم، می‌گوییم این سی‌دی را بگیر گوش کن حالت خوب می‌شود این کتاب را بنشین بخوان، من روزی دو ساعت بنشینم سی‌دی گوش کنم پس زندگی‌ام چه می‌شود نمی‌رسم! حالا باشد گوش نکن ببین روز به روز حجم مشکلات و اتلاف وقتت بیشتر می‌شود یا نه.@روزی 30 صفحه کتاب، روزی 30 صفحه کتاب من بخوانم؟! خب زندگی‌ام چه می‌شود؟! زندگی‌ات پای کارتون و فیلمهای سینمایی مسخره و غصه‌آور و سریالهای تکراری زندگی‌ات تلف می‌شود زندگی‌ات در جاده و اتوبوس و قطار و تاکسی تلف می‌شود در صفهای دیگر تلف می‌شود اینطوری می‌شود.@یعنی آدمی که ترس دارد از اینکه آخرت را انتخاب کند مسیر آخرتی را برود غذای آخرتی‌اش را بورد این ترس باعث می‌شود محروم بشود از روزی‌های دنیایی و آخرتی، این را فراموش نکنید این ترس خیلی خطرناک است و این ترس را شیطان بیشتر به ما تحمیل می‌کند.@یعنی تا شما می‌خواهید یکذره وقف آخرت بشوید شیطان می‌گوید پس زندگی‌ات چه می‌شود درس و کارت چه می‌شود، همینطوری، تو هم می‌ترسی می‌گویی خب ولش کن قرآن روزی 50 آیه را ولش کن اذان هیچی، اقامه هیچی، نمازت را هم که می‌خواهی شروع کنی از آن می‌دزدی، هول هول نماز می‌خوانی اصلاً نمی‌توانی بنشینی نیم ساعت تعقیبات بخوانی خب رزق‌ات بسته می‌شود.@این را قبلاً برای شما تعریف کردم ولی یک بار دیگر بگوییم بد نیست. یک آقا سیدی بود خودش برای من تعریف می‌کرد می‌گفت خواب دیدم قیامت شده من هم بهشتی هستم بعد خوشحال شدیم که ما بالأخره بهشتی هستیم گفت خلاص ما آمدیم بهشت برویم گفتند که صبر کنید شما گروه خاصی از بهشتیان هستید.@دیدیم مثل خودمان را آوردند یک تعدادی را مثل خودمان آوردند و بعد اول به ما گفتند که شما بهشتی هستید ولی چون نمازتان را در دنیا هول هولی می‌خواندید بروید از بهشت آزاد هستید استفاده کنید ولی وقتتان کم است برای استفاده از بهشت، بروید استفاده کنید هر وقت این مأمور ما سوت زد باید برگردید.@گفت اول رفتیم یک باغ خیلی باصفایی بود میوه‌های خیلی، درختهایی داشت گفت ما همین که از این درختها بالا کشیدیم که برویم میوه بخوریم به میوه‌ها رسیدیم سوت زدند گفت از آن بالا لیز خوردیم پایین آمدیم بدو بدو زود بیا تمام شد گفت نتوانستیم میوه بخوریم.@گفت رفتیم یکجا پر از شراب و نوشیدنیهای خیلی زیاد بود شروع کردیم یکذره همچین مزه مزه کردیم و خوردیم می‌خواستیم شروع کنیم دمار از این خوردنیها در بیاوریم همین یک مزه مزه کردیم سوت زدند.@گفت قسمت آخرش از همه بدتر بود رفتیم دیدیم آنجا حوریها هستند رفتیم که یکذره گپ بزنیم و صفایی کنیم همچین مأنوس شدیم آمدیم دل بدهیم یکدفعه سوت زدند آهمان بلند شد حور یعنی همسر بهشتی، هم برای خانمها هست هم برای آقایان هست، حوری جنسیت ندارد هم برای مرد است هم برای زن، برای زنان مردان بهشتی، برای مردان زنان بهشتی.@می‌گوید همچین که اینها را دیدیم و از آنها خوشمان آمد همچین لذت بردیم واقعاً عاشق شدیم همین که رفتیم شروع کنیم به حرف زدن لامذهب سوت را زد برگشتیم این خودش تعریف می‌کرد می‌گفت این باطن نماز تند خواندن اینطوری است باطن عبادت تند انجام دادن این است که آدم خودش را از بسیاری از نعمتهای الهی از آسمان، از غیب چکار می‌کند؟ محروم می‌کند.@امام رضا می‌رود حوصله امام رضا را ندارد دوستش هم دارد ولی هول است که زود برگردد امام رضا می‌گوید کجا می‌روی بنشین تو بچه من هستی پیش من بنشین مگر کارت با من نیست عجله نکن، می‌بینی که هول است نمی‌تواند دلداده نیست که بنشیند در حرم صفایی کند و قشنگ انسی بگیرد همه‌اش هول است بعد این داستانها پیش می‌آید.@ترس، این ترس شیطانی را از خودمان دور کنیم که اگر ما راه خدا را رفتیم زندگی‌مان چی؟ خدا می‌گوید نه اگر راه من را رفتید «إِنْ تَنْصُرُوا الله يَنْصُرْكُمْ» قاعده بعدی قاعده خلقتی است اگر شما رفتید به کمک دین خدا، خدا هم به شما در همه جا کمک می‌کند.@آنوقت قشنگی‌اش هم این است که می‌گوید «يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ» به شما استحکام و اطمینان می‌دهد ترس‌تان از بین می‌رود شجاعت پیدا می‌کنید اضطراب و ترس و نگرانی و شک و تردیدهایتان می‌رود تزلزلها از شما برطرف می‌کند این یک تصمیم است که من می‌خواهم تصمیم بگیرم که صرف برای خودم هزینه کنم هزینه آخرتی بکنم برای ابدیت و دین خدا و امام زمان.@این یکی از ترسهای بسیار وحشتناکی هست که باعث شده 1180 سال امام زمان آواره باشد یعنی همه دوستش دارند می‌ترسند کمکش بروند عاشورا دیدید، عاشورا همه کسانی که حضرت را ول کردند نگران چه بودند؟ نگران بخشهای طبیعی‌شان بودند یا مالشان یا بدنشان یا ترس جان و خانواده و ترسهای دیگر داشتند خب یک عمر لعن و نفرین و عذاب و بدبختی سراغشان آمد دنیایشان آنطوری آخرتشان هم اینطوری.@الان امام زمان چرا آواره است 1180 سال؟ چون ما می‌ترسیم کمکش برویم می‌ترسیم وقفش بشویم می‌گوییم اگر این راه را بروم پس دیگر زندگی‌ام، وقتی می‌ید زندگی‌ام، این ضمیر زندگی‌ام ضمیر (م) به کدام بخش برمی‌گردد؟ بخش چی؟ بخش حیوانی.@امامش را ول می‌کند کمک حضرت نمی‌کند زندگی‌اش هم خیر نمی‌بیند نه از زنش، شوهرش، بچه‌اش، مالش، بدنش خیر می‌بیند همینطوری در زندگی گرفتار است این ترس وسوسه شیطان است باید به این ترس غلبه کنیم رزق دست خداست «وَ الله خَيْرُ الرَّازِقِينَ» من دارم رزق شما را می‌دهم از چه می‌ترسید که راه من را بیایید.@شما بیایید من از صد جا به شما رزق می‌رسانم به شما روزی می‌دهم شما هزینه بشوید هزینه بکنید من به شما خیر و برکت می‌دهم خیلی حرف است.@امام زمان 1180 سال به خاطر ترسهای ما آواره است می‌ترسیم برویم او را یاری کنیم می‌ترسیم وقفش بشویم می‌ترسیم برویم کمکش کنیم می‌ترسیم در چادرش برویم می‌ترسیم برایش دست به جیب بشویم، می‌گوییم الان دست به جیب بشوم آخرش چه می‌شود؟! یعنی من ماشین، خانه، زمین، طلا بدهم برای امام زمان، تو بده ببین حضرت چکار می‌کند.@همین چند وقت پیش یک جانبازی که یک پایش را داده بود قطع شده بود با یک جانباز دیگر قطع شده بود یکی هم دستش را داده بود همینطوری داشتیم گپ می‌زدیم این جانبازی که پایش را داده بود یک بار آمد خانه‌اش را داد یک خانه داشت گفت این را برای حضرت بگذار.@گفتم این را لااقل برو کرایه بده برای خودت باشد گفت نه وسوسه‌ام نکن بگذار من بدهم یک خانه دارم اضافه است یک آپارتمان اضافه دارم یک آپارتمان دارم برایم کافی است این آپارتمان اضافه هم از پدرم به من رسیده این را می‌خواهم برای حضرت بدهم در آن خانه که داریم زندگی می‌کنیم با بچه‌ها، یک مشت خانه اضافه می‌خواهم چکار، این باید ابدی بشود برای چه هزینه دنیا کنم.@همین دو سه روز پیش بود داشتیم با هم صحبت می‌کردیم گفت از وقتی که من آن خانه را دادم خدا همینطوری باب رزق را به روی من باز کرده اصلاً نمی‌فهمم که از کجا برای من می‌آید، دیدیم ماشین‌اش را آورد گذاشت گفت از آن خانه که ما خیلی خیر دیدیم این ماشین هم باشد که من می‌دانم خیر و برکتش زیاد است نمی‌ترسد، ترسی ندارد، نه تنها ترس ندارد بلکه چی شده؟ خیر خدا مزه کرده.@دیدید اینهایی که می‌روند می‌خواهند سر مردم را کلاه بگذارند چکار می‌کنند، می‌گویند بیایید پولهایتان را به ما بدهید به شما چه می‌دهیم؟ سود می‌دهیم، این طرف می‌رود با ترس و لرز یکذره پول می‌گذارد سود به او می‌دهد سود خوبی می‌دهد.@دوباره می‌گوید خوب شد برای صد هزار تومان شش میلیون سود داد، بگذار بروم صد تومان دیگر جور کنم بیا این صد تومان جور می‌کند.@دوباره دو سه ماه دیگر به او سود می‌دهد این یکدفعه یک پول کلان می‌آورد از این سود خوشش می‌آید اعتماد می‌کند پول کلان می‌گذارد می‌دزدند می‌برند، دیدید این شرکتها و سازمانها و مؤسسات زیاد، مردم اول یکذره مزه مزه می‌کنند بعد یکدفعه.@خدا اینطوری نیست خدا می‌گوید من دزدی نمی‌کنم نیاز ندارم نه تنها من نمی‌آیم دو درصد سه درصد بدهم من از صد درصد تا هفتصد درصد می‌دهم تو نترس من را امتحان کن بعد می‌بینی که خیلی اتفاقات قشنگ افتاد.@فرق نمی‌کند می‌خواهد بخش جمادی‌ات باشد از وقت می‌گذاری می‌بینی که به وقتت خیلی برکت می‌دهد از علم‌ات می‌گذاری می‌بینی که یک چیزهایی نصیب‌ات می‌شود در علم که در کتابها دیگر نیست خدا خودش مستقیم به تو علم یاد می‌دهد علم تو خیر و برکت پیدا می‌کند از هر چیز از هنر می‌گذاری می‌بینی در هنر خیر و برکت می‌دهد.@این هنرمند بزرگواری که ضریح امام رضا را طراحی کرد آقای فرشچیان عزیز می‌گفت من آنقدر درآمد دارم برای نقاشی‌هایم، که نقاشی می‌کنم در آمریکا و اینطرف و آنطرف، ولی هیچ وقت برای دین‌ام پول نگرفتم.@می‌گفت حتی من دعوت شدم که برای امام حسین کار کنم در کارگاه، غذا هم که آوردند خوردم پولش را خودم بردم انداختم در همان ضریحی که داشتیم می‌ساختیم برایم خیر و برکت می‌آورد ببینید که خدا چقدر به هنرش برکت داده ماندگار شده هنرش واقعاً ماندگار و جاودانه شد.@یک کسی صدای خوشی دارد هنر خوبی دارد می‌رود می‌خواند می‌بینی که ماندگار می‌شود شعرش مانده، یک کسی شاعر خوبی است شعرش را وقف، این طبع شعرش را پای خدا و معصومین می‌ریزد می‌بینید که برکت پیدا می‌کند.@آنجایی که شما نگاه کنید از شعرهای مرحوم شهریار، مرحوم چایچیان بزرگان دیگر آن قسمتیهایی که اینها این دلدادگی را داشتند چقدر خیر و برکت پیدا کرد هنر است قلم است کار اقتصادی است هر چه که بلد هستی فکر است انسان برکت پیدا می‌کند اصلاً هیچ کاری نیست بدن‌ات را در اختیار این راه بگذار دو ساعت سه ساعت پنج ساعت می‌بینی که خیر و برکت پیدا می‌کنی.@از یک جاهایی که اصلاً فکرش را نمی‌کنی خدا این قاعده‌اش است «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» خدا روزی‌اش را می‌رساند این دعاهای پیغمبر بود ان‌شاءالله ساعت بعد یک استراحتی بکنید ان‌شاءالله بعد از نماز درباره چندتا از فرمایشات امیرالمؤمنین در مورد آسیبهای ترس هست که یک تعدادی از آسیبهای ترس را قبلاً کار کردیم بقیه‌اش هم امروز یک مقدار از آسیبهای ترس را با هم کار می‌کنیم.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@